جلسه 063 - قلب
شماره جلسه
63
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
4
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 063 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ تبریک عرض میکنم ورود به ماه بسیار مبارک رمضان را خداوند انشاء الله به حق اولیاء خودش ما را در این ضیافت به شایستگی بپذیرد و انشاء الله توفیق داشته باشیم آنطوری که شایسته مقام انسانی شایسته این ماه عزیز هست از آن استفاده بکنیم و به وظائفمان عمل بکنیم.@ چون قبلاً توضیح داده بودیم که مراقبات ماه مبارک را عزیزانی که میخواهند برای ماه مبارک آماده بشوند کار بکنند یعنی بحث آماده داشتیم دیگر من موضوع بحث را تغییر نمیدهم که مستقیماً به بحث ماه مبارک بپردازیم چون منابع در اختیار همه عزیزان هست همان بحث قلب خودمان را ادامه میدهیم که بیارتباط هم با ماه مبارک نیست.@ جلسه گذشته یک اصلی را مطرح کردیم که فوقالعاده این اصل مهم هست یعنی به هر حال انسان همانطور که عرض کردیم اگر بخواهد در رحم دنیا متناسب با شرائط زیستی جاودانگی و ابدیت خودش را تربیت بکند باید حتماً شیوه داشته باشد و سبک زندگی داشته باشد اگر سبک و شیوه نداشته باشد به هیچ وجه نمیتواند برای ابدیت و آخرت آماده باشد.@ جدای از آگاهی، اول آگاهی نیاز هست که ما بدانیم اصلاً قرار است کجا برویم چه آیندهای در پیش داریم که پیامبر(ص) فرمودند(إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلَّ عالِمٍ بِالدُّنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید مبغوض میدارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت هست.@ یعنی دنیا را میشناسد علوم دنیا را میشناسد اما چیزی از آخرت و ابدیت نمیداند این شخص منفور هست نه اینکه منفور هست خداوند با کسی رابطه شخصی اینگونه دارد و بیهوده یک کسی منفور میشود در واقع یعنی کسی که آخرت را نمیشناسد سبک زندگیاش به گونهای خواهد بود که خودبهخود به دوری از خداوند میاید.@ قطعاً اگر خداوند تبارک و تعالی از کسی بدش بیاید و کسی را دشمن بدارد او هم خدا را دشمن میدارد و از خدا بدش میاید یعنی سبک زندگی که انسان در آن توجه به آخرت و ابدیت و جاودانگی نیست سبکی هست که به مرور زمان انسان نسبت به آخرت الله، خانواده آسمانیش غریبه میشود بیاحساس میشود بیرغبت میشود.@ حس و حال فرزندی را، حس و حال عضویت در خانواده را از دست میدهد مثل افرادی هستند که در خانواده خیلی گرم هستند خیلی خوب هستند همه اعضای خانواده دوستشان دارند آنها هم اعضای خانواده را دوست دارند ولی یواش یواش وقتی بزرگ میشوند ازدواج میکنند تغییر شغل میدهد شغل جدید انتخاب میکنند.@ خودبهخود از خانواده کَنده میشوند به مرور زمان میزان عواطفشان نسبت به اعضای خانواده خودشان به شدت پایین میاید مشغلههای جدید، سنگینیهای جدید باعث میشود انسان این عواطفش خراب بشود البته بعضیها هستند که نه اوج مشغلهها را هم دارند اما عواطفشان واقعاً نسبت به اعضای خانوادهشان خیلی قوی و قدرتمند میماند چون مراقبت دارند.@ انسانهای شریفی هستند که مراقبت میکنند و این را نگه میدارند. وقتی سبک زندگی آخرتمحور نباشد جاودانگی در نظر گرفته نشود و به چیزهای زودگذر، موقت، اصل قرار بگیرد خودبهخود انسان مسیری را طی میکند که دیگر حس و حال خدا، معنویت، آخرت، ابدیت را ندارد.@ حس و حال خانواده آسمانیاش را ندارد حس و حال امام زمان را ندارد الان هم علت اینکه این همه مسلمانها، خود جامعه ما از امام زمان دور افتادهایم با حضرت غریبه هستیم در روابط عاطفی با پدر آسمانیمان ضعیف هستیم.@ همین هست که ما خودمان را خیلی سنگین کردیم هر کدام دارای مشغلههای الکی زیادی هستیم که از هدف اصلی خودمان واماندیم حالا این مشغلهها بعضیهایش مشغلههای حسی است بعضیهایش خیالی است بعضیهایش وهمی است بعضیهایش هم عقلی هست.@ علمی، کارها، مطالعات، درس، دکتر شدن، مهندس شدن، رئیس شدن، استاد شدن همین گرفتاریهای اینطوری سر ما را خیلی شلوغ کرده و دچار خودفراموشی شدیم جدای از بحث اطلاعات که خیلی مهم هست انسان باید آخرت را بشناسد.@ سؤالهای آخرت را باید بشناسد پنجاه تا سؤال آخرت را باید بداند سؤالات قبر را باید بداند و اصلاً با این سؤالها زندگی بکند جدای از بحث اطلاعات، سبک زندگی هست که خیلی مهم هست سبک زندگی باید به گونهای باشد که ما روزبهروز پروازمان بیشتر بشود.@ روزبهروز انسمان، علاقهمان، به جایگاهی که داریم لحظه به لحظه به آن نزدیک میشویم زیادتر بشود و مثل یک کسی که الان دخترها و پسرهای بالغ که از نظر روحی سالم هستند الان شوق ازدواج دارند میخواهند یواش یواش برایشان خواستگاری بروند کلی شوق دارد که میخواهد برود ازدواج بکند مراحل خواستگاری، نامزدی، عقد، عروسی، میبینی که هر چقدر نزدیکتر میشود این شوقش بیشتر میشود.@ در روایت داریم مرگ عُرس مؤمن هست عروسی مؤمن هست انسان وقتی که به عروسیاش نزدیکتر میشود آن هم یک عروسی جاودانه با طرفهای جاودانه و با موجودات نورانی آنجا قطعاً انسان هر چقدر سنش بالاتر میرود هر چقدر از زمان میگذرد عاشقتر بشود دلشیفتهتر باشد انسش بیشتر باشد شوق و ذوقش بیشتر باشد.@ اگر میبینی سن دارد بالا میرود ما فاصلهمان از خانوادهمان زیادتر میشود از آسمان زیادتر میشود مشغلههایمان یکطوری هست که اصلاً اجازه نمیدهد ما رفت و آمد بکنیم نشان میدهد این عروسی واقعاً عروسی نیست ما به عروسی نمیرسیم و قطعاً تلخی در پیش داریم چون چیزی هست که دوستش نداریم داریم به آن نزدیک میشویم.@ علاقهای به این نداریم خوشحال نیستیم از اینکه داریم این مسیر را طی میکنیم و اسمش که میاید قند در دلمان آب نمیشود این نشان میدهد ما خرابکاری زیاد کردیم و بیشتر علاقه داریم همینجا باشیم و سنگین در روی زمین باشیم علاقه داریم که با همین سبک و سیاق زندگی دنیایی زندگی بکنیم.@ این نشان میدهد که اساساً سبک یک سبک کاملاً غلط و بینتیجه هست نتیجهاش جز اضطراب، فشار، غصه، مشکلات روحی و روانی، بیماریهای جسمی و روحی چیز دیگری ندارد چون متناسب با تولد تنظیم نشده.