جلسه 014 - گناه و عواقب آن
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
6
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - گناه و عواقب آن

سلام علیکم و رحمۀ الله. اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.

بحثمان درباره تأثیر گناهان بود که آن مکانیزم تأثیر گناه را از نظر ریاضیات خلقت توضیح دادیم. این یکی دو جلسه را میخواهیم بپردازیم به بحث جزئی‌تر درباره گناهان و آن این که چه نوع تأثیراتی گناهان در ما میگذارد. در اینجا ما دو بحث داریم یکی این که گناهان محصول یکی از آثار و نتائج گناهان مصائبی است که در زندگی به سراغ ما میاید و بحث دوم این هست که چه گناهی چه آثاری دارد. مثلاً اگر فرض بفرمایید یک جا قحطی میشود باران کم میاید یا آسیبهای دیگری در زندگی انسان بوجود میاید رزق انسان کم میشود. انسان کم روزی میشود. این محصول چه گناهی هست. در رابطه با موضوع اول بحثمان را برگردانیم به نسبت، فرمول اصلی مباحثمان که گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست و گفتیم که شش تولد از رحم مادر به دنیا داریم و عین این شش تولد را هم از رحم دنیا به آخرت داریم. آنچه که از تولدها معرفی کردیم این بود تولد سالم، سالم قوی، تولد ضعیف، بیمار، ناقص، و معلول آنچه که گفتیم برای ما از همه خطرناکتر هست تولد بیمار هست یعنی اگر جنین در رحم مادر دچار بیماریهایی باشد وقتی به دنیا میاید بسته به سه عامل نوع بیماری، تعداد بیماری و شدت بیماری باید رنج درمان را تحمل بکند. ما هم در رحم دنیا وقتی که متولد میشویم به آخرت بسته به سه عامل شدت، نوع و تعداد بیماری باید در بیمارستان بهشت که جهنم هست عذاب بکشیم و رنج درمان را تحمل بکنیم تا قلب ما از آن بیماریها مبرا بشود و آماده ورود به بهشت باشد. خداوند تبارک و تعالی به رحمت خودش درمان بیماری را از دنیا شروع میکند یعنی آنچه که مسلم هست این هست که خداوند دوست ندارد هیچ کس درمانش به برزخ و قبر کشیده بشود. دوست دارد که اگر کسی مریض شد قلبش مریض شد در دنیا در همین دنیا خوب بشود و شفا پیدا بکند و با قلب سالم یعنی روح سالم از دنیا برود که وقتی که میمیرد مرگش به تعبیر حضرت عروسیش باشد جشن باشد برایش و ورودش به برزخ یک ورود زیبا باشکوه باشد این را خداوند تبارک و تعالی دوست دارد. بنابراین درمان را همانطور که پزشکان هم این را دوست دارند پزشکان هم خیلی دوست دارند کار درستی هم هست که پدر مادر هم همینطور به خاطر رحمتشان دوست دارند اگر قرار است یک جنینی به دنیا بیاید و الان آسیبی دیده در رحم مادر بهتر است همانجا در رحم درمان بشود. لذا ما یک سلسله درمانهایی داریم که پزشکان قبل از اینکه بچه به دنیا بیاید آنجا انجام میدهند و سعی میکنند که معضلات مشکلات نارساییها و بیماریهایی را که جنین با آن دست و پنجه نرم میکند در رحم مادر درمان بکنند که وقتی میاید سالم باشد چرا؟ چون وقتی به دنیا بیاید اگر در رحم مادر خوب بشود دیگر مشکلی ندارد آنجا درمان خیلی ساده است آسان، ساده انجام میشود. اما اگر به دنیا بیاید در دنیا درمان هم سخت است هم طولانی هست دقیقاً برای اینکه ما گرفتار یک همچین درمانها طولانی در برزخ نشویم که به قول علی(ع) یک گناه برای اینکه از قلب انسان پاک بشود صد سال گرفتاری دارد در برزخ برای یک نفر این چیز کمی نیست به ندرت در ما کسی پیدا میشود که صد سال عمر بکند. حالا در گناهی که انسان انجام داده اگر توبه نکرده باشد با خودش ببرد صد سال باید معطل بشود آنجا اذیت بشود تا این از قلبش کنده بشود اگر اخلاق باشد که دیگر خیلی بدتر است این بحث سر خلق نیست سر ملکه نیست ملکه را آن هفته هم میخواستم توضیح بدهم فراموش کردم. ملکه از همان مُلک هست مِلک هم که شما میگویید باز از همین ریشه هست میگویید مِلک یعنی زمین، چیزی که شما صاحب آن هستید. مالک یعنی صاحب، ملکه که میگوییم ملائکه چرا میگوییم ملکه فرشتهها را برای چی میگویند مَلَک یا ملائکه؟ برای اینکه قدرتهای حاکم بر عالم هستند فرشتهها تمام قوای عالم دست فرشتههاست به اذن خداوند و اگر مثلاً کره زمین سیارات کیهانها کهشانها دارند این همه حرکت میکنند تحولات دارند نظم دارند روابط دارند اینها با قدرت فرشتهها دارد انجام میشود. باران طوفان رعد و برق خودشان از فرشتههای عالم هستند که شما میبینید حضرت (ع) در صحیفه به اینها سلام میکند فرشتهها هستند که باران را میبارانند برف را میبارانند فرشتهها هستند که گیاه را رویش میدهند. فرشتهها هستند که یک جنین را در رحم مادر شکلش میدهند براساس دادههای مادر و پدر و تمام قوا وحرکتها به وسیله فرشتهها دارد انجام میشود که اینها را ما مفصل در بحث نقش فرشتگان در تدبیر و تنظیم عالم توضیح دادیم در شرح دعای سوم صحیفه سجادیه عزیزان به همان مباحث مراجعه بکنند سیدیهایش هم هست میتوانند مراجعه بکنند. چرا به فرشته میگویند مَلَک در فارسی ما میگوییم فرشته، ولی در عربی میگوییم مَلَک یا ملائکه یعنی کسانی که قدرت دارند قدرتمند هستند مالک هستند و تسلط دارند، ملکه نفسانی چرا میگویند؟ برای اینکه وقتی یک ملکه آمد در انسان مثل ملکه جود ملکه کرم ملکه خوش اخلاقی این شخص اساساً خوش اخلاقی بر وجودش حاکمیت دارد. اساساً مهربانی اساساً سخی بودن دست و دلباز بودن بر او حاکم است این آدم نمیتواند خسیس باشد این آدم نمیتواند بداخلاق باشد این آدم نمیتواند صدایش را بالا ببرد این آدم نمیتواند داد بزند، چرا؟ چون الهیت رحمت مهربانی کرم سخاوت بر وجودش ملکه دارد حاکم است. یک کسی که حسود است اعتیاد به غیبت دارد اعتیاد به تهمت دارد اعتیاد به عصبانیت دارد اعتیاد به زودرنجی دارد نمیتواند از چنگ این فرشتهای که حالا نمیگوییم فرشته، از این ملکه رذیله دربیاید این که فرمود بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود به خاطر این هست که شخص تحت یک ملکه قرار گرفته زورش نمیرسد به ملکه. این مالک شده روی این تسلط پیدا کرده روی این، این زبانش ذهنش خیالش قلبش هرزه شده دیگر به راحتی نمیتواند اگر بخواهد از زیر بار این ملکه رذیله در بیاید باید یک ملکه جدیدی را جایگزین بکند یعنی این را بیرون کند این ملکه قدرتمند را و یک ملکه جدید در نقطه مقابل این ملکه بیاورد و بر خودش حاکم بکند. کار میبرد احتیاج به آموزش دارد احتیاج به تمرین دارد احتیاج به قدرتمند کردن دارد مثل اینکه یک کسی بدنش ضعیف است حالا بخواهد بدنش را قوی بکند بتواند در باشگاه در مسابقات شهرستانی استانی کشوری جهانی شرکت بکند این باید دست از تنبلیها و بیحوصلگیهایش بردارد شروع کند باشگاه برود تمرین بکند با خودش مبارزه بکند. دائماً قدرت خودش را بالا ببرد تا بتواند به یک وزنه غلبه بکند بتواند یک پرش انجام بدهد بتواند یک کار خوب انجام بدهد پس این طول میکشد. ما بحث ملکه را الان نمیگوییم میگوید یک گناه اگر انسان توبه نکرده باشد با این لکه از دنیا برود با این لکه. مثلاً یک زنایی یک شرابی یک دروغی یک غیبتی کرده یک بار حسادتی کرده یک بار حاجتی کسی را که میتوانسته برآورده بکند برآورده نکرده یک موسیقی حرامی گوش کرده در نفسش مانده صحنه حرامی دیده که در نفسش مانده و توبه نکرده. این همینطور که با او هست تا از دنیا برود این آنجا به راحتی نیست پاک بشود و خیلی طول میکشد این از قلب این کنده بشود جراحی بشود بریده بشود از قلب این تا صاف بشود مثل یک سنگی هست، وضعیت انسان اینطوری هست مثل سنگی هست که در آن کانی وجود دارد طلا هست مس هست چیز دیگری هست. این باید بیاید برود در کوره آنقدر میسوزد تا این طلایش خارج بشود و خالص در بیاید بنابراین این خیلی مهم است خداوند تبارک و تعالی چون دوست ندارد اساساً کسی کارش به آنجا کشیده بشود درمانها را از دنیا شروع میکند. درمانها را که از دنیا شروع میکند چند نوع درمان دارد خداوند تبارک و تعالی که اینها را ما در بحثهای قبل گفتیم دیگر الان اینجا نمیگوییم درمانهایی مثل صدقات کارهای خیر غمها و یکی از درمانهایی که خداوند تبارک و تعالی دارد بلا هست آسیب هست انسان گناه میکند و تنبیهش را در همین دنیا میبیند که دیگر چیزی برای آنجا نماند حدها هم جزء درمانهاست. مثلاً کسی عملی انجام داده شلاق برایش نوشتند در دادگاه این شلاق را که میخورد مثلاً میگویند هشتاد ضربه شلاق این شلاق را که خورد گناهش هم پاک میشود ولی اگر این شلاق را نخورد را توبه هم نکرد این هشتاد ضربه شلاق از شلاقهای جهنمی ذخیره میشود برایش، آنجا خیلی سختتر هست واقعاً کار سختتر میشود. بنابراین خداوند تبارک و تعالی به رحمت خودش درمان را از همین جا آغاز میکند لذا میفرماید (وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) این خیلی جالب و خوشحالکننده است خیلی آدم لذت میبرد از داشتن یک همچین خدایی. در سوره شوری آیه 30 هست این آیهای که برایتان خواندم (ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ) هیچ مصیبتی به شما نمیرسد مگر به خاطر گناهانی هست که خودتان کردید (فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ) به خاطر اکتسابهایی هست که داشتید گناهانی هست که کسب کردید تازه خداوند میفرماید که (وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) بیشترش را هم من میبخشم. بیشتر گناهانتان را من تنبیهتان نمیکنم من رد میشوم عفو میکنم ولی یک موقعهایی یک چیزهاییش میماند که لازم است شخص درمان بشود میگوید اینها دیگر مصیب میخواهد واقعاً، پس اگر کسی در زندگیش مصیبت هست یکی از دلائل مصیبت گناهان هست. نه این که اگر مصیبت بود شخص گناهکار است دقت کنید اشتباه نگیرید بعداً در بحث گناه هم ممکن است آنجا این اشتباه صورت بگیرد این طور نیست که اگر کسی در زندگیش مصیبت بود گناهکار است نه ممکن است آدم پاکی باشد و درجه میخواهد خداوند به او بدهد. میفرماید مؤمنین را هر چند که پاک هستند در آخر عمر خداوند به مریضیهایی دچار میکند (حَتی یَتَوَفَّرَ حَقَهُ فی دَولَۀِ الحَق) میخواهد بهرهاش را لذتش سهمش را در آخرت بیشتر بکند یک مریضی به او میدهد یک سرطانی مریضی چیزی، کاری با این نداریم ولی اساساً مصیبت اولین کارکردش چیست اولین کارکردش تصفیه گناهان هست. یعنی اولاً مصیبت برای گناه هست آمرزش گناهان ولی یک موقعی هست یک کسی گناهی هم نداشته باشد واقعاً ولی این بیماری را دارد همراه این بیماری شکر دارد حمد دارد رضا دارد با این بیماری این درجه میگیرد. خداوند میگوید من کمی از گناهان شما را در دنیا به شما جزا میدهم بیشترش را میبخشم (وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) بیشترش را میبخشم و ندید میگیرم آثارش را از قلبتان پاک میکنم ولی بعضی از مصیبتها بعضی از آسیبها هست که لازم هست برای بنده باشد. لذا حضرت صادق(ع) فرمود (اَما اِنَّهُ لَیسَ مِن عِرقٍ یَضرِب وَ لا نَکبَۀٍ وَ لا صُداعٍ وَ لا مَرَضٍ اِلا بَذَنبٍ وَ ذلِکَ قَولُ الله عَزَّوَجَل فی کتابی وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ) بعد حضرت میفرماید (وَ ما یَعفُوا الله اَکثَرُ مِن ما یُؤاخِذَُ بِه). آنچه که خدا میبخشد خیلی بیشتر از آن گناهانی هست که اخذ میکند به آن گناهان انسان را و جزا میدهد انسان را آن که خدا میبخشد خیلی بیشتر هست اگر خدا میخواست ما را به واسطه گناهانمان دائماً عذاب بکند ما دیگر اساساً در زندگی نمیتوانستیم هیچ نفس نمیتوانستیم بکشیم در این دنیا. ترجمه بکنم برایتان میفرماید (لَیسَ مِن عِرقٍ یَضرِب) هیچ رگی نیست که بزند رگ زدن اصطلاحی هست که برای تب میاورند وقتی تب گرفته میشود انسان، انسان اینطوری میشود ضربان قلبش ضربان نبضش تغییر میکند در اثر بیماری یا تب در ضربان تغییر میکند. بعد میفرماید و هیچ پایی به سنگی نخورد و هیچ سری درد نگیرد یا مریضی رُخ نمیدهد مگر در اثر گناه، شما دارید راه میروید یک موقع میبینید سوزن در پایتان رفت یا پایتان به سنگی خورد یک جا خوردید زمین یک جا پایی شکست یک جا تصادفی شد یک جا دارید فکر بدی میکنید. بعضیها من میشناسم از عزیزان یک موقعهایی مثلاً میگویند آخ این اتفاق برایم افتاد بعد میگوید داشتم یک فکر بد میکردم بلافاصله خدا به من جزا داد الان فهمیدم که این فکر را نباید میکردم این آدمها دوست داشتنی هستند واقعاً که خداوند بلافاصله به فرشته میگوید یکی بزن در سرش یکی بزن پس گردنش. خلاصه همان جا این تا یک فکر بد در ذهنش میاید یک فکر گناه میاید سراغش خداوند میفرماید به یکی از فرشتههایش را این را زود پاکش را خیلی من دوست ندارم این بندهام را آلوده ببینم این یکی از نعمتهای الهی است که خداوند تبارک و تعالی بندهاش را دوست ندارد آلوده ببیند و میفرماید مؤمن پیش خدا خیلی عزیزتر هست. خیلی عزیز است پیش خدا که خداوند اجازه بدهد یک آلودگی بیش از چهل روز به او بماند حتماً حداقل چهل روز یکبار او را اگر هر روز پاک نکند حداقل چهل روز یک بار با یک آسیب حضرت فرمود با یک سردرد با یک تب با یک زمین خوردن با یک غم بدون علت با یک اضطراب پاکش میکند یک مؤمن را خیلی مهربانتر است. خداوند جوادتر است کریمتر است و مهربانتر است از اینکه اجازه بدهد یک مؤمن یک آلودگی را چند روز با خودش چهل روز با خودش تحمل بکند و بکشد این را اجازه نمیدهد خداوند تبارک و تعالی. لذا این چیز بدی نیست که انسان مریض بشود تب بکند زمین بخورد هی نگوییم آخ بدشانسی است ما هم بدشانسیم چرا اینطوری هست بعضیها این همه گناه میکنند این همه هم خوششان است خُب خوششان است یعنی خدا دوست ندارد اینها در دنیا پاک بشوند. اینها اینقدر افراط در گناه کردند آنقدر بیادب هستند آنقدر وقیح و بیحیا هستند که خداوند میگوید من دیگر در دنیا با اینها کاری ندارم یعنی دنیا ظرفیت تنبیه اینها را ندارد اینها باید بیایند بروند جهنم در جهنم گرفتار بشوند. لذا یک موقع کارهای احمقانه نباید بکند یا حرفهای احمقانه بزند فکرهای احمقانه بکند که چرا بعضیها اینقدر خوش به حالشان هست. ما چرا اینقدر در زندگیمان گره داریم و مشکلات داریم نه خوش به حال کسی دلیل این نیست که طرف آدم خوبی هست یا عزیز است پیش خدا یا خیلی خوش به حالش هست نه اینطور نیست واقعاً. بعد میفرماید که فرمایش بعدی هست از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) میفرماید (تَوَقُعُ الذُنُوب فَما مِن بَلیَّۀٍ وَ لا نَقصِ رِزقٍ اِلاّ بِذَنبِه حَتَی الخَدش وَ الکَبوَ وَ المُصیبَه قال الله عَزَّ وَ جَل و ما اصابکم من مصیبۀ) فرمول کلی یادتان نرود فرمول کلی چیست (وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ) هیچ مصیبتی در زندگی شما نمیاید مگر به خاطر گناهنتان. حالا حضرت میفرماید که خودتان را از گناه نگه دارید و گناه نکنید زیرا هیچ بلائی رخ نمیدهد و از هیچ روزی کم نمیشود مگر به سبب گناهی، اگر بلائی آمد روزی کم شد مالی گم شد درآمدی کم بود آسیب مالی به وجود آمد میفرماید (اِلاّ بِذَنبٍ) مگر اینکه انسان به واسطه گناهی این مصیبت آمده به سراغش. (حَتَی الخَدش) حتی اگر انسان، چقدر زیباست چقدر ظریف است این، حتی یک خراش بردارد انسان یک جا خراش بردارد دستش بدنش یک آسیبی ببینید و زمین بخورد پایش سُر بخورد لغزش داشته باشد زمین بخورد بعد حضرت کلی میگوید (وَ المُصیبَۀ) مصیبت هم که انواع و اقسام دارد در بحث رشد و قدرت در سایه سختیها آنها را مفصل توضیح دادیم دیگر اینجا توضیح نخواهیم داد. مصیبت اساساً مصیبت، مصائبی که انسان اتفاق میافتد کسی میمیرد مشکلی در زندگی پیش میاید بلایی سر انسان میاید گرفتاریهایی که هست مصائبی که هست حضرت میفرماید که این به خاطر گناهان هست. باز حضرت میفرماید (قَد یَبتَلیَ الله المُؤمِنَ بِالبَلیَۀِ فی بَدَنِه اَو فی مالِه اَو وَلَدِه اَو اَهلِه فَتَلا هذِهِ الآیَۀ وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْوَ ذَمَّ یَدَهُ ثَلاثَ مَراتٍ وَ یَقُولُ و یعفوا عن کثیر) خیلی جالب است این که علی(ع) میفرماید که گاهی وقتها خداوند به جسم یا مال یا فرزند و یا همسر مؤمن آسیبی وارد میاورد و این آیه را تلاوت کرد که (وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ) که آن را توضیح دادیم. بعد حضرت میفرماید حضرت سه بار دستش را به هم چسباند و این جمله را تکرار کرد که جمله قشنگ و خوشحال کنندهای هست که (و یعفوا عن کثیر) این تکه آیه را تکرار کرد که خداوند بسیاریش را میبخشد چند بار حضرت دستش را بهم زد و گفت که خدا بسیاری از گناهان را میبخشد آنها را دیگر اساساً عذاب نمیکند ولی به هر حال این هست انواع عذابهای اینطوری وجود دارد. باز امام صادق(ع) (اِنَّ المُؤمِنَ لَیَأتیَ الذَنب فیُهرَمُ بِهِ الرِزق) گناه میکند از رزقش محروم میشود حتی میبینید شما یک خواب قشنگ داری میبینی خیلی هم خوشت میاید این خواب را ادامه بدهی داری از آن لذت میبری بعد وسط خواب میبنی کار خراب شد میبینی وسط خوابت یک خواب قشنگ که اگر این خواب قشنگ ادامه پیدا بکند تو به یک چیز خیلی خوبی میرسی بعد یک دفعه میبینی که وسطش کار خراب میشود. یا میفرماید که یادش میرود اصلاً خواب قشنگی هست پیام قشنگی به او داده شده لذتی، پیامی، حرفی، صبح میخواهد بهرهبرداری بکند به خاطر گناهانش حافظه کار نمیکند یادم رفت یک چیزی بود فقط یادم امام حسین را خواب دیدم یادم است امام زمان را خواب دیدم ولی موضوعش یادم نیست چی بود. یک خواب خیلی قشنگ دیدم خیلی لطیف بود خیلی قشنگ بود خیلی خوب بود ولی الان نمیدانم الان موضوعش را نمیدانم چیست گاهی وقتها انسان اینطوری محروم میشود حالا محرومیتهای عرفانی و معنوی داریم محرومیتهای عبادی داریم محرومیتهای رزقهای مختلف رزقهای عقلی داریم. دانش زحمت کشیده یک درسی را خوانده ولی چون گناه کرده یادش میرود مثلاً داشته کنکور میخوانده امتحان میخوانده اذان گفتند اول وقت گفته بابا ول کن من درسم را بخوانم واجبتر است درسش را خوانده چهار بعدازظهر پنج بعدازظهر رفته نمازش را خوانده بعد میرود سر جلسه امتحان میبیند یادش رفت. خیلی اذیت میشود میگوید من چهل دفعه این مسئله را خواندم چرا الان یادم نمیاید میبیند یادش نمیاید اصلاً مسئله را حلش بکند چرا؟ چون بیادبی کرده یک گناهی کرده که از گناهان کبیره بالاتر است و آن عقب انداختن نماز است. بیادبی است به خدا که خداوند دوازده مرتبه ما را موقع اذان و اقامه صدا میکند که بدوید بشتابید و انسان به خدا بگوید که خدایا اصلاً آدم خودش را بزند به کری به خدا بگوید کار دارم الان وقت تو را ندارم کارهای دیگر دارم از تو مهمتر هستند خیلی بیادبی بزرگی است. بنابراین یک دفعه میبینی که شخص محروم میشودیا مثلاً این که اول وقت هست بروم کارها را انجام بدهم حالا بعد نماز را میخوانیم میبینی همان کار گره میخورد. یک آقایی بود کارش دوزندگی پیراهن مبل هست این لباسهایی که روی مبل میاندازند یک موقعی به یک مناسبتی من یک سخنرانی داشتم ایشان چند دقیقه با من صحبت کرد گفت استاد من این سیدی نماز شما را که گوش کردم که نماز اول وقت گفت من هی به کار میچسبیدم نماز اول نمیخواندم. ولی بعد از آن واقعاً توبه کردم نمازم را اول وقت میخواندم خدا هم از من امتحان سختی گرفت گفتم چطور؟ گفت که یک معامله به من خورده بود در یک مجموعه تالار این پسر رئیس تالار گفته بود تا پدرم نیست بیا قرارداد ببندیم. پدر من خیلی شیک و پیک نیست میخواهد همینطوری این سالنها را کهنه نگه دارد من به او میگویم بابا به اینجا برس یک ذره تر و تمیز بکن سالنها مشتری بیشتری جذب میشود میگفت پدرم اهل اینها نیست تو یواشکی بیا تا پدرم نیامده زود قرارداد را ببندیم پولش را من به تو بدهم و پدرم را بگذاریم در عمل انجام شده. گفت من لبتاپ را برداشتم بردم در سالن نشستیم این لبتاپ را باز کردم به او نشان دادم مدلهای مختلف را، گفت: چند تا سالن داشتند این پسر میخواست یکی از این سالنها را برای نمونه شیک بکند که مثلاً پدرش تحت تأثیر قرار بگیرد بعداً شاید قبول بکند بقیه سالنها را یا لااقل چیزی نگوید. گفت خلاصه این که داشت قرارداد را میخواست بنویسد اذان گفتند یک قرارداد ده میلیون تومانی بود گفت من یک دفعه یاد این افتادم که خدا دارد صدایم میکند به پسره گفتم که من میروم و برمیگردم گفت دیر میشود گفتم نه من کار دارم باشد چند دقیقه دیگر برمیگردم گفت لبتاپ را گذاشتم همانجا رفتم گشتم یک مسجد پیدا کردم. بین دو نمازم اعلام کردم فلان آقا میخواهد بیاید سخنرانی کند خیلی هم خوشم میامد نشستم سخنرانی را تا آخر گوش کردم بعد رفتم توی سالن دیدم پدر رسیده این پسر هم هی حرص میخورد که پدرم آمد گفت رفتم سلام و علیک کردم پدر گفت شما کارتان چیست؟ گفتم هیچی من آمده بودم یک قرارداد ببندم با پسر شما در رابطه با اینها. گفت ببینم اینها را لبتاپ را نگاه کرد گفت آقا خیلی عالی است چهارتاش را قرارداد ببندیم چهارتا سالن را، یعنی این میخواست یک سالن قرارداد ببندد پسره من آنجا فهمیدم که خدا چطوری وقتی که انسان به کارش اهمیت میدهد برکت میدهد به کار انسان، گفت خلاصه چهار تا سالن چهل میلیون تومان قرارداد بست و ما هم بیادبی به خدا نکردیم. حضرت میفرماید گناه میکند از رزق محروم میشود. پس این را خوب دقت بکنیم اگر در کار ما گره میخورد خیلی چیزها ما از دستمان میرود و تلاشهایمان به هم میپاشد میریزد به هم کارمان عقب میماند گره زیاد هست ببینیم کجای کارمان مشکل دارد چه گناهانی را داریم اصرار داریم روی آن انجام بدهیم و این دارد رزق ما را کم میکند و این دارد ما را محروم میکند. رزقهای معنوی میگوید من کلاس میروم سیدی گوش میکنم اما حالم خوب نمیشود سر کلاس میروم غضب را کار کردم باز عصبانی هستم حلم را کار کردم باز عصبانی هستم دشمنشناسی را کار کردم باز وسوسه دارم نمیتوانم افکارم را جمع بکنم خوب روزی نمیشود خراب میشود کار گره میخورد و به هر حال مشکل درست میشود. میروم امام رضا میرود امام رضا میبینی که چقدر حس دارد از اینجا وقتی که به او میگویند امام رضا دلش میشکند ولی میرود در راه سفر یک ذره بد قلقی میکند یک ذره خانمش را اذیت میکند یک ذره شوهرش را اذیت میکند به بچهها نق میزند با همسفرها راه نمیاید رفت در حرم میبینی اصلاً دلش قفل شد اصلاً انگار امام رضا با این قهر است. اصلاً انگار امام رضا هیچ روی خوشی نشان نمیدهد میگوید رفتم حرم بابا امام رضا حالش خوب نبود نه امام رضا که حالش خوب است انشاءالله تو حالت خوب نبود میگوید امام رضا تحویل نگرفت. میرود مکه هزینه میکند بعد میبینی که تمام مدتی که در مکه هست یا در مدینه هست قلب گرفته انقباض دارد اصلاً هم باز نمیشود نه میتواند با پیغمبر ارتباط برقرار بکند هیچی برای اینکه گناه کرده معصیت دارد یا اصرار بر گناه دارد بالاخره آدم باید بگردد پیدا بکند که سوراخهای ثوابدانش را پیدا بکند ببیند مشکل کجاست که چیزی تهش نمیماند از کجاست دارد میریزد. پس این یک قاعده است. این قاعده فوقالعاده مهم است از کنارش رد نشوید. این یک اصل بزرگ در زندگی فردی، بگذارید من این را بگویم کامل دقت کنید با انگشتان من را، روزیهای حسی