مقام عرشی فاطمه زهرا 1396/11/19
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@
در جلسه گذشته این نکته را عرض کردیم که وجود مقدس حضرت زهرا از ناحیه پدرشان یک مقام عرشی برایشان معرفی میشود که «کانَتْ فی حُقَّةٍ تَحْتَ ساقِ الْعَرْش» و یک مقام بهشتی که«فاطِمَةُ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ» و معنای این را توضیح دادیم که یک شخصیتی هست که ضمن اینکه یک جلوه دنیایی دارد با ما ارتباط دارد با این جلوه دنیاییاش، یک باطن بهشتی و مافوق بهشتی دارد و چون اصل و مادر ماست ما را به مقام و جایگاه خودش دعوت میکند؛@این مقام یک مقامی نیست که اگر ما به آن نرسیم بگوییم حالا نرسیدیم. الان یک کسی میبینید پدرش دکتر یا مهندس است بچه درس نمیخواند اصلاً علاقهمند به درس خواندن نیست یا میگوید من دیپلم هم بگیرم کافی است نمیخواهم مثل پدرم دکتر یا مهندس بشوم یا اصلاً نمیخواهم شغل پدر و مادرم را داشته باشم.@در رابطه با خانواده آسمانی ما اینگونه نیست که اگر ما به جایگاه آنها نرسیم طوری نشود این برای ما خسارت، حسرت، جهنم در پی خواهد داشت بنابراین باید فکر کنیم که چرا خداوند این بانوی بزرگ را و آباء و همسر و ابنائش را سر راه ما قرار داد این را هر کس باید سؤال کند اینها در زندگی ما چه هست؟@توضیح دادم که وجود مقدس اهل بیت در زندگی ما بزرگترین نعمتی است که خدا به یک انسان میتواند بدهد چون انسانها همیشه به وزان بزرگتر از خودشان رشد میکنند اساتیدشان، الگوهایشان، مربیهایشان و امامشان؛ بنابراین اینکه خداوند تبارک و تعالی 1ـ ریشه ما را اینقدر بزرگ دیده ماوراء بهشت که تصویرش را هفته گذشته دیدید و اینکه یعنی آنها را اصل ما قرار داده جنس ما را از جنس آنها آفریده ببینید خدا با ما چه کرده.@نکته بعد اینکه مقام اینها را برای ما هم قرار داده یعنی اینکه میگوید شما وقتی با حضرت سیدالشهدا حرف میزنید بگویید من همان مقام شما را میخواهم ببینید خدا به ما چطوری نگاه میکند و ما را به کجا دارد دعوت میکند اینطوری نیست که اگر ما نرویم خبری جای دیگر باشد یا دچار جهنم و خسران و آسیب نشویم حتماً میشویم.@لذا اساساً رمز وجود اینها در زندگی ما با هدف خلقت ما یک ارتباط مستقیم دارد این هست که ما باید به آن جایگاه برسیم باطن انسانی و جاودانه ما آن مقام را لازم دارد و ما میخواهیم به آنجا برسیم. پس این مسیر را ما باید طی بکنیم یعنی توقف ممنوع است هم توقف ممنوع است هم عقبگرد که بدتر از توقف است کُند هم نباید حرکت کنیم.@ما دوتا مسیر داریم خداوند به ما دو نوع حرکت را فقط توصیه کرده در قرآن 1ـ حرکت سریع سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ به سوی مغفرت پروردگار و بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است با سرعت بیایید معطل نکنید چون معطل شدن در دنیا معطل شدن به سمت حرکت بهشت سوختن در جهنم را دارد یعنی میگوید در جهنم نیایستید چون همه کسانی که میخواهند بهشت بروند باید از جهنم رد بشوند.@قرآن فرمود: إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها هیچ کدام از شما نیست مگر اینکه باید وارد جهنم بشود و از جهنم به بهشت برسد بعضیها به یک چشم به هم زدن از جهنم رد میشوند سرعتشان اینقدر زیاد است طوری که وقتی رد میشوند میگویند: «جِزنَاهَا وَ هِي خَامِدَهٌ» رد شدیم ولی خاموش بود خبری نبود چیزی نبود جهنم کجاست؟!@وقتی پایش را میگذارد قدم بعدی در بهشت است چون سرعتش خیلی زیاد است این سرعت آنجا را از سرعتش در دنیا آورده در دنیا خودش را گرفتار توهمات، خیالات و آن چیزهایی که انسان را خیلی کُند میکند، غمها و غصهها، و توهمات و خیالات الکی و بدبینیها و حسادتها و سوءظنها و رقابتها، توهم خیلی خطرناک است توهمات انسان را خیلی بیچاره میکند.