اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره گشادگی قلب بود معنای وسعت قلب که همان وسعت شخصیت و بزرگی شخصیت هست را در کلام نبی اکرم توضیح دادیم که حضرت شاخصههایی را برای وسعت نفس ذکر کردند فرمود درباره وسعت نفس علامت وسعت نفس آن نوری که قلب انسان به واسطه آن سعه پیدا میکند(اَلتَجافی عَن دارِ الغُرور وَ الاِنابَۀَ اِلی دارِ الخُلُود وَ الاِستِعدادَ لِلمَوت قَبلَ حَلولِ الفَوت).@ یکی جا خالی کردن فاصله گرفتن از خانه فریب است فاصله گرفتن از خانه فریب یعنی تنظیم روابط با دنیاست به گونهای که انسان فریبش را نخورد گولش را نخورد دنیا یک ماهیتی دارد که هم دنیای بلاغ هست و هم دنیای در روایت داریم دنیا دو دنیا است یک دنیایی هست که دنیای بلاغ هست یعنی انسان با آن میرسد آدم را میرساند سالم به آخرت.@ مثل یک رحم رحم خوب که بچه خوبی را تربیت میکند موفق و سالم آن را به دنیا تحویل میدهد یک دنیا هم هست که انسان با اختیار خودش در رحم مادر این مادر و پدر هستند که شرائط رحم را به گونهای قرار میدهند که بچه سالم متولد بشود.@ اما در حرکت از رحم دوممان که دنیاست به ابدیت این شخص هست که باید رابطهاش را با رحم دوم که دنیاست به گونهای تنظیم بکند که سالم به آخرت متولد بشود یعنی باید دیدنیها شنیدنیها خوردنیها لمس کردنیها بوییدنیها عشقها دوست داشتنها.@ و در کل بگوییم همان چهار عاملی که همیشه داشتیم انتخابها ارتباطات رفتار و افکار را یک طوری تنظیم بکند که فریب نخورد کلاه سرش نرود و بتواند سالم از نظام دنیا به نظام ابدی متولد بشود این(اَلتَجافی عَن دارِ الغُرور) یعنی انسان وقتی میخواهد دست به انتخاب بزند یا به ارتباطی اقدام بکند یا رفتاری را بکند یا یک فکری را بپذیرد شخص با احتیاط این کار را انجام میدهد.@ یعنی خیلی مراقب هست که ارتباطش در آن باخت نباشد اگر میخواهد یک رشته تحصیلی انتخاب بکند با آدمی که تجافی دارد میگوید من باید حتماً دقت کنم در این رشته از پسش بر میایم یا نه جهنمی نشوم بروم در این رشته، بعضیها میگویند میخواهیم برویم در این رشته نان در آن هست پول در آن هست آب در آن هست میروند بعد میبینی قیمتی که میپردازند خیلی است.@ تمام دلشان شخصیتشان حیثیت انسانیشان را میفروشند ولی در آن رشته هم موفق هستند واقعاً راست میگویند موفق هستند و نان و آب زیادی برایشان دارد اما این باخته است این از حیثیت ابدی گدا است از نظر نظام شخصیتی روحانی از آن نظری که باید در تولدش به آخرت با خودش ببرد از نظر میزان سلامت قلب یک آدم بدبخت گدایی هست که ثروت دنیایی زیادی به هم زده.@ اما وقتی میبریمش در نظام آخرت میبینی نسبت به نظام آخرتی هیچ چیزی ندارد پس سرش کلاه رفته سرش را کلاه گذاشتند مثل یک بچهای که وقتی الماس را از او میگیری یک شکلات میگیری یک چیزی دستش آمده او هم راضی است او هم میگوید مثلاً این یک شکلات را به من دادند گرفته این یک شکلات را، یک چیزی گیرش آمده.@ ولی بعداً که بزرگ میشود میفهمد که الماس چه چیزی بوده میفهمد که سرش کلاه رفته این مشکلی است که اکثر آدمها پیدا میکنند یعنی در ارتباط با دنیا در ارتباطات انتخابات رفتارها و افکارشان معمولاً سرشان کلاه میرود چون تجافی ندارند با شجاعت با یک حالت بیباکانه میزنند در دل ارتباطات.@ راحت هر حرفی را میزنند راحت به هر چیزی مینشینند نگاه میکنند راحت هر چیزی را میخورند راحت هر چیزی را میشنوند و خانه هر کسی میروند با هر کسی ارتباط دارند خیلی راحت خیلی بیمحابا با طبیعت با دنیا ارتباط برقرار میکنند در خیلی این بیمحابا بودنها انسان سرش کلاه میرود.@ اما تجافی یعنی انسان خیلی با مراقبت دست به انتخاب میزند مثل یک مادر هوشیار که برای جنین خودش هر چیزی را انتخاب نمیکند هر غذایی را نمیخورد چون میگوید این باید سالم به دنیا بیاید از خیلی از چیزها پرهیز میکند میگوید چون این باید سالم به دنیا بیاید من با هر شرائطی نمیتوانم باردار بشوم و خیلی چیزهای دیگر را مراعات میکند تا این جنین یک جنین خوبی از کار در بیاید.@ مراقبتهای زیادی میکند چون آگاه است شعور دارد میفهمد که این بچه در هر شرائطی سالم نیست در هر شرائطی غنی به دنیا نمیاید قدرتمند به دنیا نمیاید لذا خیلی دقت دارد ما در رحم دوممان که دنیاست نسبت به آخرت مادر خودمان خودمان هستیم خودمان باید برای خودمان مادری بکنیم خودمان باید برای خودمان پدری بکنیم خودمان باید خودمان را تربیت بکنیم.@ لذا باید روی انتخاباتمان روی ارتباطاتمان روی رفتارهایمان روی افکارمان دائماً یکسره همینطور با احتیاط قدم برداریم آیا این انتخاب موفق است این خوب است اینجا خانه بگیرم با این رفیق بشوم این لباس را بپوشم این چیزها را ببینم این غذا را بخورم این لقمه را بخورم این مهمانی را بروم این مسافرت را بروم قلبم سالم میماند یعنی آسیب نمیبینم.