جلسه 034 - قلب
شماره جلسه
34
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
2
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره شرح قلب، انشراح دل، گشادگی دل بود که مبارکترین دلها وسیعترین و بزگترین آنهاست در خصوصیت یک دل بزرگ از نبی اکرم(ص) سؤال شد که نشانه یک دل بزرگ چه هست؟ ایشان علامتی که ذکر کردند خیلی مهم هست اگر این علامتی را که حضرت ذکر کردند ما دنبال کنیم به معنای حقیقی به وسعت قلب بزرگی دل میرسیم.@ آثارش شادی و آرامش مستمر هست برای انسان یعنی انسان در دنیا گاهی وقتها لذاتی میبرد از این گشادگی دل که به قول بعضی از بزرگان و اولیا بهشتیان هم در بهشت همچین لذتی را نمیبرند.@ لذا علامت گشادگی دل آن پایه گشادگی دل که حالا عرض میکنیم آثاری را که از آن دریافت میکنیم این هست که انسان روزبهروز آرامتر و شادتر و مهربانتر و بااحساس خوشبختی بیشتری خواهد شد.@ قطعاً کسانی که زودرنج و عصبی و بداخلاق و بددهان هستند و سوءظن دارند بدبین هستند کینهای هستند غصه زیاد میخورند اضطراب زیاد سراغشان میاید هیجانات خیلی زیادی در زندگی دارند بالا و پایین زیاد میشوند افسردگی خیلی دارند دچار وسواس میشوند.@ تمام اینها یقیناً از آثار کوچکی دل هست دل که کوچک باشد در اثر کوچکترین واردات یا حتی صادرات کوچکترین حادثه میتوانید بالا و پایین بشود احساس پوچی بکند سرخورده بشود ناامید بشود عصبانی بشود کینه به دل بگیرد بدبین بشود بداخلاق بشود زودرنج و حساس باشد بِبُرد روابطش را، این مال دل کوچک است.@ این کسی که زود به طلاق میرسد زود به دعوا و فحش میرسد و زود به گریه میافتد زود به اضطراب و عصبانیت میافتد همه اینها مال این هست که انشراح و شرحش کم است اما اگر این خصوصیتی را که حضرت میفرماید انسان دنبال بکند که هفته قبل در موردش توضیح دادیم اگر این خصوصیتها را دنبال بکند یقیناً قلبش شاد و آرام میشود.@ چون این خصوصیت دل را باز میکند وقتی دل را باز کرد انسان هم در زندگیاش در تمام ابعاد و روابط زندگیاش آرامش و شادی و لذت دارد و هم در نظام آخرتیاش، قبلاً هم عرض کردیم که ما در آخرت و بهشت چقدر لذت ببریم شب اول قبر چقدر شاد باشیم همه اینها بسته به این هست که آیا ما در دنیا میتوانیم شاد باشیم یا نه.@ کسی که عرضه ندارد در دنیا خودش را شاد بکند و در دنیا دائماً مچاله و فشرده و عصبی است همیشه حساس است همیشه غصه میخورد و احساس پوچی و بدبختی به او دست میدهد دلش زود تاریک میشود یک آدمی که در دنیا اینطوری هست این نمیتواند شب اول قبر خوبی باشد.@ چون قبلاً قاعده را گفتیم نفس ما قبر ماست یعنی هر کس میخواهد بداند قبرش چه شکلی میشود نظام برزخیاش چه شکلی هست مبنا این هست که الان نفس خودش را بررسی کند یک کسی دچار خیالزدگی نشود که فکر بکند که اگر از اینجا به برزخ رفت آنجا چه چیزهای خوبی نصیبش میشود.@ کسی میتواند بگوید من میروم برزخ چیزهای خوبی نصیبم میشود مثلاً پیغمبر، امیرالمؤمنین و حضرت زهرا پیش من میایند من پیش آنها میروم پیش امامزادهها و شهدا و انبیاء، بعد به بهشت میرویم بعد درجات بهشت، مهمانیهای بهشت، دانشگاههای بهشت، مراکز عالی بهشت، کسی میتواند این حرف را بزند که در دنیا هم اینطوری باشد.@ امکان ندارد کسی در دنیا آدم له و مچاله و بدبختی باشد با احساس بدختی، یک آدم غصهخور لهی باشد عصبی و بددهان و بداخلاق و کینهای و حسود و دعوایی و بعد شب اول قبرش هم خوب باشد.@ نه من قبلاً توضیح دادم که ما با هر عصبانیت و کینه و بدبینی و پرخاشگری و با هر چیزی که به ما برمیخورد ما فشار قبر برای خودمان ذخیره میکنیم لذا دل باید گشاده باشد یک شخصی که اینطوری هست نمیتواند یک قبر گشاد داشته باشد قبر تنگ مال روح تنگ است فشار قبر مال روح تنگ است.@ فشاری که در روح اینجا به انسان میاید انسانی که دائماً در فشار است آنطرف هم در فشار است این فشارهایی که خیلی وقتها به ما میاید فشارهای خودساخته است یعنی فشارهایی هست که به ما میاید و ما را له میکند فشارهایی که به انسان میاید دو جور است یک فشارهایی که میاید انسان میتواند با یک مکانیزم و ساختاری باعث بشود فشاری که به او میاید مثل حوادث و مشکلات.@ فشار که به انسان میاید انسان سینهاش باز بشود روحیهاش قوی بشود و انبساط پیدا کند مثل حضرت زینب که هر چه بلا سرش آمد فرمود(و ما رأیت إلا جمیلا) این هر یک باری که بچههایش را یکی یکی میکُشند اسارتها و کتک خوردنها این دائماً دارد به انبساط این شخص کمک میکند.@ یک کسی هم نه اینطوری نیست یخچالش بسوزد میبینی اعصابش خورد میشود بددهان میشود فریزر و تلویزیونش آسیب ببیند تلفن همراهش مدلش یکذره بد بشود بعد به مهمانی برود ببیند مدل تلفنش از بقیه پایینتر است به هم میریزد مبلش یکذره دست دوم شده خانه و لباس و پیراهنش، یک روز بدون اتو اگر بیرون برود این آدم مچاله میشود.@ یک روز اگر او را دعوت نکنند یکبار کارت دعوت برایش ندهند این آدمی است که برای هر چیزی به هم میریزد برای هر حادثهای عصبی میشود سر غذا، لباس، خانه، تلفن، مادرزن و مادرشوهر یک چیزی گفت یک گوشه کِز میکند یعنی این خیلی کوچک است هر حادثهای میتواند این را مچاله و له کند.@ هر حادثهای میتواند او را منجر به از هم پاشیده شدن روابطش بشود پس اگر این علامتی که الان میخواهیم کار کنیم بیاید تمام آن آثار بد میرود و انسان دائماً به انبساط به قدرت به شادی میرسد از آن به بعد وقتی آن حالتی که میخواهیم توضیح بدهیم برای انسان کاملاً جا بیفتد بعد دیگر هر حادثهای که در زندگیاش اتفاق میافتد به جای اینکه غصهدارش بکند مثل حضرت زینب شادش میکند.@ این هم مثل حضرت زینب میگوید(و ما رأیت إلا جمیلا) بعد هر دفعه به سطح انبساط و لذت و آرامشش اضافه میشود حضرت فرمود(قالُوا فَهَل لِذلِکَ مِن اَمارَۀٍ یُعرَفُ بِها) آیا این دل باز و گشاد این علامتی دارد که بشود بشناسی؟ (قال نَعَم) علامت یک آدمی که سینهاش باز است چیست؟@ اینکه(الإنابَۀُ إلی دارِ الخُلُود) روی میاورد به خانه جاودانگی، چون از دنیا ارضا نمیشود دنیا سیرش نمیکند، چه کسی اگر خانهاش هشتاد متر است صد متری آرزو میکند؟ الان یک نفر مستأجر است به او میگویند میخواهیم یک خانه به تو بدهیم 50 متر مال خودت، قبول میکند یا نه؟@ میگوید من صاحبخانه میشوم، اما چه کسی میگوید خانه 50 متری من باید 100 متر بشود؟ کسی که دارد بعد هم برایش تنگ است میگوید کاشکی 100 متر بکنم 100 متر را 200 متر بکنم این(إنابۀ إلی دار الخلود) یعنی انسان مشتاق نظام ابدی میشود.@ شوق بهشت و شوق ابدیت سراغش میاید اینها را دیگر ما نمیرسیم اینجا بگوییم عزیزانی که میخواهند این درس را تمرین کنند هم مباحث بلا و بهشت را کار کنند هم مباحث انسانشناسی قم را که ما آنجا مفصل در مورد شوق آخرت و شوق بهشت و آثارش توضیح دادیم این شخص دائماً ابدیت برایش جدی میشود محتوای ابدی برایش جدی میشود.@ الان یک موقعی به شما میگویند یک نفر 1000 متر زمین داشت این 1000 متر از دستش رفت یک نفر یک میلیارد تومان پول داشت این یک میلیارد تومانش سوخت یک نفر یک ماشین 150 میلیون تومانی داشت این تصادف کرد در دره افتاد یک نفر مُرد یک نفر شوهرش مُرد زنش مُرد بچهاش مُرد، چه حسی به ما دست میدهد؟@ اما وقتی به ما میگویند صد هزار تومان از کیف شما زدند الان آمدی کلاس انسانشناسی کفشهایت هم از جلوی در بردند، اِ کفشهایم را بردند من همین دیروز خریدم یک ماه پیش خریدم 20 هزار تومان 30 هزار تومان 100 هزار تومان پولش را دادم کفشهایت را بردند تلفن همراهت را بردند ماشینت را بردند.@ جلوی در کلاس گذاشته بودی احیا رفتی حرم امام رضا رفتی ماشینت را دزد برد آن زمین را که مال تو بود آن زمین را یک نفر آمد ساخت و پاخت کرد سندش را هم به اسم خودش زد دیگر تو هم کاری نمیتوانی بکنی از دستت در آوردند.@ یک ارثی به تو رسیده بود مفتی هم هست برادر زیرکی کرد هزار متر زمین سهم تو را هم بابا کشید، چه حسی به آدم دست میدهد؟ چقدر ناراحت میشود به خاطر این ناراحتی چقدر تا حالا جدایی و کینه و قتل اتفاق افتاده.@ چند وقت پیش در پمببنزین در جاده قم ایستاده بودم یکدفعه دیدم سروصدا هست برگشت دیدم که دو نفر سر نوبت بنزین دعوایشان شده نفر پشتی به جلویی گفته زود کنار برو آن بنده خدا هم داشته کارش را میکرده این بوق زده عصبانی شدند و دیدم اینها قفل فرمان را برداشتند و زدند شیشههای ماشین همدیگر را داغون کردند حالا جلوی زن و بچه.@ گاهی وقتها آدم یک قتل میکند برای یک تصور، خیال کند که صد هزار تومانش گم شده یک کسی سرش کلاه گذاشته ده میلیون تومانش را برده. چرا در حالت اول وقتی میگوییم یک میلیارد زمین طرف را خوردند و بردند ما هیچ اتفاقی برایمان نمیافتد ولی وقتی میگویند یک میلیون تومان ما را دزد برده غصه میخوریم؟@ چون در حالت اول هیچ نوع احساس تملیکی ما نداریم اما اگر همان هم مفت باشد به ما بدهند به محض اینکه یک چیز مفتی که برایش زحمتی نکشیدیم به ما بدهند مثلاً میگویند جایزه بردی رفتی در قرعهکشی بانک شرکت کردی یک ماشین به تو میدهند بعد همان ماشین را ببینی که دزدیدند چه حسی به شما دست میدهد؟@ ناراحت میشود چون در حالت دوم تو اول با آن انتساب برقرار میکنی و مالکش میشوی بعد برایش غصه میخوری در بهشت حضرت میفرماید فقیرترین فرد بهشت یک بهشتی دارد که یک میلیون خادم دارد از بهشتیان و بهشتش آنقدر بزرگ است که تمام بهشتیانی که خدا آفریده یعنی تمام اهل بهشت را دعوت کند میتواند مهمانی بدهد.@ مهمانی هم میدهد دعوت میکند و پذیرایی میکند هیچ کم هم نمیاید نه جا و نه غذا و نوشیدنی و امکانات پذیرایی کم میاید چقدر بزرگ است به خدا خداوند سند این را به اسم شما زده سند منگولهدار ششدانگ برایتان زده ما چون اعتقاد نداریم ایمانمان ضعیف است نسبت به این قضیه اعتقاد نداریم.@ وقتی یکدفعه تصور کنیم که یک همچین بهشتی داریم و از این بزرگتر و مهمتر هم میشود این کمترین حد بهشت است یعنی آخرین نفری که به بهشت میرود یک جای اینقدری به او میدهند میگویند این یک میلیون نفر خادم تو هستند این هم یک بهشتی که اینقدر هست که هر بهشتی را بخواهی میتوانی اینجا دعوت بکنی همه را هم بخواهی دعوت کنی جا داری کمبود جا و امکانات نداری کسی که یک میلیون خادم داشته باشد چقدر امکانات دارد.@ مشکل ما این هست که انابه الی دار الخلود نداریم یعنی اشتیاق به آخرت به برزخ و بهشت نداریم این هست که ما همان مثالی که زدم ما در حالت اول که میگویند زمین فلانی را یک میلیون هکتار مال زمین بوده محصولاتش را از دستش در آوردند من غصه نمیخورم.@ اما اگر بگویند یک هکتار زمین خودت که سند داری محصولاتش را سوزاندند زمین را هم بالا کشیدند و دیگر به تو نمیدهند غصه میخوری مال این هست که در حالت دوم تو احساس تملک میکنی اشتیاق نیست مثل این هست که به یک نفر بگویند دوست داری هزار متر زمین مفتی به تو بدهند همه خوششان میاید این اشتیاق و امید نیست امید زمانی هست که پشتوانه حقیقی داشته باشد.@ من یک مثال بزنم: الان میگویند تو امیدوار هستی کنکور قبول بشوی؟ الان یک جوانی که امیدوار هست کنکور قبول شود چکار میکند؟ یعنی باید چه شرائطی را داشته باشد امیدوار باشد؟@ آخه میگویند یک بنده خدایی امام رضا رفته بود خیلی گریه میکرد به امام رضا میگفت امام رضا یک کاری بکن من بانک برنده شوم اسمم در قرعهکشی در بیاید یک مدت گریه میکرد و التماس میکرد امام رضا را خواب دید گفت آخه وقتی تو حساب باز نکردی من چطوری تو را قبول کنم تو اول برو حساب باز کن تا من یک کاری کنم اسم تو در بیاید.@ حالا این آدمی که میگوید من حساب باز نکردم در بانک ولی امیدوارم بانک برنده بشوم این احمقی است این فقط علاقه است به آن ماشین و جایزهها، به این شوق نمیگویند، این دروغ است این طمع و توهم است امید کسی دارد که میرود حسابش را باز میکند در بانک پول میریزد. میگویند تو امید داری دانشگاه قبول شوی؟