اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در جلسه گذشته درباره مهارتهای کلامی و اهمیتش به این آیه شریفه رسید که قرآن هشدار میدهد به ما که باید درباره کلماتی که به کار میبرید از خداوند بترسید خداوند و فرشتگان او شنونده کلماتی هستند که شما به کار میبرید.@ (إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ) هم سمیع هست و هم بصیر هست و فرمود هیچ کلامی از دهان شما خارج نمیشود مگر اینکه در کنار آن فرشتهها هستند(رَقِيبٌ عَتِيدٌ) شما مراقب دارید که چه کلماتی به کار بردید.@ دستور این بود که(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ) خداوند تبارک و تعالی اگر شما کلامتان را درست بکنید عمل شما را هم درست میکند یعنی در واقع درستی اعمال انسان تا اینکه این درستی اعمال به قلب و درستی قلب و روح انسان سرایت بکند بسته به درستی کلمات اوست.@ کلامی که او به کار میبرد حتی در اجتماع هم ما این نکته را داریم که دو نفر که در شرائط مساوی هستند آن کسی که از نظام کلامی بهتری برخوردار هست کارهایش با موفقیت خیلی خیلی بالاتری روبهرو هست چه بسا کسی از نظر سایر شرائط هم ضعیف باشد از یک نفر دیگر ولی در نظام کلامی از قدرت و وضعیت بهتری برخوردار باشد باز هم موفقتر هست تا کسی که تواناییهای بیشتری دارد.@ ولی در نظام کلامی ضعیف است یا بد است. آیه دیگری در قرآن هست که باز میفرماید(قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً) با مردم که میخواهید صحبت بکنید خوب حرف بزنید به مردم احترام بگذارید مبادا وقتی که با مردم سخن میگویید کلمات بدی از شما صادر بشود حرفهای بدی صادر بشود.@ امام صادق(ع) توضیح دادند از او سؤال کردند آقا(قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً) با مردم خوب سخن بگویید نیک سخن بگویید این یعنی چی؟ ببینید چقدر زیبا جواب دادند فرمود(قُولُوا لِلنَّاسِ أحسَنَ ما تُحِبُّونَ ما یُقالُ لَکُم) چطوری دوست دارید مردم با شما حرف بزنند وقتی میخواهند شما را خطاب بکنند با شما حرف بزنند با شما روبهرو میشوید چطوری دوست دارید با شما صحبت بکنند؟@ شما وارد بانک میشوید وارد یک اداره میشوید با یک رئیسی با یک وزیری با یک مشاور وزیری با یک پلیس با یک مقام قضائی با یک قاضی روبهرو میشوید دوست دارید وقتی وارد دفتر او میشوید او چگونه با شما حرف بزند چگونه با شما خطاب بکند؟@ پدرت چطوری دوست داری با شما سخن بگوید؟ مادرت چطوری دوست داری با شما سخن بگوید؟ همسرت دوست داری چطوری تو را خطاب بکند دیگران؟ میگوید بهتر از این با مردم سخن بگویید یا لااقل همانطوری که دوست دارید با شما سخن بگویند شما سخن بگویید ولی نمیشود که ما انتظار احترام داشته باشیم.@ انتظار داشته باشیم ما رعایت بکنند فرزند من من را رعایت بکند همسر من من را رعایت بکند پدر و مادرم من را رعایت بکنند ولی من هر چه از دهانم در آمد بگویم، این نه، یعنی خودت را مبنا قرار بده قائده کلیتر این هست که آن چیزی را که برای خودت میپسندی برای دیگران هم بپسند.@ چه حالا در کلام چه در رفتار این قائده کلیاش است اما در کلام این هست که چطوری دوست داری که مردم با تو سخن بگویند تو را خطاب بکنند خودت را بگذار جای طرف مقابل ببین حالا اگر تو جای او بودی دوست داشتی چطوری با تو سخن بگویند همین کار را بکن.@ یک نفر در حقت کوتاهی کرده یک نفر در حقت ظلم کرده یک نفر یک اشتباهی کرده همسرت، فرزندت، هر کس، خودت را اول بگذار جای او بگو اگر من این اشتباه را کرده بودم جای ما عوض میشد من توقع داشتم انتظار داشتم این چطوری الان با من سخن میگفت به من میچسبید که چگونه با من حرف بزند.