@کسی که بتواند از جهنم توهم نجات پیدا کند کارش تمام است این توهمات خیلی آدم را در جهنم خودش نگه داشته آخرت هم میلیونها سال باید آنجا بمانند چون در دنیا عمرشان را تلف کردند. یک موقع میبینی یک نفر از 50 سال عبادتش 30 سال در تخیل و توهم و غصه و بدبینی و بدگویی و حسادت و رقابت و اینطور چیزها رد شده.@یک کسی که سرعتش خوب باشد گرفتار توهمات، رقابت، چشم و همچشمی و بدبینی و حسادت و اینطور چیزها نشود و زندگی کند علامت زندگی سریع هم این هست که این آدم همیشه شاد است و آرامش دارد یک آدمی که همیشه شاد و آرام نیست یعنی کُندی دارد یعنی خیلی حرکتش حرکت ضعیفی است و الا اگر کسی حرکتش تند باشد یکی از علائمش این هست که حتماً اینجا یک شادی و آرامش دارد یک شادی و آرامش ماندگار و بهشتی.@یعنی چیزی به راحتی نمیتواند نه عصبانی، غصهدار، افسرده، تحقیرش کند نه به پوچی او را برساند هیچی به راحتی نمیتواند این آدم را به بنبست برساند در مسائل زندگی، اینطوری نیست که اگر یک حادثهای اتفاق بیافتد و به آخر خط برسد اینطور نیست سرعتش خیلی زیاد است.@دومین چیزی که خداوند پیشنهاد کرد از سرعت بالاتر است آن سبقت است میگوید سبقت هم بگیرید ضمن اینکه سریع میآیید آنقدر سریع بیایید که بتوانید از بقیه هم سبقت بگیرید؛ وقتی میگوید سبقت بگیرید یعنی من فقط در خوبیها و خیرات به آدمها نگاه میکنم و مسابقه میگذارم در اینکه حالا این چقدر پول دارد این چندتا بچه دارد این خانهاش کجاست پرده خانهشان چطوری هست ماشینشان چطوری است اینها همه جهنم است.@اگر کسی در اینها با کسی رقابت کند چه غذاهایی میخورد ادا و اطفار این چطوری هست من هم مثل این بشوم یا کسی که با دیگران در زندگیاش در زندگی بخشهای پایینی شروع میکند به رقابت و چشم و همچشمی یعنی این دارد به شدت سقوط میکند به ته جهنم، نمیفهمد که دارد دور میشود.@آدمی که میخواهد به سرعت از جهنم رد بشود باید دلش را از این چهار تا چه در مورد خودش چه در مورد دیگران آزاد کند معطل اینطور چیزها نباشد. خدا رحمت کند یکی از اولیاء خدا بود ما خدمتشان میرسیدیم موقعهایی که من تهران بودم قم میرفتیم چهارشنبهها برای درس، خدمت ایشان هم میرسیدیم میفرمود ما وقتی یک آدم خیلی متمول و یا آدم ماشیندار آن چنانی که ماشین آنچنانی و خانه آنچنانی دارد میدیدیم فقط دلمان برای این بنده خدا میسوخت.@میگفتیم این بنده خدا چطوری میتواند از اینها نجات پیدا کند نه اینکه حسرت، حسرت اگر کسی آمد از داشتههای پایینی کسی در دلش یعنی خودش را نشناخته یعنی خودش هنوز فحشای باطنی دارد یعنی هنوز خودش خودفروشی دارد یعنی این آدم نمیفهمد کیست.@به محض اینکه داشتن یک کسی در دل ما حسادت یا حسرت آورد یعنی سوختی و باختی و ضربه میخوری. فقط یک جا آدم حسرت میخورد آن هم در بخش فوق عقلانی است که دیگر حسادت هم ندارد در بخش عقلانی است که دیگر حسادت ندارد بدخواهی دیگر آنجا نیست.@سبقت میگیری، این سبقتش در کجاست؟ سبقتش در تقرب است قرآن میفرماید اینها در خیرات فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ در خیرات در خوبیها سبقت میگیرند. اگر یک نفر مثلاً یک کار خیر، قشنگ، یک عبادت، ذکر یک کار معنوی قشنگی دارد بگوید من هم مثل او بشوم بلکه بهتر، نمیخواهد او حذف بشود میگوید من هم شبیه او بشوم بلکه بهتر.@سبقت میگیرد در کارهای خیر، در صدقه دادن، در انفاق کردن، در وقت گذاری برای امام زمان، در عشقبازی با اهل بیت ، در وقف شدن برای چهارده معصوم در وقف شدن برای آسمان این آدم سبقت میگیرد این سبقتهای اینطوری ارزش دارد.