خیالی وهمی عقلی و فوق عقلی را میگیرد گناه، یعنی گاهی وقتها شما روزیهای حسیتان از کار میافتد بدن مریضی روزیهای خیالیتان میخواهید یک چیزی به یاد بیاید به یادتان نمیاید. روزیهای وهمی دارید میبینید روابط زن و شوهر به هم میخورد یک گناه میکنید میروید خانه میبینید شوهر شده شمر، درست توقع داشتی الان این شوهر خوشش بیاید بخنند زن خوشش بیاید میبینی نه بچه خوشش بیاید بچه نمکنشناسی کرد. روزیهای وهمی روابط عاشقانه یک گناه میکنی میبینید همان که دوستش داشتی از تو متنفر میشود بدش میاید از تو، شوهرت بدش میاید زنت بدش میاید بچههایت بدشان میاید خانواده همسرت خوششان نمیاید از تو، برای اینکه تو داری معصیت میکنی این روزیهای وهمی مال بخش وهمی ماست. شکستهایی که در عشقهای زمینی آدم میخورد در روابط خانوادگی خیلی میخورد خیلی وقتها در ذوقش میخورد خیلی وقتها گرفتاری برایش پیش میاید بچهاش اصلاً محلش نمیگذارد حرفش را گوش نمیکند این محرومیتها را خوب دقت بکنیم در اجتماع گرفتاری پیدا میکند اینها را رزقهای وهمی میگویند که اینها بحث خیلی مفصل است اینها متأسفانه جایی هم کامل گفته نمیشود. یا رزقهای عقلانی مثل علم درس پیشرفت، یک پروژهای میخواهد کار بکند مهندس معصیتکار است دکتر معصیتکار است میبینی که گند میخورد به عملش گند میخورد به آن پروژه گند میخورد به آن طرح، بانک معطلش میکند وامش را به او نمیدهند مالیشان به او خیانت میکند سرش را کلاه میگذرند جنس قلابی به او میدهند. یک جنسی درخواست داده که از خارج بیاید که در شرکت با آن کار بکند بعد میفهمد که این جنس اصلاً درجه یک نیست درجه سه است بعد میفهمد اصلاً گرفتاری دارد همین مسائلی که در بخشهای عقلانی و مسائل دیگر پیش میاید. یا رزقهای فوق عقلانی که آن از همه خطرناکتر است خیلی بدتر است رزقهای فوق عقلانی که انسان میبیند که به غیب نمیرسد نه به خواب میافتد نه به غیب میافتد نه به معنویت میافتد نه به حضور قلب میافتد نه به لذت نماز میافتد نه به لذت از فرشتهها میافتد نه به لذت از خانواده آسمانی میافتد. نه به انس میافتد نه به رفاقت با خانواده آسمانی میافتد زور میزند با حضرت زهرا رفیق بشود میبیند نمیتواند زور میزند با ابالفضل رفیق بشود میبیند نمیتواند زور میزند با امام حسین رفیق بشود میبیند باز نیست در چون معصیت دارد رزق بسته است مسیر بسته است زور میزند پرواز بکند میبیند هیچ بالی در نمیاورد هیچی. آدم باید ببیند که اینطوری هست سجده بیحال قنوت بیحال شب بیحال سحر بیحال نماز بیحال ذکر بیحال دعا بیحال میخواهد ذکر بگوید یادش میرود اصلاً، تصمیم میگیرد یک عبادتی انجام بدهد بعد میبیند به کسالت افتاد ساعت میگذارد بلند میشود که نماز بخواند بعد میبیند که چرتش گرفت و گرفتاریهای دیگر. اصلاً انگار قهر است آسمان با او آسمان راهش نمیدهد اصلاً اینها رزقهای خیلی خطرناکی است بدترین محرومیتها محرومتهای فوق عقلانی هست که انسان رفاقت و صمیمیت ندارد با بالا، نمیتواند پرواز بکند اصلاً روزیش هوسهای عرفانی نیست روزیش نمیشود هوسهای معنوی بکند. روزیش خیالهای قشنگ عرفانی و معنوی نیست خیالهایش همهاش آلودگی دارد افکارش همهاش آلودگی دارد نوع خوابهایش همهاش کثیف و آلوده است همهاش پرت و پلاست همهاش جهنمی است همهاش دردسرساز است خوابهایش دائماً برایش مشکل درست میکند. یک کسی مبینی نه صاف است زلال است بیشیله پیله است فریب ندارد جنبه شیطانی در او نیست حقهبازی ندارد دورویی نفاق ندارد صاف است این میبینی که قشنگ روزیش میشود خیلی قشنگ ارتباطات خوب برقرار میکند این قشنگ امام حسین را خواب میبینید حضرت زهرا خواب میبیند با پیغمبر رابطه دارد. این یکی میبینی نه نفاق دارد گرفتاری دارد شیله پیله دارد همهاش خواب آدمهای گردن کلفت کفر را میبیند خواب صدام را دیدم خواب هیتلر را دیدم خواب یزید را دیدم خواب شمر را دیدم این میبینی که اصلاً جور در نمیاید یا خواب شیر و پلنگ و مار و عقرب و سوسک موش و از این چیزها دائماً این گرفتار اینطور چیزهاست. چرا؟ چون خودش گرفتاری برای خودش درست کرده پس روزیهای بالایی اگر خدای نکرده ما محروم بشویم از آن خیلی بد است چون وقتی نمیخوری این روزی را شما بر اساس میزان روزیهای فوق عقلانیتان باید تولد پیدا بکنید به برزخ، موقع تولد میبینید هیچ روزی ندارد آدم خیلی بد میشود دست خالی دارد میرود گدا دارد میرود هیچی ندارد. اما یکی کسی را میبینید نه خیلی خوش روزی هست آدمی هست که صاف است شیله پیله ندارد دروغگویی ندارد نفاق ندارد سهلگیر است سختگیر نیست غیبت ندارد تهمت ندارد حسادت ندارد خیلی راحت راهش باز میشود و میرود. پس یک موقع نگویید که نمیدانم چرا من این همه سال زحمت کشیدم هیچ اتفاقی برایم نیفتاد دعایم مستجاب نشد فلانی اینطوری هست این خانم بد حجاب است و بیحجاب است یا مثلاً فلان کس، نه آقا این بد حجاب و بیحجاب گناه میکند اما ممکن است آلودگیهای تو را نداشته باشد آلودگیهای باطنی تو را نداشته باشد. گرفتاریهای حسادتها تکبرها خودبرتربینیها خودشیفتگیهای تو را نداشته باشد راهش را هم زود میکشد میرود چرا فلانی تازه مسلمان شده فلان یهودی یا فلان مسیحی یا فلان کس در آمریکا در اروپا اینطوری هست اینقدر هم روزیش خوب است از آنجا زنگ میزند میگوید من خواب امام زمان را دیدم اینطوری شده چقدر رزقش خوب استبالاخره پاکیهایی دارد که این رزق نصیبش میشود. لذا از جمله چیزهایی که انسان باید بگوید و از خدا بخواهد این که خداوندا رزق من را از بین نبر خدایا گناهانم دامنم را نگیرد اینکه در روایت چقدر در بحث استغفار مفصل گفتیم به بحث استغفار حتماً مراجعه کنید. پیامبر برای اینکه رزقش گرفته نشود میگوید من حداقل هفتاد بار استغفار میکنم میگوید (اِنَّهُ لَیُغانُ عَلی قَلبی فَاَستَغفِرُ الله سَبعینَ مَرۀً) من گاهی اوقات پرده نازکی روی قلبم مینشیند یعنی احساس کدورت میکنم احساس میکنم یک چیزی دارد حائل میشود پیامبر به آن لطافت که اوج لطافت است میگوید من استغفار میکنم تا برداشته بشود. ما نه خیلی پوست کلفتیم ما نه استغفار صبحگاهی داریم نه استغفار شبانگاهی داریم استغفار در رختخواب نداریم یعنی ما یک دفعه میبینی یک هفته است مثل کسی که یک هفته حمام نرفته استغفار حمام نفس است، حالا شما یک نفر یک هفته حمام نرود چه اتفاقی میافتد؟ خودش هم از خودش متنفر میشود وای به حال دیگران. یک کسی استغفار ندارد توبه ندارد عذرخواهی ندارد چه از بندگان خدا و چه از خود خدا، بعضیها هستند که دائماً خودشان را از بندگان خدا طلبکار مبیینند این کثیفیش خیلی زیاد است همیشه خودش را طلبکار میداند همیشه خودش را محق میداند همه را مقصر میداند همه را معیوب میبیند غیر از خودش. همه را عقب افتاده میبیند گناهکار میبیند غیر از خودش، اصلاً زبان عذرخواهی زبان کوتاهی زبان اعتراف به اینکه آقا تقصیر من است این کار اشتباه از من است ندارد چه در خانه میبینی استغفار ندارد یعنی میداند تقصیر با او است از شوهرش معذرتخواهی نمیکند. مرد میداند حق با او نیست از زنش عذرخواهی نمیکند میگوید پررو میشود اگر به زنم بگویم معذرت میخواهم پررو میشود اگر بروم به بچهام بگویم معذرت میخواهم پررو میشود خوب این استغفار ندارد این روحش استحمام ندارد در واقع، یک کسی که میترسد از بچهاش معذرتخواهی بکند. از دامادش معذرتخواهی بکند از عروسش معذرتخواهی بکند میترسد از پدر و مادرش عذرخواهی بکند میترسد از باجناقش عذرخواهی بکند میترسد از کارمندش و زیردستش عذرخواهی بکند و حلالیت بخواهد استغفار ندارد. این آدمی که اینطوری هست از خدا هم که استغفار ندارد این عفونتها همینطوری جمع میشود انسان باید عذرخواهیهایش زیاد باشد از اطرافیانش اگر کوتاهی در حقشان بکند چون وقتی که عذرخواهی میکنی حلالیت میخواهی پاک میشوی مانع برداشته میشود روح عذرخواهی که نداری روح حلالیتطلبی که نداری میماند عفونت میماند این عفونت کار را خراب میکند روزی انسان محروم میشود. آقا یک کاری قرار بوده انجام بدهی انجام ندادی عذرخواهی کن بگو آقا ببخشید من کوتاهی کردم من مشکل برایم پیش آمد من یادم رفت ببخشید توجهیش نکن ماستمالیش نکن دروغ نگو من عذرخواهی میکنم کار شما عقب افتاد سرم شلوغ بود گرفتاری برایم پیش آمد راستش را بگو کوتاهی کردم یادم رفت حلال کن من را. بله این دفتردارمان اینطوری کرد آقا دروغ نگو دفتردارت چه تقصیری دارد چرا گردن دفتردار میاندازی دفتردارمان یادش رفته به من بگوید دفتردار بیچاره هم برای اینکه اخراجش نکنند چه بگوید بنده خدا دفتردار به تو گفته تذکر داده نه به من کسی خبر نداده نه نامه دست من نرسیده نه نمیدانم چنین و چنان. دروغ نگوید آدم آقا من معذرت میخواهم کوتاهی کردم اشتباه کردم کار شما قرار بوده این هفته تحویل بدهم یک هفته عقب افتاد گره میخورد الان میداند که این لباس خیاطی را قبول بکند میداند اگر این خیاطی را قبول بکند طرف میگوید آقا من هفته دیگر عروسیم هست مسافرت میخواهم بروم. باشه باشه انشاءالله اینطوری که نمیشود با انشاءالله که نمیشود سر مردم را کلاه بگذاری تو خودت میدانی تا هفته دیگر این لباس آماده نمیشود برای چی میپذیری برای چی سفارش قبول کردی بعد وقتی نوبتش میرسد تلفن را جواب نمیدهد نگاه میکند زنگ خورد جواب ندهم این الان طلبکار است. این بعد میدوانی مردم را، اگر دواندی مردم را خدا هم میدواند آنوقت میبینی رزق عقب افتاد این دنیایش هست و آخرتش هم گرفتاریهای خاص خودش را دارد پس وقتی که داریم حرف از استغفار میزنیم دقت کنید استغفار یک موقع کسی تصور نکند یعنی که من یک تسبیح دستم بگیرم بگویم استغفرالله نه این خیلی خوب است معذرتخواهی از خدا. ولی استغفار از بندگان خدا خیلی مهمتر است معذرتخواهی از بندگان خدا خیلی خیلی مهمتر است اگر واقعاً کوتاهی کردی در حق مادرشوهرت پدرشوهرت عروست دامادت باجناقت خواهرزنت خواهرشوهرت رفیقت برو یک عذرخواهی بکن بگو اشتباه از من بود بخدا بزرگتر میشوی خدا عزتت را بیشتر میکند با عذرخواهی. کینهها از بین میروند شیاطین میمیرند بین انسان و اطرافیان وقتی که انسان به عذرخواهی میافتد ولی بعضیها اینطوری نیستند بعضیها حاضر نیستند اینقدر این شیطان را در خودشان نگه میدارند تا به او غلبه میکند و به راحتی دست از قلبش بر نمیدارد حاضر نیست بگوید آقا من عذرخواهی میکنم. علت اینکه پیغمبر میفرماید من شفاعت نمیکنم کسی را که وقتی که دارد بحث میکند مراء میکند حتی اگر حق با اوست بحث را کشش بدهد این از صدتا گناه بدتر است برای اینکه انسان شیطان را بر خودش غلبه میکند. میگوید آقا حق هم با توست کوتاه بیا هی کش نده یک کاری را یک بحثی را هی کش نده هی توجیه نکن هی حرف نزن هی نخواه ثابت بکنی حق با تو است و بعد فرمود من شفاعت نمیکنم یک کسی را که عذر دیگران را نمیپذیرد. آقا اگر واقعاً یک کسی عذرخواهی کرد قبول کن میگوید ولو میدانی دروغ میگوید قبول کن هی کش نده کار را نگذار فتنه درست بشود نه باید بفهمد حالش را بگیرم بفهمد چنین و چنان آقا حالا آمد تمام شد. اینهاست که انسان را محروم میکند اینهاست که انسان را به نکبت به گرفتاری به عقب افتادن روزیها میکشاند یک موقع میبینی شده چهل سالت پنجاه سالت یک جوان ده دوازده ساله پانزده ساله از تو جلوتر هست و تو هیچ رشدی نکردی این چهل پنجاه سال همهاش درجا زدی همهاش گند زدی به کارها و خراب کردی اصلاً هیچی در چنته نداری هیچ چیز در نامه اعمالت نوشته نشده این را محرومیت میگویند. در روایت داریم یک کسی روز قیامت نامه اعمالش را