در جلسه گذشته خیلی فشرده در حد دو و سه دقیقه چند نکته را ما خدمت عزیزان عرض کردیم که در رابطه با قلب بود و اهمیت قلب انسان، اینکه همه حقیقت انسان قلب اوست. درباره ی تغذیه ی قلب صحبت کردیم چندتا اصل را من آنجا عرض کردم در جلسه گذشته، یکی اینکه همه حقیقت ما قلب ما است و حرکت ما به سمت ابدیت و آخرت صیرورت و شدن است مثل جنین در رحم مادر و همچنین ما فرصت زیادی برای تولد به ابدیت نداریم و وقت ما خیلی کم است پس باید سعی کنیم بهترین نوع صیرورت و بهترین نوع تغذیه را بکنیم صرف اینکه وقت ما را به کارهای خوب و عبادت بگذرانیم کافی نیست بلکه باید بهترین نوع عبادات و بهترین نوع جذبها بهترین تغذیه ها را حتماً باید بکنیم. بعد عرض کردم که تغذیه باید دائمی باشد همانطور که غذای مادی دائمی است غذای بدن دائمی است تا وقتی که بدن حیات دارد باید غذا بخورد روح هم باید غذایش دائمی باشد اینکه یک مدت بگذارد کنار غذای معنوی را این باعث می شود که بعدها باید چند برابر تغذیه کند تا آن مدتی که غذا نخورده را جبران بکند و اما کسی می تواند متعادل باشد و سالم متولد شود که تغذیه اش دائمی باشد حالا یک موقع است که انسان کسل است مریض است غذا کمتر می خورد یا به نوع دیگر نوعش را عوض میکند اما تغذیه نباید قطع شود این باید یادمان باشد.
گاهی وقتها یک مسائلی در زندگی ما پیش می آید مشکلات یا مصائب یا کنکور پیش می آید دانشگاه پیش می آید عروسی پیش می آید عزا پیش می آید یا چیز دیگر یک دفعه قطع می کنیم فتیله را کاملاً پایین می کشیم و روح دچار سوء تغذیه می شود. وقتی دچار سوء تغذیه می شود مشکلات و غم و غصه اش زیاد می شود. متوجه نمی شویم که این از کم غذایی اینطوری شده اگر غذای شاد و شادی آور و آرام بخش بخورد اینطوری نیست که در مقابل حوادث اینقدر کم بیاورد و اذیت شود. ما تا حادثه می آید بجای اینکه غذای مان را ببریم بالا، غذایمان را کم می کنیم و این خیلی فاجعه است در ساختار روح. اینکه مقام معظم رهبری می فرماید انسان در همه صحنه ها به نماز احتیاج دارد و در صحنه های خطر بیشتر یعنی همین. یعنی انسان وقتی کار خیلی خیلی مهم دارد مشکلاتش زیاد می شود باید فتیله را زود بکشد بالا تا بتواند نشاط و آرامش و قدرت روحی اش را خوب حفظ کند و اوج بگیرد. زمانی که شما این یک فرمول است یادتان نرود خیلی مهم است هر وقت مشکلات به سمت شما می آید بدانید که زمان پرواز شماست شروع شده یعنی از حالت رخا درآمدید افتادید در حالت سختی و اذیت. اگر اینجا بتوانید فتیله را همزمان با بلا و مصیبت دارد می آید بکشید بالا این بسرعت شما را اوج می دهد و بالا می کشاند در حالت آسایش موقعی که مشکلات تان و مشکلات عمده ای ندارید این مشکلات انسان را اوج می دهد بالا می برد اما هیچ وقت به اندازه مواردی که انسان دچار مشکلات و مصیبت و گرفتاری هست عبادت و تغذیه رشد دهنده نیست برای انسان. خیلی می تواند قدرت ایجاد کند پس هر وقت که خیلی گرفتار هستید بجای اینکه یک موقعی حجم عبادتهایتان را کم کنید اتفاقاً حجم را بیشتر کنید آن وقت می بینید که چقدر قدرت روحی به شما می دهد چقدر آرامش به شما می دهد و برای ابدیت تان هم خیلی این مسئله مهم است. پس یک همچین اشتباه استراتژی را کسی مرتکب نشود.
نکته بعد، گفتیم که خوراک باید متناسب با ما باشد هر خوراکی به درد ما نمی خورد ما باید حتماً خوراکهای متناسب و سازگار با خودمان را انتخاب کنیم و غذاهایی را بخوریم از غذاهای معنوی و خوراک های که می خوریم که متنوع باشد هم تنوع داشته باشد هم سازگار باشد با ما. فکر نکنیم که اگر یک جا غذایی دادند ما باید حتماً همان غذا را بخوریم. اینطوری نیست آن غذایی که خودمان دوست داریم بخوریم بهتر هست توضیح کامل را در بحث گذشته دادم.
نکته بعد این است که باید برنامه ریزی غذایی داشته باشیم یعنی یک شخص باید عرضه داشته باشد خانمهایی که سلیقه دارند در منزل، اگر مثلاً یخچال یا فریزری هست یک موادی را آماده می کنند که اینها قدرت مانور شان به قول امروزی ها، و قدرت انتخاب شان برای غذا زیاد باشد. وقتی مهمان می آید یا یک موقع شوهر مریض می شود یا بچه مریض می شود خودش مریض می شود شرایط عوض می شود این دستش باز است وقتی می خواهد غذارا یک دفعه عوض کند عوض می کند فریزری هست مواد مختلف را ذخیره کرده هر وقت دلش خواست یک غذای مناسب را تدارک ببیند. انواع آشها، انواع سوپها، انواع برنجها، خورشتها و گوشتها به هر حال آماده است.
در حرکت به سمت ابدیت قدرت انسان، به این هست که این همیشه غذایش آماده باشد یک موقع این غذا نمی چسبد به تو، سریع عوض کن حرم نمی چسبد به تو سریع عوض کن قرآن نمی چسبد یک غذای دیگر دعا نمی چسبد یک غذای دیگر. ذکر نمی چسبد یک غذای دیگر. مطالعه نمی چسبد یک غذای دیگر شعر و غزل هست به این خوبی آدم را رشد می دهد اگر شعر و غزل نمی چسبد یک غذای دیگر به هر حال باید انواع غذاها موسیقی های مختلف فطری رنگها و بوها و طعم های مختلف را انسان باید از نظر معنوی برای خود سراغ داشته باشد فرمولهایش را هم جلسه گذشته برایتان عرض کردم که باید به چه صورت باشد. و عمل کنید که همیشه دم دستش غذا باشد ثروتمند باید باشد انسان. گدا زندگی نکند. همانطور که در مورد مسائل مادی آرامشش به این است که یک فریزر داشته باشد در این فریزر پر از غذا باشد در مورد مسائل عاطفی و مسائل معنوی هم سه تا وظیفه انسان در باره خودش وخانواده به خصوص دارد تأمین مادی تأمین عاطفی و تأمین معنوی و بخصوص به عهده مرد خانه بیشتر است این قضایا. مرد اگر سختی و مشکلات ببیند کوتاه نمی آید سخت نیست برایش، حوادث مادی، ورشکستگی ها محکم سرپانگه داشته هیچ وقت این طوری نیست که خانه دست خالی بیاید هیچ وقت زن وبچه گرسنه نیستند کاملاً تأمین می کند خوشحال هستند خود مرد هم احساس مرد بودنش بیشتر است در مورد مسائل عاطفی هم زشت است یک مرد کم بیاورد و نتواند محیط خانواده را گرم و صمیمی و با محبت بار بیاورد این زشت است این خلاف مردانگی است چون نتوانسته تغذیه کند و تأمین عاطفی کند. از نظر تأمین معنوی هم همینطور.
