مقام عرشی فاطمه زهرا؛ جلسه پنجم 26/11/96
سلام علیکم و رحمة الله.@
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همۀ شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکۀ الهی ولایت.@
بحثمان دربارۀ قرب به حضرت زهرا بود، و این نکته را عرض کردیم که خانمی خدمت ایشان رسید و این دغدغه را داشت که آیا از شیعیان حضرت هست یا نه؟ البته این سؤال را از طرف همسرشان مطرح کرده بودند، حضرت در جواب یک قاعده میدهند که این خیلی مهم هست، «إِن کُنتَ تَعمَلُ بِما أَمَرناک وَ تَنتَهِی أَما زَجَرناکَ عَنهُ فَأَنتَ مِن شیعَتِنا وَ إِلّا فَلا»: «اگر به آنچه که ما تو را به آن امر کردیم عمل می کنی و خودداری می کنی از آنچه که تو را از آن نهی کردیم و بازداشتیم، پس تو از شیعیان ما هستی، اگر نه، نه». حالا برای آدمی به این خوبی و نازنینی، برای مردی که همسرش را فرستاده، دغدغه دارد، برایش مهم است که در این زمان واقعا شیعه و پیرو است؟ بعضی ها اصلاً برایشان مهم نیست؛ یعنی این جزء دغدغه های زندگی شان نیست. اگر الان به تو بگویند که غصه بزرگ زندگی ات چیست؟ دغدغه اصلی زندگی ات چیست؟ بگوید من الان بزرگترین دغدغه ام این است که شبیه حضرت زهرا سلامالله علیها هستم یا خیر؟ با خانم محشور می شوم یا خیر؟ زمان مرگ حضرت ازرائیل چگونه بالای سرم می آید؟ از چهارده معصوم علیهمالسلام چه کسانی بالای سرم می آیند؟ چه کسانی می آیند مرا دعوت می کنند و می برند؟ کسی که جدی نباشد الان معیارش دنیایی است که چقدر پول دارم؟ چقدر سواد دارم؟ کدام دانشگاه درس می خوانم؟ چه مدرک تحصیلی دارم؟ ازدواج کردم یا خیر؟ فرزند دارم یا خیر؟ مستأجرم یا صاحب خانه؟ موقعیت اجتماعی من چیست؟ آن چیزی که جدی جدی جدی و مهم است این است که زمان مرگ چه کسی بالا سرت می آید و چگونه می روی؟ این آدم آنقدر فهمیده و زنده است، آنقدر زندگی و حیات دارد که همسرش را با چه حسی به آنجا فرستاده و حضرت زهرا سلامالله علیها چنین جوابی دادند. اگر ما آنقدر حیات داشتیم که به حضرت زهرا سلامالله علیها می گفتیم که: خانم من جزء شیعیان شما هستم یا نه و خانم هم یکدفعه چنین جوابی بدهند چه حسی به ما دست می دهد؟ مرد تا این را می شنود حالش خراب می شود. می گوید: خدایا چه کار کنم؟ این چه جوابی است که خانم به من داده اند؟ من یک جاهایی واقعاً گناه کردم؛ معصیت کردم؛ به چیزهایی که فرمودند عمل نکردم؛ چیزهایی که فرمودند را ترک کردم؛ پس اوضاع من چگونه می شود؟ این خانم برمی گردد خدمت حضرت زهرا سلاماللهعلیها و عرض می کند که: همسرم این گونه می گوید. حضرت فرمودند: «قُولِی لَهُ لَیسَها کذا شیعَتُنا مِن خِیارِ أَهلِ الجَنَه»: «من این گونه که برداشت کرد به او نگفتم. شیعیان ما از بهترین و برگزیدهترین اهل جنت هستند».
حضرت زهرا سلاماللهعلیها شیعه را از محب جدا می کنند. این ها را به ما می گویند.
گاهی وقتها آدم اینطوری فکر میکند که معیت و همراهی با معصومین یا بهشت رفتن یک امر اعتباری است.@یعنی مثل اینکه یک شاهی میخواهد یک سفر تفریحی برود، بعد در این سفر دلبخواهی چند نفر را از قصر انتخاب میکند که فلانی، فلانی با ما بیایند، یک کسی هم آنجا دلش میرود برای اینکه من دوست دارم با شاه باشم، خوشم میآید با ایشان باشم، بروم بگویم من را هم با خودت ببر، شاه بگوید حالا تو هم بیا، پس ما هم با شاه میرویم دیگر، اینجا شاه میخواهد برود تفریح، هر کس را انتخاب کرد یک دفعه چشمش گرفت، ولو یک ملیجکش هم باشد بخواهد همراه خودش ببرد میبرد به او هم خوش بگذرد، حالا شاه نظرش به من گرفته.@یا مثلاً مثل سنّت پادشاه که هر کدام تعداد زیادی همسر داشتند یک دفعه مثلاً از داخل آن حرمسرایشان میگویند فلانی، فلانی هم بیاید از این چندتا همسران، چند نفرشان بیایند در بین همسران یکی از آنها حالا خیلی دلتنگ پادشاه میشود یا حسادت میکند میگوید چرا من نروم؟ بالاخره اصرار میکند شاه میگوید جهنم تو هم بیا، تفریح است دیگر، بالاخره شاه نظرش اینطوری تعلق گرفته که این آدمها را با خودش تفریح ببرد.@رفتن به بهشت یا همراه معصومین بودن مثل این کار نیست که بگوییم قیامت است پیغمبر دارد بهشت میرود با اهل بیت و شهدا و صدیقین و صالحین، روز قیامت بگویم یا رسول الله من هم دوست دارم بیایم بهشت من را هم پیش خودتان ببرید او هم بگوید حالا بیا برویم تو بچه خوبی بودی، اینطور نیست، قَدْ جَعَلَ الله لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً خدا برای هر چیزی یک اندازهای حدّی گذاشته.@دقیقاً مثل تولدهای شش گانه از رحم مادر به دنیا که اصلاً تخلف ندارد، یعنی هیچ جنینی در رحم مادر نیست که شرائط تولد سالم را طی بکند مریض به دنیا بیاید، یا شرائط تولد مریض را طی بکند سالم به دنیا بیاید، یا شرائط تولد ناقص را طی بکند سالم به دنیا بیاید، یا شرائط تولد ضعیف را داشته باشد سالم به دنیا بیاید اصلاً اینطور نیست، یک مرحلۀ رسمی و قانونی هست.