جلسه 033 - قلب
شماره جلسه
33
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
1
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 033 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره شرح صدر و گشادگی دل بود که بحث خیلی مهمی هست من یک قاعدهای را عرض کنم درباره انشراح قلب، البته اول آثارش را که پیغمبر فرموده عرض کنم تا بعد برسیم به این قاعده که کاملاً جا بیفتد. گفتیم که همه دارایی انسان دل انسان هست.@ آن چیزی که انسان میتواند در دنیا با آن سعادت را به دست بیاورد و آرامش و شادی را کسب کند و در آخرت هم به خوشبختی و شادی و آرامش برسد دل انسان هست و تعیینکننده سعادت دنیا و آخرت انسان همان دل یا به اصطلاح قرانیاش قلب انسان هست.@ قیمت هر انسانی به کیفیت دل اوست یعنی دل ما و محتوای دل ما آن کیفیت را مشخص میکند قیمت ما را مشخص میکند جهتگیری دل، عقربه دل به هر سمتی برود روی هر چیزی تمرکز پیدا بکند آن چیز نشان میدهد که لیاقت و قیمت و عاقبت ما چه خواهد شد.@ بنابراین حرکت دل محتوای دل سوی دل عقربه دل قیمت و عاقبت هر انسانی را معین میکند لذا نگاه به دل و عقربه و سوی او یک آینهای هست که انسان کاملاً میتواند خودش و دیگران را در آن ببیند از قول پیغمبر اول ما بحث دل گشاد و قلب باز را توضیح بدهیم و برویم سراغ مصادیق و تمرینهایش که یک مقدار روی مصادیق و تمرینهایش تمرکز داشته باشند تا بلکه یک آثار عملی هم برای ما داشته باشد.@ اولاً فقط کسانی هدایت میشوند که شرح صدر دارند یعنی دل آنها گشادگی و ظرفیت دارد و قرآن هم همین را میگوید که اهل هدایت دلهای باز و گشادگی قلب دارند آنهایی که جهنمی و اهل گمراهی هستند.@ آنها قلبهایشان قلبهای تنگ و بستهای هست که حالا این خود ما هستیم که قلب را میتوانیم باز کنیم یا میتوانیم بسته کنیم این گشادگی قلب و بستهگی آن کاملاً به خود ما وابسته هست.@ چند روایت هست که تقریباً مضامینشان کاملاً شبیه به هم هست که پیامبر فرمودند شرح صدر یک نوری هست که خداوند تبارک و تعالی در دل انسان مؤمن قرار میدهد و با آن نور انسان به وسعت میرسد سینه انسان فراخ میشود حالا خوب علامت را دقت کنید تا بعد راجع به علامت توضیح خواهم داد.@ از پیغمبر سؤال کردند که آیا برای قلبی که باز هست انشراح صدر علامتی وجود دارد یا نه؟ ما از کجا بفهمیم که دلمان چه وضعیتی دارد؟ هر چند درسهایی که هفتههای گذشته دادیم مبسوط بسیاری از علائم انشراح صدر را خدمت عزیزان عرض کردیم پیامبر فرمود(قیلَ یا رَسُولُ الله فَهَل لِذلِکَ مِن عَلامَۀ) آیا این چیز علامتی دارد که ما بتوانیم تشخیص بدهیم؟@ (فَقالَ نَعَم) پیامبر فرمود بله، (التَجافی عَن دارِ الغُرور وَ الإنابَۀَ إلی دارِ الخُلُود وَ الإستِعدادَ لِلمَوت قَبلَ حُلُولِ الفَوت) البته این(حلول الفوت) در بعضی از روایات(نزول) هم آمده(قبل نزول الفوت) علامت اینکه یک نفر اهل هدایت هست و هم میتواند زندگی خوبی داشته باشد در دنیا هم زندگی آخرت، این هست که تجافی از دنیا دارد.@ توضیح دادیم که حالت تجافی یعنی چی، گفتیم یعنی آن حالت نیمخیز نشستنی که بعد از نماز وقتی کسی رکعت دوم میرسد چون رکعت دوم آقا تشهد میخواند مأموم باید تشهد نخواند بنابراین نه میتواند حالت تشهد داشته باشد نه میتواند بلند شود که سبقت بگیرد لذا نیمخیز مینشیند این حالت یعنی آمادگی.@ مثل دوندههایی هستند که میخواهند بدوند مسابقات دو را شما دیدید قهرمانهای دو اینها وقتی میخواهند بدوند یک حالت آماده دویدن میشوند این را حالت تجافی میگویند یعنی میخواهد کَنده بشود.@ یعنی این شخص طوری به دنیا نمیچسبد که بخواهد بلند شود آماده پرواز و حرکت و رخت بربستن هست و با هر چیزی که در دنیا میخواهد ارتباط برقرار کند ارتباطش را عمیق نمیکند اینقدر عمیق نمیکند که نشاط و آرامشش از بین برود و اگر خواست کَنده بشود برایش دردسر داشته باشد حالا بعضیها که خداوند تبارک و تعالی خیلی دوستشان دارد اصلاً شرائطشان را همینطوری فراهم میکند.@

برای بعضیها اینطوری هست بعضیها باید خودشان را کَنده کنند یعنی خودشان خودشان را بکَنند بعضیها خدا این حالت را اصلاً در آنها ایجاد میکند چون آدمهای قابل و باظرفیتی هستند این حالت را خدا به آنها میدهد که خیلی آب خوش از گلویشان پایین نمیرود نسبت به هیچ چیز، بنابراین آمادگی کامل برای پرواز دارند آنهایی که مریض شدند.@ من یادم هست در همان دوران سرطان خودم یک موقعی یکی از عزیزانی که اینجا هم میامد یک دکتری بود آقای دکتر مهدوی ایشان بعد از دوران سرطان من سرطان گرفت و گفت خیلی ناراحت هستم از اینکه آماده نیستم از خود سرطان ناراحت نیستم ولی از اینکه آماده نیستم.@ گفتم نه نگران نباشید ان شاء الله سرطانت خوب خواهد شد بعد هم دلت برای این حالتهای سرطان تنگ میشود یکی از قشنگیهای این حالت سرطان این هست که انسان دلش به سمت آخرت میرود از خیلی از چیزهایی که به آن وابسته است کَنده میشود.