جلسه 026 - مباحث معنوی شب‌های احیا
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
1
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - مباحث معنوی شب‌های احیا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

خب، درباره ی نماز و اینکه ما تا آنچه که برایش خلق شدیم را جدی نگیریم هیچ وقت، به آن چه که دوست داریم عاشقش هستیم، و برایش خلق شدیم نمی رسیم، در روایت داریم نماز ستون دین انسان است، اینکه می گویند ستون دین است (الصلاه عمود الدین) این که ستون است یعنی استحکام یک شخصیت بسته به استحکام نمازش دارد، یعنی اینکه یک شخص چقدر توان شاد زیستن آرام زیستن، خوش زیستن را دارد استقامتش را از نماز می گیرد، یعنی الصلاه عمود الدینکم در واقع این است که(الصلاه عمودکم) نماز عمود و ستون خودتان است. ستون دل و شخصیت تان است ستون روح شماست. این ستون ضعیف باشد با حوادث ضعیف می ریزد شخصیت شما، شخصیت متزلزل، مضطرب، ترسو، عرض کنم خدمت تان که افسرده و پژمرده خواهید داشت، اما اگر این ستون قوی باشد نمی ریزد مثل ساختمان است ساختمان وقتی ستونش قوی باشد هشت ریشتر هم لزلزله بیاید نمی ریزد یک تکانی ممکن است بخورد ولی سر جای خودش است.

اما وقتی که ستون ضعیف باشد با دو ریشتر هم می ریزد و لزلزله همه چیز را خراب می کند این که ما ها در قسمتهای مختلف صحنه های مختلف زندگی دچار تزلزل می شویم، دچار اضطراب می شویم عصبانی می شویم یک دفعه فکر می کنیم همه چیز به هم می ریزد همه چیز خراب شده دنیا به آخر رسیده، دیگر نمی توانیم کار نمی شود و ادامه می شود داد کاری را، شکست می خوریم و نمی توانیم جلو برویم در صحنه های مختلف، این مال این است که ما ستونی نداریم. با یک موج با یک لرزش کوچک، همه چیز را تمام شده می بینیم، مثل خیلی از خانمها و آقایان هستند اگر در زندگی زناشویی شان یک حادثه اتفاق بیفتد می بینی که زود ناامید می شوند فکر می کنند که زندگی شان به پایان می رسد این زندگی دیگر فایده ندارد هم مرد حرف طلاق میزند و هم زن، حرف طلاق می زند خیلی خیلی راحت، مرد قهر می کند زن قهر می کند مرد شروع می کند به داد و فریاد کردن عصبانیت، تهدید کردن، زمانی این شخصیت اتفاق می افتد یعنی این کارها اتفاق می افتد که شخص ستون ندارد یعنی به محض اینکه یک حادثه اتفاق می افتد کاملاً می ریزد به هم. کسی که افسرده می شود پژمرده می شود فکر می کنند همه چیز تمام شده یا داد و فریاد می کند یا فحاشی می کند یا تهدید می کند، یا عرض کنم خودش را کنار می کشد از یک وظیفه و مسئولیتی، من دیگر نمی آیم من دیگر کار نمی کنم من دیگر چنین و چنان ... آنها می برند کلاً در هرارتباطی نمی توانند استحکام ندارند که آن را به نتیجه برسانند هر چند که ادعاهای زیادی داشته باشند، تجلیات مذهبی زیادی داشته باشند، ولی باطناً نشان می دهند که این تظاهرات و تجلیات نشان می دهد که اینها حقیقتاً از معنویت برخوردار نیستند یعنی ستون، ندارد شخصیت اینها. که یک حادثه می تواند اینها را داغان کند. گاهی وقتها آقای خانه جورابش را پیدا نمی کند شروع به عربده کشیدن می کند که این جورابهای من کجاست. بارها می شود می خواهد از خانه بیرون برود فرض بفرمایید که یک چیزی اش پیدا نمی شود گم می کند می ریزد به هم، در اخلاقش در شخصیتش، در قیافه اش در حرفهایش، در لحنش، همه چی تأثیر می گذارد. کیفش را جا گذاشته، نمی داند کیفش را کجا گذاشته پس این کیف من کجاست، دیرم شده کار دارم، شروع می کند داد و بیداد کردن ندارد آن شخصیت و منش را، آن آرامش و آن قدرت را خیلی راحت، یا یک خانم خانه، مثلاً کافی است که بچه ها یک چیزی را بشکنند، یک جایی بچه کوچک است معصوم است سه چهارساله است حالا یک جا به هر دلیلی که چه بسا دلیلش هم خود پدر و مادر است بچه را اضطراب می گیرد یک جا را دستشویی می کند یک جا را خیس می کند بعد می بینی که این اصلاً این خانم و آقا به محضی که روبرو می شوند به این از نظر شخصیتی به هم می ریزند.

