جلسه 044 - قلب
شماره جلسه
44
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
7
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 044 - قلب

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره مرض قلب بود در مورد دل و بیماریهای دل و اصل بیماری، آن قاعده بیماری یادتان باشد که خیلی خیلی مهم هست که قرآن کریم میفرماید(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) اول از این شرط نجات از جهنم سلامت دل است انسان سالم از اینجا بمیرد و مریض اگر از اینجا برود همانطور که در قواعد گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا.@ بیمار اگر از این دنیا برود بیمار مثل جنینی که بیمار به دنیا میاید عکسالعمل نشان میدهد عالم آخرت نسبت به تولدهای بیمار همانطور که دنیا به گونهای ساخته شده که اگر جنینی متناسب با شرائط دنیا به دنیا نیاید درد میکشد این متناسب نبودن آزاردهنده است سیستم دنیا یک سیستم معصوم هست یعنی خطا اصلاً در آن راه ندارد.@ اینطور نیست که یک کسی مریض بیاید قِسِر در برود مشکلی برایش پیش نیاید نمیشود اگر نقص عضو داشته باشد حتماً با مشکل روبرو است اگر مریض هم باشد حتماً با مشکل روبرو هست سیستم آخرت هم یک سیستم معصوم هست یعنی نفس اگر مریض از اینجا برود حالا با نقص کار نداریم.@ نقص گفتیم شامل کفار و مشرکین و منافقین میشود ما الحمدلله انشاء الله به آن نمیرسیم و به برکت وجود مقدس امیرالمؤنین(ع) و ولایت اهل بیت مرگ ناقص ما انشاء الله نداریم خدا نکند دل ما به سمت نفاق شرک و کفر کشیده بشود البته خطرش ما را تهدید میکند یعنی تا آخر انسان باید حواسش باشد.@ که(رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً یا اللهُ یا اللهُ یا الله یا رحمن و یا رحیم یا مُقَلِّبَ القُلوب ثَبِّت قَلبی عَلی دینِک) این را باید بخوانیم ما چقدر بچه شیعه داشتیم رفتند بهائی شدند رفتند بابی شدند رفتند سنی شدند رفتند مسیحی شدند رفتند جور دیگر شدند کفر میاید سراغ انسان.@ نه وقتی که انسان از این راه به در بشود به کفر میرسد کمونیست شدند یک موقعهایی بیخدایی شدند به راههای آنها کشیده شدند انسان باید همیشه دعا بخواند برای خودش برای اعضای خانوادهاش و از خدا سلامتی را بخواهد.@ (وَ اَخرِجنی مِنَ الدُنیا سالِما) خدایا من را سالم از دنیا خارج کن یعنی دل من را سالم خارج کن این دعای غریق را که بعد از نماز هست در نمازها خوانده میشود انسان باید با حضور قلب ولی با زاری بخواند با گریه بخواند با التماس بخواند.@ که(ثَبِّت قَلبی عَلی دینِک) (رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا) خدایا دل من به سمت جهنم کشیده نشود به سمت کفر کشیده نشود عاقبت به شر نشوم عاقبتم به خیر بشود ایمانم حفظ بشود موقع رفتن اینها خیلی اهمیت دارد که انسان موقع رفتن چطوری میرود و ملاک هم تولد است.@ یعنی همانطور که در جنین در رحم مادر از رحم مادر به دنیا میاید ملاک نوع تولد است برای ما هم همینطور نوع تولد است این را دقت بکنیم که ما در دنیا کاری مهمتر از سالمسازی قلبمان نداریم هیچ کاری مهمتر از این نداریم.@ یعنی در دنیا باید تمام توجهمان به سلامتی روحمان باشد سلامتی جسم هم یکی از شئون سلامتی روح هست که همانطور که میگویند عقل سالم در بدن سالم هست عقل هم یکی از شئون روح هست انسان باید چند تا چیزش سالم باشد یکی خیالش باید سالم باشد یکی وهمش باید سالم باشد.@ یعنی افکار و خیالاتش باید آلوده و کثیف نباشد افکار پلید نداشته باشد افکار منحرف نداشته باشد افکار زشت نداشته باشد افکار منفی نداشته باشد خیالاتش اوهامش اینها باید تمیز باشد معقولاتش باید سالم باشد و ارتباطات فوق عقلانیش دلش باید سالم باشد گفتیم شروعش هم از لقمه است.@ یعنی اگر کسی از پایین که بدن هست پاکیزه نباشد محال است به روح سالم برسد ورودیهای بدن لقمه حتماً باید پاک باشد لقمه آلوده امکان ندارد شخصیت سالم بسازد شخصیتی که با لقمه حرام ساخته میشود شخصیتی است مضطرب پردلشوره زودرنج عصبی ناآرام پوچگرا متمایل به گناه با شهوت به گناه قسی القلب نافهم هست عقلش هم کار نمیکند بقیه خیالاتش هم آلوده میشود.@ ورودیهای بدن هم خیلی مهم است مثل چشم دیدنیها شنیدنیها لمس کردنیها بوئیدنیها اینها هست مواد اولیه فکر را میسازد اینها را دیگر ما در کتاب رقص نگاه و خیال در کتاب دُر و صدف اینها را ما توضیح دادیم.@ بنابراین خیلی باید مراقبت از ماده و جسممان بکنیم یعنی ارتباطات ما باید کاملاً کنترل بشود دیدنیهایمان شنیدنیهایمان خوردنیهایمان لمس کردنیهایمان اینها خیلی باید کنترل بشود کسی که میرود ماهواره میگیرد یا خیلی با غفلت با بیتوجهی هر جای اینترنت میرود سر میکشد.@ اصلاً حواسش نیست که چه میسازد این مینشیند راحت هر فیلمی را نگاه میکند هر تصویری را نگاه میکند هر کانالی را میزند هر عکسی را نگاه میکند هر کتابی را میخواند این یک آدم بیمبالاتی هست.@ مثل یک بچهای که مثلاً الان سر این خیابان میوه و ترهبار برود بعد آشغال و چیزهایی هم که این فروشندهها بیرون میریزند بردارد همانها را بخورد آشغالخور میشود از یک کسی که آشغالخور هست نمیشود توقع داشته باشید که بدن سالم داشته باشد.