أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره سلامتی قلب و بیماریهای قلب بود گفتیم که ما در رحم دنیا هستیم و بزودی که زمان خیلی زیادی هم نیست وارد یک نظام جدید حیات میشویم در یک عالمی که بینهایت پیشرفتهتر از اینجا، بزرگتر از اینجا، کاملتر از اینجا، زیباتر از اینجا، شیرینتر و جذابتر از اینجاست.@ هر چقدر یک عالمی که ما میخواهیم در آن وارد بشویم بزرگتر و پیشرفتهتر باشد ابزاری که برای زندگی نیاز دارد کاملتر هست پیشرفتهتر هست بنابراین با تجربهای که از رحم قبلی داشتیم ما در رحم مادر که بودیم هم کوچک بود هم زندگی در آن خیلی ساده بود غذای ما فقط یک غذا بود خون بود و فضای کوچکی داشتیم تحول زیادی نداشتیم.@ یک نطفه تا بدن کامل را طی کردیم و به این دنیا آمدیم نُه ماه طول کشید تا یک بدن کامل را که سالم باشد برای زندگی دنیا نیاز باشد ما تحصیل کردیم و آوردیم اینجا خیلی خیلی بزرگتر، نمیتوانیم بگوییم چقدر بزرگتر از رحم مادر هست.@ چون هیچ کس اندازهاش را جز خدا و معصومین نمیدانند چقدر پیشرفتهتر هست چقدر کاملتر هست چقدر زیباتر هست نمیدانیم با رحم قابل مقایسه نیست برای همین هم اینجا تجهیزات خیلی زیادی لازم دارد ما آنجا فقط یک سلول بودیم که رشد کردیم هر چیزی هم که در رحم مادر تحصیل میکردیم به درد رحم نمیخورد.@ مثلاً دست و پا و چشم و گوش و قلب و سلسله اعصاب و مغز و هر چه داشتیم برای اینطرف به درد میخورد یعنی همهاش برای اینجا ذخیره شده بود و الا زندگی ما آنجا خیلی لوازم نیاز نداشت خیلی هم ساده بود اگر ذخیرهای بود کاری بود تلاشی بود سازندگی بود همهاش برای دنیا بود.@ اصل برای تولد به اینجا بود که قرار بود دهها برابر عمر رحمیمان اینجا زندگی بکنیم هر کدام ما الان 20 سال 30 سال 40 سال 50 سال 60 سال زندگی کردی و داریم میکنیم یعنی چندین برابر نُه ماهی که در رحم مادرمان بودیم تجهیزات بسیار زیادی میخواست برای طول موج اینجا چشم احتیاج داشتیم برای فرکانسش گوش احتیاج داشتیم.@ برای بوهایش بینی احتیاج داشتیم برای مزهها و غذا دهان و دندان و اعضای خاص نیاز داشتیم اعضای داخلی نیاز داشتیم و خیلی چیزهای دیگر که تهیه شد به هر حال تقریباً چند میلیارد سلول زنده سر هم شده منظم و مرتب با هم تحصیل شد که همه یک پیکر واحد را برای اینجا تشکیل دادند.@ ما وقتی که از اینجا میخواهیم وارد شرائط زیستی برزخ بشویم عالم قبر که محیط بر دنیاست و احاطه کامل بر دنیا دارد دنیا کلش مثل یک رحم کوچک در برزخ هست همانطور که رحم در دنیاست دنیا هم در برزخ هست در آخرت هست حضرت علی(ع) فرمود(الدُّنیا فِی الآخِرَۀ) دنیا در خود دل آخرت هست.@ (إنَّ مَعَ الدُّنیا آخِرَۀٌ وَ الآخِرَۀُ مُحیطَۀٌ بِالدُّنیا) همراه دنیا آخرت هست و آخرت احاطه کامل وجودی بر دنیا دارد. ما به محض اینکه زمان رفتنمان بشود به یک چشم به همزدن از اینجا میرویم امروز صبح من اجلاس بینالمللی ناشران جهان اسلام را داشتیم.@ در مرکز همایشهای صدا و سیما همه ناشران آمده بودند ناشران مهمی از دنیا 42 کشور دنیا آمده بودند از ایران هم تعدادی آمده بودند آنجا نشسته بودیم از پنج قاره هم آمده بودند کنار من یک آقایی از ناشران نشسته بود قرآئت قرآن که شروع شد ایشان همانطور که تکیه داده بود همانجا به رحمت خدا رفت.@ روی میز نشسته بود داشت قرآن گوش میکرد تمام شد بعد از چند وقت دیدیم تکانی نمیخورد حرکتی نمیکند سخنرانی شروع شد و جلسه شروع شد ایشان همینطوری، نزدیک او شدند بله ایشان همانجا به رحمت خدا رفت ببینید اینقدر فاصله است.@ الان شما سر کلاس یک موقعی چرت بزنید بدن برزخی ما همراه ما الان هست ما چندتا بدن داریم همه بدنها هم با ما هست ولی رابطهشان رابطه ظاهر و باطن هست همه را هم داریم شما به محض اینکه خوابتان میگیرد این بدن را که رها میکنید یک بدن برزخی دارید بلافاصله با آن بدن شروع میکنید به رفتن مرگ این است که قرآن میگوید.@ شما دائماً تمرین مرگ میکنید برای همین هم میگویند وقتی از خواب بلند میشوید سر به سجده بگذارید خدا را شکر بکنید که زندهتان کرد چون(النَومُ أخُو المَوت) برادر مرگ است دقیقاً موت است یک نوع موت است قرآن میگوید بعضیها روحشان را برنمیگردانیم بعضیها را برمیگردانیم.@ حالا ما هر باری که بیدار میشویم خدا یکبار به ما فرصت داده که دوباره به دنیا برگردیم چون انسان وقتی میخوابد در دنیا نیست میرود بعد خدا برمیگرداند قرآن میفرماید برمیگرداند این فرصت هست که خداوند هزاران بار به ما میدهد که ما برگردیم و خودمان را اصلاح بکنیم.@ اگر قرار است اصلاح بکنیم اگر قرار است آماده بشویم برای برزخ برای زندگی در آنجا خودمان را آماده بکنیم همین فاصلهاش همانطور که جنین از رحم مادر بیرون میاید فاصله مکانی طی نمیکند یک تولد، بلافاصله آن فرشتهها کمک میکنند در رحم باز میشود جنین میاید وارد یک عالمی میشود مسافتی را طی نمیکنند.