بحث مان در ریشه های تاریخی نبرد حق و باطل و جریان جنگ تاریخی فطرت و طبیعت به خصوصیات اخلاقی رسید و این را عرض کردیم که در جنگ های بزرگی که بین فطرت گرا ها و طبیعت گراها رخ داده و حتی بین طبیعت گرا ها جداگانه رخ داده است.
مسئله انحرافات اخلاقی مثل ، حسادت، حقد ، تعصب ، خود محوری ، و خود برتر بینی ، و علو اینها فوق العاده تاثیر گذار بوده و در بسیاری از موارد ریشه ی اساسا درگیری ها و اختلافات همین خصوصیات اخلاقی بوده ، به مناسبت بحث حقد را مطرح کردیم که در دعای ندبه ، مبارزاتی را که دشمنان اهل بیت با خاندان نبوت کردند امام صادق (ع) ریشه اش را کینه می داند . کینه های تاریخی که به پیامبر و اجداد پیامبر ، کینه های تاریخی که نسبت به امیرالمومنین (ع) وجود داشت به همین مناسبت در باره کینه هم بحثی را آغاز کردیم که بدانیم این می تواند چقدر مخرب باشد در زندگی ما گاهی وقتها یک حسادت و کینه می تواند زحمات یک عمر انسان را هدر بدهد و انسان را به جهنم بفرستد . بقدری این مسئله مهم است که در فرمایشات معصومین (ع) داریم که اگر کسی از دنیا برود و در دل او از کسی کینه ی وجود داشته باشد از مومنی ، مسلمان به بهشت راه پیدا نمی کند.
در این باره چند روایت را عرض کردیم و توضیحاتی دادیم . که ادامه آن بحث را خدمت تان عرض می کنیم . فرمایشات از حضرت امیرالمومنین (ع) است می فرماید : که طهروا قلوبکم من الحقد فانه و داع موبی . دل های تان را پاک کنید از کینه .
از کسی نفرت و کینه به دل نداشته باشید چرا که این یک درد کشنده است . هلاک کننده است . درد کشنده شما می بینید که گاهی وقتها انسان درد هایی در بدنش است اما کشنده نیست . مریضی است که قابل دوا و درمان است ولی یک موقعی هست که در بدن انسان یک سرطانی ایجاد می شود که با وجود سالم بودن قسمتهای مختلف بدن در یک نقطه سرطان ایجاد می شود اما همان یک نقطه کشنده است و سلامت بودن بقیه قسمتها راه گشا نیست ، حل کننده مشکل نیست ، با اینکه تمام قسمتهای بدن شخص سالم است .
یک قسمت که سرطان می گیرد به جای های دیگر هم سرایت می کند و شخص را از پای در می آورد جز خصوصیت ها و بیماری هایی که تمام بدن انسان را مروت انسان را ، اخلاق انسان را ، ایمان انسان را مثل خوره از بین می برد . کینه داشتن است .
اینکه انسان عقده کند از کسی ، دل چرکین باشد از کسی ، این خیلی خطرناک است . به طوری که در فرمایش دیگری که حضرت دارد. می فرماید ، راس العیوب الحقد ، حقد و کینه توزی در راس عیبها و بیماری ها قرار دارد . فرمایش دیگر حضرت که راه گشای خوبی برای حل همه ی مشکلات به ما دارد می دهد یک راه گشای خوب که واقعا جز معجزات فرمایشات حضرت است .
اگر دقت کنیم به همین یک روایت . دلم ما خیلی زود از کینه ها و نفرت ها و حسادت ها نجات پیدا می کند این روایت را من آهسته می خوانم آنهایی که دوست دارند بنویسند ، چون این را توی خانه باید بزنیم . حتما . چون باید این جلوی دیدتان باشد ، جلوی قلب تان باشد ، همیشه توی ذهن تان باشد . از چیز هایی هم نیست که الان فقط شما بشنوید و رد بشوید و بروید . بلکه باید همیشه حتما باید مد نظرتان باشد . این مثل یک شاه کلید است که باهاش می توانید بیماری های زیادی را ، قفلهای زیادی را که به روح و قلب و مغز و عقل انسان می خورد باز کنید .
این یک روایت خیلی می تواند در سهم شادی و آرامش ما که در قرآن کریم از خصوصیات مومن شمرده شده ، نقش داشته باشد . من بار ها و بار ها این حدیث نبوی را عرض کردم که :
المومن دائم النشاط . مومن نشاطش دائمی است . نشاط مومن ، مومن اگر قطعه قطعه اش هم کنند در انواع درد ها و انواع مشکلات و گرفتاری غرق باشد اما نشاط دارد ، آرامش دارد ، این را گاهی وقتها هی عزیزان سوال می کنند من هم توی طول این مدت ، توی این چند سال رمز ها را باز کردم . گفتم اگر این جوری هست چرا مومن این طوری می شود ؟
چرا مومن این آرامش را دارد . این خصوصیت را دارد . این شادی را دارد . با وجود اینکه غرق در مشکلات و گرفتاری ها هست چطور ممکن است این روایت از آن چیز هایی است که معما را حل می کند برای ما . یعنی اگر شما بگویید که مگر می شود انسان درد داشته باشد ، انواع درد ا و گرفتاری ها و سختی ها را داشته باشد ولی شاداب و آرام و با نشاط باشد .
چه جوری آدم می تواند این را حل کند ؟ این یکی از شاه کلید های خیلی مهم است که خواهش می کنم بهش خیلی دقت کنید و حتما حفظش کنید می فرماید : الدنیا اصغر و احقر و انزر من ان تطاع فیها الاحقاد .
الاحقاد جمع حقد است و حسادت و تطاع یعنی اطاعت بشود . می فرماید که دنیا کوچکر و حقیر تر و ناچیز تر از آن ست که شما بخواهید دنبال کینه های تان باشید . پیروی از کینه ها انسان بکند پیروی از حسادتها بکند پیروی از خدمت تان عرض کنم اخلاق بد کند ، می گوید خیلی کوچکتر از آن هست که تو بخواهی این قدر تو آلودگی کسب کنی .
