اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
خوب بحث ما در باره مهارتهای عبادی بود. این نکته را عرض کردیم ک ما در حرکت به سمت حق تعالی به سمت ابدیت این حرکت یک حرکت ریاضی است این را خوب توجه فرمایید یعنی حرکتی است که دقیقاً جز به جزءاش حساب شده و حساب می شود (کل شیء عنده بمقدار) تمام چیزها در نزد خدا اندازه دارد و ریاضی است حرکت را هم عرض کردیم که مثل حرکت جنین است در رحم مادر و ما در رحم دوم مان، که دنیا هستیم قرار داریم که باید دقیقاً مثل حرکات یک جنین که حرکات منظم ریاضی است یعنی یک الکترونش و یک اتمش هم حساب می شود همینطوری باید حرکت کنیم. حرکت ما به سمت خداوند تبارک و تعالی حرکت جوهری است.
این را عزیزان فراموش نکنند. ده ها آیه در قرآن است که این را به ما می گوید که حرکت، حرکت جوهری است یعنی حقیقت انسان متحول به سمت آخرت شود، و روح باید تناسب با شرایط زیستی آخرت پیدا کند امیرالمومنین علیه السلام (انکم الی الاخره صائرون) صائر با صاد، یعنی در حال گردیدن و شدن هستید. تمام ارتباطات و انتخابات و رفتارهایی که ما داریم اینها به شدن ما کمک می کند حالا این شدن متناسب با شرایط زیستی آخرت هست یا متناسب با شرایط زیستی آخرت نیست. ولی این را شما باید بدانید موقعی که ما می خواهیم متولد شویم آنجا باید با شکل خاص و تناسب خاصی در آخرت متولد شویم. باید شباهتی داشته باشیم با شرایط ریاضی و زیستی آنجا، این که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: ده گروه از امت من به صورت حیوان محشور می شوند، یا بعضی از امت من به صورت ده حیوان می شوند اینطوری هست. یعنی اینها نماز که خواندند و روزه که گرفتند، به هر حال باطن را نتوانسته شبیه شرایط زیستی آخرت و شبیه انسان بکند. لذا ما باید حتماً بیاییم روی آن نظامها و سیستم هایی که قرار است ما را متحول بکند کار بکنیم. که درست نتیجه بدهد که یعنی آن محصولی که می خواهد بیرون بدهد یک محصول خوبی باشد موقع مردن یک محصول خوبی متولد شود به آخرت و ابدیت.
برای همین هم، در اسلام روی کیفیت عبادت به ما سفارش شده، اول آنچه که ما را طبق آن شرایط زیستی تربیت می کند عبارت است از عبادت، یعنی انسان با حرکت عبودی می تواند باطن خودش را شبیه شرایط زیستی آخرت کند یعنی آن شرایط ریاضی را می تواند کسب کند تحول پیدا بکند متناسب با آنجا، آنی که می تواند این کار را با ما بکند عبادت است و در رأسش نماز است. که قدرت را دارد بتواند این کار را انجام دهد اینکه می گویند معراج است می گویند (قربان کل تقی، قربان کل مومن) یعنی نماز این شکل را به ما می دهد ولی اگر نماز را نتوانیم از آن استفاده کنیم از این وسیله ای که برای تقرب است برای بالارفتن هست نتوانی استفاده کنی همین نماز باطن انسان را خراب می کند همین نماز باطن را خراب می کند انسان با بد نماز خواندن باطن خودش را خراب می کند که باید این کیفیت را رویش کار کنیم. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله تألحی را از اولیای خدا بود که خدمت شان رسیدیم، در بحار همدان این خاطره را قبلاً هم تعریف کردم برای تان، آنجا که خدمت شان رسیدیم حالا باطن من را دیده بود، یا به هر حال، اینطوری بود وقتی از او خواستیم که نصیحتی بکنند و فرمایشی کنند این حدیث نبوی را خواند، که آیا شما نمی ترسید که در نماز وقتی حواست تان نیست با خدا دارید حرف می زنید آیا نمی ترسید از اینکه خداوند چهره شما را به صورت الاغ دربیاورد. در حدیث داریم در لمعه هم هست این روایت اتفاقاً. چهره یعنی همان باطن شما را، باطن شما را شبیه الاغ می کند. پس دقت کنید ما نباید یک نمازی بخوانیم که الاغ شویم ما نباید یک نمازی بخوانیم که شبیه حیوانات شویم باید روی عبادت مان کار کنیم. این هم یک چیزی نیست که من الان خودم هم اینطوری باشم یا بگویم شما بشوید بارها گفتم این یک امر تدریجی است که انسان باید توجه بکند ذره ذره کار کند ولی بی خیال نباشد. بی خیال نباشد روی عبادتش کار کند تا این عبادت کیفیت دار شود و بتواند باطن ساز شود. علامتش هم که کیفیت ساز است این است که در ظاهر ظهور می کند چون علی علیه السلام