أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ تبریک عرض میکنم ایام نورانی باسعادت و میمون و مبارک میلاد مسعود امام عزیزمان امام زمانمان و پدر مهربانمان آقا امام زمان(ع) را خدمت همه عزیزان، امیدوارم انشاء الله با دعایی که همه مؤمنین و مؤمنات میکنند و تقربی که به حضرت پیدا میکنیم انشاء الله دلهایمان همیشه به داشتن همچین پدری و همچین امامی شاد باشد.@ طوری که هرگز گرد غم و اندوه و اضطراب و ناراحتی بر ما ننشیند خداوند در فرج آقا امام زمان(ع) تعجیل بفرماید صلوات ختم بفرمایید.@ جلسه گذشته یک بحثی را مطرح کردیم به عنوان یک سنت الهی آن این بود که خداوند تبارک و تعالی برای ما صحنهها و افراد و مواردی را قرار داده که در برخورد با آنها فطرتگرایی ما یا طبیعتگرایی ما معلوم میشود یعنی انسان مثل یک کپسول بسته است که تا امتحان نشود و تکانش ندهند چیزی در آن معلوم نمیشود.@ فرمول این است(فی تَقَلُبِ الأحوال عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجال) در تقلب، تقلب یعنی زیر و رو شدن حالتها جوهره انسانها شناخته میشود بنابراین خداوند همانطور که آیه را هفته گذشته خدمتتان عرض کردم میفرماید علت اینکه شما در زندگیتان با مشکلات زیادی برخورد میکنید آدمهای مختلفی سر راهتان قرار میگیرند دشمنهای زیادی پیدا میکنید.@ دشمنها شما را اذیت میکنند تحت فشار قرار میدهند ما اگر میخواستیم همه اینها را یکجا از بین میبردیم اما شما باید خودتان رشد بکنید(وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ) خدا اگر میخواست که همه شما را کمک میکرد اما میخواهد شما در برخورد با این رشد بکنید و بالا بیایید و آن درجاتی را که باید بگذرانید بگذرانید.@ بنابراین همانطور که عرض کردم سیدالشهدا اگر تنهایی کربلا میامد تنها آمدن امام حسین کربلا نمیتواند همه اصحاب بنیامیه را به آن اوجی که باید در جهنم برسند حضیضی که باید برسند برساند چون اینها یک امام داشتند میتوانستند با او چکار بکنند مثلاً میتوانستند بیایند او را بکشند که کشتند کدام جسارت و اهانت بود که به حضرت میتوانستند بکنند و نکردند کردند ولی این کافی نیست چون آنها باید تمام لئامت و پستیشان را بیرون بریزند.@ لذا سیدالشهدا هم باید زن و بچهاش را بیاورد یعنی باید انواع و اقسام لئامت و پستی را نشان بدهند باید زن و بچه را بیاورد باید علی اکبر را بیاورد باید عبدالله را بیاورد باید علی اصغر را بیاورد رقیه باید در صحنه باشد حضرت زینب(س) باید در صحنه باشد حضرت زینب باید بماند تا بقیه را به اوج جهنم تا آنجایی که میتواند برساند.@ یعنی لازم است باشد از آنطرف در مقابل امام حسین با همه قدرت فطرتگراییاش صحنهای کمتر از کربلا کافی نیست که بتواند امام حسین به آنجایی که باید برسد برساند زینب کبری را به آنجایی که برساند برساند این باید باشد.@ مثل جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی اگر نبود مگر ما میتوانستیم چند صد هزار انسان را از دریچه تنگ دنیا رد بکنیم و به بهشت برسانیم، میشد، اینها ثروتهای عظیم جامعه بشری هستند اینکه آقا میفرماید شهدا ذخائر عالم بقا هستند زحمت کشیده شده تا این آمده از طبیعت رد شده رفته به بهشت رسیده به بینهایت رسیده.@ پس این لازم است این فشرده خیلی بحث که وقتی میگوییم چرا بنیامیه آمدند جلوی سیدالشهدا قرار گرفتند چرا شمر میاید اینهایی که لعنتشان میکنیم اینها لازمه حرکت امام حسین است باید باشد هر صحنهای که در عاشورا اتفاق میافتد یک حس جدیدی را در ما ایجاد میکند و یک وظیفهای و یک عکسالعملی را از ما میطلبد که اگر تو درست آن عکسالعمل را انجام بدهی برد میکنی.@ امام حسین میفرماید هیچ اصحابی مثل اصحاب من نه بودند و نه هستند و نه خواهند بود در آینده هم حضرت میفرماید مثل اصحاب من کسی نیست، چرا؟ چون در روز عاشورا در آن ایام عاشورا آن چند وقتی که امام حسین بود با بیشترین حجم هجوم طبیعت اینها روبهرو بودند.@ چرا بهتر هستند این را فرمولبندی کنیم، چرا بهتر هستند؟ چون مسافت زیادی را در طبیعت توانستند طی بکنند قدرت میخواست یک کسی آن موقع بیاید به امام حسین بگوید بله چشم من میایم، خیلی آدمهای گردن کلفت و مدعی بودند که بیایند که در اسلام ادعاهای زیادی داشتند.@ ولی وقتی یکدفعه امام حسین تنهای و مظلومیتش را به نمایش گذاشت هیچ کس نتوانست عکسالعمل درستی انجام بدهد با مظلومیت و تنهایی امام حسین برخورد مناسبی نشد تا گفت کمک بکنید خیلیها جا زدند، کمک بکنید یعنی چی؟@ یعنی تجلی امام به صورت یک انسان تنها، مضطر، مظلوم(هل من ناصر) احتیاج دارم یک کسی بیاید کمکم بکند حضرت کمک میخواهد حر کم کاری نکرد حری که امام معصوم در موردش میفرماید(بأبی أنت و أمی) این کم نیست خیلی کار است در یک ساعت حر یکدفعه بتواند حجم عظیمی از طبیعت 40 ـ 50 ساله را کنار بزند یکدفعه بیاید به آقا بگوید.@ آن هم چطوری بیاید، یک موقع هست میاید میگوید آقا ما میخواهیم کمکتان بکنیم ما را میبخشید؟ حضرت کریم است میگوید بله، حر اینطوری نیامد حر تمام طبیعتش را به لجن کشید له کرد اینطوری که نیامد دستهای خودش را بست مگر یک سرلشکر شوخی است بیاید این کار را بکند.@ یک آدم بزرگ بیاید خواری بیاورد یک عمر مقاومت کرده یکدفعه بیاید در سر طبیعت بزند و طبیعت را دست بسته تحویل امام حسین بدهد این دست بسته تحول دادن یعنی یک طبیعت 40 ـ 50 ساله را بگیری اسیرش بکنی یک قلدر 40 ـ 50 ساله که سوار بوده دست بسته تحویل امام حسین بدهی تمام طبیعتش را تحویل امام حسین داد.