جلسه 016 - مهارت‌های زندگی ۲
شماره جلسه
16
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 016 - مهارت‌های زندگی ۲

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحثمان در اقتصاد خانواده به آثار قناعت رسید گفتیم که قناعت هم آثار دنیایی دارد و هم آثار اخروی از آثار دنیایی اولین اثر توانگری بود غنا بود که انسان با قناعت به غنا میرسد و بینیاز میشود.@ احادیثی را در این زمینه از معصومین(ع) خدمتتان تقدیم کردیم یک روایتی بود که وصیت و توصیه حضرت امیر(ع) به سیدالشهدا(ع) بود که فرموده بود هیچ مالی را فقرزداتر از بسنده کردن به قوت ندیدم یا نیست بعد میفرماید که هر کس به کفاف زندگی بسنده کند به زودی به آسایش دست میابد.@ یعنی آرامش و آسایش که حالا بحث دیگری دارد از آثار دیگر قناعت هست در همان سایه قناعت بدست میاید بعد میفرماید که جدای از این هم یک زندگی توأم با رفاه را میتواند برای خودش با قناعت بدست بیاورد.@ اما آثار دیگر دنیایی قناعت را من خدمتتان عرض بکنم دومین اثر عزت و عفت هست یعنی شخصیت انسان در سایه قناعت حفظ میشود حرص انسان را به بیشخصیتی ذلت میکشاند.@ ما زیاد میبینیم کسانی را که به خاطر اینکه روح گدایی دارند روح حریصی دارند قانع به آنچه که خداوند نصیبشان کرده نیستند و مجبورند به خاطر اینکه این روح حریص خودشان را آرام بکنند به ذلت و التماس و خواری تن بدهند.@ در زندانهای ما الان پر از کسانی هستند من نمیگویم همهشان اما ما بعد از اعتیاد بیشترین زندانیانمان از مسائل اقتصادی است چک و چککشی و مسائل اینطوری است به جرأت میشود گفت که بیشتر این چک و چککشیها به حرص برمیگردد این که خیلیها هوس کردند یک شبه ثروتمند بشوند.@ خواستند بروند در مختصات جایگاه زندگی دیگران زندگی بکنند تحقیرهایی که در اثر رفاقت با آدمهای مسرف احساس میکردند را از بین ببرند گاهی وقتها همسر انسان ممکن است این ظلم و جنایت را در حق انسان بکند که دائماً مرد را تحقیر بکند و مرد برای رفع این تحقیر و این که بگوید من آدم لایقی هستم دست به کارهای بد اقتصادی بزند.@ گاهی وقتها شرائط گذاشتن برای ازدواجها الان این که معضل بزرگی است شرائط سخت گذاشتن برای ازدواج و اینکه یک پسر یا تحت فشار خانواده دختر باید خودش را به یک حدی برساند که خیلی خیلی با کمتر از آن هم میشود ازدواج کرد و یا تحت تأثیر حریص بودن خودش که من باید حتماً این شرائط را داشته باشم تن به ازدواج میدهم.@ اینها معضل درست کرده سن ازدواج ما در مورد آقایان الان رسیده به 29 سال و 7 ماه متوسط و در مورد دختر خانمها رسیده به 27 سال و نُه ماه ببینید چقدر فاصله است از بلوغ و نیاز جنسی نیاز عاطفی و نیازهای دیگر تا وضعیت ازدواج.@ این سختگیریهای این چنینی حریص بودن به خاطر این حریص بودن خیلیها عفت خودشان را از دست دادن شخصیت خودشان را از دست دادن به این که میخواهند مثل بقیه باشند با بقیه مسابقه گذاشتند و چشم و همچشمی و عزت خودشان را پایمال کردند.@ تن به انواع رذالتها ذلتها دین فروشیها خودفروشیها آخرتفروشیها دادند چرا؟ چون به آنچه که دارد قانع نیست مجبور است دائماً خودش را بچسباند به یک عده و قیمت این چسباندن به یک عده لِه شدن و تحقیر شدن و خوار شدن هست.@

