مقام عرشی فاطمه زهرا سلام الله علیها 12/11/1396
سلام علیکم و رحمة الله@
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همۀ شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکۀ الهی ولایت.@
ما در این هفتهای که در ایام مبارک دهۀ فجر هستیم، یعنی این پنجشنبه، انشاءالله پنجشنبه بعد و پنجشنبه دیگرش اگر عمری باشد و خدا توفیق بدهد، هر شش جلسه را میخواهیم دربارۀ وجود مقدس حضرت زهرا سخن بگوییم، به دو دلیل یکی اینکه ما چون جامعه کبیره را شروع کردیم، و زمان زیادی میبرد تا ما انشاءالله جامعه کبیره را تمام کنیم، اگر خدا عمر و توفیق بدهد چند سال جامعه کبیره طول میکشد.@خوف این را داریم که پرداختن به مقامات ائمه ما را از وجود مقدس حضرت زهرا غافل بکند، باید این را بدانیم که آنچه ما در جامعه کبیره میخوانیم تمام آن مقاماتی که برای ائمه میخوانیم همۀ آنها را به طریق اولی وجود مقدس حضرت زهرا دارند این یک نکته.@دلیل دوم این هست که ایام شهادت ایشان هست و ما از باب یاد ایام الله و وجوب مودّت الهی و تعظیم شعائر الهی واجب میدانیم بر خودمان که مستقلاً به بحث دربارۀ وجود مقدس حضرت زهرا بپردازیم.@یک دلیل سوم که بسیار بسیار مهم هست میتوانیم اضافه کنیم و آن این هست که ما به شناخت حضرت زهرا یک نیاز ضروری، فوری و واجب داریم که اگر از این نور مقدس غفلت کنیم، یا در شناخت ایشان کوتاهی بکنیم، جدای از اینکه جفا کردیم به ایشان، خودمان محروم میشویم از بسیاری از فیوضاتی که از جانب ایشان میتوانیم دریافت بکنیم.@آنچه که دربارۀ مقامات حضرت زهرا و ائمه میخوانیم در آیات الهی، در روایات یا با هم مباحثه میکنیم در اینجا، همۀ این مقامات در واقع چیزهایی هستند که گفته شده که ما اینها را بدانیم اگر لازم نبود نمیگفتند.@اینها را گفتند که مقامات ائمه چیست، جامعه کبیره را امام هادی انشاء کردند، یا فرمایشات زیادی که قرآن و اهل بیت دربارۀ خودشان دارند گفته شده برای اینکه ما بدانیم که جایگاه ما کجاست، خودمان را بشناسیم چون اینها اصل و ریشۀ ما هستند؛ حالا من خواهش کردم که در ساعت بعد امکانات تصویری را فراهم کنند من داستان نمودار خلقت را توضیح بدهم برای عزیزان که با تصویر این را متوجه بشوند که وقتی میگویم جایگاه خود ما کجاست متوجه بشوید منظور چیست.@در واقع هر چیزی که از مقامات حضرت زهرا ما میگوییم یعنی اینکه حضرت زهرا ما را دعوت میکند به جایگاه خودش، اینطور نیست ما بیاییم بنشینیم بگوییم حالا حضرت زهرا یک همچین جایگاهی داشت، ائمه یک همچین جایگاهی داشتند، ما هم از پایین مثل کسی که از زمین دارد به ستارهها نگاه میکند، نگاه بکند، بگوید حالا آنها بالا هستند.@نه، این که مطرح میشود در روایات و آیات، یعنی ما را دارند دعوت میکنند به آن مقام، ما در زیارت عاشورا خداوند تبارک و تعالی به ما میگوید وقتی میخواهید با امام حسین که پدر شماست علاوه بر اینکه امام شما هست، اصل و ریشۀ شماست، وقتی دارید سخن میگویید، کمتر از مقام امام حسین را از خدا نخواهید.@این خیلی مهم است «أَسْئَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ الله» ما میخواهیم همان مقامی که شما در نزد خدا دارید داشته باشیم، این اقتضای بخش انسانی انسان است، اقتضای بخش فوق عقلانی انسان، بخش بینهایت طلب انسان، این هست که انسان به کمتر از آن مقام نمیتواند راضی بشود و اگر به کمتر از آن مقام راضی بشود دچار خسران میشود خودش حسرت میخورد برای ما خسارت هست.@بنابراین یک موقعی به کسی نگویید این همه مسائل در کشور هست، این همه مشکلات در زندگی ما هست، مثلاً دربارۀ اخلاقیات، شوهرداری، زنداری، تربیت بچه، مسائل سیاسی، مسائل اجتماعی، یک جلسهای، به این محترمی به این شکوه برگزار میشود، چند سال هم میخواهیم بنشینیم راجع به این صحبت بکنیم که جایگاه معصوم کجاست، چه فایدهای برای ما دارد؟