@ جنینی که در رحم مادر هست وقتی به تولد نزدیکتر میشود کاملتر است یعنی آمادگیاش هم بیشتر هست برای تولد، تا جایی که اصلاً دوست ندارد آنجا باشد و نمیخواهد باشد و با شتاب و با فشار به اینجا متولد میشود و میخواهد بیاید یک زندگی جدیدی را در یک فضای بینهایت بزرگتر از رحم مادر آغاز بکند.@ این سبک زندگی باید طراحی بشود ما باید روزبهروز شوق و ذوقمان به نظام جاودانگی نظام ابدیت، خانوادهمان، اصلمان، ریشهمان بیشتر بشود اگر که این سبک را ما نداریم باید سبک را بچینیم یعنی یک جای کار مشکل هست باید این سبک را بچینیم گاهی وقتها برای چیدن سبک یک سلسله موانع وجود دارد که آن موانع را ما باید برداریم.@ از ماه مبارک رمضان اصلاً این درس را یاد میگیریم که باید برای تنظیم سبک زندگیمان فشارهای کاریمان، سبک زندگیمان را عوض کنیم شما در ماه مبارک سبک زندگیتان عوض میشود حالا بگذریم خیلیها وقتی سبکشان عوض میشود متنفرند، ناراحتند، غصه دارند، از خدا دلخور هستند.@ بالأخره یکطوری ماه رمضان را میگذرانند با ناراحتی با تحمل میگذرانند این نشان میدهد این سبک را هر چه خدا دارد سال اول به او تمرین میدهد سال دوم تمرین میدهد 30 سال 40 سال خدا دارد این را تمرین میدهد که این بالأخره یک روزی تصمیم بگیرد سبک زندگیاش را آسمانی بکند این میبینی که هنوز همینطوری هست.@ با اینکه 40 سالش هست هر 40 سال با کراهت وارد ماه مبارک شده هر 40 سال هم با خوشحالی از ماه مبارک خارج شده این نشان میدهد که این اصلاً قرار نیست سبک زندگیاش را تغییر بدهد اصلاً متوجه نیست برای چه خلق شده اصلاً حواسش نیست که این آدم است هنوز خودش را در این نظام پیدا نکرده.@ اینکه علی(ع) میفرماید(رَحِمَ الله أمرء عَن عَلِمَ مِن عَین وَ فی عَین وَ إلی عَین) رحمت خدا شامل حال کسی میشود که بداند از کجا آمده در کجا هست به کجا میرود اگر این باور قلب ما نشود یقین نداشته باشیم این را جدی نگیریم باید همیشه منتظر فشارها، غصهها اضطرابها، گرفتاریهای زیادی در دنیا و آخرت باشیم.@ کسی که در دنیا هم نمیتواند خوش بگذراند قطعاً آخرتش هم نمیتواند خوش بگذراند کسی که اینجا هزار و یک جور آلودگی دارد آنطرف هم همان آلودگیها گریبانگیرش میشوند بچهای که در رحم مادر چند جور بیماری میگیرد این بیماریها را وقتی به دنیا میاورد بیماریهایش چند برابر میشود آنجا خیلی درد احساس نمیکند.@ وقتی اینجا میاید دردهایش خیلی زیاد است اگر آنجا حالا کور باشد خیلی احساس نمیکند کر هم باشد خیلی احساس نمیکند مشکلات مفصل، مشکلات پا، مشکلات عصبی داشته باشد خیلی نیست وقتی در دنیا میاید خیلی بیماریها ظهور میکند.@ چون اینجا دنیای کاملتری است تجهیزات کاملتری میخواهد و این آن تجهیزات را با خودش نیاورده اصلاً ندارد بنابراین بیماریهای بچه وقتی در رحم مادر هست به دنیا میاید یکدفعه هزاران برابر شدیدتر میشود وقتی به دنیا میاید دنیا چون کاملتر هست فعلیت بیشتری دارد دقت بیشتری روی تفسیر بچه دارد.@ وقتی میگویند بچه این چشمش مشکل دارد زردی دارد استخوانش گرفتار است کوری دارد کری دارد انگشتش اینطوری است پلکش اینطوری است لبش اینطوری است گرفتاری یکسره پشت سر هم هست این به این خاطر هست که سبک آن روابط ریاضی بین رحم، دنیا خودش رحم دوم هست برزخ رحم سوم هست به آخرت، سبکش اینطوری است.@ شما وقتی که وارد میشوید در هر مرحله ضعفها چند برابر میشود کما اینکه قوتها هم چند برابر میشود قوتها خیلی زیاد میشود. شما الان نگاه کنید در خوابتان یک مرحله که عوض میکنید از سبک دنیا در میایید در خواب میروید میبینید در خواب چقدر شنگول هستید راحت میتوانید پرواز بکنید راحت سرعتتان زیاد میشود.@ یک لحظه میبینی کربلا هستی، یک لحظه میبینی مشهد هستی همینطوری یکسره دائماً قدرتت خیلی زیاد میشود چرا؟ چون یک ماده را ول کردی از یک سنگینی ماده که انسان در میاید خودش را سبک میکند اینطوری خیلی قدرت پیدا میکند.@ حالا شما فکر کنید از خواب انسان واقعاً وارد برزخ بشود وقتی وارد برزخ میشوید در نظام برزخی قدرتهای ما هزاران هزار برابر میشود میلیونها برابر قدرت پیدا میکنیم میلیونها برابر سرعت پیدا میکنیم میلیونها برابر لذت پیدا میکنیم میلیونها برابر معنویت پیدا میکنیم.@ میلیونها برابر زیبایی نصیبمان میشود میلیونها برابر شادی نصیبمان میشود چون میتوانیم از آن بهرهبرداری کنیم عالم کاملی هست شما لذتتان میلیونها برابر زیادتر میشود تمام داراییهایتان، کمالاتی که نصیبتان میشود علمتان همهاش زیاد میشود متقابلاً بیماریها هم همینطوری هست وقتی ضعفی ما از رحم دنیا میبریم در نظام برزخی، یک حسادت.@ اینکه علی(ع) فرمود یک گناه آنطرف صد سال طول میکشد از نفس انسان پاک بشود برای این هست که آن نظام اینطوری هست سبک آن نظام اینطوری درست شده لذا پس ما باید اینجا تلاشمان این باشد که ما سبک زندگیمان را درست بکنیم.@ سبک زندگیمان هم عرض کردم اول باید موانع را برطرف کنیم قاعدهای که هفت قبل خدمتتان عرض کردم این بود که باید خودمان را سبک بکنیم اساساً بافت اینطوری هست که ما باید اول سبک بکنیم شما هر چقدر شئونات پایین را سبکتر میکنید شئونات بالا قدرتمندتر میشود.@ الان شما وقتی میخواهید خیالتان قوی بشود چکار میکنید؟ حافظهتان را میخواهید قوی بکنید؟ در شلوغی درس نمیخوانید در خیابان درس نمیخوانید در و پنجره را باز نمیکنید تلویزیون را روشن نمیکنید اول تمام مزاحمتهای حسی را سبک میکنید.@ میگویی تلفنم را خاموش میکنم کسی با من حرف نزند کسی در اتاق من نیاید کسی خانه ما امروز نیاید من کار دارم با کسی قرار نمیگذاری، همهاش سبک کردن است، سنگین غذا نمیخورید سنگین نوشیدنی نمیخورید غذاهای سرد نمیخورید چون خوابآوری دارد کسی که صبح بلند میشود نان و پنیر بخورد نمیتواند تا ظهر کار حسی قوی بکند.@ ولی وقتی صبح عسل میخورد یک چیز گرم میخورد خوب میتواند تا ظهر مغزش میکشد ولی وقتی نان و پنیر خوردی سرد خوردی، نمیکشد ساعت ده صبح آدم کم میاورد خوابآلودگی دارد کسالت دارد کرختی دارد اینها را آدم باید دقت بکند نان و پنیر خواستی بخوری کنارش یک گردو بخور خوابآلودگی برایت ایجاد نکند زیاد سردت نشود از این استفاده کن.