جلسه 006 - قرب به اهل‌بیت
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
2
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - قرب به اهل‌بیت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره غربت و نزدیکی به اهل بیت(ع) بود و معنای قربت را توضیح دادیم و گفتیم تنها راه قربت به معنای حقیقی یعنی مودت، یعنی مودت تنها راه هست برای اینکه ما به قربت برسیم.@ چون قربت معنایش را گفتیم چه قربۀ إلی الله چه قربۀ إلی الرسول(إنی أتقرب إلی الله و إلی رسوله و إلی أمیر المؤمنین و إلی فاطمۀ و إلی الحسن و إلیک) اگر بخواهیم تقرب پیدا کنیم به الله و اهل بیت راهش مودت است مودت هم یعنی محبت همراه با فداکاری و اطاعت است شبیه شدن خُلق را به شکل آنها در بیاورید شبیه آنها بشوید تا خُلق کسی عوض نشود.@ با رفتار مشکل حل نمیشود رفتار باید کمک بکند به تغییر خُلق، اگر صرفاً عملی صورت بگیرد اما شباهتی ایجاد نشود پس در واقع تبدیل به خُلق نشده مثل یک کسی که میخواهد چیزی را بنویسد مثلاً میخواهد خط بنویسد این باید تبدیل به ملکه بشود بتواند خوش خط بنویسد.@ این که هی میگویند دستت را بردار تمرین کن الان طرف دیپلم دارد لیسانس دارد اما نمیشود خطش را بخوانی با اینکه این سالهای سال مدرسه بوده ولی تمرین به معنای واقعی نکرده یعنی طبق اصول حرکت نکرده که الان با اینکه یک دانشمند است آدم بدخطی است.@ ولی میبینی یک نفر اول ابتدایی است خوب تمرین میکند همان اول ابتدایی دوم ابتدایی خوش خط است پس شخص باید دل به تمرین بدهد تا تبدیل به خُلق، خُلق یعنی توانایی و ملکه بشود برای انسان قدرت و دارایی بیاورد عمل تقرب میاورد.@ چرا میگویند عمل کنید این کار را بکنید آن کار را بکنید؟ برای اینکه بتواند خُلق ما را تغییر بدهد ولی اگر ما نماز بخوانیم روزه بگیریم زیارت برویم قرآن بخوانیم ولی واقعاً خلق ما عوض نشود روح ما عوض نشود ما به شادی، انبساط، آرامش، نشاط، خوشبینی، باصفایی نرسیم.@ بعد از ده سال پانزده سال همان آدم بداخلاق، حسود، لجباز، بدبین، زودرنج و حساس باشیم در واقع عملهای ما منجر به تبدیل خلق نشده وقتی میگوییم تقرب، تقرب یعنی شباهت یعنی یک چیزی باید من را شبیه اهل بیت بکند روحم را باید شبیه اهل بیت بکند این خیلی اهمیت دارد.@ وقتی میگوییم(إنی أتقرب إلی الله و إلی رسوله و إلی أمیر المؤمنین) یعنی من میخواهم شبیه بشوم(بموالاتکم) یعنی دنبالتان راه میافتم میایم پیروی از شما، این پیروی انسان را شبیه میکند مثلاً آنها با زن و بچهشان چطوری رفتار میکردند انسان همان روش را در پیش بگیرد نگوید من جوشی هستم من سادات هستم من موجی هستم.@ پدرم به من اینطوری کرده ما اصلاً یاد نگرفتیم که محبت بکنیم ما یاد نگرفتیم که عاطفه داشته باشیم من اصلاً پدرم مرده عقده بیپدری داشتم عقده بیمادری داشتم اینها حرفهای بیخودی است اینها مال طبیعتگراهاست طبیعتگراها این حرفها را بزنند درست میگویند.@ اما فطرتگرا چون از یک خانواده همیشگی و اصیل و زیبا برخوردار هست نداشتن مهر پدری در زمین، پدر زمینی یا مادر زمینی یا شوهر یا خواهر یا برادر کمبودی در شخصیت او ایجاد نباید بکند و نمیکند کسانی که از نداشتن زمینیها، حالا هر کس میخواهد باشد خواهر، برادر، همسر، پدر، مادر، احساس کمبود بکند.@ این به این معنا هست که از خانواده آسمانیاش دریافت نمیکند این با خانواده اصلیاش قطع ارتباط دارد و الا خدا ما را بیخانواده، بیکس و کار به زمین نفرستاده خانواده اصلی ما اهل بیت(ع) هستند که بودن و هستند و خواهند بود و همیشه هم کنار ما هستند.@ بنابراین یک کسی نمیتواند بگوید من عقده دارم چون پدرم به من محبت نکرده من هم به بچههایم نمیتوانم محبت کنم این حرف بیخودی است من عقده روانی دارم چون محبت ندیدم به کسی نمیتوانم محبت کنم نه اینطور نیست من آدمهای طبیعتگرا سراغ دارم که با کتک و تنبیه زیر دست پدر و زنپدر بزرگ شدند.@ ولی وقتی بزرگ شدند بچهها همین زنپدر را سرپرستی کردند به همه چیز هم رساندند با مهربانی یکذره هم در دلشان کینه و ناراحتی وجود ندارد این نشان میدهد که این آدم توانسته عشق و عاطفه و قدرت را از جای اصلی و پاک خودش همیشه دریافت کند.@ اصلاً نیازمند و گدای زمین نیست که بگوید من در زمین خوشی ندیدم در زمین کسی به من محبت نکرده و من عقدهای شدم این عقدهای شدن مال طبیعتگراهاست که اصلاً هیچ کس را نمیشناسند غیر از همین پدر و مادر زمینی، غیر از اعضای کره زمین کس دیگر را ندارند.@ در اینجا هم اگر غریب باشند بدبخت میشوند احساس بدبختی و مشکلات روحی و روانی و همه چیز به آنها دست میدهد یک کسی که خودش را میشناسد خودشناسی یعنی من نفس را با همه متعلقاتش یکجا بشناسم پیامبر فرمود اگر کسی خود را بشناسد همزمان با خودش دارد ربش را میشناسد.@ یعنی این خود را قائم به رب میشناسد نه یک خود مستقل، اگر کسی خودش را شناخت بعد بگوید حالا بگردم خدا را بشناسم این معلوم است دروغ میگوید به محض اینکه انسان مثل یک پرده است کنار برود یک کسی که دارید میبینید با دست و پا و لباس و شکل و قیافه همه را یکجا با هم میبینید.