جلسه 167 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
167
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
2
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 167 - انسان‌شناسی (قم)

انسان شناسی قم؛ جلسه 167 1394 /02/ 29

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

بحثمان دربارۀ عوامل منع غفلت بود، یکی از چیزهایی که علامت این هست که شخص غافل نیست اهمیت به ذکر خدا است، عبادت‌های واجب و مستحب، من اول فرمایش امام باقر (علیه السّلام) را در این زمینه بخوانم، حضرت می‌فرماید: «أَيُّمَا مُؤْمِنٍ‏ حَافَظَ عَلَى‏ الصَّلَوَاتِ‏ الْمَفْرُوضَةِ فَصَلَّاهَا لِوَقْتِهَا فَلَيْسَ هَذَا مِنَ الْغَافِلِين‏» هر مؤمنی که محافظت بر نمازهای واجب داشته باشد و آن را در وقت خودش بخواند از غافلین محسوب نمی‌شود.@یک مسئله، مسئلۀ نماز اول وقت هست، یک مسئله، مسئلۀ ذکر و عبادت به طور کلی است؛ نماز اول وقت اساساً عبادت و یاد مربوط به بخش فوق عقلانی انسان و بخش فطری انسان است، ما چند بخش در وجودمان داریم که قبلاً اینها را معرفی کردیم، یک بخش، بخش جمادی ماست، یک بخش، بخش گیاهی است، یک بخش، بخش حیوانی هست.@بخش چهارم ما بخش فرشته‌ای ما بخش عقلانی به آن می‌گویند که این چهار بخش هر کدام غذای خاص خودش و اله خاص خودش را دارد، یک بخش ما داریم که به آن بخش فوق تجرد یا فوق عقلانی یا همان بخش انسانی ما که فقط همین بخش هست که نماینده انسانیت ماست.@یعنی انسان به واسطۀ داشتن آن چهار بخش انسان نیست، به واسطۀ سه بخش اول حیوان است، به واسطۀ بخش چهارم جنبۀ فرشتگی دارد، و به واسطۀ بُعد پنجم که بُعد فوق عقلانی است انسان هست، هر کدام از این چهار بخش گفتیم معشوق و غذا و اله خاص خودشان را دارند.@اله بخش پنجم را الله می‌گویند، پس وقتی می‌گوییم (لا اله الا الله) مربوط به بخش انسانی ماست، لا اله الا کمال مطلق یا الله، این شعار اسلام است، پس وقتی در اسلام ما چیزی به اسم (لا اله الا الله) داریم شعار اساسی اسلام، پایه اسلام هست که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «ما قالَ النَبیٌّ وَ ما قُلتُ مِثلَ لا اله الا الله» نه هیچ پیغمبری و نه خود من حرفی بلندتر، بزرگتر، مهمتر از لا اله الا الله برای بشر نیاوردیم.@(لا اله الا الله) اوج انسانیت هست یعنی به شما می‌گوید شما جماد و گیاه و حیوان نیستید هر چند این بخش‌ها را دارید، زن نیستید، مرد نیستید، چون زنانگی و مردانگی مربوط به بخش حیوانی ماست، نه بخش انسانی ماست، عقل هم نیستید هر چند عقل هم دارید، شما انسان هستید، نفخه خدا هستید دمش محمد و آل محمد (علیهم السّلام) همجنس اهل بیت و همجنس خدا هستید.@و برای همین هم اله شما کمتر از خدا دیگر نمی‌تواند باشد، انسان در سیر خلقت نفر دوم عالم وجود است اول الله است بعد انسان است، بنابراین اساساً چیزی کمتر از الله نمی‌تواند معشوق انسان قرار بگیرد، هر چیزی غیر از الله اله انسان بشود پایین‌تر از انسان است، مقدمات خلقت انسان است.@فرشته‌ها مقدمۀ خلقت انسان هستند، عالم عقل مقدمه هست، عوالم پایین‌تر تا عالم ماده همه چیز برای انسان خلق شدند و انسان نمی‌تواند و نباید به دنبال غایت زندگیش و هدف زندگیش در زمین یا حتی در بهشت بگردد، بهشت هم امام کاظم (علیه السّلام) فرمود پاداش بدن شماست نه پاداش خود شماست.@لذا وقتی می‌گوید (لا اله الا الله) یعنی تو اگر به چیزی کمتر از الله دل بدهی، به چیزی کمتر از اهل بیت دل بدهی خودفروشی کردی، خودت را مفت فروختی، دچار خسران شدی، به چیز دل بستی که آن چیز برای تو آفریده شده نه تو برای آن، به چیزی دل بستی که آن چیز مقدمه تو است نه غایت تو.@پس (لا اله الا الله) قیمت ما را خیلی بالا می‌برد و تنها قیمت انسان (لا اله الا الله) هست، یعنی انسان الهی جز الله ندارد غایتی جز بی‌نهایت ندارد، اگر علم و پایین‌تر از علم، بهشت، دنیا غایت تو شد، تو دچار خسران شدی، خودت را باختی، قرآن می‌فرماید دچار خسران نفس شدی «الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ» خیلی خطرناک هم هست.@چون بعداً انسان لو می‌رود که اینها غایتش نبودند خیلی افسوس می‌خورد، خیلی حسرت می‌خورد که من بی‌خود خودم را باختم، مفت خودم را باختم؛ چون جنبه فوق عقلانی در ما ضعیف است، یعنی جنبه انسانی، ما وقتی متولد می‌شویم اول جماد هستیم، یک نطفه هستیم.@بعد در رحم مادرمان رشد می‌کنیم گیاه می‌شویم، به دنیا که می‌آییم حیوان هستیم، یواش یواش ذهن که تشکیل می‌دهیم فرشتگی هم در ما می‌آید، جنبه عقلانی هم آهسته آهسته در ما شکل می‌گیرد، زمانی که می‌فهمیم (لا اله الا الله) نه اینکه می‌گوییم، می‌فهمیم (لا اله الا الله) و باور می‌کنیم که من الهی جز الله ندارم و قلبمان قبول می‌کند که ما الهی جز الله نداریم حقیقت انسانی و باطن انسانی در ما متولد می‌شود.