اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان درباره کفارات گناه هست آنچه که گناهان ما را میپوشاند و ما را سالم میکند تا اینجا ما نُه تا از عواملی که دائماً به فضل الهی در مسیر سالمسازی ما هستند و ما و زندگی ما را سالم میکنند برشمردیم و سه عامل دیگر هم در روایات ذکر شده که این سه عامل را هم توضیح خواهیم داد فعلاً عناوینش را میگوییم بعد توضیحش را میدهیم.@ یکی اینکه انسان صبح که فرشتههای الهی میایند اذان صبح که فرشتههای محافظ و فرشتههایی که ثبت اعمال میکنند برای ما میایند بالاخره آنها وقتی میخواهند یک چیزی را بنویسند مهم است که اولین برخوردی که ما با فرشته میکنیم چه برخوردی است چون میهمانان ما هستند و خیلی بد است که ما فکر کنیم چون نمیبینیمشان پس حالا هر کاری دلمان خواست بکنیم.@ اینکه آنها وقتی میایند به سراغ ما ما را در یک کار بد نبینند در یک کار خیر ببینند شروع رفاقت دوستی با اینها باشد بخصوص کسانی که هنگام اذان بیدار هستند یا قبل از اذان این مراقبت را بکنند که تا اذان را گفتند اول به فرشتگان الهی سلام بکنند احوالپرسی بکنند برای آنها درود بفرستند صلواتی هدیه بکنند و شروع نامه اعمال شخص با خیرات باشد.@ و یکی هم اینکه شب که اینها میخواهند بروند خیلی خوب هست که انسان با دعا و ثنا و تحیت از اینها بدرقه بکند و آخرین چیزی که برای ما مینویسند یک عبادت باشد یک چیز خوب باشد خداوند خیلی حرمت میگذارد به فرشتهها و نوع پیوندی که از یک انسان میاورد.@ در روایت داریم وقتی که سرعنوان نامهای که آنها مینویسند به عنوان گزارش روز برای انسان عمل خیری باشد آخرش هم خیر باشد وسطش را اگر گناهی باشد خداوند میامرزد انسان را و این خیلی مطلب بسیار بسیار مهمی هست که بد استقبال و بد بدرقه نباشیم برای ملائکۀ الله، وقتی که میایند با معصیت و گناه ما روبرو نشوند و ما را در حال معصیت ترک نکنند خیلی خطرناک است حواسمان به این باشد که بعد راجع به این توضیح میدهیم.@ نکته بعد صلوات بر محمد و آل محمد هست و نکته سوم یعنی آخرین مورد که دوازدهمین مورد هست خود موت هست خود مُردن، خود مُردن فشاری بر انسان میاورد که پاکی برای انسان میاورد گناهان انسان فشار مرگ و انتقال، خودش از پاککنندههاست قربان این دین بروم که چقدر برای انسان حرمت قائل است.@ از زمانی که به دنیا میاید تا تمام حالتهایش برای انسان خداوند به رحمت رحمانی و رحیمی خودش دائماً در حال پاک کردن بندهاش هست در حال سالمسازی بندهاش هست راجع به این سه تا اگر فرصت شد امشب توضیح میدهیم اگر نشد انشاء الله جلسه بعد.@ اما آن چیزی که خیلی مهم هست نگاه ما در زندگی به این عوامل دوازدهگانه است و نگاه به زندگی با این عوامل دوازدهگانه است نگاه به حیات دنیاست که ما به دنیا چگونه نگاه میکنیم با این عوامل دوازدهگانه ببینید دنیا بسیار مهمتر از تعیینکنندهتر از آخرت است دنیا علت آخرت است همیشه علت قویتر از معلول است آخرت معلول دنیاست.@ اگر این را کسی خوب بفهمد متوجه میشود باید در دنیا نظام زندگیش را چطوری تنظیم بکند نقشه زندگیش را باید چطوری بکشد و در انتخاباتش ارتباطاتش رفتار و چینشهای فکریش چگونه عمل بکند(اَلدُنیا مَزرَعَۀُ الآخِرَۀ) دنیاست که میکارید و آخرت هست که برمیدارید.@ مثل رحم با دنیا گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست رحم قویتر از دنیاست چون میتواند بدنسازی بکند و دنیا نمیتواند رحم علت است هر چیزی که گیر ما میاید در پنج جهت سلامت و زیبایی هوش عقل و دین اخلاق پایهاش را دوران رحمی میگذارد.@ و اگر ما بخواهیم یک جنین یک بچه یک نسل و نسلهای آینده از این جهت سلامت زیبایی عقل هوش دین و اخلاق قوی بشوند باید قبل از دوران بارداری سرمایهگذاریهای کافی بکنیم روی تقویت ژنهای خودمان، طرفی که به عنوان همسر انتخابش میکنیم مراقبتهای دوران بارداری بعد از بارداری تا این محصول محصول خوبی در بیاید.@ ولی هر چه که میاید گفتیم فرشتهها براساس دادههای پدر و مادر بچه را تنظیم میکنند در این پنج جهت سلامت زیبایی عقل هوش دین و اخلاق، پس این دادههای مادر و پدر هست که تعیین میکند این بچه باید در چه وضعیتی باشد یعنی در واقع پدر مادر با اختیار خودش و با دادههای خودشان تکلیف نسل آینده و قیامت خودشان را مشخص میکنند.@ طراحی خیلی عجیبی هست و اگر انسان در این قضیه سهلانگاری بکند خیلی گرفتاری برایش ایجاد خواهد شد چون شما دارید یک نسل زنده یک نسل از آدمها را طراحی میکنید باید درست طراحی بکنید دختر باید یاد بگیرد پسر باید یاد بگیرد باید به این مراقبتها احترام بگذارند.@ چون انسان، پای انسان در میان است این که قرآن میفرماید بچهها روز قیامت اعضای خانواده یقه همدیگر را میگیرند یکی از یقهگیریها همین است پس همیشه علت قویتر مهمتر و تعیینکنندهتر از معلول است دنیا علت آخرت است ما آخرت میاییم میوه دنیا را میچینیم دادههای دنیا میشود وضعیت آخرتی ما، وضعیت ابدی و جاودانه ما.@ بنابراین اگر کسی دنیایش خراب باشد آخرتش هم خراب است اگر کسی دنیایش سالم نباشد آخرتش هم سالم نیست بهشت را خداوند دار السلام میگوید یعنی خانه سلامتی، کسی هم در بهشت وارد نمیشود بدون سلامتی.@ چون گفتیم ما شش تولدی که از رحم به دنیا داریم یعنی سالم سالم قوی ناقص معلول بیمار و ضعیف عین این شش تولد را از رحم دنیا، رحم دوممان به آخرت داریم، چه کسانی میتوانند در آخرت راحت باشند دردسر نداشته باشند آنجا برای خودشان استفاده بکنند بهرهبرداری بکنند؟ کسانی که یا سالم متولد میشوند یا سالم قوی بقیه آن چهار نوع تولد همه دردسرساز است.@ قرآن میفرماید بهشتیان(لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) آنجا جای سلامتی است یعنی اینکه آنجا حرف لغو نمیشنوند قیل و قال ندارند دعوا ندارند نسبتهای گناه ندارند حرفهایشان آلودگی ندارد نسبت به همدیگر با هم جر و بحث و دعوا ندارند این معلول این بوده که در دنیا اینطوری بودند.