جلسه 039 - قلب
شماره جلسه
39
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
4
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 039 - قلب

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ماه شعبان و ماه مبارک رمضان و ماه رجب اینها ماههای انسانی هستند رحمهای زمانی هستند که با ساختار فطرت انسان تنظیم شدند آنهایی که قلبشان سالم هست احساس بهار بودن را در این سه ماه بیشتر دارند و حالا در ماه شعبان قرار داریم که ماه بسیار مهمی هست و تنفس انسانی و تنفس فطری در این ماه بسیار آسانتر هست و شیرینتر هست.@ به سرعت داریم به ماه مبارک رمضان نزدیک میشویم که شهرالله هست و قویترین رحم زمانی هست که خداوند تبارک و تعالی برای ما قرار داده و به گونهای هست که انسان شکستها گناهها آلودگیها و عقبافتادگیهای یک عمر را میتواند در آن جبران بکند.@ این مشروط به این هست که خودش را برای بهرهبرداری از این ماه آماده بکند لذا در ماه شعبان نوع تمریناتی که داده شده تمریناتی هست که ما را برای این ضیافت آماده میکند.@ انسان در ماه شعبان باید پشت بکند به هر چیزی غیر از خداوند تبارک و تعالی و وجود مقدس امام زمان(ع) و به همراهی آقا امام زمان(ع) با برقراری یک پیوند قدرتمند با ایشان خودش را آماده بکند تا به ماه رمضان برساند و بتواند واقعاً در ماه رمضان آن استفاده بالاتر از هزار ماهی که کسی نمیداند چقدر بالاتر هست را ببرد.@ بیشترین چیزهایی که در ماه شعبان روی آن تأکید کردند روزه و دعاها هست از همه بیشتر استغفار هست که مقداری امروز در مورد موضوع بحثمان دربارهاش صحبت خواهیم کرد که معنایش چیست و صدقه هست که بسیار بسیار مهم هست.@ وقتی میگویند صدقه یعنی انسان باید چند برابر فصلها و ماههای دیگر صدقه بپردازد تا دعاهایی که در ماه رجب کرده شامل حالش بشود یعنی هم خیر و برکت اقتصادی بیشتری به سراغش بیاید گرههای اقتصادی از زندگیش باز بشود و هم عیش خوبی پیدا بکند و هم تشبه به اسم شریف جواد و کریم از اسماء حق تعالی داشته باشد.@ و صلوات هم بسیار بسیار مهم هست چون تمام اذکار الهی در صلوات جمع هست و به نحوی خودش نوعی استغفار هست شاید از قدرتمندترین استغفارها و عوامل کفاره برای گناهان صلوات هست که همه کاری با انسان میکند همه جور رشدی را برای انسان ایجاد خواهد کرد.@ بحثمان در قلب وسیع بود وسعت قلب بود که پیامبر این را تقسیم کرد به چند مرحله(اَلتَجافی عَن دارِ الغُرور وَ الاِنابَۀَ اِلی دارِ الخُلود) که روی کردن به آخرت بود(وَ الاِستِعدادَ لِلمَوت قَبلَ حُلولِ الفَوت) در رابطه با استعداد برای موت یعنی استعداد برای تولد، ما باید برای تولد استعداد بکنیم یعنی قوه جمع بکنیم خودمان را برای یک تولد آماده بکنیم.@ آماده کردن برای تولد هم که شعب مختلف دارد یک جنین چطوری خودش را برای دنیا آماده میکند برای تولد چطوری آماده میکند به همان سنخ هم ما باید خودمان را برای آخرت آماده بکنیم.@ فرمایشات زیادی هست درباره آماده کردن خودمان برای آخرت من چند روایت را تقدیم میکنم از وجود مقدس آقا امیرالمؤمنین(ع) (اِجعَل هَمَّکَ وَ جِدَّکَ لِآخِرَتِک) جلد 2 غرر صفحه 179 میفرماید که تمام همتت و جدیتت را برای آخرت قرار بده دو تا خاصیت بسیار مهم دارد کسانی که در طلب آخرت جدی هستند اصلاً آخرتگرایی آخرتبینی آخرتاندیشی بسیار مبارک هست.@ یکی اینکه وقتی که انسان آخرتگرا میشود آماده میکند خودش را برای موت دنیا به او خوش میگذرد یعنی اینکه در قرآن شرط ایمان این هست که مؤمن اگر میخواهید بدانید یک نفر چقدر مؤمن هست به میزان شادی و آرامشش نگاه کنید مؤمن شادی و آرامشش را از آخرتگراییش به دست میاورد.@ کسی که به آخرت گرایش دارد دنیا را خیلی ساده میگیرد و دغدغههایش غصههایش گرفتاریهایش برای دنیا نیست یعنی آن چهار مرحلهای که گفتیم سازنده هست گذشته ما را تا الان و حال ما را تا الان ساخته و آینده ما را میسازد چهار چیز بود انتخابات، ارتباطات، افکار و رفتارها.@ کسی که آخرتگرا است اساساً انتخابهایش، ارتباطاتش، رفتارهایش و افکارش براساس آخرت تنظیم میشود و چون اینطوری هست دغدغههای دنیایی ندارد در دنیا شیرین زندگی میکند سهل میگیرد و چیزی نمیتواند به راحتی آن را مچاله بکند و غمگین بکند.@ بنابراین این یک اثر بسیار مهم آخرتگرایی هست کسی که میخواهد دنیا را خوب از آن لذت ببرد و خوش باشد چون گفتیم میزان خوشی ما در آخرت بسته به میزان خوشی ما در دنیا است کسانی که در دنیا نمیتوانند خوش باشند زودرنج و عصبی هستند پرخاشگر هستند غصه میخورند پوچگرا هستند اینها نمیتوانند در قبر هم خوشبخت باشند در برزخ هم نمیتوانند باشند.@ وقتی اینجا راحت هستند آرامش دارند آنطرف هم میتوانند آرامش داشته باشند دنیاگرایی غصه را زیاد میکند و آخرت را از ما میگیرد اما آخرتگرایی باعث میشود ما از دنیا خیلی راحت بتوانیم بگذریم شیرین بتوانیم بگذریم و هم دنیایمان خوش میگذرد و هم آخرتمان ساخته میشود.@ پس حضرت دارد به ما دستور میدهد میگوید اگر قرار است به چیزی فکر بکنی غصه چیزی را بخوری دغدغه چیزی را داشته باشی آن آخرتت باشد(اِجعَل هَمَّکَ وَ جِدَّکَ لِآخِرَتِک) همتت و جدیتت را برای آخرتت بگذار(اِستَفرِغ جُهدَکَ لِمَعادِکَ تَصلَحُ لَکَ مَثواک وَ لا تَبغِ آخِرَتَکَ بِدُنیاک) جلد 2 صفحه 212.