یک عده هستند واقعاً به آنچه که دارند قانع هستند آرام هستند هیچ وقت منت کسی را نمیکشند هیچ وقت التماس نمیکنند هیچ وقت حاضر نیستند به خاطر وضع خوب عدهای به آنها تواضع بکنند بخندند در مقابل بدیهایشان انحرافاتشان جنایتهایشان ظلمهایشان سکوت بکنند.@ وقتی من حریصم مجبورم خودم را به کسانی که از من قویتر هستند بچسبانم فردا هر انحرافی بروم دیگر زبانم باز نیست نمیتوانم بگویم این کار اشتباه است این کار غلط است این کار نامشروع است این کار ظلم است این کار خدا راضی نیست.@ ببینید یک حرص یک طمع انسان را به تأیید انواع ظلمها جنایتها و کارهای غلط میکشاند آزادگی انسان را شرافت انسان را از انسان میگیرد همین که قانع نباشی عروس قانع نیست شوهر را تحت فشار قرار میدهد هم شوهر را ذلیل میکند هم خودش را.@ پسر قانع نیست باید کارهای غلط خانواده خودش را یا خانواده همسرش را تأیید بکند چون به خاطر این حرص و خودکمبینی و قانع نبودن مجبور است آنها را تأیید بکند مجبور است جلوی خیلی از حرفها و کارهای غلط دیگران خانواده همسر سر تعظیم و تسلیم فرود بیاورد.@ چقدر خوب است زن و شوهر با هم هماهنگ باشند با هم شخصیت داشته باشند با هم عزت و عفت خودشان و بچههایشان را بخواهند حفظ بکنند خیلیها به خاطر همین حریص بودن بچههای خودشان را هم ذلیل و خوار و بیشخصیت و ضعیف بار میاورند.@ تو از حقت دفاع نکن در مقابل فلانی که قلدری میکند جواب نده اگر بیادبی کرد سکوت کن اگر کتکت زد هیچی نگو چون ما نانخور اینها هستیم اگر تو بخواهی شخصیتت را حفظ بکنی حاضرجوابی نکن در مقابل حرفهای بیمنطق سکوت کن حرفهای بیمنطق را تأیید کن چون اگر به آقا بر بخورد دیگر ما به خواستههایمان نمیرسیم.@ ولی اگر خداوند تبارک و تعالی ببینید خداوند برای اینکه یک نفر یک زندگی آبرومند داشته باشد همیشه راه گذاشته به شرط اینکه قناعت باشد این را من به عنوان یک نظریه نمیگویم من از سال 57 ـ 58 ارتباط تنگاتنگی با سازمانها و مؤسسات خیریه داشتم و دارم.@ یعنی اگر یک کسی بگوید باید راجع به این حرف یک تحقیقات میدانی بشود یک پروژه تحقیقاتی وسیعی باشد که ببینیم آیا واقعاً این که میگویید هست یا نه بیش از آنچه که یک تحقیقات یا ده تحقیقات نیاز باشد بنده مستقیم اینها را دیدم.@ که اگر افراد قناعت بکنند بخواهند واقعاً شخصیت و عزت خودشان را انسانیت و شرافت خودشان را حفظ بکنند نیازمند به جایی نمیشوند به کسی نمیشوند مجبور نیستند خیلی از اشتباهات و گناهان را تأیید بکنند خیلی از ظلمها را تأیید بکنند.@ انسان همین که به خاطر حرصش مجبور شد یک نفری که از او میخواهد چیزی بگیرد تأیید بکند و او کارهایش غلط باشد حضرت میفرماید در جنایتها و ظلمها و فسادهای او شریک است.