جلسه 018 - مباحث معنوی شب‌های احیا
شماره جلسه
18
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
8
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - مباحث معنوی شب‌های احیا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

بحث ما در شبهای قدر درباره ی عبادت و معنویت بود. امشب هم من ادامه بحث های گذشته را عرض می کنم یک فشرده و خلاصه ای در عرض چند دقیقه از بحثهای جلسات گذشته عرض می کنم که دوستان در جریان قرار بگیرند آن وقت بحث را ادامه خواهیم داد. حتماً توصیه می کنم عزیزانی که نبودند در جلسات آن سی دی مباحث معنوی را استفاده کنند که در جریان این شبهایی که در طول سال دوازده شب احیا گرفتیم جلسه داشتیم باشند. احیاهای ماهانه ی این جمع چی گذشته و راجع به عبادت و معنویت چه مباحثی گفته شده.

گفتیم که انسان هدف از خلقتش عبادت است (ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون؛ جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت) عبادت هم با خلقت انسان، ساختار وجودی انسان تناسب دارد. یعنی اگر خدا می گوید من انسان را نیافریدم مگر برای عبادت، پس معلوم است عبادت در ما قرار است یک کار خاصی کند عبادت ما را به هدف دیگری برساند نه اینکه هدف این است که ما عبادت کنیم بلکه هدف چیز دیگری هست و عبادت وسیله ای هست که ما را به آن هدف غایی خواهد رساند. در واقع عبادت را هدف متوسط می گویند اصطلاحاً، نه هدف غایی، یادتان باشد هدف متوسط. یعنی ما را آفریده خداوند برای عبادت و در این عبادت یک چیز دیگری ظهور می کند تا ما به آن برسیم. آن چی است؟ گفتیم که ما نفخه ی خدا هستیم یعنی روح خدا را داریم حامل روح خدا هستیم تنها موجودی هستیم که می توانیم به طور کامل شبیه خداوند تبارک و تعالی شویم و تمام اسماء و صفات حق تعالی را در خودمان جذب کنیم و ظهور و بروز بدهیم. مثل خود خدا شویم. بنابراین امام صادق علیه السلام فرمودند: باطن عبادت این است که انسان شبیه خدا شود نه اینکه عبادت بکنیم که عبادت کرده باشیم خداوند هیچ نیازی به عبادت ما ندارد. خداوند ما را خلق کرده که هر کدام از ما شکل و شبیه او شویم. مثل او شویم. یادتان باشد (لیس کمثله شی = هیچ چیز مثل خدا نیست. یادتان باشد که هیچ چیز مثل خدا نیست ما خودما نفخه خدا هستیم که می توانیم مثل خداوند باشیم (العباده جوهره کنه الربوبیه؛ عبادت گوهری است که باطنش ربوبیت است). بنابراین شما درست است که ظاهراً عبادت می کنید اما باطناً دارید تجلیات خدا را جذب می کنید تا کم کم شبیه خدا شوید وقتی می گوییم شبیه خدا شویم یعنی اسماء خداوند در ما تجلی کند. اگر عبادت نتواند اسماء خدا را در ما تجلی کند یعنی عبادت ما در واقع عبادت نبوده. مفصل توضیح دادم در جلسات گذشته. ببینید از ما عبادت خواستند باید دقت کنیم عبادت یعنی چی. عبادت لفظ نیست عبادت یک عمل مثل رکوع یا سجده نیست اینها ابزاری هستند واسطه هایی هستند که عبادت را شکل می دهند. ما در عبادت از آن استفاده می کنیم عبادت یک باطنی دارد که اگر آن باطن آمد که رکوع و سجود و نماز و روزه ما فایده دارد و اگر آن باطن نیامد عبادت های ما تلف می شود. علی علیه السلام می فرماید این را دقت کنید (رب ما تمسک دین له= چه بسیار عبادت کننده ی که دین ندارد.) این یادتان باشد.

