جلسه 047 - قلب
شماره جلسه
47
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
9
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 047 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ چون در آستانه ماه محرم هستیم ماه سوگواری آقا اباعبدالله(ع) امروز را اختصاص میدهیم به بحث در همین باره که دقیقاً با موضوع بحث خودمان که بحث قلب هست مرتبط است گفتیم که قلب بزرگترین دارایی انسان هست.@ هیچ دارایی برای انسان دل او محسوب نمیشود و تعیینکننده سعادت دنیا و آخرت یا شقاوت دنیا و آخرت محتوای دل انسان هست اینکه در این دل چه محتوایی قرار دارد مفصل درباره محتوای دل و بایستههای محتوای دل سخن گفتیم که قیمت هر کسی با محتوای دل او تعیین میشود.@ یعنی هر کس میخواهد بداند چقدر قیمت دارد و چقدر رشد کرده و چقدر انسان هست باید از محتوای دل خودش آگاه بشود انسان معادل محبوبش هست محبوب یعنی آن که دل انسان را میبرد انسان دلش برایش تنگ میشود و هر چقدر با او ارتباط دارد صمیمیت و انس و طلبش بیشتر میشود.@ عظمت سیدالشهدا(ع)، واقعه عاشورا، کربلا به بزرگترین حقیقت خلقت یعنی همین محتوایی که عرض کردم هست هیچ اثری هیچ قدرتی هیچ قیمتی برای کربلا، عاشورا و خود وجود مقدس سیدالشهدا و یارانش بالاتر از همین مسأله عشق و دلدادگی وجود ندارد.@ انسان یک دل بینهایتطلب دارد که حقیقت انسانی و بخش انسانی او را تشکیل میدهد قبلاً گفتیم ما از آن جهت که بدن داریم جماد هستیم از آن جهت که این بدن رشد میکند خصوصیات تغذیه و تولیدمثل دارد گیاه هستیم از آن جهت که ازدواج میکنیم تشکیل خانواده میدهیم عواطف و احساسات و تعهدات خانوادگی داریم.@ تلاشهای زیادی برای خانواده میکنیم فامیل، خانواده، پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، زندگی میکنیم از آن جهت که در اجتماع هستیم سلسله مراتب زندگی اجتماعی را طی میکنیم به مقام و موقعیت و شهرت و ریاست میرسیم یک حیوان هستیم و از آن جهت که به دنبال کشف حقایق عالم هستیم یک فرشته هستیم.@ به دنبال علم و کشف رمز و رازهای خلقت و از آن جهت که دل ما یک بخش فوق عقلانی دارد وجود و روح ما یک بخش فوق عقلانی دارد که به واسطه آن عاشق کمال مطلق و بینهایت میشود ما انسان هستیم.@ لذا یک انسان به معنای حقیقی کسی هست که تمام شئون جمادی، نباتی، حیوانی و عقلانی او مقدمه بخش فوق عقلانی او باشند یک بار دیگر عرض میکنیم این رمز خیلی مهم است.@ یعنی اگر ما بخواهیم تمام حرفهایی را که در این چند سال برای شما زدیم در چند لحظه خلاصه بکنیم همین هست که عرض میکنم که انسان به میزانی انسان هست و به میزانی خوشبخت هست چه در دنیا و چه در آخرت به میزانی برنده است که شئونات جمادی، نباتی، حیوانی و عقلانیاش تابع بخش فوق عقلانیاش باشند.@ مقدمه برای تغذیه، بلوغ و عاشق شدن بخش فوق عقلانیاش بشوند علامتها را قبلاً مفصل توضیح دادیم که هر کسی میتواند در هر سنی جلوی آینههایی قرار بگیرد و بفهمد که باطنش انسان هست یا نیست یا باطنش چه هست.@ یکی از آن آینهها آیه 24 سوره مبارک توبه بود که بارها توضیح دادیم که خداوند فرمود اگر هشت چیز برای شما محبوبتر از سه چیز باشند شما از مسیر انسانیت خارج شدید و فاسق شدید علامت اینکه یک نفر بخش انسانیاش فعال هست.@ چون گفتیم بخش انسانی بخشی هست که انسان در آن بخش فقط عاشق کمال مطلق و بینهایت است یعنی الله را میطلبد و لا غیر، نه علم میخواهد نه از دنیا چیزی را میخواهد از کمالات جمادی، نباتی حیوانی هیچ چیز را نمیخواهد مگر کمال مطلق و بینهایت را.