@ یک کسی که در دنیا مریض است آخرت هم مریض است. در قرآن قاعده میگوید(وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى) کسی که آنجا در دنیا کور است و بخشهای اصلی وجودش را نمیدید هدف خلقتش را نمیدید و این را نمیدید که از کجا آمده و در کجا هست و به کجا میرود آنجا هم کور متولد میشود کور ظاهری نیست.@ کسی که در دنیا الله را نبیند خانواده آسمانی را نبیند آخرت را نبیند آنجا هم کور متولد میشود بهشت را نبیند جهنم را نبیند آنجا قطعاً کور متولد میشود پس مبنا دنیاست .خدا لعنت کند دشمنان آمدند کاری کردند که ما از دنیا غافل بشویم زدند در سر ما گفتند دنیا ارزش ندارد دنیا پوچ است به آخرت بچسب دنیا بیارزش است زدند در سر دنیا، ما به دنیایمان اهمیت ندادیم.@ به شادی دنیا نشاط دنیا رشد دنیا سلامتی دنیا سعادت دنیا لذت دنیا هی اینها را برای خودمان حرام کردیم دنیایمان خراب شد و آخرتمان هم از دستمان گرفته شد یک کسی که دنیای شاد ندارد آخرت شاد ندارد این را دقت کنید یک کسی که در دنیا آرامش ندارد آخرتش هم آرامش ندارد.@ باید اگر یک کسی سلامت دنیا را میخواهد در دنیا برای سالمسازی خودش سرمایهگذاری بکند یعنی باید سالم باشد و سالم متولد بشود مگر الان شرط تولد سالم از رحم مادر به دنیا سلامت نیست جنین باید سالم به دنیا بیاید یعنی باید مریضی نداشته باشد مریضی نداشته باشد یعنی چی؟ یعنی براساس میزان شرائط زیستی دنیا مریضی نداشته باشد.@ ما الان وقتی میخواهیم از اینجا وارد برزخ بشویم آنجا میسنجد برزخ ما را روی ما حساب میکند تا وارد میشویم حساب میکنند که در بخش انتخاباتت ارتباطاتت رفتار افکار و عقائدت ناسالمی وجود دارد یا نه اگر ناسالمی وجود دارد میروی در ردیف بیمار که خیلی مصیبت دارد اگر کسی بیمار متولد بشود.@ چون گفتیم همانطور که یک جنین وقتی متولد میشود بسته به سه عامل تعداد بیماری نوع بیماری و شدت بیماری باید رنج درمان را تحمل بکند وقتی یک نفر از دنیا وارد برزخ میشود میرود در برزخ با خودش بیماری برده باشد بسته به تعداد بیماری نوع بیماری شدت بیماری باید در جهنم برود. بیمارستان بهشت جهنم است جهنم از مظاهر اسم سلام خداست سالمسازی میکند خدا با جهنم.@ یعنی بخشهای باطل اضافه غلط را میبرند در جهنم تا شخص سالم بشود ولی آنجا مثل دنیاست. بیمارستانهایش یعنی چی؟ یعنی اگر یک جنین در رحم مادر سالم به دنیا آمده خوش به حالش هست اینجا مریض هم باشد میشود درمانش کرد و مریضیش هر چند طولانی هست ولی درمانپذیر است.@ آنجا هم همینطوری هست یعنی یک فیلتری خدا گذاشته جلوی بهشت به نام جهنم یک شخصی که میخواهد به بهشت برود باید از این فیلتر رد بشود سالم بشود وارد بهشت بشود چون در بهشت غیر سالم را راه نمیدهند مریض را در بهشت راه نمیدهند یعنی چی راه نمیدهند اعتباری نیست که بگویند تو مریضی راهت نمیدهیم نه اساساً مریض نمیتواند از بهشت بهرهبرداری بکند.@ الان دنیا مریض را میپذیرد یا نمیپذیرد؟ نه دنیا فقط به کسی بیدردی میدهد که سالم است به محض اینکه شما در دنیا دارید زندگی میکنید مریض بشوید درد میدهد همین جا شروع میکند فشار آوردن به تو، در هر بخشی به تو درد میدهد به تو علامت میدهد که تو سالم نیستی به تو خبر میدهد که تو سالم نیستی اگر سرطان هم باشد میکشدت.@ دنیا راه نمیدهد دنیا اصلاً جواب نمیدهد کسی که مریض باشد تا مریض باشی آلار میدهد علامت میدهد میگوید آقا مریضی درد چشم گوش پا یک جا مریض است حتماً مریضی داری برو درمان بکن و اینقدر فشار به تو میاورد فکت هست دندانت هست صورتت هست چشمت هست قلبت هست اینقدر اذیتت میکند تا بروی درمان بکنی هی علامت میدهد که تو سالم نیستی بهشت هم اینطوری است.@ در بهشت آدم درد میکشد وقتی که سالم نیست لذا راه نمیدهد. بهشت قبول نمیکند باید شخص برود درمان بشود درمانش کجاست؟ جهنم، پس ما اگر بخواهیم یک آخرت سالم داشته باشیم باید دنیای سالم داشته باشیم یعنی باید دنیایمان را شاد بکنیم و سالم کنیم یک کسی که دنیایش شاد نیست آرامش ندارد سالم نیست سلامت ندارد سعادت هم نمیتواند داشته باشد.@ پس ما باید دنیا را بسازیم با زیبایی با لذت با آرامش با شادی درمان بکنیم خودمان را و با بلاهایی که خدا دارد در ما میکند یعنی دنیا را باید خداوند، چون بهشت دار السلام است خداوند سلامت را از دنیا شروع میکند سالمسازی را از اینجا شروع میکند یعنی شرائطی را پیش میاورد که شخص همین جا سالم بشود و دیگر نرود دوازده تا فیلتر شمردیم.@ این دوازده تا ما در طول زندگیمان با آنها ارتباط داریم دائماً خدا دارد ما را سالم میکند پس دار السلام حقیقی کجاست؟ دنیاست، اینجا سالمسازی شروع میشود و بعد با این سالمسازی تو سالم وارد برزخ میشوی آخرین فیلتر که سخت است و دیگر پاک پاک میکند چیست؟ خود موت است خود مرگ است.@ پس خدا طالب سلامتی ماست دارد ما را سالم میکند 1 ـ ما باید به دنیا به این چشم نگاه بکنیم وقتی به این چشم نگاه کردیم این دوازده تا صحنه زندگی دوازده تا صحنه سلامتی میشود یعنی شما از آن لذت میبری دیگر اگر مثلاً حالا مریض شدی یک غم بدون علت به سراغت آمد یک غم با علت به سراغت آمد که مجبوری بخوری.@ در روایت داریم در بهشت گناهانی وجود دارد که از انسان بدون غم معیشت را خوردن پاک نمیشود بالاخره انسان کسری حقوق میاورد افزایش قیمت پیدا میکند کرایه خانه دارد مشکلات معیشتی میاورد این دارد غصه میخورد ولی دیگر اعصابش در خانه خورد نیست ببین جهنمش کجاست نارش کجاست و نورش کجاست.