جلسه 032 - قلب
شماره جلسه
32
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
12
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 032 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان که امروز تقدیم میکنیم بحث گشادگی و شرح صدر هست چون در مورد قلب هست یکی از انواع قلب قلب منشرح و گشاد یا گشاده هست آیه را بخوانم سوره مبارک انعام آیه 125 (فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ).@ هر کس را که خدا بخواهد هدایت بکند دلش را برای پذیرش اسلام میگشاید یعنی به او ظرفیت پذیرش میدهد و هر کس را بخواهد گمراه بکند خداوند دلش را سخت تنگ میکند چنانکه گویی به زحمت در آسمان بالا میرود این هم از معجزات علمی قرآن هست که وقتی انسان به آسمان میرود دچار تنگی نفس میشود.@ این را آن موقع کسی نمیدانسته چون سابقه نداشته یک کسی به این صورت بالا برود الان هست که در ارتفاعات، کوه یا کسی که میخواهد بالا برود به آسمان یا در هواپیما بعضیها دچار تنگی نفس میشوند به آنها اکسیژن میدهند.@ در تنگی نفس آدم حالت خفگی به او دست میدهد وقتی نمیتواند خوب نفس بکشد خیلی هم سخت است آزاردهنده است. چنانکه گویی به زحمت در آسمان بالا میرود هر کس را که خدا هدایتش را بخواهد قبلاً در بحثهای انسانشناسی توضیح دادیم یکبار دیگر توضیح میدهیم هدایت خدا دو جور هست.@ ما دو نوع هدایت داریم یک نوع گمراهی داریم دو نوع هدایت یک هدایت عام هست یک هدایت خاص هست هدایت عام تحت اسم شریف رحمان هست انجام میشود و هدایت خاص تحت اسم شریف رحیم انجام میشود که اینها را در بحث اسماء الله گفتیم.@ هدایت عام از اسمش معلوم است عمومی است یعنی یک عرضه عمومی هست که خداوند تبارک و تعالی برای همه ایجاد میکند مثل فطرت خداجویی که به همه داده مثل عقل، انبیاء، علما، کتابهای آسمانی، کتابهای دینی، مجالس دینی، مراکز دینی، اینها در اختیار همه هست یعنی خداوند فطرت و عقل داده انبیاء آمدند.@ الان کتابهایشان هست معجزه پیغمبر همچنان باقی هست هر کس میخواهد بداند قرآن صحت دارد واقعاً از طرف خدا آمده یا نه میتواند الان به راحتی این را بفهمد هیچ مشکلی برای فهمیدن اینکه کتاب آسمانی هست ندارد، کتابهای دینی هست میلیونها جلد کتاب دینی در اطراف انسانها هست مجالس دینی و مراکز هستند.@ انسانها الان هم بخصوص که جامعه جهانی کوچک شده تلویزیون و ماهواره و اینترنت و انواع و اقسام ارتباطات و شبکههای مختلف ماهوارهای آمده اینها برای همه هست هر کس بخواهد یک کمی فعالیت بکند ذهنش را به کار بیاندازد واقعاً دنبال حقیقت باشد الان به گونهای نیست که کسی نتواند حقیقت را پیدا بکند.@ من چون خودم حدود 20 سال هست فعالیتهای بینالمللی دارم هم میروم هم میایم خارج از کشور، کشورهای مختلف، صدها نمونه سراغ دارم کسانی که در بدترین شرائط خواستند اسلام را بشناسند امام حسین را بشناسند حق را بشناسند از طریق خواب از طریق یک کمک غیرمنتظره از یک جایی بالأخره یک طوری به آنها اطلاعات رسیده و حقیقت را پیدا کردند.@ یک موقعی یک بنده خدایی میگفت من در آمریکا که بودم یک روزی آنقدر دیگر به من فشار آمد دنبال این بودم که بالأخره خدایا تکلیف من چیست من بالأخره باید چکار کنم حقیقت را خوب نمیشناختم گفت آنقدر اوضاعم خراب شد که اصلاً نتوانستم در خانه تحمل کنم آنقدر فشار آمد از خانه بیرون زدم.@ همینطوری داشتم در خیابان میرفتم دیدم جلوی پایم یک کتاب افتاده آشنایی با اسلام بود به زبان انگلیسی، خدا یکطوری تنظیم کرده بود که یک نفر این کتاب را بردارد بیاورد برود این آقا هم بیاید درست در آن شلوغی پیادهرو جلوی پای ایشان بیافتد ایشان چشمش بخورد و این را بردارد بخواند و بعد بیاید مسلمان بشود و شیعه بشود.@ یکی از این بچههای آمریکایی در قم به من میگفت میگفتن که چطوری شد شیعه شدی؟ گفت من اول مطالعات را که شروع کردم اسلام را پسندیدم نمیدانستم که شیعه و سنی چیست به یکی از این دوستانم که خیلی هم سنی متعصبی بود زنگ زدم او را فقط میشناختم زنگ زدم گفتم میخواهم مسلمان بشوم او تلفنی به من گفت حالا میخواهی مسلمان بشوی خوب است ولی میخواهی شیعه بشوی یا سنی؟