آی خانه نجس شد، آی بدبخت شدیم آی بیچاره شدیم، مال این است که اینها قوام شخصیتی، انسانی شان ضعیف است. نماز نخواندند، واقعاً نماز نخوردند، جذبی برای شان صورت نگرفته، که آدم اینقدر زود احساس بدبختی و ناامیدی و تمام شدن همه چی. ضعف کسانی که این طوری هستند، این را باید دقت کنند، که این از کجا ناشی می شود این مسئله. از کجا ناشی می شود. پیغمبر نشسته پیغمبر خداست بچه در دامنش است بچه را بغل کرده که ببوسد و نوازشش کند همان لحظه که بچه را می گیرد یا اذان و اقامه گوشش بگوید بچه همان ادرار می کند، پیامبر اصلاً تکان نمی خورد یعنی با این مقوله اینطوری نیست که چون گفتند نجس است بپریم بالا. خوب بچه است دارد کار طبیعی اش را بکند هر کاری می کنند جلوی بچه را بگیرند پیغمبر می گوید نه نباید، مانع بول شوید، بچه باید راحت بولش را کند اگر مانع بولش شوی مریض میشود. کاری ندارد لباسم نجس شد می روم می شویم. این مال این است که پیغمبر قدرتمند است. خوب یک حادثه ای اتفاق افتاده حالا به یک جایی می رسانیم این نیز بگذرد. این هم حالا هر چی.

همان کسی که یک حادثه برایش اتفاق می افتد یک دفعه کاملاً در لک می رود و می ریزد به هم و افسرده می شود و پژمرده می شود و احساس می کند تمام دنیا به پایان رسیده و دیگر هیچ دلخوشی وجود ندارد، این برای این است که، واقعاً هیچ قدرتی از مرکز قدرت جذب نکرده، هیچ نشاطی نگرفته اصلاً اتصال ندارد به مرکز آرامش و قدرت، یک ذخیره ای داشته که آن هم با یک جیش کردن بچه از بین رفته با شکستن یک ظرف و با سوختن یک فرش و مردن یک نفر، با گم شدن پولش، با گم کردن سویچ ماشینش یا جا گذاشتنش یک جا. مثلاً با یک حادثه ای آن ذخیره هم از بین می رود یک دفعه می بینیم که طرف تبدیل شد به یک حیوان درنده که داد می زند فریاد می زند تحقیر می کند توهین می کند به دیگران این معلوم است که ذخیره ندارد. کسی که ذخیره شادی و آرامش داشته باشد زلزله های مختلف که بخواهند بیایند چیزی از این کم نمی کند چون این دائماً در حال جوشش است. دائماً در حال تولید است از کجا. تا می آید ظرفیتش تمام شود شده ظهر. در کثرات تا ظرفیت تمام می شود میشود ظهر، ظهر می رود سیمش را وصل می کند به خدا، روح را اتصال می دهد به خدا. دوباره سرشار از قدرت و آرامش می شود تا می آید تخلیه شود عصر شده، از عصر سرمست و سرشار می شود تا می آید کم بیاورد مغرب می رسد عشا می رسد این اصلاً دائماً آرامش دارد دائماً قدرت دارد چرا؟ چون با حقیقت نماز ارتباط دارد. این ستون دین شماست نماز، نماز واقعاً برای این یک ستون محکم است. حالا می خواهم چندتا آیه و روایت برایتان بخوانم حالا که چرا اینقدر سفارش شده که شما نماز را به پا دارید، یعنی اقامه کنید، یعنی نماز یک طوری باشد که اقامه کنید یعنی شما را اقامه کند نماز. نماز را به پادارید یعنی نماز شما را به پا دارد یک طوری نماز را به پا دارید که بتوانید به آن تکیه کنید یک طوری نماز بخوانید که بتوانید از آن استفاده کنید. خرد نشوید در جامعه، له نشوید، پولدار بودن دیگران، امکانات دیگران، امکانات جمادی و گیاهی داشتن دیگران و نداشتن دیگران له نکند شما را.

