جلسه 011 - مقام عرشی حضرت فاطمه زهرا (سال ۱۳۹۶)
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
12
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - مقام عرشی حضرت فاطمه زهرا (سال ۱۳۹۶)

مقام عرشی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) 24/12/1396

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان درباره توضیح پاره‌ای از فقرات دعای ندبه بود که بسیار تعیین‌کننده هست در مهندسی شخصیت خودمان و مهندسی جامعه خودمان؛ در بخشی بودیم که حضرت جملاتی را با أین یعنی کجاست بیان کردند، و گفتیم که أینها و کجاهای یک جامعه یا یک شخص آن جستجوهای یک شخص حکایت از شخصیت آن شخص می‌کند، قیمت آن شخص می‌کند.@اینکه انسان در زندگی به دنبال چه چیزی باشد، گمشده‌اش چه چیزی باشد، خلأهایش چه چیزی باشد، این ساختار شخصیتی انسان، قیمت یک انسان را مشخص می‌کند، و همچنین اگر یک جامعه گمشده‌هایش مشخص بشود که این جامعه مردم بیشتر به دنبال چه چیزهایی هستند سطح قیمت و فرهنگ یک جامعه مشخص می‌شود.@وقتی که در یک جامعه مردم به دنبال کمالات جمادی بیشتر هستند، به دنبال پول هستند، دغدغه‌هایشان دغدغه‌های مادی هست، این جامعه در این حد رشد دارد، و اگر یک جامعه دغدغه‌های گیاهی یا حیوانی داشته باشند در همان حد بیشتر قیمت دارند.@و اگر دغدغه‌هایشان دغدغه‌های علمی باشد، که برایشان خیلی مهم باشد که حتماً دنبال یک دانشگاهی، کار علمی، سوادی، تحصیلاتی، مدرکی، چیزی بگردند، مردم خودشان را با این چیزها معنادار بدانند آن جامعه در این حد هست.@جامعۀ ما الان جامعه‌ای هست که بحث تحصیلات و مدرک بر همۀ بخشهای زندگی خانواده‌ها، جوانان، و بچه‌ها غلبه دارد، اینکه دنبال این باشند که حتماً درس بخوانند، حتماً دانشگاه بروند، حتماً مدرکی داشته باشند، و حتی اگر علاقه‌ای هم نداشته باشند به آن رشته، یک مدرکی داشته باشند.@گمشدۀ یک جوان یا یک خانواده در مورد فرزندانش، آرزوهای یک خانواده در مورد فرزندانش بیشتر این نوع آرزوها هست، اصالت در تربیت فرزندان، اصالت در چینش آینده، مهندسی آرزوها، با بخشهای تحصیلی و علمی و اینطور چیزها هست، که تازه این بخشهای تحصیلی و علمی، همه به خاطر خود علم نیست یعنی اینطوری نیست.@یعنی اینطور نیست که فقط یک تشنه علمی وجود داشته باشد، بلکه مردم مدرک تحصیلی و تحصیلات و اینطور چیزها را برای جنبه‌های پایینی‌شان می‌خواهند یعنی جنبه‌های حیوانی، گیاهی و جمادی به دنبال درس و کار علمی و دانشگاه و اینطور چیزها می‌گردند این چیز قشنگی نیست.@وقتی یک جامعه رستگار می‌شود و باطن اکثر انسان‌های آن جامعه انسانی می‌شود که آن جامعه اکثر افرادش گمشده‌های انسانی داشته باشند، دغدغه‌های انسانی داشته باشند.@لذا این أینهایی که حضرت دارد می‌گوید در واقع بررسی، ما می‌توانیم با این أینها بفهمیم، اول از این خودمان آیا این أینها را می‌گوییم یا نمی‌گوییم، برای من این أینها وجود دارد یا نه، عطش دارم، تشنگی دارم نسبت به این، دغدغه دارم نسبت به این، در چینش آرزوهایم، فکرهایم، شغلم، انتخاب رشته‌ام، انتخاب همسرم، انتخابهایم، خیلی انتخابها سر راه انسان هست.@یک موقع هست یک کسی انتخابهای زندگیش براساس این أینها است، به این انسان می‌گویند، مؤمن می‌گویند، ولی الله می‌گویند، به این می‌گویند کسی که هم حزبی خداست، این خیلی مهم است، این قیمت یک آدم است اگر یک کسی تمام انتخابات زندگیش را براساس این أینها انجام داد.@یک آدم دغدغه‌دار، آرمان‌دار هست که ضمناً چون دغدغه‌هایش دغدغه‌های انسانی هست قطعاً یک انسان مهربان، شاد و آرام خواهد بود، قطعاً این هست، یعنی شما با تغییر معشوق‌هایت به شادی و آرامش و مهربانی می‌رسی، با تغییر معشوقهایت روند شکوفایی اسماءالله در وجودت شروع می‌شود و رشد می‌کند و اوج می‌گیرد.@لذا این أینها خیلی مهم هست که آیا این چیزهایی که الان امام صادق برایش ضجه می‌زند، گریه می‌کند، ناله می‌کند، شیون می‌کند، ما هم برای این چیزها گریه و ناله و شیون و ضجه داریم یا نه، ما هم برای اینطور چیزها غصه می‌خوریم یا نمی‌خوریم، در طول روز چقدر به فکر این مسائل هستیم، اینها ملاک یک شخصیت هست که انسان خودش را پیدا بکند.@گاهی وقتها انسان به یک جایی می‌رسد می‌گوید من چقدر مشکلات دارم، چقدر گرفتاری دارم، من چقدر بدبخت هستم، مدام سر تا پای زندگیم، مشکلات و غصه و ناراحتی و حرص و جوش و اختلاف و ناآرامی و اینطور چیزها است، گاهی وقتها پوچ می‌شوم، گاهی وقتها به فکرم می‌زند خودم را بکشم.