@وقتی که انسان (لا اله الا الله) را باور کرد که من دلبری، معشوقی، الهی، غایتی، هدفی کمتر از الله ندارم، و اگر به کمتر از الله اکتفا کنم دچار خسران می‌شوم، یواش یواش باطن آن کودک عزیز روان در انسان شروع به شکل گرفتن می‌کند باطن انسانی، ولی کودک است.@این کودک باید یواش یواش با اله خودش آشنا بشود و غذا بخورد، مدام باید غذا بخورد بزرگتر بشود، مثل یک بچه کوچک، مثل یک جنین، که دائماً غذا می‌خورد ذره ذره بزرگ می‌شود، بخش انسانی هم در وجود ما باید دائماً مرتب غذا بخورد تا بزرگ بشود، تا این بخش انسانی و حقیقت انسانی و روحی که شکل انسان هست در ما حاکم بشود و غلبه پیدا بکند.@غذای بخش انسانی یاد خداست، «ذِکرُ الله قُوتُ الاَرواح» یاد خدا غذای بخش انسانی است، کسانی که در وجودشان احساس نیاز به نماز نمی‌کنند، به دعا، به خلوت، به ذکر، و اگر هم می‌خوانند با بی‌رغبتی می‌خوانند، از زیرش در می‌روند.@به قول حضرت از نمازشان می‌دزدند، دزد نماز هستند، اذانش را می‌دزدد، قنوتش را می‌دزدد، اقامه‌اش را می‌دزدد، رکوعش را درست اجرا نمی‌کند، سجده‌اش را می‌دزدد کم می‌‌خواند، تندتند می‌خواند، تعقیبات ندارد، حوصله نشستن در نزد خدا و غذا خوردن را ندارد، این معلوم هست هنوز آن بلوغ انسانی در او اتفاق نیفتاده، یعنی باور نکرده که انسان است و غذا می‌خواهد و باید بنشیند غذایش را بخورد.@برای همین هم خیلی وقتها آدمها معمولاً وقتی که تو مسائل دنیایی سرشان شلوغ می‌شود، مشعوق‌های چهار بخش پایینی به آنها فشار می‌آورد، اولین کاری که می‌کنند، بخش انسانی‌شان را ذبح می‌کنند، یعنی شروع می‌کنند از غذای بخش انسانی می‌زنند و این کودک عزیز روان را در وجودشان نابود می‌کنند، خیانت بزرگی می‌کنند.@درس دارم نمی‌رسم، این درس دیگر به درد نمی‌خورد، درس دارم، کار دارم، پروژه دارم، طرح دارم، ارشد دارم، دکترا دارم، یک کسی که می‌گوید درس دارم به عبادت و خلوت نمی‌رسم، یعنی باور نکرده که انسان است.@همین آدمی که می‌گوید درس دارم، پروژه دارم، طرح دارم، کار دارم، نمی‌رسم عبادت بکنم، درست نمی‌رسم، حضور قلب ندارم، تندتند می‌خوانم، به قول امروزیها فاکتور می‌گیرم، همن آدم چون باور کرده حیوان است موقع ناهار، صبحانه، شام دیگر درس حالیش نمی‌شود، قشنگ می‌نشیند سر حوصله، یک ربع، بیست دقیقه، نیم ساعت، گاهی وقتها چند ساعت برای غذا خوردن وقت می‌گذارد.@دوستانشان را جمع می‌کنند با تشریفاتی گوشت درست می‌کنند می‌برند منقل می‌گذارند، سیخ می‌کنند، آبلیمو می‌خوابانند، 4 ـ 5 ساعت وقت و عمر را تلف می‌کنند که می‌خواهند چهار تا سیخ کباب بخورند، آن هم در ده دقیقه.@برای یک رستوران رفتن تا بروند رستوران برگردند، 2 ـ 3 ساعت وقت می‌گذارند چون باور کرده حیوان است و غذا می‌خواهد، در این فاصله دیگر درس دارم، کار دارم، زن و بچه دارم، شوهر دارم، هیچ کس هیچی حالیش نمی‌شود، می‌گوید نه این بدن رسمیت دارد، باید غذا بخورد، و باید هم بخورد، در این بخش باور کرده.@در بخش عقلی هم باور کرده دانشگاهش را مرتب می‌رود، حوزه‌اش را مرتب می‌رود، درسش را می‌خواند، کلاس‌هایش را می‌رود، تمریناتش را انجام می‌دهد، امتحاناتش را می‌خواند، این باور کرده که ذهن است، و باید درس بخواند، به ذهنش احترام می‌گذارد.@ولی وقتی که سراغ عبادت می‌آید، عبادت در حاشیه می‌رود، نماز اول وقت می‌پرد این یعنی هنوز باور نکرده آدم است و غذا می‌خواهد، و اولین کاری که می‌کند می‌آید یک جنایت بزرگ و بزرگترین گناه عمر انسان همین است که انسان این کودک عزیز روان را از هزار تا زنا و لواط و مشروب‌خواری و آدمکشی و قتل و شراب‌خواری از همه اینها بدتر است، از هزار فحشا ظاهری و باطنی بدتر است.@ ینکه انسان به روح خودش احترام نگذارد، به ایمان خودش احترام نگذارد، از عبادتش بزند، از نماز اول وقت بزند، لذا فرمود من قیامت زناکاران و شراب‌خواران و اهل کبائر را شفاعت می‌کنم ولی کسی که نمازش را سبک بشمارد شفاعت نمی‌کنم.@چون خیلی فحشایش بالاتر از فحشاهای ظاهری است، بالاتر از گناهان کبیره است، که پیغمبر شفاعت نمی‌کند، پیغمبر مهربان رحمت للعالمین، ائمه شفاعت نمی‌کنند.@اینقدر این مهم است که امام صادق (علیه السّلام) موقع شهادتشان همه اعضای خانواده را جمع می‌کند، می‌گوید جمع بشوید یک حرف مهم می‌خواهم بزنم، همه دور حضرت جمع می‌شوند که حضرت چه می‌خواهد بگوید گفت بدانید که ما شفاعت نمی‌کنیم کسی که نمازش را سبک بشمارد.@چون این جانی است، این آدم، آدم بی‌ادبی است، این آدم، آدم هتاکی است، این آدم یک آدم بی‌رحم، قصی القلب، جانی از آمریکاییها بدتر، از اسرائیلی‌ها بدتر، از سعودی‌ها بدتر، چون این دارد جنبه ابدی و جاودانگی خودش را این وسط سر می‌برد، به روح خودش احترام نمی‌گذارد، غذای این بخش را می‌خورد.@یک مادر یا یک خانم، الان خیلی از عروس خانم‌ها یا خانم‌های دیگر برای ما نامه می‌نویسند، می‌گویند ما وضعیت روحی و معنوی‌مان کم است، ضعیف است، یا وقتی ازدواج کردیم ضعیف شدیم، من عرض می‌کنم شما وقتی که دختر بودید در خانه صبحانه و ناهار و شام می‌خوردید یا نه؟ گفت بله، الان که شوهر کردی بیشتر و مفصل‌تر می‌خوری، گفت درست است.@پس چطور یادت مانده باید غذا بخوری صبحانه، ناهار، شام، یا مرد فرقی نمی‌کند آقایان هم همینطور، ولی یاد نرفته که باید غذای روح بخوری، الان شما بچه‌دار شدی، الان به فکر پوشک و شیرخشکش مگر نیستی، چند وعده غذا بخورد، مرتب غذا بخورد.@این کودک اصلا کودک خودت نیستت یک بچه‌ای را مال یک کسی آن هم نه یک مسلمان، یک بچه کافری را آوردند در خانه شما گذاشتند رفتند، بچه است، انسان است، شما وقتی در خانه را باز بکنی ببینی یک بچه را جلوی در خانه شما گذاشتند و رفتند چکار می‌کنی؟! این بچه را می‌آور در خانه به او احترام می‌گذاری، به او میرسی، لوازمی که نیاز دارد، غذایی که نیاز دارد، غذا مرتب به او می‌دهی، بزرگش می‌کنی.@گرگها یک بچه انسان را می‌برند بزرگ می‌کنند، بارها شده در این جنگلها حیوانات وحشی یک نوزادی یک چیزی از انسان پیدا کردند بردند به او شیر دادند، از حیوانات دیگر می‌برند شیر می‌دهند بزرگ می‌کنند، حیوانات این کار را می‌کنند می‌گوید نیاز دارد، بچه است نیاز دارد من باید به آن برسم.@این کودک عزیز روان که از جنس خدا در ما است غذا نمی‌خواهد ما این بخش را به رسمیت نشناختیم، چون انسان‌شناسی‌مان ضعیف است و چیزی که از انسان می‌شناسیم یا یک عقل است یا یک حیوان است، چون فوق عقل هم نیست آن عقلش هم دیگر حیوانی است، چون علم خنثی است یعنی یا در استخدام واهمه به پایین است، یا در استخدام فوق عقل است، بسته به این است که تو چطوری از ان استفاده بکنی.@می‌گوید من از وقتی ازدواج کردم دیگر آن حال و هواها را ندارم، آن نمازها را ندارم، آن دعاها را ندارم، آن زیارت‌ها را ندارم، آن تمرکز‌ها را ندارم، برای اینکه برایش وقت نمی‌گذاری، برای اینکه باور نکردی انسان هستی، سرت شلوغ شده حالا دیگر آن ذکرها، آن عبادت‌ها.@می‌گوید آقا ما قبل از دانشجویی و طلبگی خیلی وضعمان بهتر بود، به حرمی می‌رسیدیم، نماز شبی می‌خواندیم، سینه‌زنی می‌کردیم، عزاداری می‌رفتیم، از وقتی طلبه و دانشجو شدیم، دیگر مدام ذهن، ذهن، ذهن، نه خلوتی و نه غذایی، این کودک عزیز روان زیر بار فشار جذب کمالات حسی، گیاهی، حیوانی و عقلی له می‌شود، اصلاً دیگر وقت ندارد.@نه نورانیتی، نه نمکی، نه حالی، نه گریه‌ای، نه اشکی، نه روضه‌ای، نه سینه‌زنی، نه یا حسینی، نه توجه به اهل بیت، هیچی، دلمردگی دارد، آقا دکتر است، مهندس است، طلبه است، استاد است، استاد هم هست ولی اصلاً وقت ندارد به خودش برسد، برای مردم چرا ولی برای خودش نه، فرصت خلوت، فرصت ذکر، فرصت سحر، فرصت یک شب جمعه‌ای، حرمی، ذکری، خلوتی، قرآنی، دعایی هیچی، این یک جنایت است، کودک عزیز روان خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشه‌ای خیلی زیبا فرمود:@

وقتی که یاد خدا نیست علم تو هم تن است، علم تنی است، به درد نمی‌خورد، نه طلبگیش به درد می‌خورد نه دانشجو بودنش، علم تن است، وقتی تو خلوتی نداری، وقتی تو با آسمان رابطه نداری، وقتی به غیب نمی‌زنی وقتی تمرکزی نداری برای ارتباط با غیب هیچی دیگر به درد نمی‌خورد.@لذا حضرت می‌فرماید اگر کسی نماز اول وقت را سبک بشمارد، عبادت خدا را سبک بشمارد، این بسیار آدم بی‌ادبی است، این آدمی هست که ما او را شفاعت نمی‌کنیم، مقوله، مقوله گناه نیست که طرف بگوید آقا من در شهوت قرار گرفتم، زنا کردم شراب خوردم، عصبانی شدم آدم کشتم، که او را ببخشند.@این نه این بی‌ادب است، این اصلاً، شما کودک کوچک خانه‌تان اگر گرسنه‌اش بشود می‌گویید برو پنج ساعت دیگر به تو غذا می‌دهم، حالا خفه شو، حالا حرف نزن، حالا گرسنه‌ات نباشد، حالا دستشویی نداشته باش، حالا تشنه‌ات نباشد من بعداً به تو غذا می‌دهم.@این کودک غذا می‌خواهد، این کودک باید بزرگ بشود، این کودک شبیه خداست، این باید شبیه الله بشود، این ذکر می‌خواهد، قوت می‌خواهد، (ذکر الله قوت الارواح) این باید با اهل بیت با خانواده آسمانیش رفت و آمد بکند تا نشاط داشته باشد، یک کسی که با اهل بیت رفت و آمد ندارد، ذهناً، روحاً، خیالاً ارتباط ندارد این معلوم است که افسرده می‌شود.@می‌گوید من نمی‌دانم چرا اینقدر افسرده هستم، چرا اینقدر عصبانی هستم، چرا اینقدر پژمرده هستم، چرا اینقدر ریاکار هستم، چرا خشن هستم، چرا حسود هستم، چرا بدبین هستم، چرا زودرنج هستم، چون غذا نمی‌خوری، غذا وقتی نخوردی ضعیف می‌شوی، این یک موجود زنده است از خدا در وجود ماست، یک امانت خداست.@این امانتی که خدا می‌گوید به همه شما دادیم «إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا» این «ظَلُوماً جَهُولا» یعنی این، یعنی ما بسیار به خودمان ظلم می‌کنیم، و بسیار هم به خودمان جاهل هستیم، نمی‌فهمیم قدر این امانتی که خدا به ما داده، «عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسان‏» انسان این امانت را قبول کرده.