جلسه 023 - مباحث معنوی شب‌های احیا
شماره جلسه
23
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
11
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 023 - مباحث معنوی شب‌های احیا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

این جلسه را چون اساساً این جلسات شب های احیا را ما به مباحث معنوی اختصاص دادیم، این جلسه درباره نماز می خواهم یک مقدار صحبت کنیم. قبلاً هم درباره نماز سخن گفتیم و گفتیم که مهمترین وسیله ای که خداوند برای حرکت به سمت خودش برای ما قرار داده، نماز است و نماز احتیاجی به مهارت دارد در استفاده از آن، چون فرمود (معراج المومن) (قربان کل مومن) نماز بالابرنده مومن است معراج مومن است نماز نزدیک کننده مومن است یعنی اگر کسی به حقیقت نماز برسد نمازش تقرب پیدا می کند و تشبه پیدا می کند و نمازش تمام بدی ها را از او دفع می کند (تنهی عن الفحشا و المنکر) است و او را نزدیک می کند مشکل ما این هست بدلیل ضعف معرفتی که دارم از نماز خوب نمی توانیم استفاده کنیم و ناشی هستیم در استفاده ی از نماز، که قبلاً در این باره مفصل خدمت عزیزان عرض کردیم نکته ی دیگری که سخن گفتیم ضرورت آفت شناسی است که گفتیم حضرت فرمود چه بسا شخص پنجاه سال شصت سال نماز بخواند یک رکعتش هم قبول نشود علت این هست که شخص با آفت نماز می خواند یا این آفت ها در عقاید و اخلاقیات اوست یا در خود نماز اوست. امشب می خواهیم یک مقدار درباره جنبه های منفی و بعضی از آفت هایی که ما در ارتباط با نماز مان از آنها پرهیز کنیم مطالبی را خدمت عزیزان عرض کنم که چیزهایی که شایسته نیست ما در نمازمان از آنها غفلت بکنیم و شایسته نیست که در نماز ما راه پیدا کنند را هم بیشتر بشناسیم، برای همین یک تعدادی از فرمایشات معصومین را انتخاب کردیم که در همین رابطه خدمت تان عرض می کنیم فوق العاده اینها مهم است هم خواهران و هم برادران عزیز دقت کنند که اینها را خوب یاد بگیرند تا یک موقعی خدای نکرده بعد ده سال پانزده سال و بیست سال و یک عمر نفهمند که اشتباه رفتند مسیر را و ای کاش بیست سال پیش این کار ها را نمی کردند بنابراین خیلی با دقت عزیزان توجه کنند.

چیزهایی که در نماز نباید نمازگزار بگذارد به سراغش بیاید شایسته ی نمازگزار نیست را یک تعدادش را من می خوانم که ما باید از اینها پرهیز کنیم اولین روایت از امیرالمومنین علیه السلام است: (لا یقوم عهدکم فی صلاه متکاسلا و لا نائسا و لا یفکرا فی نفسه فانه بین یدیه ربه و انما للعبد من صلاته ما اقبل منها بقلبه) می فرماید که هیچ یک از شما نباید در نماز تان متکاسل و نائس باشید یعنی سست، کسل و خواب آلوده، هیچ وقت در حالت کسالت و خواب آلودگی به نماز نایستید و نباید در این حالت نماز بخوانید باید موقع نماز انسان با نشاط باشد و سر حال نماز بخواند. برای همین هم نباید یک کاری بکند خودش که خدای نکرده در نماز دچار این حالت شود که بخواهد دچار خواب آلودگی باشد یا دچار کسالت باشد. و از این باید پرهیز بکند. مثلاً شما فرض بفرمایید که خوب ما یک اصلی داریم به نام اصل اول وقت نماز خواندن، نماز اول وقت که مهم است. اما یک موقعی هست که شما استثنائاً پیش می آید اگر نمازت را اول وقت بخواهی بخوانی مثلاً از راه آمدی از یک ترافیک سنگین رسیدی از یک کار خیلی خسته کننده، می خواهی بروی به سراغ نماز، خوب است انسان یک کاری بکند که آن خستگی با او سر نماز نیاید. مثلاً شما مراقبت بکنید در نماز شب هم همینطور است مرحوم آقا میرزا علی آقا، عرض کردم خدمت تان در نماز شب بعضی ها بخصوص آنهایی که ناشی اند و مبتدی هستند مثلاً یازده رکعت نماز بخواند ساعت را می گذارد به زور از خواب بلند می شود بعد وضو می گیرد می خواهد بیاید یازده رکعت بخواند و میخواهد همه مستحباتش را هم رعایت کند بعد کم می آورد می بینی که به رکعت ششم و هفتم که رسید کم کم خواب آلوده می شود مرحوم میرزا علی آقا می فرمود که بین نمازها شما میوه بخورید یک چیزی بخورید بالاخره، آدم هوشیار کسی است که وقتی قرار است که با خدا حرف بزند یک کاری نمی کند که بی ادبانه حرف بزند اگر شما هم با یک نفر داری صحبت می کنی یواش یواش دارد خوابت می گیرد هیچ وقت در این حالت به حرف زدن ادامه نمی دهی چون بد است دیگر، به اصطلاح او دارد حرف می زند و شما بخوابید. بالاخره شما بلند می شوید برای این که بی ادبی تلقی نشود یک آبی به صورت تان می زنید یک طوری تغییر حالت می دهید که یک موقعی نسبت به محضر این شخص بی ادبی نشود.