@ ما هم برای ورود به برزخ مسافتی را طی نمیکنیم برزخ الان همینجاست به ما احاطه دارد فرشتهها الان همینجا هستند و آن عالم برزخ دقیقاً احاطه بر ما دارد و ما الان فقط یک پرده رحم دنیا نمیگذارد ببینیم ما الان پرده داریم پرده هم فهمش خیلی کار سختی نیست.@ ما الان بین بیست تا بیست هزار تا فرکانس را میشنویم فرکانسهای بالاتر را نمیشنویم این پردهدار بودن میشود الان شما هر کدامتان یکی یک تلفن همراه با خودتان دارید چقدر پیام میاید و میرود چقدر امواج هست اگر یک کانال ماهوارهای اینجا داشته باشیم.@ یک کانال قوی مال همه قارهها ببینید تقریباً هزاران تصویر، صدا، صوت، موسیقی، برنامه همین الان دارد از بدن من و شما رد میشود ولی چرا ما درک نمیکنیم؟ چون پرده داریم خداوند تبارک و تعالی یک پردهای گذاشته که ما آرامش داشته باشیم.@ الان زمین پنج نوع حرکت دارد با چه صدای وحشتناکی دارد حرکت میکند ولی خدا خواسته که ما آن صدای حرکت تندی که ما داریم در دور خودمان و دور خورشید میچرخیم را نشنویم و بعد همراه این حرکتی که داریم میکنیم دور خودمان و دور خورشید با خود خورشید هم داریم در فضا حرکت میکنیم چند نوع حرکت ما داریم خداوند تبارک و تعالی همه اینها را پوشانده.@ پس خیلی کار سختی نیست آدم بفهمد که برزخ کنار گوشش هست فرشتهها همین الان همراهش هستند ولی ما اطلاع نداریم آنها را نمیبینیم که فرمودند شما صبح که خواب بلند میشوید چون اذان صبح فرشتههای جدید پیش شما میایند با آنها سلام علیکی بکنید احوالپرسی بکنید به آنها قولهایی بدهید که از صبح تا غروب با آنها همراه خوبی باشید با گناهی اذیتشان نکنید.@ چون گناه بوی نامطبوعی دارد بالأخره فرشتهها را اذیت میکند مغرب فرشتههای جدیدی میایند با آنها یک سلام و علیکی بکنید آشنایی داشته باشید حرفی بزنید با فرشتهها مأنوس باشید برای این هست که با ما واقعاً هستند ولی این خیلی بد است که ما فکر بکنیم چون الان نمیبینیم پس چیزی وجود ندارد.@ همین الان ما میلیاردها چیز دیگر هست که قبول داریم عقلمان هم میپذیرد وجود دارد ولی ما آنها را نمیبینیم هست فرشتهها الان هستند همین الان به ما احاطه دارند خانواده آسمانی به ما احاطه دارند خداوند تبارک و تعالی به ما احاطه دارد همه دارند ما را میبینند که داریم چه میکنیم چکار میکنیم.@ (إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ) فرشتهها با ما هستند نامه اعمال ما را مینویسند همه چیز ما ثبت میشود به هر حال همین الان دارد انجام میشود مثل یک جنینی که در رحم مادر هست همه دارند از بیرون او را میبینند اما خودش متوجه نیست که الان دارند او را میبینند الان همه حرکاتش و کارهایش را دارند فیلمبرداری میکنند و میبینند.@ پس ما بزودی منتقل میشویم اینکه میگوییم بزودی برای اینکه اکثر ما که همین الان اینجا نشستیم بیشتر از نصف را گذراندیم، میگویم بیشتر از نصف به چه معیاری؟ با معیاری که پیغمبر فرمود متوسط عمر امت من 60 سال است ما اکثرمان نصف بیشتر از نصف را گذراندیم اگر 60 سال عمر بکنیم.@ و الا الان شما ببینید دهها هزار نفر در طول سال در همین کشور خودمان زیر 20 سال 15 سال 10 سال همه در برزخ میروند سالی پنج هزار نفر فقط روی موتور در برزخ میروند یا غالباً زیر 30 سال هستند بیشتر از بیست هزار نفر در اتومبیل به برزخ میروند اینها بیشترشان جوان هستند پس بزودی یعنی خیلی زود، یعنی خیلی زود آنقدر زود که آدم لحظه به لحظه باید منتظر این تولد بسیار باشکوه باشد.@ ولی وقتی که آدم خودش را آماده نمیکند از آن میترسد وقتی برای آن فضا آماده نیست اسم مرگ، قبرستان، مردن، یا اسم مرده که میاید همهاش فکر میکند حالا چه خبر است نه میخواهید وارد یک عالمی بشوید که آنقدر زیبایی دارد.@ شما هر زیبایی و لذتی که در دنیا ببینید هر زیبایی، لذت، صفا، صمیمیت، مهربانی، عاطفه، علم، حکمت، پیشرفت میلیاردها برابرش در برزخ هست بد نیست میخواهیم آنجا برویم، بد چیست؟@ بد این است که انسان سالم آنجا نرود سالم متولد به آنجا نشود این خیلی بد است یعنی آمادگی نداشته باشد روحش را متناسب با شرائط پیشرفته آنجا آماده نکند برای اینکه ما بتوانیم خودمان را آماده بکنیم در مرحله اول باید خودمان آنجا را باورش بکنیم اول به آنجا ایمان بیاوریم بعد از اینکه باورش کردیم حالا باید خودمان را برایش آماده بکنیم.@ باور کردن هم یک موقع هست انسان ذهنش قانع نیست سؤال دارد سؤال را باید از کارشناس سؤال بکند مثلاً شما یک سؤال ساختمانی دارید نمیروید از یک دکتر سؤال بکنید اگر از دکتر سؤال کردید یک کار احمقانه میشود معلوم است غرض داری نمیخواهی مشکلات خودت را حل بکنی.@ خیلیها هستند ابهام در مورد خدا و قیامت و معاد و پیغمبر و دین دارند خود قرآن هم میگوید اما چون دوست ندارند جواب شفاف بشنوند و دلشان قانع بشود ابهام و شک خیلی برایشان خوب است، چرا؟