جلسه 015 - مهارت‌های زندگی ۲
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - مهارت‌های زندگی ۲

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در اقتصاد خانواده به قناعت رسید در مورد قناعت این نکته را عرض کردیم که یعنی راضی بودن به محصول کار و زحمت و تلاش و به آنچه که خداوند تبارک و تعالی روزی ما کرده و عدم افزونخواهی و حرص نداشتن نسبت به بیشتر از آنچه که روزی ماست.@ گفتیم که قناعت راه بسیار خوبی هست برای حل مشکلات اقتصادی برای جذب خیر و برکت بخصوص در مسائل اقتصادی که حالا انشاء الله در همین جلسه به آثار دنیایی و اخروی قناعت میپردازیم.@ اما این توضیح را دادیم که چون انسان بینهایتطلب هست یک روح سیریناپذیر دارد و این بینهایتطلبی و سیریناپذیری به حکمت در وجود او قرار داده شده باید در وجود او باشد چرا؟ چون معشوقش بینهایت است و انسان با این قوه بینهایتطلبی باید به سمت معشوق بینهایت حرکت بکند نه معشوقهای محدود و موقت و مادی.@ به هر حال این سیریناپذیری ویژگی انسان هست داشتن قوهای به نام فوق عقل یا فوق تجرد که انسان را بینهایتطلب میکند این باید باشد از آن جهت که این در وجودش هست.@ اگر انسان به سمت معشوق اصلی جهت خودش را تنظیم نکند آن حس بینهایتطلبی خودش را جهت ندهد این بینهایتطلبی به سمت دنیا و به تعبیر قرآن متاع دنیا متاع ناچیز دنیا انسان را حرکت میدهد و تصور بفرمایید که شما با یک قوه بینهایتطلب انسان در مظاهر محدود بخواهد کار بکند چقدر رنجآور و خستگیآور هست که انسان هیچ وقت به آرامش و سیری نخواهد رسید.@ بنابراین اگر کسی بخواهد آن قوه بینهایتطلبش را جهت خوب بدهد از قناعت استفاده بکند باید توجه داشته باشد که معشوق اصلیش کیست بشناسد و جلوی زیادتخواهی نفس خودش و حرص خودش را بگیرد.@ بینهایتطلبی وقتی که انحراف پیدا میکند یعنی به جای اینکه به سمت معشوق بینهایت برود برود به سمت دنیا معنای حرص و طمع و این چیزها را پیدا میکند که مذموم هست بد هست و هلاککننده هست برای انسان ایجاد روح قناعت همانطور که عرض کردیم احتیاج به تلقین دارد.@ یعنی انسان باید این را ایجاد بکند در وجود خودش بتواند حرص خودش را طمع خودش را افزونخواهی خودش را کنترل بکند تا برای آن قوه بینهایتطلبش و فطرتش فضا و امکان وجود داشته باشد که به سمت معشوق اصلیش حرکت بکند.@ آموزشهایی را در این زمینه معصومین(ع) فرمودند که خدمتتان چند روایت را تقدیم کردم و مسئله مهم این بود که اگر کسی بخواهد از فوائد دنیایی و آخرتی قناعت استفاده بکند باید روح حرص و طمع را از خودش دور بکند که هم به رشد و برکت اقتصادی برسد و هم بتواند به فوائد قناعت سایر فوائد قناعت نائل بشود.@ هم مانعی در سر راه حرکتش به سمت آخرت و ابدیت و به سمت هدف خلقتش ایجاد نشود چند روایت را خدمتتان تقدیم کردیم قبل از اینکه به سایر فرمایشات معصومین بپردازیم این نکته را عرض کنم که عوامل متعددی هستند که در جامعه حرص را دامن میزنند و نمیگذارند که ما به سمت قناعت حرکت بکنیم.@ یعنی تحریککننده هستند اساساً در وجود انسان این قوه طبیعت و فطرت با پشتوانه بینهایتطلبی وجود دارد اگر یک نفر معشوق حقیقیش را پیدا کرد دیگر نفسش آرامش پیدا میکند حرصی برای دنیاطلبی ندارد به راحتی هم میتواند قناعت را بر خودش حاکم بکند اما اگر پیدا نکرد آن بینهایتطلبی دنیایی و مذموم حتماً به سراغش میاید.@ پس ما یک عامل درونی داریم که اگر تربیت نشود ما را به سمت حرص شدید طمع شدید ناآرامی و فشار روانی خیلی زیادی سوق میدهد عوامل کمکی هم در خارج وجود دارد یکی از آنها معاشرت با افراد مسرف هست با افراد دنیا زده هست با افرادی که خودشان را نشناختند.