چون این آلودگی ، آلودگی ابدی است . یک سرطان کشنده است . لذا می گوید اگر می خواهید دل تان همیشه پاک باشد به یک چیز زیاد فکر بکنید و آن اینکه دنیا خیلی بی ارزش تر از آنی هست که تو بخواهی دلت را یک لحظه آلوده کنی ، و ذهنت را یک لحظه خراب کنی ، این را باید مواظب باشی خیلی کوچکتر از این هست . خدا رحمت کند مرحوم آیت ا... مجتهدی را که ما همیشه خوب که طلب بودیم خدمت ایشان بودیم . ایشان وقتی همیشه صحبت می کردند برای ما ، این فرمایش شان بود که تکیه کلام شان بود ، که هر وقت صحبت می کرد برای ما می فرمودند : این نیز بگذرد . شما ببینید در زندگی تان چه قدر مسائل و مشکلات و گرفتاری ها بوده الان خبری از آن نیست خاطره هست اما دیگر هیچی از شان نیست . خاطره گذشته های تلخ هم که کار شیطان است که ایجاد می کند برای انسان . اساسا شیطان هست که همیشه ما را می کشاند به سمت حمله از عقب ما را می کشاند به گذشته مان و چیز هایی بد تلخ و گذشته چه گناه ها باشد چه شکست ها باشد چه کدورت ها باشد . این ، این نیز بگذرد خیلی مهم است .
حتی لذتها و چیز های قشنگی هم ما در زندگی داشتیم و آن هم تمام شد و الان خبری دیگر از شان نیست آن لذتها آن هم گذشته . به خاطر همین قرآن هم می فرماید : نه به چیز هایی که بدست می آورید و پیروزیها و چیز هایی که بدست می آورید و آرزو های تان خوشحال بشوید نه به چیز هایی که از دست می دهید .
چون اساسا دنیا ریز تر و حقیر تر و کوچکتر از آنی هست که تو بخواهی دل بهش بدهی . این مثالی که خود معصوم و اکثر معصومین (ع) این مثال را برای ما زدند که بابا شما به دنیا به عنوان دار مهر نگاه کنید . آقا دنیا ماهیت رحمی دارد و هیچی اش اصلا ارزش ندارد که شما اصلا به حسابش نمی آورید . از این دنیا هم که بروید شما الان ، شما فکر می کنید که خیلی مسئله بزرگ است ، ولی پای تان را از این دنیا بگذارید بیرون اصلا یاد تان می رود ، دنیا را .
آنچه که می تابد ، برای شما . به محض اینکه پای تان را از اینجا بگذارید بیرون ، معلوم هم نیست که چند دقیقه و چند روز و چند ساعد دیگر است تنها چیزی که ذهن تان را مشغول می کند ، این است که من توی این عالم متولد شدم یک برزخ طولانی تا قیامت دارم خودم هم باید اداه کنم خود را ، چی آوردم با خودم از دنیا و تا قیامت هم باید طی کنم ،تازه اول قیامت هم اول گرفتاری من است که 50 هزار سال است 50 هزار سال است که من باید با خودم توشه آورده باشم ، آورده ام یا نه ؟ نیاورده ام .
اصلا شما یادت می رود که کی بودید تو دنیا ، رئیس جمهور بودید ، سرهنگ بودید ، سردار بودید ، زنت یادت می رود شوهرت یادت می رود ، بچه هایت یادت می رود ، خانه ات یادت می رود نمی دانم ، اصلا فراموش می کنی مگر ما الان به دنیا آمدیم دوران رحمی مان یاد مان است ؟ ها . رابطه دنیا و آخرت گفتیم مثل رابطه چی هست ؟ مثل رابطه رحم مادر با دنیا .
شما الان هیچ کدام تان یادتان نمی آید تو رحم چی کار می کردید . نه ماه ، با اینکه زنده بودید . هوش و حافظه ، و مغز و همه چیز هم داشتید ولی یادتان نیست ما به محض اینکه پای مان را از اینجا بگذاریم بیرون دیگر یادمان می رود کجا بودیم آنجا یک عالم دیگر است نسبت ها هم از بین می رود . اصلا تو یک آدم دیگری هستی یک شخصیت دیگری هستی .
آنجا متولد شده ای ،یک دفعه فرشته ها بهت می گویند خوب چی آوردی اینجا ، و تو هستی با هزاران سوال ، آنجا با هزاران مطالبات که شرایط زیستی آنجا ازت مطالبه می کنند و می خواهند و تو اصلا بهش فکر نکرده بودی توی زندگی ات اصلا برایت مهم نبوده است که بخواهی برایش فکر کنی و دنبالش باشی و تهیه اش کنی . آنجا جدی می گیرند و می خواهند.
تو اصلا برایت اهمیتی نداشته ، ولی شما نگاه کنید یک آدم این قدر کوچک می شود که می تواند سالها حسود باشد و سالها کینه و نفرت از دیگران به دل داشته باشد . اینقدر کوچک . اصلا این دنیا چی هست که ما قرار باشد تویش بد زندگی کنیم ، توی این دنیا سالهای عمر و استعداد و مغز و قلب و دل و ابدیت و رابطه با خدا را همه را فدا کنیم برای چی ؟
برای حسادت ها ، کینه ها ، برای دشمنی ها ، برای چشم و هم چشمی ها ، برای رقابت ، از دیگران جلو زدن چه بدبختی هست مگر ما چقدر فرصت داریم . آدمی که ایمان ندارد این جوری هست یعنی آدمی که واقعا باور نکرده که یک حیات ابدی سر راهش هست باور نکرده یک قیامت و قبری دارد ، باور نکرده که یک روزی ازش چند روز دیگر است .