خدا رحمت کند یکی از اولیای خدا، ما خدمت شان می رسیدیم می گفت وقتی که ما خدمت مرحوم علامه طباطبایی بودیم، شب که خدمت ایشان درس می خواندیم وقتی یک روز درس می خواندیم از خدمت علامه که بیرون می آمدیم یک وقتی چشم ما به این آدم های صاحب مکنت و پول و صاحب ماشین های آخرین مدل می خورد می گفت اینقدر دل مان به این بیچاره ها می سوخت، یعنی نه تنها دلش برای خودش نمی سوزد یعنی دلش می سوزد برای کی؟ برای آن بنده خدا که اینقدر گرفتار است. اینقدر گرفتار است ماها نه، ماها برعکس است ما نماز می خوانیم روزه می گیریم عبادت هم می کنیم همیشه هم دلمان در فراق کمالات جمادی، و گیاهی و حیوانی می سوزد چرا بقیه دارند و ما نداریم چرا آنجا اینطوری هستند ما اینطوری نیستیم پس ما با آنها چه فرقی داریم یعنی دائماً در مقایسه های حیوانی و دنیایی به سر می برند، و دائماً عزادار بخش حیوانی شان هستند. برای چی، برای اینکه بخش انسانی مرده کاملاً اصلاً برایش مهم نیست بخش انسانی. آن میزان آرامش و شخصیتش را از چی می گیرد از چیزهایی که هیچ کدام شان منشأ آرامش و شخصیت نیستند بلکه منشأ اضطراب اند منشأ تفرق هستند منشأ ضعیف شدن هستند. دقت کنیم وقتی می گوییم نماز را به پا داریم یعنی چی. (اقیم الصلاه و آت الزکاه والرکعوا مع الراکعین) سوره بقره آیه 43. می فرماید که نماز را اقامه کنید به پا دارید. این را دقت کنید این نماز به پا دارید نه اینکه نماز بخوانید فرق بین نماز خواندن که ما انجام می دهیم تا به پا داشتن نماز و اقامه نماز ما مأمور به اقامه نماز هستیم یعنی یک نماز با کیفیت و باحال. و باید برویم دنبال تهیه لوازم این کیفیت، یک وقت شما می خواهید ناهار بخورید می گویید یک ذره نان داریم یک ذره پنیر. پنیر را می گذارد لای نان و گاز می زنید، خوب هم نجویده قورتش می دهید یا معده تان درد می گیرد و سکسکه تان می گیرد و کمی آب می خورید و می روید دنبال کارتان. این می شود غذا برای شما. جذب نشده حالا جذب می شود نمی شود چطوری است این می شود غذا، دلتان هم خوش است غذا خوردید یک موقع است آدم چند ساعت روی این غذا سرمایه گذاری می کند بعد هم با یک تشریفاتی و آرامشی سفره می اندازد یک غذا را می آورد می گذارد جلویش و با آرامش می نشیند این غذا را میل می کند. غذای متنوع و قوی و خوب، خوب می جود، کیف می کند غذا جذب می شود. اولی، غذا خوردن است، دومی، به پا داشتن یک سفره ی خوب است. به پا داشتن یک سفره خوب است. یک مجلس ناهار خوب. یک شام خوب، به پاداشتن است. یعنی خانم خانه یا چندتا خانم زحمت می کشند در آشپز خانه ساعتها، تا یک غذا را پرورشش بدهند تا یک غذایی درست کنند که وقتی انسان این غذا را می خورد جذب بدن می شود قدرت می دهد به بدن، می گوید مثلاً این غذا هنوز آن طور نگرفته استحکام ندارد اصطلاحاتی خانمها دارند یعنی غذا، و طبخ غذا خیلی مهم است تا اینکه انسان خام خام یک چیزی را بخورد و برود دنبال کارش.

خوب، نماز هم اینطوری است نماز را هم شما یکبار خام خام بخوری و سرپایی بخوری و بدوی، ولی قرآن نمی گوید شما این کار را بکن، قرآن می گوید وعده های غذایی تان را از نظر شخصیتی، ارزش قائل باشید غذایتان را وقت بگذارید خوب طبخش کنید بعد هم با آرامش بنشینید بخورید. کسی که سرسفره بجود خوب غذا را، و بعد با آرامش و طمأنینه باشد این جز عمرش حساب نمی شود سر سفره معطل شدن. خداوند این معطلی سر سفره را جز عمر شخص حساب نمی کند. هول نزنید سر غذا،خوب در غذای معنوی قاعده همین است که شما عجله نداشته باشید، تند تند انجام ندهید، آرامش داشته باشید تا جذب شود کاملاً اقامه ی نماز خیلی مهم است، دستور داده خداوند (اقیم الصلاه آت الزکاه و الرکعوا مع الراکعین) با رکوع کنندگان رکوع کنید یعنی چی؟ شما فکر کنید نشستید در خانه خدا یک دفعه این حرف را به شما بزند، مگر نزده، مگر نمی شنویم که خدا دارد به ما می گوید حتماً باید یک صدایی از در و دیوار بیاید (اقیم الصلاه آت الزکاه و الرکعوا مع الراکعین) خوب دارد می گوید یک ذره گوشت را باز کنی این صدا را می شنوی. (و ان اقیم الصلاه و ان تقوهوا ...) اینکه نماز را به پا دارید و تقوای او را پیشه کنید و او همان کسی است که شما به سوی او محشور می شوید سوره انعام آیه 72 است. دعای حضرت ابراهیم را نگاه کنید چقدر زیباست این. در سوره ابراهیم آیه 40 می فرماید (رب الجعلنی مقیم الصلاه و من ذریّتی ربنا و تقبّل دعا) یک پیامبر عظیمی مثل حضرت ابراهیم علیه السلام پیامبر اولوالعزم می گوید خدایا من را اقامه کننده ی نماز قرار بده (رب الجعلنی مقیم الصلاه) دقت کنید در این آیات، اگر در اینها تدبر نکنیم کر و کوریم (لا خیر فی قرائته لا تدبر فیها= در قرائتی که تدبر نیست خیری هم نیست.) قرآن می فرماید کسی که در قرآن تدبر نمی کند قفل به قلبش خورده. تدبر بکنیم، هی اصرار نداشته باشیم قرآن بخوانیم زیاد بخوانیم، یک آیه را تدبر کنیم این پیش خدا خیلی عزیزتر و محبوبتر است، که شما مثلاً ده صفحه قرآن بخوانید قبلاً هم در درس مهارتهای عبادی توضیح دادم، حضرت علی علیه السلام فرمود (لا تجعل همک آخر السوره) هی اصرار نداشته باشید که یک سوره را تمام کنید حالا بگویید من سوره بقره را تمام کنم حالا امشب سوره بقره را تمام کردید عشقت چی است از چی کیف می کنی که یک سوره بقره با تمام کردی یا یک ختم قرآن تمام کردی، چی به تو رسید؟ بجای این یک ختم، یک آیه را خوب بفهم رویش فکر کن از دوستانت کمک بگیرد از آنها بپرس که نظر شما راجع به این آیه چیست تفسیر های مختلف را نگاه کن، بفهم این چهارتا کلمه آیه قرآن را بفهم (رب الجعلنی مقیم الصلاه) پروردگارا من را اقامه کننده ی نماز قرار بده. حضرت ابراهیم یعنی چی؟ یعنی من را نماز خوان کن؟ حضرت ابراهیم علیه السلام پیامبر اولواالعزم می گوید خدایا من را نماز خوان کن؟ دعایش این است؟ معنایش چیست، خدایا من را از کسانی قرار بده که بتوانند نماز را اقامه کنند. نماز بخوانم. می خواهم بگویم خیلی ما نباید پرت بپریم این طرف و آن طرف. که فکر کنیم که هی با پرت پریدن و این طرف و آن طرف دویدن یک چیزی گیر ما می آید شما همانی که خدا گفته را رویش تمرکز کنید. همانی را که خداوند تبارک و تعالی فرموده رویش تمرکز کنید نماز. و رو نماز سعی کنید دائماً کیفیتش را ببرید بالا. دائماً کیفیت بالا برود، (رب اجعلنی مقیم الصلاه) بعد دقت کنید (و من ذریّتی ربنا و تقبل دعا) خدایا هم من را اقامه کننده نماز قرار بده هم خانواده ام را. خدایا یک کاری کن همه مان بتوانیم از نماز استفاده کنیم و بالا برویم. چون وقتی نماز در خانواده بیاید به معنای حقیقی اش، همه ی اهل آن خانه رستگارند. همه رستگار و خوشبخت می شوند لذا شما می فرماید شما هم نماز با کیفیت را برای خودتان بخواهید و هم برای کی؟ برای خانواده تان. شما مادرهای خوب و پدرهای مهربان را دقت کنید اینها وقتی که یک غذای عادی می خورند، یک غذای معمولی بیرون می خورند، یک لقمه ای یک ساندویچی یک چیزی به آنها می دهند می خورند اینها همینطوری می خورند، ولی یک موقع هست که یک غذای خوشمزه می خواهند بخورند یا یک غذای خوشمزه در خانه خودشان درست کردند با کیفیت یک آشی یک کله پاچه ای یا خورشت خیلی خوبی و گوشت خیلی خوبی بعد می گویند جای بچه ام خالی، جای فلان خالی یعنی دوست دارد که آن هم از این کیفیت و مزه بهره مند باشد این در بخش حیوانی و طبیعی است در بخش انسانی فطرت های زنده که هر جا که یک خوراک عالی گیرشان می آید می گوید جای فلانی خالی است می رود مکه، می بیند تمام اعضای خانواده اش را یاد می کند.می رود کربلا یک حال خوبی به او دست می دهد اعضای خانواده و دوستان همه یادش است که ای کاش آنها هم از این استفاده می کردند. (رب الجعلنی مقیم الصلاه و من ذریتی) این مسئولیت مرد خانه و زن خانه را می رساند عزیزان من جوانان من دقت کنید وقتی شما می خواهید تشکیل دهید وظیفه شماست که خانواده را اهل نماز بار بیاورید.