@ آن قسمتی که تو نگران خرجی هستی و داری تلاش میکنی که یک روزی به دست بیاوری این قشنگ است این سختیش خیلی خوب است ولی اگر به واسطه این عصبانی بشوی سر خانوادهات داد و فریاد بکنی بداخلاقی بکنی یا دزدی بکنی یا احتکار بکنی یا کم فروشی بکنی یا گرانفروشی بکنی حرام میشود جهنم میشود.@ پس نار و نور کجاست؟ نورش خود این غصه است خود این نگرانی است نارش این است که تو از ترس این غصه و به خاطر این غصه خودت را جهنمی بکنی و رفتار بد داشته باشی بداخلاقی بکنی شادیت را از دست بدهی.@ چون این فشاری که دارد برای معیشت به تو میاید خودش دارد تو را پاک میکند آدم از پاک شدن ناراحت نمیشود شما وقتی میخواهی بیمارستان بروی میروی التماس دکتر را میکنی چند ماه در نوبت میایستی بعضی از پزشکان چند سال نوبتشان طول میکشد میگوید دو سال دیگر بیا.@ بعد تازه میروی باید کلی ناز بکشی سر ساعت بروی چقدر هم پول بدهی بعد تازه میگوید حالا بیا بیمارستان و چند میلیون به حساب بریز، آنجا میخواهد ما را چکار بکند؟ میگوید میخواهم سالمت بکنم میگوید باید بیایی پایت را بشکنم پوستت را بشکافم جراحیت بکنم این غده را میخواهم در بیاورم سرطان داری میخواهم خوبت بکنم پس ببینید همه برخوردها خشن است اما باطن شما شاد هستی.@ میروی بیمارستان با آرامش میروی پول میدهی هزینه میدهی گرفتاریهایش را میخری شیمیدرمانیش را تحمل میکنی اشعهدرمانیش را تحمل میکنی جراحیش را تحمل میکنی، ولی چه چیزی در وجودت تو را آرام میکند؟ اینکه تو داری سالم میشوی.@ خدا میگوید من هم دارم همین کار را میکنم پس چرا اینقدر ناراحت هستید چرا اینقدر با خدا درگیر میشوی با امام حسین درگیر میشوی با اهل بیت درگیر میشوی من دارم تو را پاک میکنم آمادهات میکنم بروی در بهشت، پس دیگر برای چی ما غصه بخوریم دنیا دارالسلام است دنیا از این قشنگتر نمیشود اگر دنیا اینها را نداشت اصلاً قشنگ نبود.@ اگر خدا قرار بود که هیچ نوع سختی به ما وارد نکند و ما پاک شدنمان بماند برای آخرت خیلی خطرناک بود خدا میگوید نه آن بهشت مظهر این دنیاست اینجا دارالسلام است آنجا هم دار السلام میشود اینجا اگر سالم بودی آنجا هم سالم هستی پس اینجا نگاهت را به دنیا قشنگ کن برای دنیا غصه نخورد.@ یک دختر خانمی خواستگار برایش میاید یا اصلاً نمیاید اگر بیاید بالاخره طبق یک بالا و پایین کردن این خواستگار را قبول میکند یک آقایی با یک بالا و پایین کردن یک دختر را میپذیرد ولی ما واقعاً در ازدواج همه ابعاد را نمیتوانیم بفهمیم.@ میرویم وارد ازدواج میشویم بعد میبینیم یک مشکلاتی این دختر دارد اخلاقی عقیدتی عادتی فکری دردسر برای شما میسازد پسر مشکلاتی دارد که دردسر میسازد خوب نوش جانت بخور بکش تا پاک بشوی مادرش یک دردسر برای تو درست میکند تو پسر را دیدی پسندیدی ولی مادرش را چی؟ دختر را دیدی پسندیدی برادرش پدرش باجناقت چی؟ نه دردسر دارد آدم این انتخاب را میکند.@ خدا میگوید همه این دردسرها را من برای تو کفاره قرار میدهم از این قشنگتر که ما اینقدر لوس بشویم سر هر چیزی بخواهیم یک زندگی را متلاشی بکنیم آقا مادرزن بد است یعنی بیمارستان است پدرزن بیمارستان است باجناق بیمارستان است مظهر اسم سلام است جاری مادرشوهر خواهرشوهر همه مظهر اسم سلام خدا هستند دارد تو را سالم میکند.@ مثل یک سُرنگ که تیز است تو از آن خوشت نمیاید ولی این سرنگ هست که تو را درمان میکند مثل یک چاقو است مثل یک تیغ تیز است که تیز هست اما این تیزی در آن سلامتی دارد مثل یک داروی تلخ است که تلخیش تو را شفا میدهد.@ پس دیگر فرار برای چیست؟ دیگر برای چی ناراحت بشویم؟ ما الان دلیلی داریم برای ناراحت بودن؟ غم داری غصه داری مصیبت داری همه پاککننده است همه دارد آخرت تو را پاک میکند همه دارد بهشت برای تو اضافه میکند پس برای چی ناراحت هستی با خدا درگیری؟ چرا حسرت زندگی دیگران را میخوری؟@ کسی باید حسرت بخورد که این مشکلات را ندارد وقتی کسی این مشکلات را نداشت یعنی کفاراتش برای آخرتش مانده اگر کسی مشکل دارد خوشحال باید باشد بگوید خدا را شکر که خدا با من کار دارد الحمد لله خدا را شکر که خدا بالاخره من را ول نکرده(اِذا رَأَیتَ الله تَتابَ عَلَیکَ بِلبَلاء فَشکُرهُ) اگر میبینی خدا دارد پشت سر هم برایت دردسر میفرستد شکر کن خدا را، غصه نخور.@ پس خدا دارد من را پاک میکند خدا برای آخرت نگذاشته خیلی خوب است مبارکت باشد دعاهایت مستجاب نمیشود گرفتاری پیدا میکنی آدمهای بدجنس به تورت میخورند آدمها اذیتت میکنند شرائطی هست که نمیپسندی خیلی خوب است یک کسی متلکی میگوید نیشی میزند دشمنی میکند اذیت میکند حقت را میخورد در اداره کارت را عقب میاندازد راه نمیاندازد بالاخره آن که میخواهی نیست.@ پس به مقداری که آن که میخواهی نیست خوش به حالت هست آدم آنجا باید بترسد که همیشه همان که میخواهد باشد اینجاست که طرف ول شده دیگر نه اینکه ما از لذتها و همان که میخواهیم بشود لذت نبریم آن هم باید دنبالش باشیم تلاشمان را بکنیم.@ پس ما نگاهمان به دنیا باید یک نگاه درست باشد دارالسلام است اینجا و خدا دارد ما را سالم میکند دیگر زندگیها برای چی باید بد باشد چرا هی میگویی این را نمیخواهم آن را نمیخواهم پس چطوری تو میخواهی پاک بشوی چطوری میخواهی ساخته بشوی؟.@ چطوری میخواهی در تمرین بروی چطوری میخواهی مربی بشوی چطوری میخواهی شبیه الله بشوی چطوری میخواهی به قدرت برسی چطوری میخواهی به کمال مطلق برسی اینها همه تمرین هستند برای اینکه تو به کمال مطلق برسی به حلم به صبوری به بردباری به کرم به شجاعت به عزت به عفت به حیا به قدرت به همه کمالها هر کمالی مسیر خاص خودش را دارد.@ مثل رشتههای ورزشی رشتههای علمی رشتههای هنری هر رشتهای را که شما بروید یک سلسله بایدها و نبایدهای خاص خودش را دارد به طور طبیعی شما هم رعایت میکنید و میشوید و بگذاریم خدا برای ما انتخاب بکند پس دیگر ما چه ناراحتی داریم دنیا به این قشنگی دنیا به این خوبی چرا ما اینقدر با این دنیا درگیر میشویم.