اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحثمان در اقتصاد خانواده به میانهروی و قناعت رسید که در این باره توضیحاتی را دادیم اصل ششممان را که به اختصار قبلاً معرفی کردیم میانهروی در کسب و کار هست تا الان بحث درباره قناعت و میانهروی در خرج کردن بود و بحث این جلسه درباره میانهروی در کسب درآمد و حرص نزدن برای ثروبتاندوزی هست.@ قبلاً عرض کردیم که هر انسانی در خانواده بخصوص مرد خانواده سه وظیفه دارد: تأمین مادی تأمین عاطفی و تأمین معنوی و اگر خاطرتان باشد با این سه تا انگشت نشان دادیم که به این شکل هست نیاز مادی کوچک هست نیاز متوسط نیاز عاطفی هست و بزرگتر نیاز معنوی هست.@ اگر کسی در کسب درآمد زیادهروی بکند هر چند حلال باشد افراط بکند در بدست آوردن پول بیشتر از وظیفه تأمین عاطفی و معنوی خودش و خانواده خودش باز میماند ثروت خوب هست بعداً هم درباره خوب بودن ثروت سخن خواهیم گفت و این که خوب بودنش برای چیست اما نباید ثروتاندوزی به قیمت کم گذاشتن از اخلاق و عواطف و مسائل معنوی بشود.@ غالباً اینطور فکر میکنند که اگر هر چه پول بیشتری ثروت بیشتری به دست بیاورند خوشبختتر هستند و مشکلات کمتری دارند در حالی که دقیقاً برعکس اگر به دست آوردن ثروت بیشتر منجر به کوتاهی در تأمین عاطفی و معنوی بشود.@ هر چقدر پول بیشتر بشود و ثروت بیشتر بشود و امکانات بیشتر بشود اعتبار و رفاهیات بالاتر برود خوشبختی کمتری حاصل خواهد شد و دردسرها بیشتر خواهد شد.@ دو تا فرمایش از نبی اکرم هست یکی از امیرالمؤمنین یکی از نبی اکرم در همین رابطه بخوانم خدمتتان که خیلی مهم است این میفرماید که(اِنَّ الرِزقَ لا یَجُرُهُ حِرصُ حَریصٍ) رزق را حرص آدم حریص جذب نمیکند یعنی اینطور نیست که اگر یک کسی حرص بیشتری زد تلاش بیشتری کرد رزق بیشتری کسب بکند.@ رزق با درآمد فرق میکند حالا راجع به این هم توضیح خواهم داد حضرت میفرماید که حرص زدن باعث نمیشود که انسان روزی بیشتری کسب بکند و کراهت داشتن از رزق هم باعث نمیشود که رزق انسان از او دفع بشود.@ یعنی رزق شما مضمون تضمین شده است خواه ناخواه گیرتان خواهد آمد البته با تلاش کافی بعداً راجع به این توضیح خواهیم داد در جلسات آینده با تلاش کافی آن رزقی که مضمون شده گیرتان میاید اما اگر کسی بیشتر تلاش کرد که پول بیشتری در بیاورد ثروت بیشتری در بیاورد این ثروت اضافه و پول بیشتر روزی او نیست.@ یعنی به دلیل اینکه سایه میاندازد روی مسائل عاطفی و معنوی مجبور میشود آن پول اضافه را در راههایی خرج بکند که خوشایند نیست و بعداً هم باید پاسخگو باشد.@ خیلی وقتها افراد دارند در زندگیشان پولهایی را خرج میکنند برای جلوگیری از اتفاقاتی یا حل مشکلاتی که اگر آن پول اضافه را نداشتند آن اتفاقات اصلاً نمیافتاد در زندگیشان و آن مشکلات هم بوجود نمیامد.@ حالا صریحتر و واضحتر توضیح بدهیم این را ببینید اگر کسی به قیمت افزایش پول و ثروت پا گذاشت روی مسائل عاطفی و بخصوص پا گذاشت روی مسائل معنوی کوتاهی کرد در مسائل معنوی یعنی خودسازی برای حیات ابدی ارتباط با خدا رسیدن به هدف خلقتش و همچنین کوتاهی کرد در تأمین مسائل معنوی خانواده.