@ گفتم من نمیدانم یعنی چی شیعه و سنی نمیدانم چیست من فقط اسلام را میشناسم، گفت اسلام دو گروه هستند یک گروه شیعیان هستند یک گروه سنییان هستند حق با شیعیان است حواست جمع باشد گفتم باشه، گوشی را قطع کردیم گفت ما رفتیم دنبال شیعه و که امام کیست و معصوم کیست و خلاصه ائمه را شناختیم.@ خوب که به جانمان نشست چند هفته بعد او زنگ زد گفت فلانی من آن شب اشتباهی زبانم برگشت اینطوری گفته بودم گفتم من دیگر خودم پیدا کردم به هر حال اگر قرار باشد یک کسی مرض نداشته باشد خودش آلودگی و گناهی نکرده باشد که بخواهد لجاجت و عناد و سرکشی نداشته باشد مرض نداشته باشد حتماً خدا آن را به دین حق هدایت میکند اینطور نیست که لنگ بماند.@ من در سیبری دخترهایی را میشناختم در مسکو در آن کشورهای خیلی دورافتاده وقتی که بااخلاص رفتند گریه کردند به خدا گفتند خدایا ما را نجات بده یکی از چهارده معصوم را خواب دیدند برو فلان جا، هدایتشان کردند الان ما 101 کشور طلبه در قم داریم.@ شما بروید ببینید اکثرشان که مسلمان و شیعه شدند چطوری شدند با یک عکس با یک خواب همین اتفاقات اینطوری، بنابراین به این هدایت عام میگویند یعنی شامل حال همه هست استثناء ممکن است باشد یک موقعی یک سلسله افراد اسلام به آنها نرسیده باشد که به اینها میگویند جاهلان قاصر.@ آنهایی که مخصوصاً خودشان نمیایند دنبال دین، مخصوصاً اطلاعات را مخفی نگه میدارند از خودشان و دیگران اینها را جاهلان مقصر میگویند. یکی از این دوستان ما میگفت ما به این خبرنگار آمریکایی گفتیم شما چرا در آمریکا وقتی که تلویزیون پخش میکند خبر از ایران و رهبر ایران میدهید عکسش را نشان نمیدهید؟@ ما عکس رئیس جمهور و همه شخصیتهای شما را نشان میدهیم عکس همه را نشان میدهید غیر از رهبر ما را؟ گفت به ما دستور کلی دادند به همه خبرگزاریهای شبکهها کسی حق ندارد عکس ایشان را نشان بدهد چون آنقدر زیباست آنقدر نورانیت و معنویت دارد افراد تحت تأثیرش قرار میگیرند.@ همین هست وقتی که پوتین آن موقع رئیس جمهور روسیه بود آمده بود وقتی آمده بود آنقدر تحت تأثیر قرار گرفته بود که میگفت من مسیح را اینجا دیدم بنابراین این یک تعصب است بعضیها تعصب دارند میخواهند نگه دارند و الا اگر تعصب نباشد خداوند هدایت میکند این را هدایت عام میگویند.@ اگر کسی این هدایت عام را پذیرفت و مسلمان و شیعه شد و به سمت دین آمد و دین را قبول کرد و دستورات را انجام داد خداوند بعد از آن یک هدایت ویژه میکند اما تحت اسم رحیم، رحمان عام است رحیم خاص است مثل اینکه یک استادی میاید برای شاگردان کلاس میگذارد عام است.@ استاد همه شاگردانش را دوست دارد همه برایش عزیز هستند درس میگذارد بعضیها از خودشان یک قابلیت و توان بیشتری نشان میدهند یک آمادگی بیشتری نشان میدهند استاد به آنها درس خصوصی و ویژه میدهد که بگیرند.@ گاهی وقتها شما میبینید یک استاد سر یک کلاس ممکن است یک جمله یک حدیث پنج دقیقه ده دقیقه وقتش را اختصاص میدهد دارد برای عموم صحبت میکند اما در واقع دارد برای کسانی صحبت میکند که رحمت خاص و ویژه شامل حالشان میشود که آنها این نکات ویژه را بگیرند و بروند.@ قرآن هم اینطوری هست قرآن هم آیاتی دارد که رحمت عام هست برای همه مردم هست(هُدىً لِلنَّاسِ) اما جایی میگوید نه این برای مردم نیست(لِأُولِي الْأَلْبابِ) مال آدمهای ویژه است مال آدمهایی که خیلی خاصند خیلی صاحب خردند آدمهای حساس و ریزبین.@ این آیه این مسائلی که خدا میگوید من دارم میگوید میگوید فقط مال آنهاست(لَ‏آياتٍ لِلْعالِمِينَ) (لِأُولِي الْأَلْبابِ) آن ویژهها درک میکنند بنابراین این دو هدایت را یادتان نرود خداوند همه را دوست دارد بندگانش را دوست دارد(لا يَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْكُفْرَ) خدا اصلاً راضی نیست هیچ بندهاش کافر بشود دوست ندارد هیچ کدامشان جهنم بروند.