@ یک کسی که چشمش همه چیز میبیند گوشش همه چیز میشنود بدنش همه جور ارتباطی دارد گوشش همینطور این اصلاً نمیتواند خیالات پاک داشته باشد خیالات کاملاً آلوده میشود لقمه که خوب نیست شنیدنیها خوب نیست دیدنیها خوب نیست این یک مشکلات اینطوری پیدا میکند.@ وقتی خیالات آلوده شد اوهام هم آلوده است اوهام هم که آلوده بشود معقولات هم آلوده است یعنی فکرها غلط است کاملاً افکار غلط است فکرهای کارتونی نتیجههای کارتونی تصمیمگیریهای کارتونی در واقع همان چهار چیز انتخابات غلط ارتباطات غلط رفتارهای غلط و افکار غلط این همه غلط است تصمیماتی که میگیرد همه به نفع خودش میگیرد ولی همه هم غلط از کار در میاید.@ انتخاب همسر میکند همه به او میگویند که به نفعت نیست میگوید نه این همان هست که من میخواهم بعد هم میرود جلو میبیند نه آن نشد گفتیم آمار جهانی هست که اکثر مردم نسبت به گذشته خودشان پشیمان هستند انتخابشان حالا همسر بوده رشته تحصیلی بوده خانه بوده شغل بوده دوست بوده هر چه بوده پشیمان هستند میگویند ای کاش ما یک طور دیگر.@ این نشان میدهد که افکار افکار سالم و درستی نبوده که آدم را به اینجا رسانده افکار غلط در تربیت در انتخاب همسر برای خودش برای بچههایش همه همینطور همه هم با زیرکی است یعنی عقلش را به کار میاندازد فکرش را به کار میاندازد تصمیم را میگیرد ولی این تصمیم چون ورودیهای غلط و آلوده دارد فکر هم غلط از کار در میاید.@ یعنی اصلاً آن چیزی که باید بشود هیچ وقت دست نمیدهد پس یک کسی که میخواهد خودش را مسخره نکند خدا را مسخره نکند اگر بخواهد افکار و روح سالم داشته باشد باید اول از مرحله پایین، ریشه را سالم بکند یعنی از بدن شروع بکند.@ یک کسی که میخواهد مثلاً هر چه بخورد هر چه ببیند هر چه بپوشد با هر پوششی باشد بعد مثلاً برود سر کلاس تفسیر سر کلاس عرفان الان هست کلاس عرفانهایی که خیلیها میگذارند عرفانهای کاذبی که الان هست گوشه و کنار شهر و کشور ما هر جا یک دکانی باز شده همه جور آدمی را هم میپذیرند.@ یعنی همه جور آدم آنجا میرود اصلاً هم احتیاج ندارد شما با دنیای خودت قهر بکنی مشکلی نداری هر جوری باشی اصلاً اشکالی ندارد میتوانی با هر مسیری به خدا برسی یک حرف مزخرف است یک حرف بیخود است.@ اگر هر کس با آشغال خوردن یک بدن قوی پیدا کرد شما با هر جور ارتباط دنیایی میتوانید به خدا برسید اصلاً اینطوری نیست خداوند همه چیز را برایش قدر و اندازه و ریاضیات قرار داده یک کسی که میخواهد روح را بسازد باید از بدن شروع بکند از همین ماده شروع بکند.@ از لباس از ارتباطات از دیدنیها از شنیدنیها، آمده میگوید من در خانمان سحر و جادو گذاشتند در خانمان این را پیدا کردم شوهرم بد میشود یک دفعه سه ماه با من قهر میکند اصلاً حرف نمیزند یک دفعه خشن میشود ارتباطات جنسیش تعطیل میشود اصلاً حس ندارد بچهام اینطوری شده.@ میگویم سحر در خانه کسانی اثر دارد در روح کسانی اثر دارد که خودشان زمینه سحر را داشته باشند یعنی اگر روی شما اثر گذاشته خوب خودت زمینهاش را فراهم کردی مثل اینکه الان شما تشویق میشوید بروید آدم بکشید یا نه بروید مشروب بخورید نعوذبالله زنا بکنید؟ نه حالا شیطان دوست دارد ما اینکار را بکنیم یا دوست ندارد واقعاً؟ دوست دارد.@ چرا نمیاید سراغ راجع به همچین چیزهایی وسوسه بکند؟ چون ما دستگیره برایش نگذاشتیم در وجود ما در این قسمتها در این نوع گناهان عصمت ایجاد کردیم در ما نمیاید سراغ این طور چیزها میداند که بیخود است شیطان هم خیلی ابله است ولی نه اینقدر که بیاید سرمایهگذاری روی ما بکند چیزی که میداند عامل تحریکی وجود ندارد.@ تأثیرات شیطانی جن و سحر و چی و چی اول از اینکه اینها از هر یک میلیون نهصد و نود و نُه هزار و نهصد و نود و نُه تاش الکی است یعنی دروغ است خیالبافیهای خود شخص است یک مورد هم اگر یک کسی بتواند این کار را بکند سحری بکند و چیزی باشد اگر اثر دارد برای اینکه خودت زمینهاش را فراهم کردی.@ خودت دستگیرهاش را ایجاد کردی سحر دعاها طلسمات روی کسی اثر میگذارد که آن شخص خودش زمنیهاش را فراهم کرده خودت آمادهاش کردی هر کس هر کاری هم بکند روی شما اثر میگذارد.@ مثلاً کسی که میترسد زمینهاش را خودش فراهم میکند که میترسد کسی که معقول کار میکند ترس هم ندارد ترس مال کسی است که خیالباف است شما الان عقلتان میگوید مرده کاری ندارد پس چه چیزی به شما میگوید از مرده بترسید؟ واهمهتان دیگر.@ قوه واهمه میگوید از مرده میترسی مرده الان بلند میشود من را میگیرد الان بلند میشود سر وقتم، این دروغ هست یا راست است؟ دروغ است چرا ما این دروغ را میپذیریم؟ چون عقلمان تسلط بر وهم ما ندارد وهم ما حاکم بر عقلمان است لذا ما از مرده میترسیم از تاریکی میترسیم.@ پس نوع غذای ما یک طوری بوده که واهمه را قویتر از عقل کرده یک کسی که مینشیند فیلمهای ترسناک میبینید رمانهای وحشتناک و پلیسی و جنایی میخواند این دائماً دارد توهمش را با دیدن سریال با فیلمهای مختلف دارد این توهم را پرورش میدهد ولی خوراک عقلانی اصلاً نمیخورد.@ از صبح تا شب میبینی ده تا فیلم دیده دائماً این واهمه تقویت شده توهمات جنسی توهمات ترسناک توهمات جنایی توهمات مختلف اختلافات اضطرابها عصبانیتها همه جور توهمی برایش تقویت شده ولی بعد میبینیم که تقویت عقلانی و معنوی و فطری اصلاً شخص نمیشود این بنده خدا اصلاً غذا نمیخورد سوء تغذیه دارد در عقلانیتش.