جلسه 009 - مهارت‌های زندگی ۲
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - مهارت‌های زندگی ۲

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحثمان جلسه گذشته درباره مسائل اقتصاد خانواده رسید به بحث اسراف در مورد اسراف آن مقداری که جلسه اجازه میداد ابعادش را توضیح دادیم خدمت عزیزان و یکی از عوامل مهم اسراف را چشم و همچشمی و رقابتهای وهمی و خیالی معرفی کردیم.@ درباره چشم و همچشمی و اینکه چرا انسانها به سراغ یک همچین خصلتی میایند ریشه این حس در وجود انسان این کار در وجود انسان چیست را مختصری توضیح دادیم که موکول شد به این جلسه که درباره چشم و همچشمی و رقابت یک توضیح بیشتری خدمت عزیزان عرض بکنیم.@ رقابت را عرض کردیم در چیزهایی که حقیقتاً قابل رقابت هست و جزء ارزش انسان محسوب میشود امری پسندیده است که در قرآن و فرمایشات معصومین(ع) هم ما را دعوت به این رقابت و چشم و همچشمی مثبت کردند.@ برای اینکه ما اجابت بکنیم این رقابت را و این چشم و همچشمی مثبت را و در کمالات حقیقی رشد بکنیم و کمالات انسانی را جذب بکنیم به هدف خلقتمان نزدیک بشویم باید حتماً دست از چشم و همچشمی منفی برداریم.@ یعنی بین اینها این رابطه وجود دارد شما به میزانی که گرفتار میشوید در باطلاق و چنگال چشم و همچشمی منفی از حرکت به سمت هدف خلقتتان تأمین خوشبختی دنیا و آخرتتان باز میمانید هر چقدر سطح چشم و همچشمی ما در اموری که شایسته نیست بیشتر باشد سرعت ما در رشد انسانی کمتر خواهد شد که با توضیحاتی که میدهم این مسئله بیشتر روشن میشود.@ نکته خیلی مهمی که جلسه گذشته عرض کردیم من دوست دارم این را یک مرتبه دیگر تکرار بکنم چون فوقالعاده مهم است تعابیری هست که معصومین از عمل چشم و همچشمی و رقابت نابجا و آثار آن کردند.@ یکی از آن تعابیر از امیرالمؤمنین(ع) بود که فرمود: (اَهلَکَ النّاس اِثنان) دو چیز مردم را هلاک کرد و هلاک میکند یکی ترس از فقیر شدن و یکی طلب فخر اینکه انسان طالب این باشد که فخرفروشی بکند بیفتد در میدان چشم و همچشمی این را میگوید هلاککننده انسان هست چرا؟ میخواهیم این را انشاء الله توضیح بدهیم که بسیار بسیار مهم است.@ نکته بعد باز حضرت فرمود: (لا حُمقَ اَعظَمُ مِنَ الفَخر) هیچ حماقتی بالاتر از فخرفروشی نیست یعنی اینکه انسان پز بدهد به دیگران بخواهد بزرگتر از دیگران باشد رقابت بگذارد که روی دست دیگران بلند بشود در ارزشهایی که دون انسان هست ارزشهای انسانی نیست در شأن انسان نیست.@ در یک کلام چشم و همچشمی حماقت است کسی که گرفتار چشم و هم‌چشمی میشود احمق است ولی چه احمقی میفرماید(لا حُمقَ) احمقترین آدمها کسانی هستند که گرفتار چشم و همچشمی میشوند تعبیر خیلی تعبیر تندی هست خیلی شفاف و تند.@ این را هم میخواهیم در این جلسه انشاء الله توضیح بدهیم خدمتتان که شما خودتان بتوانید یک همچین قضاوتی بکنید مثل امیرالمؤمنین(ع) و ببینید که حضرت چقدر دقیق این را فرموده شما نه به عنوان اینکه حضرت علی گفته بلکه به این عنوان که خودتان هم شهودش بکنید.