ببینید شما وقتی یک شخصی دچار مشکلات ورشکستگی و گرفتاری می شود وقتی می آید خانه، همه لب و لوچه اش آویزان، غمگین، افسرده می آید بعد این بچه بابا فلان چیز را بخر می گوید ندارم بابا. این یعنی بریده، مردی است که بریده. وقتی مرد در خانه ببرد بعنوان ستونی که همه خیمه خانواده خانه به آن قائم است زن زودتر فرو می ریزد خرد می شود بچه ها له می شوند ولی یک مرد ممکن است که در جیبش هم چیزی نباشد هرگز نمی گوید ندارم. مثلاً هم اگر هم قرار باشد نخرد، به قول استاد ما می گوید حالا بعداً، مصلحت نیست ولی هیچ وقت خرد نمی کند نه خودش را و نه جلوی بچه ها، ابراز می کند این را. نه بچه را خرد می کند و نه همسر را خرد می کند. در مورد مسائل عاطفی هم زشت است که حالا در بیرون یک مشکلی پیدا کرده یک گرفتاری پیدا کرد کم بیاورد عصبی شود فحش بدهد داد و بیداد کند پرخاشگری کند این یعنی از مردی افتاده. این باعث می شود بچه ها بخصوص بچه ها آسیب های جدی ببینند و به سختی می شود سالهای سال جبران کرد موقعی که پدر خانواده یا مادر خانواده از نظر عاطفی کم می آورد. و با فقر برخورد می کند. در مسائل معنوی هم همینطور در مسائل معنوی آدم نباید گدا باشد باید ثروتمند عمل کند قدرتمند عمل کند باید فریزر عاطفی و معنوی اش همیشه پر باشد چه برای خودش چه برای، خانواده اش. باید پر باشد و هر وقت که طرفش احتیاج دارد خانواده احتیاج دارد بتواند به شکلهای مختلف ارتباط اینها را با ماوراء طبیعت با برزخ، با عوالم بالا برقرار کند و اینها را تغذیه کند که بچه با تغذیه بزرگ می شود. ما می آییم زحمت می کشیم نان و آب بچه را می دهیم مدرسه و لباس و پزشکی و بهداشت برایش می دهیم دانشگاه و دانشگاه آزاد و دولتی و غیر دولتی می دهیم بعد می بینیم که بچه داغان است پژمرده و افسرده است داغان است رشته را نمی خواهد ادامه دهد خودکشی دارد گرفتاری دارد گریه می کند می خواهد زن بگیرد عرضه ندارد فردا با زنش دعوایش می شود خیلی گرفتاری دارد برای این است که ما هیچ وقت تغذیه درست عاطفی و معنوی بچه را نکردیم. و این خیلی مهم است. تغذیه عاطفی و معنوی مهم نکردیم. یک نکته خیلی مهم این است که بچه ها خودشان هم به این فکر باشند که اگر یک موقع پدر ومادر به هر دلیل ارضا عاطفی معنوی ندارند خودشان به فکر خودشان باشند تنها کانون ارضا عاطفی فقط پدر و مادر نیستند. بچه ها جوانها باید بدانند که ما کانون های بسیار بسیار قدرتمند از نظر ارضا عاطفی و معنوی داریم و می توانیم خودمان را کاملاً ارضا کنیم. حالا یک پدر ضعیف از جهت از عاطفی یا یک مادر ضعیف از جهت معنوی یا پدر ضعیف پیدا شد ما راحت می توانیم جبران کنیم حالا حتماً این طوری نیست که باید زن مان یا پدر مان یا مادرمان یا خواهر مان ارضا شویم این درست و طبیعی اش همین است که انسان از اعضای خانواده اش ارضا شود اما اگر نشد چیزهای بالاتر هم وجود دارند که انسان خرد نمی شود عقده ای بار نمی آید که پدرم به من محبت نکرد من هم بی محبت هستم نسبت به بچه ها. مادرم این کار را برای من نکرده من عقده ای می شوم اینکه شما در اجتماع دکتر های روانشناسی می آید می گویند که این در خانواده بد بار آمده حالا اینطوری است در خانواده فقیر بار آمده در خانواده بی عاطفه بار آمده حالا خودش هم بی عاطفه است این مربوط به طبیعت ماست مربوط به عالم طبیعت گرای ماست و الا آدمهای فطرت گرا ممکن است زن شان خیلی هم بی عاطفه و بی وفا باشد و پدر و مادرشان کاملاً بی عاطفه و بی وفا باشند از نظر معنوی ضعیف باشند حتی فاسد باشند ضد اینها باشند ولی اینها به هیچ وجه کم نمی آورند چون همیشه کانون های قدرتمندی است چون خداوند صمد است و بی نیاز، بنده اش هم مظهر خودش آفریده بنده را یک طرفه وابسته به جایی نکرده از یک جا که کم بیاورد از یک جای دیگر سریع جبران می کند. شما انبیاء را نگاه کنید شخصیت های بزرگ را نگاه کنید هر وقت اینها اتفاقاً بزرگترین مردان خدا در عنفوان و اوایل کودکی پدر و مادرشان را از دست دادند و مخصوصاً هم خداوند این کار را می کند پیغمبر باید یتیم باشد. (الم یجدک یتیماً فاوای و وجدک ضالا فهدی و وجد عائلا فاغنی) از کوچکی می خواهیم این کار را بکنیم که توحید ما قوی شود. اینطوری نیست که اگر کسی پدر و مادر نداشت و بی پدر و مادر بود و پدرو مادرشان از بچگی فوت کرده آدم بدی هستند نه. یا کسی از بچگی کمبودی داشت حتماً آدم عقده ای بار بیاید در نظام فطری همچین چیزی امکان پذیر نیست. اگر کسی درست با نظام فطرت ارتباط برقرار کند تمام کمبودها را از هر جا باشد می تواند کاملاً جبران کند.
آنهایی که عقده ای هستند هی به رخ دیگران مطرح می کنند آخر من محبت مادری ندیدم من در خانه محبت نشده به من نمی دانم اینطوری. اینها نمی خواهند از جاهای بالاتر تغذیه کنند. اینها دوست دارند این عقده ای بودن را برای خودشان حفظ کنند فکر می کنند که مظلوم نمایی و عقده بازی درآوردن کار خوبی است. این ضعف است انسان را می رساند. این هم خوب نیست آدم قَدَر کسی است که از او پدر و مادر وخانواده کم بگذارند ولی او کم نیاورد. اوکم نیاورد کوچک نشود و له نشود این یادتان نرود.
خوب فرمول بعدی را هم که در درسهای دیگر دادیم در مورد اینکه چطوری ما برنامه کامل داشته باشیم و بحث تنوع غذایی را هم آنجا توضیح دادیم. ان شاءالله آنجا مراجعه کنید.
بحثی که امشب می خواهیم بکنیم بحث بسیار مهمی است اگر کسی خسته است حتماً یک آبی به صورتش بزند سرحال بشود چون فرمولها را که می گوییم فرمولهای بسیار مهمی هستند ما هم دیگر فرصت دیگری نداریم که درآن سلسله بحثهای هفتگی که در حرم داریم در شرح زیارت عاشورا و تفسیر و انسان شناسی توضیح تخصصی بدهیم توضیح تخصصی گذاشتیم اینجا برای شما که یک مقدار قویتر رشد کنند عزیزان و ما هم وظیفه مان را نسبت به شما عزیزان انجام داده باشیم. می رویم سراغ فرمولهای بعدی تغذیه با یک صلوات بلند بر محمد و آل محمد.
خوب برای این جلسه باز من مباحث اصل، اصل می کنم. اصل اول در این جلسه این هست که توضیح دادیم چون خداوند تبارک وتعالی خالق دنیا وآخرت هست همه ی مراحل هستی را چه در قوس نزول و چه در قوس صعود چه در خلقتی که از نفس واحده می آید مراحل جبروت و ملکوت را طی می کند به ناسوت می رسد و انسانهای مختلف تشکیل می شوند از یک روح واحد، و چه موقعی که این انسانهای متعدد همه بازگشت پیدا می کنند به سوی خدا تمام این مرحله همانطور که قبلاً خدمت تان عرض کردم مرحله ی ریاضی است. یعنی خداوند تبارک تعالی برای الکترون به الکترون اتم به اتم عوالم عدد گذاشته و تعدادش کاملاً مشخص است. توجه کنید را کاملاً تعدادش مشخص است. و (و عنده مفاتیح الغیب لا یعلمها الا هو و یعلم ما فی البحر فی البحر) هر چی هست خدا می داند.