@ معلوم است این آدم توهمی بار میاید مضطرب زودرنج حساس بداخلاق عصبی خوابهای پریشان معلوم است تو نوع غذایت گفتیم(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) ظاهر نماینده باطن است نمیشود یک آدمی که عقلانیت جذب کرده ریاضیات کار کرده فرمولها را بلد است این مثلاً توهمی بار بیاید نه این بنده خدا قوی است کار کرده.@ ولی یک کسی که اصلاً عقلانیت کار نکرده بله واقعاً یکسره از صبح تا شب داستانهایی که برایش خواندند همهاش افسانه برایش خواندند کتابهایی که برایش خریدند از بچگی برایش خواندند فیلمها این سیدیهایی که غالباً جادوگری هریپاتر اینها را میخرند میدهند دست بچهها که بچهها اذیتشان نکنند.@ مادرها تنبل شدند پدرها تنبل شدند میخواهند از شر بچهها خلاص بشود صد تا از این سیدیها میخرند میدهند دست بچه این بچه را میفرستند در یک دیوانهخانهای مثل اتاق خواب یک کامپیوتر هم میدهند به او میگویند برو بشین خودت را مشغول کن فقط به ما کاری نداشته باش این بچه میرود آنجا توهمی بار میاید روانی بار میاید دیگر این به راحتی تعادل ندارد.@ آن صحنهای که هنرپیشهها بازی میکنند که مثلاً ما خیلی میترسیم بند دلمان پاره میشود شما اگر بروید در صحنه میبینید چقدر خندهدار دارند بازی میکنند خودشان هم خندهشان میگیرد.@ مثلاً فرض بفرمایید یک مار میخواهد بیاید یک کسی را بگیرد ببلعد همه کار دوربین است ماری در کار نیست دوربین را حرکت میدهند تو فکر میکنی مار دارد میرود خودت میروی جای مار مینشینی یک توهم است اگر در صحنه باشی کلی خندهات میگیرد یک ذره آدم عقلش را به کار بیندازد مبینی نه ترسی در کار نیست برای چی بترسیم.@ این مال خوراک بد است خوراک منفی است اینطوری آدم مریض میشود پس دقت کنید وقتی داریم راجع به مرض قلب صحبت میکنیم قلب آن هسته مرکزی است آن آخر آخر میرسد دل، ورودیها هر چه آلوده باشد سرریز میشود در دلتان وقتی سرریز شد شخصیتت هم شکل میگیرد آنجا آخر آخر.@ پس انسان باید تغذیهاش را کنترل بکند(فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ) آدم باید غذایش را کنترل بکند غذای خودش غذای همسرش غذای بچههایش هر چیزی را نرود در خانه ببینند هر چیزی را نشنوند لذا اگر کسی بخواهد خودش را مسخره نکند خدا را مسخره نکند باید به ورودیها خیلی اهمیت بدهد.@ ورودیهایش را خیلی کنترل بکند اول از لقمه دیدنیها شنیدنیها خواندنیها مطالعات کتابها اینها خیلی راست است چه بخوانیم چکار بکنیم اینها خیلی اثر دارد حالا برویم سراغ بعضی از چیزها در روایت هم برایتان بخوانیم بعضی از چیزهایی که درباره عوامل بیماریها هست مریضکننده دل هست.@ فرمایش اول از نبی اکرم(ص) هست(تُعرَضوا الفِتَنُ عَلَی القُلوب کَالحَصیرَ اَودَن اَودا فَاَیُّ قَلبٍ اُشِرِبَها نُکِتَۀ فیهِ نُکتَۀٌ سَودا وَ اَیُّ قَلبٍ اَنکَرَها نُکِتَۀ فیهِ نُکتَۀٌ بَیضاء) خیلی زیباست این فرمایش مسیر خوبی را برای سلامت قلب و تهدید قلب مریضی قلب به ما معرفی میکند.@ میفرماید که فتنهها حالا فتنه هر چه میتواند فتنه باشد گناه میتواند فتنه باشد بلا فتنه است فتنههای اجتماعی فتنههای سیاسی پیش میاید همه جور فتنهای پیش میاید فتنه سیاسی فتنه اجتماعی فتنه اقتصادی در خانه فتنههایی که در خانه هست اختلافات درگیریها گناه معصیت هر چیز.@ میفرماید اینها مثل نیهای یک حصیر حصیرها را با این نیها میبافند یکی یکی میاید میرود در دل، به دل عرضه میشود(اَودا فَاَیُّ قَلبٍ اُشِرِبَها نُکِتَۀ فیهِ نُکتَۀٌ سَودا) هر قلبی که اُشرِبَ یعنی چی؟ مشروب شدن یعنی تمایل پیدا کردن دوست داشتن با علاقه دریافت کردن یک گناه که(اُشرِبُ فی قُلوبِهُمُ العِجف).@ دارد یک نکتهای را حضرت میفرماید خیلی دقیق است میگوید وقتی گناهان عرضه میشوند به دل و فتنهها میروند اهل خودشان را پیدا میکنند در فتنههای اجتماعی در فتنههای سیاسی در فتنههای خانوادگی چه کسانی آسیب میبینند کسانی که جذب دارند سنخیت دارند و جذب دارند اینها زود میگیرند زود آلوده میشوند.@ پس اویی که آلوده میشود در واقع مریض است ضعیف است آمادگی دارد برای پذیرش یک کسی میگوید آقا من یک بچه داشتم این بچه من خیلی علیه السلام بود خیلی پاک بود دخترم حجابش اینطوری بود نمازش اینطوری بود زیارت عاشورا میخواند رفت دانشگاه یک دفعه یک طور دیگر شد پسرم رفت دانشگاه یک دفعه یک طور دیگر شد.@ نه عزیزم اینطور نیست که یک کسی با استحکام برود در یک محیطی و بعد آسیب ببیند یک سنخیتهایی وجود دارد یک خلأهایی وجود دارد یک ضعفهای عقیدتی وجود دارد که شخص میرود آنجا یک دفعه احساس میکند بیهویت است احساس میکند عقبافتاده است احساس میکند اینجا نمیتواند رنگ معنوی و مذهبی داشته باشد از رنگ الهی خودش خجالت میکشد.@ لذا میگوید من باید همرنگ اینها باشم و الا نمیتوانم در مقابل این موج مقاومت بکنم ریشش را بتراشد برود لباسش را عوض بکند نمازش را کنار میگذارد حتماً باید یک دوستی پیدا بکند از جنس مخالف همین بازیهای اینطوری و الا اینطور نیست شما بروید در این دانشگاهها ببینید چه خبر است.@ چقدر ما دخترهای پاک پسرهای پاک سالم پر در این دانشگاهها هستند پس چرا اینها جذب نداشتند مگر اینها جوان نبودند مگر اینها تمایل نداشتند مگر اینها حس نداشتند رفتند آمریکا رفتند اروپا، سالم رفتند سالم برگشتند پس چطور شد.