جلسه 009 - کفارات گناه
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
7
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - کفارات گناه

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان درباره کفارات ذنوب بود یعنی آنچه که گناهان ما را میپوشاند و ما را پاک میکند که هفت مورد را خدمتتان عرض کردیم و چند مورد دیگر باقی مانده مواردی که عرض کردیم گفتیم مطلق مصائب هست غمها هست بیماریها هست حسنات هست کارهای خیری که انسان انجام میدهد خوشاخلاقی هست و فریادرسی به ستمدیدگان و نیازمندان و استغفار ملائکه.@ مورد هشتم که بحث جدیدمان هست کثرۀ السجود هست اینکه انسان سجده زیاد انجام بدهد و همچنین سجده طولانی که این فوقالعاده مهم هست در آب شدن گناهان پیامبر فرمود که پشتهای خودتان را که از گناه انباشته شده بوسیله کثرت سجده و طول سجده سبک بکنید.@ امام صادق(ع) میفرماید که(جاءَ رَجُلٌ اِلی رَسولِ الله(ص) فَقالَ یا رَسولَ الله کَثُرَت ذُنوبی وَ ضَعُفَ عَمَلی فَقالَ رَسولَ الله اَکثِرِ السُجود فَاِنَّهُ یَحُطُ الذُنوبَ کَما تَحُطُ الریحُ وَرَقَ الشَجَر) آمد خدمت پیغمبر گفت آقا من گناهانم زیاد هست و عملم هم خیلی ضعیف است آدمی نیستم که عملهای زیادی داشته باشم عمل حسابی داشته باشم گناهانم زیاد هست چه بکنم؟@ ببین چه راهکاری حضرت میدهد حالا شرح حال همه ماست در واقع که ما عرض میکنیم به محضر مقدس حضرت فرمود که زیاد سجده کن که(فَاِنَّهُ یَحُطُ الذُنوبَ کَما تَحُطُ الریحُ وَرَقَ الشَجَر) سجده گناهان را میریزد همانطور که باد برگ درختان را میریزد سجده چه طولانی و چه زیاد این که میگویند زیاد سجده کنید.@ حالا یک موقع هست منظور تکرار است مره است دفعات است یک موقع هست نه زیاد سجده کردن به این معنا هست که انسان سجدهاش را طول بدهد بخصوص در نمازهای مستحبی خیلی مهم است در نمازهای مستحبی طول دادن نماز رکوع و سجده قنوت اینها هر کدام بیشتر که طول میکشد کمک میکند به پاکی انسان.@ بنابراین انسان باید دست از عجله بردارد و با نماز جدی برخورد بکند اینک قرآن تأکید زیادی روی نماز دارد نماز نماز نماز و اینکه چقدر آثار دارد(وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعِينَ) نماز سنگین است بله واقعاً سنگین هست مگر برای کسانی که خودسازی کرده باشند که بتوانند نماز بخوانند اساساً علامت اینکه یک نفر در نظام خودسازی خودش آدم موفقی هست.@ در آیینه نمازش معلوم میشود و از کیفیت نماز یک نفر میشود فهمید که این چه جریانی را طی کرده که به اینجا رسیده از کیفیت نماز یک نفر از نوع ذکرهایی که میگوید از حس و حالی که سر نماز دارد از برخوردی که با نماز دارد از برخوردی که موقع نماز دارد همه اینها نشان میدهد که این شخص چقدر دارایی دارد.@ چون لحظه نماز مثل لحظه مرگ میماند برای انسان که در روایت هم داریم چرا پیغمبر میفرماید وقتی میخواهید نماز بخوانید(صَلِ صَلاۀَ المُوَدِع) مثل کسی که دارد خداحافظی میکند و میمیرد نماز بخوانید هر وقت خواستید نماز بخوانید اینگونه نماز بخوانید.@ برای اینکه انسان وقتی میمیرد اولین کسی که با او ملاقات میکند خداوند تبارک و تعالی است و میبرد از همه و میرسد به آغوش خداوند اگر کسی این را برای خودش حل بکند که من در جریان زندگیم همه کسانی که اطراف من هستند همه کسانی که دوستم دارند و دوستشان دارم از آنها جدا میشوم و من در نهایت به آغوش خداوند میرسم و حالا خودم را برای این ملاقات و زیارت آماده بکنم.@ من که هیچ چیز برایم نمیماند و من هم برای هیچ چیزی نمیمانم در روایت در روانشناسی جاهل گفتند که وقتی انسان به یک چیزی که برایش نمیماند و خودش هم برای او نمیماند خیلی میپردازد این علامت جهالت یک نفر هست و انسان سرمایهگذاری کند.@ روی چیزی که جاودانه است ماندگار است میماند برای تو و تو هم برای او میمانی که در رأسش خداوند تبارک و تعالی است بعدش خانواده آسمانی ماست بنابراین آدمی که معلوم است جدی است و جدی هست دارد رشد حقیقی میکند این از نحوه نمازش مشخص هست.@ حوصلهای که در رکوع در قنوت در سجده در تعقیبات در اذان در اقامه دارد بخصوص حوصلهای که در نمازهای مستحبی دارد. چون در نمازهای واجب آدم خیلی نمیتواند احساساتش را بیان بکند در نمازهای واجب غالباً چون به جماعت است درستش هم این است اصلش این است که جماعت بخواند.@ استثنائاً هم اگر انسان نتوانست به جماعت بخواند مثلاً در خانه خواند معمولاً همسر انسان فرزند انسان پدر مادر دوستان رفقا اطراف انسان هستند انسان برای جلوگیری از ریا و نفوذ شیطان معمولاً آن احساسات عمیق خودش را نمیتواند در نمازهای واجب نشان بدهد.@ ولی در خلوتها در شب در سحر موقعی که کسی پیش او نیست موقعی که کسی نظارهگر او نیست هیچ کس نیست وقتی که به همآغوشی با خداوند میرود با سخن گفتن با خداوند میرود آنجا دیگر این معذوریتها را ندارد آنجا رکوعش فوقالعاده زیباست.