(لا تسقط من ورقه و لا حبه فی ظلمات الارض ) اینها همه هست از آن طرف هم آن (لا رطب و لا یابس فی کتاب مبین) به هر حال اینها را داریم همه چیز ذره به ذره (لا یعذب مثقال ذره فی السماوات و ما فی الارض) از خدا حتی یک ذره غایب نیست خداوند درکنار هر یک الکترون و اتم و پایین تر از آن و کوچکتر از آن که میلیاردها برابر کوچکتر از آن حضور دارد همه در محضر خداوند تبارک و تعالی هستند بنابراین هیچ رقمی برای خدا شمارش و حسابش نگهداشتنش اذیت نمی کند نه برای خدا، خداوند برای این ارقامی که ما می گوییم ارقام نجومی مثلاً یک چند صد میلیارد ستاره یک فرشته را هم می گذارد کافی است یک فرشته تمام حساب کتابهایش را دارد و همه را کاملاً می چرخاند. در روایت داریم بر کل آسمان دنیا، یک فرشته را خدا گذاشته کل آسمان دنیا، این چند صد هزار میلیارد ستاره کهکشان و کیهان یک فرشته گذاشته که حساب همه را می رسد خدا خیلی بزرگتر از این حرفهاست.
تمام عوالم ریاضی است باید دقت کنیم کاملاً حساب شده است دانشمندانی که از اول خلقت تا الان این میلیونها انسان نابغه ای که دارند کار می کنند وظیفه ی این دانشمندان چی بوده تا الان. اگر چیزی به نام فیزیک داریم شیمی داریم ریاضیات داریم جبر داریم مثلثات داریم زمین شناسی داریم زیست شناسی داریم هنر داریم کشف ظریف کاری ها ریزه کاری ها اعداد و ارقام و فرمولهایی هست که خداوند در جهان قرار داده. پس هیچ چیزش یک ذره کلمه ی که قرآن انتخاب کرده کلمه ذره است چندین جا آورده، ذره یعنی کوچکترین شی ای که امکان داشته باشد که آدم به آن اشاره کند می شود ذره. اگر این را کاملاً قابل محاسبه است دقیقاً این حساب شده است در حرکت به سمت ابدیت باید توجه داشته باشیم که اگر ما بخواهیم رشد کنیم باید متناسب با تناسب ریاضیات دنیا و آخرت حرکت کنیم. مثل ریاضیات بین رحم و دنیا. خداوند یک سلول تخم را در ریاضیات رحم تبدیل می کند به بدن کامل، ضمن اینکه طبق ریاضیات رحم تمام سلامتی و حیات جنینی حفظ می شود ولی طبق ریاضیات دنیا تربیت می شود بار می آید هیچ کس هم نمی داند این فرمول چیست. یعنی چطوری یک جنینی در یک عالمی غیر از عالم دنیا، زندگی می کند در شرایط غذای واحد خون، محیط آبی غیر از محیط هوا، محیط آبی ولی دارد برای کجا آماده می شود؟ دارد برای دنیا آماده می شود با یک ریاضیات و فرمول و شرایط زیستی دیگر. در حرکت به سمت ابدیت هم همینطور هست یعنی ما در رحم دنیا که هستیم با فرمولها و ریاضیاتی که الان دانشمندان در حال کشفش هستند هنوز هم به قطره ای بیشتر نرسیدند داریم زندگی می کنیم اما تربیت ما باید متناسب با ریاضیات کجا باشد؟ آخرت. ضمن اینکه با ریاضیات دنیا زندگی کنیم اما باید برای ریاضیات آخرت و شرایط زیستی آخرت خودمان را آماده کنیم. (کل الدنیا کأنک تعیشا ابدا و کل اخره کانک تموت غدا) برای دنیا طبق ریاضیات دنیا یک طوری زندگی کنم که همیشه می خواهم زندگی کنم در این دنیا. حضرت فرمود این طوری زندگی کنید برای دنیای تان. این ریاضیات را محترم بشمارید و حساب و کتاب های دنیا را داشته باشید اما برای آخرتت طوری با ریاضیات آخرت انس بگیری و ریاضیات ابدیت، که (کانک تموت غدا) انگار که فردا می خواهی بمیری. یعنی وقتی سوت پایان را زدند و گفتند تمام، تو متولد که می شوی در شرایط زیستی ریاضی برزخ، آماده باشی. آنجا شرایط این را خوب دقت کنید آنجا شرایط کیلویی حاکم نیست که برویم آنجا بگوییم این همه هم در قرآن دارد اصرار می کند که شرایط آنجا همه اش ریاضی است همه اش هی قرآن دارد تأکید می کند آنجا عدد رقم میزان هست و رشوه، خواهش التماس شفاعت هیچ فایده ای ندارد.
برای این است که به ما بفهماند حرکت به سمت ابدیت یک حرکت ریاضی است حتی شفاعتی هم که می گویند در قیامت است آن شفاعت هم ریاضی است و متناسب و از کجا گرفته شده از ریاضیات دنیا گرفته شده. بی حساب و کتاب نیست. خوب حالا که اینطوری است وقتی ما می گوییم ما در حرکت به سمت دنیا، ما یک غذای مادی داریم می خوریم این غذای مادی خداوند تبارک و تعالی ریاضی قرار داده یعنی شما نگاه کن سیب، سیر، پیاز، بادمجان، کدو، پرتغال، نارنگی، هر چه که می گویید اینها در بدن یک آثار ریاضی دقیق وخاص دارد مشخص است در علم پزشکی اینها را حساب کردند هر چند دقیق تست نشده هنوز ولی اینها مشخص است که این بدن فلان ماده را کم آورده و این را باید مصرف کند. فلان مواد برایش خوب است اما بخورد یکجا ضرر می زند برایش، این ماده خیلی خوب است انواع ویتامینها را دارد اما اگر بخورد ید بدنش خراب می شود خیلی تناسب باید برقرار شود تا یک نظام تغذیه ی مناسب باید داشته باشد علمی هم هست کاملاً ما خیلی وقتها مواد غذایی میوه ها گوشتها و سبزیجات می خوریم چه بسا که بجای اینکه برای ما سود داشته باشد مضر هم هست خودمان هم متوجه نیستیم خوب فکر می کنیم که گفتند اینقدر ویتامین دارد می خوریم ولی مشکل ما این نیست مشکل این است که ما یک گرفتاری دیگر در بدن ما هست این غذا برای آن ضرر دارد و ما هم متوجه نمی شویم کارشناس تغذیه متوجه می شود وقتی بدن را ببیند سلولها را بررسی کند می گوید که خوب حالا شما این غذا را نخور این غذا را بخور این دارو را نخور این دارو را بخور مثلاً بادمجان نخور چون این رو پوست این عکس العمل را ظاهر می کند ولی خوب بادمجان که بیهوده خلق نشده خداوند خلق کرده که یک موادی در آن هست اما خداوند انحصاراً موادی را که در بادمجان را در مواد دیگر هم قرار داده خوب می گوید شما به جای بادمجان کاهو یا گوشت یا کلم بخور آن موارد را جبران می کند این ریاضیات فوق العاده دقیق دارد در حرکت به سمت ابدیت در بحث تغذیه ی روح باید یادتان باشد غذای روح برای اینکه این جنین تبدیل به مثل خداوند شود چون قاعده خلقت ما این است که مثل خداوند شویم یک موجود یک دمشی از خدا در ما هست قرار است این دمش و این قوه شبیه خدا شود. خیلی حرف است دقت کنید ضعیف ترین موجود یک موجودی که از منی و تخمک درست شده یک سلول تخم، این قرار است تبدیل به چی شود؟ آنقدر باید رشد که قوه روحانی پیدا کند که روح به آن تعلق بگیرد در رحم. طبق آن حرکت جوهری. بعد این روح که اول حالت گیاهی دارد بعد حالت حیوانی پیدا می کند بعد میخواهد مقام انسانی پیدا کند روح اینطوری است یعنی اول ماده است بعد حالت گیاهی پیدا می کند بعد حالت حیوانی پیدا می کند بعد حالت انسانی پیدا می کند می خواهد شبیه به حق تعالی شود.