@ مبنای خلقت در دستشان نیست با هدف خلقت خودشان آشنایی ندارند نمیدانند که برای چی به این دنیا آمدند و اساساً خوشبختی حقیقی انسان را نمیشناسند رفاقت با اینها رفت و آمد با اینها در انسان روح اسراف تبذیر طمعکاری حریص بودن دنیاطلبی را افزایش میدهد که جلسه گذشته مقداری در موردش صحبت کردم.@ شما در معاشرتها وقتی میبینید کسانی که با آنها دوست هستید همکار هستید فامیل هستید رفت و آمد دارید با آنها اینها دائماً ولع بدست آوردن اشیاء مادی دارند دائماً چشم و همچشمی دارند اگر خودت آماده نباشی یک موقع ممکن هست انسان تحت تأثیر اینها قرار بگیرد.@ لذا در قرآن به شدت پرهیز داده از اینکه انسان با اینطور افراد رفت و آمد زیاد و مؤثر داشته باشد حتی اگر جزء رحم انسان هستند یعنی جزء خویشان انسان هستند و انسان موظف است از باب صله ارحام با اینها ارتباط داشته باشد.@ ارتباط باید به گونهای باشد که این تأثیرات منفی را نداشته باشد و انسان بتواند آرامش خودش شخصیت خودش را حفظ بکند و یک موقعی بُعد حیوانی و طبیعت با ارتباط با اینطور افراد غلیان نکند طغیان نکند که بیاید در بُعد انسانی و فطرت حاکمیت پیدا بکند.@ دیگر از عواملی که هست تبلیغات بازرگانی هست در روزنامهها مجلات در رادیو تلویزیون که دائماً در انسان حرص را زیاد میکند یعنی کسی یک تلویزیون دارد در خانهاش با این تلویزیون راحت میتواند ده سال پانزده سال کار بکند زندگی بکند هیچ مشکلی هم پیش نمیاید.@ اما دائماً تبلیغات باعث میشود انسان از آن چیزی که دارد زده بشود و دیگر ارضاء نشود دنبال این باشد که یک چیز بالاتری را بدست بیاورد همین چند روز پیش یک خانوادهای را که وضع اقتصادی خیلی بالایی هم نداشتند.@ خبردار شدم گفت که من رفتم یک تلویزیون خریدم از این تلویزیونهای خیلی بزرگ که به آن سینمای خانگی میگویند برای یک فضای کوچک خانه حالا فضای خانهشان هم خیلی بزرگ نیست گفتم چند خریدی؟ گفت پنج میلیون تومان دادم این را خریدم.@ ببینید چه چیزی باعث میشود که انسان احساس بکند که فقیر است احتیاج دارد این در خانه باشد اگر نباشد ما آرامش نداریم اگر نباشد ما شخصیت نداریم اگر نباشد دیگر نمیتوانیم از تلویزیون معمولی استفاده بکنیم شما الان مردم دهها سال است دارند از این تلویزیونهای معمولی استفاده میکنند حالا آن موقع که سیاه و سفید بود یا حالا که رنگی هست یک چیز معمولی.@ حالا اگر ما پولدار بودیم لازم است یعنی این موجب میشود که ما برویم یک همچین هزینهای بکنیم یا اگر نبودیم برویم قرض بگیریم این حریص بودن و روح فقری که میاید سراغ انسان انسان را به سمت این اسرافها و تبذیرها میکشاند.@ که برای یک فضای کوچک خانگی که یک تلویزیون مثلاً 20 اینچ یک کمی بزرگتر کافی باشد انسان برود یک دستگاه آنطوری با آن قیمت خریداری بکند لباس اتومبیل مبلمان چیزهای دیگر خیلی زیاد هست شما هم در تبلیغات بازرگانی دارید میبینید در رادیو تلویزیون.@ به هر حال آن هم تولیدکننده هستند موظفند باید هم این کار را بکنند جنس خودشان را تبلیغ بکنند بر آنها عیبی نباشد شاید ولی کالایش را میخواهد تبلیغ بکند کارش تولید هست ولی این که آیا ما واقعاً فکر بکنیم که آیا نیازمندیم.@ دائماً در برنامهها بعضی از آگهیها آگهیهای بدی هست نیازهای دروغین و کاذبی را در ما تلقین میکند که باید حتماً این در خانه باشد این نباشد نمیشود این نباشد شما آرامش ندارید خیلی وقتها ما جنسهایی را میخریم چیزهایی را هزینه میکنیم که خیلی به کار ما نمیاید مصرف خیلی زیادی نداریم.@ گاهی وقتها میگیریم که شاید یک زمانی به کارمان بیاید برایش هزینه میکنیم با توهم در لباس در وسائل منزل اینها هست بعضی وقتها هم هست در خود منزل هم خیلیها اینطوری هستند در خود منزل هم به این سمت میروند.