@ وقتی این کَندگی میاید خیلی برای انسان شادی و نشاط و آرامش زیادی میاورد از هر چیزی که غصه و اضطراب و وابستگی میاورد کَنده میشود و به آن سمت میرود اتفاقاً بعد از اینکه ایشان این حالت به او دست داد و بعد هم خوب شد یک موقعی به من گفت یادتان هست یک موقعی به من اینطوری میگفتید؟ گفتم بله.@ گفت الان من برای آن موقعها دلم تنگ میشود که چه حال خوشی داشتم آن زمانی که من از دنیا کَنده شده بودم این تجافی خیلی حالت مهمی هست که انسان خودش باید با شعور و آگاهی و معرفت برای خودش ایجاد بکند یعنی به سمت هر چیزی که میروید هر یک دارایی یا یک کمالی که پیدا میکنید با ذکر شریف الحمدلله هست.@ یکی از ذکرهایی که کمک میکند به این مسأله الحمدلله هست الحمدلله یعنی این مال من نیست مال خداست یک کسی که شوهرش یا زنش یا بچهاش میمیرد، میرود رو به اضطراب و افسردگی و خودکشی این اصلاً آدمی بوده که به هیچ وجه از نظر عقلانی و معرفتی آمادگی نداشته و بعد فکر کرده که آنچه که خدا به او داده به عنوان نعمت یک امر دائمی هست.@ بنابراین وقتی از او کَنده شده به حالت شوک، نه، شما نگاه کنید عزیزترین کسان عزیزان ما، خانواده آسمانی ما، پیغمبر خدا از دنیا رفت فاطمه زهرا، امیرالمؤمنین، سیدالشهدا، حضرت زینب، امام مجتبی از دنیا رفتند همه رفتند همه چیز از انسان گرفته میشود فقط انسان باید بداند که هر چیزی را که به دست میاورد قرار نیست همیشه مال او باشد.@ وقتی کسی خودش را نشناسد این فکر میکند که یا حیوان است و متعلقات حیوانی هست و قرار است این حیوانیت با او باشد متعلقات حیوانی و جمادی و نباتی ما باید دقت کنیم جمادات خانه، اتومبیل، لباس، جواهرات، طلا، پول بود اینها جمادات میشود.@ من نه قیمتم این هست و نه این هستم اینها یک مدت ممکن است خدا به من بدهد و فراز و نشیب هم دارد میزان بهرهبرداری من از این کمالات، یک موقع مستأجرم، یک موقع صاحبخانه هستم یک موقع صاحبخانه هستم بعدش مستأجر میشوم یک موقع پولدار هستم یک موقع فشار اقتصادی دارم ورشکستگی دارم.@ یک موقع لباس دارم یک موقع سختم هست لباس ندارم یک موقعی جواهرات هست یک موقعی جواهرات نیست چیزهایی که دوست دارم یک موقع اتومبیل دارم یک موقع سالها اتومبیل نداشته باشم این جمادات متعلقات جمادی قیمت ما نیست حقیقت ما نیست.@ ولی اگر دلبستگی به آن حاصل بشود به محض اینکه کَنده بشود شخص میبینی که تا سکته و خودکشی هم میرود پول جزء کمالات جمادی است یک کسی که جانش بسته شده به پول، این آدمی هست که به معنای کامل اصلاً خودش را نمیشناسد جاهل به خودش هست.@ یعنی این دارد جنایت میکند در حق خودش و تمام حقیقت خودش را در قالب جماد میبیند یعنی پول، ثروت، ذخیره بانکی، خانه، زمین، ملک، متعلقات اینطوری، تعلق به کمالات نباتی هم همینطور هست مثلاً زیبایی، جوانی، طراوت، پوست خوب، موی خوب، قیافه خوب، زیباییهای دیگر، غذا خوردن، غذا نخوردن، اشتها، شهوت غذا، رشد، تغذیه، تولیدمثل این هم کمالات جمادی هست.@ یک کسی که افسرده میشود چرا بچهدار نمیشود این آدم خودش را نمیشناسد که چرا بچهدار نمیشود خدا نخواسته بچهدار بشوم من بچهدار نیستم خدا به من بچه نداده اما نیتش را دارم خدایا اگر من بچه داشتم قول میدهم بچه خوبی را تربیت میکردم.@ چه بسا اگر بچهدار بودم بچه خوبی تربیت نمیکردم بچه من فردا گناه میکرد در نامه عمل من مینوشتند هر فسادی انجام میداد، خدا خواسته من بچهدار نشوم حالا بچهدار نشدم تمام این را خدا برای من قیامت جبران میکند.@ میگویم خدایا من اگر بچه داشتم بچه خوب تربیت میکردم مگر آنهایی که بچه خوب تربیت کردند در نسلشان و تا قیامت ثواب آن نسل را به اینها نمیدادی؟ میگویم خدایا تو به من بچه ندادی خدا میگوید من ثواب داشتن یک بچه خوب و نسل خوب را تا قیامت در نامه عملت مینویسم بچه نداشتی ولی همه را به تو میدهم دیگر غصهاش چیست.@ ثانیاً من میتوانم هزارتا بچه دیگر داشته باشم غیر از بچههای خودم، بچههای دیگران هم بچههای من هستند شما روی هر انسانی که کار تربیتی انجام بدهید روز قیامت به صورت بچه تو محشور میشود چه آدم بزرگ باشد چه بچه باشد شما میتوانید در سرمایهگذاری، حتی با پولت با جمادت میتوانی سرمایهگذاری کنی هزارتا بچه برای قیامت خودت بخری.@ یعنی شما فرض کنید یک نفری که میاید در کار فرهنگی سرمایهگذاری میکند و از قِبَلِ این کار فرهنگی انسانهای زیادی هدایت میشوند اینها و نسلشان تا قیامت ثواب عملش در نامه عمل شما هم هست لذا میبینید یک نفر آدم مؤثری بوده در تربیت دیگران، یا استاد بوده شاگرد داشته، سخنران داشته یا با پولش سرمایهگذاری کرده یا با خانهاش سرمایهگذاری کرده از خانهاش استفاده کرده برای تربیت مردم.@ یک کمال جمادی را مانند ساختمان، تبدیل کرده به یک کمال انسانی، از خانهاش استفاده کرده، حسینیهای بوده قرآن بوده پول داشته وقف کرده مسجد، نداشته به حرم داده، پولش را به یکطور دیگر به حرمها و مساجد کمک کرده در اینها انسانهایی آمدند هدایت شدند.