جلسه 072 - قلب
شماره جلسه
72
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
9
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 072 - قلب

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره قدرت قلب بود قدرتهای روحی برای ما مهم هست هر کسی دوست دارد که دارای روح قوی باشد دوست دارد اعتماد به نفس داشته باشد روحیهاش قوی باشد شاد باشد و آرامش داشته باشد.@ حتی ما اگر میگوییم شادی و آرامش که شعار قرآن هست که هر انسانی به میزان شادی و آرامشش مؤمن هست این یک قدرت میخواهد برای شاد بودن ما نیاز به قدرت داریم برای آرامش نیاز به قدرت داریم شما اگر میبینید سیدالشهدا آرام هست یا زینب کبری میگوید (وَ ما رَأَیتُ اِلا جَمیلا) آرامش دارد چون قدرت دارد.@ پس همه اینها بر میگردد به قدرت روح باید قوی باشد و قدرت روحی مثل قدرت بدنی است اگر مریضی آزار دهنده است درد دارد درد سر دارد کسالت دارد و ما این همه هزینه میکنیم از سبد اقتصادی خانوادهمان برای اینکه مریض نشویم یا اگر مریض شدیم خودمان را درمان بکنیم.@ روح هم اگر مریض بشود و ضعیف بشود حتی اگر بدن هم قوی باشد انسان به هیچ وجه طعم شادی و آرامش خوشبختی در دنیا و آخرت را نخواهد چشید.@ لذا قدرت روحی مهمترین چیزی هست که ما باید بدست بیاوریم روح باید قوی باشد این که در قرآن میفرماید که هیچ چیز به درد نمیخورد مگر قلب سالم، در حرکت به سمت آخرت و ابدیت انسان فقط با خودش یک روح سالم میبرد یک قلب سالم میبرد.@ این قلب سالم باید قدرت داشته باشد چطوری ما میتوانیم قلب را سالم نگه داریم قویش بکنیم همانطور که بدن اگر قوی بشود سلامت را هم دارد اصلاً مریضی یعنی چی؟ یعنی ضعف.@ پس روح سالم روح قدرتمند هست سلامت هست که میتواند میگویند ورزش بکنید که سالم باشید یعنی چی ورزش بکنید که سالم باشید ورزش چکار میکند؟ قوی میکند و انسان وقتی که اعضاء و جوارح قوی داشته باشد سالم میماند پس ما همه دوست داریم قوی باشیم.@ شما در زندگی خودتان با آدمهایی روبهرو میشوید که از جهات مختلفی اینها قوی هستند حتی اگر در بعضی جهات ضعیف باشند در بعضی جهات قوی هستند شاید از خودتان سؤال بکنید که اینها این قدرت روحی را از کجا میآورند چطوری هست.@ ما بعضی وقتها یک آدمهایی را میبینیم یک کارهایی میکنند خودمان میگوییم اینها چقدر حوصله دارند چقدر کار کردند چقدر قوی هستند چه همتی بعد خودمان را که میبنیم،میبینیم ما که اینطور نیستیم شاید ما در یک چیز دیگر قویتر باشیم در یک چیز دیگر رشد کرده باشیم.@ حالا باز آن پنج تا انگشتان بنده را باز نگاه کنید گفتیم که ما چند بخش داریم؟ پنج تا، حس خیال وهم عقل فوق عقل این پنج تا بعضیها قدرتشان قدرتهای حسی هست بعضیها قدرتشان خیالی هست بعضیها قدرتشان وهمی هست بعضیها قدرتشان عقلانی هست بعضیها قدرتشان فوق عقلانی هست.@ ما الان وقتی داریم راجع بخش انسان صحبت میکنیم یعنی کدام بخش را صحبت میکنیم؟ بخش فوق عقلانی را صحبت میکنیم یعنی ما چکار باید بکنیم چون فقط همین هم به درد خوشبختی انسان میخورد.@ تمام شادیها و آرامشها و نشاطهای انسان در دنیا و آخرت از قدرتهای فوق عقلانی ناشی میشود از اینجا ما میتوانیم قوی بشویم. من دانه دانه مثالها را بزنم که خوب جا بیفتد برای ما که بخواهیم پرواز بکنیم انشاءالله کاملاً با قدرت برویم جلو.@ ببینید در قدرتهای حسی بعضیها میبینید قدرتهای حسی دارند یعنی در بخش حس چه بدنشان چه گرایش به محسوسات آدمهای قوی هستند این قدرت از کجا میآید؟ سنخیت و تلاش، یعنی سنخیت به اضافه تلاش میدهد قدرت، علاقه وقتی میگوییم سنخیت، یعنی سنخیت شباهت باشد علاقه هم باشد تلاش بشود وقتی تلاش میشود میشود قدرت.@ اما اگر سنخیت باشد علاقه هم نباشد تلاش هم نباشد قدرت دست نمیدهد باید اینها کنار هم جمع بشود سنخیت، علاقه، تلاش، سنخیت گاهی اوقات خودش علاقه است الان توضیح میدهم.@ ببینید بعضیها مثلاً استعداد زیادی در پول درآوردن دارند در زمینخواری دارند در کارهای اینگونه دارند هم سنخیت دارد هم علاقه دارد هم تلاش میکند میبینید این مثلاً یک آدمی هست که کلی زمین دارد خانه دارد پول دارد کار کرده ممکن است سنخیت داشته باشد اما علاقه شاید نباشد.@ کار نمیکند میگوید من اگر بخواهم بیافتم در پول درآوردن میتوانم بخواهم میتوانم بیافتم در پول درآوردن ولی چون شئون بالاتر براش مهم است نه شئون پایینتر لذا این سنخیت خودش را به کار نمیگیرد یعنی چون علاقه هم ندارد علاقهاش عشقهای بالاتر هست این عشق پایینی فعال نیست لذا از آن استفاده نمیکند.@ باز انگشتها را دقت کنید بعضیها کمالاتشان خیالی هست مثل کارهای هنری، هنر مربوط به خیال است کسانی که کارهای هنری میکنند بعضیها در کارهای هنری فوقالعاده قدرتمند هستند این خیال قدرتمندی دارد.@ مثلاً میتواند فیلم بسازد کارتون بسازد مثلاً این کارتونهایی که شما میبینید فیلمهایی که مثلاً میبینید از خنده رودهبُر میشود آدم کارتونهای مثلاً سریالها فیلمها، فیلمهای طنز الان بعد از صد سال شما هنوز چارلی چاپلین را میبینید میخندید لُرل هاردی را میبینید میخندید.@ ما همچین استعدادی شاید نداشته باشیم بتوانیم یک همچین صحنههایی را ایجاد بکنیم آن کسی که میتواند اینطوری بخنداند این خودش قدرت دارد یک قدرت خیال دارد شما الان کارتون تام و جری را بردارید نگاه کنید کارتون پلنگ صورتی که اینها کارتونهای ماندگار هست دویست سال دیگر هم که بگذارند مردم میخندند.@ بزرگها هم میخندند شاید بیشتر از کوچکها کاریکاتور کشیده بود بچه آمد به پدرش گفت پدرش داشت کارتون نگاه میکرد بچه آمده بود درس ریاضی را سؤال بکند یک مشکل ریاضی داشت یعنی بچه نگاه نمیکرد خودش، پدر نگاه میکرد بعد این آمد گفت بابا این مسئله چی میشود پدر سرش داد کشید گفت چند بار به تو گفتم موقع کارتون مزاحم من نشو.@ حالا اینقدر قشنگ است که بزرگها را جذب میکند بزرگها بیشتر از کوچها مینشینند برنامه کودک و کارتون نگاه میکنند این که یک بزرگ مینشیند برنامه کودک نگاه میکند کارتون میتواند نگاه بکند مستقلاً وقت میگذارد باور کنید من آدم بزرگها را میشناسم شب میروند بیرون میآیند خانه از همین فروشگاهها چند تا فیلمهای اینطوری میگیرند میارند خانه مینشینند نگاه میکنند.@ وقت دارد بنشیند اینها را نگاه بکند از آن هم لذت میبرد این نشان میدهد که این آدم در بخش هنری در بخش خیالی قدرت بالایی دارد که میتواند مثلاً نقاشی بکند طراحی بکند فیلم بسازد سریال بسازد نمایشنامه بنویسند کارهای هنری کلاً یا کارهای شگفتانگیزی که شما فرض بکنید در تلویزیون میبینید کارهایی که با کامپیوتر انجام میشود.