جلسه 069 - قلب
شماره جلسه
69
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
7
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 069 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره صفای قلب بود و اصلاح قلب به یک روایت رسیدیم که در مورد ویژگیهای صلاح و صالح چندتا خصوصیت ذکر شده بود گفتیم صالحین نزدیکترین افراد هستند که ما در نماز راه آنها را از خدا میخواهیم(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) که یکی از چهار گروه أنعم الله علیهم بعد از نبیین و صدیقین و شهدا، صالحین هستند.@ در مورد خصوصیات صالح یعنی یک کسی که خودش را اصلاح میکند خودش دغدغه دارد اصلاح هم معنادار هست شما وقتی میگویید اصلاح یعنی ممکن است خرابیهایی باشد و انسان آن خرابیها را برطرف بکند میگویند ما الان داریم اصلاح بذکر میکنیم اصلاح نژاد میکنیم.@ یعنی ضعفها را داریم برطرف میکنیم وضعیت دارد بهتر میشود در مورد شخص مصلح میفرماید که(یُصَفی قَلبَه) اول دلش را اصلاح میکند به دنبال اصلاح دلش هست که اصل هم هست اصل شخصیت انسان دل انسان هست بقیه قوای انسان مقدمه دل هستند.@ اما سؤال اساسی این هست که ما برای اینکه دلمان را اصلاح بکنیم باید چکار کنیم اینکه میفرماید(یُصَفی قَلبَه) چطوری(یُصَفی قَلبَه)؟ چطوری دل خودش را شخص اصلاح میکند؟ این اصلاح دل چگونه هست؟@ یکبار دیگر به این پنج چیز توجه کنید گفتیم که شئونات و قوای انسان پنج تا بود حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل، حالا همینطوری که نگاه میکنید میتوانید تشخیص بدهید که ما اگر بخواهیم فوق عقل را اصلاح بکنیم چه چیزی را باید اصلاح بکنیم بقیه قوا را باید اصلاح بکنیم.@ یک کسی که حسش را اصلاح نکند خیالش هم اصلاح نمیشود یک کسی که خیالاتش را اصلاح نکند واهمهاش هم اصلاح نمیشود و یک کسی که واهمهاش اصلاح نشود عقلش هم اصلاح نمیشود عقلش هم کار نمیکند یعنی حتی اگر درکی هم داشته باشد این درک دیگر به دردش نمیخورد نمیتواند کمکش بکند.@ وقتی هم عقلانیتش خوب کار نکند فوق عقلش هم فعال نمیشود یک کسی که مثلاً عقلش به او میگوید که مرده با او کاری ندارد تاریکی ترس ندارد چطوری از مرده و تاریکی میترسد چرا عقلش به دادش نمیرسد؟ چون واهمهاش که درجه پایینتر هست غلبه دارد بر عقل، در حالی که درجه وهم پایینتر از عقل هست باید تحت حاکمیت عقل کار بکند.@ عقل باید حاکم بر وهم باشد اما یک کسی که میاید از مرده میترسد یا از تاریکی میترسد یعنی واهمه آمده روی عقل مسلط شده عقلش میداند که مرده با او کاری ندارد ولی میترسد این یعنی عقل محکوم و اسیر وهمش شده بیخود میترسد.@ بسیاری از افرادی که دلشورههای بیخود دارند وسواس دارند نگرانیهای بیخود دارند غصههای بیخود سراغشان میاید زودرنجیها و حساسیتهای بیجایی دارند همه اینها مال این هست که واهمهشان خوراکش بیشتر از عقلشان هست.@ یعنی واهمه قویتر از عقل است عقل اگر ادراکی داشته باشد وهم آن ادراک را خنثی و باطل میکند لذا شخص با وجود اینکه میفهمد خلاف فهم خودش عمل میکند با وجود اینکه میداند الان وظیفهاش چیست خلافش عمل میکند با وجود اینکه میفهمد که الان باید کاری را انجام بدهد نمیکند نباید انجام بدهد انجام میدهد چون واهمهاش غلبهاش بر عقل بیشتر هست.@ لذا وقتی میگوییم(یُصَفی قَلبَه) این قلبش را فوق عقلش را انسان اصلاح بکند باید اول این امور پایینی خوب اصلاح بشود یعنی امور پایینی را انسان باید تربیتشان بکند تا در استخدام فوق عقل قرار بگیرند یکطوری تربیتشان بکند که مزاحمتی برای فوق عقل درست نکنند الان بچه هفت سال اول بچه باطنش شیطنت است باید شیطنت بکند.@ لذا اگر بچه در هفت سال اول ساکت باشد یعنی مریض است به قول پیغمبر میفرماید اگر بچه شیطنت نمیکند بچه را به شیطنت وادار کنید در هفت سال اول این باید شیطونی بکند باید دیوار صاف را بالا برود چون نیاز هفت سال اول این هست که این تحرک بدنی داشته باشد.@ اگر بدنش فعال نشود دیدنیها و شنیدنیهایش، ذهنش هم فعال نمیشود این بچه باهوش بار نمیاید باید بتواند روابط بین چیزها را کشف بکند خیلیهایش هم لمسی است باید لمس و درک بکند و بگیرد تا این تمرینهای ذهنی برایش ایجاد بشود از طریق لمس، خوردن، مزه کردن، دیدن، شنیدن، لذا در هفت سال اول این بچه باید اول تحرک را یاد بگیرید.@ اول شیطنت را یاد بگیرد تا این قوا و بازوها و عضلات و مفاصلش، دیدن، شنیدن همه اینها قوی بشود وقتی جلوی بچه را میگیری و مدام میگویی شیطونی نکن حرف من را گوش کن این بچه بیشخصیت و ضعیف بار میاید وقتی میگویی هر چه من میگویم گوش کن این اشتباه است.@ باید تن بدهی به اینکه آن الان چه دوست دارد و اجازه بدهی خیلی وقتها حرف حرف آن باشد تا آن یاد بگیرد که شخصیت پیدا بکند بتواند با اِعمال نظرش در هفت سال اول که رشد بدنی و قدرت بدنی و ذهنی هست ذهن و بدن خوب تشکیل بدهد جلو برود شما هر چقدر مانع شیطنتش میشوید در واقع مانع رشدش میشوید.