جلسه 013 - مهارت‌های زندگی ۲
شماره جلسه
13
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - مهارت‌های زندگی ۲

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در اقتصاد خانواده رسید به حد افراط و تفریط میانهروی و اقتصاد که حد تفریطش و کوتاهی در میانهروی اسراف بود که خدمتتان عرض کردیم و یکی از عوامل آن را که چشم و همچشمی بود را بیشتر به آن پرداختیم البته اسراف دلائل دیگری هم دارد که ما به خاطر ضیق وقت صرفنظر کردیم از بیان آنها و حد افراط در میانهروی هم بخل هست.@ که به قول امام عسگری(ع) میفرماید که(اِنَّ لِلاِقتِصادِ مِقداراً فَاِن زادَ عَلَیه فَهُوَ بُخلٌ) اقتصاد هم حدی دارد میانهروی هم حدی دارد از آن حد که بگذر دیگر تبدیل به بخل میشود تبدیل به خساست میشود این خوب نیست.@ بنابراین این رعایت حد میانه خیلی مهم است یعنی ما همانطور که در مسائل اقتصادی در مخارج و هزینهها باید زیادهروی نکنیم و اقتصاد را رعایت بکنیم در خود اقتصاد به عنوان یک اخلاق هم باید میانهروی بکنیم یعنی در میانهروی هم باید میانهروی کرد و حد تعادل را نگه داشت.@ هم در آیات و هم در روایات درباره بخل فرمایشات بسیار مهم و تندی وجود دارد یعنی به شدت در مورد بخل مذمت شده و در مورد شخصیت بخیل گناه بخل از گناهانی هست که جزء گناهان مادر شمرده شده یعنی گناهی هست که خودش بیماریها و گناهان دیگری را تولید میکند.@ تا جایی که امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که(اَلبُخلُ جامِعٌ لِمَصائِبِ العُیوب وَ هُوَ زِمامٌ یُقادُ بِهِ اِلی کُلِّ سُوءٍ) بخل جمعکننده بدیهای همه عیوب است و افساری هست بخل(وَ هُوَ زِمامٌ یُقادُ بِهِ اِلی کُلِّ سُوءٍ) یک افساری هست که شخص را به طرف هر نوع بدی میکشاند این خساست و بخل اینطوری هست.@ یعنی شخصیت بخیل یک شخصیتی هست که به خاطر این بخلی که دارد و ترسی که در وجودش هست اضطراب و تزلزل شخصیتی که در وجودش هست او را به انواع و اقسام آلودگیها دچار میکند و امام هادی(ع) میفرماید که(اَلبُخلُ اَضَمُ الاَخلاق) مذمومترین ناپسندترین خلقها بخل هست.@ و همچنین به قدری این صفت وجودش خطرناک هست و خطرساز هست که امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که(اَلبُخلُ عارٌ) بخل ننگ است یک ننگ است اگر خاطرتان باشد عرض کردیم ما در مشاورههای ازدواج گاهی وقتها دختر خانمها میایند مطالبی را بیان میکنند.@ میگویند یک خواستگار برای ما آمده اینطوری هست و این صفتها را دارد خیلی وقتها ممکن است صفتهای بدی را ذکر بکنند ضعفهایی را ذکر بکنند در دوران عقد که ما عرضمان این هست که میشود با برنامهریزی و دادن یک برنامه خوب و مناسب این حالت را این حس را این صفت بدی که در طرف هست را برطرف کرد.@ ولی یکی از صفتهایی که وقتی یک دختر خانم میاید میگوید در جلسات میثاق مقدس هم این را توضیح دادیم اول از این حتماً باید خانوادهها چه پسر چه دختر تحقیق کامل و جامعی داشته باشند درباره همدیگر ولی یکی از آن چیزهایی که دخترها باید حتماً در تحقیقات پیگیری بکنند این خیلی مهم است.@ چون واقعاً آزاردهنده است این مسئله و خود خانمها هم شاید بتوانند خیلی از صفتهای بد یک پسر و یک مرد را بتوانند تحمل بکنند ولی از چیزهایی که تحملش خیلی سخت است برای یک زن بعدها برای بچه و بعد مفاسد زیادی از نظر تربیتی این صفت دارد مسئله بخل هست.@ لذا توصیه میکنیم که حتماً در تحقیقات این را بررسی بکنند از فامیلها دوستان آشنایان به هر حال سعی بکنند در بیاورند ببینند آیا واقعاً این پسر خانوادگی یا خودش دچار این صفت هستند یا نه.@ و عرض کردم بعضی ازدوستان مشاور ما در حتی دوران عقد هم اگر یک پسری واقعاً اینطوری باشد و با تلاشهای اولیه و مشاورههای اولیه قابل حل نباشد میگویند اینها از هم جدا بشوند الان بهتر است.@ از بس بخل دردسرساز است از بس فسادآور است بعداً و آزاردهنده است که بعضی از دوستان توصیه میکنند که اساساً به سمت این آدمی که شخصیت اینطوری هست نباید رفت با یک همچین شخصیتی اصلاً نباید ازدواج کرد بخل آثار مختلفی دارد عرض کردم بحث مفصلی هم دارد ما نمتوانیم به همه ابعادش بپردازیم اما من بعضی از مسائلی که در مورد بخل هست را خدمتتان عرض میکنم.