می فرماید هر وقت می خواهید باطن یک نفر را نگاه کنید به ظاهرش توجه کنید. (الظاهر عنوان الباطن) ظاهر نشان می دهد اگر دیدید آدمی هست همان خصوصیات هایی که قرآن فرمود همان خصوصیت هایی که شما در صفات متقین از فرمایشات استاد نیکنام می خوانید اگر دیدید ظهورات اینطوری دارد شخص، آرامش دارد شادی دارد دائم النشاط است آن خصوصیتی که پیغمبر می گوید باتقوا است ظهورات خوبی دارد بدانید که باطن دار است باطنش باطن خوبی است ولی اگر می بینید که سالها دارد نماز می خواند حج می رود روزه می گیرد عرض کنم مسجد می رود یا احیا می گیرد و بعد احیاش را در عرض چند دقیقه همه را از بین می برد این ظهورات نشان دهنده این است که اصلاً چیزی به باطن اضافه نشده یعنی باطن خوب پیدا نکرده نه اینکه اضافه نشده، یعنی اضافه قطعاً شده، شما چه بخواهید یا نخواهید، به باطن اضافه می شود ولی یک موقع به باطن به شکل انسانی اضافه می شود باطن دار می شود این باطن داری ظهور پیدا می کند نمی شود یک چیزی باطن داشته باشد ولی ظهور نداشته باشد. این (الظاهر و عنوان الباطن) در انسان شناسی در موردش صحبت کردیم ده پانزده جلسه صحبت کردیم. ولی این هست که اگر می خواهید بفهمید خودتان را که چه کاره هستید یا دیگران را بشناسید به چه نگاه کنید؟ به ظهوراتشان نگاه کنید ظهور نشان می دهد که باطن، چی هست؟ ظهور نشان می دهد که باطن چی است این ظهورات فوق العاده مهم هستند خوب، من از خودم یک توقعاتی دارم یک گمانهایی در مورد خودم دارم، دیگران هم خیلی از من ممکن است تعریف بکنند، فکر کنند من آدم خوبی هستند ولی به ظهورات خودم که نگاه می کنم می بینم که خیلی بدبختم خیلی بیچاره هستم خیلی ضعیف ام، یک نمونه برایتان بگویم که حضرت فرمود که شما اخلاص ندارید مگر این که مدح و ذم، برایتان فرقی نکند. مدح و ذم برایتان فرقی نکند.
حالا اگر تعریف تان کردند کیف کنید یا اگر از شما بد گفتند و انتقاد کردند عصبانی شوید و ناراحت شوید در خانه داد و بیداد راه بیندازید جای دیگر داد و بیداد راه بیندازی و عصبی شوی این معلوم است که اخلاص ندارید اخلاص امری است چی؟ امری باطنی. ظهورش چیست؟ زُهد، بی تفاوت بودن، فرق نکردن مدح و ذم برای انسان. آن باطن می شود این ظاهر می شود. فرمول چی بود (الظاهر و عنوان الباطن) اگر دیدی که برایت فرق می کند اگر یک ذره از تو انتقاد کردند و یک ذره بدت را گفتند، اگر اشتباه کردی پایت لغزید خواستند نقدت کنند به تو بر می خورد و برافروخته می شوی اعصابت خرد می شود همه چیز را بزنی به هم بدان که اخلاص نداری. صدها نمونه دیگر در قرآن و روایات داریم هزارها نمونه که وقتی بگذاریم در این فرمول در می آید این فرمول، فرمول روانشناسی بسیار بزرگ و مهمی است که گفتم که کاربردی اش را عزیزان خواستند به مباحث انسان شناسی مراجعه کنند. ولی دقت کنید که ما اگر عبادت باطن بیاورد برای ما این باطن باید برای ما ظاهر بیاورد. حتماً باید ظاهر متناسب با خودش را بیاورد اگر کسی سالها عبادت کرده، درس خوانده، کار کرده، زحمت کشیده، هر چی که هست، اگر کار کرده واقعاً چیزی جذب کرده چیزی مایه ای داشته باشد باید ظهور کند نمی شود شما آدم خوبی باشی و ظهور نکند و نمی شود شما غذا خورده باشید و ظهور نکند. (از کوزه برون همان تراود که در اوست) غیر از ریاکاری است ممکن است ما با ریاکاری کاری انجام دهیم و سر مردم کلاه بگذاریم ولی سر خودمان را که نمی توانیم کلاه بگذاریم من که خودم می دانم که نمازهایم چقدر افتضاح است خودم می دانم چقدر کسل هستم خودم می دانم که چقدر قسی القلب هستم و چقدر خرابکاری می کنم سر خودم را که نمی توانیم کلاه بگذارم. این آینه را که جلوی خودمان بگیریم خودمان را خوب می شناسیم. مهم این نیست که ما از نظر علمی پیشرفت کردیم مهم این نیست که شهرت پیدا کردیم در بین مردم به آدم خوب بودن و متدین بودن، مهم نیست که جماعت کثیری می آیند به ما التماس دعا می گویند و فکر می کنند ما آدم خوبی هستیم، مهم این نیست که سواد مان رفته بالا و معلومات مان رفته بالا مهم این است که اگر چیزی به ما اضافه شده باید بروز پیدا کند. باید ظهور پیدا کند باید مشخص شود.