@نه ما وقتی داریم راجع به جایگاه معصوم صحبت میکنیم، در واقع جایگاه خودمان هست، قدر و قیمت خودمان است دروس جامعۀ کبیره یا دروسی که ما دربارۀ خانوادۀ آسمانی داریم صحبت میکنیم، یا وقتی که در مورد حضرت زهرا سخن میگوییم در واقع اینها مباحث انسانشناسی هست.@خداوند میخواهد بگوید حقیقت تو چیست، جایگاه تو چیست، قیمت تو چیست، تو به کجا میتوانی برسی، به کمتر از اینها راضی نباش، خودت را به کمتر از این چیزها نفروش، دغدغههایت، غصههایت، عشقات را متوجه جایگاه اصلی خودت، و مقام اصلی خودت بکن.@به جای اینکه غصۀ دنیای را بخوری که هم دنیایت را خراب بکنی، جهنم بکنی، هم آخرتت را، دست از غصه خوردن برای دنیا و کمبودها و ضعفهایش بردار، حواست باشد که با غصه خوردن برای دنیا و کمبودها و ضعفهایش خودت را از یک امر بسیار عظیم محروم میکنی، خودت را از درجات بسیار متعالی محروم میکنی.@حواست جمع باشد که اینقدر مشغول دنیا، مسائل دنیا، شهوتهای دنیا نشوی که یک دفعه چشم باز کنی ببینیم چه چیزهای عظیمی را در این غصه خوردنهای کوچک از دست دادی.@لذا مباحث جامعه کبیره، مباحث انسانشناسی است، حضرت هادی با طرح این مسائل میخواهد بگوید که اصل تو چیست؟، ریشۀ تو چیست؟ خانۀ تو کجاست؟ وطن تو کجاست؟ غایتی که تو میتوانی به آن برسی کجاست؟ حواست باشد که خودت را به کمتر از اینجا نفروشی.@لذا وقتی که میخواهیم شروع بکنیم راجع به حضرت زهرا سخن بگوییم، من خواهش میکنم عزیزان دقت کنند، تأکید میکنم، که وقتی داریم راجع به مقام حضرت زهرا صحبت میکنیم یعنی مقام مادر آسمانیمان، یعنی اینکه مادر ما، ما را به آن مقام میخواند، دارد ما را به آن جایگاه حضرت زهرا دعوت میکند.@نگوییم در این کولان مسائل زندگی، و مسائل روز، و مشکلات زندگی و گرفتاریها، الان من چه وقت دارم یا برای چی باید بنشینم راجع به حضرت زهرا صحبت کنم که حضرت زهرا چه کسی بوده، یا ائمه چه کسانی هستند، مقامشان چیست؟@نه همین حرفها زده نشده، همین حرفها خوب گفته نشده که ما کوچک ماندیم، ضعیف ماندیم، ما برای دنیا میتوانیم غصه بخوریم، تحقیر بشویم، دنیا میتواند ما را با فشارهایش تحقیر بکند، میتواند ما را کوچک بکند، میتواند ما را له بکند، اگر ما میفهمیدیم که جایگاه خانوادۀ آسمانیمان کجاست، که جایگاه ماست.@اگر ما متوجه میشدیم که خانوادۀ آسمانیمان کجا هستند، اصل و ریشۀ ما چیست، هیچ وقت به خودمان اجازۀ حقارت نمیدادیم، اجازه نمیدادیم که در مقابل دنیا کوچک و تحقیر بشویم، هیچ وقت گریه برای دنیا نمیکردیم، این نتیجهاش این هست که وقتی تو جایگاه آسمانی خودت، خانواده آسمانی خودت را بشناسی، یک زندگی کاملاً شاد و آرام، پر از شور، پر از هیجان، پر از امید، و یک آیندۀ روشن داری.@غصهها، اضطرابها، ناامیدیها، تاریک شدن دنیا روی آدم، احساس پوچیها، احساس ضعفها، احساس باختنها، و احساس بدبختیها، همیشه آن موقعی میآید سراغ انسان، که انسان امیدش را از دست میدهد، آینده را از دست میدهد، قیمت خودش را از دست میدهد.@یعنی فکر میکند که الان یک بنبستی سر راهش هست، گاهی وقتها آدم از بعضی از مسلمانان که انتظار هم ندارد میشنود که من میخواستم به خاطر فلان مشکل خودکشی کنم، مگر میشود یک مسلمانی که یک آیندۀ روشن، یک جایگاه بلند در انتظارش هست، به خودکشی فکر بکند!@کسی به خودکشی فکر میکند، کسی دچار پوچی میشود، کسی احساس غصه و غم میکند که خودش را نمیشناسد، آینده را نمیبیند، مسیرش را گم میکند. پس دقت کنید وقتی میخواهیم راجع به حضرت زهرا صحبت بکنیم، درست است مقام حضرت زهرا را داریم میگوییم، جایگاه حضرت زهرا داریم میگوییم اما جایگاه مادرمان است، و مادر ما سخاوتمندانه، و با عاطفهای بینهایت بیشتر از عاطفۀ همۀ مادران دنیا ما را به مقام خودش دعوت میکند، ما را به جایگاه خودش دعوت میکند.