اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحث ما درباره روابط خانواده آسمانی با همدیگر را ادامه می دهیم که درباره گناه بود. حمله سمت چپ شیطان، داشتیم در مورد بزرگترین گناهان سخن می گفتیم که رسیدیم به این روایت که (جَهلُ المَرءِ بِعُیُوبِهِ مِن اَکبَرِ ذُنُوبِه) این که انسان قیمت خودش را نشناسد عیبهای خودش را البته اینجا در روایت دارد کسی که عیبهای خودش را نمیشناسد این از بزرگترین گناهان هست. برای عیبشناسی انسان باید قدر و قیمت خودش را بداند یعنی حد پروازی خودش را بداند افقهای زندگی انسانی را بشناسد تا بعد متوجه باشد که عیب یعنی چی نقص یعنی چی ضعف و گناه یعنی چی. این سادهانگاری هست که ما وقتی که سخن از گناه میشود ببرویم سراغ اینکه یا غیبت را بگوییم که من غیبت نمیکنم تهمت نمیزنم زنا نمیکنم شراب نمیخورم دزدی نکردم حیزی نکردم مثل استغفار میماند که وقتی میگوییم پیغمبر روزی هفتاد بار استغفار میکرده میگفتیم حالا مگر معصوم نبوده یا ائمه اگر گریه میکردند و استغفار میکردند ما میگوییم که آنها برای چی دیگر گریه میکردند و استغفار میکردند. ولی وقتی که انسان مقام انسانیت را بشناسد و اوج پرواز انسان را بشناسد و ببیند که خداوند تبارک و تعالی چه سرمایههای عظیمی به او داده از حس که چقدر قشنگ است این حس آدم میتواند از آن استفاده بکند خیال وهم عقل و فوق عقل. و بعد ببیند که او با این امانات الهی چه جنایتهایی کرده و چقدر خودش را کوچک نگه داشته چه رذائلی را جذب کرده. بخصوص چه فحشاهای باطنی در وجودش هست که اگر قطعاً منتقل بشود به برزخ صدها سال گرفتار است یکی حسادت یکی بداخلاقی یک زودرنجی و حساسیت یکی خودشیفتگی یکی تکبر. اگر بفهمد که با خودش چکار کرده اگر بفهمد که خودش را از چه نعمتهای عظیمی محروم کرده آن موقع مفهوم گناه برایش خیلی فرق میکند مفهوم عیب برایش فرق میکند که عیب یعنی چی؟ اینکه چه چیزی عیب هست؟ اینکه انسان با سرمایههایی که خدا در اختیارش گذاشته چکار کرده با قرآن چه کرده با امام زمان چه کرده امام زمانی که الان زنده هست حی است و واقعاً از عملکرد ما دوشنبه و پنجشنبه که نامه اعمال ما دستش میرسد گریه میکند واقعاً از دست ما در آوارگی و طردشدگی است واقعاً در اضطراب و اضطرار قرار دارد حضرت. اگر انسان بفهمد که چکار کرده و چکار دارد میکند با خودش، آن موقع هست مفهوم عیب و گناه شفافتر میشود برای خودش، ببیند که باید چه میشده و چی هست ببیند نسبت به نظام برزخی باید چگونه زندگی بکند و چه هست ببیند تولد سالم یعنی چه و او چگونه هست. مگر قرآن نمیگوید که انسانی که الله چهارده معصوم و جهاد در راه خدا بالاترین معشوقش نباشد فاسق است دیگر انسان نیست باطن انسانی ندارد یک باطن حیوانی یک باطن زشت و بدمنظر دارد حالا من باید ببینم که الان بعد از گذر بیست سی چهل سال از عمرم آیا الله بزرگترین محبوب من است بالاترین معشوق من است. دغدغههایی که من دارم آرزوهایی که من دارم شهوتی که من دارم لذتی که من دارم منطبق بر این سه محبوب هست یعنی الله چهارده معصوم و جهاد یا نه نوع دغدغههای من خواهشهای من هوسهای من آرزوهای من با کمالات پایینی تنظیم شده الان. من حتی اگر به شب قدر به ماه رمضان به دعا به اجابت به زیارت هم فکر بکنم از بین همه اینها باز کمالات پایینتر را میخواهم این خیلی مهم است ببینم دلخوشیهایم چه چیزهایی هست این خیلی اهمیت دارد نوع گریههای یک نفر غصههای یک نفر عصبانیتهای یک نفر رنجشهای یک نفر نشان میدهد که این آدم چقدر رشد کرده و قیمتش چقدر هست. این نیست که آدم حالا گناهان ظاهری انجام نداد یا حق کسی را نخورد پس خیلی آدم کار درستی هست چون مهمترین حق حق امام زمان است حق خداست حق خودت است حق قوای خودت هست بر خودت که اینها را رعایت نمیکنی حقی که الله در وجودت دارد. گناه این نیست که ما فقط برای همین چیزها ناراحت بشویم. اگر کسی برای دنیا کرد وقتی پیغمبر میفرماید (مَن بَکا عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که بر دنیا گریه میکند داخل جهنم است یعنی هر بار گریهای که شما به خاطر یکی از این شئونات پایینی میکنید. عصبانیتها رنجشها که به خاطر شئون پایینی دارید میدانید چه حجم زیادی فشار قبر و بدبختی برای ما ذخیره میکند در نفس ما، چقدر روح ما را بیمار میکند. هر بار ناراحتی و گریه و عصبانیت برای شئون پایینی، یک کسی که بداند چقدر این گناه است برای این باید بنشیند گریه بکند به دفعات گریه کردنهایش ناراحتیهایش زودرنجی و حساسیتهایش به خاطر اینطور مسائل اینها گناهان کمی نیست. چون یادتان هست جلسه گذشته گفتیم که بزرگترین گناهان همان هست که ما ساده میپنداریم یعنی میگوییم چیزی نیست یک کسی زنا بکند یک دفعه میبینی چهل روز بنده خدا زنا کرده چهل روز به خودش میلرزد هر وقت یادش میافتد تشنج میکند بیچاره، آنقدر اضطراب میاید سراغش که من چه غلطی کردم چه کار کردم. این آسیبی که شما گریههای الکی زودرنجیهای الکی عصبانیتهای الکی به روح میزند به مراتب بالاتر از فحشاهای اینطوری هست آسیبی که حسادت میزند و تکبر به انسان میزند هزاران برابر بدتر از این فحشاهای ظاهری هست. ما در فحشاهای ظاهری میپیچیم به خودمان از درد که یک همچین فحشایی از من سر زد. ولی وقتی که برای یک چیزی که نباید ناراحت بشویم و برای یک چیزی که نباید گریه بکنیم گریه میکنیم و ناراحت میشویم بعدش حیا نمیکنیم که من چه گندی زدم چه خراب کردم چرا من صدایم را بردم بالا چرا من برای یک امری که نباید عصبانی میشدم چرا من دل یک نفر را شکستم چرا یک نفر را تحقیر کردم چرا سر یک نفر داد زدم چرا یک نفر را مسخره کردم. این ناراحت نمیشویم. اینها همه به خاطر این هست که ما خودشناسی خوبی نداریم، یعنی نمیدانیم قیمت ما چقدر است نمیدانیم اوج ما چیست نمیدانیم ما اصلاً برای چی به دنیا آمدیم ما با فلسفه خلقت خودمان آشنا نیستیم. حالا داریم نزدیک میشویم به شبهای مقدس قدر شب قدر یعنی همین یعنی اینکه شما بفهمی چه کسی هستی و اندازهات دستت باشد شب قدر یعنی شب اندازه قدر عربی هست و فارسی آن اندازه میشود. شب اندازه بفهمی اندازهات چیست چقدر است سبک زندگیت را باید حتماً یک تغییراتی در آن ایجاد بکنی و الا شما بگو (لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) بهتر از هزار ماه بالاتر از هشتاد و سه سال ولی کو میبینم قبل از شب قدر همان آدم هستم بعد از شب قدر هم همان آدم هستم بیست تا شب قدر هم به من خورده باز من همان آدم قبل هستم. باز همان آدم بدبخت بیچاره آدم ضعیف آدم عصبی آدم حسود آدم بدبین آدم فضول آدم متجاوز آدم پرخاشگر همان هستم هیچ فرقی نکردم این نشان میدهد که من شب قدر را قدر ندانستم از آن نتوانستم یک تحولی به اندازه یک عمر یک سال دو سال سه سال ده سال پنجاه سال هفتاد سال هشتاد سال و بیشتر استفاده بکنم. تا ما قیمتها دستمان نیاید تا ما ارزشهای خودمان را نشناسیم تا ما افق انسانیت را با آن آشنا نشویم قدر خودمان را نمیدانیم قدر خودمان را نمیدانیم وقتی قدر خودت را ندانستی میافتی در بیقدری، حضرت فرمود کسی که قدر خودش را نمیشناسد قدر هیچ چیز دیگر را هم نمیداند. و برای همین هست که انسان دچار فحشای باطنی میشود که هزاران برابر از فحشای ظاهری بدتر است فحشای ظاهری فقط این است که یک کسی پوست و بدنش را آلوده میکند ولی در فحشای باطنی شخص اصلاً هرزه میشود خودفروش میشود برای هر چیزی در دنیا میتواند غصه بخورد و ناراحت بشود. هر چیزی میتواند بیاید انگلوکش بکند هر چیزی میتواند بیاید در حریمش به آن تجاوز بکند به هر چیزی دل میدهد به هر چیزی قلب میدهد به هر چیزی باطن میدهد این هرز است این آدم هرزه است از هزار تا هرزه و فحشا و بدتر است. این آدمی که اینطوری هست اگر یک خانم فاحشه یا آدم بدکاری را ببیند که مثلاً فکر بکند که این چقدر از رحمت خدا به دور است. این اصلاً خیلی نادان است که اینطوری فکر میکند راجع به یک خانم فاحشه، فحشای باطنی هزاران برابر بدتر از فحشای ظاهری است. تو در خانه عصبی هستی تو پرخاشگری تو کارت دارد به خاطر زودرنجی و حساسیتها و بیطاقتیها به طلاق و جدایی منجر میشود این به مراتب زندگی و نکبتش بیشتر از فحشاهای ظاهری هست. نوع غصههایی که داری نشان میدهد که انسان چقدر فحشاهای باطنی دارد لباس میتواند ناراحتت بکند ظروف میتواند ناراحت بکنند تلفن میتواند ناراحت بکند جنس میتواند ناراحتت بکند. که مثلاً این را خریدم اینطوری است آن را خریدم آنطوری هست پارچه میتواند ناراحتت بکند میز میتواند ناراحتت بکند رتبه میتواند ناراحتت بکند امورات خیالی میتواند ناراحتت بکند میتواند تحقیرت بکند. عشقهای زمینی میتواند به ذلت و خواری و نکبت و خودکشی و بدبختی بکشاندت میتواند یک کاری بکند که دائماً التماس عاطفه از این و آن را بکنی آرامش در اینها هست؟ شادی در اینها هست؟ نه قرآن میگوید شما هر وقت مؤمن را میبینید در او شادی میبینید در مؤمن آرامش میبینید. مؤمن اصلاً به راحتی تن به این فحشاها نمیدهد (اَلاِیمانُ عَفیفٌ عَنِ المَحارِم عَفیفٌ عَنِ المَطامِع) ایمان پاک است از حرامها و پاک است از طمعها. ایمان آدم را از هوسبازی از آلوده شدن از اینکه دل به هزار دلبر بدهی باز میدارد. ایمان استحکام قدرت برای انسان میاورد این خاصیت ایمان هست ایمان نمیگذارد آدم ناشاد باشد ایمان نمیگذارد انسان غمگین و مضطرب باشد ایمان نمیگذارد دنیا شما را به گریه بیاندازد اگر ایمان باشد حتماً باید خاصیت خودش را داشته باشد. پس بگردیم عیبهای حقیقی و بزرگ را پیدا بکنیم بشناسیم ببینیم عیب چیست یک کسی که با یک طلاق دادن یا با یک طلاق گرفتن یا با یک درگیری خانوادگی با مادرشوهر مادرزن باجناق با کی مدتها در لک میرود مدتها به افسردگی کشیده میشود. یا شکست در ازدواج یا اینکه الان ازدواج نتوانسته بکند یا این خواستگار من را قبول نکرد یا فلان کس را رفتم خواستگاریش من را نپذیرفت یا فلان مشکل مالی برایم پیش آمد میتواند مدتها برود در لک، این عیب عیب کمی نیست. ما فکر میکنیم دقت کنیم هر بار ناراحتی هر بار عصبانیت هر بار غصه هر بار رنجش هر بار بالا و پایین شدن این در نفس بیماریها و آثاری ایجاد میکند که وقتی میروی در برزخ میبینی حالا حالاها گرفتاری داری تا این قوریها و ضربههایی که به تو خورده صافکاریش بکنی صافکاریش به این راحتی نیست. مثل ماشینی که هر جا رفته هی زده به یک جا یک ماشین نو طرف گرفته ماشین را برداشته راه افتاده رفته تا غروب به پنجاه جا زده حالا غروب وقتی میاوری این را در خانه چه میماند از ماشین، حالا میخواهی ببری تعمیرگاه اصلاً یک دفعه میبینی صافکار میگوید آقا این اتاقک را باید عوض بکنی کلاً اینقدر زدی به این طرف و آن طرف باید عوضش بکنی. ما از صبح که بلند میشویم تا شب صد جور قُری در خودمان ایجاد میکنیم آسیبدیدگی فرورفتگی تنش در خودمان ایجاد میکنیم بعد هم هیچ وقت هم نمیاییم دوباره ترمیمش بکنیم، چرا نمیتوانیم ترمیمش بکنیم؟ برای اینکه اساساً قبول نداریم که آسیب دیدیم اینها را آسیب نمیبینیم اینها را گناه نیمیبینیم اینها را لنگی و قُری نمیبینیم اینها را لکه و زشتی نمیبینیم. بنابراین اینها اصلاً مهم نیست برای ما که من امروز چند بار عصبانی شدم چند بار گریه کردم چند بار داد زدم چند بار زودرنجی به من دست داد چند بار حسادت کردم اصلاً اینها فحشا نیست از نظر ما، اینها گناه نیست از نظر ما، و بعد در صدد جبرانش هم نیستیم. لذا وقتی میگویند که آقا استغفار میگوییم خوب من برای چی استغفار بکنم کاری نکردم من در زندگیم نگاه میکنم که نه دزدی کردم نه حیزی کردم نه کاری کردم برای چی حالا باشد خدا گفته باشد برای اینکه خدا دلش خوش بشود خدا خوشش بیاید یک چند دفعه به خدا میگوییم خدایا مثلاً استغفرالله ولی جدی نیست مسخره هست این استغفارهای ما. لذا نه گریهای داریم نه توبهای داریم نه انابه داریم این پیغمبر است که میگوید (اِنَّهُ لَیُغانُ عَلی قَلبی فَاَستَغفِرُاللهَ سَبعینَ مَرَۀ) من در روز در اثر ارتباطاتی که با مردم در اثر کسرات روی دلم یک پردهای مینشیند همین ارتباط همین نفس ارتباط یک پردهای مینشیند روی دلم که هفتاد بار استغفار میکنم تا دلم صاف بشود این پیغمبر لطیف است که اینطوری هست. ما باید واقعاً یک تجدیدنظر در مطالعه در خودمان در روند زندگیمان و قدر و قیمتها داشته باشیم که اصلاً قیمت من چقدر است قدر من چقدر است من الان دارم چطوری زندگی میکنم من اگر الان وارد برزخ بشوم واقعاً شاد وارد برزخ میشوم واقعاً شاد میروم وارد برزخ میشوم الان من بروم آمادهام واقعاً برای برزخ دیگر چه چیزی از من میخواهد من پنجاه تا سؤال قیامت را با آن زندگی کردم. ما جدی نمیگیریم این حرفها را اصلاً (وَهَب لیَ الجِدَّ فی خَشیَتِک) ما امشب در دعای کمیل میخوانیم به خدا میگوییم ای خدا تو به من جدیت بده در ترسیدن ما ترس نداریم اصلاً ما خیلی خیالمان راحت است یا واقعاً این خیال راحت بودن مال نادانی ماست ما نمیفهمیم آن طرف چه خبر است. یک چیزی که امیرالمؤمنین را به گریه میاندازد حضرت زهرا را به گریه میاندازد آقا حضرت مجتبی دارد میرود دلهره دارد ما خیلی بیخیالیم خیلی راحت، یا آنها نمیدانستند یا ما نمیدانیم چه خبر است حواسمان نیست آن طرف چه خبر است. یک کسی که خودش را بشناسد و بداند باید چطوری زندگی بکند یک کسی که با قواعد روح سالم آشنا بشود یک کسی که با سلامت آشنا بشود الان سرطان داریم اینقدر اضطراب میافتد به او دیسک داری چشمت دارد اینطوری میشود آن طوری میشود زخم معده گرفتی قلب اینطوری شده چقدر این اضطراب میگیردش. اما راجع به سلامت روح ما به هیچ وجه اضطراب نمیاید سراغمان که ما الان چه وضعیتی داریم (اِعلَم اَنَّهُ لا عِلمَ کَطَلبِ السَّلامَه وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القلب) بدان هیچ علمی مثل این نیست که انسان به دنبال سلامتی باشد و هیچ سلامتی هم مانند سلامتی دل نیست. معلوم است دیگر اگر قلب مریض نباشد نمازخواندنها اینطوری نمیشود نماز معراج میشود نوع خوابهایتان را نگاه کنید به همدیگر خوابهای خودمان را نگاه کنیم معلوم است که مریض هستیم. نوع دلشورهها وسواسهای فکری گرفتاریهایی که میاید معلوم است که شخص مریض است آدمی که سالم باشد درد ندارد شما الان اگر بدنتان درد بگیرد یعنی چی؟ درد علامت چیست؟ مریضی دیگر، میگویی آقای دکتر من درد دارم مریضم سرم چشمم پاهایم قلبم درد میکند اذیت دارم میشوم یعنی سالم نیستم. اگر دکتر بگوید آقا برو درد داری اشکال ندارد برو شما میپذیرید یک همچین چیزی را حرف دکتر؟ شما که دکتر نیستید اگر یک دکتر یک همچین حرفی به شما بزند نمیپذیرید آقای دکتر من درد دارم دارم میمیرم بگوید بیخیال آقا ولش کن اصلاً درد خوب داشته باش این را قبول میکنی؟. ما با دردهای روحانی و نفسانی راحت سالها داریم زندگی میکنیم و عادی میدانیم این را علی(ع) فرمود (اَلحُزنُ مَرَضُ النَفس) یک کسی که دچار غصه میشود زیاد غمزده میشود یک کسی که سر هر چیزی میتواند غصه بخورد این مریض است روحش مریض است. تندتند مریض میشود این بدن چرا اینطوری است این همیشه درد میگیرد این چرا تندتند سرما میخورد این چرا تندتند قلبش تپش میکند آقا این جسمت هست برو ببین روحت چطور هست چه اوضاعی دارد آیا این مریضی نیست که شما برای هر چیزی تشنج میکنی اضطراب میکنی غصه میگیردت خوابهای بد میبینی. این مریضی نیست که بیست سال میخواهی حسادت را از خودت بیرون بکنی باز میبینی هنوز حسودی کفر حسادت کفر بدبینی این کفرهای سؤظن همه اینها با آدم هست اینها ناراحتی ندارد اینها وقتی شما میروی در بهشت میخواهی وارد برزخ بشوی دردسر نمیسازد برای آدم بیمارستان نمیخواهد. و اگر انسان اینجا مداوا نکند خودش را و علاج نکند خودش را این وقتی میماند برای برزخ دیگر دردسرساز میشود. خیلی طول میکشد آنجا این قُریها را صاف کردن و این بیماریها را درمان کردن. لذا نگاه کنید معصوم با چه عظمتی دارد این سخن را میگوید که (جَهلُ المَرءِ بِعُیُوبِهِ مِن اَکبَرِ ذُنُوبِه) که انسان عیبهای خودش را نشناسد اصلاً نداند عیب یعنی چی و مریضی یعنی چی این از بزرگترین گناهانش هست. حالا بروم کتاب فلان بخوانم بروم پیش روانپزشک بروم پیش روانشناس بروم یک جایی قرص بخورم مسئله اینطوری