بین نمازها انسان باید حواسش باشد به نشاطش اهمیت بدهد. یعنی حتی اگر چهاررکعت نماز ظهر را خواند دید حوصله نماز عصر را ندارد بهتر است نماز عصر را نخواند دید می خواهد سفره بیندازند می خواهند تلویزیون روشن است مهمان می خواهد بیاید دید یک کاری پیش می آید هول نشود که خوب حالا من این چها ررکعتم را هم زود بخوانم تمام شود رهایش کنید دو ساعت بعد، سه ساعت بعد، یک موقعی می بینی خسته هستی برای نمازت حتماً شروع نکن به نماز، یا برو دوش بگیر یا آبی به صورتت بزن میوه ای بخور چای بخور نوشیدنی بخور تا به نشاط برسی، بخصوص نوشیدنی های مثل چای که حالا فرق نمی کند انواع چای، چای قرمز یا سیاه و چای سبز، یک چای بخورید که خستگی اش در برود یا نوشیدنی یا یک میوه ای چیز که مثل پرتغال که برای انسان نشاط می آورد. و از آنها استفاده بکند بعد یک ذره که نشاط گرفت مشغول نماز شود. آن وقت از تمرکزی که در اذان و اقامه می گیرد کمک بگیرد تا یواش یواش در خود نماز تمرکزش بیشتر باشد.زود وارد نماز نشود زود از تکبیره الاحرام نگوید بلکه سعی کند که تمرکزش را در اذان بدست بیاورد کامل، در اقامه تکمیل تر بکند و بعد نماز را با بعد از اذان و اقامه شروع کند که به هر حال بتواند از این کار عظیم پیروز و سربلند بیرون بیاید. چون همه ی پیروزی های انسان به نمازش مربوط است همه شکستهایش هم از نمازش می خورد. اگر خراب کند نماز را، نماز چیزی است اگر درست انجام شود منشأ همه پیروزی هاست و اگر درست انجام نشود دریچه ی شکستهاست. یادتان باشد اساساً قیمت یک آدم شخصیت یک نفر به کیفیت نمازش مربوط است. از کیفیت نماز یک نفر می شود فهمید چه شخصیتی دارد و هر چی گیر آدم می آید از نماز گیرش می آید هر چه هم ضربه می خورد از بد ارتباط برقرار کردن با نماز است برای همین به نماز باید خیلی انسان اهمیت بدهد حالا شما نماز ظهر تان را خواندید دیدید که الان دیگر حوصله نماز عصر را نداری اذیت می شوی تحمیل نکن (لا تکرهوا الی انفسکم العباده) عبادت را به نفس تان تحمیل نکنید. ناهار هست برو قشنگ ناهارت را بخور یک استراحتی بکن عصر بلند شو مستحب هم هست شما نماز را پنج وعده بخوانید عصر بخوانید اگر جماعت است جماعت بخواند اولویت با جماعت است اگر عمداً جماعت نخواند پیغمبر می فرماید مسلمان نیست یهودی و مسیحی است اگر کسی بتواند برود مسجد و تعمداً شرکت نکند ولی به هر حال به دلایلی به مسجد دسترسی نداشته باشید یا در خانه گرفتاری هایی داشته باشید که جماعت نتوانید بروید اگر در منزل خواندی می بینی که نماز ظهر را خواندی اول وقت، اما دیگر نماز عصر را اینطوری نکن اگر سفره انداختند و وقت ناهار است و بوی غذا اذیتت می کند و تمرکزت را می گیرد تلویزیون روشن است مهمان است شلوغ است نگو که من این را تمام کنم اعصاب خودت راهم خرد نکن خلق خودت و دیگران را تنگ نکن رها کن قشنگ برو پذیرایی مهمانت را بکن ناهارت را بخور غذایت را بخور، شامت را بخور شب، بعد نماز عشا را مثلاً یک دو سه ساعت بعد عشا بخوان. دو سه ساعت نماز عصر بخوانید. این طوری بهتر است مهمانها می روند خستگی ات در می رود یک خوابی می کنی یک چای می خوری بعد با سر حوصله می روی وضو می گیری و یک نماز با حضور قلب در آرامش و راحتی این کار را می کنی.

پس این یکی از چیزهایی است که پرهیز کنی. بعد از چیزهایی که حضرت علیه علیه السلام می فرمایند ( و لا یفکرنّ فی نفسه) هی در درون خودش فکرهای مختلف نکند، این کار سختی هم هست، تمرین می خواهد یعنی انسان باید هی تمرین کند تمرین کند تمرین کند که در نماز فکر نیفتد در فکر نرود، حضورش و ذهنش در جای دیگر نرود نپرد ذهنش در جای دیگر، این را در بحث های جلسه گذشته عرض کردم هر چقدر معرفت انسان به خداوند و اینکه در مقابل چه کسی ایستاده بیشتر میشود نماز با حضور قلب خواندن برایش راحت تر است. شما وقتی با یک نفر داری خصوصی حرف می زنی هیچ وقت حواست در حرف زدن پرت نمی شود. یک کسی که دارد با تو حرف می زند چون می بینی، احساسش می کنی هر چقدر معرفت انسان نسبت به خداوند بیسشتر شود خدا را بیشتر می بیند و بیشتر حضورش را احساس می کند و وقتی که این بیشتر می شود حضور قلب هم بیشتر می شود آنهایی که در سر نماز حواسشان پرت می شوند با حضور قلب نماز نمی خوانند این ها کم معرفت هستند مشکل شان از ضعف معرفت است باید معرفت شان را بالا ببرند تا بتوانند این در محضر بودن را خوب ادراک کنند. به هر حال قیمت یک آدم به نمازش مربوط است.

خوب، (و لا یفکرن فی نفسه) در درون خودش هی فکر نکند. و از فکر بیرون بیاید (فانه بین یدیه ربه) او در مقابل خداوند در پیشگاه خداوند عزو جل در برابر پروردگار عزو جل پروردگار خودش ایستاده بعدمی فرماید (و انما) یعنی فقط (و انما للعبد من صلاته ما اقبل علیه منها بقلبه) فقط آن چیزی از نماز برای شما ثبت می شود و نوشته می شود و گیرتان می آید که حضور قلب در آن داشتید. و با دلتان توجه به آن داشتید و الا ممکن است شما نماز بخوانید از اول تا آخر، هشت رکعت چهار رکعت دو رکعت سه رکعت و چیزی گیرتان نیاید. این گیرتان نیاید به دو معنا هست یکی اینکه ثواب به شما نمی دهند یکی اینکه آن اثری که باید داشته باشد ندارد. نماز چقدر بالابرنده است؟ چقدر تنهی عن الفحشا و المنکر هست؟ چقدر مقرب دهنده است؟ به میزانی که به آن توجه کنی. اگر در روایتی که در جلسات گذشته خدمت تان عرض کردم توجه کنید حضرت فرمود بزرگی و قدرت آدمهای بزرگ از کیفیت عبادت شان بود. (فضیله السعاده حسن العباده) فضیلت آدمهای بزرگ، شما گاهی وقتها با اولیاء الله روبرو هستید می بینید که آدمهای خیلی بزرگی هستند با مومنین برجسته ای روبرو هستید می بینید که اینها مومنینی بسیار با عظمت و برجسته ای هستند هر وقت یک آدم بزرگ را دیدید بدانید این از کیفیت عبادت به اینجا رسیده از خوبی عبادتش به اینجا رسیده. (فضیله السعاده حسن العباده).