@اهل بیت از جمله خود حضرت زهرا شخصیتهای نورانی هستند که اولین مخلوقات خداوند بودند، که حالا ما در نمودار منحنی ساعت بعد اینها را برای شما منحنی خلقت را توضیح میدهیم راحتتر میتوانید درک بکنید که وقتی میگوییم اینها اولین مخلوق بودند یعنی چی.@لذا پیغمبر فرمود: «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ نُورِي» اولین چیزی که خدا خلق کرد نور من و اهل بیت بود، امام رضا فرمود: «أَوَّلُ مَا خَلَقَ الله أَرْوَاحَنَا» اولین چیزی که خداوند تبارک و تعالی خلق کرد ارواح ماست.@ارواح ماست یعنی چی؟ یعنی همان روحی که خداوند در مورد انسان فرمود: نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي از روح خودم در انسان دمیدم، این روح خودم همان روح و نور محمد و آل محمد است، ما چون در مباحث خانوادۀ آسمانی تقریباً نزدیک 300 ساعت دربارۀ این مسائل صحبت کردیم یک مقدار سریع رد میشویم، چون چند سال در این جلسه راجع به اینها صحبت شده.@در جامعه کبیره که انشاءالله به موقع خودش میرسیم به یک فراز بسیار شیرین، دلانگیز، و شورانگیز، آدم وقتی به این قسمتها میرسد واقعاً امام هادی غوغا کرده، یک شرابی ریخته در جان انسان، که انسان را هم شاد میکند هم مست میکند.@«خَلَقَکُمُ الله» ببینید چقدر این جمله قشنگ است حالا فقط میخوانم و ترجمه میکنم توضیحش انشاءالله میماند برای آن موقعی که برسیم، البته نسبت به جایگاه عرشی حضرت زهرا همین فقرات هم در همین جلسات توضیح خواهیم داد.@میفرماید که: «خَلَقَكُمُ اللهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ» خداوند شما را به صورت نور خلق کرد و حول عرش خودش قرار داد که شما طواف به عرش خدا میکردید. عرش خوب دقت کنید که بعد هم میخواهیم مقام عرشی حضرت زهرا توضیح بدهیم بدانید که این جایگاه چه جایگاهی است و وقتی میگوییم این جایگاه را دارند یعنی چی.@عرش محل فرمانروایی خداست، یعنی طرف نشست روی عرش سلطنت، عرش هم غیر از کرسی است، اینها را در اردوی اسماء الله قبلاً توضیح دادیم، درباره تمام آسمانها و زمین خداوند میفرماید: وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ کرسی خدا، مقام کرسی، که حالا یک تعبیر معقول و محسوس هست، میگوید کرسی خداوند، در روایت داریم احاطه دارد وَسِعَ آیت الکرسی میخوانیم باید بفهمیم در آیت الکرسی چه میخوانیم که از آن استفاده کنیم.@این کرسی خدا همۀ آسمانها و زمین را در بر دارد. در روایت داریم همۀ این آسمانها و زمینی که شما میبینید در مقابل کرسی الهی مثل یک حلقهای در این آسمانها هست، بعد خود این کرسی در مقابل عرش خداوند همین نسبت را دارد ببینید عرش کجاست.@ولی نکتهای که خیلی مهم است و ما باید در بحث انسانشناسی از آن استفاده بکنیم و بحث خودشناسی این هست که وقتی در مورد عرش صحبت میکنیم مقام عرشی اهل بیت که: «خَلَقَكُمُ اللهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ» خداوند شما را به صورت نورهایی آفرید و در عرش خودش به گرد عرش خودش آن نورها را درآورد، آن جایگاه، جایگاه انسان است، یعنی جایگاه انسان فوق اینطور مسائل است، فوق آسمانها و زمین، آسمانها و زمین برای انسان آفریده شده است.@هر چیزی که شما اسم در ذهنتان میآید از مخلوقات خدا، هر چیزی حواستان باشد که غیر از این انوار طیبه همه به خاطر شما آفریده شده است «خَلَقْتُ الْأَشْیآءَ لِأَجْلِک، وَ خَلَقْتُک لِأَجْلی» همه چیز را من به خاطر تو خلق کردم اما تو را به خاطر خودم خلق کردم که معنایش با مفصل توضیح دادیم یعنی چی.@پس وقتی داریم میگوییم اهل بیت جایگاه عرشی دارند، حالا عرش را توضیح میدهیم که بیشتر عزیزان حسش بکنند، وقتی میگوییم جایگاه عرشی دارند یعنی حواست باشد، جایگاه تو هم همانجاست، ریشۀ تو هم همانجاست، اصل تو هم همانجاست.