@ پس ما یک عالم سبکی ایجاد میکنیم وقتی میخواهیم یک مطالعه بکنیم میگوییم الان کنکور است دوران کنکور هم خیلی از کارهایم تعطیل است این سبک کردن میشود سبک میکنی چرا؟ چون میخواهی به ذهنت برسی به خیالت برسی میخواهی خیال را باردارش بکنی سنگینش بکنی وزینش بکنی قدرتمندش بکنی قرار است بروی یک مسابقه علمی شرکت بکنی.@ به قول امروزیها میگویند یک ماراتون علمی، در یک ماراتون علمی میخواهی شرکت بکنی الان ورزشکاران ما میخواهند ورزش بکنند چکار میکنند؟ میگویند هفته بعد المپیک لندن داریم این از چند ماه جلوتر با خانواده و درس و کار و خیلی چیزهای دیگر خداحافظی کرده همه وقتش در باشگاه است.@ میگوید من میخواهم آنجا مسابقه بدهم این را سبک کردن میگویند پس وقتی میگوییم سبک کردن در سبک زندگی یعنی همین، یعنی انسان قیچی بزند چیزهایی که قرار است برایش مزاحمت ایجاد بکند هر چه که هست اگر نمیتواند قیچی بکند حتماً باید عرضه داشته باشد از آن بال درست بکند.@ این مسأله خیلی مهم است شما یکسری چیزها هست به شما میچسبد نمیتوانید از خودتان جدا بکنید اگر میشود جدا کرد همه را قیچی کن برو ولی اگر قرار است قیچی نکنی و نباید بکنی مثلاً یک کسی ممکن است بگوید من نمیخواهم ازدواج بکنم.@ به قول امام صادق(ع) یک کسی آمد گفت من میخواهم به خودم برسم ازدواج نکنم امام صادق(ع) فرمود اگر ازدواج نکردن خوب بود حضرت زهرا این کار را میکرد پس ازدواج باید بکنی ولی باید یک کاری بکنی این شوهر این زن این بچه بال بشوند بار نشوند.@ اگر بخواهی اینطوری باشد باید بلد باشی که یک شوهر بداخلاق، یک شوهر زبان نفهم، یک زن بداخلاق، اذیتکن، بچهای که میاید بارداریاش، مثلاً میگوید من باردار شدم نمیتوانم عبادت کنم خود بارداری میتواند بال بشود یعنی این سنگینی که نمیگذارد تو عبادت بکنی باید بلد باشی که این سنگینی بارداری را چطوری بالش بکنی چطوری از آن حرکت بکنی.@ الان من باید یک مادرشوهر، یک پدرشوهر، یک خواهرشوهر، یک برادرشوهر، یک چندتا خانواده شوهر، خانواده زن را باید تحمل بکنم اینها برای من گرفتاری درست میکنند من چکار کنم اینها را به بال تبدیل کنم.@ یعنی یک کاری بکنم با اینها بتوانم پرواز کنم از بدترین شرائط بتوانم پرواز کنم این خوب است بعضیها عرضهاش را دارند پس ما مطلقاً نباید سنگین بشویم اگر قرار است سبک بشویم حرکت بکنیم باید تمام ارتباطات ما رنگ فطری پیدا بکند وقتی طبیعت خالص میشود طبیعت خالص انسان را اذیت میکند.@ طبیعت خالص دردسر ایجاد میکند وزنش خیلی سنگین است این طبیعت را رنگ فطرت بزن سبک میشود. آب چشمهها را دیدید میگویند این آب آب سبکی است آب آب سنگینی است هر دو آنها آب است ولی میگویند این آب سنگین است آن آب سبک است.@ ما چکار کنیم که اگر طبیعت سراغمان آمد با یک فطرت سبکش بکنیم دیگر اذیتمان نکند غذا میخوری میخندی شوخی میکنی مسافرت میروی با همسرت هستی با بچهات بازی میکنی تلویزیون تماشا میکنی پارک میروی کوه میروی هر جا میروی سبک بروی سنگینت نکند.@ این خیلی مهم است که من این سبکها را باید تمرین بکنم که چه چیزی من را سنگین نکند من اگر یکجا سنگینی دارم نمیتوانم بالا بروم چطوری با آن رفتار بکنم که سبک بشوم. ماه رمضان هم همینطوری هست خدا ما را در ماه رمضان میاورد میگوید سبک زندگیات را عوض کن میگوید یاد بگیر دو وعده غذا بخور.@ ما میتوانیم یک کاری بکنیم که بعد از ماه رمضان هم دو وعدهای بشویم یا نه، دوباره بعد از ماه رمضان پنج وعدهای میشویم دوباره خودت را سنگین میکنی آدم واقعاً باید تمرین بکند الان شما مثلاً سحری خوردید الان افطار که میاید بخصوص شبهای قدر من به همه توصیه میکنم میگویم آدم عقده شکم را کنار بگذارد تمرین بکند ببین الان واقعاً من موقع افطار چقدر کافی است بخورم.@ یک موقع میبینی طرف نان و پنیر و یک چایی شیرین میخورد یک سوپی میخورد میبینی واقعاً کافی است این توهم شیطانی است که هی به شما میگوید شما 13 ساعت 14 ساعت 17 ساعت گرسنگی داشتی توهم است که تو الان باید خیلی بخوری بدنت باید جاندار بشود باید خیلی بخوری.@ ولی ما میگوییم با کیفیت اما کم بخوریم جلسه گذشته حدیثمان از علی(ع) (تَأدَم بالجوع) میگوید این گرسنگی را خورشت خودت بکن، خورشت برای چه به غذا میگذارند؟ برای خوشمزگی، که خوشمزه بشود یک سودی هم به انسان برسد.@ حضرت میگوید وقتی میخواهی پرواز بکنی گرسنگی قاطی کن گرسنگی وقتی قاطی میکنی پروازت زیاد میشود. الان یک کسی میخواهد کنکور بخواند شب اگر بخواهد سنگین بخورد دیگر شب نمیتواند بیدار باشد ولی اگر بخواهد خیالش پرواز بکند بالا برود بتواند ریاضی یاد بگیرد شیمی یاد بگیرد فیزیک یاد بگیرد بخواند.@ باید گرسنگی قاطیاش بکند گرسنگی را قاطی غذایش بکند یعنی کم بخورد سیر نخورد یعنی یک سوم بخورد دو سوم شکمش را خالی نگه دارد(تأدم بالجوع) با گرسنگی خورشت بگیرید یعنی این را قاطی کارهایت بزن وقتی سنگین میخوری دیگر نمیتوانی پرواز بکنی این اصلاً نمیگذارد بالا بروی.@ خداوند در ماه مبارک رمضان ما را میاورد تمرین میدهد میگوید الان دروغ نگو من نمیتوانم نماز شب بخوانم ببین الان سحر بلند شدی چقدر وقت غذا درست کردن و غذا خوردن و جمع کردن و شستنش طول کشید یازده رکعت نماز چقدر طول میکشد.@ پس نگو نمیتوانم بلند شوم این دروغ است من نمیتوانم شب بلند شوم این دروغ است چون همه کسانی که میگویند ما شب نمیتوانیم بلند شویم سحر میتوانند بلند شوند اکثر قریب به اتفاق به ندرت استثنائاً آدمهایی هستند که یک درصد هم نیستند که بگویند ما شب نمیتوانیم بیدار شویم واقعاً هم همان شب که میخوابیم میخوابیم تا فردا افطار هم چیزی نمیخوریم یعنی سحر بلند نمیشوند.@ خدا میگوید نگاه کن الان توانستی سحر بلند شوی الان با خانواده بودید گپ زدید غذا خوردید پس میشود سحر بلند شوید ماه رمضان هم میشود بعضی از سحرها را حداقل بیدار ماند، نگو نمیشود، من نمیتوانم، ببین 17 ـ 18 ساعت نخوردی هیچ طوری و اتفاقی هم نیافتاد آن موقع هم میشود کم خورد خدا میخواهد سبک ما را سبک بکند از اینطرف این شکم را میبندد.@