@این آدم که یک موقعهایی به بن‌بست می‌رسد، به اینطور چیزها می‌رسد، مشکل اساسیش این هست که در حق خودش ظلم کرده، از اول نوع چینش مهندسیهایش و آرزوهایش غلط بوده حالا در اجتماع سرخورده شده.@و می‌رسد به یک جایی که آن چیزی که این فکر می‌کرده به او آرامش می‌دهد همان ازدواج منشأ این همه مصائب است، همان شغل، همان شئون اجتماعی، همان مدرک تحصیلی، همان ثروت، همان دوستان، همان آن هست که از آن دارد داغون می‌شود و له می‌شود به پوچی رسیده.@این مشکلی که یکسره دارد در زندگیش به در و دیوار می‌خورد، به ناامیدی می‌خورد، به پشیمانی می‌خورد، به پوچی می‌رسد، احساس می‌کند، ای کاش زنده نباشد، احساس می‌کند ای کاش می‌شد خودش را بکشد، برای این هست که اساساً مسیرش را یک مسیر غلطی انتخاب کرده.@در چینش هدفها و آرزوها اشتباه کرده حالا دچار سرخوردگی می‌شود و این طبیعی هم هست، اینکه می‌گوییم طبیعی دقت کنید یعنی وقتی شما مسیری را اشتباه می‌روید، دغدغه‌هایت، دغدغه‌های اینطوری که امام صادق می‌گوید نیست، یک مسیری را که اشتباه می‌روی هر چیزی که در آن مسیر هست سر تو می‌آید طبیعی است.@هر خطری که در آن مسیر هست سر شما می‌آید، چون خودت به خودت ظلم کردی، خودت در چینشها این اشتباه را کردی، اگر کسی چینشهای آرزوهایش مهندسی فکرش درست باشد، در هر راهی که قدم بردارد، هر چقدر آن راه مشکلات داشته باشد، آن مشکلات این را غصه‌دار نمی‌کند، آن مشکلات این را له نمی‌کند، مچاله نمی‌کند.@چون اصلاً روی این شخصیت، رویکرد این شخصیت به اهدافی هست که دارد به آن می‌رسد، ولو سختی هم داشته باشد، ولو در جنبه‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، یا علمی آسیب‌هایی ببیند، عقب‌افتادگی‌هایی داشته باشد، کمبودهایی داشته باشد، این آدم هیچ وقت از شادی، نشاط، و مهربانی دور نیست.@این همیشه یک آدمی است که به معنای واقعی احساس کمال، و سعادت می‌کند، به معنای حقیقی دلش پر از نور است، پر از امید است، پر از شادی است، پر از نشاط است، پر از انگیزه‌های قشنگ هست، ولی اگر یک کسی هدف‌گذاریش غلط بود، دقت کنید چه می‌گویم، هدف‌گذاریهایش غلط بود.@می‌خواهد روحانی بشود می‌رسد به مرجع تقلید هم شده، می‌بینی ناآرام است، مجتهد می‌شود ناآرام است، نماینده مجلس می‌شود، رئیس‌جمهور می‌شود، وزیر می‌شود، یا دانشگاهی فرقی نمی‌کند، به هر درجه‌ای برسد این به خوشبختی نمی‌رسد به معنای امروزیش به سعادت نمی‌رسد.@چون هدف‌گذاریش از طی این مسیر غلط بود، یک دفعه می‌بینی یک طلبه‌ای هدف‌گذاریهایش درست است در سال اول، دوم، سوم اصلاً خوشبخت است، این آدم سعادتمند هست، ولو سه سال درس می‌خواند، یک کسی می‌بینی هدف‌گذاریهایش غلط است، الان مجتهد شده، غصه دارد، اضطراب دارد، ناامیدی دارد، پرخاشگری دارد، تعادل ندارد، گرفتاریهای دیگر.@یا یک دکتر، یا یک مهندس، یک هنرمند، یک کارگر، یک کارمند، یک زن خانه‌دار هیچ فرقی نمی‌کند، شما وقتی که هدف‌گذاریهایت درست بود از کاری که می‌خواهی بکنی، شغلت‌ هر چه باشد، همسرت هر چه باشد، و خیلی چیزهای دیگر، تو به پژمردگی و مچالگی و ناامیدی و اضطراب و اینطور چیزها نمی‌رسی.@اما وقتی که هدف‌گذاریت غلط باشد، کنار بهترین همسر، با بهترین شغل، کنار بهترین آدمها، در بهترین موقعیت‌ها، با بهترین پدر و مادر، با بهترین درآمد، تو تنها هستی، تو مضطرب هستی، تو دچار پوچی می‌شوی، و شکست می‌خوری.@و این قواعدی که الان ما داریم می‌گوییم قواعد مدیریتی فرد و جامعه است، یعنی یک فرد اگر بخواهد خودش را مدیریت بکند، باید چینشها درست باشد، شما در مقام پدر و مادر برای بچه‌هایت باید هدف‌گذاریهای درستی بکنی.@اگر به بچه‌ات یک هدفهای غلطی را نشان دادی، از کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلی صرفاً این بچه ممکن است موفق هم باشد رشد هم بکند، ولی در نهایت به پوچی می‌رسد، عرض کردم ما الان بیش از 90% خودکشی‌هایمان در تحصلیکرده‌ها است، ما اگر قرار بود تحصیلات نجات بدهد که این مسائل را به وجود نمی‌آورد.@باید به فرزند بفهمانی که ببین هدف‌گذاریهایت باید درست باشد حالا هر رشته‌ای که علاقه داری بخوان، با هر رشته‌ای که با این هدف‌گذاریها تطبیق دارد آنها را بیشتر انتخاب کن بعد می‌بینی که مسئله جور در می‌آید.@لذا گاهی وقتها شما می‌بینید یک خانم خانه‌دار در خانه در اوج نشاط، شادی، آرامش، نورانیت، معنویت هست، یک کارگر ساده که یک شغل فوق‌العاده ساده‌ای دارد، در اوج نشاط و شادی و آرامش و خوشی هست.@و یک کسی که صد تا کاری به ظاهر که به آن کار حسابی می‌گویند، کار پر اسم و پر طمطراق دارد، مرد و زنش ولی این آدم آدم شاد و آرامی نیست، آدمی با احساس موفقیت و سعادت نیست، چون آن دغدغه‌هایش و هدف‌گذاریهایش غلط بوده.