@ میفرماید تمام جهد و تلاش خودت را کاملاً، استفرغ شنیدید میگویند طرف استفراغ کرده، استفراغ کرده یعنی هر چه در وجودش بوده بیرون ریخته یعنی تمام تلاش تمام جان خودت را بگذار برای آخرت خودت، تمام آن همت خودت را بیرون بده خارج بکن هر چه که داری بگذار برای آخرتت.@ (تَصلَحُ مَثواک) جایگاهت جایگاه قشنگی میشود جایگاه خوبی خواهد شد(وَ لا تَبغِ آخِرَتَکَ بِدُنیاک) آخرتت را به دنیایت نفروش یک کلمه است ولی معنای زیادی آخرتت را به دنیایت نفروش یعنی عصبانی نشو بدبین نباش حسود نباش زودرنج نباش چون هر کدامش را که داری انجام میدهی داری آخرتفروشی میکنی.@ اگر بدانی برای آخرتت چقدر ضرر دارد هر کدام از اینها خودت را نگیر تکبر نداشته باش غصه بیخود نخور آن چیزی که باید برایش غصه نخوری غصه نخور. در فرمایش بعدی جلد2 صفحه 223 میفرماید همه همت خود و سعی خودت را برای خلاص شدن.@ (اِجعَل کُلِّ هَمِّکَ وَ سَعیِکَ لِلخَلاصِ مِن مَحَلِّ الشِقا وَ العِقاب وَ النَّجاۀِ مِن مَقامِ البَلاءِ وَ العَذاب) میفرماید که تمام همت و سعی خودت را بگذار برای خلاص شدن از محل بدبختی شقاوت که دنیاست(وَ العِقاب وَ النَّجاۀِ مِن مَقامِ البَلاءِ وَ العَذاب) و نجات از مقام بلا و عذاب، چه بگویی دنیا چه بگویی جهنم هر دو یکی هست فرق نمیکند.@ چون دنیا متن جهنم هست ما در صراط هستیم روی صراطی که در جهنم هست الان داریم در جهنم زندگی میکنیم چون تنها جایی که امکان سوختن در آن هست دنیا است دنیا هست که امکان آلودگی و جهنم رفتن اینجا دارد.@ جهنمی هم که عرض کردم آنجا گیر ما میاید چیزی هست که ما با خودمان از اینجا میبریم مثل جنینی که تولد ناقص یا بیمار دارد جنینی که تولد ناقص یا بیمار دارد درد را با خودش میاورد نه اینکه واقعاً در دنیا جای درد باشد.@ در دنیا واقعاً دردی وجود ندارد کسی کسی را اذیت نمیکند شکنجهای وجود ندارد درد از ناهماهنگی با دنیا میاید این ناهماهنگی با دنیا باعث میشود انسان دردش بگیرد پس وقتی کسی جهنم میرود یعنی با بهشت هماهنگ نیست همین که هماهنگ نیست درد دارد آزار میبیند.@ میگوید همه همتت را اینطوری قرار بده که خودت را از این چیزها نجات بدهی از این چیزها پاک بکنی در تولدها ما یک توضیحی دادیم گفتیم که ما پنج نوع تولد داریم که عبارت بود از تولد سالم و ناقص بیمار و ضعیف و سالم قوی، گفتیم که شیعیان به برکت امیرالمؤمنین(ع) تولد ناقص ندارند ولی تولد بیمار و ضعیف دارند.@ در تولد بیمار گفتیم همانطور که جنین از رحم مادر وقتی متولد بشود بسته به سه عامل تعداد، شدت و نوع بیماری باید رنج درمان را تحمل بکند در تولد از رحم دنیا به آخرت هم همینطوری است بسته به اینکه یک نفر با چند تا بیماری متولد بشود.@ اگر بیماریها را خودش اینجا درمان نکرده باشد این بیماریها با خودش باشند با خودش ببرد بدون توبه یک موقع هست اینجا در رحم درمان میکند که خوش به حالش ولی یک موقع هست با خودش میبرد مثلاً حسادت را میبرد تکبر را میبرد عصبانیت را میبرد خلق بد را میبرد.@ اینکه پیامبر میفرماید بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود یعنی این شکل روحش یک شکل پرخاشگر و عصبی است مار و عقرب شده است دائماً نیش میزند گاز میگیرد متلک میاندازد زخم زبان میزند این اصلاً نمیتواند جلوی زبانش را نگه دارد این با هر کس که میخواهد باشد بالاخره باید یک طوری سم خودش را خالی بکند.@ شوهر هست باید یک طوری حالش را بگیرد اذیتش بکند زنش هست باید اذیتش بکند به فرزندانش دائماً غر و نق دارد به پدر مادرش دائماً غر و نق دارد اعصاب اطرافیانش را خورد میکند این اصلاً نمیتواند خودش را درست بکند.@ یک موقع هست انسان این خلق را با خودش میبرد از رحم دنیا با خودش آن سمت میبرد وقتی آنجا برد این گناهان دیگر هم دارد بدون توبه با خودش ذخیره کرده آنجا برده این بسته به تعداد بیماری شدت بیماری یعنی عمق بیماری و نوع بیماری باید در بیمارستان بهشت خودش را درمان بکند.@ باید تراش بخورد و این چیزهایی که بیخود به نفسش آویزان کرده اینها را از او جدا بکنند و این هم در جهنم صورت میگیرد که بیمارستان بهشت هست محلی که حضرت میفرماید محل عقاب و عذاب هست.@ (اِستِعدادِ لِلمَوت) یعنی انسان خودش را آماده بکند برای یک همچین شرائطی و نگذارد این شرائط برای خودش پیش بیاید تا میتواند این چیزها را از نفس خودش پاک بکند هر چقدر میتواند تلاش بکند با خودش پاک بکند که اگر یادتان باشد که تقسیمبندی کردیم.@ بیماری گناه بود که گناهان گفتیم دو جور هستند بدنی و قلبی هستند بدنی مثل اینکه انسان کسی را بزند یا دزدی بکند قلبی مثل تکبر حسادت سوءظن اینها بیماریهای بسیار خطرناکی هستند که همین قلبیها هم گاهی وقتها به صورت دفعی و خلقی هست یعنی ثابت است.@ گاهی وقتها نه به صورت دفعی هست یعنی یکبار دو بار انجام شده این یک تقسیمبندی بود در گناهان که جهنمها و نوع درمانشان با همدیگر فرق دارد دقیقاً مثل بیماریهای جسمی هست که با همدیگر کاملاً درمانشان فرق دارد این هم همینطور بیماریها نوع جهنمها نوع عذابها نوع فرشتههای عذاب شیوههای عذاب برای اینکه انسان را پاک بکنند و بعد بتواند به بهشت برود آنجا کاملاً متفاوت هست.