جلسه 020 - گناه و عواقب آن
شماره جلسه
20
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
8
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - گناه و عواقب آن

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. ما آخرین جلسمان را از بحث گناه تقدیم میکنیم البته اعتراف میکنیم که ما به دلائل مختلف علمی و عملی شایستگی تقدیم یک بحث کامل و مفید را برای شما نداریم و بحثی که در این رابطه باید تقدیم شما بشود خیلی مهمتر مفصلتر و بهتر از اینها باید باشد اما هم وقت ما و هم بضاعت علمی و عملی ما اندک است. چند تا نکته در مورد بحث گناه هست که من تقدیم میکنم و این بحث را انشاء الله به پایان میبریم و از جلسه آینده بحث دیگری را از دستورالعملهای وجود مقدس امام رضا(ع) در روابط بین اعضای خانواده آسمانی آغاز میکنیم. دو سه تا نکته هست که من اینها را تحت قالب این روایاتی که از وجود مقدس نبی اکرم و امیرالمؤمنین و امام صادق (ع) هست عرض میکنم مسئله اول اعراض از حرام هست اعراض از حرام خودش یک عبادت هست و آثار برجستهای برای انسان دارد. خاصیت حرامهایی که در سر راه ما قرار میگیرند چه حرامهای بدنی و چه حرامهای قلبی این هست که اینها دو سوخت برای انسان تهیه میکنند یا انسان را میسوزانند و ما را تبدیل به سوخت جهنم میکنند و یا سوخت میشوند برای پرواز ما به سمت بهشت. حرام مثل یک ارتفاع بلند هست که یک سمتش دره هست گودی و ارتفاع است که انسان سقوط میکند یک طرفش اوج هست مثل آن سراشیبی هست که شما سر راه قرار میگیرید دیدید موتورسوارها یک سطحهای شیبدار دارند برای اینکه بتوانند لذت بیشتری از سواری ببرند یا اسکیبازها دوچرخهسوارها موجسوارها برای اینکه بتوانند لذت بیشتری ببرند برای خودشان یک موانعی را ایجاد میکنند. اگر دقتهای لازم را در حرکت روی این موانع نداشته باشند صدمه میبینند ولی اگر با مهارت از روی این رد بشوند اوج میدهد به اینها و به اینها لذت میدهد گناه اینطوری است که وقتی از آن صرفنظر میکنی اوج میگیری هر چه بیشتر بهتر. لذا در آیه قرآن مجسمه کفر را دو تا زن معرفی میکند و مجسمه ایمان را یک زن معرفی میکند(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ) خداوند مجسمههای کفر را برای شما زن دو تا پیغمبر معرفی میکند. نوح و لوط که(كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا) زیر نظر دو تا از بندگان خوب ما بودند اما به اینها خیانت کردند خیانت کردند یعنی چی؟ یعنی مسیر آنها را نرفتند مقاومت و پوست کلفتی کردند نسبت به شوهرانشان و دستوراتشان، اتفاقی که افتاد این بود که اینها مجسمه کفر شدند الگوی کفر شدند. یعنی وقتی که یک جا نورانیت هست خصوصیت نور هم همینطوری است شما وقتی که با نور روبرو میشوی دو تا کار میتوانی بکنی یکی اینکه رویت را به سمت نور بکنی نوری که جلویت هست بهتر میشود خودت هم نورانیتر میشوی مسیرت را هم راحت طی میکنی ولی وقتی پشتت را به نور بکنی چه اتفاقی میافتد؟ سایه میافتد و دیدت کم میشود. یک پیغمبر یک عقل یک فطرت یک فرشته یک استاد خوب یک کتاب خوب یک مسجد خوب یک همسر خوب در عین حالی که میتواند خوب باشد خطرناک هم هست دو تا پیغمبر شوهران اینها هستند اما وقتی اینها پشت میکنند به معدن نور که شوهرانشان هستند چه اتفاقی میشود؟ مجسمههای کفر میشوند. و بعد میفرماید همیشه موقعیتهای نورانی به نفع ما نیست زمانی به نفع ماست خوبیها که ما بتوانیم با آن خوبیها خوب بشویم خیلی وقتها انسانها شوهرهای خوبی دارند و با این شوهرها جهنمی میشوند خیلیها با زنهای خوبشان جهنمی میشوند خیلیها با استادهای خوب و با پیغمبر خوب با رفقای خوب با اولیاء خوب خدمت مراجع خدمت علما و روحانیون هستند و بعد جهنمی میشوند. خیلیها کنار حرم در یک شهر مقدس با امکانات مذهبی خوب پوست کلفت میشوند و بعد جهنمی میشوند شوهرهای مؤمن زنهای فاسق زنهای مؤمن شوهرهای فاسق پس این مسئله وجود دارد از آنطرف میگوید(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ) مؤمن کیست؟ مجسمه ایمان، میگوید زن فرعون است. چرا؟. چون زن فرعون در بدترین شرائط قرار داشت و ایمان خودش را حفظ کرد و رفاقتش با خدا را به قدری حفظ کرد که به خداوند عرض میکند (رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ) خدایا نزد خودت یک خانه در بهشت برای من بنا کن پیش خودت این خیلی حرف است یک موقع هست میگویی در بهشت بگذار. یک موقع میگویی نه(عندک) این ضمیر(عندک) حاکی از این هست که زن فرعون آنقدر اوج دارد حضرت آسیه(س) که با خود خدا کار دارد(بیت عندک) پیش خودت این چه عاملی باعث میشود آسیه بتواند اینقدر اوج بگیرد؟ شوهرش یک شوهر فاسد میتواند یک زن را تا کنار فاطمه زهرا ببرد. کما اینکه شرائط فساد میتواند یک نفر را حرامهایی که سر راه انسان قرار میگیرد بسیاری از اولیاء خدا با ترک حرامها به عالیترین اوجها رسیدند یعنی حرام لقمه حرام دیدنی حرام شنیدنی حرام خوردنی حرام سر راهشان بوده از این حرام پرهیز کردند و اوج گرفتند لقمه حرام سر راهشان بوده استفاده نکردند و اوج گرفتند. پس حرامها فضاهای حرام همیشه به ضرر انسان نیست فضاهای حرام فرصتها و تهدیدهاست هم فرصت هست برای اینکه انسان با آن اوج بگیرد وقتی که از آن پرهیز میکنی هم فرصت هست از اینکه انسان را به سقوط بیندازد ساقط بکند وقتی که آلودهاش میشوی و اسیرش میشوی. پس این نورانیتها هم همینطور هست در نورانیتها انسان یک موقع هست با نور خودش را هماهنگ میکند لیاقت به خرج میدهد و یک موقعی به نور پشت میکند و پوست کلفتی میکند و مقاومت میکند لجبازی میکند و بهانهجویی میکند و این نور کوری در او ایجاد میکند این نور او را به خواری میکشاند. پس هر دو خاصیت وجود دارد در ظلمت و تاریکی هر چیزی که ما برخورد میکنیم به آن قبلاً قاعدتان یادتان نرفته انشاء الله قاعده نار و نور هر چیزی هم نار دارد و هم نور دارد خوبیها نار و نور دارد نعمتها و بدیها هم نار و نور دارد. مشکلاتی که سر راه انسان قرار میگیرد نار و نور دارد.. خوبیهایی که سر راه انسان قرار میگیرد نار و نور دارد این را باید خیلی به آن توجه بکنیم یک موقع هست یک خواستگاری یک ازدواج یک عشق زمینی میتواند انسان را به الله برساند یک موقع هست یک عشق زمینی انسان را به جهنم میکشاند. میگوید من در این عشق زمینی شکست خوردم حالا حوصله خدا و امام زمان و نماز و معنویت را دیگر ندارم این عشق زمینی نفرتانگیز بود یک عشق زمینی نحس است که انسان آنقدر دلدادهاش هست که اگر به آن برسد شاد است و اگر به آن نرسد پژمرده است این اصلاً بدرد نمیخورد. یک شوهری که با مردنش با طلاق گرفتن از او یک زنی که با مردنش با طلاق دادنش آدم به افسردگی کشیده میشود و در واقع از معنویت از آسمان میافتد. این معلوم است این عشق عشق جهنمی بوده نه آن آدم آدم جهنمی است این عشق عشق جهنمی است این عشق از روی ذلت خواری وابستگی از روی حقارت نفس انجام میشود. این عشق انسانی نیست یک عشق جهنمی است یک عشقی است که خواری است در آن اوج ذلت و دنائت یک نفس هست که انسان وقتی به یک چیزی اینقدر علاقمند بشود که اگر از او گرفته شد با خدا درگیر بشود. و اساساً در آن قاعده گفتیم یادتان نرود قاعده که در انگشتان گفتیم شما وقتی که اوجهای آسمانی داری و معشوقهای آسمانی داری معشوقهای چهارگانه هم سر راهت هست هر کدام از معشوقهای چهارگانه که حرکت عمودی تو را مانع بشود نحس است علم میخواهد باشد صورتهای مذهبی و مقدس میخواهد باشد هر چیزی که نمیگذارد تو به الله برسی. وجود مقدس امام رضا(ع) فرمود(اَلسَفلَۀُ مَن کانَ لَهُ شَیءٌ یُلهیهِ عَنِ الله) پست آدم پست و پستی یعنی اینکه انسان چیزی داشته باشد که او را از خدا غافل بکند زنت میخواهد باشد شوهرت میخواهد باشد بچهات میخواهد باشد رشتهات میخواهد باشد شغلت میخواهد باشد علمت میخواهد باشد. هر چیزی که انسان را از الله غافل میکند دور میکند انس انسان و الله را کم میکند. پستی است. نحس و نامبارک است این نامبارکی در ذات دنیا نیست در ما است. دقت کنید شما یک آیه ندارید که دنیا مذمت کرده باشد قرآن فقط دنیا را توصیف کرده حدود تقریباً بیش از 200 مورد تقریباً بالای روایات را ما شمارش میکردیم بالای تقریباً خیلی سال پیش بود من نگاه میکردم حدود 13 ـ 14 هزار مورد ما روایت در مورد دنیا داریم. یک بار دنیا را بد نگفتند دنیا اگر هم بد در موردش گفتند در ذات ما است این بدی ذات ما هست که دنیا را گند میزند و خراب میکند وابستگیهای ماست ضعفهای ماست که دنیا به قول علی(ع) مسجد اولیاء خدا دنیا رحم ماست مادر ماست حرمت دارد قابل توهین نیست. دنیا همان جایی هست که من را به الله میرساند دنیا آنقدر قشنگ است که بهشت را میسازد و بالاتر از بهشت را میتواند بسازد ولی وقتی من میایم با این دنیا ارتباط غلط برقرار میکنم به جای اینکه از آن به عنوان یک وسیله از نور دنیا، دنیا به قول یکی از اساتید ما اسم اعظم خداست. اگر انسان از دنیایی که خدا ساخته برای اینکه من تا بینهایت اوج اگر دنیا نبود چه کسی میتوانست اگر دنیا نبود هیچ ولی خدایی هیچ شهیدی هیچ صدیقی به کمال نمیرسید کما اینکه اگر رحم نبود هیچ بچهای به دنیا نمیامد بنابراین دنیا فوقالعاده دوست داشتنی و قشنگ است به شرط اینکه ما بتوانیم از دنیا استفاده بکنیم. دنیا زمانی گند میشود(اَلدُنیا مَلعونٌ وَ مَلعونٌ ما فیها) دنیا دور است و دور است آنچه در اوست یعنی تو و نفس تو تو میایی با دنیا دنیایی که میتواند تو را برساند باعث میشود که تو را نرساند. لذا حضرت فرمود(اَلدُنیا دُنیائان) ما دو تا دنیا داریم. (دُنیا بَلاغٍ) دنیای رساننده که تو را به ابدیت میرساند مثل یک دوران رحمی موفق که انسان سالم متولد میشود دنیای رساننده و دنیایی که ما را خفه میکند دنیایی که ما را دفن میکند و نمیگذارد ما برسیم این دنیا دنیای ملعون هست. پس با دنیا مخلوقات خدا بد نیستند. هیچکدام ما اصلاً یک مخلوق بد نداریم اگر از آن یک تعبیر بعد گفته میشود در ذات انسان هست مثلاً میگویند کافر نجس است. خب نجس این کافر که نجس است کجایش نجاست دارد یعنی بدن ماده الکترون نوترون پروتون نجس هستند به این دست نزن. میگوید این نجاست را کافر از کجا میگیرد؟ از روحش میگیرد وقتی روحی میاید کفر ایجاد میکند الله را نمیبیند حقائق را نمیبیند این روح به جسم خودش هم نحسی میدهد اما یک لحظه میگوید اشهد ان لا اله الا الله پاک پاک است نحسیها از ماست زشتیها از ماست خرابکاریها از ماست نجاستها و آلودگیها کار ماست. همه چیز نسبی است مخلوق خدا که بد نیست ظهورات الله که بد نیستند ما نحوه ارتباطمان با ظهورات یک طوری هست که ما را دفن میکند استعدادهای ما را کور میکند مثل بچههایی که غذا بد نیست یک غذا ممکن است برای این بچه سازگاریش خوب نباشد میخورد و مریض میشود ولی آن که بد نیست. اگر دکتر به شما میگوید چربی نخور چربی مگر بد است؟ خیلی هم لازم است مگر میگوید نمک نخور قند نخور شکر نخور شیرینی نخور مگر اینها بد است اینها که بد نیست برای چی تو نباید بخوری چون با ساختار تو الان سازگاری ندارد اضافه وزن کسب کردی. اندازهای که میخوری رشدت بدهد خوب است ولی تو یک مقداری استفاده کردی که در بخشهای دیگر سنگینت کرده که این دیگر بدرد نمیخورد قبلاً عرض کردیم ما هم در حس اضافه وزن داریم هم در خیال هم در وهم هم در فعالیتهای عقلانی اضافه وزن داریم نباید اضافه وزن تهیه بکنیم. اضافه وزن باعث میشود که این سنگین بشود و حرکتهای فوق عقلانی مخدوش بشود انجام نشود پس نحسی کجاست؟ نحسی در ماست ما هستیم با این دلبستگیهای مسخرهمان با این حقارتها با این پستیها با این آویزان شدنها با این کوچک دیدنهای خودمان و این که خود حقیقمان را نمیشناسیم و مفت میفروشیمش. اسیر شهوتهای پایینی و دنیا میشویم و دیگر اصلاً نمیتوانیم پروازی بکنیم این عشقهای اینطوری نحسی دارد برای انسان در کجاست این عشق پایینی؟ در خود من هست در رابطه است. لذا حرام هم بد نیست. شیطان خیلی اگر شیطان نباشد انسان به ولایت الهی نمیرسد. اگر شهوت نباشد شهوت یک امر مبارکی است که شما وقتی از آن درست استفاده میکنی اوجت میدهد وقتی هم با آن مقابله میکنی اوجت میدهد. حلالش درمانت هست و حرامش درد میشود برایت شیطان بد نیست. شیطان یک عاملی است از نعمتهای الهی است که بقول حضرت آیت الله جوادی آملی به برکت او هر کسی به بهشت میرود و به ولایت الهی میرسد. هر کس به هر جا میرسد به برکت شیطان هست و شیطان مبارک هست برکت دارد اما برای چه کسانی؟ برای کسانی که از شیطان درس میگیرند شیطان باشگاه است. الان شما میروید وزنه میزنید مشت میزنید خوب است یا بد است؟ خوب است قویتان میکند ولی در باشگاه اگر یک ذره غفلت بکنی در حرکت دستت میشکند پایت میشکند مچت میشکند ممکن است صدمه ببینید آن قسمتش خوب نیست شیطان یک وسیله تمرینی ماست که قبلاً مفصل این بحثها را کردیم. پس دنیا لذات حرامها وسائلی میتوانند باشند برای اوج ما و میتوانند وسیلهای باشند برای سقوط ما حالا این را گفتم برای اینکه این روایت را برایتان بخوانم از نبی اکرم(ص) (مَن اَعرَضَ عَن مُحَرَمٍ اَبدَلَهُ الله بِهِ عِبادَۀً تَسِرُه) چقدر زیبا، کسی که از یک حرامی اعراض میکند چه اتفاقی میافتد؟ یک حرام عرضه شده به دل از آن میگذری بلافاصله نور در شما ایجاد میکند بلافاصله نورانیت ایجاد میکند (اَبدَلَهُ الله بِهِ عِبادَۀً تَسِرُه) خدا یک عبادت شادکننده به او میدهد نه عبادت فقط، عبادت شادکننده است، یعنی بین فطرت و طبیعت همیشه این رابطه هست شما وقتی که به طبیعت میرسی فطرت در درون افسرده میشود. شما وقتی که گناه میکنی خوشحال نمیشوی هیچ کس نیست وقتی گناه بکند خوشحال بشود گناه میکنی با اینکه لذت میبری کوفتت میشود با اینکه لذت میبری ناراحتی اعصابت خورد است پژمرده هستی پریشان میشوی عذاب وجدان سراغت میاید. آلودگی مثل غذای حرام است. کسی که غذای حرام خورده خوشمزه هم بوده واقعاً آن موقع که میخورده لذت داشته ولی بعدش تبعاتش دامنش را میگیرد لذتهایش را میبرد سرطانش هم میماند لذتهایش را میبرد زخم معده و زخم اثنی عشر و گرفتاریهای خاص خودش را دارد. گناه گناه مفت تمام نمیشود پای انسان نسیه هم نیست جا در جا اثر میگذارد. یعنی تا دریافت کردی تاریکی هم میاورد وقتی از آن گذشتی لذتش هم میاورد شما یک پولی پیدا میکنید دو تا بخش هست بخش طبیعیت و بخش فطرت با این پول حرام باید چکار بکنیم 1 ـ برو حالش را ببر به قول امروزیها کیفش را بکن حالا برو کیف کن. شما وقتی میروی این پول را میخوری تاریکی قساوت هاری خشونت را میاورد به زن و بچهات هم میدهی میبنی آنها هم بیعاطفه میشوند آنها هم بیوفا میشوند آنها هم بی ادب میشوند لقمه بدون خمس لقمه بدون زکات میدهی و همه در نفس خودت و آنها ظاهر میشود همان لحظه ظاهر میشود. یعنی رفت پایین آثارش را دارد با خودش اینطور نیست که نسیه باشد بعداً نه حرام گاهی وقتها بویش لمسش هم خطرناک است. وقتی حرام را استفاده کردی یک دفعه نفس لوامه نفس ملامتگر و فرشتهها حمله میکنند به انسان عذاب وجدان ناراحتی کوفت شدن این چیزی که مصرف کردی این لذتی که دریافت کردی همه را میاورد میبینی تا آخر عمر بعضی وقتها گناه برای افراد جنون میاورد. یک گناه یک معصیت یک انحراف طرف را به جنون میکشاند خب چه چیزی دارد این را به جنون میکشاند؟ چون خودش میداند که اختیار داشت میتوانست نکند و کرد اصلاً یکی از دلائلی که ما مختار هستیم این هست که ما عذاب وجدان میگرندمان اگر مختار نبودیم مجبور بودیم هر چی اینطوری بود دیگر عذاب وجدان معنا نداشت. یعنی ما میتوانستیم نکنیم و کردیم حالا میاییم از این حرام میگذریم این پول را میبریم به صاحبش میدهیم در بخش اول که این کار را کردی کدام بخشت لذت میبرد؟ طبیعت، کدام بخش آزار میبیند و ناراحت است؟ فوق عقل بخش اصلی وجودت فطرت. در حرکت دوم که داری پول را میبری به صاحبش بدهی کدام بخشت دارد اذیت میشود؟ طبیعت دارد اذیت میشود میگوید بابا خودت برو بخور ول کن این حرفها چیه خودت نیاز داری زن و بچهات نیاز دارند اما وقتی پول را میدهی میایی خوشحال میشوی و احساس قدرت میکنی. دیدی مثلاً انسان وقتی که از حرامی میگذرد احساس قدرت احساس انسانیت احساس نشاط احساس آرامش احساس شجاعت و شاد میشود. این رابطه مقابل بین فیزیک و متافیزیک ماست بین طبیعت و فطرت ماست حضرت دارد از این حقیقت خبر میدهد. میگوید (مَن اَعرَضَ عَن مُحَرَمٍ) یک کسی که اعراض میکند از امر حرام(اَبدَلَهُ الله بِهِ عِبادَۀً تَسِرُه) خدا تبدیلش میکند به یک عبادتی که در دلش شادی میاورد شما در حرم امام رضا یک موقعهایی دیدید یا میخواهید حرم بروید تازه اذن دخول بخوانید قبلش حرامهایی به تو عرضه شده و گذشتی. وقتی میروی آنجا میبینی که چه عجب اذن دخول قشنگی چه تحویل میگیرند دم در میروی در حرم میبینی چه خبر است امام رضا بغلت میکند نگاه میکند میبوسدت میبوسیش چه صفایی دارد یک موقع هم میروی میبینی امام رضا هیچ خبری نیست از همان دم در اذن دخولی که داری میخوانی میبینی همه با تو قهر هستند. میروی داخل میبینی همه دارند ارتباط برقرار میکند و تو نمیتوانی روضه میخوانند عزاداری میکنند گریه میکنند میبینی تو اصلاً هیچ تکانی نمیتوانی بخوری اینجاست گفتند حتماً قبل از ورود به یک ارتباط حتماً خودتان را پاک کنید اگر حرام دارید صدقه و استغفار. قبل از نماز قبل از عبادت قبل از دعا این دو تا استحمام را شما باید بکنید چطور میگویند اگر خواستی پیش عزیزترین کسانت بروی وقتی بوی گند بدهی آنها هم حالشان به هم میخورد پیش عزیزترین کسانت وقتی بروی بوی بد بدهی نمیشود خراب میشود. شما میخواهی بروی پیش خدا اگر گند گناه همراه انسان باشد نمیشود ملائکه اصلاً آدم را رد میکنند اول برو حمام ملاقات داری برو به خودت برس یک ذره میخواهی پیش امام رضا بروی زشت نرو برو اول یک صدقه خوب بده از آن صدقههایی که دردت بیاید طبیعتت اذیت بشود. نه صدقهای بدهی که اصلاً شیطان هم بگوید بارک الله یکی هم بزند پشتت شیطان بگوید بارک الله از این صدقهای که دادی نه یک طوری که اعصاب شیطان به هم بریزد یک صدقهای که شیطان دیوانه بشود نفست اذیت بشود. گفتم ما خیلی وقتها صدقتمان پوست کلفتمان میکند. چرا؟ چون وقتی صدقه میدهیم دنبال پول خوردهایمان میگردیم هنوز هم رسم است پول خوردها را میریزند در صندوق صدقات تراول کسی نمیریزد این درد نمیاورد فقط آدم را پوست کلفت میکند آدم را طلبکار از خدا میکند. صدقه آدم وقتی میخواهد بگذارد باید یک طوری بگذارد که دردش بیاید. معشوق نمیشود بخواهی معشوقت را ببری بیرون بگویی حالا بیا برویم با نامزدت رفتی بیرون میخواهی بروی غذا بخوری برویم یک فلافل با هم بخوریم نشد که یک فلافل آقا ببین چه میخورد. میگفت من این کسی که من با او نامزد بودم به هم زده بود من به او گفتم تو چرا بهم زدی میگفت بابا این چون دو تا صفت هست در مردها بر عکس در زنها خوب است ولی در مردها بد است حالا در زنها هم بد است ولی یکیش در مردها بد است در زنها خوب است صفت بخل. مرد بخیل باشد خسیس باشد ما دوران عقد هم باشد نه ما هر کارشناسی میگوید طلاق بگیر اصلاً بدرد نمیخورد مردی که خسیس است همان جهنم هم زیادیش هست یعنی از آنهایی هست که پیغمبر وقتی فهمید یک نفر بخیل است گفت اصلاً پیش من نیا هر جا میخواهی برو پیغمبر خدا رحمۀ للعالمین پذیرشش را ندارد خدا هم پذیرش آدم بخیل را ندارد. آدم خسیس و بخیل خیلی موجود وحشتناکی است به قول خود حضرت میگوید هر چه آلودگی است در آدم بخیل هست در آدم خسیس هست دست و دلش میلرزد خرج بکند. میگفت این هر وقت با من میرفت در بازار که میرفتیم من کافی بود سرم را اینطوری برگردانم به یک چیزی در این ویترینها نگاه کنم میگفت بیا برویم وقت نداریم کار داریم زود من را میبرد که من مبادا به یک چیزی از اینها نگاه کنم این اصلاً خوب نیست صفت اینگونه. صدقه باید آدم وقتی میدهد دردش بیاید یک صدقه استحمام خوبی است نفس را کاملاً برش میدهد و پاک میکند چرا ما میترسیم خیلی عجیب است مال بیایمانیمان است مال بیاعتقادیمان است در صدقه که میترسیم. خود خدا هم با تعجب میگوید که شما میترسید مگر من تضمین نکردم که یک تا هفتصد برابر به شما بدهم به من اعتماد ندارید به من الله اعتماد ندارید برای چی میترسی برای چی میترسی حرکتهای بزرگ در زندگیت انجام بدهی قرآن میگوید بعداً پشیمان میشوید اینقدر حسرت میخورید اینقدر دیر میشود بعداً دوست داری یک هدیه به امام زمان بدهی امام زمان نمیپذیرد. دوست داری یک هدیه به پیغمبر بدهی به فاطمه زهرا، فاطمه زهرا نمیپذیرد دیر میشود آدم تا الان میتواند باید هدیههایش را به خانواده آسمانیش هر چه بیشتر بدهد هر چه بیشتر داری بده ما میترسیم 2 ـ استغفار قبل از ورود به هر رابطه قشنگ یک