@ رمزش را حضرت میگوید میگوید یک سنخیتهایی هست در افراد که این الان شناگر خوبی است ولی الان آب گیرش نیامده خلیفه عباسی را شما نگاه کنید این یک عمر در حال عبادت است همهاش در مسجد است در مسجد نشسته دارد قرآن میخواند به او میگویند خلیفه شدی اینقدر ذوق میکند.@ به قرآن میگوید از این به بعد راه من و تو از هم جدا شد چقدر آدم میکشد چقدر جنایت میکند بعضیها وقتی به آنها گناه عرضه میشود ذوقزده میشوند یعنی با شیفتگی میروند گناه را جذب میکند.@ جلسه قبل گفتم مؤمن حقیقی وقتی گناه به او عرضه میشود اگر هم آلوده بشود یا تحت فشار قرا بگیرد حتی همان لحظهای هم که دارد انجام میدهد با تنفر با ناراحتی با عذاب وجدان اصلاً این جذب ندارد برای همین هم فرشتهها اصلاً پای این نمینویسند میگویند این اصلاً بیچاره یک گناه هم میخواست بکند کوفتش شد تا جذب کرد.@ چون جذب نمیشود نوشتن ملائک یعنی جذب یادتان باشد جذب که میگوییم یعنی همان نوشتن ملائکه ثبت در روح نمیشود مثل یک کسی هست میرود دکتر به دکتر میگویند این دارو را که میخورد همیشه حالت تهوع دارد اصلاً دکتر را باور ندارد دارو را اصلاً نمیخواهد اینطور آدم خوب نمیشود.@ ولی یک کسی میبینی نه دارو را یک طوری میخورد میگوید من این دارو را بخورم حتماً خوب میشوم این رویش اثر دارد واقعاً بعضیها غیبت میکنند یا غیبت میشوند مثل مار به خودشان میپیچند که من غیبت شنیدم غیبت کردم.@ بعضیها لذت میبرند از شنیدن غیبت یا غیبت کردن از سخنچینی از فضولی لذت میبرند از تجاوز لذت میبرند آقا الان این موبایل اینجا افتاده مال کسی است من بردارم اس ام اسش را نگاه بکنم بردارم شمارهاش را در تلفن خودم بزنم.@ حالا یک کسی نمیخواهد شمارش را به شما بدهد 30 نفر میروند میگویند شماره فلانی چند است نمیخواهد شماره به شما بدهد دوست ندارد به شما شماره بدهد این تجاوز است یک کسی با شهوت این کار را میکند.@ آقا من میلی ندارم من اگر جلویم هم باشد نگاه نمیکنم به آن توجه ندارم نه پیامهایش را میخوانم نه چیزی، ولی یک کسی میبینی نه روح تجاوز دارد الان دارد چه چیزی میخواند الان دارد کتاب میخواهد چه چیزی دارد مینویسد الان دارد چه میگوید تلفن طرف دارد میزند گوش میکند ببیند این دارد با چه کسی حرف میزند.@ این مثلاً دارد چه چیزی میگوید به کسی کجا میرود کجا بودی با چه کسی بودی مهمانت چه کسی بود چه گفت فلانی صدایت کرد چه گفت با تو کار داشت چه گفت به تو، بله شوهرتان هم همینطور هست این سادگی خانمهاست.@ یک خانم فکر میکند مثلاً اگر رفت دنبال کار شوهرش یک چیزی را پیدا کرد خیلی به نفعش هست اتفاقاً خیلی ضرر میکند دنیا ضرر میکند آخرت هم ضرر میکند عاقل اینطوری نیست آدم عاقل.@ اصلاً آدم عاقل دنبال این نیست که برود از یک کسی یک چیزی در بیاورد حالا مثلاً کشفش کردی حالا کار مهمی کردید یا اصلاً میشود جلویش را گرفت یا نه؟ اصلاً نمیشود جلویش را گرفت شما نمیتوانید انگیزه مردتان را یا انگیزه بچهتان را تغییر بدهید برای آن چیزی که از آن به زور کشف کردید.@ چون(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) نکته را حضرت نمیگوید اگر کسی گناه بکند یا گناه نکند میگوید اگر(اُشرِبَها) اگر گناه را جذب بکند ما چقدر خانم داریم که حجاب را رعایت نمیکنند برای شرائط چون همسرش اینطوری خواسته محیطش اینطوری بوده.@ اینقدر ناراحت هستند از اینکه نمیتوانند رعایت بکنند که نگو رعایت هم نمیکنند ولی احساس ناراحتی دارد احساس میکند عریان است احساس بیحیایی میکند هیچی دائماً ترس دارد.@ کسانی را هم داریم با بیحیایی کامل بیحجابی میکنند بدحجابی میکنند یعنی لذت میبرند از اینکه لباس مبتذل بپوشند آرایش بکنند دیگران ببیندشان این لذت میبرد این از بیحیایی کیف میکند لذت میبرد جذب میکند.@ چقدر خانمهایی داریم که با حجاب هستند ولی از بیحیایی لذت میبرند یعنی دوست دارند که یک طوری بشود که بتواند این را بکند لذا شما وقتی سفر میروید کیش میروید میبینید طرف با عقده از این حجاب نجات پیدا میکند میرود دبی میرود خارج از کشور میرود یک سفر خارجی میبینی این اصلاً آخیش راحت شدم.@ این حتی آن چند سالی هم که حجاب را رعایت میکرده در فرشتهها بیحجاب بوده همان موقع هم بیحیا بوده چون این در واقع دوست نداشته این تقوا را رعایت بکند تقوا به قلبش نچسبیده قبلاً حدیثش را آن هفته خواندیم از همه بالاتر تقوای قلب است یعنی دل ترس داشته باشد دل جذب نداشته باشد.@ لذا خدا به دلهای آدمها نگاه میکند یک کسی سی سال باحجاب است نماز هم میخواند پایش را از این مملکت میگذارد بیرون اینقدر نفس راحت میکشد شما الان ببینید چقدر کسانی هستند که آنطرف آب هستند فقط نمیایند اینجا به خاطر اینکه قلبشان تحمل تقوا و پاکی را ندارد.@ میگوید من بروم آنجا باید خیلی چیزها را رعایت بکنم ولش کن اصلاً حال و حوصله این حرفها را ندارم اینجا آزاد هستیم همه کاری میکنیم.@ همین چند وقت پیش یک دکتری آمده بود مشاوره میگفت من اینجا آمدم ازدواج کردم با یک دختر خوب مثلاً به من معرفی کردند محجوب بلند شدیم با هم رفتیم خارج از کشور رفتیم انگلستان به سه سال نکشید اصلاً به یک کثافتکاری افتاد آن خانم نمیشد تحملش بکنیم.@ گفتم شما چکار کردی؟ گفت من طلاق دادم آمدم او ماند آنجا گفت من برنمیگردم این حرفها چیه. پس دقت کنیم اول برگردیم به روی دل ببینیم دل محبتش کجاست این چند بار است دارم در درسها میگویم این یک رمز بزرگ است هر کس میخواهد موفق باشد باید اول محبتهایش را سروسامان بدهد نظام محبتی.@ سوره توبه میگفت اگر آن هشت تا چیز محبوبتر از سه تا چیز باشند دوباره مسئله را برده روی دل اگر آن هشت تا چیز محبوبتر از سه تا چیز باشند نزد شما، شما منحرف هستی فاسق هستی سر از جهنم در میاوری حب مسئله اساسی محبت است.@ لذا نگو آن دختر مسیحی است این دختر یهودی است آن آمریکایی آنطوری است آن یارو کمونیست است یک دفعه چطوری شده یک دفعه آمده شده ولی خدا ده دفعه امام زمان را خواب دیده او آن موقع هم که یهودی بوده مسیحی بوده در آمریکا بوده نسبت به کثافتکاری و مخالفت نسبت به بدیها از دروغ متنفر بوده.@ ما فکر میکنیم دروغ یک چیز راحتی است نه آنها فاحشه بودند مشروبخوار بودند آقا دروغ از همه اینها بدتر است به حضرت گفتند آقا(هَل یَزنیِ المُؤمِن) مؤمن میشود زنا بکند؟ فرمود بله مؤمن میشود مؤمن باشد یک موقع هم آلوده به زنا بشود.@ (هَل یَسرِق) میشود دزدی بکند؟ بله میشود(هَل یَکذِب) دروغ میگوید؟ (لا والله لا والله لا والله) به خدا به خدا به خدا مؤمن دروغ نمیگوید حالا مثل آب خوردن داریم دروغ میگوییم بعد میگوییم این دختر آمریکایی دختر اروپایی فلان فلان شده در دیسکو مشروبخوار و اینها.@ عزیزم او خیلی از گناهان کبیرهای که نزدیک به کفر ما مسلمانها داریم او اصلاً قلبش درک نکرده دریافت نکرده ندارد آن چیزها را ندارد برای همین هم خیلی از مشکلات ما را ندارد راحت میتواند برود.@ (قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ) الله چهارده معصوم جهاد قرآن میگوید اگر از اینها محبوبتر در دل شما چیزی باشد شما فاسق هستید.@ ولو صبح تا شب نماز بخوان روزه بگیر حج برو کربلا برو فایده ندارد چون حب دنیا در نظر تو از خدا بیشتر است یک کسی نه کربلا رفته نه سوریه رفته نه حاج خانم شده نه حاجآقا شده اصلاً پول نداشته یک عمره برود یک مشهدش هم پول نداشته برود.@ باور میکنید من الان چند وقت پیش یک کسی را در قم دیدم گفت من الان ده پانزده سال است نرفتم مشهد، خدا شاهد است اصلاً خیلی تعجب کردم گفت باور کن من اصلاً پول نداشتم بروم اما این مشهدی مشهدی است امام رضایی امام رضایی دلش همیشه آنجاست.@ پس دقت کنیم هی سرمایهگذاری روی این چیزها نکنیم که این دفعه برویم کربلا دو ماه دیگر برویم حج اینقدر عمره برویم بعد برویم سوریه بعد برویم مشهد بعد روضه بیندازیم هر شب ذکر بگویم هی تسبیح دستمان بگیریم هی اینکار را بکن.@ اول نظام دلیت را درست بکن اول قلبت اول دلت این درست بشود تو سالم از دنیا میروی اما اگر هی خودت را ببندی از این هیئت به آن هیئت از این مجلس به آن مجلس از این روضه به آن روضه از این احیا به آن احیا از این حرم به آن حرم هی نماز بخوان هی قرآن بخوان اما نظام محبتیت وارونه باشد فاسق باشد فایده ندارد.@ پس دقت کنیم ما وقتی میخواهیم روی قلب کار بکنیم مهمترین مسئله در دل ما چیست ما حرف آخر را اول زدیم و میزنیم این هست که حب را باید تنظیم بکنیم سه تا چیز الله، چهارده معصوم، جهاد.@ لذا پیغمبر میفرماید کسی که اصلاً جنگ نرفته آرزوی جهاد نداشته آرزوی اینکه خدا یک زمانی من بتوانم جانم را فدایت بکنم بتوانم داراییم را فدایت بکنم بتوانم هر چه دارم پایت بریزم با خدا اینطوری نباشد فرمود(ماتَ عَلی شُعبَۀٍ مِن نِفاق) به یک شعبهای از نفاق مرده.@ کسی که روح جهاد روح فداکاری نداشته باشد روح مبارزه با دشمنان دین دشمنان امام زمان روح مبارزه با عوامل غیبت امام زمان مبارزه با موانع ظهور امام زمان اصلاً روح جنگی یک کسی نداشته باشد.@ یک آدمی هست آهسته میخواهد برود آهسته بیاید دینش هم یک دین بیآزار هست نه با آمریکا کار دارد نه با انگلیس کار دارد نه با اسرائیل کار دارد یک آدمی هست که با همه چیز هم جور در میاید.@ ماهواره هم خانهاش هست اینترنتهای ناجور هم هست همه جور مهمان دارد همه جور مهمانی میرود همه جور عروسی میرود همه جور مجلس میرود هر لقمهای را میخورد هر شغلی را دارد مفت نمیارزد تمام عبادتها.@ این یادتان باشد حالا یعنی چی از این حرف من چه نتیجهای میگیرید یعنی میگویید که مثلاً ما هیئت نرویم مسجد نرویم حرم نرویم کربلا و سوریه نرویم؟ چرا ولی باید برای چی برویم ما؟ میگوید از اینها استفاده بکن تا یواش یواش نظام محبتی دلت تنظیم بشود عاشق شوی یواش یواش، هی برو هی برو ولی هدفدار برو.@ چطوری برو؟ یک طوری که بالاخره وقتی خواستی بمیری از اینجا بگویند این دلش سالم بود دل سالم دلی است که سه چیز سلطان آن دل هست الله چهارده معصوم جهاد این دل سالم است این آدم آدم سالمی است.@ یک کسی که تا به او میگویند مرگ بدش میاید تا به او میگویند شب اول قبر ناراحت میشود این معلوم است سالم نیست چون فرمود مرگ عروسی است به کدام دختر میگویند عروسیت متنفر است اگر یک دختر از عروسی یا یک پسر از عروسی بدش بیاید معلوم است که سالم نیست مریض است.@ دختر بگوید من از جنس مخالف بدم میاید این بدرد همسری نمیخورد پسر بگوید من از زنها بدم میاید این بدرد همسری نمیخورد اصلاً حرام است به این زن بدهید یک کسی که سالم نیست فاسق است طبیعی نیست فسق یعنی حالت غیر طبیعی بودن.