اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره اصلاح قلب بود خصوصیتهای صالحین را عرض کردیم که شخص صالح در پی اصلاح همه موارد در زندگی خودش هست یکی اینکه قلب خودش را صفا میدهد این را توضیح دادیم عملش را اصلاح میکند(وَ یُصلِحُ کَسبَه) کسب و کارش را لقمهای که میخورد درآمدش را مکتسبیات حسی خیالی وهمیش را اصلاح میکند که از طریق حس چیزهایی را که نباید دریافت بکند دریافت نکند.@ چون گفتیم انسان در گرو چیزی هست که کسب میکند و گرو میرود وقتی که یک چیزی را کسب میکند جانش به گرو میرود جانش گروگان چیزهایی میشود که کسب میکند چه از طریق خیال چه از طریق وهم و چه از طریق عقل و همچنین از طریق فوق عقل چه خوب چه بد انسان هر چه که کسب بکند جانش در گرو آن هست.@ اگر چیزهای حرام کسب بکند جانش به گرو جهنم و مارها و عقربهای جهنم میشود و اگر چیزهای پاک کسب بکند جانش در گرو بهشت هست و خداوند تبارک و تعالی جانش در گرو معشوقهایش هست.@ (یُصلِحُ کَسبَه وَ یُصلِحُ اُمُورَهُ کُلَّها) شخص صالح همه کارهایش را اصلاح میکند یعنی در واقع چون به تولد به عالم ملکوت فکر میکند منتظر تولد به عالم ملکوت هست باید خودش را برای آن عالم آماده بکند لذا به اصلاح خودش و اصلاح کارهایش واقعاً فکر میکند همه چیز را درست بکند چه از ظاهر شروع بشود تا باطن.@ ظاهرش را اصلاح بکند سازگار با بهشت تا حسش را خیالش را وهمش را عقلانیاتش را و روابط فوق عقلانیش را با خداوند تبارک و تعالی یک شخصی هست که دغدغه دارد همانطور که عرض کردم(شُغِلَ مَنِ الجَنَّۀُ وَ النّارُ اَمامَه) آن کسی که بهشت سر راهش هست آدم مشغولی هست یعنی آدم بیکاری نیست یک آدمی هست که وقت تلفکن و بیکار باشد یک آدم اینطوری نیست.@ یک آدمی هست که برنامهدار هست شب و روز کار دارد و فعالیت دارد یک آدمی که حالا مثلاً فکر کرده آمده به این دنیا زن بگیرد شوهر بکند یک صبح و شبش را تمامش را در این چیزها بگذراند بعد هم یک عالم وقت بیکاری داشته باشد.@ من گاهی وقتها بعضی از افراد را میبینم که حالا از این تلویزیون دیجیتالیها هم که آمده صبح تا شب نشستند پای تلویزیون کانال عوض میکنند این فیلم را میبینند آن سریال را میبینند این کارتون را میبینند آن را میبینند ساعتها مینشینند جدول حل میکنند داستان میخوانند انگار وقتشان را از سر راه آوردند و انگار که اصلاً هیچ مسئولیتی نسبت به این وقتی که دارند صرف میکنند ندارند.@ خیلی بیکار در مقابل یک عده که دائماً شب و روز مشغول فعالیت و کار هستند و مثل یک جنین در رحم مادر 24 ساعت در حال شدن هست تمام کارهایش را یک طوری تنظیم کرده که بشود اگر شوهرداری میکند اگر زنداری میکند اگر بچهداری میکند اگر کار میکند همه به شدن تبدیل میشود نه به عقبگرد.@ این خیلی مهم است که انسان نوع روابطش را با اشیاء و کارهای بیرونی یک طوری تنظیم بکند که منجر به شدن بشود منجر به تحول به سمت ابدیت و ملکوت بشود نه اینکه اعصابش را خورد بکند کثیفش بکند آلودهاش بکند خستهاش بکند عصبیش بکند پرخاشگرش بکند.@ این نشان میدهد که اصلاً برای خودش برنامه ندارد که از همین کارهایی که همه میکنند او هم میتواند بکند و باید هم انجام بدهد ولی او میتواند از این کارهای کسی که صالح هست از همه کارها صلاح در بیاورد درستی در بیاورد شدن در بیاورد این سر کار که میرود و برمیگردد نورانی است.@ یک خانمی که به صلاح افتاده ظرف که میشوید رخت که میشوید بچهداری که میکند شوهرداری که میکند غذا دارد درست میکند مثل زمانی است که سر سجاده است یعنی همان موقع هم که دارد غذا درست میکند این دارد نورانی میشود یعنی دائماً دارد حس میگیرد چون عبادت است.@ وقتی خداوند میفرماید اگر یک خانمی در خانه یک ظرفی را جابجا بکند چقدر ثواب دارد یعنی مشغول عبادت است یک کار عادی و معمولی نیست بچه شیر دادن کار عادی و معمولی نیست غذا درست کردن کار کردن اینها کارهای آخرتساز است مثل موقعی هست که انسان سر سجاده است مثل موقعی هست که در کربلا است مثل موقعی هست که در مکه است هیچ فرقی نمیکند.@ یک نفر عرضه دارد از تمام حالاتش عبادت درست میکند کارها، جلسات، تلاشهایی که دارد میکند اقتصادی اجتماعی سیاسی تجاری خانوادگی شوخیهایش، تفریحاتش، مسافرتش در همه حال در سجاده است خوشا آنان که دائم در نمازند این دائم در تمام کارهایش در نماز هست در همه کارهایش در عبادت است یک نزدیکی است یک قرب است.@ یک کسی میبینی نه نمازش هم از خدا دورش میکند یعنی اینقدر بیعرضه است اینقدر بیتوجه به حقیقت خودش هست که همین نماز و روزهاش هم او را از خدا دور میکند چه برسد بقیه کارهایش، پس این مهم هست که ما بیفتیم به مسیر مثل یک جنینی که درست در رحم قرار گرفته و دارد مسیر طبیعی تولد را طی میکند.@ تا اینکه یک جنینی در رحم مادر هست بزرگ هم دارد میشود اما ساخته نمیشود فقط دارد بزرگ میشود یعنی مدام دارد وزر و وبال جمع میکند پس فرد صالح برایش این مهم است که هر کاری میکند در عبودیت باشد عبد خداوند باشد هر کاری میکند در سجاده باشد.