@یعنی از جنس خدا بودن، کودک عزیز روان، نفخه الهی، دمش محمد و آل محمد را قبول کرده، این دمش را پذیرفته، حالا که آن را پذیرفتی حرمتش را نگه دار، به آن احترام بگذار، نگو من یک بچه دارم با یک زن، یک بچه دارم با یک شوهر، بگو من دو تا بچه دارم، یک بچه هم از خدا در وجود من هست.@این را هم باید بزرگ کنم این هم رسیدگی می‌خواهد، این غذا می‌خواهد، این علم می‌خواهد، این حکمت می‌خواهد، این استاد می‌خواهد، این شنیدن می‌خواهد، این تربیت می‌خواهد، این غذا می‌خواهد، استراحت می‌خواهد، باید به آن برسند.@ما جدی نیستیم، واقعاً ما آن بخش الهی را جزء شخصیت‌های خودمان در نظر نمی‌گیریم، جزء خانواده خودمان در نظر نمی‌گیریم، من کس دیگری هم هست غیر از زن و بچه‌ام، غیر از شوهر، غیر از پدر و مادر که تکفلش به عهده خود من است، و آن خود من هستم، و آن من انسانی است، من الهی است، من جاودانه است، منی که از جنس اهل بیت است.@من عهده‌دار این هم هستم، من باید خرجی این را هم بدهم، نفقه این هم گردن من هست، این از من امام رضا می‌خواهد، این از من حضرت معصومه می‌خواهد، این از من کربلا می‌خواهد، الان ما شعبان دارد می‌آید، امشب شب اول شعبان هست.@خدا چرا غُرُق می‌کند؟ چرا رجب را غُرُق کرد برای قیامت گفت (أین الرجبیون)؟ چرا شعبان را غُرُق می‌کند؟ چرا رمضان را غُرُق می‌کند؟ برای اینکه ما بی‌رحم هستیم، به فکر نیستیم، خدا می‌آید برای دفاع از آن چیزی که در وجود ما گذاشته غُرُق می‌کند.@یا در رجب حواستان باشد، غذای این باید به آن برسید، غذای این باید بیشتر بخورد، در شعبان باید غذا بخورد، برای همین نوع دعاها را که شما نگاه می‌کنید نوع دعاها در رجب فرق می‌کند، ذکرهایی که گفته شده، شما هزار تا (لا اله الا الله) داشتید، هزار دفعه در ماه رجب بنشین بگو من آدم هستم الهی جز الله ندارم اگر چیزی غیر از الله را انتخاب کردم باختم، سرم کلاه رفته خودفروشی کردم.@هزار دفعه (استغفر الله ذی‌الجلال و الاکرام من جمیع الذنوب و الآثام) اعمال ماه رجب، آنهایی که نگفتند امشب بنشینند یک فکری بکنند، جبران بکنند، شاید ما زنده نمانیم، شاید من این آخرین رجب و آخرین شعبانم باشد، دیگر واقعاً وقت نکنم، یک وقتی برویم بگذاریم.@این احتمال که هست، ما باور نمی‌کنیم که می‌میریم، می‌گوییم مرگ مال بقیه است، حالا شاید سراغ ما آمد، اگر آمد ما کوتاهی نکرده باشیم یک وقت جدی بگذاریم، الان شعبان را شما نگاه کنید، نوع دعاها واقعاً تغییر می‌کند، دعاهای ماه رجب فوق‌العاده بود، جالب است که ادعیه مهم رجب از وجود مقدس امام زمان (علیه السّلام) که فوق‌العاده قدرتمند بود.@(اَللّهُمَ اِنّی اَسئَلُکَ بِمَعانی جَمیعِ ما یَدعُوکَ بِهِ وُلاتُ اَمرِک) فوق‌العاده هر روز بود، (الحمد الذی اشهدنا مشهد اولیائه) و (خواب الوافدون غلی غیرک) و چند تا دعای دیگر خیلی عالی هر روز هم بود، قشنگ آن کودک عزیز روان با این دعاها چاق و چله می‌شود اگر آدم بفهمد چه دارد می‌خواند نه فقط متن عربی بخواند نداند دارد چه می‌خواند، فهم بکند که چه چیزی می‌خواند.@آنهایی که عربی بلد نیستند لااقل فارسیش را بخوانند که بدانند چه می‌خوانند، وقتی شما عربی می‌خوانی بدون اینکه بدانی چه می‌خوانی که غذا نیست یک مشت جملاتی هست که همینطوری گفته می‌شود، فایده‌ای هم ندارد «لا خَیرَ فی قَرائَتٍ لا تَدَبُّرَ فیها» در قرائتی که تدبر نیست خیری هم نیست، بفهمیم داریم چه می‌گوییم.@الان ماه شعبان آمده در ماه شعبان ما مناجات‌های فوق‌العاده زیبایی داریم، مثل خود مناجات شعبانیه و دعاهای دیگر متناسب با حرکت جنین هست، این کودک عزیز روان در رحم دنیا می‌خواهد حرکت کن به سمت تولد برزخ غذای خیلی عالی هست ما باید به شعبان حرمت بگذایم، باید برایش وقت بگذاریم، باید به آن توجه بکنیم، باید برایش خلوت بکنیم، با ماههای دیگرمان یکی نباشد.@باید مرخصی بگیریم، باید ساعت کاری‌مان را کم بکنیم، باید یک مقدار از فشارهای دیگرمان کم بکنیم که به کودک عزیز روان‌مان برسیم، ما وقتی سر صبحانه و ناهار و شام می‌نشینیم، مهمانی می‌رویم، مهمانی می‌دهیم، احساس نمی‌کنیم اتلاف وقت کردیم، اما نمازمان تا می‌خواهیم یک ذره اضافه بکنیم، مدام شیطان می‌آید می‌گوید دیرت می‌شود، کار داری، نمی‌رسی.@قنوت عجله‌ای، سجده عجله‌ای، رکوع عجله‌ای، نماز عجله‌ای، هیچی، همیشه این شیطان کنار ما هست، به ما می‌گوید تو وقت نداری، کار داری، درس داری، امتحان داری، دیرت می‌شود، ولی موقع ناهار نه، موقع شام، نه، موقع بستنی خوردن، و فالوده خوردن و میوه خودن و اینطرف و آنطرف رفتن، کارهای حیوانی دیگر ما خودمان را فارغ می‌کنیم، به همه چیز و همه کس می‌گوییم وقت نداریم.@وقتی هم می‌گوییم وقت نداریم، با تمرکز می‌نشینیم غذا می‌خوریم، با لذت می‌نشینیم این کار را می‌کنیم، اگر خلوتی کسی با دوستش دارد، می‌بینی با تمرکز و لذت است، با همسرش با تمرکز و لذت است، با تلویزیون خوراک‌های وهمی می‌خورد، فوتبال نگاه می‌کند، موقع فوتبال دیگر پدر و مادرش را هم نمی‌شناسد.