نمی دانیم چند روز دیگر است یک روزی ازش خیلی چیز ها می خواهند 50 تا سوال قیامت از انسان می کند . یک ذره فکر کنیم به این هر هزار سال یک موقف و یک سوال از انسان می کنند . کسی که این را باور نکرده باشد . خوب معلوم است دلش می رود سمت چه چیز هایی فکر می کند ؟
برای چی چیز هایی بالا می رود ، برای چه چیز هایی پایین می آید ؟ برای چه چیز های غصه می خورد ، برای چه چیز هایی گریه می کند ؟ برای چه چیز هایی خودش را خوشبخت می داند . در حالی که اصلا عامل خوشبختی نیست برای چه چیز هایی خودش را بدبخت می داند در حالی که از نظر ما بد بختی نیست یک کمی برویم به دل های مان مراجعه کنیم ببینیم ما برای چه خوشحال می شویم ؟
برای چه غمگین می شویم با چه بالا می رویم ، با چی پایین می آییم . با چی اعصاب مان خورد می شود ؟ با چی آرامش پیدا می کنیم اصلا یک بار فکر کنیم ببینیم ما اصلا با مبنای ابدیت و آخرت پیوند برقرار کردیم یا نه ؟ یعنی دغدغه های مان دغدغه های معصوم ، دغدغه های اولیای الهی ، دغدغه های کسانی که سر نماز روزی ده بار می گوییم خدایا ما را به راه اینها هدایت کن . صراط الذین انعمت علیهم . شهدا ، صدیقین ، راست می گوییم یا دروغ می گوییم ؟ بالاخره خدا وایستاده به دهن ما نگاه می کند . دارد ما را نگاه می کند دیگر ، ما هم وایستادیم جلوی خدا به خدا هم می گوییم اهدانا الصراط المستقیم . بالاخره این حرف مان شوخی هست یا جدی داریم این را می گوییم .
می فهمیم چی داریم می گوییم ؟یعنی واقعا جز دغدغه های ما ست که هدایت بشویم به راه کسانیکه خداوند نعمت داده بهشان این را می خواهیم این واقعی ، واقعا ، یعنی واقعا من شهدا جز الگو های من هستند ، صدیقین ، صالحین ، اینها هستند که می باید خودم را باید با اینها تنظیم کنم . ببینیم با اینها چه فاصله ای دارم تو زندگی ام یا نه ببینیم که باجناقم چی کار کرده ، خواهرم چی کار کرد ، داماد مان چی کار کرده ، همسایه مان چی کار کرده ، داداشم چی کار کرده ، نمی دانم اینها را باید ببینیم با اینها مسابقه بگذارم ، بعد هم خودم را با اینها مقایسه کنیم که ببین زندگی من با سطح زندگی اینها چی جوری هست ؟
ببین از داداشت یاد بگیر یکسره تو حرفت یک زن نادان بیشیند شوهرش را تحقیر کند . ببین آنها چی زندگی دارند و یک مرد نادان یکسره زن های دیگر را بزن تو سر همسر خودش ببین از آن یاد بگیر ، ببین چه سلیقه ای ، چی چیزی ، چی چیزی ، ای بابا انسان اگر انسان باشد و ایمان داشته باشد اصلا فرصت نمی کند به این چیز ها نگاه کند . اصلا حالش بهم می خورد که بخواهد نگاه کند این رقابت را .
عزیز من روی صراط تو بقدری ترس و لرز می آید سراغت که اگر اطرافت هزار تا اتفاق بیفتد نمی بینی تو فقط روی این صراط باریکتر از مو و تیز تر از شمشیر دنبال این هستی که نیفتی زمین ، تو جهنم نیفتی ، چی جوری ، می توانی به چیز های دیگر اطرافت اینقدر با هرزگی فکر کند و دل بهشان بدهد و بعد هم برایش غصه بخورد ، برایش حرص و جوش بخورد .
برای چه چیز هایی اینکه من می گویم ما ها چند بار عذاب می بینیم این هست یکبار توی دنیا عذاب می بینیم برای حماقت خودم ، جاهلیت خود مان برای چیزی هایی غصه می خوریم که غصه ندارد . برای چیز هایی حرص و جوش می خوریم که پیش خدا ارزشی ندارد ، بعد که از دنیا رفتیم افسوس می خوریم که برای این ها چرا افسوس خوردیم یعنی عذاب قبر ما همین است که خودمان ، خودمان را آتش می زنیم بار ها این نکته رمز را عرض کردم .
شما دقت کنید قبر ما نفس ماست همین الان شما می توانید وقتی مراجعه می کنید به درون خودتان یعنی به قبر خودتان ببینید قبر شما روشن است یا روشن نیست .
قبر تان آرام است یا آرام نیست قبرتان پر محبت و کی ها توی قبر شما الان می آیند و می روند تو قبر خودتان عاشق کی ها هستید با کی ها دلدادگی دارید تو قبر خودتان یعنی درون خودتان . نمی شود که ما اینجا جهنم و جهنمی ها و شخصیت هایی که پیش خدا و پیغمبر یک قران ارزش ندارند . منفور هستند به اینها دلدادگی داشته باشیم بعد تو قبر ما رسول ا... بیاید .
بعد بشیر و مبشر بیایند تو قبر ما . نمی آیند چون بشیر و مبشر الان باید بیایند توی قبر شما یعنی تو خود شما . هر کس می خواهد بداند واقعا چه جوری می میرد و قبرش چه جوری خواهد بود چند روز دیگر و چند ساعت دیگر الان به قبر خودتان نگاه کنید قبر تان خودتان هستید ببینید اگر قبر تان بهشت است یعنی می توانید با دنیا لذت ببرید از دنیا از هر نعمتی که خدا بهت داده لذت ببرید از نداده هایش هم می توانی لذت ببری .
از خود خدا توی این قبر بالاخره خدا هم هست دیگر الان خدا هست زند است با ما هاست موجود است ائمه هستند با ما هستند امام زمان هست می توانی توی این قبر خودت اینها را بیاوری و از شان لذت ببرید باهاشان رفت و آمد برقرار کنی ، رابطه برقرار کنی خوش بحالت ، ولی اگر همه ی اینها را داری اما نمی توانی از شان لذت ببری ، عاجزی قبر خوبی نداری .