@أینهایی که دنبالش می‌گشته، کجاست، آن کجاهای این کجاهای پستی است، این درس خوانده ولی به چیزهایی می‌خواسته که چیزهای پستی بوده، یا جمادی بوده، یا گیاهی بوده، یا حیوانی بوده، نهایتاً پرفسور شدن و دکتر و مهندس شدن و عالم شدن بوده که اینها برای انسان اصلاً هدف نیست وسیله است.@لذا شما نگاه نکنید بگویید حالا این چه گفته، امام صادق چی، مثلاً دعای ندبه چه می‌گوید، حالا مثلاً من الان 40 سالم هست، 50 سالم هست، دو دور هم این دعا را نخواندم، حالا شنیدم امام صادق یک حرفهایی زده، یک چیزهایی گفته.@یا خیلی وقتها ما دعای ندبه را می‌رویم می‌خوانیم، دعای ندبه را حفظ هم هستیم، اما أینهای حضرت أینهای ما نیست، کجاست، کجاست، کجاست، کجاهای حضرت کجاهای ما نیست، ولو ما هم دعای ندبه را حفظ هستیم، 30 سال است هر جمعه صبح دعای ندبه می‌رویم.@ولی مهم این است آیا تو دغدغه‌هایت با امامت یکی شده یا نه، غصه‌هایت با حضرت یکی شده یا نه، تو هم گفتی این هم آدم حسابیها، بزرگان عالم، با شخصیت‌ترین افراد خلقت اینها نوع دغدغه‌ها و آرزوهایشان چیست من هم همان غصه‌ها را بخورم.@عرض کردم غصه‌های انسان به انسان شخصیت می‌دهد، یا انسان را ذلیل می‌کند، بعضی از غصه‌ها هست که غصۀ آدم حسابیها هست آدم را بالا می‌برد، نوع دغدغه‌ها، گاهی وقتها نه، غصه‌ها غصه‌های پست است، غصه‌های انسانی نیست، غصه‌های کوچک است.@ولو تو کنار خانواده آسمانیت هست، کنار اهل بیت هستی، کنار فاطمه زهرا هستی، کنار امام زمان هستی.@کنار اینها هستی اینها را داری احساس بیچارگی می‌کنی، کنار خدا هستی، کنار خود خدا، ولی چون نسبت به خودت معرفت نداری، به قیمت خودت، و معرفت نداری نسبت به معشوقهایت.@با نماز خوشبخت نیستی، سعادت نداری، با حرم سعادت نداری، با ائمه سعادت نداری، با اینکه در لشکر امام زمان باشی سعادت نداری، با اینکه هم دغدغه و یار حضرت زهرا باشی سعادت نداری، مدام عزادار چیزهایی هستی که آن چیزها همیشه تو را تحقیر می‌کند.@همیشه عزادار چیزهایی هستی که کوچکت می‌کند، همیشه در حسرت چیزهایی هستی که آنها برای تو آفریده شدند و حسرت تو را می‌خورند اما تو داری حسرت آنها را می‌خوری، لذا حواسمان باشد این مهمترین مسئله در زندگی ما است، که مشعوقهایمان را درست بچینیم، آرمانهایمان را درست بچینیم.@اگر نه شما طلبه بشو، برو کلاس عرفان، عرفان نظری، عرفان عملی، شب نماز شب بخوان، روزه بگیر، هیچ فایده‌ای ندارد، می‌گویند یا رسول الله فلان خانم همه شبها تا صبح بیدار است، همه روزها، روزه می‌گیرد اما بداخلاق است.@اگر قرار بود این نماز و روزه‌اش به دردش بخورد، باید خوش‌اخلاق‌ترین آدمها می‌شد این آدم، پس چرا بداخلاق است، چرا زبانش تند است؟ این تندی زبان از کجا می‌آید؟ پس این عبادتها فایده نداشته این بداخلاقی از کجا می‌آید؟ این افسردگی، پژمردگی، یا تندی و تیزی از کجا می‌آید؟ این هار نفس از کجا می‌آید؟@اگر تو واقعاً کنار خدا بودی باید خیلی آرام شده باشدی، کنار اهل بیت باشی خیلی باید شاد و آرام باشی، و این اخلاق گند و اخلاق تند و عصبانیت برای چیست! پیامبر فرمود: «لا خَیْرَ فیها، هِیَ مِنْ اَهْلِ النّارِ» هیچ خیری در این خانم نیست این جهنمی است.@چون تند است، چون این کلاسهایی که رفته، این عرفان‌هایی که این خوانده، عرفان نظری، عرفان عملی، درس طلبگی، حافظ قرآن اینطرف و آنطرف رفته، چینش معشوقهایش اصلاً غلط بوده، تا شما دغدغه‌هایت را درست نکنی، تا شما هدف‌گذاریهایت درست نشود.@کنار بهترین، کنار خدا، اهل بیت، اولیاء الهی، بهترین اساتید، بهترین همسر، بهترین بچه‌ها، با بهترین شغل، با بهترین وضع زندگی آدم بیچاره‌ای هستی، آدم داغونی هستی، آدم افسرده‌ای هستی، آدم بداخلاقی هستی، آدم خشنی هستی، آدم نامهربانی هستی.@کنار اینها جهنمی هستی، در بهشت جهنمی هستی، وسط بهشت جهنمی هستی، جهنمیان هم بهشت می‌روند، بچه‌هایی که الان از رحم مادر متولد می‌شوند، بچه‌های ناقص، بیمار، معلول، کجا می‌آیند زجر می‌کشند؟ در همان عالمی که سالمها دارند لذت می‌برند.@همان جایی که سالمها دارند لذت می‌برند، بچه‌های مریض هم از رحم مادر می‌آیند همان جا زجر می‌کشند، و این خیلی عجیب است آدم وسط بهشت بسوزد، وسط بهشت آتش بگیرد، کنار بهترین استاد، با حسینیه، با مسجد، با فعالیت‌های خوب، با حرم، با خدا، با بهشت، با ملائکة الله، این آدم جهنم دارد.@آسیه است کنار فرعون در بهشت است چرا کنار فرعون در بهشت است؟ چون هدف‌گذاریهایش کاملاً مشخص است ببینید «رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ» ببینید هدفش چیست، خود خداست، شکار خود خدا را دارد می‌کند.@آسیه به این عمل کرده «قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِله رَبِّ الْعالَمِينَ» این اصلاً نمی‌آید، قیمتش را اصلاً پایین نمی‌آورد، به کمتر از این راضی نیست زندگی کند، نه شوهرداریش را به کمتر از خدا می‌فروشد، نه زن‌داریش را به کمتر خدا می‌فروشد.@نه بچه‌داریش را به کمتر از خدا می‌فروشد، نه مجرد بودن و اینکه نتوانسته ازدواج بکند، تبدیل می‌کند به یک ماجرا و غصه، می‌گوید این الان هست این را به خدا می‌فروشم، مثل حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) مثل تمام دختران حضرت کاظم که نتوانستند ازدواج بکنند.@

بدتر از این دیگر کوری وجود ندارد.@

این بی‌معرفتی است، وقتی معرفت نبود شما در بهشت جهنمی هستی، شما سر سجاده غمگین هستی، خیلی عجیب است، مثل یک عروس خانمی که شب عروسیش دارد گریه می‌کند، غصه می‌خورد، معلوم است طبیعی نیست، یا یک آقا دامادی شب ازدواجش اشک بریزد مضطرب باشد این طبیعی نیست.@«اَلْمُؤمِنُ فِی الْمَسْجِدْ کَالسَّمَکِ فِی الْماء» مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است، فرمود قرآن شراب مؤمن است، تو وقتی که معرفت نداشته باشی، کنار این شراب وقتی ماه رمضان می‌خوانی مدام ورق می‌زنی ببینی چند صفحه‌اش مانده زودتر تمامش بکنی ببندیش به کارهای دیگرت برسی نمی‌توانی با قرآن انس بگیری.@اگر فهمیدی «قُلْ إِنَّ صَلاتِي» خدا تنظیمت می‌کند، می‌گوید بگو، حتماً مدام بگو تا تنظیم بشوی، یک ذکر (قل) پس بگو، یک موقعی با حوصله بنشین در خانه، در تنهایی، در خلوت تسبیح را دستت بگیرد بگو «قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِله رَبِّ الْعالَمِينَ».@هر وقت یک کسی به تو بی‌وفایی کرد، هر وقت یکی از این دنیاها تو را قال گذاشت، هر جا احساس تنهایی، احساس خلأ کردی، به جایی اینکه بنشینی غصه بخوری، ناراحت بشوی، احساس داغونی بکنی، احساس سرخوردگی بکنی.@وقتی زن و بچه‌ات قدرت را ندانستند، شوهرت قدرت را ندانست، مادرشوهر، پدرشوهر، خانواده همسر که این همه برایشان زحمت کشیدی، قدرت را ندانستند، خانواده همسر قدرت را ندانست، خانواده خودت قدرت را ندانستند، چه چیزی شادت می‌کند، اینهایی که شاد می‌کند را دقت کنید، بمبهای شادی چیست؟ «إِنَّا لِله وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» این بمب شادی است.@دیگر آدم راحت می‌شود، من که مال خدا هستم، بعدش هم که پیش خدا می‌روم، پس مبدأ و هدفم مشخص است، اصلاً غصه نمی‌خورم، یکی از همکلاسی‌هایتان، مرد فوق‌العاده بزرگی است، خیلی بزرگ است، همین جا همیشه هم می‌آمد اینجا می‌نشست.@آن هفته رفته بود آزمایش طبیعی آزمایش خون بدهد، آزمایش خون داده بود رفته بود خانه، دکتر به او زنگ می‌زند سریع بیا، چون آزمایش را دیده بود فهمیده بود این یک سرطان خون خیلی پیشرفته دارد که به قول خود دکتر یک هفته هم بیشتر زنده نیست.@سریع صدایش می‌کنند زود برگرد بیا اینجا، تا می‌آید او را می‌برند در بیمارستان بستری می‌کنند و شروع می‌کنند به شیمی‌درمانی، برادرش زنگ زده بود مضطرب که آقا شما تو را به خدا بیا چند دقیقه با این حرف بزن، حالا برادر خودش آدم مضطربی است مثل این نیست، این در اوج آرامش یعنی این فکر می‌کرد مثلاً من باید با این حرف بزنم که این آرام بشود.@در حالی که نه بالاخره این معرفتهایی که سر کلاس داشته و فهمیده اینها را خورده، به او زنگ زدم، گفتم چطوری؟ خوب، شنگول، عالی، گفت اینها خیلی ترس برشان داشته، چیزی نیست، مگر من اگر الان بخواهم بمیرم غیر از این هست که، من استاد درسهایم را خوب بلدم، من الان مادرم فاطمه زهرا منتظرم هست، پدرم پیغمبر منتظرم هست، اگر بخواهم بروم مگر کجا می‌خواهم بروم، این را ببینید.@چون هدفهایش مشخص است، اصلاً غصه ندارد، این آدم اصلاً اضطراب ندارد، با تلفن بگو و بخند و شوخی، باورش است، دختر خانمی که در این کلاس در 29 سالگی در عقدش دکتر به او گفت بیشتر از یکی دو ماه زنده نیستی تمام است.@مادر گریه، پدر گریه، شوهرش گریه، می‌گفت استاد اینها نمی‌دانم چرا گریه می‌کنند، نمی‌دانم چه شده، شما نصیحتشان بکنید، مگر قرار است چه اتفاقی بیفتد، غیر از این است که من می‌خواهم بروم پیش خدا، پیش خدای مهربانم می‌خواهم بروم، پیش خانواده آسمانیم می‌خواهم بروم، این آدم را آرام می‌کند «إِنَّا لِله وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ».@از بمبهای شادی دیگر چیست، ما اصلاً از آن استفاده نمی‌کنیم آخه بلد نیستیم «قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِله رَبِّ الْعالَمِينَ» هیچ کدام از سختیهای زندگی من بیخودی نیست، هیچ کدام از مشکلات زندگی من هدف رفته نیست.@هیچ کدام از رنجهایی که کشیدم مفت نبوده همه را خدا پای من حساب می‌کند، تمامش برایم شادی می‌آورد، تمامش برایم پیروزی می‌آورد، تمامش برایم آرامش می‌آورد، تمامش برایم قرب می‌آورد، «قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي» یک بمب بزرگ از آرامش، شادی، نشاط و مهربانی است.@یک بمبی هست که تمام کینه‌های دل انسان و حمله‌های گذشته‌ای که شیطان به آدم می‌کند، از گذشته انسان همه را نابود می‌کند، اصلاً نمی‌گذارد یک ذره در دل آدم از کسی گرفتگی، کینه‌ای چیزی باشد، چون «إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِله رَبِّ الْعالَمِينَ».@اگر مهم نبود که خدا به ما نمی‌گفت این را بگو، خدا می‌خواهد یک کاری بکند که تو وجهه‌ات با وجهۀ یک انسان، یعنی آن رویکرد به قول امروزیها، این «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ» که قرآن می‌گوید، وجه خودم را متوجه کردم، جان دلم را، سوی دلم را متوجه کردم به کسی که من را آفریده «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» من دلم آن سمتی است.@اگر کسی دلش این سمتی باشد، هیچ کم نمی‌آورد، اصلاً غصه ندارد، اصلاً دغدغه ندارد، دغدغه‌هایش دغدغه‌های عزیز و بزرگ و انسانی است، حالا شاد است، حالا آرامش دارد، اگر بخواهی آن اتفاق بیفتد باید این أین‌های امام صادق را جدی بگیری، برای اینها غصه بخور تا دلت پر از شادی بشود.@برای اینها دغدغه داشته باش اینها را بیاور عوض کن با غصه‌های طبیعی، غصه‌های طبیعی، غصه‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی‌ات عوض کن بعد ببین به شادی و آرامش می‌رسی یا نمی‌رسی، ببین اختلافاتت با بقیه حل می‌شود یا نمی‌شود.@حداقل از ناحیه دل تو حل می‌شود، حالا آنها که ضعیف هستند و طبیعت‌گرا هستند، آنها همیشه کینه آدم را دارند، غیبت آدم را می‌کنند، تهمت آدم را می‌زنند، بد آدم را می‌گویند، به آدم ضربه می‌زنند، حالا آن آن است، ولی از ناحیه اینطور نیست که یک دفعه بگوید همه چیز برایم تیره و تار است نه اصلاً اینطور نیست.@با هم بخوانیم چند تا از این أین‌ها را یک ذره شاد بشویم، «اَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَاْلعِوَجِ» کجاست آن منتظر، منتظر یعنی کسی که انتظارش را می‌کشیم، کجاست آن که انتظارش را می‌کشیم، تا بیاید آن کجیها، ناراستیها، کج‌رفتاریها و اختلافات را درست بکند و حل بکند.@زندگی که تمامش اینطور چیزها باشد آدم آرامش ندارد، اگر امام زمان بیاید، شما یک جامعه‌ای دارید که همه مردمش با هم در صلح هستند، یک کسی می‌گوید اِ چطوری؟! هر وقت محوریت یک اجتماع امام زمان شد، همان حالتهای حکومت امام زمان، دولت کریم امام زمان به آن جمع دست می‌دهد.@یک خانواده است، یک جمع عملیاتی است، یک جمع فرهنگی است، اگر شما یک جمع فرهنگی دیدید که به اسم امام زمان جمع شدند ولی رفتارهایشان آنطوری نیست بدانید که انگیزه‌ها امام زمان نیست، انگیزه‌ها یک چیز دیگر است آنجا فقط به اسم امام زمان است ولی نه انگیزه‌ها چیز دیگری است.@حداقل انگیزه‌های بعضیها یک چیز دیگر است که این گرفتاریها هست، نمونه‌اش اربعین حسینی است، شما وقتی که همه به عشق امام حسین جمع می‌شوند ببینید نزدیک به 90 کشور، شوخی نیست در دنیا این اصلاً بی‌سابقه است.@شما سه نفر آدم در یک خانواده سه نفری به جان هم می‌افتند، ده نفر یک جا هستند به جان همدیگر می‌افتند، 30 میلیون آدم آن هم با اختلاف نژادی وحشتناک، اوج اختلافات نژادی و مذهبی، شیعه هست، سنّی هست، مسیحی هست، یهودی هست، هندو هست، لائیک هست، همه با این درجه از اختلاف، بعد می‌بینی چند هفته دور هم عاشقانه زندگی می‌کنند.@همه برای همدیگر می‌میرند، همه در صلح و آشتی، همه در کمک کردن به همدیگر، همه در فدا شدن و خدمت به همدیگر از همدیگر سبقت می‌گیرند، اصلاً شما ببینید در دنیا اگر بگویند 30 میلیون آدم یک جا با هم جمع بشوند قحطی می‌شود.@30 میلیون که هیچی 3 میلیون یک دفعه با هم بریزند یک جایی، در یک کشور بریزند کشور قحطی می‌شود، معجزه را نگاه کنید، چیست که بعد از مرگ صدام 150 هزار نفر می‌آمدند، سال اول 150 هزار نفر راهپیمایی می‌آمدند.