@ (يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ) انسان چون میخواهد گناه بکند میگوید اگر من یکدفعه باور کنم که آنطرف هست نمیتوانم لذت ببرم و گناه کنم و هر کاری دلم خواست بکنم برای همین خیلی خوشش نمیاید برود سر کلاس بنشیند یا یک استادی را ببیند یا یک وقتی بگذارد یا یک کتابی بخواند که سؤالهایش را جواب بدهد یا پیش یک کارشناس برود.@ حتی خیلی وقتها میرود پیش یک غیر کارشناس میرود که غیر کارشناس هم نمیتواند نظر بدهد او هم میگوید من نمیدانم چه کسی رفته چه کسی آمده برزخ کجاست معاد کجاست آخرت کجاست بالأخره یکطوری همدیگر را تأیید میکنند ولی دوتا غیر کارشناس مینشینند این کار را انجام میدهند.@ شما وقتی چشمت مریض است پیش چه کسی میروید؟ چشمپزشک، اگر انسان پیش ارتوپد برود معلوم است نمیخواهد چشمش خوب بشود دارد بهانه میگیرد این بهانهجویی یکی از صفات بسیار زشت انسان هست که حالا در خانواده آسمانی پنجشنبهها داریم میگوییم بحث بهانهگیریهای نفس.@ اگر واقعاً کسی ذهنش مشکل دارد برود ذهنش را برطرف بکند برود پیش یک کارشناس، کارشناسی که این سؤالها را بلد است نه هر کس، گفتم وقتی شما بیمارستان میروید خیلی دکتر هست اما پیش هر دکتری شما نمیروید پیش متخصصش میروید همه دکتر هستند اما متخصص.@ ما سؤال عقیدتی داریم اینطوری نمیشود راه بیفتیم در مسجد یک حاج آقایی را پیدا بکنیم که روحانی است لباس پوشیده بگوییم که حاج آقا من سؤال دارم، نه روحانیون هم مثل پزشکها یک دوره عمومی دارند شش هفت سال، بعد هم دورههای تخصصی دارند بعضیها اصلاً وارد دورههای تخصصی نمیشوند باید ببینیم کدامشان متخصص است.@ در چه سؤالی تاریخی، عرفانی، تفسیری، سؤال عقیدتی داری سؤال فلسفی داری سؤالت را با متخصصش در میان بگذاری الان هم که ماشاء الله حوزه علمیه تلفنیاش کرده شما یک تلفن میزنید میگویید یک سؤال اینطوری دارم.@ یک متخصص آنطرف نشسته سؤال شما را جواب میدهد تازه شما میتوانید آدرستان را بدهید برایتان پست کنند بفرستند ایمیل کنند خیلی راحت الان مثل آب خوردن شده با یک تلفن انسان پیچیدهترین سؤالهایش را جواب میگیرد. یا اینکه نه انسان ذهنش قانع است دلش مریض است قانع نیست.@ گاهی وقتها انسان دلش مریض است ذهنش مریض نیست همه ذهنهای ما به ما میگوید مرده کاری با ما ندارد ولی چه کسی میترسد قبرستان برود؟ کسی که دلش نمیپذیرد و الا عقل که میگوید مرده کاری ندارد شب که ترس ندارد قبرستان که ترس ندارد چطور ما یکدفعه میترسیم؟@ برای این هست که ما دلمان مشکل پیدا کرده یعنی ذهن ما عقل ما اسیر وهم ما شده قوه واهمه میگوید نه الان مرده بلند میشود عقل که نمیگوید مرده بلند میشود وهم میگوید قوه واهمه میگوید نه الان بلند میشود تو را میخورد میگیرد و الان تو را میکشد در قبر میبرد همهاش از این مزخرفات، من از صبح تا حالا اعصابم خورد است، چرا؟@ چون مادربزرگم خدا بیامرز را خواب دیدم آمده به من گفته میخواهم تو را ببرم حالا این که دلیل نمیشود اگر او گفت میخواهم تو را ببرم تو بروی مرگ و زندگی دست خداست همین توهمات روی ما اثر میگذارد ما هم زندگیمان از شیرینی میافتد از عقلانیت میافتد پس یک موقع هست ذهن مریض است یک موقع قلب مریض است دل مریض است.@ ما راجع به مریضی ذهن صحبت نمیکنیم اگر ذهن مریض باشد سؤال داشته باشد باید پیش کارشناس برود الان داریم راجع به مریضی قلب صحبت میکنیم. مریضی قلب یک نوع لجبازی با خداست آدم میداند یک کاری حرام است انجام میدهد میداند یک کاری واجب است ترکش میکند این مریضی دل میشود که مفصل هفته گذشته در موردش صحبت کردیم.@ الان میخواهیم راجع به این صحبت بکنیم که اگر روشهایی را برای سالمسازی قلبمان و تقویت قلبمان عمل کردیم اگر جواب نداده داروهایی را استفاده کردیم اگر جواب نداده باید دارو را عوض بکنیم.@ مثلاً وقتی میگوید قرآن شراب مؤمن است یا نماز معراج است یا مثلاً قرآن بهار دل است من الان قرآن میخوانم هیچ لذتی نمیبرم از شنیدنش حالم به هم میخورد اصلاً از نماز خوشم نمیاید اوجی نمیگیرم پس باید یک مشکلاتی وجود داشته باشد که این دارو روی من اثر نمیگذارد.@ این دارو به من قدرت نمیدهد نشاط نمیدهد من بعد از اینکه هزاران بار یک مطلبی را شنیدم فهمیدم به انحاء مختلف برایم تکرار میشود هدف خلقت، لا إله إلا الله، ابدیت، آخرت، برزخ، مرگ، بهشت، جهنم، باز چرا دلم آرام نمیشود باز همهاش میخواهم گناه بکنم میخواهم معصیت بکنم شیطانی میکنم لجبازی میکنم بهانهگیری میکنم.@ این نشان میدهد در آن سیستم روحی من یک چیزهایی غذاهای آلوده را مسموم میکند من غذای پاک میخورم ولی داخل میرود مسمومیت ایجاد میکند من دوباره همان گرایشهای طبیعی، همان وضعیت اخلاقی همان وضعیت روحی را دارم میدانم برای هر بار عصبانیت چند سال فشار قبر دارم ولی باز عصبانی میشوم.