@ حالا من نمیگویم که انسان اگر میتواند منزلش را بدون یک هزینه بالایی یا یک تحمیل بالایی عوض بکند که تازهتر باشد برایش این کار را نکند ولی بعضی وقتها این تنوعطلبی کار دست ما میدهد و باعث میشود عمری را که ما برای هدف خاصی که به ما دادند دائماً صرف نو کردن کمالات جمادی و نباتی و حیوانی بکنیم.@ برویم به سراغ بعضی از فرمایشاتی که معصومین(ع) در این زمینه دارند یکی از آن فرمایشات همین بیان این هست که شما بدانید بخواهید یا نخواهید یک حسی بینهایتطلبی با شما هست مهم این هست که به این حس بینهایتطلبی جهت بدهید یک جهت خوب.@ امام صادق(ع) هست میفرماید که(اِنَّ فی ما نَزَلَ بِالوَحی مِنَ السَماء لَو اَمنَ لِابنِ آدَم وادیَینِ یَسیلان ذَهَباً وَ فِضَۀً لَبتَغا اِلَیهِما ثالِثا) امام صادق میفرماید در چیزهایی که به وسیله وحی نازل شده در کلماتی که به وسیله وحی نازل شده یکی از آنها این هست که اگر فرزند آدم.@ ببینید دارد طبیعت بینهایتطلبی انسان را میگوید که(لَو اَمنَ لِابنِ آدَم) (لِابنِ آدَم) یعنی بشر، بشر اینطوری است که اگر دو وادی دو رودخانه از طلا و نقره داشته باشد که برایش جاری باشد باز هم رود سومی را درخواست دارد انسان حد یقف ندارد اینطور نیست که یک زمانی بگوید من بسم است اینطور نیست.@ من شخصی را میشناختم که در یکی از کشورهای اروپایی 180 شرکت داشت شرکتهای معروف که حالا نمیخواهم اسمشان را بیاورم وقتی با او مصاحبه میکردند مینالید یعنی از اینکه درآمدش کم است مینالید این آقا این نالیدن مال همه است.@ یعنی شما نمیتوانید پیدا بکنید کسی را که ننالد مگر چه کسی؟ آن هفته خواندیم آیهاش(إِلاَّ الْمُصَلِّينَ) مگر کسی که توانسته باشد با صلات و نماز و معنویت حقیقی معشوق حقیقیش که آرامش میکند را پیدا بکند اگر این را پیدا کرد دیگر ناله ندارد.@ غیر از کسی که خدا را یافته با خدا راضی است هیچ کس را شما از دارا و ندار پیدا نمیکنید که هر وقت میروی سراغش بگویی حالت چطور است بگوید وضعم خوب است راضی هستم همه ناراضی هستند و همه هم دوست دارند این نارضایتی را ابراز بکنند.@ یعنی همیشه دوست دارند خودشان را بدبخت نشان بدهند گرفتار نشان بدهند بیچاره نشان بدهند و یکسره ناله بکنند. در ادامه این فرمایش این هست که میفرماید که در خطاب به انسان آمده که(یَابنَ آدَمَ اِنَّما بَطنُکَ بَحرٌ مِنَ البُحور وَ وادٍ مِنَ الاَودیَه لا یَملَئُهُ شَیئٌ اِلاّ التُراب).@ میفرماید که ای فرزند آدم ای آدمیزاد شکم تو دریا و درهای است از دریاها و درهها که آن را چیزی جز خاک پر نمیکند یعنی چی چیزی جز خاک پر نمیکند شکم شما را؟ یعنی انسان تا دَم مرگ دست از طلب برنمیدارد.@ حالا اگر کسی این توفیق را داشت این سعادت را داشت که معشوق اصلی و مطلوب حقیقی خودش را در نظام خلقت پیدا کرد تا لحظه دنبال معشوق اصلیش هست از حرکت باز نمیایستد.@ اما اگر به جای معشوق اصلی معشوق قلابی را اشتباهاً فرض کرد که این معشوق اوست این تا آخر عمر دنبال دنیاست یا کمالات جمادی یا کمالات نباتی یا کمالات حیوانی تا آخر عمر تا لحظه آخر میخواهد با اینها خودش را آرام نگه بدارد هیچ وقت هم سیر نمیشود.@ خدا رحمت کند حضرت امام را(س) میفرمود من رفتم بالای سر یک دانشمندی تلقین شهادتین به او بکنم که به او بگویم حالا مثلاً اشهد ان لا اله الا الله بگو گفت که در لحظه آخر خدا به من خیلی ظلم کرده دارد من را از زن و بچهام جدا میکند از خانهای که تازه ساختم جدا میکند.@ یعنی با بغض خدا انسان از دنیا میرود گاهی وقتها که روح قناعت در او حاکم نیست و حرص و طمع میاید سراغش بد میمیرد آخر و ابدیتش به خطر میافتد اینطوری عاقبت به شر میشود هیچ وقت برای ملاقات خدا و دیدار خدا آمادگی ندارد.