نیست بله واقعاً یک سلسله از بیماریهای روانی هست که جنبه جسمی دارد چون من در غذا خوردن در رعایت بهداشت در استفاده خوب از میوه سبزیجات گوشتها و غذا تنبل هستم. یک جنایت بزرگ است این تنبلی که انسان به جسمش میکند یک کسی که حرمت جسمش را ندارد خیالش آلوده میشود یک کسی که خیال آلوده دارد وهم و عقلش ضعیف است سطحی است کودکانه است پرواز اصلاً نمیتواند بکند. یعنی به جای اینکه الان فکر بکند که من سالم هستم یا سالم نیستم الان در برزخ چطوری میشوم اگر بمیرم از اینجا الان نسبت به خانواده آسمانیم چه وضعیتی دارم الا حیثیت و آبروی من پیش فاطمه زهرا چطوری هست الان من پیش امام زمان چه جایگاهی دارم اگر الان من وارد برزخ بشوم چه وضعیتی دارم بجای اینها مثلاً بنشیند فکر بکند فکرش مثلاً اینقدر کار میکند. مثلاً میگوید که بله ما فلانی را دعوت کردم خانه ما مثلاً بهترین ظروفمان را استفاده کردیم آنها ظرف دست دوم گذاشتند جلوی ما، ما گوشت اینطوری گرفتیم آنها گوشت آنطوری گرفتند این دیگر عقلش اینقدر کار میکند یعنی بیشترین چیزی که دارد در مورد آن فکر میکند همین مسائل هست یعنی نقشهها و افکارش همینطوری هست. کشمکشها و چشم و همچشمیها و مسابقهها و رقابتها فلانی خانهاش اینطوری هست مال ما اینطوری نیست موبایل او اینطوری چرا موبایل من دو مدل عقبتر است تلفن همراهمان اینطوری است لبتاپ هم آنطوری خانهام آنطوری نوع عقلانیت این آدم همین است نقشههایی که میریزد تفکراتی که دارد نشان میدهد که این آدم چقدر مبتذل است چقدر سطحی است. عقلی که باید از ان استفاده بکند برای پروازهای بلند یا پروازهای حداقل متوسط پایینتر از یک حیوان پرواز میکند پایینتر از یک حیوان پایینتر از یک گیاه پایینتر از یک جماد، قرآن میفرماید که جمادات سنگها دلشان به خاطر شنیدن اسم خدا میلرزد و شما دلهایتان هیچ تحولی از شنیدن اسم الله و معنویت قرآن غیب ندارید. شما هیچ تپش قلبی ضربان قلبی برای خانواده آسمانیتان ندارید برای امام زمانی که الان در آوارهگی و غربت هست هیچ تپش قلب یک ناراحتی آدم پیدا بکند یک ذره مثلاً یک کمی همچین پنج دقیقه برود در لک برود در اضطراب که الان امام زمان دارد چکار میکند نداری تو خوب این قلب معلوم است قلب نیست سالم نیست یک کسی که برای پدرش ناراحت نشود سالم نیست. یک کسی که پدرش داد بزند کمکم بکن و کمک پدرش نکند همین پدر زمینیش را میگویم یک کسی که مادرش پدرش خواهر برادر زمینیش از او کمک بخواهند بیعاطفه باشد معلوم این آدم سالم نیست. حالا یک کسی خانواده آسمانی از او کمک بخواهند هر روز امام زمان بگوید (هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی) من تنها هستم من غریبم من مظلوم هستم خوب این اصلاً میبینی که دارد زندگیش را میکند خیلی بیخیال دارد زندگیش را میکند. میلیونها گرسنه این که میگویند این دعا را بخوانید دعای فرج امام زمان است و اگر کسی خواند خداوند گناهان گذشته و حال و آیندهاش را میبخشد دعاخوان میخواهد چه کسی جگر دارد این دعا را بخواند بعد از نماز بله همینطوری تقلیدی (اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبُورِ السُّرُور اَللّهُمَّ اَغنِ کُلَّ فَقیر). یک کسی که میگوید (اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبُورِ) این ضربان قلبش برای مردهها میزند این اصلاً تحمل ندارد الان یک مرده را ببیند که در قبر فشار قبر دارد. لذا این اصلاً آدم تپش دارد برای مردهها رحمت دارد رحمانیت دارد برای اموات برای فقرا قلبش میزند راحت اینطوری نیست که رد بشود از کنار یک فقیر از کنار یک گرسنه. نمیتواند نسبت به فساد محل، فساد شهرش، و فساد کشورش و فسادی که در جهان هست آدم بیخیالی باشد نمیتواند نسبت به این همه ایتامی که در دنیا هستند بخصوص ایتام فرهنگی و معنوی و ایتام آل محمد(ع) بیخیال باشد اصلاً نمیتواند این آدم آدمی نیست که بیافتد به بیخیالی به کسالت. یک کسی که دغدغههایش با دغدغه امامش تنظیم نیست قلبش با قلب حضرت نمیزند ضربانش با او هماهنگ نیست نوع دغدغهها و آرزوهایش نوع چیزهایی که غصه دارد برایش با چیزهایی که امام زمان غصه دارد هماهنگ نیست این خیلی فاصله دارد با محور صلاح و سلامت. نوع وقتگذاریها نوع آرمانها نوع برنامهریزیهای زندگیاش، اینها را شب قدر بخواهید از خدا این چیزها مهم نیست شب قدر آدم باید از خدا بخواهد که خدایا من چرا اینطوری هستم خدایا من میخواهم لااقل امسال یک دو سال یک پنج سال یک ده سال جلو بیافتم. گاهی وقتها سر خودمان را با یک جوشن کبیر گرم میکنیم و فهممان را از کار میاندازیم همین فقط این لفظ را من بخوانم یک ذره قرآن بخوانم ولی فهم از کار میافتد با عبادت خودمان را از خدا غافل میکنیم با ذکر خودمان را از صلاح غافل میکنیم. شب قدر شب فکر کردن به اینهاست اگر یک جایی هم رفتید برنامه این هست که حالا یک جوشن کبیر میخوانند امسال ما هم چهار شب احیا داریم نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم و بیست و هفتم اما ما این برنامههای عبادی را هم میگذاریم غیر از برنامههای فکری که از همه اینها مهمتر برنامههای فکری هست. فرمود شب قدر بالاترین عمل فکر کردن است مذاکره علمی است ما خودمان هم رعایت نمیکنیم ما هفتاد دقیقه هشتاد دقیقه میگذاریم برای مباحث علمی چند ساعت میگذاریم برای ذکر و اینها غلط هم هست ولی بالاخره این روندی است که مردم غیر از این تحملش را