@ میدانم برای متلک انداختن غرغر کردن نق نق کردن هر بارش چقدر من در برزخ گرفتار میشوم. مثل جهشهای کورومزمی جنین را نگاه کنید جنین که فلج میشود یا منگول میشود به دنیا میاید چند وقت در دنیا منگول یا فلج است؟ یک عمر، ولی آسیبی که در رحم دیده چقدر طول کشیده؟@ یک لحظه آسیب دیده و اثرش اینطوری باقی میماند. میدانم زودرنجی، حساسیت خیلی برای من گرفتاری میاورد من از هر حرفی ناراحت بشوم هر حرفی به من بزنند به من بربخورد آنقدر منیت و تکبر داشته باشم که کسی جرأت نکند با من حرف بزند این را خودم میدانم ولی اینطوری هستم لوس، بیجنبه، پرتوقع.@ میدانم از نظر عاطفی باید خودم را با خانواده آسمانیام وصل بکنم از الله جذب عاطفه و عزت و قدرت بکنم هی میایم آویزان بندگان خدا میشوم که اینها به من لطف بکنند اینها به من محبت بکنند محتاج و گدای عواطف زمینیها هستم.@ وقتی یک کسی رفت خودش در آشغالدانی غذا انتخاب کرد غذایش هم آشغال در میاید یک کسی میرود یک جای پاک غذا برمیدارد غذای پاک گیرش میاید وقتی خدا به من میتواند بینهایت عاطفه تزریق بکند خانواده آسمانی، مادرم فاطمه زهرا(س) بینهایت بیشتر از همسر و مادر و دیگران من را دوست دارد.@ چرا من باز احتیاج دارم به اینکه از یک آشغالی از یک جای کثیفی عاطفه را جذب بکنم، چرا من اینطوری دوست دارم؟ برای اینکه ما از آنطرف خوب جذب نداریم ذهنمان قبول کرده ولی دلمان قابلیت جذب را ندارد دوباره اگر کسی به من بیمحلی بکند ناراحت میشوم.@ اگر کسی با من تماس نگیرد ناراحت میشوم یک کسی به من اس ام اس نزند ناراحت میشوم یک کسی حرف تلخ بزند به هم میریزم احساس حقارت و پستی و بدبختی میکنم پس نشان میدهد من یک جا مشکل دارم اینجا یک مقدار گرفتار هستم باید این قضیه حل بشود.@ اگر حل نشود من این مشکل قلبیام همینطوری مریض بماند و من وارد برزخ بشوم خیلی دردسر درست میشود خدا با هیچ کس شوخی ندارد با هیچ کس تعارف ندارد وقتی میگوید هر کدام از اینها این آثار را دارد تازه خدا میگوید شما یک گناه بکنید اول از این من یک گناه مینویسم ثانیاً هزاران هزارتا را میبخشم.@ (وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) بسیاری را ندید میگیرم ولی اگر کار خیر انجام بدهید ده برابر پاداش میدهم حضرت فرمود وای به حال کسی که یکی ها از دهتاییها بیشتر بشود یعنی چی؟@ خدا میگوید که ثوابهایت را ده برابر پاداش دادم گناهانت را که کردی یکی نوشتیم تازه یکی هم ننوشتیم در دهتا یکی را نوشتیم تو چطوری شد این یکیهایت از دهتاییهایت بالا شده این واقعاً مریضی است.@ این حقش هست جهنم برود آدمی که اینطوری هست به هر بهانهای ناراحت بشود به هر بهانهای گریه بکند به هر بهانهای نق بزند به هر بهانهای عصبانی بشود این معلوم است خودش واقعاً نمیخواهد.@ در مورد بدن ما اگر یک موقعی رفتیم پیش دکتر مشکلمان حل نشد یا یک دارو را خوردیم مشکلمان حل نشد یا یک غذایی را خوردیم مشکلمان حل نشد میاییم تجدیدنظر میکنیم میگوییم آقای دکتر من رفتم پیش این دکتر این داروها را خوردم خوب نشدم.@ حالا آن دکتر انصاف داشته باشد میگوید نه روش او خوب بوده داروی خوبی هم تجویز کرده ولی حتماً یک مشکلی وجود دارد یک موقع میگوید مسیر خوبی را برای شما تعیین نکرده داروهای خوبی را نداده یا داروهای قوی نبوده باید یک مقدار داروها قویتر باشد بالأخره یکطوری آدم تغییرات در خودش ایجاد بکند.@ ما باید بهشتی باشیم خصوصیات بهشتیها چیست؟ (لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) بهشتیها هیچ وقت با هم جر و بحث ندارند مراء ندارند متلک به هم نمیگویند نیش به هم نمیزنند عیبهای همدیگر را به رخ همدیگر نمیکشند گذشته را به یاد الان نمیاورند از گذشته اصلاً حرف نمیزنند.@ بهشتیها دلشورههای آیندهشان را خراب نمیکنند بریزند در حالشان، حالشان را خراب کنند به هم بریزند یک موجود کاملاً در حال زندگی میکند اصلاً دلشورههای آینده نمیگذارد اعصاب خودش و دیگران را خورد بکند نمیگذارد گذشتهاش بیاید اذیتش بکند البته مواظب حمله راست و چپ هم هست که اینها را قبلاً توضیح دادیم.@ حالا که اینطوری هست این آرامش دارد ما باید در زندگیمان همان خصوصیات را داشته باشیم چون بهشت اگر کسی بخواهد بهشت برود باید در کجا بهشتی باشد؟ اگر کسی خصوصیتهای جهنمیها را داشته باشد نمیتواند بهشت برود.@ بهشت جایی هست که در آن حساسیت نیست حسادت نیست تکبر نیست ناز کردن نیست همهاش محبت است همهاش از همدیگر لذت بردن هست با همدیگر خوب بودن هست برای همدیگر خیرخواهی هست اگر کسی در دنیا جهنمی باشد قطعاً به بهشت راه پیدا نمیکند باید در دنیا انسان بهشتی باشد.