@ برای همین گفته شما اگر یک گناه بکنید ما همان یک گناه را مینویسیم آن هم نه اینکه فوری بنویسیم به فرشتهها خداوند میفرماید حالا ننویسید حالا شاید توبه کرد اینقدر خدا مهربان است میگوید الان برای بندهام ننویسید فعلاً صبر کنید ببینیم توبه میکند یا نه، شاید توبه کرد شاید پاک شد جبران کرد یا جبران میکند یا توبه میکند.@ بالأخره اگر کار خیر کرد میگوید دیگر برایش ننویسید چون این کار خیر(إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) کار خیر کرده از آن گناهش بگذرید اگر که جبران و توبه کرد بهتر خودش را پاک میکند پس ننویسید بدون عجله است.@ وقتی که نوبت گناه بندگانش میرسد خداوند صبر میکند به فرشتهها میگوید اگر عمل صالحی یا توبهای کرد دیگر گناهش را ننویسید اما اگر ثواب بکند خدا میگوید فوری برایش ده برابر بنویسید اینکه در روایت داریم وای به حال کسی که یکیها از دهتاییها بیشتر بشود این برای همین هست بعضیها کسی یکی یکی گناه میکند از ده تا ثوابش بالا میزند.@ میگوید من خدا برای شما اینطوری کردم شما یک امتیاز منفی داشتید ما به شما فرصت دادیم اول از این توبه کنید بعد گفتیم کار خیر هم بکنید برایتان پاک میکنیم ولی اگر کار خیر بکنید ده برابر مینویسیم گاهی وقتها بیست برابر گاهی وقتها صد برابر گاهی وقتها هزار برابر خدا مینویسد.@ گاهی وقتها بندهاش یک کار خوب میکند میگوید همه گناهان گذشتهاش را ببخشید یک خدای اینطوری اصلاً دوست ندارد هیچ کس جهنم برود پس وقتی خداوند اراده کند یک بندهای هدایت بشود یا اراده کند یک بندهای هدایت نشود گمراه بشود.@ این اراده یک اراده ثانویه است اراده اولیه نیست خداوند هیچ اراده اولیهای برای گمراه کردن کسی یا هدایت ویژه کسی ندارد اراده اولیه خداوند هدایت همه انسانهاست اگر یک انسانی بعد از اینکه هدایت عام آمد یعنی پیام انبیاء رسید فطرتش را فعال کرد از فطرتش توانست در بیاورد.@ من یک موقعهایی برای خارجیها که صحبت میکنم کسانی که اصلاً دین ندارند اسلام و ائمه را قبول ندارند وقتی این بحثهایی که برای شما میکنم برای آنها هم میکنیم ولی تمامش را من از خود نفس در میاورم به آنها میگویم چون اینها بحث دینی و آیه و قرآن را که حالیش نمیشود دانه دانه خدا و دین و پیغمبر و امام و همه اینها شهودی است در نفس ما هست.@ آیات قرآن تمامش در نفس ما هست وقتی برایش در میاورم میگوید چقدر راحت بود میگویم نگاه کن همیشه تو خودت داشتی این حرفها را میزدی همه در وجود تو هست یک کسی فطرتش را فعال کند میرسد گناه نکند منصف باشد تعصب نداشته باشد میرسد پیدا میکند اگر کسی به هدایت عام پاسخ مثبت داد خدا آنجا هدایت ویژه میگوید.@ این(فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ) بخواهد هدایتش بکند هدایت رحیمیه است هدایت ثانویه، و الا اراده اولیه خداوند به هدایت همه مردم هست خدا میخواهد همه هدایت بشوند پس این را نگوییم که خدا نخواسته این هدایت بشود.@ این حرف مفتی است خدا نخواسته این هدایت بشود خدا به قلبش مُهر زده اینکه در قرآن داریم خدا مُهر میزند به قلب بعضیها یا خداوند نمیخواهد هدایت بشوند خدا اراده کرده که اینها جهنم بروند اینها همه مال این بخش که بعد از اینکه هدایت اولیه آمده اینها پشت کردند جزای پشت کردن به فطرت گمراهی میشود.@ گمراهی هم نه اینکه خدا میخواهد چون خدا قضا و قدر گذاشته این به طور طبیعی خودش گمراه میشود مثل اینکه به شما میگویند این راه و مسیر را برو بعد شما گوش نمیکنی یک مسیر دیگری را میروی پس در آن حرف گوش نکردن ذاتاً انحراف وجود دارد.@ مثلاً میگویند مسیر مشهد از اینطرف است به طور طبیعی وقتی شما سمت مشهد نروی حرف گوش نکنی حرف راهنما را گوش نکنی از مشهد دور میشوی اینکه میگویی خداوند یک موقعی اراده کرده که یک کسی جهنم برود.@ منظور این هست که این بنده خدا آنقدر در مقابل این همه آیات الهی و فطرت مقاومت کرده در مقابل هدایت عام و این همه نشانه مقاومت و لجبازی کرده بعد یکدفعه قلبش منکوس میشود واژگونه میشود یعنی درست به جای اینکه هدایت را بخواهد ضلالت را میخواهد.