@ اگر انسان از حرکت به سمت کمال مطلق و بینهایت جا بماند توقف در آن ایجاد بشود قطعاً مسیر انسانیتش متوقف یا منحرف شده من مقداری در این باره توضیح بدهم بعد برسیم به علائم و ارتباطش با واقعه کربلا.@ همانطور که در هر بخشی اگر انسان فعال بشود بخش جمادی، نباتی، حیوانی یا عقلانی، آمادگیاش برای جذب آن کمال هم بیشتر میشود الان یک کسی که لیسانس هست یا دیپلم دارد یا راهنمایی هست کدامشان برای جذب علم آمادگی بیشتری دارند؟@ آن که درس بیشتری خوانده قدرت بیشتری برای جذب علم و علاقه بیشتری برای جذب علم دارد آنهایی که در دنیاطلبی افتادند در کمالات جمادی، نباتی، حیوانی، کدامشان آمادگی جذب بیشتر کمالات جمادی و نباتی و حیوانی را دارند؟@ آنهایی که ارتباطشان بیشتر بوده هر چقدر ارضا و اشباع، خلوت، عشقبازی، بهرهبرداری از کمالات هر کمالی چه جمادی چه نباتی چه حیوانی چه عقلانی و چه فوق عقلانی بیشتر باشد ظرفیت برای جذب بیشتر، تشنگی و دلتنگی بیشتر میشود.@ علامت اینکه یک نفر چقدر به معنای حقیقی انسان هست همین هست که ببیند در طول زمان چقدر بیشتر به خدا انس گرفته چقدر دلتنگ خداوند تبارک و تعالی میشود چقدر دوست دارد که با حق تعالی خلوت بکند و ارتباط مستقیم و شخص به شخص داشته باشد این علامت یک علامت فوقالعاده مهم هست که احتیاج به یک مقدار خلوت و تنهایی هم دارد.@ ما احتیاج داریم یک مقدار خلوت بکنیم یک مقدار تنها بشویم در مقابل این آینهها و مقیاسها خودمان را ببینیم. الان علت اینکه در بیمارستانها و درمانگاهها آزمایش مینویسند چیست؟@ چون وضعیت بدنی برای شخص و پزشک معلوم نیست علائمی ظهور میکند مثل درد، بیاشتهایی، گرفتاریهای دیگر، و پزشک برای اینکه وضعیت را بداند آزمایش میدهد که ببیند این خوراکی که این بنده خدا خورده در خون این چه اثری گذاشته وضعیت چطوری هست تا قبل از آزمایش فقط ما میدانیم که مریضی وجود دارد.@ ولی اینکه چه اتفاقی داخل افتاده معلوم نمیشود تا بعد از آزمایش، یعنی دکتر ببیند پزشک ببیند مریض هم خودش مطلع بشود که وضعیتش چگونه هست اینطوری هست که دیگر کسی شک نمیکند قلدری نمیکند انکار نمیکند.@ شخص دیگر نمیتواند بگوید که من بیاحتیاطی کردم در خوردن قند و چربی و نمک، آزمایش کاملاً نشان میدهد. ما خیلی وقتها عاشق خودمان میشویم از خودراضی میشویم فکر میکنیم که خیلی آدمهای خوبی هستیم(وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً).@ ولی وقتی رفتیم روی محک آزمایش، آن محک و آزمایش نشان میدهند که ما حقیقتاً چقدر کمال به معنای حقیقی داریم چقدر به عنوان انسان زندگی کردیم و تنفس کردیم چقدر حیات انسانی داشتیم یکی از آن آینهها آزمایشگاهی که شما احتیاج ندارید بروید هزینهای بکنید.@ پزشکی، استادی، ولی خدایی، امام معصومی، حتی خود خدا، حتی احتیاج به اینکه خدا هم به شما بگوید ندارید خودتان مستقیم میتوانید آزمایش بگیرید همین آیه 24 سوره توبه بود و یکی از آنها همین مقیاسی هست که من به صورت کلی به شما میگویم.@ انس و الفت با خداوند تبارک و تعالی، دلتنگی برای حق تعالی، علاقه به خلوت با حق تعالی، و اینکه با کمال مطلق دلت عزادار بخشهای دیگر نباشد غصهدار نباشی اگر انسان شاد و آرام نباشد مچاله باشد به خاطر شئون پایینتر این نشان میدهد شأن اصلی او خوراک نخورده.@ یعنی چون از مطلق بهره ندارد در محدود دچار غصه و فشار و عذاب و برخورد و محرومیت و تضاد شده اما اگر کسی به معنای حقیقی در بخش مطلق غذا بخورد بهرهمند باشد هرگز دلش عزادار بخش محدود نخواهد شد.