@ کسی که نمیتواند به حرص خودش غلبه کند ذلیل است دنبال حق دیگر نمیتواند برود دنبال خدا دیگر نمیتواند برود حرف دین و حرف خدا و حرف حق را نمیتواند بزند چون وابسته است انتقاد بر حق دیگر نمیتواند بکند انتقاد به حق نمیتواند بکند.@ اما اگر روح قناعت را به خودش حاکم کرد آزادگی دارد این آزادگی خیلی به انسان آرامش میدهد خیلی به انسان شجاعت میدهد وامدار کسی نبودن خیلی چیز خوبی است این که در روایت تأکید کردند که شما تا میتوانید به سمت قرض نروید.@ البته گفتند آنجایی که ضروری است قرض بگیرید قرض را جزء روزیها دانستند هیچ اشکالی ندارد که انسان واقعاً اگر یک نیاز ضروری دارد از یک جای مطمئن و معتبر بدون منت از یک آدم کریم بدون منت از یک دوست صمیمی و دلسوز بدون منت پولی قرض بگیرد این خوب است.@ ولی جایی که واقعاً ضرورت اقتضا بکند اما شما ببینید که واقعاً چقدر از قرض گرفتنها التماس کردنها و به پشتوانه این حس چک کشیدنهایی که خیلی وقتها هم موفق نمیشوند این چکها را پر بکنند و به موقع خودش بدهیشان را بدهند محصول این حرص ذلت درونی هست.@ یک نیاز واقعی او را پشتیبانی نمیکند یک نیاز کاذب هست تا فلان چیز را دوست دارم میخواهم دیدم خوشم آمده باید بخریم تا نخریم هم آرام نمیشوم حالا چون پول نداریم برویم قرض بگیریم قرض برای نیازهای ضروری خوب است وام گرفتن برای نیازهای معقول و ضروری خوب است.@ یک کسی میخواهد ازدواج بکند یک حداقلی دارد برای ازدواج نه اشرافی و مسرفانه یک ازدواج معمولی قرض بگیرد این خوب است برای تهیه مسکن انسان قرض بگیرد این خوب است اما شما ببینید این مصادیق محدود کجا و آن مصادیقی که همه عادت کردند برایش وام بگیرند و قرض بگیرند و التماس بکنند و خودشان را خوار بکنند کجا.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که (مَن قَنِعَت نَفسُهُ اَعانَتهُ عَلَی النَزاحَتِ وَ العَفاف) هر کس که نفسش قانع باشد این قنوع نفس این قانع بودن نفس به او کمک میکند به پاکی و عفت عفت یعنی چی؟ یعنی اینکه انسان به آلودگی به چیزی که شایسته نیست آلوده نشود خودداری کند از اینکه به آنچه که در شأنش نیست آلوده بشود.@ خیلی بد است که انسان شخصیت خودش را خانوادهاش را فرزندانش را ذلیل بکند به خاطر این حرصهای درونی حالا میرسیم در بحث تربیت خانواده در بحث اقتصادی ما هنوز وظائف زن و وظائف بچهها را نگفتیم فعلاً داریم عمومی بحث میکنیم.@ چون قرار است ما در بحث اقتصاد عواطف و بحث معنوی وظائف همه اعضاء خانواده را بگوییم که آنجا بچهها را طوری بار بیاوریم که خانواده را طوری تربیت بکنیم طوری با هم سلوک بکنیم که هُلمان ندهند به سمت خواری و ذلت.@ خدا رحمت کند مرحوم شیخ مرتضی انصاری(ره) را همسرش یک روز به ایشان میگوید که دخترمان رفته مدرسه امروز ناراحت است قور قور میکند چند روزی است میگوید که بچههای دیگر نان و پنیر با مثلاً چه و چه میاورند این میگوید من با نان و پنیر خوب نیست آنها مثلاً چنین و چنان میاورند ما غذایمان باید شیخ فرمود از امروز پنیرش را هم قطع بکنید تا قانع بشود.