چون دل خوبی نداری ، آرامش نداری ، آرامش نداری ، بی ففرح . دستور عمل داده خدا ، با من شاد باش ما می توانیم شاد باشیم با خدا . با مناجات با خدا با خلوت با خدا با ذکر با خدا با تجلیات خدا ، حالا خود خدا ن تجلیاتش معصوم ، انبیاء ، اولیا و شهدا ، صدیقین ، مومنین ، مظاهر شان ، فی بیوت اذن ا... ان ترفع و یذکر فیه اسمه ، با حرم می توانیم شاد کنیم خودمان را یا می آییم تو حرم می گوید من رفتم دکتر می گوید حرم نرو ، مسجد نرو نمی دانم اینجا افسرده می شوی بروی .
برو عروسی گفتم نه عروسی افسرده می کند آدم را ، حرم شادی می آورد شما الان بعد از کلاس می روید حرم قبل از کلاس می روید حرم می بینید چقدر شادید و آرامش دارید . چقدر لذت می برید ازش ؟
گریه نکن برای امام حسین گریه کردن برای امام حسین شادی می آورد برای آدم رقص می آورد برای آدم ، شما اگر یک جلسه بروید شرکت کنید گریه تان نگیرد ، خودتان ناراحت می شوید از این که چرا گریه تان نگرفت و اگر گریه تان گرفت چقدر احساس آرامش و شادی می کنید چقدر لذت می برید ، بیایید یک روایت را نصب العین خودمان کنیم تو زندگی های مان ، الدنیا چقدر جالب است امیرالمومنین میزان الاعمال دیگر ، میزان الاعمال است اگر شب اول قبر که می آید بالای سر ما ببیند دل های ما چقدر آشفته است چی فکر می کند ؟ بچه ی خودش را می بینید امیرالمومنین عجب بچه ی آش و لاشی دارد . چه بچه داغانی دارد الان دارد تو قبر ما با ما حرف می زند امیرالمومنین همین حالا با ما هاست .
این حدیث را بگذاریم تو قبر خودمان روشن کنیم قبر مان را : الدنیا اصغر و احقر و انذر من ان تطاع فیها الاحقاد .
دنیا خیلی کوچکتر و حقیرتر و ناچیز تر از آن هست که تو بخواهی حسود بشوی تو بخواهی بد اخلاقی کنی تو بخواهی کینه به دل بگیری ، تو بخواهی انتقام بگیری تو بخواهی غر غر کنی تویش . نق نق کنی تویش .
ببین برای چی ها غصه داری می خوری ، تو خودت پست می شوی این جوری بابا ، پاداشها ، امام کاظم (ع) فرمود: پاداش جسم شما بهشت است بهشت چقدر ؟ بهشت اندازه اش چقدر است ؟ ها ارضه السموات و الارض به اندازه ی همه ی آسمانها و زمین تمام نظامت خلقت الهی می گوید این برای بدن شماست تازه برای روحتان چی ؟
آنوقت انسان کوچک بشود اینقدر ، که برای یک دنیا و یک رحم ، یک رحم ریز و بدرد نخوری که فقط یک وسیله است بشیند این همه آتش بزند ابدیت خودش را . بهشت ها را بسوزاند بهشتهایی که به اندازه همه آسمانها و زمین هست بسوزند و نابودش کند .
می ارزد ما این جوری باشیم ؟ می ارزد ؟ توی این آینه ، آینه این روایت وقتی می گویم تو خانه های تان بزنید این را . تو آینه این روایت بروید خودتان را نگاه کنید واقعا بزنید آینه را . این حدیث را بزنید . الدنیا اصغر و احقر و انذر من ان تطاع فیها الاحقاد .
بعد توی این نگاه کنید ببینید که ما حرص و جوش های مان ، خوش آمدن و بد آمدن های مان دغدغه های مان مال چی است ؟ مال چی است ؟ اگر شیعیان اگر شیعیان همین یک حدیث را رعایت کنند می دانید چی اتفاقی می افتد ؟ عزیزان اگر همین روایت را کسی رعایت کند می دانید چه اتفاقی می افتد ؟ ما ها دغدغه های مان را از طبیعت ما ن می بریم روی امام زمان .
امام زمان ظهور خواهد کرد . اینکه ما نمی توانیم برای امام زمان ظهور کنیم این که خسته می شویم ، اینکه ضعیف هستیم اینکه می بریم مال این است که ما دغدغه های خیلی بزرگی غیر از امام زمان داریم . آدم دغدغه هایش می دانید چی است ؟ آدم ، بچه امام زمان دغدغه اش این است که ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره . این دغدغه است من می خواهم در دنیا و آخرت با شما ها باشم . دیگر چی ؟ ان یرزقنی طلب ثارک . انتقام تو .
ان یرزقنی طلب ثاری ، انتقام خودم . دیگر چی ؟ ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندا... من دغدغه ام و آرزویم این است که تو مقام شما باشم . پایین تر ، پایین تر نه آقا .
من دغدغه ام این است تو مقام خود شما با شما باشم کمتر نه .و این و کی به ما تلقین کرده ؟ این بلند خواهی ،بلند همتی را خودشان . برای اینکه لیلی از مجنون بسی مجنون تر است امام زمان تحمل نمی کند که تو ، تو مقامش نباشی . بچه اش را تو مقام خودش دوست دارد ملاقات کند ، چرا کوچک باشد بچ اش . شما فکر می کنید امام زمان فردا خیلی کیف می کند قیامت شما پایین تر باشید و آن بالا باشد .