@ یکی از آثاری که خود بخل دارد برای انسان این هست که بخل فقرآور هست مسکنتآور هست برای اینکه این مطلب خوب جا بیفتد یکی از سنتهای ثابت و قانونهای ثابت خلقت را خدمتتان عرض میکنم ببینید خداوند تبارک و تعالی نظام خلقت را همانطور که عرض کردم یک نظام ریاضی و قانونمند خلق کرده.@ قواعد فیزیک شیمی هر چه که شما در عالم میبینید این قوانین را خدا وضع کرده در نظام مادی و در نظام اخلاقی هم در نظام مادی این ریاضیات و فرمولها وجود دارد هم در نظام معنوی و اخلاقی یکی از آن قوانین ثابت در نظام اخلاقی در فرد و اجتماع مسئله برکت و خیر هست.@ که خداوند یکی از عوامل قطعی خیر و برکت را دست و دلبازی نه اسراف و زیادهروی ولخرجی نه دست و دلبازی کریم بودن و سهل گرفتن آسان گرفتن در مخارج هست برای خانواده، صدقه انفاق خداوند تضمین کرده و این قاعده را قرار داده که اگر کسی اهل صدقه و انفاق باشد حتماً خداوند چند برابر به آن مال برکت میدهد.@ یعنی خود پیامبر دارد میگوید من تضمین میکنم که هرگز هیچ پولی با صدقه کاهش پیدا نکند فقری از راه انفاق و صدقه بوجود نیاید از بهترین نوع انفاقها هم انفاق به اعضای خانواده است در قرآن میفرماید وقتی شما میخواهید انفاق بکنید یعنی مازاد مالتان را به عنوان هدیه یا کمک به کسی بدهید از(فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ) از خانواده خودتان شروع کنید.@ اول هم فرمودند مادر بعد پدر خواهر بعد برادر اعضای خانواده همسر خودمان فرزندان خودمان بعد هم غریبهها یواش یواش هر چه که به ترتیب انسان برود همسایه تا دورتر، این روش انفاق کردن و هدیه دادن هست که از نزدیکان شروع کنیم بهترین نوع انفاق به خویشان است بهترین نوع انفاق بهترین نوع خرج کردن سهلگیری در مورد خانواده خودمان هست.@ آیات و روایات زیادی داریم کسی که اهل انفاق هست حتماً از برکت اقتصادی آن هم چند برابر آنچه که انفاق میکند برخوردار خواهد بود(مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ) خود قرآن دارد میگوید.@ یک قاعدهای داریم در روایات به نام قاعده عِوَض یعنی جایگزین شدن جبران شدن در این بحث که احادیث زیادی در این رابطه وارد شده که حتماً تضمین شده خداوند به عنوان قانون لا یتغیر در نظام خلقت قرار داده که اگر کسی خدمتی بکند چه اخلاقی چه عاطفی چه معنوی و چه مادی انفاقی بکند صدقهای بدهد هدیهای حتماً خداوند چند برابر او را در همین دنیا به او برخواهد گرداند.@ مضافاً اینکه ثواب آخرتی هم نصیبش خواهد شد بحث مفصلی دارد که الان من نمیتوانم این را الان خدمتتان عرض بکنم در مباحث انفاق و صدقه اینها را ما مفصل توضیح دادیم در بحثهای مربوطه خودش.@ بخیل کسی هست که چون خرج نمیکند و همیشه میترسد بدبین هست به خرج کردن بدبین هست به مقوله اقتصادی و روزی و برکت راه را روی هم خودش میبندد هم روی دیگران یعنی خرج نمیکند که برکت بیاید خداوند میگوید من برکت را به تو زمانی میدهم که تو عرُضه داشته باشی از مالت خوب استفاده بکنی.@ برای خانوادهات به تناسب خرج بکنی سختگیری نکنی به آنها، آنها را در فشار و زحمت و عُقده و محرومیت نگه نداری و از مالت به دیگران هم کمک بکنی انفاق بکنی حتماً، به غیر از اعضای خانواده، این اصلاً جزء وظائف بسیار مهم و واجب اسلامی هست که انسان به غیر از خودش و اعضای خانواده به فکر دیگران هم باشد از خانواده و پدر مادر و فک و فامیل بگیر تا غریبهها.@ و اساساً کسی که به فکر انسانهای دیگر نیست راهی به سوی بهشت و نجات ندارد راهی ندارد این جزء شرائط لازم هست وقتی قرآن مؤمن را تعریف میکند آن عوامل اصلی شخصیت مؤمن را تعریف میکند میفرماید(الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الَْمحْرُومِ) مؤمنین کسانی هستند که در اموالشان حد مشخصی را گذاشتند برای کسانی که نیازمند هستند محروم هستند.@ اصلاً این در سبد اقتصادی خانواده مؤمن وجود دارد نه اینکه حالا اگر تصادفاً یک کسی از من یک چیزی خواست حالا من به او کمک بکنم نه اصلاً در سبد اقتصادی این حد مشخص است که این را بدهد حتماً ماهیانه و مؤمن هم چون به خدا خوشبین هست اساساً به این فکر نمیکند که اگر من بدهم از پولم کم میشود.