@ این حماقت را شهود بکنید ببینید که واقعاً گرفتار شدن در باطلاق چشم و همچشمی بزرگترین حمقاتها است. و تعبیر دیگری حضرت دارد میفرماید که(اَلاِفتِخارُ مِن صِغَرِ الاَقدار) افتخار کردن از بیمقداری آدمهاست از بیارزشی قیمتهای آدمهاست.@ چه کسی افتخار میکند به دیگران و فخرفروشی میکند؟ کسی که چیزی برای بزرگ شدن و بزرگ دانستن خودش چیز درستی برای افتخار ندارد ما داریم در جاهایی انسان باید افتخار بکند شما در وصیتنامه حضرت امام(س) نگاه بکنید میبینید که مواردی ایشان ذکر کردند که ما افتخار میکنیم ما به این مفتخر هستیم.@ اما اگر قضاوت بکنیم ببینیم امام به چه چیزی افتخار کرده میبینیم آن چیزی که امام به آن افتخار میکند یک امر حقیقی قابل افتخار و انسانی است یعنی در قیمت انسان هست برابری میکند با قیمت انسان اما افتخار در چیزی که قابل افتخار نیست که خیلیها دچارش میشوند پُز دادن فخرفروشی در چیزی که قابل افتخار نیست.@ حضرت میفرماید این مال کوچکی آدمهاست(مِن صِغَرِ الاَقدار) قدر و اندازه آدمها کوچک است و این کوچکی برایشان آزاردهنده است بنابراین برای اینکه بتوانند روی کوچکی نفسشان پوششی بگذارند و خودشان را بزرگ بکنند نسبت به دیگران یا بزرگتر از دیگران بکنند به آن چیزها افتخار میکنند.@ سؤال: چرا آدمها دوست دارند بزرگ بشوند چرا علاقه هست در وجود انسان که پز بدهد که فخرفروشی بکند چرا وارد میدان چشم و همچشمی میشود چرا دوست دارد از داشتههایش برای دیگران بگوید چرا دوست دارد در میدان رقابت بیفتد؟@ این را میخواهیم انشاء الله توضیح بدهیم ببینید این حس ریشه در ساختار وجودی انسان دارد یک مقدار در مورد هندسه خلقت انسان باید سخن بگوییم تا این مسئله بیشتر روشن بشود انسان سه مرحله حیات دارد که علی(ع) فرمود خوشبخت کسی است که خودش را در همه این سه مرحله بشناسد.@ یکی قبل از دنیا یکی دنیا و یکی بعد از دنیا ما معمولاً شناختهایمان بیشتر مربوط به شناختهای دنیایی است و اگر خیلی هم سرمایهگذاری بکنیم بیشتر شناختهای بعد از دنیا یعنی در مورد معاد و آخرت و آنجا چه خواهد شد و آنجا چطور جایی هست و اینهاست.@ اما کمتر به حالت خودمان وضعیت اولیه قبل از خلقت دنیاییمان فکر میکنیم حضرت میفرماید(رَحِمَ الله اِمرَءً أن عَلِمَ مِن عَین وَ فی عَین وَ اِلی عَین) خدا رحمت کند کسی را که خودش را بشناسد بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود.@ اگر ما وضعیت اولیه خلقتمان را خوب درک بکنیم بسیاری از سؤالها برایمان برطرف میشود اصلاً ایجاد نمیشود و خیلی از اختلاف سلیقهها و اختلاف نظرها هم از بین میرود.@ در مورد انسان خداوند تبارک و تعالی دو گزارش داده وقتی میگوییم خدا یادتان باشد قبلاً هم توضیح دادیم خدا نه صرفاً به این نگاه مقدسی که به او نگاه میکنیم خدا یعنی(خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ) اویی که اتم به اتم عالم را خلق کرده.