یعنی این امکان وجود دارد که ما اساساً متدین نباشیم ولی عبادت هم کنیم یعنی روزه بگیریم نماز بخوانیم احیا بگیریم حج برویم ولی واقعاً دیندار نباشیم این هوشدار یک هوشدار خیلی خیلی مهم است این که امام صادق علیه السلام می فرماید چه بسا یک نفر شصت سال نماز بخواند و یک رکعتش هم قبول نشود این به ما هشدار است که ما مواظب باشیم که عبادت به معنای حقیقی را انجام دهیم نه صورت عبادت. نه صورت نماز خواندن وروزه گرفتن و حج رفتن و قرآن خواندن، این را خدا از ما نمی خواهد صورتها ابزار هستند بلکه در عبادت یک حقیقت، یک معنا تحقق پیدا کند یک شخصیتی شبیه خدا شکل بگیرد. بعد از مدتها باید شکل بگیرد تمرینهایش را هم دادم خدمت تان. یعنی وقتی یک نفر در باشگاه کشتی کار می کند ما انتظار داریم که بعد از چند سال تمرین شبیه مربی شود. یک کسی که تایپ می کند بعد از مدتها شبیه کی شود؟ شبیه مربی شود. در هر رشته همینطوری است عبادت هم یک رشته است دقت کنید یک مهارت هست که ما باید مهارتهای عبادی مان را تقویت کنیم و کیفیت عبادت را بالا ببریم تا بعد از ده سال عبادت و نماز خواندن و بعد از پانزده سال عبادت کردن و نماز خواندن، بیست سال، سی سال هر چقدر که می گذرد ما شبیه تر به خدا شویم و قدرتمندتر شویم. اگر ما ده سال پانزده سال و بیست سال نماز خواندیم و دیدیم که نه آدمهای بدبخت، ضعیف، افسرده، پژمرده، زودرنج، حساس، ناامید، مضطرب هستیم معلوم است عبادت ما هدر رفته یعنی به درد نخورده یادتان باشد. علائمش را هم در قرآن گفتم، یکی شادی است، که مومن اگر عبادت کند حتماً به مقام شادی می رسد شادی دائمی، (دائم النشاط) یادتان باشد اگر نشاط تان دائمی نیست آدمهایی هستید که زود افسرده می شوید زود پژمرده می شوید زود عصبانی می شوید، برگردید ببینید کجای عبادات تان خراب کردید چون عبادت حتماً تضمین کننده شادی است مثل آب است که اگر بخوری حتماً سیراب می شوی امکان ندارد کسی نماز بخواند روزه بگیرد و حج برود و شادی اش دائمی نباشد. یکی دیگر از چیزهایی که باید حتماً عبادت ظهور بدهد و در قرآن فرموده آرامش است. آرامش از محصولات ذاتی عبادت است. از محصولات ذاتی عبادت است. اگر شخصیتی مضطرب هست افسرده است زودرنج است حساس است، بی طاقت است، غمگین است این شخصیت، شخصیتی است که عبادت در واقع نکرده. محال است که شما عبادت به معنای حقیقی بکنید و آرام نباشید اگر کارتان رسید به پزشک و روان پزشک، به قرص اعصاب، برای آرام کردن خودتان مطمئن باشید و تردید نکنید که عبادتهایتان یک جا خلل داشته. نمی شود ما غذا بخوریم و آب بخوریم ولی سیراب و سیر نشویم. تأثیر دارد شما وقتی غذا خوردید باید آثارش در شما ظهور کند هر وقت با ضعفی روبرو شدید رفتید دکتر، دکتر برمی گرداند به سیستم تغذیه ی شما، یعنی آزمایش می گیرد سونوگرافی می گیرد، سی تی اسکن می گیرد بالاخره به باطن شما مراجعه می کند و از باطن شما در می آورد که کجا شما دارای ضعف تغذیه بودید بنابراین اگر شما این شخصیت هارا ندارید قدرتمند نیستید، شاد نیستید، آرام نیستید، بهجت دائمی ندارید، بدانید که عبادت ها خراب شد عبادت باید ما را شبیه خدا بکند. یعنی روز به روز به قدرت و نشاط ما به شادی ما به رقص ما، به امید ما به لذت و مستی ما اضافه کند. اگر نمی کند گفتم باید برگردیم آفت ها را نگاه کنیم.

خوب، حال ما می خواهیم آدمهای این طوری نباشیم نمی خواهیم شصت سال عمر خود را هدر بدهیم و به صورت حیوان محشور شویم نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که امت من در قیامت به صورت ده حیوان محشور می شوند. که این داستانش را بعداً توضیح می دهم در جلسه آینده اگر فرصت شد که این داستان حیوانیت چطوری است و چطور انسان به صورت حیوان ظهور کند همه آدم هستند آنجا ولی همه به صورت حیوان هستند چطوری می شود که یک نفر آدم تجلیاتش حیوانات مختلف باشد این را اگر وقت شد توضیح می دهم در معاد و معرفت نفس توضیح دادیم، عزیزان که علاقه مند هستند مباحث و سی دی های معرفت یا معاد را استفاده کنند.