@ شما الان یک کسی را که خیلی دوستش دارید قرار باشد سرتان را روی پایش بگذارید چقدر سرتان را روی پایش میگذارید یک کسی که دوستش دارید پشتیبانتان هست از او آرامش کسب میکنید دوستتان دارد و در خستگیها و دلتنگیها و بریدنها در غمها قرار است بروی در آغوش بگیریش.@ بروی به او بچسبی دستش را بگیری دستت را بگیرد بغلش بکنی سرت را روی پایش بگذاری چکار میکنی این سجده کردنهای ما عین بیادبی هست که شخص سرش را روی سجده میگذارد پنج ثانیه نمیشود بلند میکند خیلی عجله دارد که زودتر از خدا فرار بکند به رکوع میرود عجله دارد که از رکوع بلند بشود.@ قنوت میگیرد اصلاً نمیفهمد چه میگوید و کوتاهترین دعا را تازه اگر معنایش را بفهمد خدا کند بفهمد اگر کوتاه هم هست آنها را انتخاب میکند این نشان میدهد که شخص هنوز بالغ نشده بلوغ انسانی پیدا نکرده که با خدا حرفی ندارد با معشوق خودش و اله خودش حرفی ندارد و هیچ میلی رغبتی به غیب، آسمان، انس به آسمان، حرف زدن و ماندن ندارد.@ در حالی که در بخشهای حسی مثلاً وقتی دارد غذا میخورد هر چقدر غذا بیشتر باشد سر سفره بیشتر بنشیند خوشحالتر است در بخشهای خیالی همینطور هر چقدر طول میکشد این لذتش بیشتر است.@ مثلاً شما به یک خانم بگویی که برو بازار مثلاً نیم ساعته مانتو بخر چادر بخر مقنعه بخر کفش هم بخر بیا این انگار یک فحش خیلی ناجور به این خانم دادی یا حتی به خیلی از آقایان بگویی آقا برو بازار یک ساعته یک اتومبیل بخر بیاور برو یک کت و شلوار بخر بیا چون کار خیالی است خیال در آن دخالت دارد.@ دوست دارد برود با این پارچه با این شکل با این کفش با این حلقه با این انگشتر با این گردنبند با این آفتابه با این گوشتکوب کلی صفا بکند خیالی هر چیزی که میخواهد بخرد یک قاشق و چنگال است یعنی صدتا را میبیند با آنها عشقبازی میکند یکی را هم میخرد انگار نه انگار که شش ساعت وقت این در بازار گذشته.@ الان فروشگاههای بزرگ هم که آمده مثلاً میخواهد برود یک سس بخرد میرود شش طبقه را میبیند آخر سس را هم میخرد و میاید یعنی نمیخواهد چیزی بخرد ولی میرود شش طبقه را میبیند با آنها از نظر خیالی عشقبازی میکند لذت خیالی میخواهد ببرد پارچهها را میبیند.@ هنوز دخترش عروسی نکرده این میرود لوازم کودک هم میبیند در فروشگاه به این حساب که اگر یک موقع دخترم عروسی کرد یک موقعی باردار شد یک موقعی بچه خواست به دنیا بیاید یک موقعی ما خواستیم سیسمونی بخریم من با بازار سیسمونی آشنا باشم اصلاً هم ناراحت نیست اینقدر وقتش تلف شد.@ یک آقا هم همینطور وقتی وارد یک بازار یا فروشگاه میشود میبینی که چقدر وقتش را میگذارد یا در روزنامه امور وهمی باشد مثل تماشا کردن تلویزیون مسابقات ورزشی فیلمهای سینمایی صفحات هیجانی صفحات حوادث میبینی شخص اصلاً متوجه گذر زمان نیست و این را خسارت نمیداند برای خودش که این همه وقتش را برای این تلف کرده این را خسارت نمیداند.@ سه ساعت چهار ساعت ساعت یک دو نصف شب یک نصف شب اصلاً ناراحت نیست پلک هم نمیزند دارد اینکار را هم میکند اما اگر همان ساعت دو یک نصف شب بگویی بلند شو نماز بخوان میبینی نیست اصلاً اینکاره نیست قرآن بخوان اینکاره نیست یک کار حکیمانه عالمانه بخواهد انجام بدهد میبینی که اصلاً همچین حسی را نداری.@ نه افرادی که جدی هستند واقعاً جدی هستند در عشق در دوست داشتن در انسانیت در شناخت خودشان در تفسیری که از دنیا دارند جهانبینیشان جهانبینی حقیقی هست و باورش کردند این واقعاً برای خدا حرف دارد با خدا سخن دارد خیلی حرف دارد بزند خیلی سخن دارد بگوید.@ نه اینکه مثلاً هر وقت هم حرف میزند راجع به بخش حیوانیش حرف بزند شوهرم بچهام زنم این شفا پیدا بکند مشکل مالی، نه بارهایش را نمیخواهد ببرد بریزد سر خدا سر معصوم نه خودش مستقلاً حرف دارد اصلاً، از یک گفتگوی دوستانه خوشش میاید.@ وقتی حضرت میفرماید سجده یعنی اینکه تو سرت را روی پای خدا میگذاری حالا ببینیم ما واقعاً سرمان را روی پای خدا میگذاریم چقدر دوست داریم سرمان روی پای خدا باشد چقدر دوست داریم بگذاریم باشد و با او حرف بزنیم.@ سجده را هم سختش نکنیم. آقا نمازت را خواندی سجده‌های معمولی نماز بعد از نماز سرت را بگذار روی سجده فارسی عربی هی دنبال جملات عربی نگردیم که یک مقدار جملات عربی حفظ بکنیم خدا فارسی هم میداند بالاخره زبانها همه کار خداست انگلیسی میداند همه زبانها را او اختراع کرده.@ بنابراین همه زبانها را او اختراع کرده بنابراین همه زبانها زبانهای خداست با زبانی که خودت میفهمی با زبانی که میدانی راحتتر میتوانی با خدا حرف بزنی همانطوری در سجده حرفهایت را بزن سجده نمیتوانی در رکوع در قنوت اصلاً هیچکدام، نمازت تمام شد بنشین به تعقیبات بنشین به حرف زدن بنشین به ذکر گفتن.