این ریاضیاتش دست ما نیست، یعنی ما نمی توانیم بگوییم که چه کار بکنید شما که آدم بشوید چه کار کنید که خوشبخت شوید چه کار کنید آرام باشید چه کار کنید شاد باشید، هر کس را باید نشست برای ما بخواهد سخنرانی بکند خوب شما باید این فرمول را رعایت کنید تا خوشبخت شوید نمی شود. اولین سؤالی که ما از کسی که رفته در مقام استادی نشسته و می خواهد به ما درس یاد بدهد می گوییم آقا شما طبق کدام فرمولهای ریاضی داری برای ما بحث می کنید مگر تو از ربط ریاضیات دنیا و آخرت خبر داری که می خواهی برای ما فرمول مشخص کنی که این ذکر را بگو این غذا را بخور این کار را بکن تا تو اینطوری شوی. از کجا می دانی تو؟
کسی می تواند این موجود را، یعنی موجودی را که در دنیا هست با محاسبه ای که در ریاضیات دنیا هست متناسب با ریاضیات ابدیت بار بیاورد که با هر دو مجموعه ریاضی آشنا باشد تسلط کامل داشته باشد. بنابراین ما اساساً حرف غیر از خود خداوند تبارک و تعالی که دوتا فرمولهای ریاضی را خودش ابداع کرده و گذاشته و معصوم که متخصص است غیر از او اساساً نمی توانیم به کسی اعتماد کنیم که بیاید برای ما فرمول مشخص کند. ما در نظام اسلامی هم به یک سخنران اعتماد می کنیم باید شرط این باشد آن آقایی که می رود آنجا از خودش حرف نزند. باید منتقل کننده ی فرمول های متخصصین باشد. و الا بخواهد بگوید بله ایشان حضرت علی اینطوری می گوید نظر من هم این است پیغمبر این طوری می گوید ولی به نظر من این طوری است تو اصلاً کاره ای نیستی که نظر بدهی تو اصلاً متخصصی که نظر می دهی تو چه کاره هستی که نظر بدهی بله من در دانشگاه هاروارد دکترا گرفتم حالا گرفته باشی دانشگاه هاروارد مگر ابدیت را می شناسد. مگر بدن را می شناسد مگر تربیت را می شناسد. نمی تواند نظر بدهی. ما روانشناسی مان جامعه شناسی مان هنر مان ادبیات مان خانواده مان مدیریت مان اقتصاد مان سیاست مان باید طبق فرمولهای ابدی باشد انسان دست کم نیست.
خدا تمام این نظام خلقت را در قرآن دهها بار می گوید من این تمام این مجموعه را به خاطر تو آفریدم آن وقت یعنی خیلی مهم است این انسان. یک دانه اش برای خدا در قرآن می فرماید یک آدم برای من معادل همه انسانها ارزش دارد. شوخی نیست یک آدم بیاید بگوید شما بروید سر کلاس فلانی بنشین فلان کس دستورالعمل می دهد فلان کس استاد است. اینطوری نیست که آدم باید قیمت خودش، ما قیمت مان کمتر از خدا و معصوم نیست اگر کسی هم بخواهد بیاید حرفی بزند ما باید مطمئن باشیم که این اول از خودش حرف نمی زند چون هیچ کس جز خدا و معصوم که خدا سازنده است و معصوم هم متخصص است توضیح دادیم طبق اصل اصالت تخصص ما در برخورد با یک مجموعه در چهار مرحله (تعریف، راه اندازی، بهره برداری، و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی) به کی احتیاج داریم؟ در درجه اول سازنده در درجه بعدی متخصص. سازنده خداست این مجموعه را ساخته متخصص هم انبیاء و معصومین علیهم السلام که علم را مستقیم از خدا گرفتند. کسی که علمش را از کره زمین گرفته باشد و سوادش را از دانشگاه و حوزه گرفته باشد این نمی تواند بیاید بنشیند در منبر به مردم بگوید این کار را بکنید اگر از حوزه گرفته باشد باید در حوزه چی خوانده باشد؟ فقط درسهای که از منبع تخصصی یا از قرآن باشد یا از احادیث معتبر معصومین باشد به این آقا هم می شود اعتماد کرد آقا شما وقتی رفتی تحقیق کردی زحمت کشیدی به جای همه ما رفتی تحقیق کردی حالا بگو ببینم امام صادق، امام باقر و پیامبر در این رابطه به ما چی فرمولهایی می دهند.
اما یک شخصی بیاید که نظر ما هم این است نمی شود باید توجه کنید که هیچ کس نباید دستکاری کند ما را. نظر معصوم باید منتقل شود یا آیه قرآن برای ما توضیح داده شود. توجه فرمودید. و اعتماد ما به علما هم برای همین است که عالم باید بیاید نظرات تخصصی حق تعالی را و فرمایشات تخصصی حق تعالی و فرمایش تخصصی معصومین را به ما منتقل کند اما یک کسی بیاید بگوید آقا دکارت هم این را می گوید کانت هم این را می گویم هیوم هم این را می گوید مارکس هم این را می گوید هگل هم برای ما اعتبار و ارزشی ندارد.
فلان روانشناس آمریکایی هم این را می گوید فلان جامعه شناس انگلیسی هم این را می گوید معلوم نیست به درد ما بخورد معلوم نیست این فرمول به کار ما بیاید معلوم نیست که تخصصی باشد چون این تحقیقاتی است که بشر را از سهو خطا در می آورد این همه شما در علوم اجتماعی در علوم سیاسی، در ادبیات در رشته های مختلف تغییر نظر دارید هر سه چهار سال یکبار نظریات کلاً عوض می شود یعنی بابا آنی که بود ما اینقدر فهمیده بودیم حالا فهمیدیم اشتباه است در کدام علم شما سراغ دارید که قطعیت باشد. فیزیک، که یک علمی است که بدیهیات یقینیات نزدیک است به ریاضیات می بینید که نه الان مثلاً بالاخره نور ذره است نه نور موج است چی شد بالاخره هنوز معلوم نیست. برو تا بعدها کی بفهمیم بالاخره نور چی است. نمی شود قطعیت ندارد. برای همین ما نمی توانیم خودمان را به علوم غیر قطعی مثل موش آزمایشگاهی بسپاریم. باید معصوم باید برای ما حرف بزند والسلام.
حالا این نکته اساسی که می گویم این است برای شما، این مقدمات را گفتم این است که غذای حرکت به سمت ابدیت را باید کی تعیین کند؟ حق تعالی. عبادتی که خدا زیرش را امضا نکرده باشد یا معصوم به درد ما نمی خورد. ممکن است یک چیزی بگوید موقتاً یک اثری بگذارد مثلاً آقا اگر می خواهید آرام شوید بروید یوگا کار کنید. وقتی می گوییم برو یوگا کار کن یا فلان روش را کار کن یا فلان روش از انگلیس آمده یا فلان روش از آمریکا آمده یعنی ما یک جا در برداشت از دین کامل خدا دوتا احتمال بیشتر ندارد دیگر یا ما نتوانستیم فرمولهای آرام بخش را از دین خدا در بیاوریم یا دین خدا کامل نیست. یعنی خدا همه را مسخره کرده، خدا نتوانسته نعوذ بالله عرضه نداشته یک دینی به بشر بدهد یک دینی بدهد به پیغمبر یک دینی بدهد به ائمه که حفظ بماند برای نسل های آینده تا قیامت. این دوتا احتمال است دیگر یا ما عاجز بودیم از این که فرمولهای کامل خوشبختی و آرام بخشی خانواده خوب داشتن اقتصاد داشتن سیاست خوب داشتن ومدیریت خوب داشتن را در بیاوریم ما عاجز بودیم یا اینکه دین خدا حرفی ندارد برای گفتن. اسلام حرفی ندارد به عنوان آخرین حرفی نداشته برای گفتن. بقیه هم که بالمعطل.
خوب عقل کدام را می پذیرد بگوییم خداوند تبارک و تعالی این میلیاردها تا کهکشان و کیهان و ستاره و منظومه را خلق کرده منظومه شمسی را خلق کرده زمین را خلق کرده با میلیاردها موجود و روابط ریاضی پیچیده و مرتبط با هم برای انسان ولی در مورد خود انسان خدا لنگ زده خدا همچین عرضه ای نداشته همچین کاری ندانسته بکند که یک دین کامل برایش بفرستد. خوب این وصله می چسبد به خدا یانه؟ کدام عقل می پذیرد این را. که بگوییم خدایا نتوانستی بالاخره ما را آدم کنی. نتوانستی یک فرمول به ما برسانی نه. اینطوری نیست. پیامبر فرمود هر چه که شما تا قیامت احتیاج دارید من به شما دادم.