چون امیرالمومنین علیه السلام خطا که نمی کند (نعوذ بالله) فرمود (الظاهر عنوان الباطن) نشان می دهد باطن را. حتماً نشان می دهد باطن را. پس باید بیاییم روی چی کار کنیم اگر بخواهیم قیافه انسانی از ما ظهور کند حقیقت انسانی از ما ظهور پیدا کند چون الان آنچه که از ما اینجا باطن است موقع تولد ظاهر است. (یوم بتلا سرائر) به محض اینکه متولد شوید مثل تولد بچه است دیگر، بچه باطن است بچه کی ظاهر می شود موقع تولد، موقعی که تولد پیدا می کند یعنی از رحم وفات پیدا می کند از رحم وفات، وفات یعنی چی؟ یعنی انتقال کامل، منتقل می شود می آید در دنیا، آن امر باطنی ظاهر می شود معلوم می شود که تمام دوران جنینی این از چه روشی رفته جلو. از روش ریاضی متناسب با دنیا بوده یا روشهای غلط بوده یا اینکه دو تاسر آورده چشم نیاورده پا نیاورده دست نیاورده قیافه انسانی نیاورده معلوم است که دوران دوران خوبی برایش نبوده. ما باید الان بفهمیم. چون بعداً بخواهیم بفهمیم فایده ندارد ما باید الان بفهمیم که وضعیت باطنی ما چطوری هست چون الان نیاز داریم که بفهمیم این قاعده که دائماً گفتند محاسبه کنید خودتان را، (لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم) از ما نیست کسی که هر روز خودش را محاسبه نکند یعنی ور بروی با خودت هی باید نگاه کنی حالا به ظاهرت هم نگاه می کنی شما درخانه هر طوری هم بگردی مهم نیست ولی وقتی جلوی دیگران می خواهی بروی چه کار می کنی؟ در آینه خودت را نگاه می کنی لباست را مرتب می کنی که می خواهم بیرون بروم دیگران من را با قیافه ژولیده که در خانه دارم نمی توانند من را ببینند برایت مهم است که دیگران ترا چطوری می بینند. این خیلی مهم است که ما باید توجه کنیم به این قضیه هی ور برویم با خودمان دغدغه خودمان را داشته باشیم که مثلاً از ماه رمضان تا حالا چه اتفاقی افتاد هفته بعد چه اتفاقی می افتد ماه بعد چه اتفاقی می افتد من الان در چه وضعیتی هستم آخرین وضعیت خودمان را سعی کنیم در بیاوریم.