@ دستهایش را بسته چشمهایش را بسته کفشهایش را به گردنش آویزان کرد حر اینطوری میاید که میتواند اوج بگیرد میتوانست اینطوری نیاید خیلی رسمی بیاید یا یک فرستاده آنجا بفرستد خودش را حفظ بکند و اصلاً خودش را خورد نکند حاضر نشد.@ یعنی فهمید چه غلطی کرده گفت باید طبیعت را اینطوری له بکنم تا بگیرد. آمد خدمت امام کاظم(ع) گویا در حج اگر اشتباه نکنم یا امام صادق یکی از این دو، اجازه میخواست که حضرت او را ببیند رفیق امام بود دوست امام بود گفتند آقا شما را نمیبیند ما یک ارتباطی داریم، حضرت اصلاً، بالأخره التماس کرد حضرت گفتند به او بگویید فلانی آمده در خانهات رو ترش کردی مشکلش را حل نکردی.@ چون این در نظام به دستور حضرت یک مقامی گرفته بود در دستگاه بنیعباس، مشکلش را حل نکردی حج را ول میکند میرود تا فلان شهر، پیدایش میکند در خانهاش میرود در میزند مثل عبد ذلیل جلوی طرف میایستد آقا معذرت میخواهم شما در خانه ما آمدید من اینطوری برخورد کردم مشکل شما را حل نکردم حلال کن من را از صمیم قلب.@ مشکلش را حل میکند بعد میبیند نه اینطوری نمیشود دراز میکشد میخوابد میگوید پاهایت را روی صورتم بگذار قشنگ صورت من را لگدمال کن میگوید نه لازم نیست میگوید نه این کافی نیست قشنگ صورتش را لگدمال میکند بعد بلند میشود میرود به امام میگوید آقا راضی شدید خوب است؟@ حضرت او را میپذیرد یعنی وقتی میخواهی برای خدا قربانی بدهی معشوق چه میخواهد؟ شما در داستانها دیدید یک کسی عاشق یک دختر پادشاهی میشود عاشق یک خانمی میشود وقتی میرود خانم که اینطوری قبول نمیکند مهریه سنگین میخواهد میگوید مثلاً فلان چیز را میخواهم در فلان قاره، فلان کشور، فلان جا باید برایم بیاوری.@ سر فلانی را ببری برداری برای من بیاوری معشوق اینطوری است پیش معشوق میخواهی بروی نمیشود با چیز بیارزش بروی هابیل و قابیل را نگاه کنید وقتی میخواهند قربانی بدهند هابیل هست که بهترین چیزش را قربانی میدهد میگوید این بهترین چیز من مال خودت، قابیل نه همین گندیدهها را میبرد و پذیرفته نمیشود.@ معشوق اینطوری است معشوق وقتی میخواهی بروی باید تمام طبیعتت را زندانی بکنی من هیچی از خودم ندارم(لا أملک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتاً و لا نشورا) هیچی، دست خالی. میخواهی با خدا حرف بزنی اینطوری حرف بزن(إلهی مَن إنَا حَتّی تَغضِبَ عَلَیَّ) خدایا من چه کسی هستم که تو میخواهی به من غضب بکنی.@ همه طبیعت را له بکنی روزه خیلی قشنگ است روزه یعنی من ی روز به تمام طبیعتم نه گفتم اسیرش کردم به خاطر تو، هدیه میکنم به تو خدایا روزهام را، روزه میگیرم برای سلامتی امام زمانم، هدیه میکنیم باید طبیعت را ببری بدهی.@ چیزهای مفت که نمیگیرند چیزهای بیخود نمیگیرند باید برای معشوق سنگین ببری هر چه سرمایهگذاری بکنی و بیشتر به اسارت ببری طبیعت را بیشتر مغبون میشود. پس این رمز اینکه چرا اصحاب عاشورا بهترین بودند. چرا ما این همه بنیامیه را لعنت میکنیم خدا چرا لعنت میکند؟@ بعدیها را هم میگوییم(و من أشیاعهم و أتباعهم و أولیائهم) چرا؟ برای اینکه آنها در آن زمان با عالیترین تجلی خدا روبهرو شدند و بد عمل کردند درست تصمیم نگرفتند اگر مشمول لعن هستند اگر اصحاب عاشورا مشمول رحمت هستند و این همه ما از آنها تجلیل میکنیم برای اینکه با بیشترین حجم طبیعتگرایی روبهرو هستند و غلبه کردند.@ اگر آنها مشمول لعن میشوند مستحق لعن هستند برای اینکه امام حسین جلویشان بود و به امام حسین پشت کردند یعنی امام با مظاهر مختلف آمد با اینها برخورد کرد اینها با هر مظهر امام بد برخورد کردند درست رفتار نکردند.@ خداوند تبارک و تعالی دائماً جلوی ما صحنه میگذارد آدمهای مختلف، در برخورد با هر آدم باید بتوانی درست از پس این رفتاری که باید بکنی بربیایی خیلی راحت مثال بزنم اگر من مغازهدار هستم یک مغازه دارم کسب و کار میکنم مردم هم خیلی به من مراجعه میکنند میایند میخرند.@ یک نفر مسلمان دیگر میاید کنار مغازه من مغازه میزند اگر گفتم روزی را خدا میدهد خدا انشاء الله روزی هر دو ما را بدهد برد کردم اما اگر بگویم اَه این آمد اینجا مغازه زد نان من را میبرد خراب شد(لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ) با مغازه بغلی امتحانت میکند.@ یک استاد است شاگرد زیادی دارد یک استاد دیگر میاید یکجا کلاس میزند اگر این استاد به او بربخورد یا نصف کلاس یا همه کلاس آنجا رفتند اگر یکذره به او بربخورد خراب کرده با آن استاد خدا امتحانت میکند با خیل شاگرد که امتحان نمیشویم خیل شاگرد هم خودش امتحان است اگر به تو برخورد و حسادتت تحریک شد خراب کردی.@ اگر شاگردت آمد با تو سر یک کلاس نشست به تو برخورد خراب کردی ما دائماً امتحان میشویم. یکبار با یکی از رفقا ایستاده بودم در صف منتظر ماشین بودیم بعد مردمی که ماشین میخواستند زیاد شدند این گفت اَه این همه جمعیت که ماشین گیر ما نمیاید.@ گفتم تو میخواهی ما دوتا تنها باشیم که ماشین بیاید زود سوارمان بکند برود اگر پنج نفر بودند به تو برمیخورد مگر خدا نگفته(یَدُ الله مَعَ الجَماعَه) بگذار این جماعت بیایند اینجا جمع بشوند خدا بیشتر برای ما ماشین میفرستد هر جا اضطرار بیشتر هست نیاز بیشتر هست خدا به آنجا بیشتر توجه میکند حالا شلوغ باشد چه میشود از این حماقتها ما زیاد داریم.