@ آدمی که دچار خودفراموشی شده خود ا بدیش برایش مهم نیست این به این چیزها فکر نمیکند این فقط مهم است برایش شاد باشد خوش باشد خوش بگذراند لذت ببرد برای همین هم به هر ارتباطی به هر انتخابی به هر رفتاری و به هر فکری تن میدهد.@ بنابراین آزاد است وقتی آزاد بود در بسیاری از روابط سرش کلاه میرود یعنی فریب میخورد و گول میخورد(اَلتَجافی عَن دارِ الغُرور) یعنی همین، یعنی انسان با دقت با آمادگی حواسش هست به خوردنیهایش و لقمهاش حلال و حرام بودن لقمهاش طیب بودن لقمهاش زیبا بودن لقمهاش غذایش خیلی اهمیت میدهد.@ به دیدنیها به شنیدنیها به خوردنیها توجه زیادی دارد و در ارتباطات انتخابات همه چیز دقت دارد که در نهایت به نفعش تمام بشود حالا این چه ربطی به وسعت قلب دارد من یک مثال بزنم پیغمبر میفرماید(تَجافی عَن دارِ الغُرور) روح را بزرگ میکند علامت بزرگ بودن روح(تَجافی عَن دارِ الغُرور) است یعنی شخص با بدنه طبیعت با بدنه دنیا به گونهای رابطه برقرار کرده که سلامتش آسیب نمیبیند.@ حالا من مثال بزنم شما میگویید آقا این مثالی که شما میزنید همهاش در آن محدودیت بود هر دیدنی نمیتواند داشته باشد هر خوردنی نمیتواند داشته باشد خوردنیهای خاص دیدنیهای خاص شنیدنیهای خاص رفتارها افکار انتخابها و ارتباطات خاصی باید داشته باشد این که شد محدودیت چه ربطی به بزرگی دارد؟.@ اگر روی مثالی که زدیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر به دنیاست توجه کنید متوجه میشوید که اگر مادر پرهیز میکند برای چه پرهیز میکند؟ مثلاً الان میگویید مادر شما برای چی میخواهید پرهیز بکنید هر چه آمد بخور.@ مثلاً در مقابل اشعه قرار بگیر سیگار بکش قلیان بکش مواد مخدر استفاده بکن دارو بخور هیجان هر چه بود بود فیلم تلویزیون هر چه خواستی ببین هر چه خواستی بشنو هر چه خواستی بخور چه اشکالی دارد این مادر چه میگوید اگر شما به او بگویید همچین کاری بکن هیچ اشکالی ندارد؟@ میگوید به سلامت بچه اثر بد میگذارد سلامت یعنی چی؟ این تعریفی که قبلاً گفتیم استانداری که نظام حیات دنیا دارد سلامت چه موقع بدنی سالمتر است؟ آن که میتواند از دنیا استفاده بیشتری بکند میگوید اگر من آزادانه هر چیزی را جذب بکنم بچهام موقع تولد محدودتر میشود.@ هر چه دوران رحمی آزادتر باشیم بعد از رحم محدودتر میشود میگوید بچهام مریض میشود هر کاری نمیتواند بکند پس برای اینکه بچهام آزاد باشد بتواند از دنیای خوب لذت ببرد استفاده بکند بزرگتر زیباتر در مقیاس خیلی خوب چون ما گفتیم شش تا تولد داریم.@ یکی تولد سالم بود یکی تولد سالم قوی یعنی خیلی بهتر از سالمها میتواند بهرهبرداری بکند این فقط با مراقبتهای بیشتر بچه سالم قوی میشود یعنی هر چه مادر مراقبت بیشتری میکند سلامت قویتر میشود پس در رحم دنیا شما وقتی(تَجافی عَن دارِ الغُرور) داشتی روابطت را با دیدنیهایت شنیدنیهایت لمس کردنیها خوردنیها افکار خیالات.@ هر خیالی را قبول نکردی هر فکری را قبول نکردی هر خیالی هر خوابی را نپذیرفتی فقط آن طیبها و پاکها را انتخاب میکنی این باعث میشود که انسان وقتی متولد میشود به نظام برزخی یا نظام آخرتی قدرتش برای بهرهبرداری بیشتر از نظام آخرتی بیشتر میشود ببینید چقدر ربط دارد با همدیگر وسعت را پیغمبر چطوری معنا میکند.@ ظاهراً در تعریف محدودیت است اما باطناً وسعت و قدرت هست اینکه بعضیها میگویند که چرا اسلام میگوید محدودیت حجاب نماز روزه هر چیزی را نبینید هر چیزی را نشنوید هر چیزی را نخورید با هر کسی رفت و آمد نکنید.@ برای این هست که نفس باید با شرائط خاصی متناسب با بهشت در بیاید نفس اگر با هر چیزی آلوده بشود در طبیعت مناسب با بهشت تربیت نمیشود حالا الان دقت بکنید بهشتی که قرار بود ما در آن برویم چقدر بود قرآن فرمود(عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) بهشت هر یک نفر به اندازه همه آسمانها و زمین است.@ اگر یک کسی بخواهد نفسش را برای بهرهبرداری از یک همچین بهشتی تربیت بکند با هر فکری با هر دیدنی با هر خوردنی با هر انتخاب با هر ارتباط با هر رفتار و با هر چینش فکری نمیتواند به آن بهشت برسد لذا محدود میشود شما فقط و فقط روحی را میتوانی تربیت بکنی که قدرت بهرهبرداری از یک همچین بهشتی را داشته باشد.@ برای اینکه این روح متناسب با شرائط بهشت بار بیاد قدرت بهرهبرداری از آن بهشت را داشته باشد و ضمناً اینجا هم بتواند شاد و آرام باشد چون اگر اینجا شاد و آرام نباشد در آخرت هم شاد و آرام نیست این یک مقیاس بود گفتیم کسی که اینجا عُرضه ندارد خودش را شاد نگه دارد و همهاش وابسته به چیزی خارج از خودش هست برای شادی.@ مثلاً تا موسیقی گوش نکند شاد نمیشود تا خانه کسی نرود شاد نمیشود تا فیلم نگاه نکند شاد نمیشود این یعنی هنوز گدایی بیرون، این یعنی محتاجی بیرون ولی یواش یواش تربیت اسلامی یک کاری میکند انسان نیازش از بیرون از خارج کم میشود خودش تولیدکننده شادی و آرامش میشود یعنی دارایی بدست میاورد دیگر دانایی نیست.