@ موانع برای هفت سال بعدی را ایجاد میکنید ولی هفت سال دوم هفت سال اطاعت است یعنی بچه باید یاد بگیرد که اینطور نیست که مثل هفت سال اول هر کاری دلش خواست انجام بدهد مکتب و مدرسه میرود در مدرسه باید یاد بگیرد سر کلاس بنشیند در جمع باید یاد بگیرد که از خانواده دور باشد خیلی چیزها را یاد میگیرد محدود میشود.@ مدرسه دلش نمیخواهد برود صبح زود از خواب بیدارش میکنید قبلاً میتوانست تا 10 صبح 11 صبح بخوابد الان باشد 6 صبح 7 صبح از خواب بلند شود این اولین چیزی هست که دوست ندارد ولی شما به او تحمیل میکنید چون حق این هست که این الان باید تربیت بشود.@ هیچ پدر و مادری نیست که حماقت کند بچهام نمیخواهد مدرسه برود بگذار تا 10 صبح بخوابد، کسی این کار را میکند؟ نه، پدر و مادر اینجا دارند درست رفتار میکنند معصوم عمل میکنند بچه اینجا هفت سال دوم است هفت سال دوم باید خیلی چیزها را یاد بگیرد.@ باید یاد بگیرد که ما را چند ساعت نبیند یاد بگیرد از خانه و اعضای خانواده دور باشد مدرسه برود باید یاد بگیرد که در جمع باشد باید یاد بگیرد جمع را تحمل کند زندگی جمعی را باید تحمل کند فحش شنیدن و کتک خوردن و دعوا و درگیری و نظرات مخالف و داد و فریاد معلم، چه بسا تنبیه معلم، خیلی چیزها را باید تحمل کند.@ در جمع بودن از خودش دفاع کردن، محدودیتهایی که در مدرسه چند ساعت دارد همه اینها را باید تحمل کند بعد تازه وقتی خانه میاید آزاد نیست هر کاری که دلش خواست بکند باید مشقهایش را انجام بدهد لذا شما میبینید تمام آن شیطنتهایی که هفت سال آزاد بود دیگر الان نمیتواند آنها را اِعمال کند.@ به او اجازه بازی و تلویزیون دیدن و کامپیوتر بازی کردن را میدهید اما میگویید باید این شیطنتها و بازیها در چارچوبی باشد که به اصل زندگیاش که بحث عقلانی و درسش هست لطمهای وارد نکند یعنی شما دارید او را درست تربیت میکنید.@ دارید میایید آن بخش خیالی و وهمی و جسمیاش را میبرید تحت حاکمیت عقلش، درس، علم، عقل، پس محدودش میکنید که این قوایش کاملاً اینطوری بار بیاید دیگر هم تا زمانی که دیپلم بگیرد و دانشگاه برود خبری از شیطنتهای بیحساب و کتاب و آزادیهای بیحساب و کتاب نیست.@ مگر سه ماه تعطیلی هم به شرطی آزاد میگذارید که وظائف نُه ماههاش را انجام داده باشد و الا اگر تجدیدی داشته باشد باز هم شما محدودش میکنید در مورد روح هم همینطور هست یعنی ما وقتی که میدانیم اصلی که بر نفس حاکم میشود عقل و فوق عقل است باید سایر قوا مثل حس، خیالیها و وهمیها را بیاوریم تحت حاکمیت عقل و فوق عقل قرار بدهیم.@ لذا نباید به آن اجازه بدهیم که نامحدود هر کاری دلش خواست حس انجام بدهد اگر حس بیادب بار بیاید هر چه دلش خواست بخورد هر شیرینی، شوری، چربی، نمک، هر چه دلش خواست بخورد آدم شکمو بار بیاید وقتی شکم انسان هرز بشود این دیگر نمیتواند به فعالیتهای فوق عقلانی بپردازد.@ اینکه میگویند شما بعد از خوردن مطالعه نکنید چون وقتی شکم سیر است ادراک ضعیف است میگوید غذایت را باید درست انجام بدهی هر خوردنی نمیتوانی بخوری باید درست باشد دیدنیها و شنیدنیها و لمس کردنیها و بو کردنیهایت باید کنترل بشود که حست مؤدب بار بیاید در استخدام عقل، خیالاتت را باید کنترل بکنی.@ هر خیالی را نمیتوانی بکنی هر فکری را نمیتوانی داشته باشی افکار منفی نباید داشته باشی باید مواظب باشی افکار منفی نیاید حسادت و زودرنجی و بدبینی و فکرهای ناجور نیاید این باید کنترل شده باشد توهمات هم باید کنار بگذاری.@ مثلاً من از بقیه جلوم بزنم از بقیه بالاتر باشم رقابتها و چشم و همچشمیها، اینها قوه واهمه است من از بقیه جلوتر باشم روی دست بقیه باشم یا معروف و مشهور بشوم از من تعریف بکنند این خودشیفتگیهایی که خیلی وقتها سراغ انسان میاید اینها اگر کنترل نشود دیگر عقل کار نمیکند.@ الان ما چقدر آدم داریم در این اجتماع به خاطر بخشهای پایینی هم عقلشان را تعطیل میکنند به خاطر پول، موقعیت، مقام، خیالبافی حاضرند یک مملکت را بکشند و از بین ببرند و مردم را به جان هم بیاندازند ولی آن حسهای خودشان اشباع و ارضا بشود این تجاوز و جنایت و فتنه و فتنهگری همینطوری سراغ انسان میاید.@ لذا قسمت دوم که حضرت میرود تا میگوید(یُصَفی قَلبَه) قلبش را صاف میکند یکدفعه پایین میکشد میاورد روی چیزهایی که باید اگر پایین انسان اصلاحشان نکند بالا خودبهخود اصلاح نمیشود، میشود(وَ یُصلِحُ کَسبَه) انسان کسبش را باید اصلاح بکند.@ لقمه حرام، پول خمس نداده، خود مال حرام انسان را هار و وحشی میکند مال حرام مثل غذای آلوده است شما نمیتوانید بگویید من غذای آلوده را مثل غذای پاک میخورم هیچ اثری ندارد، نه شما خاک بخورید با اینکه برنج بخورید یکی است؟ نه، آرد بخورید با خاک بخورید یکی است؟ نه.