@ میگوید بله امید دارم، چکار کردی؟ میگوید اول از این من دیپلم گرفتم بعد کنکور شرکت کردم کلاس کنکور دارم میروم درس دارم میخوانم تست دارم میزنم به این آدم یک آدم امیدوار میگویند اما این که هنوز دیپلم نگرفته بعد میخواهد در همین سال آینده هم دانشگاه برود یا دیپلم دارد اصلاً کلاس کنکور نمیرود درس نمیخواند تمرین نمیکند این را آدم امیدوار نمیگویند.@ میگویند شما امید بهشت داری؟ میگوید بله من امید بهشت دارم، میگویند چکار میکنی؟ میگوید من شوقش را دارم گناه نمیکنم برای اینکه بهشت من از بین میرود چون گناهان من بهشت را از بین میبرد گناه نمیکنم واجبات را انجام میدهم وارد محرمات نمیشوم.@ دیدنیها و شنیدنها، لقمه حرام نمیخورم خمس و زکاتم را میدهم این آدم یک آدم امیدوار است راست هم میگوید دروغ نمیگوید این کاملاً درست میگوید امیدوار است کسی میتواند بگوید من امیدوارم که برای آن کار مقدمات حقیقی کار را فراهم بکند اما اگر همینطوری فقط بگوید من امیدوار هستم ولی هیچ کاری نکند که امیدوار نیست.@ شوق زمانی میاید که آدم میگوید من دارم برایش کار میکنم پس إنابه إلی دار الخلود یک کار و عملیات است که یک کسی اول باید اعتقاد پیدا کنی اول باید باورش بکنی که کمترین چیزی که الان به اسم ما آنجا ثبت شده یک بهشت هست با یک میلیون خادم، من نه آنها را مال خودم میدانم نه زمینش را.@ به یک زمین شش دانگ و منگولهدار 60 متری اینجا بیشتر یقین دارم اعتقاد دارم به این دنیا به این پولش تا آن نظام آخرتی، وقتی میگویند شما فلان کار را بکنی بهشتت میسوزد اصلاً غصه نمیخورم چون اصلاً از اول هم احساس تملک نسبت به آخرت نمیکردم ولی واقعاً اینطوری است.@ شما الان فکر کنید حداقل دارم میگویم یک میلیون نفر دلواپس شما هستند غیر از انبیاء و ائمه و خانواده آسمانیتان و غیر از پیغمبر و مادرتان فاطمه زهرا، آنطرف دلشوره شما را دارند شما یک کسی را در دنیا دارید خیلی برای شما دل میسوزاند مثل پدر و مادر، چقدر غصه ما را میخورند.@ مثل یک استاد مثل یک ولی که بالای سر ما هست خیلی نگران ما هست ضریب این را ببرید روی چند میلیارد برابر امام زمان میشود از نظر عاطفه از نظر دلنگرانی، میشود خانم فاطمه زهرا(س)، برای تکتک ما خوب و بدمان حضرت دارد غصه میخورد مؤمن و گناهکارمان حضرت برایش غصه میخورد.@ ولی ما این احساس تملک را به مادرمان متأسفانه نداریم یعنی حقیقتاً این نگاه مادرانه را نداریم این نگاه فرزندی را به این مادر نداریم بنابراین اصلاً ناراحت نمیشویم الان یک دخترخانم یک کاری میکند یک پسر یک کاری میکند یک آقا یک کاری میکند بعد میبینی خیلی غصه دارد، میگویی برای چی؟@ میگوید اگر زنم بفهمد اگر مادرم بفهمد اگر پدرم بفهمد اگر شوهرم بفهمد دق میکند اگر بچهام بفهمد بچهام اصلاً از خجالت آب میشود چون تعلق دارد این رابطه را باور کرده ولی ما اینطوری نیستیم.@ یعنی اینطور نیستیم که بگوییم من ربم را از دست میدهم من جلوی خدا خجالت میکشیم بیحیایی از اینجا میاید چون من انتسابی به این خدا ندارم من که پدرم امام زمان است پیغمبر است امیرالمؤمنین است اصلاً در محاسباتم نمیاید.@ یعنی نمیگویم مادرم فاطمه زهرا چه حالی پیدا میکند وقتی من را اینطوری ببیند اصلاً ناراحت نمیشوم و غصه نمیخورم، نمفیهمم وقتی میگوند بهشتت از دست میرود آن یک میلیون نفر از تو گرفته میشوند باور میکنید که اینها برای ما گریه میکنند و غصه میخورند.@ ولی ما اصلاً تعلقی به اینها نداریم نه به بهشتشش داریم بهشت را مال خودمان بدانیم آن زمین را مال خودمان بدانیم آن نظام ابدی را مال خودمان که به آن تعلق داشته باشیم که مبادا بسوزد و از بین برود چون نمیدانیم انابه هم به آن نداریم الان شما نگاه کنید یک نفر که ویلا ندارد به او بگویند تو ویلا میخواهی؟@ میگوید بله من ویلا میخواهم دوست دارم بعد میگویند با این مقدمات با این سرمایهگذاری اینقدر وام شما میتوانید ویلادار شوید این انابه پیدا میکند یعنی دلش به سمت ویلا میرود بعد 15 سال قسط میدهد یا ده سال منتظر هست که ویلا را بخرد در دلش شوق میاید حقیقی و منطقی و درست هست چون برایش سرمایهگذاری کرده.@ میگوید بالأخره من 5 سال بعد در ویلای خودم میروم در خانه خودم ماشین، مدرک تحصیلی خودم، اما وقتی صحبت از بهشت میشود ما آنقدر مفت با آن برخورد میکنیم که اصلاً انگار جزء مایملک ما نیست ولی روز قیامت شب اول قبر به بعد تو را میبرند نشان میدهند میگویند این مال تو بود ولی الان مال تو نیست.@ یکی از غصههای شب اول قبر به بعد این هست که آدم میفهمد کجا بوده و چه چیزی را از دست داده مهمانیهای بهشتی را نشانش میدهند همه جهنمیان بهشتیان را میبینند یکی از زجرهای جهنم عذاب روحی جهنم است اینطور نیست که در یک مخمصه او را ببرند چیزی را نبیند همه چیز را میبیند و میفهمد که دارد چه بلایی سرش میاید.@ تشنه و گرسنهاش هست غذا و آب و شرابخوری بهشتیان را میبیند در غصه و تنهایی هست شادیهای آنها را هم به او نشان میدهند یعنی شعور دارد میفهمد که دارد اطرافش چه میگذرد و این آدم خودش با خودش چه کرده ما اصلاً به آنجا تعلق نداریم بنابراین(الإنابۀ إلی دار الخلود) معنا ندارد.@ چون معنا نداشت تمام مایملک ما در دنیا میاید سر این جیفه دعوایمان میشود سر تلفن همراه، غذا، سر پاچه مرغ و سینه مرغ، سر نوشابه زرد و سیاه سر سالاد و سبزی، سر نان تازه و بیات، سر اینجای مجلس و آنجای مجلس سر آن نحوه حرف زدن و این نحوه حرف زدن فلانی با من اینطوری حرف زد آنطوری حرف زد.@ اینطوری گفت من اینطوری شدم چون همه چیزش در این دنیاست همه دلشورهها، دغدغهها، بالا و پایین شدنهایش هم با دنیا تنظیم میشود با لباس با کمالات جمادی، نباتی، حیوانی، برای یک النگو میبینی چه المشنگهای راه میافتد برای یک دستبند، کفش، اتومبیل میبینی که چقدر غصه میاید.