فضیلت و برتری آدمهای بزرگ از کیفیت عبادت شان است. هر چقدر یک نفر کیفیت عبادتش بالاتر باشد در نزد خدا فضیلتش بالاتر است در نزد مردم هم بزرگ تر می شود اگر شما یک شخصیتی مثل امام امت را می دیدید آن همه فضیلت داشت این به این خاطر بود که ایشان در عبادت خیلی موفق بود مرحوم آقا میرزا جواد آقا رحمه الله علیه تهرانی از اولیای خدا بود خیلی آدم بسیار بزرگی بود ایشان مقام معظم رهبری نقل می کردند که ایشان در مشهد هم بودند، من هم خدمت شان رسیده بودم، در دوران جنگ، مقام معظم رهبری فرمودند که ایشان من وقتی آمدم قم، همیشه در حرم یک جوان نورانی را می دیدم، آن موقع زیر سی سال بوده یک جوان و سید نورانی را در حرم می دیدم که کیفیت عبادتش در حرم حضرت معصومه من را به سمت او جلب می کرد من را به او علاقه مندتر می کرد و بعد هر وقت می آمدم این سید آنجا دارد عبادت می کند در حرم حضرت معصومه، و با حال و کیفیت زیبایی عبادت می کند وقتی یک مدت می دیدیم به او هم علاقه مند شدم پرسیدم این آقا سید کیست گفتند که ایشان آقا روح الله خمینی هست.

خوب، روایت بعدی از امام باقر علیه السلام هست فرمود هنگامی که در نماز ایستاده اید به نمازت توجه کن که تنها آنچه بدان توجه داری برایت حساب می شود. بقیه اش هدر رفته است. فقط مقداری که توجه دارید بدبخت ترین آدمها کسی است که در نماز ببازد. در نماز چیزی گیرش نیاید. صبح تا شب بدود جان بکند، زحمت بکشد، ولی به محض اینکه به وقت نماز می رسد در نماز هیچ چیز گیرش نیاید خیلی بد است این. دوباره بعد از ظهر هم شروع می کند دویدن دویدن ارتباط این طرف و آن طرف جان می کند برای دنیایش، بعد که موقع مغرب می رسد دوباره چیزی گیرش نمی آید موقع عشا که می رسد تلف می شود همه چیزش این خسران بزرگی است. این چطور زندگی کردنی است که ما ها می کنیم واقعاً. که صبح تا شب می دویم جان می کنیم باید موقع نماز یک چیز گیرما بیاید چیزی گیر ما نمی آید. هیچ چیز. اینطوری قلب ما قسی می شود بدبخت می شویم. گرفتار می شویم. برای همین حضرت وقتی می فرماید (اذا قمت فی الصلاه فعلیک بالاقبال) هر وقت می خواهی نماز بخوانی حواست باشد که با توجه بخوانی، موقع های نماز انسان باید به خودش این تلقین را بکند امام امت فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی رسد هر وقت می خواهیم نماز بخوانیم ظهر و عصر و صبح به آن توجه کنیم حتی می توانیم این را به روی کاغذ بخوانیم و یک بار نگاه کنیم (اذا قمت فی الصلاه فعلیک بالاقبال) هر وقت می خواهی نماز بخوانی حواست باشد که با دقت بخوانی اگر این تلقین را انسان موقع نماز به خودش بکند دیگر هی سعی می کند که این تمرکز را داشته باشد و تا انسان این جان کندن را نکند هی سعی نکند تلقین نکند تلاش نکند به یک نماز با کیفیت نمی رسد. مثل تمرکز در رانندگی تمرکز در تایپ کامپیوتری تمرکز در بافندگی در قالیبافی در آشپزی در هر رشته دیگر انسان با تمرکز به موفقیت می رسد قبلاً مفصل راجع به تمرکز صحبت کردیم در نماز هم انسان باید یادش باشد که تلقین تمرکز بکند. یادش باشد. همین حدیثی را که خواندم من برایتان روی سجاده بنویسید یا روی جانمازتان با ماژیک یا خودکار بنویسید بعد هر وقت سجاده تان را باز می کنید یا جانمازتان را اول این دو سه روایت را بخوانید بعد یادتان باشد که تمرکز بگیرید آن موقع تلقین کنید به خودتان که کجا ایستادید بعد در تکبیره الاحرام و قسمت های دیگر هی سعی کنید بعد از یک مدت می بینید که این کار، کار راحتی می شود. آدم موفقی می شوید و خیلی انسان از نماز چیز گیرش می آید بعد حضرت می فرماید و در آن با دست و سر و ریشت بازی نکن. با خود سخن مگو، خمیازه مکش، و دستان و سینه ات را کشیده و باز مکن، دستانت را بر هم مگذار که این کار مجوس است یعنی رو همدیگر نگذار دستهایت را. بر دهانت چیزی مبند، خود را جمع نکن، بلکه باز کن فشرده و مچاره نکن خودت را همان گونه بلکه باز کن همانگونه که شتر باز می کند بر کف پاهایت منشین و ساعدهایت را بر زمین مگستران، یعنی وقتی که می خواهی بنشینی قشنگ پایت را خم کن به روی پا بنشین نه به کف پا. بعضی ها به کف پا می نشستند درست نماز نمی خواندند بعد هم می گوید ساعدهایت را روی زمین مگستران، یعنی اینکه فقط کف دستت روی زمین باشد نه همه ی انگشتان تا آرنجت. انگشتانت را مشکن، اینطوری رو زمین نگذارید دیدید بعضی ها اینطوری خیلی شل می گذارند روی زمین دستهایشان را موقعی که سجده می روند، دستت را بچسبان به زمین، شل نگیر کار را. محکم کف دستت روی زمین بچسبد. نه که فقط کف دستت باشد و نوک انگشتانت، ببین اینها خیلی مهم است در ایجاد تمرکز. حس بدنی حالت بدنی، در ایجاد تمرکز خیلی مهم است.

چقدر دستورات دارد حضرت، این را می فرماید. خوب، که همه ی اینها کم گذاشتن از نماز است. (فان ذالک) حضرت می فرماید که (فان ذالک کله نقصان من الصلاه) شل و ول نماز نخوان، بیحال نماز نخوان، بی رمق نماز نخوانید اینها بد است دیگر همه اش از نماز کم کردن است.

خوب، دیگر چی رعایت کنیم از امام صادق علیه السلام فرمود: مرحوم قاضی نعمان از امام صادق علیه السلام می فرمایند ایشان خمیازه و دست ها را کشیدن و سینه را باز کردن را در نماز ناپسند می شمرد. خمیازه و دست و سینه باز کردن به جهت کسالت عارض می شود و قصد آن و انجامش نهی شده است. و خمیازه بی قصد هم می آید، بی قصد هم می آید یعنی انسان گاهی وقتها خودش برای خودش خمیازه ایجاد می کند مخصوصاً خمیازه می کشد قصد و انجامش نهی شده گاهی وقتها یک حالتی است که انسان خودش مخصوصاً یک حالتی می کند که خمیازه اش می آید و قصد خمیازه کردن نداشته باشید انجامش هم ندهید بعد می فرماید گاهی وقتها خمیازه بدون قصد می آید یعنی تعمد نداری امایک دفعه خمیازه می آید سراغت، عارض می شود به تو، بعد حضرت می فرماید پس هر کس که به آن گرفتار شد به خمیازه گرفتار شد و نتوانست خود را نگه دارد دستش را به روی دهانش بگذارد و جلوی آن را بگیرد و آنرا تکرار نکند و طول ندهد. خوب این روایت هم از امام صادق (علیه‌السلام) بود و روایت قبلی هم از امام باقر (علیه السلام) و قبلی اش هم از امیرالمومنین (علیه السلام) به محضر شان صلوات ختم بفرمایید.