@یعنی باید در رحم مادر یک سلسله داراییها و مراحل را شخص تهیه بکند، تحصیل بکند و بگذراند، نوع تولدش دقیقاً به آنچه که در دوران جنینی گذرانده مربوط هست، دقیقاً متناسب هست با آنچه که گذشته، کل دارایی که این پدر مادر داشتند، از نظر جسم، شرائط خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی که به این بچه دادند، یا همان تعبیر خودمان سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت.@محصول لقاح اسپرم و تخمک این زن و مرد، با محصول واردات مادر در دوران بارداری جمع میشود نوع تولد فرزند میشود. در اینکه یک کسی بگوید من آیا شیعه امیرالمؤمنین هستم؟ شیعه حضرت زهرا هستم؟ با حضرت زهرا محشور میشوم یا نمیشوم؟ این یک امر اعتباری نیست.@مثل همین اردو رفتن خودمان است میگوییم آقا اگر کسی میخواهد بیاید اردو، اردوی مشهد، میگوید من خیلی مشهد دوست دارم امام رضا دوست دارم، در حالی که این اردو مشهد برقرار میشود اما بر مبنای زیارت نیست، یک دورۀ علمی هست میگوییم یک حداقلی را آن کسی که شرکت کرده باید بگذراند و اگر نگذراند آنجا آن دوره برایش سمّ میشود، ولو بیاید شرکت هم بکند، بگوید من دوست داشتم در این دوره با بقیه باشم.@هستند بعضی از عزیزان یک موقعی راستش را نمیگویند در برنامهشان مینویسند من این دورهها را گذراندم ما تحقیق نمیکنیم میگوییم این دورهها را گذرانده پس حالا بیاید، میآید آنجا و برداشت نه تنها نمیتواند بکند، بلکه آن محتوای اردو برایش سمّ میشود، این دوست داشته بیاید اردو بیاید برود زیارت امام رضا، با محتوا کار ندارد، ولی آنجا باید بیاید برود پنج روز روزی 7 ساعت باید سر کلاس باشد، البته کمتر، باید سر کلاس باشد اصلاً یک چیز دیگر میشود.@یا بعضیها به آنها برنامه میدهیم، مینویسد این برنامه را من همه سیدیها را گوش کردم، همه کتابها را خواندم، ما آزمایش نمیگیریم، البته حالا جدیداً یک روشی ایجاد کردیم برای راستیابی یک سیستمی داریم که حالا معلوم میشود این شخص واقعاً سیدیها را گوش کرده یا نه، حالا آن هیچی، ولی الان که بررسی نمیکنیم.@ما مثلاً برای این برنامه نوشتیم قطعاً 6 ماه طول میکشد کار کردنش، میبینی دو ماهه درخواست برنامه بعدی را داده بعد هم میگوید من همۀ اینها را کار کردم، این معلوم است اصلاً جذب نشده بعداً که مراجعه میکند برای مشکلاتش مشاوره، میفهمیم که این اصلاً این برنامه به هیچ وجه جذب جان این نشده.@چون به او میگوییم شما اگر واقعاً سؤالاتت الان این است و این برنامهها را گذراندی دیگر نباید این سؤالات و مشکلات را داشته باشی اگر تو الان این سؤالات و این مشکلات را داری یعنی برنامههای قبلی جذب نشده و بهترین کار این هست که برنامه قبلی تکرار بشود، دو بار، سه بار، چهار بار تکرار بشود تا جذب جان شخص بشود، ولی خیلیها اینطوری دوست ندارند، میگویند نه شما یک برنامۀ جدید به من بده، ذکر جدید بده، برنامۀ جدید بده، ولی معلوم است که اصلاً جذب جان این شخص نشده.@اگر اردو تفریحی بود، زیارتی بود، حالا میگوییم داریم میرویم اردو یک کسی هم میگوید ما هم دوست داریم با شما بیاییم زیارت، بیایید برویم، شرایط خاصی ندارد، زیارت امام رضا است، ولی وقتی میگوییم اردو علمی است، شما باید این حداقل را داشته باشید، یک حداقلی را کم کم داشته باشید که آنجا مفاهیم اردو، مفاهیم سختی که آنجا میخواهد مطرح بشود اذیت نشوید.@اینکه یک کسی بگوید من شیعه حضرت زهرا هستم یا نه، ببینید حضرت روشمند، علمی، تخصصی جواب میدهد، جواب حضرت زهرا خیلی دقیق است، چون شیعه بودن یعنی همراهی اگر واقعاً تو همراه هستی پس باید، شبیه باشی، میگویند آقا شما چند سال سر کلاس زبان رفتی، میگوید من یک ترم، یکی میگوید پنج ترم، یکی میگوید من چهار ترم رفتم، معلوم است یک کسی که یک ترم رفته با آن کسی که چهار ترم رفته یا آن که پنج ترم رفته قطعاً داراییهایشان در زبان کاملاً متفاوت است، خیاطی چند ترم رفتی؟ نجاری چند ترم رفتی؟ رانندگی چند ساعت رفتی آموزش دیدی؟ این مشخص میشود.@ وقتی میگوییم شیعه، همراهی یعنی اینکه تو همراهی کردی با حضرت زهرا یا نه، این همراهی یعنی بالاخره یک شباهتی، یک سنخیتی شخص باید پیدا کرده باشد، چون شیعه یعنی پیرو، پیرو یعنی او تبعیت کرده از این خانم در تمام مسائل زندگیش، وقتی تبعیت کرده قطعاً یک تواناییها یک شباهتهایی را به حضرت زهرا پیدا میکند.@نمیشود من بگویم مثلاً من این جلسات را آمدم، این کلاسها را آمدم، این کارها را کردم، این همراهی را داشتم، ولی الان نگاهش میکنی، ارزیابیش میکنی میبینی این آدم عصبی است، پرخاشگر است، حلم ندارد، کنترل فکر ندارد، کنترل زبان ندارد، معلوم است آنچه که شما دریافت کردید نشده اتفاق نیفتاده تا در این باره باز توضیح میدهیم.@ببینید دقیق چقدر حضرت زهرا جواب میدهد، یعنی این جواب حضرت زهرا ما را از خیالبافی، توهمات، مستیها، غفلتها، خیالهای خام کاملاً در میآورد، جدی است، فاطمه زهرا یک مقام عرشی پیش خود خدا دارد، حالا الان به عنوان یک خانم روی زمین دارد نقشش را ایفا میکند، ولی این حضرت زهرا که شما به عنوان یک خانم روی زمین داری میبینی جایگاهش در عرش است مرکز فرمانروایی خداست، یک شخصیتی هست که غضبش با غضب خدا، رضایش با رضای خدا یکی است.