@ هیچ موجودی نیست مگر اینکه مخلوق اوست این را خدا میگوییم خداوند تبارک و تعالی یعنی همان که خودش را معرفی کرده با این خصوصیات در قرآن او میگوید من انسان را از دو ریشه خلق کردم اول حقیقت انسانی او را خلق کردم که روح خودم هست.@ که این مباحث را انشاء الله در بحث انسانشناسی و دشمنشناسی توضیحات بیشتری خواهیم داد از روح خودم پس ما یک حقیقت الهی داریم روح چیست؟ روح شبیهترین موجود به خداست اولین مخلوق خدا و شبیهترین موجود به خداست که هیچ فرقی با خدا ندارد مگر اینکه او مخلوق است و خدا خالق.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود(اَلروحُ خَلقٌ اَعظَمُ مِن جِبرِئِیل) خلقی است مخلوقی است که عظیمتر از جبرئیل(ع) هست و قرآن میفرماید که ملائکه کارهایشان با تکیه به روح انجام میشود قائم به روح هستند.@ خداوند میفرماید من از این موجود در انسان قرار دادم پس حقیقت اولیه ما همان روحی هست که از خدا در ما دمیده شده بعد ما یک حقیقت موقت و زمینی هم داریم که اینجا جنسیت پیدا میکنیم بدن پیدا میکنیم کمالات حیوانی پیدا میکنیم متناسب با شرائط زیستی دنیا ولی ماندن ما در اینجا موقتی است.@ (وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِينٍ) استقرار و بهرهمندی شما در زمین(إِلی حِینٍ) هست یعنی چی؟ یعنی موقتی است یعنی شما تا یک زمانی در زمین استقرار دارید بعد هم برمیگردید به سوی خدا اصلاً از زمانی که آمدید مسیر برگشت شروع شده ولی با وفات انتقال پیدا میکنید به مرگی که ما نداریم انسان مرگی ندارد.@ انسان موجودی است جاودانه خالق انسان نزدیک به هشتاد بار در قرآن مسئله جاودانگی انسان را مطرح میکند ما با داشتن روح الهی با مرحله وفات وفات یعنی انتقال، انتقال پیدا میکنیم به مرحله ملکوت یا برزخ و بعد مسیر برگشت را تا خدا ادامه میدهیم.@ تا خدا که میگویم نه اینکه ما مسافت زمانی و مکانی را طی میکنیم منظورم این نیست منظورم این هست که ما از جایی آمدیم ملکوت را رد کردیم آمدیم در دنیا و بعد برمیگردیم به ملکوت و بالاتر از ملکوت تا خدا.@ حقیقت ما آن روح خداست بخش اصلی وجود ما روح الهی هست این حقیقت وقتی که میاید روی زمین چون قبلاً که پیش خدا بوده بینهایت بوده یعنی هر چه دلش میخواسته داشته حد نداشته آنچه که اراده میکرده داشته الان وقتی میاید روی زمین با فرهنگ زمین که فرهنگ محدودیت هست نمیتواند سازگار نیست با آن نمیتواند این را قبول بکند.@ این که میگویم ما قبلاً پیش خدا بودیم در اصول و عقائد نه فقط ما مسلمانها بلکه در عقائد بسیاری از مکاتب و مذاهب وجود دارد تقریباً اکثر قریب به اتفاق مردم دنیا به معاد به معنای بازگشت پیش خدا معتقد هستند.@ بازگشت چه موقع معنا دارد؟ زمانی که رفت صورت گرفته باشد هیچ وقت سخن از رفتن پیش خدا در قرآن نیست سخن از بازگشتن است معاد یعنی بازگشتن بازگشت یعنی من قبلاً بودم آمدم حالا میخواهم برگردم ما در وضعیت قبل از دنیاییمان اینطوری بودیم.