@ میخواهیم حرم برویم میگوییم حرم خیلی شلوغ است مردم حرم را شلوغ کردند من یک روزی که خلوت است بروم امام امت میگفت هر چه گیر آدم میاید از این شلوغیها و در عوام گیر آدم میاید باید در شلوغی بروید نه اینکه امروز حرم شلوغ است نیمه شعبان است جمکران شلوغ است، من نمیروم، نمیشود رفت.@ در همان شلوغی رحمت خدا بیشتر هست دست بیشتر بالاست همه جا خصوصی و خلوت و اینطوری، باز هم طبیعتگرایی اینجا اذیت میکند پس ما با هر تجلی که روبهرو بشویم باید درست انجام وظیفه بکنیم اگر درست انجام وظیفه کردیم موفق هستیم.@ داری از خیابان رد میشوی گدا سر راهت گذاشتند خدا آن گدا را سر راهت گذاشته نمیتوانی رد بشوی اگر رد شدی باخت کردی، نمیتوانی، چون میخواهد امتحانت بکند سر راهت آمد یک اینطوری هم به تو کرد میتوانی رد بشوی؟ دیگر نمیتوانی رد بشوی دارد میگوید بده بگویم چی سرم را بیندازم بروم برو تمام شد باختی، منفی خوردی او که میاید میگوید بده یعنی امتحان، یعنی تو را میخواهد بالا ببرد.@ حضرت به یک نفری که یک سید را رد کرده بود فرمود که تو فکر کردی ما عرضه نداریم بچههای خودمان را اداره بکنیم ما میخواهیم شما به یک جایی برسید نمیشود رد شوید. یک گربه در خانه میاید پیغمبر فرمود گاهی وقتها یک خانم به خاطر یک گربه به جهنم میرود، چرا؟@ گربه را پیشتش کرده رفته غذا میخواسته گرسنهاش است تو داری در خانه کلهپاچه بار گذاشتی گوشت میبری یک موجود روحدار است بنده خداست موجود خداست آمده روح دارد حضرت یک لقمه خودش میخورد یک لقمه جلوی سگ میانداخت میگفت من حیا میکنم یک ذی روح من را نگاه بکند من خودم بخورم و حیوان من را نگاه بکند نمیشود.@ گربه آمد پرنده آمد همینطوری، نمیشود بگویی گربه به من چه، غذا داری باید بدهی. خدا رحمت کند مرحوم اشرفی اصفهانی را یکبار آمده بود خانه دید گربه آمده حالا نمیدانم چیزی برداشته بود یا برنداشته بود بالأخره یکذره بیحیایی کرده بود.@ آقا اینجا با عصا به گربه زده بود و پیشت کرده بود گربه رفته بود بعد به خودش آمد که من چکار کردم چهارمین شهید محراب، میرود میگردد گربه را پیدا میکند هر طوری شده او را میاورد با او رفیق میشود دیگر همیشه با آقا بوده جبران میکند میگفتند وقتی شهید شد گربه یک چند روزی در خانه گریه و ناله کرد بعد هم گذاشت رفت در خانه نیایستاد.@ عابد دارد عبادت میکند مشغول نماز است یک سگ آنجاست یک خروس آنجاست یک بچه خروس پرش را میکَند این دارد نماز میخواند دوباره پرش را میکند دارد نماز میخواند نمیرود به داد خروس برسد یک موجود آنجاست تو داری با او امتحان میشوی تا خروس میمیرد خداوند امر میکند به زمین او را میبرد.@ آدم اینقدر بیرحم یک موجود زنده را جلویش دارند میکشند دارد نماز میخواند اینطوری نیست که ما هر وقت بیعاطفگی نشان دادیم بیمروتی نشان دادیم بیاخلاقی نشان دادیم امتحان میشویم(لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ) شوهرها را با زنشان امتحان میکنیم زنها را با شوهرشان امتحان میکنیم.@ دوتا بچه کوچک در خانه داری زن خسته میشود به کدامشان برسد بزند یکی مریض بشود یا هر دو مریض شوند کارهای دیگر دارد این مرد خجالت نمیکشد خانه میاید ناهار من چه شد شام من چه شد عین بچه کوچکها بهانه میگیرد که میگویند بیسکویت من چه شد نتوانسته درست بکند وظیفهای هم نداشته درست بکند.@ حالا وظیفه اخلاقی، درست، نتوانسته، به تو برمیخورد که چرا من خانه آمدم شام حاضر نبود یا شام تمام شد یا شام سوخت، نمیتواند، نتوانسته، یکذره در دلت هم یک چیزی بیاید خطرناک میشود میبینی سرش شلوغ است خودش را زده به کوچه آنطرفی انگار نه انگار.@ مهمان را تو دعوت کردی 40 نفر آدم، یک حجم عظیمی از ظرف آنجا ریخته هم باید ظرف بشوید هم باید غذا بپزد هم بعد از مهمانی باید تا دیروقت بایستد آن همه آشپزخانه را تمیز کند به رویش نمیاورد تخت میرود میگیرد میخوابد میگوید من میخواهم صبح سر کار برویم، درست، لااقل یک کمکی بکن لااقل ظرفها را جمع کن یک کاری بکن.@ لااقل بگو دستت درد نکند لااقل بگو عزیزم تو خسته میشوی ببخشید من نمیتوانم کمکت بکنم، ببین چشمت باز باشد دارد در خانه چکار میکند این را نگاه کن امتحان میشوی اصلاً به رویمان نمیاوریم میرویم دنبال کار خودمان، خانمها هم همینطور.@ میدانی شوهرت خسته است بیرون رفته با هزار و یک جور، در این ترافیک در این هوای وحشتناک تهران که آدم سالم در آن میرود اصلاً دکترها به ضرث قاطع میگویند در تهران کسی ما نداریم سالم باشد امکان ندارد در این هوا کسی سالم باشد زحمت کشیده خسته است میاید جلوی دهانت را بگیر غرغر نکن حرفهای بدی را نزن.@ الان وقت اعتراض کردن و غرغر کردن نیست این الان تازه از راه رسیده بگذار خستگیاش در برود دراز کشیده احتیاج دارد واقعاً دراز بکشد فکرش باشد مواظب باش که امتحان میشوی، نمیتواند، ممکن است فشار مالی داشته باشد.@ این تمناها چیه تقاضاهای پیدرپی چیه فهرست فهرست میدهی این را میخواهم آن را میخواهم نمیتواند، مجبور است برود قرض بگیرد مجبور است حق الناس بکند مجبور است یک موقعهایی دزدی بکند اینها را لازم داریم اگر توانستی بگیر وقت کردی پول داشتی بگیر.@ نه اینکه یک لیست بدهیم من اینها را در خانه میخواهم خانه من باید اینطوری باشد فرشم باید اینطوری باشد ظرفم باید آنطوری باشد من این را میخواهم، نمیشود، امتحان میشویم، توقعمان را پایین بیاوریم این را باید توجه بکنیم که ما در هر صحنهای این امتحان را داریم(لِیَبلُوَ) یعنی هر تجلی که به طرف ما میاید ما هم داریم یک امتحان پس میدهیم.