@ مثلاً شخص متکبر آنجا درمانش ذلت و خواری هست در روایت داریم کسانی که متکبر هستند را خداوند تبارک و تعالی کوچکشان میکند و بدون اینکه بمیرند زیر دست و پای دیگران او را میاندازد و اصلاً به حسابش هم رسیدگی نمیکنند.@ این فقط آن مدت پنجاه هزار سال قیامت فقط درگیر له شدن زیر دست و پای این و آن هست و کسی به او محل هم نمیگذارد یا مثلاً کسی که نماز نخوانده چون روی تکبر نخوانده این ذلت باید تحمل بکند ولی نه کسی میبینید که بداخلاق است این بداخلاق یعنی دیگران را نیش میزند سم وارد دیگران میکند و دیگران را اذیت میدهد این نوع عذابش همان مار و عقرب است.@ به قول حضرت فرمود عقربهایی که به اندازه شتر هستند و وقتی انسان را میزنند اینقدر انسان آتش میگیرد که خودش را برای خنک شدن به مس مذاب میاندازد تا یک ذره خنکش بشود این مال کسانی هست که با زبانشان دیگران را آزار میدهند و دیگران را اذیت میکنند این نوع عذاب کاملاً فرق میکند هر کدام یک تناسبی دارد که باید داشته باشد.@ و آن حدیث معراج را حتماً عزیزان مطالعه کنند در آن خیلی کمک خوبی کرده از پیغمبر که نوع عذابها و درمانها را مشخص کرده. بیماریهای بدنی هر کدام یک جور هستند عذابهای بدنی گناهان بدنی هر کدام یک شکنجه خاص خودش را دارند یعنی در واقع درمان خاص خودش را دارد.@ پس این یک تقسیمبندی هست از گناهان که ما اینها را بشناسیم و تقسیمبندی دیگری هم گناهان دارد که اگر خاطرتان باشد گناهان را به دو دسته تقسیم کردیم حق الله و حقالناس بود که این حقالناس هم خودش تقسیمبندی داشت.@ یکی مادی بود و دیگری معنوی بود و هر کدام از اینها فردی و اجتماعی بود که نحوه درمان اینها هم متفاوت بود حقالله در همه اینها اولین مرحله پشیمانی هست، اولین مرحله که مرحله مهمی هم هست.@ یعنی اگر اتفاق بیفتد بقیهاش را خداوند خیلی به شخص کمک میکند این هست که انسان واقعاً قلباً پشیمان بشود از این کاری که کرده از اخلاقی که دارد این که گفت بداخلاقی گناهی هست که آمرزیده نمیشود برای چی آمرزیده نمیشود؟ چون شخص به معنای واقعی به پشیمانی نمیرسد هیچ وقت یعنی همیشه آمادگی آن کار را دارد.@ پس مرحله اول پشیمانی هست که انسان قلباً پشیمان بشود مرحله دوم معذرتخواهی هست به معنای حقیقی یعنی از روی ادب به معنای حقیقی استغفار بکند استغفار هم در حقالله مؤثر است هم در حقالناس خیلی مؤثر هست استغفار بکند.@ بعد از استغفار توبه هست یعنی بازگشت یعنی چون مسیر را غلط رفته باید همان مسیر را دوباره برگردد در صراط مستقیم قرار بگیرد یعنی از آن مسیر غلط فاصله بگیرد تا وقتی فاصله نگرفته حضرت میفرماید این شخصی که فاصله نمیگیرد ولی استغفار میکند این دارد خدا و خودش را مسخره میکند.@ (مَن اِستَغفَرَ بِلِسانِهِ وَ لَم یَندَم بِقَلبِهِ فَقَد اِستَهزَأَ بِنَفسِه) امام رضا(ع) فرمود کسی که با زبانش عذرخواهی میکند استغفار میکند اما قلباً خیال ندارد از آن گناه دست بردارد این خودش را مسخره کرده جای دیگر هم داریم خدای خودش را مسخره کرده نعوذبالله.@ پس انسان باید قلباً پشیمان بشود نخواهد جهنم برود چون جهنم رفتن یعنی سوختن اگر انسان قرار است نسوزد نخواهد که بسوزد باید سمت آتش نرود الان شما نمیخواهید گرمتان بشود آمدید زیر سقف، باز گرمتان شده کولر روشن میکنید معنایش این هست که از گرما خوشتان نمیاید کولر روشن میکنید.@ پس کسی که نمیخواهد جهنم برود سمت جهنم هم نمیرود نمیتواند بگوید من عذرخواهی میکنم ولی همان مسیر خودش را ادامه بدهد پس مرحله سوم توبه هست یعنی واقعاً برگردد نخواهد و متنفر باشد و مسیر را برگردد.@ حالا اگر بخواهد برگردد در حقالله باید اگر از نوع واجبات باشد باید واجباتش را انجام بدهد نماز و روزه بوده باید قضا بکند کفاره داشته باید قضا بکند توانست میتواند واقعاً انجام بدهد انجام بدهد نمیتواند استغفار بکند و از خدا عذرخواهی بکند.@ یک موقع هست نه از نوع حرام بوده یعنی فعلهای حرام انجام بوده در فعلهای حرام هم انسان ترک میکند و باید به نفس خودش ریاضت بدهد و نفس خودش را نسبت به لذتهایی که برده تنبیه بکند این یعنی درمان کردن یعنی از بین بردن آثار جهنم در نفس.@ چون گفتیم نفس هم مثل بدن ساختار ریاضی دارد وقتی شما میگویید الان اثر بیماری سرطان در من نیست یا مثلاً اثر مسمومیت در من نیست یعنی تمام سلولها پاک شدند صرف اینکه من میخواهم درمان بکنم کافی نیست باید این سلولها پاکسازی بشود تا شخص بگوید این بدن الان سالم است.@ معتاد را میخواهند جدا بکنند میگویند اول سمزدایی بکنند تازه بعدش باید آن علاقهها هم جدا بشود واقعاً باید نفس به سمت گناه علاقه نشان ندهد یعنی تنفر از گناه پیدا بکند از معصیت به نفرت برسد حالت نفرت از گناه برای مؤمن بسیار مبارک هست.@ وقتی این حالت میاید مثل حالتی است که بدن با یک ماده سنخیت ندارد و آن ماده را قبول ندارد اگر هم میخورد پس میزند لذا اینکه راحت فرشتهها نمیتوانند برای یک مؤمن گناه بنویسند برای یک آدم فاسق راحت گناه را مینویسند ثبت میکنند.@ اما برای یک آدم مؤمن نمیتوانند گناه را راحت بنویسند چون مؤمن تنفر دارد گناه جذب روحش نمیشود وقتی انجام میدهد با تنفر هست با لذت با حرص با شهوت با لجبازی با خدا انجام نمیدهد با تنفر این حالت اگر هم انجام بدهد آلودگی هم داشته باشد واقعاً با تنفر هست.