آن موقع که به من حرفی می زدند عصبانی می شدم حالا اگر آن حرف را به من بزنند آیا عصبانی می شوم؟ آن دفعه خرابکاری کردم سر اینکه غذا سوخته بود، در خانه داد و فریاد راه انداختم معلوم است که آدمیت ندارم که برای این کار داد و فریاد راه می اندازم الان چی؟ الان درست شدم یا نه یک نگاهی بکن به خودت در محل کارت نگاهی کن به خودت. آن موقع می خواستم خمس بدهم زورم می آمد الان چی، الان زورت می آید یا نه؟ و خیلی چیزهای دیگر. آن دفعه رفتم در بازار و خیابان چشم هایم را نتوانستم کنترل کنم این باطن پیدا شده یا نه می شود این کار را بکنی یا نه. ما هی دائماً این را باید بگوییم اگر کسی بخواهد قدرتمند شود به معنای حقیقی یعنی متناسب با شرایط آخرت بشود یا تشابه به حضرت حق تعالی پیدا کند باید روی باطن و کیفیت کار کند. مهمترین چیزی که می تواند باطن بسازد یاد حق تعالی و یاد آخرت است. قرآن می فرماید ما همه انبیا را با یاد آخرت خالص کردیم (اخلصناهم بخالصه ذکر الدار) هر کس می خواهد خالص باشد یاد تولدش بیفتد به ابدیت، یاد آخرت بیفتد یاد آخرت خیلی خوب انسان را می سازد اگر انسان باور کند که یک ابدیتی یک مردنی دارد خیلی برایش خوب است این در خودسازی به او قدرت می دهد می گوید ما انبیا رابا یاد آخرت و خانه شان ( ذکر الدار) یاد خانه ابدی شان خالص کردیم همه شان را. ما هم با همان راه خالص می شویم و هر چقدر یاد حق تعالی کنیم و یاد آخرت کنیم این باطن بیشتر ساخته می شود در عبادت و نماز همه این یادها همه این ذکرها همه اینهایی که ما به آنها احتیاج داریم وجود دارد برای همین فرمود اگر می خواهید بدانید که بزرگان چرا بزرگ شدند فرمود (فضیله السعاده حسن العباده) فضیلت سادات و بزرگان بخاطر کیفیت عبادت شان است اگر می بینید که آنها توانستند این کار را کنند فکر نکنید که به خاطر میزان سواد شان باشد، نه. کیفیت شان بوده که توانستند در کمترین زمان به بیشترین قدرتها برسند لذا ممکن است که یک نفر در کمترین زمان به بیشترین نتیجه برسد یک نفر در زمانهای طولانی هم بخاطر ضعف در کیفیت عبادت به نتیجه نرسد.
با کیفیت ضعیف به نتیجه نرسد. پس ما باید به این اهمیت بدهیم بیشتر روی کیفیت کار کنیم روایت دیگری هم خواندیم خدمت تان، که چی بود؟ (اذا اراد الله بعبداً خیرا الهمه حسن العباده) هر وقت خداوند خیر بنده ای را بخواهد به او الهام می کند که برود روی عبادتش کار کند کیفیت عبادتش را بالا ببرد نه کمیت عبادتش را. این یادتان نرود روی کمیت نه، روی کیفیت کار کند. الهام می کند به او. به او می فهماند که بابا وقتت را جای دیگر تلف نکن. برو روی کیفیت کار کن. در رابطه با کیفیت فرمولهایی که در روایت بود چندتا را خدمت تان عرض کردیم ولی باید توجه داشته باشیم که ما اگر بخواهیم واقعاً تقرب پیدا کنیم، تقرب یعنی چی؟ معنا کردیم یعنی چی؟ سنخیت. سنخیت و مشابهت. تشبه به حق تعالی، حالا دقت کنید (ما تقرب متقربٌ بمثل عباده الله) امیرالمومنین علیه السلام فرمود هیچ نزدیک شونده ی به مثل عبادت خدا نمی تواند نزدیک شود نزدیک شدن هم چون امر مجرد است به فاصله زمانی و مکانی نیست در مکه و مدینه بودن نیست. به چی است؟ به شباهت است. به شبیه شدن است.