@ مثلاً شما الان سواد داری دیگر به بیرون نیاز نداری اصلاً نمیری از بیرون یاد بگیری سواد کلاس سوادآموزی هم نمیروی میگویی خودم دارم پس دارایی است خودش نور میشود برای تو، احتیاج نداری پس شادی هم همینطور هست وقتی تبدیل شد به دارایی درونی شخص رفته رفته نیازش از بیرون کم میشود قطع میشود.@ مگر چیزهایی که همرنگ معشوقش هست یعنی همرنگ خداست به آنها علاقه دارد به آنها وابستگی دارد از آنها لذت میبرد این خیلی خوب است پس ببینید ما میخواهیم تربیت بشویم برای یک گشایش و وسعت آن گشایش و وسعت چقدر است؟@ گفتیم حضرت فرمود گداترین فرد بهشت فقیرترین فرد بهشت یک میلیون خادم دارد یعنی یک بهشت اینقدر بزرگ که میتواند تمام بهشتیان را پذیرایی بکند حالا نگاه کنید اگر ما قرار است برای یک بهشت به آن وسعت تربیت بشویم اینجا دیگر دست به هر انتخابی نمیتوانیم بزنیم فقط انتخابهایی که میتواند نفس را وسعت بدهد نه نفس را محدود بکند.@ هر انتخابی هر ارتباطی هر رفتاری هر فکری هر خیالی که نفس را محدود میکند به زنجیر میکشد باید نفی بشود باید انسان در سیر درمانی خودش یواش یواش از داخل این افکار محدودکننده خیالات محدودکننده ارتباطات محدودکننده کوچککننده تحقیرکننده در بیاید و یواش یواش به قدرت برسد.@ تا چقدر به قدرت برسد؟ به قدری که بتواند از یک بهشتی به اندازه همه آسمان و زمین بهرهبرداری بکند اگر نتواند بهرهبرداری بکند این ضایع است این کوچک است این فشار قبر دارد برای همین آدمهای زودرنج آدمهای حساس بزرگ نیستند اصلاً آدم زودرنج آدم عصبی آدم پرخاشگر آدمی که دیگران را تحقیر میکند این اصلاً بزرگ نیست این کوچک است.@ در روایت داریم یک کسی که بچهاش را دوست دارد این دوست داشتن بچهاش این پاکی نجات از عذاب برایش میاورد غذا خوردن با بچه غذا خوردن با همسر میفرماید(بَرائَتِ مِنَ النّار) میاورد این وسعت است.@ شما نگاه کنید در خیلی از خانوادهها افراد فرصت اینکه همت اینکه روح اینکه بنشینند کنار هم با هم یک چیزی بخورند را ندارند یعنی هر کس یک گوشهای میخواهد برای خودش اینقدر افراد مشغول فشار قبر هستند درگیر خودشان و نفس خودشان هستند نمیتواند بیاید سر سفره با همه بنشیند یک غذا بخورد با همه صله ارحام نمیتواند بکند.@ صله ارحام وقتی به او میگویند ضعیف است در صله ارحام خانه عمه خانه عمو خانه خاله خانه دایی نمیتواند برود این ضعیف است بقیه را نمیتواند تحمل بکند اعضای خانواده نمیتوانند کنار هم بنشینند.@ شما نگاه کنید در تربیت اسلامی میگوید شما همین که با بچهات با خانمت بنشینی امام امت(س) میگفتند در نجف که بود ایشان یک زیارت مختصر میکرد بعد از درس میامد خانه ببینید یک ولی است یک بزرگ است یک ولی خدا یک عارف به تمام معنا یک آدم کامل ببینید چقدر سیرهاش مهم است اینها همه برای ما درس است.@ حرم امیرالمؤمنین مختصر بعد اصرار دارد خودش بیاید خانه خودش سماور روشن بکند خودش چایی دم بکند چایی بریزد بقیه را خبر بکند بیایند چایی بخورند همه دور همدیگر بعد هم پخش بشوند خودش هم جمع بکند ایشان جماران هم که بودند همین کار را میکردند.@ چند تا مرد داریم به این اهمیت بدهند مرد هم خوب است اینطوری باشد حالا زن در جایگاه خودش اینطوری هست خانمها خودبهخود بهشتهای اینطوری را پاتوقهای اینطوری را درست میکنند یک مرد به این بهشتها اهمیت بدهد بیرون که دارد میرود آقا بزن بغل برویم بنشینیم یک جا با هم فالوده بخوریم.@ فرض بفرمایید جایی به بهانههای مختلف دور هم جمع بشوند مرد غروب چایی بیاورد میوه بیاورد اصلاً خودش بیاورد به خانم به بچهها اجازه ندهد بگوید من باید این کار را خودم شخصاً انجام بدهم چایی دم بکنم استکان را بشویم اگر قوری احتیاج به شستن دارد استکان احتیاج به شستن دارد این کار را انجام بدهم چایی را دم بکنم قهوه دم بکنم نسکافه بیاورم هر چه آبمیوه است بیاوریم دور هم بنشینیم بخوریم خودم هم جمع میکنم.@ این جمع شدن دور هم فرمود(بَرائَتُ مِنَ النّار) برای انسان میاورد خدا چقدر مهربان است چقدر قشنگ همین یک دور هم جمع شدن ما دنبال چه راههای سختی میگردیم برای توبه کردن برای پاک شدن میایی به پیغمبر میگویی پیغمبر میگوید همدیگر را بغل کنید.@ میفرماید زن و مرد(وَ اِذا اَخَذَت کَفَها وَ اَخَذَت کَفَه) موقعی که زن و مرد با هم هستند دستهایشان را با هم میدهند و میگیرند میگوید(تَساقَطَت ذُنوبُهُما مِن خِلالِ اَصابِعِهِما) از لای انگشتانشان تمام این گناهانشان میریزد میخواهم توبه بکنم توبه میخواهی چکار بکنی توبه میخواهی بکنی دست زنت را بگیر با هم بروید پارک قدم بزنید گناهانتان آمرزیده میشود.@ بروید با هم یک شام بیرون بخورید یک میوه بخورید با هم یک چایی با هم بخورید بچهها را دعوت بکنید یک مهمانی بدهید بگویید بخندید صفا کنید شاد باشید فقط گناه در آن نباشد دیدنیهای حرام شنیدنیهای حرام در آن نباشد معصیت نباشد با هم شاد باشید عاطفی باشد.