خوب، ما نمی خواهیم اینطوری محشور شویم نمی خواهیم بعد شصت سال هیچ کدام از نمازها و روزها و عبادت های ما قبول نبوده یا بفهمیم که آدمهای بدبختی بودیم یا با اینکه با مرکز قدرت و شادی و آرامش و نشاط ارتباط داشتیم و می توانستیم ارتباط داشته باشیم ولی هیچ چیز از این ارتباطات گیر ما نیامده و سر ما کلاه رفته بخصوص جوانهای عزیز باید خیلی دقت کنند که از الان مسیر عبادی شان را طوری تنظیم کنند، که بعد ده سال آبروریزی نشود. افتضاح بار نیاوریم. یعنی شما اگر الان شروع کنید و پنج سال بعد آدم عصبی باشید خیلی زشت است خیلی قبیح است خیلی شرمساری دارد، ده سال بعد آدم زودرنج و حساسی باشید خیلی آبروریزی هست، ده سال بعد آدم غصه دار و مضطربی باشید که نمی توانید خودت را نگه دارید، شادی ات را نمی توانی حفظ کنی از خودت نمی توانی مراقبت کنید مثل بچه ای که بدنش ضعیف است و با کوچکترین سرماخوردگی از بین می رود این خیلی بد است. و ما اصلاً نباید اینطوری باشیم عبادت تمام چیزهایی که ما برای تکامل احتیاج داریم به ما می دهد ما را کامل می کند شبیه خدا می کند پس عبادتی که خدا ما را برایش آفریده خیلی کار می کند باطنش این است که ما شبیه خدا شویم به مرور زمان. اخلاق خدایی پیدا می کنیم اسامی خداوند و اسماء متبرکه و اسما حسنی حق تعالی در ما تجلی می کند مثل خدا می شویم. این خیلی مهم است.

و اساساً زمانی چیزی به نام انسان شکل می گیرد و باطن حیوانی ما عوض می شود و ما تبدیل به یک انسان می شویم یعنی یک ولی خدا که ما را نگاه می کند به صورت انسان می بیند این است که ما بتوانیم آن اخلاق را در خودمان پیاده کنیم. یادتان باشد کلمه انسان را از نظر منطقی می گویند «حیوان ناطق» کلمه ی انسان در دین زمانی واقعیت دارد که انسان شباهت به خدا پیدا کند و مظهر شود الا کلمه انسان مجازاً اطلاق می شود به او بشر می گویند بشر یعنی پوسته و ظاهرش شبیه آدم هاست. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: (الصوره صوره الانسان و القلب قلب الحیوان) صورتش صورت انسان است ولی باطنش نه. یادتان باشد روز قیامت آنچه که ما در باطن داریم در قالب بدن مثالی‌مان ظهور می‌کند بعضی وقتها شاید خودتان را خواب دیده باشید که این دندان هایتان دراز شده، چنگ درآوردید، چنگال درآوردید، پشمالو شدید قیافه های تان اینطوری که هستید نیست، این مربوط به این است که آن بدن برزخی شما که باطن داریم با آن تشکیل می دهیم از اعمال شما شکل می‌گیرد. روز قیامت حواس تان باشد موقع مردن یعنی لحظه ای که ما می رویم آنجا این بدن خاکی را که می گذاریم در قبر و می رویم بدن برزخی ظهور پیدا می کند. فرمولها که یادتان است که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم بود با دنیا، موقع تولد آنچه که در رحم مخفی بود ظهور می‌کند موقع تولد ما به برزخ، باطن ما می شود ظاهر ما، آنجا ظاهر می شود دیگر باطن نیست آنجا، آنچه که در اینجا در این نشئه باطن است در آنجا می شود ظاهر. فراموش نکنید.

در واقع ما مسئولیم با عبادت ظاهر مان را بسازیم روی کیفیت باید خیلی کار کنیم لذا فرمود بزرگانی که شما می بینید همه آدمهای قَدَر، شاد آدمهای قدرتمند هستند کاری از آنها هم بر می آید اولیای الهی، همه شان بیشترین کاری که کردند روی کیفیت عبادت کار کردند. حدیثش چی بود؟ (فضیله السعاده حسن العباده) یادتان است. با هم تمرین کردیم. فضیلت بزرگان، رو حسن عبادت بوده. پس چندتا فرمول داشتیم، از امشب فرمولها را در این سه شب عرض کنم در شب بیست و دو و سوم هم من فرمولها را بگویم برایتان که اساساً عبادت چطوری باید باشد که ما در واقع به آن هدف خلقت برسیم. اینهای که قبلاً گفتیم این بود:

یکی این بود که ما حتماً باید روی کیفیت عبادت کار کنیم، برای اینکه روی کیفیت عبادت کار کنیم پیشنهاداتی داشتیم از معصومین خودشان راهکار به ما یاد داده بودند یکی این بود که خب، انفراد داشته باشیم، ببین شما هیچ صنعت و فن و هنری را نمی توانید خوب یاد بگیرید مگر این که مدتی با آن حرفه و صنعت خلوت کنید می خواهید تایپ کنید می خواهید خطاطی کنید خلوت می کنید در خلوت می نشینید تمرکز می گیرید می خواهید شیمی یاد بگیرید خلوت می کنید می خواهید ریاضیات یاد بگیرید خلوت می کنید می خواهید تیراندازی یاد بگیرید تمرکز می کنید می خواهی خیاطی کنی می خواهی هر رشته ای که کار کنید خلوت کنید در شلوغی نمی شود بنابراین لازم است که انسان باید ساعتهایی را، اگر می خواهد آدم شود و سالم متولد شود اگر می خواهد شب اول قبر شب شادی اش باشد حتماً باید ساعتهایی را در طول شبانه روز وقتهایی را بگذارد برای اینکه تمرکز داشته باشد سحر، نصف شب، شب جمعه، جمعه ها یک وقتی را بالاخره باید بگذارد و تمرکز بگیرد روی عبادت.

خوب برای اینکه این تمرکز مفید باشد باید چه کار کند چه چیزی احتیاج است اینکه ما داریم تمرکز می کنیم باید بفهمیم که داریم چه کار می کنیم. بنابراین احتیاج است که حتماً معرفت داشته باشیم این شرط اصلی همه کارها هست مهمترین چیزی که من امشب می توانم به شما بگویم که یک خبر خوبی هم داریم ان شاءالله شب بیست و سوم یا شب بیست و هفتم خدمت تان می دهم که یک برنامه معرفتی خوبی هم بگذاریم برای این قضیه این است که ما باید حتماً عبادتهای مان را با معرفت انجام دهیم پس یکی از کارهایی که می کنیم این است که فارغ کنیم خودمان را برای عبادت، فرمولهای فراغت را توضیح دادم برایتان. می ماند معرفت. مهمترین مسئله در معرفت چی است؟ این که من می خواهم بروم به کانون شادی و آرامش، از او شادی و آرامش جذب کنم شما آمدید اینجا از من یک چیزی یاد بگیرید، اگر قرار است شما یک چیزی از من یاد بگیرید اولین شرطش این است که شما چی داشته باشید؟ زبان من فارسی باشد یا شما زبان من را بفهمید اگر من انگلیسی صحبت کنم شما چیزی یاد می گیرید؟ نه. عربی صحبت کنم شاید هفت هشت تایی عرب داشته باشیم ولی بقیه نه. برای این شما باید بفهمید که من دارم چی می گویم مطابق فهم تان از این عرایض بنده استفاده کنید ما اولین کاری که می کنیم باید ببینیم که حتماً این معرفت را پیدا کنیم این معرفت چند مرحله دارد یکی فهم آنچه که قرار است با ما صحبت کنند یکی از اسمهای خداوند متکلم است که داستان خیلی زیبا و قشنگی دارد که من در بحث معرفتی یک بحث مفصل گذاشتم راجع به انواع تکلم خدا که خدا چطوری با ما حرف زده و چطوری دارد حرف می زند که ان شاءالله گوشهای ما یک ذره سمیع شود بشنود این کلمات را، تمرین کنیم که وقتی خدا را دارد حرف می زند با ما این صداها را بشنویم این خیلی مهم است ما اگر صداها را نشنویم چطوری می توانیم رشد کنیم. این دو سه سال من تأکید می کنم که شما اگر قرآن می خوانید یاد بگیرید که قرآن را با صدای خدا بخوانید نه با تن صدای خودتان این خیلی مهم است اگر شما یاد بگیرید که قرآن را با صدای خدا بخوانید این فوق العاده تمرکز می آورد و تمرکز سازندگی می آورد.

حالا چطوری این را با صدای خدا بشنویم اولین مرحله این است که ببینید شما وقتی یک کسی نامه می نویسد شما دارید یک نامه از یک عزیزی می خوانید معمولاً این نامه را با صدا و آهنگ و قیافه کی می خوانید به نامه نگاه می کنید صوتش در خود نامه هم هست این خیلی مهم است اولین چیز این است که ما آن متنی را که می خواهیم بخوانیم بفهمیم، یعنی خداوند من با کاملترین زبان دنیا با شما حرف زدم. می دانید که همه زبانها را خداوند خلق کرده زبان فارسی، انگلیسی، چینی، مغولی، ژاپنی، همه زبانها، اینطوری نبوده که بشر بیاید چندتا حرف را کنار هم بگذارد وزبان درست کند. حضرت آدم علیه السلام که (و علم الادم اسما کلها) خداوند همه چیزها را به آدم یاد داده بود آدم آمد برای تمام اقوام زبانهای مختلف را تدوین کرد. اقوامی که هنوز نیامده بود برایشان دستورالعمل زبانهای شان را نوشت تدوین کرد قرار داد که آنها دستور زبان برسند از مهمترین زبان و کاملترین زبانی که می تواند فاصله عرش، فاصله خدا تا زمین را طی کند و بشر را خیلی قدرتمند بگیرد و ببرد بالا زبان عربی است. برای همین هم در قرآن که آخرین کتاب آسمانی است وکاملترین زبان آسمانی است عربی انتخاب کرده که شما بتوانید بیایید بالا. (لعلکم تعقلون) دقت کردید احمقانه ترین حرف این است که ما بگوییم که ما تعصب فارسی و انگلیسی بگیریم و بگوییم زبان عربها به ما چی. زبان عربها نیست زبان خداست. زبان ابراهیم است زبان اسماعیل است.