@ چگونه لذت میبردم اگر این با من حرف میزند همین لذت را از دیگران دریغ نکنیم همین شیرینی که خودمان انتظار داشتیم اگر ما جای او بودیم به ما میچشاندند این را از دیگران دریغ نکنیم بزرگ شدن روح قوی شدن روح دور شدن شیطان، تسلط انسان بر شیطان و خودش از همین راه هست.@ فوقالعاده اینکه ما روی کلام خودمان کار بکنیم در تسلط خودمان بر خودمان در انبساط روحی و شادی روحی خودمان تأثیر دارد حتی ما باید یکبار شده این شجاعت و قدرت تمرین و تکرار را به قول امام با تلقین هم که شده این را در خودمان ایجاد کنیم.@ یکبار بگوییم من این بار میخواهم از فرزندم از همسرم که عصبانی هستم این بار میخواهم آن طوری که شایسته است با آنها سخن بگویم دنبال این نیستم که خودم را تشفی بدهم غیض وجودم را خالی بکنم آتش وجودم را نمیخواهم تخلیه بکنم.@ در مقام تخلیه آتش وجودم نیستم میخواهم آنطوری که خدا راضی هست من سخن بگویم این کار را بکنید ببینید چقدر خودت آرام میشوی چقدر خودت لذت میبری حالا در بحث غضب این را خدمتتان عرض میکنم امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(لا تَفضَحُوا أنفُسَکُم لِتَشفُوا غَیضَکُم) مفتضح نکنید خودتان را ضایع نکنید.@ خودتان را آلوده نکنید خودتان را بخاطر اینکه میخواهید آتش دلتان را بخوابانید آن غیض دلتان(لتشفوا) بخواهید این را این آتش را از بین ببرید و هر چه از دهانت در بیاید بگویی که آرام بشوی دلت خنک بشود برای خنک کردن دل خودتان خودتان را مفتضح نکنید یعنی چی؟@ یعنی آن موقع که تو میگویی من اگر این حرفها را بزنم دلم خنک میشود آرام میشوم در واقع داری به خودت خیانت میکنی به خودت ظلم میکنی خودت را داری آتش میزنی که حالا در این باره هم انشاء الله توضیح خواهم داد.@ یکی دوتا روایت بروایتان بخوانم بعد یک بحث فوقالعاده مهم و بحث انسانشناسی هست بحث معرفت نفسی هست این را خدمتتان عرض میکنم به این دقت بکنید از حضرت مسیح(ع) سؤال میکنند که سختترین عذاب قیامت چیست؟ سختترین عذاب در روز قیامت چیست؟ فرمود خشم خدا اینکه قیامت خداوند خشمگین باشد نسبت به یک نفر و بخواهد عذابش بکند.@ میشود انسان بخاطر اینکه یک گناهانی انجام داده یا حق الناسهایی هست مورد خشم خدا نباشد جزای کارش را باید بدهد تا پاک بشود ولی یک موقع هست نه دشمن درجه یک انسان روز قیامت خود خداست چه کسی جرأت میکند جلوی خدا، وقتی خدا دشمن یک نفر هست خدا خشمگین هست نسبت به یک نفر چه کسی جرأت دارد جلوی خدا حرف از شفاعت بزند.@ (مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ) چه کسی جرأت دارد آنجا بگوید خدایا تو خشمگین هستی من این را شفاعتش میکنم هرگز اینطوری نیست خیلی حالت بدی است که خود خدایی که بیش از همه کس در قیامت صاحب شفاعت است اصل شفاعت خداست نزد خداست اگر دیگران هم شفاعت میکنند از خدا مهربانتر نیستند.@ اگر شفاعت میکنند این رأفت و رحمتش را به اذن خدا گرفته این رأفت و رحمت هم از خدا گرفتند و به اذن خدا شفاعت میکنند در واقع خدا همه کاره است(مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) است همیشه هم سر نماز میگوییم حالا(مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) خودش نسبت به یک نفر خشمیگن باشد ببین چقدر این شخص بدبخت است.@ چقدر دچار شقاوت و بیچارگی است که خداوند از آن خشمگین باشد شخص این را شنیده که سختترین عذاب قیامت خشم خداست چه کسی خوشش میاید گرفتار یک همچین عذابی بشود چه کسی همچین چیزی را دوست دارد؟