@پس ما باید این مسیر را طی کنیم و این حرکت را داریم. حالا چطوری میتوانیم این مسیر را طی کنیم؟ چطوری ممکن است؟ ما باید از چه کسی یاد بگیریم که به حضرت زهرا چطوری میرسیم به باطن بهشتیاش یا به باطن فوق بهشتیاش؟ از چه کسی یاد بگیریم چگونه مثل حضرت امیر یا سایر معصوم باشیم؟ از چه کسی باید بپرسیم؟ از خودشان، اگر از خدا بپرسید خدا میگوید اینها را من برای شما الگو قرار دادم لَكُمْ فِي رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ اسوه شما این است. برای چه اسوه من این است؟ یک کسی که حضرت زهرا را الگو قرار نمیدهد چرا؟@چون نمیخواهد مثل حضرت زهرا باشد اصلاً تصمیمش حضرت زهرا شدن نیست این دنیا را دارد میبیند این میخواهد مثل فلان هنرپیشه، ورزشکار، فوتبالیست بشود یک آدم دنیایی یک آدم جهنمی. ولی اگر یک کسی وِجه دلش این هست که به این خانم برسد با این محشور بشود با مقام این باشد عقده هیچی ندارد دیگر در دنیا رقابتی با کسی ندارد.@اینطور نیست که 60 سال چادری باشد ولی حسرت بیحجابی را داشته باشد اینطور نیست که نماز بخواند ولی حسرت بینمازها را داشته باشد ما الان چقدر باحجاب داریم که واقعاً بیحجاب هستند روز قیامت هم بیحجاب محشور میشوند چون دارد حجاب را رعایت میکند ولی دوستش ندارد نماز میخواند ولی از نماز خوشش نمیآید روزه میگیرد ولی واقعاً ماه رمضان این کلافه و عصبانی است از دست خداست.@میگویم سفرههای ماه رمضان را شما نگاه کنید همه سفرههای از روی عصبانیت است مردم واقعاً ماه رمضان اعصاب ندارند چون اعصاب ندارند یکسره میبینی این سبزی، سالاد، شلهزرد، حلیم، عدس پلو، گوشت، مرغ، چند جور شربت میگذارد سفرههای ماه رمضان را دیدید همه سفرهها از روی بیاعصابی است ولی اگر کسی اعصاب داشته باشد که همچین سفرههایی نمیچیند ساده غذایش را میخورد.@این معلوم است که خیلی عصبانی شده حالا باید جبران کند و تلافی سر خدا در بیاورد و انتقامش را از خدا بگیرد برای همین میبینید که افطار صحنه انتقام از خداست و الا زمانهای دیگر که آدمها از این سفرهها نمیچینند.@میبینی از ماه رمضان خوشش نمیآید اسم ماه رمضان میآید غصه میگیرد ماه رمضان میرود این شنگول و شاد است چون این اصلاً نمیخواهد آدم بشود اصلاً نمیخواهد از این سنخ باشد و نمیخواهد ماورائی باشد. لذا خیلیها هستند که ظواهر را رعایت میکنند اما از آن متنفرند این همان باطنش مشخص است روز قیامت باطن ما در میآید يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ آن باطن خودش را نشان میدهد.@چه کسی روز قیامت مصلی، مؤمن، نورانی و شبیه است؟ کسی که در دنیا از آنچه که دارد لذت میبرد عاشقش است غذایش است آن سبک زندگی فاطمی، حسنی، حسینی، رضوی، عاشق این سبک است با هیچ چیز هم حاضر نیست عوضش بکند و یقین دارد و مطمئن است دارد درست زندگی میکند.@نه اینکه رعایت بکند بعد هم در دلش هزار جور وسوسه یک سبک زندگی دیگر باشد، نه واقعاً این را دوست دارد و عاشق این است و با هیچ چیز هم عوضش نمیکند میفهمد که بقیه دارند اشتباه میکنند، میداند که بقیه که شبیه حضرت زهرا نیستند آنها آگاه نیستند آنها دارند مسیر جهنمی را میروند خودش که به خودش شک ندارد سرش را بالا با افتخار این کار را انجام میدهد از آن لذت میبرد.@گفتم آن دختر آمریکایی مسلمان شده بود میگفت وقتی فهمیدیم که باید حجاب داشته باشیم با این حجابمان در آمریکا به همه خانمهای آنجا پُز میدادیم کِیف میکنیم لذت میبریم و پُز میدهیم به بقیه و یک سر و گردن خودمان را بالاتر میدانیم این آنجا افتخارمان است این درست مسیر را طی کرده.