@ همین گرفتن دست(تَساقَطَت ذُنوبُهُما مِن خِلالِ اَصابِعِهِما) از لای انگشتانشان گناهانشان میریزد این وسعت میخواهد یعنی اینطور نیست که هر کسی هم اینکار را بکند هر کسی هم عُرضه داشته باشد این کار را بتواند بکند لبخند کار هر کسی نیست.@ اگر کسی توانست لبخند همیشه بزند به صورت همسرش به صورت فرزندانش به صورت خانوادهاش به صورت دوستانش توانست همیشه با لبخند باشد این لبخندش آمرزش است این لبخندش کفاره است این لبخندش ریزش همه گناهانش است.@ گفتیم اولین مرحلهای که روح انسان باطن انسان از حالت حیوانی در میاید تبدیل به انسان میشود موقعی هست که انسان میتواند به دیگران بخندد هنر لبخند زدن را دارد خیلیها نمیتوانند این کار را انجام بدهند خیلیها یا باید قلقلکشان بدهی بخندند یا باید خبر خوش به آنها بدهی بخندند یا باید یک چیزی بماستد که بخندند در غیر اینصورت نمیتوانند بخندند گرفتند، عبوس هستند.@ حالا زودرنجی عصبانیت غرغر کردن نق نق زدن گیر دادن اذیت کردن دیگران اینها کوچکی است حضرت میفرماید(کَرامَتَهُم) احترامی که یک شخص به بچهاش میگذارد به همسرش میگذارد حالا خدا نکند نعوذبالله از آن طرف باشد میگوید همین که انسان اکرام میکند همسرش را فرزندانش را حرمت میگذارد به او گیر نمیدهد مچش را نمیگیرد تحقیرش نمیکند دنبال عیبهایش نیست دنبال ضعفهایش نیست(جَوازٌ عَلَی الصِراط) میگوید این جواز حرکتش از صراط است.@ صراط کجا بود؟ داخل جهنم یعنی در آتش است میگوید این که انسان به دیگران احترام بگذارد بتواند به دیگران لبخند بزند حرمت دیگران را داشته باشد این جواز حرکتش از صراط هست میتواند رد بشود برود در بهشت، برعکسش تحقیر کردن عصبی شدن عصبی کردن فحش دادن ایراد گرفتن له کردن اینها نمیگذارد آدم از صراط رد بشود همانجا در جهنم باید بماند و بسوزد و میماند میسوزد.@ پس وقتی میگوییم(تَجافی عَن دارِ الغُرور) معنایش را دقت بکنید(تَجافی عَن دارِ الغُرور) یک معنای وسیع دارد یعنی اگر یک چیزی نمیگذارد بخندی محدودت میکند اگر نمیگذارد یک چیزی ببوسی محدودت میکند اگر نمیگذارد یک چیزی بروی دست همسرت را دست بچهات را بگیری بغلش بکنی.@ بتوانی بروی دست پدرزن دست مادرزن دست پدرشوهر دست مادرشوهر ببوسی نمیگذارد مهمان بکنی نمیگذارد مهمانی بروی نمیگذارد گرم باشی نمیگذارد صمیمی باشی نمیگذارد مهربان باشی همهاش به قهر همهاش به جدایی همهاش به طرد میکشاندت این تجافی نیست این آلوده شدن در کثافت دنیاست در جهنم هست.@ تجافی یعنی از جهنم فاصله گرفتن هر چیزی که بوی جهنم میدهد بوی تلخی میدهد ناآرامی در آن هست یا غصه در آن هست جهنم است دنیا یا جهنم متن غصه و متن ناآرامی و اضطراب است شما هر چیزی که میتواند برایتان ناآرامی بیاورد افسردگی بیاورد پژمردگی بیاورد جهنمی است.@ بنابراین تجافی یعنی چی وقتی میگوییم تجافی؟ تجافی یعنی فاصله گرفتن از هر چیزی که میتواند من را عصبی بکند زودرنجم بکند حساسم بکند جهنمیم بکند حالا برگردیم سراغ آن فرمولهایی که با هم قبلاً کار کردیم کاربردهایش اینجاست.@ فرمود نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بیخیالی است(نِصفُ العاقِلِ اِحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) کسی که نمیتواند بیخیال باشد و تحمل ندارد این زود جهنمی میشود تجافی یعنی چی؟ تجافی یعنی اینکه الان یک مار آمده روی سینه من من تکان بخورم تحمل نکنم بترسم جیغ بزنم من را کشته.@ تجافی یعنی درست است چندشت میاید ولی باید تحمل بکنی یواش از رویت رد بشود بنابراین وقتی جلوی مادر غرغرو پدر غرغرو مادرزن غرغرو پدرزن غرغرو مادرشوهر غرغرو پدرشوهر غرغرو همسر غرغرو ایستادی این وقتی دارد غر میزند نق میزند در واقع تبدیل شده به یک گلوله آتش که میتواند تو را هم آتش بزند.@ تجافی یعنی چی؟ یعنی من الان وقتش نیست که با این درگیر بشوم همان که علی(ع) فرمود در کوچه به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگری هستند اگر بایستم اینجا درگیر بشوم پس سوختم تجافی یعنی اینکه من میفهمم این جهنمی شده من میفهمم این آتش گرفته من میفهمم الان حمله جلو دارد حمله عقب دارد حمله راست دارد و حمله چپ دارد من باید حواسم باشد که من را در حمله نیندازد.@ در حمله آدم وقتی حملهها را میشناسد دیگر خودش قشنگ میداند که من در معرض حمله جلو هستم من در معرض حمله عقب هستم لذا اصلاً طرف قرار نمیگیرد تا ذهنش میخواهد برود در گذشته در گذشته یک خاطره گند بردارد یک کثافتی را بردارد بیاورد حالش را به هم بزند خیلی هوشیار هست.@ اگر رفت گذشته نمیگذارد بردارد یک چیزی بیاورد میگوید برو دست خالی برگرد میرود در گذشته اما اصلاً نمیگذارد ذهنش وقتی رفت در گذشته با غصه برگردد با اضطراب برگردد میرود در آینده، نمیگذارد برایش دلشوره بیاورد به آینده میفرستدش فکر برنامهریزی امید به خدا انشاء الله، این نیز بگذرد، خدا بزرگ است، خدا کریم است.@ اما اگر رفت ذهنت در آینده هی برایت اضطراب آورد اگر قبول نشدم اگر اینطوری شد اگر آنطوری بشود چه میشود وقتی این را برایت میاورد حالت را خراب میکند وقتی توانست حال را خراب بکند آینده را هم خراب میکند.