@ خداوندی که عالم را خلق کرده و قوانین عالم را آفریده به عنوان یک قانون لا یتغیر و ثابت اینگونه مقرر کرده که ثروت اضافه این آقا برایش دردسرساز بشود ثروت اضافه این خانواده برایشان مشکلساز بشود و هر چقدر ثروت بالاتر برود تعبیر قرآن است عذابشان در دنیا دردسر و مشکلاتشان در دنیا بیشتر بشود.@ ما کم نداریم خانوادههایی که مرفه هستند مشکل مادی ندارند ولی مشکلات عاطفی و معنویشان فوقالعاده زیاد است حالا گاهی وقتها به قدری مستی ثروت و مستی پول زیاد هست در اینها که اینها اگر در مورد مشکلات عاطفیشان متوجه بشوند که مشکل دارند واقعاً عشق و علاقه در خانواده کم است.@ ولی در مورد مسائل معنویشان به ندرت میفهمند که مشکل دارند یکی از بدیهای ثروت و لذات مادی همین است که انسان چنان را سرپا نگه میدارد که انسان خلأهای معنوی و محرومیتهای روحیش را متوجه نمیشود.@ مثل جنینی که در رحم مادر دارد کار میکند بدنسازی میکند اما متناسب با شرائط زیستی دنیا نیست دردش هم نمیاید در رحم مادر چه موقع دردش میاید؟ زمانی که متولد بشود اینجا بفهمد که به جای دست و پا دُم آورده شاخ آورده سر اضافه آورده است اینجا دردسرها شروع میشود.@ حالت انسان اینطوری است یعنی مستی ثروت چند نوع مستی داریم ما در روایات یکی مستی جوانی هست یکی مستی علم هست یکی مستی ثروت هست که اینها بسیار خطرناک هستند یعنی انسان را از فهم هدف خلقت وظیفه اصلی که در دنیا دارند و اینکه اصلاً برای چی خلق شدند باید نسبت به شرائط زیستی آخرت چکار بکنند غافل میکند.@ چون مست است مست چیزی حالیش نمیشود غافل میکند به محض اینکه وفاتشان برسد میروند آنطرف تازه هوشیار میشوند و دیگر دیر شده قرآن در شرح حال اینطور افراد میفرماید که اینها وقتی که میروند(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ).@ خدایا من را برگردان تا اینکه من کارهایی را که انجام ندادم را انجام بدهم کارهایی که در آنها کوتاهی کردم را انجام بدهم جواب چیست؟ در خود آیه دارد(كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها) حرف بیخودی داری میزنی ما به تو مدت زیادی عمر دادیم فرصت دادیم تا خودت را بسازی.@ (أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ) قرآن میگوید آیا ما به شما عمر ندادیم؟ به شما عمر ندادیم که اگر کسی میخواهد خودش را بسازد متذکر بشود بشود عمر به شما دادیم بدی این مستیها این است که چنان آدم را غافل میکند که آدم از اینکه رشد انسانی ندارد ناراحت نیست.@ از اینکه باطن انسانی ندارد و نتوانسته متناسب با شرائط زیستی بهشت خودش را تربیت بکند دلنگران نیست غصه ندارد چرا؟ چون آنقدر مشغلههای دنیایی دارد که مثلاً من باید اتومبیلم را عوض بکنم لیسانسم را بگیرم.@ همین درس یک شهوت میشود خودش وقتی که درست در مجرای طبیعی قرار نمیگیرد یک دختر را از نوجوانی میکشاند ذهنش را کاملاً مشغول میکند به اینکه تو باید کنکور قبول بشوی تو باید بخوانی صبح تا شب مدرسه و مدرسه غیرانتفاعی و درس و اینها نمیگویم اینها بد است اینها خیلی هم خوب است.