@ ببین قیمت یک آدم به این هست که چقدر حوصله خدا را دارد دیگر دارم خیلی شفاف به شما میگویم قیمت یک آدم داراییهای یک آدم دستآورد یک انسان از زندگیش این هست که چقدر واقعاً حوصله خدا را دارد چقدر حوصله غیب را دارد چقدر میتواند با خانواده آسمانیش رفت و آمد برقرار بکند حرف بزند با خانواده آسمانیش چقدر با آبا و اجداد طاهرینش دلبستگی و سخن دارد بگوید.@ ما الان وقتی برمیگردیم به گذشته خودمان میبینیم که وقتی میخواهیم ارزیابی بکنیم میبینیم که ما با مادرمان فاطمه زهرا صمیمانه ده دقیقه حرف نزدیم با پدرمان امیرالمؤمنین با پدرمان امام زمان با خدا با فرشتهها هیچ حرفی انگار ما نداریم بزنیم ولی برای بخش وهمی چرا اینقدر حرف داریم بزنیم.@ برای بخش علمی و عقلیمان اینقدر گعدهها و شهوتهای علمی و نظریه و نظریهپردازی و مقالهنویسی و تحلیل و مسائل داریم برای بخشهای سیاسی برای بخشهای فلسفی برای بخشهای علمی برای بخشهای ریاضی خیلی لاس میتوانیم اینجا بزنیم لاسهای علمی، دوست داریم گعده داشته باشیم اتاق فکر داشته باشیم جلسات داشته باشیم کنفرانس داشته باشیم سمینار داشته باشیم از این حرفها برای خودمان.@ اما اگر بگویند بِکَن بیا برو بنشین به سجده اصلاً روی سجده بنشین روی سجاده میبینی اصلاً روی سجاده قرار ندارد سجادهای که ما را میتواند تا عرش ببرد بهتر از قالیچه حضرت سلیمان میبینی اصلاً انسی روی سجاده نداریم.@ این نشان میدهد که ما خرابکاری کردیم و در بخشهای پایینی دچار اضافه وزن هستیم یادتان نرود این اصطلاحاتی که دارم میگویم یعنی در بخشهای حسی یا خیالی یا وهمی یا عقلی دچار اضافه وزن هستیم اینقدر خوردیم که این بخش کاملاً کسل و سنگین است یعنی حس و حال ندارد که پرواز بکند جان ندارد اصلاً به غیب سر بزند.@ برای همین هم اصلاً احساس شادی ندارد چون همه شادی و نشاط یک نفر مال فعالیتهای فوق عقلانیش است وقتی شما دلخوشی نداری از آسمان جذبی نداری تکیهگاه نداری پناهگاه نداری استعانت نداری عشق نداری پشتیبانی نداری.@ هر چقدر در این چهار تا کار تلاش بکنی فقط مثل یک عملهای هستی که داری خودت را خسته میکنی یک جایی دیگر واقعاً آدم خسته میشود و میبرد دیگر نمیکشد فکر میکرد اگر قبول بشود دیپلم بگیرد اگر لیسانس بگیرد اگر ارشد بگیرد اگر دکترا بگیرد اگر برود جلسه اگر سمینار برود اگر مشهور بشود اگر چهار تا سفر خارجی برود اگر اینکار را بکند اگر آن کار را بکند آخر میبیند نه هی دارد میدود ولی همیشه خسته است.@ آن نشاط نیست آن شادی نیست آن آرامش نیست ببین چقدر زیبا دارد این را برای ما بیان میکند میگوید من گناهانم زیاد و عملم کم است حالا کسی که گناهانش زیاد و عملش کم است باید چکار بکند؟ میگوید سجده بکن سجده زیاد.@ ببین میتوانی این کار را بکنی یا نه ببین حرفی بعد از نماز داری یا نه راه دارد به ما میدهد خیلی این زیباست آنجایی که هیچ کس شما را نمیبیند به شرط اینکه خودتان هم خودتان را نبینید چون وقتی یک کسی خودش خودش را میبیند خطرناک میشود آدم وقتی میخواهد عشقبازی بکند در عشقبازی هیچ وقت نباید خودش را ببیند فقط معشوق را میبیند اگر خودش را میبیند لوس میشود.@ یک دفعه میبینی ما الان پنج دقیقه میشود که سرم روی سجده است ما پنج دقیقه سجده کردیم اگر یک نفر پنج دقیقه سجده بکند خیلی است ولی باید شرمش بیاید که یک ساعت کارتون نگاه میکند فیلم سینمایی دو سه ساعت چیزهای دیگر آن هم سجده است در بخشهای وهمی دارد سجده میکند در بخشهای خیالی دارد سجده میکند.@ اما اصلاً عُرضه ندارد که در بخش فوق عقلانی با خانواده آسمانیش با خدا بنشیند حرف داشته باشد یک ساعت دو ساعت گپ بزند کیف بکند صفا بکند بده بستان داشته باشد میبینی ندارد اصلاً این بخش فعال نیست متأسفانه.@ پس دارایی یک انسان به میزان قدرت خلوتش با حق تعالی است یادتان نرود ثروت یک انسان، ما اگر بخواهیم خودمان را بشناسیم باید ببینیم چقدر حوصله الله را داریم چقدر حوصله خانواده آسمانیت را داری چقدر از آن لذت میبری اگر نمیبری مسیر زندگیت سیستم برنامهریزی زندگیت غلط است شما دچار اضافه وزنهای یا حسی یا خیالی یا وهمی یا عقلی هستی.@ که باید آنجا بروی رژیم بگیری همانطور که در وزن اگر انسان مشکل پیدا بکند باید رژیم بگیرد باید در بخشهای خیالی و وهمی و عقلی هم باید یک جاهایی رژیم بگیرد باید یک طوری سبک زندگیش را عوض بکند که از این نیفتد.@ امام زینالعابدین(ع) میفرماید(اِنَّ اَعظَمَکُم عِندَ الله عَمَلاً اَعظَمَکُم فی ما عِندَ الله رَغبَۀً) هر کدام از ما دوست داریم بدانیم پیش خدا چه قیمتی داریم البته معمولاً آدمها دوست دارند بدانند پیش آدمها چه قیمتی دارند برایش مهم است که دیگران در موردش چه فکری میکنند.