@ میبینید این کجا ایستاده به کجا تکیه داده چطوری هست نفس وقتی شناخته باشد با همه متعلقاتش شناخته میشود نفس به کجاها تعلق دارد به چه ریشهای تعلق دارد همه نفس شناخته میشود اگر کسی گفت من خودشناسی کردم ولی اهل بیت را نمیشناسم من خودشناسی کردم ولی خدا را نمیشناسم.@ این اصلاً این خودی که این شناخته خود زمینی است خود فوق عقلی و اصلی نیست معرفت نفس به گونهای است که شما تا پرده را از روی نفست کنار میزنی اول الله را میبینی و خودت را در آغوش خانواده آسمانیات میبینی این شناخت صحیح هست.@ اگر کسی اینطوری خودش را نمیبیند در آغوش اهل بیت در آغوش خدا پس اصلاً خودش را نشناخته اگر کسی خودش را با الله دید(إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ) و خودش را با خانواده آسمانیاش دید دیگر محتاج عشق زمینی نیست نه اینکه با اینها نمیتواند عشقبازی بکند هست میتواند عشقش را هم میتواند به همه زمینیها بدهد.@ از زمینیها میتواند عشق دریافت کند اما گدا و وابسته و حقیر دیگر این آدم نمیشود این آدم عقدهای نمیشود به هم نمیریزد له نمیشود در روایت داریم هر وقت میخواهید با کسی رفیق بشوید خوب او را بشناسید، بعد گفتند آقا بشناسیم یعنی چی؟@ فرمود اسمش را حتماً بدانید پدر و مادرش را بدانید ایل و تبارش را بدانید از کجا هست اینها را بشناسید خیلی مهم است، میگویند فلانی را میشناسی؟ بله میشناسم، این اوضاعش چطوری است؟ میگوید من هیچ شناختی از این ندارم، پس چه شناختی شد.@ پس چرا میگویی میشناسم، از خلقیاتش، از مرامش از خانوادهاش، از پدرش از مادرش هیچی نمیشناسد. معرفت نفس، نفس به گونهای است که اگر کسی واقعاً خودش را بشناسد حتماً متصل و عین ربط به حق میشناسد و حتماً با فرشتهها و خانواده آسمانیاش خودش را میبیند اگر کسی خودش را شناخت قیمت دستش هست.@ اگر قیمت دستش هست یک طلاق در زندگیاش اتفاق افتاده یا پدر و مادر ندارد یا اصلاً نمیداند پدر و مادرش کیست بچه پرورشگاهی بوده این اصلاً به این ضربهای نمیزند چیزی از شخصیتش کم نمیکند چون این منی که دارد از خودش میشناسد بودن خانواده زمینی بودن یا نبودنش برای این خیلی مهم نیست.@ این خودش را همیشه در عالیترین درجات میشناسد یک بچه زنازادهای که زیر نظر امیرالمؤمنین تربیت میشود تا به شهادت میرسد کاری ندارد پدر و مادر یک غلطی کردند این را به دنیا آوردند روحی که در این دمیده شده از نفخه الهی است دمیده شده.@ نطفهاش حلال بسته شده یا حرام وقتی به خودشناسی میرسد تا شهادت هم میرود ما حلالزاده داریم خودش را نمیشناسد جهنمی میشود حرامزاده داریم خودش را میشناسد به شهادت میرسد به ولایت الهی میرسد معرفت نفس اینقدر مهم است خودشناسی من کیستم؟@ (رَحِمَ الله اُمَرَء عَن عَلِمَ مِن عَین وَ فی عَین وَ إلی عَین) رحمت خدا شامل حال کسی میشود که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود اینکه ما مکرر میگوییم اگر کسی خودش را بشناسد در دنیا غصه و افسردگی ندارد قرصی نمیشود روانپزشک احتیاج ندارد عصبی نیست زودرنج نیست پرخاشگر نیست.@ این برای این هست که دقیقاً نفس را وقتی شناختی دیگر امکان اینکه بخواهی این آلودگی را با آن ببینی نداری روزبهروز هم دورش میکنی ولی یک کسی میگوید نه من خودم را شناختم خیلی خوب میشناسم اطلاعات علمیاش هم دارم.@ ولی بعد که نگاهش میکنی این آدم یک عالم عقده و مشکل روانی و پرخاشگری و درندگی و دریدهگی و حقارت در وجودش هست پس اصلاً خود اصلی را نشناخته خود اصلی حقیر نیست خود حقیقی خیلی بزرگ است.@ خود حقیقی با الله دیده میشود و کنار الله و در آغوش الله، خود حقیقی با اهل بیت و در آغوش اهل بیت، خود حقیقی مادرش فاطمه زهرا را همیشه کنار خودش دارد و خود حقیقی همیشه بقیه معصومین را کنار خودش دارد این آدم اصلاً حقارت، کوچکی، حسادت، رقابت شیطانی اصلاً سراغش نمیاید.@ اگر سراغمان آمد مال این است واقعاً خودمان را نشناختیم پس وقتی میگوییم(إنی أتقرب إلی الله) باز خواهش میکنم دقت کنید چون ما دیگر فرصت نمیکنیم چون همین چند جلسه است رد میشویم دیگر فرصتی راجع به این کلمه بسیار مهم که ما در هر نمازی میگوییم.@ نماز میخوانیم قربۀ إلی الله، روزه قربۀ إلی الله، حج قربۀ إلی الله، قربۀ یعنی چی؟ یعنی من این کار را میکنم که شبیه بشوم ولی واقعاً اینطور نماز خواندنها و اینطور روزه گرفتنها و اینطور زیارتها ما را شبیه کرده یا شبیه میکند، ببینیم مشکل کار کجاست چطوری است که ما شبیه نمیشویم؟@ چطوری است که ما به شادی، نشاط، آرامش، محبت نمیافتیم؟ گیر کار ما کجاست که ما اینطوری هستیم؟ این را آدم باید در خودش پیدا کند که چرا اینطوری میشویم مشکل کار کجاست؟ این را باید انسان خوب در خودش بررسی کند.