@ ولی باید دقت بکنیم درس وسیلهای هست برای انسان زندگی کردن برای شبیه خدا شدن هدف نیست علم یک ابزار است علم روز، بعد لیسانس بگیرم نمیرسم باید برای فوق لیسانس خودم را آماده بکنم بعد دوره دکترا دارم بعد شغل دارم بعد ازدواج است بعد گرفتاریهای منزل است میبنی که اصلاً فرصت نمیکند به خودش و به روحش برسد.@ که خیلیها این مستی علم مستی هست که خیلی آدم خوبها گرفتارش هستند و دچارش هستند شهوت علم و مستی علم یعنی او را مستقل و یک ارزش مستقل جدای از خودسازی برای ابدیت جدای از آماده شدن برای حیات ابدی و آخرت میبینم.@ مستی قدرت مقام مستی ثروت مستی جوانی که حالا ما جوانیم وقت داریم فرصت داریم حالا آن قانون را خدمتتان توضیح بدهم از فرمایش امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه میفرماید که(لا یَترُکُ النّاسُ شَیئاً مِن اَمرِ دینِهِم لاِستِصلاحِ دُنیاهُم اِلاّ فَتَحَ الله عَلَیهِم ما هُوَ اَزَرُ مِنه).@ (لا یَترُکُ النّاسُ شَیئاً) مردم چیزی از کارهای دینشان را تعطیل نکردند و ترک نکردند به خاطر اینکه به آبادی دنیایشان برسند مگر اینکه خداوند یک دری به رویشان باز کرد که ضرر بیشتری دیدند.@ یک مثال بزنم شما یک خانم خانهدار را در نظر بگیرید دارد ظرف میشوید دارد سبزی پاک میکند مثال خیلی ساده میزنم تا برویم مسائل بالاتر، دارد تلویزیون نگاه میکند اذان میگویند در اذان به قدری اذان مهم است که بزرگان دین فرمودند هنگام اذان حتی قرآن هم نخوانید و ذکر هم نگویید.@ فقط به کلمات اذان با دقت گوش بکنید و همان کلمات را با اذانگو بگویید در کلمات اذان شش مرتبه حیّ هست یعنی بدو بشتاب بیا یعنی خدا دارد ما را صدا میکند بعد میبینیم که طرف اصلاً توجه ندارد که خدا صدایش میکند نماز رفت چهار بعدازظهر پنج بعدازظهر نیم ساعت مانده به قضا شدن.@ تازه آنجا نمیدانم چطوری رویش میشود مثلاً ساعت 7:30 بعدازظهر مثلاً اذان مغرب است ساعت 7 میایستد نیت میکند نماز ظهر بعد هم نماز عصر هر دو هم دروغ است سبک شمردن نماز گناه کمی نیست در روایت داریم کسی که نمازش را سبک بشمارد.@ رسول خدا که رسول رحمت است فرمود من روز قیامت شفاعتش نمیکنم فرمود من صاحبان گناهان کبیره را شفاعت میکنم اما کسی که نمازش را سبک بشمارد شفاعت نمیکنم یعنی این از هر کبیرهای بزرگتر هست چون بیادبی هست خدا صدا میکند نمیرویم.@ یک موقع یک کسی میرود نعوذ بالله یک گناه کبیره انجام میدهد خودش هم میفهمد گناه کرده ناراحت هم هست در درون خودش اما این خدا صدایمان میکند با بیادبی جواب نمیدهیم و احساس ناراحتی هم نمیکنیم از این که شش بار خدا میگوید نماز بیا و ما هیچ میل و علاقهای به گوش دادن به حرف خدا و رفتن پیش خدا و سخن گفتن با خدا در ما نیست.@ همین علامت مرگ قلب است که من هیچ رغبتی ندارم خدا را پاسخ بدهم حالا نماز را عقب میاندازد میرویم در این قاعده، قاعده را در نظر بگیرید هر وقت کار خودت را کار آخرتت را کار ابدیتت را عقب بیاندازی به کار دنیایت خداوند همان کار دنیایی را یا یک کار دیگر دنیایی را یا یک کار دیگر دنیاییت را خراب میکند.