@ چرا همهاش مینشینیم ترانههای ما را نگاه کنید در موسیقیها همه مبتذل است غالباً ترانههای ما مبتذل است چون همهاش بدگویی دنیا و زندگی و بیوفایی و اینهاست این موسیقیها فقط به درد آشغالدانی میخورد چون به جای اینکه به شخص قدرت بدهد نشاط بدهد پرواز بدهد بشر را آن کسی که دارد این موسیقی را گوش میدهد را مچاله میکند.@ یک آدمی که قوی باشد و با فلسفه خلقت اشنا باشد هیچ وقت از این نُتها نمینویسد هیچ وقت آهنگ اینطوری نمینوازد هیچ وقت برای دیگران مصیبت درست نمیکند. شما کارگردانها را نگاه کنید نوعاً کارگردانها نوعاً میگویم استثنائش را کار ندارم نوعاً آدمهایی هستند که برای بشر برای مخاطبین خودشان افسردگی اضطراب ترس شهوت بدجنسی ناامنی اینها را دارند درست میکنند.@ شما وقتی که فیلم را میبینید یک مشت کثافت آلودگی مریضی افکار منفی در سرت میریزد تئاترها را شما نگاه کنید نمایشنامهها همینطور کتابها رمانها داستانها نوعاً به جای اینکه شخص را شاد بکنند دارند غمگینش میکنند یک کسی که دنیای غمگین دارد دنیای مضطرب پر از حسادت بدبینی بدجنسی زودرنجی افسردگی حساسیت غصه تحقیر هست این چطوری میتواند وارد بهشت بشود.@ میتواند یک همچین آدمی وارد بهشت بشود؟ نه چون این روح کاملاً مریض است ما موظف هستیم چون قرار است انشاء الله وارد بهشت بشویم ما که جهنم نمیخواهیم برویم اگر جدی هستیم در رفتن به بهشت موظف هستیم خودمان را سالمسازی بکنیم.@ برای خیلیها فقط زندگی کردن مهم است یعنی فقط مهم است که شوهر گیرش بیاید اما اگر این شوهر من را جهنم ببرد عیبی ندارد این چه حرفی است؟ فقط برایش مهم است زن بگیرد اما اگر این زن شخص را جهنم میبرد برایش مهم نیست برایش مهم است شغل گیر بیاورد اما در این شغل به چه لجنزاری میافتد اصلاً برایش مهم نیست.@ برایش مهم است سفر خارج برود اما چه اتفاقاتی در این سفر خارج میافتد و چه قدرتهایی را از دست میدهد و چه توانهایی را از دست میدهد برایش اهمیت ندارد میگوید فقط بروم برایش مهم است شاغل باشد برایش مهم است فقط پول بدست بیاورد برایش مهم است تفریح و خوشی اینجا بکند اما به قیمتش فکر نمیکند.@ این آدم یعنی دقیقاً از این که از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود از حیثیت اصلی خودش غافل است یعنی به هیچ وجه خودشناسی ندارد یک آدمی که اینقدر سبک تصمیمگیری میکند اینقدر مبتذل ارتباط برقرار میکند انتخاب میکند فکر میکند هر طور دلش خواست فکر میکند ذهنش را آزاد میگذارد هر کاری شیطان بخواهد با او میکند.@ وقتی قرآن میگوید ما شیطان را گذاشتیم که چهار حمله به شما بکند برای اینکه تو بتوانی در مقابل حملهها مقاومت بکنی و اوج بگیری مقاومت در مقابل جهنم بهشت میشود درست پریدن از روی هر مانع ما را اوج میدهد.@ الان دوچرخهسوارها را نگاه کنید موتورسوارها را نگاه کنید کسانی که قایقسواری میکنند اسکیبازی میکنند کشتیگیرها بوکسورها کاراتهکارها تنیسبازها همه با مانع اوج میگیرند یعنی وقتی میگوییم این ورزشکار قوی است به چه خاطر قوی است چون با مانع روبرو بوده از مانع خوب پریده.@ ولی وقتی شکست بخورد مانع بوده ولی از مانع شکست خورده نتوانسته مانع را رد بکند یک اسب خوب یا یک اسبسوار خوب سوارکار خوب موقعی هست که بتواند از این موانع با اسب بپرد و موفق بپرد بنابراین این تعجب ندارد که خدا سر راه ما موانع حسی خیالی وهمی عقلی و فوق عقلانی میگذارد چون میخواهد تو شبیه خودش بشوی باید درجه بگیری و این استعداد شکوفا بشود.@ روند یک روند طبیعی و ریاضی هست حالا وقتی اینطوری هست طبیعی هست خداوند تمرین میگذارد مربی است رب است میگذارد سر راهت تا ببیند تو اینجا حسادت میکنی یا نه اینجا عصبانی میشوی یا نه خودش صحنه را یک طوری میچیند میگوید من شما را با همدیگر آزمایشتان میکنم.@ آدمها را میاندازم در زندگی شما وارد میکنم که این آدم بتواند قواهای مختلف شما را از بدجنسیها حسادتها زودرنجیها عصبانیتها بدببینیها غیبت کردن از همه جهت بتواند تو را امتحان بکند تحریکت بکند تا مجبور بشوی غیبت بکنی حالا اگر غیبت نکردی اوج میگیری مجبور میکند عصبانیت بکند حالا اگر عصبانی نشدی.@ یک بچه میگذارد نق میزند قور میزند یکدندگی میکند میگوید حالا ببینم با این بچه کوچک میتوانی اعصابت را نگه بداری یا نه اگر مادر شاد باشد این بچه مادر را تا عرش میرساند بهشت زیر پای مادر است.@ چون مادر در هر صحنه دارد از بچه آزار میبیند و اگر صبور باشد از شوهر دارد میبیند و اگر صبور باشد و شاکر از زن دارد میبیند اگر صبور باشد و شاکر از خانواده زن دارد میبیند اگر صبور باشد و شاکر باشد اوج میگیرد و اگر بیصبری حرفهای بد زشت بزند قور نق ناشکری و ناسپاسی سقوط میکند.@ ما باید برویم به سمت سالمسازی زندگیمان این مهم نیست که ما چطوری میخواهیم زندگی بکنیم باید اول اصل را قرار بدهیم به سلامت من میخواهم سالم زندگی بکنم حالا پولدار هستم یا نه این دیگر مهم نیست شوهر گیرم میاید یا نه زن گیرم میاید یا نه کجا زندگی میکنم با کدام لباس با کدام پوشاک با کدام شغل اینها در مراحل بعدی است.@ پس وقتی من میخواهم شغل را انتخاب بکنم وقتی به من یک شغل چشمکزن پیشنهاد میکنند نمیروم سراغش بگویم میروم اول میگویم در آن سلامت هست یا نه ازدواج در آن سلامت هست یا نه اگر نیست خودم باید سالمسازیش بکنم.@ پیغمبری آمد به خدا گفت خدایا من میخواهم فلان درجه را بگیرم گفت باید موانعش را طی بکنی گفت حاضرم طی بکنم ببینید میگوید میخواهم فلان درجه را بگیرم آن درجه یعنی به چه کسی میخواهد در آن درجه نزدیک بشود؟ به الله میخواهد نزدیک بشود یعنی میخواهد صفت بگیرد اسم بگیرد.