یک بخشی داریم می رسیم که خانواده را شما باید (وامر اهلک بالصلاه) امر کن خانواده ات را به نماز. نماز خوان شوند اعضای خانواده به معنای حقیقی خودشان. ما موظفیم با اعضای خانواده مان جدی باشیم در این مسئله معنویت. مسئله‌ی اقامه‌ی نماز، مسئله‌ی عبادات، مراقبت بکنیم به وضعیت غذایی معنوی اعضای خانواده، سه بار رفتی شمال گشتید آمدید، زیارت گاه رفتید با کیفیت یک جا؟ جلسات معنوی رفتید یک جا با کیفیت؟ برای خانواده سرمایه گذاری کردید یا نه؟ هر سال کیش رفته هر سال دوبی رفته هر سال کجا رفته و کجا رفته بعد می بینی که هنوز حجش را نرفته عمره اش را هم نرفته بدبختی هم این است که فکر می کند تلف شده اگر برود عمره. خوب یکبار رفتیم بس است دیگر چه خبر است یعنی با تنفر از آن یاد می کند یکبار رفتیم بس است. یک حج می خواست که رفتیم دیگر، می بینید اصلاً هیچ شخصیتی ساخته نشده از این حج، برای همین رغبتی هم دیگر نمی کند که برگردد و برود و دوباره آن غذا را بخورد و دوباره قوی شود شخصیت قدرتمند یعنی کسی که وقتی کسی یک غذایی را می خورد در شخصیت طبیعی اینطوری نیست، در شخصیت طبیعی وقتی یک نفر یک غذایی را می خورد یک غذای خوشمزه می خورد دوباره دو روز دیگر، سفارش می دهد آن را، هوس می کند آن را دوباره می خواهد هر وقت بخواهد می گوید فلان غذا، خوب غذا سفارش می دهد با کیفیت غذا سفارش می دهد شخصیت های طبیعی و حیوانی، که در طبیعت و حیوانیت قدرت گرفتند قدرت گرفتند اینها دائماً فکر مزه و لذات هستند. شخصیت فطری هم همینطور است وقتی که قدرت می گیرد از نظر شخصیتی دائماً همینطوری است.