امام صادق (علیه السلام) هنگامی که به نماز ایستادی بدان که در پیشگاه خداوندی، - اگر ما بفهمیم- ، و اگر او را نمی بینی بدان که او ترا می بیند پس به نمازت توجه کن، و آب بینی و دهانت میانداز و انگشتانت را نشکن، و - نشکن یعنی دیدید که ما با انگشتان مان بازی می کنیم و تق تق صدا در می آوریم. – هنگام ایستادن دستانت را به پشتت قرار مده که گروهی به جهت انگشت شکستن و دست بر پشت نهادن کیفر شدند. باز هم صلوات ختم بفرمایید. این روایت از حضرت رضا علیه السلام آمده هر گاه خواستی به نماز برخیزی سست و خواب آلود و شتابان (با عجله و هول هولی نه) شتابان و بازی کنان بر نمی خیزی. ما را نگاه کنید در شهوت های دنیایی و خواسته های دنیایی مان هر وقت می خواهیم با معشوق های مان خلوت کنیم با معشوق های مادی، مثلاً می خواهیم غذا بخوریم، یکی از معشوق های مادی است دیگر، دوست نداریم هول هولی غذا بخوریم اگر کسی هول مان کند ناراحت می شویم تلفن می گوییم نزنند کسی نیاید تا ما راحت سر سفره غذا بخوریم اگر هولی هولی کسی وادار مان کند بدمان می آید با عجله تلویزیون نگاه کنیم با کسی که دوستش داریم و بخواهیم با عجله حرف بزنیم و قطعش بکنیم نه، وقتی یک نفر دوستش داری می خواهیم تلفنی با او حرف بزنی می بینی هی کش می دهی این تلفن را، دوست داری با او حرف بزنی پشت تلفن چون به او علاقه داری نمی خواهی هول هولی قطع کنی، در معشوق های طبیعی ما اینطوری هستیم، وقتی با خدا می خواهیم حرف بزنیم اینقدر ما بی حوصله هستیم نسبت به خدا، غریب هستیم، که فکر میکنیم خوب حالا یک وظیفه ی واجبی است در گردن ما زودتر تمامش کنیم راحت شویم. خودمان هم می گوییم این نماز را بخوانم راحت شوم، نمازه را، بخوانم راحت شوم، یک دوستی داشتیم یک موقع هایی که کارش داشتیم او خیلی اهل عبادت بود آدم موفقی در عبادت بود عبادتهایش هم با کیفیت بود ولی با وجود این هر وقت که ما چیزی به او می گفتیم می گفت بگذار من یک ذره دولا راست شوم می آیم، اصطلاحاً اینطوری می گفت ولی خوب خودش خیلی آدم خوش عبادتی بود. خواب آلود و شتابان و بازی کنان بر نمی خیزی. چون ما همه اش الحمدلله داریم این را، هم خواب آلود و هم شتابان و هم بازی کنان، برای اینکه آن را با آرامش و وقار و درنگ بجای می آوری، یعنی باید بیاوری، به کلمه ی درنگ توجه کنید عزیزان، یک توصیه ای می کنم به عزیزان آن این است که اگر به این کلمه درنگ توجه کنید سینه تان باز می شود، توجه کردید. اگر کسی می خواهد اخلاقش خوش شود، برکت در کارش بیاید، کارهایش جلو بیفتد، گره در کارش نخورد، حوصله اش زیاد بشود، اخلاقش خوب شود، موانع از سر راهش برداشته شود، به کلمه ی درنگ توجه کند.

سر نماز درنگ کنید کشش بدهید، نه آنقدر که در چشم مردم یک آدم ریاکار تلقی شوید، که بگویند به به خوش به حالش چه نماز باحالی، نه موقعی که خودتان تنها هستید، نماز جماعت که شما درنگی ندارید نماز جماعت است دوتا یکی نکنید سر نماز جماعت نماز هایتان را درست بخوانید با امام بخوانید و با امام تمام کنید هولی هولی دوتا یکی نکنید تعقیبات تان را خوب بکنید ولی موقعی که در خانه هستید خودتان به کلمه درنگ خیلی توجه کنید این درنگ غوغا می کند با انسان. کما اینکه اینجا حضرت می فرماید که با وقار و درنگ بجای می آوری به درنگ توجه کنید. که شاه کلید است که من دارم به شما عرض می کنم این را. یک شاه کلید است یعنی سعی کنید با خودتان مبارزه کنید سعی کنید خودتان را اذیت بکنید بخاطر این درنگ، سعی کنید اذیت بکنید بگو که چقدر عرضه داری چقدر لیاقت داری، که وقتت را بگذاری برای حرف زدن با خدا، تو که برای همه کارهای دنیایی ات این همه وقت صرف می کنی عرضه داری یک مقدار از وقتت را خوب بگذاری برای نماز. این کار را بکنید حالا من چند توصیه بکنیم برایتان مثلاً یکی از کارهای که می توانید نفس تان را اذیت کنید و بر آن غلبه کنید و در سرش بزنید وقتی این کار را می کنید قدرت پیدا می کنید سینه تان فراخ می شود روح تان قدرتمند می شود نفس تان ضعیف می شود. و روح تان قوی می شود، توجه کردید. شیطان خیلی روسیاه می شود و راحت نمی تواند شما را به هر کاری دعوت کند عقلانیت تان نورانیت تان زیاد می شود اینکه توجه کنید به این کار. مثلاً فرض بفرمایید که توضیح بدهم این را خوب دقت کنید مثلاً رفتید دستشویی، اول اینکه قبل از نماز حتماً بروید دستشویی، با فشار توالت خود را نگه ندارید با حوصله این کار را انجام دهید تخلی کنید بعد که خواستید بیایید اگر می توانید اگر امکان دارد مسواک بزنید اگر امکان دارد مسواک بزنید به احترام نماز تان، هی آدابش را زیاد کنید بعداً راجع به آدابش توضیح می دهم مسواک بزنید یا حداقل چندبار دهانتان را آب بزنید و بیرون بریزید حواستان باشد که دارید به احترام نماز و خدا این کا ر را می کنید بعد خواستید وضو بگیرید دعاهای وضو را بخوانید وضو را هم آهسته بگیرید نه با وسواس با تأنی، دعاهای وضو را هم با تمرکز بخوانید اگر عربی بلد نیستی فارسی بخوانید (اللهم بیض وجهی ...) خدایا صورت من را سفید کن روزی که روی ها همه سیاه هست. وقتی که آب به صورتت می ریزی. چشمت به آب می خورد از خدا تشکر کن که خدا آب را تمیز قرار داد (الحمدلله الذی جعل الماء طهورا) خدایا سپاس ترا که آب را پاک و پاک کننده قرار دادی و نجس نکردی. نه که بگویی دو رکعت نماز بخوانیم هی فِس و فِس کنیم. نه اتفاقاً باید فس فس کنید. وسواس نه ها، نگهش دارید، خیلی در تسلط تان به روح تان کمک می کند این.

