جلسه 003 - مهارت‌های زندگی ۱
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
3
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - مهارت‌های زندگی ۱

من یک قاعده ای در رابطه با کلیات وظایف و دارایی های یک خانواده عرض کنم. هر زن و مردی در خانواده سه وظیفه دارند، فرق هم نمی کند زن ومردهردواین وظیفه رادارندالبته تاکید بیشتر در آقایان است، این سه وظیفه را طی قانون سه انگشت معرفی می کنیم. این سه انگشت که کوچک، متوسط، بزرگ است.

که وظیفه اول که از همه کوچکتر اما مقدم است عبارت است از تامین مادی، برای شروع یک زندگی یک حداقل های مادی نیاز است (و همانطورکه عرض شد یک حداقل مادی نیازاست)، نه آن سخت گیری هایی که الان مرسوم است چه دختر در تهیه جهیزیه و چه پسر درمقدمه تاکار برای خودشان یاپسربرای دختریادختربرای یاخانواده دختربرای پسر قائل هستند.

در قرآن زن دادن را وظیفه پدر و مادر می دانند (زوّجوا) شماازدواج وهمسر بدهید فرزندانتان را یعنی والدین اگر در وسعشان باشد یا در قید حیات باشند، باید کمک کنند به ازدواج فرزندان شان، حداقل های مادی را در اختیارشان قرار دهند. امااصالتانان آوری اقتصادی خانواده به عهده مرد است حال اگر در موقع خواستگاری یا در دوران عقدمردشاغل نباشیدهیچ طوری نیست. ولی برای شروع زندگی مرد باید وقتی رابرای کسب در آمد زندگی اختصاص دهد.

اگر در دو بخش دیگرکه متوسط و بزرگ است که اینهابخش وسطی بخش عاطفی وبخش بزرگتربخش معنویست.اگر در این دو بخش فعال باشند و ثروت و دارایی داشته باشند به هیچ وجه ضعف های مادی نمی تواند مشکل ساز در زندگی باشد. ضعف های مادی موقعی مشکل ساز است و عامل اختلاف و چه بسا باعث جدایی می شود که زن و مرد در دو دارایی مهم تر یعنی دارایی عاطفی و دارائی های معنوی یا چیزی ندارند یا خیلی ضعیف هستند.

بنابراین وقتیکه در این دو بخش که پاسدار و افزایش دهنده عشق هستند ضعف داشته باشند تمام توجه و دل خوشی ها مصروف می شود به بخش مادی که متاسفانه با دل هم ارتباط ندارد.هی تلاش می شود که آسایش وضعیت زندگی بهتربشود اما چون با بخش دل هیچ ربطی نداردگرمادهنده ی به زندگینمیتواندباشد.

من در یکی از مرفه ترین نقاط تهران سخنرانی دارم برای انسان شناسی مشاوره هم دارم گاهی اوقات افراد به مشاوره می آیند می بینم که اینهاازوضعیت مالی بسیارخوبی برخوردارهستند زن و مرد و فرزند ثروت زیادی دارند اما اصلااحساس خوشبخت ندارند دل مرده ناراحت ومتنفر از همدیگرهستند.

واین اشتباهی است که ازاول در سر ما کرده اند که ما خوشبختی مان به این است که در بخش آسایش سرمایه گذاری کنیم. در حالی که ما باید در بخش آرامش سرمایه گذاری میکردیم بخش آرامش هم به این دوبخش بستگی داردیعنیدو ثروت (عاطفی و معنوی)اما چون در این قسمت ضعیف هستیم و یانمی خواهیم به آن بپردازیم.عمدهوهدفی که از یک زندگی سراغ دارنداهدافیست یا جمادی،گیاهی،حیوانی میدانیم. مثلاً ما زندگی می کنیم، تاصاحب فرزند شویم، بچه دار شدن جزو کمال گیاهی است، حتی حیوانی هم نیست گیاهان هم تولید مثل دارند و بعد بچه را بزرگ می کنیم. این احساسات حیوانی می شود، سپس مدرسه بفرستیمش، عروس یا دامادش بکنیم و بعد هم بمیریم این میشود زندگی برای بچه هایمان رفاه تهیه کنیم. مدارس خوب ودانشگاه درس بخوانندودکتر مهندس بشوند خانه مان ازهشتادمتربشودصد و هشتاد متروبه پانصدمتربرسد یادائما اتومبیلمان عوض بشود.ولی خب میبینیم این زندگی نیست آن چیزی که باید تولید شود، نمی شود.

(دررابطه بابخش اقتصادی در سی دی آموزش همسران توضیح دادیم که حداقلهای اقتصادی وبایسته های اقتصادی به چه صورت باشد).درهمین دوره ای که درتلویزیون هم ظبط کردیم حدود46جلسه بعنوان مهارتهای زندگی است 26قسمت40دقیقه ای آن بخش دوم که خیلی مهم است و پیوند دهنده دو بخش دیگر است بخش اقتصادزندگی است مفصل توضیح دادیم که اقتصادزندگی بایدچگونه باشد20قسمت باقی مانده هم در مورد آن دوبخش دیگرصحبت شده است.بخش بعدی که خیلی مهم است بخش وسط هم است وپیونددهنده ی دوبخش دیگربخش عاطفی است و بخش بالاتربخش معنوی است بخش وسط اگر نباشد نه بخش مادی و نه معنوی نمی توانند کاری کنند.