@ هیچ کس، وقتی یک نفر متوجه میشود که سختترین عذاب قیامت یک همچین چیزی هست عاقلانهترین راه این هست که اول فکر بکنیم که من چگونه باید در دنیا زندگی بکنم که دچار این سختترین عذاب نشوم از حضرت مسیح(ع) سؤال میکنند یا روح الله چه کنیم که از خشم خدا در امان بمانیم؟@ حضرت دارد فرمول میدهد قاعده دارد دستمان میدهد فرمود خشم خود را فرو کنید خودتان را کنترل کنید تو اگر اینجا خشمگین باشی و بخواهی با آتش خشمت هر کس را دلت میخواهد بسوزانی آنجا از خشم خدا در امان نیستی اگر عرضه داشتی شجاعت داشتی کسی را با خشم خودت نسوزانی کسی را با قهر خودت نسوزانی.@ کسی از تو آسیب نبیند تو هم از عذاب خدا از خشم خدا در امان هستی این یک قاعده، قاعده بعدی را هم بگویم بعد آن بحث معرفت نفسی را هم خدمتتان عرض بکنم. امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(إحضَرُوا الغَضَب فَإنَّهُ نارٌ مُحرَقَۀ) میفرماید از غضب بپرهیزید(إحضروا) برحذر باشید از غضب که غضب آتشی است که شما را میسوزاند.@ (محرقۀ) شما را میسوزاند خودت را میسوزاند(الغَضَبُ نارٌ مُوقَدَۀ مَن کَظَمَهُ أطفَئَها وَ مَن أطلَقَهُ کانَ أوَّلَ مُحتَرَقٍ بِها) در قرآن داریم(نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ) آتشی که روح را هم میسوزاند فقط جسمسوز نیست مادهسوز نیست روح را هم میسوزاند(الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ) با سنخ آتش دنیا خیلی فرق دارد.@ خدا رحمت کند امام امت(س) را در چند جا از فرمایشاتشان در مورد(نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ) فرمایشات کمرشکنی دارد که خدا نکند کسی دچار این آتش شود آتشی که علاوه بر جسم روح انسان را هم به آتش میکشد آیه قرآن است(الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ) میفرماید که غضب(نارٌ مُوقَدَۀ) هست یک آتش بسیار بسیار تند و خطرناک.@ (مَن کَظَمَهُ أطفَئَها) کسی که کظم غیض میکند این غضبش را کنترل میکند این آتش را خاموش کرده(وَ مَن أطلَقَهُ کانَ أوَّلَ مُحتَرَقٍ بِها) اولین کسی که با این نار موقده میسوزد کیست؟ خود شخص، شما در این عصبانیت اول خودت داری آتش میگیری.@ بنابراین میزان خاموشی و آتش از شب اول قبر به بعد بسته به این هست که شما چقدر آتش را در دنیا خاموش کردی حالا برویم سراغ آن قاعده، آن قاعده را در بحثهای انسانشناسی مفصل توضیح دادیم این هست که نفس شما قبر شماست.@ آن قبری که قرار است ما به آن منتقل بشویم بعد از وفات آن قبر دقیقاً ساختار نفس خود ماست هر کس میخواهد بداند شب اول قبرش به بعد چه وضعیتی برایش پیش میاید مثلاً امیرالمؤمنین میاید با خنده میاید فاطمه زهرا میاید با خنده میاید معصومین(ع) میایند به جای نکیر و منکر بشیر و مبشر میایند به ما بشارت میدهند.@ به درون خودش الان مراجعه بکند همین الان به قبر خودتان که نفس خودتان هست درون خودتان هست مراجعه بکنید هر چه که قرار است با وفات، ممکن است یک ساعت دیگر وفات ما باشد یک ساعت بعد هر وقت که قرار است ما وفات بکنیم.@ هر وقت که قرار است از این دنیا برویم هر چه که قرار است سر ما بیاید ما از الان هم میتوانیم بفهمیم به درونت نگاه کن ببین اگر یک درون شاد داری یک درون آرام داری یک درونی که در آن حسادت نیست کینه نیست سوءظن نیست بدخواهی نیست حقه نیست خدعه نیست عصبانیت نیست روح تحقیر کردن دیگران نیست.@ ماه مبارک هم نزدیک است دارد میاید شرط ورود به مهمانی خدا اگر کسی بخواهد وارد مهمانخانه خدا بشود شرط ورودش این هست که دلش نسبت به هیچ کس کینه نداشته باشد پاک، اگر عصبی هستی قبر تو هم پر از آتش هست.