@پس یک موقع است اصلاً سؤال اساسی این هست که من میخواهم با این خانم محشور بشوم یا نه، اصلاً من میخواهم مثل مادرم بشوم مثل اهل بیت بشوم، میخواهم به اینها برسم، میخواهم هم در دنیا یک زندگی خوب و آرام و شاد را تجربه بکنم و آخرت هم با آنها باشم، این برای کسی است که میخواهد بشود. اگر بخواهیم بشویم چه کسی میتواند ما را به آن باطن راهنمایی کند؟ خودشان.@حضرت زهرا میگوید خانم اینطوری حجاب داشته باش اینطوری نماز بخوان اینطوری درس بخوان اینطوری کار علمی کن هر چند شما بگویی حضرت زهرا الگو دارد ماشاءالله متنوع است با اینکه عمر مبارکشان کوتاه بوده ولی شما در هیچ چیزی نمیشود دست بگذاری که حضرت زهرا آنجا الگو برای ما درست نکرده باشد شوهرداریات اینطوری باشد زنداریات اینطوری باشد کار جهادی اینطوری باشد کار مهدوی اینطوری باشد کار امام زمانیات اینطوری باشد حضرت زهرا همه را برای ما ساخته.@لذا تبعیت، ببینید این ظاهر چطوری هست ببینید چطوری ظهور کرده و چطوری دارد زندگی میکند تجارت، بازار، عبادت، شوهرداری، زنداری، بچهداری، کار اجتماعی، کار سیاسی، اینها چطوری بودند عین همان را عمل کن همانها را الگو قرار بده بعد میبینی که یواش یواش باطنت هم شبیه به آنها میشود یعنی سنخیت پیدا میکنی بعد از سنخیت متصل میشوی ارتباط و الحاق به حضرت پیدا میکنی به حضرت ملحق میشوی.@حالا بعضیها زرنگ هستند همینجا ملحق میشوند بعضیها اینجا اصلاً نمیفهمند رعایت هم میکنند ولی شباهت هم دارند الحاقشان را آنطرف میفهمند ولی خیلیها همینجا میفهمد که ملحق شدند، میفهمد که الان در چادر حضرت است میفهمد الان هم سنگر و همحزبی حضرت است میفهمد که جزء حزب و سربازهای خداست، میفهمد با خدا دوست است و میفهمد که آسمان دوستش دارند.@آن لذت انس با آسمان و غیب و ملائکه الله را اینجا میبرد، لذت رفت و آمد و صمیمیت با غیب و ملائکه الله و انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحین را همینجا میبرد چون میخواهد اینکاره بشود چون اهل اینجاست، این آدم درست است اینجایی هست ولی شخصیتاً میداند که اهل این غیب است اهل آسمان است اهل بالاتر از این حرفهاست خودش را میفهمد لیاقت خودش را میفهمد و میخواهد به آنجا برسد، تصمیم دارد آن بشود نمیخواهد در جهنم بماند و معطل بشود این با سرعت میرود.@پس معصومین گاهی وقتها حرف میزنند این حرفهایی که میزنند دستورالعمل است قول الگوی ماست گاهی وقتها هیچ کاری نمیکنند، هیچ کاری نکردنشان الگوی ماست یعنی جایی جلو نرفتند جایی حرف نزدند جایی سکوت کردند شما هم مثل اینها رفتار کنید.@ما دیدیم یک کسی جلوی امام فلان کار را کرد حضرت به او ایراد نگرفت پس ایراد ندارد اگر داشت که حضرت میگفت، امام وظیفهاش است بگوید، اگر امام سکوت کرده هیچی نگفته فلان کس فلان کار را کرده پس درست است. الگوگیری در همه زمینهها برای ما الگو دارند یعنی شما هیچ جنبهای از جنبههای زندگیتان نیست که آنها برای ما فرمول و قاعده نگذاشته باشند.@یک روشنفکری به من میگفت مگر حالا امام حسین کشته شده میخواهید شما ذکر مصیبت کنید چه اشکال دارد همینطوری یک کسی بیاید یک کتاب بردارد بخواند و بگوید امام حسین رفت اینطوری شد و اینطوری به او تیر زدند چرا شما اینطوری میخوانید مداحی چرا اینطوری است آهنگ میخوانند امام حسین اینطوری کرد صدایش را میکشد؟ این از کجا آمده؟ البته ما مقتلخوانی داریم علما مقتلخوانی میکردند حالا وسطش هم سوز و گدازی داشتند؛@نه این را امام صادق میگوید، امام صادق میگوید شما وقتی میخواهید بخوانید، خدا در قرآن میفرماید: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً آهنگ باید داشته باشد باید آن را ببری در دستگاه بخوانی، دستگاه قرآن چطوری است؟ با کدام دستگاه میتوانم قرآن را بخوانم؟ با دستگاه شور میتوانم قرآن را بخوانم؟ با ابوعطا میتوانم بخوانم؟ با چه چیزی میتوانم بخوانم؟@حضرت میفرماید دستگاهی که قرآن در آن خوانده میشود باید دستگاهی باشد که با حزن باشد قرآن با حزن نازل شده چون حزنش فوقالعاده است برای مسیر عشق؛ الان دختر و پسرهای زمینی که این همه هم دعوایشان میشود کارشان به طلاق کشیده میشود روابط نجس و آلوده و کثیف و پر از جهنم دارند این در این روابط همیشه دوست ندارد یک آهنگی گوش کند که دائم در آن بزن و برقص باشد، چرا از آهنگهای غمناک، نواختههای غمناک شعرهای اینطوری خیلیها استقبال میکنند؟ چرا؟@صد تا قطعه غمناک گوش میکند، اصلاً چرا از آن استقبال میشود؟ در رابطه دو نفر چه اتفاقی میافتد که یک آهنگ غمناک یک شعر یک متن یک ملودی آنچنانی از آن استقبال میشود همیشه هم بوده هنوز هم هست بعدها هم همینطور است این در رابطه زمینی دو نفره است میگوید من این را خیلی دوستش دارم الان از من جداست الان نیست مسافرت رفته از من جداست من نمیتوانم این که گذاشته رفته یادش میکنم بلند شوم برقصم!@آهنگی که الان پیش من نیست نمیتوانم به میمنت اینکه کنار من نیست دلم برایش تنگ شده برقصم! باید یک آهنگ دلتنگی داشته باشد در این آهنگ، یک نوای دلتنگی و سوز و فراق داشته باشد که این الان با حال من میخواند.@لذا در روابط طبیعی و حیوانی که زن و مرد جنس مخالف با هم دارند این آهنگ استقبال خیلی میشود یعنی یک کسی که الان طرفش مُرده، یا مسافرت رفته یا بیمارستان است یا زندان است یا به هر دلیلی الان دسترسی به او ندارد این حالش حال فراق است سوز و دلتنگی است این که نمیتواند الان بنشیند یک چیز تندی را گوش کند و با آن بزند و برقصد.@لذا در قرآن میفرماید که به حزن آمده یعنی آهنگش محزون است چون سرنوشت توست خود قرآن که از جایگاه خودش تا زمین آمده بعد هم که ما همه دور افتادیم از خانواده آسمانیمان، از اصل، الهمان، خدا و خانواده آسمانیمان دور افتادیم آدم دلتنگی دارد. قرآن وقتی میرود در دستگاه محزون دلتنگیها را قشنگ میگیرد و تو را میکشد و تا بهشت و اهل بیت میبرد.@در بحثهای غم که تمام شد دوره غم 79 ساعت بود ده تا غم گفتیم که شادی میآورد یکی از غمها همین است که غم است ولی آخرش در همان غم شادی است. الان عزیزمان جناب آقای استاد اسکندری برای ما مداحی کردند غم است ما گریه میکنیم اما این گریه اگر گریهات نگیرد اعصابت خرد میشود گریه که میکنی برایت شادی میآورد گریهاش آدم را منبسط میکند نشاط میدهد وقتی اشک از شما میآید این غمی است مقدس که با این غم تو شادی پیدا میکنی.@لذا آن حزن قرآن، حزن دعاها، حزن مداحیها پر از شادی است. امام صادق میفرماید وقتی طرف آمد خانه حضرت، حضرت گفت بنشین برای ما ذکر مصیبت کن طرف آمد خیلی عادی گفت امام حسین اینطوری، حضرت گفت نه اینطوری، نمیخواهیم قصه بگویی.@گفت همانطوری که برای مردم میخوانید برای عوام با نوا میخوانید اینجا هم همینطوری بخوانید تا شروع کرد به نوا خواندن در روایت داریم که امام خانمها را هم صدا کرد گفت خانمها هم بیایند بنشینند آنطرف پرده، خود حضرت هم اینطرف، صدای همه بلند، آن نوا با آدم کار دارد.@موسیقی اینطوری است آدم باید بفهمد که برای هر عنوان، محتوا، معرفتی کدا موسیقی میتواند به تناسب این محتوا جان ما را جلا بدهد و بالا ببرد. الان شما نگاه کنید در خیلی از این اشعاری که الان خوانندههای الان میخوانند میبینید محتوا برای حافظ، مولانا است یک پرده از یک دلدادگی عاشقانه است و یک فراق، آهنگساز این را نفهمیده، میآید یک آهنگی میگذارد که محتوا سوز و گداز دارد با این ملودی باید برقصی، ببینید چه اتفاقی میافتد نمیتوانی اینجا جمعش بکنی بعد پوچ و خندهدار و مسخره میشود کم هم نیست از این تولیدات اینطوری.