@ الان جدیداً دیجیتالی انجام میشود این یک هنر است مثلاً اسمش را خودمان میگوییم چی هنر امور هنری مربوط به بخش خیال است کسی که خیال قدرتمند داشته باشد در هنر موفق هست.@ الان تابلوهایی که از ائمه کشیدند میبینید شما آن گلکاریهای خیلی قشنگی که در تصویر درآوردهاند بعد مینیاتورکاریهای فوقالعاده زیبا این هر کسی این حس و حال را ندارد کار خیاطی کار سرمهدوزی کار مرواریدبافی کار گلدوزی کار گلسازی کار سفرهآرایی یک کسی مثلاً مینشیند سفرهآرایی میکند یک خیال قوی دارد.@ چینشها دکوراسیون طرحهای پارچه طرحهای مبلمان طرحهای تلفن همراه اصلاً میگویند رشته طراحی صنعتی اصلاً این شخص باید خیالش باز باشد که بتواند ماشین طراحی بکند لباس طراحی بکند چادر طراحی بکند.@ الان سادهترین پوشاک خانمها چادر است من فکر نمیکنم یک خانم پیدا بشود بتواند تعداد چادرها را نام ببرد همین چادر مشکیها را بتواند بگوید ما چند نوع چادر مشکی از بس تنوع دارد یعنی اینها آمدند مخش را طرف آزاد کرده گفته حالا اینها چی میخواهند از ما ژاپنیها کرهایها الان اینطوری هستند دیگر.@ میگویند ایرانیها چی میخواهند از ما ایرانیها عربها پارچه مشکی میخواهند حالا ما میتوانیم تنوع ایجاد بکنیم تا بازارمان متنوع بشود شما اصلاً نمیتوانید تعداد پارچه مشکیها که سادهترین چیز هست روسری مقنعه سادهترین چیزها هست نمیتوانید تعدادش را اصلاً بشمارید.@ برای اینکه آن کسی که نشسته این پارچه را تولید کرده چی دارد چه چیز قوی دارد؟ خیال قدرتمند دارد با خیال میشود مثلاً میگوید این پارچه میشود چطوری میشود چه مدلهایی چه بلایی سر این پارچه در بیاورم که مدلهای قشنگتری بشود این مانتو را من چکارش بکنم.@ این کفش را من چکارش بکنم این روسری را من چکارش بکنم این لباس را چکارش بکنم این پیراهن من چکارش بکنم این بلوز را من چکار بکنم این شالگردن من چکار بکنم اصلاً آدم متحیر میماند اصلاً نمیشود تعدادش را حساب بکنیم.@ این انگشتر را چه بلایی سرش بیاورم این قاشق این چنگال این استکان این لیوان این کریستال، میدانید با تغییر دو خط یک دفعه چیزهای جدید در میاورد دو تا خط یک ذره کجش میکند یک ذره راستش میکند میبینید دل میبرد از آدم.@ اصلا نمیشود آدم مدلش را حساب کند عینک چیزهای ساده را دارم میگویم شما ببینید حالا بروید در چیزهای پیچیدهتر اتومبیل تلفن همراه رایانه خانه پرده مدل دیوار رنگ زدنش آجرها کاشیکاریها.@ الان مگر کسی میتواند راحت کاشی انتخاب بکند برای خانهاش قبلاً میگفتند یک مدل بیشتر نبود اگر یادتان باشد قدیمها زمانهای ما بچگیهای ما هر جا یک کاشی بود یک کاشی چهار گوش پانزده در پانزده سفید بود میچسباندند بیخ دیوار تمام میشد میرفت پی کارش.@ الان این را میخرد دو ساعت نگذشته پشیمان میشود میگوید اَح کاش آن یکی را گرفته بودم آن را میزند همین را قشنگ باب میلش هم هست زده به دیوار بعد میرود فردا پشیمان میشود اِ اینها را ما ندیده بودیم.@ باور کنید من بعضی از خانمهای ضعیف را میشناسم خدا شاهد است کریستال میخرد میلیونی بعد از چند وقت میاید میشکند همه آنها را میگوید نه اینها خوب نیست اینها را یک طوری تمامش کنم شوهره برود یک چیز جدیدتر بخرد برایم بیاورد استکان میشکند.@ یعنی دیگر بدرد نمیخورد این که شما در بازار میبینید بازار مبل مثلاً یکدفعه میگوید این مبل دسته دوم هست دسته دوم که میگویند عرض کنم خدمتتان اینها مثلاً دو ماه سه ماه این مبل را استفاده کرده یک سال مبل را استفاده کرده تلفن همراه را یک سال استفاده کرده ماشین را یک سال استفاده کرده همه را رد میکند میگوید دلم را زد.از بس تنوع ایجاد شده اصلاً نمیتواند متحیر میماند.@ عالم خیال عالم بزرگی است اگر کسی در آن بماند دیگر از این جهنم نمیتواند در بیاید چون بهشت انسان مال قوه عقل و فوق عقل است کسانی که در مدل و تجملات و اینطور چیزها گیر میکنند یک جهنم است اگر کسی بتواند از این جهنم در بیاید خوب خیلی خوش بحالش است.@ ولی اگر کسی نتواند در بیاید میبینید میلیاردها سال آخرت را در چند ساعت تجملطلبی دنیا ضایع میکند یعنی آدم یک دفعه میبینی میلیاردها سال آخرتش را چون آخرت هم ابدی است جاودانه است تمام نمیشود یک دفعه میبینی شخص اینقدر گرفتاری و علافی بدبختی آنجا دارد بخاطر اینکه چند روز میخواسته اینجا تنوعطلبی بکند هی مدل عوض بکند.@ این عالم خیال است آنهایی که در وهم قوی هستند بعضیها هستند در وهم قوی هستند پس ببینید این کار زیبایی و تولید زیبایی و طراحی کار همه نیست یعنی اینطوری نیست که یک نفر بگوید خوب من هم میتوانم این کار را بکنم نه این یک استعداد خاص میخواهد یک استعداد هنری یک خیال قدرتمند میخواند که بتواند این کار را انجام بدهد.@ برویم سراغ عالم وهم عالم وهم آخرین عالم، باز دستان من را نگاه کنید، آخرین عالم از عالم حیوانات است یعنی بالاترین بخش حیوان البته حیوانات فکر هم دارند یک موقع تفکر هم میتوانند بکنند ولی حالا فعلاً رویش حساب نمیکنیم خیلی حیوانات این قوت را هم دارند اما ضعیف هستند حالا فعلاً کاری نداریم.@ آخرین عالم عالم وهم است عالم وهم کسانی دیدید که در مقام خواهی سیاستمدارها وهمشان قوی است و الا شاید در خیال اصلاً قوی نباشد بگو مثلاً این پارچه چیست به خانمش میگوید نمیدانم برو هر چه خودت میخواهی بخر بیا بیسلیقهترین آدمها در لباس پوشیدن سیاستمدارها هستند.@ چون اصلاً ذهنشان دنبال قدرت است دنبال مقام است رقابت حزبی گروهی دنبال این میگردد یا پول میخواهد تهیه بکند کار تجاری میخواهد بکند کار ساختمان میخواهد بکند کار بساز بفروش میخواهد انجام بدهد خیلی وقت ندارد که خیالش را در این جهات آزاد بکند.@ اگر خیالش را هم آزاد میکند یعنی همان در واقع وهم است قوه واهمه قدرتطلب است شهرتطلب قدرتطلب اینهایی که مثلاً هنرپیشه میشوند دنبال بحث زیباییشان نیست میخواهد مشهور بشود میخواهد معروف بشود میخواهد اسمش در اسمها باشد میخواهد در روزنامهها مجلات اینطرف آنطرف، این کیف میکند این تحت کدام قوه میرود بالا؟.@ قوه این در این قوی هست شما همچین حس و حالهایی ندارید مثل سیاستمدارها، سیاستمدارها حزب تشکیل میدهند مجله میزنند روزنامه میزنند جلسه میگذارند رقابتهای انتخاباتی دارند مقاله مینشینند مینویسنند چه جنگهایی.@ دیدید الان جنگهای جهنمی قدرتطلبیهای سیاسی را در همه جای دنیا هست رقابتها حتی حاضرند به خاطر آدم بکشند حاضرند یک کشور را به هم بزنند اصلا حاضرند یک کشور را به جنگ و فتنه بکشانند فقط به خاطر ریاستطلبی و قدرتطلبی خودشان،خیلی قوی هستند اینها این کار را انجام میدهند.