زبان خداست. خدا این زبان را انتخاب کرده که شما را مثل خودش کند شبیه خودش کند. و زبان معشوق است. زبان معشوق است. اگر دوستش داری برو زبانش را یاد بگیر. یک خانمی از ژاپن آورده بود که ما مسلمانش کنیم شهادتین را به او بگوییم آورد پیش من، گفتم این زبان تو را می فهمد گفت آری من زبانش را کاملاً می فهمم یاد گرفتم می توانم هر چه شما بگوییم به او بگویم من هر چی می گفتم او به زبان ژاپنی به خانم می گفت و خانم قشنگ تفهیم می شد که می خواهد شهادتین بگوید چه بگوید بعد گفتم خوب زبانش را یاد گرفتی گفت خوب دوستش داشتم زبانش را یاد گرفتم. برای اینکه می خواهم زندگی بکنم. این حرف خیلی حرف حسابی است یعنی ما واقعاً اگر خدا را دوست داشته باشیم سهل انگاری در ادبیات عرب نمی کنیم باید یاد بگیریم ادبیات عرب را، که این اسامی قشنگی که آدم با هر کدامش به رقص می آید واقعاً به رقص می آورد انسان را، هزارتا اسم خدا در جوشن کبیر خیلی مستی می آورد، من خودم نشسته بودم این عزیزان داشتند می خواندند به این قشنگی، به آقای قریبی گفتم که من که طاقت نمی آورم که نروم تا آخرش، بگو اینها ادامه بدهند ما صحبت کمتر می کنیم بجای یک ساعت نیم ساعت صحبت می کنیم بگذار بخوانیم این را حیف است.

برویم دنبالش یاد بگیریم روشهایش را هم گفتم که چطوری ادبیات یاد بگیرید. جزواتی بود که در موسسه دادیم به عزیزان حالا هر کس خواست بیایند بگیرند هم خانمها و هم آقایان، گفتیم که چند جزوه کوچک است که شما در عرض دو سه ماه تمام قرآن را یاد بگیرید معنی قرآن را یاد بگیرید خیلی گیر ندارد خودآموز خانگی است خیلی راحت است دردسری ندارد یعنی جزواتی است که شما ده روز دو هفته کار کنید همه را یاد می گیرید. اگر انسان خیلی ضعیف کار کند و سرش شلوغ باشد دو سه ماهه دیگر کاملاً قرآن را یاد می گیرد حیف نیست واقعاً؟ ما الان انگلیسی بلدیم خیلی های تان کامپیوتر بلدید رشته های دیگر بلدید دانشگاه در رشته های دیگر درس خواندید خجالت آور است شرم آور است که بعداً بگوییم خدا ما وقت نداشتیم با زبان تو آشنا شویم علاقه ای به تو نداشتیم که برویم یاد بگیریم اینها را. خیلی بد است. الان هر کدام از شماها، و ما ها و خواهران و برادران چند رشته، رشته های مختلف بلدیم زبانهای مختلف بلدیم کامپیوتر بلدیم هنرهای مختلف بلدیم رشته های هنری، ورزش و چی .... بلدیم وقت گذاشتیم همه را یاد گرفتیم ولی ما قرآن را می فهمیم نه. خیلی بد است.