@ که یک موجود شبیهترین موجود به خدا نزدیکترین موجود به خدا و بهرهمندی بیحد و حصر از کمالات وجودی از نعمتهای الهی الان که میاییم به دنیا متولد میشویم محدود است اینجا تمام انسانها به خاطر داشتن آن روح الهی همه بدون استثناء در دنیا تلاششان این هست که خودشان را به وضعیت اولیه برسانند.@ یعنی از این محدودیتی که الان گرفتارش هستند در بیایند چون قبلاً مزه بینهایت بودن هست چشیدن این را با آنها هست این حس بینهایت بودن برای همین انسان دائماً تلاش میکند خودش را از محدودیتها در بیاورد آزادتر بکند و مطلقتر بکند.@ برای همین هم به هیچ کمالی به طور موقت و محدود راضی نیست هر کمالی را نامحدودش را میخواهد علم قدرت سرعت لذت زیبایی ریاست حاکمیت بزرگ میخواهد خودش را انسان از کوچک بودن بیزار است از محدود بودن متنفر است.@ چون با اصل خلقتش هم سازگاری ندارد و تمام تلاشش این هست که خودش را روزبهروز بزرگتر بکند دنبال علم میرود که بزرگتر بشود ثروت بیشتر قدرت بیشتر لذت بیشتر چون نمیتواند جواب منفی بشنود نه نمیتواند بشنود محدودیت را دوست ندارد این حقیقتی است که در همه انسانها هست.@ حالا این حقیقت بینهایتطلبی که روی زمین هست فقط با بینهایت ارضاء میشود نه با چیز دیگری یعنی در واقع معشوق اصلی انسان اله حقیقی انسان دلبر حقیقی انسان بینهایت است یعنی همان وضعیت اولیه که خودش داشته او به محدود راضی نیست.@ اگر سراغ یک محدود میرود به خاطر اینکه عاشق یک کمال محدود میشود برای این هست که بوی کمال نامحدود را میدهد یک جلوهای یک مظهری از کمال نامحدود هست برای همین به آن علاقمند میشود ولی بعد از اینکه یک مدت با او بود از آن سیر میشود و دنبال کمال بالاتر میگردد.@ حالا این کمال هر چه میخواهد باشد میخواهد لذت باشد میخواهد قدرت باشد میخواهد ریاست باشد هر چه که میخواهد باشد انسان این است پس اله حقیقی انسان معشوق حقیقی انسان خداوند تبارک و تعالی است برای همین هم بزرگترین حقیقت عالم این هست که انسان معشوقی جز خدا ندارد دلبر حقیقی انسان خداوند تبارک و تعالی است.@ به همین جهت هم نبی اکرم(ص) میفرماید که نه من و نه هیچ پیامبر دیگری حرف بزرگتر از این نیاوردیم(ما قالَ نَبیٌّ وَ ما قُلتُ مِثلَ لا اِلهَ اِلاَّ الله) هیچ پیامبری و نه من پیامبر بزرگتر از لا اله الا الله برای بشر نیاوردیم.@ این که اله تو معشوق تو دلبر تو اویی که تو را آرام میکند اویی که در جستجوی او هستی خداوند تبارک و تعالی است لا اله، اله یعنی دلبر معشوق هیچ دلبر و اله و معشوق و معبودی نیست مگر خدا در قرآن هم خود خداوند به عنوان معشوق حقیقی ما به ما این راهکار را داده.@ (لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) با خدا دنبال معشوق دیگری نباشید با خدا دنبال محبوب دیگری نباشید چون اصلاً نیست چیزی نیست غیر از بینهایت که شما را ارضاء بکند غیر از خدا کسی نمیتواند شما را آرام بکند برای همین هم قید با حصر آورده(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) یعنی فقط با یاد بینهایت دل بینهایتطلب شما آرامش پیدا میکند.