@ گفت حاضرم گفت پس برو با آن دختر ازدواج بکن آن ازدواج با آن دختر تو را به قرب من میرساند چرا؟ چون آن دختر یک دختر بسیار بداخلاق بسیار بدجنس تو را بالا میکشاند اگر بلد باشی با بداخلاقیها و بدجنسیهایش چطوری رفتار بکنی.@ ولی اگر داد و بیداد کردی مثل این است که تو میروی باشگاه تا مربی در شکمت زد تو هم یک چک میزنی در گوش مربی میگویی من را میزنی این معلوم است طرف اصلاً نفهمیده برای چی باشگاه آمده این بچه لوسها را دیدید میفرستینشان مهد کودک تا مربی یک چیزی میگوید قهر میکنند دیگر مهد کودک نمیروند بعضیها مدرسه نمیروند اصلاً.@ یک نکته جالب یکی از عزیزان بود که گفت بچهام را بفرستم مهدکودک خودم که خیلی خندیدم گفتم بچه اگر تمایل دارد تا وقتی که تمایل دارد بفرستید زیر هفت سال اما اگر تمایل نداشت دیگر اصرار نکنید چون آن استعدادهایش میسوزد وقتی مدرسه میخواهد برود ناراحت است و مدرسه هم نمیرود.@ زیر هفت سال آموزش اجباری نداشته باشید آموزشی بگذارید که اگر میخواهد برود مهدکودک یا آموزش ببیند با رغبت آموزش ببیند اگر با رغبت حاضر است درس بخواند مطالعه بکند قرآن حفظ بکند یا شعر حفظ بکند با رغبت خوب است ولی بیرغبت نه.@ حالا دقت کنید اینها هزینه هم کردند بچه را فرستادند مهدکودک بعد سه چهار روز بعد گفتند ما هزینه کردیم دیگر نمیرود بعد به او گفتم بیا ببینم چرا نمیروی مهدکودک؟ میگوید برای اینکه معلم به من درس میدهد نمیگذارد بروم در حیاط بازی بکنم.@ یعنی این اصلاً فلسفه مهدکودک چه میداند از مهدکودک اصلاً کلاس نمیداند اصلاً نه برای مربی ارزش قائل است نه برای درس نه برای چیزی، فلسفه آن بازی را میداند مثل آن دانشجوهای لوس هستند که اصلاً همینطوری قبول شدند یا پول دادند دانشگاه رفتند درس برایشان جدی نیست.@ میگوید من دانشگاه را براساس این انتخاب میکنم که محیطش حیاطش چطوری است میتوانم با دخترها گپ بزنم با پسرها بازی بکنم بر اساس این دانشگاهشان را انتخاب میکنند درس هم نمیخوانند میبینی این هر ترم دارد مشروط میشود این اصلاً نرفته که درس بخواند.@ آنهایی که دنیا آمدند وقتی با فلسفه خلقت آشنا نیستند مثل این بچهها همیشه به خدا میگویند خدایا چرا زنم اینطوری چرا شوهرم اینطوری چرا دعایم اجابت نشد چرا مریض شدم چرا فلان کس مُرد این اصلاً نمیفهمد برای چی به دنیا آمده اصلاً ماجرای خلقت را نفهمیده اصل داستان را نمیداند چیست.@ بعد هم یک جنگ خیالی با خدا و خانواده آسمانیش راه میاندازد با آنها جنگ میکند دعوا میکند قهر میکند دیگر اصلاً نماز نمیخواند دیگر اصلاً ارتباطش را قطع میکند در حالی که توهمزده است این مثل یک بچه کوچک است درست است چهل سالش است پنجاه سالش است اما دقیقاً مثل یک بچه کوچک است که میگوید چون معلم نگذاشته من بروم در حیاط بازی بکنم دیگر نمیروم.@ این به خدا میگوید خدایا من آدم نیستم من زنم یا مردم باید براساس جنسی من رعایت بشود اگر رعایت نمیکنی ما نیستیم یعنی اصلاً متوجه نیست داستان خلقت چیست وقتی متوجه بشود میبیند که چقدر همه چیز قشنگ است.@ همه چیز سر جایش هست مرگ و میرها سر جایش هست طلاقها سر جایش هست دعواها سر جایش هست میدانها سر جایش هست مادرشوهر بدجنس خیلی خوب است پدرشوهر بدجنس خیلی خوب است باجناقی که اذیت بکند خوب است جاری که اذیت بکند خوب است بچهای که اذیت بکند خوب است شیطان خیلی خوب است دارد ما را اذیت میکند و تحریک میکند.@ چون دارد من را اوج میدهد همه اینها عوامل اوج من هستند من اصلاً با اینها مشکل ندارم با خودم مشکل دارم من فقط از خودم میترسم(اَعدا عَدُوِّک نَفسُک) پیامبر فرمود دشمنترین دشمنت همان خواستههای پایینی توست همان خودت هستی، خودت کدام است؟ پایینیهای نه خودت پایینیها، کششهای پایینی دائماً خود حقیقی ما را به پایین میکشند و نمیگذارند ما رشد بکنیم.@ دائماً تا میخواهی اوج بگیری و به انسانیت برسی کششهای پایینی میگوید پس ما چی؟ آن را ولش کن ما را بچسب پس عزیزان ما مهم نیست با چه قیمتی زندگی میکنیم با قیمت یعنی قیمت مادی اول خواهش میکنم برای خودمان تدبیر نکنیم.@ امام صادق(ع) میفرماید اولین قدم این هست که تو برای خودت در دنیا نقشه نریزی که من میخواهم دکتر بشوم من میخواهم مهندس بشوم من میخواهم فلان جا زندگی بکنم من میخواهم انشاء الله لیسانسم را بگیرم بعد برای فوق لیسانس و دکترا بروم فلان کشور، من میخواهم تاجر بشوم من میخواهم هنرپیشه بشوم من میخواهم ورزشکار بشوم تدبیر نکن اینطوری برای خودت.@ به علائقت اهمیت بده اما اگر این علاقه قرار است تو را از فوق عقل و شادی و آرامش بیندازد باید کنار بگذاریش به هیچ وجه ما نباید انتخابهایی بکنیم ولو به آنها علاقه داریم که انتخابش برای ما دردسرساز بشود.@ به هیچ وجه نباید برای چیزهایی حرمت قائل باشیم که اگر بخواهی احترامش را رعایت بکنی خودت بیاحترام میشوی.@ یک پادشاهی بود یک قبر سرباز گمنامی را گذاشته بود جلوی شهر گفته بود هر کس میخواهد وارد شهر بشود باید به این سرباز یک کسی را گذاشته باشد حالا گمنام یا غیر گمنام به این باید سجده بکند یک مسلمانی هم وارد آن شهر شد سجده در کار مسلمان نیست.@ مسلمان فقط برای خدا سجده میکند سجده نکرد و این را گرفتند و آوردندش برای چی سجده نکردی؟ گفت من فقط به خدا سجده میکنم گفتند چرا کفشت را در نیاوردی دلیلش را گفت گفت گردنش را بزنید گردنم را بزنید بعد گفت خواستهای نداری قبلش؟ گفت چرا خواسته دارم اجابت میکنید شما؟@ گفت بله هر کس از ما خواستهای بخواهد رد نمیکنیم هیچ کس از من نشده یک خواستهای بخواهد ولو موقع مردنش اجابت نکنم گفت من خواستهام این هست که سه بار با این چوبم در گردن شما بزنم این گفت مردک چه میگویی وزیر گفت قربان خوب نیست شما قول دادید آبرویتان میرود جلوی این همه آدم.