@ ظاهرشان شبیه به هم است ولی اثرشان یکی نیست غذای آلوده و کثیف انسان بخورد با غذای طیب و پاک دوتا اثر مختلف دارد لذا میگوید باید اول کسبتان را پاک کنید شغل، درآمد باید پاک باشد اگر نباشد الان میتوانیم بگوییم من غذای آلوده میخورم ولی بدنم مریض نشود، میشود گفت؟@ همین چند وقت پیش یکی از همین قهرمانهای بدنسازی که تلویزیون نشان داده بود که به او گفته بودند این داروهای بدنسازی را نخور اینها آلودگی دارد اینها برای قلب خطرناک است گفته بود میخواهم بخورم ببینم تهاش چه میشود که یکی دو روز در کُما رفت و بعد مُرد میگویند این دارو و قرصها را نخور اینطوری نیست که شما هر چه بخورید نتیجه یکی است لذا کسب را باید درست کنید.@ شما نگاه کنید یاران امیرالمؤمنین در عاشورا آنهایی که امام حسین را کشتند اینها شیعه بودند مسلمان بودند کافر نبودند اینها کسانی بودند که امیرالمؤمنین را دوست داشتند میشناختند پیغمبر را میشناختند امام حسین را میشناختند خیلیهایشان هم امام حسین را دوست داشتند.@ آن موقع که بودند و با او میجنگیدند گریه میکردند از اینکه دارند این ظلم را به امام حسین میکنند و میدانستند این پسر پیغمبر است و نباید به او ظلم شود ولی چطور جلوی خودشان را نمیتوانستند بگیرند؟ حضرت فرمود اینها شکمشان از حرام پر شده حرام درک انسان را کور میکند یعنی انسان را از فهم واقعیت و بصیرت میاندازد خیلی خطرناک است.@ شما وقتی حرام دادی بچه خورد دیگر نمیتوانی بگویی من مادرت هستم تو چرا اینقدر بیادب و بیرحمی، من همسرت هستم این همه سال برایت زحمت کشیدم درک نمیکند اصلاً نه همسر، نه پدر و مادر، نه زن و بچه، نه خواهر و برادر، نه مصلحت را میفهمد لقمه حرام اینطوری است وقتی پایین رفت آثار دارد.@ وقتی پایین رفت مثل خاکی است که خوردی قرص آلودهای هست که خوردی اینطور نیست که بگویی من الان قرص را خوردم حالا پشیمان شدم دیگر وقتی پایین رفت ممکن است شستشو بدهی شخص بالا بیاورد ولی یک مقدارش جذب میشود.@ همان مقداری که جذب دارد اثر دارد مثل یک کسی که خودش را از پشتبام بیاندازد و بعد وسط راه پشیمان بشود فایدهیای دارد؟ نه فایده ندارد پایین میرود. شما وقتی کسب حرام کردید هر چیزی را، کسب مطلق است فقط شغل نیست کسبهای چشمی، گوشی، خیالی، وهمی، هر کسبی بکنید اکتساباتتان روی شما اثر دارد رنگها روی شما اثر دارد.@ مثلاً یک رنگی میبینید شاد میشوید یک رنگ را اصلاً نباید بپوشید چون بپوشید شما را غصهدار و هیجانی و عصبیات میکند رنگ اثر دارد الان حالت خوب نیست ببین کدام رنگ به شما صفا میدهد برو لباس آن رنگی بپوش اگر بخواهی خانه را رنگ بزنی ببین کدام رنگ به شما نشاط و آرامش میدهد.@ اینکه حالا مد شده به درد نمیخورد همه مد شده اینطوری کنند من اصلاً از مد خوشم نمیاید من دنبال شادی و آرامش خودم هستم از این رنگ خوشم میاید هر رنگی که خوشت میاید بپوش یک نفر یک عطری میزند که واقعاً از آن لذت میبرد و به نشاط میاید یک نفر دیگر همان عطر را میزند حالش خراب میشود.@ ببین تو از کدام عطر وقتی میزنی شاداب میشوی بعضیها طبعشان گرم است عطر خنک به دردشان میخورد بعضیها طبعشان سرد است عطر گرم به دردشان میخورد ببین کدام عطر را تو بزنی حالت جا میاید بانشاط هستی خوشحال میشوی سرحال میایی انبساط پیدا میکنی.@ عطرت اثر دارد رنگی که میزنی اثر دارد رنگی که استفاده میکنی اثر دارد برو دنبال همین که هستی آن که خوشت میاید و به تو نشاط میدهد پس کسب که میگوییم یک امر مطلق است فقط قاعدهاش یادمان نرود یکی از معجزات است فرمایش خداست باید یک دانشکده برای این یک آیه تأسیس بشود(كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) هر نفسی به آنچه که کسب میکند در رهن آن است.@ میگویند خانه رهن کردن یعنی چی؟ گرو، میگویند این پول را دادیم خانه را رهن کردیم یعنی دیگر در اختیار من است تا زمانی که مدت رهن تمام نشده من در این خانه هر نوع تصرفی میتوانم بکنم در اختیار من است میگوید انسان محصول مکتسبات خودش است.@ جنین در رحم مادر چطوری رشد میکند و متولد میشود؟ نوع تولد بچه به چیست؟ به چیزهایی هست که از پدر و مادر کسب کرده چیزهایی که از طریق ژن از پدر کسب کرده.@ چیزهایی که از طریق تخمک از مادر کسب کرده و بعد در طول دوران بارداری از دیدنیها و شنیدنیها و خوردنیها و افکار و غصهها و حساسیت و زودرنجی و وسواسها و معنویت و خوبیها و کمالات مادر هر چه هست این دارد کسب میکند و همان شکلی میشود.@ اینکه در روایت داریم فرشته میاید پیشانی مادر را میبیند و از روی پیشانی مادر سرنوشت بچه معلوم میشود دقت کنید منظور از پیشانی یعنی چهره، آن چیزی که چهره را نشان میدهد یعنی مادر یک چهره جان دارد به آن پیشانی میگویند.