وقتی داشت از دنیا می رفت گفتند که دو چیز برای شما گذاشتم وقتی به اینها بچسبی کنار حوض کوثر به من وارد می شوید به صورت انسان به من وارد می شوید یعنی کامل وارد می شوید (کتاب الله و عترتی) ما که بیشتر از کتاب خدا، عترت را برای سعادت و خوشبختی دنیا وآخرت مان احتیاج نداریم ما بیشتر احتیاج نداریم که بیاییم عمر مان را سر نظریه های این و آن و مطالعات این و آن و پرت و پلا گویی های این و آن که بعداً سه روز دیگر ده روز دیگر یک ماه دیگر دو سال دیگر سه سال دیگر پنج سال دیگر خودشان می گویند که اشتباه کردیم آخر ما که موش آزمایشگاهی نیستیم حرکت ما حرکت جنینی است حرکت جنینی حرکت رفت است برگشت پذیر نیست. آخر نمی توانیم بگوییم که قلبش غلط شد حالا یک قلب دیگر از نو بسازیم، نه دیگر، اگر این قلب خراب شد خوب خراب است دیگر. مغز مان هم اینجا جهش وکروموزومی پیدا کرد خوب شد دیگر منگل شد. تمام است.
ما نمی توانیم وقت نداریم خودمان را هی به دست این و آن بسپاریم. برای همین در برنامه خوراک معنوی در برنامه ی غذا در این که ما چه بخوریم چه کار کنیم که آدم شویم چه کار کنم که شاد باشم چه کار بکنم که آرام باشم چه کار بکنم که خوشبخت باشم چه کار بکنم که حرکتم به سمت ابدیت تضمین بشود. چه کار کنم که وقتی سوت پایان را زدند با وقتی کمی که دارم سالم متولد شوم به شرایط زیستی ابدیت، این را فقط خدا میتواند ما را راهنمایی کند و معصوم. فرمولها دست آنهاست. (قل ان هدی الله هو الهدی) بگو فقط هدایت خدا هدایت است. کسی نمی تواند هدایت کند. یک مطلب خیلی مهم است که عزیزان توجه کنید این کلمات هی می شنوید خدای نکرده خدای نکرده برای شما هی این کلمه ی آخرت و ابدیت و انتقال و وفات عادی نشود. ائمه چهل سال پنجاه سال این حرفها را می زدند برای مردم، در قرآن می خواندند یکبار برای آنها عادی نشد هر بار راجع به آخرت و قبر و قیامت می شنیدند جدید بود برای شان یک تکانی می خوردند شوخی نیست ابدیت.
فقط شما کافی است به همین نسبت توجه کنید که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر است با دنیا. یعنی واقعاً از نظر اندازه بزرگی، کمالات، تنوع، قدرت بهره برداری تنوع نعمت و کمالات دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست شما از اینجا که بروید آن طرف، متوجه می شوید که به قول شهید زینعلی رفته بود در خواب حاج آقای شهید مان آقای صادقی آمده بود من احساس کردم که از یک طویله فقط درآمدم. ما نمی دانیم آن طرف چه خبر است. برای همین خدا برای ما بفهماند که ابدیت چقدر بزرگ است آورده ما را در کره زمین قرار داده در منظومه که به قول امام امت (رحمه الله) که اگر گم شود در فضا جز حضرت جبرئیل کسی نمی تواند پیدایش بکند. کاش تخته بود که من برای شما عکس کهکشان راه شیری را می کشیدم برایتان بعد می بینید که در کهکشان راه شیری منظومه شمسی چطوری است بعد در این منظومه زمین چیست و ما کی هستیم این وسط. آن وقت در مقابل ما میلیاردها سال نوری گذاشته که تو بفهمی که وقتی می گویم تو منتقل میشوی به ابدیت و برزخ، (عرضها کالعرض السموات ولارض) اندازه بهشت هر یک نفر معادل اندازه آسمانها و زمین است. مال یک نفر، نه مال همه. تا تو بفهمی یعنی چی. نگویی دروغ است.
آقا این تلسکوپ هابل هست تلسکوپ بالاتر از هابل را هم دارند نصب می کنند دارد چند میلیارد سال نوری عکس می گیرد قرآن چندجا فرمود ما فقط آسمان دنیا را ستاره کاری کردیم. (و لقد زیّن السماء الدنیا بمصابیح) آسمان اول، آسمان کوچک کوچکه را ستاره گذاشتیم درش. آسمانهای بعدی هیچ.
آن هم دلیل داشته که برای شما ستاره گذاشتیم یکی اینکه شما لذت ببرید زیبا باشد برایتان در قرآن فرموده که از آسمان تان لذت ببرید زیبا باشد برایتان. یکی دیگر اینکه (لجوم لشیاطین) شیاطین نتوانند به آسمانهای بالا راه پیدا کنند برای شما درد سر درست کنند این شهاب سنگهای که حرکت می کنند شیاطین و دشمنان شما را آفت های که شما را تهدید می کند نابود می کند. خدا می گوید من اینطوری خلق کردم دارم برای شما می گویم. برای همین مسئله فوق العاده ریاضی است فوق العاده ریاضی است فوق العاده دقیق است و با عظمت است. لذا وقتی شما صلوات بفرستید یا تسبیحات اربعه را بگویید اینطوری تسبیحات حضرت زهرا و 34 الله اکبر و 33 سبحان الله است بدان که با یک ریاضیات فوق تصور تو تنظیم شده این اعداد.
در رساله همینطور، رساله هم برای شما ریاضی است یک موقع خوراک می خوری همین خوراکی که گفته حج را اینطوری که گفتیم انجام بدهید. حج من درآوردی نمی توانید نماز را اینطوری که گفتیم و روزه را اینطوری که گفتیم اینطوری انجام بدهید. یکی آمد خدمت آ میرزاعلی آقای قاضی (رحمه الله) گفت که آقا شنیدم بعضی ها با قرآن خواندن حین قرآن مکاشفه می کنند عوالم را بالا را می بینند. پس چرا ما نیستیم آمیرزا علی آقای قاضی یک نگاهی به او کرد و گفت که دیگران درست است یک کاری می کنند اما دیگران سرپا می ایستند رو به قبله می ایستند با ادب قرآن را در دست شان نگه می دارند سرشان باز است کلاهی چیزی رو سرشان نیست. نه مثل شماها که تا خرخره زیر کرسی هستی شما تا خرخره می روید زیر کرسی هستی و لم دادی وقرآن می خوانی من دیدم خیلی از آقایان و خانمها را لم دادند تکیه دادند دارند قرآن می خوانند من که خودم مثلاً تقریباً از 17 و 18 سالگی کمرم شکسته و آسیب دیده خیلی وقتها حیا می کنم واقعاً تا درد نگیرد و داغونم نکند تکیه نمی دهم می گویم بی حیایی است. قرآن ادب دارد یک کسی مرده بود آنجا کم آورده بود گفت آقا من این همه سال قرائت قرآن کردم خدا رحمت کند شهید دستغیب می گوید کم آورده بود گفتم چه قرائت قرآنی، نشستی تکیه دادی لم دادی قرآن کتاب الله را، کتاب الله را، برایت فرستاده خدا، آن کتاب را برداشتی لم دادی و بعضی ها به قول آقامیرزا علی آقا بعضی ها زمین می گذارند می خوانند حتی همت نمی کنند بگذارند بالای پای شان همان زیر پایش روی زمین قرآن را گذاشته دارد می خواند یک چیزی بگذار بیاید بالا. یک رحلی بگیر بگذار که بیاید بالا بخوان اگر نشد چند تا قرآن بگذار بالاخره بیاید چندتا کتاب بگذارید در دستت بگیرد نمی میری که خسته اگر هم شدی برای عبادت است سازندگی دارد برایت. نمی توانی نهایتاً یک کاری بکن. اینطوری به هر حال. من چند روز پیش که مشهد بودم کمرم خیلی درد می کرد گردنم هم که آرتروز دارم درد می کرد دستم هم درد می کرد آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری. نمی شود رفتم به یک خادم گفتم هر چه گشتم دیدم رحل نیست به خادم گفتم شما یک رحل هایی برای خودتان یواشکی دارید گفت آری گفتم امانت به ما بدهید و آورد داد و قرآن را گذاشتیم رو رحل و خواندیم و بعد پس دادیم. یک رحل داشته باشید. رو رحل بگذارید بخوانید رو به قبله یا رو دستت نگه دار خیلی بهتر است که نگه داری بالای پایت. این آداب دارد و الا شما هی قرآن بخوان وقتی آدابش رعایت نشود نمی توانی به آن نتیجه ای که بخواهی برسی ببین چطوری می گوید قرآن بخوان چطوری می گوید نماز بخوان چطوری می گوید روزه بگیر این باید آداب باشد تا آثار خاص خودش را برای ما بگذارد.