@ گفت میخواهد بزند به گردنم گفت چارهای نیست قبول کنید چون قبول کردید بعد گفت باشد چوب را برداشت و یک چوب خیلی خوش تراش محکم زد تو گردن جناب پادشاه بیهوش افتاد خلاصه اینها داد و بیداد این را به هوشش آوردند.@ گفت قربان دومی و سومی هم مانده گفت که ببین ما از کشتن تو میگذریم تو هم از این زدن بگذر گفت نه قربان من فقط میخواهم بمیرم من اصلاً تصمیم گرفتم بمیرم اجازه بدهید من به دو تا آرزویم برسم بعد شما هر کاری خواستید بکنید این دید اگر ضربه دوم را بزند تمام است دیگر یعنی شاه زودتر از این میمیرد.@ شاه مانده بود چکار کند آن هم مسلمان بود میدانست دارد چکار میکند میگفت من کشته بشوم بهتر است از یک بدعت باطل به نام سجده به یک قبر و سجده به این شاه را احیا بکنم من میخواهم کشته بشوم که این برداشته بشود گفت بیا بگذر ما نمیکشیمت تو هم برو نه قربان من تصمیم دارم حتماً بمیرم زودتر اجازه بدهید من به خواستههایم برسم.@ مانده بودند چکار کنند شاه گفت که آقا بروید آن قبر را خراب بکنید گور پدر همه شما با این قبری که آنجا گذاشتید بروی این قبر را خرابش بکنید که دیگر کسی سجده نکند گفت بله اینطوری من حاضرم اگر شما این قبر را خراب میکنید که دیگر کسی سجده نکند حاضرم دیگر درخواستم را ادامه ندهم هم جان خودش را نجات داد هم آن قبر را خراب کرد.@ ما گاهی وقتها در خانه یک بتهایی داریم برای خودمان یک چیزهایی را واجب کردیم که رسیدن به آن مساوی جهنم است میگوید من حتماً باید فلان لباس را بپوشم حتماً باید فلان جا خانه داشته باشم حتماً باید با فلان کس ازدواج بکنم.@ حتماً باید فلان اتومبیل را داشته باشم حتماً باید در خانهام فلان وسایل باشد حتماً باید فلان تلفن همراه را داشته باشم اول به خودش واجب میکند که این را باید برای من بخری بعد حالا تهیه این جهنم میشود داستان داریم شما نگاه کنید طلاقهایی که اتفاق میافتد 95% طلاقها برای چی اتفاق میافتد.@ برای خواستههای غلط و ناآرام کننده که زن یا مرد یا هر دو روی آن اصرار داشتند حالا نشده دعوایشان شده سر از طلاق در میآورند آقا برای خودت ادا و اصول در نیاور برای خودت هی تدبیرات الکی نچین آقا من میخواهم ازدواج بکنم این ازدواج باید سالم باشد در آن عصبانیت گناه معصیت این چیزها نباشد تمام.@ وقتی این را فهمیدی حالا الان گناه کردنش به چیست؟ معصیتش به چیست؟ به اینکه تو با خانواده همسرت سر جهیزیه سر خرید درگیر بشوی آقا بیخیال پایین بیا شما نگاه کنید چقدر اختلافات کینهها فتنهها طلاقها و اگر طلاق هم نبوده تا آخر عمر کینه برای این مسئله خرید ازدواج بوده جهیزیه بوده.@ نگاه کنید شما اینها را ما به عنوان واجبات یک زندگی در نظر گرفتیم ما را مریض میکند آنجا یک چیزی که قرار است حرمت به آن بگذاری مردم برایش ارزش قائلند تو هم بخواهی ارزش قائل باشی به جهنم میافتی نرو جلو آقا تالار، تالار واجب است شام دادن واجب است واجب نیست یک مستحب است.@ آن هم برای این هست که همه فامیل و مردم در خیابان این دختر و پسر را از فردا میبینند بدانند که اینها زن و شوهرند یک مبارکی دارد حالا چهار نفر هم که گرسنه هستند نیازمند هستند بیایند این غذا را بخورند اما واجب است نه خوب است خیلی خوب است پسندیده است؟ بله پسندیده است میارزد یک مرد برود برایش یک ذره قرض بگیرد بله خوب است برود یک مقدار قرض بگیرد اما نه آنطور که کمرش بشکند.@ اما وقتی میگویی تالار یک دفعه یک خانواده نادان میافتند به این داماد میگویند تو باید یک طوری نقرهداغ بشوی که تا ده سال باید تاوان هزینه شب عروسی را بدهی پنجاه میلیون صد میلیون الان من سراغ دارم هزینه تالار چند میلیون هزینه گُل چند میلیون هزینه لباس.@ بعضی جاها که طرف پسر آمده میگوید من الان یکسال است عقد کردیم خانم سر خانه و زندگیش نمیاید به او میگویم برای چی نمیایی میگوید چون فلان فامیلمان جهیزیهاش اینقدر میلیون چند ده میلیون تومان هست من تا جهیزیهام به این حد نرسد نمیروم.@ چشم و همچشمی سر جهیزیه سر مهریه چقدر این مهریه الان سالی سه هزار نفر ما زندانی داریم سر چیزهایی که ما برای خودمان ناآرامی تعریف کردیم آقا مهریه زیاد ناآرامی میاورد دشمنی میاورد کینه میاورد حالا تو هی به این فشار بیاور بگو بیخیال پیغمبر بیخیال خدا ببین در زندگیت چه تأثیراتی میگذارد.@ لباس اگر میخواهی بپوشی باید با شادی بپوشی سر آرایشگاه رفتن سر چه کسی آرایشگاه برود چند نفر با عروس بروند داماد چکار بکند ببینید شما ما چه مصائبی الان در زندگیها داریم سر تلفن همراه نوع گوشی این را من نمیخواستم چرا این را خریدی این لباس را نمیخواستم این را میخواستم برای من یک کادو خریده دهاتی است.@ عزیزم تو اول باید شادی و آرامش خودت را حفظ بکنی و طرف مقابلت را، بعد به کیفیت هدیه فکر بکنی اگر میبینی پرداختن به کیفیت یک چیزی این را از کیفیت میاندازند یعنی شادی و آرامشت را میگیرد آن کیفیت همه بدست بیاید تو پیروز هم بشوی شکست است.@ اگر قرار است من روزبهروز به الله به خانواده آسمانی به رغبتم به بهشت به درجات آخرتی اضافه نشوم هر پیروزی داشته باشم شکست است تمام پیروزیهای انسان در دنیا در واقع شکست بود.@ موفقیتهایش قهرمانیهایش شهرتهایش قدرتهایش حسرت خوردنهای دیگران در زندگیش این بدبختی که دارند حسرت زندگیش را میخورند بقیه میگویند خوش به حالش این نیمفهمند که این بدبخت چقدر ناله و گریه دارد چرا؟ چون با جهنم رفتن این را برای خودش درست کرده.@ پس برای خودت هی تنظیم نکن که من باید این موبایل را داشته باشم اگر خریدن این موبایل قرار است برایت دردسر درست کند از این هوس بگذر زمانی برو یک موبایل خوشگل بخر که از آن لذت ببری یک اتومبیل خوب که قرار نیست ناراحت بشوی عصبانی بشود غصه بخوری قرار نیست حرامی برداری.