امیرالمومنین فردا خیلی کیف می کند که شما درجه ی پایین باشید و او در درجه بالا ؟ نه . بهشتی هایی هم که واقعا بهشتی هستند و تو درجات بالا هم که باشند دوست ندارند که کسی تو درجه پایین باشد دوست دارند همه بهشتی ها تو مقام آنها باشند و بالاتر بروند این صفت مال آدمهایی است که توی دنیا این جوری هستند یعنی هیچ وقت دوست ندارند آدمهایی را کوچک و پایین تر از خودشان ببینند دوست دارند همه ی آدمها بیایند و مثل آنها بشوند و اگر یک آدمی از آنها جلو زد کیف می کنند و هرگز حسادت نمی کنند و اگر یک آدمی از آنها یک نعمتی را بیشتر و بالاتر داشت اصلا ناراحت نمی شوند بلکه کاملا لذت می برند از اینکه اگر کسی هم آمد از ما جلو زد از نظر کمال آمد چیزی را که ما داشتیم از ما گرفت با جان و دل در اختیارش می گذاریم چون از اینکه یک نفر بیاید بالا ، بهش نعمتی از ما برسد از ما چیزی برسد بیشتر لذت می بریم .
نه اینکه ناراحت شویم . پدر های طبیعت گرا ها را دیدید با پدر های فطرت گرا ها پدر های طبیعت گرا ها وقتی ظهر می آیند خانه ساعت 2 و 3 خانوم خانه غذا می گذارد جلوی شان بچه هایی که غذای شان را خوردند ظهر ، می آیند دور بابا ، می خواهند حمله کنند غذای باباهه را بخورند بعد هم ، همه اش یک تیکه کباب است یک تیکه گوشت است یک تیکه تخم مرغ است بابا هه هم می خواهد بخورد همه بچه ها می آیند و این جوری چشم شان را می دوزند تو دهن باباهه . این بابا کوفتش می شود اعصابش هم خورد می شود . بابای طبیعت گرا ، مادر ها این جوری نیستند مادر ها خیلی فرق دارند کمتر توی شان طبیعت گرا گیر می آید . این جوری .
ولی پدر چرا الا ما شاء ا... دارم . پدر فطرت گرا این جوری نیست . پدر فطرت گرا و یک مادر . مادر کیف می کند اگر خودش غذا خورده و بچه اش دوباره می خواهد غذایش را بخورد چون بچه را خودش می داند می رود غذایش را هم بهش می دهد .
تو فطریات هم همین طور است عزیزان . تو محبت هم همین طور هست . تو خوب بودن هم همین طور هست ، تو دادن همه چیز دنیا همین طور هست آدم فطرت گرا . چون همه بچه های امام زمان هستند غریبه کسی وجود ندارد .
همه بچه های امام زمان هستند همه خودمان هستند همه خود مانی هستند من یک رمزی را به شما بگویم تو فقط خودت ، خودت نیستی بقیه خودت هستند این و یادت باشد فقط خودت خودت نیستی بقیه آدمها تو هستند لذا آن مقداری که خودت می خوری هیچی حساب نمی شوی . ولی آن مقدار که از تو به کسی می رسد به تو می رسد . در واقع رمز است دیگر .
ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها . تو فقط خودت خودت نیستی ، غریبه هستی با خودت بقیه آدمها تو هستند اشتباهی که صورت گرفته این هست که ما به خود طبیعی فکر کردیم و خود فطری را فراموش کردیم همه غریبه هستند جز من .
من فقط خودم ، خودم را می خواهم و خودم به خودم می رسم در حالی که این قضیه کاملا وارونه است . من فقط وقتی خودم به خودم می رسم دارم با خودم فاصله می گیرم از دست دارد می رود . فقط زمانی که به دیگری فکر می کنم به خودم دارم می رسم و خدمت می کنم برای همین امام رضا فرمود : بهترین زندگی ، زندگی هست که دیگران در آن سهمی دارند .
دست بیشتری تویش هست ، و برای همین هم پیامبر فرمود : بهترین سفره ، سفره ای هست که دست بیشتری در آن سفره باشد .
این رمز را دقت کنید آ . ما فقط زمانی که من دارم به خودم فکر می کنم دارم از خودم فاصله می گیرم . خدا رحمت کند مرحوم علامه طباطبائی را یکی از بزرگان هم تان می شناسید دیگر از شاگرد ها برجسته ای شان می گفت که می یک کتابی نوشتم این کتاب را تقدیم کردم به علامه گفتم آقا این را هم شما یک مطالعه کنید به من بگویید چی هست من گفت کتاب را ایشان خواند من توی این کتاب یک دعا کرده بودم برای خودم گفته بودم خدایا به من فهم خطاب محمد (ص) موفق کن . من و موفق کن خدایا . گفت : علامه کتاب را خواند بعد وقتی کتاب را به من پس داد گفت آقا ما تا به حال تو عمر خود مان یک بار هم برای خودمان دعا نکردیم یکبار هم برای خودمان دعا نکردیم هر چی دعا کردیم جمعی بوده .
ما ها آن موقعی که خودمان را می بینیم کوریم و زمانی که از خودمان خارج می شویم تازه بینا می شویم شما الان مقداری که صدقه می دهید به تو می رسد آن مقداری که مصرف می کنی که هیچ چی . موقعی که از خودت جارج کردی به تو می رسد . ما عندک ینفت . هر چی می خواهید نگه دارید پیش خودتان نابود می شود از بین می رود . اما هر چی که فرستاده ای برای خدا . ما عندا... باق . همه اش باقی می ماند .خوب این دقت کنید دنیا را . اگر ما دنیا را درست نگاه کنیم امکان ندارد یک ذره کینه تو دل ما ایجاد شود .