@ این اصلاً سرمایهدار بودن خودش را باور نکرده که واقعاً آن خدایی که این زمین را به ما داده این همه آیه داری اگر فرصت داشتیم من 50 جلسه اینجا راجع به اشتیاق آخرت صحبت میکردم بهشت و بهشتشناسی خیلی مهم است حضرت اینقدر مهم است که میگوید خودتان دلتان را راه بیاندازید اگر دلتان راه نیافتد هیچ کاری نمیتوانید به سمت آخرت بکنید.@ (شَوِّقُوا أنفُسَکُم إلی نَعیمِ الجَنَّۀ) دلهایتان را مشتاق بهشت و آخرت کنید مگر ما چقدر فاصله داریم چقدر وقت داریم؟ ما اشتیاقمان را باید بالا ببریم آخرت را جدی بگیریم یک کسی که به سمت آخرت میاید مایملکش را طبیعت نمیداند بنابراین هیچ کمبودی در طبیعت برایش آزاردهنده نیست.@ یک کسی که عاطفه و تعلقش را از دنیا بیرون برده با عشق ابدی خدا، اهل بیت، خاندان خودش حتی عشقهای عاطفی و همسری هم میخواهد با آخرت میتواند خودش را اشباع بکند زن است شوهرش ارضایش نمیکند.@ بداخلاق است اصلاً ازدواج نکرده که بخواهد یک مردی به این عشق بورزد در نظام ابدی خداوند مردان بهشتی قدرتمندی را گذاشته که به بلندای ابدیت عاشق یک زن میشوند و عشق پایش میریزند مرد است از زنش خیر ندیده.@ در روایت داریم حوریها زنی را که شوهرش را اذیت میکند نفرین میکنند میگویند بیانصاف تو چرا اینقدر این را اذیت میکنی عاطفه بالاتر میخواهی امام زمان و فاطمه زهرا دارد این آدم دیگر گدای عاطفه همسر نیست همسرش را عاشقانه دوست دارد به او عشق میورزد.@ اما وابسته و آویزان و سریش نیست که اگر یکذره بداخلاق و بدقِلق و بیوفا شد این به هم بریزد و مچاله بشود و فکر کند که حالا دنیا به آخر رسیده اینکه میگوید دنیا به آخر رسیده راست میگوید چون واقعاً دنیایش همین بوده.@ این آدم کوچک همه عاطفهای که میخواسته جذب بکند از یک مرد اندازه خودش میخواسته از یک جنس مخالف، حتی در حد یک دوستدختر و دوستپسر، یا در حد یک نامزد، در حدی که خواستگاریاش رفتیم یا به خواستگاری آمده کافی است که در محبت کم بگذارد یا جواب منفی بدهد به هم میریزیم این مال آدمهای کوچک و گداست.@ مال آدمهایی است که هیچی جز همین ندارند بله آدمی هم که هیچی ندارد جز همین به همان چیز هم دلخوش میشود چون چیز دیگری ندارد که ببیند و بخورد به همان چیزی که به او میدهند دلخوش میشود الان در آفریقا یک جایی هست که مردم روغن با خاک میپزند و میخورند که فقط بتوانند زنده بمانند کیک اینطوری درست میکنند.@ غذا گیرشان نمیاید در ایران هم هستند مردم از شدت پرخوری به اندازه یک میلیارد نفر غذا میخورند یخچالها و فریزرها پُر، سر سفرهها پُر، بعضی وقتها خراب میشود دور میریزند آن آدم خاک را یکطوری میکند که بخورد.@ یکی از بچهها در جبهه محاصره شده بودند میگفت چند وقت محاصره شدیم از بس علف خوردیم همه پوستمان سبز شد چیزی گیرشان نمیامد خود ما آنقدر به ما در آموزش گرسنگی میدادند بچهها میگشتند در آشغالها یک چیزی پیدا کنند فقط پایین برود این شکم سفت شود و بگوییم یک چیزی خوردیم.@ بعد میگفت بعد از چند ماه شهید چمران محاصره شکست و یک تکه گوشت برای ما آورد و آبگوشتی درست کردیم بعد از مدتها که غذا ندیده بودیم خواستیم غذا بخوریم آبگوشتی خوبی درست کردیم همه شکمشان را صابون زدند که یک آبگوشت بالأخره بعد از چند ما خیلی هم میچسبد.@ کسی که گرسنه است یک ماه رمضان یک روزش را گرسنه است افطار چقدر برایش میچسبد مگر چقدر گرسنگی کشیده سحر که تا خِرخِره خورده ولی افطار که میخواهد بخورد چقدر اشتیاق دارد میگفت ما چند ماه فقط علف خوردیم.@ گفت یک گوشتی آورد و قابلمه را بار گذاشتیم و آبگوشت را درست کردیم لحظه آخر یک گربه در آن افتاد بعد گفت همه گفتند ان شاء الله بادمجان است خوردیم یک کسی که هیچی گیرش نمیاید گربه را هم میگوید ان شاء الله بادمجان است.@ آدم وقتی خدا و فاطمه زهرا و امام زمان و بهشت را مال خودش دانست، خدا دروغ گفته که مال شماست؟ اگر دروغ گفته بگویید دروغ گفته، اگر مال خودش دانست این آدم اصلاً در دنیا غصه و افسردگی و پژمردگی ندارد خلأ عاطفی و از این مزخرفات و شکست عشقی اینها مال آدمهای طبیعتگراست.@ اصلاً یک مؤمن هیچ وقت در دنیا شکست عشقی ندارد پیغمبر طلاق داده این را شکست عشقی نمیگویند چون پیغمبر آدم بزرگی است دخترهای موسی بن جعفر هم هیچ کدامشان ازدواج نکردند همه سنشان بالا رفت و به رحمت خدا رفتند اما شکست عشقی نداشتند کوچک نبودند.@ یکی از آنها خانم فاطمه معصومه(س) هست امام صادق(ع) فرمود اگر روز قیامت به تنهایی همه اهل محشر را شفاعت بکند یک تنه خدا همه را از این خانم میپذیرد این خانم خیلی قیمت دارد این خانم اصلاً چه نیازی به عاطفه یک شوهر دارد.@ کوچک هستیم که اینجا به گدایی و بدبختی و التماس این و آن میافتیم که اگر کسی به ما محبت نکرد حالا هر کسی میخواهد باشد پدر و مادر، شوهر، زن کم گذاشت آدم یکدفعه له میشود و احساس بدبختی میکند این مال یک کسی هست که هیچی ندارد.@ وقتی ما تعلق به ابدیت و بهشت پیدا کردیم بهشت را مال خودمان دانستیم زمینها و آدمها و درختانش، امیرالمؤمنین(ع) میفرماید اگر شما ذهنت را ببری در به هم خوردن شاخههای درختان بهشتی که روی تپههایی از مشک کنار آن جویها آن موسیقی که برای شما ایجاد میکند دلت را آنجا ببری دیگر از هر چیزی که دنیایی هست حالت به هم میخورد رغبت نمیکنی.@ به ما میگوید تمرین دادند ولی ما اصلاً تمرین نمیکنیم و فکر بکنیم ما خیالپردازی و خیالسازی نداریم مال خودمان است طرف 5 سال دیگر میخواهند به او ویلا و آپارتمان را بدهند این در این 5 سال چه عشقبازیهایی با این آپارتمان میکند.@ تازه الان یک تومان در ماشین ریخته برای ماشین یک پراید میخواهد بخرد قرار است سه سال دیگر به او بدهند این در این سه سال صد بار با این ماشین مسافرت میرود هزار جا در خیالش با این پُز میدهد هنوز دکتر نشده هزار بار عمل جراحی میکند در ذهنش مطب میزند مریض قبول میکند.