@الان نگاه کنید افراد با پدر مادر زمینیشان چه پُزهایی میدهند، میگویند شما اصلیتتان کجاست؟ دیدید بعضیها سؤال میکنند، اصلیت شما کجاست؟ طرف میخواهد پُز بدهد، پدر مادر من اینجایی هستند، اینجا زندگی میکنند، من فلان محل متولد شدم، من شناسنامهام مال فلان محل است.@این پُز دادنهای بیهوده و وهمی که هیچ ارزشی ندارد، اینها برای کدام بخش ماست؟ بخش حیوانی و جنسی و بدنی ماست، ما مثلاً زادۀ فلان جا هستیم، این همه آدم در مکه و مدینه و کربلا و نجف متولد میشوند، از خدا دور هستند، از اهل بیت دور هستند، این همه آدم هم در آمریکا، و اروپا و جاهای دیگر متولد میشوند جزء اولیاء خدا میشوند، شناسنامهام کجاست، برای بچهمان برویم از فلان جا شناسنامه بگیریم که کلاس داشته باشد.@من یادم هست یک آدم متوهمی خیلی هم تعجب میکردم خیلی جلوی چشم من کوچک شد وقتی فهمیدم دارد این کار را میکند، میگوید من هر وقت نزدیک زایمان خانمم میشود خانمم را میبرم در یک کشور اروپایی وضع حمل بکند که در شناسنامهاش بزنند متولد فلان جا.@این را یک کلاس میدانست، این را یک حیثیتی برای فرزندش میدانست که فرزند من آیندهاش، بچۀ من بزرگ شد مثلاً ما بگوییم موقع زن دادنش، موقع شوهر دادنش بگوییم فرزند ما مثلاً متولد فلان کشور است، اینها توهماتی هست که از حقارت نفس انسان سراغ انسان میآید، انسانی که خودش را نمیشناسد، حقیر است عقدۀ حقارت دارد، با این چیزها میخواهد خودش را بزرگ بکند.@یعنی با یک کمال گیاهی که فلان کس فلان جا متولد شده حتی حیوانی هم نیست یک کمال گیاهی است، بچۀ من فلان جا متولد شده، اصلیت ما اینجایی هست، اینها شرافت نیست، اینها مربوط به جنبههای جمادی است.@اما انسان اگر میخواهد پُزی هم بدهد، فخری هم داشته باشد، پیش خودش نه پیش دیگران، پیش دیگران که انسان اصلاً حق ندارد به هیچ کس سر هیچ امری، حتی مقامات معنویش، مقامات علمیش، اگر یک کسی بخواهد پُز بدهد که حقیر میشود، این خوب نیست، حتی به خاطر جنبههای معنوی، جنبههای نورانی خودش اگر بخواهد خودش را بهتر از کسی بداند این آدم حقیر است، این آدم پست است.@پیامبر میفرماید: «أَنَا سَیدُ وَلَدِ آدَمَ یوْمَ الْقِیامَةِ وَلاَ فَخْرَ» من سرور فرزندان آدم هستم ولی افتخاری نیست، من اولین کسی هستم که خدا من را آفرید ولی افتخاری نیست، کلید همۀ بهشت دست من هست ولی افتخاری نیست، این پیامبر اکرم هست، فخرفروشی اساساً برای هیچ جنبهای کار خوبی نیست، پُز دادن، به رخ کسی کشیدن، یکی از نعمتها و کمالات را به رخ کسی بکشی این کار زشتی است.@این حکایت از حقارت یک آدم میکند، که من یک چیزی را به رخ یک کسی بکشم که یک کسی کوچک بشود، یا یک کسی تحت تأثیر قرار بگیرد، یا یک کسی بگوید اوه تو چقدر بزرگی، اوه تو چقدر مهم هستی، اگر برای این قصد آدم بگوید این خیلی بد است.@ولی اگر قرار است انسان پیش خودش بزرگ باشد، تو با شناسنامۀ پدر مادر آسمانیت، با شناسنامۀ خانوادۀ آسمانیت کیف بکن، شناسنامهات را ببین کجا هست، وقتی داریم میگوییم «خَلَقَكُمُ اللهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ» حالا کیف کن، بگو آخیش پس من دیگر هیچ وقت دنیا دستش به من نمیرسد من را تحقیر بکند، هیچ وقت من کوچک نمیشوم، چون ذاتاً خدا من را بزرگ آفریده، با حقارتهای دنیایی تحقیر نمیشود.@پیامبر ببینید چقدر قشنگ میگوید، در مباحثی که در مشهد داریم تحت عنوان عزّت و ذلّت خیالی این بحثها را توضیح دادیم چقدر زیباست آدم میخواهد همۀ جانش، دوست دارد هزاران جان داشته باشد بریزد پای این پیغمبرش پای رسول الله، «اَلْمُؤْمِنُ کَالْغَریبْ فِی الدُّنْیا» مؤمن مثل یک غریب است در این دنیا، جایش آنجاست.