استحمام استغفاری داریم. یعنی 100 تا 200 تا 300 تا شبها قبل از خواب صبحها یک استحمام بکند آدم استغفارهایش را بکند بعد برود سلام و علیک بکند. چون استغفار پاک میکند. استحمام خوبی است. اینها خیلی خوب است بعد میبینی که شادی میاورد حرام را وقتی از آن میگذری شادی میاورد آرامش میاورد و وقتی انجامش میدهی وجدان نفس لوامه و فرشتهها کوفت آدم میکند. نه سلامت جسم برای انسان میماند و نه سلامت روح و روان برای انسان میماند اضطراب برای انسان میاورد فرمود اگر کسی لقمه حرام در خانهاش هست دیدنی حرام ماهواره هر کس در خانهاش باشد توجیه ندارد اصلاً هر کس گفت بیخود کرده گفته من معقول است. من استفاده درست دارم از آن میکنم پرت و پلاست این حرف به قول مسیح(ع) در آب رونده خیس شونده است ما دوستانی داشتیم در آمریکا میگفتند در خانهمان در آمریکا تلویزیون هم نمیگذاریم حرام خطرناک است حرام خواری ذلت هاری بیوفایی ضعف اعصاب زودرنجی حساسیت پژمردگی غصه میریزد در وجود آدم. بعد تو هی برو روانپزشک هی برو روانشناس هی برو قرص بخور فایده ندارد هی بیا سر این کلاس فایده ندارد هی برنامه بگیر فایده ندارد چون همزمانی که تو داری این برنامه را میگیری داری حرامت را میخوری حالا هی نور بگیر باطل را هم بگیر. پزشک قبل از اینکه دارو بدهد اول شستشو میدهد میگوید باید این آشغالها بیاید بیرون بعد درمان شروع بشود اول باید تخلیه بشود یک کسی که ارتباطش یک جا و حرام هست نمیتواند بگوید چرا من این برنامه را اجرا کردم اثر نگذاشت کلاس رفتم اثر نگذاشت. بله آنهایی که با پیغمبر خدا بودند روی آنها اثر نگذاشت آنهایی که با ائمه بودند اثر نگذاشت روی آنها آنهایی که با سیدالشهدا بودند حرامها نمیگذاشت شما در همین واقعه کربلا زینب کبری(س) اصلاً تعجب میکند میگوید برادر مگر اینها نمیدانند که ما چه کسانی هستیم نمیدانند تو پسر پیغمبر خدایی ما خاندان پیغمبر هستیم تو امامی؟ میگفت چرا میدانند پس چطور میتوانند بیایند به جنگ ما (مُلِئَت بُطُونُهُم مِن حَرام) شکمهایشان از حرام پر شده حرام اگر شما رفته باشی تا بهشت مکاشفه کرده باشی حرام بخوری ردش میکنی. ما آدمهایی داشتیم من از نزدیک میشناسم آدمهایی که معجزات الهی را دیدند مکاشفه کردند اهل بیت در خواب و بیداری با آنها حرف زدند حرام باعث شده که همه را انکار بکنند. یک آقایی که همینطوری بود من به او میگفتم که رعایت بکن از نزدیک او را نصیحت میکردم یک تصمیم خطرناک در زندگیش گرفته بود یک دفعه دیدم زنگ زد به من گریه گریه گفت دیشب خواب امیرالمؤمنین(ع) را دیدم گفت پسرم این کار صلاح نیست تو انجام بدهی. همین امیرالمؤمنین(ع) سراغش آمده اوضاع دیگر اینقدر خراب شده آقا دیده که این دارد از دست میرود گریه میکرد گفتم بابا من که دو سال است دارم به تو میگویم حتماً او باید بیاید آنجا به تو بگوید خب بابا آدم میفهمد رساله دارد میگوید عقل میگوید شعور میگوید این کار را نکن دیگر حالا شما فکر میکنید این بعدش چکار کرد یک هفتهای تب و لرز کرد و ضعف و غش رفت آخر آن کار را کرد. چون حرام نمیگذارد وقتی معصوم بیاید جلو در چشمت به تو بگوید نکن باز میکنی میافتی به لج، حرام لجبازی میاورد برای انسان، پوست کلفتی میاورد خدا رحمت کند استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی را میفرمودند که وقتی انسان میافتد روی دنده لج خدا هم با انسان حرف بزند انسان گوش نمیکند و لج میکند خود خدا. لذا انسان باید همه چیزش را ارتباطش را با حرام قطع بکند خوردنیش شنیدنیش دیدنیش افکار حرام خیالات حرام هر چه که میاید کوفت میشود و مضر است وقتی از آن میگذری عبادت شادکننده آنجا میاید. نگو من چرا نمازم حواسم پرت است چرا نماز شب نمیتوانم بخوانم چرا از ذکر لذت نمیبرم چرا از قرآن لذت نمیبرم چرا از حرم لذت نمیبرم عزیزم حرم از اسمش معلوم است یعنی چیزی که حریم دارد یعنی نمیشود باید محرم بشوی بروی وقتی که نامحرمی در حرم که راهت نمیدهند میروی فایده ندارد میروی پست میزنند از اسمش معلوم است با حرام جور در نمیاید. این یک نکته پس هر کس عبادتهای شادکننده میخواهد ذکر شادکننده دعای شادکننده حرم شادکننده عبادت شادکننده مکه شادکننده کربلای شادکننده هر چه که میخواهد و اساساً نه عبادت شادی هر کس میخواهد باید حرام را کنار بگذارد رمز شادی و دوام مستمر مؤمن در پرهیز از حرام هست. یک کاری که میگویند حرام است میگویند نکن نکن دیگر حالا یک بار میگویند این کار را نکن تمام شد اصرار برای چی میکنی لجبازی برای چی میکنی میشنود و نمیفهمد حضرت میگوید مثل یک آدمی که در حال حالا تعبیری که در قرآن هست(نَظَرَ الْمَغْشِيِّ) نگاهت میکند و کاری از آن بر نمیاید. همین میایستد زل زل نگاهت میکند میشنود ولی فهمی ندارد میبیند و بصیرت ندارد و میشنود اما کَر است(لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها) قلب دارد ولی استفاده نمیتواند بکند(لا یَعقِلون) عقل دارد اما نمیتواند تعقل بکند (لا يَسْمَعُونَ) گوش دارد اما نمیشنود. حرام باعث میشود این کار را بکند. حرام مثل مریضی است سرطان است وقتی میاید سیستمها را از کار میاندازد داری ولی نمیتوانی از آن استفاده