@ بلکه یقین دارد که اگر در اموالش مقداری را بگذارد برای دیگران حتماً جایگزین خواهد شد امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که(مَن اَیقَنَ بِالعِوَض جادَ بِالعَطیَه) هر کس که یقین داشته باشد که حتماً خدا به جای مالی که پرداخت کرده مال بیشتر و بهتری خواهد داد این در دهشت در عطا کردن بهتر عمل میکند بیشتر رغبت میکند که به فکر دیگران باشد.@ در مورد خانواده خودمان هم همینطور در مورد مسائل اقتصاد خانواده اگر زن و مرد دچار بخل بشوند خدای نکرده و محروم بکنند همدیگر را و بچهها را از نیازهایشان نیازهای معقول و مشروع و منطقیشان و بترسند از اینکه خرج بکنند این راه بسته میشود چون اصلاً راه خیر این است که شما بدهید تا بیاید.@ شما باید تخلیه بکنی تا بیاید این ظرف را خالی بکنی تا خداوند بیشتر به شما عطا بکند مقوله مال مقوله اقتصاد و مال در زندگی کافر و مؤمن هم ندارد این یادتان باشد به کافر و مؤمن هم ربطی ندارد یعنی اگر یک کافر هم اینطوری باشد خدا به او مال میدهد به او حتماً برکت میدهد.@ گفتم جزء قوانین ثابت و عام و فراگیر نظام خلقت هست مقوله اقتصاد و مسائل مالی اینطوری هست که مثل چشمه میماند که شما از چشمه هر چقدر آب برمیدارید بیشتر آب جایش میاید.@ مثل سینه یک مادر میماند که وقتی شیر میدهد هر چقدر یک نوزاد و یک کودک شیر از آن سینه میخورد آن سینه تولید شیر میکند اگر نخورد و بخل بورزد یک مادر از شیر دادن به بچه اتفاقی که میافتد این هست که شیر را از دست میدهد دیگر شیری تولید نمیشود.@ بنابراین نگه داشتن بخل ورزیدن ترسیدن از خرج سختگیری به دیگران له کردن دیگران منت سر دیگران گذاشتن دیگران را به سختی انداختن و محروم کردن جز اینکه انسان را بدبخت بکند و واقعاً راه را ببندد کار دیگری نمیکند البته آثار منفی دیگری دارد ولی سودی اصلاً ندارد.@ لذا از امام صادق(ع) هست(اِن کانَ الخَلَفُ مِنَ الله عَزَّوَجَل حَقّا فَالبُخلُ لِماذا) اگر جایگزین شدن مال از طرف خدا حق است و حق هم هست یعنی حتماً وقتی شما خرج میکنید جایش میاید(فَالبُخلُ لِماذا) برای چی انسان بخل بکند برای چی سخت بگیرد به خودش و دیگران خیلی وقتها افراد به خودشان هم سخت میگیرند.@ میبینی که الان بعضیها 60 سالشان شده پنج دست کت و شلوار نو هنوز در کمد دارند ولی هنوز با آن کت و شلوار خیلی سال پیششان میایند و میروند نگه داشتند مبادا یک زمانی احتیاج بشود.@ خدا رحمت کند مرحوم شهید مطهری را میفرمود بعضیها برای اینکه یک موقعی فقیر نشوند که مجبور نشوند نان و پنیر بخورند یک عمر نان و پنیر میخورند که یک موقعی نکند مجبور بشوند نان و پنیر بخورند.@ حالا روایتش هم هست در احادیث داریم که آدم بخیل(عَجِبتُ لِلبَخیل) امیرالمؤمنین(ع) میفرماید میگوید من تعجب میکنم از بخیل(یَستَعجِلُ الفَقرَ الَّذی مِنهُ حَرِق وَ یَفوتُهُ الغِنَی الَّذی اِیّاهُ طَلَب فَیَعیشُ فِی الدُنیا عَیشَ الفُقَرا وَ یُحاسَبُ فِی الآخِرَۀِ حِسابَ الاَغنیاء).@ میگوید من تعجب میکنم از آدم بخیل که از فقری که از آن فرار میکند با عجله خودش افتاده در همین فقر، میگویم که نظام شخصیتی را بخل به هم میریزد اینطوری است انسان اینقدر ترس برش میدارد خیلی وقتها انسان از ترس اینکه مبادا به یک مسئله مبتلا بشود مبتلا میشود.@ مثل خیلی از بیماریها که انسان همیشه با ترس این را در خودش ایجاد میکند میترسد مریض بشود میترسد گرفتار بشود میترسد نکند چنین باشد همینطوری با تلقین ایجاد میکند مرض و ضعف و بیماری و گرفتاری و بدبختی را از شدت ترس در خودش ایجاد میکند.@ فقر هم از آن مقولهها است خیلیها میترسند از اینکه مبادا فقیر بشوند فقیرانه زندگی میکنند حضرت میفرماید با عجله(یَستَعجِلُ) با عجله آن فقری را که از آن فرار میکند به سمت خودش میکشد فقیر اینطوری است.@ (وَ یَفوتُهُ الغِنَی الَّذی اِیّاهُ طَلَب) میگوید آن غنا و بینیازی و آرامش حاصل از بینیازی که دنبالش میگردد از دست میدهد همیشه هیچوقت آرامش ندارد این شخص بعد میفرماید که در دنیا مثل گداها زندگی میکند(یَعیشُ فِی الدُنیا عَیشَ الفُقَرا) در دنیا عیش فقرا را دارد مثل گداها زندگی میکند مثل کسانی که ندارد.