خوب، آخرین فرمولی که در موردش آن جلسه ماه مبارک صحبت کردیم این بود که نخستین قدم در عبادت چیست؟ معرفت الله. اول العباده الله تعالی معرفته. امام رضا علیه السلام فرمود آغاز بندگی خدا چیست؟ عبادت است. شما می خواهید عبادت کنید که شبیه شوید وقتی نمی دانید کی را عبادت می کنید و شناخته شده نیست و نسبت به او ضعف معرفتی دارید نمی دانید می خواهید چی شوید فکر کنید یک خدای زورگوی قلدری آن بالا نشسته آن هم بعد از آسمان هفتم، آن بالا نشسته اینجا هم نیست آن بالا نشسته به تو گفته تو باید نماز بخوانی تا بروی در بهشت این همه اش دورغ. هیچ کدامش هم درست نیست یا جهنم نروی نمی دانیم که هدف از عبادت چیست هدف از عبادت این است که من باید تشبه پیدا کنم همین جا باید لذتش را ببرم و بهره اش را به من بدهد ما عبادت نمی کنیم که در آخرت بهره برداری کنیم عبادت می کنیم که در همین جا بهره برداری کنیم. این حدیث شریف را برایتان خواندم خیلی زیباست قال الله تبارک و تعالی (یا عبادی صدیقین تنعموا بعبادتی فی الدنیا) چه کار کنید از عبادت من لذت ببرید تنعم ببرید نعمت تان اینجاست. یا داوود بی ففرح و بذکری فتلذذ. داوود با من شاد باش عبادت برای این است که تو بتوانی اینجا با خدا به رقص و شادی برسی اینجا مست باشی. این مهم است امام صادق علیه السلام فرمود قرآن شراب مومن است اگر شراب است پس اینجا باید برای ما مستی بیاورد عبادت برای این است که تو اینجا بخوری و کیف کنی نه اینکه من قرآن خواندم آخرت به من ثواب بدهند ثواب اگر اینجا نصیبت نشود آنجا هم نصیبت نمی شود ثوابش چیست؟ ثوابش این است که باید یک ظهوری پیدا کنی شراب اگر بخوری شراب اگر حال ندهد می گوییم شرابش اصلی نیست. اصلی نیست. مثل اینهایی که دود هستند می گویند این جنسش خوب نبود نگرفت ما را، خوب نگرفت. اگر بگیرد نماز، جنس نمازت خوب است، اگر قرآن بگیردت و مستت بکند شادت بکند، شادت بکند یعنی بخاطر دنیا دیگر عصبانی نشوی دقت کنید اگر می گوییم مستی و شادی یعنی چی؟ یعنی بخاطر کمالات جمادی نباتی و حیوانی عصبانی نشوی. (لکیلا تأسوا علی ما فاتکم) غصه نخورید اگر دنیا از شما گرفته شد اگر یک امر جمادی و یک امر نباتی و یک امر حیوانی از شما گرفته شده عزادار نشوید رابطه تان با خدا خراب نشود رابطه تان با امام زمان تیره نشود این فقدان نباتات و جمادات و حیوانیات در رابطه شما با خدا سایه نیندازد. این از کجا معلوم می شود که شخص اینطوری است از آنجایی که شراب خورده وقتی شراب بخورد اینقدر شاد است که اینها رویش اثری نمی گذارد.
قرآن را نگاه کنید چه شرابی را به ما معرفی می کند (الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون) مستی می آورد چه خبر خوشی است. می گوید مال اینجا که نبودم پیش خدا بودم مال خدا هستم بعد هم بر می گردم پیش خدا. غصه چی را بخورم. افسرده چی شوم پژمرده چی شوم، چرا عزادار شوم، اگر شراب بخوری که باطن می آورد نماز بخوانی باطن می آورد روزه بگیری باطن می آورد ذکر بگوییم باطن می آورد باطن باید ظهور کند اگر ظهور نکند ثواب یعنی چی؟ باید ثواب داشته باشد، حالا ببینیم در قسمت بعد توضیح می دهم. بنابراین ما باید رو مسئله معرفت زیاد سرمایه گذاری کنیم جلسه قبل هم روایت خیلی خواندم برایتان، یک روایت از امیرالمومنین علیه السلام هست که توضیح کافی ندادم خدمت تان. هدیه به محضر امیرالمومنین صلوات ختم بفرمایید.
فرمود (سکّنوا فی انفسکم معرفه ما تعبدون) خوب دقت کنید عبارت را، همه اش را هم در فارسی ما استفاده می کنیم این را، (سکّنوا) یعنی ساکن کنید مستقر کنید بگذارید استقرار پیدا کند (سکنوا فی انفسکم) در نفوس خودتان در جان خودتان ساکن کنید چی را؟ معرفت آنچه را که می پرستید. اول در جان خودتان معرفتش را ساکن کنید بدانید که می خواهید چه کار کنید هدف وقتی شناسایی نشود شما هی عبادت کنید، مثل آدمی که هی خط می نویسد هی دستش را می کند در مرکب و قلم را می کند در مرکب هی می کشد چون الگو ندارد نمی داند که این سین و الف را چطوری بکشد اما یک نفر که از روز اول می رود پیش استاد و یک سرمشق می گیرد این هفته اول الفبایش شبیه استاد می شود ولی آنهایی که اصلاً نمی روند سرمشق و الگو نمی گیرند استاد ندارند تمرین درست و حسابی ندارند اینها هی بیایند این قلم را بکشند فایده ندارد بیست سال هم این کار را بکند الفت شبیه الف استاد نمی شود ولی یک هفته برو زیر نظر استاد می بینی که الف تو شبیه الف استادت می شود. کیفیت اینطوری است.