@ پس توبه خیلی مهم است در حقالله مسیرش همین است که عرض کردم اینها معنای آماده شدن برای موت هست و آماده شدن برای ماه مبارک رمضان هست نحوه ورود به ضیافت الهی یعنی این یعنی آن چیزهایی که مانع رشد میشود را از وجود خودمان کم بکنیم.@ اگر حقالناس هم باشد حقالناس یک موقع مادی است و یک موقع معنوی است و اگر مادی هم باشد یا فردی است یا اجتماعی است یک موقع هست انسان مال کسی دستش هست تجاوز به مال کسی کرده حالا نمیدانسته یا میدانسته چون حقالناس جزء احکام وضعی است احکام تکلیفی نیست.@ در احکام تکلیفی انسان تا مکلف نباشد حرامی انجام نداده ولی در احکام وضعی چه مکلف باشد چه نباشد اگر انجام داده باشد به گردنش هست.@ مثلاً من بچه بودم از کنار مغازهای رد شدم شیطانی کردم یک مشت تخمه برداشتم خوردم زنگ مردم را زدم فرار کردم رفتم خط انداختم به ماشین مردم، شیطانی کردم مال مردم بوده برداشتم این احکام وضعی است یعنی گردن انسان هست ولو بچه بوده ضمانت دارد.@ بنابراین انسان یک موقعی احتمال میدهد در زندگیش یک همچین چیزهایی داشته باشد باید اگر میتواند جبران بکند یعنی اشخاص را میشناسد حلالیت بخواهد اگر نمیخواهد حلالیت بخواهد یعنی رویش نمیشود یا میداند طرف ظرفیت این کار را ندارد استغفار کند رد مظالم بپردازد.@ در حقالناسهای اجتماعی هم همینطور هست یک موقع مثلاً مال یک شرکت و اداره است چند وقت پیش یک آقایی را اخراج کرده بودند آمده بود به من میگفت که من را اخراج کردند شما بیا وساطت کن من را بپذیرند با رئیسش صحبت کردم گفتم این چکار کرده گفت این به عمد به خیلی از اموال ما صدمه زده.@ دوربین هم فیلمش را برداشته نشان میدهد که مثلاً داشتند یکسری مصالح آنجا میاوردند این تمام کاشیهای آنجا را یواش یواش زده شکسته یا مثلاً به برق صدمه زده اصلاً مرض داشته یا با کسی لج داشته آسیب زده به محصولات آن شرکت، یک موقع است انسان اینطوری هست به یک شرکت صدمه میزند.@ یک موقع به یک کشور صدمه میزند مثلاً برق شهر را میاید خراب میکند آب را خراب میکند چیزهایی که مربوط به بیتالمال هست خراب میکند اینها مسئولیتهایش واقعاً خیلی سنگین هست کیوسک تلفن هست اتوبوس هست.@ مثلاً مثل اینهایی که میروند مسابقات فوتبال اتوبوس را متوجه نمیشوند که به دهها میلیون نفر بدهکار میشوند با این کارشان این خیلی خطرناک است آدم باید حتماً اینها را جبران بکند خدا هم دخالت نمیکند چون اینها حق مردم هست خدا میگوید به من ربطی ندارد حداقل در برزخ خدا اصلاً دخالت ندارد مگر قیامت که آن یک بحث دیگر است.@ لذا این خیلی مهم است در حقالناس انسان دقت بکند که گرفتاری برای خودش درست نکند در حقالناسهای معنوی هم همینطور هست یک موقع هست با شخصیت یک نفر با آبروی یک نفر با روح یک نفر انسان صدمه میزند.@ یک موقع هست که با آبروی جمع بازی میکند اینها هم خیلی خطرناک است از روشهای درمانیش هم دعای روز دوشنبه خیلی مؤثر هست که در برنامههایتان نوشتم دعای روز دوشنبه بسیار مؤثر هست برای درمان حقالناس که خوانده بشود.@ اینها را هم اگر انسان میشناسد باید حتماً عذرخواهی بکند جلب رضایت بکند اگر هم نمیتواند جلب رضایت بکند هم استغفار بکند برای طرف مقابل مثلاً الان غیبت کرده الان هم نمیتواند برود عذرخواهی بکند چون ممکن است طرف از او راضی نشود.@ اما برایش میتواند دعا بکند صدقه بدهد میتواند برایش سرمایهگذاری کند یعنی برایش یک پاداشهای آخرتی برای طرف مقابل بگذارد شما رفتی حرم امام رضا(ع) میتوانی یک مبلغی را در حرم بریزی بگویی من این را از طرف کسانی میریزم که به آنها ظلم کردم که این هم کار کمی نیست.@ چون تا قیامت هر چه عبادت در این حرم هست یک سهمش برای او میشود به هر حال روز قیامت خدا میگوید ببین این در حق تو ظلم کرده ولی این کارها را هم کرده کدامش را میخواهی شما در واقع طرف را غافلگیر کردید میگوید بله آقا من ظلم کردم در حق تو.@ ولی کار خیر هم برایت کردم میخواهی این عبادات و نیکیهای را بردار با طرف چکار میتواند بکند مگر اینکه از نیکیهایش بردارد یا عذابش را به این بدهد همین که نیت بکنید کافی است یعنی بگویید من برای طرف مقابلم مثلاً قرآن میخوانم برایش صلوات میفرستم برایش استغفار میکنم برایش یک سرمایهگذاری خوب معنوی میکنم.@ فرض کنید در ساخت فلان مسجد یک سهمی هم برای او در نظر میگیریم هدیهاش میکنم به او در حرم امام رضا در حرم فلان امامزاده این کار را میکنم اینها خیلی ارزش دارد و یکی از راههای نجات از حقالناس هست چون اصلاً به هیچ وجه شوخیبردار نیست و انسان گرفتار میشود.@ انسان از همان لحظه دم مرگ گرفتار حقالناس هست یعنی همان لحظه سکرات موت از همان لحظه گرفتار هست تا وقتی که جان میدهد بعد از جان دادنش هم به بعد گرفتار حقالناس هست حق حیوانات ممکن است ما به حیواناتی ظلم کرده باشیم حیوانات قیامت یقهگیری سختی دارند.@ ما الان شبهای احیا این عزیزانی که صلوات میفرستند یکی از صلواتهایی که میفرستند میگوید برای کسانی که به آنها ظلم کردیم از اول تا آخر و حتی حیوانات که به آنها ظلم کردیم گیاهانی که به آنها ظلم کردیم اینها را باید انسان دلشان را به دست بیاورد.@ یکی از چیزهایی که به اینها میرسد صلوات هست صلوات حتی به حیوانات میرسد انسان صلوات بفرستد و یک کاری بکند که این جبران بشود و الا انسان به حیوانات ظلم کرده حیوانات را اذیت کرده اینها همه عقاب و گرفتاری دارد.