@ یک موقع میبینی یک نفر روز قیامت محشور میشود در حالی که نامه خوب عمل صالح هزاران، میلیونها انسان در نامه عمل خودش هست این خیلی بُرد کرده نیاز نیست یک بچه دو بچه داشته باشد اصلاً این بیسلیقگی است که من فکر کنم با یک بچه دو بچه کافی است بگویم حالا بچه خودت را تربیت کردی تربیت نکردی.@ چه بسا بچه من هیچ وقت خودش تربیت نشود ولی من میتوانم هزارتا بچه دیگر را تربیت کنم و در نامه عمل من باشد پس کمال جمادی باید به آن دلبستگی نداشته باشید باردار شدی شدی، بچه خدا به تو داد داد، نداد هم نداد.@ من میتوانم هزارتا و میلیونها بچه برای خودم در دنیا داشته باشم و خداوند به من یک همچین عنایتی را دارد به هر حال من محروم نیستم غصه هم ندارم کمالات حیوانی هم همینطور.@ در مورد کمالات حیوانی هم توضیح دادیم که کمالات حیوانی ازدواج، تشکیل خانواده، تعلقات خانوادگی، کار، تفریح، مسکنگزینی، زندگی اجتماعی، مقام، سلسله مراتب مقامات اجتماعی بود چون حیوانات هم اینها را دارند ریاست، مدیریت، کسی که به اینها دلش تعلق پیدا میکند و نمیتواند حقیقت خودش را ببیند این شرح صدر ندارد.@ این یک دل تنگ دارد این فقط اگر یک رئیس و دکتر و مهندس باشد احساس آرامش میکند این اگر یکجا مدیر باشد یکجا رأی بیاورد نماینده مجلس باشد رئیس جمهور باشد وزیر باشد مدیرکل باشد این فقط در آن حالت یک مقدار احساس آرامش میکند.@ در غیر این صورت این کاملاً در روحیهاش متلاطم هست یا فرض کنید در روابط خانوادگی، مسائلی از این قبیل، کسی که میتواند خانواده و مسائل خانوادگی او را بالا و پایین ببرد این هنوز قدر و قیمت خودش را نمیشناسد با کمالات حیوانی بالا و پایین میشود.@ یعنی در یک شرایط حیوانی، اگر شوهر داشته باشد خوشبخت است، نداشته باشد احساس میکند بدبخت است حالا اگر کمالات انسانی داشته باشد اصلاً در احساس خوشبختی او تأثیر ندارد پس این معلوم است با اینکه دارد آرامش هم ندارد از کمالات انسانی برخوردار هست زمینههایش همه برایش فراهم هست.@ ولی این فقط با کمالات خانوادگی، چیزهایی که مربوط به خانواده است احساس خوشبختی یا احساس بدبختی میکند آرامش و اضطرابش با کمالات حیوانی هست، شوهر کرد، بچهاش زن گرفت، دخترش شوهر کرد خوشحال میشود احساس آرامش دارد.@ اگر نداشته باشد ناآرام میشود در حالی که کمالات خیلی بالاتر وجود دارد که انسان میتواند با آنها آرامش داشته باشد اینها هم میتواند مشکل باشد اما به اندازه فقط یک مشکل ذهنی است من حلش میکنم مشکل قلبی نیست بعضیها نه اینطور مسائل را به جای اینکه در ذهن خودشان نگه دارند در دل خودشان میریزند.@ دل به محض اینکه شما مشکلی که مربوط به ذهن هست در دل ریختید جای خدا را اشغال کردی، میشوی یک غاصب دزد و حق انسان هست که در این حالت ناآرام باشد دیگر دل آرامش ندارد چون دل جای عوامل آرامش و شادی است یعنی خدا، معصومین.@ خانواده آسمانیات که قرار است با آنها بینهایت زندگی بکنی ملائکۀ الله، بهشت، باید با اینها پُرش بکنی وقتی هیچ کدام اینها در دل تو نیست تو هم نمیتوانی با اینها آرامش داشته باشی بیرونشان کردی جایش غصه خوردن برای کمالات حیوانی را آوردید یا شادی کردن برای کمالات حیوانی را آوردید.@ بنابراین این دل روی آرامش را نخواهد دید روی شادی را نخواهد دید یعنی این دل نه شاد میشود و نه آرام، پولدار هست ولی شاد و آرام نیست یادتان هست توضیح دادیم طبق آمار جهانی هست بیشترین بیماریهای روحی، روانی، اضطرابها، تشنجها، زودرنجیها، حساسیتها، دردها، مریضیهای جسمی و روحی مال دو گروه هست.@ کسانی که از ثروت بالایی برخوردار هستند یعنی پول بیشتری آسایش بیشتری دارند اما آرامششان کمتر میشود هر چه آسایش بالا میرود آرامش کمتر میشود و کسانی که تحصیلات بالاتری دارند اینها آدمهای بیعرضهای هستند که با وجود داشتن نعمت ثروت و تحصیلات به جای اینکه به آرامش برسند سطح آرامششان کمتر میشود.@ چون ثروت و تحصیلات، موقعیت اجتماعی در دلشان رفته نه در ذهن، نگه نداشتن به عنوان یک ابزار، به عنوان یک وسیله سوارش نیستند آنها سوار ما شدند وقتی تحصیلات و مقام و موقعیت و شهرت و پول و مدرک تحصیلی در دلت رفت و خودشیفته شدی با داشتن اینها و با نداشتن اینها احساس اضطراب کردی این یعنی کاملاً سوار تو هستند یعنی فرمانروای تو هستند مسلط بر تو هستند.@ تو عبد اینها هستی و حق تو هم هست که اضطراب داشته باشی شکست بخوری غصه بخوری ناراحت بشوی گریه و بغض بکنی برای اینکه تو اصلاً قیمت خودت را نشناختی تو یک آدمی هستی که خودفروشی کردی خودت را فروختی به اینطور چیزها.@ به جای اینکه خودت را به خدا بفروشی(القَلبُ حَرَمُ الله) دل حرم خداست(وَ لا تُسکِن حَرَمَ الله غَیرَ الله) در حرم خدا غیر خدا نباید بیاید اگر آمد بله اضطراب میاورد چون جایش نیست این لیاقتش فقط این هست که با خدا آرامش پیدا بکند.