@ هر بار عصبانیت این را من همیشه میگویم تکرار میکنم تا انشاء الله باورمان بشود این حقیقت که هیچ عصبانیتی و تندی مجانی و مفت تمام نمیشود هر بار عصبانیت و تندی حجم عظیم و طولانی از فشار قبر را برای ما ذخیره کرده، قبر کجاست؟ نفس خودت است نگاه کن وقتی که عصبانی میشوی تا چند ساعت داغی و میسوزی.@ بعضیها از شدت عصبانیت نزدیک است که بمیرند اصلاً گاهی وقتها افراد عصبانی میشوند سکته میکنند، جهنم چطوری است؟ (تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ) نزدیک است که جهنم از شدت غضب بترکد اینقدر جهنم خشمگین است نسبت به سوزاندن و عذاب کسانی که اهل جهنم هستند این نفس خود ماست.@ موقعی که عصبانی میشویم از دست این و آن بیینیم همین حالت جهنم به ما دست میدهد یا نمیدهد جهنم خودمان هستیم این یک مبنای خیلی مهم هست که ما همیشه میتوانیم بفهمیم که قبر ما چه خواهد شد خودت و شخصیت فعلیات قبر خودت هستی ببین چطور آدمی هستی.@ اگر آنطور که قرآن میگوید عرضه داری خودت را شاد و آرام نگه داری سالم نگه داری پاک نگه داری عرضه داری اگر اینطوری نگه داری بدان که قبر شیرین و شادی هم خواهی داشت قبر تو از آن قبرهایی هست که پیامبر فرمود(رَوضَۀٌ مِن رِیاضِ الجَنّۀ) باغی از باغهای بهشت است.@ و الا شما اگر الان در درون خودت احساس بهشت نمیکنی از خودت لذت نمیبری در درون خودت بوستان و گلستانی نداری و دائماً درون تو دارد شب و روز در خواب و بیداری تو را میسوزاند حسادتها، تنگنظریها، خودکمبینیها، بدبینیها، کینهها دارد تو را میسوزاند تو حتماً بعد از مردن قبر خوبی نخواهی داشت.@ اصلاً توقع نداشته باش در دنیا بسوزی و آنطرف به بهشت بروی نه کسی به بهشت میرود که جای آتش نیست که اینجا درون خودش را از آتش دور نگه دارد اینجا نسوزی اگر کسی خواست حسادتت را تحریک بکند تحریک نشوی نسوزی بدبینیات را خواست تحریک بکند با سوءظن آتشت بزند آتش نگیری عصبانیات بکند عصبی نشوی.@ کینه در دلت ایجاد بکند کینه یعنی آتش، تو را نسوزاند اینها آتش است آتش جهنم چیزی جز همین چیزی که در دنیا هست نیست دنیا سازنده ابدیت است نبی اکرم(ص) فرمودند(کَما تَعیشُون تَمُوتُون) شما هر طور که زندگی بکنید همانطور هم آنطرف میروید.@ خیلی چیز مبهمی نیست این اصل را حفظ بکنیم در درون خودمان صبح هم که خواب بلند میشویم اگر هم کسی ممکن است دچار غفلت بشود در خانهاش بنویسد جلوی چشمش بزند که تو قبر خودت هستی قبر تو بعد از وفات نظام زندگی توست در این دنیا، صراط هم خودت هستی.@ ما الان در درون خودمان در صراط یعنی نفس انسان، در اینجا داریم سیر میکنیم اتفاقاتی که روی صراط برای ما میافتد صراط در جهنم است قرآن فرمود در جهنم، اتفاقاتی که روی آن صراط سر ما میافتد دقیقاً بازتاب اتفاقاتی است که در صراط نفس تو الان در صراط دنیا تو دچارشان میشوی.@ لذا ما فکر نکنیم اگر آدم عصبی بودیم یکی را تحقیر کردیم به یکی بد گفتیم این اول خودت را میسوزاند اگر کنترلش کردی خاموشش کردی آن آتش جهنم تو هم خاموش است(جُزناها وَ هِیَ خامِدَۀ) یک عده در قیامت میگویند ما از جهنم گذشتیم از صراط و جهنم، چون صراط در جهنم است.@ (وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها) سوره مریم قرآن میفرماید هیچ کدام از شما نیست مگر اینکه وارد جهنم بشوید باید از جهنم از روی صراط که در جهنم هست رد بشوید و بعد به بهشت بروید اینجا داستان زندگی گذشته شما برایتان اتفاق میافتد.