@ پس این در واقع یک نحوه آماده شدن برای معاد هست(وَ الاِستِعدادَ لِلمَوت قَبلَ حُلولِ الفَوت) ما برای مردن آماده بشویم اینها گردن ما نباشد گناهان استغفار کرده باشیم حقالله مشخص باشد حقالناس مشخص باشد فردی مشخص باشد.@ اینکه در روایت داریم از ما نیست کسی که هفتهای یکبار به حساب خودش نرسد انسان باید بنشیند یک شب روی کاغذ بیاورد که من لااقل به چه کسانی ظلم کردم در حق چه کسانی ظلم کردم چه گناهانی کردم بنویسد و بعد محاسبه بکند و بعد در مسیر درمانش بیفتد که به یک نحوی اینها را درمان بکند و اصلاح بکند گناهان خودش را سبک بکند و خودش را آماده بکند.@ مسئله بعد(اِستِعدادِ لِلمَوت) که حالا این سه تا عملی که در ماه شعبان خیلی مهم هست همه از کفارات قدرتمند هست حتی گناهان کبیره را میتواند از بین ببرد همین استغفار صلوات و صدقه هست که خیلی اهمیت دارد که به آن اهمیت بدهیم در ماه شعبان.@ مسئله بعد انجام عبادات هست انجام دعاها و ادعیه و عبادات هست یادتان هست که در ماه رجب عبادتهایی داشتیم که معادل 900 سال عبادت بود برای ما، اینها شوخی نیست کم نیست ما در مقیاس آخررت و ابدیت قرار داریم و هر چقدر تلاش بکنیم در برزخ اینها مصرف دارد.@ ما چه میدانیم تا قیامت چقدر راه دایم قیامت نمیدانیم چه موقع هست دهها هزار سال میاید میگذرد دهها هزار سال ما در برزخ هستیم اگر کسی با خودش آذوقه و توشه نداشته باشد خیلی گرفتاری دارد بنابراین انسان باید دائماً و حریصانه تلاش بکند آخرتسازی بکند دائماً تلاش بکند کار خیر انجام بدهد.@ تازه ما خیلی وقتها کار خیر هم که انجام میدهیم معلوم نیست نگه داریم گاهی وقتها منت میگذاریم گاهی وقتها ریاکاری میکنیم گاهی وقتها یک کاری میکنیم هر چه کار کردیم از بین میرود آدمهایی هستند زحمت میکشند خانم خانهدار است در منزل زحمت میکشد.@ کوچکترین کار یک خانم خانهدار عبادتهای سنگینی که انجام میشود ولی شب یک دفعه با یک نق با یک غر با یک حرف بیخود با یک نیش همه را خراب میکند تمام زحمات خودش را هدر میدهد خراب میکند یا مرد هست از صبح میرود بیرون کار میکند ثواب جهاد در راه خدا دارد کارهایش عرق ریختنش شب میاید با یک نق با یک غر با یک بداخلاقی همه را ضایع میکند از بین میبرد.@ معلوم نیست ما آن کارهایی را که میکنیم را واقعاً بتوانیم نگه داریم یا نتوانیم نگه داریم ولی به هر حال باید تلاش بکنیم که هر چه هست بتوانیم ذخیرهسازی بکنیم و ان شاءالله خدا کمک بکند ما کار خیر و خالص انجام بدهیم و یادمان برود.@ این خیلی مهم است که ما کار خیر کار خوب و خالص انجام بدهیم و خدا همه را از یاد ما ببرد که اصلاً چیزی از آن در ذهن ما از این کارهای خیر نباشد و یک نحوه کارهایی را انجام بدهیم که از دسترس ضایع کردن خودمان هم دور بشود ان شاءالله خودمان هم دستمان به آن نرسد که بخواهیم خودمان هم ضایعش بکنیم.@ این(اِستِعدادِ لِلمَوت) هست پس(اِستِعدادِ لِلمَوت) یک بخشش این هست که ما جهنم را خاموش بکنیم آن چیزهایی که میدانیم شکل و باطن و ریخت ما را خراب میکند حیوانی میکند این را باید درستش بکنیم نگذاریم جنبههای جمادی نباتی و حیوانی یا جنبههای خیالی و وهمی غلبه بکند به زندگی ما، باید زندگی ما جنبه عقلانی و جنبه فوق عقلانی داشته باشد.@ باید زندگی ما با عقلانیت با معنویت با الهیت با اینطور چیزها بگذرد تا آن آثار حیوانیت در وجود ما از بین برود علامتهای زیادی را در این درس برایتان توضیح دادم آینههای زیادی را که انسان در این آینهها واقعاً میتواند خودش را ببیند و بعد بفهمد که چکار کرده با خودش، بفهمد که الان در چه وضعیتی هست.@ یکی از همان آینهها آیه 24 سوره توبه بود که انسان باید به محبتها و محبوبهایش همیشه نگاه بکند ببیند در دلش جزء ده تا معشوق اول دلش چه کسانی هست قرآن میخواهد بفهماند که ما جهنمی یا بهشتی هستیم.@ میگوید اگر در اوج چیزهایی که در دل شما هست سه تا چیز قرار داشته باشد شما انسان هستید و روبه بهشت هستید خدا اهل بیت و جهاد در راه خدا اگر این سه تا جزء معشوقهای اصلی شماست شخصیت شما بهشتی است و شما روبه خدا دارید میروید.@ ولی اگر این لذتها برای شما وجود ندارد و لذتهای نفس شما لذتهای زندگی شما شما نماز هم میخوانی روزه هم میگیری حج هم میروی کربلا هم میروی ولی لذات اصلی زندگی شما غیر از این چیزها هست.@ مثلاً شوهرت هست زنت هست فرزندت هست نامزدت هست اتوموبیلت هست خانهات هست مسافرت است خارج از کشور رفتن است لباس است این چیزها خیلی ذوقزدهات میکند و شنگولت میکند میفرماید که شما فاسق هستی چون لذت نهایی و کمال مطلق را به کمال محدود فروختی.@ کمالات محدود برایت لذتبخش است از دست دادنش برایت غصه زیاد میاورد اما کمال مطلق برایت لذتبخش نیست از دست دادنش هم اصلاً برایت غصه نمیاورد. مثلاً یک موقع هست یک کسی عصبانی میشود برای این عصبانیتش خیلی غصه میخورد که من چرا عصبانی شدم چرا اینجا حسادت کردم چرا با زبانم یک نفر را آزردم چرا یک نفر را تحقیر کردم این غصه میخورد.@ ولی یک کسی میبینی مثلاً طلایش را میدزدند این میبین ده شبانه روز گریه دارد این معلوم هست که طلا برایش از جهنم رفتن مهمتر هست پس انسان وقتی میگوییم به سمت آخرت برود باید واقعگرا باشد.