@ یک جاهایی که ما مچاله و تنیده و مضطرب و غمگین و گرفتاریم فشار ما را مچاله میکند و نمیتوانیم شاد باشیم و انبساط داشته باشیم و بخندیم این نشان میدهد که درگیریهای ما تعلقات ما با کمالات محدود خیلی ما را مچاله کرده و میزان تغذیه ما از کمال نامحدود کم است.@ الان شما میبینید که بدن شما بسیار آسیبپذیر شده، میروید از خون شما آزمایش میگیرند میگویند فلان چیز در خون شما کم شده مقاومت شما پایین آمده شما مریض میشوید باید این چیزها را بخورید در روح هم همینطور هست.@ کسی که در مقابل حوادث زندگی کمالات جمادی، نباتی، و حیوانی دچار تنیدهگی و فشار و اضطراب و غصه میشود این نشان میدهد الله وجودش کم شده سهمش از الله کم شده خوب بهره نبرده از کمال مطلق که عزادار کمال محدود است خوب نتوانسته این ارتباط را برقرار کند بخش انسانیاش مریض است فعال نیست یا ضعیف است.@ این یک علامت بسیار مهم هست که بفهمیم در هر لحظه میزان رشد ما کمال ما چقدر بوده تا نتوانی بگویی«این نیز بگذرد» تا نتوانی پرواز بکنی تا نتوانی انبساط داشته باشی و تا نتوانی با خانواده آسمانی و الله رفت و آمد برقرار بکنی تا وقتی که آنها حضور جدی در زندگیات نداشته باشند تا وقتی نتوانی احساس بکنی با اینکه آنها را داری تنها نیستی به این نرسی نشان میدهد که بهرهبرداری ضعیف و کم است.@ تغذیه خوب صورت نگرفته ارتباط خوب صورت نگرفته ما رشد طبیعی نداریم دچار سوء تغذیه و رشد غیر متعادل و غیرطبیعی داریم دچار این هستیم. واقعه عاشورا همه قشنگیاش به این هست که در عاشورا عدهای انسان جمع شدند که در اوج کمال انسانی هستند.@ یعنی خدا و دین خدا برایشان از همه چیز محبوبتر هست و جهاد در راه خدا، چون قرآن سه علامت فرمود علائم انسانیت عشق به خدا، به خاندان اهل بیت به پیغمبر چهارده معصوم و جهاد در راه خدا محبوبتر از بقیه چیزها باشند نه اینکه چیزهای دیگر را ما دوست نداشته باشیم کمالات جمادی و نباتی و حیوانی را دوست نداشته باشیم، نه آنها هیچ اشکالی ندارد.@ هر چقدر هم انسان بیشتر دوست داشته باشد بهتر است به شرطی که بعد از این سه محبوب باشد یعنی الله، چهارده معصوم و جهاد در راه خدا، لذا شما میبینید وقتی که سیدالشهدا و سایر اصحاب میایند آنجا اوج روابط عاشقانه و عاطفی را همه با هم دارند هیچ کس از کسی بدش نمیاید حتی خود امام حسین و یارانش دشمنانشان را هم حتی دوست داشتند.@ لذا شما میبینید که چقدر با نرمی و مهربانی با آنها سخن میگویند چقدر فرصت میدهند که آنها اگر میخواهند به بهشت بیایند به اوج برسند برسند اینقدر سیدالشهدا مهربان است با اینکه میداند گفتن این جمله فایده زیادی ندارد(هل من ناصر ینصرنی) را باز هم میگوید که اگر هم کسی بخواهد برگردد برگردد از شدت مهربانی راه را هیچ وقت روی کسی نمیبندد.@ پس دوست داشتن این هشت مورد یا به طور کلی کمالات جمادی و نباتی و حیوانی هر چقدر بیشتر بهتر، هیچ اشکالی ندارد ولی به شرطی که بر الله غلبه نداشته باشد بر چهارده معصوم و خانواده آسمانی و جهاد غلبه نداشته باشد.@ حالا چه کسی از کجا میتواند بفهمد که غلبه دارد یا ندارد علائمش را قبلاً گفتیم الان هم میگوییم، از کجا میفهمیم؟ از آنجایی که وقتی شما آن سه چیز را داشتید برای آن هشت تا و موارد پایینتر انسان غصهدار نیست چون بالاترش را حتماً دارد.@ وقتی انسان مطلق را داشت از نداشتن محدود دچار اضطرار و بیارزشی و کمهویتی و پوچی هرگز نخواهد شد این حقیقت را(لا إله إلا الله) میگویند یعنی من دلبری، معشوقی غیر از کمال مطلق و بینهایت ندارم اصحاب عاشورا در اوج این کمال بودند.