یعنی هنوز از عمره برنگشته نقشه می کشد که دوباره برود از امام رضا برنگشته دوباره دلش آنجاست، در وداع امام رضا داریم (رزقنی الله الاوت، ثم الاوت) خدا نصیبم کند دوباره بیایم دوباره بیایم، خیلی چسبید، خیلی احیا شدم، حال خوبی پیدا کردم دوباره ان شاءالله می آیم (و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم) را کی می تواند بگوید؟ این را آدم فطرت گرا می تواند بگوید آدمی که رفته در زیارت امام حسین زیارت و ملاقات صورت گرفته، اگر کسی با امام حسین ملاقات بکند هوس نمی کند دوباره ملاقاتش بکند؟ یعنی زده می شود ومی گوید یکبار رفتیم کربلا بس بود دیگر؟ چقدر برویم زیارت حضرت عبدالعظیم هر هفته که نمی شود برویم آنجا که، زندگی داریم کار داریم چنین است چنان است. مال بیکارهاست این حرفها، مفاتیح مال آدمهای بیکار است دعاها مال آدم های بیکار است. این بیکار است نشسته است بعد از نماز تعقیبات می خواند کار و زندگی ندارد که هی می شیند قرآن می خواند تسبیح گرفته ذکر می گوید هی دعا می خواند، کار و زندگی ندارد. کار و زندگی یعنی چی؟ یعنی توسعه در حیوانیت. ما که بیکار نیستیم ما کار و زندگی داریم یعنی بیکار نیستیم یعنی چی؟ یعنی کلی کار های حیوانی داریم که انجام بدهیم هی شاخ های ما را بلند تر کنیم دم ما را بلندتر کنیم بعد دندان های ما را تیزتر کنیم برای آخرت، اینطوری می شویم دیگر. اگر الان باطن مان اصلاً سگ است حیف است خوکی هم به دست بیاوریم اگر خوکی است الاغ هم شویم در روایت داریم افراد ترکیبی می آیند در آخرت به صورت چندتا حیوان می آیند یعنی هی دارد تلاش می کند تا آخر عمر حجم حیوانیتش را بالا می برد بله خوب وقت نداریم ما کی حیوانها را درست کند. کی شاخ و دم درست کند. کی دندان ها را درازتر کند کی چنگال ها را تیزتر کند وقت نداریم برای آدمیت، این نماز نمی گذارد که ما عبادت ها که نمی گذارند مسجد که نمی گذارد خلوت نمی گذارد نصف شب کی حال دارد ما برای تمام کارهای حیوانی مان شبها وقت داریم برای فوتبال تماشا کردن فیلم سینمایی، برای ول گردی در خیابانها برای گپ زدن با رفقا و دوستان برای پول درآوردن، برای خیلی کارهای دیگر، یکی از دوستان الان می گفت یکی از فامیلهای ما دوازده شب بلند می شود تا سه و چهار نصف شب کار می کند برای اینکه شب آمدی اذان هم که گفتند نمازت را بخوان، ولی نمی خواند. خودت و خانواده ات را خوب بار بیاورید مقیم نماز بار بیاورید اقامه کننده نماز، آدمهای با سلیقه و آدمهای عیاش و کیاف بار بیاورید که همه عیش و کیف شان در مسائل معنوی باشد. لذت ببرند از خدا، لذت ببرند از معنویت، از پاکی لذت ببرند، از تقوا لذت ببرند، اینطوری بار بیاورید خانواده را، حضرت پیغمبر اولوالعزم است می گوید من را، اول می گوید من را، چون من اگر اول فکر خودم نباشم خانواده ام له می شوند خیلی ها هستند در گیر خانواده شان هستند خودشان را فراموش می کنند یکی می گفت که پدرم همه ما را برای نماز صبح بیدار می کند خانمی می گفت من و دخترها را بیدار می کند با فحش و بداخلاقی ولی خودش نماز نمی خواند. ولی مثلاً فکر نماز خواندن ماها هست، بعضی ها هستند اینطور هستند در حجاب زن و بچه شان اینقدر سخت می گیرند ولی خودشان می روند زن بازی، راحت، یک آدم بی حیای فاسد ولی برای زن و بچه خودش خیلی سخت می گیرد قرآن می گوید اول خودت (قوا انفسکم و اهلیکم نارا) خودت و خانواده ات را از جهنم نجات بده. انسان موظف است خود و خانواده اش را از جهنم نجات بدهد. اگر نکند فردا این جهنم ها می آید سروقتش. خودت و خانواده ات را از جهنم نجات بده. زندگی یعنی این، ازدواج یعنی این، وظایف زناشویی یعنی این. انسان مواظب باشد خودش جهنمی نشود مواظب باشد اعضای خانواده اش جهنمی نشوند. دقت بکند. بعد می گوید (ربنا) ای پروردگار ما، چقدر قشنگ است این ربنا، چقدر عاطفی است این.