@ نوع ارزیابیهایش قیمتگذاریهایش انتخاب ارتباط رفتار و چینشهای فکریش که در بحث فکر همینجا مفصل گفتیم درست اینها را بچیند میزان غصه خوردن نسبت به هر چیز به اندازه قیمتش باشد میزان شاد شدن از هر چیزی به اندازه قیمت خودش باشد و نگذارد این وسط شیطان حمله راست چپ جلو و عقب را انجام بدهد و او را آلوده بکند.@ فرمایش بعدی از جلد 6 صفحه 86 میفرماید(ما اَخسَرَ مَن لَیسَ لَهُ فِی الآخِرَۀِ نَصیبا) چقدر خسران دارد کسی که در آخرت بهره نداشته باشد نصیب نداشته باشد این خیلی خطرناک هست خیلی خسران کرده نصیب داشتن یعنی سهام داشتن، بهره داشتن این را نصیب میگویند.@ انسان باید ببیند از زندگیش چه چیزهایی را به آخرت میدهد که برایش بماند این خیلی مهم است مثلاً شما یک موقع سردرد میگیرید چشم درد میگیرید خانمی دارد زحمت میکشد در جهاد شوهرداری خودش پای اجاق گاز دستش میسوزد روغنی میریزد دستش را میبرد.@ یا یک خبر بدی به او میرسد حادثهای برای انسان اتفاق میافتد وقتی افتاد انسانها در اینجا دو تا کار میتوانند بکنند زیرکی داشته باشد عقلانیت داشته باشد یک موقع هست حماقت بکند عقلانیت این هست که اگر یک چیزی را برایت اتفاق افتاد حواست باشد حضرت میگوید ببین برایت اتفاق افتاده یعنی نمیتوانی عوضش بکنی برگردانی.@ حالا که اتفاق افتاده زندهاش کن میگوید آخرت بفرست، چطور آخرت بفرستم؟ میگوید با غصه نخوردن بگو باشد دادیم رفت مریضی بود درد بود دادیم رفت، بخصوص در روایت داریم اگر انسان بتواند یک کاری بکند دردش را تحمل بکند و کسی نفهمد این خیلی بهتر است اگر بشود خیلی وقتها نمیشود ولی درد آمده اصلاً به کسی هم نگوید نق نزند غر نزند بفرستد برود بلایی آمده.@ (الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) پدر انسان میمیرد همسر انسان میمیرد فرزند انسان میمیرد تصادفی اتفاق میافتد انسان شیون نکند روی دست و پایش نزند مو نکَند در روایت داریم وقتی روی پایتان میزنید ثوابتان هم از بین میرود این خطرناک است.@ یک موقع هست انسان بیهوده مینشیند جزع فزع میکند این جزع فزع چند تا کار میکند یکی اینکه ثواب آخرتی را از بین میبرد یکی اینکه دنیا را هم تلختر میکند حالت را خراب میکند وقتی حالت را خراب کرد آیندهات را هم خراب کرده.@ یک کسی به شما فحش داد شما میتوانی این کار را انجام بدهی میتوانی بایستی درگیر بشوی جهنم درست بکنی، میتوانی این فحشی که به تو داده شده را برای آخرتت ذخیره بکنی بفرستی برود ده تا فحش خوردی مادرشوهر حرف مفت به تو زده پدرشوهر حرف مفت زده پدرزن مادرزن جاری باجناق همسر حرف تندی زده بفرست برود.@ در روایت داریم نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بیخیالی است یک کسی نمیتواند بیخیال باشد وقتی نمیتوانی بیخیال باشی یعنی جهنم درست میکنی وقتی نمیتوانی رد بشوی یعنی جهنم درست میکنی وقتی برایت مسئله است میاستی درگیری درست میکنی جهنم میشود.@ پس افراد دو جور هستند بعضیها عاقل هستند زیرک هستند شنیدید میگویند روغن ریخته را نذر حضرت عباس کرده خدا میگوید حالا که روغن ریخت نذر خدا بکن حالا که این فحش را داد تمام شد فحش را خوردی حرف بد را که شنیدی فلانی مُرد رفت بگو(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) بعد این میشود یک ذخیره بزرگ برای آخرتت.@ سرماخوردگی سردرد است پولت را زدند کوتاهی نکردی یک کسی تو را ترساند یک غم بدون علت داری مواظب باش این غم را برای خدا بفرست هر چه اتفاق بد میافتد بدها را هدیه کنید بدهید دست خدا بگو خدایا نگهدار اینها در مملکت تو به من رسیده خدایا من از تو طلبکار هستم.@ با تسلیم رضا و شکر باید طلبکار باشی که به تو برگردد اما نق و غر و اعتراض باعث میشود همه آخرت از بین برود آدم باید هوشیار باشد این که برای من اتفاق افتاده بگو(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) الحمد لله رب العالمین الحمد علی کل حال هم خدا از تو خشنود میشود هم درجات آخرتی پیدا میکنی هم به ثوابش خواهی رسید عزت پیدا میکنی این خیلی مهم هست.@ بتواند انسان از این امتحانات الهی خوب بیرون بیاید سربلند بیرون بیاید با ابدیت درگیر نشود با معشوق اصلی با معشوق کل درگیر نشود علامت حماقت هم همین است چون خدا معشوق کل و معشوق اصلی است یعنی کمال مطلق است شما وقتی برای یک کمال کوچک با خدا درگیر میشوی یعنی در واقع داری حماقت میکنی.@ مثل اینکه شما داری در کوچه رد میشوی بعد یک سکه پنجاه تومانی از شما در لجن افتاده حالا باید آنجا بایستی چادرت را در بیاوری آستینت را بالا بزنی یا آقایی لباسهایش را در بیاورد آستینش را بالا بزند برود در لجن بگردد پنجاه تومان پول را پیدا بکند، چقدر هزینه باید بکند تا این پنجاه تومان را پیدا بکند؟.@ بعد باید بیاید حمام برود بیشتر از پنجاه تومان آب مصرف بکند چقدر گرفتاری دارد تا پنجاه تومان را نجات بدهد این احمقی است یک کسی با خدا درگیر بشود با کمال مطلق درگیر بشود با آخرت خودش همه را ضایع بکند برای دنیا.@ امام حسین تمام قشنگی کارش این هست که وقتی علیاکبر را از او میگیرند میگوید که خدایا از تو عزیزتر نیست علیاصغر را میگیرند میگوید از تو عزیزتر نیست اباالفضل را میگیرند از تو عزیزتر نیست میگوید من عزیزتر از تو ندارم.