@ اصلاً رغبتی هم به خدا پیدا نمیکند وقتی که جهت را اشتباه میگیرد و میافتد در این باتلاقی که انتهاناپذیر است که هر چه هم تلاش میکنی باز بیشتر فرو میروی در آن میافتی در حرص و هیچ وقت هم روی آرامش را نخواهد دید.@ فرمایش دیگری از امام صادق(ع) هست در همین زمینه میفرماید یک شخصی آمد خدمت امام صادق(ع) آدم خیلی منصفی بود چقدر هم خوب است انسان دغدغه انسانیت داشته باشد یعنی اگر دچار یک مریضی میشود مریضی روحی میشود قساوت قلبی میگیرد یک مشکل اخلاقی پیدا میکند مهم باشد.@ همانطور که مشکل جسمی پیدا میکند برایش مهم باشد و به پزشک مراجعه میکند اگر مشکل اخلاقی هم پیدا میکند واقعاً ناراحت باشد دغدغه داشته باشد میرود خدمت امام صادق(ع) خوب فهمیده که دچار چه معضل بزرگی شده.@ به حضرت میگوید آقا من دچار یک بیماری مشکلی شدم یک بیماری خیلی حادی پیدا کردم که میگوید من هر چه روزی به دست میاورم آرام نمیشوم و قانع نمیشوم همینطور یکسره حرص میزنم برای روزی بیشتر و درآمد بیشتر و نفس من بیشتر میطلبد.@ شما من را راهنمایی بکند که من آرام بشوم اینقدر حریص نباشم یک چیزی به من بیاموزید که مشکلم را حل بکند ببینید حضرت چقدر زیبا راهنمایی میکنند ایشان را میفرماید که اگر آن اندازهای که زندگی تو را کفایت میکند تو را بینیاز میکند.@ آن مقداری که کفایتت میکند دقت کنید کلمه را آن مقداری که کفایتت میکند تو را بینیاز میکند یعنی آرام میشوی با آن با حداقلها کفایت بکند کفایت هم نسبت به آدمها فرق میکند یعنی کفایت به هر حال نسبی هست اگر این تو بینیاز میکند کمترین چیز هم برای تو بس است با کمترینها هم میتوانی زندگی بکنی.@ اما اگر آنچه که تو را بسنده هست بینیازت نکند آن چیزی که کفایتت میکند تو را بینیاز نکند و حریص بشوی هی چیز بیشتری را بطلبی دنیا هم نمیتواند تو را بینیاز بکند یعنی چی؟ یعنی تا آخر عمر هر چیزی را که بدست بیاوری باز چیز دیگری را اشتیاق داری هوس تازهتری را داری.@ و امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که(مَن لَم یُغنِهِ الیَسیر لَم یَنفَعهُ الکَثیر) کسی که اندک قانعش نمیکند کم قانعش نمیکند زیاد هم سیرش نمیکند به او سودی نمیرساند. چرا؟ چون بالاخره ما میخواهیم به آرامش برسیم یعنی میخواهیم یک موقعی برسد که بگوییم آقا من داریم به آرامش برسم میخواهم به آن برسم بگویم من دارم نیازی دارم.@ اگر واقعاً به آن مقداری که کفایت میکند آرام شدم نشدم اگر این را رها کردم گفتم یک چیز دیگر بیشتر این مسیر یک چیز دیگر تا آخر حد یقف ندارد انسان قانع نمیشود همینطوری ادامه پیدا میکند و انسان ناآرامی و اضطرابش دائماً ادامه پیدا میکند.@ این فرمایش را از امیرالمؤمنین(ع) خدمتتان عرض کردم و آخرین روایت را در این بخش بخوانم تا برویم به سراغ آثار قناعت بحثمان چیه بحثمان این هست که ما باید توجه داشته باشیم امکان ندارد اگر خودمان را با معشوق اصلیمان آرام نکنیم با هیچ معشوق دیگری آرام نمیشویم.@ در قرآن هم خیلی زیبا فرموده(لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) با خدا دلبر و معشوق دیگری را نخواهید یعنی غیر از خدا کسی نمیتواند شما را آرام بکند (لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ) با خدا دیگر دنبال دلبر و معشوق دیگری نباشید چون (لا إِلهَ إِلاَّ هُو) برای شما جز او دلبر و آرامکنندهای وجود ندارد.@ بحث این است که اگر ما با خدا آرامش پیدا کردیم با معشوق اصلیمان با بینهایت حقیقی که دیگر خوشبخت هستیم هم دنیا آرام هستیم هم آخرت آرام هستیم اما اگر از این معشوق اصلی گذشتیم امکان ندارد کسی حرص به سراغش نیاید زیادهطلبی به سراغش نیاید.