بکنی دست داری اما فلج است و پا داری اما فلج است حرام اینطوری است زبان هست در کامت لالی نمیتوانی حرف بزنی همانطور که یک بیماری میتواند یک سیستم را از کار بیندازد حرام این کار را با انسان میکند. حرام سیستمهای شعوری انسان ادراکی انسان را از کار میاندازد قلب از کار میافتد روح از کار میافتد دیگر به سر نمیرسد نفس به خفی و اخفی و جاهای برتر دیگر نمیرسد عقلت هم دیگر کار نمیکند چه برسد به روحت، حرام حتی روی هوش انسان اثر میگذارد حافظه را ضعیف میکند. یعنی حتی همین هوش حیوانی را که انسان میخواهد کار بکند حرام ضعیفش میکند بدحافظه میکند انسان را، حرام روی حسها هم اثر میگذارد حتی روی حس روی بدن روی سلول. چطور این پرفسور ژاپنی میگوید وقتی به سلولهای آب و سایر سلولها میگویم الله یک قدرت دیگر یک انسجام دیگر پیدا میکنند وقتی میگویم شیطان یک دفعه شکسته میشود این سلولها این چیزی نیست که ما بخواهیم انکارش بکنیم. روی تمام تحقیقات دنیا هست خودتان هم میتوانید این کار را بکنید ما خودمان وقتی که این چیزها را دیدیم امتحان هم کردیم خودمان آزمایشگاه داشتیم امتحان کردیم چندین بار ما امتحان کردیم همین هست. حرام اینطوری است حرام روی ماده اثر میگذارد حرام روی لباس تو اثر میگذارد روی سلولهای بدنت روی چشمت روی مغزت روی اتمها الکترونها اثر میگذارد. حلالش هم همینطور است حلال وقتی در آن زیادهروی بکنی مستی میاورد نباید این کار را انجام بدهیم حلالش یک کار حلال آدم میکند زیادهروی دارد دور میکند. یک کسی که جُنُب میشود از راه حلال جنب شده یا در خواب یا در راه حلال میگوید برو غسل بکن تمام سلولهایت درگیر است میگوید آقا برای چی غسل بکنیم فقط صورتمان را میشوییم نه باید بروی ؟؟؟ دورت میکند. در روایت داریم چند هزار درجه انسان را عقب میاندازد با یک غسل دوباره باید برگردی و تمام این سلولها باید آب به آنها برسد چون روی تکتک پوستت و سلولهایت از بیرون از اولین مرحله مو است اولین بخش انسان شَعر است به آن مو میگویند از مو درگیر میشود تا پوست تا میرود در عمق، همه جای شما را درگیر میکند. حالا اگر حرامش باشد ببین به کجاها چقدر صدمه میزند وقتی که از راه حرام اتفاق میافتد چقدر سیستمها را داغون میکند از سلولهای وجودی مغز بگیرید شما تا قلب تا هر بخش دیگر را داغون میکند خیلی صدمهاش زیاد است مثل یک زلزله هست در وجود انسان. لقمه حرام بدتر افکار حرام بدتر حسادت زودرنجی عصبانیت اینها که دیگر خیلی وحشتناک غیبت وحشتناکتر از زنا هست ربا نزول اینها خیلی خطرناک است دیگر چیزی برای انسان نمیگذارد هر چقدر از آن دوری میکنید انبساط شادی آرامش نشاط امید قدرت بدنی بیشتر است. شما پیرمردهای مؤمن را نگاه کنید عمرشان خیلی بیشتر از فاسقان هست هر چه این سنش بالاتر میرود جذابتر نورانیتر خوشکلتر خوردنیتر میشود دیدید مؤمنین اینطوری هستند هی سن بالا میرود میبینی که این دارد چون دارد نور دائماً جذب میکند شما بسیاری از مؤمنین را نگاه کنید زیبایی که در سن بالا پیدا میکنند و نورانیتی که در سن بالا دارند در جوانی اصلاً ندارند. آن زیبایی و آن جذابیت و آن هیبت و آن نورانیت چون هی سن بالا میرود تو هی نورانیتر میشوی بعضیها نه هر چه سن بالاتر میرود پژمردهتر داغونتر تاریکتر گرفتهتر و عبوستر میشوند. عبادت روی صورت روی بدن روی پوست روی قلب روی مغز روی تمام قوای انسان حلال اثر دارد لذا فرمود عبادت ده جزء است نُه جزئش کسب حلال است همین کسب حلال لازم نیست آدم خیلی نماز بخواند همین لقمه حلال بیاورد لقمه حلال میرود از گلو پایین نورانیت ایجاد میکند. در روایت گفتم مهریه خانمها حلالترین قسم هست خانمها از مهریهشان اگر دریافت کردند به یک کسی دادند شفا پیدا کرد تعجب نکنند لقمه حلال اینطوری است آثار خیلی خوبی دارد. پس هر کس شادی میخواهد آرامش میخواهد قدرت میخواهد نشاط میخواهد به سمت حلال برود تا میتوانید حرامها را از زندگیتان حذف بکنید از ظاهر تا باطن از دیدنیها شنیدنیها خوردنیها لمس کردنیها تا هر چیز دیگر. به یک خانم میگوید حجابت را رعایت کن عطر نزن برای نامحرم وقتی عطر بزنی برای نامحرم بوی استشمامش بیاید به تو توجه بکند بحث که ما در حجاب داریم حجاب دو بخش است این را دقت کنید خیلیها سؤال میکنند. حجاب یک بخشش این هست که زن اندامش را باید بپوشاند یعنی اندام تحریککننده زن برای مردم هم همینطور است نباید معلوم باشد پوست و اندام در حجاب پوست هم مهم نیست اندام مهم است یعنی برآمدگی که تحریککننده است حالا یک کسی لباس تنگ بپوشد پیامبر فرمود(کاسیاتٌ عاریات) لباس پوش عریان هست این بدرد نمیخورد. یک مانتوی تنگ یک شلوار تنگ یک روسری که اینقدر چسبیده که برآمدگیهای موی یک زن پیامبر فرمود من از زنهایی که موهایشان را مثل دم اسب یا کوهان شتر میبندند نفرت دارم بدم میاید از این زنها هر چند آنها هم از من خوششان نمیاید پیامبر میگوید. آنها هم با من دورند به من راهی ندارند یک لباس تنگ حجاب اندام باید پوشیده باشد یعنی برآمدگیهای بدن یک زن را بپوشاند یک 2 ـ اگر پوشاند هم تازه باید تحریککننده نباشد. یعنی بعضی از خانمها از من سؤال میکنند ما لباس رنگی بپوشیم لباس