@ ما میافتیم در چشم و همچشمی که آنها چه دارند بعد هم میگوییم که بچه ما عقدهای میشود به هوای اینکه این بچه عقدهای نشود این بچه را همیشه عقدهای بار میاورند. چون حریص میشود وقتی هر چه دید خواست برایش گرفتی دیگر حد یقف ندارد.@ اگر برسد به حد بچهها میخواهد از بچهها جلو بزند در لباس در اسباببازی در غذا در چیزهای دیگر بچه را خوار و ذلیل نکنیم اما بچه را هم حریص بار نیاوریم در فرمایش دیگری میفرماید که(مَن قَنِعَت نَفسُه عَزَ مُعسِراً) میفرماید که هر کس نفسش قانع باشد در عین تنگدستی عزیز است.@ قرآن وقتی میخواهد بگوید که شما پولتان را به چه کسانی بدهید انفاق به چه کسانی بکنید میگوید به کسانی کمک بکنید که صورتشان را با سیلی سرخ نگه میدارند اهل عفت هستند نیازشان را به کسی نمیگویند اینها را شناسایی بکنید کسانی که از مردم دنبال خواهش و خواسته نیستند به راحتی به اینها کمک بکنید.@ الان ما در آمار داریم بیش از 90% کسانی که گدایی میکنند بینیاز هستند ولی گدایی میکنند یادم هست در محلمان من هر وقت میرفتم یک پیرزنی بود هی میگفت که یک پولی به من کمک بکنید امروز من لنگم برای غذا برای چی گهگاهی ما یک کمکی میکردیم مردم محل هم کمک میکردند.@ چند سال روالش همین بود بعد از این که مُرد اتفاقاً آن روزی که مُرد من آنجا بودم دیدم که مأمورها آمدند از خانهاش چند صندوق اسکناس آوردند بیرون یعنی نخورد و مُرد حریص بودن اینطوری است آدم را گدا بار میاورد یک شغل میشود این که دائماً با وجود دارایی هی از دیگران درخواست بکنی دائماً ذلیل باشی.@ در یک داستانی جایی میدیدم که یک دخترخانم جوانی جایی گدایی میکرد یکی از این بازرگانان این دخترخانم را دید خوشش آمد از این دخترخانم رفت دنبالش و از او خواستگاری کرد دختر گفت که باید بیایی از پدرم اجازه بگیری آن بازرگان رفت و وارد خانه دختر که شد.@ دید عجب خانه مجللی دارند اینها خیلی هاج و واج مانده بود به پدر دختر گفت که شما پس چرا گدایی میکنید این همه دارید گفت فضولی نکن خواستهات را بگو چکار داری؟ گفت هیچی من میخواهم با دخترتان ازدواج بکنم گفت شرط دارد گفت شرطش چیست؟@ گفت بازرگانی را کنار بگذاری با ترفندهایی که من میگویم گدایی بکنی یک فکری کرد گفت من آبرو دارم در این شهر گفت همینی که هست خلاصه آقا نتوانست به حرص خودش و هوس خودش غلبه کند گفت باشد ما میگذاریم کنار بعد چند نوع ترفند به او یاد دادند که چطوری گدایی بکند و پول زیادی به دست بیاورد در طول روز.@ این یک مدت گدایی کرد دید خیلی درآمد دارد بعد از سه ماه که شرط گذاشته بودند رفت خواستگاری و گفت که من بیا به این شرطی که گفته بودین عمل کردم دخترتان را به من بدهید گفتند نه یک شرط دیگر دارد.@ گفت چه شرطی؟ گفتند دیگر از این به بعد گدایی نکنی و به همان کار تجارت و بازرگانی بپردازی گفت نه آقا دخترتان را نخواستم این راه خوبی است گفتند آهان یاد گرفتی پس دیگر فهمیدی که این بهتر است گفتند بله گفت حالا بیا دخترمان به تو میدهیم حالا اینطوری است.