خوب اصل بعدی که خیلی خیلی مهم است برای اینکه آماده باشید یک صلوات هم ختم کنید. اصل بعدی شاید مهمترین اصلی باشد که تا الان خدمت تان عرض کردم شاید بعد از این هم اصلی به این با اهمیتی نگوییم و اگر بگوییم هم شاید در همین حد است. آن اصل این است که ببینید عبارت است از اصل تمرکز در تغذیه. این فوق العاده مهم است شما می خواهید یک غذایی بخورید پزشکان و کارشناسان تغذیه هم الان همین را می گویند که اگر شما می خواهید غذایی را بخورید و با اضطراب بخورید این غذا آن چیزی که باید بشود نمی شود. بدوید در حال دویدن، یک لقمه بخوری و بدوی، یک لقمه بخوری بروی آشپزخانه، بچه را ببری دستشویی و یک لقمه بخوری، دوباره تلفن زنگ زد یا خانه کسی کار داری این غذا، غذا نمی شود. سوء تغذیه پیدا می کنی. برای اینکه غذا بخوری باید غذا را آرام بنشینی سر سفره تکان نخوری تمرکز بگیری کم کم عجله هم نه.
فرمود کسی که با عجلی غذا می خورد غیر از اینکه به بدنش ضربه می زند و مریض می شود هم بدن مریض می شود هم آن تأثیری که باید غذا بگذارد نمی گذارد. فرمود خوب بجویید، آهسته بخورید، و هر چقدر سر سفره معطل کنید جز عمرتان حساب نمی کند خداوند. این غذا خوردن مادی اینطوری است دیگر. رو به قبله بنشینید. آدابی دارد که این غذا بسم الله بگویید اثر دارد یکی از دوستان، در روایت هم داریم می گوید اگر بسم الله نگویید ملائکه می آید می گوید کوفتت شود. به تعبیر خودمان. بعد میگوید در روایت داریم خیلی از درد معده ها در حدیث است می فرماید خیلی درد معده ها معلول بی ادب غذا خوردن است. طرف بسم الله نمی گوید الحمدلله نمی گوید ملائکه هم می گوید کوفتت شود نعمت خدا را داری می خوری حواست هم نیست یکی از دوستان ما که دکترها کاملاً جوابش کرده بودند از یک معده، اینطوری شفا پیدا کرد آمد یک مدت برای هر لقمه بسم الله الرحمن الرحیم گفت. من دیدم اولیای الهی را که خدمت شان رسیدم اینها برای هر لقمه این را می گویند بارها من خدمت شان رسیدم سر سفره با آنها غذا خوردم همینطوری است.
بعضی هایشان لقمه را که می گذارند دهن شان یک الحمدلله رب العالمین می گویند هر یک بار لقمه. شما نمی دانید یک لقمه می برد پایین چه نعمتهایی است. من عرض کردم خدمت بعضی از عزیزان، سرطان که گرفتم در این قضیه سرطان ما چند روزی که تازه شروع شده بود سرطان ما، ما یک شبی که گفتم خدمت عزیزان حضرت رضا علیه السلام را تشرف داشتم خدمت شان، گفتند که ما این را دادیم به تو که شکر نعمتهایت زیاد شود. شما نمی دانید من آب می خوردم با درد می رفت پایین. آب به این نرمی. شما نمی دانید این یعنی چی. ما این چه مکانیزمی دارد این یک لحظه برای شما خیلی عادی است این قضیه ولی برای من که مدتها عزا داشتم که این یک جرعه آب چطوری می خواهد برود پایین جانم را می برد تا خرخره ام. واقعاً با درد می رفت پایین. با سختی. بعد یک لقمه می خواستیم بخوریم چه دنگ و فنگ داشتی این یک لقمه غذا خوردن این کوچک بکن با شصت بگذار ته گلو، تا تمام این قسمتها زخم بود حتی ته گلو. بعد آن هم تازه مثل این که قند می گذاری دهنت مثل این که کلوخ می خوری خاک می خوری هیچ مزه ای احساس نمی کردی تمام حس های مزه از بین رفته ما نمی فهمیم یعنی چی.
بعدها که یک جرعه آب می خوردم می گفتم الحمدلله چقدر خوب است که آدم یک جرعه آب را بخورد. ملائکه گفتند که به امتت بگو حجامت کنند یادشان نرود. خیلی مؤثر است در دفع بیماریها. یعنی طب مان طب غلطی هست بسیاری از مسائل طبی غلط است با همان طبی که پیغمبر گفته ما بسیاری از بیماری ها را درمان می کنیم به ندرت ما با رعایت برنامه های غذایی که اهل بیت دادند در مورد سبزیجات و میوه ها وگوشتها، نحوه خوردن در مورد بهداشت که گفتند و مسائل طبی احتیاج پیدا می کنیم به اینکه به دکتر مراجعه کنیم یک دکتری هم در شهر مدینه کار و کاسبی اش کساد شده بود گفت چه شهری است اصلاً مریض ندارید شما ها چرا اینطوری است اینجا گفتند که خوب پیامبر به ما دستو رالعمل می دهد کسی مریض نمی شود به راحتی. بعد دستورالعمل را که شنید گفت به به درست است همین است. در حرکت به سمت آخرت وقتی می خواهیم فرمول بدهیم یادتان باشد عبادت که جلسه قبل من توضیح دادم که می خواهیم انجام بدهیم عبادت را باید خدا تعیین کند بحث تمرکز را خوب یادتان داشته باشید. درغذا خوردن باید تمرکز داشته باشیم تا غذا بچسبد. در مسائل خیالی در مسائل خیالی کسی نمی تواند خیالش را کنترل کند و به یک قدرت خیالی برسد مگر با تمرکز. توجه فرمودید با تمرکز.
من می گویم آدرس خانه ما فلان جاست. بعد شما همینطوری می شنوید حالا هی سعی می کنی فایده ندارد زور نمی خواهد بزنی آن که دارد می گوید چه کار کن؟ رویش تمرکز بگیر بنویس چندبار بخوان، آدرس را کروکی را نگاه کن یاد می گیری. شما هیچ تصویری خیالی ندارید تمرکز رویش گرفتید. یک مژده هم به شما بدهم گاهی وقتها تصویرهای خیالی زیادی شما را اذیت کند. در دشمن شناسی من این توضیح را دادم خیلی ظریف است اگر یک صحنه ای که دوست ندارید آمد در ذهن تان خواستید از ذهن تان بیرون کنید راهش این نیست که تلاش کنید بیرون کنید چون تلاش کردن مساوی است با تمرکز، مثل باتلاق می ماند تا می خواهی سعی کنی بیرونش کنی جدی می شود محکم می ماند دیگر هم از یادت نمی رود چیزی را که نمی خواهی و آمده ناراحتت می کند تنها راهش این است که فعلا به آن فکر نکن سعی نکن بیرونش کنی. فکرهای باطلی هم که می آید مبارزه با فکرهای باطل را از سرت بیرون کنی برعکس نتیجه می دهد چرا؟ چون مساوی است با، چون خیال است که خیال مثل ماده نیست که تو می گویی من مبارزه کنم این را پاک کنم این را از روی دیوار، خوب این ماده است پاک می شود تمرکز بگیری. ولی خیال ظریف است. خیال مثل دستگاه چی می ماند؟ مثل ضبط صوت است حساس است مثل سی دی است مثل فیلم است که تو هی می خواهی از روی این سی دی فیلم را پاک کنی که این طوری نیست که تمرکز بگیری هر چقدر تصویر بماند روی آن صحنه بیشتر تصویر می افتد باید زود بکشی این طرف که بیشتر نیفتد بعد آن تکه کوچک را که افتاد در فیلم بعداً حذفش کرد تلاش نکنید افکار باطل را بیرون بکنید از ذهن تان. آن راه مبارزه دارد مبارزه آن را هم در دشمن شناسی من توضیح کامل دادم خدمت تان. با تغذیه های پاک باطل ها خود به خود کنار می رود. تمرکز خیلی خطرناک است آنجایی که نباید تمرکز بگیری. توجه فرمودید. فرمود وقتی به نامحرم چشمت می افتد نگاه اول، حضرت می فرماید به امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید نگاه اول خوب دیدی یک لذتی بردی این هیچ چیز این بهره ی تو بود دومی به ضررت تمام می شود چرا؟چون تمرکز می آید رو قلب ثبت می شود.