@ بعضیها تا آخر عمر فیلم بازی میکنند یعنی خودشان هیچ وقت نیستند همیشه نقش بازی میکنند که دیگران بپسندنشان ولی هیچ وقت خودش نیست یعنی وقتی یک میهمانی میخواهد دعوت بکند باید نقش بازی بکند با خواستگارش با دختری که به خواستگاریش میرود نقش بازی میکند اصلاً حقیقت را ندارد خودش نیست موقع خواستگاری، آن هم که دارد با یک پسر صحبت میکند خودش نیست.@ ایدهآلهایشان را به عنوان شخصیت خودشان مطرح میکنند در حالی که خودشان این نیستند فیلم بازی کردن نقش بازی کردن در همه صحنهها ما میخواهیم بدانیم فقط بقیه در مورد ما چه فکری میکنند اما یک کسی که جدی شده واقعاً دارایی دارد برایش خیلی مهم است که بداند آسمان در موردش چه فکری میکنند.@ بداند امام زمان در مورد این الان چه فکری میکند حضرت زهرا در موردش چه فکری میکند پیش خانواده آسمانیش چه قیمتی دارد و از همه مهمتر پیش خدا چه منزلتی دارد این برایش خیلی اهمیت دارد بالاخره میگوید ما چهل سال عمر کردیم پنجاه سال عمر کردیم بالاخره الان آسمانیها ما را بیشتر میشناسند.@ ما خانوادمان واقعاً ما را نمیشناسند حضرت میفرماید چه بسا اگر خانواده من میدانست من چه کسی هستم دیگر هیچ وقت در خانه راهم نمیدادند اگر دوستانم میدانستند که من چه آدمی هستم هیچ وقت من را دیگر به عنوان دوست انتخاب نمیکردند.@ ولی ما پیش خانواده آسمانیمان همینطوری هستیم ما تمام زوایای وجودیمان چه در حس چه در خیال چه در وهم چه در عقل و چه در فوق عقل پیش خانواده آسمانیمان کاملاً برملا است روشن است همه ما را میشناسند حتی چیزهایی که خودمان از خودمان خبر نداریم و نمیشناسیم خانواده آسمانی ما میشناسد ما را، خداوند ما را میشناسد فرشتهها ما را میبینند.@ آدم باید برایش مهم باشد که من الان واقعاً چه قیمتی دارم بعضیها میگویند که ما در اجتماع چه قیمتی داریم دارند دائماً میدوند که در اجتماع یک جایگاهی پیدا بکنند.@ میگوید مثلاً این ماشین کلاس من نیست من باید ماشین اینطوری داشته باشم در اجتماع این ماشین را سوار بشوم این لباس را بپوشم این مدرک تحصیلی را داشته باشم این همسر خانهام باید اینجا باشد دکوراسیون خانهام باید این باشد که احساس بکنم که بقیه من را جدی میگیرند تمام خیالات و توهمات یک آدم این است هیچ ارزشی هم ندارد.@ در حالی که یک انسان به معنای حقیقی تمام دغدغههایش این هست که الان خانم فاطمه زهرا به خانهام میاید یا نمیاید در دلم میاید یا نمیاید در روحم میاید یا نمیاید امام حسین میاید یا نمیاید فرشتهها میایند یا نمیایند گفتیم قبر ما نفس ماست هر کس نفسش قبرش هست.@ الان ببین از صبح تا شب در قبرت یعنی نفست چه کسانی میایند و میروند چه شخصیتهایی میایند و میروند نوع صحنهها خیالات آدمهایی که برای تو مهم هستند میایند و میروند همانهایی هستند که قرار است در قبر تو رفت و آمد بکنند همانها میایند در برزخ تو، همانها هستند در قیامت تو، یک کسی که قیمت برای خودش قائل است دائماً بزرگان را در شخصیت خودش میاورد و میبرد.@ یعنی با اینها نشست و برخاست میکند در روحش در خیالش همیشه چیزهای قشنگ و زیبا را میاورد فکرهای آلوده خیالهای آلوده چیزهای کثیف را اصلاً اجازه نمیدهد چون قبر انسان است شما فکر نکنید اگر نشستید نیم ساعت راجع به یک چیز کثیف فکر کردی تمام میشود نه، در برزخ همین چیز کثیف زنده است پیش تو میاید و وقتی میاید پیش تو آزارهایش را به تو میرساند کما اینکه در دنیا هم آزار خودش را میرساند.@ امام سجاد دست گذاشته روی حساسترین نقطهای که یک نفر برایش مهم است اینکه من کجا مهم هستم من کجا قیمت دارم من اولیاء خدا انبیاء صدیقین شهداء صالحین الله روی من چه حسابی میکنند من الان واقعاً در آسمان چه قیمتی دارم.@ یعنی اگر الان یکی رفت پیش حضرت زهرا گفت فلانی یک کسی از ما رفت بهشت انشاء الله رسید خدمت خانم فاطمه زهرا گفت راستی خانم راجع فلانی نظر شما چیست چه میگوید راجع ما حضرت زهرا، میگوید بچه خوبی است برای من بچه بدی است ننگی است فراری است قهر است به من چه میگوید خیلی مهم است.@ لذا ببینید حضرت میاید قیمت یک آدم را روی کجا میبرد؟ میگوید قیمت یک آدم ببینید ما داریم به شما آینه میدهیم میزان میدهیم میگوید قیمت یک آدم به این هست که چقدر به آنچه که نزد خداست راغب است چقدر به خود الله و آنچه نزد الله هست رغبت دارد این قیمت یک آدم است چرا؟ چون خدا و آنچه که در نزد او هستند بینهایت هستند.@ کمالات مطلق و نامحدود است اگر یک کسی عشق به نامحدود پیدا کرد یعنی قیمتش هم نامحدود شده و اگر یک کسی شیفته کمالات محدود خیالی و وهمی شد قیمتش هم همین مقدار است ببین دلتنگیهایت دغدغههایت کنده شدنهای دلت پروازهای دلت اوج گرفتنها و سوزها و آتشهایش و خنکیهایش کجاست.@ اگر خوب نیست باید بجنبیم خوبش بکنیم اگر محتوایش محتوای خوبی نیست یک محتوای بد و دیوها را بیرون بکنیم و فرشتهها را بیاوریم واقعاً یک نفر میبیند در افکارش بیشتر صحنههای هولناک ترسناک آدمهای بد سوءظنها حسادتها تکبرها کینهها بدبینیها بدجنسیها بیشتر در وجودش رقابت دارد یا نه همهاش محبت صفا صلح شادی خنده آرامش مهرورزی بهشت میاید در وجودش.