@ یعنی آمده بودند هر کس هر چه دارد از کمالات جمادی، نباتی و حیوانی و حتی کمالات عقلانی همه را فدای کمال نامحدود بکند یعنی الله، یعنی همه آمده بودند در آنجا محدود بدهند و نامحدود دریافت کنند بزرگترین تجارت تاریخ در روز عاشورا اتفاق میافتد.@ هیچ روزی به اندازه عاشورا انسانیت ظهور نداشته هیچ روزی به اندازه عاشورا انسانیت جلوه نکرده بزرگترین، بهترین فرصت و فضا در طول تاریخ برای ظهور(لا إله إلا الله) عاشوراست که قویترین و شبیهترین انسانها به حق تعالی آنجا ظهور کردند.@ یعنی بی هیچ چشمداشتی و فقط خواستن خود خدا عشق به خود خدا هر چه که داشتند را فدای خود خدا کردند فدای جاودانگی و ابدیت و کمالات انسانی کردند همه آمده بودند هر چیزی را که در طول عمرشان جمع کرده بودند فدای خدا بکنند یعنی تجارت را به معنای حقیقی شناخته بودند و دست به بزرگترین تجارت تاریخ زدند.@ آن هم گذشتن از محدودها برای رسیدن به نامحدود گذشتن از کمالات جمادی و نباتی و حیوانی و عقلانی برای رسیدن به کمال انسانی، انسانیت اصل بود به همین جهت هم هست وقتی کسی دارد محدود میدهد نامحدود دریافت میکند چه اتفاقی برایش میافتد؟@ یک مثال بزنم: شما یک تاجر را در نظر بگیرید جنسی را خریده باید این جنس را بفروشد تا زمانی که این جنس را تهیه کند وارد بکند در کارخانه بیاوردن این ناآرامی و اضطراب دارد، آرامش او چه زمانی صورت میگیرد؟@ زمانی که بتواند این جنس را بفروشد پس آرامش و شادی یک تاجر از اینجا شروع میشود که از این جنسی را که تهیه کرده بتواند بفروشد میگوید من دارم جنس میدهم و نه مابهازای جنسم بلکه بیشتر از قیمت جنسم دارم سود دریافت میکنم.@ این کلمهای که قرآن برای همه باز میکند کلمه تجارت و بازرگانی هست یک فروشنده یک مغازهدار زمانی خوشحال است که مشتری زیاد باشد صف ببندند و مطمئن است که جنسهایش فروش میرود و بیش از آنچه که این میتواند عرضه بکند مشتری و تقاضا وجود دارد این شادیاش است.@ یک کسی که میفهمد امام حسین و عاشورا یعنی چی و عزاداری فلسفهاش چه هست این اگر این درس را نگیرد وقت تلف کرده مشکی پوشیدن و پرچم زدن و گریه کردن و شام دادن و ناهار دادن و دسته راه انداختن و نوحه و مداحی و سخنرانی همه اینها مقدماتی هست برای یک میوه و آن میوه ترجیح بینهایت بر محدود است.@ در عزاداری در هیئت در جلسه در دهه چه کسی بیشتر سود میبرد و واقعاً عزاداریاش عزاداری حقیقی هست؟ کسی که بتواند از امام حسین یاد بگیرد جا پای امام حسین و اصحاب امام حسین بگذارد محدود بدهد نامحدود بگیرد برای همین وقتی سیدالشهدا هر چقدر محدودها را میدهد شادتر میشود غصهدار نمیشود.@ فرق بین آدم به معنای حقیقی آن کسی که انسان است به معنای حقیقی با کسی که حیوان متدین است همین هست ما حیوانات را دیدیم که متدین هستند وقتی امام سجاد(ع) نشان میدهد از لای انگشتانش صحنه طواف حجاج را، طرف میبیند که اکثراً حیوان هستند دارند طواف میکنند و فقط چند نفری انسان وجود دارد.@ انسان فرقش با حیوان در همین هست انسان عابد با حیوان عابد فرقش این هست که انسان مؤمن و عابد وقتی که عبادت میکند وقتی که زندگی میکند دائماً در حال پرداخت نامحدود و دریافت نامحدود است لذا این دائماً شاد است و انبساط دارد عزادار نیست.@ به یک کسی که میگویند روزه بگیر اگر نمیفهمد که با روزه چه دارد دریافت میکند فرمود(الصُومُ لی وَ أنا اُجزی بِه) روزه مال من است جزایش هم من هستم روزهدار اگر نداند که با روزه دارد خدا را میخرد خدا را به دست میاورد از روزه گرفتن خیلی ناراحت است.