@ یک کسی اسم مرگ میاید اسم برزخ میاید ترس برش میدارد اسم خدا میاید نماز شب میاید اصلاً انس ندارد قندی در دلش آب نمیشود اسم قرآن حرم موسیقی قرآنی اصلاً نه حیا، حجاب، میبینی از درون متنفر است پس این اصلاً سلامت ندارد.@ پس هی ما نباید خودمان را پشت چهرههای مقدس قایم بکنیم اصلاً فایده ندارد چون موقع مردن دل معلوم میشود معلوم است چطوری است وقتی میگوید خانواده آسمانی اصلاً قند در دلش آب میشود میگوید آخی من الان چند وقت است پیغمبر را ندیدم دلم برایش تنگ است.@ چقدر دوست دارم زودتر مادرم فاطمه زهرا ببینم چقدر دلم برای امام زمان تنگ شده مردن یکی از قشنگیهایش این هست که من به اینها میرسیم میرسم به اباالفضل میرسم به علی اکبر میرسم به علی اصغر میرسم به خانم زینب کبری.@ شما نگاه کنید در زیارت حضرت معصومه چقدر شیفتگی دارید(عَرَفَ الله بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنَّۀ) خانم خدا من و شما در بهشت معرفی بکند اصلاً این اسم خانواده آسمانی اسم بهشت میاید قند در دلش آب میشود.@ اسم رفتن میاید میگوید آخی چه میشود یک زمانی این فرشته خوشگل خدا فرشته زیبای خدا بیاید بالای سر من پنج تن را به من نشان بدهد بعد بگوید دیگر تمام شد فراق دیگر تمام شد از پدر مادرت دیگر جدا نیستی از خانواده آسمانیت دیگر جدا نیستی الان میروی پیش اینها.@ دیگر غصهها اضطرابها دلشورهها ناراحتیها بیماریها رنجها همه چیز تمام شد این اصلاً شب تا صبح خواب مردن میبینید اصلاً اشتیاقش این هست چه موقع من راحت میشوم این آدم دنیایش هم خیلی خوش میگذراند.@ چون اینجا چیزی ندارد کثیفش بکند آلودهاش بکند نه به حسادت میاندازدش نه به اضطراب میاندازدش نه به فحش دادن میاندازدش نه به زودرنجی و حساسیت میاندازدش این اصلاً دلبستگی ندارد تمام بیماریهای نفسانی ما تمام غصههایی که ما داریم میخوریم حجم زیاد اضطرابهایی که ما داریم برای چیست؟ مال وابستگی به طبیعت است.@ دیروز یک آقا میگفت من آمدم وصیت برای مادرم بنویسم برادرم قشقرقی در خانه به پا کرده که نگو سر سه چهار میلیون تومان پول، نه این ظلم است اگر شما اینطوری تنظیم بکنید از این سه چهار میلیون پانصد هزار تومانش مال من است به من نمیرسد.@ آدم بچه بزرگ بکند اختیار وصیت خودش را هم نداشته باشد هنوز نمرده ببین حالا چه جهنمهایی سر وارثت درست میشود آدمی که بدبخت است آدمی که گرفتار است اینطوری است این همهاش غصه میخورد میگفت یک خدای عاجزی هست اگر از این اموال ارثی با بدجنسی نگیرد از خواهر و برادرانش لنگ میماند.@ اگر این شغلش تجارتش به هم خورد شرکتش تعطیل شد کارخانهاش آنطوری شد یا از این کار اخراجش کردند دیگر خدا یک خدای عاجزی است نمیتواند به این روزی بدهد دیدید بعضیها شغلهایشان حرام است ادامه میدهند میگویند کجا برویم میترسد نمیتواند به خدا اعتماد بکند.@ محیطشان فاسد است شجاعت ندارند عوض بکنند محیطشان را رفیقهایشان ناجور هستند شجاعت ندارد تنظیم کند روابطش را با اینها عوض بکند رابطهاش را، فامیلهایشان یک طوری هستند نمیتواند تنظیم رابطه بکند یک آدم بدبخت ذلیلی که یکسره دارد خوراک آلوده میخورد.@ هیچ کدام از اینها هم شب اول قبر به بعد نمیایند جواب بدهند تو به خاطر اینها داری جهنم میروی اینها هیچ کدام نمیایند جواب بدهند آنوقت همان جا اینها را لعنت میکنی خوب نه لعنتشان بکن نه بگذار جهنم ببرندت دنبالش راه بیافت.@ دل سالم به خانه خیلی علاقه دارد کدام زن هست به شوهرش علاقه نداشته باشد اگر روابط سالم باشد کدام مرد هست به زنش علاقه نداشته باشد اگر سالم باشد کدام پدر مادر عاشق بچههایشان نیستند کدام بچه پدر مادرش را دوست ندارد علامت سلامت است.@ دلم برای مادرم تنگ شده دلم برای پدرم تنگ شده دلم برای همسرم تنگ شده دلم برای خواهر برادرانم تنگ شده دلم برای دوستم تنگ شده زنگ بزنم به او سری به او بزنم ببینمش، برویم سه چهار روزی شمالی مشهدی ویلایی خانهای قرار بگذاریم اینها علامت سلامت است.@ چطور میشود ما اسم پیامبر و آل میاید اسم خدا میاید اسم نماز میاید اسم سجاده میاید اسم نماز شب میاید اسم سحر میاید اسم شب جمعه میاید اسم ندبه میاید اسم کمیل میاید قند در دلمان آب نمیشود تازه اگر بشود یک طوری هم از خدا تخفیف بگیریم خوشحال میشویم معلوم است سالم نیست.@ این آیینه است ما باید در آیینهها خودمان را نگاه بکنیم معلوم است دل سالم نیست چون یک جایش میلنگند که وقتی اسم خدا میاید خوشش نمیاید هر وقت اسم مذهب صورتهای مقدس صورتهای بهشتی میاید این اصلاً حالش گرفته میشود اصلاً یکطوریش میشود اصلاً دلش میگیرد.@ یک قرآن میخواهد بشنود دلش میگیرد یا قرآن برایش میخوانند دلش میگیرد صدای خدا کلام الله اصلاً روی این اثر ندارد اما فلان زن آنچنانی فلان مرد آنچنانی اگر بخواند فلان موسیقی آنچنانی میبینی نشاط دارد.@ پس ببینید درس را پیغمبر چکار کرده انسانشناسی یعنی این روانشناسی یعنی این، این کلام معجزه هست، عزیزم ببینی از چه چیزی خوشت میاید قیمتت هم همان است بهشتی است قیمتت همان است دنیایی است جهنمی است قیمتت همان است چه چیزی قند در دلت آب میکند.@ چه چیزی وقتی اسمش میاید همچین لذت میبری همچین آرامش داری همچین کیف میکنی قیمتت هم همان است. اینها همه آینه است ما در این آینهها میتوانیم خودمان را کاملاً ببینیم اینکه حالا اینقدر ما رعایت میکنیم خانواده ما رعایت میکنند خودمان خیلی حزب الله و علیه السلام و مذهبی هستیم.