@ میگوید بعضیها رد میشوند میگویند خیر خاموش بود ما اصلاً جهنمی ندیدیم برای اینکه این تمام جهنمها را این شخص در دنیا خاموش کرده بود اصلاً زندگیاش، تلاشش، این بود که هر چه جهنم هر چه آتش هست مادرشوهر میخواهد آتشش بزند نمیسوزد پدرشوهر بخواهد بزند نمیسوزد جاری میخواهد آتشش بزند نمیسوزد.@ خواهرش میخواهد آتشش بزند نمیسوزد همسایه میخواهد آتشش بزند عرضه دارد خودش را خاموش نگه دارد خیلی عرضه دارد عرضه دارد چطوری از جهنمها جاخالی بدهد و تیرهای آتشینی که دیگران میافروزند به ما نخورد تمرین کرده بلد است حواسش هست که تیر نخورد.@ باجناقش چطوری آتشش نزند پدرزن چطوری نزند مادرزن چطوری نزند همسرش چطوری نزند بچههایش چطوری آتشش نزنند این تمرینی هست یعنی اینطور نیست که من بگویم و بشویم نه باید تمرین بکنیم این بار سوختیم دفعه بعد استغفار میکنیم توبه میکنیم دفعه بعد تمرین میکنیم که این دفعه نسوزیم.@ همینطوری سعی و خطا ادامه بدهیم تا انشاء الله به این ملکه برسیم که نسوزیم بگوییم الحمد لله من الان وقتی شنیدم فلانی فلان نعمت نصیبش شده در دلم که مراجعه کردم دیدم خوشحال شدم با اینکه خودم هیچ چیزش را ندارم.@ ولی وقتی دیدم آن دارد دیگر تحریک نشدم خودم تا به حال مکه نرفتم مدینه نرفتم کربلا نرفتم ولی وقتی شنیدم باجناقم، دوستم، همسایهمان دفعه بیستم هست که دارد میرود لذت بیشتری بردم گفتم خدایا شکر یک عزیزی یک بنده خدایی باز هم یک کار قشنگ کرد زیبایی هر جا باشد از هر کس صادر بشود زیبایی و قشنگ است حتماً باید از من صادر بشود.@ هر کس زیبایی را تولید بکند دیدنی است و شکر گذاشتنی است حمد کردنی است حالا کنکور قبول شده شغل خوبی گیرش آمده ازدواج موفقی کرده بَهبَه، وقتی لذت میبری یعنی تو نمیسوزی یعنی موفقیت و داراییهای دیگران تو را آتش نمیزند.@ محرومیت خودت و داشتن دیگران تو را نمیسوزاند اینجاست که تو بهشتی هستی در همه موارد همینطور هست در همه موارد ما باید همین کار را بکنیم تکرار، توجه، مراقبت که نسوزیم یکی از آن موارد بحث غضب هست ما اگر بخواهیم عصبی بشویم عصبانیت کار دستمان میدهد.@ خیلی گران است هزینه عصبانیت، فوقالعاده گران است. فرمایشات دیگر امیرالمؤمنین(ع) (الغَضَبُ نارُ القُلُوب) چه کسی میتواند جز معصومین اینطوری حرف بزند، غضب آتش دلهاست مواظب باشیم دلهای آتشین نداشته باشیم کسی نتواند آتشش نزند عرضه داشته باشیم یکطوری نگهاش داریم که کسی نتواند آتشش بزند.@ (الغََضَبُ عَدُوٌ فَلا تُمَلِّکهُ نَفسَک) غضب دشمن است(فَلا تُمَلِّکهُ نَفسَک) دشمن را سوار خودت نکن دشمن را مسلط به خودت نکن هر بار که خروجی باعصبانیت ما داشته باشیم با تحقیر و توهین و تمسخر داشته باشیم خودمان را سوزاندیم او را مسلط بر خودمان کردیم.@ (لا تُسرِعَنَ إلی الغَضَب فَیَتَسَلَطُ عَلَیکَ بِالعادَۀ) هر وقت عصبی میشوید زود این را خروج ندهید اگر دارد به شما فشار میاید بعضیها خیلی دیگر عادت کردند آدمهای ضعیف، آدمهای خوار، آدمهایی که نمیتواند این را نگه دارند و هیچ قدرتی ندارند خیلی بد است آدم اینقدر بیعرضه و ضعیم باشد.@ میفرماید با سرعت غضبتان را بیرون ندهید نگه دار تمرین کن من میگویم اینطور نیست که من بگویم حالا ما داریم میگوییم اینها را هم میشنویم بشویم میگوییم از فردا من اینطوری میشوم کمتر آدمی پیدا میشود که آنقدر بیمقاومت در مقابل کلام خدا و معصوم باشد که وقتی میشنود از فردا دیگر عصبی نشود اینها آدمهای ویژهای هستند.