خیلی در آرامش های بعدی در شجاعت های بعدی به شما کمک می کند در شما شجاعت ایجاد می کند، آدمهایی که نماز شان تند تند خوانده می شود آدمهای مضطربی می شوند آدمهای که نماز شان را تند تند می خوانند آدمهای ترسو و بزدل می شوند. آدمهای که نمازشان را تندتند می خوانند خیلی آدمهای ضعیفی می شوند ولی شما از اول تعمد کن به خاطر نمازت این کار را بکن. (اللهم اعطنی بکتابی بیمینی) خدایا این نامه اعمال من را به دست راستم بده وقتی آب را به دست راستت می ریزی وقتی آب روی دست چپت می ریزی بگویی (اللهم لا تعطنی کتابی بشمالی ...) خدایا نامه اعمال را به دست چپم نده از پشت سرم نده خدایا دستهایم را به گردنم در روز قیامت مبند. و پناه می برم از تکه ها و قطعات آتش، اینها را آدم بخواند چقدر تمرکز می آورد و قشنگ می شود. وقتی مسح می کشیم (اللهم غشّنی برحمتک برکاتک و عفوک) خدایا من را غرق رحمت و برکات و عفو خودت کن، اگر با حضور قلب این کار را بکنی بخدا قسم همان لحظه ای که داری دستت را روی سرت می کشی و با تواضع و حضور قلب به خدا می گوییم که من را غرق رحمت و برکات و عفوت و نعمتت بکن، خدا این کار را می کند و خودت هم همان لحظه احساس می کنی که خدا با همان مسحی که به سرت کشیدی خدا دارد با توچه کار می کند وقتی به پای راستت مسح می کشی (اللهم ثبتنی) خدایا من را در صراط محکم نگه دار، (و ثبتنی علی الصراط...) روزی که همه قدمها روی صراط می لرزد خیلی قشنگ است اینها وقتی آدم اینها را بخواند (واجعل سعی فیما یرضیک ...) خدایا کارهای من را در راهی قرار بده که تو از من راضی می شوی. بزرگان ما بعضی از اولیای خدا که ما خدمت شان می رسیدیم می گفتیم به ما دستورالعمل بدهید می فرمودند که اگر می خواهی رشد بکنی وضو را کامل بگیر، اگر می خواهی فکر های بد در سرتان نیاید افکار منفی و خراب و فاسد در سرتان نیاید که اذیت تان بکند بزرگان می فرمودند بعضی از اولیای الاهی، یکی از اولیای خدا که امام امت راجع به ایشان فرمودند که این توحیدش کامل است این آقا توحیدش کامل است من خدمت شان بارها می رسیدم در زمان جنگ، به ایشان عرض کردم که چه کنیم برای نفی خواطر ایشان فرمودند که وضو را کامل بگیرید در دعا داریم که (اللهم انی اسئلک تمام الوضو) خدایا وضوی کامل نصیبم کن. خیلی غوغاست این وضوی کامل، ولی وقتی که شما با تأنی انجامش می دهی بخصوص وقتی که تنها هستی در خانه و کسی هم نیست که جلویش ریاکاری بکنی خودت هستی و خودت یا کسانی هستند اعضای خانواده که با آنها این حرفها را نداری، این کار را بکنید.

خوب، آنوقت شما نگاه کنید آدم وقتی که وضو می گیرد به همچین حالی بعد هم می گویند آبش را خشک نکنید آبی که با این اذکار در صورت و دست تان ریختید آبش را خشک نکنید اگر آب وضو را خشک کنید حدیث داریم یک ثواب به شما می دهند اما اگر خشک نکنید ده حسنه و ده ثواب می دهند با آن خیسی چون نورانیت دارد با همان خیسی بیایید به نماز بایستید. خوب، بعد هم شروع کنید اذان و اقامه، هی کشش بده تا برسی به نماز، نمازت را هم همینطوری هل هل نشو آرام بخوان کلمات را، قنوتت را آرام بگو، تشهدت را آرام بگو ذکرهای سجده را طولانی تر بگو، سبحان الله سبحان الله سبحان الله، مگر بیزاری از خدا اینقدر تند می خوانی که می خواهی در بروی آرام باش. یک ذره به خودت تلقین کن ببین مثلاً اگر اذیت نمی شوی، مثلاً ذکر اکبر بگویید بجای ذکر اصغر ذکر اکبر، بهتر است. مثلاً بجای سه تا سبحان الله، بگویید سبحان رب العظیم و بحمده، بعضی ها قشنگ تر می گویند سه مرتبه می گویند بعد صلوات در آن حتماً بفرستید در رکوع و سجده صلوات یادتان نرود خیلی خوب و مهم است ما الان نمی فهمیم که اینها با ما چه کار می کنند وقتی پرده کنار برود معلوم می شود که این صلواتهای که ما در رکوع و سجده می گفتیم چه می کند بعضی وقتها که حال بیشتری دارید تا هفت مرتبه این کار را بکنید. سبحان ربی الاعلی و بحمده. سبحان ربی الاعلی و بحمده، سبحان ربی الاعلی و بحمده.

قنوت های تان هم همینطور، هر چه دعا دوست دارید سر نماز از خدا بخواهید در نماز چون، در دعاها در نماز مستجاب هست، دعا هر چه می توانید در قنوت هایتان بخوانید هول نشوید. دعاهایی بخوانید که برای دنیا و آخرت تان بخواهید از خداوند تبارک و تعالی. اذکار خوبی هم در رکوع و در قنوت وارد شده بخوانید، یکی از چیزهایی که معمول هم هست در رساله هم آمده، ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار در روایت داریم، امام سلام الله تعالی علیه فرمود در کتاب شان که حسنه خداست. خدایا در دنیا خودت را به ما بده و در آخرت هم خودت را به ما بده. وقتی می گویی ربنا آتنا فی الدنیا حسنه بهترین حسنه کیست؟ خود خداست. خوش به حال کسی که هوس خدا را دارد. یعنی اینقدر اشرافی شده که هوسهای بزرگ به سرش می زند، و خوش به حال کسی که وقتی خدا را می خواهد هیچ چیز دیگر نخواهد.