@ ببیند در طول روز چطور آدمی است در طول شب هم معلوم میشود آدم نوع خوابهایش نشان میدهد که چطور آدمی است این دقیقاً وضع قبر ما را به ما نشان میدهد حضرت میفرماید امام سجاد معجزه کرده یعنی غیر معصوم که نمیتواند اینطوری حرف بزند.@ میگوید اگر میخواهید بدانید واقعاً پیش خدا عملهای شما چقدر قیمت دارد ببینید چقدر رغبتتان به آن چه که پیش خداست بیشتر است چقدر شائق بهشت هستید چقدر با بهشت صفا میکنید. خدا این همه آیات راجع بهشت به ما گفته گفته اینها را بخوانید تا قلقکتان بیاید فکر کنید بفهمید ما اصلاً نه میفهمیم وقتی میخوانیم وقتی هم میفهمیم قلقکمان نمیاید پس مشکل چیست؟@ چرا خدا صدها آیه راجع به بهشت گذاشته چرا علی(ع) میفرماید شوقتان را به بهشت زیاد بکنید چرا میگوید اگر میخواهید شاد باشید اشتیاقتان را به بهشت بیشتر بکنید بهشت یک آمپول شادکنندهای است که اگر تزریق بشود در وجود آدم آدم دیگر غم به سراغش نمیاید.@ (شَوِّقُوا اَنفُسَکُم اِلَی الجَنَّۀ) اشتیاقتان را به بهشت زیاد کنید. این برای شماست این را برای چه کسی گفتند برای کافر که نگفته برای شما مؤمنین است چرا وقتی میخوانیدش دلتنگش نمیشوید مگر جایی نیست که قرار است بروید.@ اگر قرار است برویم که ما غیر از آنجا هم نمیتوانیم برویم واقعاً واقعاً ما میخواهیم برویم جهنم یک سؤال اول از خودمان بکنیم ما میخواهیم برویم جهنم میتوانیم برویم جهنم نه میخواهیم و نه میتوانیم جهنم برویم.@ ما اگر میتوانستیم یک کبریت بگیر دستت تا وقتی این کبریت میسوزد میتوانی همینطوری دستت را نگه بداری ما نمیتوانیم جهنم برویم جای ما جهنم نیست و نمیخواهیم هم برویم اگر قرار است بهشت برویم دلتنگش میشوی محتوای بهشتی شوق و شور در تو ایجاد میکند این خیلی اهمیت دارد.@ حضرت میفرماید اگر میخواهی بدانی قیمتت چقدر است ببین چقدر اشتیاق داری به ابدیت به جاودانگی به آن چه که پیش خدا منتظر توست به کسانی که پیش خدا و بهشت منتظر تو هستند تو چقدر به اینها اشتیاق داری چقدر دلت برای آنها تنگ میشود چقدر با آنها خیالپردازی میکنی.@ این که راجع به خیال دارم توضیح میدهم هر جلسه تذکر میدهم که خیالپردازی بکنید برای همین است کسی که خیالپردازی نکند نه به کشف میرسد نه به خواب خوب میرسد نه به رؤیت میرسد نه به قدرت میرسد و نه به شادی و آرامش آنچه که میتواند شما را نجات بدهد دارم چندین بار تأکید میکنم آن چیزی که میتواند شما را نجات بدهد خیالپردازی است.@ به غیر از خیالپردازیهای کودکانه و احمقانه و مال بخشهای وهمی است خیالپردازیهای انسانی خیالپردازیهای فوق عقلانی باید خیالت را تقویت بکنی دائم بروید بیایید در خیالتان این مسیر دنیا تا بهشت را بروید در خیالتان صد بار لحظهای که چهارده معصوم میایند بالای سرتان که ببرندتان را تجسم بکنید وقتی میدانی میایند پس خودت طراحیش کن.@ هر چقدر بتوانی در خیالت قشنگتر طراحی بکنی در واقعیت همان اتفاق میافتد برای شما پس روزی چند بار آن لحظه قشنگی که مادرمان فاطمه زهرا با چهره خندان با کلام مهربانش میاید تا تو را به بهشت دعوت بکند پدرتان میاید اهل بیت میایند فرشتهها میایند هی این صحنه را یکسره با آن عشقبازی بکنید تکرارش کن آن صحنه قشنگ را لحظه قشنگ را خیال کن.@ آقا طرف هنوز ده سال مانده تا ازدواج بکند ده سال خیال ازدواج دارد یعنی یکسره خودش را در لباس عروسی و دامادی میبیند سالها مانده یک اتومبیل بخرد اما همیشه خودش را پشت فرمان میبیند از بچهها یاد بگیرید بچهها را دیدید مینشینند در خیال بزرگ شدن و شبیه پدر مادرشان شدن بازی میکنند ساعتها بازی میکنند به عشق اینکه یک روز مادر بشود یا پدر بشود عروسک بازی میکند بابا بازی میکند.@ چقدر قشنگ بچهها دارند به ما یاد میدهند از بچهها یاد بگیرید عروسکبازی را، بچهها ساعتها مینشینند و ما باید یاد بگیریم چقدر حوصله دارند بچهها بهترین عبادتها را در دوران کودکیشان انجام میدهند.@ باز عرض کردم یک کسی که به خیال نمیافتد یعنی اصلاً خیال رفتن ندارد یعنی اصلاً برنامهای برای رفتن ندارد اینطوری میخواهم بگویم هیچ برنامهای برای آنطرف ندارد اصلاً آماده نیست هنوز برنامههای زمینیش برایش جدیتر از برنامههای آسمانیش هستند.@ وقتی رفتی به سجده انشاء الله چرا حضرت میگوید سرت روی پای خداست عزیزم تو وقتی سرت را روی پای خدا میگذاری دوست داری زود برش داری اول از این یک نکته به شما بگویم وقتی رفتید در سجده حواست باشد وقتی داری میروی روی سجده بدان خدا اینطوری دست انداخته روی سرت کشانده تو را آورده گذاشته روی پای خودش، پس دست خدا را پس نزنید خدا دوست دارد سر تو روی پایش بماند حالا حالا پس نگهش بدار.