@ یکی از رمزهایی که سیدالشهدا روز عاشورا دائماً حرف میزند حضرت زینب حرف میزدند تندتند سخنرانی میکردند علی اکبر که میرفته سخنرانی میکرده، رجزها یا حرف زدنها برای چه بوده؟ شما نگاه کنید آن موقعی که امام حسین حرکت میکند امام حسین هر وقت حرکت میکرده میخواسته به اینها بگوید که من حسین هستم این را تثبیت بکند.@ حالا تو هر کاری میخواهی بکنی بکن نقشه ربوبیت خدا را تکمیل میکند میدانید من پسر پیغمبر هستم، امام حسین برای چه دارد این حرف را میزند؟ برای اینکه با تجلی پسر پیغمبری حرف بزند شاید بعضیها به حرمت پیغمبر دست به جنایت نزنند میدانید من پسر امیرالمؤمنین هستم، آنها بدتر میشدند.@ چرا این را میگوید؟ برای آنهایی که اگر دلشان برای امیرالمؤمنین میسوزد امیرالمؤمنین را دوست دارند با تجلی پسر پیغمبر کوتاه بیایند آنهایی هم که با امیرالمؤمنین دشمنی دارند با شنیدن اسم امیرالمؤمنین بروند تا ته جهنم.@ تا آنجا که باید برسند حضرت باید این کار را بکند چقدر نقشه دقیق است میدانید من بچه فاطمه زهرا هستم، یعنی چی؟ یعنی با پیغمبر نه شما کینه دارید، با امیرالمؤمنین کینه دارید، دختر پیغمبر چی میدانید من بچه او هستم؟ حر را نگاه کنید حر تا حضرت میگوید مادرت به عزایت بنشیند میگوید چه کنم که مادر تو فاطمه زهراست.@ هیچی نمیتواند بگوید ببیند حضرت دقیق در خال زد آن هم دقیق در خال زد یعنی با تجلی پسر فاطمه زهرا به او نگاه میکند و برد میکند.@ من یک موقعی در حرم ایستاده بودم داشتم همینطوری حس میگرفتم حرم حضرت معصومه(س)، گاهی وقتها اینطوری هست برای همه اینطوری میشود حال گریه نداشتم ولی حال خوبی داشتم یکی از عوام داشت حرف میزد حالا ما میاییم میگوییم(السلام علیک)، بعد یکدفعه یک کلمه گفت، آدم یک موقعهایی با یک تجلیات جدید به هم میریزد.@ حالا من نمیتوانم آن حسم را به شما منتقل کنم، گفت دختر موسی بن جعفر داداش امام رضا به جان تو، جلوه را که عوض بکنی حال عوض میشود. یک موقع است میروی در حرم نشستی داری حرف میزنی جامعه کبیره میخوانی با آن الفاظ بزرگ و بلند، بعد یکدفعه میگویی که من نشستم جلوی چه کسی دارم حرف میزنم اینها همه پدرای من هستند.@ بابا به دادم برسید به داد بچهتان برسید من مضطرم، گرفتارم، وقتی با تجلی فرزندی به آنها نگاه میکنید میبینید که یکدفعه قلب باز میشود راه باز میشود تجلی خیلی مهم است برای همین امام حسین با یک صحنه نمیرود به اینها رجوع بکند با آنها حرف بزند.@ وقتی حرف میزند یکبار میگوید بچه پیغمبر هستم یکبار میگوید بچه امیرالمؤمنین هستم یکبار میگوید بچه فاطمه زهرا هستم یکبار میگوید مگر نشنیدید که پیغمبر گفت(الحسن و الحسین سیدی شباب أهل الجنۀ) هی تجلی را عوض میکند تا آن کسی که باید دلش بسوزد بیاید برود توبه بکند بکند.@ حضرت احتیاجی به آنها ندارد میخواهد اینها را تکان بدهد هزار جلوه تجلی میکند تا هر کس با یک جلوه بلکه بتواند بگیرد نجات پیدا بکند یک کسی نمیتواند با امام حسین کنار بیاید به عنوان پسر امیرالمؤمنین، با امیرالمؤمنین کینه دارد.@ امیرالمؤمنین آدمی بوده که تمام گردن کلفتهای عرب را همه را از دم شمشیر گذرانده هر چه آدمهای خر و خرس بوده هر چه آدمهای نامرد بوده کشته برایشان سخت بوده ولی امام حسین یک موقعهایی با یک تجلیهایی جلوه میکرد که بلکه یک کسی بتواند یکجا امام حسین دید کار تمام است خسته شده تیر را زدند رمقش دارد میرود.@ حالا نگاه کنید شکار را چقدر قشنگ شکار میکند یکدفعه میگوید(هل من ناصر ینصرنی) حضرت این کلمه را برای چه گفته احتیاج داشته؟ جنها آمدند حضرت گفت بروید ملائکه بودند حضرت همه را مرخص کرد، چرا اینطوری حرف میزند(هل من ناصر ینصرنی)؟ چرا این را میخواهد به گوش همه برساند؟@ بلکه جگرت بسوزد بعداً بگویی امامم اینطوری شد هم برای من امتحان است وقتی من یادم میاید نیرو ایجاد بشود در 1400 سال دادم در بیاید امام من را یک زمانی یکطوری تنهایش گذاشتند هیچ مردی اطرافش نبود زنها و دخترهایش تنها، بیرمق بیحس روی زمین افتاده یکدفعه میگوید(هل من ناصر ینصرنی) این سوزش دارد این باید بگوید که من بسوزم 1400 سال بعد، من اصلاً به این سوختن احتیاج دارم جامعه هم احتیاج دارد که بسوزد.@ اگر رقیه سیلی نخورد ما چه انرژی داریم برای زندگی کردن و مبارزه، اصلاً رقیه باید برود آنجا سیلی بخورد باید آنجا پرتش بکنند علی اصغر باید آنجا باشد تیر بگلویش بخورد دست و پا بزند در آغوش پدر، خونش بریزد رباب باید باشد ببیند بچهاش چه به روزش میاید.@ اصلاً لازمه کار است دوتا برادر هستند در لشکر ابن سعد هر طوری امام حسین تجلی کرد اینها دلشان رحم نیامد یکجا امام حسین که این را گفت(هل من ناصر ینصرنی) بعد به خودشان آمدند نگاه کردند گفتند مثل اینکه جدی جدی پسر فاطمه است دارد اینطوری میگوید، تنهاست.@ ببین چطوری دارد میگوید(هل من ناصر ینصرنی)، برویم، برویم، تمام شد نجات پیدا کردند چون امام با آن جلوه جلویش آمده ولی اگر امام هیچی نمیگفت اینها نجات پیدا نمیکردند ما الان از(هل من ناصر ینصرنی) امام حسین در طول تاریخ داریم نیرو جمع میکنیم علیه کفر، این یک جمله چقدر نیرو ساخته.@ فکر میکنید همان دو نفر بودند فقط شنیدند و تکان خوردند؟ نه آن را به یادگار گذاشت که همیشه نیرو ساخته بشود کتک خوردن رقیه را به یادگار گذاشت چون خیلیها فقط با این کتک خوردن رقیه جذب میشوند و میایند دستهای اباالفضل العباس را گذاشت قطع بکنند.@ آن هم با کدام صحنه، که رفته آب بیاورد برای بچهها، اولاً تیر به مشک بخورد چون این تجلی قشنگ است اباالفضل میداند دارد چکار میکند میداند وقتی رفته کنار نهر دستش را زیر آب میبرد آب را بالا میاورد میریزد نمیخورد نوشته یاد تشنگی بچههای امام حسین افتاد.