@تمرکز می‌گیرد که این غذای وهمی را خوب بخورد، حرکت به حرکت ورزشکار را جذب می‌کند، خوراک وهمی دارد می‌خورد، یا دارد سریال نگاه می‌کند، این مال بخش‌های وهمی است، ببین چقدر با تمرکز این سریال را می‌خورد، اصلاً هم فراموش نمی‌کند، جدی یاد می‌گیرد، خوب یاد می‌گیرد، تکرارش را هم می‌نشیند نگاه می‌کند.@ولی وقتی نوبت قرآن می‌شود می‌گوید من 50 تا آیه وقت ندارم، علی (علیه السّلام) فرمود هر مسلمانی واجب است 50 تا آیه در روز بخواند ما دروغ می‌گوییم اگر می‌گوییم نمی‌توانیم 50 تا آیه بخوانیم، به والله دروغ می‌گوییم، من 50 تا نمی‌رسم بخوانم.@یک کسی رغبت نداشته باشد در روز 50 تا آیه بخواند، به هوای اینکه درس دارم، کار دارم، مطالعه دارم، تحقیق دارم، هیئت دارم، از این شهوت‌های وهمی و خیالی و انواع و اقسام مذهبی‌بازی‌های اینطوری، وقت ندارم قرآن بخوانم، وقت ندارم دعا بخوانم.@مقام معظم رهبری چند وقت پیش من از یکی از محافظانش شنیدم، می‌گفت ایشان با تمام مشغله‌ای که دارد هر چند روز کمتر از یک هفته ایشان می‌گفت یک ختم قرآن حداقل دارد، ما بگوییم ما از ایشان سرمان شلوغ‌تر است، کارمان مهمتر است، کارمان مقدس‌تر است، ما مهمتر هستیم، اگر ایشان می‌تواند یک ختم قرآن بکند، این همه هم کتاب می‌خواند، تقریظ می‌نویسد، این همه کار دارد مملکت هم دارد اداره می‌کند.@ما چطوری است که وقتمان برکت ندارد، قرآن که نمی‌رسیم بخوانیم، اینطوری می‌شود که ما روحمان ضعیف می‌شود، شما امشب رفتید خانه شام نخورید، درست شام نمی‌خورم، فردا اول شعبان هست روزه وارد شده می‌خواهم روزه بگیرم، الان ما بگوییم فردا اول شعبان است روزه وارد شده ولی سحری نخورید، من اگر یک همچین حرفی بزنم انگار به یک کسی فحش دادم، چی سحری نخوریم فردا هم روزه بگیریم.@نه بفرمایید سحری میل بکنید، باید سحری بخوریم، دیدید ماه رمضان‌ها سحری که غذا نمی‌شود، افطار هم غذا نمی‌شود می‌گوید باید بخوریم، خب بخورید، می‌خواهم روزه بگیرم، حالا فردا روزه گرفتید، می‌گوید افطار نخورید، کسی این را می‌پذیرد؟ بگوییم آقا افطار نخور، نه می‌گوید آقا من را ضعف می‌گیرد، روزه گرفتم 14 ـ 15 ـ 16 ـ 20 ساعت باید بخورم، این را ما می‌فهمیم ولی وقتی که نماز دیر می‌شود متوجه نمی‌شویم.@بعد می‌گوییم من چرا اخلاقم بد است، چرا تندخو هستم، چرا زودرنج هستم، چرا حساس هستم، چرا دلم می‌گیرد، چرا غمگین می‌شوم، چرا شاد نیستم، چرا شوهرداریم خوب نیست، چرا زن‌داریم خوب نیست، چرا بچه‌داریم خوب نیست، چرا با پدر و مادر رابطه ندارم، چرا بقیه از من خوششان نمی‌آید، چرا من اینقدر در این دنیا خسته هستم.@چرا طلبگیم به من مزه نمی‌دهد، درس خواندنم مزه نمی‌دهد، خدمتم مزه نمی‌دهد، برای اینکه ما غذا نمی‌خوریم، تا غذایت را نخوری سر حال نیستی ما برنامه می‌دهیم می‌گوییم در شش ماه باید این سی‌دی‌ها را گوش بکنی، این 50 تا آیه را در روز بخوان مدام چانه می‌زند، می‌گوید نمی‌رسم، نمی‌رسی چکار می‌کنی که نمی‌رسی؟ چه کاری واجب‌تر از این داری؟@من الان مقطع ارشد و دکترا که دانشگاه درس می‌دهم برای اساتید وقتی می‌آیند به من می‌گویند که اینطوری است، می‌گویم بروید شش ماه مرخصی بگیرید بروید درس‌هایتان را تعطیل بکنید، شش ماه دیرتر دکتر بشو، شش ماه دیرتر لیسانس بگیر، تعطیل کن بنشین روی برنامه کار کن، شش ماه بنشین غذا را مرتب بخور تا حالت خوب بشود.@تو یک فهرست نوشتی برای من از انواع مشکلات و گرفتاریهای روحی و روانی و خانوادگی و اخلاقی بعد می‌گویی برنامه بده برنامه هم که می‌دهم می‌گوید وقت ندارم گوش کنم این یعنی مسخره کردن خودمان، بروی دکتر هزینه بکنی پول بدهی بعد دارو برا بگیری بگویی وقت نکردم بخورم.@جالب‌تر از این، این هست که روی‌شان هم می‌شود می‌آیند می‌گویند که آقا خوب نشدیم می‌گویم خوب نشدی خوردی یا نخوردی؟ می‌گوید نه وقت نکردم ولی خوب نشدم، یعنی چی داری به من فحش می‌دهی داری من را مسخره می‌کنی یا خودت را.@می‌گوید من غذایم را نخوردم، دارویم را نخوردم چرا خوب نشدم؟ برای اینکه تو خودت را جدی نمی‌گیری، وقتی به تو می‌گویند شش ماه کارت را تعطیل کن، شش ماه درس‌ات را تعطیل کن، شش ماه کارهای دیگرت را مرخصی بگیر، اگر دستت به دهانت می‌رسد نمی‌خواهد کار بکنی بنشین روی این برنامه کار بکن فکی می‌کند به او رکیک‌ترین فحش‌ها را دادی، انگار به ناموس دین یک چیزی گفتی از فحش ناموسی هم برایشان بدتر است.@مثلاً کارهای دنیایی‌ات را کم کن به روحت برس به این کودک عزیز روان، از بس ما قلدر هستیم، از بس ما به این کودک عزیز روان ظلم می‌کنیم حاضر نیستیم حرمتش را نگه داریم شش ماه با او باشیم، از بس در سرش زدیم همیشه خارش کردیم این نمی‌تواند بیاید یک دفعه بگوید آقا بقیه کارها را تعطیل کن به من برس تو چه کسی هستی؟@می‌گوید من از خدا هستم، هستی باش، لذا خدا یک دفعه می‌بینید ماه رمضان شمشیر می‌کشد وسط می‌آید، باید تعطیل بکنید همه کارهایتان را باید تعطیل بکنید، روزه واجب است، یک روزش را بخوری 61 روز گردنت می‌افتد حق ندارید.