@الان این 150 هزار نفر در این چند ساله شده نزدیک 30 میلیون آدم، بعد نعمتها فراوان‌تر، عشقها بیشتر، نورانیت‌ها بیشتر، مهربانی‌ها بیشتر، فداکاری‌ها بیشتر، این چطوری ممکن است؟! این آدمها اصلاً با همدیگر اختلاف ندارند، همه برای همدیگر می‌میرند، همه برای همدیگر فداکاری می‌کنند، صلح و صفا.@یک گوشه‌ای از دنیا چطوری شده، آن هم بزرگترین اجتماع جهانی، نه یک اجتماع کوچک، یک اجتماع چند ده میلیونی بی‌سابقه آن هم با این درجه از اختلاف آدمها، همه شاد هستند، همه آرام هستند، همه با صفا آن هم نیامدند آنجا خوش بگذرانند ولی خوش هستند.@آمده 90 کیلومتر، 100 کیلومتر، 200 کیلومتر، 300 کیلومتر، 400، 450 کیلومتر پیاده برود، معلول با عصاست، معلول با واکر، یک پیرزن است افتاده روی تخت فرزندش دارد او را هُل می‌دهد این تخت را تا کربلا می‌آورد ولی همه خوب هستند، همه شاد هستند، همه آرام هستند.@رزق فراوان، شادی فراوان، امکانات خیلی ضعیف است، امکانات خوراکی شاید خوب باشد، امکانات بهداشتی کم است، جا برای خوابیدن کم است، در زمستان سرد، در بیابان چند ده کیلومتری همه خوب هستند، پس اینها چه چیزشان خوب شده که همه چیز آنجا خوب است.@اینها کجای کار حل شده که همه چیز حل است، این باید حل بشود این را دنیا باید جواب بدهد، اگر راست می‌گوید دنیا بیاید این را تفسیر بکند، این را بیاید به ما جواب بدهد، آبروی دنیا را اربعین برده، که این همه مکاتب مسخره شما آوردید سر بشر ریختید.@این همه کمونیسم و لیبرالیسم، و سرمایه‌داری و این همه مکاتب مختلف، این همه عرفانهای مسخره، عمر بشر را تلف کردید، میلیونها انسان را بدبخت کردید، صدها میلیون آدم را، و دنیا چون آبرویش رفته نمی‌خواهد اخبار اربعین در دنیا پخش بشود، سانسورش کردند.@حالا ان شاء الله امسال با ما همراه می‌شوید، ما یک حرکت جهانی بزرگ داریم، برای شکستن این انحصار خبری، به حول و قوۀ الهی برنامه را برایتان اعلام می‌کنم که هر کس خواست بالاخره کمر همت ببندد بیاید در این لشکر آدم را شاد و آرام می‌کند.@امسال ان شاء الله یک کار خیلی بزرگ جهانی می‌خواهیم انجام بدهیم به بزرگی جهان ان شاء الله در این قضیه، «اَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَاْلعِوَجِ» یعنی تو باید از اینها بدت بیاید، از این اختلافات، از این کج‌رفتاریها بدت بیاید خوب نیست.@وقتی که کج‌رفتاری، اختلاف وجود داشت، افراد خاصیت‌هایشان را از دست می‌دهند، بهترین‌ها بی‌خاصیت می‌شوند، پولدار است، ولی وقتی وارد خانه‌اش می‌شود، انگار وارد جهنم شده، چون اعضای خانواده هیچ کدام دلهایشان با هم یکی نیست، غصه دارند.@موفقیت‌ها خودش عامل شکست است، داشتن‌ها خودش عامل اختلاف و بدبختی و نکبت است، سرمایه‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، وسیله‌ای برای بدبخت شدن، غصه‌ خوردن به پوچی رسیدن شده، باید دید در اربعین مردم کدام بخششان حل شده.@اینها وجه اشتراکشان چیست که شیعه کنار سنی، سنی کنار مسیحی، مسیحی کنار یهودی، یهودی کنار هندو، هندو کنار لائیک، آدمهای بی‌دین، چطوری همه اینها، اینقدر خوب هستند، اینقدر خوشبخت هستند، چرا؟ چون همه برای یک آدم، حول محور یک انسان کامل جمع شدند.@وقتی وجهه دلش آدم عوض می‌شود همه چیز آدم عوض می‌شود، یک کافری بود وقتی غذا می‌خورد، غذای 40 نفر را می‌خورد، بعد مسلمان شد، «اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله» غذایش خیلی کم شد، آمد پیش پیغمبر گفت یا رسول الله من مسلمان که نبودم غذای 40 نفر آدم را می‌خوردم الان غذایم با بقیه یکی است.@ببینید پیامبر چه می‌گوید، این انسان‌شناس می‌تواند حرف بزند هیچ کس جز پیغمبر نمی‌تواند جوب این را بدهد، حضرت فرمود تو قبلاً با معده کفر غذا می‌خوردی، حالا با معده ایمان غذا می‌خوری، اصلاً اربعین همه قشنگیش این هست که مبدأ میل همه آدمها را عوض می‌کند.@آدم وقتی مبدأ میلش عوض شد، زندگیش زیر و رو می‌شود، خوشبختی، سعادت، شادی و آرامش در سخت‌ترین شرائط به او روی می‌آورد، این در سخت‌ترین شرائط جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی سعادتمند است.@ولی وقتی که شما وجهه دلت جای دیگری رفت، مهندسی نداشتی، در بهترین حالتهای اینها، تاریکی، بدبختی، اختلاف داری، دلت گرفته است، احساس می‌کنی می‌خواهی خودت را بکشی، احساس می‌کنی دنیا با همه بزرگی‌هایش، با همه نعمتهایش خیلی تنگ است.@چقدر ادبیات قرآن قشنگ است می‌گوید زمین با همه بزرگی به این آدمها تنگ است، فشارشان می‌دهد، پس آدم باید نیتش را از اول درست بکند، وجهه قلبش را درست بکند، مهندسی قلبش را درست بکند، امام صادق (علیه السّلام) درست است دعای ندبه برای ما طراحی کرده، اما این دعای ندبه فوق‌العاده زیرکانه است.