رنگی هیچ اشکالی ندارد ولی تحریککننده نباشد جذبکننده نباشد هیچ کس نمیگوید همیشه شما سیاه بپوشید خاکستری بپوشید طوسی بپوشید یا قهوهای بپوشید نه رنگهای شاد هم بپوشید. اما این باید تحریککننده نباشد روسری رنگی بپوشیم هیچ اشکالی ندارد اما نه این روسری رنگی که شما تابلویش میکنی در صورتت انگار که چادر نداری تزیینش میکنی با یک شال و با یک روسری رنگی در واقع تو داری تابلو درست میکنی مهم این هست که وقتی یک نامحرم چشمش خورد به یک خانم جلب توجه نکند به او نگاه بکند. خیلی از خانمها حجابهایشان تحریککننده است یعنی این نحوه چادر روسری مانتو یک طوری است که شخص نگاهش میکند با یک خانمی که بیحجاب است هیچ فرقی نمیکند این در حجاب است. میگوید بوی عطرت را نامحرم استشمام کرد زنای چشمی است مستحب است زن برود غسل جنابت بکند خیلی عجیب است میگوید زن برود غسل جنابت بکند چون به حس یک مرد زنا داده. یک موقع هست عطر زده هیچ نیتی هم نداشته بنده خدا برای شوهرش زده یک بوی عطری هم مانده یک کسی هم استشمام کرده این عیبی ندارد ولی یک موقع هست میخواهد از خانه بیرون بیاید عطر میزند برای چی عطر میزنی میایی بیرون میگوید آقا من بدنم عرق میکند این همه ما عطرهای خوب داریم طبیعی غیر طبیعی داریم بزنید و بوهایش هم اینقدر زیاد نیست. ولی اینکه میزنی یک نامحرم از چند متری تو رد میشود یا میروی در یک جایی چند دقیقه بعد از رفتن این خانم میبینی بوی عطرش هنوز هست در فضا، غلط است این اشکال دارد حرام است تحریک جنسی است تحریک شیطانی است تحریک نفسانی است تحریک طبیعی است غلط است. وقتی انسان یک کسی، ببینید هیچ وقت یک خانمی که دارد بار حجاب را میکشد با یک خانمی که بار حجاب را نمیکشد پیش خدا یکی نیستند این که دارد بار حجاب را تحمل میکند در گرما در فضاهایی که خیلی سخت است. حجاب داشتن در شرائط طبیعی جاهایی که خیلیها رعایت نمیکنند این رعایت میکند این فرمود مثل کسی هست که در خون خودش میغلتد با حجاب به مقام شهادت میرسد یک کسی همین حجاب را در عمرش رعایت کرده باج هم به شیطان نداده همین حجابش روز قیامت میبینی که در ردیف شهدا محشورش میکنند. میگوید خدایا من آنجاهایی که خیلی از فامیلهایمان خیلی از مردم جامعه مسخره میکردند من این را رعایت کردم کار دیگری هم نکردم خیلی بزرگ است. عرض کردم ما در اسپانیا یک دختر داشتیم یک دختر در یک شهر این یک نفر نماد حجاب بود در یک شهر مسخرهاش میکردند فحش میدادند تحقیرش میکردند ولی افتخار میکرد شاد بود که دارد یک جهاد میکند این لحظه به لحظه شهادت است. یک کسی که با رعایت یک واجب دارد مسخره میشود لحظه به لحظه شهادت برایش مینویسند یا یک کسی که میخواهد همه از او خوششان بیاید تعریفش را بکنند تمجیدش را بکنند همه را راضی بکند بهشتیها و جهنمیها را راضی بکند همه طور رفیقی داشته باشد نه این آدم بزدل است این آدم بیایمان است این آدم ترسو هست این آدم خودشیفته است میخواهد همه از او خوششان بیاید تحمل انتقاد را ندارد. ما باید در راه خدا ملامت بشویم(وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ) خدا میگوید آنهایی که من خیلی دوستشان دارم و آنها هم من را خیلی دوست دارند اینها کسانی هستند که در راه من از ملامت نمیترسند اصلاً یکی از خوراکهایشان و لذتهایشان این هست که در راه خدا فحش بخورند و ملامت بشوند چون عزت و افتخار است. علت اینکه ایرانیها را این همه خدا در قرآن تمجید میکند چرا ایرانیها را تمجید میکند در قرآن؟ میگوید ایرانیها صفتی دارند در سوره مائده میگوید اینها صفتی دارند که همیشه وقتی به مؤمنین برمیخورند آدمهای بسیار خوشاخلاق و متواضعی هستند ولی به کفار اصلاً باج نمیدهند. عزیز قوی و نفوذناپذیرند خوار نمیشوند در مقابل یک فاسق و یک کافر که باج بدهند و بگویند چادرمان را در بیاوریم حالا اینجا نمیشود حالا اینجا همرنگ جماعت بشو اصلاً به کسی باج نمیدهند ایرانیها این خصوصیتشان در تمام دنیا معروف است که باج بده نیستند در مقابل همه دنیا میایستند. بعد میفرماید (وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ) ایرانیها خصوصیتی دارند که دنیا مزمتشان بکنند همه استکبار ابرقدرتها مذمتشان بکنند اصلاً هر چه دشمنی با آنها میکنند قویتر میشوند و شادتر میشوند اصلاً از مسخره کردن دنیا از مسخره کردن عقائدشان از مسخره شدن از دشمنی از چنگ و دندان دادن کسی هیچ ترسی به دلشان راه نمیدهند. خدا میگوید من اینها را خیلی دوستشان دارند اینها هم من را خیلی دوست دارند چقدر هم قشنگ میگوید خدا در مورد ایرانیها، میگوید من دوستشان دارم آنها هم من را دوست دارند نمیگوید آنها من را دوست دارند و من هم آنها را دوست دارم میگوید ایرانیها را من دوستشان دارم آنها هم من را دوست دارم عشق خدا. برای همین همیشه بیشترین جانفشانی فداکاری عشقبازی با خدا و اهل بیت در طول تاریخ کار ایرانیها بوده دین اهل بیت با ایرانیها مانده و هست و تا قیامت هم خواهد بود. لذا حضرت فرمود در تمام اصحاب امام زمان این 313 نفر همه عجم هستند و اگر هم بخواهد در آنها غیر عجم باشد خیلی کم است این خصوصیت یک مؤمن است که اصلاً به کسی باج نمیدهد روی اعتقادش