@قوانین چقدر تند می‌شود برای اینکه ما ظرفیت نداریم می‌گوید حق این کودک است باید به او غذا بدهی، بخش‌های دیگر را تعطیل کن به این برس، آن دهانت را ببند این دهانت را باز کن، نوبت این بخش است، حرمت این بخش را هم رعایت کنید.@لذا می‌بینی قوانینش سخت می‌شود می‌گوید یک روز از این روزه را کوتاهی در آن بکنی 61 روز گردنت می‌افتد 30 روزش را باید پشت سر هم بگیری، برای اینکه آن حرمت دارد، باید تربیت خودمان را جدی بگیریم، در غذا خوردن، بعضی‌ها هستند این زبان را خیلی خوب می‌فهمند چون زبان عشق است، زبان عاطفه است، زبان محبت است حالی‌شان می‌شود زود می‌گیرند.@آدم‌هایی هستند که احساسات دارند، دل‌هایشان شکوفایی دارد، عشق حالیشان می‌شود، عشقبازی را سرشان می‌شود، دوستی را سرشان می‌شود «الذِّكْرُ لَذَّةُ الْمُحِبِّين‏» ذکر لذت کسانی است که خدا را دوست دارند، چطور کباب لذت کسانی هست که حیوانی‌تشان را دوست دارند.@تلویزیون لذت کسانی است که واهمه را دوست دارند خیال‌پرداز هستند، فوتبال تماشا می‌کنند، نتایج مسابقات فلان تیم با فلان تیم برایش مهم است، این آدم وهمی است لذتش هم هست می‌نشیند نگاه می‌کند، اگر کسی الله را دوست داشته باشد از ذکر نمی‌‌تواند لذت ببرد، پس ما اگر از ذکر لذت نمی‌بریم یعنی هنوز خودشناسی نداریم، هنوز باور نکردیم که آدم هستیم، که لذت نمی‌بریم.@از شنیدن اسم خدا هیچ اتفاقی در ما نمی‌افتد، برای همین قرآن می‌فرماید بعضی از آدمها از سنگ هم پست‌تر هستند، چون سنگ وقتی اسم خدا را می‌شنود تحت تأثیر قرار می‌گیرد «وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللهِ» اسم خدا را که می‌شنوند یک فروریختگی دارند یک تأثری دارند.@ولی بعضی‌ها هستند قلب‌هایشان از سنگ هم بدتر است، اصلاً هیچ شنیدن اسم اهل بیت، شنیدن اسم خدا در دلشان بزرگی ندارد، یک صلواتی هم که می‌خواهد بفرستد می‌بینی زورش می‌آید بفرستد.@ما تا باور نکنیم آدم هستیم، به عبادت نمی‌افتیم، به ذکر نمی‌افتیم تا باور نکنیم انسان از نماز فرار می‌کنیم، تا باور نکنیم انسان هستیم از اینکه نماز چهار رکعتی‌مان دو رکعت بشود خوشحال هستیم، باید برای این بخش یعنی این کودک عزیز روان وقت بگذاریم باید یک ساعت‌هایی تلفن‌ها را خاموش بکنیم، روبه قبله بنشینیم تسبیح دست‌مان باشد.@این تسبیح نباید از دست ما بیفتد، نباید از جیب ما بیرون برود و دیگر نیاید، الان بعضی‌ها دیجتالیش هم کردند ذکرشمار است، عیب ندارد خوب است، باید در جیب‌مان باشد، ابزار کار ما است، چطور در کیف‌ات خوراکی همیشه می‌گذاری می‌خواهی اینطرف و آنطرف بروی، تسبیح ابزارش است روح احتیاج دارد یک جاهایی باید بنشینی روبه قبله شروع به ذکر بکنی.@ولی ذکر باید با کیفیت باشد، قواعد کیفیت را برای همین در برنامه‌های عزیزان اولین سی‌دی که من تجویز کردم یاد خدا است، بعد ما و امام زمان، باید از الان این سه تا چیز که می‌گویم را تا شروع ماه مبارک کار بکنید، یکی یاد خدا، یکی ما و امام زمان، چون ماه شعبان دارد می‌آید بالاخره باید تکلیفمان را با ولی الله مشخص بکنیم.@جنبه‌های دیگرش مقام محمود و جهاد هست، یکی مراقبات ماه مبارک، قبل از ماه مبارک اینها را کار کنید، ولی ما یک سلسله مهارت باید داشته باشیم، مهارت یعنی چی؟ یعنی کاری را که شما می‌توانید در پنج دقیقه با مهارت انجام بدهی بدون مهارت 5 ساعت می‌کشد.@من یادم هست تخریب‌چی که بودیم زمان جنگ می‌خواستیم یک چیزی را منفجر بکنیم، اول از فتیله‌های ساده مصرف می‌کردیم، این فتیله‌ها را وقتی آتش می‌زدیم، می‌خواستیم یک پل را منفجر کنیم، می‌رفتیم فتیله می‌کشیدیم تا مواد منفجره می‌آمد، این فتیله را وقتی کبریت می‌زدیم در هر ثانیه یک سانت فتیله می‌کشید.@یعنی ما اگر 30 متری پل بودیم، 30 تا 100 سانت می‌شد، حالا اگر من کبریت بزنم، 30 تا 100 سانت یعنی 30 تا 100 ثانیه طول می‌کشد تا این به آنجا برسد، بعدها که جنگ پیش رفت یک ذره جلو رفتیم، به ما فتیله‌ها الکتریکی دادند، مَنیاتور می‌دادند می‌خواستیم یک پل را منفجر کنیم، می‌رفتیم قشنگ مواد را کار می‌گذاشتیم، شش کیلومترش یک ثانیه می‌زد.@یعنی شما وقتی مَنیاتور را می‌زدی برق است دیگر، می‌زدی شش کیلومتر آنطرف‌تر منفجر می‌شد، این کیفیت بالا رفته است، ما باید کیفیت عبادتمان را بالا ببریم، آن که کیفیت عبادت را بالا می‌برد معرفت است، یک کسی یک ربع می‌نشیند یک تمرکز می‌گیرد یک ذکر می‌گوید بعد از نماز صبح این تا شب غذا دارد کاملاً اشباع است.@یک کسی چون کارش کیفیت ندارد، می‌بینی 3 ساعت هم نشسته ولی چون جذب در آن نیست، حضور قلب نیست، حواسپرتی هست، خیال‌پردازی است، واقعاً 3 ساعت نشسته دارد دهانش را تکان می‌دهد تسبیح دستش هست دارد بالا و پایین می‌برد ولی از این 3 ساعت 3 دقیقه هم گیرش نیامده چون کیفیت ندارد.