@ دعاهای امام حسین را نگاه کنید در روز عاشورا(اَللّهُمَّ اَنتَ المُتَعالِ المَکان عَظیمُ الجَبَروت) مدام با خدا حرف میزند(الهی رِضاً بِرِضاک) تمامش با خدا حرف میزند یعنی هر اتفاقی بیفتد میگوید این عزیزتر از خدا برای من نیست.@ بنابراین من حاضر نیستم به خاطر یک کسی هر چقدر عزیز باشد پدر مادر همسر فرزند حاضر نیستم اصلاً با خدا روبرو بشوم و به خاطر یک آدم خدا را از دست بدهم امام حسین در روز عاشورا این را به ما یاد میدهد متقابلاً زینب کبری(س) همینطور هست این را به ما یاد میدهد.@ از او میپرسند خدا را چگونه دیدی با تو چکار کرد؟ فرمود(و ما رأیت الا جمیلا) جز زیبایی هیچی نبود یعنی اینک بچههایش جلوی چشمش تکهتکه شدند خیلی سخت است یک مادر ببیند بچههایش را دارند میکشند برادرزادههایش را برادرانش را بعد خودش را اسیر بگیرند با کتک نه یکبار دو بار سنگ بزنند ولی بگوید تمامش زیبا بود این همه من سنگ خوردم ولی تمامش زیبا بود اصلاً با خدا درگیر نیست.@ او برای خدا وسط آمده، آمده جهاد کرده جهاد برایش تفریح است حالا شما راحتتر میتوانید بفهمید وقتی میگویند جهاد تفریح امت من است شما اطراف خودتان در خانواده خودتان پر از رزمنده بوده حتماً داشتید همسایه دوست فامیل برادر همسر پدر ببینید اینها چطوری بودند چطوری زندگی کردند.@ اینها تکلیفی نرفتند بجنگند تکلیفی یعنی من سختم هست نماز است حجاب است روزه است سختم هست ولی حالا با نق و غر رعایتش میکنم از خدا دلخور هستم حرف خدا برایم توجیه نمیشود در سرم نمیرود ولی برای اینکه جهنم نروم خدا گفته من باید این را رعایتش کنم.@ یک موقع هست انسان تا به عشق نرسد اصلاً اینطوری نیست شما تا عاشق حجاب نشوی آدم نیستی ولو حجاب را تا آخر هم رعایت بکنی تا عاشق نماز نشدی آدم نیستی چون با خدا مشکل داری وقتی نماز هم داری میخوانی داری غر میزنی تا از روزه لذت نبری انسان نمیشوی.@ وقتی سر روزه به خدا غر میزنی یعنی خدایا تو نمیفهمی داری با من چکار میکنی تو داری ظلم میکنی تو داری قلدری میکنی خدایا تو اصلاً کارت بیمنطق است ولی یک موقع هست نه انسان خدا را دوست دارد کارهایی که برایش میکند زحماتی هم که برایش میکشد دوست دارد.@ میبینی یک زن 60 سال پای شوهرش همه جوانیش را با چه سختیها یک غر نمیزند یک نق نمیزند میگوید شوهرم هست دوستش دارم ولی وقتی نوبت خدا میرسد میبینی اینطوری نیست به خدا هزار و یک جور گیر میدهد غر میزند و نق میزند این فایده ندارد.@ جهاد، مبارزه، تلاش برای برقراری دین خدا برای تبلیغ دین خدا برای رفع موانع ظهور آقا امام زمان وقتی با اکراه با زور با فشار باشد اصلاً عاشقانه نیست خوب نیست.@ ولی وقتی که انسان در میل میافتد با میل همانطور که برای نامزدش برای شوهرش عاشقانه دست میکند در جیبش خرج میکند برای امام زمانش عاشقانه خرج میکند نه با زور و چرتکه انداختن عاشقانه خرج میکند این تازه بخش انسانیش فعال شده یعنی معشوق را شناخته حالا میخواهد پای معشوقش هر چه دارد مثل خانم زینب کبری هر چه دارد فدای معشوقش بکند و از خدایش هست که خدا از او بپذیرد.@ دوست دارد لذت میبرد از عبادت از عبودیت لذت میبرد از اینکه بندگی خدا را بکند چون میفهمد قبول دارد اعتراف دارد عزیزتر از خدا کسی برایش نیست هیچ کس نمیماند غیر از خدا برای ما، مثل سیدالشهدا.@ لذا تعجب نکنیم چرا سیدالشهدا هر چه بلا بیشتر میشود و هر چه هدیه بیشتر میدهد هر چه قربانی بیشتر میدهد انبساط و شادیش روز عاشورا بیشتر میشود چون میگوید من به وظیفهام بیشتر عمل کردم به خدا هدیه کردم و این هدیههایی هم نیست که خدا به ما پس ندهد.@ شما هر کس را در راه خدا بدهی خدا به تو او را برمیگرداند در بهترین شرائط به تو برمیگرداند در بهشت و آخرت، هر مالی را بدهی هم در دنیا تا هفتصد برابر به تو برمیگرداند و هم در آخرت به تو میدهد پس در واقع ما چیزی نمیدهیم که به ما برنگردد تازه همه چیز.@ لذا در عبودیت وقتی شخص میرود پیش امام صادق(ع) که درس یاد بگیرد حضرت میفرماید اولین شرط عبودیت این هست که مال خودت را مال خودت ندانی مال خودت را مال خدا بدانی.@ بعد میفرماید برای اینکه وقتی مال خودت را مال خودت دانستی وقتی میخواهی در راه خدا بدهی یا منت میگذاری یا عُجب تو را میگیرد شیطان خرابت میکند یا بیاخلاصی میکنی یا نق و غر داری.@ اما وقتی که دیدی مال خودت مال خداست خدا میتوانست تو را گدا بکند میتوانست تو را محتاج بکند میتوانست تو را یک کاری بکند که بروی در خیابان التماس بکند شکمت را یک کسی سیر بکند آدم امتحان میشود امتحانات سختی هم باید انسان در راه خدا بدهد.@ اگر مال خدا دانستی دیگر دادنش برایت سخت نیست منت هم سر خدا نمیگذاری میگویی مال خودت هست دست من دادی خدا میتوانست من را گدا بکند پول که مال خودت هست هر چقدر دین تو نیاز دارد من مصرف میکنم نه ریا دارد نه بیاخلاصی دارد نه نق و غر دارد نه فاسد شدن دارد برای انسان هم میماند چون با عشق دارد میپردازد.@ وقتی به عشق رسید همه چیز پاک میشود و ثابت میماند شیطان دیگر دسترسی به عشق ندارد شیطان آنجا دسترسی دارد که تو نق و غر داری شک داری شرط میگذاری آنجا شیطان دسترسی دارد و میتواند نابودش بکند.@ من در این سفری که به بوسنی داشتم بعد از اینکه ما برگشتیم یک گروهی حدوداً بیست و چند نفر حدود شش تا خانم فرستادند بیست تا هم آقا بعد از ما آمدند برای این دورههای عقیدتی که باید به اینها داده میشد چهل روزی اینجا بودند.