در خانواده هایی که عشق و عاطفه نیست و لو مذهبی هم باشند بازشکست وجود دارد حتی اگر مشکل مادی هم نداشته باشندبازشکست وجوددارد، عاطفه فوق العاده مهم است.

بخش معنوی هم پشتیبان است، اگرکسی میخواددرعشق موفق باشدبدون معنویات کم می آورد، دچار خود خواهی می شود و آن چیزی که اسلام می خواهداصلاایجاد نمی شود.

امام صادق (ع) در بخش عاطفی وضعیت طبیعی را چنین ترسیم می کنند، که هر مقدار از زندگی می گذرد باید عشق افزایش پیدا کند. اصلاً توقف و کاهش ممنوع، یعنی از هر حجمی که شروع می کنند این باید افزایش پیدا کند دائماتاآخرعمر بلابرودهیچوقت برای همدیگر تازگی شان را از دست ندهندومتوقف نشودوکاهش پیدانکند.

این وضعیت طبیعی یک زندگی است که متاسفانه ما از این وضعیت طبیعی وبه قول امروزی هااستاندارد دور هستیم، یعنی اگر یک پیوند درست انجام شود ودختر و پسر، زن و مرد به هر سه بخش توجه کنند این مسئله یعنی روبه رشدبودن عواطف واحساسات قطعااتفاق خواهدافتاد.

لذامیفرماید(کلما ازداداً للمرء ایمانا ازداد للنساء حب) هر چقدر ایمان شخص بیشتر می شود علاقه اش به همسرش بیشتر می شود.

البته همسر مصداق است. پدر و مادر، خواهر و برادر، فرزند نیز همین طورشامل میشود. اساساً انسان در سایه تقویت معنوی که سومی هست قدرت عاطفی فوق العاده ای پیدا می کند.وبین ایمان و عشق رابطه مستقیم وجود دارد همانطور که بین ایمان و شادی و آرامش رابطه مستقیم وجود دارد. بنابراین ایمان هر چقدر افزایش پیدا کنداین علاقه بیشتر خواهد شد.

چرابین اینهارابطه مستقیم وجود دارد؟ یعنی ما درجه ایمان و انسانیت را از علاقه و عاطفه می فهمیم ببینیدایمان یک حرکت رو به رشد است از انسان به سمت خداوند تبارک و تعالی مثل یک شاگرد که درمحضراستاد حرکتش بعد از چند سال شاگرد شباهت به استاداست درورزشهای رزمی شمادیدیدکه شاگردیواش یواش تبدیل میشود به استاداگراون خصوصیات وتواناییهایش را خوب جذب کرده باشد می شود استاد اگرجذب نکرده باشدکه مسخره است درتمام رشته ها زبان کامپیوتر، نیز همین طور است. شاگرد شبیه استاد میشود تمام خصوصیات و کمالات استاد الگو ومبداراجذب میکند.

ایمان یعنی یک شخص بتواند در طول زمان از این اسم های خدا که مادرجوشن کبیر شبهای ماه مبارک هزارتااسم میخوانیم بتواند اسم های بیشتری را جذب کرده باشد، یعنی واقعاً به کمالات رسیده باشد. وقتی یک نفری را می گوییم اسم جذب میکندمیگوئیم این نجاراست.نجارهست یعنی چی؟ یعنی به توانایی نجاری رسیده است و فقط اسم که نیست میگوئیم این شاعر است.یعنی چی شاعراست؟یعنی قدرت شعرداردیانقاش است زبان میداند تایپیست است اینها کمال است اسم جذب کردن یعنی این .الان چندتااسم شدنجار شاعر تایپیست ونقاش خب بلاخره کمال بدست آورده است.

وقتی میگوئیم حرکت به سمت خدا یعنی شخص میتوانداسم های خدا را اجرا کند در درون خودش داشته باشدوآنهارانشان بدهد. مهم ترین اسم های خداکه درنمازهم تکرارداریم رحمان و رحیم است. بنابراین اصلاامکان ندارد یک نفر به خدا نزدیک شود و آدم خشن و پرخاشگر، تحقیر کننده دیگران وسرزنش کننده دیگران باشد-بی ادب –له کننده دیگران باشد –بی عاطفه باشد.اینها اصلاامکان ندارد.

میگوینداین خیلی ایمان دارد خب یعنی چی؟میگه مثلانمازمیخواندچندبارحج کربلا سوریه رفته است.ازاینهااصلامعلوم نیست.آنهایی که امام حسین را کشتند همه نماز می خواندند کماآنهائی که باامیرالمومنین جنگیدندهمه روز ها روزه میگرفتند و شبهاعبادت می کردند.

این را نمی توان گفت ایمان، ایمان یعنی اینکه توچند تاازاسمهای خدا را جذب کردی، چطور می توانی اسمهارا نشان دهی، چقدرتوانائی هاوکمالات خدارامیتوانی ظهوربدهی رحمان هستی، رحیم ودود، غفور، کریم، جوادهستی میتوانی ببخشی عرضه ی بخشیدن ندیدن و عفورا داری یا عقده و کینه می کنی یا انتقام گیرنده هستی. پس تو شبیه خدانشدی اگراینگونه هستی.شبیه خداشدن یعنی اسمهاراجذب کردن اصلامعنویت که میگوئیم یعنی همین که میگوئیم سومین مسئله معنویت است ما باید تربیت معنوی داشته باشیم. این خیلی مهم است.