یعنی مالک من مدبر من، ربنا، پروردگار من و خانواده ام، یا پروردگار ما، (و تقبل دعا) این دعای ما را اجابت کن. یعنی انسان اگر یک دعا داشته باشد در زندگی اش، انسان ها نه حیوان، انسان اگر حواسش باشد که کی است اگر یک دعا داشته باشد همین دعای حضرت ابراهیم است. (رب اجعلنی مقیم الصلاه) چون نماز آمد همه چیز می آید. استحکام می آید عصمت می آید قدرت می آید، آرامش می آید، شادی می آید، وقتی نماز نباشد هیچ چیز نمی ماند برای شما، نماز همه چیز است ستون است ستون که آمد بقیه چیزها هم می آید اما اگر ستون نباشد هر چی بیاید فایده ندارد هر چی بیاید به درد نمی خورد. ما خیلی ها را داریم آدم های خوبی هستند کارهای خوب و مثبتی می کنند کمک می کنند به مردم کار خیر می کنند، ولی ستون ندارند آخر اینها. می ریزد پایین. معنویت ندارند نماز نمی توانند بخوانند، از نماز استفاده نمی توانند بکنند نماز شخصیت شان را آرامش نمی دهد قدرت نمی دهد شادی نمی دهد به آنها، مست شان نمی کند. خدایا این دعای ما را بپذیر و اجابت کن این دعا را. (یا ایها الذین آمنوا و ارکعوا و سجدوا و عبدوا ...) سوره حج آیه 77.

در روایت داریم وقتی که کلمه یا ایها الذین آمنوا گفته شد شما بگویید لبیک. یعنی حواسم هست که خدایا تو داری با من حرف می زنی، خدایا چی می گویی، امرت را بگو خداوندا، لبیک، مولای من آقای من، خدای من سرور من، عزیز من، اله من، چی می گویی، حالا دقت کنید چه دارد می گوید ببینید اهمیت را دقت کنید خدا را با عظمتش ما بفهمیم یعنی چی، حداقل به اندازه ی که از عظمت می فهمیم دقت کنیم آن خدا دارد خطاب می کند به شما، ولی نگاه کنید به چی چیزهای مهمی دارد خطاب می کند شماها را . خدا دارد حرف می زند شوخی نیست رب العالمین، بدیع السماوات و الارض دارد با ما حرف می زند (یا ایها الذین آمنوا ارکعوا) رکوع کنید، اصلاً رکوع در زندگی ماها چی جایگاهی دارد اصلاً تا به حال به رکوع فکر کردیم که این چه مقوله ای است، موضوعیت دارد اصلاً؟ بعضی ها لااقل در زندگی شان ده دقیقه به یک چیزی فکر می کنند ده دقیقه به یک لباس، مدل مو، ساعت، جوراب، به یک غذا که این چیست بالاخره، خودشان را با آن می سنجند، ما چی آن چی؟ حالا شده ما تا به حال رکوع در زندگی ما موضوعیت داشته باشد یک روز ما، ده دقیقه 5 دقیقه فضای ذهن ما را بگیرد، تا حالا شده ما نماز بخوانیم از شروع نماز دل غشه و ضعف رکوع را داشته باشیم؟ خوب مثلاً شما نگاه کنید مرحوم نخودکی می آمد هر شب یک حالت داشت، یک شب می آمد تا سحر فقط در رکوع بود، تا سحر در رکوع بود، خادم حرم امام رضا علیه السلام می گوید من آمدم ایشان کلید را گرفت از من بردم پشت بام گفتم خدمت شما، رفت پشت بام، مشغول رکوع شد برف گرفت گفتم این بنده خدا آنجا، نمی توانستم برگردم سحر آمدم دیدم که از سر شب که شروع کرده تا سحر در رکوع است یک وجب بیشتر برف رو کمرش نشسته بود، نه احساس سردی می کرد نه هیچ. خیلی راحت. گفتم حتماً یخ زده مرده، اصلاً نفهمیده بود برف آمده حالا من نمی گویم که مثل آنها باشیم لااقل همین چند ثانیه رکوع مان را یک ملاقاتی یک حضوری یک کیفی یک لذتی یک خم شدن جلوی محبوبت، که خم شوی جلویش با همه ی در مقابل یک موجود عظیم، با تمام خضوع و خشوع خم شوی در مقابلش، بیاوری این هیکل را پایین ببری در رکوع بعد بگوییم که من برای چی دارم به رکوع می آیم برای عظمت تو. (سبحان ربی العظیم و بحمده) بعد بروی به سجده و (واسجدوا= سجده کنید) ما اصلاً سجده برایمان موضوعیت ندارد به یک رقص و یک لذت و یک هم آغوشی محسوب نمی شود اصلاً برای ما. خیلی ها در رکوع چه هم آغوشی هایی دارند در سجود و سجده چه برو و بیاهایی دارند شما زندگی همین بزرگان را نگاه کنید می گویند من در رکوع بودم فلان چیز برایم مکاشفه شد در سجده بودم فلان چیز برایم مکاشفه شد. آنجا جای گرفتن است جای ملاقات است جای رفت و آمد است ما اصلاً سجده برای ما موضوعیت ندارد این همه هم در مفاتیح می خوانیم که به سجده بروید و فلان ذکر را بگویید. حضرت شب تا صبح در سجده بود این ذکر را تکرار می کرده ما چرا با این مقوله ها هیچ انسی نداریم ارتباطی نداریم ارتباط بگیریم این که من به شما ها دارم می گویم نمی خواهم خدای نکرده تو سر شماها بزنم شما الحمدلله این قدرت را پیدا کردید که حداقل ماهی یک شب بیایید بیدار بمانید شما این توان را دارید یواش یواش همین توان تان را شبهای دیگر منتقل کنید بجای نشستن و فکر کردن با یک ذکری که معنایش را خوب فهمیدید رکوع بروید یک ده دقیقه ببینید می توانید. بروید در سجده با یکی از این اذکاری که از آن لذت می برید ببنید می توانید ببینید سجده چه مزه ای دارد بالاخره حیف است آدم بمیرد و یک سجده نکرده باشد واقعاً حیف است بعداً که ما بمیریم برویم آن طرف تمام آرزوی ما هست که بگذارند ما بیاییم یک سجده بکنیم. یک سجده، یکبار، می فهمیم که سجده کردن یعنی چی. آرزو می کنیم ای کاش ما را برگردانند یک رکوع و یک قنوت، بجا بیاوریم. خوب الان چقدر مفت در اختیار ما قرار داده شده رکوع و سجده و قنوت، با اینها خیلی حال می شود کرد. خیلی لذت می شود برد. به حال های بسیار بزرگی به مقامها می شود رسید. با این قنوت ها، با این سجده ها، با این رکوع ها مقامات زیادی را می شود گرفت برای ما اصلاً موضوعیت ندارد رکوع چیست سجده چیست، (یا ایها الذین آمنوا والرکعوا والسجدوا وفعلو الخیر) رکوع کنید سجده کنید بعد می فرماید (وفعلوا الخیر) و کارهای خیر انجام دهید. کارهای خوب بکنید (یا ایها الذین آمنوا والرکعوا والسجدوا وفعلو الخیر لعلکم تفلحون) شاید رستگار شوید. اگر رستگاری را می خواهید دنبال رکوع و سجده وعبادت و فعل خیر باشید. (وفعلوالخیر) دنبال خیر باشید کار خیر انجام دهید. تا حالا شده ما عاشق خیر شویم عاشق خیر شویم؟ عاشق کار خیر شویم. دوست داشته باشیم تراوش کند که از ما سبقت بگیریم از همدیگر در کارهای خوب و خیر، لذت ببریم از کار خیر، که یک نفر خودش اینطوری شود خیلی خوب است.