از اینطرف سبکمان میکند از آنطرف غذاهای معنوی میدهد غذاهای بخش فوق عقلانی، شما در ماه رمضان میگوید حست را کنترل کن غذا کم بخور کمتر بخواب، خیال و وهمت و افکارت را کنترل کن افکار بد نگذار سراغت بیاید که اینها را در دشمنشناسی گفتیم.@ فکرمان را باید کنترل بکنیم فکر بد، منفی، بدبینی، حسادت، تجاور، فضولی کردن در کار دیگران، اذیت کردن دیگران در ذهنمان نیاید عقلمان هم که کار مطالعاتی و علمی دارد آن هم خودبهخود سبک میشود شما وقتی این بخش را سبک کردید کار علمیات هم در ماه رمضان خیلی خیر و برکت پیدا میکند.@ همه این سبکیها مقدمه است برای بخش فوق عقلت، آن بخشی که با خداست آن بخشی که از جنس خداست آن نفخهای که از خداست آن نفخهای که از محمد و آل محمد(ع) هست بعد حالا میگوید بنشین دعا بخوان دعای سحر داریم، علت اینکه سحر این همه دعا وارد شده چیست؟@ یعنی این همه غذا وارد شده یک عالم غذا ریختند در سحر، شما سحرهای هیچ ماهی اینقدر غذا ندارید از دعاهای یک خطی داریم تا ابو حمزه ثمالی که چندین صفحه هست استفاده کنیم قرآن بخوانیم میگویند هر روز قرآن بخوانید قرآن را بیشتر بکنید.@ اینها برای شما سبکی میاورد هم خوراک است هم سبکی میاورد. پس دو چیز را ما باید حتماً به آن توجه بکنیم یکی سبک شدن یکی قدرتمند شدن یعنی سبک شدن کدام بخش؟ این بخشهای اینطوری سبک باشند تا این بخش غذا بخورد قدرتمندتر بشود.@ هر چه این بخش قدرتمندتر بشود این پروازش عالیتر صورت میگیرد چون سبک هم هست بخشهای پایینی مزاحمش نیستند ما علت اینکه الان نمیتوانیم پرواز بکنیم اوجی نداریم نمیبینیم نمیشنویم نمیبوییم الهامات نداریم علتش این هست که ما بخشهای پایینیمان خیلی سنگین است وقتی برای دریافت الهام نداریم.@ وقتی برای دریافت از آسمان نداریم جا پر شده برای همین هم میگویند وقتی شکم پر میشود حکمت قطع میشود فهمش از بین میرود چون فهم میخواهد نازل بشود شما این شکم را پر کردید تمام ذهن مشغول این شده کاری نمیشود کرد انسان سنگین میشود بیشتر وقتی غذا میخورد ترجیح میدهد بعدش آدم بخواهد کار دیگری نمیخواهد بکند.@ پس 1 ـ سبک شدن خیلی مهم است که این سبک زندگی میخواهد ماه رمضان طوری بچینیم که سبک باشیم از ماه رمضان درس بگیریم و 2 ـ سنگین کردن این بخش، هر دو را در ماه رمضان خدا برای ما انجام داده.@ یعنی خدایی که نیازی به ما ندارد واجب میکند برای اینکه ما واقعاً خوشبخت بشویم هم در دنیا هم در نظام آخرتی بر ما این داستان را واجب میکند به عشق انسانیت ما، یعنی خداوند انسانیت ما آن بخش انسانی ما که دیگر زن نیست مرد نیست مادر نیست پدر نیست بچه نیست جنسیت در آن به کار نرفته.@ عالم نیست عاقل نیست آن بخشی که فقط عاشق است آن بخش را خداوند میاید به حمایت از عشق به حمایت از عاشق به حمایت از دل ما وسط آمده در دین گفته سالی یک ماه را باید حداقل تمرین عاشقی بکنید ولی ما چون نگاهمان به خودمان غلط است وقتی وارد این سبک میشویم از این سبک خوشمان نمیاید.@ یعنی باز ما خودمان را سنگین میکنیم فاصله بین افطار تا سحر دوباره خودمان را سنگین میکنیم و در طول روز هم سعی میکنیم از این سبک فرار بکنیم یکطوری این سبک را بگذرانیم. بعضیها هستند که مشکلات دارند به جای اینکه با مشکلات درگیر بشوند بیشتر ترجیح میدهند بروند یک گوشهای بخوابند خیلی خوششان میاید بروند.@ یکجایی بخوابند میگویند بیشتر بخوابیم که فراموش کنیم بیشتر بخوابیم که یادمان نیاید مشکل داریم سیگار، مواد مخدر، مشروب اینهایی که سراغ اینها میروند همهاش برای فرار از خودش است.@ ما در ماه رمضان هم اینطوری هستیم میخواهیم یکطوری زمان بگذرد خوشحال میشویم که ساعت زودتر به افطار نزدیکتر بشود هی آخ و اوخ بکنیم که چقدر دیر شد چرا اینقدر ساعت کُند میگذرد هر چه خدا میخواهد ما را تکان بدهد.@ پارسال بود امسال بود پنج سال پیش، ده سال پیش، هی خداوند دارد هر سال ماه رمضان به ما میگوید که تو آدم هستی انسان هستی از جنس من هستی مال من هستی برای من هستی من هم برای تو هستم ما برای هم هستیم ما قرار است تا جاودانگی با هم باشیم.@ پس از الان شروع کنیم به انس گرفتن با همدیگر، ولی ما اصلاً حواسمان نیست ما هی میگوییم ما میخواهیم با معشوقهای زمینی، وهمی، خیالی، معشوقهای حسی میخواهیم باشیم هر چه خدا ماه رمضان ما را تکان میدهد لذا فایدهای ندارد.@ اینکه حضرت علی(ع) میفرماید(رُبَّ صائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن صِیامِهِ إلاّ الجوع وَ الضَماء) بسیار روزهداری که از روزه خودشان هیچ بهرهای جز گرسنگی و تشنگی نمیبرند، بهره دیگر چه بوده که باید ما میبردیم؟ چه بهرهای باید میبردیم غیر از گرسنگی و تشنگی؟@ قدرت، سبک زندگی، پرواز کردن، سبک شدن، این سبک شدیم تمرین کنیم نگه داریم هم در خود ماه مبارک نگه داریم هم بعد از ماه مبارک این سبکی را نگه داریم تا این تمرین سبکی را ما نکنیم قدرت، پرواز، حیات، شادی، نشاط، آرامش به سراغ ما نمیاید.@ حالا نکته مهم این است من دوتا چیز خدمت شما عرض کنم در قرآن میفرماید اگر میخواهید بدانید یک نفر چقدر انسان خوبی هست ببین چقدر شاد و آرام است در سبکی حتماً شادی و آرامش هست چون وقتی کسی سبک شد غصه هم نمیخورد اضطراب هم سراغش نمیاید.@ آدمهای سنگین هستند که اضطراب و غصه زیاد دارند ترس زیاد دارند مشکلات روحی و روانی دارند وقتی شما سبک شدی غصه هم اصلاً نداری. خداوند ماه مبارک رمضان ما را سبک میکند میگوید قرار است تو هیچی نخوری از سحر تا افطار، طرف انگار خیالش راحت است سبک شد دیگر هیچ کاری با غذا ندارد.@ یعنی میداند که اگر طرف یخچال برود جلویش غذا درست بکنند وسوسهای صورت نمیگیرد چون برای خودش مسلم کرده که من قرار نیست هیچ استفادهای بکنیم خیالش راحت است. من یک مثال بزنم: الان شما از صبح روزه گرفتید تا الان، سر کلاس آمدید نشستید الان ساعت 5 ـ 30/5 کلاس را شروع کردیم تا ساعت 30/8 هم دو سه ساعت وقت داریم.@ حالا فکر کنید امروز یوم الشک بود کلاس را شروع کردیم بعد یکدفعه وسطش اعلام کنند عید شده اول کلاس اعلام میکنند عید شده بعد میگوییم حالا بیایید بنشینیم کلاس شروع کنیم میگویی نه دیگر الان آمادگی نداریم عید شده ما باید حتماً یک چیزی بخوریم داستان شروع میشود.