@ والا شما هر معشوقی که مدتی سرگرمش باشید بعد از آنکه به او رسیدی دلت را میزند چون میخواهی بینهایت بشوی اصلاً این روح بینهایتطلب را خدا در ما گذاشته به عنوان مظهر انسانیت ما، حالا چه کسی انسانتر میشود در این سیر خلقت چه کسی انسانتر است؟@ کسی که بتواند بینهایتطلبیش را بیشتر ارضا بکند هر چقدر انسان با بینهایت بیشتر انس بگیرد انسان یکی از معانیش انسگیرنده است هر چقدر بتواند با بینهایت انس بیشتری بگیرد با معشوق حقیقیش انس بیشتری بگیرد به او نزدیکتر و شبیهتر بشود انسانتر است.@ رقابت در این کمال توصیه شده به ما چشم و همچشمی در این کمال به ما توصیه شده گفتند شما در کمالاتی که حقیقت انسانی شما را شکوفاتر بارورتر میکند شما را به خدا نزدیکتر میکند تقرب بیشتری بین شما و خداوند ایجاد میکند شما را به هدف خلقتتان نزدیکتر میکند با همدیگر مسابقه بگذارید.@ بگذارید من از صفر بگویم مراحلش بد نیست این مراحلش را همه عزیزان بشنوند در این مسیر میگوید آدمها باید یک طوری حرکت بکنند که دو روزشان مساوی نباشد و دیروزشان بهتر از امروزشان نباشد حتی، فرمود هر کس دیروزش بهتر از امروزش باشد ملعون است.@ ملعون یعنی دور است چون خدا را که در نظر بگیریم ما اگر قرار باشد به خدا نزدیکتر بشویم باید هر لحظه نزدیکتر بشویم شبیهتر نزدیکتر بشویم به خداوند تبارک و تعالی اگر من دیروز نزدیکتر باشم و امروز عقبگرد بکنم در واقع دور شدم این را لعن میگویند لعن شدن دور شدن ملعون یعنی کسی که دور میشود.@ میگوییم لعنت بر فلانی یعنی دور باشد از رحمت خداوند تبارک و تعالی پس اگر من دیروزم دیروز اینجا بودم امروز اینجا هستم نسبت به این هدف دور شدم ملعون میگویند برای همین فرمود هر کس دیروزش بهتر از امروزش باشد ملعون است.@ اما میفرماید اگر دو روز انسان یک جور باشد(مَن ساوا یَوماً فَهُوَ مَغبون) کسی که دیروز اینجا بوده امروز هم اینجاست خوب دارد عمر میگذرد نزدیک نشد به خدا دو روزش درجا زد میگوید مغبون است مغبون است یعنی چی؟ یعنی باخته ضرر کرده زمان متوقف نیست ما زمان محدودی داریم برای اینکه خودمان را به هدف خلقت برسانیم.@ ما زمان محدودی داریم برای اینکه حس بینهایتطلبیمان را اشباع و ارضا بکنیم و خودمان را به سلامت کامل و قدرت کامل برسانیم که آمادگی برای مرحله بعد را داشته باشیم بنابراین اگر کسی دو روزش مساوی باشد میفرماید مغبون است.@ پس ما عقبگرد ممنوع توقف ممنوع باید حرکت بکنیم در این حرکت میفرماید حرکت کُند نکنید هر چیزی که حرکت شما را کُند میکند از آن فاصله بگیرید و ارتباطتان را با آن قطع بکنید هر چیزی که نمیگذارد تو به سرعت به هدف خلقتت برسی او شیطان راه توست دنیای توست.@ دنیای هر کس چیزی است که نمیگذارد به معشوقش برسد این دنیا میشود حتی اگر مقدسترین صورتها را هم داشته باشد از این باید فاصله بگیرید بعد میفرماید حرکتتان را سریع انجام بدهید(سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) سرعت بگیرید به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی که اندازه آن بهشت به اندازه همه آسمانها و زمین است.