(سکّنوا فی انفسکم معرفه ما تعبدون) که چی شود؟ که (حتّی ینفعکم من تحرکون من الجوارح بعباده من تعرفون) تا اینکه به شما فایده برساند آن حرکات بدنی که دارید می کنید در عبادت تان، در عبادت کسی که می شناسیدش، این حرکات بدنی به دادتان برسد وگر نه شما سی سال هم عبادت کن وقتی نمی شناسی، علی علیه السلام فرمود (رب متمسک من لا دین له) چه بسا عبادت کننده ی که دین ندارد. عبادت می کند اصلاً این عبادت هیچ تأثیری رویش نگذاشته یک شب قدر رابه قول حاج آقا نیکنام رسانده پنج دقیقه بعد همه اش ضایع می شود هیچ چیزش به دادش نمی رسد. این چه ثوابی می خواهد داشته باشد. ظهور پیدا نکرده اصلاً عبادت جذب نشده که بخواهد ظهور داشته باشد. جذب نشده چون تمرکز در آن نبوده فرمول تمرکز یادتان نرود مفصل راجع به تمرکز صحبت کردیم جذبی صورت نگرفته باید جذب شود این، حضرت می فرماید اگر می خواهید کاری کنید اول شناخت خدا را در جان تان بیندازید لذا فرمود شب قدر مهمترین عمل، عبادت نیست جامعه کبیره و جوشن کبیر و صغیر و قرآن سر گرفتن نیست مهمترین عمل مذاکره علمی است. برای همین هم ما شبهای قدر با هم حرف می زنیم از اساتید استفاده می کنیم حرف می زنیم که معرفت ما زیاد شود نه که هی بنشینیم روضه بخوانیم گریه کنیم قرآن بخوانیم هی نماز بخوانیم ولی هیچ فایده ای هم نداشته باشد برای آن هم یک ساعت و دوساعتی وقت می گذاریم ولی باید بیشتر روی مذاکره علمی وقت بگذاریم. (یا علی اذا رأیت الناس یتقربون الی الله) علی وقتی مردم با عبادت و رحمت های بدنی دارند خودشان را به خدا نزدیک می کنند تو تقرب پیدا کن با خدا با فکرت. فکر خیلی مهم است. (القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ من اتعاب جوارحه فی الاعمال) رساننده تر است. درون شکل بگیرد وقتی باطن شکل داشته باشد اگر تو معرفت داشته باشی یک سبحان الله ات می ارزد. یک سبحان الله ات خیلی می ماند. یک الحمدلله خیلی اثر دارد. اگر معرفت باشد این آثار را دارد ما هی داریم تأکید می کنیم که در این شبها عزیزان که ما باید اهل شنیدن باشیم.
جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش
اگر می خواهیم چاق شویم فربه شویم مثل جنینی که در رحم مادر یواش یواش بزرگ می شود فربه می شود اگر می خواهیم فربه شویم که بتوانیم از شرایط زیستی آخرت بهره مند شویم باید خوب بشنویم. خوب مطالعه کنیم. این خیلی مهم است. پس این یادمان نرود (سکّنوا فی انفسکم معرفه ما تعبدون) اگر می خواهید عبادتهایتان هدر نرود وقت تان تلف نشود عمر تان تلف نشود بروید دنبال معرفت الله. فکر کنید در مورد حق تعالی. فکر، حالا راجع به فکر کردن هم در جلسات بعد می رسیم چند جلسه. خوب روایت بعدی چی می گوید، از امیرالمومنین علیه السلام هست می فرماید که (لا خیر فی عباده لیس فیها تفقه) در عبادتی که در آن تفقه، تفقه یعنی چی؟ یعنی فهم عمیق، فقه یعنی خوب فهمیدن، یادتان نرود. (لانهم قوم لا یفقهون) قرآن می گوید راجع به کفار و فاسقین می گوید شعور ندارند خوب نمی فهمند. در عبادتی که فهم عمیق در آن نیست فایده ای هم ندارد. در عبادتی که همراه با فهم عمیق نباشد خیری هم نهفته نیست. خیر یعنی چی؟ خیر امر نسبی است یادتان باشد خیر یعنی چی؟ خیر یعنی آثار متناسب با یک شیء، شما از عبادت چی می خواستید؟ می خواستیم که ما را متقرب بکند به خدا شبیه بکند به خدا، خیر عبادت در همین است. شبیه کردن، بالا بردن، بالابردن به چی؟ فکر می کنید ما از زمین ده متر بالا می رویم؟ معراج است یعنی چی؟ یعنی ما از سقف آسمان در می آییم؟ معراج همان در سجاده ات است همان جا صورت می گیرد، اگر بخواهی بروی بالا باید چه کار کنی؟ باید شبیه شویم. افراد به میزان شباهتشان بالا می روند. در واقع بالا می آید پایین، شما جایی نمی روید آن بالا برای شما تنزل پیدا می کند تجلیات نصیب تان می شود گیرتان می آید حقایق، درست شد، این میشود عروج.