@ مثل خمس ندادن است فرمود هر کس خمس ندهد مبلغی که خمس بدهکار بوده ندهد به خدا زورش بیاید میفرماید ضرر اقتصادی بیشتری میکند زکات به او تعلق بگیرد ندهد ضرر اقتصادی میکند در زندگیها داریم این را میبینیم.@ لذا کسی که خود حقیقیش را آن کودک عزیز روانش را آن من الهیش را احترام نگذارد و حق او را به او ندهد به خاطر من حیوانیش میفرماید به این من حیوانی لطمه میخورد به اقتصاد به ماده لطمه میخورد.@ بنابراین دقت بکنید اضافه کار کردنی که نمیگذارد ما به مسائل عاطفی و معنویمان برسیم علاوه بر این که ضربهای به عواطف و احساسات و علاقهها و محبتها و مهرورزی و ضربه به خودسازی و معنویت هست اساساً از بُن اساساً کار غیر اقتصادی است خود این یعنی شخص فکر میکند دارد کار اقتصادی میکند.@ وقتی شما یک فروشنده اذان میگویند مشغول خرید و فروش هست ادامه میدهد اصلاً برایش مهم نیست این فکر میکند دارد کار اقتصادی میکند چون چند نفر مشتری را میتواند رد بکند میتواند از اینها پول بگیرد ولی خداوند مثل دو دوتا چهار تا که قانونی است که خدا گذاشته.@ مثل اینکه آب در 100 درجه به جوش میاید مثل اینکه در مثلث قائم الزاویه A2=B2+C2 مثل همین قوانین فیزیک شیمی قوانین مختلفی که قرار دادند این هم قانون لا یتغیر است که حتماً ضرر اقتصادی میکند یعنی چند برابر پولی که موقع اذان به دست میاورد بعداً از دست میدهد ضرر میکند.@ مشغول هست دارد جنسش را میفروشد یک موتوری میاید یک خطی میاندازد روی ماشینش و میرود این هم متوجه نمیشود یک کسی میاید میزند یک آیینه از ماشینش را میکند بعد باید همین مقداری را که درآمد داشتی ببری بدهی پول همان آیینه ماشین یا شیشه میشکنند یا در خانه اتفاقی میافتد آتشسوزی میشود هزار تا اتفاق دیگر.@ گاهی وقتها این اتفاقها اتفاقهای اقتصادی هم ممکن است نباشد یک سرطان میاورد جلو یک تصادف میاورد جلو یک مریضی جلو میاورد که چند برابر پولی را که جذب کردی باید در بیمارستانها و دارو و درمانها هزینه بکنی دزدی به انسان میزند گرفتاریهای دیگر هزینههای دیگر باید بکنی.@ یا اعضای خانواده گرفتاری برای انسان ایجاد میکنند و دوندگیهای بیهوده مثلاً قرار است یک کارش در دادگاه یا مثلاً یک کار قانونی در وزارتخانه دو روز طول بکشد میبینی سه ماه طول کشید به من حقیقیت بگویی برو به خدا بگویی برو وقتت را ندارم حوصلهات را ندارم خدا هم میگوید پس تو هم برو من هم حوصله تو را ندارم.@ حالا برو ببینم کارت را چکار میکنی بدون من برو بگرد حالا تا ببینم مشکلت حل میشود یا نه یک ازدواج میخواهد بکند دو ماهه حل میشود میبینی سه سال طول میکشد برای اینکه بیادب است برای اینکه حق من فطریش را نمیدهد این اتفاقات هم میافتد.@ یکبار با یک آقایی که ما خیلی احترام زیادی برایش قائل بودیم گردن من هم حق داشت اذان شد نزدیک اذان بود من ادب کردم چون آدم نباید جلوی بزرگان چیزی بگوید که مذهبیتر از حرف آنها و اندیشه آنها باشد یعنی نباید جانماز آب بکشد یا مثلاً حرفهای بزرگ بزند.