آخر چون خود ما بزرگیم کینه آدم را کوچک می کند حسادت آدم را کوچک می کند له می کند انسان را . یک ذره برگردیم به دغدغه های تان نگاه کنید . دغدغه های شخصی خودتان را الان که دارند برایش شب و روز حرص و جوش می خورید ببینید می ارزد . کوچک بشوید یا نه ؟
ببینید چی دارد ما را کوچک می کند این را دقت کنید از درون چی له می شویم دیگر . ما وقتی که حسادت می آید سراغ مان کینه می آید سراغ مان بد بینی می آید سراغ مان دارد له مان می کند یکبار فکر کنیم ببینیم خوب این چی است من را دارد له می کند اینکه من الان دارد داغان می کند ، اعصاب من را خورد می کند خواب را از من گرفته دارم شب و روز گریه می کنم این چی است ؟ این قیمت من است ؟ می ارزد ؟ ما خودمان را به مار و اژدها می فروشیم ما خودمان را به جهنم می فروشیم به جهنم چرا ؟
چون اساسا ما عاشق خودمان نیستیم ما داریم با ناخودمان زندگی می کنیم با ناخود مان ازدواج می کنیم با ناخودمان خانواده تشکیل می دهیم با ناخودمان رفاقت برقرار می کنیم با ناخودمان معامله می کنیم عواطف مان هم مال بخش حیوانی است عواطف حیوانی بله زن و شوهر و پدر و مادر و خواهر و برادر و دوست و اینها عواطف انسان نیستند عواطف انسانی یعنی این که طرف تو باشی .
تو طرف باشی به بلندای ابدیت دوستش داشته باشی عاشقش باشی و خود فطری او را ببینی و ببینیدش . روح انسانی اش را دوست داشته باشی . به آدمها به خاطر همین فرمود اگر کسی یک کینه از یک شیعه داشته باشد گفت از یک شیعه اگر عمل زشتی کرد از عملش بد تان آمد . ولی از خودش حق ندارید بدتان بیاید . از خودش کسی نمی تواند متنفر باشد .
چرا از عملش یک عمل زشتی کرد از عملش بدش بیاید از خودش حق ندارید یک روح الهی بچه رسول ا... هست بابا آنهایی که سادات هستند سادات اند ، سادات که شرافت انسانی به ما ندادند که بحث ژنتیک است دیگر انتصاب به رسول ا... دارند از نظر ژنتیکی بدن شان اینجوری است دیگر .
انتصاب ژنتیکی دارند به پیغمبر حضرت فرمود خوبی های شان را با خدا و بدی های شان را به من ببخشید .به بد های شان هم احترام آدم میگذارد . به سادات آنها سادات هستند احترام می گذاریم بهشان بد است به خاطر رسول ا... قابل احترام هستند بالاخره بچه فلانی هست دیگر بچه رسول ا... است خوب و بدش بچه پیغمبر است حالا ما ها همه مان که بچه رسول ا... هستیم حقیقتا نه دیگر ژنتیکی هم نیست . بحث بدن نیست .
بحث حقیقت انسانی ماست ما همه مان نفخه الهی هستیم همه آدمها نفخه الهی دارند لذا می فرماید کسی را تو تحقیر نکنی کسی را تمسخر نکنی کسی را بد اخلاقی نکنی کینه ورزی نکنی نسبت به کسی تو دل تان دل چرکینی نگه ندارید لذا می فرماید کسی را تو تحقیر نکن کسی را تمسخر نکنی کسی را .
تو خیلی خیلی خیلی بی نهایت بزرگتر از آن هستی که بخواهی با آن چیز های کوچک خودت را ناراحت بکنی واقعا آدم باید دغدغه های بزرگ و انسانی داشته باشد اگر قرار است غصه هم بخورد ،غصه بخورد آقا من به مقام رسول ا... می رسم یا نه ؟ من پیغمبر من را به مقام خودش دعوت می کند ؟
مقام محمود دیگر ان یبلغنی المقام المحمود . آقا روز قیامت پیغمبر وقتی هزار تا پله می گذارد من کجا قرار گرفته ام ؟ تو این جمعیت کنار حوض کوثر من چه جوری قرار گرفته ام ؟ آیا من جز منتقمین امام حسین می شوم ؟ آیا من جز یاران امام زمان می شوم ؟ آیا امام زمان به من لبخند می زند ؟ آیا من عرضه دارم خنده خدا را به سمت خودم جلب کنم یا نه ؟خنده خدا .
ما در حدیث داریم خدا می خندد به بنده هایش به بعضی از بنده هایش بعضی از کار ها هست خنده خدا را به لب می کند من این عرضه را دارم یا نه ؟ این دغدغه های آدمی هست دغدغه های انسانی هست اینها باید دغدغه های ما باشد ببینیم قبر های مان را چقدر آتش زدیم ما ها . داریم آتش می زنیم ما . قبر ما تاریک ، تیره آتش ، حیف آخر وقتی شما می توانید بهشتش کنید قبر تان یعنی الان درون تان وقتی می توانی بهشتش کنی برای چه اینقدر غصه دارش می کنی ؟
برای چی حرص و جوش درش باشد ؟ برای چی اعصاب تان خورد بشود ؟ حالا می فهمید چرا امیرالمومنین (ع) فرمود : نصف شخصیت عاقل تحمل و نصف دیگرش بی خیالی است ها . چون عاقل است زیرک است می گوید من به محض اینکه بخواهم تحمل نکنم یا بی خیال نباشم با خیال که باشم له می شوم با خیال که می شوم کوچک می شوم تحقیر می شوم خودم ، خودم را تحقیر کردم ما چقدر خودمان ، خودمان را تحقیر کردیم دیدیم آمدیم نشستیم برای چیزی که قیمت ما نیست قیمت هیچی مان نیست نشستیم غصه خوردیم اعصاب خودمان خانواده مان را همه را خراب کردیم .
بچه های مان را از خودمان بیزار کردیم و فراری دادیم برای ارزشهای که اصلا ارزش نیست همسر ها افتادند به جان همدیگر برای چیزی که اصلا قیمت نیست از همدیگر متنفر شدند برای آخر برای چی ؟ پدر و مادر ها با بچه ها فاصله گرفتند بچه ها با پدر و مادر زن و شوهر از همدیگر دوستان از همدیگر یک ذره بنشینیم فکر کنیم ببینیم آخر آنی که ما داریم به خاطرش جهنم درست می کنیم قیمت دارد ؟
اصلا ما وقتی که پرده برود کنار بعدا می فهمیم برای چه دل مان را آشوب کردیم آنجا اول آشوب است تازه اول آشوب است به یک کسی می گویند آقا یک گنجی هست خیلی قیمتی خیلی قیمتی اگر این گنج را بدست بیاورید ها اگر این گنج را بدست بیاری برای همیشه خوشبخت می شوی .