خوب، پس خیر عبادت در تشبه است می گوید عبادتی که همراه فهم عمیق نیست در آن خیری نیست یعنی آن اثر تشبه که شبیه بخواهد بکند دیگر ندارد چرا که اگر شبیه کرده بود ترا تو اینقدر بداخلاقی و بددهنی نمی کردی. کلاه برداری نمی کردی، اینقدر مضطرب و عصبانی نبودی اینقدر حساس و زودرنج نبودی اگر اثر گذاشته بود و خیر رسانده بود تو با دو رکعت نماز خیلی کار می توانستی بکنی آثار ذاتی دارد (تنهی عن الفحشا والمنکر) خوب ما نیستیم اینطوری نه از منکر پرهیز داریم نه از فحشا پرهیز داریم برای همین حقیقت نماز به وجود نیامده.
برای همین در قرآن به ما گفتند، اقامه کنید اقامه غیر از خواندن نماز است، این یادتان باشد اگر نماز اقامه شود آثار دارد. یعنی خیر در آن است. نماز با حقیقت خودش با همه حقیقتش یا با جزئی از حقیقتش اقامه شود واقعاً یک چیزی گیر انسان می آید ماها هم اگر هر کدام قدرتی داریم کمالی داریم معنویتی داریم اگر نورانیتی داریم مال این بوده که به هر حال بخشی از عبادات مان یک مقدار اثر داشته. یک آثاری داشته که ما را تا الان نگه داشته شما که الان یکسال است که شبهای ماه مبارک و شبهای جمعه هر ماه بلند می شوید اینجا اگر موجودی نداشتید که نمی توانستید بیایید اینجا، چون طبق این فرمول (الظاهر عنوان الباطن) چی از شما ظهور کرده این که شب جمعه بیایید تا سحر بیدار باشید این قدرت است دیگر اگر باطن نداشتید که نمی توانستید بیایید اینجا. پس یک باطنی شما را تا اینجا دارد می رساند. به شما نشاط می دهد که بتوانید هر ماه بیایید. این مژده ی خوبی است باطن خوبی است الحمدلله قدرش را بدانید شکرگذاری خدا را بکنید ولی از خودتان مغرور نشوید مال کیست؟ مال خداست. میگوییم خدایا شکرت که این را به ما دادی (الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله) خدایا اگر تو نمی دادی ما اهلش نبودیم شکر که تو به ما اینقدر قدرت دادی که بیایم برای تو یک شب تا صبح را بیدار بمانیم این کم نیست این اهلیت خوبی است که به ما داده الحمدلله الحمدلله رب العالمین کما اهله.
(لا خیر فی عباده لا علم فیها) در عبادتی که علم نیست در آن، آگاهی در آن نیست خیری هم نیست پس علم و فهم و معرفت و تفقه مقدم است. سرمایه گذاری برای این می کنیم ما دیگر از امیرالمومنین علیه السلام بزرگتر نداریم که پیغمبر می فرمایند وقتی مردم دنبال عبادت اند تو دنبال تفکر باش. فکر زیاد کن. فکر. راه فکر کردن را هم توضیح دادیم باز هم توضیح خواهم داد. آخرین روایت را هم بخوانم، یک روایت دیگری هم داریم از امیرالمومنین علیه السلام خیلی زیباست. این روایت از امام سجاد علیه السلام است: (لا عباده الا بتفقه) اصلاً عبادتی صحیح نیست، عبادتی وجود ندارد مگر به تفقه، اصلاً شرط اصلی اش تفقه است اگر نباشد عبادتی هم نیست صورت عبادت، عبادت محسوب نمی شود لا عباده الا بتفقه. حالا هر چقدر تفقه بیشتر باشد حقیقت عبادت بیشتر گیر شما می آید خیر بیشتر گیر شمامی آید تشبه بیشتر گیر شما می آید هر چقدر می توانید سرمایه گذاری روی فهم و شنیدن و خواندن و فکر کردن و مباحثه و دور هم جمع شدن و دو نفری و سه نفری و پنج نفری با هم حرف زدن ها، این حرف زدن های این طوری خیلی لذت بخش است گرده های علمی خیلی لذت بخش است. سیدالشهدا علیه السلام فرمود: (دراسته العلم لقاح المعرفه) این که چند نفر بنشینند دراسه کنند دراسه کنند یعنی چی؟ یعنی درس را با هم مرور کنند بحث کنند با همدیگر، حرفهای خوب بزنید این لقاح معرفت است، خداوند به شما بینش های جدید و معرفتهای و شناخت های جدید می دهد در درس خیلی چیز گیر آدم می آید. وقتی دو نفر می آیند عشق و حال معنوی می کنند حرفهای اینطوری می زنند این خیلی ارزش دارد. این کار را با هم بکنید به جای حرف های دیگر این حرفها را با هم بزنید.