@ فرمودند که برویم من باید ایشان را جایی میرساندم گفت برویم زودتر برسیم من نگفتم که نزدیک اذان است ایشان هم متوجه نزدیک اذان بودن نبود ذهنش خیلی مشغول بود گفت برویم برسیم من هم دیگر ادب کردم ایشان را سوار کردم و بردم وسط راه اذان گفتند.@ گفت ای وای وقت اذان بود ما کاشکی صبر میکردیم نمازمان را میخواندیم رفتیم و ماشین پنچر شد کلی معطل شدیم ایشان فرمود دوبار تا حالا سر من این بلا آمده که من وقت اذان به دنیا پرداختم عجله کردم و اینجا معطل شدم.@ حالا آنجا باید در مسجد خنک مینشستیم ذکر میگفتیم تعقیبات قرآن میخواندیم نمازمان را میخواندیم حرکت میکردیم اما الان باید بیاییم در آفتاب معطل بشویم این یک مثال کوچک هست.@ هر وقت به من حقیقیت هر وقت به خدا که عین من حقیقیت هست یعنی با من حقیقیت یکی هست(لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ) قرآن میفرماید مثل کسانی نباشیم که خدا را فراموش کردند خدا هم آنها را دچار خودفراموشی کرد.@ یعنی انسان به محض اینکه خود خداییش را فراموش بکند یعنی خدا را فراموش کرده در واقع خود خداییش را فراموش کرده دچار خودفراموشی خود حقیقی و خود ابدی میشود لذا وقتی که فکر میکنی پول بیشتری بدست بیاوری خوشبختتر هستی و سهلانگاری میکنی.@ در قرائت قرآنت در دعایت در مسائل معنویت در یادگیری مسائل دینی که بعداً در بخش معنوی توضیح مفصل خواهم داد اینها را خدمتتان وقتی اینها را عقب میاندازی که پول بیشتری بدست بیاوری تا رفاه بیشتری به دست بیاوری میبینی که فرشتهها و نظام عالم با تو قهر میکنند ولت میکنند به حال خودت.@ بعد میبینی که هی میدوی ولی مشکل حل نمیشود هی گره پشت سر همدیگر لذا پرداختن بیش از حد به درآمد و کسب درآمد به اندازهای که به مسائل عاطفی و معنوی ما ضربه بزند و باعث بشود که ما از رسیدن خوب به روح خودمان تأمین نشاطمان تأمین آرامشمان تأمین عواطف و عشقمان در خانواده و محیط زندگی باز بمانیم.@ این نه تنها گرفتاریهای عاطفی و معنوی را در پی دارد بلکه اساساً اقتصادی هم نیست یعنی اضافه که تو میدوی پول را بدست میاوری روزیت نیست یک جای دیگر باید هزینه بکنی که میشد آنجا هزینه نشود.@ میگوید نه من خیلی دویدم اینها الان سرمایهام خیلی زیاد شده روزیم بوده دیگر نه یک طوری بعداً خرج میکنی که تلف میشود اگر در عمر خودت هم نباشد یک موقعی که از اینجا تشریف بردی به برزخ میبینی که به وراث رسیده میرسد به آنها آنها هم درست خرجش نمیکنند.@ چه بسا نعوذ بالله خدای نکرده در معصیت هم خرجش بکنند آنوقت آنها معصیت میکنند گناهش هم مال جنابعالی هست شما باید جواب بدهی. لذا پیامبر یک توصیه دیگر هم دارد میفرماید(لَن تَموتَ نَفسٌ حَتّی تَستَکمِلَ رِزقَها فَالتّقوا الله وَ اَجمِلُوا فِی الطَلَب).@ هیچ کس نمیمیرد تا اینکه آن روزی خودش را کامل جذب بکند بنابراین از خدا بترسید حیا بکنید از خدا بترسید و در طلب روزی میانهرو باشید افراط نکنید زیادهروی نکنید یعنی چی بترسید؟ یعنی به دلتان هم برسید به روحتان هم برسید وقت بگذارید برای مسائل دیگر.