@این هدف همان رقصاندن است میگوید حالا که در جمهوری اسلامی است نمیگذارند که ما (یار خوشکلم زلیخا) برای مردم بگذاریم پس حافظ انتخاب میکنیم و با آن میرقصیم کما اینکه قرآن میگذارند با آن میرقصند در روایت هم داریم در آخرالزمان قرآن را با لحنهای غنایی این کار را میکنند الان ما داریم بعضی از فقها حرام میکنند میگوید این غناست در قرآن، این دارد غنا میکند.@این هیچ وقت تو را به تعمق و تفکر و تعلق و عشق و دلتنگی نمیبرد باید با این قرآن برقصی کما اینکه الان مداحیهای ما هم بعضیها اینطور شده مداحی که در آن الان ساز و آواز انواع سازها را آوردند و میخوانند، نمیفهمد که با این میشود گریه کرد، سمت اباعبدالله رفت، با این میشود حس دلتنگی یا حس انتقام مقدس در آن ایجاد بشود؟! اصلاً ایجاد نمیشود با این آهنگی که شما برای امام حسین گذاشتید.@ببینید حضرت برای این کار ما هم الگو گذاشته میگوید اگر خواستید این دستگاه. الان ما قاریهایی داریم که در دستگاههایی میخوانند خدا رحمتشان کند بزرگان قراء گذشته را مرحوم عبدالباسط و بزرگان دیگر که قرآن را برای ما به این سبک، میبرد در یک دستگاهی، همه قاریها همان سوره را میخوانند ولی او میبرد در دستگاهی میخواند که یکدفعه میبینی 2000 نفر 3000 نفر 5000 نفر با هم مسلمان میشوند، میخورد به گوشش مسلمان میشود.@من خیلی تجربه دارم در کشورهای مختلف که طرف مسلمان نیست ولی قرآن را که میشنود سِحر میشود کلام الله است دارد راجع به مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اعتقادی و یا حتی احکام است ولی وقتی که در دستگاه میرود معجزه میکند. قرآن به تو میگوید در این دستگاه بخوان وقتی میخوانی بخوانی همه چیز ما اینطوری است قانون دارد قَدْ جَعَلَ الله لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً خدا برای هر چیزی اندازه و قدر قرار داده.@لذا شما وقتی میخواهی به آن باطن برسی باید بیایی تن بدهی به یک چیز ریاضی، به یک سبک آیین ریاضی و عدددار، اسمش اسلام هست لذا اسلام ریاضیترین دین خداست ریاضیترین ظهور آن باطن دین اسلام میشود برای همین هم همیشه عدد دارد 2 بار، 3 بار، 1 بار، 5 بار، 7 تا، 11 تا، 13 تا این عددها، رساله را بردار از اول تا آخر رساله عدد است در قرآن هم پر از عدد است این عددها چیست؟@یعنی شما با اینها کُد را باز میکنی قفل را باز میکنی اینها شماره اتصالی است که تو با غیب میتوانی برقرار بکنی. برای همین وسواس کار خطرناکی است آدمهای وسواسی به هیچ وجه به باطن راه پیدا نمیکنند چون آدمهای وسواسی عمداً شمارهها را عوض میکنند شیطان هم میآید دائم وسوسهشان میکند که نه دو بار کم است سه بار، سه بار کم است شش بار، دائم رقمها را عوض میکند.@این نمیرسد خدا کُد داده یک بار دو بار یک رکعت دو رکعت، سه مرتبه این را بخوان همه ذکرها عدد دارند عمداً حق نداری کم و زیاد کنی سهواً عیبی ندارد ولی عمداً کسی حق ندارد از خودش کم و زیاد کند ریاضی است. پس ما باید این را رعایت بکنیم که ما باید با این به باطن برسیم دقیقاً باید تبعیت بکنیم. حالا یک داستان از حضرت زهرا بگویم خیلی قشنگ این را به ما یاد میدهد.@گفتم جلسه گذشته حضرت زهرا مرجعیت علمی زمان خودشان داشتند هم آقایان هم خانمها از حضرت سؤال میکردند و خیلی هم برای حضرت این قضیه اهمیت داشت که یک خانمی میآید از حضرت سؤال میکند کنیز یک خانمی بوده میآید از حضرت زهرا سؤال میکند میگوید خانمم گفته چندتا سؤال شرعی از شما بپرسم.