@ الان شما نگاه کنید این صحبتهای شیطانپرستهایی که هستند در تهران هم هستند صحبتهایشان را که شما نگاه کنید این نه اینکه واقعاً دلیلی پیدا نکرده که خدا و دین و پیغمبر نیست نمیخواهد یعنی قرآن میفرماید(بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ) انسان دوست دارد گناه بکند و چون میخواهد گناه بکند لذت گناه در ذائقهاش آمده این لذت بر او غلبه کرده چون میخواهد آزاد باشد مدام آیات خدا را زیر سؤال میبرد.@ دین کجاست؟ پیغمبر کجاست؟ چه کسی خدا را دیده؟ چه کسی پیغمبر را دیده؟ معاد کجاست؟ شما در این ماهوارهها نگاه کنید شبکههای فارسی پر است از این شبهات برای جوانهای نادان و پاکدل ما میگذارند.@ اینها هم چون به هر حال پیش کسی نرفتند اطلاعات دستشان نبوده کارشناس نیست به اینها میگویند اینها هم خوششان میاید پیغمبر کجاست، معاد کجاست، آخرت کجاست، این چیزها نیست رد میکنند.@ پس دقت کنید وقتی میگوید(فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ) هنوز وارد بحث نشدیم داریم مقدمه میگوییم، هر کس را خدا اراده بکند که هدایتش بکند سینهاش را باز میکند صدره نه این سینه مادی، دلش را باز میکند صدرش را باز میکند انشراح میدهد تا اینکه تسلیم بشود و بپذیرد اسلام را، تسلیم شدن را بپذیرد.@ (وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ) اراده بکند که یک کسی را گمراه بکند گفتیم اراده خدا بعد از اراده انسان است من یک قاعده بدهم خدا کلاً در قرآن تابع انسان است خدا به عنوان خدا شروعکننده است شروع کرده سیستم را راه انداخته بعد میگوید بقیهاش به اراده تو، میخواهی جهنم بروی یا بهشت، هر چه تو بخواهی همان میشود.@ جهنم میخواهی بروی بفرما، بهشت هم میخواهی بروی بفرما(إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً) پس اینکه چون اینها این کار را کردند خدا این کار را کرد شما صدها نمونه در قرآن دارید که خدا میگوید من خشم و غضبم رحمتم هدایتم تابع بندهام هست تابع تصمیم بندهام هستم میایستم ببینم بنده چکار میکند.@ بنده اگر حرف گوش کرد تسلیم شد من پشتش میایم کمکش میکنم یک قدم نزدیک بشوی صد قدم میاید ولی نه اگر بنده بخواهد لجبازی و عناد بکند نخواهد جلو برود وقتی که پشت میکند خودبهخود نتیجهاش را هم خواهد دید پس دقت کنید جبر و قضا و قدر و این حرفهایی که میزنند جبر و سرنوشت و شانس و قسمت اینها همه حرفهای بیهودهای هست اینها بسته به اراده انسان دارد نه صددرصد، مشاعی هم هست.@ یعنی اراده خدا با بقیه ارادهها قاطی هست منتظر است ببیند که تو چکار میکنی. بحثمان سر شرح صدر است خداوند وقتی که هدایت کسی را بخواهد سینهاش را باز میکند این شرح صدر یعنی چی؟ اصلاً باز شدن سینه یعنی چی؟@ میفرماید(يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ) برای پذیرش اسلام سینه این را باز میکند حالا راجع به مکانیزم عملش یعنی ریاضیات عملش خیلی مهم است یعنی چطوری میشود این سینه باز میشود یعنی چطوری میشود که انسان بیمقاومت میپذیرد.@ یک مثال بزنم: عمومی شاگردان سر یک کلاسی آمدند یک شاگرد مورد توجه استاد قرار میگیرد استاد برایش سرمایهگذاری ویژه میکند ویژه تحویلش میگیرد این برای چیست؟ یعنی چکار کرده که استاد بیشتر تحویلش میگیرد؟ بیشتر از استاد اطاعت کرده یعنی تسلیمتر بوده نسبت به آن فرمولهایی که استاد داده.@ وقتی تسلیمتر میشود یعنی مقاومتش را در مقابل استاد پایین میاورد وقتی مقاومتش پایین میاید یادگیریاش بالا میرود وقتی یادگیریاش بالا رفت تخصص و آمادگیاش برای گرفتن درسهای ویژه و بالاتر بالا میرود.@ خوب دقت کنید مکانیزم خیلی مهم است هر چه شاگرد مقاومتش را کمتر میکند بدون مقاومت میشنود این زودتر شکل میگیرد و زودتر میپذیرد رویش هم تأثیر میگذارد اینکه:@