یعنی شخص با غایت خودش و هدفی که برایش خلق شده پیوند برقرار کند، بنابراین وقتی می گوییم بین بخش سوم و دوم رابطه مستقیم وجود دارد هر قدر بخش سوم قوی تر باشد، بخش دوم قوی تر می شودبخش سوم که بخش معنوی وپشتیبان هست به همین دلیل میباشد.

آدمی که معنوی است ومی خواهد شبیه خدا شوداواصلا تنگ نظر، کوچک، بخیل وله نیست دعواها بر سر کوچکی ایجاد می شود ادم یک جاکم می آورددعوامیکندپرخاشگری ها و له شدن ها مال موقعی است که آدم کوچک می شود.دقت کردیدخداوندچرادرقرآن وسیره نگاه کنیدخیلی راحت دشمنانش راعذاب نمیکندراحت بادشمنانش درگیرنمیشود بهشون مهلت میدهدچون بزرگ است ائمه همینطوربودندماشایدباشیم اینگونه نباشیم پیغمبر بعد ازآن همه ظلمی وجنایتهائی که ابوسفیان کرد وقتی وارد مکه شد یک نفر شعار داد امروز روز انتقام است، پیغمبر فرمود: نه امروز روز رحمت است شما هیچ جای دنیا یک همچنین سابقه ای را ندارید.

جالب اینجاست که پیغمبر برای اینکه دشمنانش یک موقع خجالت نکشند و شرمنده نشونددرآشتی کردن باپیغمبر که حالا ما این همه سال ظلم واذیت کردیم وپیغمبرمیدانست که شایدآنهاخجالت بکشندازآشتی کردن رئیس اینهاکه ابوسفیان است و آنها بیشترمیترسیدندکه پیغمبرآنهارانابودکند نه تنها آنها را تنبیه نکرد بلکه فرمود هر کس به خانه ابوسفیان برود در ا مان من است. یعنی دشمنش را هم بزرگ کرد و به دشمنش شخصیت داد.یعنی اینکه خیلی ها شاید بخاطرظلمهایی که به من کردند نتوانندهرکس بروددرخانه ابوسفیان درامان من است ومن اسلام آنهارامیپزیرم.این قدرت است.

ماآن جاهایی که کم میاریم دعوامیکنیم و به هم می ریزیم آنجائی هست که بی ظرفیت وکم ظرفیت و کوچک هستیم. انسان در سایه معنویت حقیقی که معنایش راتوضیح دادم (نه اینکه رفتار های مذهبی داشته باشیم)، (بعضی رفتارهای مذهبی رفتارهای واجب هست که باید رعایت شوداینهاسرجای خودشان است) بایداین ظواهر منجربه تشکیل باطن بشودمابایدباطن داشته باشیم وواقعاشخص ایمان داشته باشد.باخدابه امنیت وآرامش برسدبتونه باخدارفاقت کنه رفت وآمد بکند دوست باشد و از خدا بگیرد و بتونه باخداحرف بزندواگربه این مرحله رسیدعاطفه درآن شخص قویتراست. این سطح طبیعی روابط عاطفی است. چند درصد از زندگی های مااینگونه است؟گه هرچقدر زمان بگذرداین عاطفه ومحبت ما بیشتر شود؟این قائده وفرمول داردکه من امروزچندتا از آنها را خدمتتان عرض میکنم که خیلی مهم است.

در رابطه با ربط بین معنویت و عاطفه یکی از دلایل شبیه شدن انسان به خدا و یکی دیگر نوع نگاهی است که افراد در سایه معنویت پیدا می کنند تا عشقشان روزافزون شود.

ببینیدشماالان نگاه کنیداگربخش معنویت حذف شودبخش عاطفه ومادی میماند، که مادراین دوبخش با حیوانات مشترک هستیم حیوانات هم همدیگررادوست دارند و اهل فداکار هستندوحاضرهستندبخاطرهمدیگربمیرندد و مسائل مادی را هم دارند.ببینیدوقتی معنویت حذف شد نگاه درست به انسانها حذف می شود یعنی علاقه ها و ارزش ها محدود می شود به تولد تا مرگ یعنی دنیا،وقتی دنیاشدچون دنیامحدوداست دعوامیشود ومحل تضاد است.

انسان وقتی خودش یا دیگران را به اندازه دنیا دوست داشته باشد حتماً کم می آورد، لذا دعوا و اختلاف ایجاد می شود. توقف یاخدای ناکرده رکودایجادمیشود.معنویت یعنی وقتی من به همسرم نگاه می کنم او را تا قیامت و بعد از قیامت می بینم و او را آنطوری که خدا خلق کرده و معرفیش کرده می بینمش نه آنطوری که الان درجامعه و دنیا دارند همدیگر را معنامیکنند. (تولدتامردن) بعدچه اتفاقی می افتد؟

وقتی به بلندای ابدیت نگاه کردیم یعنی من دنیا، قبر و آخرتش قیامت وبعدازقیامتش را هم دوست دارم. به همین بلندا بهش نگاه کنم به همین بلنداهم به اوعلاقه دارم وقتی که انطورشداین حجم علاقه خیلی زیادمیشود آنوقت دیگر سر دنیا با هم دعوا نمی کنیم.اولین توصیه ای که به عزیزان دارم این است که اگرمیگوئیدواقعاماهم دیگررادوست داریم اول اینکه نگویید به اندازه دنیا دوست داریم چون یهدنیا خیلی بزرگ نیست به اندازه ابدیت وبلندای ابدیت دوست داشته باشید.