@ آدمهای خاص و برجستهای هستند از اشراف هستند خیلی باید آدم اشرافی باشد از نظر معنوی که شنیدنش با شدنش یکی باشد ولی ما اینطوری نیستیم قدرت را نداریم عرضه را نداریم کمکم تمرین بکنیم بگوییم این بار اگر دفعه قبل مثلاً چندتا چیز شنیدیم یک همچین عکسالعملی به خرج میدادم حالا نه، حالا یک مقدار نگه میدارم.@ فرمود اینطور موارد اگر ایستادهاید بنشینید تغییر حالت بدهید تا غضبتان از بین برود اگر نشسته هستید بیایستید زود تغییر حالت بدهید بعد فرمود اگر یک موقعی طرفت رحم هست یعنی از خویشان هست رحم یعنی خویش، از خویشان هست برو به سمتش بدنش را لمس کن او را در آغوش بگیر.@ ما موقع عصبانیت خیلی نزدیک بشویم به طرف سیلی میزنیم اینطوری نزدیک میشویم لمس کردنمان با کتک است میگوید نه برو در آغوش بگیر بعد میفرماید این تأثیر دارد رحم بودن خویش بودن تأثیر دارد و آتش غضب را میخواباند حالا این بار تمرین بکنیم بگوییم حالا این بار عصبانی شدم بجای اینکه بزنم بغل میکنم طرف را میبوسم.@ فرزندم هست همسرم هست پدرم هست مادرم هست دستشان را میبوسم این با تمرین میشود و به قول حضرت امام(س) که جلسه قبل از ایشان یک قانون و یک اصل خیلی خوبی را خدمتتان عرض کردم انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد.@ تلقین کن تمرین بکنید علمای ما این کار را میکردند فکر نکنید که بزرگان ما اساتید اخلاق اینها همهشان ناگهانی یکدفعه توانستند به غضبشان غلبه بکنند به حسادتشان غلبه کنند تمرین کردند کار کردند در کتابهایشان بخوانید از کمل اولیاء الهی وقتی ما آثارشان را میخوانیم میبینیم که میگویند ما سالها تمرین کردیم که دیگر حسود نباشیم.@ سالها تمرین کردیم که تکبر نداشته باشیم کینه نداشته باشیم بدبین نباشیم تمرین کردیم مثل هر مهارت دیگری تمرین میخواهد.@ شدنهای اخلاقی زیباییهای اخلاقی، شما میخواهی یک زیبایی ظاهری مثل خط، خط نستعلیق، خط ثلث، ایجاد بکنید چطوری میتوانید این زیبایی را تولید بکنید اول که خطتت خوب نیست کلاس که میروی یاد میگیری اول خوب گوش میکنی:@
خوب میشنوی ببینی چه میگویند قواعد این چیست بعد سرمشق میگیری و تمرین بکنی چطوری ما مشق نوشتن را سالهای اول ابتدایی یاد گرفتیم مگر اول رفتیم میتوانستیم کلمات را بنویسیم نه هی تمرین کردیم هی پاک کردیم دوباره تمرین کردیم تا یاد گرفتیم الف چطوری است ب چطوری است.@ زیباییهای اخلاقی، تواناییهای انسانی، مهارتهایی که برای خوشبختی به آنها احتیاج داریم این هست که آن مهارتها را باید تمرین بکنیم ولی به شرطی که باور کنیم الان این را نداریم و میخواهیم به آن برسیم و باید تمرین کنیم و آدمهای ظریف و لطیفی باشیم آدمهایی باشیم که این حساسیتها را داشته باشیم برایمان اینطور مسائل دغدغه باشد.@ بیخیال نباشیم که حالا هر چه اگر عصبانی شدم فحش دادم که دادم، گران تمام میشود اینطور نیست که شما بگویی من فحش دادم هیچی هم نیست الان زنم هم از من راضی است بچه من هم از من راضی است خدا نمیبخشد تو طرف مقابل را آتش زدی خودت را آتش زدی.@ نفسی که خدا به تو امانت داده ضایع کردی سلامتی با قلب نمیماند که تو بخواهی با قلب سالم به برزخ متولد بشوی به بهشت بروی بهشت جای سالمهاست(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) با عصبانیت و فحاشی کردن و تحقیر و تمسخر دیگران با حسادت و بدبینی قلب سالم میماند؟@ اگر سالم بود که این چیزها از آن بروز نمیکرد من اگر سالم باشم که درد ندارم درد یک موقعی هست که من وقتی درد دارم یعنی یک جایی میلنگد یک ناسلامتی یک بیماری هست یک ناهماهنگی هست که من درد دارم تمرین تمرین عزیزان این را فراموش نکنند.