شخصی 20 سال 30 سال برود 20 – 30 سال برود بگردد وقتی می کند وقتی می رود پشت دیوار وقتی که می رود تو آن فضایی که این گنج است در را که باز می کند می بیند که یک اژدهایی پر از آتش یقه اش را گرفت کشیدش تو 20 سال من می خواستم به اینجا برسم اه . سی سال عمر تلف کردم تا خودم را به این هلاکت بندازم . به این اژدها برسانم .
دروغ به من گفتند گنج است . خودم اشتباه فهمیدم که گنج است سی سال داشتم زحمت می کشیدم خودم را شب و روز خسته کردم بیچاره کردم خودم را . دواندم خودم را . داغان کردم خودم را ، برسم به آتش برسم به جهنم سی سال ،در را باز می کنی با چه عشقی با چه خیالی که الان آن ور در چه خبر است ؟ یک دفعه اژدهایی خشمگین و زشت و آتشین یقه ات را می گیرد می کشدت تو در را هم می بندد دیگر هم نمی توانی در بیایی . الموت یاتیه بختتا و القبر سندقون العمل . می کشدت توی قبر حالا بیا درستش کن میگوید در بیا از تو قبر امکان ندارد یک عمر ، یک عمر حرص و جوش دعوا با این دعوا با آن دعوا نمی دانم گندگی کردن علو داشتن ، تلاش برای بزرگ شدن های بیجا غرور بیجا حسادت کینه توزی دشمنی دغدغه های الکی برای این که وقتی که رسیدی بهش بروی توی جهنم بسوزی .
خوب این را چی بهش می گویند ؟ اسم این چی است ؟ اسم این کار چی است یکمقدار بهش فکر کنیم یک راهکار دیگر امام هادی (ع) به ما یاد داده خیلی زیباست خیلی کار گشاست هدیه به محضر مقدس شان صلوات ختم کنید خیلی رمز قشنگ است این رمز ، دقت کنید این را حفظ کنید سه کلمه است چهار کلمه است حفظش کنید همه .
العتاب خیر من الحقد . خیر را که می دانید یعنی چی ؟ یعنی بهتر است عتاب را هم می دانید بفرمایید یکبار دیگر آقا با یک کسی درگیر شدی توی یک صحنه ای نشستی در روایت داریم مومن میزان حقدش فقط تو همان جلسه ی هست که درگیر می شود یا اصلا نمی کند یا از آنجا پا شود رفت تمام شد دیگر یعنی دیگر اصلا کینه ی تو دلش نیست مومن ها یعنی آدم مومن را هر وقت شما خواستید ما به ازا بگذارید کلمه اش را حذف کنید به جایش انسان بگذارید انسان به معنایی که ساعت قبل عرض کردم یعنی آنی که باطن آدمی دارد آقا با یک کسی درگیر شدی یک زن و شوهر هستند فرمول خیلی مهم است ها .
خواهش می کنم دقت کنید خواهر و برادر ، پدر و مادر عرض کنم ، فرزند و پدر و مادر ، پدر و مادر با فرزند شان دوست با دوست می گوید اگر یک موقتی با هم درگیر شدید یک چیزی بین تان اتفاق افتاد . زود به زبان بیاورید یک موقع است آدم مثل آب کرد است تغافل و تجاهل دارد اصلا اینقدر .
خدا رحمت کند مرحوم بحر العلوم را . مرحوم الهی می گفت من هر کدام از بزرگان را توانستم احضار کنم با هاشان حرف بزنم از عالم برزخ غیر از بحر العلوم . هر وقت باهاش حرف می خواستم بزنم ارتباط برقرار بکنم می گفت من وقف امیرالمومنین (ع) هستم وقت ندارم بیایم نمی توانم خدمت امیرالمومنین هستم یک موقع هست یک کسی اینقدر اوج می گیرد که اصلا خوبی می بیند بدی نمی بیند اصلا وقت ندارد که بخواهد بدی ببیند وقت ندارد نگران بشود فرصت ندارد نگران بشود فرصت ندارد حقد داشته باشد فرصت ندارد کینه داشته باشد فرصت ندارد مثل مگس برود روی بدی های دیگران بنشیند .
اینقدر آدمهایی که اطراف ما هستند زیبایی و خوبی دارند که ما با همین ها می توانیم زندگی کنیم پیغمبر بهش گفتند تو عایشه را چه جوری تحمل کردی ؟ فرمود من زیبایی هایش را دارم می بینم . حالا شما هی فکر کن زیبایی عایشه چی است ؟ هزار تا مورخ و همه مان بنشینیم ببینیم یکی در بیاریم دیگر یک کسی بزرگ است خودش بزرگ است خودش عالی است ، خودش علو دارد ، خودش علو دارد اصلا نمی بیند .
ولی بعضی ها هستند متوسطند ضعیفند دل شان می شکند زود اعصابش می فرماید اگر یک موقعی گله کردی زود به زبان بیار اگر می خواهی غر هم بزنی بزن این خوب است ولی تو دلت نگه ندارد . العتاب خیر من الحقد .
نگذار تو دلت چرکین شود زود بگو ، بگو من یک گله دارم یا اصلا نگو این خیلی بزرگوارانه است خیلی شجاعت است ، خیلی قدرت است اوج گرفته شخص اوج گرفته اصلا نمی کند این چیزی ها را مثل خدا شده مثل خدا که نمی بیند خیلی چیز ها را . و یعفوا عن کثیر اصلا نمی بیند خدا .