@ پادشاهها سلاطین رییس جمهورهای نمایندگان مجلس آدمهای قوی هستند در وهم،وهمشان قوی است شهرتطلبها قدرتطلبها آنهایی که چشم و همچشمی دارند آنها هم قوی هستند بعضیها چشم و همچشمی ندارند.@ مثلاً خانمی هست خیلی آدم قدرتمندی هست قوی هست پولدار است وقتی میخواهد برود بازار لباسی که میخرد پارچهای که میخرد ماشینی که میخرد تلفنی که میخرد مبلی که میخرد برای رقابت با کسی نیست اینقدر آزاد و قوی هست.@ به هیچ وجه جاری و خواهرها و همسایهها و دخترخاله و دختردایی نمیتوانند او را تحریک بکنند که بیافتد در چشم و همچشمی به هیچ وجه خودش یک آدم آزادی هست میرود یک چیز زیبایی را انتخاب میکند ثواب هم دارد خیلی هم خوب است.@ میگوید آقا من میخواهم یک چیز زیبا بخرم در خانهام باشد از آن لذت ببرم این عبادت هم هست هیچ اشکالی هم ندارد اما به محض اینکه در ذهنت آمد کی دارد و کی ندارد همین آمد در ذهنت کی دارد کی ندارد من یک مدل بالاتر مال من یک مدل بالاتر باشد تا آمد در ذهنت جهنمی میشوی دیگر.@ همین رقابت به محض اینکه تفاخر فخرفروشی حس نشان دادن به دیگران حس اینکه بیایند پردههایم را ببینند بیایند طلاهایم را ببینند بیایند خانهامان را ببیند بیایند فرشهایمان را ببیند اتومبیل من را نگاه کنند در آن اتومبیل من چند تا آپشن اضافهتر دارد همین در ذهنت آمد بدبخت شدی تمام است.@ ولی نه یک موقع هست خودت از یک اتومبیل شیک خوب قدرتمند خوشت میاید میروی میخری برای استفاده شخصی خودت لذت میبری از اینکه یک ماشین خوب داشته باشی مرکب خوب جزء عوامل خوشبختی انسان است هیچ اشکالی هم ندارد.@ ولی به محض اینکه مقایسه آمد تمام است یعنی شخص سقوط کرده در جهنم، لباس خوب میخواهی بخری بخر طلای خوب میخواهی بخری بخر مبارکت باشد اما اگر یک دفعه رقابت آمد همین مقایسه از فلانی بهتر روی دست فلانی بزنم روی فلانی را کم بکنم در هر چیزی بیاید امام صادق فرمود حتی اگر بند کفشت هم با آن رقابت بکنی فخر بفروشی دیگر روی بهشت را انسان نمیبند مگر اینکه توبه کند انسان.@ و الا تا وقتی که روحیه جهنمی رقابت فخر فروشی نشان دادن به دیگران وجود دارد انسان گرفتار جهنم است یعنی تو داری سهمیه آخرتی میبازی اینطوری دارد کم میشود از تو.@

پس ببینید اینها بعضیها قدرتطلبند بعضیها قدرتها، انگشتان من را نگاه کنید، بعضیها قدرتهای علمی دارند عقلشان فعال است فیزیکدانها را شما نگاه کنید مثلاً دیوانه میشوند اینها چقدر وقت گذاشتن یک عمر راجع به کهکشان ماده تحقیق کردند ما همچین حس و حالهایی نداریم.@ میگوییم آقا مثلاً اینها یک عمر گذاشته مثلاً یک فرمول در بیاورد یک مولکولی اتمی میگفت من بیست سال ریچارد هاندرسون میگوید من بیست سال تلاش کردم که چهار هزار اتم در یک مولکول را طراحیش را بتوانم پیدا بکنم آرایش چهار هزار اتم در یک مولکول، بیست سال عمر گذاشته که این چهار هزارتا اتم در یک مولکول چطوری قرار میگیرند.@ مدل مولکولیش را استخراج کرده میگوید بیست سال تلاش کردم تا بفهمم که اینها چطوری میایستدند علم اینطوری پیشرفت میکند علم به برکت قدرت عقلانی دانشمندان پیشرفت میکند در پزشکی در شیمی در فیزیک در ریاضیات در مهندسیها در مکانیک در تمام رشتهها آنها قوی هستند.@ چه چیزیشان قویتر است؟ بعضیها درسخوان هستند اما درسخوان شهوانی هستند روی شهوت درس میخوانند میگوید من اگر دکتر نشوم مهندس نشوم از دخترخالهام عقب میمانم از پسرخالهام عقب میمانم رقابت است در واقع چه چیزیش فعال است؟@ وهمش این وهم هست که عقلش را بکار انداخته که درس بخوان تو اگر پزشک نشوی تو اگر PHT نگیری بدبختی بیچارهای این درسخواندنهای اینطوری است بخوان تا پولدار بشوی در واقع این گرفتاری چه چیزی را دارد؟.@ باز انگشتان من را نگاه بکنید، این الان دارد بخش چهارمش را فعال میکند یعنی بخش عقل را برای کدام بخش؟@ بخش حس میخواهد به پول برسد فقط میخواهد به ماده برسد یا میخواهد وهمش را قوی بکند میگوید من اگر درس خوب بخوانم آقا دکتر و آقا مهندس بشوم پولدار میشوم وقتی پولدار بشوم هر چه دلم خواست میخرم هر چه دلم خواست بخرم میتوانم به مردم فخر بفروشم.@ باز این دوباره گرفتاری دارد اینطوری یعنی عقل صرف نیست کدام دانشمندان موفق میشوند عقل صرف برسند؟ آنهایی که شما مثلاً خانمهای خارجی را دیدید دانشمندانشان را در تلویزیون نشان میدهد مصاحبهها من چون خودم علاقه دارم بحثهای علمی رشته خودم اینطوری بوده.@ دائماً دوست دارم بنشینم مثلاً مستندهای فضا مستندهای دریا مستندها فیزیک را خیلی علاقه دارم مینشینم نگاه میکنم بعد راجع به خلقت است این زیباییهای خلقت استخراج اسماء الهی به درد من میخورد چون دارم تحقیق میکنم روی جوشن کبیر این اسمها باید کاربردهای خارجیش معلوم بشود.@ بعد دنبال کاربردهای خارجی هر اسم هستم دارم تحقیق میکنم بعد دانشمندان را شما دیدید در آزمایشگاه کار میکنند خانمها اصلاً موهای ژولیده آرایش نکرده صورت صاف اصلاً هیچ چیزی ندارد هیچ آرایشی ندارد ساده لباس ساده بیرون هم میاید ساده ساده است.@ این دانشمند اگر بخواهد دنبال قِر و فِرهای زنانه باشد دیگر دانشمند نیست این دیگر فیزیکدان نمیتواند بشود این دیگر شیمیدان نمیتواند بشود خیلی ساده است شما اگر در خانههایتان دختر و پسرهای اینطوری داشته باشید مثلاً به او میگویی بنشین تلویزیون نگاه کن میگوید ول کن بابا درس دارم کار دارم کنکور دارم کار دارم.@ میگویی برو زن بگیر میگوید الان وقت ندارم باید ارشدم را بخوانم دکترام را بخوانم بیا شوهر کن میگوید حالا ولش کن بعداً ببین این اصلاً حوصله بخشهای وهمی یا خیالی را ندارد.@ کدام بخش برایش جذابیت دارد؟ بخشهای عقلانی این دنبال علم است فلسفه علم تاریخ جغرافیا این دنبال علم میگردد کاووش تخصص تحقیق مطالعه دنبال این هست میخواهد طرح بدهد کارهای اینطوری اختراع بکند جوانها را دیدید دنبال اختراع هستند این جوانها که دنبال اختراع هستند خیلی از شهوتهای دیگر را اصلا ندارند.@ آنهایی که در بدن قوی هستند مثل ورزشکارها ورزشکارها یا در خیال قوی هستند میخواهند به طلا برسند به نقره برسند میخواهند روی دست کس دیگر بلند بشوند میگوید من ده ماه نرفتم خانه زن و بچهام را هم ندیدم ده ماه میدانید یعنی چی؟@ حالا از بالا میاییم سراغش ازدواج نه ازدواج مربوط به قوه حیوانی ماست یک امر وهمی یا خیالی است بعداً اگر از بالا بیایی میشود عقلانی، به دستان من نگاه بکنید اگر از بالا تصمیم بگیری راجع به درس خواندن درست میشود عبادت، عقلانی هم هست.@ بعد اگر عقلت و فوق عقل بگویند که باید یک جا رئیس بشوی بروی خودت را کاندید بکنی آن قدرتت هم الهی است آن هم عقلانی هست درست است مقوله وهمی است.