@ تو رفتی آرامشت را بستگی کردی به کمالات جمادی، نباتی یا حیوانی، آنها هم آرامبخش نیستند تو دلدادگی بیجا نسبت به اینها داری اینها نمیتواند تو را خوشبخت بکند اینها نمیتواند برای تو سعادت بیاورد.@ مثل این هست که بنده گرسنهام هست الان یک غذای آلوده به من بدهند بخورم مثل این فستفودهایی که هم انواع مریضیها را میاورد هم چربی و گرفتاری میاورد، درست است خوشمزه است سیر میکند اما آثار مخربش را هم به جای خودش باقی میگذارد.@ ظاهراً من الان سیر شدم یک غذای خوشمزه خوردم ولی چند وقت بعد چربیام بالا میرود خیلی چیزهای دیگر در خونم به هم میخورد بعد باید دکتر بروم پول خرج کنم و آثار اینها را از بین ببرم.@ پیامبر فرمود علامت اینکه یک نفر گشادگی دل دارد این هست که این شخص(تجافی عن دار الغرور) دارد چسبیده به دنیا نیست اصلاً چسبندگی ندارد، علامتش چیست علامت اینکه آدم چسبندگی در دنیا ندارد؟@ خودش در قرآن فرمود(لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ) هیچ وقت نسبت به چیزی که از دست میدهد غصه نمیخورد(وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) نه چیزهای دنیایی وقتی به دست میاورد خیلی شنگولی میکند و تعادلش را از دست میدهد و نه وقتی که از دست میدهد غصه میخورد این اصلاً ناراحت نیست اصلاً اضطراب ندارد.@ ممکن است از نظر عاطفی آسیبی ببیند مثلاً همسرش مرده، بله به او انس داشته آدم گریه میکند این علامت رحمت است عیبی ندارد فرزندش مرده علامت رحمت است انسان دلش تنگ میشود گریه میکند اما اصلاً بخش آرامش وجودش هیچ وقت به هم نمیریزد.@ یعنی این شخص اگر بیاید دو رکعت نماز بخواند باز به همان شیرینی نمازش را خواهد خواند اصلاً با خدا درگیر نمیشود سر حوادث روزگار، اصلاً حیثیت انسانیاش زیر سؤال نمیرود هیچ وقت احساس حقارت، پستی، کوچکی، ناامیدی، پوچی نمیکند این علامت است اصلاً احساس نمیکند که با داشتن شوهر و بچه عزیز است با نداشتنشان ذلیل است.@ این آدمی هست که خودش را نمیشناسد اگر اینطور تلقی کند ولی یک کسی که خودش را میشناسد قیمت دستش هست اگر اینها را خدا به او داد تازه این را هم نمیگوید که من دارم به کسی فخر هم نمیفروشد، میگوید(الحمدلله) اینها همه مال خداست مال من نیست.@ سواد، تحصیلات، محبوبیت، موفقیت است هر چه هست اینها مال خداست(الحمدلله) خدا همه کاره است هر چه هست مال خداست من خودم که کارهای نیستم حمد، سپاس، زیبایی، تلاش، قشنگی، همه چیز مال خداست اگر کسی از خودش دید دچار خودپرستی، خودخواهی، خودبرتربینی، و فخرفروشی میشود.@ قبلاً عرض کردم ما دو سپر مهم داریم که به دل ما خیلی آرامش میدهد از شخصیت ما خیلی حفاظت میکند یکی سپر الحمدلله است که نمیگذارد ما پررو و لوس بشویم و فخرفروشی بکنیم یا خدای نکرده دیگران را تحقیر کنیم و دیگران را ریز و کوچک ببینیم و همیشه خودمان را از دیگران یا حتی از یک نفر بهتر ببینیم.@ چون زمانی من احساس میکنم از یک نفر بهتر هستم که احساس کنم خودم یک کمالی دارم برتر از دیگران، اما اگر گفتم الحمدلله دیگر فخرفروشی ندارم دیگر دیگران را کوچک نمیشمارم دیگر با یک نمازشب و خواب خوب و توفیق عبادت و حج رفتن و کربلا رفتن و کارهای خیر خودم را برتر از دیگران تلقی نمیکنم.@ میگویم خدایا من اینطوری بیشتر بدهکار شدم چون تو به دست من اینها را جاری کردی من بدهکاریام بیشتر شد نه اینکه بگویم قیمتم بالا رفته پس دیگران را ریز ببینم کوچک ببینم فخرفروشی کنم به دیگران، وقتی هیچی مال خودم نیست دیگر فخرفروشی هم ندارد.@ نه با همسرم، خانهام، اتومبیل، لباس، قیافهام، نه با هیچ کدام از کمالات جمادی، نباتی، حیوانی، نه با مدرک تحصیلی و پستتم به هیچ کس فخر نمیفروشم عُجب و خودخواهی و تکبر دیگر سراغ من نمیاید با الحمدلله، دقت کنید وقتی میگوییم الحمدلله فوقالعاده این شاهکلید است اسم اعظم است خیلی کار میکند.@ اگر کسی میگوید باورش بشود(الحمدلله) یعنی همه نعمتها، قشنگیها، کمالات مال خداست پس دیگر مال من هم نیست که من بخواهم به کسی فخر بفروشم کسی را تحقیر بکنم توبیخ بکنم سرزنش کنم به خاطر اشتباهاتش، گناهانش، ضعفش دیگر هیچ کس را تحقیر نمیکنم.@ همه را دوست دارم همه انسانها را دوست دارم همه برایم دوستداشتنی و عزیز میشوند یک سپر هم داریم(سبحان الله) است که این را جلوی خدا میگیریم پس سپر(الحمدلله) جلوی ماست که شیطان به ما حمله نکند شیطان همیشه هر وقت خواست حمله کند تا بگویی(الحمدلله) مشکلت حل میشود.@ اما سپر(سبحان الله) یعنی خدا حکیم است خدا کار عبث نمیکند خدا بینیاز است صمد است خدا نیازی به من و عبادت من و اطاعت من و خلقت من ندارد پس اگر من را خلق کرده و از من عبادت و اطاعت خواسته لطفی در حق من بوده که من را به جاودانگی خودش برساند.