در روایت داریم کسی که با من دارد حرف می زند اگر اینقدر حواسش به من جمع باشد که یادش برود از من چیزی بخواهد یادش برود که خواسته هایش را از من بخواهد و مشغول حرف زدن با خودم بشود به ملائکه می گویم که بیشتر از آنچه که در ذهنش بود به او بدهید بنده ی من چه بنده ی خوبی هست آمده بود از من چیزی بخواهد چشمش خورد به من یادش رفت که چیزش را بگوید خواسته هایش را بگوید

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

خدایا، خدایا، خدایا، پروردگارا، تو می دانی که ما خودمان اینطوری نیستیم، ولی می دانی که دوست داریم اینطوری باشیم، خیلی دوست داریم یک موقعی که بیاییم با تو حرف بزنیم همه چی یادمان برود، همه چی یادمان برود، ما هم دوست داریم اینطوری بشویم وقتی با تو سخن می گوییم آنقدر جذب جمالت شویم جذب جلالت بشویم آنقدر محو تو شویم آنقدر حواسمان پرت شود که یادمان برود چی می خواهیم، خدایا اعتراف می کنیم در این شب جمعه، شب عزیزی که بر ما حاکم هستی و الان داری ما را می بینی بندگان ذلیل و ضعیفی که به امیدی امشب را بیدار نشستند و در خانه ی تو آمدند، ماهی یک شب می آیند جمع می شوند در این بیت، به امید نظر لطف تو، خدایا به همه ما رحم کن، به همه ما لطف کن به فضلت، به کرمت، به عزیزان درگاهت، به مقربان درگاهت، قسمت می دهیم که ما را اینطوری قرار بده که دوستت داشته باشیم یک طوری قرار بده که ما هم بتوانیم مثل خوبان نماز بخوانیم ما هم یک طوری نماز بخوانیم وقتی که با تو سخن می گوییم از خواسته های مان غافل شویم.

امام صادق علیه السلام فرمودند که من گاهی وقتها که می آیم نماز بخوانم آنقدر از این کلمه لذت می برم و اینقدر تکرارش می کنم این کلمه را، تا از خود خدا همین کلمات را می شنوم، اینها ائمه ما بودند، پیشوایان ما بودند وقتی که می رسند به این ایاک نعبد و ایاک نستعین اینقدر برایم لذت بخش است و هی تکرار می کنم و تکرار می کنم که از گوینده ی خودش این کلمات را می شنوم. در رکوع هم همینطور است در رکوع هم موقع های که نماز های شخصی می خوانید بخصوص نمازهای مستحبی، چون در نماز های واجب توصیه کردند که خیلی طول ندهید گفتم درنگ بکنید از این حالتهای که عادی مردم می خوانند ما بیشتر درنگ بدهیم اما نه آنطور مفصل، در تعقیبات چرا در مستحبات تا می توانید طولش بدهید تعقیبات تعقیبات تعقیبات خیلی خیلی مهم است. آنقدر تعقیبات مهم است که حضرت فرمود جوهر نماز است.

تعقیبات آنقدر مهم است که حضرت فرمود که اگر شما در نماز واجب تان اشتباه و خللی بشود حواس پرتی ایجاد شود و خللی ایجاد شود با تعقیبات می توانید جبران کنید تعقیبات خیلی مهم است محافظ خوبی است به نماز تان، برای همین این فرصت مهم و الاهی را از دست ندهید که اگر نماز خواندید تعقیبات را ادامه دهید خوب تعقیبات بخوانید تعقیبات قوی و قدرتمند را انتخاب کنید که از همه مهمتر از همه مهمتر ان شاءالله به این معرفت برسیم که متوجه می شویم که از این قشنگتر امکان نداشت که خدا برای ما بگذارد که سی و چهار بار مستانه انسان بگوید الله اکبر، اسم خدا را بیاورد سی و سه مرتبه بگوید الحمدلله، سی و سه مرتبه بگوید سبحان الله، خیلی شیرین است این کلمات، ان شاءالله خدا این شیرینی ها را نصیب ما کند و بچشاند خیلی شیرین است خیلی لذت بخش است خیلی نشاط می آورد برای انسان، در تعقیب اینها را بگوید انسان تعقیبات را از دست ندهید اگر سر نماز حواس تان پرت شد ناامید نشوید شیطان اذیت تان نکند ناامید تان نکند در تعقیبات جبران کنید بنشینید آهسته هول نشوید، و وقتی یک بنده تعقیبات نمی خواند و بعد از نماز عجله دارد که بلند شود برود یا از مسجد برود خداوند به فرشته ها می فرماید ببینید این چقدر عجله دارد بنده ی من کجا می خواهی بروی بهتر از اینجا، بنشین همین جا، یک ذره فکر کنیم موقعی که نماز دارید می خوانید پیش خدا نشستید. تو و خدا، بعد کم کم که به این توجه می کنید بعداً هم دلت نمی آید که زود بروی دیدید که آدم وقتی یک عزیزی را پیدا می کند که خیلی به او علاقه دارد بعد دیگر دوست ندارد از پیشش بلند شود هی یک بهانه گیر می آورد که حرف بزند یکی از اولیای خدا بود هر وقت که ما خدمت شان می رسیدیم ومن تماس می گرفتم از بزرگان بودند خیلی بزرگ بودند، البته هنوز هم هستند خدا حفظ شان کند ان شاءالله عرض می کردم که من دلم تنگ شده می خواهم بیایم شما را زیارت کنم می فرمودند باشه بیا، ولی من خیلی کار دارم سرم شلوغ است الان دارم به تو می گویم که بیا فقط یک چای بخور و برو، گفتم که چشم. هر وقت می گفتم می گفت وقت ندارم حالا که می خواهی بیایی، بیا نمی توانم که به تو بگویم نیا، باندازه یک چای خوردن می گفتم چشم. بعد که می رفتم سر از یک ساعت و نیم در می آوردیم دو ساعت در می آوردیم، یعنی خودشان بزرگواری می کردند می پذیرفتند و سر صحبت را باز می کردند ما هم از خدا خواسته هی سخن می گفتیم گاهی وقتها یک ولی خدای دیگر بود که مزاح می کرد وقتی با او صحبت می کردیم می گفت سوال که می کردیم می گفت ای ناکس داری کم کم سوالهایت را زیاد می کنی که به شام بخوری، یواش یواش شب برسد و شام هم اینجا باشید حالا وقتی آدم با خدا حرف می زند این را توجه کنیم که ما در محضر خدا نشستیم دیگر کم کم انس بین ما و خدا ایجاد می شود. «شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد» چقدر خوب است بعد دیگر آدم اینطوری نیست که بخواهد عجله کند دوست دارد بنشیند، هم در مسجد هم در حرم ها، آنجاهایی که خیلی در حرم خودش هست و خودش با اینکه جمعیت است کسی با آدم کاری ندارد دوست دارد بنشیند، در خانه هم بخصوص تنها هستید همینطور، توجه به این بکنید آن وقت می بینی که می توانید بنشینید و با خدا حرف بزنید و حرف دارید اگر یک موقع حرفت نمی آید دوست داری بنشینی و حرفت نمی آید زود مفاتیح را باز کن بخش تعقیبات نماز را بیاور فارسی هایش را بخوان، عربی هم نمی خواهد بخوانی فارسی را بخوان می بینی که چقدر کیف دارد و لذت دارد بعد می بینی که می شود با خدا حرف بزنی و می بینی که بابا خدا هم یک کسی هست می شود با او حرف زد.