@ هر کاری میکند انتهای کار برایش یک نورانیتی کسب بشود برایش یک روشنایی یک شباهت یک تحول و یک شدن یک اسم از اسمهای خدا را بتواند دریافت بکند در هر کاری بتواند اسمگیری بکند این تنظیم میخواهد این دقت میخواهد این مراقبت میخواهد این برنامهریزی میخواهد این باید خودمان برای خودمان مهم باشیم که بخواهیم این کار را بکنیم.@ یک کسی که ورزشکار هست تمام کارهایش تحت تأثیر ورزشش هست غذا خوردنش که چه چیزی بخورد و چه چیزی نخورد استادش برایش تصمیم میگیرد چه موقع خانه برود و چه موقع نرود.@ میگوید الان 20 روز اردو داریم باید بیایید بروید 20 روز خارج کشور داخل کشور یک جا باید اردو بروید این اصلاً دست خودش نیست زن و فرزندش هم نمیتوانند به او بگویند تو حق نداری بروی کارش این هست این الان باید اردو برود این همه چیزش تابع آن سبک زندگی هست که میخواهد انتخاب بکند آن کمالی هست که میخواهد کسب بکند.@ وقتی یک نفر قرار است شبیه خداوند تبارک و تعالی بشود مَثَل الله بشود باید همه چیزش را تابع این شدنش بکند صالح شدن لذا حضرت اول میگوید قلبش را درست میکند واقعاً قلب همه چیز است بعد میگوید عملش را درست میکند عمل هم همه چیز است بعد میفرماید کسبش را درست میکند بعد آخر میگوید همه چیزش را درست میکند.@ (وَ یُصلِحُ اُمُورَهُ کُلَّها) همه کارهایش را درست میکند فرد صالح دنبال این هست که روابطش را با پدر و مادر، آن پنجاه تا سؤال قیامت که بالاخره سؤالات قیامتی هست این سعی میکند همه چیزش را درست بکند نمازش را درست میکند روزهاش را درست میکند خمسش را درست میکند جهادش درست باشد حس جهادش درست باشد ارتباطش با ولی الله با امام زمان درست باشد.@ برای همه بخشهای وجودیش سعی میکند آن را درست انجام بدهد همه چیزش رعایت شده باشد همه چیزش میزان باشد مثل خانم خانهدار با سلیقهای که مهمان دارد سعی میکند همه چیز در خانه سر جای خودش باشد غذایش هم همه چیزش تنظیم شده باشد سفرهاش همه چیزش تنظیم شده باشد یک سفرهآرایی خوب انجام بدهد مبلمان منزل، میوهها، پذیرایی همه چیز را سعی میکند درست انجام بدهد.@ این هم همینطور یک کسی که صالح هست سعی میکند همه کارهایش را درست بکند مینشیند برایش فکر میکند دغدغه دارد واقعاً برای همه بخشهای وجودیش، یک کسی که دغدغه ندارد میبینی مثلاً 50 سالش شده هنوز اژدهای حسادت ولش نکرده این وقتی در قبر برود گرفتاری دارد.@ میبینی هنوز زودرنجی و حساسیت دست از سرش برنداشته هنوز مزاحم دیگران شدن، فضولی کردن، غیبت هنوز گرفتارش هست 50 سالش هست 60 سالش هست میبینی هنوز هیچ چیز درست نشده هیچ چیز سر جای خودش نیست چون اصلاً به فکر خودش نیست همین فقط زندگی کرده فقط مثل اینکه در رحم بزرگ شده.@ ما خیلی وقتها در رحم دنیا فقط بزرگ شدیم یعنی سنمان بالا رفته اما وقتی در برزخ میرویم میبینیم که خیلی چیزهایمان شبیه برزخ نیست به درد بهشت نمیخورد زائد است اضافه است برداشتیم آوردیم یا کمبود هست با خودمان آوردیم این خوب نیست.@ پس این دغدغه خیلی مهم است که آدم یک فهرستی از کارهایی که باید بکند را داشته باشد بگوید خیلی کار دارم بیکار نیستم که هر کس بتواند وقت من را بگیرد هر چیز بتواند وقت من را بگیرد صبح تا شب بنشینم روزنامه بخوانم مجله بخوانم فیلم نگاه بکنم سریال ببینم در بازار قدم بزنم خیابان بروم اینطور نیست.@ اگر هم قرار است در خیابان برود یک طوری میرود که آن خیابان رفتنش عبادت است باید برود به عنوان یک عبادت میرود اگر قرار است بازار هم برود بازار رفتنش هم عبادت است اگر قرار است تلویزیون نگاه بکند تلویزیون نگاه کردنش عبادت است به موقع هست همه چیزش سر جای خودش است فهرستی از کارها دارد.@ وقتی میگویند قیامت از پنجاه تا چیز سؤال میکنند هر هزار سال یک سؤال یک کسی که واقعاً خودش برای خودش جدی است این حتماً میرود اول سؤالات را به دست میاورد که سؤالات چه چیزهایی هست من باید چه چیزهایی را آماده بکنم.@ این رساله حقوق را حداقل یکبار انسان مطالعه بکند حقوق امام سجاد(ع) که این پنجاه تا حقی که نوشته را آدم بلد باشد ما نسبت به چه چیزهایی بدهکاری داریم چه چیزهایی از ما باید درست بشود دانه دانه بنشینیم اینها را انجام بدهیم و الا ما خیلی وقتها چیزهایمان را رها میکنیم بخشهایی که باید در قلبمان درست بشود رها میکنیم بعد مدام مطالعهمان را زیاد میکنیم.@ الان لیسانس گرفته شهوت فوق لیسانس دارد فوق لیسانس دارد شهوت دکترا دارد دکترا دارد شهوت یک درجه بالاتر دارد شهوت استادی دارد شهوت زبان دارد شهوت کامپیوتر دارد خیلی چیزهای دیگر مانده الان کارهای واجب روی زمین مانده اینهایی که الان واجب هست اول درست بکن.@ برای همین کمالات عرض کردیم نسبی هست یعنی برای یک کسی یک درجهای از کمال خوب است و برای یک کسی همان درجه از کمال بد است یک کسی یک مقداریی از مال برایش خوب است بقیه را میتواند به قلبش بپردازد بیشتر از آن سراغ مال برود از قلبش غافل میشود آن مقدار مال وبال گردن میشود فتنه میشود.@ همانطور که قرآن فرمود(أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ) بچهها تا یک مقدار خوب است انسان به آنها برسد با آنها رابطه را باید تنظیم بکند اگر یک مقدار بیشتر انسان گرفتار فرزندش بشود و تمام زندگیش را روحش را تمام چیزش را روی فرزندش بگذارد محبت بیش از حد از این فرزندسالاری که الان در خانوادههای ما خیلی زیاد هست میبینید که انسان از آخرت خودش میماند بچه را هم خراب میکند.