@ اسماء و صفات خودش را در من جلوه بدهد و من را به خوشبختی ابدی و سعادت ابدی برساند پس خدا محتاج نیست خدا ظلم نمیکند لذا اگر اتفاقی در دنیا برای من افتاد زود با خدا درگیر نمیشوم فحشش را به خدا نمیدهم غُرش را به خدا و ائمه نمیزنم.@ رابطهام با خدا انگلی نیست که اگر به من دنیا دادی کمالات جمادی، نباتی حیوانی دادی خدای خوبی هستی دوستت دارم ولی اگر ندادی اصلاً خدای خوبی نیستی اگر بیپول شدم و گرسنه شدم تو خدای خوبی نیستی این مال آدمی هست که خودش را شکم، گیاه، حیوان معنا میکند.@ این خدا را فقط با بُعد حیوانی خودش میبیند این خدا را معنویت و ائمه را فقط در زمانی قبول دارد که حیوانیتش تأمین بشود اگر تأمین نشد بقیه را هم قبول ندارد پس این قیمت خودش را همین چیزها میداند میگوید اگر تو خدایی یک شوهر خوب، یک زن خوب، پول به من بده، سلامتی بده، شفا بده، این اینطوری هست.@ یعنی هر چه که میخواهد تعلقاتش با خدا در همین قالب کمالات جمادی، نباتی یا حیوانی است خدای این هم همینطوری مثل خودش است یک خدای بیعرضه و به درد نخوری هست که نه میتواند این را شاد و آرام نگه دارد خدایی که من با کمالات اینطوری نگاهش کنم و با این کمالات او را بسنجم میگوید اینقدر این خدا مهربان است.@ میگویند برای چه مهربان است؟ میگوید من الحمدلله هیچ وقت گرسنه نماندم کل خوبی خدا را در این دیده که گرسنه نمانده، میگوید من برای چه خدا را قبول نداشته باشم زن خواستم به من داده شوهر خواستم داده خانه خواستم داده، شغل خوب دارم دستم به دهانم میرسد سالم هستم عزیز و محترم هستم سفرم را میروم همه چیز دارم چه خدای به این خوبی.@ امام صادق(ع) فرمود اگر به مورچه بگویند خدا چه شکلی است؟ میگوید خدا مثل خودمان است چهارتا شاخک مثل ما دارد خدای مورچه شبیه مورچه است اما خدای انسان شبیه انسان هست این درست است(خَلَقَ الله تَبارَکَ وَ تَعالی آدَمَ عَلی صُورَتِه) خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده ولی ما باید صورت خدایی داشته باشیم.@ اگر صورت خدایی در ما بروز نکند همه ارتباطمان با دین و پیغمبر و با چیزهای دیگر حتی کسانی که با دین رابطه خوبی ندارند شبهاتشان را نگاه کنید شبهاتشان یا حیوانی یا جمادی یا گیاهی است نوع سؤالات و شبهاتی که در مورد دین مطرح میکنند اعتراضاتی که دارند مربوط به همین بخش است.@ اما اگر بخش انسانی فعال بشود بخش انسانی اصلاً دیگر سؤال ندارد خیلی از خدای انسان خوشش میاید ولی در جامعه معمولاً خدایی که به ما معرفی شده یک خدای حیوانات، گیاهان، جمادات است بله این خدا را آدم نمیتواند دوستش داشته باشد یک خدای ضعیف به درد نخوری که نه شادی میتواند برای من ایجاد کند و نه آرامش.@ اگر خدای من نتواند برای من شادی و آرامش بیاورد ورای همه مسائل دیگر برای من عزیز باشد این از یک شوهر هم برای من ضعیفتر است یک خدایی که قیمتش به یک شوهر نمیرسد یک خدایی که به یک زن قیمتش نمیرسد یک خدایی که با یک جنس مخالف برابری نمیکند.@ یک خدایی که با خانه، اتومبیل، با مدرک تحصیلی برابری نمیکند این چه خدایی است این یک خدای بیعرضه، کوچک، به درد نخور این اصلاً همان بهتر که با این خدا دشمنی هم بکنی اما خدای حقیقی، حق، رب العالمین، الله تبارک و تعالی او از همه چیز عزیزتر و شیرینتر است محبوب حقیقی دل انسان است.@ (لا إله إلا الله) هیچ دلبری برای انسان جز خدا نیست اما خدایی که من حاضرم به خاطر شوهرم معصیتش را بکنم به خاطر زنم معصیتش را بکنم او را کنار بگذارم اصلاً او را نبینم فراموشش بکنم شما الان نگاه کنید یک خانمی با اینکه همسر دارد همسرش را بفروشد برود مرد دیگری را به همسرش ترجیح بدهد این کار قبیح هست یا نیست؟@ قبیح است یک کسی پدر و مادرش را به کس دیگر بفروشد قبیح است یک کسی برادرش را به کس دیگر بفروشد این قبیح است حالا یک کسی خدا را میفروشد به بچهاش، به شوهرش، به لباسش، به شکمش، این معلوم است خدایش یک خدای بیعرضهای هست.@ یک خدای بیارزش است این خدا را باید دور ریخت همان بهتر که بفروشی، اما کدام خدا عزیز است؟ خدایی عزیز است که من حاضر نیستم به هیچی او را بفروشم حاضرم جانم را فدایش کنم این خیلی خدای خوبی است این خدا قیمت دارد خدایی که من میتوانم عاشقش بشوم اینقدر قیمت دارد که حاضرم همه دلم را به او بدهم.@ حاضرم فقط برای او نماز بخوانم فقط او را یاد کنم فقط او را عبادت کنم این خدا به درد عبادت و رفاقت و رفت و آمد و به درد بغل کردن و بوسیدن میخورد اما خدایی که من با یک مشکل اقتصادی، نباتی، بدنی، با یک مشکل در خانواده بتوانم فراموشش کنم اینقدر جان نداشته باشد که به من شادی و آرامش بدهد من احساس بدبختی و شکست و بیچارگی کنم.@ این خدا خدایی هست که اصلاً هیچ قیمتی ندارد همان بهتر که بفرستی برود خدایی که عرضه ندارد جلوی گناه کردن من را بگیرد این چه خدایی است ما اگر در اجتماع در بحثهای مشاوره یک کسی بیاید بگوید خانم، شوهرم من را فروخته حالا خانمها نه، خانمها را همیشه نمیتوانیم بگوییم، بیشتر وقتها میگوییم ولی آقایان چرا.