می شود پیشش نشست، فکر می کنم مثل همسر هم می شود مثل بچه ها هم می شود مثل خواهر و برادرم هم می شود با آنها چطوری حرف می زنید مثل نامزد هم می شود چطور می شود با اینها نشست و طولانی حرف زد مثل دوست می شود، وقتی یک ذره به تو خوش می گذرد بعداً می بینی که نه بابا از این ها خیلی بهتر است و دیگر حوصله کس دیگر را نداری و می خواهی همه اش با این حرف بزنی وقتی هم که در خانه تنها هستی دوست داری زود اذان بگویند و بنشینی هی حرف بزنی.

این حرف زدن ها خیلی خوش مزه است با بهانه های مختلف آدم دوست دارد حرف بزند خودش اینقدر دوست باز است خدا، خیلی دوست باز است می گوید هر وقت دلتان تنگ شد خواستید که من با شما حرف بزنم قرآن بخوانید هر وقت که خواستید شما با من حرف بزنید نماز بخوانید هر وقت شما بخواهید ما هستیم. هر وقت بخواهی هستیم شب نصف شب، تعطیل، خواب نیستم همیشه هستم. در من هم بسته نیست به روی هیچ کدام تان، هر وقت دوست داشتید حرف می زنیم یکی از بزرگترین عذاب هایی که روز قیامت هست که تمام وجود آدم را می سوزاند، همین معرفت هایی هست که آنجا پیدا می کنی، می فهمد که چقدر می توانسته با خدا رفیق باشد و رفت و آمد برقرار کند، چقدر احمقانه فرار می کرده از او، چقدر احمقانه فرار می کرده از او، آنجا آتش این، به نظر من نارالله الموقه التی تعطلع علی الافئده که امام خمینی (ره) فرمود پناه می برم از آتشی که جدای از جسم روح را هم می سوزاند. آتش دنیا روح را نمی تواند بسوزاند فقط جسم را می سوزاند ولی آتش آخرت روح را هم می سوزاند، به نظر من همین آتش همین هاست. آتشی که روح را می سوزاند حسرت هایی است که بعداً به سراغ ما می آید و روح را می سوزاند، جدای از جسم، آتش می زند به روح به جان انسان آتش می زند، رکوع همینطور سجده ها همینطور هی طولش بدهید درنگ کنید تعقیبات و ... فکر نکن که اگر این کار را کردید از کارهایی دنیای عقب می مانید درسهایت عقب می ماند کسب روزی ات، کارهایت عقب می ماند اتفاقاً هر وقت به هوای اینکه کارهایت و درس و کسب روزی ات عقب می ماند از نمازت بزنی گره می افتد در کارها و درسهایت می روی سر جلسه امتحان می بینی یادت رفت می بینی چک برگشت خورد می بینی که آنی که قول داده به تو پول را دو ماه بعد می دهد به تو، می روی آنجا می بینی که دو ساعت معطل شدی در خیابان، می روی می بینی ماشینت پنچر می شود خراب می شود تصادف می کند ول کن تو با خدا بنشین خدا در کار توست. بنشین پیش خدا، خدا هم کارهای اقتصادی و درسی ات را راه می اندازد حافظه به تو می دهد هوش می دهد مطلب علمی می دهد بینش می دهد به تو، مشکلاتت را حل می کند گره از کارت باز می کند تو بنشین پیش خدا، حتی این ها را هم نخواه از او، حرفهای دیگر بزن خدا هم می داند که تو برای چی اینجا نشستی چقدر هم کار داری چقدر پول احتیاج داری، چقدر علم می خواهی، خودش کارهایت را راه می اندازد، چون همه کار دست اوست، درست است؟ همه چی دست اوست او خودش هم که می داند دیگر، ما به خدا می گوییم عوض کنیم کارهای مان را من می شینم پیش تو از تو لذت می برم تو هم جای من کار کن و روزی به ما برسان، خوب است عوض دیگر، آدم به معشوق بگوید ما از تولذت می بریم تو برای ما کار کن.

چقدر خوب است این معامله خدا هم می پذیرد دوست دارد این را قبول می کند، بلکه آن را با آرامش و وقار و درنگ بجای می آوری و فروتن و افتاده باش، و تکبر نایست، فروتن و افتاده برای خدای عزوجل با هاله ای از بیم و هراس، امیدوار و بیمناک، همراه با آرامش و ترس و احتیاط، پس در پیشگاه او همچون بنده ی گناهکار فراری در پیش اربابش بایست، اینطوری هم هست دیگر، پاهایت را در یک ردیف قرار ده، و خود را راست نگه دار و به راست و چپ روی بر مگردان گویا که او را می بینی که اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند با ریشت و با هیچ کدام از اندامت بازی مکن و انگشتانت را مشکن و بدنت را مخاران و به بینی و یا لباست مشغول مشو و در حالی که در دهانت چیزی بسته ای نماز نخوان، و برای زنان جایز نیست که با نقاب نماز بخوانند، هنگام ایستادن دیده ات به سجده گاهت باشد و اظهار بی تابی و بی قراری و ترس کن و با این حالت به سوی خدای عزو جل اشتیاق نشان بده و سنگینی ات را بر این پا و گاه بر دیگری میانداز یعنی روی دوتا پایت بایست ول نکن خودت را، همچون کسی که آخرین نمازش را می خواند نماز بگزار.