@ پس من ناچار هستم هر دفعه تا این موضوع را داریم کار میکنیم تذکر بدهم که ما وقتی میگوییم حضرت میفرماید بعد از آن هفته مرحلهای که شخص بتواند این هفت مرحله را در خودش پیاده کند(فَإنَّ ذلِکَ قُربَۀٌ) برای من قربت هست این آدم به من نزدیک شده باز حضرت آن هفته را اکتفا نمیکند.@ به نحو دیگری این مطلب را دوباره بعد از این ادامه میدهد تا الان دعا میکند میرسد به قربت و دعا و مژده، از این به بعد حضرت میخواهد تهدید بکند که حالا بعداً راجع به تهدیدها هم توضیح خواهیم داد.@ یک مژده به شما دادم جلسه گذشته از امام صادق(ع) در مورد کسانی که امامشان را میشناسند خیلی فرمایش بسیار زیبا و دلانگیز بود اینکه وقتی کسی امامش را میشناسد یعنی چی و چه مژده بزرگی حضرت داده بود برای کسانی که واقعاً حضرت را میشناسند.@ حالا باز یک مژده دیگر به شما بدهم از وجود مقدس حضرت عبدالعظیم هست که یک حدیث قدسی را از امام صادق(ع) نقل میکند امام صادق(ع) میفرماید امام باقر(ع) فرزندان خود را پیرامون خودش جمع نمود در حالی که در میان آنها عموی ایشان زید بن علی هم حضور داشت.@ همان زید شهید، پس از آن امام کتابی را بیرون آورد که به خط امیرمؤمنان و املای رسول خدا(ع) بود و در آن نوشته شده بود(بسم الله الرحمن الرحیم)، خیلی قشنگ است آدم این را ببیند در روایت داریم که یک صحیفه داریم که صحیفه ائمه هست یا صحیفه فاطمیه هست که املای جبرئیل بوده که برای حضرت زهرا(س) است از حوادث آینده هست.@ هر چه اتفاق قرار است بیفتد تا قیامت همه در آن آمده خدا رحمت کند امام امت را فرمود یکی از چیزهایی که در آن نامه جبرئیل در املاها و خبرهای قشنگی که جبرئیل میداد تا دل حضرت زهرا را آرام کند انقلاب ایران بود و حوادث ایران بود که میگفت به حضرت زهرا که بچههای تو خواهند آمد.@ شما را میگفته که چنین و چنان خواهند کرد حضرت زهرا چقدر به آمدن شما خوشحال بوده و چقدر به دیدن شما مشتاق بوده و آرام میشده خدا کند ما جزء کسانی باشیم که حضرت زهرا به ما مشتاق باشد و به ما دلش خوش باشد خدایا کاری بکن به حق فاطمه زهرا دل فاطمه زهرا به ما خوش بشود.@ این املای پیغمبر بوده امیرالمؤمنین مکتوب میکردند این کتابی است از جانب خداوند شکستناپذیر حکیم(الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ) آیه قرآن است به محمد(ص) که نور و سفیر و حاجب و دربان و رهنمای او که جبرئیل امین آن را نازل کرده است یعنی این سفیر خداوند نازل کرده برای پیامبر، ای محمد(ص) نامهای مرا بزرگ شمار.@ خوش به حال کسی که با اسماء الهی انس بگیرد و اسماء برایش جا داشته باشد در سینهاش بزرگ باشد چون فهم بزرگی روح بزرگ میخواهد یعنی کسی که رحمان را میشنود اگر در آن هیچ حسی دست نمیدهد نشان میدهد که نمیشناسد.@ مثل اینکه به یک بچه میگویند آقا دکتر، بچه 5 سالش است نمیداند دکتر، پروفسور، یا استاد یا علامه یعنی چی، درک درستی از آن ندارد چه کسی میفهمد یک پروفسور، یک علامه، یک استاد یعنی چی؟ یک کسی که خودش صاحب معلوماتی باشد بعد بفهمد که به این میگویند استاد، یعنی چی این استاد است.@ این یک پروفسور است این یک پزشک ماهر است یک مهندس قهار است یک هنرمند بزرگ است این یعنی چی، قدر زر زرگر شناسد وقتی میخواهد کسی یک چیزی را بزرگ ببیند باید خیلی بزرگ باشد تا بتواند بزرگ ببیند در اخلاق هم همینطور است.@ کسی که میتواند به دیگران پرخاش کند و تحقیر کند در روایت داریم خودش آدم پستی است یک کسی دیگران را ریز میبیند کوچک میبیند به دیگران پرخاش میکند مسخره میکند تحقیر میکند آدم پستی است(ما أکرَمَ النِّساء إلاّ کَریم وَ لا أهانَهُنَّ إلاّ لَئیم) حضرت میفرماید زنها را اکرام نمیکند مگر آدمهای کریم و بزرگ.@ احترام به خانمها، به زنها، به مادر، به خواهر، به فرزند، به دختر، به همسر، اگر کسی احترام گذاشت آنها را ضعیفه ندانست برای خانمها حرمت و احترام قائل بود این آدم آدم بزرگی است(وَ لا أهانَهُنَّ إلاّ لَئیم) زنها را کوچک و پست نمیشمارد مگر آدم پست.@ به قول تعبیر علی(ع) میفرماید(الرَّجُلُ السُّوء لا یَظُنُّ بِأحَدٍ إلاّ بِصِفَۀِ نَفسِه) آدمهای بد همه را با صفتهای خودشان نگاه میکنند کافر همه را به کیش خود پندارد، شما وقتی عینک دودی بزنی همه را سیاه میبینی بنابراین وقتی یک کسی دیگران را تحقیر میکند پرخاشگری دارد ریز میبیند اهانت میکند این آدم آدم کوچکی است.@ این آدمی که گناهان دیگران را میتواند ببیند اما بچه اهل بیت بودنشان را، قیمتی بودنشان را، روح الهیشان را نمیتواند ببیند فقط میگوید این تحقیر، این کوچک است پست میشود آدمها جلوی چشمش زود، و خودش آن پستی را میبیند و خودش را بهتر از دیگران میبیند خودش خیلی آدم پستی است.@ آدمها با روح خدا میایند اگر کسی روح بزرگ انسانها را در آنها دید حتی اگر آلوده باشند و گناهکار، گناهشان را نمیبیند روح را میبیند این کاری است که امام حسین در کربلا کرد کاری نداشت که الان این لشکر چه کسی هستند جلویش به قتل آمدند.