@ به سوی این سرعت بگیرید یعنی انسان باید کند حرکت نکند ضعیف نباشد دست پا چلفتی و بیعُرضه نباشد بداند برای چی خلق شده و به سمت هدف خلقتش حرکت بکند بداند معشوق اصلیش غایت اصلیش معبود اصلیش در این دنیا چیست و خودش را به آن برساند با سرعت هم حرکت کند به سمت این هدف خلقت.@ بعد خداوند به این راضی نمیشود میگوید شما ضمن اینکه سریع میایید سعی کنید از بقیه هم سبقت بگیرید(سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ) سبقت بگیرید به سمت مغفرت پروردگارتان و آن بهشت یعنی از بقیه جلو بزنید.@ پس ما جلو زدن و رقابت داریم اما در کدام کمال؟ کمال انسانی در کمال انسانی این را ما داریم کمال انسانی یعنی چی؟ یعنی اینکه من بیشتر عاشق بشوم عجله هم بکنم در عاشق شدن در انس با خدا حافظ فرمود:@

یعنی زودتر عاشق شو و الا عمرت تمام میشود کار جهان سر میاید در حالی که تو هنوز نقش مقصود را نقش مقصود یعنی هدف خلقت آن که مقصود از خلقت تو بوده نخواندی و نفهمیدی حیف است انسان قبل از اینکه عاشق بشود بمیرد.@ عاشق خدا عاشق معشوق حقیقی خودش عاشق کمال مطلق عاشق عاشق اله همه انسانها حیف است بمیریم لذا میگویند در این عجله بکنید در این شتاب داشته باشید این خوب است تا اینجا خوب است حالا این را در نظر بگیرید من باید در رسیدن به خدا هدف خلقت و اخلاق خدا را پیدا کردن عجله بکنم و شتاب داشته باشم.@ رسیدن به خدا را توضیح بدهم تقرب و رسیدن، تقرب و رسیدن یعنی شباهت پیدا کردن به خدا چون گفتیم خداوند از روح خودش که شبیهترین موجود و مخلوق نسبت به خدا بود در ما دمیده(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) این روح شبیهترین موجود به خداست همه صفتهای خوب همه کمالات الهی را دارد همه انسانها بالقوه این را دارند.@ هدف خلقت این هست که من در دنیا فرصت بکنم آن صفات را آن کمالات را شکوفا بکنم و بارور کنم هر چه بیشتر شبیه خدا بشوم به خدا تقرب بیشتری پیدا میکنم این شبیه شدن یعنی چی؟ همانطور که نبی اکرم(ص) فرمودند آن چیست؟ میگوید(تَخَلَقُوا بِاَخلاقِ الله) متخلق به اخلاق خدا بشوید خُلق خدا را پیدا بکنید.@ در اخلاق خودتان را با پایینترها البته کسی مقایسه نکنید بخواهید مثل خدا باشید خُلق خدا را داشته باشید اخلاق خدا را داشته باشید که این هم خیلی شفاف و واضح هست الان هم ما موقع بحث کردن در این باره نیست.@ هر چیزی که سرعت من را سبقت گرفتن سرعت داشتن حرکت کردن را به سمت هدف خلقت کُند بکند جهنم میشود دنیا میشود شیطان میشود نامبارک میشود این را تا اینجا داشته باشید حالا حضرت میفرماید(لا حُمقَ) هیچ حماقتی(اَعظَمُ مِنَ الفَخر) بزرگتر از فخر نیست.@ فخر در چیزهایی که کمال انسانی محسوب نمیشود چون وقتی که من من اگر بخواهم فخری هم بفروشم فخر در این هست که من چقدر نزدیک به خدا میشوم که این هم ما نمیتوانیم حدس بزنیم چون تا نمُرده انسان از این دنیا نرفته نمیتواند مطمئن باشد که سالم رفته انسان تا لحظه آخر مرگ در خطر است.