@ علی(ع) که دارد تلاش میکند به خلافت برسد نمیخواهد به ریاست برسد ریاستطلب نیست (مَن طَلَبَ الریاسَه هَلَک) هر کس دنبال قدرت و ریاستطلبی باشد هلاک است ولی یک موقع هست میگوید من باید به یک قدرتی برسم که در سایه آن فوق عقل خودم و بقیه را از آن دفاع بکنم.@ این دیگر قدرت عبادت است این قدرتطلبی رقابتش هم عبادت است رسیدنش هم عبادت است شرکت کردن در آن هم عبادت است یک کسی با فوق عقلانی میاید جلو میگوید من میخواهم ازدواج بکنم ازدواج بکنم که پاک بمانم.@ بعد در ازدواج در شوهرداری در زنداری فقط رضایت خدا شرط است برایش در تربیت بچه رضایت خدا برایش شرط است گفت اگر شیر بدهد هر باری که سینهاش را بچه میخورد میمکد برای هر مکیدنی ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان حضرت اسماعیل را دارد.@ بیینید چقدر قوی هست از بالا وقتی میاییم پایین هیچ حتی کارهای خیالی هم ارزشمند میشود این همه معمارهای بزرگ و با تقوا ما داشتیم مسجد گوهرشاد را شما نگاه کنید طراحیهایش را اصلاً کلاً هنر عامل بقای دین بوده هیچ دینی بدون هنر باقی نمیماند هیچ دینی بدون هنر نمیماند.@ شما اگر هنرها را از توی مساجد بردارید الان دور شما چقدر آثار هنری هست در همین حسینیه شما اگر نمادهای هنری را برداری دین نابود میشود یک کسی که دین را از خدا میگیرد قدرت دینیش را از خدا میگیرد قدرت خیالیش را از خدا دریافت میکند.@ این وقتی که دارد نقاشی میکند دارد به قول خودشان اِتُد میزند رنگ میزند مثل موقعی هست که دارد نماز میخواند هیچ فرقی نمیکند دقیقاً مثل موقعی هست که دارد نماز میخواند شما این عزیزی که نشسته طراحیهای حرم را انجام میدهد در آمریکا هم نشسته این کار را میکند حرم امام حسین حرمهای دیگر دارد انجام میدهد این عبادت است.@ یک کسی که مینشیند وداع حضرت سیدالشهدا را به آن زیبایی کشیده هزار سال عبادت برایش کم بنویسند چون از کجا آمده؟ منشأ تحریک این بخش، بخش خودش نیست از بالا به او دستور میدهند که این بخش را به کار بگیر.@ لذا شما بعضی از موسیقدانهای ما موقعی که میخواستتند ساز بزنند اینها وضو میگرفتند دست به ساز میزدند از این قرتی بازیهای الان نبود که جوانها تریاک بکشند بنگ بکشند شیشه بکشند مشروب بخورند گیتار بزند ساز بزند مزخرف بازیها و جلف بازیها که نیست.@ یک ساز میخواستند دست بزنند خدا رحمت بکند شهید آوینی که سید شهیدان اهل قلم هست این وقتی میخواست دوربین دستش بگیرد برای همین هم او توانست آن معجزات را بیافریند آن شاهکارهای بزرگ را انجام بدهد در مستندسازی بدون وضو دست به دوربین نمیزده.@ چون دوربین برایش وسیله مقدسی بوده میگوید من میخواهم با این فکر تولید بکنم دوربین حالا رویش نوشته سونی مال ژاپن است ولی برای این یک وسیله عبادت هست یک وسیله خدمت هست مثل اسلحه مثل قلم.@ این از آن کار کشیده کار خوب کشیده از این خیلی هم ارزش دارد پس از بالا وقتی میاییم پایین خیلی خوب است شوهرداری خوب است ازدواج خوب است زنداری خوب است بچهداری خوب است کار خوب است از بالا که میایی پایین تجارت میشود یک عبادت این را دقت بکنید از بالا که یک کسی میاید پایین تجارت میشود چی؟@ پول درآوردن میشود عبادت هر چه بیشتر بهتر، آمد پیش امام صادق(ع) حضرت به او گفت که من شنیدم که تو دیگر تجارت نمیکنی گفت آقا من خیلی پول دارم اینقدر دارم که این نوه نتیجهام بخورند داشته باشم.@ حضرت فرمود اشتباه نکن تجارت فقط برای این نیست که نوه و نتیجه بخورند تجارت برای این هست که سرمایه در جامعه به کار گرفته بشود چرخش داشته باشد اینها را من دارم میگوید حضرت طورهای دیگر گفت مفهومش در اقتصاد اسلامی این هست که سرمایه راکد نباشد.@ این که من حالا دارم خواباندم نه، قدیم که بانک هم نبوده بانک الان یک مرکزی هست که شما وقتی پولت را میگذاری بانک خودش یک عبادت است میگذاری در قرضالحسنه یک عبادت است چرا؟@ چون این پول در چرخش قرار میگیرد سودش به همه مردم میرسد مسجد ساخته میشود بیمارستان ساخته میشود پل ساخته میشود جاده ساخته میشود خیلی ارزش دارد در چرخش است.@ اما قدیم بانک نبوده وقتی طرف تجارت میکرد پول را نگه میداشت بعد میگفت دیگر تجارت نمیکنم یعنی پولها را چکار کردم؟ انبار کرده یک جا، سکه کرده انبار کرده یک جا سرمایه به محض اینکه یک جا راکد شد میشود حرام مال خودت هم باشد از دسترنجت باشد این هی سکه خریدی گذاشته در خانه قایم کرده خیلی خطرناک است پول ذخیره کرده نه.@ باید ثروت به دست همه برسد یعنی در چرخش باشد در تولید به کار گرفته بشود در خدمات در صنایع در تولید در کشاورزی چرخش بکند همه از آن استفاده بکنند.@ ائمه به غیر از پیغمبر و امیرالمؤمنین غالب ائمه کار تجاری میکردن امام صادق که استاد بوده و درس میداده چهار هزار تا شاگرد داشته تجارتش هم به راه بوده بیشتر ائمه این کار را انجام میدادند.@ شما میگویید امام حسن(ع) دوبار کل اموالش را در راه خدا بخشید خوب از کجا آورده این پولها را؟ اگر از این پولهایی باشد که از طریق سهم امام و کمکهای مردمی باشد این الان هیچ هنری، پول خودش نیست که داده هنری نیست ثواب دارد ولی خیلی چیزی نیست.@ هنر این است که انسان از جیب خودش ببخشد از مال خودش ببخشد در راه دین اگر کسی گفت آقا من از خودم میگذرم از خانهام میگذرم از ماشینم میگذرم از طلایم میگذرم از چی میگذرم از کارکرد خودم میگذرم این عشق تولید میکند این قرب میآورد برای انسان.@ یک کسی میبینید تاجر هست دو هزار نفر سه هزار نفر پنج هزار نفر آدم زیر نظرش دارند کار میکنند شاغل هستند تولید شغل کرده این بالاترین عبادت است خیلی ارزش دارد توانسته ایجاد شغل بکند رییس یک خانوار زیر نظر این آقا دارد کار میکند چند تا زن و بچه دارند از این نان میخورند خیلی ارزش دارد.@ نه حتی به فقرا کمک میکند دو هزار تا سه هزارتا آدم هستند که فقیر هستند نیازمند هستند این دارد به آنها میدهد تجارت میکند به آنها هم میدهد خیلی ارزش دارد این یک عبادت بسیار بزرگ هست.@ پس دقت کنید باز انگشتان را نگاه کنید از بالا شما میایید پایین هر کدام از کارها را به اذن بالایی اذن باید داشته باشد آدم اذن بالایی کار سیاسی بدون اذن میشود شهوت کار عقلانی درس خواندن دانشگاه بدون اذن فوق عقل میشود شهوترانی دنبال دانشمند شدن فقط این بدرد نمیخورد این از خدا دور میشود با این علم.@ اما اگر فوق عقلش به او اجازه داد آمد درس خواند به عنوان وظیفه من الان وظیفهام هست این رشته را بخوانم در دانشگاه این درس را بخوانم حوزه بروم دانشگاه بروم کدامش را بروم اگر هر کدام رفتم چه رشتهای را بخوانم این به اذن رفته از خدا اجازه گرفته رفته در این رشته درس بخواند.