هیچ وقت به خاطر دنیا با هم دعوا نکنید. یعنی اگر چیزی می خواهد شما اختلاف ایجاد کندمحدوداست و رنگ دنیایی دارد کنار بگذارید. چه کسی می توانداینکاررابکند؟ چه کسی این توان را دارد که سر دنیادعوا نکند؟ کسی می تواند که ما به ازاء آخرتی داشته باشد. اگر کسی ما به ازاء آخرتی سراغ نداشته باشد امکان ندارد بر سر دنیا دعوا نکند هیچ دوتااهل دنیایی راسراغ نداریم که دعوانکنندجنگ میکنندهمدیگرراهم میکشندهمه جنگهای درطول تاریخ به این دلیل است که آخرت راندیدنداگرکسی مابه ازاءآخرتی داشته باشدبرای دنیادعوانمیکندیعنی بداندامکان ندارد.یعنی بداندکه من یک موجودابدی هستم و ارزش کار من ابدی است حتی حیوانی ترین کار من ابدی وآخرتی است دنیایی نیست، کوچکترین کار من یک اثر جاودانه دارد این آدم می تواند سر دنیا دعوا نکند.

امااگرکسی که این راسراغ نداردنه بخاطرهمین میگوییم این دوتا(معنویت) رابطه شان خیلی مهم است.

آن عشقی که امام صادق (ع) می فرماید: روز به روز افزایش پیدا می کند در سایه فقط ایمان بوجود می آید وبه هیچ وجه شما در غیر اهل ایمان سراغ ندارید که یک عشقی بعد از چهل سال تازه تر بشود.

یک حجمی ازعشق وعاشقی وشعروترانه درنامزدی تاعقدوجودداردوبعدش هم توقف است دیگرافزایش پیدانمیکند.

حالامیخواهیم در بخش عاطفی یک مقداربیشترصحبت کنم این بخش بسیارمهم است چون ربط زیادی هم به مسائل معنوی دارد.

دربخش عاطفه دوچیز شد یکی شبیه شدن به خداکمک میکندکه ماعاطفه مان زیادشودویکی نوع نگاه آخرتی که داشته باشیم کمک میکندتاسطح عواطفمان بالابرود

فرمولی که درمباحث عاطفی هست من تقسیم بندی هایش رامیگویم بعدیک مقدارراهکارهارامیگوییم.یک اینکه اگربخواهیم روابط عاطفی خوبی داشته باشیم وتقویت کنیم چند کار را باید انجام داد.

1.ظلم نکنیم.حالانیروی این راازکجابیاوریم که به همدیگرظلم نکنیم.میگویدشماحرف خوبی زدی امامن نمیتوانم نیش نزنم –تحقیرنکنم-دادنزنم-فحش ندهم.پس درمرحله ی اول ترک ظلم است.

2). ترک بی احترامی است اینهاخطهای قرمزاست وقتی میآیددیگه توقع عاطفه نمیشودداشته باشیم وقتی آزار اذیت آمدوافراددرخودشان دیدندکه میتوانندهمدیگروآزاراذیت تحقیر وله سرزنش یاتمسخرکنند

دیگه نمیتوانیدشمایک عشق روزافزون وحداقل پایدارراتوقع داشته باشید.ترک ظلم ترک بی احترامی ورعایت ادب.

3).رعایت ادب، ما در کلام یک سلسله خط قرمز ها داریم که باید این خط قرمزها در صحبت کردن های ما رعایت شود. خدایی که این عالم را خلق کرده تاکید می کندببینیدچقدرمهم است این فرمول که دربخش کنترل فکراین هاراتوضیح دادیم.به بندگان من(یقول التی هی احسن) وقتی می خواهند حرف بزنند. بهترین کلمات را استفاده کنند. کلمات خوب کافی نیست. بلکه ازبهترین کلمات استفاده کنیم چرا؟

(ان الشیطان ینزغ بینهم) شیطان با استفاده از کلماتی که از دهان خارج می شود بینشان اختلاف ایجاد می کند. شیطان یک موجود حقیقی، خارجی است، موجود توهمی نیست ساختارتولدعملکردش راداردتوضیح میدهد صدها آیه اختصاص دارد به عملکرد همچنین موجودی واین مموجودهم لازم است در زندگی ما باشد اگر نباشد نمی توانیم قدرت علاقه ها، کمالات و را ظهور دهیم بدون مانع نمی شود.همانطورکه بدون آزمایش وتمرین کسی ورزشکارنمیشود-بدون درس خواندن به قدرت فکری نمیرسد.