@حالا این خانم در قالب یک خانم شما میخواهید با او ارتباط برقرار کنید، حالا قالب مادرت است ما در قالب مادرمان با او ارتباط برقرار میکنیم، وقتی دارد با ما حرف میزند حواستان باشد فاطمه زهرا یعنی چی، فاطمه زهرا یعنی خلیفه الله، یعنی کاملترین مظهر خدا.@ببینید چقدر دقیق دارد جواب میدهد «اِنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناک وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ فَأَنْتَ مِنْ شِیعَتِنا وَ اِلاّ فَلا» این فرمول را دقت کنید حضرت زهرا دارد قاعده میگوید یک جا بنویسید همیشه روی صفحه تلفنتان یا در منزلتان یک جا باشد این یک قاعده است، یک فرمول است همیشه آدم را صاف میکند، همیشه آدم را، مثل یک آیینه است که آدم در آن به خودش نگاه میکند و خودش را تنظیم میکند.@«اِنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناک وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ فَأَنْتَ مِنْ شِیعَتِنا وَ اِلاّ فَلا» اگر تو به آنچه که ما امر کردیم تو را به آن عمل میکنی، و خودداری میکنی از آنچه که تو را از آن نهی کردیم، پس تو از شیعیان ما هستی، یعنی پیرو ما هستی، اگر نه، نه.@حالا برای یک آدمی به این نازی به این خوبی، یک مردی که زنش را فرستاده دغدغه دارد این آدم، آدم حسابی است، برایش مهم است که در این زمان واقعاً شیعه هست، پیرو هست، بعضیها هستند که اصلاً برایش مهم نیست، یعنی جزء دغدغههای زندگیشان این نیست، یعنی الان اگر به تو بگویند که تو غصه بزرگ زندگیت چیست؟ دغدغه اصلی زندگیت چیست؟@بگوید من الان بزرگترین دغدغهام این هست که شبیه حضرت زهرا هستم یا نه، با خانم محشور میشوم یا نه، من الان بزرگترین دغدغه زندگیم این هست که موقع مردن عزرائیل چطوری بالای سرم میآید؟ چه شکلی میآید؟ مهربان میآید؟ ناراحت میآید؟ من موقع مردن الان دغدغهام این هست که چه کسانی بالای سرم میآید؟ چه کسانی میآیند من را دعوت میکنند میبرند؟@من الان بزرگترین دغدغهام این هست که در قبر نکیر و منکر میآیند بالای سرم، یا بشیر و مبشر میآیند؟ این نشان میدهد این آدم جدی است، این آدم آدم است که دغدغهاش این است، الان بزرگترین دغدغههای زندگیش این است.@یعنی خودش را با یک سلسله به قول امروزیها استانداردها، ملاکها و معیارها میخواهد تطبیق بدهد، آن هم ملاکها و معیارهای جاودانه و ابدی، این الان برایش مهم است، و الا یک کسی که جدی نباشد الان معیارش این هست که من با معیار دنیا چقدر پول دارم، با معیار دنیا چقدر سواد دارم.@با معیار دنیا کدام دانشگاه درس میخوانم، با معیار دنیا چه مدرک تحصیلی دارم، با معیار دنیا ازدواج کردم، نکردم، همسر دارم، ندارم، بچه دارم، چند تا دارم، جنسشان چیست؟، با معیار دنیا مستأجر هستم یا صاحبخانه هستم، با معیار دنیا موقعیت اجتماعیم الان چیست، با معیار دنیا سطح مالم چقدر است، و مسائل اینطوری، چیزی که اکثر مردم دنیا اینها الان جزء دغدغههایشان هست.@یک آدم حسابی یعنی کسی که باطنش باطن انسانی هست اصلاً دغدغههای اینها را ندارد نه اینکه اینها جزء دغدغههای طبیعیش نیست اینها را قبول دارد ولی دغدغۀ اصلیاش این هست که من الان که دارم زندگی میکنم با معیار بهشت زندگی میکنم یا با معیار جهنم؟ من جهنمی هستم یا بهشتی هستم، اگر همین الان مُردم کجا میروم؟ این سؤال اصلی یک آدم است.@همین الان اگر من سکته کردم، مُردم، تصادف کردم مُردم، سرطان گرفتم مُردم، الان من کجا میروم، چه کسی بالای سرم میآید؟، چه کسی میآید من را میبرد، چطوری متولد میشوم؟ با من چطوری برخورد میشود، این مسئله اساسی زندگی آدم است.@چون به محض اینکه وفات بیاید تمام آنچه که تو در دنیا برایش جان کندی کاملاً رنگ میبازد یعنی هیچ ارزش و اعتباری واقعاً ندارد، تمامش توهم است، سراب میشود، و آن که جدی و مهم است اینکه الان وفات حاصل شد تو کجا هستی، چه کسی بالای سر تو میآید چطوری میروی.@این آدم اینقدر فهمیده است، اینقدر زنده است، اینقدر زندگی دارد و حیات دارد، که زنش را فرستاده با چه حسی آنجا حالا حضرت زهرا یک چنین جوابی داده ما باشیم چه فکر میکنیم، یعنی اگر رفتیم یک همچین کاری کردیم، اگر واقعاً ما اینقدر حیات داشتیم به حضرت زهرا میگفتیم خانم من جزء شیعیان شما هستم یا نه؟ خانم هم یک دفعه یک همچین جوابی بدهد چه حسی به ما میدهد.@مرد تا این را میشنود حالش خراب میشود، خدایا من چکار کنم این چه جوابی است خانم به من داده، مگر میشود من یک جاهایی واقعاً گناه کردم، یک جاهایی معصیت کردم، یک جاهایی به آنچه که اینها گفتند عمل نکردم، یک جاهایی به آن چیزهایی که گفتند ترک کردم آنها را، یک جاهایی گفتند نکن انجام نده، نهی کردند من انجام دادم، پس اوضاع من واقعاً چه میشود، من بدبخت هستم، من بیچاره هستم.@این خانم برمیگردد خدمت حضرت زهرا ، عرض میکند که شوهرم اینطوری میگوید، حضرت فرمود «قُولی لَهُ لَیْسَ هَکَذَا» من اینطوری که این برداشت به او نگفتم، «شِیعَتُنا مِنْ خِیارِ أَهْلِ الْجَنَّة» شیعیان ما از بهترین، از برگزیدهترین اهل بهشت هستند، آن که پیرو ماست، یعنی دستورات را اجرا میکند، نواهی را هم عمل نمیکند سراغشان نمیرود.