@ هیچ اشکالی ندارد ما دو ساعت دیگر هیچی نخوریم هیچ اتفاقی نمیافتد قرار بوده روزه را بگیریم در این چند ساعت بعدی، ولی میگوییم حالا که اذان را گفتن عید اعلام شده فهمیدیم عید است باید بخوریم لذا میبینی باز خودمان را سنگین میکنیم این داستان همینطوری ادامه دارد.@ پس تمرینهایمان را خوب دقت بکنیم در ماه مبارک رمضان یک درس بسیار بسیار خوبی است این دهان بسته بشود دهان بخش فوق عقل باز بشود قرآن بخوانید استغفار بکنید یاد خداوند تبارک و تعالی، استغفار هم انسان را سبک میکند.@ روایتش را برایتان بخوانم وجود مقدس امام صادق(ع) (إنَّ لِلقُلُوبِ صِداعً کَصَداعِ النُحاس فَاجلُوها بِالإستِغفار) میفرماید این دلها زنگار میگیرد مثل زنگار مس، شما مس و آهن و فلزات را نگاه کنید زنگار میگیرند.@ میگوید دلهای شما هم همینطوری میشود یعنی واقعاً زنگار میگیرد واقعاً آلودگی میگیرد واقعاً چرک میگیرد سنگین میشود، حالا باید چکارش کرد؟ میگوید(فَاجلُوها بِالإستِغفار) این قلبهایتان را جلا بدهید با استغفار، اینکه خیلی تأکید میکنند بزرگان و عرفا حدیث هم داریم حتماً بعد از نماز عصرتان 70 بار بعضی از اساتید فرمودند 100 بار انسان استغفار بکند.@ استغفار به همان معنایی که گفتم یعنی واقعاً از خدا معذرتخواهی بکند به خاطر حواسپرتیهایی که در طول روز دارد آلودگیها، ذهنهای غلط، فکرهای غلط، تصمیمهای غلط، دیدنیهای غلط، شنیدنیهای غلط، این استغفار خیلی انسان را سبک میکند.@ کسی که استغفار ندارد مثل کسی است که حمام نمیرود یک روز شما حمام نروید دو روز حمام نروید بعد معلوم میشود اصلاً کل بدن درگیر میشود استغفار حمام روح هست انسان وقتی نرود تمیز هم نیست حالا هر کار دیگری هم بکند فایدهای ندارد این حمام را باید برود صدقه و استغفار فوقالعاده مهم است.@ باز از وجود مقدس نبی اکرم(ص) (جَلاءُ هذِهِ القُلُوب ذِکرُ الله وَ تَلاوَۀُ القُرآن) جلای این قلبها یاد خداست و تلاوت قرآن، انسان سبک میشود شما الان نگاه کنید وقتی شب مسجد میروید مسجد غیر از خانهتان است وقتی واردش میشوید احساس سبکی دارید.@ حرم امام رضا میروید میبینید چقدر سبک میشوید برای چه ما آنجا میرویم سبک میشویم امام رضا همه جای عالم حضورش یکسان است اینطور نیست که امام رضا در مشهد قویتر حضور دارد تا در قم یا در واشنگتن یا در آفریقا، اینطور نیست امام رضا همه جا یکسان حضور دارد.@ ولی چرا میگویند شما مشهد میروید اینطوری میشوید چرا میگویند سر قبر بروید مرقد بروید چرا؟ سبکی دارد شما وقتی وارد آن فضا میشوید یکدفعه سبک میشوید خیالات زشت شما ممکن است در هتل داشته باشید در حرم خیالات زشت به راحتی سراغ شما نمیاید افکار بد سراغ شما نمیاید افکار آلوده نمیاید.@ آن چیزی که خیلی در حرم به آن فکر میکنی خودت نظام شخصیتی خودت، ابدیت، خانواده آسمانیات، خود امام، امام زمان و بالاتر از اینها، چقدر فرق میکند شما محیط را عوض کن آدم برود در یک محیط فاسد قرار بگیرد ذهنش به شدت فاسد است زود آلوده میشود.@ روح، خیال، وهم همه چیز آلوده میشود چون انسان را سنگین میکند پس مسجد، حرم، عالم، چرا میگویند به عالم نگاه کنید عبادت است به در خانه عالم نگاه کنید عبادت است به آسمان نگاه کنید عبادت است به دریا نگاه کنید عبادت است.@ چون دریا وقتی نگاهش میکنید و تمرکز میکنید یکدفعه آدم سبک میشود آسمان را شما شبها نگاه کنید این سبکی را میاورد پس اینکه میگوید جلاء این قلبها یاد خدا و تلاوت قرآن هست همین که ما قرآن بخوانید ولو معنیاش را هم نفهمید همین موسیقی قرآن، نگاه کردن به کلمات خدا اثر دارد.@ ما که دیگر بدتر از آب نیستیم آن سیدی آب را دیدید یک الله به آب میخوانند آب سلولهایش عوض میشود وقتی به قلب ما بخوانند حتماً تغییر میکند همین معنی قرآن را نفهمیم همین فقط قرآن را نگاه کنیم بغل کنیم ببوسیم اصلاً من الان نمیخواهم قرآن بخوانم.@ من میخواهم بروم این را بغل کنم کلام خداست کلام محبوب من است یک کمی روی دلم بگذارم یک کمی نازش کنم چند تا بوسه خوب به او بزنم روی سر و صورتم بمالم آدم را سبک میکند واقعاً اثر دارد شما یک پرچم هست برو این پرچم را به صورتت بمال، پرچم یا فاطمه الزهراء، یا امام حسین یا مهدی، همین روی صورتت بمال قشنگ از آن حس میگیری.@ حجاب سبکی میاورد، چرا سبکی میاورد؟ چون طبیعت را مهار میکند فطرت آزاد میشود نماز سبکی میاورد روزه سبکی میاورد خمس سبکی میاورد زکات سبکی میاورد اینها همهاش برای انسان سبکی میاورد. من چند وقت پیش داشتم گزارش سفر میدادم به دوستان عزیزمان قبل از کلاس عکسش هم در این مجله هست.@ مجله زهرا در بوسنی، یک خانمی هست مال کشور دیگر است کشور اسلونی هست چند وقت پیش با همسرشان منزل ما آمده بودند اینها آنجا فعال هستند خیلی فعالیت خوبی دارند زن و شوهر بسیار قوی هستند بعد ایشان ایران آمده بود زمان زیادی نداشت قم آمده بود بعد هم قرار شد شب منزل ما بیایند.@ حاج خانم به این یک چادر داد موقع نماز، میخواست نماز بخواند حاج خانم یک چادر نماز به او داد وقتی این چادر نماز را پوشید بعد یکدفعه دیدیم حالش عجیب به هم ریخت بعد نماز را خواند حالا ما توقع این بود چون سبک زندگیشان اینطوری نیست.@ در آنجا که چادر ندارند در کشور خودشان مانتویی هستند لباس خوب میپوشند مقنعه خوب دارند این چادر را وقتی سرش کرد خیلی حالش عجیب منقلب شد بعد از نماز ما گفتیم حالا چادرش را در میاورد میاید بنشیند دیدیم نه این چادر را از سرش در نمیاورد یکطوری هست تا آخر شب، چون ما جلسه علمی مفصلی هم داشتیم چند ساعت بحث داشتیم.@ بحثهای تخصصی داشتیم و بحثهای انسانشناسی داشتیم و بحثهای معنوی داشتیم با همسرشان و خودشان، این همینطوری بود ما تعجب کردیم بعد موقع رفتم گفت من نمیدانم چرا این حال من را خراب کرد این چادر را پوشیدم یکطوری شدم نمیتوانم آن را در بیاورم هر کاری میکنم جدایش بکنم انگار از من جدا نمیشود یکطوری شدم.@ انگار که میخواهم بردارم یک حس بدی به من دست میدهد حاج خانم گفت این چادر را به شما دادم مال شماست به شما هدیه دادم آنقدر خوشحال شد که این چادر را به او هدیه داده بودند خیلی مقدس بود چون او در آن حس احساس سبکی خاص کرده بود چون یکدفعه یک چیزی روی طبیعت میافتد و طبیعت را میپوشاند و فطرت کاملاً آزاد میشود.