@ لذا تو هیچ وقت قدرت حرکت شجاعت حرکت دست زدن به کارهای بزرگ کارهای تولیدی به کارهایی که میگویند تاجر باید شجاع باشد ریسککننده باشد یعنی همین، کسی که شیطان میاید یکسره آینده را جلویش تیره و تار میکند این اصلاً نمیتواند حرکتهای بزرگ انجام بدهد این اقدامهای بزرگ نمیتواند بکند.@ لذا شما ببینید انبیاء(س) ما چقدر قدرتمند بودند اینها همه تکی وسط آمدند یک موسی با یک فرعون و لشکرش یک ابراهیم با نمرود و لشکرش یک پیغمبر با تمام کفر ولی اینها شجاعت داشتند قدرت داشتند خدا را داشتند و به قول خود حضرت فرمود ثروتی که پیغمبر داشت(لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) بود.@ پس دقت کنید معنای وسعت بهشت که میگوییم ما میخواهیم برویم در بهشتی که به اندازه آسمان و زمین است یعنی من باید در دنیا دست به انتخابات ارتباطات رفتارها و افکاری بزنم که اصلاً محدودکننده نباشد هر فکری که من را محدود بکند نگذارد به جاودانگی برسم.@ هر انتخابی که من را محدود بکند نگذارد به آغوش خدا برسم هر رفتاری که من را جهنمی بکند هر فکری که کوچکم بکند لهام بکند تحقیرم بکند محدودم بکند به چیزهای طبیعی همهاش جهنمی است به درد نمیخورد فقط فکرهایی را من میپذیرم که من را به بلندای ابدیت تربیت بکند.@ مثل جنین، جنین فقط برنامهای در رحم مادر که فقط برای دنیا تربیت میشود اصلاً رحمی برنامهریزی نمیکند در رحم هست زندگی دارد میکند اما نوع برنامهریزیهایش برای ابدیت هست نه این را دیگر پدر مادر باید برایش تنظیم بکنند.@ پس(اَلتَجافی عَن دارِ الغُرور) در واقع یک برنامهریزی است یک انتخاب خیلی دقیق است تجافی فاصله گرفتن یک انتخاب است من با هر کسی رفیق نمیشوم با هر کسی ازدواج نمیکنم اگر ازدواج کردم خراب از کار درآمد یک طوری رفتار نمیکنم که آتش بگیرم و بسوزم.@ در همه شرائط هر چیزی را نگاه نمیکنم در خانه هر غذایی را نمیخورم هر جایی را نمیروم این یک تصمیم میشود چرا؟ چون من آدم مهمی هستم، چقدر مهم هستم؟ به اندازه خدا بزرگ هستم من قرار است مثل خدا بشوم مَثَل خدا بشوم برای همین حتماً باید در نوع برنامهریزیها انتخابات ارتباطات رفتار و افکارم حتماً باید برنامه داشته باشم دقتهای آخرتی.@ این میشود(وَ الاِنابَۀَ اِلی دارِ الخُلود) روی کردن به جاودانگی، چون وقتمان هم نبود من نرسیدم میخواستم احادیث بهشت را بیاورم یک مقدار راجع به بهشت امروز بخوانیم دار الخلود اصلاً یعنی چی جاودانگی یعنی چی انشاء الله اگر فرصت شد یک وقت دیگری بحثهایش را البته در بحث بلا و بهشت و در انسانشناسی قم توضیح دادیم.@ روی کردن به ابدیت اگر انسان ابدیت را نشناسد با آخرت انس نگیرد شروع به ارتباط با آخرت با ابدیت با ماوراء طبیعت نکند نمیتواند روابطش را اینجا تنظیم بکند پس تجافی برای چه کسی مهم است برای چه کسی امکانپذیر هست کسی که نظام آخرتی را قبول کرده ابدیت را قبول کرده دوستش دارد میخواهدش و در همین دنیا میخواهد با آن ارتباط برقرار بکند این معنای تجافی هست.@ وقتی میگوییم(وَ الاِنابَۀَ اِلی دارِ الخُلود) یعنی خانه جاودانگی من و شما به زودی چند روز دیگر چند ساعت دیگر میرویم به سرای جاودانگی وقتی وارد سرای جاودانگی شدیم آنجا همه چیز خلود دارد جاودانه است یعنی مثل اینجا ناپایداری ما نداریم.@ حضرت فرمود آنجا تغییر وجود ندارد چیزی خراب نمیشود چیزی ضایع نمیشود لذا هر لذتی هر نعمتی هر شکوهی هر بهجتی هر شادی آنجا جاودانه است رویش دارد اما کاهش و تغییر ندارد ما آنجا میرویم این را باید به آن توجه بکنیم ما جایی میرویم که دیگر در آن ترس اضطراب(لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ) نه ترس هست نه غم هست نه اضطراب هست و نه غصه آنجا وجود دارد خانه جاودانگی.@ خانه جاودانگی خیلی مزه دارد شما الان نگاه کنید هر نعمتی که الان به شما برسد یک اضطراب با آن همراه شما هست یعنی اگر انسان یک همسر خوب دارد که دوستش دارد هر لحظه اضطراب سراغش میاید که چه موقع ما از هم جدا میشویم چه موقع من میمیرم و او میمیرد بچه همینطور خانه همینطور سلامتی همینطور زیبایی همینطور نشاط همینطور یعنی ما دائماً در معرض از دست دادن هستیم.@ حضرت فرمود(لِدوا لِلمَوت) بزایید برای مُردن(وَ ابنوا لِلخَراب) بسازید برای خراب شدن چون هیچ چیز با تو نخواهد ماند(اَحبِب ما شِئت فَاِنَّه) هر چه میخواهی دوست داشته باش تو حتماً از آن جدا میشوی.@ همسر است جدا میشوی فرزند است جدا میشوی موقعیت است جدا میشوی خانه است جدا میشوی بچه است جدا میشوی شهرت است جدا میشوی جوانی است جدا میشوی زیبایی است جدا میشوی طراوت است جدا میشوی مقام است جدا میشوی هر چه هست جدا میشوی اینجا خانه تغییر و تحول و از دست دادن است.