@ کاری نداشت که اینها که دارند تیر میزنند روحشان را میدید لذا میگفت من(هل من ناصر ینصرنی) میگویم به اصحابش هم گفت همه سخنرانی میکرد هیچ کس ناراحتی و عصبی بخورد نکرد از اصحاب امام حسین، باعث شد نزدیک بیش از 30 نفر از لشکر عمر سعد در لشکر امام حسین بیایند.@ طرف آمده کربلا امام حسین را بکشد امام حسین روح را میبیند 30 نفر را اینطرف میکشاند هفته گذشته از قول حضرت زهرا گفتم نمیشود یک فاحشه را دید فقط همین فحشایش را نگاه کرد این یک روح از اهل بیت در وجودش هست آن را بزرگ کن و بزرگ ببین.@ این اگر الان آلودگی دارد به خاطر این هست که آن روح را هنوز در خودش ندیده اگر ببیند دیگر سراغ گناه و فحشا نمیرود هنر داری آن را بزرگ کن یک گناهکار را در سرش نزن تحقیرش نکن یک آدم را به خاطر اشتباهات و گناهانش سرزنش نکنید در سرش نزنید.@ دیدن اسمهای خدا اینکه انسان خدا را بزرگ ببیند بزرگی میخواهد خدا خیلی بزرگ است چون اسم گفتیم صفت به اضافه ذات است الان به یک نفر بگوید تو با این آدم حرف بزن ببین تشخیص میدهی پزشک است یا نه؟ چه کسی میتواند تشخیص بدهد یک نفر پزشک است یا نه؟@ باید خودش تخصص داشته باشد بگوید من این صفت و این اسم را میتوانم در بیاورم این آدم پزشک است این آدم مهندس است این آدم استاد است این آدم مفسر است باید خودش خیلی داشته باشد تا بتواند تشخیص بدهد اسم یعنی صفت به اضافه ذات، تا یک ذات را با صفتش ندیده باشی نمیتوانی خطاب کنی.@ این کریم است کریم را کریم میشناسد خیلی آدم باید بزرگ باشد شبیه باشد بتواند بشناسد یک موقع کسی میاید با من حرف میزند ما الحمد لله در جلسه اینجا کارشناس هم داریم میاید به من میگوید آقای شجاعی این پسر معتاد است.@ میگویم من معتاد نبودم سابقه ندارم میگوید از این جایش معلوم است از آن معلوم است خودش خبره است میگوید میخواهم به شما بگویم چه میکشد خبره است. پیغمبر خدا به او میگوید نامهای من را بزرگ بدارید یعنی دارد به یک چیز بزرگی حرف میزند ساده از کنار این یک کلمه رد نشوید اسمشناسی، اسماء اللهشناسی خیلی روح میخواهد.@ خیلی قدرت میخواهد که آدم بتواند این اسم را ببیند و استخراجش کند ببیند و آن تمرینی که در اردوی اسماء الله به عزیزان دادیم که چند هفتهای هم در کوه بودیم هم میکروسکوپ و تلسکوپ هم برایشان آوردیم گفتیم ببینید اگر توانستید اسم استخراج کنید.@ دیدن اسم هنر میخواهد آدم دقت کند اسم ببیند بتواند یک صفت را با ذات تشخیص بدهد بگوید حالا رویش بار سوار کند خدا به پیغمبر میگوید اسمهای من را بزرگ بدار عزیزان یکی از راههای میانبر، سریع، قدرتمند برای اینکه انسان بتواند از تلخیها، غصهها، افسردگیها، پژمردگیها نجات پیدا بکند انس با اسماء الله هست.@ کسی که میخواهد زود بالا بکشد انس با اسماء الله پیدا میکند و اسمها را ببیند با اسم انس داشته باشد لذا اگر شب قدر میگویند مخصوص شب قدر هم نیست شبهای دیگر هم آدم میتواند این کار را بکند.@ دعای جوشن کبیر که خیلی هم اهمیت دارد آدم این اسمها را آدم برود یاد بگیرد پنج تا ده تا بیست تا صد تا را خوب یاد بگیرد بفهمد و با آنها انس بگیرد اینها قدرتهای یک انسان میشوند و از نعمتهای من سپاسگزاری کن نعمت را هم باید نعمتشناس باشد این را در بحث شکر توضیح دادم و نعمتهایم را انکار نکن این هم خیلی خطرناک است.@ خیلی وقتها انسان غرق نعمتهای خداست بعد میگوید خدا به من چه داده من با خدا مشکل پیدا کردم گاهی وقتها برای من نامه مینویسند دلم برای این آدمها میسوزد میگوید من سر قضیه خواستگاری با مشکل برخوردم جلو رفتم به طلاق خوردیم پس خدا کجاست، کسی که میگوید خدا کجاست از کدام دریچه دارد خودش و خدا را نگاه میکند؟@ از دریچه من وهمی و من حیوانیاش که اگر این سوروساتش فراهم نبود دیگر خدا وجود ندارد آدم خداشناس کسی است که در همه حالتها بتواند خدا را بشناسد داستان مثنوی یادتان هست:@

میخواستند بروند دزدی کنند دزد گفت من هنرم این است شاه هم گیر افتاده بود وسط اینها، گفتند تو عُرضهات چیست میخواهی در گروه ما باشی؟ گفت من یک عرضهای دارم که شاه را همیشه میشناسم در هر لباسی، خیلی این داستان داستان قشنگی است آدم شاهشناس باشد خیلی است در هر چهره بتوانی شاه را بشناسی خیلی است.@ شما الان چلوکباب میخوری میگویی چلوکباب را نخوردی معدهات هم داری قاروقور میکند حسابی گرسنهات است این چلوکباب برایت آنقدر جلوه میکند که نگو بویش، عطرش، طعمش، اصلاً دلت را میبرد تو را از عرش پایین میاورد اصلاً نمیتوانی با خدا حرف بزنی.@ میگویی خدایا قربانت بروم یکذره بایست تا من این چلوکباب را بزنم طاقت ندارم این چلوکباب را میخورد به آروق زدن میافتد خوب میخورد بعد تازه برادرش از راه رسیده میخواهد چلوکباب بخورد برادر هم همین حس را به چلوکباب دارد از راه رسیده گرسنهاش است.@ بعد میاید جلوی این میخورد این حالش به هم میخورد این بوی کباب به این میخورد این همان کبابی است که داشتی برایش میمردی خدا را برایش بیخیال شدی میگوید آره الان حالم به هم میخورد بویش به من میخورد خوشم نمیاید آدمها در حالتهای مختلف یک چیز را چند جور میبینند.