@ پزشکیش را خدا امضا کرده مهندسیش را خدا امضا میکند هنرمندیش را خدا امضا میکند ازدواجش را خدا امضا میکند برای چی میگویند زن و مرد میخواهند ازدواج بکند خطبه بخوانند برای اینکه بدون اذن خدا نباشد یعنی ما به اذن خدا ما داریم محرم میشویم به هم.@ ما بنده خدا هستیم بنده خدا هستیم تحت تربیت الهی هستیم مربیمان ربمان الله است حالا الان در این مسیر حرکت به سمت الله لازم شده که ما ازدواج بکنیم لازم شده من غذا بخورم غذا خوردنش هم عبادت است لازم است من شوخی بکنم لازم است دریا بروم لازم است کوه بروم لازم است موسیقی گوش بکنم هر کاری هست.@ هر کار حلالی، اذن وقتی بالای آن باشد خیلی خوب است اصلاً تربیت اسلامی تربیت یک انسان که پشیمان نشود بعداً نه در دنیا و نه در آخرت یعنی اینکه من هر کدام از آن چهار تا چیز انتخابات ارتباطات رفتار و افکار این چهارتا چیزم را به اذن معشوق اصلیم به اذن بخش اصلیم به اذن بخش حقیقیم انجام بدهم.@ حالا دقت کنید این قسمت را بعضیها در قدرت بعضیها در علم آن الان مهم نیست الان میخواهیم بگوییم چه چیزهایی روح را قوی میکند یعنی بخش فوق عقلانی را یعنی بخش انسانی را چون بخش انسانی اگر بخواهد حکومت کند به چهار بخش قبلی باید خودش قوی باشد.@ یعنی خودش باید غذا خورده باشد که بتواند به عقل حکومت کند نگذارد علم دانشگاه رفتن حوزه رفتن فاسدش بکند شما چقدر رفتن حوزه فاسد شدند چقدر رفتن دانشگاه فاسد شدن چقدر مجتهد شدن فاسد شدند مجتهد بوده ولی معنویت نداشته چون اجتهاد یعنی چی؟.@ یعنی تلاش حالا یک دکتر مجتهد است در رشته خودش این هم رفته در فقه مجتهد شده ولی معلوم نیست که حتماً اگر مجتهد است آدم خوب باشد چون میتواند معنویت نداشته باشد.@ ما الان جاسوس شوروی داریم اجتهادش را از قم گرفته آمده رفته طلبه شده در قم درس خوانده پیش آیت الله و مراجع امتحان داده به او مدرک اجتهاد دادند مجتهد است ولی جاسوس شوروی هست.@ الان در رسالهها شما مینویسید چی نوشته شده در رسالهها میخوانید چی؟ مرجع تقلید باید حلالزاده باشد یعنی یک کسی میتواند مرجع باشد اما حلالزاده هم نباشد پس میتواند بکشد تا بالا علم است دیگر اطلاعات است.@ لزوماً اگر یک کسی مجتهد شد مرجع شد آخوند شد روحانی شد حتماً آدم خوبی نمیتواند باشد ضرورتاً آدم خوبی هست نه مگر کدام بخشش فعال شده باشد؟ بخش فوق عقلانیش فعال شده باشد یعنی آن بخش آسمانیش بخش الهیش فعال بشود آنوقت آن هست که به این بخشها هم ارزش میدهد.@ پس ارزش به معنای حقیقی که تلف شدن و پشیمان شدن نباشد از کدام بخش میاید بخش فوق عقل میاید تجارت ازدواج، یک خانمی چون بخش فوق عقلیش فعال است همه کارهایش را میتواند الهی بکند.@ مثالی که زدم یادتان نرود گفتم اگر مثلاً یک کسی بیاید خواستگاری دختر شما بگوید من سوفور هستم دختر نمیدهید به او اما اگر بگوید مهندس بازیافتم، میدهید، سوفور میگوید آقا این دو فرغون آشغال میبرد بنده خدا اشکالی هم ندارد اگر نباشند زندگی همه ما کار ارزشمندی هست.@ خدا انشاءالله همه آنها را عاقبت بخیر بکند حفظشان بکند خیر و برکت به آنها بدهد، ولی اگر یک کسی اینطور باشد میگوید ببین اینجا حالا قبول است دختر به تو میدهیم ولی اطراف فک و فامیلهای ما اینکار را نکن برو مثلاً چهار تا منطقه شهرداری آنطرفتر.@ و الا سوفورها هستند گفتم من جزء اولیاء خدا هستند من گاهی اوقات که سحرها یا شب میایم بیرون میروم مسجد یا حرم میبینم اینها را اینها میایند تحجد دارند نماز شب دارند سیر و سلوک دارند بعد اذان را که میگویند نمازشان را میخوانند نماز جماعتشان را هم میخوانند از همین سوفورها بارها دیدم خودم میروند لباس سوفوریشان را هم میپوشند آشغالشان را هم جمع میکند دو بارش را بر میدارد میرود.@ ولی این با غیب در ارتباط است این با برزخ در ارتباط است مقاماتی دارد کوچک نمیخواهیم بکنیم اینها را خیلی بزرگ هستند حمالش و سوفورش و خیلی هست در این مشاغل که آدم نمیتواند تشخیص بدهد.@ اولیاء خدا قابل شناخت نیستند ولی میگوییم نه این کار را اینجا نکن برو مثلاً چند تا منطقه آن طرفتر این کار را انجام بدهد مهندس بازیافت چکار میکند مهندس بازیافت هنرش این هست که میتواند هر چی شما راحت بگویی شوهر من مهندس بازیافت است اصلاً دیگر ناراحت هم نمیشوی که روزی چند تن آشغال جمع میکند به تو هم بر نمیخورد.@ دامادمان مهندس است نمیگویی که آشغال جمع میکند آن سوفور بیچاره یک فرغون جمع میکند این چند تن جمع میکند وی شما میگویید این مهندس است عرضه این چیست؟ این هست که میتواند آشغالها را تبدیل بکند به ثروت و پول.@ حالا چند تا رمز میخواهم بگویم به شما ببینید باز دستان من را نگاه کنید، ما در علم کثافتکاری خیلی داریم بیشتر کثافتکاریهای دنیا کار چیه کار علماست دانشمندها فیزیک شیمی، ببینید همه بمبهایی که ساخته میشود هواپیماها مواد منفجره مواد مخدری که ساخته میشود.@ بیست برابر صد برابر بالاتر از هروئین مواد ساختند اشک خدا ببین چی هست این، آقا مواد ساختند بیست برابر صد برابر هروئین تخریب دارد در بدن اصلاً این.@ هروئین را چه کسی ساخته بیسوادها یا باسوادها این قرصها را چه کسی میسازد این بمبها را چه کسی میسازد مواد فحشا و فساد را چه کسی میسازد همه را دانشمند میسازد فیلمهای ناجور ماهوارههای ناجور این اینترنت را چه کسی درست کرده دانشمند.@ پس در علم فساد خیلی بیشتر از بقیه بخشهاست در وهم در مقامخواهی و شهرتطلبیها فساد زیاد است در خیال فساد زیاد است در کارهای حسی هم فساد زیاد است اگر یک کسی بخواهد این کارها را بکند ولی فاسد نشود باید کدام بخشش قوی باشد؟ مهندسی بازیافت را در این پایینها به ما نمیدهند در کجا به ما میدهند؟ در بالا.@ وقتی یک زن بخش فوق عقلانیش فعال شد یک شوهر عوضی هر کاری بکند این زن تبدیلش میکند به قرب به خدا، آسیه را شما نگاه بکنید چون فوق عقلش فعال است قدرت دارد از یک فرعون نردبان درست میکند تا بغل خدا تا اِند خدا دیگر.@ میفرماید (رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً) خدایا یک خانه پیش خود خودت بهشت هم نه میگوید (فِي الْجَنَّةِ) را میگوید ولی میگوید پیش خودت هم باشد یعنی همچین بهشت خاصی است بهشتی که همه عوام میروند نیست قیدش را اول آورده چقدر زیرک است آسیه.@ میگوید پیش خودت در بهشت، از کجا قدرتش را گرفته این اگر آشغالی جمع نمیکرد مهندس بازیافت اگر آشغال به او نرسد شغلش به درد میخورد یا نه؟ تمام خیر و برکت و فایده این رشته موقعی هست که ما آشغال داشته باشیم زباله داشته باشیم.@ این زباله هست که میتواند مهندس بازیافت را به قدرت و ثروت برساند اگر یک کسی در زندگیش کثافتکاری و آشغال نباشد این رشد نمیکند یک شوهر بد یک مادرشوهر بد یک زن بد یک پدر بد یک مادر بد یک دوست بد یک رفیق بد یک محیط کاری بد اگر اینها نباشد من چطوری میتوانم بازیافت بکنم به خدا نزدیک بشوم؟