من یک موقعی با این اروپایی که می آمدند در ایران می نشستم عربی با آنها صحبت می کردیم آنها عربی بلد بودند و صحبت می کردند ما هم باید جوابشان را عربی می دادیم یکموقع آبروی ما را می بردند این خارجی ها، به من می گفتند که چرا دوستهای شما همکاران شما بلد نیستند با زبان دین شان حرف بزنند. گفتم یک خانمی بود خبرنگار بود یک خانمی بود از یک کشور کمونیستی که اصلاً آنجا ادبیات عرب کی درس می دهد کو امکانات؟ فصیح صحبت می کرد به ما هم گفت که شما در ایران چقدر عربی می خوانیم ما آمدیم پز بدهیم گفتیم که ما در ایران از راهنمایی شروع می کنیم دبیرستان هست و دانشگاه هم هست گفت پس چرا بلد نیستید شما حرف بزنید. خیلی بد است ما اینقدر بی ذوق هستیم نسبت به ادبیات عرب. برویم یاد بگیریم. این یک نکته. نکته خیلی خیلی مهمتر، خیلی خیلی مهمتر، این است که شما وقتی می خواهید عبادت کنید عبادت یعنی چی؟ یعنی حضور، هم آغوشی، زیارت، ملاقات، باید واقعاً این ملاقات صورت بگیرد، ما غالباً نمی دانیم پیش کی داریم می رویم. یعنی ما هیچ تصور خوبی مفهوم خوبی، تصویر بدیع و شفافی از خود خدا نداریم که حقیقت ماست. این که علی علیه السلام می گوید کسی که می خواهد خوشبخت باشد باید بفهمد قبلاً کجا بوده پیش کی بوده، اگر ما نفهمیم قبلاً کجا بودیم پیش کی بودیم، آن کی است که من پیشش بودم آن کی است که من نفخه ی او هستم او کی هست که من می توانم شبیه او شوم، او کیست که این همه تجلیات دارد ما با هزار اسم داریم امشب در جوشن کبیر تجلیاتش را می خوانیم می دانید اگر آدم تمرکز بگیرد چه حالی به انسان می دهد چه شوری برای انسان می آورد. اگر تمرکز بگیرید.

(یا نعم الحبیب، یا نعم الطبیب) یعنی من می بینم که بهترین دوست بهترین طبیب هستی. (یا صاحب من لا صاحب له) ای همراه کسی که همراهی ندارد (یا رفیق من لا رفیق له) ای رفیق کسی که رفیق ندارد (یا ذخر من لا ذخر له) ای گنج و ذخیره ی کسی که ذخیره و گنجی ندارد یعنی می بینمت و قتی دارم می بینمت توصیفت می کنم اما واقعاً چه حضور ملاقاتی داریم؟ ما تا خدا را نبینیم چه طوری می توانیم دوستش داشته باشیم چطوری می توانیم عاشقش باشیم چطوری می توانیم از صمیم قلب یکبار بگوییم (لا اله الا الله) دارد که خداوند در کمترین عبادت شرط کرده که شما باید ببینید اول من را، ببینید عاشقم شوید و بعد عبادت را شروع کنید. ما در اذان داریم (اشهد ان لا اله الا الله) اشهد یعنی چی؟ یعنی خودم شهادت می دهم لازم نیست کسی به من بگوید نه از پیغمبر شنیدم نه کاری با علما دارم که به من گفتند نه تقلیداً قبول کردم از طریق رساله که به من گفتند که وقتی می خواهی نماز بخوانی بگو اشهد ان لا اله الا الله. در تشهد وقتی سرت را از سجده بر می داری بگو (اشهد ان لا اله الا الله) اینها را اصلاً خدا نمی خواهد از ما قبول هم ندارد اینطوری. اشهد یعنی خودت ببین و بگو. نه گفتن که لا اله الا الله، ما هم می گوییم لا اله الا الله. گفتند اینطوری بگو ما هم اینطوری می گویم. (اشهد) یعنی من شاهد هستم. خودم می بینم که قشنگتر از تو نیست. زیباتر از تو نیست. کسی نمی تواند سلطان دل من باشد جز تو. روشش هم که در همان، مباحث قبلی گفتیم در همان بحث شبهای احیا، و مباحث معنوی مراجعه کنید توضیح دادم که شما ان شاءالله با دقت گوش کنید به این شهود راحت می رسید که خودتان شهادت می دهید این خیلی قشنگ است من باید خودم ببینم قشنگ است تا نبینم چطوری عاشقش شوم. تا نشناسمش تا ندانم کی است چطوری می خواهم به آن برسم برای همین هم ما هیچ وقت رغبت نداریم به خدا راحت برسیم و واقعاً رغبت نمی کنیم عبادت درست انجام بدهیم عاشق عبادت نمی شویم دلتنگ عبادت نمی شویم لذت از عبادت نمی بریم. راجع به این نشاط و لذت هم ان شاءالله فردا شب و پس فردا بحث مان راجع به این است که می خواهیم کار کنیم.

خوب، اولین روایت، از پدر عزیزتان امام رضا علیه السلام است که می روید مشهد خدمت شان، راجع به خودش هم همین وصیت هست من راجع به خودش هم در جلسات قبل توضیح دادم. که وقتی می روم پیش امام رضا اگر ندانم این کیست، این کی است من دارم می روم پیشش، نمی توانم با او ارتباط خوبی برقرار کنم. نهایتاً می روم آنجا می گویم یا زن بده، یا شوهر بده، یا چک برگشتی دارم، یا مریض هستم، یا همینطوری حیوانیت از او می خواهم، دنیا از او می خواهم، در حالی که فرمودند که اگر یک بار یک نفر بیاید زیارت امام رضا با معرفت، این قید را گذاشتند «با معرفت» اگر کسی «با معرفت» یکبار بیاید زیارت فرمود من سه جا حتماً می آیم بالا سرش موقع مردنش، در قبر، روز قیامت، می آیم سراغش، ولی با معرفت، زیارت با معرفت.