گفت رفته بودم خدمت آقا شیخ رجبعلی خیاط، در راه داشتم که می رفتم یک خانم بدحجابی دیدم در ماشین گرفت من را، بعد رفتم گفتند شما چرا شبیه خانم شدی. چرا شبیه زن شدی. گفتم این دوست مان یکی از اولیای خداست از خانمهاست، دوست مان گفت که آقای شجاعی داشتم می رفتم خدمت این خانم، بعد خانمم در راه گفت که یادت باشد فریزر بخری گفت رفتم بازار همینطوری خلاصه این فریزر را دیدم بعد آن را بعد غروب رفتم خدمت این خانم گفت شما چرا شبیه فریزر شدی. با شکل میدهد به تو وقتی تمرکز می دهد شکل می دهد به تو.
بنابراین تمرکز نگیر اگر می خواهی یک چیزی از ذهن تان برود بیرون تلاش نکنید که بیرونش کنید متقابلاً وقتی می خواهی یک چیزی بماند باید تمرکز بگیرید. الان در این جلسه ما عزیزانی هستند که هر کدام از شما در یک رشته خبره هستید یا شغل تان، بنایی، نجاری، کارهای هنری ظریف، ادبیات، فلسفه، تاریخ، قرآن، همه رشته ای الحمدلله اینجا داریم خانمها هم هرکدام شان یک طوری. شما کی به این ملکه رسیدید؟ اول تمرکز گرفتید بعد تمرین کردید بعد به این قدرت رسیدید. و الا کسی که بیاید سر کلاس و یک روز بیاید یک روز نیاید یکروز تمرین را انجام بدهد یک روز انجام ندهد زبان یاد بگیرد مثلاً سه روز می رود چهار روز نمی رود دوباره هفته بعد چهار روز می رود سه روز نمی رود تمرکز نمی گیرد روی زبان، کسی که تمرکز روی هنر نمی گیرد روی نقاشی نمی گیرد می خواهد نقاش شود و خطاط شود باید چه کار کند؟ هی تمرکز بگیرید. این س را چند بار اینقدر باید هزار باید از (الدرسُ حرف و تکرارُ الف) امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند. درس یکبار و تکرارش هزار بار. خیلی باید تمرکز بگیرید تا این جا بیفتد برایت. باید تمرکز بگیری. یکی فیزیک دان است یکی شیمی دان است یکی ریاضی دان است یکی مورخ است یکی فیلسوف است یکی مداح است این مداح می خواهد مداحی کند اگر تمرکز نگیرد می تواند شعر از حفظ بخواند باید روی آن کار کند یعنی باید چه کار کند باید فارغ بکند خودش را. تمرکز بگیرد روی آن موضوع هی کار کند روی آن موضوع، فارغ کند تا تبدیل شود این مراحل سه گانه ای که در تغذیه توضیح در معرفت نفس هم توضیح دادم (جذب، هضم، تبدیل) این جز با فارغ کردن امکان پذیر نیست. باید فارغ بنشینی غذا را بخوری خوب بجوی، بدهی پایین را با لقمه های کوچک معده فرصت کند این را هضم کند تا بعد تبدیل به سلولها شود درست شد.
هل هلی عجله، نجویده همینطوری قرت بدهی برود بلعیدن اینها کمک نمی کند بدتر ضرر می زند هم به بدن هم به دفع مواد کمک می کند مواد دفع می شود جذب نمی شود در مسائل معنوی هم عزیزان کاری ما نمی کنیم متأسفانه همین است یعنی ما این مسئله را برای همین هم حضرت می فرماید مردم در امور دنیا شان عاقل اند در امور آخرتی شان ابله اند. توجه فرمودید در مسائل دنیایی شان می داند که اگر می خواهد زبان یاد بگیرد گل سازی یاد بگیرد گل دوزی یاد بگیرد سه تار یاد بگیرد پیانو یاد بگیرد تمبک یاد بگیرد باید برود کلاس، و برود تمرکز بگیرد و تمرین کند آرایش گری می خواهد یاد بگیرد باید تمرین کند. سفره آرایی می خواهد بکند باید تمرین کند یک سالاد می خواهد درست کند باید تمرین کند اگر یک فسنجان هم می خواهد درست کند باید تمرین کند. یک غذایی می خواهد درست کند به قول حاج آقا خورشت گردویی می خواهد درست کند تمرکز می گیرد بعد از مدتها یک خانمها باید تمرین کند که بتواند یک همچین غذایی درست کند املتی درست کند کار می برد این.
تمرکز دارد. ولی ما در مورد حرکت به سمت ابدیت متأسفانه با تعبیر امام دارم می گویم می گوید ابلهانه عمل می کنید شماها. چهل سال زحمت می کشید اما چهل سال تلاش پراکنده، هیچ وقت تمرکز نمی گیرید یعنی وقتی مجموعه ی پنجاه سال حضرت می فرماید بعضی50 سال بعضی ها شصت سال بعضی ها پنجاه سال، بعضی ها نود سال نماز می خوانند یک رکعتش هم قبول نیست یعنی یک رکعت جذب نشده در روح. فاجعه را نگاه کنید فاجعه را توجه کنید حضرت می گوید اگر کسی به اندازه ی دو رکعت به اندازه دو رکعت تمرکز داشته باشد گناهانی که کرده همه را خدا می بخشد یعنی اثر تمرکز دورکعتی اثر تمرکز دو رکعتی آمرزش چی است؟ برای اینکه تو دو رکعت با خدا روبرو هستی چهره به چهره داری حرف می زنی تو با خدا خیلی مبارک است این اتفاق. خیلی قشنگ است این ارتباط.
ولی ما تمرکز نداریم شخص شصت سال صد سال نماز خوانده روزه گرفته قرائت قرآن کرده ولی حضرت می فرماید جذب نشده آخر این. چقدر تمرکز در نماز گرفتید؟ چقدر تمرکز در روزه گرفتید؟ چی اش نصیبتش شده (رب صائم لیس له من صیامه الا الجوع و العطش) بسیار روزه داری که جز تشنگی و گرسنگی هیچ بهره ای از روزه اش نصیبش نشده بسیار قرآن خوانی که قرآن او را لعنت می کند. یعنی تو تمرکز نگرفتی اصلاً. چهل سال است داری نماز می خوانی ترا خدا بگو می فهمی ترجمه ی نمازت چیست؟
انگلیسی بلد است فول است کامپیوتر بلد است زبانهای دیگر بلد است آقا یکبار این ترجمه نماز را بیار ببین چی می گویی اولین مرحله تمرکز این است که بفهمی چی می گویی اگر انگلیسی الان صحبت کنم شمامی توانید تمرکز داشته باشید روی کلمات من. نه چون شما انگلیسی بلد نیستید اگر عربی تند تند بگویم برای تان عربی بلد نیستید نمی توانید من باید فارسی صحبت کنم. که شما بتوانید تمرکز بگیرید باید به زبان خودت باشد. وقتی داری نماز را می خوانی عربی، دعای کمیل را می خوانی عربی، ابوحمزه را می خوانی عربی، مفهومی ازش نمی فهمی این چه تبدیلی می شود نماز واجب است عربی خوانده شود پس واجب است معنایش را بفهمی واجب است بفهمی بعد بفهمی مرحله اولش تازه این است که بفهمی برای چی می خوانی بعد کم کم باطنش را بخوانی روابطش را بدانی تأثیرش را بدانی معانی عمیقش را بدانی تا تبدیل شود به این. آن وقت برای زبان و کامپیوتر و فلان کلاس و فلان دوره فلان آواز و ساز و فلان کار فلان تخصص وقت می گذارد دوره ها را می خواهم بروم آلمان بگذرانم می خواهیم دوره دکترایم را انگلیس بگذرانم خوب حالا اینقدر که برای این دوره کارشناسی نه دوره دکتری و فوق لیسانست نمی گویم یک ترم وقت گذاشتی یک ترم؟ چند ترم رفتی درس خواندی تا دکتری؟ 15 ترم رفتی درس خواندی 20 ترم رفتی درس خواندی یک نیم ترم گذاشتی برای نمازت؟ یک دوترم گذاشتی قرآن را بفهمی معنی قرآن را، دو ترم؟
آخر وقتی هم نمی گیرد همین کتاب شریف الان کو، این کتابی که شما می خواهید یاد بگیرید فرمولها را خواندنش مگر چقدر طول می کشد این، خداوند خیلی سهل گرفته برای ما، وقت نداشتیم این را هم بخوانیم آقا من اصلاٌ فرمولهای دستم باشد رساله که همه اش ریاضی است چندبار خواندی رساله چقدر وقت گذاشتی می گوید وقت نداشتم حال نداشتم بخوانم من از این چیزها خوشم نمی آید مثل این است که یکی بگوید بمب می زنند بمب شیمیایی باید ماسک بگذاری روی صورتت ببندی آمپول بزنی می گوید این قیافه من را به هم می زند ماسک خوشم نمی آید خوشگلی ام به هم می خورد خوب ماسک را تو باید بزنی نزنی، شیمیایی می شوی می میری. ماسک را برای خوشم می آید نیست فرمول ریاضی است. یا دنده دو خوشم نمی آید دوست دارم از دنده یک بروم دنده چهار، این ریاضی است این هیچ کارش نمی توانی بکنی فرمان اینطوری باید چرخیده شود دنده عقب اینطوری است این موبایل این دکمه را باید بزنی روشن شود این دکمه را بزنی خاموش شود این ریاضی است.