@معرفت باعث می‌شود کیفیت کار بالا برود، شنیدن، لذا مهمتر از خود عبادت مهارتهای عبادی است، که ما در مباحث شب‌های احیای‌مان، چون ما هر ماه یک شب احیا داریم تا صبح مهارتهای عبادی را کار می‌کنیم.@کیفیت عبادت را بالا ببریم لذا امام جواد (علیه السّلام) فرمود «اَلْقَصْدُ إِلَى‏ اللهِ‏ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَالِ» حرکت به سمت خدا با عقل و قلب زودتر آدم را می‌رساند تا اینکه مدام بدنت را در عبادت به زحمت بیاندازی، (اتعاب) یعنی به زحمت انداختن بدن در عبادت.@مردم اگر به آنها بگویی اینقدر از ماه شعبان را روزه بگیر، رجب را روزه بگیر می‌روند می‌گیرند، اینقدر اعتکاف، از اینجا پیاده راه بیفتید بروید کربلا و برگردید، می‌روند، از اینجا قرار است ما فردا اردو راه بیندازیم پیاده برویم امام رضا، بدنشان زودتر به زحمت می‌اندازند.@اما به او بگو 5 ساعت بنشین یک چیزی را بشنو، سختش است، بنشین یک کتابی بخوان معرفتش زیاد بشود که عبادتت سنگین و قوی بشود، حاضر نیست این کار را بکند، در هیئت‌ها نگاه کن مداح‌ها بیشتر از علما عزیز هستند، چرا؟ چون کار بدنی می‌کند، باید بلند بشود سینه بزند، این برایش خوب است، 3 ساعت که هم بگویی کیف می‌کند می‌زند.@ولی وقتی عالم می‌خواهد بیاید بنشیند صحبت بکند می‌بینی انگار هیئت میخ در می‌آورد همه بلند می‌شوند می‌روند در حیاطی، آبدارخانه‌ای، همه اینطرف و آنطرف پلاس هستند، آقا که رفت، این دارد حرف می‌زند، دارد معرفت به شما می‌دهد.@آقا که رفت می‌بینی همه جمع شدند نشستند دور مداح، که می‌خواهند شعر بخوانند و سرشان را تکان بدهند بعد هم بلند بشوند لخت بشوند، اول کار لباس در بیاوریم 3 ساعت همینطوری سینه بزنیم، من خودم هیئتی هستم، سینه‌زن هستم، خودم خادم هیئت هستم.@ولی فکر یک چیز دیگر است «اَلْقَصْدُ إِلَى‏ اللهِ‏ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَالِ» تندتر می‌رساند آدم را تا اینکه می‌خواهد به زحمت بیاندازد، لذا اگر این کودک عزیز روان غذا می‌خواست، چطور می‌گویی بروم کدام شیر را از داروخانه بگیرم، دکتر باید کدام شیر خشک را بدهم، یا شیر کدام حیوان را بدهم فرزندم بزرگتر و قویتر بشود، کیفیت است غذا خیلی مهم است.@لذا باید وقت بگذاری اساساً مهارت‌های عبادت را یاد بگیری، ما استادمان یک موقعی که می‌خواست به ما یک (لا اله الا الله) یاد بدهد چهار سال ما هر هفته کلاس رفتیم تا یک (لا اله الا الله) را به ما یاد بدهد، ولی با کیفیت، چهار سال یک (لا اله الا الله) به ما یاد داد بار ما را بست.@الحمد لله دوره دارد، استغفار دوره دارد، صلوات دوره دارد، من بدانم این صلوات می‌خواهد با من چکار بکند، هزار بار، صد هزار تا صلوات، حالا می‌نشینی صد هزار تا می‌فرستی چه شد آن اتفاقی که صلوات قرار بود در تو بیفتد انجام داده یا نه؟ نه، لفظ دهان تکان خورده.@سبحان الله می‌خواهد چکار بکند، سبحان الله آنقدر قدر است، آنقدر قوی است که نگو، یک شراب بسیار قدرتمند است، (الحمد لله، لا اله الا الله، الله اکبر)، اینها خیلی مهم است، کیفیتش را برویم یاد بگیریم ببینیم باطن (لا اله الا الله) چیست، باطن صلوات چیست، باطن ذکر چیست، این چیست که می‌تواند من را بسازد شبیه الله بکند.@به کیفیت خیلی توجه بکنید، تا این تبدیل و لذت صورت بگیرد، تا این شراب در ذائقه بیاید، فرمود قرآن شراب مؤمن است، پس چرا ما الان 50 سال می‌خوانیم ما را خوشحال نمی‌کند، شراب شادی می‌آورد، چرا قرآن خواندن برای ما شادی نمی‌آورد، صلوات، زیارت رفتن، حرم حضرت معصومه، با آن همه شرابی که در حرم حضرت معصومه در زیارت حضرت ریختن این زیارتنامه غوغا است.@چرا ما داریم حرم می‌رویم و می‌آییم، ما باید بالاخره یک وقتی بگذاریم جدی باشیم، با کیفیت، کامپیوتر را می‌رود یاد می‌گیرد، زبان را حاضر است برود، نمی‌گوییم واجب نیست، گلدوزی، خیاطی، سرمه‌دوزی، رانندگی، خیلی‌ها مانده تا رانندگی یاد بگیرند، زود می‌رود پول جور می‌کند برود رانندگی یاد بگیرد، زبان یاد بگیرد.@برو بنشین یک (لا اله الا الله) یاد بگیر، چند تا کتاب راجع به نماز تا به حال خواندی، خدا وکیلی ده تا کتاب خواندی نماز چیست، اصلاً چه می‌گوید، معنیش چیست، رکوع یعنی چی، چرا با الله در رکوع می‌گویی عظیم، رب عظیم من، در سجده می‌گویی رب اعلی من، این یعنی چی.@اصلاً ما وقت نمی‌گذاریم اصلاً برایمان این چیزها مهم نیست که برویم یاد بگیریم و برایش وقت بگذاریم، طرف می‌بینی که فوتبالیست‌ها همه را می‌شناسد، هنرپیشه‌ها را می‌شناسد، ورزشکاران را می‌شناسد، آدمهای اساطیر تاریخ را می‌شناسد، نبودند، وجود خارجی نداشتند اینها را زندگی‌شان را می‌شناسد.@ولی خدا وکیلی صد صفحه کتاب راجع به اهل بیت و خانواده‌ات خواندی، که اینها چه کسانی هستند، امام صادق کیست، امام باقر کیست، امام جواد کیست، خانواده‌ات هستند، «إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُم‏ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُم‏» در جامعه کبیره می‌خوانید «وَ إِيَابُ‏ الْخَلْقِ‏ إِلَيْكُم».