@ قشنگ این باید باشد تابلوی عاشورا تابلوی کاملی است باید باشد و جلوههای دیگر، امیرالمؤمنین هم همین کار را کرد امیرالمؤمنین میتوانست کاری نکند اما صحنه ساخت مگر بقیه را ول کرد خواست تا همه کسانی که قرار است ته جهنم بروند بروند حضرت زهرا را سوار یک الاغ کرد شبانه در خانه همه میبرد شما صحنه را نگاه بکنید حسنین را دستشان را بگیرد آنجا ببرد، این یعنی چی؟@ آقا میدانید ما چه کسی هستیم شما با ما بیعت نکردید این دختر پیغمبر است فکر میکنید حضرت زهرا بیکار بود بلند شود برود برای فدک کتک بخورد سیلی در گوشش بزنند کار دارد حضرت زهرا مظهر خداست باید همه را به فهم خودشان برساند.@ میاید تا مسجد هم سخنرانی میکند پشت در هم میاید یک کلمه بدون حساب از دهان حضرت زهرا در نیامد نالهای که کرده پشت در و دیوار، آن ناله 1000 سال است دارد کار میکند 1400 سال است آن ناله دارد کار میکند. ماییم و یک امام زمان، تکتک تجلیاتی که امام زمان میکند ما باید جواب بدهیم.@ یک تجلی میکند به عنوان نماینده خدا مظهر خدا، که من همه را در کتاب آشتی با امام زمان آوردم میگوید که هر کس میخواهد به آدم به شیث به نوح به موسی به عیسی به ابراهیم به محمد(ص) نگاه بکند به من نگاه بکند به علی به حسن به حسین همه را میگوید.@ اینطوری جلویت تجلی میکند که حواست باشد با این طرف هستی 124 هزار پیغمبر، 13 تا معصوم این شده غیر از پیغمبر و اولیاء خدا هر کس هر چه دارد این یک نفر همه را دارد حواست باشد این امامت است بعد از آنطرف میفرماید که(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ) هر کس را روز قیامت با امامش، هر گروهی را روز قیامت با امامش محشور میکنند.@ برو در صحنه قیامت یک امام زمان با این عظمت را آنجا گذاشتند و تو باید با او روبهرو بشوی(لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ) تو را با امام زمانت امتحان میکنند یک امام به تو داده اینطوری، میگوید شما با امام زمانت چکار کردی وظیفههایت را انجام دادی یا نه، مگر امامت نبود.@ 40 سال عمر کردی برایش چکار کردی، یکبار از خودت سؤال کردی که چرا غایب است یا نه، چرا نیست، خدا خواسته، ما چه موقع خواستیم غایب باشد. هزار سال پیش نامه نوشته به شیخ مفید میگوید شیعیان من اگر خواسته بودند من تا الان آمده بودم.@ شیعیانم نگذاشتند نخواستند فرمود شیعیانم وفادار نبودند خیلی حرف است آدم با امام وفاداری نکند همدل هم نبودند نامهاش را خواندید هم پشت جلد آشتی گذاشتم هم در آشتی، نه دور هم جمع شدند نقشه بریزند برای کمک کردن به پدرشان به امامشان، نه خودشان وفادار بودند.@ صبح تا شب 20 سال 30 سال 40 سال عمر کردند یادی از امامشان نکردند هر کس دنبال کار و کاسبی خودش بود تجارت خودش، ساخت و ساز خودش، ماشینبازی خودش، لیسانس و فوق لیسانس و دکترای خودش، درس طلبگی و اجتهاد و عرفان خودش، کسی کاری با آن کسی که آنجا مظلوم افتاده نداشت.@ من هر چند روز یکبار اینطوری شوکه میشوم میگویم خدایا یعنی چی یعنی ما داریم درست عمل میکنیم این همان کاری است که حضرت از ما میخواهد یعنی ما در طول روز که داریم زندگی میکنیم با این زندگی کردنهایمان داریم وظیفهمان را انجام میدهیم این همانی هست که حضرت از من میخواهد.@ یک تجلی دیگرش این هست که میگوید من پدرتان هستم بچههای بیوفا چرا من را در تنهایی گذاشتید اینها شکایت است از خودش نقل شده همهتان رفتید دنبال کار و زندگیتان هیچ کس فکر نمیکند من در تنهایی دارم چکار میکنم در اضطرار دارم چکار میکنم.@ 1000 سال پیش یک آدم حسابی در شما گیر آوردم یک نامه نوشتم بلکه به دستتان برسد بفهمید من گیر هستم وقتی در زندان یک نفر گیر است دستش به خانوادهاش که نمیرسد یک نفر را پیدا میکند که به خانوادهام زنگ بزنید بگویید فلانی اینجاست گیر کرده و یا در بیمارستان افتاده شیخ مفید را پیدا میکند برایش میفرستد به همه بگو ما 400 سال است معطل هستیم پس اینها چکار میکنند.@ چند روز پیش یک آقایی از زندان به من زنگ زده بود میگفت من گرفتارم، این برادرهای من خبر ندارند من زندان هستم؟ گفتم چرا با آنها صحبت کردم، بچههایم نمیدانند؟ چرا میدانند، پس چکار میکنند من گفتم یک هفتهای من را در میاورند.@ خیلی حرف است یکدفعه امام زمان بیاید بگوید تو آدم وفاداری نبودی شما با من همدل نبودید یک کسی او را دیده بود نمیدانست حضرت است بعداً فهمید یک لیوان آب دست حضرت داده بود حضرت بخورد گفته بود اینجا گرم است در این فضای گرم این سید دارد میاید یک لیوان آب بخورد آب را خورده بود و گفته بود این شیعیان من به اندازه یک آب خوردن هم ما را تحویل نمیگیرند ما را قبول ندارند به ما توجه نمیکنند.@ یک کسی بیاید یک آبی دست ما بدهد آن هم ما چه کسی را تنها گذاشتیم من یک موقعهایی میایم به او به نگاه پدر نگاه بکنم به او نزدیک بشوم عظمتش پسم میزند یک موقعهایی میایم به آن عظمت نگاه بکنم میبینم که اینطرف حقیقت ماست پدرمان است.@ او هم فقط ضمن اینکه امام و پدر است که نیست یک تجلی دارد به نام تنهایی، تو برای تنهایی آقا چکار کردی؟ آدم از همه بچههایش انتظار دارد تو چکار داری که بچهها یا خواهر و برادرهای دیگرت چکار میکنند، تو چکار کردی؟@ من امروز داشتم از شمال میامدم به همین فکر میکردم میگفتم خدایا حالا ما چکار داریم که بقیه چکار میکنند خودت را بچسب تو داری با خودت چکار میکنی خواهر و برادرهایی هستند در یک خانواده زندگی میکنند حالا هر کس هر کاری با پدر و مادر کرد کرد.