@ خدا رحمت کند مرحوم نخودکی را خادم حرم میگوید که هر شب این میامد در یک حالت عشقبازی با خدا میگفت امشب شب سجده است این تا صبح در سجده بود امشب شب رکوع است میگفت یک شب آمد درها را بسته بودیم رفت پشت بام گفت میروم پشت بام میمانم نمیشد بیاید برود جای دیگر رفت پشت بام.@ برف هم میامد گفت من نصف شب گفتم بروم ببینم این نمرده باشد در این سرما، گفت رفتم دیدم هنوز در رکوع است و مقدار زیادی برف روی کمر مرحوم نخودکی نشسته و او هنوز در رکوع دارد لذتش را میبرد.@ آقا در خلوتها وقتی هیچ کس نیست خودت خودت را نبین که لوس بشوی و اوج بگیردت کافی است خودت را حذف فکنی بایست ببینم میپذیرندت دو دقیقه ده دقیقه تو دستت را اینطوری نگه بداری یا نه، یک رکوعی برو ببینم قبولت میکنند یک سجدهای برو ببین چکار میکنند بالاخره شما را میپذیرند نگه میدارند آنجا، سرت را بلند نکن وقتی میبینی سرت روی پای خداست.@ آنوقت خودش هم سرت را گذاشته روی پای خودش برای چی سرت را به این زودی بلند میکنی کجا میخواهی بروی از این قشنگتر وقتی در آغوش او هستی چکار مهمتر از او داری میخواهی در آغوش چه کسی بروی کجا میخواهیم ما برویم یا میخواهیم به کار عقلی بزنیم.@ شیطان میاید میگوید درس داری تو امتحان داری تو را به این کارها چیست بلند شو برو به کتابهایت برس ای حقهباز تو آن موقعی هم که میگویی درس دارم برای کارهای دیگرت خیلی وقت داری یا به کارهای وهمی میکشاندت یا به کارهای خیالی یا به کارهای حسی عزیزم بایست معطل نشو هُل نشو بمان ببین چه اتفاقی میافتد.@ عرض کردم جلسه گذشته خدا میگوید اگر یک وجب بیایی یک ذراع میایم و اگر یک ذراع بیایی یک باع میایم یک چند روزی آدم انس بگیرد بعد ببینم چه اتفاقی میافتد ببیند چه معجزاتی در درون شما اتفاق میافتد ولی ما اصلاً آدمی نیستیم که برویم روی سجاده بنشینیم.@ اصلاً آدمی نیستیم که تلفنمان را خاموش بکنیم بگوییم آقا من با هیچ کس کاری ندارم در این ساعتها کسی نیاید بعضی از بزرگان خدا رحمتشان بکند اساتید ما یک موقعی منزلشان میرفتیم خانمشان میگفت که مثلاً ما بینظم بلند شده بودیم یک ساعتی رفته بودیم که بگوییم ما کار داریم سؤال داریم آنوقت ما چند تا مربی بودیم میخواستیم سؤالهایمان را از ایشان بپرسیم.@ میرفتیم منزل ایشان ایشان هم با بزرگواری میپذیرفت ولی یک ساعتهایی خانمش میگفت که الان ساعت ذکر ایشان هست ما را هم نمپذیرند دیگر یعنی همسرم حق ندارد در این خلوت بیاید چطور قرآن میگوید اگر یک زن و شوهر با هم خلوت دارند در سه ساعت هیچ وقت بچههایتان راه ندهید در اتاقهایتان، بچههایتان را تربیت بکنید در این ساعتها پیش پدر مادر نیایند.@ اصلاً باید بدانند پدر مادر هیچ کس را نمپذیرد ولو عزیزترین بچهاش هم هست قرآن کریم است آیه استیضان میگوید صبحهای زود بعد از نماز بعدازظهرها عصرها و خود شب بچه باید بداند نمیتواند همین در را باز بکند بنشیند با پدر مادرش هر بچهای باید بداند اگر میخواهد پیش پدر مادرش برود در این ساعتها باید در بزند اجازه بگیرد اگر اجازه نداند یا حرفی نزدند یا جواب ندادند حق ندارند اصلاً پیش پدر مادرش وارد بشود.@ بچههایتان را تربیت بکنید که باید اجازه بگیری وقتی میخواهی بیایی پیش مامان یا بابا، حالا آدم ساعتهایی را که قرار است با خدا باشد چی؟@ طرف میخواهد با یک نامزد زمینیش برود بیرون پدر مادرش را هم قال میگذرد یعنی در آن ساعتها ترجیح میدهد هیچ کس نباشد واقعاً بدش میاید یعنی عزیزترین کسانش برایش منفور میشوند اگر در آن ساعت بخواهند پیشش بیایند آن لحظه حوصله هیچ کس را ندارد حتی تلفنش را هم خاموش میکند میگوید من با کسی که دوستش دارم خلوت کردم.@ ما نه سر نماز تلفن جواب میدهیم سر نماز اس ام اس میزنیم جواب میدهیم قبول میکنیم و میزنیم. شده ما یک بار بگوییم آقا من میخواهم بروم با هیچ کس کاری ندارم میخواهم با خدا باشم هیچ کس نیاید در این دو ساعت هیچ کس لطفاً با من تماس نگیرد اگر کسی هم تماس گرفت نه، شده یک چند روز از خانه بزنیم بیرون برویم یک جایی که بگوییم آقا میخواهم بروم کار دارم.@ ما نمیکنیم این کار را، اگر خدا بداند ما خیلی دوست داریم بقیه را قال بگذاریم با خودش خلوت بکنیم اگر فرشتهها این را بفهمند ببینند در ما اگر اهل بیت ببیند که تو حاضری همه را قال بگذاری و فقط بروی با امام زمان حرف بزنی آن موقع هست اتفاقات قشنگ میافتد ماجراهای قشنگ پیش میاید ما باید صداقتمان را ثابت بکنیم.@ چطور در بخشهای عقلی سالها درس میخوانی تا دکترا و فوق دکترا و پی اچ تی بگیری خلوت میکنی با علم و کتاب در بخشهای وهمی با زن و بچه و مقام و شهرت و قدرت و لذت اینها حاضری برایشان هزاران ساعت وقت بگذاری در بخشهای خیالی این همه عمرت را در خرید و بازار و مجله دیدن و فیلم دیدن و عکس دیدن میگذرانی.