@مؤمن جایش «أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللهَ» است، اصل و ریشهاش، جای مؤمن عرشی است، مؤمن اساساً از جنس فوق فرشتهها است، که حالا راجع به حضرت زهرا میخواهیم بخوانیم ببینید، مؤمن جنسش اینجاست، مؤمن در دنیا غریبه است، مثل یک غریب اینجا میماند.@چون در دنیا غریبه است، «لا یَأْنَسُ فی عِزِّها وَ لا یَجْزَعُ مِنْ ذُلِّها» مؤمن هیچ وقت از عزتهای چهارگانۀ دنیایی با آنها انس نمیگیرد، نه عزتهای مالی و اقتصادی با اشیاء انس نمیگیرد، با تلفن همراهش، موبایلش، خانهاش، فرشش، اتومبیل، جواهرت.@خیلی از افراد هستند چهار تا وسیله در خانه میخرند اصلاً چندین ساعت روح و دلشان را مشغول میکند مبل میخرند، پرده میخرند، خود خانه را میخرند، میبینی ذهن کاملاً ساعتها میرود، و این ساعتها دارد زیر عزتهای جمادی این روح دارد لگدمال میشود.@گفتم یکی از دوستان میگفت خدمت یکی از خانمها بود، یکی از اولیاء خدا بود، میگفت میرفتم چند وقت یکبار به این خانم سر میزدم، میگفت داشتم میرفتم در راه خانمم به من زنگ زد گفت که رفتی برو این بازار امین حضور خیابان ایران ببین یخچال میخواهیم بخریم یخچالها را نگاه کن.@گفت من رفتم یخچالها را نگاه کردم ذهنم پر از یخچال شد، این یخچال را دیدم، گفت وقتی رسیدم خدمت این خانم گفت حاجی شبیه یخچال شدی، همان جملهای که مرحوم خیاط به آن آقا گفت، میگفت وقتی چشمم به آن زن بیحجاب نامحرم افتاد ذهنم که مشغول آن خانم شد، یک دفعه مرحوم رجبعلی خیاط گفت چرا شبیه آن خانم شدی، یعنی وقتی دل مشغول شد باطن انسان هم آن رنگی میشود.@مؤمن اصلاً با عزّت جمادی انس نمیگیرد، یعنی الان بگویند خانهات آتش گرفت، یا خانه داری، یا خانه خریدی، یا نخریدی، مؤمن خیلی قیمتش بالاست، اصلاً با این چیزها تکان نمیخورد، میبینی یک کسی با یک خودنویس، با یک عینک، میبینی چند ساعت به این عینکش دارد نگاه میکند، با یک لباس، چادر، مانتو، مقنعه، کفش، کت و شلوار، انگشتر.@مؤمن اصلاً با اشیاء انس نمیگیرد، اشیاء غلبه نمیکنند روح مؤمن را تسخیر بکنند، الان آدمها میخواهند یک اتومبیل بخرند میبینید چند ما ذهن و روحشان درگیر اتومبیل است.@تازه بعد هم اینقدر این حقارت دارد که این اتومبیل را بعد از اینکه میخرد به جای اینکه شاد باشد، خوشحال باشد که خدا را شکر ما این اتومبیل را خریدیم، الحمد لله خدا لطف کرد ما یک وسیلهای داریم، دوباره چشم و ذهنش دنبال این ماشینها و اتومبیلهای در خیابان است که چه کسی چه چیزی خریده.@چه کسی کدام مدل را دارد من بروم مدل بالاتر را بخرم، ده ساعت، پانزده ساعت، بیست ساعت، وقتش در این شبکهها دنبال مدلها اتومبیل چه چیزهایی هست، این آدم حقارت دارد، با عزتهای گیاهی انسان درگیر نیست، مؤمن درگیر عزّتهای گیاهی نیست.@غذا، شکمیات، اینها چیزهای گیاهی هست، هیکل، اندام، خوشگلی، تجملات اینطوری، بچهداری، نه اینکه بچه دوست نیست، بچه را دوست دارد، برای بچهدار شدن تلاش میکند، اما روحش درگیر و اسیر این نیست که اگر بچهدار نشد احساس حقارت بکند، مؤمن اینطوری نیست، مؤمن قیمتش آنقدر بالاست، حالا بچه دارد یا ندارد، داشت الحمد لله، نداشت الحمد لله، در هر دو صورت الحمد لله علی کل حال، اینطور نیست ک حقارت سراغش بیاید.@مؤمن با عزتهای حیوانی انس نمیگیرد، کمالات حیوانی را هم هزاربار گفتیم، یعنی اینطور نیست که روح و ذهنش درگیر کمالات حیوانی بشود برایش حقارت داشته باشد، کوچکش بکند، تحقیرش بکند، غصه بخورد، واقعا اینطور نیست.@زنم به من محل نگذاشت، شوهرم به من محل نگذاشت، مادر زن، مادرشوهر، دیدید بعضیها تمام ذهن و روحشان، در زندگی یا مشکلاتت را بنویسید، 20 خط، 30 خط، دو صفحه نوشته درگیر خواهر شوهر و مادرشوهر، باجناق و جاری و اینهاست این دارد داغون میشود از این ماجرا، اصلاً دارد میمیرد، مؤمن اصلاً اینطور نیست «لا یَأْنَسُ فی عِزِّها» مؤمن با عزتهای دنیایی انس نمیگیرد.