@حالا آمده روی محبین اهل بیت، حضرت زهرا شیعه را از محب جدا میکند، امثال بنده، به ما میگوید، من وقتی این را میخوانم میبینم که این را دارد به من میگوید، میگوید: «وَ کُلُّ مُحِبِینا وَ مُوالِی أَوْلِیائِنا وَ مُعادِی أَعْدائِنا وَ الْمُسْلِمِ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا» 1 ـ همه آن کسانی که ما را دوست دارند، دوستان ما را هم دوست دارند.@(خدا کند ما اینطوری باشیم ان شاء الله که ما اینطوری هستیم دوستان اهل بیت را دوست داریم، آنهایی که رنگ اهل بیت هستند را دوست داریم، بعضیها آنهایی که به رنگ اهل بیت هستند را دوست ندارند، مثل مراجع، علما، اولیاء الهی، اینها را دوست ندارند از اسمهایشان هم اصلاً خودشان نمیآید.@یعنی مثلاً دو تا سه تا پنج تا بچه دارد یکیش اسم ائمه، اسم انسانهای کامل نیست، اسمهایی که انتخاب کرده یا جمادی هستند، یا گیاهی هستند، یا حیوانی هستند، مثلاً نرفته یک اسمی از اسم معشوقهای آسمانیش، خانوادۀ آسمانیش انتخاب کند بگذارد روی فرزندانش یا روی آن چیزهایی که دوست دارد، ساختمان است، شیء است هر چه که هست، حالا ما ان شاء الله اینطوری نیستیم، ان شاء الله که دوستدار دوستان اهل بیت هستیم).@«وَ مُعادِی أَعْدائَنا» دشمن دشمنان اهل بیت این هم سنگین است یعنی چیزی نیست که هر کسی بتواند، بگوید من واقعاً دشمن همۀ شخصیتها و همۀ آدمهایی هستم که با اهل بیت جور نیستند، «وَ لَو کَانَ آباؤُکُمْ أَبْنائُکُمْ» پدرم باشد، مادرم باشد، خالهام باشد، عمویم باشد، داییم باشد، فرزندم باشد، این هم کار راحتی نیست، حالا میگوییم ان شاء الله ما هم اینطوری هستیم.@پس محب ما باشند، دوستدار دوستان ما باشند دشمن دشمنان ما باشند «وَ الْمُسْلِمِ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا» با قلبشان واقعاً تسلیم ما هستند و با زبانشان، یعنی ابراز میکنند ما اهل بیت را دوست داریم عاشقشان هستیم، مراسم میگیرند، شهادت میگیرند، تولد میگیرند، واقعاً اینطوری هستند، ابراز میکنند این را، الان خبر چیست؟ آنجا فرمود شیعیان ما از بهترین اهل بهشت هستند، پس اینها چه کسانی هستند؟@این محبینی که این شرائط را دارند، دوستدار اهل بیت هستند، با دوستانشان دوست هستند، با دشمنانشان دشمن هستند، تسلیم هستند با قلب و زبانشان ابراز میکنند این فضیلت را، «لَیْسُ مِنْ شِیعَتِنا» یک آب یخی حضرت زهرا روی آدم میریزد، اینها از شیعیان ما نیستند، یعنی چی؟@«اِذَا خالَفُوا اَوَامِرَنا فِی سائِرِ المُوبِقات» اگر با ما مخالفت بکنند در اوامرمان و نواهیمان، آنجایی که دستور دادیم رعایت نمیکنند نماز است، حجاب است، روزه است، روابط زن و مرد است، خمس است، زکات است، شوهرداری است، زنداری است، بچهداری است، ادب پدر مادر است، همسایهداری است، مردمداری است، عدالت است، خوشاخلاقی است، اصلاً رعایت نمیکند.@دوستدار اهل بیت است، خیلی هم دوست دارد، از دشمنانشان هم بدش میآید، از دوستانشان هم خوشش میآید، قلباً و زباناً هم اعتراف دارد، ولی اصلاً اخلاقش شبیه اهل بیت نیست «وَ نَواهینا» نهیهای ما را هم انجام میدهد، هر چه میگوییم، که مثلاً لباس اینطور بپوش، با نامحرم اینطوری باید برخورد بکنی، با شوهر اینطوری باید رفتار بکنی، با زنت اینطوری باید رفتار بکنی، با فرزندانت اینطوری باید رفتار بکنی، با پدر مادر، با خانواده همسر، با همسایه، با دوستان، با مردم، با زیردست، با بالادست، اصلاً رعایت نمیکند.@ابراز عشق و علاقه میکند، ولی فرهنگش فرهنگ اهل بیت نیست، فرهنگ دیگری است، تشبهاش به آنها است، افتخارش به این هست که شباهت به غیر اهل بیت دارد، الان شما نگاه کنید در ایران، فکر نمیکنم در خود غرب اینقدر که ولنتاین را اینجا باشکوه میگیرند در غرب جدی بگیرند.@ایرانیها از غربیها خیلی بیشتر ولنتاین را جدی میگیرند، کریسمس را، ژانویه را، سیزده بدر را، حالا با تمام گناهانش، میهمانیهای آنچنانی، مسافرتهای آنچنانی، سبک زندگی، سبک لباس پوشیدن، سبک اخلاق، زنداری، شوهرداری، معاملات، تجارت، اصلاً هیچ چیزش شبیه اهل بیت نیست، نه خمسی، نه مال حلالی، نه لقمهای نه هیچی.@حضرت میگوید اینها با اینکه ما را خیلی دوست دارند، و این شرائط پنجگانه را دارند، اما اینها «لَیْسُ مِنْ شِیعَتِنا» اینها شیعه ما نیستند، همراه ما نیستند، اینها پیرو ما نیستند، چون هیچ کدام از چیزهایی که ما میگوییم رعایت نمیکنند، ابراز عشقشان خوب است، ابراز احساساتشان خوب است، ابراز محبتشان خوب است، اما مودّت ندارند، محبت با مودت فرق میکند.@قرآن میگوید مودّت اهل بیت واجب است قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ما محبت داریم، واقعاً هم قلبی دوستشان داریم، اما مودّت نداریم، الان هئیت گرفتم تا 12 شب با بوق سر و صدای هئیت و بلندگو مخ همه همسایهها را دارم داغون میکنم، در هئیت یک عالم بداخلاقی و گرفتاری دارد، بعد نماز اول وقت نمیخواند، نماز جماعت نمیخواند، این چه شباهتی دارد، کسی که نماز اول وقت نمیخواند، یا میتواند نماز جماعت بخواند نخواند، او که نماز اول وقت نمیخواند و سهلانگاری میکند.