@ بعضیها میگویند که نه خیلیها بودند که با خدا آشتی هم نبودند معنویت هم نداشتند اما آدمهای آرامی بودند هیچ حرص دنیایی نداشتند بله ممکن است در کمالات جمادی حرص نداشته باشد اما در کمالات نباتی حریص بود.@ ممکن است در کمالات نباتی حریص نباشد در کمالات حیوانی حریص هست ممکن است پول نخواهد اما محبوبیتطلب است شهرتطلب است ممکن است به حداقلهای مادی اکتفا بکند اما قدرتطلب و ریاستطلب است یا کمالات خیالی و وهمی دیگری هست که انسان دنبال آنها میرود.@ پس نمیتوانیم ما از دست این اژدهای چند سر حرص و طمع نجات پیدا بکنیم مگر اینکه بینهایتطلبیمان را با مصداق اصلی بینهایت آرام و ارضاء بکنیم. امام صادق(ع) برای اینکه ما بتوانیم واقعاً حریف این بینهایتطلبی خودمان بشویم یکی از راههایی که به ما معرفی میکند.@ این هست که ما در بحث قبلی هم خدمتتان عرض کردیم در بحث چشم و همچشمی میفرماید که(اُنظر اِلا مَن هُوَ دُونِکَ فِی المَقدُرَه وَ لا تَنظُر اِلا مَن هُوَ فَوقَکَ فِی المَقدُرَه فَاِنَّ ذلِکَ اَقنَعُ لَکَ بِما قُسِمَ لَک) میفرماید که همیشه به کسانی نگاه بکن که از خودت ناتوانتر هستند از نظر اقتصادی هیچ وقت نگاه نکن به کسانی که بالای دست خودت هستند.@ بعد میفرماید این کار باعث میشود که تو به قناعت نزدیکتر بشوی و به آنچه که خدا نصیبت کرده راضیتر بشوی حالا الان شروع میکنیم انشاء الله راجع به این بحث که وقتی که انسان به قناعت میرسد چقدر شیرینی چقدر شادی و آرامش برایش تولید میشود در زندگی و میتواند یک زندگی خیلی شیرین داشته باشد.@ قناعت چند اثر دارد که من آثارش را میگویم که انشاء الله خداوند تبارک و تعالی برای همه ما انشاء الله به فضل خودش ایجاد بکند البته از ما هم باید حرکت باشد تا خدا این برکت را به ما بدهد ما هم باید خودمان هم یک قدمی برداریم و بتوانیم با قناعت یک زندگی شاد و آرامی داشته باشیم.@ بارها عرض کردم که انسان حقیقی از نظر قرآن انسانی است که شاد و آرام است اینکه نبی اکرم(ص) میفرماید که(اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است از امیرالمؤمنین(ع) هم نقل شده این روایت از هر دو بزرگوار(ع) علامت مؤمن این هست که نشاطش دائمی هست رمز را من به شما بگویم.@ یکی از رمزهای بزرگ آرامش مؤمن و شادی مؤمن همین هست که مؤمن توانسته به حرص خودش غلبه بکند اگر نتواند به حرص خودش غلبه بکند آنچه که دارد را قدرش را نمیداند و دائماً به دنبال جدیدهای محدود میگردد جدیدهایی که هیچ وقت نمیتوانند حس بینهایتطلبی انسان را آرام بکنند.@ این آثاری را که میخوانم خوب دقت کنید که تکتک اینها شادی و آرامش میاورد برای ما آثار را من تقسیمبندی کردم به آثار دنیایی و آثار آخرتی اول آثار دنیایی را میگوییم چرا اول آثار دنیایی را میگوییم؟ چون دنیا هست که آخرت را میسازد.@ ما آخرت جدای از دنیا که نداریم آخرت همراه دنیاست با دنیاست بعد از دنیا نیست همزمان با دنیا هست ما همین الان تکلیف بهشتی و جهنمی بودنمان تا این مقدار عمری که کردیم معلوم است هر باطنی که ساختیم تا الان معلوم است که چکاره هستیم.@ لذا اول به دنیا میپردازیم اولین اثر از آثار قناعت این هست که انسان وقتی حرص را کنار گذاشت اکتفا کرد راضی بود به آنچه که خداوند نصیبش کرده به او داده این که احساس بینیازی و ثروت برای انسان ایجاد میشود غنای حقیقی پیدا میکند این بینیازی، بینیازی خیلی آرامش برای انسان میاورد.@ ثروت غیر از غنا هست آدمهایی هستند که خیلی ثروتمند هستند اما آرام نیستند غنی نیستند بینیاز نیستند همیشه گدا و گرسنه هستند همیشه به دنبال چیزهایی هستند که ندارند این با گدا هیچ فرقی ندارد با یک فرد فقیر هیچ فرقی ندارد.