@ در حجاب، اگر کسی نداند با رعایت حجاب و حیا تنظیم شرعی روابط بین زن و مرد و نامحرم با محدود کردن طبیعت، دارد نامحدود را دریافت میکند یعنی خدا را دریافت میکند او از حجاب دائماً رنج میبرد در نماز همینطور.@ علت اینکه ما از نمازمان میدزدیم یا اگر نمازمان شکسته بشود خوشحال میشویم مال این هست که واقعاً دل ما باور نکرده که ما با عبادت نامحدود را داریم دریافت میکنیم یعنی الله را دریافت میکنیم.@ لذا ما میبینیم جامعه اسلامی به جای اینکه یک جامعه شاد باشد مثل روز عاشورا، یک جامعه غمزده و افسرده و پژمرده است پژمرده است نه نسبت به کشورهای دیگر، نسبت به کشورهای دیگر جامعه ما سالمترین و قویترین و شادترین جوامع را دارد اما نسبت به استاندارد انسانی خوب نیست.@ در مورد سیدالشهدا فرمودند(کُلَّ ما إشتَدَّ عَلَیهِ الأمر إحمَرَ لَونُه) هر چقدر کار بیشتر شدید میشد به امام حسین، امام حسین میزان نشاطش بیشتر میشد چون مدام دارد پرداخت میکند خستگیاش از نوع خستگی یک تاجر و فروشنده است که درست است خسته است همه مشتری هم هستند با او سروکله میزنند اما میداند در ازای هر چیزی که دارد میفروشد سود دارد دریافت میکند.@ لذا همانجا هم خستگیاش در میرود خیلی نشاط دارد اگر مشتریهایش نمیامدند جنسهایش روی دستش میماند غصهدار میشد. چرا حضرت زینب(س) میگوید(و ما رأیت إلا جمیلا)؟ جمیلا چه بود؟ جمیلا بچههایش را جلویش تکهتکه کردند، حالا یک کسی بگوید این کجایش جمیل است.@ یک مادری بچههایش را تکهتکه کنند برادرزادهها و نزدیکترین کسانش را میدهد دوتا برادرش را هم جلویش تکهتکه میکنند بیشتر از دو برادر، چند برادر از امالبنین دارد و سیدالشهدا(ع)، هر چه که دارد میدهد میگوید من هر چه دادم اگر حسین را دادم الله را گرفتم اگر بچههایم را دادم الله را گرفتم اگر تعرض به خودم شد جایش الله آمد.@ اگر توهین شد کتک خوردم اسارت رفتم جایش الله آمد نقد هم هست این یادتان باشد ما اصلاً در اسلام یک چیزی به اسم نسیه، بعداً به شما میدهند قیامت به شما میدهند نداریم آنها ظهورات این پاداش هست پاداش در درجه اول همینجا ظاهر میشود یعنی شما تا میدهی میگیری، تا میدهی پاداشش میاید یعنی تا کم میکنی جایش میاید.@ این ظرف چای را نگاه کنید در این هم هوا هست و هم چای، به میزانی که چایی کم میشود همزمانی که دارد چایی کم میشود هوا پر میکند دل انسان اینطوری است با دنیا و الله محدود و نامحدود اینطوری است شما هر چقدر محدودیتهای دلتان را برمیدارید نامحدود جایش میاید.@ خست و بخل و حسد و بدبینی و دستتنگی و تنگنظری هر چقدر کمش میکنی جایش الله میاید خدا میگوید نه فقط جایش الله نمیاید جایش از معادل آن چیزی که میدهید من تا 700 برابر هم به شما پاداش میدهم جایش میاید صدقه بیشتر میدهی برکت بیشتری داری انفاق بیشتری میکنی سود بیشتری میکنی.@ محبت بیشتری میکنی جذب محبت از آسمان برایت بیشتر میشود شخصیتت قویتر میشود بخل میکنی در خندیدن در نوازش در بوسیدن در مهمانی دادن در هدیه خریدن، دل خودت غصهدارتر میشود خودت محدودتر میشوی.@ هر وقت در محبت کردن در انسانیت در برای دیگران بودن در فداکاری و ایثار بخل کردی چون راه را در وجود خودت بستی فضای نامحدود جایش را در واقع با محدود پر کردی بنابراین به غصه بیشتر میافتی شما هر چقدر محدود را از وجودت دَک بکنی حب و ظرفیتش را کم بکنی نامحدود اضافه میشود.