@ هر چه مادر دارد نگاه میکنند و بچه همانطوری ساخته میشود پس شما هر چه کسب کنید به بچه هم میدهید پدر هم همینطور، پدر هم از طریق وراثت منتقل کرده و بعد هم در طول دوران بارداری پدر میتواند تأثیرگذار باشد پدر میتواند ورودیهای بد به مادر باردار بدهد آزار برساند نیش بزند غصهدارش بکند آن هم به بچه منتقل میشود.@ بعد از این در دو سال شیرخوارگی هم همینطور، اینها در تربیت توضیح دادیم پدر اگر یک لقمه حرام بیاورد بدهد مادر شیر بشود بچه بخورد مادر الان دارد سریال نگاه میکند یک سریال دارد غصه میخورد سریال را نگاه میکند بعد هم سینه را در دهان بچه گذاشته تمام غصهای را که از تلویزیون دارد کسب میکند به خورد بچه میدهد با غذا.@ گاهی وقتها شیر گاو از شیر مادر خیلی بهتر است چون گاو حرص و جوش نخورده اعصابش خورد نبوده گناه نکرده خیلی بهتر از شیر مادر هست میگویند شیر مادر بدهید برای بچه خوب است خیلی وقتها مادر این شیر را میدهد برای بچه کوفت میشود.@ دارد فیلم و موسیقی حرام نگاه میکند افکار و خیالات آلوده دارد اینکه میگویند مادر وضو بگیرد و شیر بدهد مادر فکرش کنترل شده باشد و موقعی که دارد شیر میدهد ذکر بگوید این برای این هست که آن موارد منفی اگر هم هست برطرف بشود اینها خیلی اثر دارد.@ مادری که مینشیند حرص و جوش میخورد حسودی میکند سوءظن دارد پریشانی دارد زودرنجی و حساسیت دارد نکبت دارد حسادت دارد این دارد به خورد بچه میدهد گاهی وقتها پدر این کار را میکند مادر مادر خیلی خوبی هم هست.@ چیزهای خوبی هم به بچه منتقل میکند یک پدر نفهم دارد پدر میاید بیموقع اعصاب مادر را خورد میکند چیزهای آلوده میاورد مثلاً یک خانمی بود میگفت من به شوهرم میگویم ماهواره نیاور میگوید به تو ربطی ندارد پدر و مادرم ماهواره خریده شوهرم ماهواره میگذارد من چکار کنم این بچه را میخواهم در خانه شیر بدهم این ماهواره روشن است موسیقیاش دارد پخش میشود این را چکار کنم.@ یک کسی که اینقدر بیعقل است میرود ماهواره میخرد در خانه میگذارد موسیقی حرام گوش میدهد نمیداند که دارد با جان خودش و اطرافیانش چکار میکند نمیداند که دارد چه به خورد بقیه میدهد چون هر چه که بخورد جذب میشود.@ اینطور نیست که یک کسی بگوید نه اینها روی من اثر ندارد و بعد این دیدنیها روی من اثر ندارد، نه، بله ما یک چیزهایی داریم در یک حدی از آستانه تحریک داریم مثلاً یک موسیقی هست ممکن است اصلاً یک نفر را اصلاً تحریک نکند ولی یک نفر را تحریک بکند در یک حدی هست.@ ولی از یک حدی هم که میگذرد دیگر اینکه یک کسی بگوید روی من اثر نمیگذارد بنشینم تصویر حرام نگاه کنم بگویم روی من اثر نمیگذارد اینطوری نیست این مکتسبات حالا اینها حسیها هست حسیها میایند خیال را میسازند خیالیها وهم را میسازند وهمیها عقل را میسازند یعنی این کسی که میگوید از شب بترس استدلال منطقی است.@ آنهایی که منطق خواندند شب است شب تاریک است تاریکی ترس دارد پس شب ترس دارد حالا آن عقل خالص میگوید ترس ندارد اما عقل این میگوید ترس دارد مثلاً من یک چیزی دیدم الان یک چیزی آنجا تکان خورد، بقیه اصلاً ندیدند ولی تو داری میبینی چون خیال دارد میدهد به عقل و عقل تو به تو این را میگوید.@ شما تمام برداشتهایی هم که میکنید همهاش غلط است خودخواهانه است. چند روز پیش یک زن و شوهری دعوایشان شده بود در دوران عقد بود آمده بودند دعوا که ما طلاق بگیریم، به زن میگویم حالا چه شده مشکلتان چیست؟@ میگوید ما هنوز نتوانستیم آن چیزی که دلمان میخواهد بخریم آن چیزهایی که باید تهیه کنیم این شوهر من به مادرش و برادرش و خواهرش کمک کرده، گفتم فکر میکنی از درآمدش چند درصدش را به خواهر و برادرش داده؟ مثلاً یک میلیون تومان درآمد دارد چقدر داده؟@ گفت 70 ـ 80 تومان برای مادرش خرید کرده، گفتم حالا بگو 10% بگو 100 تومان خرید کرده گفتم خداوند میگوید اگر یک کسی انفاق کرد سوره بقره میفرماید(يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ) هر چه میخواهید انفاق کنید اول پدر و مادر بعد اقربین، اقربین یعنی نزدیکان من آنهایی که به من نزدیکتر هستند.@ اقرب یعنی آنهایی که بیشترین نزدیکی را به من دارند، چرا پدر و مادر را جدا کرده؟ برای اینکه پدر و مادر از هر اقربی نزدیکتر است با اینکه جزء اقربین هست اما جدایش کرده بعد از خدا پدر و مادرند، گفتم حالا مگر انفاق بر مرد واجب نیست؟@ بله، مرد که نباید همه درآمدش را در خانه هزینه بکند اگر کسی بیاید همه را در خانه هزینه بکند این در واقع به زن و بچه خودش ظلم کرده چون وقتی انسان همه درآمدش را میاورد در خانه به زن و بچه میدهد به اینها کوفت میدهد.@ درآمدی که خروجی الهی نداشته باشد به ما میگویند وقتی فقیر هستید در فقرتان انفاق کنید چه برسد وقتی که داشته باشید بعد حالا که میخواهد بدهد به چه کسی میدهد به خواهرش میدهد این 10% که از مال این خارج میشود تازه زندگی شما را بابرکت میکند.@ مگر خدا نگفته وعده نکرده اگر کسی(مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ) مگر نگفته هر کس در راه خدا انفاق بکند یک تا هفتصد برابر سود دارد؟ گفت بله.@ گفتم اگر شوهر شما این 100 تومان را میخواست در بانک بگذارد یا دست خودت نگه داری سود رویش که نمیامد همین صد تومان صد تومان میماند، دوست داشتی؟ گفت بله.@ گفتم حالا الان برده پسانداز کرده مگر خدا تضمین نکرده اگر شما انفاق کردید آن هم به نزدیکترین کسان، از نزدیکترین کسان از پدر و مادر و خواهر و برادر یک تا هفتصد برابر برمیگرداند؟ گفت بله، گفتم به این آیه اعتقاد داری؟ گفت بله، گفتم حالا تو باید الان خوشحال باشی که این دارد صد تومان به پدر و مادرش میدهد یا باید ناراحت بشوی؟@ گفت نه من باید خوشحال باشم خیلی بد فکر میکردم آدم وقتی وارونه فکر میکند عقلش به او میگوید شوهر الان دارد حق من را به پدر و مادرش میدهد اول از این حق تو نیست دوم همان حق پدر و مادر است سوم آن هم که دارد میگوید سود و برکتش به تو برمیگردد.@ اگر یک زنی ببیند که شوهرش به پدر و مادرش انفاق نمیکند این زن مریض است اگر خوشحال بشود واقعاً دیوانه است چون راه خیر و برکت را روی خودش و خانواده خودش بسته است یک زن باید دلشورهاش این باشد که عزیزم حتماً برای پدر و مادر و خواهرت و برادرت یک چیزی بخر.@ چون میفهمد این آدم اگر سودجو هم باشد برای خدا هم نخواهد بکند سودجوست اگر الان شوهر شما بخواهد یک جایی سرمایهگذاری کند بگویند 100% میدهد یا 20% کجا به او توصیه میکنید بدهند؟ میگویی صد تومان از این پول بردار جایی که 100% سود میدهند برو سرمایهگذاری کن.@ خدا میگوید من 100% تا 700 برابر یعنی 700% سود میدهم پس ما چطور از انفاق میترسیم چطور ما از کار خیر میترسیم چرا وقتی دستمان میلرزد وقتی در جیبمان یا کیفمان میرود؟ اعتماد به خدا نداریم؟ یقیناً اعتماد نداریم به خدا درست و حسابی ایمان نیاوردیم.@ نترس این را بده اگر من یک تا هفتصد برابر برایت برنگرداندم، میگوید نه از من کم میشود خودم چی زن و بچهام چی، حالا نگه دار ببین چه میشود گفتم مثل یک مادری هست که اگر شیر ندهد شیرش خشک میشود وقتی خروجی دارد این شیر برکت میکند.@ بچه خودش دو سالش که تمام شده باشد این شیر هنوز تولید میشود یک بچه دیگر را هم بعد از بچه خودش به سینهاش ببندند باز شیر میدهد چون دارد استفاده میشود خدا شیر مادر را دو ساله قطع نمیکند میگوید اگر به این بچه ندادید قطعش میکنم.@ ولی اگر یک بچه دیگر بود خواست بخورد بچه همسایه، برادر، خواهرت خواست بخورد من شیر را قطع نمیکنم اصلاً خدا قاعدهاش این هست که من هیچ نعمتی را وقتی خروجی دارد قطع نمیکنم وقتی دیگران از آن استفاده میکنند قطع نمیکنم.@ افکار غلط اینطوری است یعنی فکر غلط از خیالات و توهمات این خانم ناشی میشود که اگر پولم را شوهرم داد به یک کسی آن هم پدر و مادرش که وظیفه واجب و شرعیاش هم هست پول ما کم میشود میبینی یک خانم یا یک آقا خودشان را با این تصورات غلط یک عمر راه خیر و برکت و سود را به روی خودشان بستند.@ امام صادق(ع) میفرماید هر وقت وضع مالیتان خراب شد صدقاتتان را بیشتر بکنید تا سود بیشتری برگردد میگفت در سه دقیقه مردم تهران 5% شرکت نفت را خریدند چند هزار میلیارد تومان، در سه دقیقه پول ریختند در حساب آن 5% سود خریدند یعنی به 4 ـ 5 دقیقه نرسیده سه دقیقه سهام تمام شده در بورس.@ این کار آدم عاقلی است یا عاقل نیست رفته این کار را کرده؟ آدم عاقلی است میگوید سود میدهند من 20% برایم سود میاید نفت است هیچ وقت تمام نمیشود بالأخره سود دارد ما وقتی خدا را قبول نداریم ترس و لرز سراغمان میاید.@ وقتی خدا را قبول داریم خدا میگوید سرمایهگذاری در راه من بکن همین پولی که خودم دادم(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ) دارد به تو طعنه را میزند اگر عقل داشته باشی میفهمی که دارد به در میگوید که دیوار بشنود میگوید همان پولی که خودم به تو دادم از همان یک مقدارش را پسانداز کن.@ تو که در نیاوردی من خدا دارم به تو میدهم از همان که خودم به تو دادم یک مقدارش را بفرست پیش خودم بیاید تا برایت چند برابرش کنم جگرش را داری به خودم برگردانی یا نه؟ ما به خدا اعتماد نمیکنیم میترسیم، این تفکر غلط میشود.@ (یُصلِحُ کَسبَه) یعنی این شخص دیدنیهایش کنترل شده است اینطور نیست که تلویزیون هر کانالی را نگاه کنید هر سریالی را نگاه کنید خیلی از سریالها هست عمومی است اینها پخش میکنند ولی به درد من نمیخورد من نباید نگاه کنم.@ الان من به اندازه کافی غصه دارم حرص و جوش دارم حالا بنشینم یک سریال غصهدار نگاه کنم که در آن ظلم، دزدی، قتل، پدرسوختگی، جنایت هست برای چه ببینم گاهی وقتها تعجب میکنم بعضیها چه قشنگ مینشینند این سریالها را تعقیب میکنند.@ میگویم مثل اینکه شما خیلی جگر دارید مثل اینکه شما کمبود حرص و جوش و غصه دارید که اینها را نگاه میکنید در جان خودتان میریزید کمبود هیجان دارید بعضیها میروند پول میدهند صفحه حوادث میخرند روزنامه حوادث میخرند میخوانند عجیب آدمهایی هستند میدانی چه آشغالی را در ذهنت میریزی بعداً مگر به راحتی میتوانی پاکش بکنی.