@ برای عواطف برای بچهها بچهها نیاز دارند خانواده نیاز دارد پدر مادر هستند کسان دیگر هستند که وظیفهای داری در قبالشان بنابراین اگر که ما برویم به سراغ پول و ماده بدون تقوا بدون معنویت این روزبهروز طبیعت ما را چاق و چلهتر میکند بُعد حیوانی ما را قویتر میکند و بُعد عاطی و بُعد معنویمان را ضعیفتر میکند.@ وقتی مستقل به آن نگاه میکنیم ضربه خیلی زیادی به انسان خواهد زد هم به دنیا و هم به آخرت انسان لطمه میزند خیلی باید با احتیاط با آن روبرو بشویم. قرآن میفرماید که اگر کسی بدون تقوا بخواهد نعمتهای مادی را مسائل مادی را زیاد بکند سر از طغیان در میاورد.@ (إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى) آیات زیادی داریم در این زمینه(يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ) گاهی وقتها آدم فکر میکند با این مال جاودانه است میماند اصلاً یادش میرود وفات را ابدیت را زندگی در نظام جدید را در عالم جدید را عالمی میلیاردها برابر زیباتر و باشکوهتر و بزرگتر و کاملتر و بهتر فراموش میکند.@ (إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى) تا یک مقدار مستغنی میشود در جنبههای مختلف حالا فقط مادی هم نه سر از طغیان در میاورد اگر تقوا نداشته باشد انسان با تقواست انسانی که عاشق خود حقیقیش است عاشق من ابدیش هست این هست که اگر علمش زیاد بشود خطرناک نیست مستی علم برایش نمیاورد.@ اگر جوان باشد خطرناک نیست برایش مستی جوانی نمیتواند آسیبی به او برساند اگر پولدار بشود برایش آسیبی ندارد طغیان نمیکند کاملاً مسلط و سوار بر ثروت هست اما اگر خدای نکرده یک کسی با خود حقیقیش قهر باشد فقط خود طبیعی و خود حیوانی بر او مسلط باشد.@ ارزشهای زندگیش از تولد تا مرگ باشد این جوانیش به ضررش هست پر از غرور و نخوت و غفلت همهاش به ضررش تمام میشود درس میخواند دانشگاه یا هر جای دیگر به ضررش است پولدار میشود به ضررش است ازدواج میکند به ضررش است.@ یعنی هر چه بیشتر نعمت جذب میکند خرابکاریش هم بیشتر میشود ولی یک کسی که قبل از اینکه عاشق من دنیاییش و من حیوانیش هست عاشق من حقیقیش باشد عاشق من ابدیش باشد عاشق معشوق شایستهاش اله حقیقی خودش باشد.@ او هر چقدر دنیا به سراغش میاید عُرضه دارد که از دنیا برای عشقش برای آرامشش برای شادی خودش و دیگران هزینه میکند و هرگز هم آسیب نمیبیند.@ روایتی دیگری داریم از فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) درباره این اثر مخرب مال وقتی تحت حاکمیت معنویت و تقوا نباشد میفرماید(اَلمالُ مادَۀُ الشَهَوات) مال ماده شهوات است سوخت شهوت است یعنی هر چه مال بیشتر بشود علاقه و میل و آرزو و هوس بیشتر است حریص بودن بیشتر است احساس نداشتن و گدایی بیشتر است.@ ولی وقتی مال بیشتر میشود و تقوا نیست عقلانیت نیست عشق به خود حقیقی نیست هر چه میرود بالاتر شما هی هوس چیزهایی را میکنید که ندارید همان بحثهایی را که قبلاً هم کردم یکسره هی هوس چیزهایی را که نداریم و احساس فقر درونی و تشنگی درونی که من باید خودم را به خیلی از چیزها برسانم.