@ مثلاً الان با زنش دعوایش شده نه میتواند نماز بخواند نه میتواند تمرکز داشته باشد نه میتواند مطالعه کند نه میتواند با کسی درست رفتار کند پرخاشگر، بعد زن زنگ میزند با هم آشتی میکنند بعد انگار دنیا یکدفعه عوض شد بعد میبینی همه چیز قشنگ شد هم نماز خوب است هم خدا خوب است هم رفیقها خوب هستند با همه خوش میشود.@ در حالتهای مختلف نگاهشان آدمها به یک چیز متفاوت است غذا را مثال زدم خدا را هم مثال زدم مادر خیلی دوستداشتنی است میگویند این مامانی است یعنی خیلی دوستداشتنی است آدم واقعاً مادرش برایش محترم است.@ حسش هم به او دارد خیلی این مادر را دوست دارد دلش هم یک موقعهایی تنگ میشود ولی الان میخواهد برود با نامزدش خلوت بکند مادر زنگ میزند عزیزم پیش من بیا پیش من بیا بمان، میگوید مادر من کار دارم نه من دلم تنگ شده دوست دارم تو امشب پیش من بمانی، عجب مادر گیری است.@ اصلاً مادر یکدفعه دیو میشود همین مادر بود خیلی دوستداشتنی و قشنگ بود چرا یکدفعه سیاه شد مادر تو به من گیر دادی یواش یواش صدا بالا میرود، چه شد؟ مشکل یک جای دیگر است میرود پیش نامزدش و برمیگردد الهی مامان من قربانت بروم من نوکرتم من چاکرتم من خودم غلامتم، پس چه شد؟@ حق نداری با فلانی ازدواج کنی میبینی آبروی پدر و مادرش را هم میبرد کلی هم پشت پدر و مادرش غیبت میکند پدر و مادر دیو میشوند همه را در خانه میریزد داغون میکند میشکند بعد مادر میگوید میخواهی ازدواج کنی برو بکن، میگوید تو بهترین مادر دنیایی، چی شد.@ ما که خیلی وقتها با اهل و خدا درگیر میشویم به خاطر معشوقهای پایینی است با اینها آشتی میکنیم با اینها هم قهر میکنیم اگر کسی توانست خودش را از این چهارتا نجات بدهد مستقلاً خدا برایش عزیز میشود این آدم تازه آدم شده.@ امام سجاد(ع) فرمود خدایا من تو را همانطور که به نعمتهایت شکر میکنم به بلاهایت هم شکر میکنم بلاهایت به اندازه نعمتهایت قشنگ است چون رب است مهربان است بینیاز مطلق است چه بلا بفرستد چه نعمت هر دو به یک هدف است مثل یک پدر و مادر مهربان است چه آن موقع که اخم میکند میگوید نکن چه میگوید این کار را انجام بده هر دو از روی عاطفه است.@ یک فرزند فهمیده و باشعور است که وقتی از پدر و مادرش سیلی میخورد با موقعی که بغلش میکنند و او را میبوسند هر دو میفهمد که مادر و پدر دوستش دارند ما نه اگر خدا یکجا به ما گیر بدهد دعایمان عقب بیفتد اجابت نشود فلان چیز از ما گرفته بشود با خدا درگیر میشویم الله است حکیم است با من لج نمیکند بد من را نمیخواهد.@ تنبیهاش با نعمتش هر دو از روی محبتش است چون من حقیقی را دوست دارد من اصلی را دوست دارد اگر به بخشهای وهمی و پایینی و حیوانی فشار میاورد برای این هست که آن من اصلی رشد بکند خدایا اگر صلاح نمیدانی بگیر.@ اگر گرفت باشد امام است دلبستگی پدری دارد برای بچهاش نگران است بچهاش مریض است بعد یکدفعه میگویند مُرد، تا میگویند مُرد، راحت میشود خوشحال میشود میگوید پس خدا انتخابش کرد پیش خودش برد، آی خدا عدلت کجاست بچه من چرا اینطوری شد، اصلاً اینطوری نیست(سُبحانَ الّذی یُقتَلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا).@ چه کلمهای را انتخاب کرده منزه است پاک است این خدا، این خدا مو لای درزش نمیرود این خدا یک لکه رویش نمیافتد(سُبحانَ الّذی یُقتَلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) بچه ما را میکشد ولی ما جز محبت در دلمان چیزی به او اضافه نمیشود چه بگیرد چه بدهد خوشمان میاید میداند مربی دارد چکار میکند.@ مثل یک آدم عاقل است وقتی باشگاه میرود مربی به او احترام میگذارد سلام و علیک میکنند چطوری، حالت خوب است بغلش میکند او را میبوسد با هم معانقه هم میکنند بعد مربی به او تمرین میدهد بعد مربی میگوید بایست من در شکمت بزنم.@ این وقتی مربی دارد در شکمش میزند به مربی نمیگوید برای چه در شکم من میزنی مرض داری، نه، چون مربی دارد میزند دارد تربیتت میکند باید بخوری تا تراشیده بشوی باید عضلاتت قوی بشود ما تا خدا بخواهد تقویتمان بکند جیغمان در میاید خدا جلویمان سیاه میشود.@ سبحان الله از سرت میپرد دروغ میگوید سر نماز میگوید سبحان الله، ولی نه با خدا گیر دارند یکسره با خدا مشکل دارند خدایا چرا پدرم را گرفتی چرا مادرم را گرفتی چرا اینطوری شد با خدا درگیر است چون نفهمیده نه خودش را میشناسد نه الله را، نه نفسش را با الله نشناخته گیر میدهد.@ خدایا میگوید نعمتهای من را انکار نکن یک قاعده میگوید قاعده را در شکر گفتیم ما همیشه در اقیانوس نعمت و محبت خدا غرق هستیم حتی آن موقع که دارد به خاطر گناهانمان ما را تنبیه میکند غرق نعمتهای خدا هستیم مثل این است که از یک اقیانوس یک کاسه یا سطلی آب بردارند چیزی نیست ما آن زیر غرق هستیم.