ساختار خلقت با تمرین و ورزش ایجاد شده، در همه جنبه ها شیطان مربی ماست ورزش دهنده ماست زمینه تمرین را برای ما ایجاد می کند اگر نباشد هیچ کس نمی تواند به انسانیت برسد، به برکت شیطان است که انسانها به بالاترین درجه انسانیت می رسدبایدباشدوتمرین دهد کاراواین هست که ایجادتمرین کند.

اگر شما از کلمات بد استفاده کنید، شیطان شروع می کند افکار بد و ضعفها را در شما ایجاد می کند و باعث اختلاف بین شمامی شود. (قل لعبادی یقول التی هی احسن) وقتی مسئله کلیدی می شود قرآن از کلمه (قل) استفاده می کند وقتی مسئله شاه کلیدباشدقبلش یه قل می آورد.به بندگانم بگو وقتی با همدیگر میخواهند صحبت کنند بهترین کلمات را انتخاب کنندچون شیطان بینشان اختلاف میاندازد.

بعضی ها فکر می کنند وقتی با هم صمیمی می شوند می توانند هر حرفی را بکار ببرند مثل خاک بر سرت و یا به تو چه و.... فحش بدهندتحقیرکننداین خط قرمز ها رارعایت نمی کنندبعدمیگن ماباهم خیلی ندارهستیم. (لکل شیء بذرو بذر عدوا المزاح) برای هر چیزی بذر و تخمی است بذر دشمنی شوخی است.شوخی هایی که در آن بی ادبی یا آسیب باشد.شوخی های بدنی شایدکه یک کم وبه صورت لطیف خیلی مانع نباشد اماشوخی های بدنی ولفظی که افرادهرچی دلشون بخواد به همدیگربگویندوقتی زیادشددشمنی می شود. اکثر قریب به اتفاق طلاق ها،برای رعایت نکردن این یک فرمول که قرآن می فرماید. که باهم نمی توانند بهترین کلمات را شناسایی کنندوبگویند.حال بعضی ازدانشمندان زحمت کشیدندیک جلدکتاب شایدنصف قرآن ماکه فقط روی الفاظ کارکردن. اینکه چه الفاظی نباید اصلا بکار برده شود جزوخط قرمز ها است و در خانه نیاید این لفظ ها ممنوع هستش مثل مواد مخدر و لقمه حرام که نباید به خانه بیاید.این الفاظ بایدشناسایی شودکه روی آنهاکارشودخیلی هم وقت گیرنیست. پس(1.ترک ظلم 2.ترک بی ادبی 3.رعایت احترام و4.مهرورزی)

برعکس تصور افراد که فکر می کنند وقتی رابطه شان صمیمی طولانی شد می توانند هر حرفی را به همدیگر بزنند حضرت می فرماید (کلما طالت الصحبه اکد الحرمه ) هر قدر مصاحبت طولانی تر است حرمت هم باید بیشتر شود.

4) مهرورزی و ابراز علاقه، ابراز لفظی، ابراز بدنی که این هم شاخه های مختلفی دارد که از زبان، نگاه، لمس شروع میشود تا انواع و اقسام مهرورزی ها که است. این کلیات را در نظر بگیرید نیرویش را از کجا بیاوریم؟ در(تقویت ایمان و درست نگاه کردن)، یک مقدارراجع به درست نگاه کردن من میخوام صحبت کنم این خیلی مهمه .در درست نگاه کردن حضرت می فرماید: در مرحله اول که شمابه افراد نگاه می کنیداین است که (هو انت،)یعنی چه؟خودتو، اختلاف شما بدنی است و گر نه حقیقت شما یک نفر است این فهمش خیلی کارمیبردونیازبه یک مقدار تمرین داردکه یاد بگیریم آن من هستم و وقتی من هستم امکان ندارد به طرف مقابل ظلم، تحقیر، توهین بکنی اگر این کار تحقیر و ... را کردی در واقع به خودت ظلم کردی.

سوره بنی اسرائیل می فرماید: (ان احسنتم احسنتم له انفسکم و ان اسأتم فلها) اگر خوبی کنید به خودتان کردید و اگر بدی کنید به خودتان برمیگردد. وقتی خودتو آزادگذاشتی وهرکاری بکنی وقتی بچه ات به دنیابیایدتورانشان میدهدهمان کارهای بدی که توکردی این انجام میدهد وکاملابه خودت برمیگرداندرفتارهایت را زودرنج نق نقوعصبانی پرتوقع حساس بودی حالامیبینی بچت هم همینطوراست وتوهم دیگه تحمل نمیتوانی بکنی.آنوقت میگویندبچه چرااینطوری شده تاحرف میزنی گریه میکنه ناراحتی میکنه هرچه بهش میدهی سیرنمیشه هرچی بهش محبت میکنی کم هستش.نمک نشناس ولوس هستش حالادعواهاشروع میشود.

گاهی اوقات پدر یا مادر به فرزند می گویند بی تربیت، حال این تربیت را چه کسی باید می کرد خوب شماهیچ کاری نکردیدهر چقدر هم که فحش بدهی به خودت هستش .ولی فقط این نیست( هو انت) خیلی مفهوم بلندی دارد. (هو انت) یعنی یک حقیقت هستی هر چی برای خودت دوست داری برای او هم دوست بدار و هر چی که برای او دوست نداری برای خودت هم دوست ندارد.