@ آقای دکتر با خودش میکشاند خانم دکتر با خودش میکشاند آقای مهندس با خودش میکشاند هنوز خبری نیست ولی ما وقتی گفتن آخرت و ابدیت به خیال نمیافتیم حضرت میگوید تا شما به خیال نیافتید فایده ندارد(شَوِّقُوا أنفُسَکُم إلی نَعیمِ الجَنَّۀ) یک آدم عاقل بنشیند فکر بکند خدای به این بزرگی چرا صدها آیه را اختصاص داده به بهشت و آخرت.@ چرا این حرفها را زده و ما هیچ اشتیاقی نداریم این همه سند میزند شش دانگ سند زده به اسم ما کرده چرا در ما ایجاد نمیشود میگوید یک خانمی در خانه همسرش یک ظرفی را جابهجا میکند یعنی مثلاً یک استکانی را از سر سفره برمیدارد به آشپزخانه میبرد از آشپزخانه میاورد سر سفره میگذارد یک ظرف آب دست همسرش میدهد این خداوند تمام هفت در جهنم را به رویش میبندد هشت در بهشت را به رویش باز میکند.@ چطوری است ما حوصلهمان در خانهداری سر میرود میگوید بچه یک مکیدن به سینه مادر برای هر یک باری که میمکد ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان حضرت اسماعیل را به این خانم میدهند یک خانم با وضع حملش مثل روز اولی که از مادر زائیده شده پاک میشود.@ دشمنان ما الان شما بروید مرزهای ما را نگاه کنید چهار زن عقدی را دارند هر کدامشان هم چندتا صیغهای دارد از هر کدامشان هم یک کرور بچه درست کردند جمعیت ما را دارند در فشار قرار میدهند اینجا به جوان شیعه میگوییم بچهدار شوید میگوید بچه نه، یکی، دوتا، اصلاً هیچی، نمیتوانند اصلاً به بچه رغبتی ندارند.@ ولی به او بگو برو دکتر و مهندس بشو همه میروند که دکتر و مهندس بشوند برو کار کن اجر یک سفره انداختن و جمع کردنش را شما در 20 سال خدمت به جامعه نمیتوانی به دست بیاوری یک سفره جمع کن برو یک آشپزی کن و جمع کن و بردار.@ شما برو هشت ساعت در روز خدمت کن اگر توانستی به دست بیاوری مگر اینکه اجبار و الزامی باشد انسان یک خدمتی بکند ما اصلاً تمام معیارهایمان چپکی شده همه برعکس است و وارونه فکر میکنیم بعد چطوری میشود تویی که این همه خدا ارزش برایت قائل شده.@ برای یک کار کوچکت این همه آثار گذاشته باز غصه میخوری که بچهام، شوهرم قدرم را نمیداند من در این خانه تلف شدم من در این خانه احساس بدبختی کردم یک آقایی که میگوید تو بلند میشوی میروی عرق میریزی میایی کار میکنی برای زن و بچهات لقمه میاوری ثواب مجاهده در راه خدا را مینویسد.@ این قطرهای که از تو میاید عین یک قطره خون است چطوری است خانه میایی اینقدر سر زن و بچه بداخلاقی میکنی و منت میگذاری که من این همه برای شما کار کردم و زحمت کشیدم مرد نباید هیچ وقت سر همسرش و بچههایش منت بگذارد قدر بدانند یا قدر ندانند زن هیچ وقت حق ندارد منت بگذارد سر شوهرش.@ خدا میفرماید اگر یک زنی سر شوهرش منت گذاشت تمام عبادتهایش را خدا باطل میکند میگوید تو اینقدر خودت را کوچک کردی که برای شوهرت کار کردی پس من نبودم من خریدار کار تو بودم من طرف تو بودم من معشوق و اله تو بودم.@ تو کارگر من بودی کارگر این مرد نبودی تو اصلاً به خاطر من رفتی به این مرد ازدواج کردی مرد کیست که بخواهد پاسخگوی نیاز تو باشد یا بچه کیست که قدر تو را بداند من قدر تو را میدانم سر آنها منت نگذار هر کاری کردی در خانه من خودم همه را میخرم.@ حالا آنها چه قدر ندانند چه بدانند غصه ندارد اتفاقاً قدر ندانند به نفع توست چون خداوند میگوید من یک جبران جداگانه هم برایت میکنم برای هر اَخم و تَخمی که تحمل کردی برای هر فحشی که تحمل کردی.@ برای هر سیلی که خوردی من عزتها به تو خواهم داد این آدم اصلاً مینشیند غصه بخورد یا خودش را در زندگی بدبخت ببیند این سعه پیدا میکند این روح بزرگ میشود ولی ما اصلاً اینها را مال خودمان نمیبینیم.@ من الان یک نکته را برای شما مثال بزنم اینکه ما چقدر از نگاه به حقیقت خودمان دور و غافل هستیم الان یک خانمی که در خانه کار میکند باید زورش بکنی که برود برای شوهرش فداکاری بکند تا دیروقت بیدار بماند غذا درست کند چند ساعت پای گاز و چراغ.@ زمانهای ما که والُر و علاءالدین بود یک آبگوشت میخواستند بار بگذارند چقدر دردسر داشت یک غذا میخواستند بپزند آشپزخانه کجا بود سختیهای زیاد، زن وقتی که زن یک نفر شد مادر یک نفر شد خواهر یک نفر شد چون احساس تملک و ارتباط دارد فداکاری میکند.@ تا حالا دیدید که مرد را زور کنند مگر مردهایی که واقعاً آدم نیستند یعنی حقیقت انسانیشان را از دست داده باشند و الا یک آدم معمولی، کافر هم باشند همهشان آدمهای خوب و سالمی هستند کافر است ولی این را میفهمد وقتی میخواهد برای زن و بچهاش هزینه کند به او بگویند برای خانمت غذا بخر لباس بخر طلا بخر.@ خانه به اسمش کن ماشین بخر مسافرت ببر شما بگویی یا نگویی من هر چه پول دارم میخواهم خرج زن و بچهام کنم نه زن مجبور است لازم است قلقلکش بدهی که بخواهد کاری بکند مودت داشته باشد نسبت به شوهرش، مودت یعنی عشقی و علاقهای که در آن فداکاری باشد.@ نه مرد وقتی که میخواهد برای خانوادهاش هزینه بکند برای بچهاش، همسرش، دوستانش هزینه بکند این آدم احتیاج به این ندارد که قلقلکش بدهی چون این مودت را دارد اما چرا در قرآن وقتی میگوید مودت اهل بیت واجب است در راه خدا ما اینطوری خرج نمیکنیم.@ در راه خدا همیشه باید چرتکه بیاندازیم یعنی یک مسافرت میرویم 5 میلیون تومان هزینه میکنیم وقتی میخواهیم در راه امام زمان هزینه کنیم واقعاً چقدر هزینه میکنیم؟ میخواهیم به فقیر پول بدهیم میگوییم پول خرد ندارم.@ تا حالا شده یک نفر میخواهد برای زن و بچهاش هزینه کند بگوید من پول خرد ندارم ببخشید خانم من پولم تراول است نمیتوانم به شما چیزی بدهم چون ما اصلاً ائمه را جزء خاندان خودمان متأسفانه نمیدانیم به این خاندان تعلق نداریم به امام زمان تعلق نداریم.