@ بچه نباید بیش از یک حدی محبت جذب بکند از یک حدی بیشتر مثل قند و چربی و نمک اضافه است بیشتر از یک حد جذب بکند بچه هم فاسد میشود باید یک جاهایی جذب نداشته باشد برای بچه توقف حاصل بکنیم فتنه میشود.@ لذا شما نگاه کنید قرآن کریم وقتی به مسئله مال میپردازد میفرماید که برای شما نوشته شده که(إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ) نمیگوید اگر کسی مال گذاشت وصیت به او واجب است میگوید اگر خیری گذاشت قرآن مال را خیر میداند میگوید مال خیر است چیز خوبی است.@ هر کس خیر گذاشت حالا وصیت بکند یعنی مال باید تربیت شده باشد مال حرام به آن وصیت تعلق نمیگیرد نمیگوید اگر کسی مال گذاشت چون خیلی مالها هست که میماند اما به آن وصیت تعلق نمیگیرد اصلاً نمیتواند وصیت بکند چون مال خودش نیست دزدیده اضافه کرده.@ اختلاس کرده خمس نداده مهریه همسرش بوده هنوز نپرداخته اینها همه بدهکاری است حرام است مهریه زنش را نداده حقهای دیگر را خارج نکرده حق فقرا و یتیمان از اموالش خارج نشده چون قرآن میگوید اینها حق مسلم در اموال ما دارند ایتام فقرا حق امام زمان را نداده این مال خیر نیست.@ وقتی میگوید خیر یعنی اگر مال خیر دارید حالا وصیت بکنید مالتان پاک است اگر پاک است حالا وصیت بکنید چون اگر خیر نباشد اصلاً وصیت به آن تعلق نمیگیرد اصلاً وصیت نمیخواهد چون مال تو نیست یک مقدارش مهریه همسرت هست یک مقدار خمس بوده نپرداختی.@ یک مقدار حقهای دیگران بوده نپرداختی یک مقدار انفاقات واجب بوده نپرداختی حقالناس در مالت بوده اینها اصلاً به تو ربطی ندارد اصلاً وصیت بکنی یا نکنی مال تو نیست هر چیزی که ما خوشمان بیاید خیر نیست هر چیزی که جامعه بپسندد خیر نیست هر چیزی که جامعه برایش بهبه و چهچهه بکند خیر نیست خیر یعنی آن چیزی که منجر بشود من سالم متولد بشوم به آخرت.@ من دلم با خدا در صلاح باشد من عشقم به غیب حفظ بشود علاقهام به غیب حفظ بشود ارتباطم با غیب با امام زمان برقرار باشد این خیلی مهم است ارتباطم با ملائکۀ الله برقرار باشد وقتی که قرار است من اضافهتر درس اضافه کار اضافه پول اضافه تفریح اضافه سفر اضافه مطالعات اضافه کار سیاسی اضافه کار اقتصادی اضافه همه شر است چون اضافهها به درد من نمیخورد.@ چشم خوب است یا نه؟ جنین در رحم مادر چشم تهیه بکند خوب است یا نه؟ لازم هست یا نه؟ خوب است یا نه؟ حالا الان سه تا چشم بیاورد بهتر نیست؟! بد میشود اضافه بدرد نمیخورد دست خوب است پا خوب است اما اضافه به درد نمیخورد انگشت خوب است اما اضافه به درد نمیخورد.@ لذا همین آیهای که الان خواندیم(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ) فخرفروشی چیزی که باعث فخر میشود به درد نمیخورد اضافه چیزی که تو با آن فخر میفروشی مالت هست چادرت هست انگشترت هست ساعتت هست دستبند است النگو هست اتومبیل است همسر است بچه است هیچ کدام به درد نمیخورد.@ یک کسی که اینها را برای فخرفروشی میخواهد جهنم میشود دیگر اینها خیر نیست مدرک تحصیلی است خیر نیست چون تو را از غیب و صفا میاندازد از آسمان میاندازد از امام زمان محرومت میکند به چه درد میخورد هیچ فایده ندارد پس ببینید تفاخر و تکاثر، مال خیلی خوب است به شرط اینکه من را تا آخرت ببرد به درد آخرتسازیم بخورد اگر نمیخورد(تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ) میشود.@ قرآن میگوید مال خوب است اما تکاثر خوب نیست خیرش خوب است اضافهاش به درد نمیخورد تکاثر نکنید این دیگر به درد نمیخورد سواد خوب است تحصیلات و معلومات خوب است اما تکاثر نداشته باشید مقداری که بتواند شما را تا بهشت ببرد نه اینکه آدم علمباز و سوادباز بشود این اصلاً فایده ندارد.@ یک عالم کار عملی دارد باید انجام بدهد میبینی که وقت ندارد، الان ماشینسواری خوب است یا خوب نیست؟ خوب است حالا یک کسی ماشینسوار و ماشینباز بشود یعنی خوشش بیاید مدام در خیابان رانندگی بکند میگوید این ماشین را بخر خوب است ولی وقتی کار داری سوار آن بشو بگوید نه من خیلی خوشم میاید که بروم سوار ماشین بشوم در این خیابانها ویراژ بدهم بروم دیگر این خیر نیست.@ غذا یک حدی خیر است همسر یک حدی خیر است بچهها یک حدی خیر است کار سیاسی اجتماعی یک حدی خیر است از یک حدی که بگذرد شر میشود دیگر اصلاً به درد من نمیخورد این اصلاح امور یعنی این یعنی من روابطم را با اشیاء به گونهای تنظیم میکنم که من را از اصولم نیندازند.@ من را از آخرت از ابدیت از آسمان نیندارد نه حدیثباز میشوم نه استادباز میشوم نه قرآنباز میشوم نه اسلامباز میشوم نه هیئتباز میشوم دیدید بعضیها مدام زیادهروی میکنند اصلش برایشان مهم است که این کار را انجام بدهند حالا خدا بخواهد یا نخواهد برایشان مهم نیست.@ کاروانباز میشوند صبح تا شب کاروان برمیدار میبرد مکه مدینه کربلا سوریه، بعد میبینی اعضای خانوادهاش کلی خلأ عاطفی دارند این آقا مدام مکه و مدینه میرود گفتم یکی از آنها میگفت من اینقدر مکه و مدینه رفتم که دیگر حالم به هم میخورد از مکه و مدینه، این برای پول میرود برای شدن نیست مکه و مدینه زیادی خیر نیست شر است.