حرکت به سمت ابدیت ریاضی است خوشم می آید خوشم نمی آید دوست ندارم علاقه ندارم نیست، تو علایقت را تنظیم کن با این حرکت، علایقت را تنظیم کن، دوست ندارم. می گویم بابایت را بوسیدی؟ آقا بوسیدن پدر خیلی مهم است بوسیدن مادر خیلی مهم است بوسیدن همسر خیلی مهم است بوسیدن فرزند فوق العاده مهم است به هر بوسه ای که شخص به بچه می زند راهش باز می شود برای حرکت به سمت ابدیت. فرمود برای هر بوسه ای ثوابی است می گوید ما از این قرطی بازی ها خوشم نمی آید ما اینطوری لوس تربیت نشدیم ما بابایم ما را با کمربند پذیرایی کرده. بابایت کی است تو مشرک هستی ما لرها اینطوری هستیم ما ترک ها اینطوری هستیم ما انگلیسی ها عادت نداریم مثلاً این کار را. این ریاضی است من عادت ندارم سنت مان نیست آداب مان نیست اینطوری درس نخواندیم نمی دانم اینطوری تربیت نشدیم خوب تربیت بیجا شدی تربیت الهی نشدی تربیت ریاضی نشدی تربیت ریاضی این است تربیت ابدی این است ما اینطوری تربیت نشدیم خوب اشتباه بوده پدرت بد تربیتت کرده مادرت بد تربیتت کرده مادرت چه اطلاعی داشته از این که تو را درست تربیت کند. یا ما در مدرسه فلان جا درس خواندیم اساتید ما اینطوری نگفتند اساتید شما چی می فهمیدند اشتباه کردند.
ببین خدا دارد چی می گوید ببین معصوم چی دارد می گوید ممکن است آخر به استادت علاقه هم داشته باشی استاد تو متخصص نیست ببین خدا می گوید چطوری باش چه نقش هایی را بازی کن. من شش ماه است پدرم را نبوسیدم یک سال است مادرم را نبوسیدم تو قساوت قلب پیدا می کنی گرفتاری پیدا می کنی خوشم نمی آید هر کاری می کنم نمی شود وایستا نتوان، به خودت غلبه نکن، نکته خیلی قشنگی امام می گویند می فرماید انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی رسد. یعنی این فرمولهای الهی را باید یاد بگیرید بعد با خودت تلقین کنی. هموار کنی این کار را برای خودت اگر قرار است بخندی یک جایی بخندی. اگر نخندی گرفتار می شوی. می گوید من زورم می آید بخندم شما پیغمبر می گوید وقتی برایش لطیفه تعریف می کردند پیغمبر چون عالم است به اشیا و امور اشیا، طبیعتاً خنده اش نمی گرفت بعد وقتی لطیفه برایش تعریف می کردند برای پیغمبر جذاب و جدید که نبود حضرت کلی می خندید طرف عشق می کرد که توانسته پیغمبر را بتواند بخنداند. این را در یک جلسه هم درس دادم ظرافت های رفتاری پیغمبر را در آموزشهای دین بود سال 72 گفتم مثلاً می خواستند یک چیزی را برای پیغمبر تعریف کنند پیغمبر همه چیز را می دانست همه چیز پشت پرده را، می دانست بعد تعریف می کردند تا تعریف می کردند پیغمبر می گفت عجب عجب. یک شخص مقابل را ارضا می کرد که طرف دارد تعریف می کند این که تکراری بود. این را خودم یاد دادم به تو. تو بچه بودی به سیب زمینی می گفتی دیب دمینی این چه قُد بازی است تو با یک آدم سر و کار داری. با یک انسان سر و کار داری با یک روح سر و کار داری می گوید وقتی از پشت صدایش می کردند اینطوری بر نمی گشت نگاه کند به کسی وقتی پیامبر را صدا می کردند کامل بر می گشت. رویش را می کرد به طرف بی محلی نگاه نمی کرد به طرف. آنجایی که کسی احتیاج داشت بخنده می خندید آنجا که احتیاج داشت گریه ای باشد حزن باشد داشت. با دل مردم راه می آمد پیغمبر.
توحید این است. آن وقت این طرف در ذوق مادرش می زند در ذوق پسرش می زند در ذوق پدرش می زند بچه می گوید من تا می آیم حرف بزنم پدرم می گوید تو خفه شو تو حرف نزن تو بروگم شو ببینم وقتی تو بچه را اینطوری له کردی این چی می ماند برایش.
وقتی اجازه نداشته اظهار نظر کند بچه از چهارده سال به بالا وزیر است وزیر یعنی چی؟ یعنی دختر و پسر از چهارده سال به بالا در خانه باید حرف بزند باید مورد مشورت قرار بگیرد. خوب یا بد، باید شخصیت به او بدهی. باید چهارده سالش که شد خوب بگو خوب نظر شما چیست شما چی فکر می کنی باید چه کار بکنیم باید احترام بگذاری به نظرهایش این بچه است وقتی از چهارده سال تا بیست و بیست و یک سال مورد مشورت قرار بگیرد فردا می تواند زن خوبی باشد برای شوهرش مدیریت در زندگی داشته باشد خوب شوهرداری کند فردا می تواند شوهر خوبی باشد مدیریت کند نه اینکه تا فردا یک چیزی شد با زنش، پسرهای امروزی اینطوری است تا چیزی شد زودتر از دختره قهر می کنند خانه مادرشان. اینقدر داریم پسرهای اینطوری، می آیند برای یک چیزی آب غوره می گیرند گریه می کنند شکست می خورند قرص می خورند عصبی می شوند کتک می زنند برای این است که این را تحویلش نگرفته در زندگی یاد نگرفته تمرین مردانگی بکند یاد نگرفته تمرین زنانگی بکند. احترام به او بگذار بگذار بزرگ شود وقتی می رسد به بیست سالگی خیلی تو تحویلش گرفتی به عنوان یک پدر بنابراین نه محتاج محبت کسی است نه محتاج عاطفه کسی است نه محتاج تحویل گرفتن کسی است چون دائم از چهارده سالگی از طرف بهترین کسها مورد محبت و تحویل گرفتن قرار گرفته الان برای خودش یک آدم کامل شده می تواند از پس یک زندگی بر بیاید از مشکلات زندگی می تواند بر بیاید یک دختر است می تواند از پس پدر شوهرو مادرشوهر و جاری ها بربیاید کاملاً می تواند برخوردهای جاافتاده و درستی بکند با بارداری کنار بیاید با خیلی از مسائل می تواند کنار بیاید برای اینکه تربیت شده اینطوری. یک وزیر کنید بچه تان را از چهارده سالگی. هفت سال اول این طوری، هفت سال دوم اینطور، هفت سال سوم وزارت است مشورت. دختر و پسر. این مهم است پس فرمولها را توجه کنید من تمام این بحث را گفتم بحث طولانی شد خسته شدید مقدمه است. جلسه بعد ان شاءالله می خواهم یک بحث خیلی خیلی مهم در مورد تمرکز بگویم برای شما. فرمایش مهمی حضرت امام امت (رحمه الله) دارد در مورد تمرکز در خوراک ها. این بحث را بعداً توضیح خواهم داد.
والحمدلله رب العالمین