@ بعضیها واقعاً همینطوری هستند این روح را با خودشان میاورند یعنی اگر دارا هم بشوند ثروتشان هم زیاد بشود وضع مالیشان هم خوب بشود حقوقشان هم بالا برود این روح هست این روح را نمیشود با هزینه کردن و کثرت مال آرامش کرد عرض من این هست که ما باید بدانیم که اگر نتوانیم روح قناعت را بر خودمان حاکم بکنیم باید تن به خیلی از خواریها و ذلتها بدهیم.@ روایتی هست از امام رضا(ع) در همین رابطه چون مفصل هست من ترجمهاش را میخوانم از حضرت سؤال کردند که قناعت چیست؟ آثار قناعت را حضرت بیان کردند.@ فرمود قناعت باعث خویشتنداری و ارجمندی و آسوده شدن از زحمت و فزونخواهی و بندگی در برابر دنیاپرستان است من زیاد داشتم مشاوره آمدند پسر میگوید که پدرم خیلی منت سرم میگذارد اول از این انسان همیشه زیر منت پدر مادر هست این سر جای خودش انسان باید در مقابل پدر مادر متواضع باشد.@ قرآن میفرماید(وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ) بال از روی رحمت بال ذلت را در مقابل پدر مادرت بگستران این حرفی در این نیست که انسان باید در مقابل پدر مادر ذلیل باشد متواضع باشد سر جای خودش هست.@ ولی گاهی وقتها پدر آن شخصیتی را دارد که هفته قبل گفتم بخیل است اذیتکن است منتگذار است فردا در زندگیت میخواهد هزار و یک جور میخواهد دخالت بکند در کار همسرت میخواهد دخالت بکند در مسافرت رفتنت میخواهد دخالت بکند در لباس پوشیدنتان میخواهد دخالت بکند در غذا خوردنتان در همه چیز خودش را خوار میکند.@ میگوید میخواهم ازدواج بکنم اما پدرم سرمایه نمیدهد میگوییم آقا با حداقل شما میتوانید ازدواج بکنید با همین درآمد خودت هم میشود ازدواج کرد ولی توقع و تمنا و دندان طمع را نکشیدن از مال پدر باعث میشود که به یک ذلت بزرگ تن بدهد و همیشه یک عامل دخالت و خواری را در زندگی خودش قبول بکند.@ یا جهیزیهطلبی، جهیزیهطلبی که ذلت و خواری بیاورد این خوب نیست راه قناعت را جز دو کس نپیماید میگوید اگر کسی بخواهد برسد به این ثروت دو تا شخصیت با این خصوصیات هست یا عبادتپیشهای که خواهان مزد آخرت هست.@ یعنی خودش را فقط از تولد تا مرگ نمیببیند ابدیت را هم دیده خودش را از دنیا تا ابدیت میبیند عاشق خودش هست به بلندای ابدیت و عاشق ابدیت هست (وَ عَظُمَ فی ما عِندَکَ رَغبَتُه) در دعا داریم دعای روز چهارشنبه در جاهای دیگر هم هست این شبیه به همین.@ در تعریف انسانهای خوب کسی است که به آنچه که نزد خداست رغبت داشته باشد به پاداش خدا به خود خدا به ابدیت رغبت داشته باشد عاشق آخرت باشد کسی که ابدیت را میبیند توضیح میدهم حالا در آثار اخروی او میتواند از دنیا چشمپوشی بکند ذلیل نکند خودش را خوار نکند به حرص خودش غلبه بکند.@ میگوید دو کس میتوانند قانع باشند کسی که درست به خودش نگاه میکند خودش را کوچک و ریز نمیبیند میداند که اگر بخواهد حرصورزی بکند حتماً از آخرتش کم میشود (ما زادَ فِی الدُنیا نَقَصَ مِنَ الآخِرَۀ) هر چیزی که دنیا را اضافه بکند حتماً از آخرت کم میکند.