@پیامبر فرمود من هرگز این فرد را شفاعت نمیکنم، فرمود من زناکارها، شرابخوارها، قماربازها را ممکن است شفاعت کنم، اما یک کسی که نماز اول وقت نمیخواند هرگز شفاعت نمیکنم، چون این آدم، آدم گستاخ و بیادبی است، چرا؟@شما الان تلفنات زنگ میزند در یک جلسه مهم هم نشستی بارها هم اتفاق افتاده، شخص میبینی نشسته سر کلاس روی صندلی تلفنش زنگ میخورد بیرون میرود تلفنن را باید جواب بدهم، باور میکنید بعضیها سر نماز تلفن جواب میدهند، من دیدم یعنی وسط نماز دارد حمد و سوره میخواند پیامکش را هم میفرستد، نماز جماعت هست حاج آقا دارد میخواند، امام میخواند پیامک را به طرف فرستاده.@یعنی میگوید نمیتوانم جوابش را ندهم، حتی اگر آدمی که من دوستش هم ندارم خوشم هم نمیآید ولی تلفنش را جواب میدهم، میشود خدا آدم را صدا کند موقع نماز 12 بار بگوید حی، بدو کارت دارم، من بگویم، من خدایا الان کار دارم، وقت ندارم من کار دیگری دارم، یک کسی که نماز اول وقت نمیخواند خیلی آدم بیادب و گستاخی است، خدا آدم را صدا کند، و بگوید وقت ندارم.@شما الان دیدید یک مادر حتی مادر خیلی بدی هم هست، تا حالا دیدید یک مادری یک کسی بگوید من دیدم، یک مادر، آدم خیلی بدی هست، خیلی هم بیعاطفه هست، یک بچه دارد، بچه خودش هم نیست حال بچه خودش بود یک چیزی، بچۀ هوویش هست، یعنی از یک زنی که خیلی هم متنفر است.@شوهرش رفته با یک کسی ازدواج کرده بچهدار شده حالا یا طلاق داده یا آن زن مُرده بچه را آوردند گذاشتند گردن این که تو بزرگش کن، این امکان ندارد این بچه گرسنهاش بشود غذا بخواهد، شیر بخواهد، شستشو بخواهد این کار را نکند، این کار را میکند بچه است، الان نیازش این است.@این سر ظهر که کودک عزیز روانش غذا میخواهد باید با خدا ارتباط برقرار بکند به او میگوید نه برو تا 4 بعدازظهر گرسنه بمان، این کودک عزیز روان مدام نق میزند، غر میزند، اعصاب خوردی میکند، این همینطوری غذا نمیدهد، میبینی 11 شب تازه میخواهد به این غذای مغرب را بدهد، این آدم دیگر شاد میشود؟ این آدم دیگر شخصیتاً آدم آرامی میشود؟ نه.@عصبی میشود، پرخاشگر است، داغون است، بدبین است، حسود است، بداخلاق است، زودرنج است، چون غذا نخورده اصلاً، بیرحم است غذا نمیدهد به کودک عزیز روانش که از جنس خداست، به من اصلیش، به بخش پنجمش اصلاً غذا نمیدهد، زیارت میخواهد به او نمیدهد، حرم میخواهد به او نمیدهد، سجاده میخواهد به او نمیدهد، قرآن میخواهد به او نمیدهد، مجلس اهل بیت میخواهد به او نمیدهد، معارف اسلامی و الهی میخواهد به او نمیدهد، اصلاً همینطور منش سوء تغذیه وحشتناک گرفته، این خیلی آدم خطرناک و بیعاطفه و گستاخی است، بیرحم است.@پیغمبر میگوید من این آدم را شفاعت نمیکنم، یعنی خودبهخود از پیغمبر دور است، چون شخصیتش خشن است، پیغمبر شخصیتش بسیار مهربان و نرم است، این آدم شخصیتش خشن است چون با محبوبترین کس یعنی خودش بیرحمی میکند، با خودش عدالت را رعایت نمیکند، یک کسی نماز جماعت میتواند برود و نرود، حضرت فرمود به یهودی و نصارا سلام بکنید اما به یهودی امت من سلام نکنید «وَ لا تُسَلِّمُوا عَلی یَهودِ اُمَّتی».@گفتند چه کسی است؟ فرمود کسی که نماز جماعت برقرار میشود نمیرود صدای نماز را میشنود، صدای اذان را میشنود نمیرود، این هیچیش شبیه نیست، نه شوهرداری، نه زنداری، هیچی، معاشرتش، حضرت زهرا میفرماید: «لَیْسُ مِنْ شِیعَتِنا» اینها شیعه ما که نیستند فقط ما را دوست دارند.@حالا این دوست داشتن فایدهای هم دارد؟ به درد هم میخورد؟ حضرت زهرا میگوید بله به درد میخورد، این دوست داشتن به چه درد میخورد؟ میگوید اینها چون ما را دوست دارند، ما اهل بیت را دوست دارند دشمن دشمنان ما هستند، دوست دوستان ما هستند، با قلب و زبانشان این ابراز علاقه را میکنند، محبوب خدا هستند.@حالا محبوب خدا هستند چه اتفاقی میافتد؟ «وَ هُمْ مَعَذلِکَ فِی الْجَنَّة» اینها هم بهشتی هستند اما چه موقع به بهشت میروند «وَلکِن بَعْدَ ما یُطَهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهِم» گناه کرده، معصیت کرده، اصلاً رعایت نکرده، نه اوامر را اجرا کرده، نه نواهی را ترک کرده، بعد از اینکه ضربههایی که به خودش زده، صدمههایی که به خودش زده پاک بشود.@میگوید من الان میخواهم با شما اردو بیایم، میگویم خوش آمدید، ولی شرائطش را گذراندی یا نه؟ نه، باید اول معطل بشوی، خیلی از عزیزان من شاید 100 ـ 150 ـ 60 تا از عزیزانی که ثبت نام کردم شاید بیشتر نوشتم سال بعد، یعنی شما باید این مسیر را بگذرانی برای سال بعد اردوی بعد که حالا یا تابستان است یا سال آینده است خودت را آماده کنی، یا نوشته من الان مریض هستم پایم شکسته است.@تو اردو نمیتوانی بیایی، چون آنجا شما باید یک صبح تا ظهر، یک 4 بعدازظهر تا 7 نزدیک 8 شب روی صندلی بنشینی نمیتوانی الان بنشینی، برو بدنت را تعمیر کن، برو خودت را درمان کن که بتوانی روی صندلی بنشینی بیایی اردو. یک عزیزی نوشته بود برای ما که برای من یک تخت بگذارید باید آنجا خوابیده باشم، گفتم والا ما آنجا تخت نداریم امکان ندارد ما برای شما تخت بگذاریم من خوابیده بیایم همینطوری نمیشود باید بروی درمان بکنی.