@ اگر آقایی بیاید بگوید خانمم من را فروخته یا بچهام من را فروخته، اول ما میگوییم تو چکار کردی که بچهات تو را فروخته؟ تو چکار کردی که خانمت تو را فروخته؟ تو عرضه نداشتی دل یک زن را به دست بیاوری؟ خدایی که دل من را به دست نیاورد من بتوانم راحت او را بفروشم و بروم گناه کنم این خدایی که من میپرستم این خدا به درد نمیخورد.@ اما الله که کمال مطلق هست زیبایی مطلق، جمال و جلال مطلق، این الله میارزد آدم برایش همه کاری بکند میارزد همه چیزش را فدا کند ولی من متأسفانه خودم را اینطوری نشناختم چون خودم را نشناختم خدای هر کس لایق خودش هست.@ یعنی آدمها به لیاقت خودشان خدا انتخاب میکنند اگر زندگیات آرامش ندارد اگر اضطراب داری اگر آدم بیلیاقتی هستی اگر گناه میکنی اگر شاد نیستی و آرام نیستی لایقت یک خدایی بوده که اینقدر میتوانسته به تو جان بدهد اما اگر آدم قدرتمند و شاد و آرام و باشخصیت و موفق و امیدواری هستی اصلاً احساس پوچی در زندگیات نداری.@ هیچ چیز نمیتواند روحیهات را کسل و خوار و کوچکت بکند هیچ چیز نمیتواند به اضطراب و افکار منفی تو را بکشاند مبارک باشد عجب خدای قشنگی داری که با تکیه به او هیچ چیز نمیتواند تو را له و کوچک بکند این خدای خیلی قشنگی است پس اگر ما ضعیف هستیم خدای ما هم ضعیف هست.@ اگر ما آدم بیعرضه هستیم و شکست میخوریم خدای ما هم بیعرضه و شکستپذیر هست باید دنبال یک خدای خوب بگردیم خدای حقیقی الله رب العالمین، رب العالمین است شوخی نیست وقتی جلویش میایستی برای همین باید از او قدرت بگیری برای همین باید بگویی من هیچ کس را جز تو قبول ندارم و از هیچ کس جز تو کمک نمیخواهم.@ (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) من فقط تو را عبادت میکنم جلوی کسی اصلاً خم نمیشوم از کس دیگر هم کمک نمیخواهم غیر از تو، چون هر کس هر چه دارد تو به او دادی همه کمالات مال(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ).@ همه کمالات و داراییها و قشنگیها مال آن اللهی هست که مالک و مدبر همه عوالم هست این الله خیلی قشنگ است این الله میارزد برایش نماز بخوانی میارزد با او رفیق بشوی با این الله دیگر من غصهای ندارم.@

من با این خدا دیگر هیچ کس نمیتواند من را تحقیر کند هیچ کس دوست نداشتنش من را اذیت نمیکند هیچ کس قال گذاشتنش نمیتواند تحقیرم بکند هیچ کس بیمحلی و پشت کردنش اصلاً روی روحیه من نمیتواند اثر بگذارد چون من با یک کسی با یک کانونی از عشق روبهرو هستم.@ شوهر محل نگذارد اصلاً زن ککش نمیگزد زن محل نگذارد شوهر اصلاً ککش نمیگزد بچهها محل نمیگذارند آدم احساس نمیکند که باخته، یک کسی که میگوید اگر شوهرم به من محل نگذارد من تمام جوانیام را پای این آدم ریختم پس بدبخت و بیچاره شدم اصلاً عمرم را باختم، تو لیاقتت همین آدم مثل خودت بوده.@ اگر از همان اول همه جوانیات را پای خدا میریختی شوهرداریات را هم پای خدا میریختی چه شوهر قدر بداند چه نداند چون شوهرداریات را پای خدا میریختی قیمتش با خدا بالا رفته لذا خدا به خانمها میگوید مواظب باشید اگر شوهرداریتان برای من نباشد واگذارتان میکنم به همان شوهر، ولی اگر شوهرداریتان برای من باشد همه پاداشش را میدهم.@ اصلاً از او هم توقعی نداشته باشید یک زنی که شوهرش روز زن برایش چیزی نخریده به هم میریزد این خیلی کوچک و ریز شده روز زن یک امر توهمی است درستش کردیم گفتیم یک روز روز تولد حضرت زهراست یک روز روز تولد کس دیگر بوده روز زن گرفتیم حالا ارزشش به این نیست که یک کسی کادو بخرد یا نخرد.@ من اصلاً دنبال این نیستم که کسی از من تشکر بکند چون اصلاً از همان اول برای هیچ کس جز الله کار نکردم به کسی جز الله خودم را نفروختم اصلاً کارگر کسی نبودم یک زن بفهمد قبل از اینکه زن شوهرش باشد زن خداست کنیز خداست بنده خداست.@ این دیگر اصلاً غصه نمیخورد میگوید من آن سود و درآمدم همیشه پیش خدا محفوظ است آن هم نه به اندازه دنیا، به اندازه ابدیت محفوظ است دیگر غصه نمیخورد اگر شوهر هم اذیت بکند این اصلاً نمیریزد، باشد یا نباشد این اصلاً شخصیتاً آدم قوی و بزرگی هست.@ چون اصلاً از اول رفته خودش را به کانون عشق و عاطفه پیوند داده تشنه عاطفه هیچ کس نیست از اول رفته خودش را به کانون آرامش و شادی پیوند داده اصلاً با کمتر از آن اصلاً کاری ندارد این علامت انشراح صدر است یعنی سینه خیلی بزرگ است.@ یک کسی که با پول به هم میریزد سینهاش کوچک است که پول میتواند او را تکان بدهد وزنش اینقدر است یک کسی که با بچه، شوهر، زن، خانه، مدرک تحصیلی، شغل، رأی آوردن یا نیاوردن، با انتخاب شدن یا نشدن، با این چیزها بالا و پایین میشود شاد و مضطرب میشود این اصلاً سینهاش خیلی کوچک است.