@ برای همین هم میفرماید اگر میخواهید بدانید چقدر بهشتی و مؤمن است ببینید چقدر آرامش شخصیتی دارد و چقدر شاد است این دوتا خیلی مهم است چقدر شاد و چقدر آرامش دارد اینجا هر کس توانست خودش را به شادی و آرامش برساند سالم میکند پس سالم هم وارد بهشت میشود.@ اگر اینجا کسی نتوانست خودش را سالم بکند الان میبیند بعد از مدتها هنوز دلشورههای الکی، فکرهای منفی، حساسیت، بدبینی، چیزهای مختلف، انواع حسادتها، تکبرها، بدجنسیها در روحش هست بداند هنوز خوب نشده چون دارد همین الان ما را اذیت میکند ما فکر میکنیم ما باید بمیریم.@ آنجا مار و عقرب سراغمان بیاید بگوییم عذاب قبر داریم همین الان مار و عقرب در خانه من با من هست همین حسادت دارد داغونم میکند همین عصبانیت، همین زودرنجی، همین حساسیت، همین بیخدا بودن، همین بیمعنویت بودن همهاش مار و عقرب است فقط آنطرف این حالتها شکل حقیقی خودش را به ما نشان میدهد.@ مثلاً وقتی قرآن میفرماید یک نفر که مال حرام میخورد(ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ) آتش دارند میخورند الان واقعاً دارد آتش میخورد ولی الان متوجه نمیشود، چه موقع متوجه میشود؟ زمانی که آنجا منتقل بشود.@ جنین اگر گوشش مشکل داشته باشد چشمش مشکل داشته باشد دست و پایش مشکل داشته باشد در عالم رحمی دردی احساس نمیکند دردش وقتی به دنیا میاید و تفسیر میشود میاید باز میشود دنیا که دست میخواهد پا میخواهد چشم میخواهد گوش میخواهد اینجا معلوم میشود که مناسب شرائط اینجا هست یا نیست.@ بنابراین ما باید یکذره دقت بکنیم در زندگیمان که ما بزودی وارد برزخ میشویم و اگر تا وارد نشدیم به خودمان آرامش نداده باشیم به شادی به آرامش به روح سالم به روح پا نرسانده باشیم به خیرخواهی به اطاعت خدا به پرهیز از حرامها، هر حرامی در زندگی ما یک آتش طولانی است.@ قاعده گفتیم قبر ما نفس ماست نفس ما قبر ماست هر کس میخواهد بداند قبرش چه شکلی هست فشار قبر دارد ندارد عذاب دارد ندارد مار و عقرب دارد یا ندارد او باید همین الان به خودش نگاه بکند همین الان باید ببیند که مار و عقرب دارد یا نه، چیزی تحریکش میکند اذیتش میکند.@ چه چیزهایی اعصابش را خورد میکند اگر جهنمی و دنیایی است بداند که فشار قبر دارد اگر نه همان که صد بار گفتم وقتی که حضرت علی(ع) در خیابان میرود میگوید به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگر هستند، چرا میگوید با یک علی دیگر هستند؟@ تغافل، تجاهل راحت رد میشود میرود که دیگر روحش کثیف نشود ما نه ما همهاش دنبال مجرم میگردیم حتی شیطان هم ما را آنقدر ساده گرفته حتی در خواب هم میاید ما را علیه هم میاورد یک خواب بد علیه شوهر برای زن میاورد یک خواب بد علیه زن برای شوهر میاورد.@ از صبح بلند میشود میبینی با زنش دعوا دارد با شوهرش دعوا دارد با پدر و مادرش دعوا دارد اینقدر ما ساده هستیم قبول میکنیم بدبینی، نه من یک خوابی دیدم دیگر اصلاً با این خانواده با این شخص دیگر نمیتوانم، اینطوری که نمیشود خواب یک عالم است.@ یک قدرت یک علم تخصص خاصی دارد برای تعبیر، ما که مفسر خواب نیستیم تعبیر خواب بلد نیستیم خیلی خوابهای بدی را انسان میبیند که معنای خوبی دارد خوابش خیلی صحنهاش زشت است اما معنایش خیلی زیباست ما نمیدانیم.@ بنابراین باید دقت بکنیم که بیخود خودمان را آلوده نکنیم مریض نشویم حالا نکتهای که هست این هست که اگر تا الان خوب نشدیم پس مسیر ما یک جاهایی اشتباه داشته باید برگردیم به گذشته ببینیم کجای کار ما اشتباه است تا الان که من 50 سالام 60 سالام 40 سالام هست نتوانستم خودم را به شادی و آرامش برسانم.@ چرا شاد نیستم چرا آرامش ندارم چرا نمیتوانم با خانواده آسمانیام ارتباط برقرار بکنم چرا شرابی که میخورم روی من اثر ندارد چرا نماز اصلاً من را بالا نمیبرد چرا ذکر در کام من لذیذ نیست چرا از شنیدن اسم معشوقم که الله است اله است خوشحال نمیشوم ذوقزده نمیشوم چرا از خلوت با محبوبم میترسم پس معلوم است مریضی است.@ یک خانم میاید میگوید دخترم را شش ماه است عقد کردن اصلاً حاضر نیست این پسر را ببیند اصلاً از این پسر خوشش نمیاید هر وقت این پسر زنگ میزند جواب نمیدهد هر وقت این پسر میاید دخترم فرار میکند این را یک مشکل میگویند یک مشکلی پیش آمده که نمیتواند آن ارتباط را برقرار بکند پس یک مشکل وجود دارد.@ یک کسی میگوید الان بچهام غذا نمیخورد چند روز است غذا نخورده نگرانکننده است یا نیست؟ میگوییم نگرانکننده است باید غذا بتواند خوشش بیاید لذت ببرد بخورد ولی چرا از غذا خوشش نمیاید از عطر خوشش نمیاید پس معلوم است یک مشکلی وجود دارد.@ یک کسی که از آسمان از خانه خودش، ما از آنجا آمدیم از اله خودش الله، از خانواده آسمانی خودش، چهارده معصوم بیزار است از مجالس آنها خوشش نمیاید برود شرکت بکند حوصله آسمان را ندارد حتماً باید یک فکری برای خودش بکند.