@دعای ندبه در واقع دعای گریه است، گریه، ضجه، زاری، شیون، اسمها را نگاه کنید، ولی امام صادق (علیه السّلام) در واقع طراحی کرده یک زندگی شاد را با دعای ندبه برای ما، امام صادق می‌گوید بیا این غصه‌ها را بخور، دیگر غصه هیچ چیز را نمی‌خوری.@دیگر احساس عقده، فشار روانی، تنهایی، بدبختی، بیچارگی، هیچ چیزی به تو دست نمی‌دهد چون تو واقعاً تنها نیستی، واقعاً دور و برت خیلی شلوغ است، تمام انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین هر روز با روح تو مسافحه می‌کنند.@یک آدمی که هر روز با انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، فرشتگان مسافحه دارد، با خود خدا مسافحه دارد خدا را در آغوش می‌گیرد، این آدم احساس تنهایی می‌کند، غصه می‌خورد، احساس پوچی می‌کند؟ نه.@این فکر می‌کند الان چون ازدواج نکرده خیلی بدبخت، بیچاره است، همه مشکلاتش با این حل می‌شود، همه مشکلاتش با لیسانس، با ارشد، با دکترا، همه مشکلاتش با این پولدار شدن، همه مشکلاتش با بچه‌دار شدن حل می‌شود، این کارها هم به او می‌رسد، بعد می‌بیند که چیزی تغییر نکرد، تغییر که نکرد هیچی بدتر شد.@چون این آدم دلش را نشناخته، خودش را نشناخته، نمی‌داند کیست، شخصیت خودش را نمی‌شناسد فکر می‌کند با این چیزها آرام می‌شود، مدام پستانک می‌دهد دست این بچه، کودک عزیز روان، پستانک دهانش می‌گذارد، پستانک که همیشه نمی‌تواند راضی نگه دارد، پستانک برای چند دقیقه و چند ثانیه است، بعد جیغ و فریاد بالا می‌رود.@«اَيْنَ الْمُرْتَجى لِأِزالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ» کجاست آن کسی که همه امید دارند وقتی بیاید، جور، ظلم‌های تیز و تند و تلخ و دشمنی‌ها همه از بین می‌رود، نمونه چند ده میلیونیش هم در اربعین به شما نشان می‌دهند، که شما بدانید اگر سوی دلت درست بشود، در سخت‌ترین شرائط مادی هم تو شاد و خوش هستی.@این که طبیعت‌گراست اینطوری می‌کند، می‌گوید برویم ببینیم این اربعین چیست، بعد می‌رود، حالش به هم می‌خورد، وسط راه برمی‌گردد ناراحت می‌شود، آنجا را می‌بیند دوست ندارد، بعد می‌بیند این طرف رفته 90 کیلومتر پاهایش هم تاول زده، بعد شب مریض شده، سرما خورده، جا نداشته، آن هم شب سرد، یک پتو هم گیرش نیامده.@کلی لرزیده، دربه‌در دنبال دکتر و آمپول و اینها، بعد حالا رفته آنجا، بعد با این مریضی هم آمده دو ماه بعد از اربعین هم مریض بوده، بعد نزدیک اربعین می‌شود می‌بینی که این دارد خودش را آماده می‌کند، بابا تو عقلت کجا آن سال رفتی دیدی چه بلایی سرت آمد، مگر می‌شود این را آرام کرد.@این در همان سختی، مشکلات، مریضی تمام شادیهایش را به دست می‌آورد، خدا رحمت کند یکی از این بچه‌ها را این واقعاً آدم باید بخواند قربةً الی الله اگر بخواهد آدم بشود ساخته بشود، باید برود زندگی اینها را بخواند.@چند بار تیر و ترکش مجروح می‌شود سخت باز می‌رود، کجای دنیا شما سراغ دارید یک رزمنده بدنش در گچ است با گچ بلند بشود جبهه برود، واجب شرعی است؟ نه، کسی به تو می‌گوید برو؟ نه، ولی اگر به او بگویی نرو گریه می‌کند.@اگر به او بگویی تو مریض هستی، تو پایت در گچ است، تو مجروح هستی، تو دیگر نمی‌توانی بروی این الان گریه‌اش می‌گیرد، دیگر نمی‌توانی میکده بروی، گریه‌اش می‌گیرد، اربعین یک میکده بزرگی است که یک سلسله آدمهای خوب، من در این مقاله‌ای که نوشتم، کتابی که نوشتم، نوشتم آدمهای خوب از هر دین و مذهبی از سراسر دنیا جمع می‌شوند.@یک مشت آدمهای سالم و خوب و پاک جمع می‌شوند، میکدۀ آدمهای خوب است، می‌گوییم بابا تو مسیحی هستی، برای چی آمدی، پارسال که آمدی دیدی اوضاع اینجا چطوری بود، می‌گوید من از پارسال تا الان دوباره منتظر اربعین هستم، به یهودی می‌گویی، به آن کلیمی می‌گویی، به آن هندو می‌گویی، به آن بودایی می‌گویی، به آن بی‌دین می‌گویی.@شما چه چیزی می‌خواهید از این امام حسین ما، برو بابا امام حسین ماست، تو مگر دستت قطع نشده دیگر برای چی می‌خواهی جبهه بروی، تو مگر پایت قطع نشده، مگر تو دو تا چشمت را از دست ندادی، پس کجا می‌خواهی بروی.@ می‌گوید میکده من اگر نروم تمام شادی و نشاطم از بین می‌رود، چه کسی اینها را می‌فهمد، «اَيْنَ الْمُرْتَجى لِأِزالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ» دشمنی خیلی بد است، آدمها وقتی به جان هم بیفتند دیگر لذت نمی‌برند، نه دنیا دارند نه آخرت.