@ آقایان همینطور، یک آقایی با آستین کوتاه بایستد نماز بخواند اشکال شرعی ندارد آستین کوتاه در خیابان بپوشد تابستان است گرم است اما خانه میامد اگر یکدفعه یک عبا داشته باشد روی دوشش بیاندازد حسش تغییر میکند میخواهم بگویم خیلی اثر دارد.@ شما یک عطر بزنید عطر مناسب بزنید میبینید سبکتان میکند یک عطر نامناسب بزنید سنگینت میکند یک موقع انسان بیدقتی میکند یک عطر نامناسب میزند همین که میزند میبینی سنگین میشود بعد میخواهد برود سر نماز، میبیند حضور ندارد ولی یک عطر میزند چرا وقتی سر نماز میرود حس میگیرد.@ من آنجا که بودم یک پیرزنی بود در آن روستا یک روستایی بود در ارتفاع دو هزار متری روی کوه، ما یک اردویی داشتیم آنجا که شرائط شهری نداشت آب نداشت برق نداشت هیچی نداشت یعنی شبها ما هیزم میاوردیم روشن میکردیم غذا را هم باید همانجا درست میکردند میخورند.@ یک خانمی بود آنجا یک کلبهای درست کرده بود روی آن ارتفاع که ثبت شده به عنوان مرتفعترین مسجد دنیا، چون خیلی بالاست آنجا یک کلبه کوچکی بود آن را مسجد کرده بود خودش هم کارهای نظافت و کارهایش را انجام میداد خیلی خانم باصفا و با معنویتی بود یک کلبه خیلی کوچکی هم خودش داشت.@ پشت این کلبه بود ما خیلی خوشحال شدیم که آن فضا رسیدیم مثلا ًآنجا مسجد دارد بعد من به یکی از دوستانم گفتم من میخواهم یک هدیه به او بدهم گفت چه میخواهی بدهی؟ گفتم یک شیشه عطر به او میدهم حالا حتماً آنجا مرکز خود عطر است همه جور عطرهای اروپایی هست.@ اولش خیلی برایش مهم نبود که من میخواهم به او عطر بدهم ولی خوشحال بود که میخواهم یک هدیه بدهم من عطر کعبه را به او دادم یعنی عطری که وقتی بو میکنی حال و هوای کعبه را دارد عطر با آدم حرف میزند.@ وقتی این را به او دادم این واقعاً روحیهاش عوض شد آنقدر حالش عوض شد شروع کرد تشکر کردن روی قلبش گذاشت شما وقتی گلاب میزنید عطری که آن حالتهای خاص را میزنید تا یک عطر جلف که آدم میزند زمین تا آسمان حس و حال آدم تغییر میکند فرق میکند.@ پس ما وقتی داریم راجع به سبک شدن صحبت میکنیم ما باید یک سبک زندگی برای خودمان طراحی بکنیم که در این سبک زندگی سادگی وجود داشته باشد حضرت سلیمان(ع) آن زندگی اشرافی را داشته هیچ کس هم ندارد قرآن میگوید نه کسی قبلش داشته نه کسی بعدش خواهد داشت تا قیامت.@ هیچ کس آن سبک زندگی را نداشته به آن بزرگی و تشریفات، میگوید من هر دو زندگی را تجربه کردم اما شیرینی فقط در سادگی است. یعنی شما هر چه پیچیدهتر تجملات را بیشتر بکنید شیرینی کمتر میشود.@ شما الان میخواهید نزدیک افطار از غذا لذت ببرید غذای متنوع درست نکنید یک غذا افطار بکنید ببین چقدر برایت شیرینی دارد یک نان تازه آدم میخورد چقدر شیرین است پس سادگی، تا میتوانیم سادگی داشته باشیم هر چقدر شما سادهتر بگیرید همه چیز را سادهتر بگیرید.@ هر چیزی را سادهتر بگیرید تشریفاتش را کم بکنید شیرینتر، بهتر، راحتتر هم آدم میتواند حرکت بکند وقتی تشریفات را زیاد میکند شرائط را زیاد میکنید آداب و رسوم را زیاد میکنید میبینید که واقعاً دردسرساز میشود در همه چیز، من الان فعلاً میخواهم راجع به سبک زندگی صحبت بکنم نمیخواهم راجع به مسائل معنوی صحبت بکنم.@ الان شما ازدواجها را نگاه بکنید وقتی آداب و رسوم میاید چقدر کار را خراب میکند چقدر دعوا و درگیری و اختلاف و غصه و توقعات بیهوده برای هر مرحلهاش آدم گیر است اما وقتی این را ساده میگیری آدم بیتکلف میگیرد چقدر شیرین راه میافتد جلو میرود وقتی شرائط میگذارید کار خیلی خراب میشود.@ داشتیم یک جایی صحبت میکردیم بعد یک بنده خدایی گفت میشود ما یک عروسی داشته باشیم در آن گناه نباشد گفتم بله هست الحمد لله الان خیلیها هستند عروسی دارند مراسمشان خیلی خوب هست متدینترین مردم عادت کردند که عروسی را به هم بزنند.@ بعد این میگفت ما مسیحیها میایند آنقدر عروسی را مقدسش میکنند و به آن احترام میگذارند که در کلیسا برقرارش میکنند ما از آنها چه میخواهیم یاد بگیریم؟ فسادشان را میخواهیم یاد بگیریم؟ بیحیاییهایشان را میخواهیم یاد بگیریم؟ خشونتهایی که دارند رواج میدهند یاد بگیریم؟ فساد و خودخواهیها و خودمحوریها را یاد بگیریم؟@ یک چیز خوب هم دارند تعصب نداشته باشیم چیز خوب دارند ازدواجشان را در کلیسا برقرار میکنند در کلیسا دیگر ساز و آواز هم راه نمیاندازند اگر سرودی هم هست حرفی هم هست الهی میخوانند.@ مثل حضرت زهرا(س) عروسی حضرت زهرا سرود میخواندند شعر میخواندند شعر خوب و شاد میخواندند اما همهاش مثل این تواشیحهای خودمان ذکر خداوند تبارک و تعالی بود همین تواشیحهای خیلی زیبا، حالا یک کسی بگوید عروسی دعوت بکنید تواشیح بیایند بخوانند از امام زمان پدر آسمانیتان، از مادرتان، از عروسی، خیلی چیزهای قشنگ هست.@ آدم میشود برایش تواشیح بخواند آنهایی که خیلی ادعا دارند خیلی مدعی هستند که ما مسلمانیم مؤمن هستیم متدین هستیم آنها هم برنمیتابند یک همچین عروسی را، این حرفها چیه، عروسی باید تالار باشد تالار باید همه آنجا بیایند تا ته جهنم نروند اصلاً مبارک نیست.@ همه باید خودشان را آلوده بکنند بیایند خودنمایی، خودفروشی برای محرم و نامحرم، انواع و اقسام خودنمایی و خودفروشی آلودگی تا عروسی عروسی بشود عقده موسیقیهای تند و معصیت و خشم خدا و امام زمان را باید حتماً در این عروسی جلب بکنیم تا این عروسی مبارک بشود.@ حالا اوائل انقلاب اتفاقات اینطوری افتاد خیلیها این کارها را کردند رفتند در مسجد هم عروسی گرفتند بعضیها الان دختر و پسرها هستند میایند میروند سر قبر شهدای گمنام جاهای دیگر مراسم میگیرند خیلی عالی است به توافق میرسند این کار را میکنند یک جای مقدس یک جای پاک میروند یک کوهی میروند کار را خراب نمیکنند.@ حالا ما نمیگوییم اینطوری، اگر قرار است در تالار هم باشد آدم سازماندهی بکند این قضیه را سبک بکند معصیت در آن نیاید اجازه معصیت ندهیم سنگین نکنیم حالا چهارتا بچه نادان چهار تا آدم هوسباز آدم باید محکم جلویشان بایستد و اجازه ندهد که سنگینی برای همه ایجاد بکند.