@ باید یک کسی بگوید حالا همه ول کردند ما هم ول بکنیم همه تنها گذاشتند ما هم تنها بگذاریم همه کمک نمیکنند ما هم کمک نکنیم، میشود، مظلومیتش هم یک تجلی است به حضرت ظلم شده مناجاتش را بخوانید خدایا مردم ما را تنها گذاشتند.@ سیدالشهدا لحظات آخر یک مناجات دارد خیلی جگر میسوزاند(یا غیاث المستغیثین) خدایا اینها به ما ظلم کردند حق ما را گرفتند با ما خدعه کردند تجاوز به حقوق ما کردند غصب کردند امام زمان هم همینطور.@ الان ماه رمضان دارد میاید فکر نکنید شعبان و نیمه شعبان وقت امام زمان است ماه رمضان است ماه رمضان را داشته باشید شب قدر را داشته باشید که قرار است کارهای ما به حضرت عرضه بشود هر چند هر دوشنبه و پنجشنبه هم عرضه میشود.@ هر شب برای چه معصوم این حرف را گذاشته(اَللّهُمَّ إنّا نَشکُو إلَیکَ فَقدَ نَبِیِنا وَ غَیبَۀَ وَلِیِّنا) خدایا ما شکایت میکنیم گله داریم ناراحت هستیم از نبودن پیغمبر، از غیبت اماممان، دارد با تو حرف میزند زود باش به خودت یک تکانی بده قرار است شکایت بکنی خدا میگوید شکایت داری زود باش تکانی بخور کاری بکن، چه کسی میتواند دعای افتتاح بخواند؟@ کسی که تکان خورده باشد بعد بگوید آقایم بالای سرم نیست من باید یک کاری بکنم زحمتی بکشم یک فعالیتی بکنم کارمان این هست مجلس بگیریم پرچم بزنیم شیرینی پخش کنیم شکمچرانی بکنیم یا شام و ناهار بدهیم مثل جشن تولدها، بعد برود تا یکسال دیگر، آنهایی که پدر و مادرشان را در خانه سالمندان گذاشتند سالی یکبار را میروند به پدر و مادرشان سر میزنند.@ ما هم سالی یکبار میلاد امام زمان یک سری میزنیم بعد رفت که رفت امام زمان را در آن تنهایی خودش تنهایش میگذاریم میرویم دنبال کار و کاسبی خودمان، زندگی خودمان، درس و بحث و اجتهاد و دکترا و استادبازی و کارهای دیگر و شوهرداری و زنداری، امان از یک قطره اشک برای امام زمان، امان از یک قطره اشک برای مظلومیتش، یک(هل من ناصر ینصرنی).@ 1400 سال پیش امام حسین گفته برایش چکار کردیم فرمود حضرت من هر 24 ساعت یکبار صدا میزنم(هل من ناصر ینصرنی)، ما چکار میکنیم، برایش چکار کردیم. اضطرارش یک تجلی هست امام باقر(ع) فرمود مصداق کامل(أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) امام زمان است شما فکر کنید با یک عاطفه آسمانی بینهایت نسبت به ما چقدر سختش است.@ وقتی نمیتواند بیاید دست ما را بگیرد و میبیند ما داریم اینقدر کج و کوله راه میرویم گرفتاریم، بدبختیم، هزار و یک جور بلا دارد سرمان میاید خودمان هم نمیجنبیم برویم برداریم او را بیاوریم کاری نمیکنیم قوایمان را جمع نمیکنیم میفرماید همدل باشید همدل باشید نه اینکه حالا بیاییم اینجا بنشینیم کار ما هم الان همدلی نیست.@ اینکه بنشینیم راجع به او گریه بکنیم همدل بشوید یعنی بنشینید نقشه بریزید همانطور که امام صادق فرمود شبها نقشه بریزید روزها اجرا بکنید برویم دور هم بنشینیم از پارسال تا حالا خداوکیلی من گفتم این چند وقت هم من گفتم بنشینیم برای امام زمان یک کاری بکنیم یک مؤسسهای زدیم، چندتا خانم و آقا آمدند گفتند ما هستیم جز دو سه نفر هیچ کس نیامد.@ یک تعدادی هم که آمدند صد دفعه به آنها گفتم که آمدند فلانی فلان موقع جلسه یادت نرود یک روز کار دارم یک روز مهمان دارم انگار که امام زمان هیچ کارهاش است نسبتی با امام زمان ندارد چند نفر آمدند بگویند که ما میخواهیم کمک بکنیم هستیم برای پدرمان میخواهیم کار بکنیم.@ چند نفر هم سی دفعه زنگ زدیم من امروز کار دارم فلان جا جلسه داشتم یعنی امام زمان ارزش این حرفها را ندارد که ما کارمان را کنار بگذاریم بیاییم بنشینیم دور هم جمع شویم یک نقشه بریزیم اینقدر بیارزش است بعد هم میخواهیم خدا راست در کارمان بیاورد بعد هم میگوییم دعایمان چرا مستجاب نمیشود.@ در حق ولیاش این همه ظلم میکنیم بعد میگوییم ما چرا کارهایمان اینقدر گره میخورد چرا قسی القلب هستیم چرا نمازمان اثر ندارد چرا نماز شبها بیاثر است چرا روزههایمان بیاثر است چرا قرائت قرآنها کار نمیکند چرا زیارتها کار نمیکند چرا دعاها اجابت نمیشود.@ ببینیم ما خودمان داریم چکار میکنیم با پررویی توقع داشتن خوب نیست خودمان چکار کردیم من خودم را عرض میکنم خودم زیر سؤال هستم به شدت هم زیر سؤال هستم به والله زیر سؤال هستم به این قرآن قسم زیر سؤال هستم جواب ندارم بدهم.@ فکر نکنید ما چیزی داریم میگوییم داریم فقط حرف میزنیم کار داشتم درس داشتم جلسه داشتم شما برای زن و بچهات به هزارجا میگویی نه، برای بچهات به هزارجا میگویی نه، برای پدرت به هزارجا میگویی نه، برای امام زمانت بگو نه، کار دارم پدرم گرفتار است مضطر است.@ به من گفته بیا صدایش را میشنوم هر روز دارد میگوید(هل من ناصر ینصرنی) نمیتوانم بدون تفاوت رد شوم از کنار این حرفی که دار میشنوم باید وقت بگذارم باید هزینه بکنم هر استعدادی دارم در این راه بگذارم خرج بکنم مثل اول جنگ چقدر شیرین مردم آمدند پای کار ایستادند تا بزرگترین معجزه تاریخ را بعد از نهضت پیغمبر درست کردند.@ چون همه آمدند ایستادند شبانهروز زن و مرد و جوان و دختر همه ایستادند کار کردند فرمود اگر یک بار دیگر مردم انقلاب به خاطر من دور هم جمع شوند من ظهور میکنم جمع شویم از یکجا بالأخره باید شروع بشود همیشه انقلاب که از همه جا شروع نمیشود.