@ شما یک غذای آلوده میخورید این اگر بخواهد دفع بشود دکتر باید کل معده را شستشو بدهد بعد آن چیزی که سلول شده هنوز اثرات مخربش هست تا این سلول نمیرد و دفن نشود حال شخص خوب نمیشود حالا تو برو ببین، بشنو، خیال بکن و بپرداز، هر چه این آشپرخانه خیال تو غذا میپزد جذب جانت میشود یکدفعه میبینی که انسان وارد برزخ میشود.@ بعد میبیند که چه هیولایی از خودش درست کرده چقدر وحشتناک است خیلی خطرناک است(یُصلِحُ کَسبَه) یعنی نفسش و خوردنیها، دیدنیها، شنیدنیها، تخیلات، توهمات خودش را کنترل کند اینکه در روایت داریم اگر کسی با بند کفشش هم به کسی فخر بفروشد دیگر در بهشت وارد نمیشود همین است.@ با چادر، مقنعه، بچه، ماشین، انگشتر، ساعت، خانه فخر بفروشی یک اتومبیل بخری بگویی دل چند نفر بسوزد یا یک پزی بدهیم چون داری توهم باطل میکنی این توهم باطل همین که از آن لذت میبری مثلاً جلوی بقیه، یک چیزی را که شرافت انسانی نیست را شرافت میدانی جذب میکنی بعداً عقلت هم بعد از این تصمیمات ناجور میگیرد.@ اگر یک چیزی خریدی خوشت نیامد که بقیه ببینند نه اینکه قایم بکنی، نه برایت مهم نیست که کسی ببیند میروی لباس میخری میپوشی حالا کسی دید دید ندید ندید طلا میخری برای زینت خودت میخواهی شوهرت ببیند یا مرد میرود لباس میخرد برای اینکه زن و بچهاش لذت ببرند خودش لذت ببرد کاری با دیگران ندارد این خیلی خوب است.@ اتومبیل را برای زیبایی و خاصیتش میخری از زیبایی و خاصیتش لذت میبری ولی برای اینکه به کسی نشان بدهی نه، این خیلی خوب است اما اگر رفتی یکی از این کارها را کردی بعد دوست داشتی مهمانی بدهی همه بیایند پرده و مبل و فرش و طلا و خریدهایت را ببینند یعنی توهم زده هستی بعداً نمیتوانی معقول فکر بکنی.@ این دیگر سنگینت میکند بعداً نه میتوانی درست و حسابی نماز بخوانی و سجده بکنی و رکوعی بروی و اگر هم بروی نه میتوانی پروازی بکنی دیگر سرعت و قدرتت گرفته میشود(یُصلِحُ کَسبَه) کسبش را باید انسان اصلاح بکند یعنی همان چهار چیز انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکارش را کنترل بکند هر آشغالی را جذب نکند.@ نگوید هر کتابی به خواندنش میارزد حالا این فیلم را ببینیم چه میشود حالا این داستان را ببینم چه میشود حالا این صحنه را ببینم چه میشود حالا این کانال را ببینم چه میشود، انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار، اینها را انسان باید کنترل بکند هم برای خودش و هم برای بچههایش، مامان به من تحقیق دادند من باید اینترنت بروم.@ برو عزیزم برو روشن کن تحقیقت را بکن، در اتاق هم بسته، شما صفحه اینترنت را که باز میکنید یک یاهو یک گوگل بزن همان از اولش حرام به شما پیشنهاد میکند چندتا صحنه حرام در همان صفحه اول است بعضیهایش فیلم است.@ یعنی شما وقتی بزنی فیلم را پخش میکنند تا این میخواهد برود تحقیق بکند میبینی از این بچه هیچی نمانده، نه، خودم مینشینم با تو کمک میکنم اگر تحقیق داری کتاب داریم با کتاب کمکت میکنم میگویم کسی برایت در بیاورد بچه آزاد اینترنت برود آزاد در خانه او را تنها بگذارید شما در خانه بمانید ما برویم خانه خاله و برگردیم.@ دختر و پسر را تنها بگذار کلی آشغال در خوردش رفته بچهام برود خارج درس بخواند تو این را میخواهی بفرستی یکسری اطلاعات ریاضی و فیزیک و مهندسی یاد بگیرید آیا بقیه قوایش تغذیه میشود یا نمیشود؟ میشود.@ راهی داری برای اینکه این را تخلیه بکند یا نه؟ این بچه اینقدر فوق عقلانیتش قوی هست که اگر رفت آنجا آشغال به او دادند آشغالها را بتواند کنار بزند یا نه؟ میگوید بچهام چیزی از او کم نشده رفت مهندس شد و برگشت ببین الان هم نماز میخواند و هم روزه میگیرد نماز و روزه خیلیها میخوانند اما این میتواند پرواز کند قدرت دارد.@ رشتهات کسبت است هر رشتهای را حق نداری بروی، بله در این مملکت خیلی جاها آدم قبول میشود باید برود؟ نه تو قبول شو حالا آزاد شده برو، پیام نور شده برو، هر رشتهای شد برو، زاهدان، سیستان و بلوچستان، کردستان، مشهد برو بالأخره این بچه را به امان چه کسی داری میفرستی چطوری باید باشد(فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ) انسان باید غذایی که میخورد را خوب ببیند چه میخورد.@ شما به بچه هر کوفتی به او نمیدهی بخورد هر غذایی به او نمیدهی چقدر مادرها دقت میکنند که بچهها استریل و تمیز بخورند پس چرا سیدی هر چه دلش خواست رفته نگاه کرده چرا بیموقع برایش تلفن همراه گرفتی.@ حالا تلفن همراه خواستی بگیری یک تلفن معمولی میگرفتی من الان تلفن دارم نه دوربین دارد نه بلوتوث دارد نمیشود با آن تماس گرفت؟ اگر تو واقعاً مرض نداری این 27 هزار تومان پولش بیشتر نیست همین بس است چرا میخواهی گوشی 150 هزار تومانی بخری دوربینش اینقدر مگاپیکسل باشد بلوتوث اینطوری باشد.