این است بعضیها با گوش حیوانی میایند سر کلاس مینشینند 20 سال، ولی چون با گوش حیوانی میاید میشنوند مقاومتش خیلی زیاد است ولی بعضیها نه اصلاً وقتی میخواهند سر کلاس بیایند اول یک عید قربانی آن بخش حیوانیاش را ذبح میکند بعد سر کلاس میاید.@ وقتی میاید سر کلاس مینشیند بدون مقاومت است نمیخواهد بیاید نقادی کند و زیر سؤال ببرد و لجبازی کند و شبهه از آن در بیاورد، میخواهد بیاید بشود وقتی میخواهد بیاید بشود میبینی که این خیلی سرعت میگیرد و میرود مقاومتش کم شده.@ وقتی مقاومت کم میشود مثلاً شما سر یک کلاس ورزش رزمی، یک کسی مقاومتش را کم میکند استاد میگوید خانه رفتید این حرکت را این تعداد انجام بدهید بعضیها میگویند استاد چه میداند که ما این حرکت را انجام دادیم یا ندادیم مثلاً میگوید برو نیم ساعت پایت را باز کن با 180 درجه فشار بیاور این کار را بکن.@ بعضیها میگویند ول کن همان باشگاه کافی است استاد میفهمد ممکن است به روی شاگرد نیاورد ولی استاد وقتی در باشگاه تمرین میدهد میبیند پایش 180 درجه باز نشده میفهمد که این تمرینهایش را انجام نداده چون همه چیز علامت و نشانه دارد.@ لذا بعضی از عزیزان میگویند استاد من یک برنامه دوتا برنامه گرفتم، بعد میگویم سؤالات چیست؟ بعد سؤالات را که گوش میکنم میبینم که این برنامه در خورد این نرفته برایش سیدی و کتاب تکراری مینویسم میگوید اینها را که خواندم میگویم فایده نداشته باید دوباره این تمرینها را انجام بدهی مدام باید تکرار بکنی تا بشوی وقتی نشدی و پوست کلفتی میکنی فایدهای ندارد.@ خدا هم اینطوری است وقتی یک نفر مطیع خداست یعنی بعد از اینکه هدایت عامه آمد به فطرت و انبیاء و عقل و شعورش پاسخ مثبت داد به علما و اساتید و مربیان به چیزهایی که میفهمد به قرآن هر چه تسلیم میشود این ظرفیتش بالا میرود این شرح صدر میشود یعنی این ظرفیتش بیشتر میشود.@ مثال بزنم: الان چه کسی میتواند ریاضیات سال دوم ابتدائی را خوب یاد بگیرد؟ کسی که ریاضیات سال اول را خوب یاد گرفته باشد، بعد میگوییم که این چطوری است که میتواند خوب یاد بگیرد؟ مثل اینکه این لیوان پر است یک درصدش خالی هست در این بیشتر الان میتوانیم چیز بریزیم یا این که خالی است؟@ این که خالی است این ظرف مادی است ظرف مادی هر چه خالیتر باشد ظرفیتش بیشتر است ما ظرف مجرد برعکس است یکی از دلائلی که ثابت میکنیم انسان نفس دارد روح دارد و مادی نیست این هست که انسان با یادگیری بیشتر ظرفیتش باید پر بشود مثل رَم کامپیوتر و رَم تلفن همراه باید هر چه یاد میگیرد ظرفیت پر بشود و یکجا بگوید جا نداریم.@ مثلاً الان بگویند یک اَبَر رایانه ساختند، بعد میگویند این چقدر جا میگیرد؟ میگویند اینقدر ظرفیت دارد یعنی بیشتر از آن نمیشود شما دیدید بشر یک کامپیوتر بسازد بعد بگویند هر چه اطلاعات به آن میدهی تازه بیشتر میخواهد؟ نه.@ از دلائل تجرد نفس همین هست که به بشر هر چه میدهی ظرفیتش بیشتر میشود علی(ع) فرمود(کُلُّ وِعاءٍ یَضیقُ بِما جُعِلَ فیه إلاّ وِعاءَ العِلم فَإنَّهُ یَتَسِّع) هر ظرفی نسبت به مظروف محدودیت نشان میدهد مگر ظرف علم چون هر چه به آن میدهی تازه بازتر و آمادهتر میشود که بگیرد.@ بعد از اینکه این شخص اطاعت کرد چون اصلاً جنسش مجرد است مادی نیست این تازه شرح صدر پیدا میکند آماده میشود که اطلاعات و معلومات و حقایق و نورانیت و لذت و حال و مکاشفه و مشاهده و خواب و جلوه بیشتری و خیلی چیزهای دیگر همینطوری ذره ذره زیاد میشود هر چقدر شما بدون مقاومت دنبال پیغمبر راه بیافتی ظرفیتت را بیشتر میکنند.@ حالا ما الان میخواهیم بدانیم خودمان که اینجا نشستیم همه ما که سر کلاس نشستیم یا کسانی که بعداً گوش میکنند ما شرح صدر داریم یا نداریم؟ قطعاً همه ما داریم یعنی هدایت داریم اما این هدایتها همه مراتب و درجات گوناگونی دارد.@ در مجمع البیان هست از پیغمبر سؤال میکنند که این منظور از شرح صدر چیست؟ حالا دقت کنید پیغمبر از چه جنسی معرفی میکند، میفرماید نوری است که خدا در دل مؤمن میافکند و بدان سبب سینهاش فراخ میگردد و گشاده میشود میگوید در دل مؤمن میاندازد یعنی اول اسلام، ایمان، خدا به این عرضه شد.@ این کار را خودش کرد تصمیمش را گرفت ایمان آورد بعد از اینکه ایمان آورد یواش یواش شرح صدر ماجرایش شروع میشود یعنی ظرفیتها بیشتر میشود حالا علامتش خیلی مهم است. عرض کردن آیا برای شناخت آن نشانهای وجود دارد؟ من از کجا بفهمم شرح صدر دارم؟