@ اما آخرت اینطوری نیست آخرت هر چه به تو میدهند رویش میکند رشد میکند اما کم نمیشود در آن چیزی به اسم جدایی وجود ندارد لذا حضرت میفرماید کسی که وقتی از دنیا رفت در سکرات موت افتاد در نعمت بعدیش خیلی بهتر است.@ اما اگر خدای نکرده موقع مُردن فرشته عذاب آمد افتاد در فشار قبر بعدش خیلی سختتر میشود اوضاع خیلی بدتر میشود پس این ما هستیم که انتخاب میکنیم که میخواهیم چطوری بمیریم آن فرشته را خودمان تعیین میکنیم قیافه فرشته را ما تعیین میکنیم نحوه استقبالش را ما تعیین میکنیم همه چیزش را ما تعیین میکنیم که این چطوری به استقبال ما بیاید.@ این که ما میخواهیم چه کسی را ببینیم ما تعیین میکنیم الان بعضیها میگویند ما میخواهیم موقع مردن چهارده معصوم را ببینیم این را خودت فقط باید تعیین بکنی که میتوانی ببینی یا نه، آنها تعیین نمیکنند که تو چه کسی را ببینی آنها میگویند تو تعیین بکن از چهارده معصوم.@ مثلاً بعضیها فقط امیرالمؤمنین میاید بعضیها امیرالمؤمنین و پیغمبر میایند بعضیها پنجتن میایند بعضیها چهارده معصوم میایند بعضیها انبیاء دیگر هم با آنها میایند بعضیها شهدا میایند بعضیها صدیقین میایند بعضیها صالحین میایند.@ یک موقعی یک کسی از اینجا میرود یک دفعه یک استقبال و جشن تولد باشکوه برایش میگیرند صدها هزار انبیاء اولیاء شهداء صلحاء آمدند استقبال این آقا چرا؟ این آدم عُرضه داشته در دنیا با همه آنها ارتباط داشته باشد یک آدمی به قول امروزیها با روابط عمومی بالا بلد بوده.@ الان مثلاً یک کسی پنج دقیقه با حضرت زهرا نتوانسته حرف بزند وقتی میگویی رسول خدا اصلاً این نمیتواند حسش را ندارد که با پیغمبر ارتباط داشته باشد وقتی میگویی اباالفضل وقتی میگویی فرشتهها وقتی میگویی انبیاء وقتی میگویی چهارده معصوم این اصلاً رابطه شخصی هنوز در خودش ندیده که برقرار بکند.@ وقتی آدم در خودش نمیبیند که برقرار بکند این چطوری میخواهد آن لحظهای که هست بگوید ای کاش اینها بیایند بالای سرم اینکه اینها بیایند بالای سرت خودت باید تعیین بکنی که چه کسی بالای سرت بیاید انابه الی دار الخلود یعنی من رویم را بکنم به سمت ابدیت و به سمت بهشت.@ من یک مثال بزنم برای شما این را شما خوب دقت بکنید مثلاً شما فرض بفرمایید الان تولد حضرت زهرا بود روز تولد شما الان تولد مادر روز مادر بود روز همسر بود چکار کردید؟ شما یک نفر را سراغ دارید روز تولد مادر یا روز تولد همسر رفته باشد به همسرش بگوید خانم به مادرش بگوید مادر روز تولدت یک چیزی به ما بده.@ مگر روز تولدت نیست برای من هدیه خریدی روز تولد به خانمش بگوید روز تولدت هست به ما یک چیزی بده نه بلکه یک هدیه برای او میخرد ما اصلاً اینقدر غریبه هستیم با حضرت زهرا حتی خوب خوبهایمان اینطوری میکند خانم روز تولدت هست یک شیرینی از شما میخواهم بچهام شفا پیدا بکند شوهر زن چک برگشتی از این حرفها.@ فقط آدمهایی که اشرافی هستند میگوید مادر فردا روز تولد خانم فاطمه زهراست امشب شب تولدش هست من یک هدیه برایش ببرم اینقدر خانم فاطمه زهرا خوشحال میشود شما اینقدر خودتان را صمیمی بدانید هدیه برایش ببرید که نگو.@ چند نفر هوس میکنند روز تولد حضرت زهرا برایش هدیه ببرند؟ ما همهاش میخواهیم هدیه بگیریم ما همهاش دست بگیر داریم حضرت زهرا از من هدیه قبول میکند پیغمبر فرمود شما یک دست گوسفند یک پای گوسفند بیاورید من میپذیرم.@ تولد حضرت معصومه است تولد حضرت ابوالفضل هست بگوید من شاد کنم به خدا قسم میپذیرند و نگه میدارند برایتان این هدیهها را بعداً براساس این هدیههایی که به آنها دادید با تو صمیمی میشوند.@ شما نگاه کنید چه کسی برای چه کسی هدیه میخرد؟ اصلاً یک کسی که میرود هدیه میخرد میدهد به یک نفر چه حسی نسبت به او دارد که برایش هدیه میخرد؟ دوستش دارد و این دوست داشتن را به رسمیت میشناسد یعنی برایش موضوعیت دارد میخواهد با این هدیه بگوید شما برای من عزیزی برای من محترمی من شما را دوست دارد و دوست دارم.@ علاقهام را عشقم را دلدادگیم را وفاداریم را قدرشناسیم را به شما برسانم شد روز تولد حضرت زهرا ما وضو بگیریم یک دو رکعت نماز هدیه بفرستیم برای حضرت زهرا، یک تسبیح بگیریم دستمان صد تا صلوات را بگوییم اینها را من میخواهم امروز بانوا را شاد بکنم هیچ چیز بیشتر از صلوات خانم را شاد نمیکند یا کارهای دیگر.@ رسیدن به بچههای خانم رسیدگی به فرزندان خانم فاطمه زهرا ایتام آل محمد(ع) شما به یک مادری که الان بچه دارد میخواهی به او هدیه بدهی چقدر خوشحال میشود شما به بچهاش رسیدگی بکنید ما به بچههای حضرت زهرا کمک بکنیم برسیم.@ ما هوس ارتباط نداریم ما فقط خانم فاطمه زهرا را گذاشتم در آسمان همینطوری هم میگویم چندمین اختر آسمان بردیم آن بالا اختر شدند وقتی اختر شد که اصلاً دستم به او نمیرسد مادرم نیست که با او ارتباط داشته باشم اما یک کسی که معرفت دارد میداند فاطمه زهرا مادر مادر ما از هر مادری به او نزدیکتر است و از هر مادری به او مهربانتر است.