@ وقتی این شد بعداً مریض میشوی خودت هم آلوده میشوی وقتی دوربیندار شد این دوربین تقوا میخواهد یکدفعه از دیگران بیخودی عکس میگیری تجاوز میکنی به حریم دیگران، تقوا نداری دوربیندار نگیر بچهات فردا آلوده میشود چهارتا فیلم برایش میفرستند هیچی از او نمیماند.@ اگر آدم مرض ندارد به حداقلها اکتفا کند، نه من موبایل میخواهم باید اینطوری باشد الان هم که این چیزها آمده که دیگر خیلی خطرناک است رایتل آمده که تلویزیون هم تبلیغ میکند که هر جا رفتید شما میتوانید هر جایی را تماشا کنید.@ وقتی در روابط میافتند مادرها میایند شکایت میکنند که دخترم با یک آقایی SMS بازی کردند پسرم با یک خانمی SMS بازی کردند تو فکر میکنی اگر فردا رایتل داشتند نمینشینند یکجا همدیگر را در خلوت نگاه کنند؟ بله.@ شوهرت داشت زنت داشت فردا نمینشیند این کار را بکند میتواند جلوی وسوسه خودش را نگه دارد؟ آخه من کارم یکطوری اقتضا میکند ما یک پروژهای داریم کارمان اینطوری اقتضا میکند، از این خالیبندیهای دروغ و حقهبازیها.@ الان بچهام میاید میگوید مدرسه به من تحقیق داده میگویم اگر دفعه دیگر مدرسهات تحقیق بدهد میایم گوش معلمت را میبُرم تو بیخود کردی به بچه من تحقیق اینترنتی دادی کتابخانهای بده بیخود کردی به او گفتی برو در اینترنت بگرد برای چه به بچه میگویی برو برگرد بچهای که هنوز آمادگی ندارد نوجوان است.@ گفتم به معلمت بگو اگر هر دفعه بخواهند از این حرفها بزنند و هر دفعه بخواهند به تو تحقیق بدهند خودم میایم مدرسه یقه مدیر و معلمت را میگیرم تحقیق داری بیا به خودم بگو از کتابخانه برایت در میاورم به تو مجله میدهم اگر واقعاً مشکلی نیست بنشین با خواهرت در بیاورید تحقیق کنید، خودم بنشینم.@ نمیشود بچه را که نمیشود همینطوری ول کنی گرفتاری درست میکند میگویم من استاد هستم استاد همه جای دنیا هم میروم یک عالم کشور میروم و میایم ده تا ماهواره تلویزیون دارد فیلمم را نشان میدهد نیازی ندارم بنشینم پشت اینترنت.@ اگر یک موقع تحقیق داشتم به خواهرم به یک کارمندی میگویم برای من تحقیقش را در بیاورم چطور شما میگویی من نیازمندم حتماً باید، لااقل 90% این نیازها، من نمیگویم نیاز نیست برای بعضیها واقعاً 10% نیاز است ولی 90% آن دروغ است.@ نیاز است قبول است بیا کامپیوتر را در هال بگذار جلوی چشم همه بنشین تحقیق کن چرا در اتاق میروی در را میبندی اگر بچه میخواهد کامپیوتر کار کند یک سیدی میخواهد ببیند جلوی چشم، در باز صفحه رو به بیرون که همه بتوانند ببینند که این دارد چه میبیند.@ مامان لبتاپ میخواهم، بیا این لبتاپ مال تو، تلفن میخواهم بیا این مال تو، ما هم تربیت نمیکنیم میخواهیم بچهها را با این چیزها دهانشان را ببندیم که من مادر خوبی هستم اگر قبول شوی برایت لبتاپ میخرم یک تلفن اینطوری میخرم بچه را که اینطوری کشتی کافینتها کنترل شده است.@ باز خیلی جاهای دیگر هست که کنترل شده است ولی وقتی که آزادش میگذاری من نمیگویم نیاز نیست نیاز هست با کنترل، خودت کنارش بنشین این کار را بکن تنبلی نکنیم ما همیشه میخواهیم بچهها را دست به سر کنیم میخواهیم ساکتش کنیم پستانک را در دهانش میگذاریم.@ بیا این تلفن مال تو، قبول شوی تلفن برایت میخرم یک مدل بالاتر میخرم لبتاپ میخرم قبول شوی فلان دستگاه را میخرم، تو میفهمی داری با این بچه چکار میکنی ما میخواهیم از شر بچهها خلاص شویم بچهها مزاحممان نشوند یک مشت آشغال دست بچه میدهیم بیا بنشین این را بخور.@ مثل اینکه کاکائو و پفک را دستش میدهیم این پفک جسم بچه را خراب میکند ما الان تعداد کشتههایی که غذا میدهد از جنگ بیشتر است در کشور ما کسانی که با سکته در اثر غذا میمیرند از یک جنگ بیشتر است این خطرناک است آن هم خطرناک است.@ کسب خودت را کنترل کن کسب زن و بچهات را هم کنترل کن من هر عروسی نمیروم خیالتان راحت باشد هر جشن و هر مسافرتی نمیروم هر شهری نمیروم قبول شدیم گفتند یک هفته آزاد کیش بروید، برو خوش بگذران، آنجا چه میشود دختر و پسر شما آزاد میخواهد برود اردو برود که چه بشود ما حواسمان نیست.@ میرویم میبینیم که یکدفعه همان نیم مَن بوق بن پشم پانزده شد یعنی تحولی که نباید اتفاق بیفتد افتاد خیلی آدم باید مراقبت کند همانطور که غذاها را مراقبت میکنیم(فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ) انسان باید اول خودش را کنترل بکند یعنی اگر غذای خودش را کنترل نکند برای دیگران اصلاً معنا ندارد.@ یک کسی که برای بچهها و خانوادهاش مهم نیست که چکار میکنند یعنی اول در مورد خودش اهمیت ندارد هر آشغالی را خودش میخورد برای بقیه هم تعجب ندارد که بچهاش هر آشغالی را بخورد.