@ به هیچ وجه نمیتوانم. یک زنی که مؤمن است از یک مادرشوهر بد قرب به خدا میسازد از یک پدرشوهر بد از یک شوهر بد یک زنی که مؤمن نیست از یک شوهر بد فقط روانی میشود میرود بیمارستان.@ فرق بین مؤمن با غیر مؤمن این است که مؤمن بازیافت دارد غیر مؤمن بازیافت ندارد مؤمن اسم مبدل دارد اسمی که گفتم حتماً بعد از نماز صبح بگویید یا مبدل 76 مرتبه یا مبدل اگر میخواهید در زندگیتان تبدیل حاصل بشوید این ذکر را بگویید حتماً و بعد سعی کنید خودتان هم انجام بدهید.@ مثلاً میبینید یک بچه دو جا سه جا جیش میکند گند میزند به خانه یک مادری که زرنگ هست از این جیش و گند خوردگی در چیز، آرامش اعصاب میگیرد قدرت میگیرد چون مبدل دارد یعنی به جای اینکه عصبی بشود میگوید خدایا بچهام دو سه جایش را خراب کرد من الان باید بدنم را به خاطر دستور تو به زحمت میاندازم این جا را تطهیرش میکنم.@ این زحمتی که داری برای خدا میکشی قرب میاورد برایش. حضرت زینب(س) بلد بود چطوری وقتی که دارند بچههایش را جلویش تکهتکه میکنند بجای اینکه جیغ بزند داد بزند بلد بود آن صحنه را چطوری به نفع خودش با بازیافت تمام کند.@ برادرزادههایش را داشتند سر میبیریدند و میکشتند داداش را دارد نگاه میکند امام حسین را دارند میکشند ولی وقتی که نزدیک جنازه امام حسین میشود میگوید خدایا این قربانی را از من بپذیر یعنی خدایا من اینقدر عاشق تو هستم که حسین را هدیه کردم به تو.@ این هدیه هست هدیه من است حالا ما که مثل حضرت زینب نیستیم لااقل این فحشهای مادرشوهرت را هدیه کن بلد باش تبدیلش بکن پدرشوهرت پدرزنت مادر زنت باجناقت همسایه فلانی یک حسادت کرد یک تکبر کرد یک فحش داد بلد باشیم عرضه داشته باشیم.@ یک کسی که از اینها ناراحتی اعصاب میسازد یعنی بخش فوق عقلانیش چیست ضعیف است نمیتواند فحش را تبدیل بکند به نورانیت به عبادت یک شوهر بد یک شوهری که زخم زبان میزند یک شوهری که تیز است زبانش نمیتواند تبدیلش بکند به الله.@ نه من میخواهم طلاق بگیرم از او با طلاق که مشکل حل نمیشود زنم را طلاق بدهم با این حل نمیشود با طلاق مشکل حل نمیشود همین طلاق، پیغمبری بود به خدا گفت خدایا من درجات بالاتر میخواهم درجهاش خیلی بالا بود خدا گفت اگر درجات بالاتر میخواهی باید بروی با فلان دختر ازدواج بکنی.@ او هم روزگارت را سیاه میکند باشد رفت با یک زن عصبی روانی بد اخلاق تحمل میکند تا اوج بگیرد پیش خدا،چون باید بلد باشد ببخشد، انسان تا غفور نشود غفور یعنی چی؟ عفوو یعنی چی؟ یعنی یک کسی در حق ما ظلم بکند و ما بتوانیم ببخشیم تا این اوج بگیریم برویم این مبدل میخواهد.@ پس قدرت میخواهد یعنی من اگر قدرت نداشته باشم میتوانم ببخشم یا نه؟ نمیتوانم حالا میخواهم راجع به این صحبت بکنیم هنوز نرسیدیم انشاءالله جلسه بعد میرسیم من قدرتش را از کجا بیاورم الان میگوییم مهندس بازیافت مهندس بازیافت از کجا مهندس بازیافت شده؟@ رفته زحمت کشیده یک زحمتهایی کشیده الان به تخصصش رسیده ما چطوری برسیم به اینجا که اگر کسی فحشمان داد حسودی کرد غیبت کرد بتوانیم تبدیل بکنیم.@ برای یک عالمی یک کسی غیبت کرده بود ببینید این عالم چقدر عمل کرد یک هدیه فرستاد به او گفتند فلانی خیلی پشت سرت بد گفت این هم برایش یک هدیه فرستاد گفت آقا خیلی ممنون من چقدر احتیاج دارم کسی گناهانم را که بکشد شما زحمتش را کشیدید این هدیه خدمت شما لطف فرمودید.@ برای چی ناراحت بشویم چرا کینه به دل بگیریم وقتی خدا خودش انتقام را میگیرد من برای چی کینه به دل بگیرم در خودم آشغال نگه بدارم مبدل یعنی آشغال نگه نمیداری مهندس بازیافت آشغال را نگه نمیدارد بلافاصله آشغال آمد تبدیل میکند به تمیزی به پاکی.@ اگر کسی در دلش کینه نگه داشت دلخوری نگه داشت از همسرش از نزدیکترین کسانش از پدر مادرش دلخوری نگه داشت یعنی آشغال نگه داشته این دیگر نمیتواند نماز بخواند این الان میخواهد برود نماز بخواند دیگر حضور قلب ندارد چون با آشغال با کثافت دارد این کار را میکند.@ شما بدنتان را دو روز نروی حمام دیگر حوصله خودت را هم نداری میگویی من الان باید بروم حمام بدنم را استحمام بکنم تا بتوانم به کارهایم برسم نه خودم حس خودم را نه هیچ کس دیگر با این بوی گندی دارم کسی حوصلهام را ندارد باید بروم حمام.@ روح باید استغفار داشته باشد دائماً تا هی تمیز بشود چون آشغال جمع میشود شما ببینید در ارتباطاتی که دارید از صبح تا شب با افراد مختلف هی آشغال جمع میکند آدم شب اگر حمام نروی فایده ندارد باید بروی حمام حمامش هم یاد خدا استغفار صدقه دادن اینها هست که انسان را پاک نگه میدارد.@ اگر ما بخواهیم فوق عقل حاکم باشد باید قدرت داشته باشد فوق عقل هست که اسم مبدل در آن خوابیده تمام اسمها را خدا به کدام بخش داده این هزارتا اسمی که شما در جوشن کبیر میخوانید که بیشترش هم اسمهای خودتان هست همه مال بخش فوق عقل است.@ کسی که فوق عقلش را فعال میکند عقلش دیگر علمش لوسش نمیکند اگر دانشمند شد فردا نمیرد به مادرش بگوید ای بیسواد دیدی بعضیها تا یک ذره سواددار میشود به پدر مادرشان سوادشان به رُخ پدر مادرشان میکشند شما نمیفهمید ما میفهمیم شما دهاتی هستید.@ ای بابا سوادش را به رخ زنش نمیکشد مَرده آمده اینطوری میکند نمیشود اسمش را هم گذاشت مرد نامرد است میگوییم برای چی میخواهی طلاق بدهی این خانم را میگوید ما به هم نمیخوریم.@ میگفت آنموقع که ما به هم میخوردیم هر دو پنجم ابتدایی بودیم خدا شاهد است میگفت من الان لیسانس گرفتم چیزی هم نیست لیسانس که دیگر حالا هیچی نیست لیسانس گرفتم الان دیگر به هم نمیخوریم واقعاً من الان.@ همین هنرمندهای خودمان خودشان میگفتند من چون با آنها کار میکنند میگویند ما چهار روز که دوربین نشانمان میدهد اولین کاری که میکنیم زنهایمان را عوض میکنیم میگوید این زن بدردم نمیخورد من الان مشهور شدم الان دیگر معروف شدم در سینما دو بار نشانم دادند دیگر الان من با این زن نمیتوانم.@ به او گفتم اگر این خانم با تو همکاری نمیکرد تو به لیسانس میرسدی یا نمیرسیدی؟ گفت نه این بچههایم را نگه داشت کلی فداکاریکرد توقعش را کم کرد تا من رسیدم گفتم حالا میخواهی طلاقش بدهی جزایش این است؟.@ من یک رفیقی داشتن خانمش خودش پنجم ابتدایی هست هنوز هم پنجم ابتدایی است خانمش تحصیلات عالی بدست آورد هی رفت هی رفت رشد کرد خیلی رشد کرد ولی الان این زن و مرد واقعاً مثل لیلی و مجنون زندگی میکنند خوب، ماه، سالم، چون آن سواد زن را فاسد نکرده.