@حضرت میفرماید بنشین مینشیند یکی، دوتا سه تا، حضرت همه را قشنگ با مهربانی جواب میدهد سؤالهایش کمی زیاد میشود خجالت میکشد حیا میکند سؤال دارد حیا میکند که ادامه بدهد حضرت میفرماید سؤالت را بکن اصلاً خجالت نکش تو میدانی با هر یک سؤالی که از من میپرسی من را به کجا میرسانی، میدانی من هر باری که یک سؤال تو را جواب بدهم اگر خدا بین آسمان و زمین من جواهرات داشته باشم در راه خدا بدهم ثواب این جواب دادن سؤال تو برای من بالاتر است من خسته نمیشوم برای هر بار جواب دادن تو ارتقا پیدا میکنم سؤالت را بپرس.@ببینید چقدر اهمیت میدهد به سؤال و جواب، سیستم را خدا طوری طراحی کرده که این دانش، معرفت منتقل بشود و عاشقانه هم منتقل بشود بعد به او میگوید برو هر وقت دوست داشتی دوباره بیا.@یک کسی میآید به حضرت زهرا در خانه میگوید آن حدیثی که از پیغمبر در فلان موضوع داشتی به من میدهی (ببینید حضرت زهرا چکار میکند) میگوید فضه برو در فلان قفسه فلان جا آن حدیث را پیچاندم (چقدر هم با احترام، حضرت فیشبرداری میکرده مثل ما که فیشبرداری میکنیم تمام اینها را مینوشته و محافظت میکرده) میگوید برو فلان جا حدیث آنجاست اینطوری است، میرود و میآید پیدا نمیکند.@حضرت زهرا میگوید برو درست بگرد، برو بگرد آن حدیث را پیدا کن بیاور بعد میفرماید: «فَإنَّها تَعْدِلُ عِندی الحَسنِ وَ الحُسَین» شما کسی را سراغ دارید اینطوری حرف زده باشد؟ میگوید آن یکی حدیث پیش من معادل حسن و حسین بود.@الان شما نگاه کنید ما چقدر تنبل هستیم در یادگیری دینمان با یک بهانه کار داشتم، درس داشتم، امتحان داشتم، مهمان بودیم، میخواستم فلان جا بروم، دعای کمیل بود، دعای کمیل کجاست؟! دعای کمیل در مقابل جلسه علمی شما، جلسه علمی واجب است ترکش حرام است عذر شرعی باید داشته باشید اگر نروید یک جلسه علمی، یک جایی که شما معارفتان را دارید یاد میگیرید شرعاً یاد گرفتنش واجب است هیچ کس هم نمیتواند شما را منع کند باید بروید یاد بگیرید اگر نروید معصیت دارد.@اینکه مهمان داشتیم عروسی داشتیم، نرو، تشییع جنازه که این همه ثواب دارد، میگوید نرو برو کار علمیات را انجام بده. حضرت میفرماید یک حدیث و یاد دادن آن برای من معادل حسن و حسین است، چه کسی اینطوری حرف میزند؟ مادر ما به ما چه میگوید که ما اهمیت بدهیم به آموزش دین، به فهم دین، به فهم معارف، در این قضیه جدی باشیم.@میگوید من برنامه گرفتم با صد تا مشکل، با زنم، بچهام، خانواد همسرم مشکل دارم خودم آرامش ندارم عصبی هستم برنامه به او دادیم این باشد همه چیزش را باید حل کند بعد میگوید نرسیدی سیدیها را گوش کنم، نرسیدم کتابها را بخوانم، یعنی چی نرسیدم، یعنی گناه و معصیت.@من در مقاطع بالا که دارم درس میدهم مثلاً اساتید دانشگاه، دکترا هستند به من بگویند میگویم برو مرخصی بگیر، دانشجو ارشد است میگویم شش ماه درس را تعطیل کن برو روی برنامهات کار کن. بارها من به شاگردهای خودم در مقطع کارشناسی، دکترا، ارشد گفتم درس را تعطیل کنید شش ماه مرخصی بگیر یک سال دیرتر لیسانس و ارشد و دکترا بگیر ولی اول این.@چیزی نیست که بشود از آن گذشت این تمام حیثیت دنیایی و آخرتی تو به این است که تو این را یاد بگیری و عمل کنی و آن سلامت را پیدا کنی و الا تو با این وضعیت شوهر کنی و زن بگیری و با این وضعیت باردار بشوی و با این وضعیت بچهدار بشوی با این وضعیت انتخاب رشته بکنی با این وضعیت انتخاب شغل کنی بعداً پشیمانی و آسیب برایت زیاد دارد.@اول خودت را آرام کن بعد دست به انتخاب بزن اول برنامهات را اجرا کن. طرف میگوید من باید بروم کار کنم، میگویم مگر شما در خانه چه میخورید؟ شش ماه سادهتر بخور شش ماه سادهتر بگذران ولی خودت را برسان این خیلی مهم است.