@ انقلاب از یکجا شروع میشود حرفهایمان را برویم بزنیم یکذره جمع شویم ببینیم چکار میتوانیم بکنیم یکذره فریاد بزنیم به این و آن بگوییم شاید بعضیها یک تکانی بخورند سر غیرت بیایند یکذره حیا بکنند یکذره عاطفهشان تحریک بشود اینقدر بیعاطفگی نسبت به حضرت، بالأخره یک کاری بکنیم.@ امروز دو سه تا از دانشجوها آمده بودند بعد از سخنرانی در دانشگاه آمده بودند راجع به خارجیها صحبت میکردند گفت آقا ما باید تعجب بکنیم شما میگویید 20 تا فیلم علیه امام زمان ساخته در هالیوود، گفتم بله، گفت ما باید تعجب کنیم.@ گفتم نه من خیلی هم خوشم میاید آمریکاییها را میبینم بدم میاید آنها را الگو بگیرم الگو هم نمیگیرم الگویمان را از معصومین میگیریم ولی آنها خوب عمل میکنند امیرالمؤمنین(ع) میفرماید دشمنان بیشتر به حرفهای ما عمل میکنند.@ حضرت در نهج البلاغه میفرماید میگوید حاضرم ده تا از شما را بدهم یکی از سربازهای معاویه را بگیریم کاشکی یکی از سربازهای معاویه سربازهای من بود از بس در باطلشان اینقدر محکم هستند شما در حقتان اینقدر ضعیف، تشبیه میکند مردهای زمان خودش را به خانمهای خانهنشین.@ نه اینکه خانمها را تحقیر بکند از نظر خانهنشینی میگوید، (یا أشباهَ الرِّجال وَ لا رِجال) کسانی که شبیه مرد هستید اصلاً مرد نیستید شب و روز دارند کار میکنند یک سال از انقلاب اسلامی گذشته داموس را ساختند.@ منتظر حضرت بودند خودشان هم میگویند میگویند ما منتظر بودیم در ایران انقلاب بشود اورس اویز میگوید پسر پیغمبر اسلام قرار است ظهور بکند و ما نباید بگذاریم ظهور بکند در اینترنت بخوانید ده دوازده هزار صفحه حرف دارند روی اینترنت، انشاء الله هفته بعد یک بحثی راجع به همین خواهم کرد.@ ما باید نگذاریم بیاید میخواهد بیاید باید نگذاریم بیاید ما اینجا حرف میزنیم جوجه طلبه ایراد میگیرید آقا گفتن وقت تعیین نکنید برای ظهور حضرت، دارد میاید، تو بهتر میفهمی یا امام بیشتر میفهمید که فرمود خودتان را برای ملاقات با مهدی آماده کنید تو بیشتر میفهمی.@ نه معلوم نیست شاید هزار سال دیگر، مردم را تقطیر بکنیم هر کس برود دنبال کار خودش، آمریکا جدی جدی سفت پای کار ایستادند الان دیگر جدیداً گفتند تکلیف شرعی و آسمانی ماست که با این شخص بجنگیم اگر ظهور بکند مدیریت بحران را ما باید در منطقه به دست بگیریم تا با آن مبارزه بکنیم.@ بیخود آمدند افغانستان و عراق، بیخود دارند پاکستان و عربستان را داغون بکنند ما همینطوری خواب نشستیم هر کس دست کرده در جیب خودش دارد میرود دنبال کاسبی خودش، انصافاً دارند خوب کار میکنند باورشان جدی است بوش یک آدم احمق اینطوری میگوید من تکلیف شرعی و الهی دارم کاری ندارم دنیا دارد آمریکا را محکوم میکند.@ هرگز عقب نمینشینم، چقدر محکم، شهردار نیویورک میگوید آمریکا خداست حکم خدا را روی زمین داست و بوش پیامبر خداست هر کس با او مخالفت بکند کافر هست حرف عقیدتی دارند میزنند جدی هستند ما بنشینیم مسخره بکنیم کسی که چهارتا فیلم آرنولد ترمیناتورها را علیه امام زمان ساختند.@ غیر مستقیم خط بدهند شده فرماندار کالیفرنیا، و خیلی چیزهای دیگر، ما نشستیم مسخره میگیریم که ما دور هم بنشینیم نقشه بریزیم که میخواهیم چکار بکنیم آنهایی که دور هم نشستند طلبهها، کاسه بشقاب فروشی مثل شهید رجائی، بازاری مثل مرحوم لاجوردی، ارتشیهایی که افسر بودند ولی حزب اللهی بودند دور هم نشستند چکار کردند؟@ انقلاب اسلامی را درست کردند، امام امت با چه کسانی این کارها را کرد؟ ما نمیتوانیم الان برویم پدرمان را بیاوریم؟ به خدا میتوانیم باید باور کنیم که کارمان مؤثر است با عطشی که در دنیا هست کار ما خیلی مؤثر است هر کس دارد خالهبازی خانه خودش را میکند.@ یکی خودش را گرفتار کنکور گرفتار درس کرده، نمیگویم نکنیم اینها واجب است که بشود، ولی یک وقتی برای این کار بگذاریم دغدغه درونی داشته باشیم اگر تو کنکورت را میخوانی بخوان برای اینکه بدانی باید کجا را بزنی اگر داری پول جمع بکنی بدانی پولت را کجا مصرف بکنی.@ اگر خطاطی میکنی باید بدانی از خطتت باید چطوری استفاده بکنی اگر کامپیوتر و اینترنت کار میکنی بدانی چکار میکنی نه اینکه بنشینی فیلمهای مبتذل نگاه کنی بدانی باید با اینترنت چکار بکنی ما روی اینترنت هفتهای دو جلسه اینطوری داریم میرویم میزنیم آنجا هزاران نفر راجع به امام زمان سؤال دارند.@ دوستم میگوید بیا بنشین لااقل روزی دو ساعت وقت بگذار من باید کار کلانتر را انجام بدهم بایستم نفر به نفر که نمیتوانم شما بنشینید شما مطالعه کردید برای چه، درس خواندید برای چه، من 40 تا روحانی از پاکستان آمدند میگویند ما میخواهیم تبلیغ بکنیم راجع به امام زمان.@ آنجا پر از شبهه است بنشین به ما درس بده باید وقت بگذارم برای 40 تا روحانی، اینها 40 تا لشکر میخواهند آنجا بروند این همه شما خانمها و آقایان اینجا هستند بلد هم هستید بنشینید جواب بدهید در خانههایتان نشستید جواب بدهید.@ در اینترنت دادت را بزن در اتاقهایی که همه بشنوند روشان تأثیر میگذارد یا جاهای دیگر کار بکنید همه باید کارهایمان را کنار بگذاریم درس، زندگی، همه چیز درست سر جای خودش، اما مثل دوران جنگ، امیرالمؤمنین(ع) مگر چقدر در خانه بوده چهارتا بچه تربیت کرده همهاش در مبارزه و جنگ، تا لحظه آخر.@ بهانه نکنید حرفهای من را فردا بروید دنبال یللیتللی زنهایتان را در خانه تنها بگذرید وقتتان را تنظیم بکنید اما وقت هم باید جدی بگذارید زنها هم انتظارشان را کم بکنند آنقدر که فکر نکند که شوهرش باید سر کار برود سر ساعت 2 خانه بیاید.