@ چون این سنگینی آنقدر سنگین است که قیامت حالا حالاها نمیشود جوابش را دارد یک شب عروسی دهها سال صدها سال انسان را در عذاب نگه میدارد چه کاری است آدم این کار را بکند.@ من بحثم سبک زندگی است ما باید در همه چیز سبک بگیریم سنگین نکنیم قیمتهایی از دستمان نرود حس پایینترین قیمت را دارد باید سبک بگیری خیال، وهم، عقل و فوق عقل، هر چقدر تشریفات میخواهید در فوق عقل بگذارید.@ هر چقدر گرانی میخواهید در فوق عقل بگذارید هر چقدر سلیقه میخواهید آنجا به خرج بدهید در فوق عقل بگذارید هر چه آداب دوست داری بگذاری بیا در فوق عقل بگذار آنجا خیلی تشریفات خوب است آدم آنجاها را طراحی بکند زیبایش بکند عبادتها، سبکهای مختلف، کارهای مختلف، تشریفات مختلف، خیلی خوب است.@ ما میاییم در طبیعت تشریفات راه میاندازیم وقتی نوبت فطرت میشود اصلاً تشریفات نداریم میخواهیم خیلی ساده برقرارش بکنیم برود و ساده هم هیچی به ما نمیدهد میگوید نه عروسی اگر بخواهد باشد من باید از چند وقت جلوتر، این همه پیچ و خم و کوچه و پسکوچه را باید طی بکنی تا عروسی بشود.@ تازه بعد از عروسی هم ول نمیکنند فردا پاتختی است بعدش مادرزن سلام است از این آدابها، بعد باید خانه تکتک فامیلها برویم بعد باید تکتک فامیلها خانه ما بیایند چه خبر است. ولی وقتی میگویی نماز، نماز یک گوشهای بایست همینطوری وضو بگیر یک دولا راستی بشو تمامش کن برو پی کارش، اصلاً ملاقاتی با خدا صورت نمیگیرد.@ هر یک نماز یک عروسی است ولی ما اصلاً حاضر نیستیم تشریفات انجام بدهیم قبلش اذان بگو برو در مسجد یک مدت بنشین چند دقیقه، یک قرآنی بخوان، اذان بگو، وقتی مؤذن اذان میگوید دیگر هیچی نگویید فقط اذان بگویید اذان که گفتی وسطش چقدر ذکرهای قشنگ داریم.@ بین اذان و اقامه دعا کنید ببینید تشریفات چقدر قشنگ است تشریفات عشقبازی با خدا چقدر قشنگ است مثلاً بین اذان و اقامه با خدا حرف بزن عجله نکن خیلی هولهولی بد است ما نماز خواندنمان همهاش بیادبی است همه چیزمان بیادبی است.@ یک وقت میاید آدم میمیرد میبیند تمرکزی که برای یک سفره داشته تمرکزی که برای یک فیلم سینمایی داشته در کل عمرش برای خدا اینقدر تمرکز نداشته برای یک سفره، برای یک مهمانی، برای ملاقات با یک آدمی مثل خودش، برای معشوقهای زمینی تمرکز داشته اصلاً در کل عمرش در 70 سال به اندازه یک جلسه تمرکزش که با کسی تمرکز داشته با خدا تمرکز جمع نکرده.@ چطوری زندگی کرده سبک زندگیاش چطوری بوده اذانت را قشنگ بگو توجه کن بین اذان و اقامه یک چیزی بگو بعد اقامهات را بگو بعد از اینکه اقامه را گفتی میخواهی تکبیرۀ الاحرام را بگویی اینها برای کارهای خصوصی است نماز تشریفات خاص خودش را دارد خیلی هم قشنگ است.@ آن موقعی که تنها هستی هیچ کس با تو نیست تشریفات راه بیانداز چه رقصی دارد وقتی آدم تنهاست با کسی هستید مطلقاً نه ساده و معمولی، وقتی تنها هستید عشقبازی است تشریفات میخواهد و قبل از اینکه تکبیرۀ الاحرام را بگویی این هفت تا تکبیرت را بگو چقدر در اینجاها تشریفات قشنگ است.@ بعد تکبیر نهایی را بگو بعد قبل از اینکه بسم الله را بگویی یک دعا دارد بعد بسم الله را بگو اینها را که به هر کس که بگویم حالش به هم میخورد میگوید نه نه تو رو خدا اینطوری نگو ما همین نماز خودمان خیلی خوب است میخوانیم من قبل از سوره حمد بنشینم دعا بخوانم.@ ما با خدا اصلاً کاری نداریم بخواهیم حرف بزنیم پشت سرش تعقیبات بخوان نمازت که تمام شد تعقیباتت را بخوان سرت را روی سجده بگذار از خدا تشکر کن سرت را روی پای خدا میگذاری شکر لله، سه مرتبه، پنج مرتبه، هفت مرتبه، هر چه آدم میتواند تشکر بکند بعد تازه سرت را بلند کن تسبیحات حضرت زهرا را بگو.@ (إن الله و ملائکته) را بگو بعد آیۀ الکرسی را بخوان چند تا سوره قل هو الله را بخوان تعقیبات نماز دارد بخوان دعا دارد بخوان ما اصلاً از این تشریفات بلد نیستیم اصلاً از این قر و فرها با خدا نداریم حوصله خدا را نداریم اما یکدفعه میبینی دو نفر آدم معمولی میخواهند به هم برسند چه بساطی با همدیگر دارند.@ میگویند میخواهیم مهمانی برویم، مهمانی را عقب بیاندازید، برای چی؟ برای اینکه من هنوز لباسم آماده نیست من میخواهم اول بازار بروم یک لباس خریدم مناسبش مثلاً روسری ست ندارم باید حتماً ست کنم.@ الان وقت ندارم بروم بازار، مهمانی را 48 ساعت عقب بیاندازید من بروم یک روسری بخرم مناسب با آن مانتو باشد که بعد ست بکنم گوشوارهام آنطوری باشد دستبندم اینطوری باشد. اتفاقاً در بوسنی که بودیم میگفتند به یک هنرپیشه گفته بودند شما ماشینتان چه رنگی است؟@ گفته بود من ماشینم را با پیراهنم ست میکنم هر پیراهنی که بپوشم ماشین آن رنگی سوار میشوم داستانی است من نشستم کنار چند نفر از اینها که داشتند صحبت میکردند واقعاً اینطوری هست میگفت در مهمانیها نمره میدهند چه کسی این دقتها و تشریفات را رعایت کرده.@ میگفت یک نفر نمرهاش 19 شده بود گُل کفشش با ماشینش نخورده آدم چقدر بدبخت میشود میافتد در چه چیزهایی، بخش خیال است خیالپردازی، از خیالی گشته شخصی باشکوه، همهاش با شکوه خیالی، با لباس، با ظواهر، با قیافه، با مو، با پشم، با اتومبیل با ساختمان، با موبایلش باشکوه میشود.@ با سنگ خانهاش باشکوه میشود با آجر خانهاش باشکوه میشود با مبلمان با کریستال آدم باشکوه میشود با قابلمه، با تفلون، با چدن، با اجاق گاز بعضیها باشکوه میشوند شخصیت میگیرند وقتی شما تشریفات را در این قسمت زیاد میکنی یعنی داری خودت را سنگین میکنی بعد دیگر نمیتوانی در قسمت وهمی اصلاً نمیتوانی عمل بکنی، قسمت وهمی چیه؟@ عشق زن و شوهر به همدیگر وهمی است چون ما فقط یک عشق حقیقی داریم عشق فوق عقلانی داریم که با خداست(لا إله إلا الله) اصلاً از اول خدا گفت عشق وجود ندارد جز با خدا، بقیهاش وهمی است زن و شوهرهایی که میخواهند علاقهشان به هم پایدار بماند.@ خدا را بیخیال، عقل را بیخیال، همین وهم، روابط زن و شوهر، روابط پدر و مادر شما وقتی خیال را باشکوهش میکنی فرصتهای عشقبازی از دست میرود همین زن و شوهر فرصتشان را از دست میدهند.