@ چطوری آدم میفهمد که این شخص شرح صدر پیدا کرده یعنی ظرفیتش زیاد شده دارد توسعه پیدا میکند و بزرگ میشود چون شرح یعنی گشادگی و بزرگی، فرمود(اللهم ارزقنی التَّجافی عَن دارِ الغُرُور الإنابَۀُ إلی دارِ الخُلُود وَ الإستِعدادُ لِلمَوت قَبلَ حُلولِ الفَوت).@ خدا رحمت کند امام در رکوع آخر نمازشان این را میخواندند امام سجاد(ع) هم شب قدر شب 27 که ما خودمان هم قدر میگیریم معمولاً جایی قدر نمیگیرند تا صبح این دعا را میخواند(اللهم ارزقنی التَّجافی عَن دارِ الغُرُور الإنابَۀُ إلی دارِ الخُلُود وَ الإستِعدادُ لِلمَوت قَبلَ حلولِ الفَوت).@ حالا هر کس توضیح این را بیشتر خواست حتماً از مؤسسه آن بحث شب 27 را بگیرد که توضیح دادیم میگوید علامت اینکه یک نفر دارد وسعت پیدا میکند گشایش و شرح صدر پیدا میکند این هست که این شخص اولاً رویش را به سمت ابدیت و بهشت برمیگرداند یعنی برمیگردد از دنیا به سمت ابدیت نگاه میکند.@ مثال بزنم: الان بعضی از خانمها میایند میگویند من مشکل دارم مشکل قلبی و دلی و ذکر دارم با شوهرم مشکل دارم، میگویم میخواهی مشکلت حل بشود مشکل زناشویی چیزی نیست که حل نشود حل میشود مشکل وسواس دارم بله من خیلی راحت میگویم که حل میشود، بعد میگویند چطوری حل میشود؟@ میگویم شما یک دوره اطلاعات و مهارت، مهارت که میگوییم یعنی توانایی غیر از اطلاعات است مهارت که میگوییم یعنی دو چیز دارد یکی در آن اطلاعات است یکی تمرین است مثلاً شاد بودن یک مهارت است آرامش داشتن یک مهارت است.@ خندیدن و لبخند زدن و بوسه و نوازش خوب و عاطفی بودن و مؤدب بودن یک مهارت است این مهارت اول اطلاعات میخواهد شما اطلاعات را که کسب کردی باید روی آن اطلاعات تمرین کنی مثل نقاشی و خط و رانندگی، هر کس در این دنیا هر دارایی دارد از این دو راه است.@ اول اطلاعاتش را کسب کرده مثلاً آشپز خوبی است میتواند قورمه را خوب به عمل بیاورد یک کسی اصلاً نمیتواند فسنجان را خوب به عمل بیاورد ولی یک کسی میتواند فسنجان را خوب به عمل بیاورد قشنگ کار کرده، نشسته ببیند فسنجان خوب چطوری درست میکنند ترشی چطوری میگیرند که خوب در میاید.@ بعضیها که بلد نیستند میگویند اصلاً دست من به ترشی نمیاید این حاج خانم دستش خیلی به ترشی میاید این حاج خانم که خیلی خوب دستش به ترشی میاید مثلاً حلوا خوب میتواند درست کند تمرین کرده خانمها خرافهبازی در میاورند میگوید دست من به ترشی نمیاید.@ ما کلاس اول ابتدائی بودیم دوران ابتدایی یک دوستی داشتیم این پدرش خطاط خیلی زیبایی بود این قبل از اینکه مدرسه بیاید به این خط یاد داده بود این کلاس اول ابتدائی خطش از معلمها بهتر بود بعد آنقدر زیبا مینوشت ما سه نفر بودیم در یک میز مینشستیم این بغل دستی ما، من خطم متوسط بود آن خطش خیلی زیبا بود این وسطی خیلی خطش افتضاح بود.@ بعد یک موقعی میگفت فتحالله خیلی قشنگ مینویسی این مدادت را به من بده با مداد من عوض کنیم این فکر میکرد اگر مدادها را عوض کنند یا میگفت فتحالله تو دفترچهات را از کجا میخری؟ فکر میکرد که اگر دفترچه و مداد را عوض کند خط خوب میشود.@ مهارت یعنی اینکه من اطلاعات را کسب کردم تمرین زیاد کردم یکجا خرابکاری کردم یعنی تمرین به اندازه کافی نداشتم دیدید بعضیها مدام رانندگی میروند رد میشوند دفعه اول و دوم و سوم رد میشود یکدفعه فحش میدهد من یکجا بودم به افسر فحش میداد میگفت این افسر با ما لج است گفتم نه ول کن.@ ممکن است بعضی جاها هم دیدم افسرها لج میکنند واقعاً یک نفر را رد میکنند اما شما نمیخواهد این کار را بکنی شما اصلاً از قید رانندگی بگذر از قید گرفتن گواهینامه بگذر برو ذهنت را آزاد کن اصلاً برو کار کن.@ یکجایی فضای خوبی گیر بیاور یک مقدار رانندگی کن جایی که خطری نداشته باشد بعد که به آرامش رسیدی به اندازه کافی این کار را کردی بعد که کنار افسر میروی میبینی که راحت این کار را انجام میدهی.@ بعد به آنها میگویم میخواهی وسواست برطرف شود تمرینش این هست میخواهی خوش اخلاق شوی میخواهی فکرت را کنترل کنی که چطوری فکرهای بد نداشته باشی خوابهای خوب ببینی خوابهای بد نبینی، میخواهی بدبین نباشی میخواهی افکار منفی نداشته باشی میخواهی با خدا رابطهات در دلت خراب نشود تمرین دارد بعد میگویم انجام بده.