@ بنشیند تنگ دل زن کارتون نگاه کند و فیلم سینمایی نگاه کند و بلند شوند مهمانی بروند و بازار و اینطرف و آنطرف و شب هم بنشینند ذرت بخورند و بروند بخوابند نه مبارزه است او تنهاست دارد ما را صدا میکند تا نیامده نباید آرام بنشینیم آرامش بر ما حرام است.@ تا وقتی که نیاید هزار و یک جور هم شهوت سر راهمان ایستاده شهوت درس، شهوت اجتهاد، شهوت عرفان، شهوت کلاس، شهوت پول، شغل، الان به من اینقدر پول میدهند تجارت، بزنم خارج، بزنم دبی، بزنم کیش، همه دارد ما را غافل میکند اینکه دارم میگویم رفتم، خدا شاهد است تکتک رفتم در خانه بعضی از خواص، بزرگان، کسان دیگر میگویند ما مشغله داریم نمیرسیم کار دارم حالا شما را دعا میکنم.@ حالا شما بروید تشکیل جلسه بدهید ببینید چه میشود ما هم حالا شاید توانستیم سالی یکبار خدمتتان برسیم حالا تو یکسال دیرتر درس بخوان یکسال دیرتر مدرک بگیر نمیمیری که، یک وقتی بگذار، یک تقسیم وقتی بکن اصلاً در جدولت بنویس وقف امام زمان، میخواهم برای پدرم کار کنم.@ مگر ما برای پدرمان کار میکنیم پولش را حساب میکنیم چهار ساعت پیش در بیمارستان بودم چهار تا هزار تومان رد کن بیاید. یک بنده خدایی پدرش مریض شده بود سکته کرده بود بیمارستان رفته بود پول داده بود که دارو میخرد برای پدرش فهرست نوشته بود.@ بعد نوشته بود یک جعبه گل و شیرینی هم برایت خریدم از پول پدر برایش گل و شیرینی خریده بود با پدر حساب کرده بود. او میدان چطور به تو برکت بدهد والله برکت اقتصادی هم اگر تو میخواهی باید بروی در قطب را بگردی قطب عالم، سواد و معنویت میخواهی همه چیز دست امام زمان است دست خدای مجسم.@ همه چیز دست اوست تقدیرات دست اوست آنوقت تو میترسی برای امام زمان خرج بکنی از پولت کم میشود میترسی وقت بگذاری کارهایت عقب میافتد ساخت و سازت عقب میافتد تجارتت عقب میافتد دکانبازیات عقب میافتد کار علمی دارم نمیرسم اینها که همهاش شهوت شد، کار علمی برای چه میکنی؟ مگر برای سواد نمیکنی؟@ سواد را امام زمان به تو میدهد، نمیدهد، برکت علم نمیدهد، معنویت نمیدهد، قلم توانا نمیدهد، میدهد، به امام زمان پشت کردی با او قهر کردی دنبال چه میگردی دنبال کدام کمال میگردی که به تو بدهد این همه تجلیات مختلف ما باید جواب بدهیم در مقابل امام زمان، میگوید مظلومیت برایتان نیاوردم تنهایی نیاوردم.@ اضطرار نیاوردم غربت نیاوردم شخصیت آسمانی برایتان نیاوردم با کدامش شما تکان میخورید یک کاری میکنید به قول استادمان میگوید در معرفت که تقصیر دارید در تبلیغ که عرضه داریم برویم تبلیغ بکنیم نه او را میشناسیم نه عرضه داریم برویم با شجاعت صدایش بزنیم.@ اسمش هم میاید یواش صلوات میفرستیم که به پرستیژمان لطمه نخورد بلد نیستیم داد بزنیم فریاد بزنیم به دنیا معرفیاش بکنیم یادش هم که نمیکنیم خدا شاهد است 24 ساعت مینشینیم حرف میزنیم ماده، دنیا، ظرف، پرده، ماشین، دریغ از 5 دقیقه یاد پدر، حتی ما مینشینیم یاد اولیاء خدا را میکنیم.@ مرحوم آیت الله فلان اما امام کجاست بنشینیم حال بکنیم طاووس بهشت را بیاوریم از زیباییهایش بگوییم سرمست بشویم از اینکه یک همچین پدری داریم کیف بکنیم از اینکه قرار است با این محشور بشویم کیف بکنیم.@ از اینکه با این میتوانیم تا ابدیت کنارش باشیم اینها همهاش مال بیمعرفتیهاست باور نکردنها جدی نگرفتنها. سؤال کردند که آیا حضرت خضر حضرت عیسی یک همچین شخصیتهایی در حال حاضر همچون اصحاب کهف در خواب هستند یا اینکه مثل ما زندگی عادی دارند و همینطور در زمان حیات یک پیامبر، دیگری میتواند به راهنمایی مردم بپردازد؟@ بله حضرت خضر الان جز اصحاب امام زمان است و خدمت حضرت هست حضرت خضر دارد الان کمک میکند تمام امورات کره زمین با اینها دارد انجام میشود لقمه به لقمه که ما داریم میخوریم تنظیم شده دست ما میرسد یکسره امام زمان در حال دویدن است مشکلات ما را برطرف بکند یکسره دارد کار میکند.@ حضرت خضر و اصحابش دارند کار میکنند نه فقط رزق اینجا، رزق عالم برزخ هم امام زمان باید بدهد امام زمان که امام زمین نیست امام زمان محور است به تمام عالم را دارد میدهد در معاد این را بحث کردیم ثابت کردیم که امام زمان یک وجود زمینی برای ما دارد برزخ هم باید از او بخورند و استفاده بکنند.@ بالاتر از برزخ هم باید از او استفاده بکنند امام زمان است باید دقت بکنیم دارند کار میکنند الان هم دارند زحمت میکشند تو فکر میکنی میروی در حرم میگویی(السلام علی عیسی روح الله) عیسی همانجا نشسته دارد کار میکند(السلام علی آدم صفوۀ الله) آدم در کار است نوح در کار است موسی در کار است عیسی در کار است همه در کار هستند.@ خدایا ایام باسعادت میلاد حضرت را برای ما مبارک بفرما خدایا به ما این سعادت و توفیق را بده که فرزندان خوب و سربازان باوفا و رفقای وفاداری برای حضرت باشیم پروردگارا ما را به ملاقات حضرت آن هم در حالی که از ما راضی و خشنود هست نائل بفرما.@ پروردگارا نائب حضرت را ولی امرمان را مقام معظم رهبری را در پناه امام زمان از جمیع بلایا و مصائب محفوظ بدار دشمانش را دشمنان اسلام را، منافقین، منافقین داخلی منافقین جدید را خوار و رسوا بفرما افضل تحیات و درود و صلوات خودت را به روح مطهر امام امت شهدای اسلام علما.@ کسانی که زحمت کشیدند به اینکه این انقلاب به دست ما برسد عائد و واصل بفرما اموات ما را ببخش و بیامرز دعاهایمان را به اجابت برسان مریضانمان و مریضان اهل اسلام شفا عنایت بفرما حاجاتمان را برآورده بفرما.@
جلسه 005 - ما و امام زمان
متن کامل (خام) جلسه 005 - ما و امام زمان