@ ولی این چه چیزهایی هست ما برای خودمان یک سلسله واجبات بیخود که اصلاً نه از آسمان آمده نه عقل تأیید میکند در زندگیهای ما وجود دارد میخواهیم به این شرائط خودمان را برسانیم از ماهواره یاد گرفتم از اینترنت یاد گرفتم مال فلان کس مدلش اینطوری بود من هم خوشم آمد.@ تا تو بخواهی خودت را به این حد برسانی میدانی چقدر باید شادی و آرامش هزینه بکنی پول نه امکانات نه شادی و آرامش باید هزینه بکنی تا به این برسی وقتی این را هزینه بکنی شادی و آرامش آخرتت را هم از دست دادی ما باید دنیا را محترم بشماریم به شادی و آرامش سلامت دنیا فکر بکنیم سعادت دنیا فکر بکنیم.@ یک کسی که ورزش نمیکند قطعاً به سلامت آخرتش اهمیت نمیدهد این آدم شاد نمیتواند باشد یک کسی که ورزش نکند یعنی زمینه بسیاری از تخیلات باطل توهمات باطل و تعقلات باطل و ارتباطات ضعیف فوق عقلانی برای خودش درست کرده.@ یک کسی که بدنش نمیرسد دارد به آخرتش توهین میکند ورزش بکن ورزش واجب است ورزش تمام این قوا را فعال میکند ورزش به تو قدرت میدهد حالا هی برو بنشین وقت تلف بکن تنبلی میکنیم(اَلکَسَلُ یُفسِدُ المَعاد یُفسِدُ الآخِرَۀ) کسالت آخرت را فاسد میکند.@ بسیاری از نگرانیهای روحی و روانی یک شخص و مشکلات معنوی یک شخص با باشگاه رفتن و ورزش حل میشود برو باشگاه برو به خودت برس اصلاً وقت نمیگذاریم ورزش را جدی نمیگیریم در خانه در محیط اداره یک امکاناتی را فراهم بکن که اگر باشگاه نمیتوانی بروی نیم ساعت در خانه بتوانی ورزش بکنی ما این را جدی نمیگیریم.@ یک کسی که مسواک نمیزند یک کسی که به موقع حمام نمیرود این قطعاً دارد به آخرت خودش توهین میکند مشکل آخرتی پیدا میکند وقتی تو عطر نمیزنی لباس مناسب نمیپوشی مناسب نه گران، مُد نه، مناسب یک لباسی که تمیز باشد خوب باشد یک کسی که بلد نیست از زیباییها لذت ببرد یک کسی که بلد نیست از دنیا لذت ببرد چطوری میتواند از آخرت لذت ببرد.@ حضرت فرمود اگر کسی نمیتواند یک سوم وقتش را بگذارد به لذات حلال قطعاً به درد آخرت هم نمیخورد این نمیتواند آدم خوبی باشد مؤمن خوبی نمیتواند باشد مؤمن یعنی کسی که لذات حلال مناسب با خودش مورد علاقه خودش را انتخاب میکند.@ یک کسی مثلاً میگوید من با فوتبال کیف میکنم ولی یک فوتبالی که در آن جهنم نباشد تنه زدن خشونت فحش دادن وقتی که ناراحت شدی غصه خوردن اگر میتوانی عُرضه داری برو یک فوتبال اینطوری بازی بکن بهشتیان میتوانند اینطوری فوتبال بازی بکنند بازی میکنند و هیچ کدامشان هم ناراحت نمیشوند از این فوتبال بازی کردنشان هیچ کس غصه نمیخورد در آن حرص و جوش ندارد.@ چون میدانند هدف از این فوتبال فقط تحرک بدنی است عرقش در بیاید عضلاتش قوی بشود اینکه گُل من کی بخورد کی بخورد این بچه بازی است واقعاً توهم است شنا باید بکنی ورزش باید بکنی.@ یک کسی میگوید من اصلاً فوتبال خوشم نمیاید من بسکتبال بازی میکنم والیبال بازی میکنم من میروم ورزش رزمی من میروم شنا لذت حلال من میروم پارک من میروم جنگل من میروم دریا من با زن و بچهام مینشینم چای میخورم میوه میخورم میرویم سفر تفریح این همه لذات خدا آفریده.@ یک کسی که بلد نیست لذات حلال ببرد زندگیش و وقتش را بگذارد برای لذات حلال همه وقتش را پر کرده میگوید من دیگر وقت ندارم به زن و بچهام برسم وقت ندارم به شوهرم برسم دو شیفت سه شیفت کار میکنیم دیگر اصلاً ما به حرف زدن نمیرسیم زن میاید شاکی است میگوید من تا شب تنهایی را تحمل کردم حالا مرد آمده جنازهاش آمده حالا گرفته میخوابد دوباره صبح هم همینطور.@ حالا نگاه میکنی میبینی مرد دارد زیاده خواهی میکند مجبور است پول بیشتری بیاورد خود زن زیاده خواهی میکند مرد را وادار میکند به اینکه کار بیشتری بکند بعد میگوید چرا مرد نمیتواند به من برسد.@ شما اگر قناعت داشته باشید در مهارتهای زندگی دو اینها را گفتیم فیلمش هم به زودی میاید بیرون توضیح دادیم بیست جلسه راجع به اقتصاد خانواده گفتیم اگر کسی مهارتهای اقتصادی بلد باشد قناعت داشته باشد مشکلات ندارد اینقدر سختی بکشد برای خودش اینقدر غصه بخورد.@ حالا با هم تصمیم گرفتید با خانمت با شوهرت نشستید صحبت کردید تصمیم گرفتید صاحبخانه بشوید از مستأجری در بیایید میگوید باید 15 میلیون به حساب بریزی بیست میلیون به حساب بریزی این کار دارد دوندگی دارد حالا اگر قرار است دوندگی بکنی غصه نخور این دوندگی دارد حالا نگو پس چرا به من نمیرسی.@ این مرد باید یک مقدار بیشتر از حد معمول کار بکند تا این پولها به دست بیاید شما عوضش صاحبخانه میشوید از آن لذت میبرید یک ذره به او فرصت بده نق و قُرت را قطع بکن هم میگویی من میخواهم همه چیز داشته باشم هم نق و قُر سر مرد میزنی یا مرد خودش برای خودش یک چیزهایی را تنظیم میکند بعد به زندگی گند میزند.@ میگوید من الان یک سال است ازدواج نمیکنم چون باید حتماً یک خانه داشته باشم تا ازدواج بکنم چه کسی گفته همچین شرطی، چه کسی گفته یک جوان باید سربازیش تمام بشود بعد ازدواج بکند چه کسی گفته یک دانشجو باید اول درسهایش تمام بشود بعد ازدواج بکند این را در مهارتها گفتیم.@ عقد بکنید به هم برسید با هم شاد باشید با هم صفا کنید از هم لذت ببرید خدا به واسطه این عقد به شما خیر و برکت میدهد سربازی حالا چند ماهش هم در عروسی باشد چه اشکال دارد یک ذره قناعت کنید ولی با هم باشید دو سال میخواهید از هم جدا باشید که میخواهد بعداً سربازی برود حالا سربازی برود سربازی اصلاً رفتی خود این برکت در سربازی میاندازد میگویند متأهل است یک جای نزدیک میاندازندش.@ ما دائماً دچار سختگیریهای زیاد هستیم و نمیتوانیم از زندگیمان لذت ببریم پس یادتان نرود به شادی و آرامش ببندید خودتان را بعد هر تصمیمی میخواهید بگیرید اول ببین اگر شادت نمیکند و آرامش ندارد جلو نرو مسافرت است اول بهشتیش کن بعد برو خرید است اول بهشتیش کن بعد برو.