@ بنابراین این فخرفروشی ندارد کمالات غیر انسانی هم که وجود دارند اما در حد ما نیستند آنها هم قابل فخرفروشی نیست بنابراین حماقت این هست که من به چیزی که در حیطه قیمتی من نیست فخر بفروشم اصلاً برازنده من نیست من فخر بفروشم این حماقت است.@ آن تهدیدی هم که علی(ع) کرد درست از کار در میاید یعنی میفهمیم میگویم درست از کار در میاید درست که هست ما میفهمیمش این که فرمود(مَن صَنَعَ شَیئاً لِلمُفاخِرَ حَشَرَهُ الله یَومَ القیامَۀِ اَسوَد) هر کس کاری را برای فخرفروشی انجام بدهد خداوند او را قیامت روسیاه محشور میکند چرا روسیاه محشور میشود؟ یعنی روسفید نیست؟@ روسفید کیست در انسانها؟ در حرکتی که ما داشتیم از خدا تا خدا(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) در برگشت در معاد چه کسی روسفید است از شب اول قبر به بعد چه کسی روسفید است؟ کسی که شبیهتر باشد به خداوند کسی که نزدیکتر باشد به خداوند کسی که به هدف خلقتش رسیده باشد.@ کسی که به عنوان یک انسان بتواند آنجا متولد بشود نه به عنوان یک حیوان، این که نبی اکرم فرمود ده گروه از مسلمانها در قیامت به صورت حیوان و سایر موجودات محشور میشوند اینها کسانی بودند که در دنیا ظاهراً مسلمان هم بودند اسلام را داشتند.@ ولی اینها هرگز با هدف خلقتشان انس نگرفتند اگر سراغ چیزی به نام دین و معنویت و عبادت هم رفتند برای دنیایشان میخواستند نه برای شدن نه برای تقرب به خود خدا نه برای انسان شدن روسفیدی با کسی است که از لحظهای که میخواهد برود آنطرف آنجا بپذیرندش.@ واقعاً وقتی متولد میشود به آخرت داریم امیرالمؤمنین(ع) بالای سر انسان میاید خود حضرت فرمود(مَن یَموت یَرَنی) هر کس بمیرد من را میبیند آن لحظهای که ما میخواهیم متولد بشویم چشممان به چشم امیرالمؤمنین(ع) بیفتد چرا امیرالمؤمنین؟ برای اینکه امیرالمؤمنین را میزان انسانیت قرار دادند.@ در زیارتنامه ایشان هم میخوانیم(اَلسَلامُ عَلَیکَ یا میزانَ الاَعمال) اینکه وقتی ما روبرو میشویم با امیرالمؤمنین با فاطمه زهرا با نبی اکرم با بقیه معصومین آنها به ما بخندند و لبخند استقبالشان به سوی ما باشد این روسفیدی است اما من بیایم مسابقه بگذارم در چیزی که قیمت انسان نیست کمال انسان محسوب نمیشود.@ چون اساساً به این سمت دیگر من حرکت نمیکنم هدفهای حیوانی درست در نقطه مقابل هدفهای انسانی هستند بنابراین من روزبهروز کسی که میاید فخرفروشی میکند به فکر پُز دادن هست جلو زدن از دیگران هست روی دست دیگران بلند شدن هست.@ این روزبهروز از شبیه شدن به هدف خلقتش به آن معشوق خودش دور میشود برای همین هم روز قیامت روسیاه محشور میشود روسیاه یعنی چی؟ یعنی به هدف نرسیده به غایت نرسیده خجالت زده با میزان اعمال سبک یعنی هیچ سنخیتی دیگر با بهشت ندارد.@ هیچ سنخیتی با ساختار آخرت با ساختار هندسه آخرت با ریاضیات آخرت دیگر این هیچ سنخیتی ندارد با شرائط زیستی آخرت تطبیق نکرده اصلاً نفسش با او هیچ تناسبی ندارد.