@ لذا اصلاً در شخصیت خودش میبیند با این خانم ارتباط برقرار بکند اگر فاطمه زهرا را بیشتر از مادرت قبول داشته باشی در دلش خیلی جا میکنی چون میگوید این بچه من من را فهمید من را شناخت میداند من از مادرش بیشتر دوستش دارم.@ بنابراین هر کسی باید تلاش بکند با این مادر یک رابطه شخصی و خصوصی برقرار بکند اگر با معصوم رفت و آمد نداری پس آدم کوچولویی هستی همهاش با کوچولوها ارتباط داری نماز که میخوانی مگر نمیگویی(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) همه کسانی که به آنها نعمت دادی.@ بزرگان و اشراف عالم چه کسانی هستند؟ انبیاء صدیقین شهدا صالحین ببین با چند تا از آنها رفت و آمد داری ببین الان با چند تا شهید قرار خصوصی داری یک موقع هست ما میگوییم نثار روح شهدا صلوات، یک موقع هست تو میروی با یک شهید دو تا پنج تا ده تا رابطه خصوصی برقرار میکنی یعنی با آنها کار داری انتخابشان میکنی همین که دست بگذاری روی او او هم تو را انتخاب میکند.@ جالب اینجاست در آخرت اینطوری است هیچ کس انتخاب را نه نمیگوید در دنیا نمیتوانی به یک نفر بگویی من میخواهم با تو رفیق بشوم پس تو باید با من رفیق بشوی قبول نمیکند من میخواهم با تو باشم تو هم باید با من باشی قبول نمیکند.@ اما در نظام آخرتی ابدی دست روی هر پیغمبری بگذاری دست روی هر معصومی بگذاری دست روی هر فرشتهای بگذاری دست روی هر شهیدی بگذاری قبولت میکنند تا میگویی من میخواهم با تو رفیق بشوم میگوید بفرما ما هم دوست داریم با تو رفیق بشویم.@ تا میگویی من میخواهم با تو باشم آنجا، او هم میگوید من هم دوست دارم با تو باشم سلیقه را نگاه کنید وقتی میروی حضرت معصومه(س) چه میگویی حضرت عبدالعظیم میروی چه میگویی؟ میگویی(عَرَفَ الله بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنَّۀ) خدا من و شما را در بهشت به هم معرفی بکند این یعنی چی؟@ رفتی به حضرت معصومه داری میگویی جرأت داری الان شما یک ولی خدا را پیدا کن یک آدم خوبی که احتمال میدهی بهشتی باشد برو به او بگو من میخواهم در بهشت با شما باشم نمیپذیرد به راحتی نمیپذیرد من را شفاعت بکن معلوم نیست بتواند این کار را بکند یا بکند.@ اما فاطمه معصومه(س) که سلطان قیامت است به اندازه قیامت بزرگ است اینقدر بزرگ است که امام صادق(ع) فرمود دخترم فاطمه معصومه اگر همه اهل محشر را شفاعت بکند خدا از او میپذیرد اینقدر این بانو بزرگ است اینقدر عظمت دارد.@ یک دفعه بروی به او بگویی خانم خدا من و شما را در بهشت معرفی بکند اگر راست بگویی حضرت معصومه میگوید الهی آمین به خدا قسم تا شما میروی در حرم خانم معصومه میگویی که(عَرَفَ الله بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنَّۀ) خدا من و شما را به هم معرفی بکند در بهشت خانم فاطمه معصومه میگوید حتماً، میایم سراغت، خیلی حرف قشنگ است.@ ببینید زیارت چقدر قشنگ گنجاندند چقدر به ما شخصیت دادند که برویم اینطوری حرف بزنیم(عَرَفَ الله بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنَّۀ وَ اَورَدَنا حَوضَ نَبیِّکُم) خانم من و شما را وارد بکنید در آن حوض پیغمبرتان(بِکَأسِ جَدِّکُم) آن جام پیغمبرتان(بِیَدِ عَلیِ بن اَبیطالب) از دست امیرالمؤمنین ما با هم برویم امیرالمؤمنین(ع) با دستش به ما آب کوثر بنوشاند.@ چه قرار ملاقاتهای قشنگی اینها همه جدی است ما کور هستیم میرویم زیارت کور میرویم و کور هم برمیگردیم اصلاً نمیفهمیم رفتیم آنجا چه گفتیم با امام رضا چقدر ما قرار ملاقاتهای قشنگ میگذاریم شما هر کدام را بگذارید امام رضا میگوید باشد بیا سر قرار هستم بیایی دیر نکنی فاصله نیندازی.@ خانم فاطمه زهرا میگوید بعضی از این بچههای ما شیعیان ما 300 هزار سال بین ما و خودشان فاصله میاندازند از بس دور هستند از بس از خودشان نمیدانند تولد حضرت زهراست اندازه تولد بچهاش خوشحال نیست اندازه تولد دوستش نمیتواند شادی بکند اصلاً نمیتواند با این خانم ارتباط برقرار بکند.@ تولد ابوالفضل است تولد علی اکبر است میبینی این اصلاً حس ندارد نمیفهمد که آن خانم این آقا علی اکبر کیست نمیفهمد امام حسین پدر خودش است و نمیتواند به اندازه پدرش با این شخص ارتباط برقرار بکند با مادر طبیعی خودش ممکن است این مادر گناهکار باشد معصیتکار باشد مادر ضعیفی هم باشد خیلی انس دارد.@ ولی با خانم فاطمه زهرا اصلاً انس ندارد پس روح وسعت ندارد داریم تمرین میکنیم راجع به وسعت روح، وسعت روح از کجا میاید؟ از اینکه یک شخص نوع انتخاباتش نوع ارتباطاتش چطوری است چه کسانی را انتخاب میکند برای پرواز برای رفاقت برای حرکت کردن؟ چه جمعهایی را؟@ چه شخصیتهایی را برای زندگی کردن دوست شدن مهمانی رفتن مهمانی دادن میپذیرد؟ کدام محلهها را برای زندگی انتخاب میکند برای عبادتگاههایش کجا میرود برای نمازش چه مقدماتی را میچیند؟ شما یک خانم را در نظر بگیرید ما در مشاورهها زیاد داشتیم.