@ ولی در آخرت حساب اغنیاء را باید پس بدهد به عنوان یک ثروتمند با او برخورد میشود و حساب باید پس بدهد این حماقت یک شخصیت بخیل هست باز حضرت میفرماید که(اَلبَخیلُ یَبخَلُ عَلی نَفسِه بِالیَسیر مِن دُنیا وَ یَسمَحُ لِوُراثِهِ بِکُلِّها).@ میگوید آدم بخیل شخصیتاً اینطوری است که نسبت به خودش کمی از دنیا را هم بخل میورزد اما کاملاً نسبت به وراث سخاوتمندانه همه را در اختیار وراث قرار میدهد من بارها دیدم مکرر دیدم آدمهایی که واقعاً فقیرانه با ترس دلهره عصبانیت ناراحتی دلشوره تا آخر عمر زندگی کردند و یک ثروت کلانی را گذاشتند برای اعضای خانواده.@ یک نمونهاش را دو سه ماه پیش بود که صد میلیارد برای اعضای خانواده گذاشت ولی خیلی بد زندگی کرد و نقطه مقابل شخصیتی را به من معرفی کردند که سالی یک میلیارد تومان فقط به فقرا و مردم و نیازمندان کمک میکند.@ من سؤال کردم که این چطوری هست که اینقدر میتواند انفاق بکند اینقدر هم دست و دلباز اویی که با او آشنا بود گفت به من گفته که من موقعی که شروع کردم به خدا گفتم خدایا عهد میکنم با تو هر چه بدهی نصف قرار داد با خدا بستیم چون در اسلام هم یکی از چیزهایی که هست غیر از نذر عهد است عهد با خداست.@ خدا اینقدر به ما نزدیک است اینقدر با ما دوست است که شما میتوانید با او عهد ببیندی دو نفره، میگوید خدا هم هر بار که به من داده امتحان کرده دیده من سر عهدم هستم هی بیشتر داده.@ در حدیث داریم که در زمانهای قدیم پیامبری به دو تن از اصحابش و پیروانش گفت شما خداوند برایتان سی سال فقر قرار داده سی سال ثروت کدامش را اول میخواهید؟ آنها گفتند ما سی سال ثروت را اول میخواهیم بعد سی سال ثروت را میگذرانند تمام که میشود خودشان را آماده کردند برای فقر ولی میبینند خبری هم از فقر نشد.@ میایند خدمت پیامبر زمان خودشان سؤال میکنند که چه شد ما منتظر فقر بودیم شما فرموده بودید که ما سی سال دوم را در فقر میگذراندیم الان مدتی هم گذشته خبری نیست.@ پیامبر فرمود که خداوند دید شما آدمهای لایقی هستید زمانی که ثروتمند بودید دیگران را هم در زندگی خودتان سهیم کردید و لیاقت ثروت را دارید لیاقت دارا بودن را دارید بنابراین فرمود اینها بندگان خوبی هستند و خوب میتوانند نقش کریم و جواد و نقش خدا را بازی بکنند.@ چون قرآن میفرماید که از چیزهایی که ما شما را نماینده خودمان قرار دادیم انفاق بکنید یعنی ما شما را مثل خودمان نماینده خودمان قرار دادیم که شما هم مثل ما کریم بشوید اصلاً از هدف خلقت این است که انسان شبیه خدا بشود صفتها و اخلاق الهی را پیدا بکند مثل ما میخواهید بشوید.@ بنابراین ما به شما مال دادیم که این تمرین باشد برای اینکه با استفاده از این مال اسم رحمن اسم رحیم اسم جواد اسم کریم اسم وهاب اینها در خودتان پیاده بکنید شبیه بشوید با این انفاقها و دادنها به خدا شبیه بشوید تمرین بکنید دیگر اصلاً زندگی و ثروت یک فرصتی است برای تمرین خدایی شدن.@ بعضیها یعنی بعضیها که نه خیلیها اکثراً ثروت و مال میاید در این امتحان میبازند اصلاً عُرضه ندارند شبیه خدا بشوند داستان قارون دیگر معروف است در قرآن همه شما میدانید وقتی با دعای موسی ثروتمند شد گفت نه من با استعداد خودم ثروتمند شدم پول زور هم به کسی نمیدهم.@ در زمان رسول خدا(ص) شخصی آمده اصرار کرده به پیغمبر که دعا کن من ثروتمند بشوم حضرت فرموده به همین بساز قانع باش میدانسته ظرفیت ندارد او هم اصرار زیادی کرده که اینطور باشد.@ حضرت دعا کرده ثروتمند شده میگوید خوب یواش یواش اینطوری شروع میشود از بخل ورزیدن به خودمان شروع میشود حیفمان میاید کار تجاری را رها بکنیم به آخرتسازی بپردازیم از نماز جماعت و مسجد اینها دور میشویم این خیلی ضرر دارد.@ یک کسی آمد خدمت رسول خدا عرض کرد آقا من به تکبیر نماز شما نرسیدم چقدر صدقه بدهم به این ثواب برسم حضرت فرمود این کوه ابو قبیس را میبینی کوه ابو قبیس آنهایی که مکه مشرف شدند میدانند چه کوه بزرگی است فرمود اگر به اندازه این طلا داشته باشی و انفاق بکنی دیگر به ثواب این تکبیر نمیرسی.