محکم میایستد و از کسی خجالت هم نمیکشد. شما وقتی میخواهید مسواک بزنید ناراحت نیستید مسواک کار خوبی است حالا یک کسی نزند دارد کار اشتباهی میکند الان برایت غذا آوردند چربی زیادی دارد کالری زیادی دارد میگویید نمیخورم حالا میخواهد خوشش بیاید یا نیاید آقا من میل ندارم چطور حالا در بخشهای دیگر ما بگوییم در بخشهای دیگر هم من نمیتوانم ببخشید گوش نمیکنم نمیبینم نمیخواهم بنشینم این مجلس نمیایم. نمیتواند بگوید بنشین من تو را آتش بزنم بنشین در خانه ماهواره را نگاه کن عیب ندارد نمیتوانم بنشینم این یعنی توهین، ساعت قبل گفتم جلسه قبل وقتی یک نفر فندک را روشن بکند بگوید دستت را بگذار رویش نمیتوانی دستت را نگه بداری روی شعله فندک میگویی تو به من توهین میکنی من را میسوزانی. اما وقتی به تو میگوید بیا بنشین پای فیلم بیا بنشین نگاه بکن بیا بخور چطور رویت نمیشود به او بگویی من نمیکنم این کار را میدانی این یعنی آتش زدن چند صد سال تو میدانی ذخیره میشود الان نمیفهمی ولی بعداً میفهمی لعنش میکنی تو اصلاً حق نداری به من بگویی از حرام استفاده بکنم نه مرد به زنش نه زن به شوهرش نه بچهها به پدر و مادر نه مادر به خاطر بچهها. آنجایی که بچه میگوید باید بایستی آنجایی که پدر مادر میگویند برو جهنم جلوی پدر مادرت باید بایستی توهین نکن قرآن میگوید به پدر مادر توهین نکن ولی اطاعتشان را هم حق ندارید بکنید. حرام هر کس پیشنهاد بدهد نه من اینطوری نیستم. این یک نکته نکته بعد هم باز این را به یک مقولهای گفتیم به یک نحوی همینطوری میگویم برایتان مژده است از امیرالمؤمنین(ما اَهَمَّنی ذَنبٌ اُمهِلتُ بَعدَهُ حَتّی اُصَلیَ رَکعَتَین وَ اَسئَلَ الله العافیَه) حضرت میگوید من اگر گناه به من برسد چون گناه که آدم میکند هم داغون میشود از نظر روحی هم شیطان میاید چنبره میاندازد. میگوید تو دیگر پستی تو دیگر آلوده هستی تو دیگر بدرد نمیخوری حضرت میگوید نه اگر توانستی دو رکعت بخوانی آرام باش دیگر وحشتزده نشو حضرت میگوید من وحشتزده نمیشوم اگر گناه کردم دو رکعت نماز بخوانم دیگر آرام میشوم وقتی انسان دو رکعت نماز میخواند چون مؤمن کسی نیست که گناه را از روی لجبازی انجام بدهد. مؤمن یک کسی هست که تندتند توبه میکند گفتند آقا تندتند توبه میکند یعنی تندتند گناه میکند فرمود نه این روح گناه ندارد از گناه متنفر است ولی یک طوری یک دفعه میافتد در گناه توبه میکند اگر دفعه بعد هم افتاد باز هم زود برمیگردد زود جبران میکند جبرانش هم گفتم چطوری هست. یکی از بهترین جبرانها این هست که اگر انسان آسیب دید زود دو رکعت نماز بخواند(وَ اَسئَلَ الله العافیَه) حضرت میگوید من از خدا میخواهم به من عافیت بده جهنمی که با این گناه درست کردم خاموشش بکنم خدا هم مهربان است میگوید بندهام از من معذرتخواهی کرده تمام. دیگر هی شیطان روی اعصابت راه نرود تو دیگر بدرد نمیخوری تو دیگر بدبخت شدی تو دیگر بیچاره شدی تو دیگر درست نمیشوی و هی برایت جنون نیاورد آقا من رفتم پیش خدا دو رکعت هم، ولی اگر خدا پذیرفت این خیلی قشنگ است حضرت میگوید اگر خدا بپذیرد تو را دو رکعت نماز بخوانی بعضیها موفق نمیشوند دو رکعت نماز بخوانند یعنی میرود دو رکعت را بخواند نمیتواند بخواند. چطور یزید به امام سجاد(ع) گفت آقا من توبه کنم میشود گفت بله دروغ که نمیگوید امام سجاد گفت بله میشود یزید با آن جنایتهایش میشود امام سجاد گفت بله برو توبه کن به او گفتند آقا این تکهتکه کرده ما را میشود حضرت فرمود نمیتواند این دو رکعت نماز را بخواند نمیتواند برود استغفار بکند. یک آقایی بود از این رباخوارهای قهار آمد پیش من یک مشکلی داشت گفتم آقا این دستورالعملت این است اگر میخواهی آن مسائلت حل بشود باید این کارها را بروی انجام بدهی یکی از قسمتهای این دستورالعمل این بود که شما باید یک نمازی را بخوانی و این ذکرها را هم بگویی بعد از شش ماه آمد گفت آقای شجاعی من شدم یزید. هر چه امام سجادت گفت نماز بخوان نخواند من هم نمیتوانم دو رکعت را بخوانم هر کاری کردم دیدم اصلاً این قلب سمت نماز نمیرود. نتوانستم آخر نتوانستم ذکرها را بگویم نتوانستم نمازش را بخوانم الله اکبر لقمه حرام اینطوری میکند با آدم، قلب را به اشمئزاز میآورد اصلاً از خدا بدش میاید از نماز از صورتهای مقدس خوشش نمیاید. این هم یک نکته، نکته آخر هم وقتمان تمام شده وجود مقدس امام صادق (ع) از امیرالمؤمنین (ع) تو که کارهای رسواکننده کردهای نیشت را به خنده باز نکن بعضیها گناه میکنند و میخنند در روایت داریم (مَن اَذنَبَ وَ هُوَ ضاحِک دَخَلَ النّار وَ هُوَ باک) کسی که گناه میکند و میخندد ککش نمیگزد این داخل جهنم میشود در حالی که دارد گریه میکند. تو که کارهای رسواکننده کردهای نیشت را به خنده باز مکن و کسی که مرتکب گناهان شده نباید خود را از غافلگیر شدن ایمن داند(اَلمُوت یَأتی بَغتَۀً) یا عذاب یا دردسر میاید برای انسان غافلگیری برای انسان میاورد. خدایا به حق محمد و آل محمد همه گناهان ما را ببخش و بیامرز خدایا به ما توبه راستین نصیب بفرما خدایا حق الله و حق الناسهای ما را ادا بفرما. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.