@ شروع میشود مسابقه در دنیا با دیگران و اینکه در روابط زناشویی شکست خوردن عشق و علاقهای بینشان نیست بچههایش از او متنفرند علاقهای به هم ندارند در ازدواج بچهها شکست خوردند در مسائل معنوی به هیچ وجه نتوانسته بعد از سی سال چهل سال پنج دقیقه خدا را در آغوش بگیرد و یک همآغوشی زیبا با خدا داشته باشد این فقرها اذیتش نمیکند.@ ولی به محض اینکه به وفات با وفات منتقل شد وفات همان انتقال است وفات حاصل شد برایش تولد حاصل شد برایش به نظام جدید این فقر فوقالعاده آزاردهنده است و هیچ وقت هم این آزار تمام نمیشود.@ و انسان میفهمد که با یک نظام ابدی روبروست که باید تمام تجهیزاتش را از دنیا میاورد و این تمامش را صرف چیزهایی کرده که به دردش نمیخورده چیزهایی که جا گذاشته هیچ کدام را با خودش نیاورده.@ باز یک فرمایش دیگری داریم از فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) در همین باره میفرماید که(اَلمالُ تُقوِی الآمال) مال آرزوها را قوی میکند تقویت میکند همان عبارت دیگری از فرمایش قبلی است که(اَلمالُ مادَّۀُ الشَهَوات) مال ماده شهوات.@ یعنی آدم تا مال نداشته باشد هوس نمیکند تا مال به دستش میاید هی هوس میکند خرج بیشتر بکند هی برود بخرد قبلاً قانع بود به یک لباس کم به یک لباس معقول به یک لباس معمولی و خوب ولی الان میخواهد برود لباس شهرت تهیه بکند الان میخواهد برود روی دست دیگران بلند بشود.@ هیچ توجیهی ندارد کسی بگوید وضع مالیم خوب است رفتم یک بلوز گرفتم 70 هزار تومان این هیچ توجیهی ندارد کت و شلوار یک میلیون تومان این هیچ توجیهی ندارد اصلاً یعنی شما هر طوری فکر بکنی که جنسش خوب است چنین و چنان است این توجیهی ندارد 100% اسراف است.@ کم نیست الان این وضعیت در جامعه ما که افراد هزینههای بسیار سنگینی میپردازند برای این پزها و دروغ هم میگویند که تحت تأثیر این پُزها نیستند برایت مهم است که رفتی این را خریدی این را خریدی که نشان بدهی این را پوشیدی که به بقیه بگویی من اینقدر دارم به من نگاه بکنید.@ که دیگران با دیدن این فکر کنند تو خیلی آدم بزرگی هستی آدم مهمی هستی آدم حسابی هستی شرافت و حسابی بودن و مهم بودن به همین چیزها دانستی که رفتی یک خرجهای اینطوری کردی اگر میخواستی چشم و همچشمی نکنی و به دیگران نشان ندهی چه دلیلی داشت بروی یک همچین هزینههایی بکنی.@ میتوانستی با پسانداز این یا با استفاده از این پول یک مقدار هوسهایت را کم بکنی یک مقدار سرعت کار زمان کارت را در مسائل مادی کم بکنی یک مقدار به عواطف برسی یک مقدار به معنویات برسی.@ کسی نمیتواند بگوید من نمیگیرم یک بار یک لباس گرانقیمت آوردند برای امام سجاد(ع) حضرت پوشید بعد هی به خودش نگاه میکرد یک ذره هم برایش یک حالتی بود بعد درش آورد لباس را گفتند چرا آقا؟@ فرمود(کَأَنّی لَستُ بِعَلیِ بنِ الحُسَین) من انگار با این لباس علی بن الحسین نیستم برای همین هم در حدیث داریم که خداوند تبارک و تعالی لباس شهرت را مبغوض میداند و مایه عذاب انسان است لباس شهرت و هر چیزی که انسان فکر بکند با او از دیگران برتر هست و ملاک حقیقی برتری هم نباشد بخواهد فخر بفروشد با دیگران.