@ لذا شما شادتر میشوی بنابراین ما مدام وقتمان را در این هیئتها تلف نکنیم البته هیچ کس وقتش تلف نمیشود حتی اگر با این فلسفه آشنا نباشد دستگاه باعظمت امام حسین آنقدر آقا کریم است که اگر یک کافر هم برایش بیاید یک کاری بکند یک پرچمی بزند یک کافر بیاید بنشیند در مجلس ادای گریه را در بیاورد امام حسین(ع) به او هم کرامت خواهد کرد هیچ کس ضرر نمیکند.@ ولی برای ما که میتوانیم تا مقام خود امام حسین جلو برویم خیلی بد است که کوچک و ریز بمانیم. برای ما چه خواستند؟ اهل بیت و خدا برای ما بهشت را نخواستند بهشت خیلی جای کوچک و کمی برای ماست گفتم امام کاظم(ع) فرمود بهشت پاداش بدنهای شماست برای ما آنطرف بهشت را خواستند بالاتر از بهشت را خواستند.@ (عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) برای ما خودشان را خواستند در زیارت عاشورا میگوییم(أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) خودتان(أن یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله) آن مقام را من میخواهم آن مقام بالای بهشت است اگر کسی آن مقام را داشت همه بهشت هم مال آنهاست.@ اگر اینطوری با ما کردند تو باید یاد بگیری نامحدود زندگی بکنی قمارباز باشی قبلاً هم گفتم تا روح قماربازی و عشقبازی و فداکاری و توکل و تکیه کردن به خدا و روح ندیدن دنیا را نداشته باشی اصلاً عزاداریهای ما آن برکت و اثری را که باید داشته باشد را هرگز ندارد.@ هدف از عزاداریها این هست که انسان به(لا إله إلا الله) برسد برای همین روز عاشورا فرمودند به جای اینکه بنشینید برای امام حسین گریه کنید و در سرتان بزنید و روضه بخوانید روز عاشورا مهمترین کار شما خواندن هزار مرتبه سوره توحید هست.@ (قُلْ هُوَ) بگو او که شما عاشق هستید الله هست بگو او که شما عاشقش هستید کمال مطلق هست سوره عاشقانهای است در عزاداری انسان اگر به(لا إله إلا الله) رسید به هدف عزاداری نائل شده و اگر نرسید فقط یک کار مزدورانه کرده گریه کرده جایش ثواب میدهند و اجر میدهند مشکلی اگر داشته باشد شاید در دنیا برطرف شود برطرف هم نشود مشکلات آخرتیاش را برطرف میکنند.@ اما مقام رفاقت و معیت و دوستی و صمیمیت و صفا و عضویت در خاندان پیامبر این نصیب هر کسی نمیشود مگر کسی که خودش بخواهد به این مقام برسد هوس آن مقام را داشته باشد و این امکان ندارد مگر با حب الله به معنای حقیقی، انسان بیافتد به عشق خدا، اصلاً ما نباید زور بزنیم که عشق خدا بیاید ما باید حقیقت خودمان را بشناسیم عاشقی کنیم.@ انسان اگر یک کسی را شناخت عاشقش شد دوستش داشت فداکاری خودبهخود پشت سرش میاید ما اگر دست و دلمان میلرزد برای این هست که قیمت خودمان معشوق حقیقیمان را نشناختیم لذا خوب هم نمیتوانیم با خدا نامحدود رفتار کنیم یعنی نمیتوانیم لذت ببریم از اینکه به خدا بدهیم خودش را بگیریم هدیه بدهیم قرب بگیریم هدیه بدهیم انس بگیریم هدیه بدهیم خلوت دریافت کنیم.@ لذا میبینی یک نفر 40 سال 50 سال زحمت کشیده عابد هم بوده عبادت کرده نماز خوانده روزه گرفته ولی محصول زندگیاش جماد است دوتا کارخانه دارد چندتا خانه و اتومبیل دارد یک مقدار طلا دارد یک مقدار پول در بانک دارد یعنی روح داده بینهایت داده محدود دریافت کرده بینهایت را فروخته شهرت گرفته.@ یک کسی که حاضر است به خاطر اینکه مشهور بشود برود جلوی دوربین هر غلطی دلش میخواهد بکند این بازیگریهایی که میروند جلوی دوربین حاضرند به خاطر اینکه معروف بشوند یا یک فیلمی را بازی کنند اول حیا و دین و حجابشان را کنار بگذارند این نشان میدهد که دارد نامحدود میدهد و محدود دریافت میکند.