@ پس اصلاح امور یعنی من خودم را متعادل بکنم یعنی مثل یک بدن و هیکل کامل که همه چیزش متعادل است من باید همه چیزم را متعادل بکنم من باید این 50 تا حق را یاد بگیرم ببینم که باید الان به کجا برسم وقت روی چه بخشی بگذارم کدام بخش را باید تراش بدهم.@ شما الان یک جایی از بدنتان مریض میشود وقتی یک کار دیگری دارید میگویید آقا من الان نمیرسم باید بروم مریضیم را خوب بکنم پایم درد میکند نمیتوانی بگویی آقا پا میخواهی چکار قلبت سالم است پا نمیخواهد پا هم یک بخشی هست برای خودش.@ سلامت یک امر مجموعی است یک امر کلی است یک امر سِعی هست باید همه چیز کنار هم جمع بشود تا یک سلامت ایجاد بشود لذا وقتی برای یک نفر نماز خیلی خوب است برای یک نفر خیلی بد است.@ برای یک نفر قرآن خواندن خیلی ممکن است خوب باشد نه اینکه اصل قرآن، اصل قرآن که حضرت فرمود حداقل واجب است 50 آیه در روز بخوانید تدبر در آن بکنید آن هیچی ولی یک موقع میبینی یک کسی نباید اینقدر بخواند این الان باید به مادرش برسد به شوهرش برسد به فرزندش برسد باید یک کار دیگر بکند.@ ببینیم ما چه چیزی برایمان لازم است من چه چیزی برایم لازم است این که میگوید کارهایش را اصلاح میکند یعنی این، مال اضافهاش نباید برای من بماند بماند بدبختم میکند زود بفرست برود آخرت، هیچی از آن را نگه ندار.@ قرآن میفرماید وقتی یک نفر به شما بدهکار است(فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ) به او وقت بدهید فشار نیاور وقتی دیدی نمیتواند(وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ) تو مگر نمیخواهی پولت را بگیری مگر نمیخواهی برایت بهتر بشود قرضات را ببخش به نفع تو هست تو با این پول میخواستی چکار بکنی به من خدا دادی مگر قرآن نمیگوید اگر قرضالحسنه بدهید به خدا دادید.@ (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) تو به خدا دادی حالا بده ولش کن بگو خدایا نمیخواهم چه اتفاقی میافتد؟ با این پول قرار بود چکار کنی؟ من قرار بود با این پول مثلاً یک چیزی از امور دنیاییم را اصلاح بکنم، مگر آخرت هم این چیزها را لازم نداری؟ آخرت هم کاخ میخواهی هر چیزی که در دنیا میخواهی میلیاردها برابرش در آخرت نیاز تو است پس آخرت رفت خیر شد.@ این خیلی خوب است یک النگو و دستبند و گردنبند و پول و پسانداز داشتم یک ارث به دستم رسیده بود همه رفت در آخرت ماندگار شد برای من دیگر، کسی هم دستش به آن نمیرسد خیلی خوب شد خیر است حالا میخواست اینجا بماند مثل بقیه میخواستم خرجش بکنم که اصلاً معلوم نیست درست است غلط است، رفت، خیر است.@ پس همه چیز را اصلاح بکنیم یعنی ببینیم بالاخره ما روابطمان را با همه بخشهای وجودیمان درست میکنیم دنبال این حقوق بگردیم ببینیم که بالاخره ما به حقوق خودمان رسیدگی میکنیم نمیکنیم چکار باید بکنیم آن موقع که به گردن ما واجب است از ما از آن سؤال میکنند.@ علی(ع) میفرماید منفورترین آدم پیش خدا کسی هست که دنبال کارهایی میرود که به او واجب نیست(کَأَنَّهُ ما عَمِلَ لَهُ واجِبٌ عَلَیه) اینقدر دنبال بعضی از کارها میگذارد وقت میگذارد برای بعضی از کارها که انگار واجب است به او که این کار را انجام بدهد(وَ کَأَنَّهُ ما وَنی فیه ساقِطٌ عَنه) انگار آن کارهایی که در آن تنبلی میکند در این کارها بیحوصله است انگار که بر او واجب نشده.@ اصلاً انگار نه انگار که ما یک عالم کارهای زمین مانده داریم این پنجاه تا حق را بخوانیم سؤالات قیامت را بخوانیم ببینیم کارهای زمین مانده داریم یا نداریم وقتی نمانده. سه هفته پیش یکی از عزیزانی که جوان هم بود در همین کلاس هم بود یک آقایی که چهل و خوردهای سال با چند تا بچه کوچک سکته کرد و رحمت خدا رفت.@ یک خانمی که کارت عروسیش را هم پخش کرده یعنی تالارش را هم گرفته همین عید غدیر قرار است عروسیش باشد الان در بیمارستان است سرطان گرفته تمام بدنش پر از تومور، رفت در شیمیدرمانی دکتر هم میگوید اینقدر هم این پیشرفته هست که نگو.@ دنیا برای این هست که ما به دست بیاوریم و از دست بدهیم(لِدُّوا لِلمَوت وَ ابنُوا لِلخَراب) بزایید برای مردن و بسازید برای خراب شدن، کسی که دل میبندد دیوانه است کسی که دل میبندد عاقل نیست الان عروسی من هم هست عید غدیر عروسی میکنیم میرویم یک جا ماه عسل بعد میرویم یواش یواش زمینه بچهدار شدن را فراهم کنیم.@ از این خبرها نیست بفرمایید بروید برزخ، یک عروس و داماد هم هفته پیش ماه عسل رفتند دریا به برزخ رفتند ما اصلاً وقتی نداریم یکی از مهمترین سؤالات قیامت امام زمان است یک کسی باید فکر بکند من راجع به امام زمان الان دارم چکار میکنم وقتی میگویم یکی از این سؤالات یعنی شما از این 50 تا سؤال 49 تا را رد بکنی این یکی را رد نکنی گرفتار هستی.@ مهمترین سؤال قیامت سؤال از رابطه تو با امام زمانت هست تو الان روابطت با امام زمان در چه مقطعی هست الان چطوری هست این روابط در چه سطحی هست به خدمت رسیدی به تلاش رسیدی به چادرش رسیدی سربازیش را داری میکنی الان در زندگیت داری چکار میکنی؟.