@ ببیند کجای کار مشکل دارد باید زودتر بجنبد و مشکل را حل بکند یکدفعه خدای نکرده یک سرطان میشود بعد یکدفعه میبینی یا میکشد یا سخت درمان میشود وقتی نفهمد مشکل چی هست یکدفعه یک سرطان کشنده میشود بعد دیگر دیر میشود تا میاید به خودش بیاید میبینی به برزخ رفت دیگر خیلی دیر شده چه موقع در برزخ درست بشود چند سال، چند صد سال، چند هزار سال طول بکشد تا این درست بشود.@ اینجا نه اینجا آدم با یک توبه با یک آشتی با یک تصمیم در کمترین زمان میتواند خودش را مداوا بکند خیلی زمان کم، ولی آنجا اگر انسان بدون توبه برود گرفتار میشود. پس ما نکته مهمی که در درمان خودمان در بحث مریضیهای روحی هست که ما نمیتوانیم شاد زندگی بکنیم این هست که باید حتماً هر کس باید سبک زندگی خودش را بررسی بکند این خیلی مهم است.@ یعنی ببیند کجاهای انتخابهایش اشتباه کرده اگر قابل جبران هست جبران بکند کجاهای ارتباطاتش دارد اشتباه میکند باید حلش بکند دیدنیهایش، شنیدنیهایش، لقمهاش، خوردنیهایش. یک موقع میبینی یک نفر آدم خوب و اخلاقی هست آدم باشخصیتی هست خوب است ولی اصلاً با خدا راه نمیاید اصلاً با آسمان راه نمیاید.@ خیلی گرفتاریها، غصهها، اضطرابها دارد ولی دزدی نمیکند حیزی نمیکند مشکل از کجاست یکدفعه میبینی مشکل فقط مال حرامی هست که دارد میخورد خمس نمیدهد مریضش میکند زکات نمیدهد همین یک مشکل حل بشود درست میشود دارد مال حرام میخورد مال حرام انسان را هار میکند جلوی فهم و شعور و سلامت را میگیرد.@ پس من برگردم ببینم اگر یک جایی مال حرام در زندگیام آمده آن را درستش بکنم تمام میشود میبینی که دل آدم باز شد روح آدم شاد شد انسان به یک آرامش رسید به یک شادی رسید یک موقع میبینی نه یک مشکل با پدرش دارد با مادرش دارد باید حلش بکند پدر و مادر از انسان راضی نباشند هر چقدر انسان تلاش بکند فایده ندارد.@ یک موقع میبینی با همسرش مشکل دارد شوهرش از او راضی نیست زنش از او راضی نیست میبینی که اصلاً مشکل حل نمیشود همانجا در فشار قبر و سختی و فشار روحی و اضطراب و استرسهای زیاد و درد و ناراحتی میماند باید این را حل بکند.@ ما با خدا هم طرف هستیم ما با همسرمان طرف نیستیم با پدر و مادرمان طرف نیستیم این یک اشتباه بزرگی که ما کردیم آمدیم حتی دین را جنسیاش کردیم گفتیم ما یک زن مسلمانیم یک مرد مسلمانیم در حالی که نه ما یک انسان هستیم که مسلمان هستیم و ضمناً یک بدن زنانه یا یک بدن مردانه هم داریم.@ گفتیم انسان بالاتر از جنسیت هست بالاتر از زنانگی است بالاتر از مردانگی است ما میاییم همهاش خودمان را با آدمها طرف میکنیم میگوییم این اینطوری کرد من هم اینطوری میکنم آن آنطوری کرد من هم آنطوری میکنم نه ما باید بگوییم اگر این اینطوری کرد خدا برای ما چه میخواهد.@ ما الان مگر گناه نمیکنیم خدا باید با ما چطور رفتار بکند؟ ما میگوییم اگر گناه کردیم خدا ببخشد یعنی ما میگوییم ما به تو توهین میکنیم به تو بیادبی میکنیم نافرمانی تو را میکنیم تو اصلاً ندید بگیر ناراحت هم نشو رویت را هم برنگردان آشتی باش این را مغفرت میگویند غیر از عفو است.@ عفو یعنی جریمه نکن عذاب نکن وقتی میگوییم استغفر الله، مغفرت، یعنی خدایا اگر من هر بدی کردم تو در مقابلش خوبی کن خدا هم میگوید تو بلد هستی اینطوری بکنی یا نه، در قرآن میگوید اگر میخواهید من با شما اینطوری بکنم شما هم باید بتوانید با دیگران اینطوری باشید.@ اگر کسی بدی کرد شما غصه نخورید عذابش نکنید جریمهاش نکنید تلافی نکنید، نه من باید حالش را بگیرم چند برابر جبران بکنم هر وقت میافتید به فکر انتقام، به فکر جبران بدیهای دیگران، اگر او نیامد من نمیروم، اگر او قهر کرد من قهر میکنم.@ اگر او دعوت نکرد من دعوت نمیکنم درست نقطه مقابل، اگر او هر کاری میکند ما مقابله به مثل بکنیم پس دیگر انسانیت معنا ندارد ما اصلاً رشد انسانی نمیکنیم ما باید ببینیم با آدمها آنطور که هستند رفتار نکنیم ما با آدمها طرف نیستیم با بهشت طرف هستیم با خدا طرف هستیم.@ ما باید فقط فکر خودمان باشیم که یک موقعی قلبمان اشتباه نکند مریض نشود حالا آن ممکن است به شما بدی کرده شما بگویی نه پررو میشود خدا هیچ وقت به این فکر نیست که کسی پررو بشود اهل بیت هم هیچ وقت فکر این چیزها را نمیکنند برای ما فقط آن چیزی که درست هست را باید انجام بدهیم.@ خیلی وقتها ما میمانیم بین اینکه بالأخره کدامش این کار دل بخواه است یا کار درست است و ما متأسفانه میرویم سراغ کار دل بخواه، نه بگو کار درست، درست یعنی آن چیزی که سلامت من را حفظ میکند. الان قند برای من ضرر دارد چربی برای من ضرر دارد شیرینی برای من ضرر دارد کار درست چیست؟@ پرهیز است که من به سلامت برسم نه اینکه چون من دلم میخواهد بخورم پس ما باید حواسمان باشد سبک زندگیمان را درست بکنیم و ببینیم چرا نمازها اثر نگذاشته.@ یک موقع هست شما میگویید چرا نماز اثر نمیگذارد؟ الان شما یک کلاس میخواهید بروید میگویید من میروم جلو مینشینم عقب بنشینم اطرافیان سروصدا میکنند شلوغ میکنند حواسم را پرت میکنند میروم جلو بنشینم که هم استاد را مستقیم ببینم هم چیزی فاصله نباشد خوب تمرکز بگیرم.@ میخواهی کتاب بخوانی یک موقع هست تلویزیون روشن است نیم ساعت نشستی همینطوری داری میخواهی هم تلویزیون نگاه میکنی بعد میبینی دو خط بیشتر نخواندی آن هم در ذهنت نرفته این درس خواندن نیست.@ درس خواندن یعنی اینکه تو باید بروی در اتاق بنشینی عواملی که حواسپرتی میاورد را کنار بگذاری بنشینی درست را بخوانی. الان مثلاً شما میخواهید شام بخورید ناهار بخورید عموماً برای خوردن صبحانه و ناهار و شام چکار میکنید؟@ آمادهاش میکنید تشریفات دارد سفره میاندازید با آرامش مینشینید غذایتان را میخورید بعد وقتی که غذای روح میشود ما خراب میکنیم میگویند سیدی گوش کن میگوید در ماشین سیدی گذاشتم گوش کردم معلوم است در ماشین آدم غذا بخورد چیزی نمیشود میخواهد حواست به رانندگی و جلو باشد.@ بعد میخواهی غذای روحت هم مثلاً سیدی دشمنشناسی، نماز، یاد خدا گوش بکنی این فقط مسخره کردن خودت است اگر همانطور که برای غذای جسمت احترام قائل هستی برای غذای روحت هم احترام قائلی باید بروی سیدی را بگذاری رو به قبله بنشینی وضو بگیری با تمرکز ذره ذره بخوری تا از عقلت به قلبت برسد به جانت برسد.@ اگر فقط به ذهنت برسد بله این را بلد هستم این تکراری است این را قبلاً گفتین این را قبلاً شنیدم قرآن هم آنقدر تکرار میکند که از ذهنمان به دل برسد اگر هم به دل رسید دیگر تکرار معنا ندارد یک موقع هست یک نفر از خرما بدش میاید اگر به او بگویند یک خرما بخور میگوید بدم میاید.@ مثلاً دکتر گفته روزی سهتا خرما بخور یا قرص بخور یا آمپول بزن این از آمپول بدش میاید سهتا آمپول در یک روز، بله شما باید هشت روز روزی سهتا آمپول بزنید بدش میاید خوشش نمیاید درد هم دارد میگوید چه موقع تمام میشود قرص نوشته بعضیها از قرصها و داروها هست که آدم از آنها خوشش نمیاید آثار بدی دارد.@ من یادم هست سرطان که داشتم دکتر چند تا قرص داده بود راحت میخوردم ولی یکی در این قرصها یک قرص کوچکی بود قرصهای دیگر خیلی بزرگ بود هیچ اذیت نمیکردند این یکی کوچک را که من میخورم در گلو و دهانم پر از زخم میشد.@ به دکتر گفتم این من را میکشد دکتر گفت این کارش این است باید تحمل بکنی یعنی شش ماه این قرص کوچک را که تو را میکشد بخوری اگر میخواستیم حرف گوش نکنیم که سرطان ما را میکشت.@ پس وقتی من از یک چیزی بدم میاید فقط عقلانی از آن استفاده میکنم حالا اگر کسی عقلش زیاد بود میگوید باشه تلخی، تندی، هر چه هست تحمل میکنم تا یواش یواش برسد به آن سلولهای سرطانی آن سلولها را از بین ببرد تحملش میکنم.@ یک موقع هست من یک بحثی را صد بار میشنوم آنقدر میروم میروم تا یواش یواش در دلم برود یک موقع هست در ذهنش رفته از آن لذت میبرد دیگر تکرار معنا ندارد الا یک کسی که سیگاری است از سیگار احساس تکرار میکند؟ نه الان میکشد نیم ساعت بعد کیف میکند میکشد.@ یک کسی اهل چایی باشد میخورد یک کسی اهل کباب باشد اهل لازانیا باشد اهل ماکارانی باشد اهل قرمه باشد هر روز دوست دارد بخورد ما الان چند سال است داریم قرمه میخوریم ناراحت هم نمیشویم زده نمیشویم دوست داریم میگوییم ما میخوریم کسی از بچهاش خوشش میاید خیلی ناز است ملوس نوهاش است دخترش است پسرش است همسرش است دوست دارد ببوسد در بوسه تکرار هست؟@ تکرار ندارد نمیگوید من یک ساعت پیش بوسیدم بوسه هر بارش جدید است. پس وقتی یک چیزی وارد دل ما میشود ما با دلمان انجام میدهیم تکرار معنا ندارد درد و بلای روزه بخورد در سر نماز، یک ماه میاید و میرود راحتمان میکند این نماز چند وعده صبح نماز، ظهر نماز، عصر نماز مغرب نماز است.@ این اصلاً وارد دلش نشده همهاش میگوید تکرار تکرار، این چیه نماز همهاش یک جمله را تکرار بکنیم رکوع تکرار، سجده تکرار، اصلاً حال آدم به هم میخورد راست میگوید این بنده خدا اصلاً خودش را نشناخته با آسمان راه ندارد عشقبازی بلد نیست بلوغ انسانی ندارد.@ مثل یک بچهای هست الان 8 سالش هست برایش زن بگیرید یک دختر 5 سالش هست عروسش بکنید این میتواند از زندگی لذت ببرد؟ نه، چون اول باید بلوغ پیدا میکرد بلوغ جنسی پیدا بکند بچه وقتی خودش بلوغ جنسی پیدا کرد شما چه بخواهید چه نخواهید دنبال جنس مخالف هست.@ یکذره دیر بشود دادش در میاید من شوهر میخواهم من زن میخواهم چون به بلوغ رسیده میفهمد جنس مخالف یعنی چی از آن لذت میبرد تکرار هم برایش ندارد گفتیم ما پنج بخش داریم حس، خیال، وهم، در این سه بخش حیوان هستیم یک بخش عقلانی داریم در این بخش فرشته هستیم.@ یک بخش انسانی داریم فوق عقل که فقط خدا را میخواهیم انسان تا بخش فوق عقلانیاش که فقط خدا را میخواهد عاشق خدا میشود فعال نشود وقتی به او بگویی نماز، قرآن، مسجد، دین، هیئت، این اصلاً حالش به هم میخورد.