@ اگر کسی میخواهد علمش لوسش نکند قدرتش لوسش نکند کمالات دیگرش اذیتش نکند باید حتماً قدرت فوق عقلانی داشته باشد و الا با این چیزها آدم فاسد میشود اتفاقاً اگر عقل باشد جهنمش هم طولانیتر است اگر انسان در حس گناه بکند، یک کسی زنا کرده مشروب خورده این جهنمش محدود است زود در میاید اما یک کسی در واهمه گناه کرده باشد.@ یعنی قدرتطلبی مقایسه رقابت چشم و همچشمی این خیلی بیشتر از یک زنا گناه دارد خیلی گناهش طولانیتر است مثلاً بداخلاق باشد حسود باشد متکبر باشد زودرنج باشد حساس باشد بدبین باشد این آدم جهنمش چند هزار برابر جهنم زنا و شرابخوری.@ اگر یک کسی در قاعده عقلانی گناه بکند معصیتهای اینطوری قلبیش خیلی طولانی است یک کسی که به خاطر اینکه علمش بیشتر است تکبر بکند به خاطر اینکه سوادش بیشتر است بقیه را ریز ببیند به خاطر اینکه حالا یک ذره موفق به عبادت است همه را فاسق ببیند.@ این خیلی خطرناک میشود جهنمش هم طولانیتر میشود. پس آن چیزی که میتواند نجات بدهد فوق عقل انسان هست یعنی معنویت یعنی قرب به خدا یعنی انس با حق تعالی اینها خیلی ارزش دارد.@ پس ما قدرت را باید از کجا دریافت بکنیم؟از فوق عقل دریافت بکنیم. هر چقدر فوق عقل خوراک بیشتری بخورد این قسمتها سالمتر میماند باز نگاه کنید دستهای من را این چهارتا قسمت سالم میماند.@ هر چقدر فوق عقل ضعیف باشد این چهار قسمت فساد ایجاد میکند دردسرساز میشود برای انسان در ازدواج شکست در بچهداری ناراحتی اعصاب در کارهای هنری فساد در کارهای اجتماعی سیاسی گرفتاری و مشکلات هست.@ تمام کارها دردسرساز است وقتی که فوق عقل کار نکند بنابراین اگر ما واقعاً بخواهیم قدرتهای بخشهای پایینی دردسرساز نشود برای ما باید کدام بخش را قوی بکنیم؟@ فوق عقل اگر بخواهیم به شادی آرامش برسیم فوق عقل اگر بخواهیم این چهار بخش پایینی هر کاری میکنیم عبادت محسوب بشود نور داشته باشد به جای نار باید فوق عقل را فعالش بکنیم.@ روایت را بخوانم پس متن را درسیمان از این به بعد چی شد الان میخواهم حدیث را بخوانم که قرار است با هم کار بکنیم که برای بعد آماده باشید انشاءالله (اَحیِ قَلبِکَ بِالمَوعِظَه) دلت را زنده کن با موعظه یعنی موعظه برای انسان قدرت قلبی میآورد حیات میآورد ما به موعظه خیلی احتیاج داریم.@ بنده که الان دارم درس میدهم تلویزیون درس میدهم اینجا دارم درس میدهم هفتهای ده بیست جلسه درس میدهم بیشتر از این ساعتها خودم موعظه میشوم یعنی خودم بیشتر از این تعداد ساعتهایی که درس میدهم مینشینم پیش چند نفر از اساتید بزرگان موعظه میشوم خودم.@ این که امام صادق میفرمود به اصحابش که من را موعظه بکنید گفتند آقا ما بیاییم شما را موعظه کنیم حضرت فرمود اثری که در شنیدن هست در دانستن نیست انسان خودش نیاز دارد که همیشه موعظه بشود.@ اگر بگوید من استادم خودم استاد کلم خودم میفهمم من دیگر موعظه نمیخواهم این فاسد میشود خراب میشود خیلی خطرناک است انسان احتیاج به شنیدن و موعظه دارد.@ حیات دل انسان قدرتش از اینجاست که انسان یک چیزی بنشیند او را موعظه بکند موعظهپذیر باشد و در روایت داریم یک بخشی از عذابهای جهنم مخصوص کسانی هست که از موعظه خوششان نمیاید.@ انسان باید یک جا بنشیند کسی نصیحتش بکند همیشه یک کسی به او حرف بزند یک کسی موعظه بکند تا دلش آرام بشود زنده بشود (وَ اَمِتهُ بِزَهادَه) دارد فرمول میدهد که حالا میرسیم دانه دانه روی این فرمولها بمیران دلت را با زهد زهادت خیلی قشنگ است این روایت.@ (اَحیِ قَلبِکَ بِالمَوعِظَه) دلت را زنده کن با موعظه تذکر بله (وَ اَمِتهُ بِزَهادَه) بمیران دلت را با زهد پس چی شد میگوید زندهاش کن با موعظه بمیرانش با زهد بالاخره بکشیمش یا زندهاش بکنیم؟@ آفرین درود بر شما خیلی زیبا گفتند بخش فوق عقل را ما باید زنده کنیم بخشهای پایینی باید بمیرند یعنی هوس نکنند اگر کار عقلانی میخواهی بکنی بکن ولی به کسی هم فخر نفروش کار تجاری میخواهی بکنی بکن ولی فاسد نشوید خراب نشوید، فردا از دین خدا نیاندازدت.@ در روایت داریم آیه قرآن بود گفتیم اگر هشت چیز محبوبتر از سه چیز باشند شخص فاسد است دیگر قرآن دارد میگوید چه چیزها بود پدرها و مادرها بچهها پسرها فرزندان عشیره اموال تجارت و منزل مسکن اگر از این هشت تا از سه تا چیز از سه عشق، الله، اهل بیت، جهاد، محبوبتر باشند شخص حالت طبیعی دیگر ندارد.@ چرا حالت طبیعی ندارد؟ چون حالت طبیعی انسان بینهایتطلبی است انسان وقتی که این سه تا را رها کرد از جذ بینهایت میافتد میافتد سراغ جذب محدود وقتی محدود شد محدود دل را راضی آرام نمیکند دل را میشود فسق، فسق گفتیم یعنی چی؟خروج از حالت طبیعی دیگر طبیعی نیست شخص.@ در روایت داریم کسی که خمس نمیدهد زکات نمیدهد (لَیسَ بِمُؤمِنٍ وَ لا مُسلِمٍ) نه مؤمن است نه مسلمان یک کسی که نه خمس میدهد نه زکات کار میکند سال خمسی ندارد کارمند است سال خمسی ندارد تاجر است سال خمسی ندارد خمس نمیدهد (لَیسَ بِمُؤمِنٍ وَ لا مُسلِمٍ) مال اینجا درست نیست.@ این اموال، در راه خدا کسی انفاق نمیتواند بکند این قطعاً خدا را بیشتر دوست ندارد مالش را بیشتر دوست دارد این قدر مسئله مهم است اول میفرماید جهاد مالی بعد جهاد حالا گفتم جهاد مالی یادم افتاد عزیزان گفتند که راجع به جهاد مالی صحبت بکنیم چون آنجا اعلام کردیم اینجا هم اعلام بکنیم بعداً توضیح میدهم در موردش.@ (وَ الُْمجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ)اول مال بعد جان واقعاً مبارزه با مال جهاد مالی سختتر از جهاد با جان است هر کسی جگر این کار را ندارد.@ زن و بچه و کسان دیگر هم همینطور شما کربلا را نگاه کنید کربلا اگر آن جنایت ایجاد شد چون این هشت تا معشوق برای یاران عمر سعد از الله معصومین و جهاد بالاتر بود قرآن دارد به ما میگوید صریح میگوید پس این تعادلها را خیلی دقت بکنیم تناسبها را خیلی دقت بکنیم.@ (اَمِتهُ بِزَهادَه) معنایش را بعداً میگویم خیلی هم شیرین است این معنا (وَ قَوِّه) قویش کن با این خیلی قشنگ است که انشاءالله میخواهیم روی این هم خیلی صحبت بکنیم کار باید بکنیم (قَوِّه بالیَقین) دلت را با یقین قوی کن یعنی انسان وقتی میبیند قدرت دارد.@ کور که میشود یا شک که میکند تردید شک برای همین هم به همه عزیزان عرض کردم برادران و خواهران سؤالات دینیتان را نگه ندارید هیچ وقت در ذهنتان هیچ سؤالی را نگه ندارید اگر واقعاً نسبت به یک چیزی مطمئن نیستید در برنامههایتان بنویسید.@ جدول برنامه را برای همین دادم در اختیارتان بنویسید مثلاً آقا فرض بفرمایید من نسبت به خود خدا نسبت به رحمانیتش رحیمیتش عدالتش نسبت به پیغمبر نسبت به چهارده معصوم نسبت به قرآن اگر شک هست بنویسید زود.