@ و الا در هزینه کردن اینقدر خسیس و بخیل باید مدام چرتکه بیاندازیم مدام باید ما را قلقلک بدهند و بگویند تا یک نمکی هم ما روی آش امام زمان بریزیم ما اینطوری هستیم ما گرفتاریمان اینطوری است چون تعلق به خدا و اهل بیت نداریم هزینه کردنمان هم اینطوری است.@ تا ما تعلق پیدا نکنیم انابه إلی دار الخلود نداریم و چون نداریم سینهمان هم بسته است باز نیست لذا همه داراییمان آمده در دنیا خلاصه شده دنیا هم جای جنگ و دعواست محدودیت امکانات هست عاطفه و امکانات ضعیف، آدم در این جیفه دعوایش میشود.@ (الدُّنیا جیفَۀٌ وَ طالِبُها کِلاب) دنیا یک مرداری است که طالبش سگ است سگها سر مردار دعوا میکنند آنها که غذا دارند هیچ وقت دعوا نمیکنند ما خدا سند شش دانگ برای آخرت برای ما زده باور نکردیم اعتقاد نداریم فقط دنیا را قبول کردیم لذا فقط برای دنیا میتوانیم هزینه بکنیم.@ میگوید برای همه بچههایم خانه خریدم برای نوههایم خانه خردیم ماشین خریدم آنقدر که نوههایم هم بخورند دارم بعد میگوید از این بیست تا خانهای که خریدی یکی را برای امام زمان گذاشتی؟ نه، برای خدا یکی را گذاشتی؟ نه، چون تو این خدا را خدای خودت نمیدانی با او رابطه تجاری برقرار کردی اله تو نیست.@ امام زمان رحم تو نیست تو هم نمیتوانی برایش هزینه بکنی در همه کار ما اینطوری هستیم امام زمان را از خودم نمیدانم به آن تعلق ندارم لذا نمیتوانم به عشقش هم تکیه کنم فاطمه زهرا را مادر خودم نمیدانم لذا نمیتوانم از عاطفه دیگران بینیاز بشوم برای همین له میشوم.@ از عاطفه اصلی که من محروم شدم گرفتار عاطفه محدود میشوم من خودم را از عشق نامحدود محروم میکنم گرفتار عشق محدود میشوم و عشق محدود هم دل بینهایتطلب من را سیر نمیکند لذا همیشه من احساس بدبختی و ناراحتی و تنگی و ناآرامی و اضطراب و دلشوره و پوچی سراغم میاید.@ انابه إلی دار الخلود میگوید بازگشت یعنی این دل از دنیا منصرف میشود برمیگردد به سوی آخرت، حضرت میگوید وقتی که شما شوق بهشت در دلتان میاید از حیات بیزار میشوید و از مرگ لذت میبرید یعنی شب و روز میگویید این فرشته زیبا این عزرائیل(ع) این بشارتدهنده این منجی این مژده با کارت دعوت پنجتن چه موقع میاید من را ببرد.@ چون داریم با خیلی عزت و احترام میاید با چه عزت و احترامی با چه ادبی میاید یک نفر را از اینجا میبرد بعد هم تازه نمیاید ببرد، میاید میگوید این پنجتن هستند پیغمبر توست امیرالمؤمنین توست این خانم فاطمه زهرای توست تشریف میاورید برویم؟@ یک آدمی که این را باور کرده شب و روز خوابش را میبیند یک مادر بچهاش آمریکا رفته 20 سال منتظر است که این بچه چه موقع از در میاید ببیند شوهرش یک مسافرت رفته زندان رفته پای این شوهر مینشیند ده سال بعد از زندان در بیاید چه خیالپردازیهایی میکند برای لحظهای که از زندان در بیاید.@ آن که زندان است چه خیالپردازیهایی میکند برای اینکه یک روزی از زندان در بیاید ما چرا اصلاً خیالپردازی نداریم برای اینکه از زندان دنیا در بیاییم کجا میخواهیم برویم چرا ما اینقدر ضعیف هستیم؟ این همه آیات را برای چه گفتند؟@ برای اینکه ما خودمان را با آن شاد کنیم اینها قطعی و صددرصد و مسلم است مدام شیطان در حمله از عقب میاید و میگوید تو فلان جا فلان گناه را کردی اینقدر گناه کردی تو اصلاً حرف از بهشت و قیامت و شب اول قبر نزن تو بمیری جایت در جهنم است.@ یکسره این حرفها را میزند آدم دیگر آنطرف را که از دست رفته میبیند اینها همه دروغی است اینطرف هم که این شده، میشود یک آدم پژمرده، من گناه کردم قبول است جهنم و عذاب دارد قبول است ولی خداوند فرمود شما یک گناه بکنید من یک گناه برای شما مینویسم ولی شما یک ثواب بکنید ده تا برایتان مینویسم.@ شما با دو رکعت نماز با یک خنده، در روایت داریم مردی که در خانه به همسرش خدمت میکند و زنی که به شوهرش خدمت میکند بزرگترین گناهان کبیرهاش از بین میرود یک خانم یک روز 24 ساعت 2 ساعت یک رفتار خوب با خانواده دارد با خانواده همسرش با مادرشوهر، با پدرشوهر، با خانواده شوهر دارد خداوند گناهان این را پاک میکند.@ برای چه ما حمله شیطان را بپذیریم بعد بهشت هم از دست ما برود شیطان در حمله از عقب خیلی به ما لطمه میزند مدام گذشته و گناهان را به رخ میکشد گذشته و گناهان اگر قرار است به رخ کشیده شود اینطوری خوب است آدم یادش بیاید که فقط جبرانش بکند نه اینکه خودش را بدبخت و جهنمی ببیند.@ ما این اشتیاقها از دستمان میرود انابه إلی دار الخلود نداریم سینههایمان تنگ میشود اعصابمان خورد میشود آدمهای کوچک و لهی بار میاییم اصلاً نمیتوانیم شاد و سرمستو قوی باشیم 20 سال 30 سال 40 سال 50 سال نماز اصلاً شادمان نمیکند.@ ماه رمضان این همه مهمانی میاید اصلاً شادمان نمیکند الان میگویند شما بیشتر در عروسیها در جشن تولدها در کیش و قشم و دبی و پارک و شمال بیشتر لذت میبرید یا سر نماز؟ یک ماه رمضان که ماه عسل تو و خدا بوده خداوکیلی در 40 سال که روزه گرفتی یک ماه عسل با خدا رفتی؟@ نه من اصلاً ماه عسل با خدا نرفتم خدا این ماه عسل را راه انداخته بین خودت و او. گفتم یک بنده خدایی رفته بود ماه عسل و آمده بود دیدند زنش گریه میکند، گفتند ماه عسل چطوری بود؟ گفت خوب بود، گفتند پس چرا زنت گریه میکند؟ گفت این را یادم رفته بود ببرم.@ حالا ما از این ماه عسلهای اینطوری میرویم با خدا ماه عسل نمیرویم خدا را جا گذاشتیم یک کسی که یک ماه عسل با خدا نرفته یک هفته عسل یک ساعت عسل یک سحر عسل یک شب جمعه عسل یک نیم ساعتی یک تعقیباتی، این چطوری میخواهد شاد باشد.@ ما اصلاً خدا را با خودمان نمیبریم اتفاقاً یک کاری میکنیم که خدا نیاید امام زمان هم نمیبریم فرشتهها هم نمیبریم یک کاری میکنیم که نیایند میگوییم اگر شما بیایید خوش نمیگذرد اگر شما بخواهی دبی بیایی دبی نیا همین مکه باش اگر دبی قرار است تو بیایی من نمیتوانم خوش بگذرانم اگر کیش بیایی کیش به من خوش نمیگذرد.