@ پدر و مادر یکی از سؤالات مهم قیامت است صله ارحام فرمود بوی بهشت از 500 سال راه میرسد کسی که صله ارحام نمیکند قاطع رحم اصلاً بوی بهشت را استشمام نمیکند کسی که با فک و فامیلش رابطهاش قطع است.@ حضرت فرمود ما مهمترین رحم شما هستیم مهمترین رحمی که روز قیامت از آن سؤال میکنند امام زمان است تو از صبح بلند میشوی تا شب بالاخره چه چیزی از تو به امام زمان میرسد این همه کارهای زمین مانده ما داریم باید کارهای زمین ماندهمان را انجام بدهیم.@ میگوید من بیکار هستم رفتم کلاس سرمهدوزی، مرواریدبافی، گلسازی، گلدوزی، سفرهآرایی واقعاً خیلی خوش به حالت هست، نه اینکه اینها بد است یک کسی میبینی اینها برایش خوب است ممکن است برایش عبادت هم باشد به کارهای دیگرش خوب رسیده.@ حوصلهام سر رفت گفتم یک کلاس زبان بروم حوصلهام سر رفت بروم یک کلاس کامپیوتر حوصلهام سر رفت گفتم یک رشته دیگر هم بخوانم حالا که این را خواندم بروم باستانشناسی بخوانم تو آخرتشناسی لازم داری تو خداشناسی لازم داری تو معرفتالله لازم داری تو معرفت نفس لازم داری باستانشناسی به چه درد تو میخورد رفتی باستانشناسی.@ یک موقع هست میگویی من رشته درسی و علمی هست دارم از آن حقوق در میاورم همان باستانشناسی هم سجاده توست عبادت است خوب است اما آیا ما آن چیزهایی که باید بشناسیم واقعاً وقت گذاشتیم روی آنها، آنها را شناختیم یعنی من معرفتالله کار کردم الله را میشناسم اسماءالله را میشناسم ولایت را میشناسم.@ من اصلاً یک جلد کتاب راجع به امام سجاد مطالعه کردم میبینی راجع به سعدی خوانده حافظ خوانده خیام خوانده شکسپیر خوانده یک عالم نمایشنامه خوانده فیلم خوانده فیلمنامه خوانده روزنامه خوانده قصه خوانده وقت میگذارد مینشیند پای تلویزیون یک عالم افسانه میبیند.@ بعد میگویی آقا راجع به این پدران خودت این 13 تا پدرت حضرت زهرا مادرت چیزی میدانی، یک جلد کتاب راجع به مادرت خواندی؟ بگویی من راجع به مادرم فاطمه زهرا یک جلد کتاب خواندم با شیوه زندگی مادرم آشنا هستم.@ ما مدام داریم به خودمان دروغ میگوییم تمام اینها مال این هست که ما واقعاً آخرت را باور نکردیم ما واقعاً خودمان را باور نکردیم که جاودانه هستیم هنوز نیازهای خودمان را باور نکردیم هنوز اینکه ما باید متعادل باشیم نسبت به ساختار آخرت و ملکوت هنوز واقعاً این باورمان نشد.@ لذا همیشه با سستی با شلی، با تنبلی، بهانهگیری یک چیزهای اینطوری، دنبال یک بهانه میگیردیم که یک کار را ول کنیم دنبال یک بهانه میگردیم که شل بشویم با شهوت میگردیم دنبال بهانه، از یک چیزی ایراد بگیریم بعد بگوییم حالا که اینطوری هست ما هم همینطوری، این آدم چرا اینطوری کرد این آقا چرا آنطوری کرد پس ما هم بیخیال.@ آخرت چیزی نیست که آدم به آن بگوید بیخیال، دارد میرود محل کارش صاحب کارش به او فحش میدهد تحقیرش میکند باز میایستد کار میکند، پس چرا به تو برنمیخورد؟ میگوید من پول لازم دارم شرائط کاریم یک طوری هست که باید بایستم فحش بدبختی بیچارگی تحقیر از همه چیز میزند چون میگوید پول لازم است پول برای زندگی لازم است عیب ندارد به هر غلطی شد پول را به دست بیاورم.@ تو آخرت هم لازم داری آخرت زندگی لازم داری این را باور نکردی که دنبال هر بهانهای میگردی کفشش را تو حرم میبرند میگوید دیگر حرم نمیایم سر کلاس یک نفر یک طوری رفتار میکند این ناراحت میشود میگوید دیگر کلاس را نمیایم دنبال یک بهانه فقط میگردد.@ خداوند طبق ربوبیتش یک کاری با این میکند که این یک ذخیره آخرتی داشته باشد این از خدا قهر میکند خدا یک چیزی از این میگیرد میبرد در بهشت برایش میگذارد سرمایهگذاری میکند این ناراحت میشود.@ خدایا چرا این را از من کَندی چرا این از من جدا شد؟ دیگر من نماز نمیخوانم من میخواستم که تو بروی آنجا آخرتت را هم من دارم میبینم ما مدام بچهبازی میکنیم چون خودمان را نمیشناسیم خودمان را باور نکردیم.@ (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) راست میگویی؟ اگر خدا یکبار سر نماز صدایش بلند بشود بگوید راست میگویی، ما چه بگوییم؟ یک فرشته بیاید بگوید تو چه میگویی(صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) میخواهی راه آنها را میخواهی بروی؟ نه شوخی کردیم ما اصلاً این کاره نیستیم.@ نه همین ورزشکار کافی است همین هنرپیشه کافی است الان سبک زندگیم را با اینها تنظیم کردم از روی ماهواره دارم سبک زندگی میگیرم شبها مینشینم ماهواره نگاه میکنم میبینم بقیه چطور زندگی میکنند ما هم همانطور زندگی میکنیم پس چه میگویی 30 سال است داری پچپچ میکنی من میخواهم ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که تو به آنها نعمت دادی.@ اینها انبیاء و صدیقین و شهدا و پایین درجه آنها هم صالحین هستند پایین درجه که میگویم آخر است و الا پیغمبر خدا میگوید(وَ اَلحِقنی بِالصالِحین) پیغمبر خدا میگوید من را به صالحین ملحق کن.@ راست میگویی اگر اینطوری هست پس سبک زندگیت الان دارد یک چیز دیگر را میگوید الان کار اقتصادیت کار سیاسیت بچهداریت شوهرداریت تربیت فرزندانت اولویتبندی در زندگیت چیزهایی که به فرزندانت در زندگی یاد دادی که آنها به چه چیزهایی اهمیت بدهند اصلاً تو داری دروغ میگویی.