@ (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) هر کسی به آنچه که کسب میکند گرو میافتد یعنی تا دیدی دیگر در گرویت میماند توهماتت که سراغت میاید میگویند فکرهای منفی نکنید عصبانی نشوید فکرهای بد نکنید سوءظن نیاید چون وقتی میاید نفست را درگیر میکند حالا چطوری میخواهی این را بیرون کنی کار میبرد یک غذای جسمی را میخوری کار میبرد تا بیرون کنی.@ لذا میگوید یک کاری بکنید افکار منفی و بد و خیالات بد سراغتان نیاید اینکه میگویند حسنظن داشته باشید ممکن است طرف واقعاً یک ریگی در کفشش باشد اما چرا میگویند تو حسنظن داشته باش؟@ مضافاً از اینکه 99% گمانهایی که ما میکنیم باطل است شیطان برای ما بد جلوه میدهد که در دشمنشناسی توضیح دادیم جدای از آن خود من وقتی خوب میبینم حداقل ذهن خودم آلوده نمیشود اینکه میگویند نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بیخیالی، برای همین است بیخیالی باعث میشود که انسان جذب بد نداشته باشد.@ کسانی که نمیتوانند بیخیال باشند برای هر چیزی حرص و جوش میخورند از هر چیزی ناراحت میشوند روی هر چیزی فکر میکنند راجع به هر چیزی حرف میزنند حساس هستند به قول خودشان آدمهای تیز و زیرکی هستند این زیرکها زیرکیشان مثل کسانی هست که دوپینگ کرده آخر همه در مسابقه میرسد.@ دوپینگ کرده باید اول برسد میگوید نه میخواستم همه نفهمند دوپینگ کردم از اول نمیخوردی هیچ فرقی نمیکرد زیرکیشان اینطوری است خیلی زیرکیها و تیزیها اصلاً به نفع آدم نیست آدم عاقل یک کسی هست که خودش را میزند به بیخیالی و ندیدن.@ (لا عَقلَ کَالتَّجاهُل) هیچ عقلی مثل اینکه انسان خیلی جاها خودش را به نفهمی بزند وجود ندارد چون روحش پاک میماند حرص و جوش نمیخورد آلوده نمیشود قلبش خراب و درگیر نمیشود بیخیالی همین است وقتی علی(ع) میفرماید به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگر هستند.@ چرا میگوید؟ مگر نمیتواند برود جوابشان را بدهد؟ بله، ولی چه فایده دارد روح خودش را خراب میکند حالا این فحش داد جزا نمیبیند؟ جزایش را هم که خدا به او میدهد پس من بروم چکار کنم، چوب نمیخورد؟@ چوب که میخورد پس تو چرا اینقدر ناراحت هستی که این چوب نخورده ولش کن چوبش را خدا به او میزند تو چکار داری الان این آدمهای گردن کلفت و مستکبر دنیا وقتی میخواهند یک نفر را بکشند خودشان میروند میکشند یا میدهند کس دیگر بکشد؟@ به یک نوچه میگویند تو برو بکش که اصلاً اتهام قتل هم رویش نباشد اول از این انتقام خودش را گرفته او را کشته بعد هم خودش را درگیر نکرده بیا این پول را بگیر برو آن را بکش، نه من خودم باید جوابش را بدهم حالش را بگیرم خودم در ذوقش بزنم خودم فکش را پایین بیاورم خودم او را بشویم و کنار بگذارم.@ در واقع داری خودت را آلوده میکنی این(یُصلِحُ کَسبَه) خیلی مهم است اینکه انسان اکتسابات خودش را اصلاح بکند یعنی خودش را برساند به جایی که به آرامش برسد آشغالخور و حرامخور نباشد لقمه حرام و ناپاک و دیدنیهای ناپاک، فقط غذای ناپاک هم نیست بلکه دیدنیها و شنیدنیهای ناپاک، هر چیزی که ناپاک جذب میشود نفس انسان را درگیر و آلوده میکند.@ پس(یُصلِحُ کَسبَه) انسان کسب خودش را اصلاح بکند هم در مورد خودش و هم در مورد خانواده خودش این خیلی خوب است ما گاهی وقتها خودمان هم مریض هستیم بعد میخواهیم گناه را قبول نکنیم همان مریضی خودمان را هم میدهیم یک نفر دیگر بیاید کارش را انجام بدهد.@ مثلاً زن خودش کلی کیف میکند در خانهشان ماهواره باشد بعد میگذارد شوهر این کار را انجام بدهد شوهر دوست دارد میگذارد زن پیشنهادش را بدهد جلویش را هم نمیگیرد بعد میگوید من به او گفتم من راضی نیستم گناه دارد ولی رفت گرفت آورد اگر میخواستی یک زن دیگر بگیرد میگذاشتی؟@ او را میکشتی، راحت رفته ماهواره آورده اتفاقاً وقتی ماهواره میگیرند بعد زن هم میگیرند یعنی چی گذاشتی بیاورد سفت بایست در خانه نباید حرام بیاید باج ندهیم این چیزها باج دادنی نیست ناراحت میشود به او برمیخورد.@ نه این دارد کلک میزند بعد هم خودت مینشینی با او نگاه میکنی میگوید من که اصلاً نگاه نمیکنم من پشتم را میکنم گوش تو که میشوند بعد تحریک میشوی که ببینی چه بود یواشکی نگاه میکنی بعد یواش یواش رویت آنطرف میشود جاهایی که ما باید حساسیت نشان بدهیم حساسیت نشان نمیدهیم آنجاهایی که نباید حساسیت نشان بدهیم حساسیت نشان میدهیم.@ (فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ) انسان باید کنترل بکند و الا وقتی که ورودیهای شما آلوده باشد خروجیهایتان هم حتماً آلوده است دیگر نمیتوانی روزه بگیری و نماز بخوانی نه اینکه نمیتوانی بخوانی و بگیری این کارها را انجام میدهی ولی دیگر فایدهای ندارد قرآن میخوانی ولی برایت شراب نیست نمیتواند به تو اوج بدهد.@ میگویی من 30 سال است نماز میخوانم هیچ اتفاقی نیافتاده 40 سال است دارم روزه میگیرم هیچ اتفاق خاصی نیافتاده برای اینکه ورودیهایمان ورودیهای خوبی نیست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@