@لذا حضرت میگوید بعد از اینکه «ما یُطَهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهِم» بعد از اینکه از گناهانشان پاک شدند به بهشت میآیند چون خدا دوستشان دارد این پاک کردن از گناه چطوری انجام میشود؟ ببینید چقدر قشنگ است، حضرت زهرا دارد به ما بشارت میدهد، «بِالْبَلایا وَ رَضایا أَو فی عَرَصاتِ الْقِیامَة» یا در دنیا با سختیهای زندگیشان و بلاهایشان پاکشان میکند.@سختیها را هم در رشد و قدرت گفتیم، من خواهش میکنم اگر کسی کار نکرده این دوره را، حتماً کار کند، رشد و قدرت در سایه سختیها دورهاش را حتماً کار کنید چون آن موقع میتوانید مزۀ شادی و آرامش را در زندگی حس کنید وقتی این دوره را طی کنید واقعاً اگر جذب قلبتان بشود. با سختیها، با مشکلاتی که در زندگی پیش میآید خدا اینها را از گناه پاک میکند.@سختیها را هم آنجا توضیح دادیم چند شکل است، مالی هست، مشکلات مالی، سختی، بدهی، ورشکستگی، آسیب مالی، صدمه به اموال انسان، بدنی هست، مریض شدن هست، آسیب هست، انواع مریضیها و انواع دردها، دردها هست، آسیبها هست، مریضیها هست، مشکلات اذیت و آزار همسر هست، پدر مادر هست، خواهر برادر هست، همسایه هست، خانواده همسر هست، دوستان هستند، همکاران هستند، مردم، بندگان خدا آدم را اذیت میکنند.@بالاخره هست دیگر یک جایی آدم را اذیت میکنند، حق آدم را میخورند، نیش میزنند، گرفتاری دارد، سختیهای خود زندگی، سختیهای بارداری، سختیهای زایمان، سختیهای بچهداری، سختیهای شیردهی، سختیهای بچه بزرگ کردن، سختیهای مشکلات زندگی، کلاً سختیهای زندگی اینها همه کفارات گناهان است، پس سختیهای زندگی مفت پای ما حساب نمیشود.@خدا میگوید من ذره به ذره سختیهایی که شما دارید در زندگیتان تحمل میکنید، باعث میشود گناهانتان آمرزیده بشود و پاک بشوید، آنجایی که دارید مخالفت میکنید این شما را درست میکند. پس دارد مژده میدهد به چه شرطی؟ یک شرط دارد اگر بخواهیم سختیهای زندگی کفارۀ گناهانمان بشود یک شرط دارد شرطش چیست؟@جزع نداشته باشید، جیغ و داد نکن، سر و صدا نکن، غرغر نکن، بداخلاقی نکن، بچه اذیتت میکند نرو بیخود او را کتک بزن، فحشش بدهی، در خانه نسبت به همسرت، خانواده همسرت، همسایهها، بداخلاقی نکن، اگر بخواهی بداخلاقی بکنی گناهت چند برابر میشود یک سختی وارد شده یک اذیتی شده این را قورتش بده چون خدا دارد تو را با این تراش میدهد.@مثل یک سنگی که الان قیمتی ندارد ولی سنگتراش که دارد این را تراش میدهد، دارد صافکاریش میکند، دارد درستش میکند، این سنگ قیمت پیدا میکند این سنگ باید تحمل بکند این چکش و تیشه و این زحماتی که دارد، کاری که دارد روی چشم و صورتش میکند سنگ اگر تحمل بکند یک مجسمه قیمتی میشود، آنوقت میلیاردها میارزد.@بالاخره شما باید تحمل بکنید دارد تو را تراش میدهد چکار باید بکنی، درست است درد دارد ولی دارد تراش میدهد. من یاد خودم افتادم یک تودۀ پولیپی سنگینی شاید حدود ده سانت در صورت من بود ده سال من نتوانستم نفس بکشم از طریق بینی فقط با دهان میکشیدم حالت خفگی وحشتناکی بود بیش از ده سال، چند بار عمل کردند نتوانستند این را بالاخره کاریش بکنند.@یک تکهای از آن در میآوردند دوباره سر جایش بود چون توده خیلی بزرگ بود، آخر مجبور شدند که این پوست صورت من را از یک جایی بردارند کلاً که دستشان مستقیم به آن توده برسد آن توده را در صورت من بتراشند یعنی باید ده سانت را میتراشیدند در میآوردند حالا وسط عمل من به هوش آمدم.@یعنی دارو بیهوشی زده بودند من بیهوش شده بودم حالا حواسشان نبود دارو کم زده بودند من یک دفعه وسط عمل به هوش آمدم دیدم دکتر ایستاده بالای سرم یک چکش با یک دانه از این قلمهای استیل در صورتم دارد میزند، درد داشت به هوش آمده بودم، پوست صورتم را که برداشته بودند، از این طرف هم داشتند میتراشیدند یک ذره درد هم داشت، دکتر گفت تمام شد صبر کن چکار کنم اگر تحمل نکنم باشد بتراش، دارد من را میتراشد.@دارد این را میتراشد که من خوب بشوم بتوانم بعد از سالها نفس بکشم، اگر بخواهم تحمل نکنم چکار بکنم، غر و نق هم نداریم، باشد شما بفرمایید کارتان را بکنید، هیچی تحمل کردیم تا این کارش تمام شد، تازه بعد پوست را سر جایش آوردند دوختند.@خدا دارد میتراشد، میگوید با این شوهرت لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ شما را بعضیهایتان را با بعضی دیگر میتراشیم، با پدرت، مادرت، همسرت، خانواده همسرت، دوستانت، همسایهات، صاحب کارت، زیردستت، با اینها شما را میتراشیم، پس صبر کن نق نزن، غر نزن، فحش نده، ناشکری هم نباید بکنی، بخواهی غر به خدا بزنی، به آسمان بزنی، یعنی به خدا بدبین هستی.@خدا میگوید من که کار بدی با تو نمیکنم، دارم صافت میکنم، تازه اگر این دردت بیشتر از گناهت باشد درجه میشود، در روایت هم داریم خداوند برای بعضیها درجاتی در آخرت در نظر گرفته که انسان جز با درد و بیماری به آن نمیرسد، مگر چیز بدی است، آنجا که این درجات را به تو میدهند.