ندارند اصلاً نمیپسندند. میگوییم آقا سه تا شبهای قدر مثلاً سی تا از این اسمهای حق تعالی را نه آقا صد تا را بخوانیم مگر کنترادی مگر کارگریم ما، هزارتا اسم میخواهی بخوانی بعد هم نمیفهمی سی تا را بخوان یک ذره فکر کن در مورد آن ده تا را بخوان روی این اسمهای الله فکر کن اسمهای خودت هست. نه اصلاً مسجدی که صد رکعت دولا راست نشودند نماز کنترادی نخوانند مسجدی که صدتای جوشن کبیر را نخواند اصلاً مسجد نیست ما آنجا نمیرویم عبادت بکنیم ما با ذکر خودمان را غافل میکنیم حالا هر کسی هر کاری دارد انجام میدهد ما بُر نخوریم برویم در جمعیت وسط جمعیت خودمان را علاف بکنیم. تو بنشین فکر بکن شب قدر یعنی شب فکر کردن شب قدر یعنی اینکه تکلیف خودت را با برزخ با ابدیت با امام زمان با الله با قوای نفسانی خودت روشن بکن اینها خیلی مهم است. برویم سراغ بحث بعدی از وجود مقدس امام زینالعابدین(ع) میفرماید (اِیاکَ وَ الاِبتِهاجَ بِذَنب فَاِنَّ الاِبتِهاجَ بِهِ اَعظَمُ مِن رُکُوبِه) بعضیها هستند وقتی گناه میکنند خوشحال هستند با پررویی با بیحیایی گناه میکند شرع را رعایت نمیکند شاد هم هست تازه آنهایی را که رعایت میکند را آنها را مسخره میکند. فحشا دارد فحشای ظاهری دارد بدحجابی و بیحجابی دارد راحت ماهواره نگاه میکند راحت هر غلطی که دلش میخواهد میکند و آن که اینطوری نیست را به عنوان اُمُل به عنوان آدم نادان به عنوان ساده مسخره میکند. بعد هم به بقیه هم پیشنهاد میدهد که اگر بقیه بگویند نه خوب نیست هِرهِر و کِرکِر به او میخندند که این چقدر ساده است بچهمان چقدر پاک است بچهمان چقدر مثبت است مسخرهاش میکنند. حضرت فرمود (مَن اَذنَبَ ذَنباً وَ هُوَ ضاحِک دَخَلَ النّار وَ هُوَ باک) میگوید شما وقتی که گناه میکنی و میخندی هر کس که گناه بکند بخنند میاید زمانی که داخل آتش میشود در حالی که دارد گریه میکند خندیدن خیلی بیحیایی است خیلی پررویی است. حضرت سجاد میفرماید که گناه کردن وقتی که انسان ابتهاج به معصیت و گناه دارد این از خود گناه خیلی بالاتر است این خوشحال بودن، بیحیایی کردن از خود گناه خیلی بالاتر است. چرا میگوید کسی که زنا بکند قمار بکند من قیامت شفاعتش میکنم ولی کسی که نماز را سبک بشمارد شفاعت نمیکنم. چون نماز را سبک شمردن پررویی است بیادبی است ندیدن خداست نشنیدن صدای خداست خود را به کری زدن است. صدا میکند که الان وقت نماز است بیا و من بگویم نه، کارهای واجبتر از تو دارم به تمام قوایش جنایت میکند قوایش نماز میطلبد و این اصلاً به همه قوا میگوید که من فعلاً مشغول کارهای پایینی هستم هر جا که پررویی و بیحیایی بیادبی باشد جزایش خیلی زیاد است. لذا بگذارید برایتان بخوانم این خیلی جالب است (اِنَّ اللهَ یُحِبُّ العَبدَ اَن یَطلُبَ اِلَیهِ فِی الجُرمِ العَظیم وَ یُبغِضُ العَبدَ اَن یَستَخِفَ بِالجُرمِ الیَسیر) امام صادق(ع) میفرماید خداوند بندهای را که، خیلی تکان دهنده هست، بندهای را که در گناه بزرگترش توجه دارد یعنی حواسش هست که گناه بزرگ انجام داده و ناراحت است خدا این بنده را دوست دارد. ولی بندهای که یک گناه کم انجام داده ببینید (یُبغِضُ) خداوند دشمن میدارد بندهای را که کوچک بشمارد جرم کوچک را، حالا این بود که حالا چیزی نبود، حالا چهار تا شپش که چیزی نیست حالا چهار تا شوید چیزی نیست که یک ذره دستم را نامحرم ببیند که چیزی نیست. حالا جوراب پایم نباشد که چیزی نیست. حالا لباسم تنگ باشد که چیزی نیست حالا یک تیغ بزنم به صورتم چیزی نیست حالا یک انگشتر طلا دستم بکنم چیزی نیست همینها، حیزی که نکردم دزدی که نکردم مال مردم را که نخوردم نه همین خدا از این بنده بدش میاید. چون بیحیاست پررو است. شما همینطور هستید خودتان یک کسی گناه بزرگی در مورد شما مرتکب بشود بعد بیفتد به گریه و ناراحتی بعد بگوید تو را به خدا حلالم کن غلط کردم میبخشیدش اما یک کسی که هر بار یک کار بزرگ نمیخواهد انجام بدهد هر دفعه مثلاً بیاید یک کار کوچک با پای بو گند جورابش بیاید پیش شما میگویی آقا بیزحمت برو پایت را بشو گناه کبیره که انجام نداده پایش را نشسته متنفر میشوی از این آدم. لذا فرمود (لا مُصیبَۀَ کَاستِهانَتِکَ بِذَنب) هیچ مصیبتی مثل این نیست که انسان گناهانش را کوچک بشمارد از این بالاتر دیگر مصیبتی بالاتر نیست. (لا تَصتَصغِرنَّ سَیِّئَۀً تَعمَلُ بِها فَاِنَّکَ تَراها حَیثُ تَسُؤک) وجود مقدس امام باقر(ع) کوچک نشمار گناهی را که داری انجام میدهی چرا؟ چون یک زمانی میرسد که این گناه را داری میبینی و از آن متنفری ولی کاری نمیتوانی انجام بدهی از آن بیزاری و دامنت را گرفته. (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) آیه شریفه قرآن هر روحی هر نفسی به آنچه که دارد میکند میرود در گروی آن، توبه میکنی توبه کردی خوش به حالت نکردی و نمیکنی و اصلاً بیخیالی نسبت به آن، این میشود جزئی از وجود تو. حالا وقتی که وارد آنجا شدی میبینی که دُم داری شاخ داری دهانت شده مثل پوزه سگ همین که پیغمبر فرمود سگ خوک میمون حالا مگر میشود این شکل را به راحتی شکل آدم کرد مگر میشود یک نفر میمون شده باشد براحتی آدم بشود خیلی سخت است. پس تا در دنیا هستیم این قیافهها را عوض بکنیم تا در دنیا هستیم به خودمان برسیم وقت هست میتوانیم کاری بکنیم. راجع به این باز هم سخن خواهیم گفت برویم سراغ کثیفترین گناهان. کثیفترین گناهان چیست؟ خواهش میکنم دقت کنید شاید ما به آن مبتلا باشیم کثیفترین گناهان همه گناهها را دیدید این کلمه خیلی کلمه عجیبی هست که حضرت به کار برده. اَقذَر قاذورات شنیدید قاذور کثافت کثیفترین گناه چیست؟ وجود مقدس امام صادق(ع) میفرماید (اَقذَرُ الذُنُوب ثَلاثَۀٌ) سه تا گناه هست که از همه کثیفتر است یک ذره فکر بکنیم ببینیم که اطرافمان چه کسانی انجام میدهند خودمان انجام میدهیم یا نه 1ـ (قَتلُ البَهیمُۀ) این که انسان یک حیوان بیزبانی را بکشد. مورچه هست شخصیت دارد مورچه را شما نگاه کنید قرآن میگوید (يا أَيُّهَا الَّنمْلُ) ای مورچهها (ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ) بروید در خانههایتان (لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ) اینها حالیشان نمیشود سلیمان و سربازهایش حالیشان نمیشود میایند لهتان میکنند بروید در خانههایتان، آقا جان دارد.
برای او هم جانش ارزش دارد بعضیها سادیسم حیوانکشی دارند خدا رحمت کند امام را آقا سید احمد آقا(ره) میگفت امام اجازه نمیداد ما یک مگس را در خانه بکشیم او خودش بلند میشد با عبا هی اینطوری میکرد مگسها را بیرون میکرد و در را میبست ولی اجازه کشتن را نمیداد ما هم یک موقعهایی شیطانی میکردیم یک همچین کارهایی میکردیم. حالا البته مراجع در بعضی از موارد حیوانهایی که بسیار آسیب میزنند در خانه ممکن است بیماری بیاورند تحت یک شرائط خاصی مثلاً حیوانات موذی حیواناتی که خطرناک هستند را به نحوی اجازه میدهند. اما اینکه انسان بیفکر باشد حالا یک سوسکی آمده در خانه برای چی بکشی اگر میتوانی بگیریش بگیر پرتش کن از پنجره بیرون برای چی بشکمش این را الان دستت را میروی با مایع میشویی دیگر گوشیهای تلفن همراه از صدتا سوسک و موش آلودهتر است از نظر میکروب. دانشمندها میگویند یک گوشی تلفن همراه از کاسه دستشویی خانهتان بیشتر آلودگی دارد آی دستم سوسکی شد خوب حالا سوسکی بشود برو بشوی دستت را، قتل حیوان کار کثیفی هست جان دارد او هم زن و بچه دارد نامزد دارد. دوست دختر دارد دوست پسر دارد آرزو دارد گرفتاری دارد خرج دارد میخواهد برود غذا بیاورد برای خانودهاش مشکلات دیگر دارند اینها یکدفعه میزنیم حیوان را میکشیم. (حَبسُ مَهرِ المَرئَه) این خیلی اتفاق میافتد که آدم مهر زنش را ندهد مهریه همسرش را حبس بکند امام سجاد(ع) فرمود ما اهل بیت کسانی هستیم که عجله میکنیم در پرداخت مهر همسرانمان حالا یک موقع هست یک زنی شعورش میرسد میگوید من میخواهم با فاطمه زهرا محشور بشوم. چون زنی که در روایت داریم مهریهاش را میبخشد خداوند جزایش این هست که با فاطمه زهرا محشورش میکند زیرک است میگوید من مهرم را بخشیدم که با فاطمه زهرا محشور بشوم یعنی فاطمه زهرا را بدهکار خودش میکند اصلاً فرستاد آخرت تمام شد گیر کرد دیگر فرستادی پیش خدا کاریش هم نمیشود بکنی خدا دریافت میکند. اصلاً مهریه معقول، مهریه از اسمش معلوم است عربی به آن صداق میگویند یعنی علامت صداقت دوست داشتن مهریه یعنی علامت این که من به شما محبت دارم دوستتان دارم این یک هدیه هست الان شده تجاری الان دیگر تجاری شده. یعنی شده یک سرمایهگذاری اصلاً نه یک مهر معقول یک مهر منطقی یک مهری که شخص هم بتواند بپردازد خیلی کار خوبی هست این هیچی حالا خانمها خانمی میکنند کنار میایند اصلاً حرفش را هم نمیزنند. میبینی شخص دارد میمیرد وصیت نمیکند که مهریه زن را بپردازد میتواند الان پول دارد میتواند بپردازد این زن مستطیع میشود میتواند با آن برود مکه با این مهریه پول گرفته الان مرد هم حق ندارد روی مهریه حلالترین پولها پول مهریه است الان گرفته با آن میتواند مکه برود با آن میتواند کارهای دیگر انجام بدهد کارهای خیر انجام بدهد اصلاً میتواند با آن آخرت سازی بکند برای خودش یک کاری بکند. باز هم میبینی بعضیها از این نامردتر از این کثیفتر کسانی هستند که زنها را وادار میکنند که اگر میخواهی طلاقت بدهم اینقدر اذیت میکند تا زن مهرش را ببخشد اینها کثیف است کارهای کثیف است نامردی است ظلم خیلی عظیمی است زن را در فشار گذاشته که تو مهرت را ببخش. برای چی؟ هیچی میخواهم چقدر عاشق منی ای خودخواه خودشیفته ای متکبر ظالم، میخواهم ببینم تو چقدر من را دوست داری اگر من را واقعاً دوست داری برو مهریهات را ببخش بارها این را ما به چشم خودمان دیدیم زن میگوید بخشیدم نه برو در محضر بنویس که بخشیدی زن بنده خدا میخواهد زندگیش را نگه بدارد میخواهد سلامت را نگه دارد. در روایت داریم بترسید از ظلم کردن به کسی که هیچ کس را جز خدا ندارد زن بنده خدا میتواند چکار بکند به مرد زبان نفهم قلدر خودخواه و خودشیفته ظالم میرود مهریه را در محضر میبخشد بعد میاید طلاقش میدهد طلب هم که نداری باید بیایی اینجا متقابلاً زنها هم هستند که از مهریهاشان استفاده نادرست و نامشروع میکنند. نباید انسان حبس بکند نباید تحت فشار قرار بدهد آقا پذیرفتی روز اول رفتی مرد باش پذیرفتی طلاقت نمیدهم تا موهایت مثل دندانت سفید بشود تا مهرت را ببخشی بدو برو هیچی. (مَنعُ الاَجیرِ اَجرَه) این هم خیلی دارد الان یک کارگر چهار ماه در کارخانه پول نگرفته کارمند است سه ماه است حقوقش عقب افتاده اگر کارفرما بتواند بدهد و ندهد این از کثیفترین گناهان است که الان هم زیاد دارد اتفاق میافتد. تمام دنیا هم اینطوری است نه فقط کشور ما نیست آنطرفها خیلی بدتر است آنطرف آب خیلی بدتر است دو ماه الان ما شش ما حقوق