@ ما باید اول موازنه زندگیمان را دستمان باشد که سبک زندگی ما پرداخت محدود برای دریافت نامحدود است همان بحثی که هفته قبل داشتیم یا سبک زندگی ما به گونهای هست که ما داریم نامحدود میدهیم و متأسفانه محدود دریافت میکنیم.@ یعنی روزبهروز از الله و حداقل از بهشت داریم دور میشویم و پول و قدرت و مدرح تحصیلی بالاتر و شهرت و محبوبیت و مقام بالاتر دریافت میکنیم یا اینکه نه من سبک زندگیام به گونهای هست در زندگی که من دائماً دارم محدود میپردازم یا نامحدود.@ این مسأله فوقالعاده مهم هست چه میدهیم چه میگیریم این موازنه را در زندگیتان کار کنید دائماً هر روز محاسبه کنید مثل یک کسی که تاجر است هر روز موجودیتش را در کامپیوتر، لااقل اگر کامپیوتر نداشته باشد چرتکه میاندازد در دفترچه مینویسند که موجودیت امروز ما چه شد غروب، این هفته، آخر هفته وضعیت دارایی و فروش و خرید و انبار چطوری هست.@ حضرت فرمود اگر کسی خودش را محاسبه نکند از ما نیست شما نمیتوانی به اهل بیت به چهارده معصوم به بینهایت نزدیک بشوی مگر اینکه دائماً ارزیابی کنی که از بعد از 15 سالگی 20 سالگی 25 سالگی 26 سالگی سال به سال ماه به ماه چقدر بینهایت دریافت کردی چقدر محدود پرداخت کردی این خیلی مهم است.@ علامت اینکه من بینهایت دریافت کردم شادی و آرامش است مچاله و افسرده بودن نشان میدهد که شخص بینهایت دریافت نکرده نشان میدهد که در تجارت زندگیاش باخته اگر حضرت زینب بعد از آن همه مصائب فرمود(و ما رأیت إلا جمیلا) من هم باید در پرداختهای زندگیام همیشه بگویم(و ما رأیت إلا جمیلا).@ اگر نمیتوانم زندگی را خوب و قشنگ ببینم اگر نمیتوانم از دنیا لذت ببرم به معنای حقیقیاش، اگر دنیا برایم جای عشقبازی با خدا نیست مسجد نیست فرمود دنیا مسجد اولیاء خداست اگر شبش، سحرش، تعطیلش، روزش، خلوتش هیچ چیزش برایم جذابیت ندارد نشان میدهد من در این معامله اشتباه کردم و باختم.@ آن چیزی که باید دریافت میکردم نکردم و آن چیزی که نباید پرداخت میکردم پرداخت کردم به این ضرر نمیگویند، میگویند خسران، خسران یعنی اصل سرمایه را از دست دادن من شده 20 سالم، 27 سالم 30 سالم، 40 سالم شده بینهایت را پرداخت کردم ابدیت را پرداخت کردم.@ اما آن چیزی که گرفتم یک شوهر بوده یک زن بوده چندتا بچه بوده اتومبیل و خانه بوده چند تا سفر خارجی بوده یک مقدار هم پول در بانک بوده طلا و سکهای بوده یعنی جماد دریافت کردم روح دادم بینهایت را پرداخت کردم هیچی هم موقع رفتن ندارم.@ یعنی وقتی میخواهم از اینجا حرکت کنم به آنطرف بروم هر چه را که جمع کردم میدهم ورثه میخورند و خودم دارم دست خالی به آنطرف میروم آنجا فقط قلب سلیم میخواهند(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) آنجا فقط یک دل پر از خدا میخواهند من یک دل خالی از خدا و پر از دنیا آنطرف بردم و این شروع باخت و جهنم انسان میشود.@ لذا مسأله مهم همانطور که هفته قبل گفتم این هست که ما به جای اینکه بدویم زندگی بکنیم یکجا ترمز زندگی را بکشیم اول بیافتیم به انبارگردانی و حساب و کتاب، اول باید سبک زندگیمان را طراحی کنیم براساس سود. الان مسئول مالی شرکت شما به شما میگوید روند حرکت شما یک روند خطرناک است شما روزبهروز دارید به ورشکستگی با این سبک نزدیک میشوید.@ آدم عاقل سبک را عوض میکند یا تعطیل میکند سبک را به سمت دریافت جاودانگی میبرد به سود میبرد ما حالا باید ببینیم که روزبهروز علاقهمان، دلتنگیمان، خلوتمان، عشقمان به خداوند بیشتر شده یا نه، بیشتر سمتش میرویم بیشتر با او خلوت میکنیم بیشتر شکارش میکنیم بیشتر شکارش میشویم با او و خانواده آسمانی، ببینیم رابطهمان چطوری است.