@امام صادق میگوید، مؤمن میگوید ای کاش در دنیا من را با قیچی تکه تکه میکردند، اگر میدانستم قرار است با سختیهایم به اینجا برسم، پس نق و غر چیست اینقدر به خدا غر میزنی، اینقدر سر مردم داد میزنی، به زمین و زمان فحش میدهی، در خانه میآیی بداخلاقی، شوهرت میآید خانه بداخلاقی، چرا؟ چون بچه اینطوری کرده، مادرت زنگ زده اینطوری گفته، ولش کن دیگر بالاخره سهممان است هر کس یک سهمی دارد.@لذا حضرت میگوید کسی که جزع میکند در مشکلات خدا بدتر از آن را سرش میآورد، چون جزع خاصیت بلا را که کفاره بودن هست، از بین میبرد، شما الان میروید دکتر، دکتر یک آمپول مینویسد، یک کپسول میدهد یک شربت، خوب نمیشوید، بعد دکتر چکار میکند؟ یک آمپول پنج تا میشود، میگوید خوب نشدی پس دارو بیشتر باید بخوری.@خدا یک درجهای از سختی به همه میدهد، اگر کسی با شکر، با صبر، با نجابت آن را گذراند تمام است، ولی بعضیها هستند پوست کلفت هستند، فحش میدهند، دری وری میگویند، ناشکری میکنند، نماز دیگر نمیخوانند، با خدا لج میکنند، ارتباطشان را با غیب قطع میکنند، حالا که فلانی مُرد من دیگر نماز نمیخوانم، حالا که بچهام اینطوری شد من دیگر با خدا کاری ندارم، حالا که دعایم مستجاب نشد، من اصلاً با امام رضا کاری ندارم، میافتد در وضعیت بدتر سختیها بیشتر میشود.@چون خدا میفهمد تو جهنم به دردت نمیخورد، تو را بالا میبرد تا جایی که ظرفیت داری تو را بالا میبرد، ولی حضرت زهرا یک حرف خطرناک هم میزند، میفرماید بعضیها اینقدر پوست کلفت هستند در این دنیا که خدا هر چه با سختیها و بلاها گناهانشان را پاک میکند مدام گناه جدید تولید میکنند، مثل آدمهای بداخلاق، آدمهای بداخلاق چون توبه میکنند اخلاقش بد است مدام تولید میکند.@مثل غدۀ سرطانی میماند، مثل آن تودهای که در صورتم بود عمل کردند، یکبار رفتم عمل کردم درآوردند دکتر گفت خوب شدی در آوردیم، بعد دیدیم نه خوب نشدیم نمیتوانیم نفس بکشیم، دوباره یکبار دیگر عمل کردند، نه نشد، یکبار دیگر عمل کردند باز نشد، سه بار عمل کردند چون آن داخل خیلی خبرهاست، اصل توده آنجاست، با این عملها و دردها و بیهوشیها و بیمارستانها حل نمیشود، حالا پوستت را میکَنیم بتراشیم در بیاید، سختتر میشود چون توده آنجاست.@بعضیها خیلی پوست کلفت هستند، یعنی هر چه به آنها میگویی همان هستند، هیچ تغییری، تصمیمی، هیچی، میداند باید نماز بخواند نمیخواند، میداند باید اول وقت بخواند نمیخواند، میداند باید جماعت بخواند نمیخواند، میداند باید لباس پوشیدنش اینطوری باشد، روابط زن و مردش اینطوری باشد، قواعد شوهرداریش، میداند، اما این اطلاعات در مرحله عقل است به مرحله قلب هیچ وقت نمیرسد.@یعنی میآید ده سال سر کلاس مینشیند استاد هم استاد خوبی است، اصلاً پیغمبر، مگر غیر از این بود، این همه پیغمبر حرف زد ولی در قلب این نرفت چون آدم پوست کلفتی است لجباز است، برایش رضایت عمه، عمو، خاله، دایی و بچههایش مهمتر از رضایت خدا هست، برایش مُد مهمتر از فرمایش خداست.@میگوید اینطوری مدل است لباس بپوشیم، میگوییم خدا دوست ندارد، میگوید حالا اینطوری مد است، الان در این روزگار چه کسی این کارها را میکند، چه کسی چادر سرش میکند، چه کسی نماز میخواند، اصلاً این مدل شوهرداری، الان دیگر خیلی زشت است اینطوری، الان مد است اینطوری شوهرداری بکنی، اینطوری باید زنداری بکنی، دیگر الان چه کسی اینطوری لباس میپوشد، دیگر الان چه کسی اینطوری کار اقتصادی میکند، الان مد است، پس پایش بایست.@برای آدمهای مؤمن یک چیز مد است آن هم بهشت، آن هم حضرت زهرا همیشه مد است، سبک زندگی اهل بیت همیشه مد است، غیر از آن هر چه هست جهنم است وسوسه شیطان است، این پیشنهاد شیطان به تو است، میگوید نه الان مد است امروزه اینطوری است الان چه کسی این کار را میکند.@ببین در تلویزیون، نگاه کن در تلگرام، نگاه کن در اینترنت، نگاه کن در دنیا، الان اینطوری است، این که اصلاً هیچ چیزش شبیه اهل بیت نیست، میگوید مد است، پس تابعش باش خدا با مُدت محشورت میکند، این آدم پوست کلفت است.@حالا نگاه کنید حرفی که میزنم خدا شاهد است من خیلی اذیت شدم این یک خط را خواندم از حضرت زهرا اصلاً کلماتش برایم سخت بود، خیلی پناه میبرم به خدا، آدم باید عجز و لابه بکند که به این مرحله نرسد یعنی خدایا هر کاری میخواهی بکنی در همین دنیا من تحمل عذاب و بد مردن و قهر موقع عزرائیل را ندارم اینطوری بیاید بالای سرم، من تحمل ندارم بخواهم بمیرم ائمه نیایند بالای سرم، یک دفعه یک عالم چهرههای وحشتناک از عملکردم بیایند بالای سرم، این مدل مردن ختم بخیر نیست اصلاً اینطوری، خیلی بد است.@چون اولش شروع ابدیت است، «اَلْآخِرَةُ اَبَد» شروع ابدیت است با اینطور صحنهها حضرت میفرماید هر کس شروعش بد باشد ادامهاش بدتر است، اگر یک کسی اینطوری بخواهد موقع مردن بمیرد، وای به حال بعدش، وای به حال در قبر، برو تا قیامت، واقعاً خیلی سخت است، حضرت زهرا یک دفعه از دنیا پریده در قیامت یعنی این آدم در برزخ تا قیامت بدبخت بوده، گرفتار عذاب بوده یک دفعه گفت «أَو فی عَرَصاتِ الْقِیامَة» در عرصههای قیامت.