@ خود خدا میگوید اگر همه جنها و انسانها نویسنده بشوند نمیتوانند نعمتهای من را بشمارند همه دریا مرکب و همه درختان قلم بشوند نمیتوانند نعمتهای خدا بر شما بینهایت است آدم چرا با یک همچین خدایی درگیر بشود.@ چرا به خاطر بالا پایین شدن زندگی طبیعی و حیوانی و جنسی خدا برایش یک رنگ دیگر بشود خدا اگر به شکم ما به جنسیت ما به شهوت ما رسیدی حوصلهات را داریم اگر نرسیدی من دیگر نماز نمیخوانم خدایا اگر پولی گیرمان آمد اگر نیامد دیگر نماز نمیخوانیم نعمتهایم را انکار نکنید یعنی در صمیمیت با من صادق باش.@ آدم خیلی خوب است نگذارد عشقش به حق تعالی تابع پایینیها باشد البته پایینها مثل الاغ میمانند باید یونجه را به آنها بدهید که عرعر نکنند برای همین هم میگویند قبل از عبادت به بخشهایتان برسید عیب ندارد از این جهت نگاه کنید که من میخواهم بروم با حق تعالی خلوت کنم این سروصدا میکند بگذار اول این را آرام کنم بعد بروم به عشق و حالم برسد.@ این خوب است میگوید سحری مستحب است بلند شوید بخورید قبلاً اصلاً نبوده قبلاً یک نوبت غذا میخوردند و میرفتند خدا میگوید بلند شوید سحری یک چیزی بخورید که بعداً با من درگیر نشوید فرمود دعای روز عرفه روزه روز عرفه مکروه است، یعنی چی؟@ میگوید چون تو را ضعف میگیرد دیگر نمیتوانی با خدا انس بگیری نزدیک غروب عزای ضعف و شکم را داری نمیتوانی حس بگیری میگوید روزه نگیر مگر آدمهای قدرتمند که وقتی روزه میگیرند اصلاً ضعف و گرسنگی هیچ تأثیری در روابط عاشقانهاش نمیگذارد.@ الان یک دختر و پسر با هم آشنا شدند خیلی از هم خوششان میاید در خیابان دارند با هم راه میروند از هشت صبح شروع کردند قدم میزنند در پارک هستند اصلاً نمیفهمند گرما چیست نمیفهمند سرما چیست بعد یادش میرود ظهر شده یادشان میرود گرسنهشان است اصلاً یادشان نمیاید گرسنهشان است.@ یکدفعه به خودشان میایند میبینند 9 شب است 10 شب است هیچی نخوردند عشق این کار را میکند عشق بقیه بخشها را مزاحم میداند نه اینکه جلوی چشمش بیاورد مزاحم میداند اصلاً عشق فراموشی میاورد این خاصیت عشق است اگر یک کسی عاشق امام زمان بشود مودت امام زمان در دلش بیفتد منهای پایینی دیگر مزاحمش نمیشود.@ دیگر نمیگوید من الان جبهه بروم من دکتر و مهندس هستم جبهه بروم این برای اینکه من دکتر و من مهندس یادش است آن من اصلی فراموشش میشود من الان زن دارم یک کسی میگوید من الان شوهر دارم شوهرم نباید برود.@ این برای اینکه من جنسیاش یادش است من انسانیاش فراموش شده نمیخواهد شوهرش جنگ و جبهه برود عشق یک کاری میکند طرف پدر و مادرش را فراموش میکند مادر میگوید تو اصلاً ما را فراموش کردی این خصوصیت عشق است همه چیز از یاد آدم میرود اگر در دل بیفتد.@ حالا چرا بچههای بسیج، رزمندگان اسلام امام فرمود یک شبه ره صد ساله را رفتند رسیدند به بالای بهشت(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) در شادی وصولشان و قهقهه مستانهشان(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) هستند، چطوری شد این الان در کوچه داشت بازی میکرد یکدفعه چه شد رفت ما موارد اینطوری داشتیم امروز توبه، فردا اعزام، پسفردا هم شهید شدند.@ این چطوری است چون دچار فراموشی شده خدا رحمت کند یک حاج آقایی را داشتیم پیرمردی بود، وقتی میگوییم پیرمرد یعنی 70 سال در دنیا رفته بود دنیا تمام رویش تسلط دارد گفت من جنگ بود عملیات بود کشته میاوردند شهید میاوردند تلویزیون نشان میداد اصلاً ککم نمیگزید اصلاً برایم اهمیتی نداشت کاسبی خودم را میکردم.@ گفت یکدفعه دیدم یک دختر بچهای میامد میگفت یک کمپوت بده بعد نگاه میکردم میگفتم پولت کم است برو فردا میامد میگفت یک کمپوت بده میگفتم پولت کم است برو یک هفته میامد میگفت کمپوت بده آخر سر به او گفتم کمپوت برای چه میخواهی؟ گفت پولهایم را جمع کردم میخواهم جبهه بفرستم گفت در سر خودم زدم این بچه من را دیوانه کرد مغازه را بستم و راه افتادم.@ یک بچه معلم این میشود آمد تا رفت به شهادت رسید ته دنیا تا پیش خدا، فراموش کرد 70 سال وابستگیهایش را، به محض اینکه شما فراموش کنید در آغوش خدایید عشق یعنی فراموشی، اگر از تو سؤال کردند عشق یعنی چی سیر و سلوک یعنی چی؟@ یعنی بتوانی عقدههای گذشتهات را فراموش کنی کسی که نمیتواند گناهان گذشته خودش را ببخشد پس با خدا رفیق نشده اینقدر شیطان گولتان نزند که تو گناهکاری تو معصیتکاری تو آلوده هستی تو دیگر نمیتوانی با حضرت زهرا رفیق بشوی تو نمیتوانی بهشت بروی تو نمیتوانی شهید بشوی تو نمیتوانی جزء اولیاء خدا قرار بگیری.@ عزیزم تو با غفور سروکار داری غفور یعنی وقتی به او بگویی سلام، گذشتههایت را هم تبدیل به ثواب میکنم(يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) فراموشی همه کدورتها، چه کدورتهایی که با خدا داشتی چه کدورتهایی که با اهل بیت داشتی چه کدورتهایی که با بندگان خدا داشتی.