@ مثل یک جنینی که در رحم مادر وقت را تلف کرده گذرانده نُه ماه بوده در رحم مادر اما وقتی میاید میبینی که خیلی چیزهایی که باید اینجا داشته باشد با خودش نیاورده این روسیاهی میشود این شروع دردسر است.@ پس حالا خوب دقت کنید با توجه به این یک بار دیگر این احادیث را میخوانیم(مَن صَنَعَ شَیئاً لِلمُفاخِرَ حَشَرَهُ الله یَومَ القیامَۀِ اَسوَد) هر کس کاری را برای فخرفروشی انجام بدهد روز قیامت خدا او را روسیاه محشور میکند چرا روسیاه؟ چون قدرت و کمال روسفیدی انسان به کمال انسانی بود و این از او عاری است.@ این اصلاً در این اشتیاقی نداشت که خودش را شبیه خداوند بکند به اخلاق الهی اصلاً مهم نبود در زندگی برایش که من اخلاق داشته باشم آن هم اخلاق خدایی برای اینکه این مسابقهاش با انسانهای دیگر در چیزهایی بوده که اساساً کمال انسان محسوب نمیشده.@ یعنی دنبال شخصیت کاذب بوده عزت کاذب برتری کاذب علو کاذب فخرفروشی کاذب وقتی که کسی میرود دنبال یک چیز کاذب صادقش در قیامت عذاب میشود بزرگان ما فرمودند عزت کاذب در دنیا ذلت صادق میاورد همین است چرا؟.@ چون با معیارهای عزت در آخرت کسی که رشد نکند این تمام تلاشش این هست که در کمالات حیوانی بزرگ بشود بعد میرود آنجا میبیند آنجا این را نمیخرند آنجا این که تو مدرک تحصیلت چیست پسر چه کسی هستی چقدر لباس داری چند تا خانه داری چقدر مشهور بودی.@ چقدر معروف بودی خانهات کجا بود چقدر طلا داشتی چقدر زیبا بودی شغلت چه چیزی بود اینها آنجا اصلاً هیچ ارزشی ندارد و تو تمام تلاشت را برای این کردی وقتی میرسی آنجا میبینی که آن چیزهایی که تو بردی آنجا قابل قبول نیست اصلاً ارزش نه تنها محسوب نمیشود چون باطل بوده و تو با باطل پیوند خوردی برایت اتفاقاً دردسر هم میشود.@ مثل یک جنینی که مثلاً دست نیاورد اما یک دُم بیاورد عکسهای تولدهای ناقص اگر دقت کرده باشید هست یک پای اضافه بیاورد یک سر اضافه بیاورد یک غده بزرگ مثلاً روی گردن یا روی شکم بیاورد این کار کرده این غده هم بالاخره ساختار ریاضی دارد تغذیه شده بزرگ است.@ ولی وقتی میاید این نه تنها مایه عزتش نیست بلکه مایه ذلتش هست شرمنده میشود و خجالتزده میشود میخواهم بگویم رفتن به سمت چشم و همچشمی به سمت پُز دادن فخرفروشی روی دست دیگران بزرگ شدن نه تنها ما را عزیز و بزرگ نمیکند حقیقتاً بلکه در درگاه خدا روزبهروز ما را خارتر و ذلیلتر میکند اصلاً اینطوری نیست.@ توضیحی که راجع به جهنم دادند این هست که جهنم جایگاه آدمهای متکبر است آدمهایی که در دنیا عزت را به چیزی غیر از عزت الهی میدانستند از غیر از طریق خدا میخواستند عزیز بشوند و بعد رفتن به سمت کمالات وهمی و خیالی اینجا ذلیل میشوند.@ که من انشاء الله جلسه بعد حتماً این بحث را خدمت همه عزیزان توضیح بیشتری خواهم داد خداوند انشاء الله به حق محمد و آل محمد ما را از این رذیله بسیار خطرناک که دنیا و آخرت ما را نابود میکند دور نگه بدارد خدا انشاء الله به همه ما این قدرت را بدهد که بتوانیم از این شهوت فخرفروشی علو بیجا بزرگ شدنهای بیجا پرهیز بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@