@ این یک قاعده تخلفناپذیر و یک سنت لا یتغیر الهی است که شما وقتی که کیفیت دنیا را بالا میبری حتماً از کیفیت ابدیتت کم میشود از بهشتت کم میشود (حَلاوَتُ الدُنیا مَرارَۀُ الآخِرَۀ) فرمایش نبی اکرم(ص) هست شیرینی دنیا تلخی آخرت است.@ نه شیرینی معقول و طبیعی نه شیرینی که خود خدا قرار داده نه شیرینی به کفاف فزونخواهی حرص زدن برای اینکه ما میخواهیم لذتهای دنیایی را زیاد بکنیم میفرماید که مطمئن باش هیچ هزینهای نمیکنی برای دنیا مگر اینکه از آخرتت کم میشود.@

دارد از تو کم میشود لذا یک اهل آخرت یک انسانی که عاشق خودش هست به بلندای ابدیت کوچک خودش را دوست ندارد ریز نمیبیند خودش را خودش را همانطوری که خدا آفریده نگاه میکند و حواسش هست که نباید ابدیتش از دستش برود ابدیتی که هر لحظه به آنجا ممکن است منتقل بشود.@ به قول علی(ع) فرمود(اَقرَبُ الشَیء اَلاَجَل) نزدیکترین چیز به انسان اجل است هر لحظه ممکن است شما متولد بشوید به آنجا با وفاتتان اگر دست خالی آدم برود برایش کار نکرده باشد ورود به آنجا شروع گریه و زاری بدبختی و ذلت و عذاب است.@ بعد میفرماید که یا بزرگواری که از مردمان فرومایه دوری میکند یعنی یک آدمی که روح بزرگ دارد دوست ندارد ذلیل بشود شاید دیندار نباشد ولی ذلیل نمیخواهد باشد یک خصوصیاتی دارد که عزیز است منش دارد.@ شاید خیلی معنوی و مؤمن نباشد اما حاضر نیست خودش را خوار بکند حاضر نیست برای هر چیزی التماس بکند برای هر چیزی قرض بگیرد برای هر چیزی در خانه کسی برود به سراغ کسی برود.@ در فرمایش دیگری امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که(ثَمَرَۀُ القَناعَه اَلاِجمالُ فِی المُکتَسَب وَ العُزوفوا عَنِ الطَلَب) ثمره قناعت این هست که انسان در کسب و بدست آوردن روزی میانهروی میکند اصل ششم هست این اصل که نتیجه میگیریم از کل بحث قناعت اصل ششم را که انسان باید در پول درآوردن هم میانهرو باشد.@ که حالا اینکه اگر میانهرو نباشد چه میشود چه اتفاقی میافتد از خلل همین بحثها روشن میشود بعداً هم به ان تصریح خواهیم کرد ولی نباید بگویی که من دو شیفت کار میکنم سه شیفت کار میکنم حالا بیشتر میتوانم بمانم تجربه ثابت کرده استثناء هم ندارد ثابت هست.@ یعنی هم یک اصل مسلم است و هم در تجربه دیده شده دیدید و دیدیم که آنهایی که زیادهروی میکنند در درآوردن ثروت نه به وظائف عاطفیشان میرسند و نه به وظائف معنوی و انسانیشان میرسند دنیا و آخرتشان را خراب میکنند آنهایی که حرص میزنند پول بیشتری به دست بیاورند.@ یعنی یک جایی دیگر ترمز را نمیکشد که بگوید بس است من الان باید وقت بگذارم برای روابط عاطفی بین اعضای خانواده که حالا در بحث عاطفی توضیح خواهیم داد یا الان باید وقت بگذارم برای مسائل معنوی که این را هم باز توضیح خواهیم داد.