@«لِكُلِّ شَيءٍ طَريقٌ، و طَريقُ الجَنَّةِ العِلمُ» برای هر چیزی راهی است راه بهشت علم است باید بفهمی بهشت و آخرت را باید بشناسی. پیامبر فرمود خداوند تبارک و تعالی بدش میآید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است یعنی نمیداند قرار است کجا برود بعد از وفات نمیداند، من باید الان بدانم قرار است بعد از وفات کجا بروم خودم را برایش آماده بکنم اگر من آخرت و ابدیت و مواقف قبر و قیامت را نشناسم چطوری میتوانم با آن انس بگیرم و خودم را آماده کنم؟!@باید از آن نترسم و از آن لذت ببرم و آن را بشناسم و جانم در این بهشت برود جان من اگر سنخیت با بهشت نداشته باشد در بهشت عذاب و جهنم میشود. بچهای که درست در حیات رحمی شکل نگرفته وقتی در دنیا میآید دنیا کسی را اذیت نمیکند دنیا یک بهشت است ولی در این بهشت این کور، کر، فلج است و درد دارد.@همین جا که همه لذت میبرند این درد دارد چون به تناسب اینجا تربیت نشده ما هم اگر به تناسب بهشت تربیت نشویم ورود میکنیم به بهشت ولی در همان بهشت عذاب میکشیم و آنجا برای ما درد دارد. من باید وقت بگذارم، بفهمم، یاد بگیرم، انس بگیرم، خودسازی بکنم؛ میگوید وقت ندارم، کار دارم، من مسافر هستم، مسافرت نرو؛@درس میخوانم، درس نخوان چند وقت دیرتر بخوان یک سال دیرتر؛ به هیچ جا بر نمیخورد مسأله ابدیت است شوخی نیست. میگوید آمدم برنامه مجردی از شما گرفتم ولی بعد از ازدواج دیگر وقت نکردم.@این برای همان ازدواج لازم بوده برای انعقاد نطفه، شرایط پنج تا ژن بچهات، برای دوران بارداری، برای بعدش، برای روابط کلامی، روابط جنسی، روابط عاطفی، برای همانها لازم بوده، میگوید من وقت نکردم بعد از ازدواج، یعنی زندگی جاهلانه.@حالا طرف آمده این خانم به حضرت زهرا میگوید شوهرم (چه زنی چه شوهری) میگوید شوهرم گفته برو از خانم سؤال کن که من یک سؤال دارم چه مردی بوده بالأخره پیغمبر و امیرالمؤمنین آن موقع بوده، میگوید برو از حضرت زهرا سؤال کن، چرا این سؤال را کرده؟ یعنی یک فهمی از حضرت زهرا داشته که حضرت زهرا برایش حجت بوده.@سؤالش این است: به خانم بگو آیا من جزء شیعیان شما هستم یا نیستم؟ چند نفر این سؤال برایشان در زندگی مطرح است؟ که من الان جزء سربازان امام زمان، امام زمان از من راضی است یا نه؟ حضرت زهرا از من راضی است یا نه؟ من با اینها محشور میشوم یا نه؟ اصلاً شیعه هستم یا نیستم؟@اگر کسی این سؤالها برایش مطرح نباشد، مهمترین سؤال من بزرگترین دغدغه من که دارم به افسردگی کشیده میشوم ناراحت هستم دارم دیوانه میشوم همه چیز برای من بیمعنی است زندگی برایم پوچ است چند بار هم تصمیم گرفتم خودکشی کنم، چیست؟ ازدواج، یا بعد از ازدواج مسائل بعد از ازدواج، یا با خانواده همسر مسأله دارم، یا با بچهام مسأله دارم، این مسأله شد ؟!@مهم است سر جای خودش، اما واقعاً مهمترین مسأله آدم این است؟! تو اگر همین الان بمیری کجا میروی؟ این سؤال خیلی مهم است، واقعاً اگر الان تو به برزخ رفتی مهمترین مسألهات همین است آنجا مشکلی نداری؟ دغدغه یک آدم غصههای یک آدم قیمت یک آدم را معلوم میکند چقدر است همین که بنشین ببینم غصه و دغدغهات چیست تا به زبان میآورد معلوم میشود این آدم قیمتش چه هست؛@نه اینکه این مسائل اهمیت ندارد این مسائل هم نورانی و مهم و الهی است و عبادت هم هست باید سؤال بشود در این اصلاً شکی نداریم باید بشود ولی در دلت بزرگترین دغدغه و غصهها و مشکلاتت چیست این را مطرح کن. ببین این شخص به خانمش میگوید برو از حضرت زهرا وقت بگیر پیش او برو بگو شوهرم سلام رسانده اینطوری گفته، خیلی سؤال مهم است. حالا حضرت زهرا میخواهد جواب بدهد که به شوهرت چه بگو که انشاءالله برای جلسه بعد بماند.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@