در روایت داریم فاعل خیر از خود خیر بهتر است همانطور که فاعل شر از خود شر بدتر است. فاعل خیر خودش خیلی خیر است که تولید خیر می کند. کار خیر انجام می دهد. می گوید عاشق کار خوب شود یک نفر، بعضی ها اینطوری هستند دائماً خیر از آنها تراوش می کند یعنی هر جا هستند مبارک اند (واجعلنی مبارکاً این ما کنت) مسیح سلام الله تعالی علیه می فرماید که خدا من را هر جا هستم مبارک است بعضی آدمها اینطوری هستند یعنی یک خانمی می بینی یک پارچه خیر و خوبی و یک پارچه مهربانی و نورانیت و آرامش و شادی است. یک آقا همینطور. هر جا می رود همین است. یعنی دائماً از او خیر، کلام خوب، کلام زیبا، کلام با ادب، با مهربانی، با عاطفه بدنش دائماً حال تولید خیر است. آرامش ندارد خدا رحمت کند این مرحوم محسن اقلیمی را در کار اینطوری بود. در کارش حداقل، اینطوری بود یعنی هر جا بود شما امیدوار بودید که او کار بکند. یک سره همینطور بود در فامیل و در خانه هم همینطوری بود. یعنی دائماً مترصد بود کاری می شود کرد، کار خیری می شود انجام داد کار خوبی می شود انجام داد کمکی می شود کرد در یک مهمانی می بینی اصلاً آرامش نداشت از آوردن در آشپز خانه و آوردن سفره و غذا آوردن غذا سر سفره و بنشینید و کی چی می خورد و کی چی می خواهد به کی چی بدهید مثلاً همه اش دارد خیر می کند فکر دیگران بودند همه بخوردند و سفره را جمع کند و بعد در آشپزخانه کمک کند کار چی داریم چه کار کنم و چیزی بخرم چیزی مانده بخرم یا نه، اینطوری است. بعضی از آقایان در خانه همینطور هستند بعضی ها نه، خیر نمی آید از آنها.