@ (وَ العُزوفوا عَنِ الطَلَب) و خویشتنداری از دست دراز کردن به سوی مردم طلب، ثمره قناعت این هست که انسان یکسره گدا نیست طلب ندارد هی لازم نیست دستش را جلوی این و آن دراز بکند به خواهرش به برادرش به پدرش به مادرش اینها البته آدمهای خوبی هستند ممکن است کریم هم باشند.@ در نیازهای ضروری هم هیچ عیبی که ندارد خیلی خوب هم هست اما خیلی وقتها نیازها نیازهای ضروری و لازم نیست هوس است حتی گاهی وقتها هوسهای معنوی است هوس معنوی است هوس معنوی هم خوب نیست.@ مثلاً دیده برادرش حاجی شده همان چشم و همچشمی معنوی که گفتم سختش است که برادرش حاجی شده این حاجی نشده دیده جاریش رفته مکه عمره رفته تمتع رفته حاجیه خانم شده سوریه رفته فلان کار معنوی را کرده برایش سخت است.@ با چه سختی قرض میگیرند حج تمتع که انسان واجب است به او در صورت استطاعت یعنی اگر داری اگر به مخواب زندگیت در طول سال لطمهای وارد نمیشود قرض سنگین میگیرند که بروند مکه که به آنها حاج آقا و حاج خانم بگویند.@ شما ببینید از صورتهای معمولی شروع میشود تا صور مقدس نیازی نیست ما همچین چشم و همچشمی داشته باشیم یک همچین حرصی داشته باشیم اگر خدا نصیب کرد میرویم این هم اثر دیگری از قناعت.@ یکی دیگر از آثار قناعت راحتی و شیرینی زندگی است که این هم تأکید شده در فرمایشات معصومین که آدمی که قانع است آرامش روان دارد شادی دارد زندگیش شیرین هست.@ حضرت سلیمان(ع) فرمود من هر دو زندگی را امتحان کردم شما میدانید که حضرت سلیمان(ع) از نظر ثروت و امکانات مادی و دنیایی و تجملات زندگی داشته که کسی در آن زمان نداشته تا قیامت هم کسی همچین زندگی نخواهد داشت فرمود من هر دو زندگی را امتحان کردم اما شیرینی در سادگی است شیرینی را در سادگی پیدا کردم.@ این هم مراجعه میشود که من ضعف اعصاب دارم ناراحتی دارم افسردگی دارم پژمردگی دارم بعد نگاه میکنی میبینی که روابط اقتصادی را طوری برقرار کرده که دائما جلوی چشمش رقابت هست این هر چه میدود لیسانس میگیرد فوق لیسانس میگیرد دکترا میگیرد حقوق چند میلیون بعد دهها میلیون ولی آرامش نمیاید.@ چون روش غلط است روشش روشی است که اضطرابزا است روش غلط است تا این هم حل نشود آرامش نمیاید سراغ ما خیلی هم فرصت نداریم راجع به این مفصل صحبت بکنیم.@ اما واقعاً اگر کسی میخواهد فشار روانیش اضطرابهایش استرسهایش دلشورههایش کم بشود مهمترین کاری که باید بکند این هست که اعتماد بکند به خدا و انبیاء به معصومین اعتماد بکند و بپذیرد که رمز آرامش در چیست قبول بکند.@ بیاید روابط اقتصادیش را تنظیم بکند ما بیاییم برویم به سمت سادگی هر چه شما این کار را انجام بدهید یعنی این را شعار خودمان انجام بدهیم سادگی برای کسب آرامش و شادی هر چه این را شعار خودمان قرار بدهیم و به این سمت برویم میبینیم که لذت زندگی ما زیاد خواهد شد.@ لذت زندگی آرامش ما روابطمان قشنگتر خواهد شد برکت عاطفی برکت معنوی زیادی پیدا خواهیم کرد در زندگی اگر ما برویم به سمت سادگی و قناعت میبینیم که اعضای خانواده بیشتر از همدیگر لذت میبرند از خلقت از آفرینش از طبیعت بیشتر لذت میبرند با معنویت ماوراء طبیعت بیشتر انس میگیرند و ارتباط برقرار میکنند.