@ اگر جایگاهی در زندگیام ندارند بخصوص وجود مقدس آقا امام زمان(ع) که اصل هست یعنی از رابطه یک کسی با امام زمان انسان میفهمد این چقدر خدا دارد به معنای حقیقی و چقدر خانواده آسمانیاش را دارد همه این حرفهایی که زدم خلاصه میشود در یک نفر، آن یک نفر آقا امام زمان(ع) هست.@ چه داری چقدر از او داری چقدر با او رفت و آمد داری چقدر دلتنگش میشوی چقدر با او در طول روز فرصت میکنی خلوت بکنی و حرف بزنی چقدر مغازلههای عاشقانه با حضرت داری این دریافت شما میشود این میشود علامت اینکه تو یک زندگی موفقی داشتی یا نداشتی.@ اگر زندگی موفقی داشتی محصولش این عشق و علاقه بوده بدان که آخرتت هم خیلی قشنگ است بدان آن چیزی که اینجا به دست آوردی میلیاردها برابرش را موقع مردن به بعد به تو میپردازند اما اگر نه محصول جماد، نبات، حیوان بوده موقع رفتن آنطرف خیلی غمانگیزتر از اینطرف میشود.@ برای همین هم ما هر وقت اسم تولدمان به بهشت میاید غصه میخوریم و ناراحت میشویم وقتی میگویند وفات و انتقال، همیشه غصه آن هشت چیز را میخوریم که من باید این هشت چیز را ول کنم و بروم! عزیز من اگر تو با این هشت چیز بینهایت را به دست آوردی ضرر نکردی داری از محدود به نامحدود میروی.@ اما اگر نه اینها را کسب کردی و با اینها بودی ولی اصلاً از نامحدود و الله بهرهای نداری نشان میدهد که ضرر کردی و دچار خسران هستی بزرگترین آرزویی که یک انسان موقع وفات میکند پنج دقیقه وقت اضافه در دنیاست ده دقیقه وقت اضافه است یک ساعت وقت اضافه است که ما الان داریم و قدرش را نمیدانیم.@ ببینیم در این چند ساعتی که زنده هستیم تصمیممان را میگیریم یا نه، سبک زندگیمان را میخواهیم عوض کنیم یا نه، یا اگر دریافتی کردیم دریافتهای بینهایت واقعی بوده یا نه، چطوری میفهمیم؟ از انس به خدا.@ (دَلیلُ المُحَبَۀِ إیثارُ المَحبُوبِ عَلی ما سِواه) علامت یک عشق این هست که انسان معشوق را به غیر معشوق ترجیح میدهد این علامت عشق است بله نشاندهنده و علائم محبت به معنای حقیقی این هست که انسان چقدر، امام صادق(ع) (دَلیلُ الحُبِّ) دلیل اینکه انسان حب دارد.@ (إیثارُ المَحبُوبِ عَلی ما سِواه) آیا من عاشق خدا هستم آیا من دوست دارم بینهایت دریافت کنم آیا من بینهایت دریافت میکنم میگوید واقعاً ببین چقدر حاضری محدود را فدای نامحدود کنی ترجیح محبوب بر غیر محبوب.@ این خیلی روشن میتواند تکلیف زندگی ما را روشن کند در همین صحبتی که کردم بهترین و قویترین و مهمترین و شفافترین درسهای خودشناسی و انسانشناسی و دیگرانشناسی برای ما بیان میشود.@ پس ان شاء الله ما از عزاداریها و گریهها باید چه دریافت کنیم؟ گریه بکنیم عزاداری بکنیم هزینه بکنیم وقت بگذاریم ولی نامحدود را دریافت کنیم اگر برای حسین گریه میکنی بایدب بینی که چقدر ثارالله نصیبت میشود.@ این چهار لیتر خون طبیعی که هیچی، ببین از خون خدا چیزی هم در رگها و وجود تو جاری شده یا نه تزریقی از ثارالله در وجودت هست یا نه اگر ثارالله نداری ان شاء الله گریه کن ضجه بزن تلاش کن در همین مجالس امام حسین از خداوند تبارک و تعالی ثارالله بخواه بگو یکذره هم به ما تزریق بشود از این خون خدا.@ چه کسی بیشترین سهم را از خون خدا دارد؟ کسی که بیشترین صمیمیت و رفاقت را با امام زمان(ع) دارد که منتقم ثارالله هست(أن یرزقنی طلب ثارک مع إمام منصور و أن یرزقنی طلب ثاری مع إمام هدی).@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@