@ (لا یُقُومُوا عِزُّ الغَضَب بِذُلِّ الإعتِذار) چقدر زیباست، میفرماید که خواری معذرتخواهی نمیارزد برابری نمیکند با عزت غضب، شما وقتی در حالت غضب هستید طرف مقابل ممکن است بترسد کوتاه بیاید منکوب باشد بچهات است هیچ چیزی نمیتواند به تو بگوید.@ وقتی که داری داد میزنی فریاد میزنی فحاشی میکنی کتک میزنی با حدت داری برخورد میکنی الان ظاهراً غلبه داری در حین عصبانیت آنطرف کوتاه میاید سکوت میکند ولی وقتی که خیلی از چیزها را سوزاندی میبینی که این آتشسوزی که تو راه انداختی خیلی آسیب به خودت زده به بچه زده به همسر زده به پدر و مادر زده.@ حالا میخواهی این آتشسوزی که به راه انداختی را جبران بکنی تازه اگر مرد باشی اگر انسان شرافت داشته باشد اگر آدم خوبی باشد بعضیها که این شرافت را هم ندارند همینطوری که یادتان هست حدیث را عرض کردم اشتباه میکند و حق میداند ظلم میکند و میگوید حقش بوده که من به او ظلم بکنم.@ بیادبی میکند میگوید حقش است این دیگر خیلی وقاحت دارد این را فقط خدا لهاش میکند و باید با آتش جهنم له بشود بعضیها هستند نه میفهمند که خرابکاری کردند اینقدر هم شجاعت و شرافت و قدرت دارند که بروند معذرتخواهی کنند.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید آن تسلط آن موقع نمیارزد که حالا بروی معذرتخواهی بکنی چون الان باید خیلی ذلیل بشوی تا جبران بشود خیلی باید خودت را خوار بکنی تا آن بیماری که در دلت ایجاد شده شفا پیدا کند نه تا طرف معذرتخواهی تو را بپذیرد ممکن است زن باشد بنده خدا فرزند باشد پدر و مادر رابطه عاطفی دارد.@ میگوید حلال کردم عیبی ندارد چیزی نیست ولی حواست باشد اینطور موارد گول نخوری اگر گفت چیزی نیست حلال کردم باید ببینی که آیا آن آتشی که روح را سوزاندی آن جای سوختگی روح را توانستی درمان بکنی یا نه.@ هم روحی که از طرف مقابل سوزاندی واقعاً ترمیم شده یا فقط به زبان عذر شما را میپذیرد و سوختگی که در درون خودت ایجاد کردی آیا این معذرتخواهی آتش معذرتخواهی پشیمانی و حسرت این آن عقدههایی را که در درون تو ایجاد شده حل میکند آن بیماریهایی که ایجاد شده میتواند آن را ذوب بکند و از بین ببرد یا نه.@ لذا حضرت میفرماید که نمیارزد ولی باز هم کار شرافتمندانهای هست کار بزرگان است معذرتخواهی، کار آدمهای باقدرت است کار آدمهای شجاع است که بتواند این شجاعت را داشته باشد بگوید همسر عزیزم من ده سال به تو ظلم کردم.@ ده سال شما را تحت فشار بیعاطفگی، بیمحبتی، تحقیرها و توهینهای خودم قرار دادم بیا واقعاً از صمیم قلب من را حلال کن من را ببخش و بعد هم روش عملی ما سیره عملی ما به گونهای باشد که طرف ببیند واقعاً یک تحولی ایجاد شده واقعاً دیگر آن آتش خاموش شده آن کینهها برطرف شده.@ دیگر جای آن محبت آمده نشسته جایش شرافت آمده نشسته جایش یک روح الهی و خدایی آمده نشسته اگر فهمید این دیگر ترمیم شده اگر این را درک بکند ترمیم میشود انشاء الله ولی تا وقتی که این کار را نکردی مغرور نباش پس توصیه حضرت این هست که ما سعی بکنیم اولاً غضب نداشته باشیم.@ این آتش را اصلاً روشن نکنیم ولی اگر روشن کردیم باید با یک چیز خیلی بالاتر خودت را بسوزانی تنبیه بکنی آن یک عذرخواهی خوب یک عذرخواهی حقیقی که جبران بکند آن عصبانیت را آن فحاشی را آن ترساندنهایی که نسبت به دیگران ایجاد کردیم آن را جبران بکند.@ باز یکی از توضیحاتی که در مورد غضب دادند این هم توصیه خیلی خوبی هست چون انسان هر چه که در غضب نافرمانی غضب را بکند میافرزد گاهی وقتها کسانی هستند که وقتی عصبانی میشوند قهر میکنند قهر بسیار زشت است بخصوص از ناحیه مرد منزل، مرد خانه دیگر خیلی زشتتر است.