@ آقا میگوید این اصلاً سلیقه ندارد من میایم در خانه حالم به هم میخورد همه چیز کثیف همه چیز نامرتب غذا هم که هر وقت ما میرویم حاضری میگویم غذا چی داریم میگوید زنگ بزن رستوران غذا بیاروند فستفود میگیرد وقتی یک زنی همیشه غذایش حاضری است فستفودی است یعنی دل به این زندگی نداده نوع انتخابهایش معلوم است.@ ما وقتی میخواهیم نماز بخوانیم دیدی یک مُهر میگذاریم روی فرش میگوییم آقا تمیز است برو نماز بخوان این حاضری است اما وقتی یک کسی میخواهد با خدا ارتباط داشته باشد اصلاً اینطوری نیست سجاده را میاندازد تسبیحش هست مُهرش هست عطرش را میزند مسواکش را میزند کلی تشریفات دارد تا بیاید در بغل خدا قرار بگیرد مستقیم آنجا نمیرود.@ تا میخواهد خودش را برساند در آغوش خدا با چه تشریفاتی میرود این یعنی زندگی با خدا برایش چیست؟ دل به زندگی با خدا داده آنهایی که نمازشان همینطوری تندتند است دیروقت است اول وقت نیست این اصلاً به زندگی با خدا دل ندارد اصلاً نمیخواهد با خدا زندگی بکند این میخواهد با شیاطین با جنها با عقربها با مارها زندگی بکند.@ اصلاً سلیقهاش اینطوری است اصلاً خدا را نمیخواهد با او زندگی بکند لا اله الا الله اصلاً ندارد این شخص هیچ دلبری جز تو ندارم اصلاً ندارد اگر هم میگوید دروغ میگوید اصلاً نمیخواهد با خدا زندگی بکند.@ فرمود هر چقدر قرار است با خدا زندگی بکنید از همین جا با او انس بگیرید و دوست بشوید ما اصلاً با این خدا چطوری است یک حج میخواهیم برویم مرده میرویم حج و برمیگردیم یک زیارت میخواهیم برویم اگر بگویند شمال کیش قشم دبی خیلی با نشاط اگر بگویند یک عروسی یک مجلس لهو و لعب خیلی دلدادگی دارند بعضیها، با تمرکز زیاد با آمادگی زیاد با تشریفات زیاد.@ به یک خانم بگویی فردا عروسی دعوت داری نمیرود میگوید باید دو ماه جلوتر به من میگفتی برای عروسی آماده میشدم اما اگر به او بگویی فردا میخواهیم برویم زیارت میگوید بلند شوید برویم چون اصلاً نمیخواهد آماده بشود میخواهد کور برود کور بیاید میخواهیم برویم نماز بخوانیم کور برود کور بیاید میخواهیم برویم حرم فرق نمیکند کربلا میخواهیم برویم آسمان اصلاً برایش مهم نیست.@ نمیخواهد در جشنها با آمادگی شرکت بکند تشریفات ندارد لذا میبینی اصلاً حوصله سجاده انداختن سجاده برداشتن غسل کردن لباس عوض کردن چادر نماز گذاشتن چادر تا کردن عطر زدن مسواک زدن مسجد رفتن حسینیه رفتن با آدمهای بزرگ پریدن جلساتشان را شرکت کردن میبینی این اصلاً حوصلهاش را ندارد.@ چون اصلاً این به این زندگی به زندگی فطری به زندگی انسانی تن نداده آن را به رسمیت نپذیرفته این روحش کوچک است گفتیم شخصیت یک انسان از کجا معلوم میشود؟ از نوع انتخاباتش از نوع دغدغههایش از نوع دلتنگیهایش از نوع هوسهایش از آرزوهایش از نوع خوابهای یک آدم میتوانی بفهمی این آدم چقدر قیمت دارد.@ این اصلاً روح انابه الی دار الخلود ندارد اصلاً هیچ انابهای ندارد انابه یعنی رو کردن این رو نکرده به بهشت براساس بهشت دنیایش را اداره نمیکند که حالا اینها را در خانواده آسمانی تمریناتش را دادیم دیگر انشاء الله آن عزیزانی که میخواهند واقعاً تصمیم جدی دارند همان بحث خانواده آسمانی را کار کنند.@ هم تمرینات خیالی هم تمرینات عملی تمرینات ارتباطی را دانه به دانه داریم مرحله به مرحله میرویم شروع کنیم خودمان یواش یواش اول از خیالمان شروع بکنیم بعد یواش یواش به عمل بیاوریم به زبان به گوش به قلب به لمس به بوسه به نوازش تا انشاء الله این راه به روی ما باز بشود.@ ما اشرافی بشویم ما بزرگ بشویم با کوچکها نپریم با بزرگان بپریم پس این ما هستیم که تعیین میکنیم روح کوچک باشد یا بزرگ این که حضرت میفرماید انابه الی دار الخلود داشته باشید یعنی به اندازه بهشت باید روحت بزرگ بشود دیگر اگر بزرگ شد غصه در آن نمیاید.@ اگر بزرگ شد افسردگی نداری پژمردگی نداری اگر بزرگ شد زودرنجی و حساسیت نداری اگر بزرگ شد حسادت نداری اگر بزرگ شد چشم و همچشمی و رقابت با کسی نداری یعنی اینکه یک کسی در دنیا از تو جلوتر بیفتد اصلاً تو را تحریک نمیکند که تو هم بدوی حتماً مثل او باشی.@ فقط کسانی با خریدن این و آن تحریک میشوند با داشتنهای این و آن تحریک میشوند که خودشان هم مثل آنها کوچک باشند و الا وقتی که مردم سرگرم جیفه و محدود کردن خودشان هستند چون هر خریدی یک محدودیت میاورد.@ وقتی مشغول محدود کردن روحشان و کوچک کردن روحشان و بالا بردن حجم دلبستگیهایشان هستند این خیلی زیرک است این مشغول بالا بردن حجم دلدادگیها و ثروتهای آخرتی و بزرگ کردن خودش است خودش را اصلاً کوچک نمیکند.@ لذا به رقابت نمیافتد نمیشود قلقلکش داد این را هم آورد در گود و این را هم کوچک کرد مشغولش کرد و لهش کرد اصلاً اینطوری نیست(وَ الاِنابَۀَ اِلی دارِ الخُلود) حالا قسمت آخرش هم که مهم هست یک مقدارش باید در مورد بهشت توضیح بدهیم یک مقدار هم راجع به(وَ الاِستِعدادَ لِلمَوت قَبلَ حُلولِ الفوت) برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 037 - قلب
متن کامل (خام) جلسه 037 - قلب