به دست میدهند میگوید خدایا اشتباه این نامه من نیست، محرومیت ببین یعنی چی، میگوید خدایا این اشتباه شده نامه عمل من نیست که میگوید من این همه سال عبادت داشتم کارهای خیر کردم مکه رفتم کربلا رفتم حج رفتم هیچی در این عمل نوشته نشده خدا میگوید فراموش نکردیم هیچ اشتباهی نگرفته گناه کردی در حق دیگران دادیم به آنها غیبت کردی. در روایت داریم غیبت فلانی را کردیم عبادتت را دادیم به او چون اگر بخواهیم اینجا یقهات را بگیریم برای این غیبت باید بروی خیلی عذاب بکشی جهنم، تمام آن عبادتهایت رفت برای آن کسی که تو غیبتش را کرده بودی این احمقانهترین کار در زندگی آدم، براحتی حاضر باشد این همه زحماتش را هدر بدهد. عبادتهای دیگر گناهان دیگر گناهی کردی در حق دیگران ظلم کردی بداخلاقی کردی تهمت زدی هر کاری کردی دادیم به او رفت یک موقع هم هست روز قیامت میفرماید که یک کسی به خدا میگوید خدایا این نامه عمل من نیست ما اصلاً نه حج رفتیم نه کربلا رفتیم این همه عبادت مال من نیست. خدا میگوید نه اشتباه نشده فلانی در حق تو غیبت کرد عبادتهایش را دادیم به تو، فلانی تهمت زد دادیم به تو، این محرومیت خیلی بدتر است آدم عبادتها ثوابها زحمات و خدماتش برود برای دیگران.لذا حضرت فرمود اگر یک کسی خیانت کرد به شما شما به او خیانت نکن تو به اجر میرسی و او به گناه میرسد. برویم سراغ وجود مقدس امام رضا(ع) دو تا روایت مانده این را هم بخوانیم که این بحث تمام بشود. وجود مقدس امام رضا(ع) (کُلَّ ما اَحدَثَ العِبادُ) این هم بحث جامعهشناسی و روانشناسی بحث اجتماعیش خیلی مهم است دقت بکنید (کُلَّ ما اَحدَثَ العِبادُ مِنَ الذُنُوبِ ما لَم یَکُونوا یَعمَلون اَحدَثَ اللهُ لُهُم مِنَ البَلاءِ ما لَم یَکونوا یَعرِفون). خیلی قشنگ است این جزء سنتهای الهی است دارد حضرت قضا و قدرها و قواعد خلقت را میگوید میفرماید هر وقت بندگان خدا گناهی را انجام بدهند که قبلاً سابقه نداشته یک گناه جدیدی هست مدل جدیدی از گناه هست قبلاً سابقه نداشته میگوید خدا هم بلائی سرشان میاورد که قبلاً سابقه نداشته. لذا شما الان ببینید بیماریهایی مثل ایدز ایدز قبلاً نبوده از کجا آمده این ایدز در تاریخ که ما ایدز نداشتیم ولی الان آمده جنون گاوی جنون مرغی جنون چی این همه گناهانی که هدیه میفرستند برای ما سوغاتی انواع و اقسام بیماریها انواع و اقسام بلاها و گرفتاریها، میگوید گناه جدید بلای جدید میاورد اگر شروع بکنید یک گناه جدیدی را طراحی بکنید یک بلای جدید میاید. یک دفعه الان ایدز آمده بالا صد میلیون نفر را درو کرده روی کرده زمین، میلیونها نفر در نوبت هلاکت هستند گناه جدید عذاب جدید این هست در تحلیل مسائل باید دقت بکنیم که در اجتماع در بیماریها، این بیماری برای چی زیاد میشود بیماریهای جدیدی که قبلاً نبوده. بیماریهای ژنتیکی جدید بیماریهای عفونی جدید تبهای جدید مریضیهای جدیدی که میاید برای چی میاید برای اینکه گناهان جدید انجام میشود این قاعده خلقت هست پس این را از امام رضا(ع) فراموش نکنیم. لذا میفرماید (اَحدَثَ اللهُ لُهُم مِنَ البَلاءِ ما لَم یَکونوا یَعرِفون) یک بلاهایی که قبلاً این بلاها را ندیده بودند اصلاً، یک بلاهایی که نمیشناختند اصلاً این نوع بلاها را این نوع گرفتاریهای را قبلاً سابقه نداشته خدا اینطوری برایشان طراحی میکند. این هم بحث اجتماعیش خیلی مهم است بحث جامعهشناسیش فوقالعاده مهم است این آخرین روایتی که عرض میکنم از وجود مقدس امام صادق(ع) میفرماید (مَن یَموتُ بِالذُّنوب اَکثَرُ مِمَن یَموتُ بِالآجال) خیلی مهم است راجع به کاهش عمر است راجع به سکتههایی هست که قبلاً اول انقلاب ما 65 سال بوده الان سکته شده زیر سی سال، راجع به سرطانهایی که قبلاً نبوده و الان مُد شده جوانها اینقدر راحت سرطان میگیرند. و راجع به خیلی از مرگ و میرها و گرفتاریها و بیچارگیها میفرماید که (مَن یَموتُ بِذُنوب) کسانی که با گناه میمیرند خیلی بیشتر از کسانی هستند که اجلشان سررسیده باشد یعنی خدا برای این شصت سال گذاشته که زنده باشد اما گناهانش یک کاری میکند که چهل سالگی میمیرد. خدا برای این صد سال گذاشته اما این سی سالگی خودش را میکشد با گناه، گناه چقدر اثر دارد میگوید عمر را کاهش میدهد جلسه بعد انشاءالله راجع به اینکه چه گناهانی چه نوع بلاهایی سر ما میاورد میخواهیم راجع به آن بحث بکنیم. لذا این بنا نبوده جوانمرگ بشود بنا نبوده بچگی بمیرد 14 ـ 15 سال یک گرفتاریهایی درست میکند معصیتهایی افراد میکنند که خودبهخود عمرشان کم میشود جوانمرگی که پیش میاید خیلی وقتها نه اینکه قاعده را یادتان نرود. اگر یک کسی جوانمرگ شد نه اینکه در اثر گناه مرده ولی اگر یک کسی گناه زیاد بکند ممکن است جوانمرگ بمیرد از آن طرف رفت دارد برگشت ندارد دقت کنید بد تفسیر نکنیم اول جلسه هم عرض کردم. حالا ساعت بعد هم همینطور هست اگر گفت فلان گناه فلان روزی را کم میکند نه اینکه اگر کسی روزیش کم است مثلاً داریم اگر کسی زنا بکند روزیش کم است حالا یک کسی آمده میگوید من روزیم کم است تو زنا میکنی نه اینطوری نیست. یکی از آثار زنا این هست که روزی کم میشود روزی هم یکی از بلاهاست که از زنا بوجود میاید اما اینطوری نیست که اگر کسی روزیش کم بشود حتماً زناکار است نه ممکن است کار دیگری کرده. مثلاً یک گناهی کرده محروم شده یک کسی را اذیت کرده یک جا بداخلاقی کرده یک جا نمازش را اول وقت نخوانده زنا نبوده اول وقت نمازش را نخوانده روزیش قطع شده به هوای پول درآوردن به خدا گفته وقت ندارم عجله دارم مغازه را تا دیروقت باز گذاشته. برای همین هم حضرت میفرماید کسی که فروشش را تا دیروقت در شب انجام بدهد امام صادق میفرماید لقمهای که بدست میاورد حرام است این را کسی حساب نمیکند یکی از مکاسب حرام این است که آدم با پرکاری روزی در بیاورد با دوندگی زیاد. حضرت میفرماید چون به بدنش خیانت کرده این باید میخوابید هفت ساعت هشت ساعت هر شب تا یازده دوازده شب یک نصف شب این دارد پول در میاورد حضرت میفرماید این لقمه دیگر حلال نیست چرا؟ چون با ظلم به بدن دارد انجام میشود. این چشم بیچاره را این مغز و گوش بیچاره را اینقدر دارد فشار به آن میاورد این معصیت دارد بدن احتیاج به استراحت دارد بدن احتیاج به خواب دارد روح بخصوص فوق عقل روزی فوق عقل بالاترین ظلم به کودک عزیز روان است. آقا تا یک نصف شب دو نصف شب بیدار ماندی این کودک عزیز روان نصف شب دوست داشت با خدا حرف بزند سحر میخواهد نماز صبح میخواهد نماز صبح قضا میشود و روزی هم کم میشود. چرا ظلم کردی به کودک عزیز روانت، این استراحت میخواهد یک جمعه میخواست نماز جمعهای برود دعای ندبهای برود میخواست عصر جمعه یک قبرستانی برود نشاط بگیرد سر قبور شهدا برود قبور اموات برود دوست داشت برود یک آل یاسین بخواند نشستی پای فیلم سینمایی. نشستی پای فلان کار رفتی پی یللی تللیهای دیگر روزی را کم میکند روزی این بخش را نمیدهی ظلم میکنی به بخش فوق عقلانیت به بخش فوق عقلانیت به بخش عقلانیت ظلم میکنی نکردی مطالعه باید میکردی نکردی گناه دارد معصیت دارد آدم بتواند مطالعه بکند و نکند مطالعه واجب معصیت دارد ترکش عذاب هم دارد. قسم میخورد امام صادق(ع) کسی که مطالعات واجبش را انجام نمیدهد معصیت میکند من حالا این کتاب را گرفتم وقت نکردم بخوانم حوصله ندارم بخوانم این کلاس را حوصله ندارم بروم این نوار را حوصله ندارم گوش بکنم این فیلم را حوصله ندارم ببینم هی عقب بیانداز. آقا معصیت دارد بعد از اینکه برایت نوشته شد دستور داد معلم یا مربی استاد دستور داد تو نرو انجام بده گفت برو این کتاب را بخوان نخوانی برو این کلاسها را برو نروی این ذکرها را بگو نگویی داری خیانت میکنی دیگر این که نوشته برایت یعنی این بخش نفس تو نیاز داشته به این ذکرها. گفت برو بنشین عربی یاد بگیر نرفتی یاد بگیری برو بنشین فلان کتاب را بخوان نرفتی فلان ذکر را بگو انجام ندادی فلان خرجها را بکن نکردی آدم وقتی ظلم میکند به خودش خدا هم میبندد راه را میگوید این بیلیاقت است آدم بیلیاقتی است. به بخش عقلانی خودش دارد توهین میکند خودش را نفهم نادان خودش را جاهل نگه داشته به بخش فوق عقلانیش دارد ظلم میکند فوق عقلانیتش احتیاج به معنویت داشت انجام نداد برای همین ما هیچ گناهی بزرگتر از تنبلی و بیحوصلگی نداریم در بین گناهان که فرمود کلید همه بدبختیهای انسان تنبلی و بیحوصلگی است. منشأ همه گناهان صغیره و کبیره یکی از ریشههای اصلی همه گناهان تنبلی و بیحوصلگی است آقا اگر نوبتش هست اگر حقت هست اگر لیاقتت هست اگر دستور داری که این کتاب را بخوانی این دعا را بخوانی این عبادت را انجام بدهی این خلوت را داشته باشی اگر نکنی راه روزی بخشهای عالیهات را بستی خدا هم روزیت را میبندد روزیهای بالاییت را هم میبندد روزیهای اصلیت را میبندد. کار دارم درس دارم نمیرسم دیپلم دارم لیسانس دارم امتحان دارم ارشد دارم پایاننامه دارم هی خیانت کن به خودت هی بچسب به دکتر مهندس شدن بخشهای فوق عقلانیت را بزن در سرش طرح دارم پروژه دارم بیمارستان دارم مطب دارم گرفتارم الان نمیرسم سفر خارجی دارم هی عقب بیانداز ببین چه کسی عقب میافتد. وقتی عقب میاندازی عقب میمانی این یادت نرود روزیت را وقتی نمیخوری چیزی گیرت نمیاید روزی را باید خورد وقتی خدا روزیت کرده گذاشته در اختیارت بخور استفاده کن وقتی هی پس میزنی حالا ببین چطوری عقب میافتد آدم، پس میزنی به ضعف و بدبختی و نکبت و غم و غصه و اضطراب دلتنگی و محرومیت میافتد انسان رزقها خراب میشود. گفت دوست دارم شوهرم بیشتر دوستم داشته باشد حضرت فرمود برو نماز شب بخوان حالا یک خانمی معنویتش را به خاطر شوهرش گند میزند البته نماز واجب نه شوهرش آمده خانه زن باید به شوهرش برسد نماز واجبش را هم باید بعداً بخواند ظهر را خواند دیگر عصر را نخواند بگذارد برای بعد، به شوهرش برسد. ولی یک موقع هست مبینی نه همه را پای جیجی ویجی زندگی خاله خاله بازیهای زندگی میگذارد و سهم معنویتش را نمیدهد بعد یک مدت میبنی همین شوهر از او بدش آمد همین بچه دیگر بدش آمد آقا سهم معنویتت را هم بده شوهر بازی نکن به زن بازی نیفت به بچه بازی نیفت. همه زندگی پدر مادر نیستند همه زندگی زن و بچه نیستند همه زندگی درس نیست به کارهای بزرگتر به کارهای بالاتر به کارهای آخرتی و ابدی به رزقهای فوق عقلانیت برس خیانت نکن به خودت وقتی خیانت میکنی روزیهایت هم قطع میشود. خدایا به حق محمد و آل محمد ما را از هیچ کدام از روزیهای حلالمان محروم مفرما خدایا روزبهروز به روزی ما برکت بده. والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. با هم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفت اضطراب و اضطرار وجود مقدس آقا امام زمان(ع) برطرف شدن موانع ظهور حضرت برطرف شدن مشکلات کشورمان بلاها و گرفتاریهایی که بر سر مسلمانها تهدیدشان میکند در هر جای عالم هستند. مستضعفین عالم مسلمانها رفع اضطرار از همه آنها زندانیها بیماران گرفتارها مقروضین رفع گرفتاریهای اهل قبول امواتمان انشاءالله گرفتار نباشند هیچ اهل قبوری گرفتار نباشد انشاءالله گرفتاریهای زندگی خودمان حل مشکلات خودمان با همدیگر پنج مرتبه آیه شریفه را میخوانیم اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سلامتیشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما تعجیل در فرجشان و انشاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم و اجابت دعاها و دفع بلاها صلوات بلند ختم بفرمایید.