@ از اینجا آدم کم میگذارد برای خودش که قیامت پنجاه هزار ساله نور کم میاورد فقیر میشود آنجا کم راهی نیست علی(ع) میفرماید(آه مِن قِلَّۀِ الزاد وَ طولِ الطَریق) آه از کمی توشه و طولانی بودن راه ما الان خیلی راحت از این ثوابها میگذریم خیلی سخاوتمندانه از این ثوابها و مستحبات یا واجبات حتی میگذریم.@ این خیلی صفت بسیاری خطرناکی است پیامبر دعا کرد این بنده خدا یواش یواش مسجد را رها کرد دیگر اصلاً به جماعت هم شرکت نکرد ارتباطش با پیامبر و دوستانش قطع شد ثروتش خیلی زیاد شد یک موقع نماینده پیامبر رفته بود که زکات بگیرد بابت گاو و گوسفند و اینها زکات بگیرد گفته بود چه پول زوری من بدهم اینها پول زور است.@ کسی آمده بود به پیغمبر گفته شما از جیب خودت یا رسول الله یک مبلغی به من بده این پول تو برکت میاورد حضرت حالا هشدارهای لازم را هم گویا به او داده بود یا دلنگرانیهای خودش را اظهار کرده بود پول را داده بود به او رفته بود با این پول برکت آورده بود برایش واقعاً ولی همین روندی که این آقا رفت رفته بود.@ رسول خدا دید این خیلی فاسد شده خراب شده دارد دنیا و آخرتش را هم از دست میدهد حضرت رفت گفت آن پولی را که به تو دادم به من بده ببینم پول را گرفت و دوباره شخص برگشت به وضعیت عادی.@ یک سرمایهداری را دیدم که مرد بسیار خوبی هم بود یک ورشکستگی برایش اتفاق افتاد بعد از آن ورشکستگی وقتی با هم ملاقات کردیم گفت عجب ورشکستگی مبارکی بود گفتم چطور؟@ گفت بابت این ورشکستگی من برگشتم به آن وضعیت معنوی و روحانی قبلم دور شده بودم ثروت داشت من را غافل میکرد دور شده بودم الان میبینم که آرامش روانی بهتری دارم نشاط بهتری دارم داشتم غافل میشدم.@ در یک فرمایش دیگری حضرت میفرماید که(اَلبَخیلُ یَسمَحُ مِن عِرضِهِ بِاَکثَرَ مِما اَمسَکَ مِن عَرضِه) این را بعداً توضیح میدهم میگوید بخیل آنقدری که از آبرویش مایه میگذارد نمیتواند عُرضه ندارد آبرویش را نگه بدارد بیشتر آبروریزی میکند تا بتواند آبرویش را نگه بدارد.@ چون به هر حال ثروت برای این هست که انسان آبروی خودش را نگه بدارد تا حدودی بتواند خجالتزده و نیازمند دیگران نشود وابسته به دیگران نشود که در این باره من انشاء الله توضیح خدمتتان خواهم داد.@ بنابراین یکی از آثار خطرناک بخل حضرت میفرماید که(اَلبُخلُ جِلبابُ المَسکَنَه) بخل لباس بدبختی است یعنی همیشه انسان هشتش گرو نُهش هست گرفتار میشود وقتی میاید چون گفتم طبق آن فرمول راه را میبندد هم به خودش هم به دیگران.@ و در یک فرمایش دیگری امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(اَلبُخلُ بِالمَوجود سوءُ الظَنِّ بِالمَعبود) بخل ورزیدن به آنچه که داری نگو این کم است حالا نمیرسد بگذار این را نگه بداریم تا بیشترش بکنیم اگر واقعاً الان خانواده احتیاج دارند همین را رد کن برود راه باز بشود خدا بیشتر به تو بدهد نگو من میترسم این را رد بکنم برود بعد میمانیم.@ اگر الان یک نیاز ضروری هست واقعاً یک نیاز ضروری هست برای فرزندت فرزندانت همسرت پدرت مادرت نگو که من اگر بدهم بدبخت میشوم بیچاره میشوم بیاییم اعتماد بکنیم به خدا خدا خوب امتحان پس داده در اینجاها داستانهای خیلی زیادی هست که وقتی انسان اعتماد میکند به خداوند خداوند خیر و برکت زیادی به او خواهد داد.@ ولی این شجاعت را انسان میخواهد این ایمان را میخواهد این یقین را میخواهد که به خدا اعتماد بکنیم باور بکنیم کلام خدا را باور کنیم که خزائن آسمان و زمین دست خداست باور کنیم که(وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ) این را قبول کنیم.@ حضرت میفرماید کسی که به آنچه که دارد بخل میورزد این در اثر بدبینی به خداوند تبارک و تعالی است اگر خوشبین بود به خدا اینقدر بخل نمیورزید به خدا بدبین است و در روایت هم داریم(اَکبَرُ الکَبائِر سُوءُ الظَنِّ بِالله) بزرگترین گناهان کبیره بدبینی به خداست.@ که انسان به خدا بدبین بشود چه در مورد خیر و برکت چه در مورد گناهانش و فکر بکند که خدا هیچ وقت نمیبخشدش و فکر بکند گناهانش از عظمت خدا از عفو خدا بیشتر است این بدبینی است.@ دومین اثری که بخل دارد این هست که بخل انسان را منفور میکند یعنی متنفر میشوند اعضای خانواده حتی نزدیکترین کسان بخیل متنفر میشوند شما در پروندههای جنایی و حوادث چه در اینجا و چه در خارج از کشور در خارج از کشور که خیلی بیشتر است.