@ رستوران میخواهی بروید گند نزن به یک رستوران رفتن که میخواهید رستوران بروید دعوایتان بشود چرا اینقدر خرج بکنیم چرا این را بخریم چرا آن را بخریم اصلاً نرویم برویم میبینی که یک مرد آمده یک پیشنهاد بدهد که زندگیش شاد بشود مثلاً امشب را رستوران برویم پارک برویم سینما برویم میبینی که افراد نادان اطراف هر کدام یک کاری میکنند که این سفر خراب میشود.@ یک مشهد مستحبی میخواهند بروند هزار تا گناه در این مشهد مستحبی میکنند آقا مشهد همهاش یک مستحب بود ولی از آن جهت که صله ارحام است واجب است حالا داری میروی وسط سفر تلخی نباشد ناراحتی نباشد آدم باید صبور باشد حوصله داشته باشد زن است بچه است کوچک است.@ بیست دفعه تو راه ممکن است بچه جیشش بگیرد باید با شیرینی بزنی کنار برود جیشش را بکند اَه تو هم بیموقع خراب کردی گند زدی دیگر این زیارتت بدرد نمیخورد وقتی اخم بکنی به زائر امام رضا آقا این امتحان است خدا دقیقاً آن موقعی که تو خیلی قُدی و فکر میکنی خیلی آدم حسابی هستی میاید پیچ این طحال بچهات را شل میکند.@ شل میشود هی میاید که هر یک ربع یکبار باید بزنی بغل با شیرینی بزن بغل بگذار برود اصلاً هم ناراحت نشو مهم نیست اصلاً مهم نیست مشهد برسی یا نه، امتحان بود اصلاً داستان این بود که تو این سفر را دو روزش هم تلف بشود تلف بشود برو یک ربع یک زیارت شاد بکن و برگرد.@ نه من باید حتماً این شب جمعه برسم اینجا این شب جمعه فیض دارد بعد به خاطر این که میخواهد شب جمعه یا فلان ساعت برسد خدا هم خودش میاید مانع تراشی میکند آقا فیض چیست تو اخلاق را رعایت بکنی تو بر فرض آمدی به فیض شب جمعه حرم امام رضا هم رسیدی ولی زنت را کشتی بچه را کشتی چند دفعه نق زد قر زدی سر شوهرت نق زدی قر زدی کار خراب میشود.@ خدا فقط آنجاهایی فیض میدهد که تو عصبانی نشوی زودرنجی نداشته باشی شاد باشی ولو به عبادت هم نرسیدی نرسیدی خدا آنجا فقط میخندد خدا آنجا فیض میدهد خدا آنجا برکت میدهد.@ به زن میگوید اینقدر حرص و جوش نماز و مسجد و نماز جماعت و تعقیبات را نخور حرص و جوش مراسمهایی که بیرون هست را نخور تو همان نماز واجبت را کوتاه بخوان برس به شوهرداریت شاد باش همه ثوابهایی را که میخواستی بروی من به تو میدهم اینقدر غصه ندارد که اینقدر به شوهرت گیر میدهی که چرا نمیگذاری.@ خدا میگوید ولش کن شاد باش عشقت را بکن حالتو ببر حالشو ببر من همه ثوابها را به تو میدهم غصه ندارد دیگر، سر قضیه یک مکه یک زیارت یک امام حسین خدا موانعی ایجاد میکند که تو در سفر ببینم عصبانی میشوی یا نه اگر عصبانی نشدی وارد حرم شدی امام حسین به تو میخندد.@ اما اگر رسیدی به امام حسین و وسط راه هزار نفر را ناراحت کردی قُد بازی درآوردی خودخواهی کردی پا روی حق دیگران گذاشتی تا به امام حسین برسی نوبت دیگران را از بین بردی هیچ خبری در آن حرم نیست.@ ما گاهی وقتها یکی از اساتیدمان همینطوری بود میگفت رفتی مشهد امام رضا بود یا نبود طرف میگوید من حالی نکردم گفت من هم به تو گفتم نرو چون اصلاً آن ساعت امام رضا حرم نیست هیچ کس را تحویل نمیگیرد.@ گاهی وقتها امام رضا میاید در خانه خودت بعد تو میروی مشهد میبینی اشتباه کردی امام رضا خانه شما نشسته بود و تو رفتی مشهد آنجا هیچ کس نیست یک ضریح خالی بوده امام رضا خانه شما بوده پیش بدن مریض مادرت نشسته بود تو اگر مینشستی پیش مادرت امام رضا پیش تو میامد.@ تو اگر مینشستی پیش پدرت پیش همسرت که الان نیاز دارد تو پیشش باشی به جای جمکران مزخرف است میروی به اسم جمکران خانوادهات را له میکنی اگر مینشستی پیش زن و بچهات سالی یکبار هم که میرفتی جمکران اتفاقات قشنگی میافتد امام زمان میاید در خانهات مینشیند پیش همین زن پیش همین مادر پیش همین بچه پیش همین شوهرت مینشیند و تو باید میامدی در خانه امام زمان را زیارت میکردی و تو خراب کردی.@ گفت رفتم احیا یک دفعه بچهام گریه کرد مثل این خانوادههایی که الان حاضر نیستند بچههایشان را از کلاس ببرند فکر میکنند فیض میبرند فیض اصلاً نمیبرند هیچی گیرشان نمیاید این حرفهای ما هم فقط کوفت میشود برای جان آنها شفادهنده نیست مریض میکند.@ گفت دیدم بچه یک دفعه بیدار شد گریه کرد دیدم من اگر بخواهم در احیا بایستم با این بچه به این بچه ظلم میشود چه احیایی وقتی به بچهات ظلم میشود بچه کوچک داری چه احیایی گفت بچه را برداشتم آوردم خانه در را باز کردم رفتم تو دیدم آقا امام زمان در خانه نشسته آقا در خانه خودت هست حالا اگر تو میخواستی در آن احیا بنشینی امام زمان میرفت.@ ما خیلی وقتها امام حسین امام زمان فاطمه زهرا در خانه خودمان هست همان صحنهای که من دوست ندارم باشم کنار آن صحنه ایستاده و من از آن فرار میکنم که به امام حسین پناه ببرم بعد میروم کربلا میبینم نه هیچ خبری کربلا برای من نداشت این عمره اصلاً عمره نشد هیچی.@ انتخابها را باید براساس این شعار شادی و آرامش تنظیم بکنید اگر براساس این تنظیم نکنید اینجا اگر کسی شاد نباشد مطمئن باشید و الله بالله به حضرت عباس اگر خدا را قبول ندارید به حضرت عباس بهشت هیچ خبری نیست شادی آخرتی خبری نیست هیچ خبری نیست.@ باید اینجا سالمسازی بکنید اینجا شاد بشوید اینجا آرامش داشته باشید اینجا عدالت داشته باشید اینجا اخلاق داشته باشید اینجا(لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً) اینجا همه بهشت اینجا قرب اینجا آخرت اینجا همه اینجاست آنجا فقط میوه است اگر باغ کشاورزی سالم نباشد دوران جنینی اگر سالم نباشد تولد سالم هم شما نخواهید داشت بنابراین سعی کنیم دنیاها را خوب بسازیم دنیاها را آباد بکنیم تا آخرت آباد بشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 010 - کفارات گناه
متن کامل (خام) جلسه 010 - کفارات گناه