@ ما یک دوره سه روزه با اینها داشتیم در این جلسه یک خانمی بود واقعاً آدم فکر میکند اینها کجا هستند ما کجا هستیم من واقعاً وقتی به اینها نگاه میکردم اینقدر احساس کوچکی و حقارت میکردم که نگو و این احساس کوچکی و حقارت هنوز بعد از برخورد با این خانمها با من هست.@ الان چند وقت هست که ذهن من درگیر هست که من چقدر کوچک هستم چقدر ریز هستم در مقابل اینها در آن فضا یکی از این خانمها یکی از خوانندههای مهم آمریکا و اروپا بود شوهرش کارگردان سیما در اوج شهرت محبوبیت و ثروت بعد به هر حال یک پاکیهایی بعضیها در درونشان دارند.@ یک طوری به هر حال این یک تکانی خورده بود با امام آشنا شده بود بعد توبه میکند به محض اینکه توبه میکند که دیگر حاضر نیست بخواند حاضر نیست پشت دوربین برود شوهرش طلاقش میدهد پس ببینید امتحان اول شوهرش از دست میدهد ثروتش را از دست میدهد این دوست روحانی که با اینها بودند میگفت این الان در فقر دارد زندگی میکند.@ حجابش را کامل نگه داشت میگفت همیشه هم به او پیشنهاد میدهند یعنی هر دفعه تلویزیون آنجا سراغش میاید شبکههای مختلف از داخل و خارج به او میگویند بیا بخوان پول زیادی میدهیم من برایم این مسئله خیلی مهم بود که این خانم الان در چه وضعیتی دارد سیر میکند.@ یعنی از این جهت همه دنیا را برای خدا کنار گذاشته از این طرف در فقر افتاده خدا به او نگفته حالا که به خاطر من رفتی کنار من الان دنیایت را آباد میکنم بعضیها توقع اینطوری دارند وقتی با معشوقشان کار میکنند به معشوقشان میگویند اگر من برای تو فداکاری کردم تو هم باید برای من سنگ تمام بگذاری اینطوری نیست.@ پیغمبر خدا سه سال شعب ابیطالب دارند یعنی سه سال تمام باید محاصره باشند ده نفر یک خرما بخورند اینطور نیست که اگر پیغمبر خیلی عزیز است خدا بگوید حالا از آسمان برایت همینطور غذا میریزم، نه باید امتحان را بدهند.@ یک دختر خانمی بود شاید حدود 20 سالش بود شب آمد پیش من گفت میخواهم با شما صحبت کنم گفت من آنجا که بودم چون فضای آنجا مثل زمان شاه خودمان هست زمان شاه مثلاً خانمها چطوری بودند وضع حجابشان وضع زندگیها چطوری بوده آنجا الان اینطوری هست.@ مسلمانی هست کشور اسلامی هست ولی به همان شیوه زمان شاه خودمان در آنها آدمهای مؤمن خیلی به ندرت هستند شیعه که خیلی کم دارد وهابیها آنجا ریختند بیشترشان را وهابی کردند مساجد را همه را گرفتند عربستان و ترکیه پول ریختند مردم را دارند آنطوری بار میاورند.@ ما هم توان نداریم که بجنبیم کار بکنیم باید تلاش بیشتری بکنیم بتوانیم همه جا ان شاءالله شیعه را بسط بدهیم و آن مقدار قلیلی که شیعه هستند در غربت و تنهایی و مظلومیت و فشار هستند میگفت من تا تصمیم گرفتم با حجاب بشوم در فضای آنجا میگفت من تا تصمیم گرفتم خانوادهام از خانه بیرونم کردند.@ شما فکر کنید یک دختر 20 ساله را از خانه بیرون کنند کجا باید برود چکار باید بکند بعد ماجرا داشت، به او گفتم پس خیلی سختی کشیدی به خاطر اینکه حجاب را قبول کردی؟ گفت نه من اینقدر لذت بردم از آن حالت ناپاکی و آلودگی آمدم در این حالت پاکی اصلاً یک لحظه من ناراحتی احساس نکردم در این مدت.@ یعنی اخراج خانوادهام به خاطر این کار لذت و معنویت آن کار اینقدر برای من زیاد بود من هرگز احساس بدی به من دست نداد که ای خدا مثلاً من آمدم به خاطر دین تو و به خاطر تو یک همچین چیزی را رعایت بکنم و حالا چرا باید اینقدر سختی بکشم نه اصلاً میگفت من احساس بدی به من دست نداد.@ طبیعی بود پاکی معنویتی که خدا نصیب من کرد به خاطر حجاب آنقدر زیاد بود که این مشکلات اصلاً برای من، من واقعاً احساس کوچکی کردم در مقابل این یعنی من به خودم یک دفعه گفتم اگر تو بودی حاضر بودی اینقدر از دنیایت بگذری.@ و اگر گذشته بودی و میافتادی در گرسنگی و فقر از دینت دست برنمیداشتی و اگر در فقر بودی هر روز پیشنهادهای حرام به تو میدادند میتوانستی مقاومت بکنی یا نه امتحانات سختی هست فقط هم امتحان را با یک چیز آدم میتواند طی بکند.@ فقط و فقط مثل رزمندگان دفاع مقدس امتحان را به جای اینکه انسان بیندازد مثل امام حسین مثل حضرت زینب به جای اینکه بیندازد در مسیر ناراحتی تا بخواهد تحملش بکند عاشق بشود وقتی عاشق شدی دیگر آن چیز را با نق و غر انجام نمیدهی بلکه برایت کاملاً لذتبخش میشود.@ یعنی کتک خوردنش جهادش دست دادنش پا دادنش شهادتش همه لذتبخش است نق و غر ندارد من دارم خدایا به تو نزدیک میشوم من دارم طبیعت و حیوانیت خودم را محدود میکنم تا انسانیتم آزاد بشود من اجازه ندادم بخش طبیعیم بخش جنسیم بخش حیوانیم بخش بدنیم بیاید سایه بیندازد روی بخش انسانیم مثل یک غده سرطانی نگذارد بخش انسانیم رشد بکند.@ تجملگرایی خودنمایی اینها نگذاشته من از تو دور بشوم این خیلی مهم است این خیلی خوب هست پس این مرحله مرحلهای که انسان اگر واقعاً بخواهد آماده بشود برای آخرت باید عاشق باشد و عشق زوری نیست.@ عشق با معرفت به دست میاید هر چقدر انسان معرفت خودش را بیشتر میکند محبتش و عشقش بیشتر میشود و اینجا هست که یک رابطه تضمین شده مثل یک جنینی هست که حرکتش به سمت تولد حرکت بسیار قدرتمند و خوبی هست که باید به آن برسد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@