@ ما پنج تا بُعد داریم گفتیم در رابطه با تربیت چه خودمان چه فرزندانمان سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق، دین، الان در تربیتها خانوادهها فقط به این دو تا میرسند اینکه فرزندمان سالم باشد خوب بخورد اینقدر بچهها در کشور ما خوردند که بالای 90% زیر 20 سال اضافه وزن دارند.@ ولی این سه تا چی؟ ما فرزندانمان را یاد دادیم بچهها روی اخلاقتان کار کنید اصلاً برایشان کار کردیم برایشان مربی داریم کتاب برایشان داریم مجلس برایشان داریم استاد برایشان داریم خودمان برایشان کار میکنیم عقلانیتشان چی غیر از اخلاقشان، دینشان چی؟ ما اینها را به بچهها اولویت نمیدهیم.@ یعنی به بچه نمیگوییم باباجون تو رفتی دانشگاه من به تو تبریک میگویم قبول شدی رفتی دانشگاه، اما حواست باشد این سه تا قسمت نباید در دانشگاه آسیب ببیند اخلاق، عقل، دین، نباید آسیب ببیند رفت هر چه شد شد فقط دکتر مهندس بشود.@ پدر خوبی نشد نشد همسر خوبی نشد نشد عاطفه خوبی نداشت نداشت قدرت تربیتی، شوهرداری بلد نبود نبود فقط دکتر مهندس بشود خوب است سبک زندگی خیلی مهم است بیشتر از یکسال است ما داریم در بحث قلب بحث سبک را داریم مطرح میکنیم سبک زندگی باید با این صالحین و انبیاء و صدیقین و شهدا جور در بیاید.@ هر چیزی سبک میخواهد شما وقتی میخواهی کوه بروی نمیتوانی که کفش پاشنه بلند بپوشی کوه بروی لباس نازک بپوشی بگویی میخواهم کوه بروم کوه سرد است الان آن بالا برف هست وسیله میخواهد اکسیژن میخواهد سبک میخواهد آیین دارد دین دارد.@ پس ما باید سبک و آیینمان را تنظیم بکنیم اگر ما میخواهیم بهشت برویم بهشت سبک زندگی خاصی میخواهد(لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً) لغو با بهشت سازگاری ندارد تأثیم با بهشت سازگاری ندارد نسبتهای ناروا دادن سرزنش کردن متهم کردن بهانهگیری کردن زودرنجی و حساسیت اصلاً اینها با بهشت سازگاری ندارد.@ آدمهای زودرنج حساس آدمهای اینطوری اینها خیلی فشار قبر سراغشان میاید هر چقدر انسان به سلامت نزدیکتر میشود از بیماری دورتر میشود انسان هر چه به صلاح نزدیکتر میشود از معصیت دورتر میشود از گناه دورتر میشود چه گناههای حسی، خیالی، وهمی، عقلانی و چه گناهانی که در حیطه ارتباط با خداوند ممکن است از انسان سر بزند.@ (لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً) تأثیم یعنی چی؟ اثم یعنی گناه، چرا گناه میگویند؟ ذنب نیست ذنب یعنی گناه، میدانید چرا به اثم اثم میگویند؟ اثم یعنی تأخیر، عقب ماندن، برای این به آن اثم میگویند یعنی یک قسمت کار که باید با سرعت میرفتی اشتباهی رفتی عقب میافتی باید برگردی دوباره درستش بکنی معطل میشوی.@ اثم یعنی مدام عقب میافتی یک کسی باید مسیری را طی بکند برود مدام وسطش زمین میخورد اشتباهی میرود عجله هم دارد خودش را برساند اتفاقاً همین عجله نشناختن مسیر باعث میشود که اشتباه بکنیم مدام عقب میافتد معطلی اینطوری است.@ اینقدر عجله دارد میبینی بلیط هواپیما را جا گذاشته رفته فرودگاه در هواپیما میبیند که بلیط ندارد اصلاً بلیط را نیاورده اثم یعنی این، آنوقت تأثیم چه میشود باب تفعیل است یعنی به گناه انداختن معطل کردن دیگران.@ ببینید چقدر پدر مادرها فرزندانشان را معطل میکنند چقدر بچهها پدر مادرشان را معطل میکنند چقدر سوادها اموال کمالات آدم را معطل میکند نسبت گناه هم دادن به کسی خوب نیست یک کسی گناه دارد میکند مدام به او گیر نده خیلی آدمها را سرزنش نکنیم.@ علی(ع) یک جملهای دارد خیلی این جملهاش کمرشکن است در نهجالبلاغه میفرماید که اگر آن چیزی را که من میدانستم و میبینم شما میدانستید اصلاً با هیچ کس دیگر کاری نداشتید فقط به خودتان مشغول میشدید ما مدام کارمان فضولی در کار دیگران است.@ عیبهای دیگران را دیدن، از دیگران ایراد گرفتن، نسبتهای ناروا به دیگران دادن، دیگران را متهم کردن، دیگران را جهنمی دانستن، خودمان را خوب بدانیم، تحمل گناه دیگران را نداشته باشیم، اما گناهان خودمان را راحت تحمل میکنیم اینها همه آدم را معطل میکند اصلاً گناهان خودمان را نمیبینیم.@ به قول پیغمبر درخت را در چشم خودمان نمیبینیم ولی خار را در چشم دیگران میبینیم اصلاً حواسمان نیست که الان خودمان چه بدبختیهایی داریم یک لحظه آدم برود در برزخ و برگردد متوجه میشود.@ پس ببینید وقتی میگوید همه چیز را درست کن یعنی اینقدر از شوهرت ایراد نگیر یک ذره خوبیهای شوهرت را نگاه کن اینقدر از زنت ایراد نگیر اینقدر از فرزندانتان ایراد نگیرید الان دلشوره دارم این بچه چکار میکند بعداً اینطوری میشود این بچه هم مثل بقیه از الان غصه 20 سال دیگر بچه را میخورد جهیزیه را میخورد سیسمونی را میخورد بعداً اگر خواست دانشگاه برود بعداً اگر خواست ازدواج بکند مگر تو چه کسی به فکر تو بوده.@ 90% آدمها وقتی میخواهند ازدواج بکنند همه دستشان خالی است بعد از آن خدا بزرگ است ما اینقدر مینشینیم غصه میخوریم پدر خودمان را در میاوریم که این خانهدار باشد موقع ازدواجش، این کار احمقانه است وقت تلف کردن خودت چی الان وقت ندارم من باید فرزندم خانهدار شود.