@ این بنده خدا اصلاً جا ندارد سینهاش تنگ است این فقط به اندازه دنیاست یعنی به زور این دنیا را در این سینه کرده سینهای که میتواند جای بینهایت داشته باشد وقتی میگویی(لا إله إلا الله) یعنی در این سینه جز یک بینهایت چیز دیگری نیست بنابراین اصلاً این سینه اینقدر بزرگ است مگر کسی میتواند این را به راحتی عصبانی کند.@ کسانی که زود عصبانی میشوند آدمهای پرخاشگر و زودرنج و لوس و حساس اینها سینهشان همه تنگ است که زود یک نفر میتواند با یک شام، کلهپاچه، پاچه مرغ یا سینه مرغ به هم میریزد سر سفره دیدید که افراد چقدر اضطراب آنها را میگیرد من نوشابه مشکی میخواستم این آدم خیلی کوچک است به این سالاد نرسد گریه میکند.@ این کارت دعوت برایش نفرستند برای عروسی به هم میریزد این اگر لباسش یکذره بخواهد درجه دو یا کهنه باشد این آدم اینقدر بیشخصیت میشود که میخواهد بیرون بیاید میگوید من لباس دسته دوم بپوشم من لباس اتو نکرده بپوشم من دارم دق میکنم.@ من یک زمانی ماشین خارجی سوار میشدم الان بیایم پراید سوار شوم، بدبخت تو خیلی خودت را کوچک و له کردی با یک تکه آهن قراضه بزرگ میشوی نبودنش تو را له میکند و کوچک میشوی من چند سال صاحبخانه بودم حالا بروم مستأجری بکشم.@ آن زمانی که همه سوار اسب میشدند پیغمبر خدا سوار الاغ میشد آن زمانی که همه لباسهای نو میپوشیدند پیغمبر خدا لباس کهنه تنش بود آن زمانی که همه سیر بودند پیغمبر خدا سالها گرسنگی کشیده ولی از قیمتش چیزی کم نشد یک آدمی که این چیزها میتواند بالا و پایینش بکند این آدم مثل ذرت میماند بالا و پایین میپرد سبک است.@ میشود با یک غذا، لباس او را به هم بریزی با امتحانی که قبول نشده کنکور قبول نشده میبینی کاملاً افسرده است این آدم خیلی خودش را کوچک نگه داشته چون خودش را نمیشناسد همه اینها برمیگردد به خودشناسی، این خودش را نمیشناسد.@ کسی که در این چیزها میتواند خودش را معنا کند با نبودنش اضطراب میگیرد با بودنش شاد میشود پس دل تو خیلی دل کوچکی هست معنای انشراح خیلی مهم است این معنایی که حضرت میگوید، میگوید یک آدمی که قلبش انشراح دارد این همه سوی قلبش، اول از این به دنیا اصلاً نمیچسبد.@ لذا دنیا نمیتواند بود و نبودش روی اعصاب و دل این نمیتواند تأثیر بگذارد خدا رحمت کند خانم سمیعی در جوانی شوهرش شهید شد بعد گرفتاریهای زیادی بعد از آن مدت برایش پیش آمد در رابطه با خودش، خانوادهاش، بعد سرطان گرفت چندین بار شیمیدرمانی.@ ولی این زن آدم هر وقت او را میدیدید آرامش میگرفت شاد، آرام، معتقد، خیلی بزرگ بود اصلاً با خدا در نیفتاد یک لحظه با ماوراء طبیعت با خانواده آسمانیاش در نیفتاد.@ پس این(التجافی عن دار الغرور) یعنی خانه فریب، همه اینها برای انسان فریبکاری است کمالات جمادی، نباتی، حیوانیها هم انسان را فریب میدهد و من متأسفانه خودم را به اینها میفروشم و فکر میکردم قیمتم همینها بوده این یعنی غرور، اگر گفتن دار الغرور یعنی فریب یعنی من اشتباهاً قیمتم یک چیز دیگر بوده.@ یک چیز دیگر فروختمش اشتباهاً خودم را اینها گرفتم اشتباهاً فکر کردم زن هستم و مرد هستم و فقط با همین کمالات جنسی و زنی و مردی خودم را معنا کردم خدای من و پیغمبر و دینم هم همینطوری بوده این یعنی گول خوردن.@ حضرت صادق(ع) فرمود بعضیها 50 سال 60 سال نماز میخوانند یک رکعتش قبول نمیشود یعنی گول خوردن سرشان کلاه رفته 60 سال نماز خوانده ولی سرش کلاه رفته چون نمازی که خوانده با بخش انسانی نخوانده با بخش حیوانی خوانده این نماز جان نداشته دو رکعت نماز این را شاد نکرده اصلاً نتوانسته به این شادی و آرامش بدهد.@ غرور یعنی من خیلی سرم کلاه رفته مثلاً این اینقدر میارزیده من چقدر مفت فروختم. یک آقایی بود از هممحلی ما، بعضیها هستند شخصیتاً اینطوری هستند یک آقایی هم بود من میشناختم این خیلی دنبال این بود که گنج و زیرخاکی پیدا کند.@ آخر هم یک جایی رفته بود بکَند به او گفته بودند اینجا گنج است ده متر کَنده بود همانجا چاه روی او ریخت و همانجا هم دفن شد این بنده خدا خیلی علاقه داشت که زیرخاکی و گنج پیدا کند، میرفت در شهرستانها میگشت در کوه و اطراف به او میگفتند در فلان جا نقشه پیدا کردند گنج است.@ خیلی عمرش را روی اینها گذاشته بود بعد خانهاش افتاد در طرح شهرداری، خانه را از او گرفتند شهرداری به او پول داد رفت یک جای دیگر خانه گرفت بعداً شهرداری در خانه این گنج پیدا کرد این سکته زد.@ یعنی وقتی فهمید خانهای که 30 سال در آن بوده گنج داشته و این استفاده نکرده سکته مغزی زد و افتاد من در خانه خودم بوده این همه رفتم در شهرستانها و بگرد 30 سال من دنبال گنج بودم.@ آدمها اینطوری هستند گنج خودشان را پیدا نمیکنند نمیفهمند خودشان چقدر قیمت دارند تو اینقدر قیمت داری که خدا میگوید یک بهشت برای بدن تو، آن هم نه برای روحت، برای بدن تو یک بهشت گذاشتم به اندازه همه آسمانها و زمین، یک بهشت به اندازه همه آسمانها و زمین برای تو یک نفر کنار گذاشتم.@ فرمود فقیرترین کسی که در بهشت هست یک میلیون خادم دارد، در دنیا کسی را سراغ دارید که یک میلیون خادم داشته باشد؟ میگوید فقیرترین شخص بهشت یک میلیون خدمه فقط در بهشت دارد و بهشتش اینقدر بزرگ است که اگر بخواهد همه بهشتیان با همه درجاتشان را دعوت بکند جا دارد دعوت بکند امکان پذیرایی دارد.@ ما اصلاً سراغ گنج خودمان نرفتیم اصلاً نفهمیدیم چه کسی هستیم چقدر قیمت داریم چقدر بزرگ هستیم این بعداً برای آدم سکته میاورد آدم 50 سال نماز بخواند بعد میفهمد هیچی قبول نبوده اصلاً چه عمر و جوانی را مفت تلف کرده چه بیخود پای این و آن ریختم.@ یک ساعتش را پای خدا میریختم خدا خیلی قدر میدانست یک ساعتش را پای مادرم فاطمه زهرا میریختم پای پدرم امام زمان میریختم برایم میماند مدام رفتم ریختم پای زن و بچه و شوهر، نه اینکه به خانواده نباید خدمت کنیم آن سر جای خودش، ولی برای چه کسی خدمت کنیم.@ یک موقع هست برای نیاز و وابستگی و گدایی خودمان است این خوب نیست یک موقع هست نه من با استغنا برای خدا میریزم پای همسرم، قشنگی عشق در اسلام هم به این است که انسان اگر عاشق همسرش هست با یک عشق ابدی عاشق همسرش هست حالا این همسر فردا قیافهاش زشت هم شد همانطوری برای من عزیز است.@ اگر فلج هم شد همینطوری برایم عزیز است به قیافه و پول انتخابش نکردم که اگر از دست داد محبوبیتش هم از بین برود اصلاً به آدمها من اینطوری نگاه نمیکنم براساس کمالات جمادی و نباتی و حیوانی آدمها را انتخاب نمیکنم که به آنها محبت کنم.@ آدمها به قیمت خدا برایم عزیز هستند چون هر کدامشان روح الهی دارند سیاه و سفید و عرب و افغانی ندارند همه قشنگ و خوب هستند چون همه روح خدا را دارند نفخه الهی در همه هست همه برای من عزیز هستند آنوقت خدمتی هم که من به این آدمها میکنم از روی ظاهر نیست.@ خدمتی که به آنها میکنم به خاطر قیمت روحشان هست نه کاری با زن بودنشان و نه با مرد بودنشان نه با سفیدپوستی و نه با سیاهپوستیشان دارم نه کاری با پولشان و نه کاری با فقیر بودنشان.@

هر چقدر به خودم علاقه دارم به آنها هم علاقه دارم و اساساً آن قاعده(هو أنت) را که گفتم اینجا تحقق پیدا میکند که او تویی، سه تا پله بود گفتیم سه مرحله دارد ارتباط با دیگران، کمترین مرحله ارتباط با دیگران این هست که او را مثل خودت ببینی اگر کمتر از خودت ببینی دچار اشتباه دید شدی و اگر کمتر از خودت دوستش داشته باشی دچار اشتباه دید شدی.@ از علامتهای گشایش دل این هست که شخص بیحوصله و تنبل نیست کسانی که در اجرای واجبات بیحوصله یا تنبل هستند فرق تنبلی و بیحوصلگی را گفتیم امام(ع) فرمود کلید همه بدبختیهای دنیایی و آخرتی افراد در دو چیز است بیحوصلگی و تنبلی.@ یعنی آدمهایی که در زندگی شکست میخورند این شکست محصول بیحوصلگی و تنبلیشان هست چه در دنیا و چه در آخرت، آدمهایی که قیمت دارند قیمت خودشان را میشناسند اصلاً آدمهای بیحوصله و تنبلی نیستند.@ اینها یک مشت آدمهای جدی و قدرتمند و بانشاط و وقتشناس و دقیق و باحوصله همیشه شاد هستند و انرژی و آمادگی دارند دیدید بعضیها میخواهند نماز بخوانند یک روز میخواند یک روز نمیخواند یک واجبی را میخواهد انجام بدهد یا از یک حرامی میخواهد پرهیز بکند تنبلی میکند امروز و فردا میکند.@ اینکه پیامبر فرمود بیشتر جهنمیان آدمهای بدی نیستند ولی همین تنبلی و بیحوصلگیشان درصد بالای جهنمیان را تنبلها و بیحوصلهها پر کردند میخواسته از یک چیزی پرهیز بکند تنبلی کرده بیحوصله بوده میخواسته یک واجبی را انجام بدهد بیحوصلگی کرده یکذره را رعایت کرده یکذره را رعایت نکرده بعد کار خراب شده.@ آدم بیحوصله و تنبل این نه سعادت دنیایی میتواند داشته باشد دلخوشی و شادی دنیایی ندارد هر چه نعمت هم بخواهد داشته باشد این به شادی و آرامش نمیرسد آخرتش را هم از دست میرود که حالا در بخش بعدی این را توضیح خواهم داد.@ (و الإنابۀ إلا دار الخلود) این رویش به بهشت و جاودانگی است اصلاً قیمت خودش را کمتر از جاودانگی نمیبیند و نقشههایی که در زندگیاش میریزد همان چهار مرحله انتخاب، ارتباطات، رفتار و افکارش همهاش بر مبنای ابدیت است.@ چون خودش را ریز نمیبیند خیلی قیمت برای خودش قائل است همانطوری که خدا خلقش کرده به بزرگی خدا برای خودش قیمت قائل است لذا چون به بزرگی خدا خودش را نگاه میکند از دریچه چشم خدا به خودش نگاه میکند این نوع برنامهریزیهایش همه جاودانه است انتخابها، ارتباطاتش، رفتار و افکارش با بهشت تنظیم میشود و به بلندای ابدیت.@ این کوچک نگاه نمیکند که برای دو روز دیگر، پنج روز دیگر، برای دلخوشی آن، برای جوانی، اصلاً اینطوری نیست این آدم انتخاب لباس، حجاب، دوست، همسر، بچه، تربیت بچه، انتخاب خانه، محل خانه، محل زندگی، رشته، شغل.@ رفتارهایی که باید نسبت به دیگران در زندگی داشته باشد ارتباطاتی که باید داشته باشد و افکارش در بخش فکر مفصل توضیح دادیم افکارش کاملاً با نظام ابدی هماهنگ هست چون به خودش بزرگ نگاه میکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@