@اصلاً مؤمن با اینطور چیزها احساس عزّت نمیکند، مؤمن با سواد، الان من دکترا هستم، الان من چند سال است تخصص دارم، الان من بهترین استاد کجا هستم، الان من اینقدر لوح تقدیرنامه گرفتم، کتاب من الان اینطوری، مقالات من الان اینطوری، جلسات و سخنرانی من الان اینطوری، مؤمن اصلاً روحش با اینطور چیزها مأنوس نیست، وظیفهاش را انجام میدهد باشد یا نباشد، مؤمن اصلاً اینطوری نیست.@خیلی پیامبر غوغا کرده. مؤمن را چقدر برده بالا، مؤمن با اینطور چیزها انس نمیگیرد، دارد از اینها خوب هم استفاده میکند اما مأنوس نیست تحت تسلطشان به هیچ وجه قرار نمیگیرد. «وَ لا یَجْزَعُ مِنْ ذُلِّها» مؤمن از ذلّت دنیایی جزع ندارد، آه ندارد، غصه ندارد، احساس حقارت نمیکند، ناراحتی ندارد.@حالا بچهدار نیستم، مشکل مالی دارم، پول ندارم، شوهرم من را طلاق داد، از من طلاق گرفت، غذایمان آنطوری است، سفرهمان اینطوری است، لقمهمان اینطوری است، مؤمن اساساً از اینطور چیزها احساس خاری، احساس ذلّت، ازدواج کردم، نکردم، همسر گیرم آمد نیامد، سوادم چقدر است الان، در کنکور قبول شدم نشدم، مدرک تحصیلی گرفتم.@مؤمن اساساً به هیچ وجه جزعی از ذلّتهای چهارگانه ندارد، اینها را اگر بخواهد کمبود داشته باشد هیچ وقت احساس کوچکی به او دست نمیدهد. مادرشوهرم یک حرفی به من زد جگرم سوخت، پدرشوهرم، پدرزنم، باجناقم، فلان کس فلان چیز را گفت، پیامبر میگوید مؤمن خیلی بزرگ است، اصلاً غریبه است در اینجا با این چیزها نه مأنوس میشود نه نبودنش اذیتش میکند، حقیر نیست.@من چهار پنج دقیقه راجع به این صحبت کردم ما ساعتها در مورد این بخش صحبت کردیم عزّت و ذلّت خیالی، عزّتهای خیالی، ذلّتهای خیالی، اکثر ما درگیر اینها هستیم درگیر عزّتهای خیالی هستیم، و ذلّتهای خیالی، در عمرمان غصههای اینها را داریم میخوریم، حقارتهای اینها را داریم ما الان، پُز دادنهای اینها یا نبودن اینها ما را تحقیر بکند، این حکایت از کوچکی انسان است.@انسان اگر قرار است به چیزی در درون خودش شاد بشود، فخری نیست، خودش را بزرگ ببیند به خانوادۀ آسمانیت نگاه کن، به جایگاه خودت نگاه کن، به اصل خودت نگاه کن، وقتی میشنوی میگوید پدر مادر تو.@میایستی جلوی خانواده اصلیات میگویی «خَلَقَكُمُ اللهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ» دارد راجع به نور تو صحبت میکند، دارد راجع به حقیقت تو صحبت میکند، دارد راجع به خانواده تو صحبت میکند، دارد راجع به پدر مادر آسمانی تو صحبت میکند، اینجا احساس بزرگی بکن، احساس شرافت بکن، اینجا مست بشو که خدایا تو با من چکار کردی.@خدایا من چقدر بزرگ هستم که پدر مادر من فاطمه زهرا و اهل بیت هستند، من چقدر عظمت دارم، چقدر بزرگ هستم که یک مادری به بزرگی فاطمه زهرا دارم، یک مادری به مهربانی فاطمه زهرا دارم، چون دقت کنید وقتی راجع به حضرت زهرا صحبت میکنیم، وقتی میگوییم «فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ» عرش فوق کرسی است.@هر موجودی که قبلتر آفریده میشود، سِعۀ وجودیش بالاتر است، وقتی اینها از جنس عرش هستند، یعنی شدت و سعۀ وجودی، قدرت وجودیشان، شدت وجودیشان از کرسی بالاتر است کرسی، خدا از کرسیش تعریف میکند، در آیت الکرسی، وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ خدا یک کسی را که کرسیش همه آسمانها و زمین را میگیرد، میخواهی خدا را با آن بشناسی.@وقتی میخواهی جلوی یک کسی به عنوان خدا بایستی بگویی الله اکبر بفهمی معنایش چیست، وقتی میخواهی خم بشوی در مقابل این خدا بگویی عظیم است بفهمی یعنی چی، وقتی میخواهی بیافتی روی پای خدا روی سجده بگویی اعلی است یعنی چی.