@ در بخشهای حسی این همه ساعت خوابیدی یک سوم عمرت که خوابی این همه ساعت صرف خوردن و غذا و نوشیدن و اینهاست چقدر در توالت تلف میشود پس چه چیزی به فوق عقل میرسد هیچی و اسم این را زندگی گذاشتیم اینطوری داریم زندگی میکنیم این خوب نیست.@ ببینید پیغمبر چقدر قشنگ میگوید یک آدمی که گناه زیاد دارد یعنی خیلی پرت رفته الان هم خیلی عُرضه ندارد کار زیادی بکند ببینید چقدر پیغمبر دستورش دقیق و ریاضی است میگوید برو به سجده برو سرت را بگذار روی پای خدا گریهات را بکن همین که سرت رسید روی پای خدا انگار همه این گذشته ننگآور تو انگار همه این گذشته غلط تو تمام شده.@ یک موقعهایی آدم سرش را میگذارد روی پای یک نفر طرف پایش را میکشد یک موقع آدم سرش را میگذارد روی پای یک نفر طرف سر آدم را کنار میزند میگوید بلند شو ولی خیال را از اینجا بگیرید که وقتی سرت رفت روی سجده آنوقت خدا سر شما را گرفته خودش گذاشته روی پای خودش آنوقت خودش هم همینطوری دستش روی سر شما هست روی شانه شما هست شما را نگه داشته.@ این را اگر آدم بفهمدش که چه اتفاقاتی در سجده میافتد اصلاً حاضر نیست به نمازهایش اینطوری گند بزند حاضر نیست اینطوری رکوع بجا بیاورد نماز بخواند اینطوری اصلاً حاضر نیست اینطوری نماز بخواند سجده برایش خیلی شیرین است سجده برایش خیلی لذت دارد و همیشه یک گوشهای یک جایی را میگردد یک خلوتی که بتواند چند دقیقهای رکوع بکند چند دقیقهای رکوع بکند چند دقیقهای سجده بکند.@ اصلاً نمیخواهد وضو داشته باشید نمیخواهد مثلاً حالا روبه قبله باشید یا هر چیز دیگر اصلاً آدم میخواهد بیفتد روی پای خدا روی پای خدا که دیگر جهت نمیخواهد در را ببند موقعی که کسی نیست برو به سجده اگر لذتی به تو رسید خوشحالی بگو خدایا شکر شکراً لله شکراً لله.@ اگر مشکلاتی دارد به خدا پناه ببر آن مشکلات هم خدا همانطور که عرض کردم برای این فرستاده که تو را پاک بکند در تمام مشکلات شما نگاه کنید خدا همینطوری فهرست دارد میدهد از نظامها و سیستمهای پاککننده انسان که حالا جمعش را جلسه بعد میگویم که خیلی باید جمعبندی بکنیم.@ (فَاِنَّهُ یَحُطُ الذُنوب کَما تَحُطُ الریحُ وَرَقَ الشَجَر) سجده هر چقدر طول میکشد این گناهان هی میریزد یک موقع میبینی تو سرت را از سجده بلند کردی دیگر اصلاً چیزی از گناه نمانده چیزی از آتش برای تو نمانده پاک پاک هستی.@ خاک بر سر من با این همه امکاناتی که خدا پای من ریخته میگوید من چطوری بگویم تو را پاکت میکنم پدرت اذیتت میکند پاکت میکنم مادرت اذیتت میکند پاکت میکنم زنت اذیت میکند شوهرت اذیت میکند چیه داستان چیست دیگران اذیت میکنند سجده بکنی خیر بکنی هر چی من دارم تو را یکسره، چه میخواهی دیگر تو و خاک بر سر کسی که با این همه سیستم پاککننده خدا پاک نشود.@ در روز دهها فیلتر خدا گذاشته میگوید از هر کدام بروی پاک میشوی چه زندگی از این قشنگتر، تمام زندگی را خدا فیلتر کرده حالا دقیق جلسه بعد راجع به غم و شادی میخواهیم صحبت بکنیم توضیح میدهم همه را فیلتر کرده چه خدایی، با این خدا آدم چرا شاد نباشد چرا آرامش نداشته باشد اگر خدایت شادت نمیکند و آرامت نمیکند آن که تو شناختی حتماً خدا نیست.@ که یک کشش وهمی میتواند جای خدا را برای تو پر کند یک کشش خیالی میتواند خدا را پس بزند بیندازد آن طرف، اگر میتواند پس این خدایی که تو شناختی خدا نیست الله را هیچ کس نمیتواند از دل آدم بکَند خانواده آسمانی را هیچ کس نمیتواند از دل آدم بکند خانواده زمینیش را کسی به این راحتی آدم نمیتواند.@ میگوید زن و شوهر دعوا کنند همسران دعوا کنند زن و مرد دعوا کنند ابلهان باور کنند خواهر و برادر برادران دعوا کنند ابلهان باور کنند یعنی این حس خواهری برادری همسری زمینی پدر مادری تمام کینهها را از بین میبرد همه گذشته را پاک میکند آدم چطور نمیتواند با خانواده آسمانیش با اصلش الله خودش را صاف بکند و پاک بکند.@ پس اگر خانواده آسمانیت نمیتوانند بیایند توهماتت را کنار بزنند تعلقات و گناهان را از دلت بیرون کردند تو حتماً آن را که میشناسی خانواده آسمانی نیست و اگر الله نمیتواند آن که تو شناختی الله نیست چون الله اینطور نیست الله اینقدر شل و بیعُرضه نیست.@ لذا شما هر جا دیدید در روایت همهاش قید الله آورده کدام الله را میگوید(ذِکرُ الله مَطرَدَۀُ الشیطان) یاد الله همه وسوسهها را از دل بیرون میبرد میگوید آقا ما اینقدر نماز خواندیم اینقدر نماز شب خواندیم اینقدر زیارت رفتیم پس چرا من همهاش دائماً وسوسه دارم.@ آن اللهی که مال توست و تو ساختیش آن الله نیست که وقتی میاید همه فرار میکنند خورشید نیست که وقتی آمد همه سایهها را از بین ببرد اگر یک جا خورشید بود و سایه بود اشتباه گرفتی.@ برویم سراغ فرمایش بعدی از نبی اکرم(ص) هشت را تمام کردیم میرویم سراغ نهمین موردی که میتواند پاک بکند در ایامش هم هستیم ایام بسیار برجسته و بزرگی هست ایام حج هست دهه ذیحجه هستیم دهه بسیار مهمی هست دهه ذیحجه، یک دوران عرفانی و سیر و سلوکی خیلی مهمی دارد این دهه ذیحجه و نماز دارد.