@ لذا همچین خوش به حال کسی نیست که وضع مالیش از حدی که بتواند یک رفاه نسبی برای خودش و خانوادهاش تهیه بکند بیشتر بشود چون ما نمیخواهیم وارد این بشویم چون بحثش فوقالعاده مفصل هست یعنی یک 40 جلسه فقط باید راجع به بحث مال صحبت بکنیم اگر بخواهیم بحث بکنیم.@ که اگر کسی مال اضافه به دست بیاورد انباردار است برای بقیه برای ورثه مثل همین آقایی که عرض کردم 100 میلیارد جا گذاشته بود والله قسم بعد از وفات به یک ریالش احتیاج دارد خدمت یکی از بزرگان رسیدم ایشان فرمودند که فلانی را خواب دیدم.@ که میگفت اگر شما میدانستید فقر اینطرف چقدر آزاردهنده است چقدر اذیت میکند ما را استخوانی را که جلوی سگ میانداختید به نیت ما میانداختید که یک چیزی به ما برسد این فرمایش قرآن است فرمایش معصوم هست صراط قیامت 50 هزار سال توشه میخواهد نور میخواهد ثواب میخواهد.@ پس کی میخواهیم وقت بگذاریم برای این کارها بعضیها عُرضه دارند ثروت خوبی دارند متمول هستند تلاش اقتصادی دارند کار تجاری میکنند کار بازرگانی میکنند ولی عُرضه دارند از ثروت و تجارتشان برای آبادانی نظام ابدی خودشان و خانوادشان خوب استفاده میکنند.@ فقط این آدمها هستند که از پول آسیب نمیبینند(فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الَْمحْرُومِ) که از پولشان درست استفاده میکنند ثروت دارند برای همین هم فرمود ثروت یار خوبی است برای آخرت انسان و برای تقوای انسان در حدیث داریم.@ هم یار خوبی است برای دین و هم یار خوبی است برای تقوا و هم کمک خوبی است برای ما هم دنیای خوبی داشته باشیم و هم آخرت خوبی داشته باشیم با توجه به توضیحاتی که خدمتتان عرض کردم به این نتیجه میرسیم که انسان بهتر است به روزی خودش قانع باشد و حرص نزند.@ فرمایشی هست از امام صادق(ع) میفرماید که(اِن کانَ رِزقُ مَقسوماً فَلِحِرصُ لِماذا) اگر رزق تضمین شده است از طرف خدا تقسیم میشود چرا ما اینقدر حرص بزنیم دلیلی ندارد بیشتر بدست بیاوری از یک طرف دیگر مصرف میشود.@ خواهش میکنم این فرمول بسیار بسیار مهم یادتان نرود که از نهجالبلاغه خدمتتان عرض کردیم که(ما تَرَکَ النّاس شَیئاً مِن اَمرِ دینِهِم لِاِستِصلاحِ دُنیاهُم) هیچ وقت مردم چیزی از دینشان را به خاطر آبادانی دنیایشان ترک نکردند مگر اینکه باغی را خداوند به روی آنها باز میکند که ضررش بیشتر هست.@ هر وقت قرار است بین دنیا و آخرت یکی را انتخاب بکنیم بین معنویت و مادیت این یادتان باشد به خود حقیقیمان به کودک عزیز روانمان به ابدیتمان به خدا بگوییم بله خدا فرمود من هر وقت ببینم یک نفر ترجیح میدهد با من باشد و به یاد من است کارهای دنیاییش را خودم به عهده میگیرم این تضمین خداوند هست.@ انشاء الله جلسه بعد درباره مطالب دیگری که به این مسئله مربوط هست که ممکن است خدای نکرده از این بحث من سوء استفاده بشود راجع به این توضیحاتی را باید خدمتتان تقدیم بکنم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 019 - مهارتهای زندگی ۲
متن کامل (خام) جلسه 019 - مهارتهای زندگی ۲