@ عروسی اگر قرار باشد فاطمه زهرا هم با من به عروسی بیاید و به عروس و داماد تبریک بگوید اصلاً آنجا ناجور و ضایع است حضرت زهرا بیاید خانم شما بیرون تشریف داشته باشید! ما آنها را هیچ جا نمیبریم نه در مهمانی نه در مسافرت نه در ویلا نه در خواب، بدبختی در خواب هم نمیبریم.@ خواب هم که میبینیم خوابهایمان هم مال طبیعت است مال دنیاست همین جهنم دنیا را میبینیم اصلاً خوابهای آنها لذت و عشقبازی، مگر اینطور نیست که شتر در خواب بیند پنبهدانه، چطور هر کس هر چه را میخواهد در خواب میبیند چطور ما به ابدیت به بهشت، یکبار شد در خواب یک پروازی کنیم در طبقات بهشت، بروی دامن پیغمبر، برویم او را ببوسیم.@ یکی از اولیاء خدا را؟ نه. یکی از عزیزان میگفت من یکی از اولیاء خدا را چند وقت پیش خواب دیدم رفتم آنقدر او را بغل کردم و بوسیدم و با او عشقورزی کردم برای اینکه در دنیا هم این حس و سنخیت را دارد ما اصلاً اینطوری نمیکنیم.@ برای همین ما داریم در حق خودمان خیلی ظلم و جنایت میکنیم إنابه إلی دار الخلود آدم را قدرتمند میکند لذا تا میتوانید به بهشت خودتان به مادر آسمانیتان فاطمه زهرا تعلق پیدا کنید واقعاً او به شما عاطفهاش هزاران برابر بیشتر از مادرتان است به پیغمبرتان به امیرالمؤمنین به امام زمانتان.@ یک قاعده بگویم میگوید چرا امام زمان و فاطمه زهرا و بهشت در خواب من نمیاید؟ چرا در خواب من نمیاید؟ چرا ابالفضل و فرشتهها نمیایند؟ میدانید چه موقع میایند؟ زمانی که شما در خواب و خیالت بیاوری و با آن عشقبازی کنی راهش بدهی تا وقتی در خودت راهش ندهی سراغت نمیاید.@ خدا و امام زمان و ائمه و فرشتهها و بهشت زمانی در تو میاید و تو آنها را میبینی که در خیالبازی بیاوری و هزار بار تصورش کنی تا وقتی در خودت راهش نمیدهی چطوری در خوابت بیاید.@ تو در قلبت را بستی شلوغ کردی پر از موبایل و مبل و غذا و قابلمه و کریستال و النگو و طلا و ماشین و اتومبیل و ساختمان و آهن و یک عالم مزخرفات در این دل ریختی جا نیست که آنها بیایند آنها به میزانی به تو میخندند که تو بتوانی بخندی آنها به میزانی تو را بغل میکنند که تو یک آغوشی گذاشته باشی برای بغل کردن.@ وقتی هیچ راهی نگذاشتی چه را بیایند بغل کنند وقتی تو پشتت را به آنها کردی آنها بیایند زوری خودشان را به شما تحمیل کنند اصلاً اینطور نیست ما باید دلمان را خالی کنیم اگر کسی میخواهد باز شود باید از آشغال خالی کند بیرون بریزد.@ دلبستگیها به کمالات جمادی و نباتی و حیوانی را تخلیه بکند تا راه باز شود بعد میبیند که چقدر کار آسان و راحت شد ولی ما اصلاً فضاسازی نمیکنیم تا فضا نسازی تا به امید حقیقی نرسی نه اشتیاق دروغین.@ علی(ع) در نهج البلاغه میفرماید(لا تَکُن مِمَّن یَرجُوا الآخِرَۀَ بِغَیرِ العَمَل) از کسانی نباشید که ابدیت را بدون کار بدون فراهم کردن زمینههایش میخواهید برایش عمل کنید اگر یک ویلا بخواهید برایش چکار میکنید یک مدرک تحصیلی بخواهید چکار میکنید.@ یک کسی را دوست داشته باشید برای اینکه به او برسید چقدر سرمایهگذاری میکنید؟ حالا بگو ببینم برای نظام ابدی چطوری سرمایهگذاری کردی؟ من جدول برنامهریزی چند هزار نفر را پر کردم به ندرت دیدم یک نفری یک جدولش را یک ساعتش را بگوید من گذاشتم برای امام زمان و دلدادگی با حضرت، ما اصلاً وقتش را نگذاشتیم.@ برای کارتون و سینمایی و سریالهای خارجی و داخلی، افسانهها را وقت داریم اصلاً از اول فیلم میگوییم فیلم دروغ است افسانه بوده با چه اشتیاقی تعقیبش میکنیم اصلاً واقعیت نداشته به آن دل میدهیم با آن زندگی میکنیم و با آن خیالبافی میکنیم.@ برای کامپیوتر، گلدوزی، خیاطی دیپلم، مهندسی، دکتری، دانشگاه برای فلان رشته برای چیزی که ممکن است هیچ وقت به دردمان نخورد وقت میگذاریم شما بروید این همه خانم و آقا ببینید که لیسانس گرفتن هیچ وقت از این لیسانسشان استفاده نکردند.@ چهار سال پول گذاشتند رفتند درس خوانند که بگویند لیسانس داریم استفادهای هم از آن نمیکنند ولی بگو تو چهار سال عاشقانه رفتی ادبیات عرب را یاد بگیری با زبان خدا بتوانی مناجات بکنی؟ نه، چهار سال تمرکز داشتی؟ نه.@ در طول روز 20 دقیقه نشستی همه چیز را کنار بگذاری تلفنها را خاموش بکنی در را ببندی 20 دقیقه یک تمرکز داشته باشی با خدا حرف بزنی؟ نه، پس ما چکار میخواهیم بکنیم این آرزوها آرزوهای کشکی است ما علائقمان علائق حقیقی نیست.@ اگر کسی یک کسی را دوست دارد برایش وقت میگذارد میگوید بیا خانه دوستت دارم، چشم، خانهام بیا، چشم، دعوتت میکند میاید با تو وقت میگذارد با تو خلوت دارد اینطرف و آنطرف میرود چون دوستت دارد ما اصلاً با امام زمان خلوت نمیکنیم نمیگوییم در را ببندیم با امام زمان با خدا با بهشت با مادرمان فاطمه زهرا خلوت کنیم.@ وقتی وقتشان را نداریم آنها میگویند این دختر و پسر من وقت من را ندارد من هم مزاحمشون نمیشوم الان شما این خانه سالمندان بروید ببینید چقدر افراد پدر و مادرشان را در این خانه سالمندان گذاشتند، بعد میروی میگویی بچهها چی؟ عاطفه دارند نمیتواند بچه را نفرین بکند میگوید بچهها سرشان شلوغ است مزاحمشون نمیشوم، نه خانهشان نمیروم اینجا بهتر هست.@ یک آقایی هست هر وقت تهران میاید آدم بزرگ و سرمایهداری است همه بچههایش تهران هستند ولی هتل میرود، نه مزاحم اینها میشویم، کجا در عشق و عاطفه یک همچین حرفهایی هست مگر دو نفر که عاشق و دلتنگ هم هستند عاطفه دارند میگویند مزاحمش نشوم.@ نه این حرفها کدام هست برای همدیگر راه باز میکنند برای همدیگر وقت میگذارند ما اصلاً در وقتمان هیچی نیست وقتی این ساعتها و جدول و برنامه روزانهمان عشق و دلدادگی و وقتگذاری نیست ما همیشه آخرت را آخر گذاشتیم یعنی اگر شد، اول دنیا را خوب بسازیم اگر شد حالا یک چیزی هم برای آخرتمان.@ شما این وصیتنامههای مسخره را نگاه کنید طرف میگوید من در وصیتنامهام نوشتم اگر مُردم اینقدر در راه خدا بدهند تا خودت زنده هستی خودت این کار را بکن وصیت کرده بود اموالش را در راه خدا بعد از مرگش بدهند.