@ مثال بزنم: یک وهمی مثال بزنم که خیلی خوب و عبادت هست این وهمی در اسلام ارزش دارد فکر نکنید در اسلام ارزش ندارد خیلی ارزش دارد مثلاً صله ارحام فامیلها دور هم جمع بشوند همدیگر را ببینند من آنجا رفته بودم دیدم آنجا دعای کمیل میخوانند بعد مهمانی هم برقرار میکنند یعنی بعد از دعای کمیل شام میدهند.@ بعد آن مسئولش گفته بود من پولم نمیرسد دعای کمیل که دعوت میکنیم بعد شام میخواهیم بدهیم بعد گفتند اگر شده دعای کمیل را حذفش بکنید شام را بگذارید دعای کمیل را ول کنید دعای کمیل اینها میایند مینشینند نمیخوانند عربی هم میخوانند نمیفهمند.@ یک حدیث، یک پنج دقیقه دعا بخوانند حالا حتماً نباید همه دعای کمیل را تا آخر بخوانند ده دقیقه دعای کمیل را بخوانند چهارتا صلوات بفرستند ولی فرصت داشته باشند همدیگر را ببینند چون اینها خانههایشان مختلف است در کشور خودشان که نیستند تخلیه نمیشوند.@ باید ایرانیها ایرانیها را ببینند این زنها جمع میشوند هفتهای یکبار با همدیگر هی حرف میزنند فک میزنند بالأخره این فک زدنشان خیلی خوب است هم تخلیه میشوند هم کیف میکنند دعای کمیل را حذف بکنید آنجا فتوای کافرانه زیاد دادیم گفتیم این دعای کمیلتان را حذف بکنید شام بخورید بنشینید دور همدیگر شام بخورید.@ گفتند میخواهیم شام را حذف بکنید چای و بیسکویت بدهید گفتند اصلاً این کار را نکنید به خدا من جور میکنم پولش را میدهم شما شامتان را آنجا بخورید دور هم جمع بشوید گپ بزنید بگویید، بخندید، واقعاً این کار عبادت است این مهمانیها را دست کم نگیرید.@ اما الان شما بگویید میخواهیم مهمانی بدهیم اصلاً عزای یک زن این است 48 ساعت نمیخوابد بعضیها که بیشتر درگیر هستند همین توقع، همین بیفکریها خیلی بد است این دور هم بودن مهم است باید با آن مبارزه کرد باید این جو شکسته بشود.@ یکی از رفقا به من گفت میخواهم افطار بدهم ولی وضعمان خوب نیست من واقعاً بخواهم افطار بدهم مادرم هم دوست دارد ولی ما واقعاً وضعمان خوب نیست، گفتم مادرت میتواند آش درست بکند؟ گفت بله آش که دیگر چیزی نیست، گفتم بگو به مادرت آش درست کند، گفت آخه مادرم میگوید باید خورش بگذارم، گفتم نمیخواهد به مادرت بگو آش بگذارد.@ گفت خیلی خب، به حرف ما گوش کردند آش گذاشتند افطاری شد الحمدلله هم آنها به ثواب افطار رسیدند هم همه همدیگر را دیدند خوشحال شدند دور هم جمع شدند بعد من که میدانستم افطار آش است ظرف اول را که خوردم دومی را هم کشیدم بقیه کنار کشیدند.@ گفتن الان غذا میاید بعد گفتم آقایان غذا فقط آش است دوباره همه دور سفره ریختند و بخوربخورها شروع شد چقدر خوب است آدم دور هم جمع بشود یک آشی بخورد تمام بشود برود پی کارش، مهمانیها را ساده بگیریم اینقدر سنگینش نکنیم.@ چند جور این، چند جور آن، الان خواهر و برادرها میخواهند همدیگر را ببینند باید منتظر یک فرصتی باشند که بشود یک مهمانی را حذفش کرد. یک بنده خدایی بود خیلی از این اقوام ما خیلی ابراز علاقه میکرد که حتماً باید خانه ما بیایید هی اصرار میکرد بعد ما یک موقع به او گفتیم میاییم، بعد گفت ببخشید الان من آمادگی ندارم.@ گفتم چه موقع؟ فردا خوبه؟ هفته دیگر خوبه؟ نه خبرتان میکنم رفت یک ماه دیگر ما را خبر کرد فهمیدیم ایشان میخواسته مبلش اینطوری باشد نه چون قرار است دو هفته دیگر قرار است مبل جدیدمان بیاید همه بیایند مبل ما را ببینند که ما مبل خریدیم این سنگین میشود.@ آدمی که در این بچهبازیهاست اینها واقعاً حماقت است آدمی که در این بچهبازیهاست به هیچ وجه فرصت آسمان را ندارد ما یکذره اگر قرار است از بعضیها یاد بگیریم از غیر مسلمانها، سادگی را یاد بگیریم واقعاً آدم در بعضی از کشورها میرود پر از سادگی.@ اینجایی که من رفته بودم مردم 45% بیکاری دارند یعنی غالباً واقعاً برایشان سخت است مسلمانها و غیر مسلمانها، مسلمانها و شیعیانشان خیلی بیشتر، فشار دارند سختی دارند ولی وقتی آدم در خیابان و بازار میرود میبیند مردم شاد هستند بعد من روانشناسی میکردم جامعهشناسی، کارم هست.@ بعد به آن کارشناس فرهنگی میگفتم اینها چطوری هستند مثلاً خانهشان میروی آن رئیسی که ما را آنجا دعوت کرده بود که تمام آن تشریفات و اردو ما را آنجا دعوت کرده بود با او رفتیم در خانه همین پیرزنی که آن مسجد را داشت.@ این خانم در شهری یک آپارتمان داشت سر راه رفتیم یک سری به او بزنیم دم در خانهاش بعد من دیدم پشت در خانه یکسری چوب گذاشته گفتم اینها را مثل اینکه برای زمستانشان مصرف میکند گفت بله اینجا مردم غالباً چوب مصرف میکنند سوخت دیگری ندارند بعد به این رئیس گفتم یک کمکی به ایشان بکنیم.@ گفت بله یک هدیهای به او بدهید خوب است بعد همینطوری به او گفتم شما خودتان چه مصرف میکنید؟ گفت چوب گران است ما خانهمان زغالسنگ مصرف میکنیم این رئیس گفت چوب گران است ما خانهمان زغالسنگ با بوی بدش چون هم انرژی بیشتری تولید میکند هم ارزانتر هست.@ آنوقت ما اینجا گاز مفت، مصرفهای مفت در این مملکت داریم ، دوقولتونیممان باقی است آب مفت، گاز مفت، برق مفت، نگویید داریم پولش را میدهیم آنها هم اگر با همین قیمتها به آنها بدهند خیلی خوشحال میشوند ساده برقرار میکنند زمستان که من رفته بودم ما مهمان خیلی ویژه بودیم.@ یک مهمان بینالمللی آنجا رفته بودیم سالن گذاشته بودند کلاس برقرار بشود سالن بزرگ هوا 25 درجه زیر صفر، فضای آنجا در آن سرما، کلاسداری در یک فضای بسیار سرد، اینها بخاریشان چوب بود چند وقت یکبار در را باز میکردند یکسری چوب آنجا میریختند.@ بوی دود و چوب فضای سالن را گرفته بود آنها خیلی ساده برقرار میکنند ولی صفا هست خوش هستند میگفت اینها ده مارک پیدا بکنند مارک مثلاً هزار تومان، اینها ده مارک پول در جیبشان باشد با این ده مارک خوش میگذرانند غذا نمیخوریم شب شام نمیخوریم.@ با هم بیرون میرویم یک کافهای، رستورانی چیزی مینشینیم دوتا قهوهای با هم میخوریم ساندویچی دارند که دو هزار تومان میدهند مینشینند ساندویچشان را میخورند ولی خوش میگذرانند با سادگی، اینجا مردم هزاران برابر دارند نمیتوانند خوش بگذرانند.@ چون تشریفات دارند چون ساده نیستند بلد نیستند خوش بگذرانند شادی، خوشی، آرامش در سادگی است بیتکلف بودن در سادگی است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@