@ اگر نگاه بکنید مقدار زیادی از این قتلها قتلهایی هست که دوستان و اعضای خانواده نسبت به هم انجام میدهند این هست که میگویند پدرم داشت به من نداد مادرم میتوانست کمکم بکند نکرد عمویم میتوانست کمکم بکند داییم میتوانست کمکم بکند عمه میتوانست کمکم بکند و نکرد.@ من را میتوانست از مشکلات از سختیها و گرفتاریها و منجلاب نجات بدهد ولی بخل ورزیدند وقتی رفتم به آنها نیاز خودم را گفتم درخواست کردم از آنها درخواست کردم با اینکه میتوانستند کمک بکنند نکردند.@ این که انسان میتواند بکند و از یک نفر دریغ میکند حس تنفر خیلی زیادی را ایجاد میکند برای همین در روایت داریم که اصلاً آدم بخیل خیلی منفور است نباید توقع داشته باشد آدم بخیل که دیگران دوستش داشته باشند حتماً منفور هست امام رضا(ع) میفرماید(اَلبُخلُ یُمَزَبُ الاِرث) بخل آبروی آدم را میبرد.@ آدم را بیآبرو میکند حیثیت و شخصیت انسان از بین میرود با بخل و امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(مَن بَخِلَ بِمالِهِ ذَلَّ) کسی که به مالش بخل میورزد ذلیل میشود هم در نزد خدا هم در نزد مردم خوار و ذلیل میشود و همچنین میفرماید(بِالبُخلِ تَکثُرُ المَسَبَ) آدمی که بخیل است فحش باید زیاد بشنود دشنام زیاد باید بشنود خیلی به او حرفهای تندی زده میشود آدم بخیل.@ (و لَیسَ لِبَخیلٍ حَبیبٌ) ببین چقدر فرمایشات نورانی و زیباست آدم بخیل رفیق نمیتواند داشته باشد دوستی ندارد همه از او بدشان میایند همه از او متنفرند این منفور بودن و خوار بودن نزد مردم باعث میشود که انسان روابط عاطفیش با دیگران تحتالشعاع قرار بگیرد دیگران از او متنفر هستند.@ همسر متنفر فرزندان متنفر خانواده و فامیل متنفر گاهی وقتها بچه نسبت به پدر مادر بخل میورزد در بعضی از مشاورهها داریم میگوید بچه ما میتواند کمک ما بکند ولی من و مادرش الان در فشار سختی داریم به سر میبریم میتواند کمک بکند اصلاً به ما محل نمیگذارد ولی ولخرجیهای زیادی برای کسان دیگری دارد نسبت به ما بخیل است خوب این تنفر ایجاد میکند.@ این باعث میشود روابط عاطفی خراب بشود شما فکر بکنید یک پدری به خاطر بخل منفور باشد یک مادری به خاطر بخل منفور باشد وقتی عاطفه در خانواده نباشد با هیچ چیز دیگری نمیشود این خانواده را اصلاحش کرد یعنی وقتی روابط عاطفی به خطر افتاد شما باید منتظر هر اتفاقی در خانواده باشید.@ وقتی علاقهها و انسها و محبتها فداکاری کردنها و به قول قرآن مودتی که در واقع آن چسبی هست که همه اعضای خانواده را به هم میچسباند عامل اصلی پیوند اعضای خانواده است مودت محبت نیست دوست داشتن نیست.@ گاهی وقتها آدم بخیل واقعاً همسرش را هم دوست دارد فرزندش را هم دوست دارد اما ترس دارد شجاعت خرج را ندارد ناراحت هم هست از اینکه بچهاش در فشار است همسرش در فشار است اما واقعاً دردش میاید سخت میگیرد میترسد.@ یک آقایی آمده بچهها گفتند که بابا این کولر خراب شده میگوید همین است دیگر وقتی پانزده نفر میخوابید زیر کولر اینطوری میشود دیگر یعنی واقعاً روحیه اینطوری خراب میشود که فکر میکنند که اگر مثلاً پنج نفر بخوابند زیر کولر دو نفر بخوابند خوب است ولی وقتی بیشتر بخوابند کولر خراب میشود.@ یک آیه داریم در قرآن داستان طالوت و جالوت حضرت میفرماید که طالوت برای اینکه اصحابش را امتحان بکند وقتی به آن رودخانه رسیدند میخواست امتحان بکند که اینها چقدر ایمان دارند فرمود که(فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي) هر کس از این آب نخورد از من است با من پیوند دارد.@ (فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي) هر کس از آن بنوشد از من نیست(وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي) هر کس نخورد از من است با من پیوند دارد میگویند یک بخیلی این را برداشته بود روی ظرف غذایش نوشته بود که هر کس از آن بخورد از من نیست و روی کوزه آبش هم نوشته بود که هر کس بخورد از من نیست و هر کس نخورد از من است.