@ ببین اینها را بگذار کنار ببین دلت کجاست چه چیزی قند در دلت آب میشود بهشت، خانواده آسمانی، فک و فامیلهایت، فک و فامیلهای بهشتیت، آسمانی، فرشتهها، خیلی ما عقبافتاده هستیم طرف یک خانه 300 متری دارد در شمال یک 100 متری زمین دارد بند دلش بسته شده به آن.@ بعد بهشتهای کلان کاخهای خیلی کلان بهشت هست که هر یک دانهاش چند هزار برابر بزرگتر از کره زمین اصلاً به آن وابستگی نداریم دلمان نمیسوزد آبش بکنیم خرابش بکنیم ضایعش بکنیم.@ یک آدم پولداری به یک نجاری سفارش داده بود برای من یک مقدار کارهای چوبی انجام بده یک نجار ماهری هم بود کارهای چوبی برایش انجام داده بود بعد به او گفت یک خانه هم برای من درست کن یک کلبه خوب کامل برای من درست کن.@ این هم همین با بیحوصلگی تنبلی وجدان کاری را رعایت نکند شل کار کند مصالح خوب به کار نبرد گفت این از کجا میفهمد میسازم میدهم دستش، پولش را میگیرم هیچی ساخت و تمام شد.@ گفت من این خانه را میخواستم برای خودت بسازی این را میخواهم هدیه بکنم به تو، دوست داشتم تو را شاد بکنم این را به تو هدیه میکنم این از اینطرف شرمنده شد و از اینطرف خوشحال بعد گفت که اگر میدانستم این مال خودم هست خوب میساختمش.@ حالا ما همینطوری راحت قصر، خانه، دوستان بهشتی، کس و کارهایمان را راحت از دست میدهیم وقتی علی(ع) میفرماید انسان به خاطر اینکه روح اسراف در او هست اسرافکارها 300 هزار سال از ما دور میشود یعنی خودت با اسراف کاریت دورش میکنی.@ یعنی اصلاً خوشت نمیاید حضرت علی را نگاه بکنی زودتر، خودت کار را خراب میکنی ولخرجیهای بیخود خرجهای الکی مهمانیهای الکی مسافرتهای الکی هزینه کردنها خودت داری جدا میکنی خودت داری فاصله میاندازی.@ اگر عاشقش هستی یک کاری بکن بین شما فاصله نیفتد بگذار همان لحظهای که میخواهند ببرندت خود حضرت با خنده بیاید بالای سرت نه اینکه بگردی پس کو این علی کو فاطمه کو امام حسین الان بگو کو همین الان کجاست در زندگی تو؟.@ الان امام زمان کجای زندگی ماست الان امام زمان در زندگی ما در عروسیهایمان در مهمانیهایمان در جشنهایمان در معاملاتمان در تجارتمان در شغلمان در درس خواندنمان در روابط اجتماعی سیاسیمان الان امام زمان کجاست خودمان دورش کردیم.@ بعد هم انتظار داری موقع مردن بیاید بالای سرت نیست چون تو اصلاً نخواستی که بیاید اگر الان آمد بعداً هم میاید اگر الان نیامد بعداً هم خبری نیست الان با تو هست الان با او صبح تا شب صفا میکنی سری به دلت میزند.@ مادرت فاطمه زهرا سری به دلت میزند مخدراتی مثل حضرت معصومه حضرت زینب مادر امام زمان حضرت امالبنین چه بانوان بزرگی داریم اینها صبح تا شب سری به دل تو میزنند یا نه، تو چی تو یک سری به آنها میزنی یادی از آنها میکنی هدیهای به آنها میدهی ملاقاتی میروی چکار میکنی؟@ ما اصلاً کاری با اینها نداریم ما اصلاً با اینها رابطهای نداریم وقتی اینطوری هست دیگر این دل خراب است خانه خراب است این مسکن ویرانه است سالم نیست مرض دل را باید دقت بکنیم خیلی مهم است من دلم سالم است یا سالم نیست دل سالم به چیزهای پاک و سالم علاقه دارد.@ ببینید از میوه خوشش میاید از همه میوهها خوشش میاید این آدم سالمی است این میرود بازار اینطوری نیست که سیب و پرتقال بخرد الان دیدید مریضی اینطوری است کسی که مریض است میرود پرتقال میخرد میخورد پرتقال مال آن فصل است برای همان موقع خوب است.@ در انبار نگه داشتند چقدر بعد هم واکس زدند به آن آوردند هوسانه بخوریم خدا برای تابستان میوه گذاشته انگور میگیری گلابی میگیری خیار میخوری میوههای متنوع میگیری یا نه در خانتان فقط دو نوع میوه گیر میاید این سلامت ندارد.@ یک کسی میرود مغازه میخواهد میوه بخرد میگوید ما چند نفریم چهار نفریم چهار تا دانه سیب میگیرد حالا اگر یک موقع مهمان هم بیاید پنج تا دانه سیب میگیرد پنج تا دانه گلابی میگیرد دو تا خوشه انگور میگیرد یک شلیل میگیرد هلو میگیرد متنوع میاید میچیند جلویش.@ هم میوه متنوع میخورد از همه میوهها میخورد با همه چیز ارتباط دارد کلم بروکلی اصلاً من نمیدانم چیست قنبیت نمیدانم چیست کلمپیچ کلم سفید نه این فقط سالاد کاهو میخورد سالادت را عوض کن کلم در آن بریز کلم بروکلی در آن بریز قنبیت در آن بریز ما قمیها کلم قُمری میگوییم.@ این را عوض کن یک ذره ذرت بریز یک ذره نخودفرنگی بریز یک ذره قارچ بریز انواع قارچ، همان غذا الان غذا مهمان است چه داریم مرغ، جوجه، کباب، همه یا به جیکجیک یا بعبع.@ آقا برو این همه ماهیهای دریایی هست برو تنوع داشته باش برو این میگو انواع میگوها هست بگیر بخور انواع ماهیها یک جور ماهی هم نه انواع ماهیها بگیر بخور بیاور در خانه با سلیقه.@ حضرت فرمود کسی که دنیایش آباد نیست آخرتش هم آباد نیست یعنی چی؟ (مَن کَسِلَ عَن اَمرِ دُنیا فَهُوَ عَن اَمرِ آخِرَتِهِ اَکسَل) کسی که در کارهای دنیاییش بیحال است آخرتش از دست رفته است.@ مانتو میخرد میبینی مانتو مشکی 30 تا مانتو مشکی در خانه دارد حالا میخواهد عوضش بکند میبینی طوسی خریده دست بردار رنگهای دیگر روسری میبینی همینطوری مشکی میپوشد قهوهای میپوشد در خانه همینطور لباس کفش همهاش یک رنگ یکنواخت یک جور.