نگرفتیم کارگرها، آقا این آدم است زن و بچه دارد خرج دارد مریضی دارد گرفتاری دارد برای چی حقوق کارگرهایت را عقب میاندازی مگر نفرمود تا عرقش خشک نشده حقوقش را بپرداز. کارفرماها برای یللی تللیهای خانواده خودشان عیاشیهای فرزندانشان پول دارند هزینه بکنند ماشینهای آنچنانی مسافرتهای آنچنانی و ویلاهای آنچنانی سفرهای خارجی و لباسهای آنچنانی وقتی نوبت به کارگر میرسد به کارگر میگوید من ندارم بدهم. حالا صبر کن ماه آینده ببینم چه میشود حالا بیا این پنجاه تومان را بگیر ببینم تا بعد چکار بکنم اصلاً انگار اینها آدم نیستند با آدم سروکار ندارد اینها گناهان خیلی سنگینی هست که انسان بتواند، آقا کار کرده زحمت کشیده حقش هست که به او بدهی برای چی عقب میاندازی برای چی گروکشی میکنی حقوق دیگران را. ببین نمونه دارد حضرت میگوید وقتی میگوید این کار کثیفترین کار است ما از این کارها زیاد داریم تنبیههایی میکنیم بعضی وقتها افراد، زنش را تنبیه میکند گروکشی میکند بچههایش را تنبیه میکند گروکشی دارد زن شوهرش را اذیت میکند گروکشی دارد این کار کار کثیفی هست بیعدالتی بیانصافی از کثیفترین گناهان است کارش کار خوبی نیست. حضرت فرمود اگر کسی بداند که یک مسلمانی نیازی به کمک دارد و بگذارد او بیاید به او بگوید از ولایت خدا خارج است این آدم دیگر آدم نیست که کیف بکنی بقیه بیایند به تو بگویند ما به تو احتیاج داریم لذت ببری از اینکه دیگران به تو التماس بکنند بیایند از تو درخواست بکنند. اگر میدانی مشکل دارد بخصوص کسانی که حق دارند گردن انسان مثل پدر مادر در روایت داریم انسان اصلاً حق ندارد اگر بداند پدر مادرش چیزی احتیاج دارند بایستد تا آنها بگویند پدر مادر احتیاج دارد برو خودت بگو اصلاً نباید معطل بکنی بایستی تا از تو درخواست بکنند. آنهایی که ذوالحقوق هستند تو باید خودت بروی پیشنهاد بدهی از پدر مادر بگیر برو بالا، استاد برو بالاتر امام زمان، امام زمان الان به ما احتیاج دارد و دارد داد میزند و ما خودمان را به کری میزنیم نمیدانم آخر عاقبت ما چطوری میشود یعنی حتماً باید بیایند التماس بکنند که آقا الان یک همچین وضعیتی هست که ما بگوییم آقا برویم برای امام زمان یک کاری انجام بدهیم. ما خیلی وقتها وقتی امام زمان آرمانهای حضرت به ما احتیاج دارد خودمان را به کری میزنیم آقا من نشنیدم نمیصرفه پول در آن نیست پولش کم است. ما در این خیرهایی که داشتیم در مؤسسه خودمان که خدا انشاءالله روزبهروز هم به تعدادشان، هم به مالشان، هم به سلامتیشان اضافه بکند و عاقبت بخیرشان بکند دو تا از این خیرها یکی از آنها خدا رحمت کند حاجآقای علیپور بود روحش شاد و یکی دیگر یک بزرگوار دیگری بود که ایشان نمیگذاشت هیچوقت ما و مدیرهای مؤسسه بروند بگویند الان برای فلان کاری که در مؤسسه میخواهیم انجام بدهیم پول احتیاج داریم. هفته به هفته یا زنگ میزنند یا خودشان میایند یا بچههایشان میفرستند آقا کارتان کجا لنگ است کارتان، این یعنی مؤمن واقعی یعنی نسبت به امام زمانش دین دارد نمیتواند وجدانش را راحت بکند الان کاری از کارهای امام زمان لنگ باشد و این الان پول در خانه ذخیره دارد پول در حسابش هست میتواند اصلاً بدهد و نمیدهد بعد بایستد بیایند به او بگویند که آقا فلان کار لنگ است بیا بده نه. روحش شاد آقای علیپور بعضی از بزرگان دیگر هم بودند همینطوری بودند از خیرین آنها میایند به ما التماس میکنند که واقعاً هر جا لنگید بگویید ما فداکاری بکنیم تا یک کسی که باید هزار دفعه به او بگویید فلان کار امام زمان لنگ هست الان اینطوری هست. من امسال یک حادثه خیلی بدی اینقدر حالم بد بود تا الان وقتی که یادش میافتم خیلی حالم بد میشود یک مُبَلِغ آفریقایی بود از کشور نیجریه آمد به من گفت که من کار دارم شما را، گفتم خیلی خوب باشد بیایید دفتر، آمد دفتر ما. گفت که ما اول انقلاب شیعه خیلی کم داشتیم آنجا الان به برکت انقلاب اسلامی هی تبلیغات شد و یواش یواش آمار شیعیان تا ده میلیون نفر هم رفته گفتم خوب حالا من چکار میتوانم برای شما بکنم؟ گفت ما اصلاً آنجا یک حسینیه نداریم اصلاً میخواهیم الان مراسم برقرار بکنیم طلبه بود. میخواهیم مراسم برقرار بکنیم به مناسبت نیمه شعبان تولد امام زمان میخواهیم یک عده را با امام زمان آشنا بکنیم حتی یک حسینیه هم ما نداریم رفتیم یک سالن قرض گرفتیم آنجا خیری پیدا کردیم گفته دو سه روز سالن را در اختیارتان رایگان قرار بدهم گفتم حالا من که دستم خالی است خودم گرفتارم ولی چکار میتوانم بکنم. گفت یک کتاب چاپ کردم این کتاب را برای امام زمان نوشتم چه کتاب قشنگی هم نوشته بود راجع به امام زمان پرمحتوا به زبان انگلیسی گفت میخواهم این را چاپش بکنید که این را توزیع بکنیم ما هم گفتیم چقدر میخواهد برای هزینه این؟ گفت که این سه میلیون تومان پول میخواهد. ما هم خوشحال گفتیم حالا سه میلیون میتوانیم آبرو بگذاریم یک جا بگیریم بالاخره جور کردیم من به این توانستم پانصد دلار بعد از چند هفته به او بدهم او هم خوشحال شد روزی که میخواست برود گفت من باید اینجا چاپ بکنم با خودم ببرم آنجا هزینهاش خیلی زیاد است گفتم باشد دیدیم یک نمونهاش را آورد را بعد این کتاب را باز کردم بخوانم دیدیم نوشته، گفتم چند تا چاپ کردی از این؟ گفت دویست تا گفتم این سه میلیون تومان برای دویست تا گفت بله دیگر دویست تا دیجیتالی رنگی تمام رنگی کتاب بزرگی هم گفتم ما دلمان خوش بود که تو سه چهار هزار جلد کتاب چاپ میکنی گفت نه بابا همین چند میلیون تومان شده پول این دویست تا کتاب. دویست را میخواهم ببرم در کشور برای امام زمان تبلیغ بکنم بعد به من گفت که متن دیجیتالیش را میخواهی؟ گفتم بله بده من لازم دارم، رفتم گفتم بیا خودت دستگاه را روشن کن گفت نه شما ببر فلش من را، رفتم فلشش را باز کردم گفت در بخش نامهها یک قسمتی زدم گفتم باشد گفت یک نامه هم برای خود شما نوشتم برای کمک گفتم باشد. زدم یک دفعه دیدم نامه نوشته به یکی از مراجعه که حضرت آیت الله العظمی فلانی من مادرم در نیجریه و خواهرهایم دچار فقر هستند و مشکل غذایی دارند در آفریقا من خواهش میکنم اگر امکان دارد به من طلبه یک ذره نماز روزه قضا به ما بدهید تا من بتوانم آنجا نماز روزه قضا بجا بیاورم تا بتوانم شکم مادرم اینها را سیر بکنم. ما اطرافمان صدها هزاران دهها صدها هزار شیعه دارند از گرسنگی رنج میبرند تا خرخره داریم میخوریم ما بعد هم میگوییم میخواهیم با امیرالمؤمنین محشور بشویم با حضرت زهرا محشور بشویم با امام زمان محشور بشویم. این چطور سبک زندگی است که ما داریم یخچالها پر فریزرها پر اصلاً فکر نمیکنیم که حالا چقدر اطراف ما آدم گرسنه وجود دارد اسراف اسراف. روح ما متأسفانه روح اینطوری هست آنجایی که باید بداد کسی برسیم باید بایستیم تا التماس بکنند هی بیایند خواهش بکنند از ما تا ما یک کاری انجام بدهیم میگوید که اگر یک مسلمانی حضرت فرمود اگر یک مسلمانی بداند یک مسلمانی نیاز به کمک دارد و نکند هی بایستد تا به او بگویند از ولایت خدا خارج میشود و تحت ولایت شیطان قرار میگیرد. آنوقت این آقای کارفرما، حالا وقتی حضرت میگوید کثیفترین کار یعنی چی، این آقای کارفرما، طرف صدقه نمیخواهد حقوقش را میخواهد کار کرده چک میکشم حالا بعداً خوب آقا تو که میتوانی چک نکشی الان نقد بدهی برای چی چک میکشی نه الان رسمش اینطوری است باید چهل روز طرف را بدوانیم. پول در حسابت هست بده به او برود نه خودم پولم را لازم دارم بگذار با پولم کار بکنم این میفرماید که روز قیامت لقمه حلال گیر نمیاید همه آتش میخورند همین است تو که میتوانی به او بده الان، نه، حقوق کارگر را عقب میاندازد. خوب میماند گناهانی که بخشیده نمیشود این فصل مهمی هست که چه گناهانی آمرزیدنی نیست در روایت داریم امیرالمؤمنین(ع) تقسیم میکند گناهان را میفرماید (اَلذُنُوبُ ثَلاثَۀٌ) نمیخواهم بخوانم فقط تیترش را بگویم بس است برای امروز. گناهان سه دسته هستند (فَذَنبٌ مَغفُور) گناهانی که مغفرت مشمولش میشود میشود بخشید (وَ ذَنبٌ غَیرُ مَغفُور) گناهانی که بخشیده نمیشود (وَ ذَنبٌ نَرجوا لِصاحِبِه وَ نَخافُ عَلََیه) گناهی که امیدواریم ما اهل بیت و میترسیم آن روز نشود ممکن است بشود و ممکن است نشود و ما اهل بیت نگرانش هستیم. نگرانیم که ببینیم این میشود یا نمیشود چون مادر است مادر ببین شما وقتی میگوید الان ممکن است بچه بد متولد بشود مادر چقدر دلشوره دارد تا این بچه به دنیا بیاید. یک مادری چند روز پیش آمده بود به من میگفت که میخواهم بچهام را بیاندازم گفتم برای چی؟ گفت که قرص زیاد خوردم اشعه هم زیاد به او خورده گفتم نه آقا برو صدقه بده دعا بکن اینطوری هم نیست به این مفتیها گفتم دکتر چه میگوید گفت دکتر اعلام خطر نکرده اما خودم خیلی ناراحتم. نه، ما صدقه داریم دعا داریم اینطوری نیست که آدم بچه را زود ببرد بیاندازد بعد از چند وقت دیدم یک بچه خوب و شنگول و تازه و زیبا سالم گفت این بچه است خدا خیرتان بدهد که نگذاشتید سقطش بکنم. مادر نگران است اینقدر نگران است میگوید از داشتن بچه میگذرم که یک بچه مریض نیاید به دنیا یک بچه ضعیف، حضرت زهرا برای ما واقعاً نگران است اهل بیت برای ما نگرانند که مبادا ما خدای نکرده مریض بیمار با بیماریهای متنوع آن هم با بیماریهای باطنی متولد بشویم نگران است. لذا حضرت ببینید چقدر قشنگ با مهربانی میگوید قربان امیر المؤمنین بروم(س) میفرماید که (نَرجُوا) ما امیدواریم برای کسی که مرتکب شده (وَ نَخافُ عَلَیه) اما میترسیم هم امیدواریم هم میترسیم. ما چکار میکنیم با خانواده آسمانیمان چقدر غصه به اولیاء خدا میدهیم چقدر غصه به انبیاء میدهیم چقدر غصه میدهیم به خانواده آسمانیمان با این بد زندگی کردنمان چقدر حرصشان میدهیم اینها را، اینها معصیت است یک کسی بچه شیطان باشد یکسره پدر مادر را اذیت بکند هر چه امام زمان بگوید بابا من را به گریه نیانداز هر چه فاطمه زهرا میگوید من را اذیت نکن باز با بیحیایی کارش را ادامه میدهد این خوب نیست. حالا این گناهانی که سه دسته هستند چه هستند و گناهانی که آمرزیده میشوند چه هستند انشاءالله بماند برای جلسه آینده. برای شفای مریضان مریضان منظور کسانی که از نفس پاک شما به نفس پاک شما امیدوار هستند از شما ملتمس دعا هستند عزیزی که الان التماس دعا دارند برای مریض سرطانیشان برای دفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیان مسلمین مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودمان. حل مشکلاتمان و اینکه انشاءالله ماه رمضان خوبی داشته باشیم احیای خوبی داشته باشیم شب قدر خوبی داشته باشیم انشاءالله عید فطر برای ما عید حقیقی باشد پنج مرتبه این آیه شریفه را میخوانیم (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ). هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.