@ همانطور که گدا آرامش ندارد در حسرت چیزهایی است که ندارد این ثروتمند هم به آنچه که دارد قانع نیست همیشه در حسرت چیزی است که ندارد لذا به جای اینکه در اسلام ثروت را توصیه کنند البته ثروت جای خودش را دارد اهمیت هم دارد چیز بدی هم نیست حالا به آن میپردازیم در جلسات آینده.@ به این سفارش کردند که شما روح غنا در شما ایجاد بشود روح بینیازی در شما ایجاد بشود اگر جایی چیزی دیدید تحریک نشوید احساس ضعف در مقابلش نکنید اگر چیزی را نداری خودت را دست کم نگیری.@ و فکر نکنی با نداشتن یک کمال جمادی یا نباتی یا حیوانی آدم بیارزشی هستی آدم عقبماندهای هستی و اویی که دارد قیمتش بالاتر از توست و موفقتر از تو هست و شادتر از توست.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(طَلَبتُ الغِنا فَما وَجَدتُ اِلاّ بِالقَناعَه) میگوید من دنبال غنا هستم غنا را طلبیدم پس چیز قشنگی است که انسان غنا را بطلبد چیز خوبی است انسان دنبال غنا باشد غنا را طلبیدم(فَما وَجَدتُ اِلاّ بِالقَناعَه) ولی او را یافت نکردم مگر با قناعه یعنی قناعت هست که من را ساکت میکند آرام میکند این احساس بینیازی را به من میدهد.@ (عَلَیکُم بِالقَناعَه تَستَغنی) قانع باشید تا توانگر باشید قانع باشید تا بینیاز باشید این لازمهاش همان هست که خدمتتان عرض کردم که انسان جلوی حرصش را بگیرد با آنچه که دارد بتواند خودش را سروپا نگه بدارد اکتفا بکند به آنها و از آنها راضی باشد.@ در فرمایش بعدی از امام باقر یا صادق نقل شده این روایت میفرماید که(مَن قَنَعَ بِما رَزَقَهُ الله فَهُوَ مِن اَغنَی النّاس) هر کس به آنچه که خداوند روزیش کرده قانع باشد این از بینیازترین و توانگرترین مردمان هست یعنی تحریک خارجی در آن اثر ندارد هیچ کس نمیتواند قلقلکش بدهد.@ هیچ کس نمیتواند هُلش بکند که آی من ندارم آی بدبختم آی عقبمانده هستم من لااقل در یکسال گذشته شاید بیش از صد مشاوره داشتم به اینکه خانواده آمدند گفتند ما بچهمان در راهنمایی و دبیرستان از ما تلفن همراه میخواهند الان شما نگاه کنید این بیماری که در همه مردم هست فقط کشور ما هم نیست همه جای دنیا هست.@ که انسان اگر این را نداشته باشد احساس میکند خیلی بیچاره است نیاز خیلی کاذبی ایجاد شده همه میگویند مگر بد است تلفن داشتن که انسان همیشه در دسترس باشد بتواند همیشه ارتباط داشته باشد نه چیز بدی نیست برای کسی که واقعاً نیازمند هست چیز بدی نیست.@ اما خیلیها دنبال به دست آوردن تلفن همراه هستند خریدن تلفن هستند با مضیقه مالی خودشان و خانوادشان را در فشار قرار میدهند چون اساساً این را یک شخصیت میدانند همه خانوادهها میگویند بچههای ما فشار آوردند که بچههای دیگر دارند از ما کوچکتر هم دارند برای ما هم بخرید.@ امروز یک مورد داشتم قبل از اینکه اینجا بیایم یک مورد مشاورهای همین بود که مادری میگفت پسرم بداخلاقی میکند گریه میکند داد و بیداد میکند در خانه بیادبی میکند نسبت به من و پدرش از من تلفن میخواهد در حالی که ما مستأجریم گرفتاریم هنوز نیازهای اولیهمان هم نمیتوانیم تأمین بکنیم این از من تلفن میخواهد.@ خیلی از خانمها واقعاً نیازی ندارند ترددی ندارند رفت و آمدی ندارند ولی فشار میاورند که حتماً این را داشته باشند تلفن همراه حالا یک مثال هست که من دارم خدمتتان عرض میکنم خیلی چیزهای دیگر هست که اگر واقعاً ما نداشته باشیم به هیچ جا لطمه نمیخورد.@ ولی ما همیشه میگوییم این باید باشد این اگر نباشد من آرامش ندارم این میدانید چقدر هزینه برای ما دارد نه هزینه مادی هزینه معنوی زیادی دارد هزینه عاطفی زیادی دارد که حالا به این میپردازم چیزی مفت تمام نمیشود به دست آوردنش.