@ (اَلقَناعَۀُ اَحنَعُ عَیش) شیرینترین زندگی قناعت هست یعنی شما وقتی که ساده میکنید میبینی شیرینی با آن هست تا میایی زوائد را حذف میکنی میبینی شیرینی با آن میاید اصلاً در ذات سادگی شیرینی هست جای دیگر نمیشود پیدایش بکنی.@ شما هر وقت میروی به سمت کثرت این بحث روانشناسی و بحث مفصلی دارد که روح انسان اینطوری هست هر وقت دچار کثرت میشود اضطراب میگیردش هر وقت به چند جا تعلق میگیرد مثل کسی میماند که یکی دستش را گرفته یکی پایش را گرفته از چند طرف دارند میکشندش.@ هر چقدر جاهایی که به آن تعلق دارید چیزهایی که به آن تعلق دارید کمتر میکنید در هر تصمیمی ارتباطی و انتخابی و هی شرائط را کم میکنی میبینی که آرامش و لذتت بیشتر میشود(اَلقَناعَۀُ اَحنَعُ عَیش) در فرمایش دیگری میفرماید که(مَن قَنَعَ لَم یَغتَمَ) کسی که قانع باشد اندوهگین نمیشود دیگر.@ ببینید چقدر حرص و جوش و غصهها و غمها مردم گرفتارش هستند سراسر دنیا حالا دقت کنید چند درصد گرفتاریها و غصهها و غمهای ما مال وابستگیهاست به کمالات جمادی و نباتی و حیوانی به حرص زدنهاست به قانع نبودن است چند درصدش.@ میفرماید اگر کسی قانع باشد دیگر غمگین نمیشود آخرین روایت هم من بخوانم این بحث را در این قسمت به پایان برسانیم انشاء الله بقیه بحث را میگذاریم برای جلسه بعد(اَلقُنوعُ راحَۀُ الاَبدان) قناعت مایه آسایش تن هست.@ شما همه جای دنیا آقایان پزشکان بهتر میدانند همه جای دنیا میبینید که شخص مراجعه میکند به مشاور به روانپزشک به روانشناس به جراح مغز و اعصاب میگوید آقا من ناراحتی دارم درد دارم عکس میگیرند آزمایش میگیرند نوار میگیرند از قلبش از مغزش میگویند آقا این سالم است ناراحتیت از کجاست؟ عصبی است.@ میگویند آقا اعصاب مُد هم شده میگوییم اعصاب چقدر از بیماریهای جسمی سردرد چشم درد زخم معده زخم اثنی عشر قلب درد ناراحتیهای معزی سکتهها سکتههای مغزی در تلویزیون یکی از عزیزان پزشکان آمده بود آمار میداد که چقدر سن سکته در کشورهای دنیا کلاً آمده پایی.@ یک زمانی مال 60 ـ 70 سالهها بوده الان به 30 ـ 35 سال رسیده به این آمار دقت بکنید بسیاری از بیماریها با قناعت شفا پیدا میکند اصلاً نمیاید سراغ ما بیماریهای جسمی، حرص میزنیم پول به دست بیاوریم ثروت را زیاد بکنیم خودمان را از گدایی در بیاوریم مریض میشویم.@ بعد باید چقدر برویم هزینه بکنیم که این مریضی را درمان بکنیم درمانپذیر هم نیست چرا درمانپذیر نیست؟ چون عامل بیماری با ما هست عامل تولید بیماری با ما هست عامل سردرد و معده درد و چشم درد و زخم معده و اثنی عشر با ما هست.@ همه اطبا در تلویزیون در رادیو در روزنامهها میگویند که حرص و جوش فشار روانی استرس اینها برای شما ناراحتی بدنی میاورد بدن را مریض میکند دارد تأکید میکند که اگر آسایش بدنی میخواهید قناعت را بر خودتان حاکم بکنید انشاء الله بقیه بحث برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@