@ چند نفر خانهدار بودند میخواستند ازدواج کنند؟ یک موقع هست آدم میتواند دستش میرسد حالا بکن عیب ندارد ولی فشار به خودت نیاور که از آخرت و روح و سلامتی و نشاطات بیفتی از آسمان بیفتی برود سه شیفت کار بکند برود مستأجری برود سختی بکشد تا لذت زندگی را ببرد.@ یک کسی که به او خانه مفت میدهند میرود مینشیند این لذت زندگی را نمیبرد این بچه تیتیش مامانی است این اصلاً نه زن زندگی است نه مرد زندگی است این به چه درد میخورد آدم خانهاش آماده نانش آماده ماشینش آماده دانشگاهش آماده به چه درد میخورد این اصلاً اینطوری آدم نمیشود.@ بگذار برود مستأجری بگذار برود زیر دست مادرشوهر بگذار چهار تا فحش بخورد بگذار چهار تا حرف تند بشنود بگذار یک ذره در ذوقش بزنند یک ذره حالش را بگیرند پسر هم هست همینطور، مرد بار بیاید یک مردی که مدام استرلیزهاش کردید این فردا اصلاً نه سربازی میتواند برود نه میتواند دانشگاه برود مدام ناراحت است.@ الان بچههای 18 ساله ما از نظر هوشی معادل آدم 40 ساله 40 سال پیش هستند هوششان خیلی زیاد شده اما از نظر عقلانی و اخلاقی اصلاً اینطوری نیستند میبینی مرد 30 ساله است اما مثل بچه 14 ساله یا 10 ساله میماند الان 30 سال 40 سالش هست سر سفره کلی ناراحتی دارد با شکمش مشکل دارد با خیلی چیزهای دیگر هم مشکل دارد.@ شما 90% طلاقها را نگاه کنید همه بچهبازی است طرف سنش بزرگ است 30 سال 40 سالش هست زن مرد ولی بچه هستند گلههایی که از هم دارند قهر و نازهایی که با همدیگر دارند میبینی کار آدم بزرگ نیست کار آدم عاقل نیست.@ فرمود نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بیخیالی، این اصلاً نه تحمل دارد زودرنج حساس عصبی بددهان، نه تغافل دارد نمیتواند خودش را به بیخیالی بزند 40 سالش هست ولی هنوز کودک است یعنی یک کودک بزرگ یک کودک 40 ساله.@ پس همه چیز را ما باید اصلاح بکنیم به این فکر باشیم که همه چیزمان متعادل بار بیاید بیشتر به جای اینکه مدام به دیگران گیر بدهیم از دیگران ایراد بگیریم به فکر خودمان باشیم در روایت داریم هیچ وقت هیچ کس را شما سرزنش نکنید نه به خاطر گناهش نه به خاطر کمبودهایش نه به خاطر ضعفش.@ هر کس کسی را سرزنش بکند نمیمیرد مگر اینکه خودش تحقیر میشود خودش تمسخر میشود خودش له میشود خدا سرش میاورد به خاطر گناه کسی را تحقیر نکنید کسی را تمسخر نکنید سرزنش نکنید سر شما هم میاید.@ کمک بکنیم به تقوا به پاکی، اما در این کارها سرزنش نکنیم مدام ایراد نگیریم والله مردی که میگوید آقا زنم دلم را زده زنی که میگوید شوهرم دلم را زده اگر فکر بکند به عیبهای خودش، میبیند عاشق شوهر و زنش میشود همین فکر بکند به ایرادهای خودش، مشغول ایرادهای خودش باشد خودش خودش را متهم بکند.@ در روایت داریم مؤمن صبح و شب به خودش بدبین است به هیچ کس بدبین نیست هر کس را با هر اشکالی میپذیرد یک کسی که دائماً ایراد میگیرد این آدم مشکلداری است این آدم از خودش غافل است ما باید بفهمیم که شوهر هدف نیست یک وسیله است برای اینکه من شبیه خدا بشوم با خوبیها و با بدیهایش هیچ فرقی هم نمیکند.@ زن همینطور، بچه همینطور، مادرشوهر پدرشوهر همینطور، مادرزن پدرزن همینطور، فامیل زن همینطور، فامیل شوهر همینطور، رئیس در اداره همینطور، مسائل اجتماعی مسائل سیاسی مسائل اقتصادی همه یک بهانه است برای اینکه من شبیه خدا بشوم.@ وقتی که به جای اینکه من از آن استفاده بکنم به قدرت برسم اینها باعث ضعف من میشود یعنی من اصلاً خودم را نمیشناسم یعنی من عرضه ندارم از اینها استفاده بکنم مثل بدنی که علیه خودش قیام میکند مثل آدمی که غذا میخورد و روزبهروز ضعیفتر میشود.@ بنابراین اگر ما به جای اینکه بگوییم این چرا اینجایش کج است آن چرا آنجایش کج است مدام ایراد از بقیه بگیریم حواسمان باشد ایرادهای دیگران هم یک وسیله برای امتحان ماست ایرادهای دیگران فرصت هست برای اینکه ما اسم خدا را جذب بکنیم.@ ضعفهای دیگران کسانی که ما داریم با آنها زندگی میکنیم خطاهایشان خطاهایی که در حق ما میکنند همه یک بهانه است همه یک باشگاه بود از اول تا آخرش، بهانه بود برای اینکه تو به یک چیزی برسی.@ این بازیگرها را دیدید شما یک بازیگر را نگاه کنید که خیلی هم دوستش دارید بعد در یک سریالی در یک فیلمی شخصیت منفی بازی کند خودبهخود یک دفعه از آن بدت میاید اصلاً میبینیش در فیلم نسبت به این شخص آلرژی پیدا میکنی از او متنفر هستی این هم همان آدم خوب است این در آن سریال قبلی آدم خوب بوده حالا نقش آدم بد را دارد بازی میکند.@ ولی همه نقش بوده اصلاً جدی نیست که ما بخواهیم حساب بکنیم که این آدم آدم منفی است یا آدم آدم مثبتی است اصلاً همه نقش است همه هم با هم رفیق هستند الان میبینی یک آدمی در فیلم تو از او متنفری برای اینکه قهرمان مورد علاقه تو را اذیت میکند نمیگذارد مثلاً آن قهرمانان مورد علاقه تو به هم برسند با هم ازدواج بکنند.@ ولی همه فیلم است اصلاً خودش کارگردانش هست برای چی تو از این هنرپیشه بدت میاید اگر شخصاً او را میشناسی یک بحث دیگر است ولی ما براساس فیلم نمیتوانیم قضاوت بکنیم یک نقش است مردم را به حال خودشان بگذاریم اینقدر فضولی در بهشت و جهنم مردم هم نکنیم.