@ یعنی اینطور نیست که من بگویم چون پول دارم هزینه میکنم مگر اینکه پول مفت بدست بیاورد پول حرام بدست بیاورد پول نامشروع داشته باشد اگر کسی با زحمت با کار حلال با کار درست و خداپسندانه پول بدست بیاورد اینطور نیست که اگر داشت بگوید من دارم پس هزینه بکنم.@ بله داری هزینه میکنی اما میدانی به چه قیمتی به قیمت همان هزینه جنس است؟ نه به قیمت عمرت هست تو عمر میگذاری تا این پول را به دست بیاوری و این عمر فقط برای کسب کمالات جمادی و نباتی و حیوانی به ما داده نشده است برای یک چیز بالاتر داده شده.@ در فرمایش دیگری در حدیث قدسی است(اَوحَی الله تَعالی اِلی داوود(ع) وَضَعتُ الغِنا فِی القَناعَه وَ هُم یَطلِبونَهُ فی کَثرَتِ المال فَلا یَجِدونَهُ) داوود من بینیازی را در قناعت قرار دادم و مردم به دنبال بینیازی در کثرت مال میگردند.@ یعنی هی میخواهند درآمدشان را ثروتشان را بالا ببرند که به آرامش برسند بگویند که ما نیاز نداریم شما یک نفر در دنیا تا به حال سراغ دارید که حجم ثروتش را بالا برده باشد نیازهایش کم شده باشد؟@ به قول علی(ع) (اَلمالَُ مادَّۀُ الشَهَوات) بعداً در اصل ششم میرسیم به این مسئله که مال دارایی خودش ماده شهوات است یعنی تولیدکننده آرزوست تولیدکننده حرص است یکسره میل ایجاد میکند وقتی داری هی میخواهی هزینه بکنی.@ و آن چیزهایی که در بیرون هست و نداری همیشه دهها و صدها و هزاران برابر بیشتر از آن چیزی است که داری و اساساً روح بینهایتطلب تو را این چیزها آرام نمیکند ما فکر میکنیم که اگر این را بگیریم خوشبختیم و آرام هستیم.@ میرویم به سمتش هزینه هم میکنیم با عمرمان پول به دست میاوریم پول را هزینه میکنیم که آرامتر بشویم احساس بینیازتر بکنیم هر چه هزینه میکنیم نیازمندتر میشویم هر چه هزینه میکنی ناآرامیت بیشتر میشود.@ یک وسیله میخری که یک نیازت را برطرف بکند بعد میبینی که این وسیله خودش صد جور لوازم جانبی میطلبد که دائماً باید هی هزینه بکنی بریزی در گلوی این و او هم سیر شدنی نیست حالا ما بیاییم خودمان را جای حضرت داوود بگذاریم.@ این وحی وقتی برای داوود شده در واقع برای انسانهای دیگر است برای همه است که خداوند دارد بر ما وحی میکند نازل میکند این را بر ما آهای فلانی من بینیازی و توانگری را در قناعت قرار دادم بشنویم به جای حضرت داوود بشنویم با گوش انسانی باید شنید من بینیازی را در قناعت قرار دادم مردم آن را در کثرت مال میجویند.@ (فَلا یَجِدونَ) هیچ وقت هم پیدایش نمیکنند ما الان چقدر داریم انسانهایی را که با وجود داشتن آرامش ندارند مشکلات زندگیشان چند برابر شده قبلاً که نداشتن مشکلات محدودتری داشتند حالا که دارند همین دارایی بلای جانشان شده بلای جان خودش و همسرش و فرزندانش شده.@ همین حرص را بالا برده همین بداخلاقی نسبت به همدیگر تنفر نسبت به همدیگر را زیاد کرده همه اعضای خانواده را ناآرام و حریص کرده.@ در فرمایشی و وصیتی که امیرالمؤمنین(ع) به امام حسین(ع) میفرماید، میفرماید که(لا مالَ اَذهَبُ بِالفاقَۀِ مِنَ الرِضا بِالقُوت وَ مَن اِقتَصَرَ عَلی بُالقَتِ الکَفاف تَعَجَلَ الراحَۀ وَ التَبَوَّءَ خَف سَدَعَ) میفرماید که هیچ ثروتی این دیگر فرمایش معصوم است یک متخصص معصوم انسانشناس که علمش از علوم همه بشر بالاتر هست.@ یک معصوم متخصصی که انسان را در سه مرحله حیات قبل از دنیا و دنیا و بعد از دنیا میشناسد و به فرموده خودش به راههای آسمان بیش از راههای زمین آگاهی دارد حالا امام حسین نه ما امیرالمؤمنین(ع) دارد به ما وصیت میکند اصلاً به امام حسین کرد که به دست ما برسد.@ مگر ما دنبال غنا نیستیم دنبال آرامش نیستیم دنبال بینیازی نیستیم حضرت دارد راهنمایی میکند(لا مالَ اَذهَبُ بِالفاقَۀِ) هیچ مالی هیچ ثروتی فقرزداتر از رضایت به آنچه که قوت توست وجود ندارد آنچه که نصیبت شده به قوت خودت.