انسان شناسی (قم) 26/3/1394
اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».
ما چون در آستانه ماه با عظمت و ماه مبارک رمضان هستیم، امشب روال بحثمان را پی نمی گیریم،که غفلت بود. مقداری در این رابطه مطالبی را عرض می کنم. البته مطالب کامل را در مباحث مراقبات ماه مبارک گفتیم، امشب چیزهایی را می گوییم که در آنجا نگفتیم ولی به اصل بحث ان شاءالله عزیزان مراجعه کنند یا آن بسته های مخصوص ضیافت که مباحث معنوی و مباحث مربوط به مراقبات ماه مبارک است، به آنها مراجعه کنند.
وجود مقدس امام رضا (علیه السلام) از آبا و طاهرینشان نقل می کنند ، از وجود مبارک و نازنین نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) « اللهم صل علی محمد و آل محمد فعجل فرجهم»: که در جمعه آخر ماه شعبان فرمودند: « ایها الناس قد اقبل علیکم شهرالله بالبرکة و رحمة و المغفرة» « ای مردم! رو کرده به سوی شما، رو کرده به شما شهر الله ماه خدا، با 3 رکن، 3 چهره، برکت، رحمت و مغفرت. از کلمه ایها الناس معلوم می شود که دعوت عمومی است، یک دعوت عمومی است برای همه مردم و این دعوت یک موقعیت است چون فرمود:« اقبل علیکم » در آن یک اقبال است و یک موقعیت فوق العاده مهم است که حالا توضیح خواهم داد شهرالله ماه خدا، که انتسابش به الله تبارک و تعالی است، خیلی شرافت دارد که پیامبر با این کلمه می خواهد رغبت ما را برانگیزد. معمولا از نظر روانشناسی وقتی که بخواهند کسی را تشویق کنند به یک کاری از چیزهای مورد علاقه اش استفاده می کنند. پدر مادر می خواهد بچه را راضی بکند به یک کاری می گوید اگر این کار را بکنی فلان چیزی را که دوست داری، برایت می گیرم. یا فلان جایی که دوست داری، می برمت. یا فلان کس را که دوست داری دعوت می کنم به منزل. یا فلان کس را که دوست داری به منزلش می رویم. اینها صاعقه ها یا انگیزه های نفسی انسان هستند در تشویق برای یک کار. انسانها بسته به اینکه در کدام موطن باشند، صاعق ها و انگیزه های مختلف دارند برای تحریک شدن، برای رقبت پیدا کردن. طبق قاعده خودمان چطوری هستند؟ یا صاعق های حسی و جمادی دارند، یا گیاهی دارند، یا جمادی و حیوانی دارند. یا صاعق های علمی و عقلی دارند، و یا صاعق ها و انگیزه های چه؟ فوق عقلی و انسانی دارند. بسته به اینکه یک شخص در چه موطنی باشد، تشویق، تهدید، رقبت، دغدغه در آن موطن تاثیرگذار است در یک نفر. حالا پیامبر می خواهد قند در دل بعضی ها آب بکند، بعضی ها را تحریکشان بکند، تشویقشان بکند، از کدام کلمه استفاده کرده؟ کلمه ی شهرالله. برای کسانی که در موطن های طبیعی و حیوانی هستند، کلمه شهرالله نحریک کننده نیست خیلی، حالا مسلمان هم باشند خیلی این کلمه نمی تواند برایشان تحریک کننده باشد که ماه خداست ها، ماه خدا دارد می آید. ولی کسی که در این موطن است، موطن طبیعی اتفاقا از آمدن ماه خدا هیچ استقبالی نمی کند ولو مسلمان هم باشد. و اتفاقا از آمدنش ناراحت است، پکر است، و از رفتنش هم چه می شود؟ خوشحال است. خصوصیتی که امام سجاد (ع) برای مجرمین معرفی می کند، فرمود: « مجرمین کسانی هستند که وقتی اسم ماه مبارک می آید، ناراحت می شوند و وقتی که ماه مبارک می رود خوشحال هستند. در نقطه مقابل اینها مومنین به معنای حقیقی هستند که با آمدن ماه مبارک، خوشحال هستند، شوق دارند، ذوق دارند و با رفتنش ناراحت می شوند.» خب، خب این ماه خدا یعنی یک اتفاقی قرار است برای انسان بیفتدکه حالا در فقره بعدی پیامبر می گوید، خصوصیتهایی که در این ماه است، البته بسته به اینکه انسان با الله خودش چه نسبتی برقرار کرده باشد، آیا واقعا الله الهش است یا نه. این سوال اساسی در تمام ارتباطاطی که ما با قرآن، با ادعیه، معصومین، اهل بیت، یا غیب برقرار می کنیم، شرط است، شرط اساسی. آیا ما الله الهمان است یا نیست؟ خب از نظر تکوینی الله الهمان است، چون گفتیم هر کدام از بخش های ما چه دارد؟ یک اله دارد. در محسوسات الهمان محسوسات است در حس، در خیال مخیلات است، در وهم الهمان موهومات است، در عقل معقولات است، در بخش فوق عقلانی الهمان کیست؟ الله است. پس ما 5 تا لا اله داریم. لا اله الا محسوسات، لا اله الا مخیلات، لا اله الا موهومات،لا اله الا معقولات و لا اله الا الله. لا اله الا الله گزاره بخش انسانی ماست. مربوط به بخش های عقلی یا طبیعی ما، یا پایین تر نیست. لا اله الا الله به معنای واقعی توسط کسی ادراک می شود به عنوان اله و معشوق که این بخشش فعال باشد. یعنی بخش فوق عقلانی اش فعال است، حالا اله می طلبد، جفت می طلبد، زوج می طلبد، معشوق می طلبد، معشوقش را پیدا می کند که کیست؟ الله است. خب برای کسی که الهش الله است، کلمه شهر الله خیلی تحریک کننده است. خیلی ذوق می آورد، خیلی شوق می آورد برای کسی که طبیعی است، و حسی هستند، می خواهی تحریکشان کنی، می گویی شام، نهار، غذا، اسم غذاها را که بیاوری تحریک می شود، اسم خوراکی ها را که بیاوری تحریک می شود. اگر گیاهی باشد یا وهمی باشد، می گوییم تفریح، می گوییم جنس مخالف، می گوییم عروسی، می گوییم مهمانی، می گوییم مسافرت، او تحریک می شوند. یا حسی باشد می گوییم اتومبیل، تلفن همراه، لباس، نمی دانم خانه، ویلا، تحریک می شود. اگر عقلی باشد با علم،با استاد،با علم، با معقولات، با کتاب، با دانش با حوزه بادانشگاه تحریک می شود. وقتی اسم اینها را می شنود ذوق می کند. ولی وقتی که انسان باشد، فقط با چه تحریک می شود؟ با الله تحریک می شود، یعنی او به عنوان یک انسان چون فعال است، اسم معشوقش که می آید، و اسم یک ارتباط محسوس با معشوقش که می آید که الله است، ذوق می گیرد، شوق می گیرد، و به وجد می آید، به شادی می آید، برای همین آنهایی که مجرم هستند، یعنی طولانی مدت زیادی از عمرشان، بخش های پایینی غلبه داشتند به بخش های اصلیشان، یعنی به بخش انسانیشان، ولو نماز هم خوانده 40 سال، 50 سال. اما عرض کردم وقتی که مسافرت هم می رود، نماز 4 رکعتی اش می شود 2 رکعت، خوشحال است، وقتی هم که ماه رمضان می آید ناراحت است، وقتی هم ماه رمضان می رود چه؟ خوشحال است. با اینکه مسلمان است.با اینکه 40 سال 50 سال هم عبادت کرده ولی چون اساسا این بخش فعالیت فوق عقلانی اش ضعیف بوده نمی گوییم نداشته ضعیف است زورش نمیرسد به چه؟ به بخش های گردن کلفتی ها به زورگویی های بخش های چه؟بخش های پایینی. لذا این کلمه « ایها الناس قد اقبل علیکم شهرالله » که پیامبر مردم را می خواهد تحریک بکند، فقط بخشی از مردم تحریک می شوند که خب ماه خدا دارد می آید. ماهشادی است، ماه جشن است. ماه عسل است دارد می آید، ماه عسل به معنای واقعی. خب «بالبرکه» برکت «بالبرکة و رحمة و المغفرة » این برکت که می گوید، برکت به معنای حقیقی است، قبلا در بخش رحم های زمانی توضیح دادیم، گفتیم خداوند تبارک و تعالی مدت زمان دنیا را که مدت رحمی است درواقع دیگر. چون سازنده جاودانگی است و مزرعة الآخرة است خصوصیات رحمی دارد که می تواند یک بی نهایت را بپوشاند، 30 سال است، 40 سال است، 50 سال است، چطور می تواند یک بهشت جاودانه به انسان بدهد؟ چطور می شود یک جهنم جاودانرا به انسان بدهد؟ برای اینکه زمان، زمان رحمی است. با زمان غیر رحمی فرق می کند مثل دوران رحمی مادر، جنینی که در رحم مادر است، با دنیا. زمان هایشان یکسان است، 9 ماه است، اینجا هم 9 ماه است، ولی 9 ماهی که در رحم مادر است،چون قوه ی فوق العاده ای دارد اساسا قابل مقایسه با 9 ماه دنیا نیست، در 9 ماه رحمی، یک بدن کامل ساخته می شود،در 9 ماه فعلیتی و دنیایی یک بند انگشت هم کم بیاید بدن نمی تواند بسازد. چون اینجا چه هست؟ اینجا خاصیتش این استحالا در 60 سال دنیا، 40 سال دنیا شما چند میلیون سال، بی نهایت سال آخرت می توانی بسازی، چون قدرتش خیلی زیاد است. که علی (ع) فرمود: من یک ساعت دنیا را به هزاران سال آخرت نمی دهم برای اینکه دنیا خاصیت ساعتش با ساعت آخرت خیلی فرق دارد. یک ساعتش معادل ملیون ها ساعت آخرت است. ارزش دارد یک کسی با یک ساعت دنیا می تواند میلیون ها سال آخرت بهشت بخرد برای خودش، یا می تواند با یک ساعت دنیا میلیون ها سال جهنم برای خودش بخرد. چون قدرتش خیلی فوق العاده زیاد است. حالا این مدت رحمی که در دنیا قدرتش فوق العاده زیاد است خداوند در این رحم زمانی خودش رحم های دیگری هم از نظر زمانی گنجانده، یعنی همین ثانیه های دنیا که نسبت به آخرت همه اش حالت رحمی دارد، نسبت به خودش اینطور نیست. مثلا شب جمعه غیر از روز چهارشنبه است. در شب جمعه شما خاصیت شدن، دریافت نفس دو برابر است. شما گناه بکنی دوبرابر می نویسند، ثواب هم کنی دوبرابر برایت می نویسند، چون خاصیت شب جمعه، قدرتش خیلی بیشتر است. شما در ماه هایی قرار داری مثل همین ماه شعبان. در ماه شعبان کسی که 1000 مربته بگوید« لا اله الا الله و لا نعبد الا ایا مخلصین له دین ولو کره المشرکون» اینکه شما می گویید، این 1000 سال عبادت ذخیره می کند. 1000 سال عبادت رحمی دنیایی را با خودش می برد در آخرت برای شما ذخیره می کند. حالا چند دقیقه طول می کشد این گفتنش؟ « لا اله الا الله و لا نعبد الا ایا مخلصین له دین ولو کره المشرکون» 10 ثانیه، 1000 تا 10 ثانیه می شود 10،000 ثانیه. درست شد؟ 10،000 ثانیه. حالا شما تقسیمش بکنید ببینید چقدر می شود. خیلی زمان کمی میشود. خب با چند 10،000 ثانیه شما 1000 سال عبادت دنیایی را با خودت میبری در کجا؟ در آخرت، در ابدیت. خیلی این می شود برکت. برکت یعنی این. دقت کنید خاصیت برکت چیست؟ 10،000 ثانیه است. این 10،000 ثانیه ، می شود 1000 سال. 1000 سال آخرتی نه، 1000 سال چه؟ 1000 سال دنیایی می شود، بعد 1000 سال دنیایی می رود به آخرت. خب یک کسی که ...برکت یعنی این. اقوام گذشته آمدند عده ای می آمدند به پیغمبر می گفتند که آقا قدیمی ها عمرهایشان چند 100 سال بوده، چند 1000 سال بوده، عمر داشتند عبادت می کردند، با خودشان دست پر می رفتند آخرت. پیامبر فرمود چه؟ فرمود خداوند به جای عمر طولانی به امت من چه داده؟ شب قدر داده، ماه مبارک داده اینها رحم های زمانی است دیگر،اینها 2 ساعتش، معادل مثلا 10،000 ثانیه اش معادل 1000 سال عمر دنیاست. می گوید امت من این ها را دارد این می شود برکت. اسمش 60 سال است ظاهراً اما 60 سال، 60 سال رحمی است، فوق العاده قدرتمند است. حالا در ماه های قبل هم داشتیم، اعمال داشتیم، یک نمازی عبادتی 900 سال عبادت. ماه شعبان 1000 سال، یک تکه اش ماه شعبان 1000 سال عبادت است. چیزهای دیگر خیلی دارد ماه شعبان. خب حالا این دارد می خورد به ماه رمضان، ماه رمضان را خدا به برکت اسم برده. اینهایی که است 1000 سال،نمی دانم 900 سال، چند سال، اینها نه، هیچ. رسیده به ماه رمضان، می گوید ماه رمضان برکت دارد. برکت دارد یعنی چه؟ یعنی یک شبش « خیرٌ من الف شهر » بالاتر از 1000 ماه است یک شبش. شما می گویید بسم الله الرحمن الرحیم، یک ختم قرآن است. قل هو الله احد یک ختم قرآن است. الله صمد یک ختم قرآن است. نفس می کشی برایت تسبیح می نویسند، می خوابی برایت عبادت می نویسند، خوابش هم عبادت است. این می شود برکت. شما خواب هستی و برکت دارد برایت. خیلی عزمت دارد این ماه. ما اگر حواسمان نباشد، کجا داریم می رویم کور وارد ماه مبارک می شویم، کور هم خارج می شویم. نادان، گنگ می رویم در ماه مبارک، و نادان و گنگ هم از ماه مبارک چه؟ خارج می شویم. خیلی بد است اینطوری. برکت! برکت یعنی اگر الان به یک نفر بگویند داری می میری، همین. دو روز دیگر می میری، سه روز دیگر می میری،از این چیزها اتفاق افتاده دیگر، ما این چند روزه چندتا مرگ اینطوری در جوان ها دیدیم. چه خانم ها چه آقایان. یکی دوتایشان هممی دانستند عمرشان تمام شده. رفتند، تمام شد. رفتند برزخ. حالابه ما بگویند آقا امشب سه شنبه است دیگر فردا که ان شاءالله پیشواز می رویم و روزه می گیریم، پنج شنبه هم که ماه مبارک است. فردایش هم که شبش بسیار عظمت دارد. شب اول ماه مبارک خیلی عظمت دارد، سعی کنند عزیزان یک احیایی، یک ساعتی بیدار باشند، از شبش استفاده کنند. خب حالا به یک کسی می گویند فردا قرار است بمیری. بیفتد به التماس، بیفتد به التجاع،خدایا به من یک عمری بده. اگر خدا به یک نفر بگوید باشه بعد از ماه مبارک می میری، اگر اینآدم 30 سال، 40 سال گناه هم کرده باشد، 40 سال معصیت داشته باشد، با این ماه مبارک همه چیز را می تواند جبران کند. هم 40 سال معصیتش را هم جلو می افتد.ذخیره کند، اینقدر برکت دارد این. نه عمدی نباید باشد دیگر. قرآن همین را میگوید. قرآن می گوید اگر کسی بخواهد با این نیت انجام بدهد می شود لجبازی با خدا.
خب پس برکت یعنی این، شما وقتی می گوید یک ماه مبارک، یک ماه مبارک، یک عمر با خودت می بری برزخاگر بلد باشی از آن استفاده کنی. اگر بلد یاشی. معرفت خیلی مهم است. این که من بدانم قراراستاز اینماه چطور استفاده کنم. همانطور که ماه مبارک رمضان حالت رحمی پیدا می کند، این حالت رحمی مثل بچه هایی هستند که می آیند در شکم مادرشان اما همه درست در نمی آیند. آن شش نوع تولدی که گفتیم در حالتهای تولد ناقص، تولد ضعیف، تولد بیما، تولد سالم، سالم قوی، این 6 نوع تولد معلول، ماه رمضان هم اینطور است. آدم باید دقت کند ماه رمضان را خرابش نکند. گند نزند به آن. علی (ع) در نهج البلاغه فرمود: « رب ثائم لیس له من ثیامه الا جوع و ضم» بسیار روزه دارها از ماه مبارک هیچ استفاده ای نمی کنند حالا دلیلش را هم می گویم، جز گرسنگی و تشنگی. اصلا برداشت نمی توانند بکنند از ماه مبارک. حالا این چرایش را توضیح می دهم خدمتتان. خب پس این برکت را دارد، این خاصیت را دارد برای ما. ولی خب حالا که این برکت را دارد، این خاصیت را دارد، باید من چطوری از آن استفاده بکنم که معادل هزاران سال، معادل خیر من الف شهر باشد. در مراقبت ماه مبارک توضیح دادم به مباحث آنجا مراجعه کنید، چون نمی خواهم تکرار کنم بحث را امشب برایتان. آنجا مفصل توضیح دادیم که این قدر 1000 ماه دست ماست نوشتنش. امام زمان امضایش می کند شب قدر، اما می گوید داده های شما را من امضاء می کنم. یک کسی عرضه دارد، وقتی نامه را می دهد دست امام زمان شب قدر، یک چیزی می دهد حضرت امضاء می کند که خب خیر من الف شهر است. یک کسی کمتر است، یک کسی هیچ چیز نیست اصلاً. گاهی وقت ها یک کسی هم نامه ای که شب قدر می دهد دست امام زمان پر از گناه است،پر از غفلت است، تقدیرات امضا شود، چیزی که می دهیم دست حضرت چیز به درد بخوری نیست. که قواعد این را در آن بحث سال گذشته توضیح دادیم. به آن مباحث مراجعه کنند. ما اساساً چطور می توانیم قدرمان را تنظیم بکنیم؟ قدرها را بنویسیم، بدهیم دست حضرت حضرت امضاء بکن. این دست ماست که باید چکار بکنیم. به ما مربوط است که ما اساساً با این ماه و با این ضیافت چطور برخورد می کنیم، نحوه ی ورود ما به این ضیافت، نحوه ی استفاده ما از این ضیافت، حالات روحی ما در این ضیافت، همگی قدر ما را دارد تنظیم می کند و می نویسد. اینکه بزرگان دین یک سال مراقبات می کردند، تا این یک ماه عسل برسد، یک سال مثلا در نمازشان یکی از نماز هایشان حداقل مثلا سوره را انا انزلنا می خواندند، مراقبت داشتند به انا انزلنا یک سال که بتوانند بهره برداری کنند. یا مراقبت های دیگر که اینها کشک نبوده که همینطوری آدم های بیکاری بودند، یک سال مراقبت برای اینکه آن یک شب بتواند اتفاقات قشنگ بیفتد. یا این یک ماه را بتوانند خوب استفاده کنند. یک ماه. خب پس این معنای برکت، دیگر حالا بیشترش را خودتان مراجعه کنید، و رحمة. رحمت در آن است، مهربانی در آن است. چرا مهربانی در آن است، چون خداوند تبارک و تعالی مهمترین ظهور رحمت خدا این است که خدا با ما به چشم یک انسان برخورد می کند. یعنی می آید قرق می کند، شمشیر می کشد، می گوید به بخش حیوانی ما به بخش دیگر ما می گوید فعلاً تعطیل. برویدببینم دنبال کارتان، بگذارید یک نفس بکشد بابا 11 ماه است سوار این بنده خدا شدید هی دارید از آن کار می کشید، این یک ماه به آن فرصت بدهید بیاید پیش ما. چه کسی بیاید پیش ما؟ خانم نه، آقا نه، خدا با زن و مرد کار ندارد، با کی کار دارد، با انسان کار دارد. می گوید این کودک عزیز روان، آن نفخه ای که از من، از نفخه ای که از من، آن نفخه ای که از محمد و آل محمد علیهم السلام« الهم صل علی محمد و آل محمد» به عنوان بخش انسانی در او دمیده شده، یک فرصتی به او بدهیم، نفسی بکشد، دارید له اش می کنید شما. اصلاً او وقت نکرده بیاید پیش من، وقت نکرده با من باشد،وقت نکرده با من ارتباط داشته باشد، هرچه بوده هی شما نفسش را بریدید. لذا می آید خدا به دفاع از من، من کی هستم. بخش انسانی آن مرد و زن، کار نداریم، به دفاع از ما می آید قرق می کند، به بخش حیوانی می گوید دهانتان را ببندید فعلا کم شوید بروید کنار، «چون دهان بستی، دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راز شد»این را محدودش می کند می آید به دفاع از ما. دقت کنید چه دارم می گویم به دفاع از بخش چه؟ انسانی. حالا کسانی که بخش انسانیشان ضعیف است، از این کار خدا اصلا خوششان نمی آید، یعنی ناراحت هستند از اینکه خدا، می گوید این خدا عجب خدای قلدری است ها، زور می گوید یک ماه باید روزه بگیری. این چیست در دین اسلام. یک نفر می گفت درد و بلای حالا این یک ماه را هم می گیریم، ولی درد و بلای یک ماه بخورد سر نماز. یک ماه است می گذارد می رود دیگر بعدش نماز ولمان نمی کند، هر روز باید نماز بخوانیم،نماز بخوانیم، بخش حیوانی اینطور است. زوری نماز می خواند. یعنی ما بیشتر چون در تربیتمان بیشتر مرد مسلمان می شود و زن مسلمان می شود، یعنی بخش حیوانی را مسلمان می کنیم، بخش حیوانی هم سیاست دارد. می گوید چرا بگذارم این کودکی که از خداست قوی شود. چون این قوی شود باید من حیوانیت چکار کنم؟ محدود شوم خودم نمازش را می خوانم، روزه اش هم می گیرم، دیگر چه می خواهد 17 رکعت دولا راست شدن دیگر باشه 17 رکعت را می خوانیم، حجاب می خواهد باشد رعایت می کنیم. ولی اگر بخواهد فرصت دهد که بخش الهی نماز بخواند، نماز خواندن بخش الهی با بخش حیوانی زمین تا آسمان چیست؟ فرق می کند. خیلی متفاوت است. در نماز خواندن بخش حیوانی 50 سال هم که نماز می خوانند از نماز خوشش نمی آید آخرش. یعنی از تعقیباتش می دزدد، از اذان و اقامه اش می دزدد، از حضورش می دزدد، در نماز اصلاً حضور ندارد، چون دوستش ندارد که بخواهد ارتباط برقرار کند، 50 سال، نماز 50 سال پیش، با 50 سال پیش چیست؟ یکی است هیچ فرقی نمی کند، بعد هم عرض کنم هرچه کوتاه تر می شود، خوشحالتر می شود، هرچه. ماه رمضان دارد 30 ، 29 روز گرفته، له له می زنند، ای خدا امسال ماه رمضان 29 روز باشد؟ ها؟ 30 روز و 29 روز چانه می خواهد بزند. دوست ندارد، خوشش نمی آید. چون بخش حیوانی است ها می گوید خدایا چه می خواستی نماز بخوانم، نماز می خوانم، روزه بگیر، روزه می گیرم. ماه رمضان که خدا می آید این چهره برمی دارد، چهره بخش حیوانی را برمی دارد، می آید به جنگ بخش حیوانی می گوید، برو کنار او بیاید خیلی ها مقاومت می کنند،به خدا می گویند نه او را از پستو، از داخل انباری درش نمی آوریم آن کودک عزیز روان را. آنکه از جنس تو است اجازه نمی دهیم با تو آشنا بشود، ما هستیم، ما آدم هستیم، آنکه تو می گویی ما هستیم، وارد نمی شود اصلاً نمی گذارند بیاید چون کوچک است، ضعیف است، هی نگذاشتند غذا بخورد سالهای سال،ب او ندادند او هم زورش نمی رسد کاری کند بی چاره. آن چیزی که از جنس خدا و اهل بیت است، خیلی قدرت ندارد، خوب تغذیه نشده، برای همین هم خیلی قلدر سحر می آید قشنگ بلند می شود سحری اش را هم می خورد تا خرخره، یک جور می خورد که افطار آروغ سحر را می زند، یعنی دم افطار تازه آروق سحر را می زند، خب، بعد هم بعداز ظهرها خب معمولا سفره های رنگی را شروع می کنند چیدن و انداختن و انتقام از خدا، چون بخش حیوانی است دیگر ناراحت است، عصبی است، سفره های افطار را دیدید دیگر شما، آنقدر عقده ای چیده می شود، انگار که از دست خدا خیلی عصبانی بوده، هیچ چیزی نمی گوید ها محترم برخورد می کند با خدا و اینها، چون می خواهد بگوید یعنی منم. می خواهد نقش آن من را بازی کند، من اصلی را که از جنس خداست، خیلی محترم با ماه رمضان برخورد می کند، حرف هم می زند، آره ماه خوبی است، ماه خداست، ماه عسل است، ماه مبارکیاست، فلان و اینها ولی دروغ دارد می گوید، همه اش دروغ است. لذا می بینی که الان وزارت بازرگانی، اعلام می کند، مصرف مواد غذایی در ماه رمضان، خیلی بیشتر از مصرف مواد غذایی در ماه های دیگر است، چون مردم عصبانی اند از دست خدا. لذا اینطور می شود،تا سحر بیدار است یک نماز شب نمی تواند بخواند، تا سحر بیدار است می روند فوتبال بازی می کنند، تا سحر بیدار است می روند تلوزیون تماشا می کنند، سریال نگاهمی کنند، بیدار است، ولی فایده ای ندارد، سحر بیدار است یک ماه تمرین کرده نماز صبح اول وقت بخواند، قشنگ می داند که می شود بخواند، دیدی شد، یک ماه اول وقت نماز صبح خواندیم، دوباره ماه رمضان می گذرد، دوباره نماز قضا می شود، بابا تو یک ماه قبلاً تمرین داشتی، نماز صبحت را اول وقت می خواندی، پس چطور شد نماز صبح هایت همه قضا می شود؟ می گوید نمی توانم بلند بشوم، چطور سحر بلند می شدی؟ یک ماه توانستی بلند بشوی، خدا با رحمت می آید ولی خیلی ها این رحمت را نمی خواهند، پس می زنند، چون بخش های طبیعی رویش غلبه دارد. بخش های طبیعی غلبه دارد، از این رحمت خدا استقبال نمی کنند. خدا می گوید من با عشق آمدم با مهربانی آمدم. برای تو آمدم، آمدمتو را از زندان آزاد کنم، ول کن بابا نمی خواهد بیایی. برای همین مثلاً مصلحتی مریض می شوند اصلاً ماه رمضان. آنقدر تلقین می کنند، مریض می شوند. مریض می شوند که روزه نگیرند، یا مثلاً می گویند برویم مسافرتی یا جایی که گردنمان نیاید خلاصه. دنبال بهانه هستند که روزه نگیرند، بروم اگر دکتر بگوید نخور چه خوب می شود، یعنی دکتر به آنها می گوید نگیر خوشحالند، رحمت، رحمت یعنی من دوستت دارم، آمدم تو را شبیه خودم کنم. انسان آفریده شده که مثل خدا باشد. چرا رحمت است؟ چرا مهربانی است؟ چون بهترین فرصت برای تشبه به حق تعالی است. برای همین هم شما جوشن کبیر دارید. جوشن کبیر چیست؟ اسم های خودت است دیگر. این 1000 تا اسم اسم های خودت است. قرار است شبیه الله شود. این را بخوانید آن هم در شبهای قدر. بخوان این اسم های خودت است قرار است این درجه ها را بگیری. در فرصت دنیا هم قرار است این درجه ها را بگیری. غفور، ستار، عظیم، علیم، نمی دانم هی باید بزرگ شوی. رحمان، رحیم، ستار، اینها اسم های خودت است. ما چون این بخش روی ما غلبه دارد، این هزار تا اسمی هم که می خوانیم، هیچ قندی در دلمان آب نمی شود. که این اسمهای من است، این درجات من است؟ می گوییم اینها اسم های خداست. بابا خدا این ها را برای من گفته بخوانم، می گوید تو بخوان شبیه من بشوی. اصلاً آفریده شدی برای همین تشبه. من دین و عبادت را فرستادم، برای اینکه تو شبیه من بشوی. « عبدی اطعنی حتی اجعلنی لک مثلی ». مرا اطاعت کن تا من تو را هم مثل خودم بکنم. من رب تو هستم. مربی، مربی. رب یعنی کسی که دارد ما را شبیه چه کسی می کند؟ بله؟ شما در هر رشته ای مربی یعنی متربی را شبیه کی می کند؟ شبیه خودش می کند. رب العالمین یعنی دارد ما را پرورش می دهد. به سمت خودش. قوی شدن، شبیه الله شدن، متخلق شدن، ولی ما مقاومت می کنیم، و پوست کلفتی می کنیم. رحمت خدا یعنی این، یعنی آمده من را ببرد، تا بی نهایت، تا پیش خودش. نه بهشت! قولمان نزنند آدرس بهشت را به ما بدهند، امام کاظم فرمود: بهشت پاداش بدن هایتان است.بدن هایتان. همین. خودتان مال جای دیگر هستید. شما راجع به شهید داریم، که سبک زندگی اش را ما هر روز سر نماز به خدا میگوییم خدایا من را به راه شهدا، انبیاء، صدیقین، صالحین، این 4 تا گروه فقط دیگر سطح زندگی انسانی دارند، بقیه که سبک زندگی انسانی ندارند، فقط « الذین انعم الله علیهم» سبک زندگی انسانی دارند. بقیه ندارند سبک زندگی انسانی.این شهید می گوید:« عند ربهم یرزقون». پیش خود خدا، پیش خود خدا. نمی گوید عند الله می گوید چه؟ عند ربهم یه مربی اش پیوسته دیگر، شبیه مربی اش شده. آنجا روزی دارد. حالا بله خانه اش و جایگاهش هم بهشت است. ولی خودش مقامش خیلی بالاتر از بهشت است. ما نعمت های بالاتر از بهشت هم داریم. شما در زیارت عاشورا 40 سال می گویید من چیزی بالاتر از بهشت می خواهم. « ان یبلغنی المقام المحمود، لکم عند الله » آن مقامی که تو پیش خدا داری، من آن را می خواهم. خب اگر کسی بخواهد به مقام اهل بیت برسد، با اهل بیت محشور شود، بخواهد با اهل بیت محشور شود. در درجه اهلبیت باید قوانینش را طی کند. مربی اش این است باید مسیری که آنها می گویند که به آنها ملحق شوید، طی بکند. ماه رمضان بهترین فرصت است که ما سرعتمان چند هزار برابر شود برای تشبه به حق تعالی. چرا؟ چون راد عمان نداریم. بخش حیوانی را خدا تعطیل کرده فرستاده مرخصی، حالا می گوید بلند شو بیا دیگر. آن بخش هم که دیگر سحری هم گفتم بلد شو به او بده، به این الاغ بخورد، دیگر ولت کند در این چند ساعت تا افطار. دیگر کاری به کارت نداشته باشد.برای همین هم بلند شوید سحری بخورید تا فردا هی مسخره بازی در بیاورد در طول روز دیگر کاری نداشته باشد، تا آرام شود، حالا این آرامش کن این الاغت را یونجه اش را بده ، خودت بلند شو بیا. خودت بلند شو بیا. ولی خب ما از همان موقع هم که سحری می خوریم باز عقده همین الاغ را داریم. یعنی تا شب هم باز ناراحت هستیم که بابا تو تا خرخره سحری خوردی دیگر. بس است باز هم در طول روز ناراحت است. بنابراین اصلا در فکر تشبه و مهمانی و ضیافت نیست. کلمه ضیافت بار دارد دیگر. ضیافت. ضیافت، وقتیمی گوییم مهمانی یعنی چه؟ بله؟ الان یک کسی شما را دعوت می کند. می گوید بیایین خانه من مهمانی. می روی خانه توقع داری چه باشد خانه شان؟ بله؟ میوه ای باشد، شربتی باشد، شیرینی باشد، غذایی باشد، این میشود ضیافت. ولی یک موقع است نمی گوید بیا مهمانی، می گوید بیا کارت دارم خانه مان . شما دیگر توقع مهمانی نداری، شاید الان بروی آنجا اتفاقاً به تو بگوید پول داری؟ اگر داری به من یک ذره قرض بده. می خواهد از تو پول بگیرد. پذیرایی نیست، مهمانی، کلمه مهمانی بار دارد. معنا دارد، یعنی قرار است یک میزبانی اکرام کند یک کسانی را چکار کند؟ بله؟ پذیرایی بکند. به آنها برسد. حسابی به آنها برسد. خب در ماه رمضان چه به ما می رسد؟ وقتی من خودم را زن یا مرد، یا بدن، یا حیوان معنا می کنم، می گویم عجب ماهی است ها! همش محرومیت و محدودیت است. بویی از یک ماه ضیافت نمی برد، نمی گوید یک ماه رفتیم مهمان خدا شدیم. اصلا نمی گوید. هی می خواهد زودتر تمام شود،چند روز دیگر مانده، امروز چندم ماه مبارک است، امروز روز چندم است، تمام شود زودتر دیگر، خب دیگر سختی اش تمام شد دیگر،شکست کمرش الحمدلله. الحمدلله دیگر ما 20 را رد کردیم حالا دیگر داریم می رسیم به آخر،این چند روز هم تمام می شود یک نفسی می کشیم. اگر کسی در ضیافت است، مگر روز شماری می کند در رود در ضیافت؟ اصلا اینطور نیست. ما چون اصلا ضیافت نمی بینمش، عصبانی هم هستیم، غصه اش هم داریم اینطوری. ضیافت، ضیافت یعنی یک اتفاقاتی قرار است بیفتد. پذیرایی قرار است بکنند یک چیزهایی می دهند، ببینید شما وقتی می گویید ضیافت، بخش های طبیعی است. پذیرایی اش هم طبیعی است. ضیافت اگر عقلی شد، یک موقع است شما یک مهمانی کسی می دهد برایت می گوید، یک مهمانی داریم، می گوید چیست مهمانی؟ می گوید آیت الله فلان، استاد فلان، فلان ولی خدا قرار است بیایند، تو هم بیا، یواشکی تو هم بیا. ما وقتی قرار است برویم مهمانی عالم شویم، توقع نداریم برویم آنجا بخور بخوری باشد، چه را داریم؟ توقع داریم چه انفاقی بیفتد آنجا؟ می خواهیم برویم مهمانی یک عالم، مهمانی دانشمند، نوع ضیافتش فرق دارد. می گوید رفتیم خدمت ایشان رسیدیم، مثلا از اینجا یک موقع خود ما می رفتیم، اولیای خدا را ببینیم، 500، 600، 1000 کیلومتر می رفتیم تا این ولی خدا را ببینیم، چند دقیقه می خواست ما را ببیند؟ 10 دقیقه، خیلی کیف می کردیم که 10 دقیقه ما را ببیند. ضیافتش اینطور است. بعد می گوید حالا در این 10 دقیقه چه شد؟ ایشان اینطوری فرموده. این می شود ضیافت، این می شود مهمانی. از جنس چیست؟ از جنس غیر انسانی است. پرفسور کوربن از فرانسه از پاریس هر 5 شنبه می آمد تهران، که فقط برود خدمت علامه طباطبایی اطلاعات. ضیافت معرفتی است. علامه که چیزی به او نمی داد، خوراکی های نهایته چیزی می خوردند، یک چایی می خوردند با هم. ولی پرفسور کوربن با آن شهرت و ثروتش بلند می شد آن هزینه را هر هفته از پاریس بلند می شود می آید اینجا برود تهران بنشیند محضر علامه پذیرایی بشوند. حالا این مهمانی مال خداست، تو کنار خدا هستی اینجا مهمان ویژه داریم، مهمان ویژه ماه مبارک در بحث مراقبات آقا امام زمان (ع) است. ماه مبارک ماه امام زمان است. ماه مهدوی است، این را شما بدانید. برای همین دعاهای ماه مبارک کلاً تنظیم شده با امام زمان. افتتاح را دارید، الهم انا نرغب الیک فی دولة کریمه اصلا کل دعای افتتاح دعای مهدوی است. شخصی که نتواند در ماه رمضان. و شبهای ماه مبارک پیوند بخورد روحش با اهداف امام زمان، اصلا نفهمیده مهمانی چیست؟ اصلا با مهمان ویژه که آقا امام زمان است، این پیوند نخورده، اصلا در مهمانی نیست. شما نگاه کنید، مهمترین دعایی که شما شب 23 ، شبهای دیگر هم نه، 19 نه، 21، مهمترین دعایی که دارید، می گویند تا سحر این را ادامه دهیدف هی بخوانید، دعای فرج است. الهم کل ولیک الحجة بن الحسن » ساختار تو را می خواهد تنظیم کند، از وظعیت بیرون بودن، غفلت از متخصص معصوم و غفلت از امام زمان می آورد در چادر که؟ چادر امام زمان. یک کسی اصلا ماه مبارک نتواند با امام زمان پیوند برقرار کند، اصلا متوجه نباشد ماه مهدوی است، دعاها را شما نگاه کنید، نوع دعاها را من در مراقبت توضیح دادم، شرحش هم کردم دعا ها را . نوع دعاهای ماه رمضان ، دعای مهدوی است. قرار است شب قدر همه چیز به نزد چه کسی بیاید؟ تنزل الملائکة و روح فیها باذن ربهم من کل امر .» تنزل آنچه که نازل می شود به تو کیست؟ آقا امام زمان. اصلا همه این شرافت را از ایشان دارد می گوید. تمام تقدیر ها دست ایشان است. قرار است ایشان امضا کند. همه چیز دست ایشان است همه چیز. خب اگر من ندانم ماه رمضان ماه مهدوی است. همین با یک روزه ای ، با یک دعایی، با روزی یک جزء قرآن کنتراتی، همینطوری بخوانیم تند تند فقط برود، تمامش می کنم سر هم می آورم یک ماه را. ماه رمضان مهمانی است، ضیافت است، یعنی باید بروی بالاخره چه شد بعد از 30 روز چه اتفاقی افتاد برای ما چیزی دیدی، کسی را دیدی، با کسی پیوند برقرار کردی، اتفاقی در زندگی افتاد، تصمیمی گرفتی، تحولی شد، هیچ چیز نشود که اصلا ما نرفتیم مهمانی. پس اصلا وارد مهمانی نشدیم. لذا حضرت علی (ع) فرمود:« رب صائم لیس له من صیامه الا الجوع و ....» فقط گرسنگی و تشنگی همین. چرا؟ چون اساساً با این فلسفه وارد مهمانی نشدیم. من یادم است یک مشت از این مسئولین ما زمان دو، سه دوره قبل که مهمان های خارجی دعوت می کردند، آنقدر نادان بودند که ارتحال امام دعوت می کردند، هزار تا پول بیت المال، هزار تا مهمان دعوت می کردند، خیلی از این مهمان ها می آمدند نمی دانستند امام خمینی کیست؟ تا آخر هم نمی فهمیدند امام خمینی کیست؟ حتی از خود من می پرسیند چون آنجا کار فرهنگی می کردیم، می گفتند این آقا کیست به خاطرش ما را دعوت کردند ایران؟ نمی دانستند کی است اصلاً. شما آنقدر شعور نداری که داری پول بیت المال را مصرف می کنی، کسانی را دعوت کن که اگر نمی دانند، تو به او آگاهی بدهی. آگاهی هم نمی دادند. اصلا نمی داند برای چه آمده ایران، نمی داند، این آقا کیست، نمی داند مراسم ارتحال امام یعنی چه؟ اصلا این برای چه در این مراسم هست، هیچ چیز نمی داند، از خاله خاله بازی ها و شیطنت ها آدم هایی که دعوت کردند، کسانی را دعوت می کنند که کور می آیند و کور هم بروند. ما مهمان داشتیم کار فرهنگی روی مهمان ها نمی کردند، این اصلا نمی داند داستان چیست؟ رحمت! با همه ابعادش شما نگاه کنید، والمغفره. این خیلی قشنگ است. مغفرت. مغفرت یعنی می گوید شبی چند میلیون انسان را خدا از جهنم نجات می دهد. شبی چند میلیون انسان. این می شود مغفرت، یعنی ندید می گیرد خدا. می گوید وقتی وارد ماه مبارک شوی، مثل روزی که از مادرت متولد شدی، پاک هستی. چون مهمانی است دیگر. صاحب خانه که نمی تواند کینه بگیرد از مهمان هایش، میگوید حالا هرچه بوده حالا بیا مهمانی ببینم، عرضه داری بیای ضیافت یا نه؟ مغفرت، پاک پاک پاک، تازه شب عید و روز عید که می رسد، می گوییم هر چه در این شبها بخشیدیم، یک جا شب عید می بخشیم. به به، عید. برای همین هم اساسا فطرت است دیگر، یعنی فطرت این بخش است. غیر از طبیعت. این بخش را می گوییم چه؟ طبیت. این بخش را می گویند چه؟ فطرت. عید بخش انسانی است خوشحال است. لذا پیامبر فرمود مومن روزه دار دو زمان خوشحال است، یکی افطار که موفق شده، طبیعتش را کنترل کند ساعت ها، چشن می گیرد که پیروز شده، خوشحال است، یکی هم قیامت. خوشحال است. پیروزی دارد، عید دارد، یک ماه مهمان خدا بودن، دعوت شدن، توفیق به روزه، قتوفیق به این عبادات، توفیق به این روزه ها، توفیق به کارهای خیر، خیلی قیمت دارد، خوشحالی دارد، عید گرفتن دارد. برای همین هم می گویند وقتی وارد عید شدید، عید را دیگر روزه نگیرید حرام است. ولی یک دفعه هم از مهمانتان خداحافظی نکنید. لذا مستحب است بعد از عید سه روز چکار کنند افراد، دوباره روزه بگیرند. یعنی آن حالات را حفظ کنند، آهسته از این حالات خارج شوند که یکدفعه قطع نشود اذیت بشوند. خدا چه فکرهایی کرده ما چه فکرهایی می کنیم. خدا می گوید برای اینکه اذیت نشوید، دردتان نیاید از من دارید جدا می شوید، از این مهمانی خاص دارید می روید بیرون، من اجازه می دهم شما بعد از عید فطر چکار کنید؟ سه روز روزه بگیرید که همچین خیلی راحت، دیدید افراد هستند یک ماه مهمانی یک نفر هستند، وقتی دم در هم که می خواهند بروند، تازه یک مقدار ه همدیگر را بغل می کنند، می بوسند، تا از هم جدا شوند. دلتنگی می آید برایشان می خواهد بعد از یک ماه برود. لذا دعای امام سجاد را شب عید بخوانید و روز عید. می گوید: چقدر ما غصه داریم که تو داری می روی، چه تو دوست خوبی برای ما بودی. چه مصاحب خوبی برای ما بودی. دیروز چقدر خوشحال بودیم که آمدی و امروز چقدر خوشحال هستیم که داری می روی. عجب اینها چه نگاه هایی به ما دراند ها. آنها چه فکر می کنند راجع به ما، ما چه فکر می کنیم. مغفرت، مغفرت، یعنی پاک پاک پاک، نفست آزاد. باز. مهمانی است دیگر بی خیال حالا گذشته را بی خیال بیا شروع کنیم. ما تا خودمان را نشناسیم نمی دانیم ماه رمضان چیست. اصلا هیچ چیز را. علی (ع) فرمود: « ان الجاهل معرفت نفسه جاهل بکل شیء » کل شیء یکی اش الله است. اگر کسی نفس را نشناسد الله را نمی شناسد. « من عرفه نفس فقد عرفه رب» پیغمبر را نمی شناسد، دین را نمی شناسد، اصول را واقعا نمی شناسد. نماز را نمی شناسد، روزه را نمی شناسد، قرآن را نمی شناسد. قرآنی که فرمود شراب مومن است. الان این یکی را دارد می خواند. قرآن می گوید شراب مومن است، یعنی کسی که اهل قران است اصلا غصه دار نیست، آدم عصبی و غصه دار و ناراحت و پژمرده ای نیست. آدم زودرنجی نیست کسی که اهل قرآن باشد. «المومن دائم النشاط»مومن را دارد می گوید. اگر یک کسی خودش را بشناسد اصلا همیشه نشاط دارد، غصه دار نمی شود. غصه نمی تواند بیاید سراغ همچین آدمی. اضطراب نمی تواند بیاید سراغ همچین آدمی. اگر یک نفر خودش را بشناسد. باز تکرار می کنم حدیثی را که هر هفته تکرار می کنم از پیغمبر:« من بکی علی الدنیا دخل نار» یک کسی گریه می کند به دنیا جهنمی است، چون نمی شناسد خودش را. با بخش حیوانی دارد زندگی می کند لذا همش می نشیند غصه می خورد در دنیا. در دنیا کارش حرص و جوش و غصه و ناراحتی و عصبانیت و پرخاشگری و دعوا و چیزهای خیالی، توهمات خیالی. هیچ همینطور گرفتاری دارد. اگر خودش را انسان بشناسد می فهمد ماه رمضان چیست؟ وقتی بفهمد ماه رمضان چیست؟ ماه مبارک چیست؟ آن موقع است که حس قشنگی دارد وقتی دارد به ماه مبارک نزدیک می شود. خوشحال است که دارد به ماه مبارک نزدیک می شود. از لحظه به لحظه اش دارد خوب استفاده می کند. و خودش را هم برای مهمانی فارغ می کند. علت اینکه ما غافل گیر می شویم غالبا در ماه رمضان. آمد! چه زود هم آمد! چه زود رسید. غافلگیر می شویم برای اینکه اساسا ما این را قبول نداریم ضیافت است، و حوصله این ضیافت را نداریم. برای همین آمادگی هم ندارد. تمیز شدن، حمام رفتن، آماده شدن، وقت گذاشتن، فارغ کردن خودمان، آنهایی که می توانند واقعا مرخصی بگیرند و وضع مالیشان خوب است باید مرخصی بگیرند برای ضیافت. کارشان را بیشتر می کنند. درس، درس را می گوید کمش کن. اساتید به شاگردان فرصت دهند کم کنند ساعت های درسیشان را. اصلا افضل اعمال در شب قدر چیست؟ مذاکره علمی است، بهترین عمل در ماه رمضان معرفت است، معرفت آدم ها را در ماه رمضان جلو می اندازد. ولی می گوید یک فرصتی بدهید این کودک عزیز با اصلش هم بتواند حرف هایی بزند، بنشیند یک قرآنی بخواند، یک نمازی بخواند، یک ذکری بگوید، یک خلوتی بکند، یک نماز شبی داشته باشد. به شرط اینکه روبرویی صورت بگیرد. نه اینکه بخوانیم و روبرویی صورت نگیرد. چون تمرکزی نیست، حضوری وجود ندارد. آدم باید برای این مهمانی فکر کند برای عروسی طرف دارد 6 ماه آینده ببینید چقدر مقدمات برای یک شب می چیند. یک شب . نمیدانم جشن عقد است، جشن تولد است، چه مقدماتی، چه وقتی، چه تشریفاتی، چقدر ذهن صرفش می کند، ما اصلا ماه مبارک را واقعا جدی نمی گیریم. ذهن هم نمی گذاریم برایش. یعنی اصلا گلوکز و فسفر و ... مصرف نمی کنیم برایش. حالا آمده دیگر چکار کنیم. ماه رمضان است دیگر. حالا دیگر تحملش می کنیم. روزه می گیریم دیگر. اصلا مهمانی و آمادگی و امام زمان و مهدویت و ... نمی دانم هیچ، هیچ. ماه رمضان الآن می آید می زند به کاسه کوزه مان. دیگر درس می خواهیم بخوانیم، کار داریم، دوباره همه کارهایمان محدود می شود،بابا ماه فعالیت است، ماه نشاط است، ماه عسل است، این اصلا برای ما معنادار نیست، این به خاطر این است که ما جرم زیاد کردیم سر خودمان، یعنی ما بخش های حیوانی مان را آنقدر تقویت کردیم که بخش های حیوانی مان را آنقدر تقویتش کردیم که اصلا اجازه نمی دهد تو به یک مهمانی بروی. واردش می شوی ولی دست و پا بسته، دستت را می بندد، پایت را می بندد. که نفهمی همچین چیزی هست، یک جوری سرت را گرم می کند.و آخرش هم بعد از 30 روز می اندازدت بیرون که ماه رمضان تمام شد برو حالش را ببر تمام شد دیگر حالا رفت تا 11 ماه دیگر. اصلا نمی گذارد ما بفهمیم بخش حیوانی. بخش های وهمی نمی گذارد ما بفهمیم که داستان چیست؟ مثل الان همه هم می دانند مرده با آدم کاری ندارد، عقل همه به آدم می گوید مرده کاری ندارد. شب ترسناک نیست. چرا اغلب کسانی که اعتقاد دارند، قسم حضرت عباس هم می خورند، مرده کاری ندارد، می ترسند از مرده؟ به آن دست بزنند، پیشش باشند، می ترسند. چون بخش حیوانی، بخش واهمه اجازه نمی دهد که تو به عقلت استفاده کنی، می گوید بله تو حکم کردی، کاری ندارد ولی الان بلند می شوی دنبالت می گذارد، الان بلند می شود می خوردت، الان بلند می شود یقه ات را می گیرد، می بینید آدم کامل، درس خوانده، استاد دانشگاه است، درس خوانده، عاقل است، بالغ است، یک آدمی است برای خودش، می ترسد از مرده. از حیوان مرده می ترسد، از حیوان مرده می ترسد، از انسان مرده. بابا این جماد است. دست زدن به آن ترس ندارد که، می ترسد، نه الان یکدفعه بلند می شود، تمام شد رفت. از بابایش می ترسد وقتی که مرد. بیایید زودتر برش دارید ببریدش من می ترسم پدرم اینجاست. از مادرش می ترسد، از همسرش می ترسد، از بچه اش می ترسد. این عقل هم دارد ها، شعور هم دارد، بابا این کاری ندارد، عزیزت است، جنازه عزیزت است، نه زودتر بیایید برش دارید ببریدش. واهمه اینقدر قدرت دارد. « رب عقل اسیر کم من عقل اسیر تحت وهم امیر.» عقل اسیر بخش وهمی می شود. حکم می کند که کار ندارد اما اسیر است. می گوید حکم برای خودت بکن. من می گویم که الان بلند می شود می خوردت، تو هم باید بترسی و او هم می ترسد. واقعا. ماه رمضان ما اینطور توهم زده هستیم. چون توهم زده ایم غالبا وقتی ماه رمضان می آید هیچ استفاده ای... بله پیامبر فرمودند، بله پیامبر فرمودند ماه خداست. این همه حدیث داریم برایش دعا داریم. همه را می دانیم ولی باز همان فکرها است. باز همان داستان هاست. باز همان برخورد ها با ماه رمضان است. چون واهمه قوی است. حالا ماه رمضان دارد می آید واهمه را کم کند. یکذره فشار این بخش حیوانی را کم کند ان شاءالله بتوانیم از آن نهایت استفاده را بکنیم.