@ حالا بعضیها قهر میکنند میرود خانه مادرهایشان، به مامانم اینا پناه میبرند ولی قهر اصلاً زشت است در روایت داریم پیامبر فرمود هر مسلمانی با یک مسلمان دیگر بیش از سه روز قهر باشند هر دو از ولایت خدا خارج میشوند.@ میگوید اینها دیگر بندگان من نیستند میدانید معنایش چیست که خدا از ولایت خودش انسان را خارج بکند میگوید مگر اینکه توبه بکند و کسی به خدا نزدیکتر هست که زودتر برود آن آشتی را برقرار کند نگوید عارم میاید سختم هست ضایع میشوم حق که با من بوده با آن نیست آن تقصیرکار است.@ نه برود اقدام بکند ممکن است طرف مقابل هم آنقدر آدم خوبی نباشد که بازگشت شما را بپذیرد اما تو آتش را خاموش کن از طرف تو دیگر آتشی وجود نداشته باشد یعنی ثبت بشود در نزد خدا و ملائکه که تو این آتش را خاموش کردی.@ حالا طرف این شعور را داشت این انسانیت را داشت که این بازگشت را بپذیرد بهتر و اگر نپذیرفت تو یک جهنم بزرگی را در درون خودت خاموش کردی به نفع خودت این جهنم را خاموش کردی این کار را حتماً بکن.@ پس موقع غضب قهر نه، گاهی وقتها در مباحث تربیتی داریم که الان وقتش نیست ما نسبت به بچه یک قهرهای تنبیهی داریم یک قهرهای تربیتی داریم که آن هم زمان دارد مثلاً چند دقیقه چقدر آنها زمان دارد آن فرق دارد ما باطنمان آتش نگرفته که سر بچه داد میزنیم قهری هم که میکنیم برای تشفی قلب خودمان و خاموش کردن حرص خودمان نیست.@ خیلی وقتها پدر و مادرها تنبیه میکنند برای اینکه دل خودشان را خنک کنند قهر هم میکنند برای اینکه دل خودشان را خنک کنند این باز نفسانیت است این هم باز شیطنت و عذاب و جهنم است نه بچه کاری کرده که تو باید اخم بکنی باید ابرو گره بزنی باید با آن چند دقیقه قهر بکنی یک جاهایی لازم است مثلاً دیگر خیلی استثناء است.@ ما در آداب قهر داریم این هم آدابی دارد که در قهر گاهی وقتها دیگر خیلی استثناء پیش میاید باید مثلاً سه روز حضرت فرمود بیشتر نه، اگر مجبورید برای مصالحی انسان با یک نفر قهر بکند بیشتر از سه روز نه، سه روز قهر بکند و بعد برود آشتی بکند اگر بیشتر بکشد اینجا دیگر جهنم است.@ اگر تنبیهی هم هست این مقدار بقیهاش را نه میگوید جهنم است اقدام بکن و قدیمیها هم خوب بلد هستند تنبیههای اینطوری بلد هستند مثلا با فرزند اگر قهری میکنند خودشان قهر میکنند از آنطرف زنگ میزنند به عمویش میگویند بیا زودتر ما را آشتی بده.@ به برادرش به یک کسی میگویند عرضه دارند این کارها کارهای قشنگی است ما هم باید بلد باشیم منتظر نباشیم یک کسی بیاید بگوید بین ما را بیا آشتی بده انسان باید بداند که باید آشتی دهنده باشد اصلاح ذات بین بکند این را همهمان باید بلد باشیم باید کاملاً رعایت بشود اما این فرق دارد این نوع قهر ناشی از غضب نیست.@ تصمیم عاقلانهای است که عقل میگوید این بچه باید چند دقیقهای چند ساعتی در آتش قهر بسوزد تا این روشش اصلاح بشود ما میخواهیم او را اصلاح بکنیم میخواهیم یک باطلی را در وجود او بسوزانیم نه برای اینکه دل خودمان را خنک کنیم قهرهایی که برای خنک کردن دلمان هست اصلاً کار خوبی نیست.@ در واقع قهر کردن با دیگران معنایش قهر کردن با خودمان هست هر چقدر این قهر را طول بدهی فردا خدا بیشتر با شما قهر میکند هر چقدر با دیگران قهرت را طول بدهی خدا دیرتر با تو آشتی میکند بیشتر با تو قهر میکند خداوند انشاء الله با هیچ کدام از ما قهر نکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@