@ شما سفرهها را در نظر بگیرید سفرههایی که الان ما داریم چرا ما نمیتوانیم با سفره ساده سر بکنیم و سیر بشویم و راضی بشویم و کنار بکشیم چرا نمیتوانیم؟ یعنی چرا شرط هست که حتماً ما باید غذاهای مفصل و گرانقیمت بپزیم و بخوریم.@ من خیلی سال پیش یادم هست سی سال پیش چهل سال پیش یادم هست که سفرهها اینقدر رنگین نبود مردم خیلی ساده برقرار میکردند برگذار میکردند خیلی شرط نبود ولی الان ما خیلی سفرههایمان مشروط است که اگر بخواهیم یک وعده غذا بخوریم خیلی چیزها باید سر سفره باشد.@ این هزینه میخواهد مهمانی رفتنمان ارتباطات دیگرمان همیشه برایش شرطهای زیادی قرار دادیم همه هزینهبر راضی به قوتمان نیستیم. یادم هست یکی از اولیاء خدا در شهرستانی زندگی میکردند بنده با ایشان تماس گرفتم زنگ زدم منزلشان گفتم که به اتفاق یک تعدادی از شاگردان و دوستان شما میخواهیم خدمتتان برسیم.@ فرمودند که تشریف بیاورید قرار گذاشتیم که برای ناهار برویم منزل ایشان رفتیم منزل ایشان حالا گفتیم که استاد و ولی خدا میخواهد از ما پذیرایی بکند ناهار یک سفره آوردند بعد یک گونی نان خشک بعد یکی یک کاسه دوغ جلوی ما گذاشتند مقداری هم کشمش چقدر لذت داشت تریت کردند و همه خوردند.@ کلمه آشپزخانه اصلاً از اسمش معلوم است آشپزی در آن صورت میگیرد آش جزء غذاهای مهم و سازنده هست برای بدن کامل هم هست غذای کاملی است سوپ غذای کاملی هست ما چیزهایی که کنار آش و سوپ میگذاریم خیلی وقتها اصلاً به پای آش و سوپ نمیرسد ولی ما سفرهها را مشروط کردیم.@ آش و سوپ شده هوسانه یا پیش غذا، در حالی که واقعاً خودش کفاف میدهد برای سیر شدن آن هم یک وعدهای که انسان احتیاج دارد سبک هم بخورد مثل شام برای ناهارش هم خوب است ولی ما این را بد میدانیم.@ یا مثلاً ما یک وعده غذایی فقط آش داشته باشیم بخوریم سوپ داریم بخوریم کافی است با آن چه داریم بخوریم این کلمه را اصلاً ما مقید کردیم باید حتماً با آن یک چیزی خورده بشود میخواهم بگویم ما از آنچه که معصوم میگوید و آنچه که آراممان میکند فاصله داریم خیلی مشروط داریم زندگی میکنیم.@ میفرماید هیچ مالی را فقرزداتر از رضایت به قوت نبودن معصوم میگوید یادم هست یکی از این دوستان یک موقعی جلسه این کلاسها و جلسات ما منزلشان بود گفت که من خیلی دوست دارم یک موقع افطاری بدهم به این بچهها میایند ولی وسعمان نمیرسد مادرم ناراحت است شرمنده است پدرم میگوید دوست داشتیم یک افطار بدهیم نمیشود.@ گفتم مگر میخواهید چه بدهید به آنها گفت باید غذا درست بکنیم این اسرافهایی که الان ماه رمضان همیشه هست مصرف ما هم چند برابر هم میشود متأسفانه سفرههای خیلی رنگی گفتم نه بابا یک آش بس است همه هم دوست دارند افطار آش بخورند گفت راست میگویی؟ گفتم بله گفت بد نیست؟ گفتم نه بد نیست.@ مادرش آمد گفت آخر ما خجالت میکشیم گفتم نه خیلی هم خوب است شما درست بکنید آش را درست کردند و خلاصه موقع افطار همه نشستند و یک ظرفی آش خوردند بنده که در جریان بودم نشستم و ظرف دوم را هم ریختم خوردم بقیه کشیده بودند کنار بعد گفتم آقایان افطار همین است دوباره همه برگشتند سر سفره و نشستند به خوردن.@ خیلی وقتها وقتی که ما سادگی میکنیم یعنی به ساده اکتفا میکنیم لذتبخشتر هست یعنی کسی فکر بکند قرار است من افطار آش بخورم نان و پنیر و سبزی بخورم این خیلی لذیذتر است تا وقتی که انسان بین سی تا غذا گیج میشود که کدام را بخورد.@ اضطراب میگیردش که کدام را بخورد پانزده تا را میخورد برای پانزده تا دیگر باید غصه بخورد که چرا نتوانستیم این پانزده تا دیگر را بخوریم وقت تمام هست انشاء الله بقیه بحث قناعت را در جلسه بعد پیگیری میکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@