آقایان و خانمها، هی در می روند از خیر، بعضی ها هستند نه. پیغمبر خسته و جنگ زده می آمد و جنگیده بود امیرالمومنین جنگیده بود خسته بودند وقتی می آمدند در خانه، بیکار نمی نشستند اگر کاری می توانستند می کردند رسول خدا کارهای بیرون منزل را انجام می دهد در خانه هم که می آمد کار انجام می دادند. بعضی ها فکر می کنند خانه که آمدند باید لنگ روی لنگ بیندازند. اگر واقعاً می شود کاری کرد چرا نکنیم. حضرت می فرمایند آمدم دیدم امیرالمومنین دارد عدس پاک می کند پیامبر می گوید، امیرالمومنین با آن همه مشاغل وحشتناک اجتماعی و کار بدنی وسخت، در خانه عدس هم پاک می کند، حالا که نشستم و استراحتم را می کنم حالا یک عدسی هم پاک کنم یک برنجی هم پاک کنم یک سفره ی جمع کنم یک سفره ای بیاورم مشارکت کار خوبی است. اگر بتوانیم بکنیم. خانمها که الحمدلله مؤدب و باوفا هستند اجازه هم نمی دهند که آقایان از این کارها بکنند خدایی اگر یک آقا خانمش هم انتظار و توقعی ندارد نباید سوء استفاده کند اگر می تواند واقعاً بدود کار انجام بدهد. گاهی وقتها خانمها واقعاً توقعی ندارند اصلاً روحیه شان قبول نمی کند که مرد در خانه کار کند ولی یک جاهایی هست که مرد واقعاً بلند شود کار کند. نمی رسد یک خانم که هم بچه داری کند هم غذا را آماده کند هم سفره را بیاورد هم مهمانداری هم بکند به صدتا کار که نمی رسد خوب فشار می آید خوب تو حالا که می دانی این دستش بند است مهمان دارد غذا هم باید درست کند بچه هم است چرا خودت را به نفهمی و ندیدن می زنی، نزن، متقابلاً خانمها یک موقعی می بینند در کار آقایان کمک کنند و بارشان را سبک کنند. یک کاری را می توانند انجام دهند که همسرشان بارش سبکتر شود آرامش بیشتر داشته باشد به کارش بیشتر برسد فشار کاری بیرون را کمی کمتر کند کمک کند با آقایان شان در کارهای شان. حداقل کاری که می شود کرد این است که توقعش را کم کند دیگر این خیر است، بگوید شما حالا به این کار برسید این را انجام بدهید بعداً حالا ... خیلی لذت بخش است برای یک همسر، که همسرش درکش کند، درک متقابل از وضعیت همدیگر، خیلی خوب است انسان بتواند خودش را جای طرف مقابل بگذارد. جای طرف مقابل بگذارد ببیند آن بنده خدا الان در چه حس و حالی است من چه کار می توانم برایش بکنم. نه که یکسره بگوید که او چه کار برای من بکند ما برای دیگران چه کار کنیم. (وافعلوا الخیر)

حالا در مورد شخصیت های سیاسی بزرگ دقت کنید چی می گویند آن وقت شما بدانید کار سیاسی باید چه کار کنید در نماینده های مجلس در انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر، در انتخاب بزرگ تان در انتخاب مدیرتان کی را باید انتخاب کنید (الذین ام مکنّاهم فی الارض اقام الصلاه و اتو الزکوه ... عاقبت الامور) می فرماید که کسانی هستند که نشانه شان را خدمت تان عرض کنم (سوره حج آیه 41) کسانی که وقتی ما اینها را روی زمین به آنها امکانات و توانایی و قدرت می دهیم به محضی که یک جا یا در خانواده خودشان می شود رئیس خانه مرد خانه زن خانه، توانایی است دیگر، قدرت است این می شود مدیر یک جا، می شود رئیس یک اداره یا شرکت، هر جا، ... فرمانده گروه و گردان، فرمانده لشکر هر جا یک چیزی مسئولیتی به دست می آورد می بیند در حیطه مسئولیتی خودش چه کار می کند اولین کارهایی که می کند نماز را اقامه می کند زکات را می پردازد، یعنی کمک می کند به زکات، زکات دادن، زکات را احیاء کردن، (و امرو بالمعروف) امر به معروف و نهی از منکر می کند. (و لله عاقبه الامور)

دوتا آیه دیگر هم است زیاد معطل تان نکنم بعد دفعه بعد ان شاءالله، سعی می کنم چندتا روایت برایتان بخوانم (و اقامه الصلاه و آتو الزکوه و اطیعواالرسول لعلکم ترحمون) سوره نور آیه56 .

اقامه نماز کنید، تأکید را می خواهم بگویم که چقدر زیاد است در قرآن که همه اش می گوید (اقیموا، اقیموا) یعنی درست با کیفیت با کیفیت، بیایید اقامه کنید. زکات را پرداخت کنید اطاعت رسول کنید تا مورد رحمت قرار بگیرید (منیبین الیه و اتقوا و اقیمو الصلاه و لا تکونوا من المشرکین) این هم از سوره ی روم آیه 31.

روایتش هم بماند برای بعد ان شاءالله که شما خسته نشوید. می خواهم این را عرض کنم که ما باید یواش یواش بفهمیم که نماز همه چیز ماست. عبادت کردن ارتباط معنوی با تسبیح سر و کار داشتن با ذکر گفتن ذکر سر و کار داشتن، اینها صرفاً یک لفظ نیست این لفظ ها این دولا راست شدن ها، اینها شروع یک کار است یک ارتباط برای که این ارتباط شما را به یک باطن ببرد. شروع می شود از طهارت لباس وضو گرفتن، از ذکر گفتن از تسبیح گرداندن، از قرآن نگاه کردن و خواندن و دعا خواندن که این به شما یک چیز دیگر می خواهد بدهد می خواهد شما را یک جای دیگر ببرداگر می بینی نمی برد ترا بعد از سالها نماز خواندن برای اینکه با او رفیق نشدی و با آن انس نگرفتی برای اینکه اقامه نیست صرف خواندن است به این می گوییم که یواش یواش به فکر اقامه نماز باشیم سعی کنیم دنبال اقامه نماز باشیم این دستوری که به ما دادند نماز را اقامه کنیم. که ان شاءالله جز مقیمین صلاه باشیم.

والحمدلله رب العالمین