یکی از فرمولهای مهم این است خیلی اساسی است قبل از نماز این را هم بنویسید روی سجاده یا جانمازتان که این آخرین نماز من است اگر به عنوان آخرین نماز نماز بخوانی چطوری می خوانی؟ فقط طولانی بودنش نیست بلکه توجه خیلی زیاد هم انسان دارد اگر بداند که آخرین نماز است ما در جبهه که در عملیات می خواستیم نماز بخوانیم به طور ناخودآگاه بچه هایی که می خواستند بایستند به نماز همه نمازهای شان باحال می شد چون می گفتند ما الان داریم می رویم عملیات چه بسا که دیگر به نماز نرسیم، و آخرین نماز ما باشد و دیگر نتوانیم نماز بخوانیم هر وقت می خواستند بروند عملیات نماز جماعت آخری، نماز مغرب و عشای آخری خیلی مزه می داد. همه گریه می کردند سر نماز، در سجده گریه می کردند خیلی حال های قشنگی داشتند چون بعدش دیگر می خواستند اسلحه را به دست بگیرند و بزنند به خط حالشان خیلی حال قشنگی می شد. گویی می بینی که دیگر هرگز نماز نمی خوانی، چه عذاب بزرگی است، که انسان به این توجه کند که دیگر نماز نمی تواند بخواند، یکی از بزرگترین آرزوهای بهشتی ها، جهنمی ها هم همینطور، هفته های بعد ان شاءالله می خوانیم (قالوا ما سلککم فی سقر) قالوا لم نکن من المصلین) نماز نمی خواندیم چند جای جهنم هست چند جا هست که مخصوص کسانی هستند که یا نماز نمی خواندند یا که نماز می خواندند سبک می شمردند نماز را و بد نماز می خواندند و بی کیفیت نماز می خواندند هم جهنمی ها و هم بهشتی ها همه حسرت دارند که برگردند نماز بخوانند. همه حسرت دارند برگردند نماز بخوانند همه شان هم یک عقیده پیدا می کنند بعداً یعنی وقتی در برزخ می روند این عقیده را پیدا می کنند که بهشت شان همان نمازه بوده بهشت همان نماز بوده. ولی اینها چقدر بد برخورد می کردند با نماز چقدر تحمیلی چقدر ضعیف، چقدر سبک می شمردند نمازشان را . بعداً که آدم می میرد ای بابا فقط همان وقتهای نمازش در عمرش زندگی کرده و به دردش می خورد و بقیه همه اش حیوانیت بوده یا با این و آن بوده یا خوردن بوده یا خوابیدن بوده، یا بازی گوشی بوده، یا حمالی کردن بوده، فقط در تمام لحظات عمرتان شما وقتی که نگاه کنید همه لحظات عمر تان، قشنگ ترین لحظات عمر شما موقعی بوده که شما داشتید وضو می گرفتید و حرکت می کردید به سمت عبادتگاه هایتان زیباترین لحظات عمر شما همین لحظات بوده، زیباترین لحظات عمر تان. ولی الان ما نمی فهمیم الان تلخ ترین قسمت های روز مان که خیلی به ما تحمیل می شود همین لحظات وضو و نماز است که اگر به واسطه ی مسافرتی هم شکسته شود بدمان هم نمی آید خوش مان هم می آید که کم هم شده، بدبخت آدم دیگر.

آفتی نبود بتر از ناشناخت تو بر یار و ندانی عشق باخت

یار را اغیار پنداری همی شادی را نام بنهادی غمی

نماز بزرگترین شادی است، بزرگترین شادی، رقص است جشن است هم آغوشی است می و مطرب است ما الان نمی فهمیم آن را، کی می فهمیم؟ یا موقع مردن که دست ما کوتاه است التماس می کنیم که بگذارند دو رکعت نماز بخوانیم، دیگر این فرصت را پیدا نمی کنیم در برزخ التماس می کنیم فایده ای ندارد قیامت التماس می کنیم آخرت التماس می کنیم خدایا خدایا خدایا یک دو رکعت نماز، دو رکعت وایستم بروم با تو حرف بزنم، پیغمبر وقتی از یک نفر خوشش می آمد در روایت داریم وقتی می دید یک مرد خیلی باحالی است حدیث داریم از معصوم است پیغمبر این طوری بود که وقتی از یک نفر خوشش می آمد و می دید که آدم کار درستی است، شما هم اینطوری هستید، شما وقتی از یک نفر خوش تان می آید یک نفر برای شما جذابیت دارد یک شخصیتی یک دوستی برای شما جذابیت دارد، کجا می خواهید ببرید او را؟ بهترین جایی که کیف دارد بهترین لذتی که خودت می بری دوست داری از آن لذتت به این هم بدهی، در روایت داریم ببین ادبیات انسانی غیر از ادبیات بخش حیوانی است در روایت داریم که وقتی پیغمبر از یکی خوشش می آمد می فرمود نمازت را بیشتر بخوان. تو بیشتر نماز بخوان ولی ماها یک کسی به ما بگوید نماز بیشتر بخوان حالمان به هم می خورد. نماز بیشتر بخوان یعنی چی؟ یعنی ببین تو با خدا انس بیشتری داشته باش خصوصی تر مهربان تر، بیشتر در آغوش خدا باش بیشتر سرت را بگذار روی پای خدا، بیشتر برو در بغل خدا، افضل الناس من عشق العباده خیلی حرف است خواندم برایتان چند ماه پیش، بالاترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد. بعد می فرماید که پیغمبر فرمود عبادت را بغل کنید، (فعانقها) عبادت را بغل کند. این که می گویم تمرین بکنید هر کس فهمید بیاید به من هم بگوید. بیاید بگوید من رسیدم به این، به من این مژده را بدهد من خوشحال می شوم بیاید بگوید من فهمیدم نماز را بغل کردن یعنی چی. بغلش کنی فشارش بدهی در سینه ات، سجده را بغل کردن رکوع را بغل کردن قنوت را بغل کردن یعنی چی؟ قرآن را بغل کردی تابحال، قرآن را، بغلش کردی شیرین تر از بغل کردن هر کس دیگری، گویی می بینی که دیگر هرگز نماز نمی خوانی. اینطوری نگاه کنید به آن. که اگر این آخرین نماز مان باشد چی می شود. چقدر از همین عزیزان خودتان سراغ دارید که خودشان نماز آخرشان را خواندند در حالی که نمی دانستند آخرین نماز شان است اگر می دانستند یک طوری دیگری می خواندند.

بالاخره همه حسرت دارند آنهایی که دست شان از نماز بریده می شود حسرت دارند. بدان که در پیشگاه خدای جباری، این عظمت را اگر انسان درک کند با هیچ چیز بازی مکن، و در خود فرو مرو و دلت را خالی ساز و به نمازت مشغول باش و دستانت را رها کن، و بر ران هایت بنه. دستهایت را بگذار روی ران هایت. دیگر خسته تان نکنم بس است برای امشب.

والحمدلله رب العالمین