قدیمی ها خیلی قشنگ می گفتند قبر امیرالمومنین را قبر امام حسین را با معرفت زیارت کنیم با معرفت زیارت بکنید با معرفت زیارت بکنیم صلوات بفرستید.

حالا امام رضا علیه السلام می فرماید اگر کسی می خواهد عبادت بکند باید مسیر را درست برود. ببینید عزیزان من به شما می گویم که شما ها فرض کنید فلان رشته ورزشی را بلدید؟ می گویید نه بلد نیستیم. طرز استفاده از فلان اسلحه را بلدید؟ می گویید نه. قرار است برویم فلان جا کار عملیاتی انجام بدهیم در یک پایگاهی خارج از کشور یا داخل کشور، می خواهیم یک عملیات انجام دهیم، خوب این وسیله را ما بلد نیستیم حالا اگر بخواهیم استفاده کنیم در پایگاه باید چه کار کنیم؟ باید با وسیله آشنا شویم تا از آن استفاده کنید یک وسیله هست اینجا برای حرکت روی آب است یک وسیله است برای حرکت زیر آب است یک وسیله ای است برای حرکت روی آب است می توانیم سوار شویم برویم یا نه؟ حالا هواپیما را گذاشتند آنجا می گوید راه بیفتید بروید بلدید از آن استفاده کنید یا نه؟

عبادت فرمودند وسیله است یعنی شما را می برد تا پیش خدا. ولی وقتی من تمرین نکردم از این وسیله استفاده کنم با تمرین اصلاً کار نکردم، مثل بچه ای می مانم که پدرم ماشین دارد و یک عمر می روم پشت این فرمان می نشینم تکانش می دهم یاد نمی گیرم. یا مثل آقایانی که راننده دارند ولی هیچ وقت خودشان رانندگی یاد نمی گیرند بیست سال است راننده دارد می بیند که راننده دارد دنده یک و دو و سه و چهار و دنده عقب دنده پنج و جلو و عقب را همه را بلد است و می بیند که انجام می دهد ولی اگر خودش بنشیند بلد نیست حرکت دهد.

عبادت کمتر از هیچ وسیله ای دیگری نیست شما باید یاد بگیرد از آن استفاده کنید شما هر وقت کمبود داشتید هر وقت ضعف داشتید هر وقت مشکل داشتید از نماز کمک بگیرید بیایید بالا (استعینوا بالصبر و الصلاه) از نماز کمک بگیرید نماز شما را تا هر جا دلتان بخواهد می برد. شما زندگی بزرگان ما را نگاه کنید می گوید من سحر نشسته بودم که فلان ذکر را می گفتم یعنی داشتم عبادت می کردم یک دفعه از بدنم بیرون آمدم از کره زمین بیرون آمدم رفتم فلان جا، با ذکر، با ذکر گفتن می رویم. یکی از بزرگان و اساتید که من خدمت شان رسیدم گفت من اول که می خواستم شروع کنم در بیایم از بدنم پرواز کنم بروم از طبیعت حتی از کل دنیا بروم بیرون بروم در برزخ، وقتی می خواستم بروم قبلاً یک ساعت طول می کشید می گفت وقتی نماز و ذکر را شروع می کردم یک ساعت طول می کشید که من این خروج را انجام دهم ولی الان تا شروع می کنم به محض شروع می روم. توانسته از وسیله استفاده کند. این برای همه ممکن است. که فقط برای آنها نیست. برای همه ممکن است.