@ اصلاً میترسد رنگ را عوض بکند شجاعت ندارد میگوید من اصلاً از بنفش که حالم به هم میخورد از نارنجی که بدم میاید قرمز که کفر است آن یکی اینطوری است این آدم مریض است رنگها مال خداست ببینیم خدا چه قرتیبازی در طبیعت راه انداخته به چه گلهایی زده.@ اگر اینها قرتی بازی است خدا رئیس قرتیها است ببینید خدا چکار کرده بروید در این درختها را نگاه بکنید آدم را مست میکند عجب خدایی است میبینی اصلاً عُرضه ندارد این کار را بکند نه گُل نه رنگ نه تنوع این در آخرتش هم همینطور هست.@ روح بسته روح قفل شده روح سرد روح یخ بیسلیقه، برو ببین در تابستان چند تا میوه خدا برای تو طراحی کرده چند جور لیمو زده چند جور انگور زده خرما 70 نوع سیب 70 نوع پرتقال برو چقدر گُل یک گل رز شما نگاه کنید صد نوع رز فقط خدا زده.@ وقتی تو عُرضه نداری از تنوع استفاده بکنی بیتنوعی تهوع میاورد آدم همیشه حالش بهم میخورد دعا میخواهد بخواند فقط همین دو تا دعا یاد گرفته همین دو دعا را میخواند خودش هم خسته شده میگوید من اصلاً دیگر اینقدر این دعا را خواندم.@ آقا ما هزار نوع دعا داریم با هزار آهنگ جدا قرآن را شما نگاه کنید یکنواخت نیست قرآن شما تا میایی خسته بشوی میبینی آهنگش را عوض کرد اندازهاش را عوض کرد اصلاً خدا نمیگذارد خسته بشوی یک مناجات پانزدهگانه گذاشته محشر، مناجات خمس عشر، برای همه ذائقهها چیده.@ تسبیح میخواهی بگویی هزار نوع ذکر برایت گذاشته با صدها نوع عسل برو در این بوستان ذکر انتخاب کن اسمهای قشنگ خدا را(وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها) خدا اسمهای قشنگ دارد از اسمهای قشنگ استفاده کن او همین یا الله یا کریم یا رحمن.@ خدا اسمهای قشنگ دارد دلت گرفت صد مرتبه بگو یا مرتاح ای خدای شاد دلم را شاد کن هزار تا اسم در این جوشن کبیر هست چند تا از آنها را استفاده میکنیم اصلاً نمیتوانیم از تنوع استفاده بکنیم در مسائل معنوی چون ما جدی نیستیم.@ همین فقط میخواهیم یک زندگی کرده باشیم بگذرد حالا این چطوری بگذرد آن طرف چطوری پیش بیاید خیلی برایمان مهم نیست اصلاً جدی نشدیم روی نظام محبتیمان باید کار بکنیم.@ اگر نظام محبتیمان مشکل دارد برای اینکه از کجا ناشی میشود؟ اگر من دلتنگ آنطرف نیستم قند در دلم آب نمیشود دلم برای بهشت تنگ نمیشود دلم برای خانواده آسمانیم تنگ نمیشود از الان که میتوانم با آنها رفت و آمد برقرار بکنم هیچ رفت و آمدی ندارم اصلاً من انگار آدم بیکس و کارم.@ الان مثلاً دیدید این خانم اینقدر بدبخت شده اگر شوهر یک شماره تلفن پیدا بکند در موبایلش سکته میکند از بس خودش را بیکس نگه داشته همه کس و کارش شده همین یک آقا، ما یک عالم کس و کار داریم همین چسبیده یک بچه و شوهرش همین مرد هم همینطور اصلاً کس و کار ندارد.@ بله آدم وقتی کس و کار نداشته باشد همین را میترسد از دست بدهد میگوید این الان برود من تنها میشوم این اگر الان به من محبت نکند چه کسی به من محبت بکند برای اینکه تو خودت را گدا نگه داشتی.@ کسی که جذب عاطفه از آسمان میکند اصلاً محتاج زمین نیست میخواهد محبت بکند میخواهد نکند من اصلاً قائم به این نیستم من عشقم یک کس دیگر است دلم یک جای دیگر است اصلاً با کسان بزرگتر از اینها خیلی بزرگتر از اینها هستند میپرم با آنها رفت و آمد دارم میپرم مینشینم خلوت دارم جلسه دارم اصلاً محتاج کسی نیستم بخوانیم شعری را که اینجا کمتر از هزار بار خواندیم این شعر را:@

اینطوری نیست که اینقدر گدا باشند زیباییهای اینجا محبتهای آدمهای اینطوری مثلاً با اینها سرپا باشند که اگر به من اس ام اس نزنند تلفن نزنند به آنها تلفن نزنم دلم پژمرده بشود از صبح تا حالا همین چشمم خدا لعنت کن تلفنی که زنگخور ندارد خدا لعنت کند تلفنی که اس ام اسخور ندارد اصلاً لجش میگیرد یک موقع میبینی زمین میزندش.@ آدمی که اینقدر گداست صبح تا شب نشسته که یک کسی به او اس ام اس بزند تلفن بزند یک کسی دعوتش بکند چقدر خودت را گدا نگه داشتی بزن به چاک جاده برو ببین چه خبر است در جاده بهشت همین الان اینجاست بهشت، آن طرف بعد از مردن میگردی دیگر پیدا نمیشود هیچ چیزی دیگر آنجا به تو نمیدهند.@ میگویند هر چه بوده اینجا از آنجا باید میاوردی دنیا چقدر قشنگ است و ما چقدر بد زندگی میکنیم دنیا چقدر لذتبخش است ما چقدر با درد داریم زندگی میکنیم در این دنیا ما به کجا میتوانیم برسیم چه چیزی میتوانیم بسازیم.@ ما همهاش افسرده پژمرده داغون زودرنج حساس حسود متکبر چشم و همچشمیهای جهنمی به این غلبه بکنم از او جلو بزنم دلمان را پر از آشوب و آشوب کردیم جواب سؤال را بدهم اگر دل من اینطوری نیست حتماً برای این هست که نظام معرفتیم اشکال دارد نمیشناسم.@ اگر آدم بشناسد قیمت دستش باشد به قیمت رفتار میکند ما نمیشناسیم باورش نکردیم پس اگر میخواهد دل راه بیفتد باید نظام معرفتیمان را درست بکنیم تا نظام محبتیمان هم درست بشود البته فقط شناخت کافی نیست بعد از شناخت باید یک مدتی خودت را بزنی به عاشقی، ارتباطت را گرم بکنی صمیمی بکنی.@ اینجاست که ذکر حسینیه مسجد حرم کربلا سوریه همه میایند به داد ما میرسند چون این در واقع یک نوع تلقین هست که دل عاشق بشود اگر عاشق شدی تمام است دیگر دل راه بیفتد اینها به داد آدم میرسد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@