@ غالب کسانی که سرشان کلاه میرود یعنی نمیتوانند آدمهای تحصیلکرده هستند یعنی دو گروه ما داریم همیشه بیشترین شکستها را میخورند کسانی که تحصیلاتشان بالاست اینها خیلی به این کارها نمیرسند و یکی هم آنهایی که خیلی پولدار هستند آنهایی که از سطح آسایش خوبی برخوردار هستند رشدشان کم هست استثناء هست.@ یک کسی که آسایشش بالا باشد آنقدر ظرفیت ایجاد کرده باشد که آسایش مانع حرکت به سمت ابدیت برایش نشود همان مشغول آسایش میشود باغ و خانه و ویلا دارد مسافرت خارج از کشور میتواند برود.@ به دانشجویان خودم وقتی تمرین میدهم میگوید استاد من مشغول امتحانات بودم، بعد میگویم چرا؟ میگوید استاد کارشناسی ارشد امتحان داشتم نمیتوانستم، این رویش را به سمت برنامه نکرده این برنامهای که قرار است او را شکل بدهد این رویش به سمت برنامه نیست.@ برنامه یعنی اینکه من این را پذیرفتم مثل اینکه الان بچه شما را گروگان بگیرند بگویند تا نیایید یک گُل قشنگ بسازید یا یک فرش خوب ببافید یک بافتنی خوب و غذای خوب، آزادش نمیکنیم تو وقتی میخواهی بروی یاد بگیری تمام رویت را به آن کلاس میکنی رو یعنی همه دل و توجهات را، خوب یاد میگیری چون برایت اهمیت دارد.@ الان طرف 40 سالش هست وضو بلد نیست بگیرد نماز خوب نمیتواند بخواند احکام غسل را بلد نیست بعد از او سؤال میکنند اسم دوازده امام را بلد هستی اسم ببری؟ میگویند نه بلد نیستم دوازده تا را پشت سر هم اسم ببرم، میگویم یک اطلاعاتی راجع به ائمه و چهارده معصوم داری؟@ میگوید ندارم، بعد باور کنید نشستم میبینم که این تمام تیمهای فوتبال ایتالیا و اسپانیا و آلمان و فرانسه را میشناسد دروازهبانها را میشناسد بازیکنها همه را میشناسد کدام جام چکار کردند همه را بلد است چه کسی ازدواج کرده چه کسی طلاق داده چه کسی چند بار ازدواج کرده همه را بلد است.@ میگویم تو چطور میتوانی صدها نفر اطلاعات را اینطوری یاد بگیری در تلویزیون دیدید اطلاعات میدهند یک نفر گول زده میگویند این باجناق فلان بازیکن هست در فلان تیم، آن موقع زنش اینطوری کرد شوهرش آنطوری کرد.@ گفتم تو چطور دوازده امامت را نمیتوانی اسم ببری اینها را چطور یاد گرفتی صد تا اسم، سرش را پایین انداخت یک جواب مردانه داد گفت علاقه است دیگه، علاقه یعنی روی آدم میرود به سمت یک برنامه. علامت اینکه یک نفر هدایت شده این است که عاشقانه به سمت آخرت نگاه میکند.@ عاشقانه به سمت ابدیت و آسمان و نظام ابدی انابه دارد انابه یعنی بازگشت، یعنی تصمیم میگیرد انسان باشد تصمیم میگیرد قواعد ابدی را رعایت بکند تصمیم میگیرد رشد بکند بدون مقاومت.@ من به تو برنامه دادم برنامهات هم نوشتم شش ماه فرصت داری این برنامه را اجرا کنی آن هم روزی دو ساعت، آن هم نه همه روز، چهار روز پنج روز در هفته، بعد از یکسال و نیم آمده میگوید من مشکل دارم، میگویم برنامهات چیست؟ میگوید برنامه مال یکسال و نیم پیش است، عمل کردی یا نه؟ نه.@ پس تو اصلاً رشد نمیکنی تو اصلاً رویت به سمت کلاس نیست کلاس میایی اما رویت به سمت کلاس نیست به سمت برنامه میایی و برنامه میگیری اما رویت به سمت برنامه نیست انابه نداری انابه مثل دیپلم که چطور بعضیها راحت میگیرند.@ چطور درس دانشگاه را جدی میگیرند چطوری خانه ساختن را جدی میگیرند چطوری ازدواج را جدی میگیرند چطوری یک خانه را دو خانه کردن جدی میگیرند چطوری تلاش برای اینکه یک ماشین را یک ماشین بهتر بکنند یا آن را دوتا کنند جدی میگیرند که یک سفر خارجی بروند و فلان کشور درس بخوانند جدی هستند.@ یعنی علاقه دارد شیفته است رویش را آنطرف کرده و فقط هم همان سمت را میرود هیچ صدایی را نمیشوند پدر و مادری که این همه برایش زحمت کشیدند به او میگویند این سفر به نفع تو نیست میگوید من میخواهم بروم این دختر به نفع تو نیست این پسر به نفع تو نیست.