یک روایت بخوانم، خیلی زیباست از امیرالمومنین علیه السلام، برای امشب بس است. (لمّا سمع الرجل من الحروریه یتهجد و یقرء) (نوم علی یقین خیر من صلاه فی شک) (سمع رجل) از کجا، (من الحروریه) که چه کار می کرد ( یتهجد ویقرء ) یعنی نماز شب می خواند و قرآئت می کرد قرآن می خواند حضرت فرمود خوابیدن با یقین بهتر از عبادت با شک است. یعنی شما همه تان چی هستید؟ حروریه خوارج بودند، خوارج این طوری بودند دیگر جلوی حضرت علی علیه السلام شمشیر می کشیدند از آن طرف شب تا صبح نماز می خواندند روزه می گرفتند این کارشان بود. حضرت فرمود خوابیدن با یقین بهتر است از عبادت با شک و جهل است. یادتان نرود. در نهج البلاغه یک جمله خیلی زیبایی دارد حضرت امیر فرمود (حبزا نوم اکیاز) خوش به حال خوابیدن زیرک ها و غذا خوردن شان، خوابیدن شان، یعنی شب بلند نمی شود نماز شب بخواند روز هم روزه نمی گیرد ولی خیلی زیرک است زیرکی یعنی چی؟ فکر می کند خوب می شناسد خدا را، می گوید خوش به حال خوابیدن های اینها و روزه خوردن هایشان. یک آدم با معرفت بخوابد و روزه هم نگیرد و نماز شب نخواند روزه هم نگیرد نه روزه واجب، روزه مستحبی را می گویم، این یک همچین کسی می گوید این وقتی به معرفت رسیده بهتر از کسی است که سالها دارد نماز شب می خواند، و روزها هم روزه می گیرد ولی تردید دارد و شک دارد. امروز یک پسری آمده بود پیش من، می گفت من هر شب نماز می خوانم، نماز شب، گفتم حالا مشکلت چی است این که تعریف بود الحمدلله خدا را شکر، گفت از آخرت بدم می آید، از آن طرف خیلی بدم می آید این طرف هم ناامیدم ماندم بکشم خودم را یا نکشم، ولی از ترسم مجبورم نماز شب بخوانم نمی گفت نماز واجب، می گفت نماز شب، از ترسم مجبورم این را بخوانم، خوب این فایده ندارد ضرر هم می کند با این وضعیت، بهتر است ترمز را بکشد برود سراغ، بفهمد اینقدر نترسد هم از دنیا لذت ببرد. دنیا خیلی جای قشنگی است فقط بهشتی ها قدر دنیا را می دانند آنها که رفتند بهشت می دانند که پنج دقیقه اینجا چه کار می کند در ابدیت و آخرت.
بخدا الان آن طرفی ها، که آن طرف هستند به همین شب جمعه شما حسرت می خورند اینقدر دوست داشتند که می توانستند پیش شما یک دانه این دور صلوات ها را بفرستند یک دور صلوات شما یک دانه اش در آنجا می تواند چه کار کند یک سبحان الله چه کار می کند آنجا ما مفت داریم از دست می دهیم قدر نمی دانیم.
قدر نمی دانیم. بنشینیم اینطوری کار کنیم روی کیفیت کار کنیم فکر کنیم این که من ذره ذره درس را می برم جلو و نصف حرفهایم هم تکراری است برای این است که اگر تکرار نباشد به باور ما نمی آید. یادمان می رود هی باید تکرار کنیم هی باید در نماز بگویم بسم الله الرحمن الرحیم یک عمر تکرار است الحمدلله رب العالمین. یک عمر تکرار کنیم که تا بالاخره باور مان شود مثل ذغال، که کبریت بزنی آتش نمی گیرد هی این باد بزن هی برود و بیاید که این خوب بگیرد برای همین هم ما تذکر می دهیم و هی تکرار می کنیم که کم کم باور مان شود که بابا ما باید بجای کمیت سرمایه گذاری روی کیفیت کنیم. فهم مان را زیاد کنیم معرفت مان را زیاد کنیم.
والحمدلله رب العالمین