@ یعنی هر کس از من نخواهد بگیرد دوستش دارم ولی هر کس بخواهد بگیرد دوستش ندارم. بنابراین بخل از آن جهت که روابط عاطفی را به خطر میاندازد منشأ فسادها و تباهیهای زیادی در خانواده میشود خیلی فسادآور است بعد هم دیگر نمیشود اصلاحش کرد به راحتی نمیشود جمعش کرد کدورتهای زیادی را ایجاد میکند.@ از طرف دیگر شخص بخیل چون در اثر بخل خودش خوار است خودش ذلیل است بیآبرو است قادر به احترام گذاشتن و حفظ شخصیت دیگران هم نیست یعنی دیگران را هم تحقیر میکند خیلی راحت منت میگذارد خیلی راحت در ذوق دیگران میزند.@ خیلی راحت دیگران کوچک میشوند جلویش چون همیشه این ترس با او هست این صفت خطرناک با او است خودش هم که ذلیل است بنابراین راحت جواب منفی به دیگران میدهد خورد میکند دیگران را اگر از او درخواست بکنند یا اگر هم نکنند کلاً شخصیتش شخصیت خوارکنندهای هست.@ عواطف سرش نمیشود محبتهای خانواده سرش نمیشود اگر کسی هم به او محبت بکند حتی استفاده هم نمیکند جذب هم نمیکند آن محبت را میگوید این الان دارد محبت میکند حتماً یک نقشهای دارد که اگر مثلاً دو هزار کرده میخواهد از من پنج هزار بگیرد.@ گفتم یک خانوادهای خانمش میگفت که من با بچهها برای این آقا جشن تولد گرفته بودیم همسرم بود علاقه داشتیم دوست داشتیم یک عاطفهای در خانواده ایجاد بشود جشن تولد گرفتیم یک کیکی رفتیم خریدیم از در آمد چشمش افتاد به این کیک به قدری ناراحت شد گفت شکموها شما جشن تولد من را بهانه کردید برای شکمچرانی خودتان.@ شما ببینید چقدر میخورد در ذوق زن و بچه چقدر زشت است این حرکت لذا هم خودش بیشخصیت میشود بیآبرو میشود هم دیگران را راحت به آنها توهین میکند و تحقیر میکند نه میتواند جذب عواطف بکند نه پس بدهد عواطف را نه پاسخگوی خوبی برای عواطف هست.@ در مسائل معنوی هم چون آدم بخیلی هست هیچ وقت به خدا اعتماد ندارد برای همین یک ایمان شکننده دارد اگر ایمان به او بگوییم بخیل میتواند مؤمن باشد اگر فرض بکنیم بخیل میتواند یک آدم مؤمنی باشد یک آدم حسابی باشد این اگر هم ایمان داشته باشد یک ایمان متزلزل دارد.@ برای اینکه همیشه به خدا بدبین است و کافی است مقداری به مالش یک ذره سائیده بشود از بغل مالش این به خدا بدبین میشود این اصلاً نگاهش به خدا و معصومین و ماوراء طبیعه از دریچه مسائل اقتصادی هست اصلاً همه چیز را با این معنا میکنند.@ این هم یکی از آثار دیگر بخل در روایت داریم که(لا یَتمَعَنَّ البَخیلُ فی صِلَۀِ الرَحِم) آدم بخیل نباید انتظار داشته باشد فک و فامیلها دوستش داشته باشند تحویلش بگیرند من یادم هست یک موردی بود اختلاف زناشویی بود یک آقایی همینطوری بود شخصیت بخیلی داشت خیلی سال پیش شاید پانزده بیست سال پیش.@ ما با هر کدام از فامیلهای این آقا صحبت کردیم که بیاید وسط یک میانجیگری بکند بلکه بتوانیم ایشان را با خانوادهشان آشتی بدهیم بینشان به هر حال صلح و صفایی بشود هیچ کدام از اعضای خانواده این آقا حتی پدر مادرش حاضر نبودند جلو بیایند به خاطر همین شخصیت بخیلی که داشت.@ یکی از مواردی هم که خانوادهاش از او شکایت داشتند همین بود سراغ هر کدام از فامیلهای این آقا رفتیم همه متنفر بودند از او گفتند ما حاضر نیستیم این کار را بکنیم بیچاره زن و بچهاش.@ پس بخیل نه محبوب هست و نه میتواند به دیگران محبت بکند البته بخل آثار دیگری هم دارد این موردی که خدمتتان عرض کردم حدیث را بیشتر توضیح بدهم که(اَلبَخیلُ یَسمَحُ مِن عِرضِهِ بِاَکثَرَ مِما اَمسَکَ مِن عِرضِه) بالاخره این پول را میخواهد که آبرویش نرود شخصیتش حفظ بشود میگوید این با پولدار شدن بیآبروتر شده.@ هر چقدر پولدارتر شده به خاطر همین صفت بخلش بیآبروتر هست در نزد مردم، نتوانسته این مال برای این یک وجهه و شخصیتی درست بکند با اینکه دارد آدم ذلیل و بدبختی هست آدم بیآبرویی هست هیچ کس دوستش ندارد نه در دنیا و نه در آخرت.@ بخل از صفتهای زشت گفتم به قول امیرالمؤمنین(ع) از صفتهایی هست که تولید گناه میکند مولد گناه هست که از کبیرهها محسوب میشود. نکته دیگر در مورد شخصیت بخیل همانطور که عرض کردم به خاطر اضطراب و ترسی که دارد از نظر درونی هم این شخص راحت نیست یعنی دائماً دچار فشار و اضطراب هست.