@این خدایی که من میافتم روی پایش میگویم «سبحان ربی الاعلی» حالا انشاءالله در اردو میرسیم، سبحان شکوه خداست؛ شما در مقابل یک شکوه، یک عظمت خم میشوید سر نماز، با افتخار خم میشوید، چون خم شدن در مقابل یک شکوه شما را بزرگ میکند، شما را در آن شکوه میکشاند.@خدا میگوید کرسی من از همه آسمانها و زمینهایی که خلق کردم و شما اصلاً نمیتوانید به عمقش برسید، کرسی من بزرگتر از همه اینهاست، ولی میگوید همین کرسی که بزرگتر از اینهاست در مقابل عرش من هیچ است.@حالا حواست باشد عزیز من، خواهر من، برادر من، همزاد من این را دقت کن که جنس تو جنس این است، «فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ» حالا بگو من الان فهمیدم خانهام کجاست، الان فهمیدم اصلم کجاست، الان فهمیدم جنسم چیست، الان فهمیدم وطنم کجاست، الان فهمیدم بچه چه کسی هستم، الان فهمیدم، خانوادهام چه کسانی هستند، حالا ان شاء الله ساعت بعد که نمودارش را نشان میدهیم بهتر متوجه میشوید.@یک حدیث میخواهم بخوانم برایتان، این بخش «خَلَقَكُمُ اللهُ أَنْوَاراً» چون بحثهای آینده جامعه کبیره ماست آنجا انشاءالله مفصل به این فراز میپردازیم که ببینید امام هادی چکار کرده در انسانشناسی، در امامشناسی و انسانشناسی چه چیزی به بشریت عرضه کرده، به همه مردم جهان چه چیزی عرضه کرده است.@روایت را شروع میکنم از امام صادق ، ایشان این روایت را از آباء طاهرین خودش و آنها هم از پیامبر نقل میکنند، حالا دقت کنید میخواهیم راجع به مادرمان صحبت کنیم، راجع به حقیقتمان و اصلمان صحبت کنیم.@اولاً تمام دلمان و عشقمان را تقدیم میکنیم به مادر خودمان حضرت زهرا و از ایشان استمداد میکنیم که قلب ما را طهارتی و نورانیتی بدهد در این لحظات و ساعاتی که توجه به ایشان داریم به ما یک عنایت ویژۀ مادرانه بکند.@«خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ قَبْلَ أَنْ يُخْلَقَ السَّمَاوَات وَ الْأَرْضَ » نور فاطمه خلق شد قبل از خلقت آسمانها و زمین؛ این قبلیت را گفتم یعنی چی؟ یعنی احاطه، اشتداد وجودی، یعنی از نظر رتبه ارزش، قدرت، سعه، و حاکمیتش بیشتر هست، این را خوب توجه کنید چون با این کار داریم.@ما این حرفها را داریم میزنیم که بتوانیم از این طریق بزرگ بشویم، استفاده بکنیم، دنیای خوبی داشته باشیم، برای دنیایمان استفاده بکنیم، برای آخرتمان هم استفاده بکنیم، ما میخواهیم از این طریق به جایگاه راه پیدا بکنیم.@لذا خواهش میکنم حتماً کسانی که دارند میشوند خوب دقت کنند که ما میخواهیم از فهم این مقام چطوری راه پیدا بکنیم به وجود مقدس مادرمان، راه ارتباطی قلب ما با قلب ایشان باز بشود، راه ارتباط ما با مادرمان باز بشود این را باید توجه بکنیم.@«فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ يَا نَبِيَّ اللهَ فَلَيْسَتْ هِيَ إِنْسِيَّةً» ببینید چه حرفی است، پیغمبر برای مردم آن زمان صحبت میکرده، تحت تربیت پیغمبر انسانهایی تربیت شدند که وقتی این حرف را میشنوند به پیغمبر میگویند که ما میفهمیم تو داری چه چیزی میگویی، خیلی حرف است، ببینید سؤالهایشان چقدر پخته است.@پیغمبر دارد برای مردم 1400 سال پیش از مقام حضرت زهرا صحبت میکند، آنها با پیغمبر مباحثه علمی در این زمینه میکنند «فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ» بعضی از آنها این فهم را داشتند «يَا نَبِيَّ اللهَ فَلَيْسَتْ هِيَ إِنْسِيَّةً» پس زهرا دیگر انسان نیست اگر اینطوری است.@چون تعریف انسان در کجا معنا پیدا میکند؟ در خلقت و نظام خلقت، این در عرش است، این قبل از خلقت آسمان و زمین است، حضرت بدون اینکه آن حرف را نفی بکند، چون راجع به اینها ما صحبت کردیم که یعنی چی و چطوری باید تحلیل بکنیم، بدون اینکه نفی بکند، ببینید چه میگوید راجع به حضرت زهرا، «فَقَالَ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ» فاطمه یک حوری انساننما است.