@ما یک روزی قرار است پیش این خانواده آسمانی‌مان برویم با اینها زندگی بکنیم، اصلاً ما می‌دانیم اهل بیت چه کسانی هستند، مادر من فاطمه زهرا من چند تا کتاب راجع به مادرم فاطمه زهرا خواندم، می‌بینی از شرق و غرب عالم مطلب بلد است.@ولی راجع به حضرت زهرا مادرش، ببین مادر من تا حالا حرفی هم برای من زده یا نه، چهار تا کلام از حضرت زهرا بلد هستم، اگر گفتند مادر تو، مادرت است دیگر، مادر تو چه چیزهایی گفته، منطقش چه بوده؟ فرهنگش چه بوده؟ چطوری فکر می‌کرده؟@می‌بینی هیچی از حضرت زهرا نمی‌داند، هیچی از امام حسین نمی‌داند، هیچی از امام مجتبی نمی‌داند، هیچی از امام کاظم، امام سجاد، امام عسکری، از امام زمان، امام زمان که آنقدر غریب است که فرمود آواره طردشدۀ تنها و یگانه است در بین شیعیانش.@مردم فیلم تکراری، سریال تکراری، می‌نشینند می‌بینند لذت هم می‌برند، راجع به امام زمانشان نمی‌نشینند چهار تا کتاب بخوانند، چهار تا دعا بخوانند، ببیند اصلاً این حضرت کیست، کجاست، الان چرا آواره است؟ چرا طردشده است؟ چرا تنها است؟ چرا غریب است؟ چرا مضطر است؟ من باید چکار کنم.@ما واقعاً جدی نگرفتیم حیاط انسانی خودمان را، لذا نوع مطالعاتمان هم مستکبری است، نوع مطالعاتمان هم غافلی است، درس‌خواندن‌هایمان غفلت است، طلبگی‌مان غفلت، مهندسی‌مان غفلت، دکتری‌مان غفلت، همه کارهایمان پر از غفلت است.@حالا امام باقر فرمود مؤمنی که «حافَظَ عَلَی الصَلَوات صَلَواتٍ مَفروضَة» کسی که محافظت بکند به صلات‌ها و نمازهای پنجگانه، یعنی اول وقتش را متوجه باشد آن را جدی بگیرد، برایش ارزش قائل باشد و تا آنجایی که ممکن است به جماعت، ما نماز فرادی در اسلام استثناء است، در عذر از کسی پذیرفته است.@عذر اگر کسی داشته باشد فرادایش پذیرفتنی است، ولی اگر عذر نداشته باشد حق ندارد مسجد نیاید، من الان خیلی از مساجد را می‌روم، باز این مسجد از مساجد زنده است در شهر قم، خیلی از مسجدها می‌روم می‌بینم سن نمازخوان‌ها 40 سال به بالا است، ما اوائل انقلاب دورۀ جنگ جوانان مساجد را غُرُق می‌کردند.@الان همه ماشاءالله آدم حسابی شدند مسجد نمی‌آیند، کار دارند، بزرگ شدند، شخصیت شدند، مهم شدند دیگر مسجد نمی‌آیند نماز جماعت کجا، یک جایی در خانه، حضرت فرمود روی نیزه هم شده جماعت بخوان، سیدالشهدا در کربلا برای جماعت شهید شده، به چه بهانه‌ای در خانه بنشینیم، عذر اگر داشته باشی بله، من درد دارم امروز مریض هستم.@تا 40 تا منزل همسایه مسجد محسوب می‌شود، فرمود «سَلِّمُوا عَلَى‏ الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى وَ لا تُسَلِّمُوا عَلی یَهودِ اُمَّتی» به یهود و نصاری سلام بکنید به یهودی امت من سلام نکنید، گفتند آقا یهودی امت شما کیست؟ فرمود کسی که صدای اذان را می‌شنود و به مسجد نمی‌رود.@طرف کور است آمده به پیغمبر می‌گوید یا رسول الله من کور هستم نمی‌توانم دیگر بیایم، حضرت فرمود نه از منزلت یک طناب بکش بیا تا مسجد، بگذار آنجا باشد، کوری که عذر نیست، ما الان زیاد می‌بینم، از بچگی دیدم کسانی که نابینا هستند، نوه‌اش، دخترش، پسرش، یک کسی، آقا شما مسجد می‌روی دست ما را هم بگیرد تا مسجد ببر.@ما الان مسجدی که خودمان منزلمان هست در قم مؤذن ما نابینا است، 20 سال است اینطوری نابینا است، مؤذن هم هست، تعقیبات‌مان، اذانمان همه چیز را یک نابینا دارد می‌خواند، به کوچکترین بهانه‌ای ما نماز جماعت را رها می‌کنیم، در مساجد حاضر بشوید مساجد باید احیا بشوند.@کسی که اهل مسجد نیست حضرت فرمود غافل است، کسی که به مسجد احترام می‌گذارد و اهل مسجد است از غافلین نوشته نمی‌شود، مسجد پاتوق است، فرمود «الْمُؤْمِنُ‏ فِي‏ الْمَسْجِد کَالسَمَکُ فِی الماء» مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است.@مسجد میخانه و میکدۀ مؤمن است، مسجد استراحت جان مؤمن است، مسجد جایی است که انسان وقتی غریبه است در دنیا اینقدر غربت دنیا اذیتش می‌کند به مسجد پناه می‌برد تا یک ذره جانش آرام بشود بفهمد در دنیا بی‌کس و کار نیست، جانش آرام بشود، مسجد آدم را آرام می‌کند.@مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است، لذت می‌برد وقتی در مسجد نشسته است، زیاد می‌نشیند در مسجد کیف می‌کند لذت می‌برد، جانش، غذا می‌خورد، همین فقط در مسجد بنشینی، در و دیوار مسجد را نگاه بکن عبادت است، ذکر هم نگفتی، نگفتی، همین در مسجد بنشین، سازنده است، نشستن بدون اینکه ذکری بگویی، سازنده است کار می‌کند.@پس از این مسائل غفلت نکنیم، عبادت را جدی بگیریم، ذکر را جدی بگیریم، تمرکز را جدی بگیریم، فهم را جدی بگیریم، شنیدن را جدی بگیریم، کیفیت عبادت را جدی بگیریم، حضور را جدی بگیریم، وقت‌گذاری را جدی بگیریم، فارغ کردن خودمان برای خدا و عبادت خدا را هم جدی بگیریم، نگوییم وقت نداریم، برای هر کاری باید خودمان را فارغ بکنیم.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@