چون از مظاهر خدا شده اسم ا... شده کریم شده غفور شده رحیم شده اصلا نمی بیند نه هیچی حالا یک موقع می بینی کسی کوچک است تو کوچکی ها دارم عرض می کنم یک کسی کوچک است می بیند زود بهش بر می خورد زود رنج است حساس است می گوید بگو اما نگه دار تو دلت بعضی ها 5 سال ، 10 سال 20 سال نگه می دارند یک دفعه می ترکند این خیلی بد است یک خاطره ای مال شب عروسی بود حالا بین شان رد و بدل شده هیچی نگفته نگفته بعد از دو سال بعد از عروسی آهان یادت شب عروسی ای بابا کو شیطان بر می گردد نه به گذشته یادت پارسال پیارسال ، دو سال پیش سه سال پیش ده سال پیش آن هفته ، آن ماه ، بابا اگر خدا بخواهد به تو بگوید یادت است گذشته می دانی یعنی چی ؟
تو اصلا خدا را این جوری شناختی همه ی قشنگی خدا این هست که بهت نمی گوید یادت است . گفتن آقا اگر خدا می بخشد ما خاطرات گناه را چی کار کنیم ؟ فرمود خداوند خاطراتش را هم از شما پاک می کند از تو هم پاکش می کند دیگر اصلا یادت نمی آید که گناه کردی همه ی قشنگی ها را فقط خدا بهت می گوید خوب ما نمی خواهیم مظهر اسم غفور شویم مظهر اسم رحمن شویم .
مظهر اسم کریم شویم آقا حالا نمی خواهی بشوی نشو . کوچک بمان ولی اگر کوچک هم می خواهی بمانی کوچک خوب باش نه کوچک بد زود به زبان بیار بگو آقا من از این کارت اعتراض دارم نسبت به این کارت گله دارم اما تو خودت نگه دارد تو خودت نگه ندار ذخیره نکن هیچ نگیر پس انداز نکن بعدا حال طرف را بگیری هیچی نگو هیچی ، تمامش کن برود .
العتاب خیر من الحقد . یکبار دیگر بفرمایید بلند این آخرین روایت را هم بخوانم بس است یک مقداری هم برای مان امشب شب روضه است دیگر ایام روضه است بخصوص هم که در ایام رحلت جانگداز رسول ا... ما شاهد توهین هستیم به رسول ا... دشمنان ما این روایت را بخوانم یک مقداری روضه بخوانم .
انها اللبیب من استصل الحقاد . انما می دانید یعنی چی یعنی فقط فقط آدم عاقل فقط ، فقط یکنفر آنی که من استصل الاحقاد آنی که دلش را پاک نگه می دارد کینه هها را از دلش پاک می کند بیرون می کند فقط این آدم عاقلی است چون نگه داری یعنی یک میلیون سال امام فرمود اگر تو دل تان بماند قرن های آخرتی معلوم نیست چند قرن از قرن های آخرتی انسان باید تو جهنم بسوزد .
تا یک کینه اش پاک شود خیلی دیوانگی می خواهد آدم این کار را بکند خیلی قساوت می خواهد خیلی نفهمی . می گوید آدم عاقل فقط کسی است که بیرون می کند از دلش بیرون می کند نگهش نمی دارد این فقط عاقل است کسی که نگه داشت کسی که نگه داشت یک جهنم بزرگ با خودش نگه داشته یک جهنم بزرگ با طول قرن های آخرتی نگه می دارد تو قلبش حالا باز یک فرمایش هایی است که هفته بعد انشاءا... اگر رسیدیم می خوانیم .
بعضی از کلمه ها را ننوشتم . جمله های و صحبتها را ننوشتم کمک می کند به ما که دل های مان را پاک کنیم چی کار کنیم دل های مان را پاک کنیم خوب هم شهادت امام مجتبی هست هم رحلت جانگداز رسول ا... است . در زیارت حضرت داریم اصبنا بک یا حبیب قلوبنا فما اعظم مصیبته بک . خوش به حال کسانی که محبت رسول تو دل شان هست یعنی عاشق رسول ا... هستند رسول ا... زیبا و نمکی رسول ا... نمکی دوست داشتنی امیرالمومنین که یک عمر با رسول ا... زندگی کرده یعنی زیباترین مخلوق خدا وقتی که بالای جنازه حضرت هست می فرماید که صبر خیلی خوب هست نه در فراق رسول ا... خدا می داند که داغ پیغمبر بعد از گذشت 1400 سال هنوز جانسوز است .
یعنی وقتی آدم فکر می کند یک همچنین موجودی روی زمین نباشد زمین چقدر خسارت دارد یک همچین موجودی جلوی چشم های ما نباشد آن هم پیغمبر مهربان خودمان رسول ا... مهربان ما ، رسول ا... خوش اخلاق ما ، رسول اللهی که موقع رفتن برای ما ها گریه کرده برای تک تک ما ها گریه کرده غصه ما ها را داشت که خدایا بعد از من امتم چی می شود ؟
برای تک تک قیامت ما ها گریه کرده امیرالمومنین (ع) عرض می کند یا رسول ا... صبر واقعا خوب است حق است اما نه در فراق تو مثل تو در زیارت حضرت داریم اصبنا بک یا حبیب قلوبنا ای رسول ا... دلهای ما در فراق تو مصیبت زده است فما اعظم المصیبتک بک چقدر عظیم است مصیبت دل ما نسبت به تو حیث فقد ناک به خاطر این که تو بین ما نیستی می دانید یک دل خوب دلی هست که همیشه تو تمام چهره ها تو تمام آدمها جای رسول ا... را خالی می بیند اصلا در دنیا واقعا جای ائمه خالی هست حیف نیست ما اینها را نبینیم و بمیریم .
حیف نیست که ما اینها را زیارت نکنیم در جامعه کبیره داریم جز آرزو های من این هست که فتقر عینه قدم برویتک من و خدا از کسانی قرار بدهد که من فردا با دیدن شما چشمانم روشن شود این جز دغدغه های آدمی هست . که آدمهایی به این قشنگی را دوست دارد جز آرزو های یک شیعه هست می گوید آقایون ائمه من ، عزیزان من ، من را خدا از کسانی قرار دهد که چشمم فردا به همه تان روشن شود یکی از نعمتهای عظیمی که از خود بهشت بالاتر است همین هست که انسان به لقای این بزرگواران می رسد . به هم صحبتی این ها نائل می شود .