@ نگه دارید شیطان یک موقعهایی به شما میگوید که نکنید خوب نیست زشت است گناه دارد غلط هم هست میخواهد مخصوصاً این کثافت شک در دل آدم بماند تا نابود بکند آدم را تردیدهایتان را نگه ندارید زود در برنامه بنویسید آقا من واقعاً نسبت به این قضیه این خیلی قدرت است خودش آقا من واقعاً این قضیه برایم حل نشده میخواهم حل بشود.@ این را حلش کن با تردید بروی جلو به هیچ وجه به هیچ چیز نمیرسی الان وقت سؤالش نیست در برنامههایتان بدون یقین به هیچ جا نمیرسی آن چیزی که نجات میدهد انسان را (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) باید اول ایمان.@ ایمان یعنی اطمینان تا وقتی که شک داری بدرد نمیخورد تا وقتی که تردید داری دیگر نمیتوانی رشد بکنی اول ایمان محکم بکنیم خودمان را.@ خوب وقت تمام شد راجع به این جهاد مالی هم تذکر دادن من بگویم البته یکی دو بار اشارهای گفتم ولی چون اعلام کردیم آنجا جهاد مالی را در مؤسسه برای جلسات اینجا هم عزیزان گفتند بگوییم.@ قبلاً عرض کردیم ما الان در مؤسسهمان که تقریباً به صورت مستقیم در خارج از کشور حدد چهل پنجاه میلیون مخاطب داریم در ایران هم خیلی هستند.@ ما الان قادر به تأمین نیازهای مخاطبینمان برای آشنایی با امام زمان پدر آسمانی و خانواده آسمانیشان آشنایی با خودشان نداریم در فشاریم امسال که ماه محرم بود ما باید چند کتاب برای اهل بیت چاپ میکردیم به زبانهای مختلف.@ هر روز هم طلبههای ما الان صد و یک کشور را داریم درس میدهیم به آنها طلبههایشان میایند دفتر ما میگویند ما میخواهیم این کتاب را نوشتیم برای مردم کشور خودمان ولی پول نداریم این را چاپش کنیم هیچ کس هم از ما حامی ندارد راجع به اهل بیت است راجع به خداست راجع به اصول عقاید است.@ نه میتوانیم فیلم تولید کنیم نه میتوانیم کتاب تولید کنیم نه میتوانیم پشتیبانی مجله بکنیم نه میتوانیم پشتیبانی ماهوارهای از آنها بکنیم این یک مشکل.@ همایشی هم که ما در نظر گرفتیم برای امام زمان(ع) در این همایش قرار است ما حدود دویست مُبَلِغ خارجی را در کشورهای خودشان تربیت کنیم که روی مهدویت کار کنند بحثی که الان نیاز هست در دنیا حساب کردیم برقراری این همایش که در بلژیک انشاءالله قرار است برقرار بشود ما 350000 یورو نیاز داریم.@ هزینه خیلی سرسامآوری هست برای همین به عزیزان عرض کردم ما باید واقعاً جهاد مالی بکنیم هر کس هر چقدر میتواند کمک بکند اما کمک توان ما نیست آیهاش را خواندم برایتان خدا فرمود (لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها) وسع دارایی نیست.@ شما اگر بگویید من الان داراییم ممکن الان خیلی از شما نتوانید حتی بدهکار هم باشید این را نمیگویند وسع. وسع الان میگویی من ندارم چطور اگر الان به شما بگویند آقا مثلاً فرض بفرمایید که پنج میلیون تومان کمک کنید به فلان جا میگویید من والله ندارم من پانصد هزار تومان بیشتر نمیتوانم کمک بکنم.@ ولی اگر به تو بگویند یک خانه میخواهند به تو بدهند صد میلیون تومان میارزد اگر پنجاه تومان بدهی صد میلیون تومان میتوانی بفروشیش پنجاه میلیون را تو فراهم میکنیم این را میگویند از کجا توانستی فراهم بکنیم وسع وسع میگویند آقا سرطان است میگوید من میتوانم تهیه بکنم.@ ماشین میگویی ندارم بخرم ولی میگویی سرطان است باید این پول را تهیه بکنی بچهات میمیرد دویست میلیون تهیه میکنی هر طوری هست وسع یعنی این وسع یعنی فقط توان خودت و داراییهای خودت را در نظر نگیری.@ اگر پنج نفر ده نفر صد نفر میشناسی اینها همه بچههای امام حسین هستند بچههای امام زمان هستند ما همه بچههای یک پدر و مادر هستیم بچههای فاطمه زهرا هستیم من از اینکه برای مادرمان برای پدرمان گدایی بکنم افتخار میکنم خیلی افتخار میکنم.@ و جالب اینجاست که در روایت حضرت میفرماید کسی که خودش یک درهم میدهد اما ده درهم از دیگران میگیرد کمک میکند خداوند در نامه اعمالش مینویسد ده درهم نمینویسد یک درهم میگوید خودش یک درهم داده ولی نُه درهم دیگر انداخته برای خدا وسط در نامه عملش مینویسند ده درهم این ده درهم داده.@ بنابراین تلاشمان را بکنیم هر چقدر میتوانیم از خیرین از کسانی که امام زمان بالاخره اجازه نمیدهد پول هر کسی بیاید برایش مصرف بشود این را شما بدانید.@ ولی آن کسی که اجازه میدهد معلوم میشود یا نه شما حرص و جوش نزنید فقط ما وظیفهمان گفتن و تبلیغ است و الا این که کی داد کی نداد اصلا نه کسی را تحت فشار قرار بدهید اگر امام زمان اجازه بدهد حتماً این کار میشود.@ ندهم نمیشود هر کسی لیاقت دارد این اتفاق خواهد افتاد انشاءالله ما هم وظیفهمان هست که اینکار را بکنیم ما بالاخره آنجا در آن جلسات جهادت مالی اعلام کردیم گفتیم که هر کس میتواند بکند خودش بکند نمیتواند از دیگران هم چکار بکند کسانی هستند که اهل هستند میتوانند آشنا هستند.@ که ما بتوانیم انشاءالله هم یک سازکار مهم برای اداره یک مؤسسه بینالمللی انشاءالله بتوانیم درست بکنیم که بالاخره اینقدر فشار، خیلی فشار روی ما هست ما هم واقعاً شرمنده هستیم.@ احساس یک مرد یک زن یک پدر من واقعاً همیشه احساس میکنم همه اینها بچههای خودم هستند همه مردم بچههای اهل بیت هستند بچههای ما هستند واقعاً خیلی سخت است شما شب بروی خانه نان نداشته باشی به بچههایت بدهی.@ من وقتی یک کسی میاید میگوید مثلاً الان فرض بفرمایید فلان ایالت در آمریکا در اروپا در پاکستان در هند که به قول مقام معظم رهبری فرمود امید آینده تشیع هست در اینها نمیتوانیم الان جوابگو باشیم در این همه تهاجم فرهنگی واقعاً خودم شب خوابم نمیبرد سختم هست خیلی سختم هست اذیت میشوم.@ مثل یک پدری که شب میاید خانه بچههایش همه گرسنه هستند و نمیتواند سیرشان بکند خیلی سخت است این کار، به هر حال همه تلاش بکنیم بتوانیم انشاءالله در این موقعیت حساس که در دنیا دارند تبلیغ علیه ما این همه فیلم این همه برنامه دارند علیه امام زمان کار میکنند علیه اسلام دارند کار میکنند بتوانیم انشاءالله آن اسلام ناب به مردم معرفی بکنیم.@ و به قول خود امام رضا(ع) فرمود هر کس واقعاً ما را بشناسد حتماً به ما ایمان میاورد و تابع ما میشود ما باید اسلام ناب را انشاءالله به دنیا معرفی بکنیم برنامههای تلویزیونی ما هم تبدیل شده به آن بحثهایی که راجع به جلسات تربیتی اهل بیت هست برای کسانی که معلم و مربی هستند بخصوص لازم است.@ برای خانوادهها هم همینطور و همینطور پیامهای عاشورا این برنامههایی که ما در تلویزیون داشتیم شبکههای مختلف این را آماده کردند آوردنداینجا هر کس خواست اینها را حتماً بگیرد مطالعه بکند.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@