@ یک کسی که کینهای است کینه پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست را در دل دارد این شب قدر چطوری میتواند به خدا بگوید خدایا من را ببخش، تا کینه در دلت است یعنی فراموش نکردی به عشق الله، عشق الله یعنی خدایا جمالت را عشق است تمام است خودت را میخواهم گذشتهام بیخیال، من اصلاً با بقیه کار ندارم.@ خدا رحمت کند مرحوم الهی را گفتند خانهات را دزد زده گفت حلالش من که اصلاً قیامت وقت ندارم بایستم کشمکش کنم چه کسی چه برده یعنی مزاحم عشقم میشود من قیامت سرم خیلی شلوغ است با معشوقهای خودم، وقت ندارم یقه برادرم یقه پدر و مادرم بگیرم یقه خواهرم را بگیرم که تو با من چکار کردی اصلاً عقده ندارد.@ میگوید خدایا هر کاری قرار است بکنی بخشش برود پی کارش، خودت را به من نشان بده اصلاً فرصت ندارد وقت ندارد غیر از عاشقی، داماد شب عروسیاش است درگیری پیدا میکند یقه طرف را گرفته میگوید امشب عروسیام است به عروس میبخشمت برو یعنی من عشق و حالم را ول نمیکنم بیایم با تو درگیر بشوم بخشیدم برو.@ زده ماشین داماد را داغون کرده حالا میگوید برو میگوید من عروسیام را کوفت نمیکنم که بخاطر اینکه زده ماشین را داغون کرده یا درگیر شوم برو تو را بخشیدم ما به عشق خدا نمیتوانیم بقیه را ببخشیم نمیتوانیم فراموش کنیم.@ میخواهیم خدا را داشته باشیم با همه کثافتها و آشغالها و گذشتهها و همه این چرت و پرتهای گذشته با آن هم میرویم سر نماز میایستیم نماز را نجس کردی سجاده نجس میشود مُهر نجس میشود مسجد نجس میشود حرم نجس میشود کعبه نجس میشود این نجس سر سجاده آمده نمیشود.@ شما یک تشک کشتی هم که میخواهید بروید وقتی میخواهید بروی کشتی بگیرید میگوید اول برو دوش بگیر پاک روی تشک بیا وقتی روی تشک میایند اول یک اذنی از استاد میگیرند تشک را میبوسند جای مهمی است تشک کشتی، با حرمت میروند به حریفشان احترام و سلام میکنند بعد مبارزه را شروع میکنند.@ ما نه ما قبل از اینکه روی سجاده برویم طهارت نداریم غسل نداریم اصلاً سجاده نداریم الان که دیگر طرف مُهر را از جیبش برمیدارد میاندازد یعنی اصلاً آداب ندارد این هیچی نمیشود یک کسی که سجاده ندارد مُهر بردارد آنجا پرت کند نمازش را بخواند به هیچ دردی نمیخورد.@ به او میگویند ساندویچ را دستت بگیر داری رانندگی میکنی بخور روی موتور غذایت را بخور داری حرف میزنی کبابت را بخور نه این حرفها چیه غذاست یک آدابی دارد باید دستمان را بشوییم سر سفره بنشینیم با این غذا حال کنیم چشمم حال کند شامهام حال کند ذائقهام حال کند.@ بعد میگوید سیدی را برداشتم سیدی یاد خدا، مباحث معنوی و سیدیهایی که من به او دادم در موبایلم ریختم داشتم میرفتم سر کار، خیاطی میکردم در آشپزخانه اینها را گوش کردم بعد از شش ماه هم میگوید من چرا عصبانیتام خوب نشده اصلاً به درد نمیخورد.@ باید این سیدی را برداری بگذاری تلفنت را خاموش کنی وضو بگیری رو به قبله بنشینی گوش کنی بخوری مثل اینجا که نشستید الان تلفنها خاموش دارید گوش میکنید تازه شاید تبدیل شود شاید هم نشود آن که دیگر اصلاً نمیشود چون بیادبانه است غذا بیادبانه نباید بخوری.@ خدا هم میگوید وقتی سر سفره مینشینی نگو کار دارم اگر هر چقدر سر سفره بنشینی من خدا جزء عمرت حساب نمیکنم بنشین خوب غذایت را آهست بخور خوب بجو، غذای مادیاش اینطوری است ما نمازمان یک دقیقهای تمام است عجله، هیچ فایدهای ندارد تبدیلی صورت نمیگیرد.@ اوضاع خودمان را همه خبر داریم همه میدانیم چه خبر است چون حوصله نداریم غذا بخوریم چون آداب نمیشناسیم تا میگوییم مهمانی میگوید من باید لباسم را عوض کنم من باید عطر بزنم من باید شانه کنم من باید حمام بروم یک جشن تولد، یک عروسی، اصلاً میگوید مقدمات دارد.@ کسی میخواهد بیاید خانه او را ببیند خواهرش است با او مأنوس است ولی ژولیده جلوی خواهرش نمیرود ما نه ما خیلی بیادب هستیم بیادب غذا میخوریم و این غذاهای بیادبانه به جایی نمیرسد وقتی میگوید نعمتهایم را انکار نکن تا انسان این بخشها را از این بخش اصلی جدا نکند و اصالت را به خدا ندهد.@ و همانطور که خدا این بخش را اصالت میدهد خودش به او اصالت ندهد نمیتواند منکر نعمت نشود آخر با خدا درگیر میشود تو باید ببینی خدا چطوری نگاهت میکند و چطوری دوستت دارد اگر همانطوری که خدا دوستت دارد خودت را دوست داشته باشی دیگر درگیری نداری دیگر راحت هستی.@ ولی ما با آن منی که خدا از ما سراغ دارد و دوستش دارد میخواهد ما را به اندازه خودش بزرگ کند قریب هستیم آشنا نیستیم باید حقارت تحمل کنیم ما هی به خدا میگوییم خدایا من حیوانیام را ببین من گیاهیام را ببین من جمادیام را ببین من عقلیام را ببین خدایا من را به آرزویم برسان من را به عشقام برسان.@ هر چه میگوییم راجع به چیزهای پایین است اصلاً با خدا در مورد خدا کاری نداریم اصلاً با اهل بیت در مورد خودشان کاری نداریم هر چه هست حاجت خواستن است برای همین اگر ندهند اگر خدا ندهد ما با آنها قهر میکنیم با اهل بیت قهر میکنیم.@ چرا که یقیناً منم خدایی که هیچ معشوقی جز من نیست شکننده پشت ستمکاران و در هم کوبنده متکبران و خوارکننده ظالمان و جزادهنده روز رستاخیز، منم خداوندی که هیچ معشوقی جز من نیست، تکرار خیلی مهم است این را اگر انسان بفهمد خیلی خوب است.