@ چون بخش انسانی هنوز فعال نشده باید اول این بخش هی غذا بخورد تقصیری هم ندارد نباید انسان کسی را که از نماز خوشش نمیاید محکوم بکند که تو آدم بدی هست نه آدم بدی نیست آدم ضعیف است غذا نخورده حضرت علی(ع) میفرماید دخترتان را وقتی زود شوهر میدهید توقع نداشته باشید بتوانند با شوهرشان با مهربانی و عشق زندگی بکنند.@ دختر باید به یک بلوغ عاطفی، جنسی، عقلانی برسد تا بعد بتواند با شوهرش خوب تا بکند وقتی 13 سالگی 14 سالگی شوهرش دادی این با شوهر ارتباط نمیتواند برقرار بکند میوه را بیموقع بچینی به درد نمیخورد.@ شما الان کیوی 20 کیلو خریدی همهاش سفت است به درد نمیخورد باید چند روز بگذاری تا برسد از ترشی در بیاید شیرین بشود. اگر کسی از نماز خوشش نمیاید از خدا خوشش نمیاید از خانواده آسمانی خوشش نمیاید با امام زمان رابطه ندارد به آسمان نمیتواند برود با بهشت انس ندارد شوق بهشت را ندارد شوق آخرت را ندارد.@ وقتی میگویند تولد به بهشت، از وفات میترسد این یعنی خوراک نخورده ضعیف است باید یک مدتی خوراک بخورد یواش یواش قوی بشود بالغ که شد عاشق میشود خودش یواش یواش خوشش میاید پس سبک زندگی ما باید یکجایی عوض بشود.@ از بچگی به ما گفتند نماز بخوانید این کار را بکنید آن کار را بکنید فلسفهاش را نمیدانیم خوراک هم نخوردیم فقط صورتش را داریم انجام میدهیم اما خوراک لازم و مناسب با نماز مناسب با حجاب، مناسب با حج، مناسب با مسجد، مناسب با کربلا نگرفتیم وقتی نگرفتیم این خوراک وقتی خورده نشده بلوغ انسانی حاصل نمیشود.@ در انسان هم گفتم اول باید بلوغ ذهنی ایجاد بشود یعنی بلوغ فکری یعنی اول باید مطالعه بکند فکر بکند وقتی ذهنش قانع شد به آن عقل نظری میگویند وقتی فکرش و ذهنش قانع شد بعد یواش یواش این ادامه پیدا بکند و به دل بخش عملیاش برسد.@ عملی بگوید بلند شو حجاب چیز خوبی است لذت دارد شرافت است نماز خوب است دعا خوب است پرواز خوب است آسمان خوب است بهشت خوب است آدم بالغ شده بلوغ انسانی است انسانها قیمتشان به اندازه هوسهایشان است ما نسبت به این پنج قسمت هر قسمتش هوسهای خاص خودش را دارد.@ اگر هوسهای ما فقط در سه بخش اول است ما فقط هوسها و زندگیمان سطح حیوانی دارد اگر بخش چهارم دارد مثلاً دنبال علم و اطلاعات و کشف و درس و دانشگاه هستیم بخش فرشتهای دارد وقتی که عاشق بینهایت الله میشویم یعنی میخواهیم بزنیم به آسمان، بزنیم به عشق، بزنیم به دلدادگی بخش فوق عقلانی شروع میشود بالغ شده حالا جفت خودش را میخواهد.@ به او پول بدهی راضی نمیشود دنیا را به او بدهی راضی نمیشود فقط با کتاب و درس و استاد هم راضی نیست آغوش خدا را میخواهد آسمان را میخواهد انس میخواهد دلدادگی میخواهد حرفهای قشنگ میخواهد شعر میخواهد یک کسی که اصلاً نمیداند عرفان چیست شما هی دیوان حافظ را به او بدهید بگویید بخوان اصلاً لذت نمیبرد.@ ولی به او بگویید تلویزیون کارتون دارد میبینی از کارتون خیلی لذت میبرد فیلم سینمایی دارد سریال دارد چون سریال وهمی است چه کسی میخواهد با چه کسی ازدواج بکند چه کسی از چه کسی طلاق گرفته چه کسی میخواهد برود زن دوم بگیرد چه کسی میخواهد شوهر بکند چه کسی میخواهد چه کسی را بکشد.@ چه کسی میخواهد از چه کسی انتقام بگیرد همین چیزهای حیوانی، سریالها اینطوری است معمولاً نوع سریالها اینطوری هستند خوشش میاید مینشیند نگاه میکند چون غذای مناسب با بخش حیوانی است آنوقت میگویند بزن کانال آموزش بنشین ریاضی بخوان فیزیک بخوان شیمی بخوان میگوید برو بابا اینها چیه.@ چه آدمهای بیکاری در دنیا پیدا میشوند بیکار نشستند این کارها را میکنند ولی نه آن خیلی لذت میبرد چون بخشهای بالاترش فعال شده خوراکهای بالاتر میخواهد. پس ما هیچ کس را نباید سرزنش بکنیم هیچ کس را نباید کوچک بشماریم.@ با کسی هم کاری نداشته باشیم فضولی هم در کار دیگران نکنیم مهمتر از همه این هست که ما بدانیم خودمان خیلی مشکل داریم باید خودمان خودمان را درمان بکنیم باید برای خودمان وقت بگذاریم باید بیماریهای خودمان را تقویت بکنیم و خودمان یک مقدار سالم بشویم آدمی هم که سالم شد دیگر میرود سراغ کمک به مریضها.@ نه اینکه گیر بدهد به مریضها تو چرا مریض شدی، تو چرا سرما خوردی، تو چرا تب کردی، یک پزشک هیچ وقت به مریض ایراد نمیگیرد، نمیگوید تو بیخود کردی مریض شدی، بیخود کردی سرما خوردی بیخود کردی سرطان داری، نه.@ اگر یک کسی دیگران را به خاطر اشتباهاتشان و گناهانشان سرزنش بکند این خودش یک مریضی است خودش هم مریض است که اینطوری است اگر سالم شد سالم کمک میکند به خوب شدن با مهربانی با عشق با محبت، کمک میکند به سلامت دیگران.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 046 - قلب
متن کامل (خام) جلسه 046 - قلب