@ حدیثی هست از نبی اکرم(ص) میفرماید(اَقَلَّ النّاس راحَتاً اَلبَخیل) کمآسایشترین مردم شخص بخیل است ناآرامترین مردم بخیل است چون همیشه میترسد که مبادا به آفتهایی دچار بشود و این هست این آفتها را هم همیشه دارد با خودش همان بحث صفت عجله، خودش با عجله بدبختیها را به سمت خودش میاورد.@ بنابراین وقتی که خودش یک شخص بخیل ناآرام است این هرگز نمیتواند در خانواده آرامش ایجاد بکند اصلاً عُرضه آرامش ندارد علت اینکه عرض کردم بعضی از کارشناسان شاید اکثر قریب به اتفاق کارشناسان در مورد یک آدم بخیل یک آدم خسیس به یک دختر توصیه میکنند که تو از الان جدا بشوی بهتر از این هست که بروی بعداً عروسی بکنی و گرفتار بشوی.@ بچهای تولید بکنی از این بخیل که این بچه به خاطر بخل پدرش باید خورد بشود و له بشود و فردا نسبت به پدرش تنفر و کینه ایجاد بشود و خدای نکرده عاق والدین بشود به خاطر همین تنفر میگوید اصلاً خودت را کنار بکش با همچین شخصی ازدواج نکن.@ برای اینکه به هر حال یک زن و یک بچه در بحث عاطفی توضیح میدهیم حق طبیعیشان آرامش است یعنی به هر حال انسان زندگی میکند که آرامش داشته باشد نه اینکه یکسره در اضطراب باشد.@ ما خیلی وقتها به خاطر حفظ زندگی اضطراب تولید میکنیم میخواهیم حفظش بکنیم هی بیشتر اضطراب تولید میکنیم این اصل را یادمان نرود ما زمانی دلشوره باید بیاید سراغمان که آرامشمان بخواهد به خطر بیفتد.@ اما اگر قرار باشد ما به خاطر اینکه زندگی را نگه داشته باشیم یکسره دلشوره در زندگی داشته باشیم این چه زندگی است معنای زندگی چیست من همیشه توصیهام این هست البته توصیه قرآنی هست که ما باید به دو تا ستون در زندگی همیشه خودمان را ببندیم.@ اگر میخواهیم انتخاب بکنیم ارتباط برقرار بکنیم رفتارهایی داشته باشیم یا شروع بکنیم یک جریان فکری را جریان درسی علمی مطالعاتی باید خودمان را با کش ببندیم به این دو تا ستون یکی ستون شادی و یکی ستون آرامش اگر قرار باشد آرامش ما به هم بخورد چه فایدهای دارد.@ آدم باید با حفظ این اصل مقدس اصل آرامش و اصل شادی برود سراغ انتخابها و ارتباطات که این اصلی هست که متأسفانه رعایت نمیشود الان خانوادهها به بچهها فشار میاورند که تو باید حتماً همین امسال که دیپلم گرفتی همین امسال کنکور قبول بشوی همین رشته هم قبول بشوی این دانشگاه هم قبول بشوی.@ شما نگاه کنید یک از بیماریهایی که اکثر شرکتکنندگان در کنکور دچارش هستند اضطراب و استرس هست اضطراب تا یک حدی خوب هست پسندیده هست و مقدس هم هست خوب است باشد خود خدا هم گاهی وقتها ایجاد میکند برای اینکه بیفکری و تنبلی و بیحوصلگی سراغ آدم نیاید که کار را خراب بکند.@ بیمسئولیتی سراغ آدم نیاید این خوب است یک مقدار اضطراب ولی طبیعیش ولی نه اینکه ما شادی و آرامش و اخلاقمان را زیر پا بگذاریم به خاطر اینکه نگران یک چیزی هستیم.@ من شاگرد داشتم همین سال گذشته به قدری با اضطراب درس خواند یعنی فشار زیادی آورد تا در دانشگاه تهران هم قبول شد در یک رشته خوب هم قبول شد شدت اضطرابها بلایی به سر این آورد که بعد از قبولی هم نتوانست سلامت خودش را حفظ بکند و اینقدر این بیماری به او فشار آورد که ترک تحصیل کرد.@ زیاد هم هست الان من عرض کردم در طول سال نزدیک به دویست دانشگاه میروم و ارتباط دارم میبینم که بسیاری از دانشجوها اضطراب دارند با اضطراب درس خوانده با اضطراب آمده بالا قبول شده حالا هم سال سوم و چهارم اضطراب فوق لیسانس را دارد این از زندگی و دانشجویی چه لذتی میتواند ببرد.@ واقعاً این چیزها اینقدر واجب است که ما به خاطرش زندگیمان را هدر بدهیم پس ما درس را برای چی میخواهیم شغل را برای چی میخواهیم ازدواج را برای چی میخواهیم زندگی را برای چی میخواهیم برای اینکه ما آرامش داشته باشیم.@ ولی اینقدر برای ما این چیزها مهم میشود که حاضریم هدف اصلی را فراموش بکنیم وسیله مهمتر میشود و هدف اصلی فراموش میشود لذا شخص بخیل نمیتواند به دیگران اصلاً آرامش بدهد و نمیتواند تولید آرامش بکند در زندگی برای همین هم اصلاً هدر رفته است هم برای اطرافیانش هم برای خودش انشاء الله جلسه بعد بخش دیگری را از مباحث اقتصاد خانواده را خدمتتان تقدیم خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@