@ الان این پدر مادر، پدرزن مادرزن، باجناق، خواهرخانم، فامیل، دوست، این اوضاع سیاسی، اجتماعی، همه یک بهانه است یک نقش است خدا میگوید ما داریم شما را میگردانیم(تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ) مدام داریم میچرخانیم که افراد را با همدیگر آزمایش میکنیم میگوید همین را که گذاشتم سر راهت برای اینکه ببینم تو چکار میکنی.@ ما فقط به خدا میگوییم بکشش ان شاءالله این بمیرد من راحت بشوم حالا این مُرد مثل یک کسی که میگوید ان شاءالله معلم من بمیرد من راحت بشوم معلم تو بمیرد یک معلم دیگر میاید دوباره همان مشقها را به تو میدهد تو باید این درس را بخوانی این ریاضی بگوید یا آن ریاضی همه معلمها مشق میگویند.@ حالا معلم که بمیرد مشکل تو حل نمیشود من بگویم این مادرشوهر بمیرد من راحت بشوم حالا مُرد تو باید امتحان پس بدهی بعداً باید صفت حلیم پیدا بکنی غفور پیدا بکنی عفوّ پیدا بکنی حالا مادرشوهر خیلی بهتر هم هست از یک غریبه، غریبهها که زخمشان بیشتر است یک مادرشوهر یک پدرشوهر یک پدرزن یک شوهر یک زن اینها که خیلی بهتر هستند اینها را میخواهی حذف بکنی که چه بشود.@ دیروز اس ام اس داده بودند که اگر خداوند به حضرت ابراهیم گفته بود به جای فرزندت زنت را بکش هر سال عید قربان با شکوه بهتری برقرار میشد اصلاً اینطوری نیست ما نادانی داریم میکنیم همین زن که تو میگویی نباشد همین شوهر که تو میگویی نباشد همین تو را تا پیش خدا میبرد.@ همین مادر همین برادر همین بچه مریض همین مریضداری، خوب است ما جایگاهمان را بشناسیم حقوق را بشناسیم بدانیم که در هر صحنه وظیفه تو چیست یک بازیگر خوب به کسی میگویند که هم بتواند نقش مثبت را مثبت بازی بکند و هم نقش منفی را منفی بازی بکند هم شمر بشود هم بتواند امام حسین بشود.@ یک کسی که بلد است امام حسین باشد شمر نمیتواند باشد بدرد نمیخورد یک جا آدم باید شمر باشد یک جا باید امام حسین باشد یک جا باید جلوی بچه بایستی اصلاً به او امتیاز ندهی اصلاً به او خدمات ندهی اصلاً با او چند ساعت حرف نزنی بتوانی در اتاق خودش بکنی تا درست بشود.@ ولی وقتی طاقت نداری تو میروی التماس بچه را میکنی بچه فاسد میشود میگوید ولش کن من هر غلطی دلم خواست میکنم مادرم میاید بعداً التماس میکند میاید قربان و صدقهام میرود پدرم میاید التماسم را میکند الان بچهها اینطوری شدند سوار پدر مادرها شدند.@ دیگر شما میتوانید به او بگویید گناه نکن میتوانی بگویی معصیت نکن با فلان پسر نرو بیرون با فلان دختر بیرون نرو اختلاط نداشته باشید فلان جشن تولد مختلط را نروید جرأت داری همچین حرفی بزنی دیگر نمتیوانی بگویی باید بتواند آدم نقش را خوب بازی بکند.@ به یک آدم خوبی نقش بد داده بودند در تعزیه، به او گفتند که آقا بگذار برویم آب ببریم برای بچههای امام حسین گفت قربانتان بروم بیایید بروید بیاورید هر چه دلتان میخواهد بروید آب بردارید به تعزیه گند زد تعزیه یعنی آن کسی که نقش شمر را دارد خوب نقش شمر را بازی کند تا همه بتوانند گریه کنند.@ حالا مثلاً به امام حسین چاقو بدهند قربانت بروم تو بیا سر من را ببر آقا، کار خراب میشود این را دقت بکنیم که ما باید نقش را خوب بازی بکنیم اگر یک کسی بخواهد نقش را خوب بازی بکند یک شرط دارد خودش دیگر نقش نداشته باشد بتواند نقش بپذیرد.@ این تابلو را نگاه کنید اگر شلوغ باشد من نمیتوانم هر چیزی روی آن بنویسم باید خودش پاک بشود هر چه قبول کرد پاک بشود یک کسی که سفت میشود وقتی به او میگویند رنگ بگیر دیگر نمیتواند رنگ بگیرد از رنگ خدا خوشش نمیاید از رنگ خدا متنفر میشود.@ میگوییم آقا اسم بچهات را از اسامی انبیاء ائمه حضرت زهرا اولیاء بگذار نمیتواند بگذارد چون سفت شده حاضر است اسم حیوان روی فرزندش بگذارد ولی اسم انسان کامل نمیتواند بگذارد چون سفت شده سبک زندگی خدا خوشش نمیاید از رنگ خدا و حضرت زهرا خوشش نمیاید ولی از رنگ فلان هنرپیشه خوشش میاید میرود خودش را آن شکلی در میاورد.@ جان به جانش بکنی بگویی آقا پیغمبر این شکلی بیرون نمیامده یک طور دیگر بیرون میآمده حضرت زهرا اینطوری بوده میبینی خوشش نمیاید پس این ما را دقت بکنیم صالح یعنی کسی که اصلاح میکند همه امور خودش را، از حس شروع میکند خیال وهم عقل از حس هم باید اول شروع کند.@ لقمه، غذا، با دو شرط حلال و طیب، چون غذا خراب باشد افکار هم به هم میریزد خیالات و اوهام خراب میشود کارهای علمی هم که میکند دیگر به درد نمیخورد این دانشگاه برود بدرد نمیخورد حوزه هم برود دیگر بدرد نمیخورد طلبه بشود آدم خطرناکی هست روحانی بشود خطرناک است دکتر مهندس هم بشود خطرناک است.@ از حس دیدنیها شنیدنیها خوردنیها لمس کردنیها از همینها شروع بکند بعد خیال بعد واهمه عقلانیاتمان مطالعاتمان چیزهایی که باید بخوانیم چیزهایی که نباید بخوانیم چیزهایی که باید بفهمیم چیزهایی که نباید بفهمیم تا یواش یواش این درخت خوب شکل بگیرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 070 - قلب
متن کامل (خام) جلسه 070 - قلب