@ (أنا الذی لا إله إلا أنا) هر کس به غیر از فضل من به دیگری امیدوار باشد و یا غیر از عدل من از دیگری بترسد او را عذاب میکنم، به غیر از عدل من یعنی چی؟ یعنی انسان به خاطر دیگران به گناه بیفتد از دیگران حساب ببرد و بیفتد به گناه و معصیت به خیانت به جاسوسی به ظلم به دیگران به خاطر کسی، چنان عذابی که هیچ کس از جهانیان را عذاب نکرده باشم.@ یعنی من را نبیند بنده را ببیند از من نترسد از بنده بترسد و گناه بکند یک زنی که به خاطر شوهرش گناه میکند یک شوهری که به خاطر زن و بچهاش خمس نمیدهد نزول میگیرد فساد میکند به خاطر یکذره پول درآوردن برای بچههایش خدا همین زن همین شوهر همین بچهها را دشمن آدم میکند.@ به خاطر هیچ کس با خدا نباید درگیر شد اگر درگیر شدیم خدا حتماً همان کس را دشمن ما قرار میدهد غیر از عذابی که دارد هیچی، دشمن ما قرار میدهد برای هیچ کس با خدا درگیر نشویم به خاطر هیچ کس به جنگ خدا نرویم برای هیچ کس بیشتر از خدا قیمت قائل نباشیم.@ یک بچه کوچک است پیغمبر را خیلی دوست دارد همیشه با شیفتگی به پیغمبر نگاه میکرد پیامبر است آدمشناس است صدایش میکند میگوید من را دوست داری؟ گفت بله، من را دوست داری یا پدر و مادرت را؟ شما را یا رسول الله، من را بیشتر دوست داری یا خدا را؟@ فرمود شما را به خاطر خدا دوست دارم همه قشنگی تو به خاطر خداست اگر برسیم خیلی خوب است خدایا به حق محمد و آل محمد به دل ما کاری بکن که هیچ کس را بیشتر از تو دوست نداشته باشیم.@ پس مرا عبادت کن و تنها بر من توکل نما به درستی که من هیچ پیغمبری را مبعوث نکردم مگر آنکه زمانی که مدت نبوتش به پایان رسید برای او وصیی قرار دادم و من تو را بر پیامبران برتری دادم و وصی تو را نیز بر سایر اوصیا برگزیدم. وصی یعنی جانشین، یعنی جانشین تو را بالاترین اوصیا قرار دادم یعنی امیرالمؤمنین، و تو را به دو نازدانهات بعد از او و به دو نوهات حسن و حسین گرامی داشتم.@ حسن را پس از گذشت زمان پدرش معدن علم خود قرار دادم و حسین را مخزن وحی خویش ساختم و او را به شهادت گرامی داشته و عاقبت کار او را ختم به سعادت نمودم او افضل شهدا بوده و بلندترین مقام را در میان آنها داراست خدا دارد به پیغبر میگوید.@ این که رساست توضیح زیادی نمیخواهد خدا دارد داستان و ماجرای انبیاء را میگوید فقط اینجا یک نکته دارد و آن این است چرا میگوید من هیچ پیغمبری را بدون وصی نگذاشتم چون مردم محترم هستند مردم اگر متخصص معصوم بالای سرشان نباشند از خدا طلبکار میشوند.@ در قرآن هم میگوید برای اینکه مردم از من طلبکار نشوند هیچ وقت بدون امام و رهبر قرارشان نمیدهم(وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ) برادران اهل سنت که برنامهها را میبینند این برنامه من را میشنوند به آنها عرض میکنم که وقتی قرآن تأکید میدارد که انسانها هیچ وقت بدون امام.@ خود شما در کتابهایتان عزیزان اهل سنت آوردید که پیامبر فرمود(مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیتَۀً جاهِلِیَه) امام زمان همیشه هست و باید باشد همیشه در همه زمانها انسان امام زمان دارد باید ببیند امامش کیست و من الان از عزیزان اهل سنت سؤال میکنم امام زمان شما کیست؟@ مگر پیغمبر نگفت خود شما در کتابهایتان آوردید سؤال امام زمان ما کیست؟ مگر پیغمبر نگفت اگر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت میمیرد یعنی کفر و ضلال و نفاق، الان یک عزیز اهل سنت به ما بگوید امام زمانش کیست؟ چه کسی را امام زمان خودش میداند؟@ لذا خداوند سنت خودش را اینطوری میگوید هیچ پیغمبری را مبعوث نکردم مگر آنکه زمانی که مدت نبوتش به پایان رسید برای او وصی قرار دادم مردم هیچ وقت بلاتکلیف نباید بمانند اگر بلاتکلیف بمانند به خدا میگویند خدایا ما رهبر نداشتیم اگر گناه کردیم معصیت کردیم به خاطر اینکه راهنما نداشتیم و حق هم دارند خدا زیر بار یک همچین ظلمی نمیرود همچین کاری نمیکند.@ همچنین کلمه کامل خود را با او و حجت رسای خود را نزد او قرار دادم، چه کسی را میگوید؟ علی(ع) را، به وسیله عترت او جزا میدهم و عقاب میکنم(عترت را معرفی میکند) اولین آنها علی است که او را سرور عبادتکنندگان و زینت دوستان گذاشتهام، چقدر قشنگ است آدم با علی زینت بگیرد چقدر خوب است آدم زینتش امیرالمؤمنین باشد.@ افتخارش، امامش، زینتش، زیباییاش داشتن یک همچین پدری باشد خیلی امیرالمؤمنین ناز است من به همه عزیزانی که کربلا میروند میگویم وقتی حرم امیرالمؤمنین رفتی یکطور دیگر نبودی؟@ همه میگویند بله یکطور دیگر بود حرم امیرالمؤمنین، حس آدم با حضرت علی یکطوری است خدایا به حق محمد و آل محمد این زینت را در دل ما بزرگ کن خدایا پردههای حجاب را از ما بردار تا این زینت را ببینیم. انشاء الله بقیه بحث برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@