@ پیغمبر آمد همه را خالی کرد و داد همه را جارو کرد تهاش یک خرما خشک ماند گفت اگر این خرما خشک را خودش در زمان حیاتش میداد بهتر از کل این داراییهایی بود که بعد از مردنش داد.@ علی(ع) اینقدر زیرک بوده اکثر سرمایههایش را زمان حیاتش فرستاد برای آخرت، میگفت حیف است بماند در دنیا مصرف شود باغها و قناتها هر چه داشتند میگفت بفرستم آنجا برود چون آنجا خودم و زن و بچهام برویم زندگی کنیم خودت میخواهی بروی آنجا زندگی بکنی ما میگوییم نه بچهمان.@ یک زن و مردی بودند میگفتند ما برای بچههایمان گذاشتیم بچههایتان که دخترها همه شوهر کردند زندگی دارند پسرها زن گرفتند به آنها چه برسد، گفت حالا چکار کنم؟ گفتم بزن به عشق و حال و لذت، در راه خدا بده، نمیتوانی برو با آن عیاشی کن با آن خوش بگذران این ثوابش بیشتر است با آن مکه و سوریه و کربلا و شمال برو صفا کن.@ اینجا گذاشتی انبار کردی نگه داشتنش حرام است الان بده در راه خدا، بعضیها واقعاً هوشیار و زیرک هستند من همین الان برای آخرت و ابدیت خودم میفرستم شاید ورثه خورد رفت از کجا معلوم، تیز هستند.@ الان خیلی هست الحمدلله آدمهای اینطوری که مسجد و حسینیه و مدرسه میسازند فعالیتهای بالاتر از اینها هم هست انجام میدهند خیلی با اشتیاق درود بر اینها، اینها آدمهای زیرکی هستند بنابراین ما تا آخرت را باور نکنیم ایمان نیاوریم رشد نمیکنیم اولین شرط برای هدایت قرآن میفرماید(ذلكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ) ما چون شک داریم قرآن اول میگوید شکت را کنار بگذار.@ آدمی که شک دارد دینداری 50 سالهاش هم مفت نمیارزد سؤال، شک، شبهه داری اول برطرف کن راجع به خدا و دین و پیغمبر و آخرت، استاد هست کتاب هست هر تردیدی داری کفرآمیزترین سؤالات را مطرح کن ما برنامه دادیم به همه خواهران و برادران گفتیم که هر چیزی را میخواهید راجع به آن شک کنید بنویسید هیچ اشکالی ندارد.@ ما کلاس داشتیم 180 جلسه و در تمام 180 جلسه همه شاگردها شرطشان این بوده که کافر باشند سر کلاش مینشینند گفتیم اینجا نه خدا نه دین نه پیغمبر داریم هیچی را قبول نداریم هیچ اعتقادی به هیچی نداریم نسبت به همه چیز شک داریم حتی نسبت به شکهایمان هم شک داریم بنشینیم ببینیم به جایی میرسیم یا نه.@ سؤال و شبهه دارید مطرح کنید در سؤالات بنویسید من خدا برایم حل نشده قیامت حل نشده پیغمبر حل نشده اول حلش کن سؤالات را برطرف کن(ذلكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ) اول شکها برطرف شد(هُدىً لِلْمُتَّقِينَ) تازه هدایت میاید، شرطش چیست؟@ (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) آنطرف را قبول دارند تا آنطرف را قبول نکنی هنر یک آدم این هست که چیزی را که خیلیها نمیبینند مثل دیده با آن رفتار میکند برایش یقینی است اصلاً تردید ندارد اصلاً به بهشتش تردید ندارد به آن یک میلیون نفر حداقل تردید ندارد به همسران و کاخهای بهشتی تردید ندارد همه را مال خودش میداند ایمان میاورد.@ تا ایمان را به آن چیزی که نادیدنی است مثل دیدنی نکنی رشد نمیکنی اولین شرط این هست که نادیده را دیده بگیری(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) اقامه صلوۀ و زکات و این حرفها بعد از این است که دلت را با غیب آرام کنی اول ایمان بیاورد بعد میبینی که چقدر شادی میاورد.@ ما دینداری با ترس و از روی تقلید که پدر و مادرمان گفتن دینداری از روی طمع اینها به درد نمیخورد اول ایمان بیاور آنطرف را باور کن بعد میبینی تو چقدر انبساط و شادی داری وقتی آن شادی آمد دنیایت هم همیشه شاد میگذرد پس این همه سال من دارم میگویم رمز شادی و آرامش برای مؤمن در این هست که مؤمن از امن میاید دلش را به حیات ابدی خودش امن و آرام کرده.@ مثل یک جنین در رحم مادر، یک جنین در رحم مادر چقدر خوب رشد میکند چون دنیا را باور کرده اصلاً رحم را هم جدی نمیگیرد در هزینههای رحمیاش کاملاً صرفهجوست ولی بیشتر چیزهایی که از مادر میگیرد تبدیل میکند به چیزهایی که قرار است بعداً با خودش ببرد.@ گفتم روی نسبت زیاد کار کنید و فکر کنید از جنین درس یاد بگیریم فقط یک خون میخورد اما وقتی میخواهد برای دنیایش کار بکند برای دنیایی که قرار است متولد بشود همه چیز را تبدیل میکند به تجهیزات، ما تا نسبت به آخرت اینطوری نشویم به شادی و آرامش در دنیا نمیرسیم.@ هر کسی میخواهد دنیایش شاد و آرام بگذرد باید دلش را از دنیا خارج بکند دلش را مثل یک جنین ببرد بیرون از رحم خودش، ما هم گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست تا دلت در رحم دنیا گیر است تو به هیچ وجه به شادی و آرامش و انبساط نمیرسی.@ هر دفعه سر هر بهانهای دلت میگیرد غصهدار و پژمرده و له میشوی زمستانی میشوی اصلاً فایده ندارد اما دلت را بیرون ببر وقتی بیرون بردی دیگر هیچی نیست چون دلت اینجا نیست که کسی بتواند به آن صدمه بزند اصلاً هیچ کس دستش به تو نمیرسد.@ علت اینکه هیچ کس نتوانست حضرت زینب را غصهدار کند چرا؟ چون حضرت زینب اصلاً دلش در کربلا نبود دلش پیش خدا بود شهدای ما برای چه شاد هستند(یستبشرون) چرا امام میفرماید در شادی وصولشان و قهقهه مستانهشان(عند ربهم یرزقون) هستند؟ چون دلشان را از اینجا بیرون بردند یک بدن داشتند به بدنشان میتوانستند لطمه بزنند.@ اما به خودشان هیچ کس نمیتوانست لطمه بزند خودشان را بیمه کرده بودند آدم عاقل کسی هست که قبل از اینکه شیطان بخواهد اینجا ایمانش را برباید ایمانش را از اینجا و دلش را از اینجا خارج میکند.@ پولدارها را دیدید میگویند امنیت سرمایهگذاری نیست در ایران، پولها را ببریم خارج یک جای معتبر بگذاریم که اگر تقی به توقی خورد از بین نرود سرمایهات ایمان و ابدیت و حداقل بهشتت است اینها را ببر یکجا ذخیره کن اینجا بخواهی نگه داری آسیب میرسد همه از بین میرود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@