من کسانی را می شناسم که در حوزه هم کار نکردند هم از خانمها هم از آقایان و جوانها می شناسم در جبهه که زیاد بچه هایی بودند که آنقدر تمرکز داشتند آنقدر قدرت داشتند با ذکر خیلی کارها می کردند پس ما باید یاد بگیریم از این وسیله را. معرفت پیدا کنیم بنابراین وقتی می گوییم حالا می خواهیم عبادت بکنیم نباید بیاییم مثل عوام، خوب حالا نماز چطوری می خوانند برویم بخوانیم، خوب بعد بیست سال بپرسم بگو ببینم، این ایاک نعبد و ایاک نستعین این چیست. السلام علینا یعنی کی؟ ما کی ها هستیم؟ السلام علیکم یعنی شما کی ها هستید؟ چرا سجده؟ چرا رکوع؟ چرا قنوت؟ ساده ترین قنوت (ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الاخره حسنه) حسنه چیست؟ اگرما ندانیم چه فایده ای دارد. اگر غیر المغضوب را نشناسیم چه فایده ای دارد اگر والضالین را نشناسیم چه فایده ای دارد اگر معنای رب العالمین را ندانیم چه فایده ای دارد اگر ندانیم عظیم یعنی چی؟ چه فایده، اگر ندانیم چرا در رکوع عظیم است در سجده اعلی است چرا رب من است چه فایده؟ رب من چرا عظیم است رب من چرا اعلی است؟ رب من یعنی رب کی؟ وقتی من این را ندانم چطوری از این نماز استفاده کنم اصلاً من را بالا می برد؟ بالا نمی برد. بنابراین امام رضا علیه السلام می فرماید (اول عباده الله معرفتهُ) اولین مرحله، آغاز بندگی شناخت خداست. یعنی من اول باید بدانم خدا کیست که من کی باشم، او کی است که من تجلی اش هستم. من همیشه می گویم که از کجا شروع کنیم ولی من باید بالاخره بدانم این را. که وقتی می خواهم بایستم جلویش، که به اندازه یک آدم که (الان شما جلوی من نشستید همه حواس تان به من هست دارید گوش می کنید خواهران هم از طریق دوربین نگاه می کنند یا از طریق میکروفن می شنوند) بالاخره تمرکز دارید دیگر، ما بالاخره نمی شود که شصت سال عمرکنیم و هفتاد سال زندگی کنیم با خدا حتی به اندازه اینقدر که شما نشستید در این مجلس و من را دارید می بینید و بخاطر خدا آمدید و حالا هم بروید پیش خود خدا بنشینید و با او حرف بزنید نمی شود؟؟ نمی شود با معصومین حرف زد؟ اصلاً ما در فرهنگ شیعه مان زیارت داریم، زیارت یعنی واقعاً ملاقات است بخدا. اصلاً کلمه زیارت را گذاشتند، یعنی یک ملاقات حقیقی، واقعی صورت می گیرد بین من و آنها. من بدون پرده با آنها سخن می گویم خوب چرا ما بی عرضه‌ایم و چرا وقت نمی گذاریم این ها را یاد بگیریم و چرا تمرکز نمی گیریم چرا مواظب کیفیت نیستیم ما روی هر چیزی سرمایه گذاریم می کنیم روی هر مهارتی، روی نقاشی، خطاطی، رو کامپیوتر، رو زبان، رو لیسانس و فوق لیسانس و دکترا روی صرف و نحو و روی تاریخ و ... ولی هیچ وقت حوصله خدا را نداریم. خوب نمی خواهیم تمرکز بگیریم نمی خواهیم مهارتهای برقراری یک ارتباط عاشقانه با خدا را یاد بگیریم.

مهارتهای یک هم آغوشی زیبا، شیرین و سازنده را با خدا یاد بگیریم، حوصله نداریم. حال شما الحمدلله اهل فضلید اگر من بخواهم در یک مسیر دیگری سخنرانی کنم می گویند که آقا الان شب قدر شب عبادت است این حرفها را نزن تعطیلش کن زودتر، می خواهیم جوشن کبیر، می خواهیم صد رکعت نماز کانتراتی بخوانیم مسابقه است. در حالی که فرمودند شب قدر مهمترین عمل چیست؟ مذاکره ی علمی است. اینکه ما به معرفت برسیم عبادت هم نکردیم که نکردیم قرآن نخواندیم و که نخواندیم نماز نخواندیم نخواندیم یک چیزی گیر ما بیاید. آغاز بندگی شناخت خداوند تبارک و تعالی است. اگر که این شناخت صورت نگیرد بندگی های ما تلف می شود هدر می رود پس عزیزان بیاییم بجای سرمایه گذاری روی کمیت عبادت، سرمایه گذاری روی کیفیت کنیم. پس امشب یک بحث جدید ما این بود که آغاز بندگی این است که ما باید خود خدا را بشناسیم. که این بحث را مژده اش را می دهم که قرار است یک بحث خداشناسی مفصل شروع کنیم می گویم که برنامه اش چطوری است.

وقت تمام شد. چهار تا کلمه است هر چهار کلمه را در فارسی دارید (اول، عبادت، الله، معرفت) یادتان باشد. من یک بار می خوانم شما ها هم تکرار کنید (اول العباده الله معرفَتُه) شما هم بگویید. یکبار دیگر هم بگویید. یادتان نرود از امام رضا علیه السلام حفظ کنید که ان شاءالله در خانه تان هم بنویسید که در جلوی چشم تان باشد اولین قدم در بندگی حق تعالی شناخت خداست که حالا روشهایش را در شبهای آینده می گویم در این دو شب اول راجع به فرمولهای خود عبادت صحبت می کنم و بعد در این باره صحبت خواهیم کرد. الحمدلله رب العالمین.