@مسلمان و مؤمنی که اهل دشمنی و کینه است این دنیایش خراب است، آخرتش هم خراب است، حدیث داریم، یک خانواده کافر وقتی با هم صلح هستند در صفا هستند، با همدیگر دشمنی نمی‌کنند، خدا به آنها برکت می‌دهد، دشمنی خیلی خطرناک است، کینه خیلی خطرناک است، آن هم به خاطر چی، خدا راضی است.@همین یکبار سؤال کنیم، آیا خدا از این همه کینه ما نسبت به آدمها راضی است؟ اگر از یک کسی بدم می‌آید، از یک کسی متنفر هستم، اگر با یک کسی نمی‌توانم سازگاری داشته باشم، خدا هم همینطوری راضی است، خدا هم مثل من فکر می‌کند.@«اَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِيدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ» چه بهشتهایی حضرت در قالب گریه به ما داده، یعنی عشقت این باشد امام زمان که بیاید، تمام واجبات، مستحبات، سنتها، احیا می‌شود، احیا بشود چه می‌شود؟ اگر واجبات و مستحبات احیا بشود چه می‌شود؟ یک بهشت روی زمین می‌شود.@آدمها همه شبیه خدا می‌شوند، آدمها همه شبیه معصومین می‌شوند، اختلاف دیگر نیست، غم نیست، غصه نیست، فقر نیست، مریضی نیست، کینه نیست، می‌خواهد بگوید در زندگی فردیت وسط یک مشت آدمهایی که دوستت ندارند و اختلاف هست اگر می‌خواهی شاد و آرام باشی به واجبات و مستحباتت بچسب.@واجباتت را خوب رعایت کن، مستحباتت را خوب رعایت کن، وسط یک مشت آدمهایی که داغون هستند، دوستت ندارند، یک جامعه‌ای که در آن هزار و یک جور گرفتاری و فساد هست، تو شاد و آرام هستی.@ولی وقتی تو اهل واجبات و مستحبات نباشی، به واجبات تجاوز بکنی، مستحبات را بی‌ادبی بکنی کنار بگذاری، وسط کسانی که عاشقشان هستی، دوستشان داری، آنها هم تو را دوست دارند، تو غمگین هستی، تو ناآرام هستی، تو غصه می‌خوری، تو مضطرب هستی.@این را امتحان کنیم، تصمیم بگیریم به واجبات الهی احترام بگذاریم، مستحبات الهی و سنتها را هم رعایت بکنیم تا آنجایی که توانمان هست، به هر میزانی که رعایتش می‌کنیم، آرامش، شادی، نشاط، مهربانی سراغتان می‌آید.@لذا اینقدر اینقدر این مسأله واجبات و مستحبات مهم است که حضرت دارد اینطوری حرف می‌زند کجاست، «اَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِيدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ» کجاست آن کسی که خدا ذخیره‌اش کرده که بیاید همه واجبات و سنن را احیا بکند، اینقدر برای ما مهم است.@«أَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِيعَةِ» کجاست آن کسی که برگزیده شده برای «لِإِعَادَةِ» برای برگرداندن ملت و شریعت، یعنی قوانین حیات‌بخش، اصول زندگی، مهندسی زندگی، اینها وقتی که متلاشی می‌شود.@مثل اینکه یک ساختمان مهندسیش را از دست می‌دهد، با دو ریشتر می‌ریزد، یک جامعه نظمش را از دست می‌دهد، یک سازمان سازماندهیش را از دست می‌دهد، همیشه این گرفتاریها در آن هست، آن که بیاید ریاضیات این عالم را درست می‌کند، چینش‌ها را درست می‌کند.@اینقدر این چینشها قشنگ درست می‌شود که نه فقری وجود دارد، نه مریضی وجود دارد، نه بی‌عدالتی هست، نه طلاقی هست، نه اختلافی هست، نه کینه‌ای هست، نه جهلی هست، نه بن‌بستی در ارتباط تو با عالم غیب وجود دارد.@کوری نیست، ما الان کور هستیم، ما الان وقتی می‌گوییم، فرشته‌ها، ملائکه، غیب، انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، با اینکه آنها می‌آیند ما را می‌بوسند، بغل می‌کنند، هم‌آغوشی با ما دارند، کنار خدا نمی‌فهمیم چون ما درک نداریم، ما کوری داریم، ما کری داریم، ما شامه‌مان کار نمی‌کند.@لذا با اینکه همه این قشنگیها هست نوازشهای مادرمان فاطمه زهرا احساس نمی‌کنیم، عنایت‌های ویژه امام زمان را احساس نمی‌کنیم، همیشه دوغولت و نیم‌مان باقی است، ناشکر هستیم، غر داریم، نق داریم وسط این همه نوازش.@

نماز داری وسط نماز بدبختی، با نماز مضطرب هستی، چون کور هستی، نماز شب، جشن به این قشنگی را به آدم دادند، که پر از انرژی، پر از قدرت، پر از نشاط، پر از عزت، پر از نوازش، پر از بزرگی در این نماز شب هست، ما از آن وحشت برمان می‌ترسد، می‌ترسیم سر وقتش برویم.@نماز شب میهمانی خاص و ویژه خداست برای آدم حسابی‌هاست، اگر یک کس هم آدم حسابی نبود، بلند شد نماز شب خواند، وقتی معرفت ندارد بعد از یک مدت یک چیز دیگر در می‌آید، امام زمان می‌آید ملت و شریعت را تنظیم می‌کند، حالا نبودش ببینید چقدر ما را بدبخت کرده.@نبودش ما چقدر دچار گرفتاریها و نکبت‌ها شدیم، دنیا ببینید چقدر دچار مفاسد شده وقتی امام زمان نیست، سؤال: الان من باید چکار کنم؟ تکلیف من چیست؟ من چه رسالتی دارم؟ من چه وظیفه‌ای دارم،؟ یک مقدار باید راجع به اینها فکر بکنیم.@

و الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@