@دقت کنید جایگاه مادرتان کجاست، جایگاه اصل شما کجاست، «قَالُوا يَا نَبِيَّ الله وَ كَيْفَ هِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ» یعنی چی، چطوری میشود این حوراء انسیه باشد؟ «قَالَ خَلَقَهَا اللهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ نُورِهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ» خداوند فاطمه را مستقیماً از نور خودش خلق کرد قبل از اینکه آدمی خلق بشود، آفریده بشود جایگاهش این است.@«إِذْ كَانَتِ الْأَرْوَاحُ» آن موقع که ارواح بودند، «فَلَمَّا خَلَقَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ آدَمَ عُرِضَتْ عَلَى آدَمَ قِيلَ يَا نَبِيَّ اللهِ وَ أَيْنَ كَانَتْ فَاطِمَةُ» فاطمه آن موقع کجا بوده؟ هنوز که آسمان و زمینی نبوده فاطمه کجا بوده؟، «قَالَ كَانَتْ فِی حُقَّةٍ تَحْتَ سَاقِ الْعَرْشِ» جایش زیر عرش خدا بوده.@«قَالُوا يَا نَبِيَّ اللهِ فَمَا كَانَ طَعَامُهَا» چکار کردند، چه چیزی گذاشتند برای ما، غذایش چه چیزی بوده؟ وقتی آنجا وجود داشته، چه چیزی میخورده؟ غذای زهرا عامل حیاتش چه چیزی بوده؟@«قَالَ التَّسْبِيحُ وَ التَّقْدِيسُ وَ التَّهْلِيلُ وَ التَّحْمِيد» شما حس ندارید نمیفهمید این چه میگوید، حسینیه است نمیشود کف زد، ولی اگر یک جایی دیگر این حرفها زده میشد باید چند دقیقه آدم بلند بشود جیغ بزند داد بزند کف بزند، برای اینطور چیزهایی که دارد میشنود چه چیزی پیغمبر میگوید.@من این دورهای که داشتم لبنان، دو هفتهای که آنجا بودم دوره داشتیم برای اساتید و مربیان آنجا، من میدیدم اینها چقدر جالب میگیرند، حرفها را که میگرفتند دیگر اصلاً اینطور نبود همه مینشستند وقتی برایشان میگفتیم راجع به مسائل انسانشناسی، یک دفعه عادت کرده بودند، اصلاً کاری نداشتند استاد، به عنوان استاد کار نداشتند، خودشان به محض اینکه میرسیدند به یک چیز در کلاس صلواتشان بلند میشد.@من اول میگفتم اینها برای چی مدام صلوات میفرستند من دارم حرف میزنم، بعد میفهمیدم این فرازهای خیلی مهم که برایشان خیلی اوج داشت اینها اصلاً بیاختیار همه اینطور بودند. حرف را نگاه کنید مادر ما، اصل ما، ریشۀ ما دارد راجع به جنس خودتان حرف میزند، دارد راجع به بخش انسانی شما صحبت میکند.@میگوید غذای فاطمه تسبیح و تقدیس و تهلیل و تحمید بوده، یعنی آدمیت با اینها سر و پا است، انسانیت با تسبیح و تقدیس و تهلیل و تحمید سراپا است.@چه کسی آدمتر است؟ چه کسی به حضرت زهرا شبیهتر میشود؟ چه کسی زهراییتر میشود؟ چه کسی شباهت به اصل و خانواده خودش پیدا میکند؟ کسی که در ذاتش، در وجودش غذا بخورد، این غذاها را بخورد، اصلاً بتواند با این غذاها ارتباط بگیرد.@بعضی از ما 50 سال نماز میخوانیم، 60 سال نماز میخوانیم، نمیفهمیم یک سبحان الله یعنی چی، یک الحمد الله یعنی چی، یک لا اله الا الله یعنی چی، خوشمان هم نمیآید اگر بتوانیم از آن بزنیم میزنیم، ما 60 سال نماز میخوانیم مثل یک بچهای هستیم که 5 ـ 6 ماهه میخواهند به او کلهپاچه بدهند او را این ذکر میکشد.@خیلی نگاهها با همدیگر فرق دارد. جای مادرمان را فعلاً بدانیم مادرمان کجا بوده، غذایش چه چیزی بوده، جنس مادر ما چه بوده این را فهمیدیم، اینکه مادر ما کجا زندگی میکرده؟ اصل ما، ریشۀ ما حضرت زهرا کجا زندگی میکرده؟ اینکه غذایش چه چیزی بوده؟@به چه چیزی قائم بوده این خیلی مهم است، اینها را خوب دقت کنید تا انشاءالله ساعت بعد من نمودار منحنی را نشان بدهم توضیح بدهیم انشاءالله میرویم یواش یواش سراغ یک شناخت عمیقتر در مورد مادرمان فاطمه زهرا، البته اینها بحثهای فوقالعاده مهمی هست، ولی ما باید از این بحثها برای حیات دنیاییمان استفاده کنیم، تا دنیایمان را نسازیم آخرتی هم خبر نیست، آخرتی هم ساخته نمیشود.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@