@ حالا ببینید این را من اول برای شما بگویم از کفارات(اَلحَجُ وَ العُمرَه) حج و عمره چیزهایی هست که انسان را کاملاً پاک میکند (اَلعُمرَۀُ اِلَی العُمرَه کَفارۀٌ ما بَینَهُما) فاصله بین دو تا عمره، الان رفتی عمره دو سال دیگر هم رفتی عمره، خدا میگوید این دوباره آمد میهمان من شد وقتی میهمانت هست میگوید هر چه در گذشته بوده همه را بخشیدم آن دفعه آمد بخشیدمش رفت حالا آمده دوباره میبخشمش.@ این عمرهاش هست حج تمتع حج واجب، علت اینکه میگویند یک کسی پول دارد حج نمیرود الان پول دارد میتواند برود یک فیش آزاد بخرد برود واجب الحج است مستطیع است نمیکند این کار را، فرمود اگر مُرد مسلمان نمرده یهودی یا نصارا، مسلمان نمیمیرد یک کسی که میتوانسته حج برود و نرفته.@ مستطیع هستی برو الان ارث به تو رسیده نه ارثم را گذاشتم برای جهیزیه بچهها میخواهم بدهم شوهرم این کار را بکند آن کار را بکند طلا بخرم اینطوری بکنم الان چقدر از خانمها هستند که اینقدر دارند که طلایشان را بفروشند راحت حج بروند نوبت هم نمیخواهد چقدر آقایان هستند که راحت میتوانند با یک مقدار از پولی که دارند حج بروند نمیروند.@ حالا عزیزان شبکه ولایت هم گوش میکنند چقدر از عزیزانی که خارج از کشور هستند خیلی راحت چون در ایران نوبتی است صفی است پنج سال ده سال طرف باید در نوبت باشد ولی عزیزانی که خارج از کشور زندگی میکنند تا بروند سفارت به آنها ویزا میدهند با یک هزینه خیلی کم میتوانند بروند حجشان را بجا بیاورند.@ من در سفرهایی که به کشورهای مختلف دارم میبینم روبرو میشوم شما حج مشرف شدید میگوید نه میگویم مگر چقدر برای تو کار دارد چقدر هزینه دارد میبینی راحت صد نفر را بخواهد با خودش ببرد میتواند ببرد هنوز خودش هم نرفته راحت آنجا میتواند ویزا بگیرد راحت برود سی روز عشقبازی با الله پاک پاک بشود و برگردد میگوید من حسش را ندارم حوصلهاش را ندارم.@ این عمرهاش است میگوید عمره(اَلعُمرَۀُ اِلَی العُمرَه کَفارۀٌ ما بَینَهُما وَ الحَجَّۀُ المُتَقَبَلََه ثَوابُهَ الجَنَّۀ) یک حجی که قبول باشد ثوابش بهشت است(وَ مِنَ الذُنوب ذُنوبٌ لا تُغفَرُ اِلاّ بِعَرَفاتٍ) گناهانی هست که بخشیده نمیشود مگر در عرفات، حالا بنده و شما که مستطیع نیستیم ما که هنوز حاجی نشدیم بنده که نشدم شما را نمیدانم حالا تا کی ما بتوانیم برویم.@ چکار کنیم؟ میگوید دهه ذیحجه بعد از نماز مغرب دو رکعت نماز ذیحجه را بخوان عرفات هم که اینجا داشته باشد حواست باشد شب عرفه هم ما انشاء الله احیا داریم عزیزان تشریف میاورند شب بسیار عزیز و مهمی هست و روز عرفه هم برنامه هست همین در اینجا نمیخواهد آنجا بروی نتوانستی بروی همین جا این ده شب را دو رکعت نمازت را بخوان شب عرفهات هم داشته باش.@ فرمود خداوند هر چه به آنها که آنجا هستند داده به شما هم میدهد عجب خدایی است میگوید من که بندهام هست دوستش دارم پول نداشته حج بیاید من هم به او گفتم هر وقت پول داشتی بیا هر وقت مستطیع بودی این الان ندارد یا مریض است یا ندارد چکار کنم آنهایی که پول دارند به آنها بدهم به اینها ندهم.@ نه این توجه دارد به این، بلند شده به عشق حج شبی دو رکعت نماز خوانده بعد از نماز مغربش، شب عرفه را حواسش بوده داشته روز عرفه را حواسش بوده داشته روز عید قربان را توجه داشته به عید قربان و اعمالش هر چه که من عید بگیرم برای آنها، به آنها بدهم به اینها هم میدهم این اگر پول داشت حتماً میامد این اگر میتوانست حتماً میامد نتوانسته ولی من کنارش هستم اگر او نمیتواند من میتوانم.@ از علی(ع) (اِنَّ اَفضَلُ ما تَوَصَلَ بِهِ المُتَوِسِلُونَ اِلَی الله) بالاترین چیزهایی که افرادی که توسل به حق تعالی میکنند میتوانند به آن توسل پیدا بکنند چه چیزهایی هست چند مورد را گفته یکی هم این هست(وَ الحَجُ البَیت و اِعتِمارُه) حج و عمره او(فَاِنَّهُما یَنفیانِ الفَقر) یکی از آثار عمره و حج این هست که مشکلات مالی شخص حل میشود برکت در مال شخص میاید.@ بعضیها میگویند ما نداریم بعضیها اینقدر عاشقند میگوید میروم طلاهایم را میفروشم حالا تمتع که ما را نمیبرند ولی عمره که میتوانم بروم میروم عمره به عشق الله خیلی خوب است(یَنفیانِ الفَقر وَ یَرحَضانِ الذَنب) فقر را نفی میکنند از بین میبرند و گناهان را میشویند حج و عمره گناهان را میشویند.@ خدا چقدر راه گذاشته برای پاک شدن ما که انشاء الله جلسه بعد میخواهیم از نُه مورد تحلیل بکنیم و موردهایی که بعداً میاید چون دو سه مورد بیشتر نمانده که این دو سه مورد را هم میگوییم تحلیلش خیلی مهم است اگر به تحلیلش دقت بکنیم آن موقع هست که ما به رمز آرامش و شادی پی میبریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@