خودخواهی راحذف میکندبا حذف خودخواهی است که آن اتفاقات قشنگ می افتد. این مکتب رامابابیدخیلی قدرش رابدانیم هیچ کجای دنیایک همچین آموزشهایی وجودندارد.در مرحله دوم(هو رسول الله)یعنی همسرتودوست توومومنی که داری باهاش زندگی میکنی خود پیغمبر و اهل بیت هستند. امام صادق (ع) می فرماید: شما گمان نکنید وقتی یک مومن را خوشحال کردید او را خوشحال کردید وا... قسم شخص رسول الله خوشحال تر می شود. (من سر مومن فقد سرنی) پیامبر فرمود هر کس یک مومن یا مسلمانی را خوشحال کند من را خوشحال کرده.انسان به عشق رسول الله واهلبیت علیهم السلام به دیگران احترام بگذاردمحبت کندوببیندقیمت آنهاچقدربالااست.

مرحله سوم میفرماید(هو الله)یعنی چه؟ یعنی خداوند.یعنی به بندگان خدا به حرمت خدااحترام بگذارد خداونددریافت کننده است.درآیه ای میفرماید(من ذالذی یقرض الله قرضا الحسنه)دراین آیه خدا خودش را جای بنده اش می گذارد، ومیفرمایدوقتی به بنده ی من قرض می دهی یعنی به من قرض دادی.وبه من قرض دادی من میگیرم .پس به من قرض بدهیدوقتی من بگیرم چکارمیکنم .در روایت داریم وقتی یک نفر را اکرام کردی یعنی خدا را اکرام کردی. حضرت سوال می کند به نظر شما خدا با اکرام کننده خودش چه کار می کند؟چقدر خوب است به این حرمت برسیم نسبت به همدیگرآنوقت هیچ کس سرهمدیگر کلاه نمیگذاردهیچکس دیگه کسی ودورنمیزند تحقیرسرزنش نمیکند.مسخرگی درآن نیست.عیب همسرمن عیب خودم است بنابراین اصلامنتظرمچ گیری نیستم.

حضرت می فرماید: زشت ترین صفات مال این است که افراد عیب های همدیگر را به خاطر بسپارند و در حافظه نگهدارند ودر یک جایی بر سر وصورت همدیگربزنند. این چقدر بد است. هر کاری کنی من خدا دریافت کننده هستم.این به یک حقیقت شناسی وانسان شناسی برمیگردد.

باید در بخش انسان شناسی سرمایه گذاری کنیم شما تا قیمت های خودتان را ندانید خود را مفت می فروشید، مفت خود را تلف میکنید، اگر من قیمتم خداست به کمتر از خدا هم نمی فروشم.لذاامام کاظم (ع) می فرماید: بهشت پاداش بدن های شماست. پاداش خود شما نیست. (لیس له... ثمن الی الجنه) بدن شما پاداشش بهشت است پاداش خود شما بهشت نیست.

مااگر خودمان را نشناسیم با یک حیوان یا گیاه اشتباه می گیریم وتاآخرعمریاحیوانی زندگی میکنیم یاگیاهی و دلمان خوش است که آدم هستیم.وقتی میگویندقیمت توکمترازخدانیست یعنی کارتورافقط خدامیخردهرکاری باهمسرت انجام بدهی میگویداین کاربرای من است چه بدبکنی وچه خوب انجام دهی من خداباتوطرف هستم.نوه امام خمینی(ره) آمد خدمت امام، گفت این فرزندانم من را خیلی اذیت می کنند. الان خیلی از خانم ها بیزار هستند از این قضیه می گویند ما یا بچه دار نمی شویم یا اگر شد یک یا دو فرزند این یک تفکر غلط است. سن که رفت بالا به 35 یا 40 سال زندگی شان از خیلی شیرینی هاوزیبا یی های داشتن بچه می افتد، خودشان هم زود افسرده می شوند.امام به نوه شان فرمود: من تمام عبادتهای عمرم را بدهم توثواب اذیت بچه ها را به من بدهی. امام شوخی میکند یا تعارف می‌کند.

تحمل بارداری و تحمل اذیت بچه تمام گناهان انسان را ذوب می کند، فرزند خودت است،پدریامادرش هستی و درجات عالی آخرتی برای انسان دارداز نماز شب خواندن،مکه وکربلا رفتن ثواب بیشتری دارد همین تحمل اذیت کردن بچه را داشتن.

به زن می گوید که اگرکاری در خانه کردی برای من کردی، اگریک ظرف آب آوردی برای همسرت، ثواب یک سال عبادت را برایت می نویسد.اگر در خانه یک ظرف را جا به جا کردی، می فرماید: هشت در بهشت به رویت باز می شود. و هفت در جهنم به رویش بسته می شوداین عبادت است یک سری می گویند این عبادت هستش کلفتی می کنیم نه این چه حرف غلطی است.به مرد می گوید وقتی کار می کنی در جهاد فی سبیل الله هستی. آنوقت مردمیگویدازصبح تاشب نوکری میکنم برای اینها.کارخود را به زنت یاشوهرت نفروش چون اگر بفروشی خودت را کوچک کردی.

همسر ما هر چقدر عزیز باشد به قیمت ما نیست، یعنی ما نمی توانیم خودمان را به همسرمان بفروشیم ما فقط می توانم به خدا بفروشیم طرف معامله یک کس دیگر است. لذا می فرماید اگر یک زن کاری در خانه کرد و منت گذاشت که من درخانه تو 20 سال زحمت کشیدم وبشکند این دستی که نمک ندارد خداوند می فرماید تمام اجرش را ضایع کرده.