@یعنی در قیامت این آن صحنههای عذاب قیامت را باید تحمل بکند، برزخ بیچاره شده، این در دنیا پوست کلفت بوده، نشده، حالا آمده تا به قیامت رسیده، قیامت مگر شوخی است، یعنی ما اینقدر گناه میکنیم، اینقدر پوست کلفتی میکنیم، اینقدر مقاومت میکنیم، در مقابل دستورات دین، خوش به حال افرادی که زودباور هستند.@خوش به حال افرادی که پوست کلفت نیستند، تا میبیند این است، رساله این را گفته باشد چشم، اصلاً سؤال نمیکند، رساله این را گفته باشد از این به بعد من همینطوری رفتار میکنم، نه اینکه برای اینکه یک نماز بخواند یا یک چیزی را درست بکند، یکسال دو سال، پنج سال با خودش درگیر است ده دفعه بالا و پایین میکند، چهل دفعه روشش را عوض میکند آخر هم موفق نمیشود.@یک روز حجاب میکند، یک روز هفت قلم آرایش میکند بیرون میرود، شش ماه حجاب دارد دو سال یک طور دیگر میگردد، آقایان همینطور، ظواهرشان، یا هر چیز دیگر، زنداری، شوهرداری، هر چیزی میبینی مدام بالا و پایین میشود، حضرت یک دفعه پرید در عرصات قیامت، بعد از عرصات قیامت بعدش چی؟ این دیگر خیلی تلخ است.@مادر دارد حرف میزند، «أَوْ فِی الْطَّبَقِ الأَعلی مِنْ جَهَنَّمَ بِعَذابِها» میگوید بعضیها اینقدر پوست کلفت هستند که قیامت هم پاک نمیشوند، اینقدر لجوج هستند، اینقدر عناد دارند، اینقدر سرسخت هستند، که در قیامت هم پاک نمیشوند، اینها باید بروند طبقه اول جهنم، أعلی، عالیترین درجه جهنم هر چه طبقات جهنم بالاتر باشد عذابش آسانتر است، هر چه پایین میرود، عذاب سختتر است.@میگوید محبین ما را دیگر طبقه دوم و سوم و پایین نمیبرند همان طبقه اول نگه میدارند، ولی عذاب دارد، عذاب طبقه اول. حضرت زهرا فرمود بعضی از شما در زندگیتان اینقدر از من دور میشوید از مادرتان در سبک زندگیتان، که سیصد هزار سال طول میکشد من شما را پیدا کنم، دنبالتان میگردم دوستتان دارم میخواهم شما را نجات بدهم اما اینقدر فاصله شما از من زیاد است که من بخواهم شما را پیدا بکنم اینقدر طول میکشد.@پناه بر خدا از دست خودمان، از دست لجبازیهایمان، از دست پوست کلفتیهایمان پناه بر خدا، میگوید آقا این آقایی که الان چند سال است دارد میآید سر کلاس شما شوهر من است، این یک در خانه یک دیوی است برای خودش، بداخلاقی میکند، حرف حرف من است، باید همین باشد، کتک دارد، فحش دارد، قهر دارد.@این خانمی که چند سال است دارد میآید اینجا زن من است این برنامه هم به او دادید هیچ تغییری نکرده نه اخلاقش نه منشش، نه شوهرداریش، نه بچهداریش، نه ارتباط با خانواده همسر، میبینی هنوز با خانواده همسرش به عنوان یک مستکبر قلدر، خانواده همسر را تحقیر میکند، خون شوهرش را در شیشه میکند به خاطر رفتارهایی که با خانواده همسرش دارد متواضع نیست، مؤدب نیست، اخم دارد، تلخی دارد، هنوز این است، هنوز کینه دارد، اگر این کینه بماند عفونت است، کینه خیلی خطرناک است.@یک کسی که میتواند کینه را کِش بدهد، ولو آنها مقصر هستند تو حواست باشد عفونی نشوی. یا در طبقه اعلی به عذاب جهنم «اِلی اَنْ نَسْتَنْقِضَهُمْ بِحُبِّنا» تا اینکه ما آنها نجاتشان بدهیم به خاطر محبتهایی که به ما در دنیا داشتند، محبت خیلی کمک میکند، اما محبت باید ببینیم که درجهاش چقدر است.@چون محبت باید کمک بکند که تو محبوبت را رعایت بکنی، محبت باید کمک بکند اگر امام زمان را دوست داری، حضرت زهرا را دوست داری، امام حسین را دوست داری اذیتشان نکنی، امام زمان نگوید، حضرت زهرا نگوید، این را بگذارم کجای دلم، این بچه من است.@دیدید پدر مادرها، بچههایی دارند اینقدر نجیب، خوب، همراه کمک پدر مادر به اینها تکیه میکنند با اینها آرام هستند، یک دفعه وسط اینها میبینی یک بچه تخس هم پیدا میشود یکسره برای پدر مادر دردسر درست میکند، مدرسه زنگ میزند بلند بشوید بیایید، از یک طرف کلانتری پیدایش میکنند، از یک طرف یک جای دیگر گیرش میاندازد، پدر مادر مدام درگیر است.@امام زمان میگوید این را چکار کنم، این الان در موقعیت آوارگی من در مدت طردشدگی، و تنهایی و غصه و مظلومیت من باری از من بردارد، خودش یک بار شده، خودش یک غصه شده، چقدر سخت است آدم امام زمان را اذیت بکند، ما باید از اینها گریه بکنیم، ما باید موقع نماز خواندن، سجده، تنهایی، گریه بکنیم که ما چقدر خانواده آسمانیمان را اذیت کردیم، نکردیم واقعاً و نمیکنیم واقعا؟@مگر آدم خیلی خودشیفته باشد فکر کند اینطوری نیست. « اِلی اَنْ نَسْتَنْقِضَهُمْ بِحُبِّنا وَ نَنْقُلَهُم اِلی حَضْرَتِنا» منتقلشان کنیم به محضر خودمان پس زندگیمان مشخص است اگر شیعه هستیم همراه هستیم، هر چقدر به میزان مقاومت، پوست کلفتی، عمل نکردن به دستورات دین، به رساله، به احکام اخلاقی، دستورات اخلاقی، یا اعتقادی دینات، به میزانی که داری پوست کلفتی میکنی، لجبازی میکنی، عقب میمانی، تولدت خراب میشود از رحم دنیا به بهشت.@پس بیاییم مقاومتهایمان را کم بکنیم، پوستکلفتیهایمان را کم بکنیم، کندیهایمان را کم بکنیم، لجبازیهایمان را کم کنیم، این را باید تصمیم بگیریم برای شدن، چون خدا از ما سرعت خواسته، سبقت خواسته میگوید سارِعُوا بدو بیا، دیگر باید معطل نشوی، سابِقُوا از هم سبقت بگیرید روایت هم بحار جلد 68 صفحه 155.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@