تو چرا خود فروشی کردی چراخودت وبه شوهرت فروختی چرامنت گذاشتی سرشوهرت.تو شوهرداری کردنت مال من است من میخرم. به مرد هم می گوید زن داری ات را من می خرم بنابراین بر سر همدیگر منت نگذارید هر کاری می کنید.(من اینکارو کردم –توقدرنشناسی –نمک نشناسی تو...) لذا در این رابطه اصلا باختن وجود ندارد تمام این رابطه چه طرف مقابل قدر بداند چه نداند برد برداست. ما برد باخت نداریم، باخت باخت هم نداریم فقط برد داریم البته اگرخودت عرضه ی استفاده راداشته باشی .

لذازندگی زناشویی در سایه ایمان وعاطفه یک زندگی است که درآن هیچ باخت ندارد، همه کارش سود وارزش است، آزار دهندگی ونیش زدن نیست چون او خودتی، رسول الله و خود خداست، کار را خدا دریافت می کند. فرمود اگر به بنده من اهانت بکنید می فرماید هیچ کس به خانم ها اهانت نمی کند ما اکرم النساء هیچ کسی اکرام نمی کند به خانم ها مگر آدم با شخصیت و هیچ کس اهانت نمی کند مگر آدم پست.این یک مصداق است خانم درموردمردهم همینطورزنی که به مردش توهین می کند پست است اساساامکان ندارد یک آدم دیگران راکوچک کندوخودش بزرگ باشد.اگر کسی توانست دیگران را تحقیر کند خودش کوچک است.این یک فرمول روانشناسی است انسان با صفت شخصیتی خودش به دیگران نگاه می کند در سوء ظن علی (ع) می فرماید: آدم بد، با شخصیت خودش به دیگران بد نگاه می کند.

وقتی داری قضاوت می کنی در واقع خودت را ارزیابی می کنی خودت را با نوع قضاوت نشان می دهد. لذا امکان ندارد یک آدم عزیز و بزرگ باشد. قیمت دار باشد بتواند دیگران را کوچک ببیند و تحقیراهانت کندیاظلم کند این امکان ندارد.

تحقیر، توهین، نیش زدن، مچ گیری، مال آدم های ریز است، آدم هایی که کم دارندفقیر کوچک و حقیر هستند.امکاننداردومحال است یک آدم بزرگ اینطورباشد.

اهانت تحقیر وتوهین کردن کار آدمهای پست است. حالا اگر قرار است من بزرگ بشم که تحقیر وتوهین اختلاف ریزبینی نباشد بایدچکارکنم؟باید بدانم قیمتم چقدر است، من کی هستم؟ از کجا آمدم؟ در کجا هستم و به کجا می روم اصلاً چرا به دنیا آمدم؟

تا من خودم را به صورت گیاه نگاه می کنم کمالات گیاهی برایم ارزش دارد کمالات گیاهی چ هستند؟(رشدیعنی به هیکل بزرگ وخوب رسیدن،زیبایی،تولیدمثل،تغذیه،قدرت بدنی)مثلا بروم باشگاه بتوانم بیست متربپرم یادوربازهایم بشودپنجاه سانت یابتوانم یک وزنه بلندبکنم یایک چوب بزنندتوی سرمن هیچ اتفاقی برام نیوفتداینهایی که الان برای خیلی هاافتخاراست.عمرش راپای این میگذاردواو فقط یک گیاه خوب وقوی شده است بارشدبدنی خوب تولیدمثل هم که تغذیه هم دارد.

اگر یک زن نازا باشد مرد نتواند زن را بارور کند می گوییم این انسان خوبی نیست؟این گذاره درست است؟غلط است چون کمال گیاهی است وانسانی نیستاین کمال این تفکر، چون ایندربخش گیاهی ضعف دارد. بارور شدن یا بارور کردن جز کمالات انسانی حساب نمی شود این یک کمال گیاهی است.مثلاً یک آدم زشت است یازیبا نیست می توانیم بگوییم انسان خوبی نیست؟نمیتوانیم بگوئیم چون زیبایی جزو کمالات انسانی نیست وهیچ وجدانی هم این راقبول نمیکند.

کمالات حیوانی چه بودآنهایی که باحیوان مشترک هستیم(گرایش به جنس مخالف، ازدواج، تشکیل خانواده، داشتن عواطف، احساسات و حس مسئولیت خانوادگی، کار، تفریح، مسکن گزینی دفاع از حریم خود،خانواده هم نوع و غیر هم نوع،خدمت به خودخانواده هم نوع وغیر هم نوع تشکیل زندگی اجتماعی وجامعه مدنی طی سلسله مراتب زندگی اجتماعی).مثلاکسی کارگرساده بوده شده کارفرما.سربازبوده ارتشبدشده است. آیا ما می توانیم بگوییم سرباز از یک سر لشکر قیمت انسانی اش پایین تر است؟چون مقام جزء کمالات انسانی نیست.آیامیشودگفت رئیس جمهورهمیشه باارزش ترازیک کارگرساده است؟نمیشودچون ریاست جمهوری یک مقام است ومقام جزوکمالات انسانی محسوب نمیشود.

رییس کل از نیروهایش بالاتر است نه این غلط است هیچ وجدانی در دنیا نمی پذیرد که مقام جزء کمالات انسانی است.که یک نفراگربه مقام بالایی رسیدبگوئیم آدم خوبی شده است.نه جزو کمالات انسانی نیست کمال حیوانی است .

ولی شما می دانید که اکثر آدم ها به بیشتر از این راه پیدا نمی کنند یا بدن، زیبایی، لباس قشنگ-خانه قشنگ همسر و فرزند زیبا یاشغل خوب مقام رتبه و ....میپردازند.

می گوید آقا این جوان من خیلی آدم موفقی است یا من می خواهم با این پسر ازدواج کنم می گویم چون خیلی پسرموفقی هستش بعدمیپرسیم حالا این جوان چی داردخانم می گوید دکتر، مهندس است یا الان مدیر کل،شده است. اینکه موفقیت نیست. معلوم نیست پدر و همسر خوبی باشد چون این کمال که ملاک شماهست کمال انسانی نیست.

من خیلی پدریامادرموفق هستیم بچه هایم همه دونه به دونه مشاءالله یا دکتر یا مهندس یامدیرکل شدند.همه کاره ای شده انداینها که کمال نیست. در عالم وقیمتهای حیوانی اینها همه کمال است وارزش هم دارند اما کمال انسانی نیست من تا خودم را نشناسم وندانم که کی هستم تاآخرعمردرگیریکی ازاین کمالات هستم.تلاشمم میکنم به اینهابرسم وقتی هم که رسیدم میگویم خیلی آدم موفقی هستم.شمادرفیلمهاوسریالهانگاه بکنیداصلاکمالات انسانی تبلیغ نمیشودبسیارکم وبه ندرت میباشد.هرچه کمال تبلیغ میشودکمالاتی هست که قیمت اصلی مانیست.سرماراهم کلاه میگذارند. کتابهارمان هایی که میخوانیم سریالهایی که میبینیم معلمهایی که داریم میخواهندیک حیوان خوب ویایک گیاه خوب تربیت بکنند.

-خب چکارمیکنی ؟من میرم باشگاه -آفرین آفرین.

خب باشگاه بایدرفت ورزش واجب است مثل نمازخوندن عبادت و واجب است اما کمال من قدرت بدنی نیست. خوب است که آدم یک رتبه و مقامی محبوبیتی داشته باشد اما در بخش انسانی باید استفاده کند اگر ذاتاً اینها را بخواهد انسان نیست. بنابراین ان ایده آل هایی که ما در زندگی به دنبالش هستیم که مهم ترینش یک روابط عاطفی خوب، یک عشق پایدار و افزاینده ورئزافزون است جز با شناخت خودتان و تحصیل کمالات انسانی ممکن نیست.

یک مثال بزنم خیلی خوب است این فرمول برای جلوگیری ازخیلی دعواهامی فرماید: المومن یا کال بشهوته اهله و المنافق یاکل بشهوته. مومن بامیل خانواده اش رفتارمیکندولی منافق بامیل خودش.

میخواهیدبیرون ازمنزل برویدهرکس بایدببینه طرفهای دیگراعضای خانواده کجادوست دارندبروند.میخواهیدبرویدپارک-کوهنوردی-مهمانی ببین خانواده کدامش راحتترهستند.آدم خودخواه به تعبیرحضرت منافق رای خودش راتحمیل به همه ی اعضای خانواده میکند.

کجاهانرویم اینجایی که من میگویم برویم- چی ونخوریم این که من میگویم بخوریم.رستوران که میرودبرای همه غذاسفارش میدهد.احترام نمیگذارد.بگومن این غذارامیخورم شماهرچی میلتان هست بخورید.میگه نه همه بایدهمین وبخوریم.این نمیشود.

در سایه ایمان است که انسان می توان ذوب در میل دیگران شود اصلا له نمیشودازنظرشخصیتی چون از جایگاه بالایی می آید لذت می برد از اینکه رای و نظر دیگران اجرا شود. لذا پیامبر فرمود بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهترین باشد (خیرکم خیرکم له اهله) این در سایه ایمان و بزرگی امکان پذیراست.

الان در بسیاری از خانواده ها بر سر ته دیگ، رنگ نوشابه، کجای کله و پاچه ران وسینه مرغ ببینیدسرسفره هاچقدرقشقرق راه می افتد.سر ترش وشیرین چقدردعواست آقایی میگفت خانومم یک سوم درآمدم رالواشک و چیپس وپفک میکندومن نمیتوانم.

شماببینیداین کجا وآن کجاکه انسان بزرگواراست. درروایت داریم فردکریم ازخوراندن دیگران لذت میبردآدمهای پست ازخوردن لذت میبرند.پستها فکرخودشون وشکمشان میل خودشان هستند ولی شخص کریم این طورنیست توی خانه سرغذاباهم دعواشون نمیشودچی درست کردی چی درست نکردی.اینطور نیستندآدم کریم بزرگ واشرافی هست وخیلی قیمت دارداصلا خودش راکوچک نمیکندکه سراین مسائل حرف بزندیادعوابکند.

والحمدلله رب العالمین.