@ میگوید الا و بالله من همین را میخواهم من باید با همین شخص ازدواج کنم این را انابه میگویند یعنی رو کردن، علامت اینکه یک نفر واقعاً سالم متولد میشود به آخرت، شب اول قبر، موقع وفات این هست که به صورت جدی رویش به سمت ابدیت قرار میگیرد(إنابه إلی دار الخلود) یعنی خانه جاودانگی.@ وقتی میرود به سمت خانه جاودانگی دو اتفاق برایش میافتد یکی اینکه سطح شادی و آرامشش بیشتر میشود این صددرصد است این آدم حجم شادی و آرامشش یقیناً بیشتر میشود چون کسی که رو به آخرت میکند پشت به دنیا میکند دنیاست که در آن اضطراب و غصه هست.@ شما وقتی به دنیا پشتت را کردی و برایت چیزی مهم نبود اضطراب نداری کسانی که الان 40 سال نماز میخوانند آدمهای عصبی و پرخاشگر و بددهان و حسود و بدبین و فضول در کار دیگران هستند اینها دینداریشان به دادشان نمیرسد چون فقط صورت دین را دارند حفظ میکنند ولی رویشان به سمت آخرت نیست رویش به سمت دنیاست.@ حاج خانم است خیلی چادرش را محکم میگیرد فقط دماغش از چادر بیرون هست یک ارث به او رسیده، میبینی که پدر همه خواهر و برادرانش را سر ارث در میاورد یک عروس گرفته، میبینی که عروس را بیچاره میکند حاج خانم هم هست 40 بار مکه و کربلا رفته ولی آدم نیست خشن است.@ گفتن یا رسول الله فلان خانم شبها تا صبح نماز میخواند روزها روزه میگیرد فقط یک عیب دارد آن هم که بدزبان است پیامبر فرمود(لا خَیرَ فیها هِیَ مِن أهلِ النّار) کسی که بدزبان است خیری در او نیست این جهنمی است حالا هر شب هم نماز بخواند و هر روز هم روزه بگیرد وقتی دیگران را آزار میدهد دینداریاش هیچ فایدهای ندارد.@ تمسخر، اذیت، نیش زدن، به رخ کشیدن، سرزنش کردن اشتباهات دیگران، گذشته دیگران را به رخشان کشیدن، لغزششان را به رخشان کشیدن، خانواده من اینطوری خانواده تو اینطوری، زن من اینطوری زن تو اینطوری، شوهر من اینطوری شوهر تو اینطوری، پدر و مادر من اینطوری پدر و مادر تو اینطوری.@ یک دختر آورده این همسر توست امانت خداست در دست تو، روز قیامت باید جواب بدهی وضعیت پدر و مادرش را به رخ همسرش میکشد جهیزیه را به رخش میکشد که جهیزیه تو به درد نمیخورد اینجایش اشکال داشت ببین فلانی چقدر جهیزیه داد مرد یاد بگیر ببین چه چیزی برای زنش گرفته، این شخص اصلاً انابه ندارد به سوی دار الخلود.@ این اصلاً برای آدم شدن جدی نیست اگر میخواست آدم بشود دیگر حسادت و تکبر و بدبینی و بددهانی معنا نداشت این اصلاً نمیخواهد جدی باشد چون نمیفهمد که یکبار حسادت چقدر فشار قبر برایش میاورد.@ اگر میفهمید که یکبار حسادت، عصبانیت، کینه به دل گرفتن از یک کسی، فضولی کردن، رازداری نکردن چه بلایی در قبر به سر آدم میاورد این اصلاً این کارها را نمیکرد. به یک بنده خدایی گفتم خیلی آدم ظریفی بود خیلی اهل حال و از نظر معنوی با خیر است و واقعاً دستش پر است.@ به او گفتم حالت چطور است خوبی یا نه؟ گفت میتوانم خوب نباشم خدا جهنم را خلق کرده برای اینکه من خوب باشم با جهنم آدم میتواند بد باشد این جهنم را باور کرده این میداند یک بار عصبانیت چه پوستی از سرش میکَنند لذا به این راحتی عصبانی نمیشود غر نمیزند نق نمیزند بگومگو نمیکند.@ این فهمیده سبک شمردن نماز انسان را از شفاعت رحمۀ للعالمین محروم میکند دیگر اگر عمراً این در نمازش سهلانگاری بکند میفهمد که از زنا بدتر است چون پیغمبر زناکارها و قماربازها و مشروبخوارها را شفاعت میکند.@ ولی کسی که اهل بگومگو و غر و نق و حرف زدن و روی مخ طرف کار کردن رفتن روی مخ همسر و روی اعصاب آن راه رفتن است این اصلاً حیا میکند این کار را نمیکند بگومگو نمیکند اهل قیل و قال و مراء نیست.@ یکبار شنید که پیامبر فرموده کسی که مراء بکند من شفاعت نمیکنم نماز اول وقت نخواند شفاعت نمیکنم، تمام است این زود میپذیرد لجبازی ندارد در احکام اسلام، میخواهد نماز بخواند یک روز میخواند یک روز نمیخواند یک روز رعایت میکند یک روز رعایت نمیکند بعضی چیزها را رعایت میکند و بعضیها را رعایت نمیکند.@ ولی بعضیها نه، اینقدر مقاومتشان کم است استاد ما میفرمود بعضیها مثل چوب تر میمانند این را وقتی در آتش میاندازی برای اینکه بگیرد آب دارد مقاومت میکند آنقدر دود میکند یک عالم آدم را اذیت میکند تا یواش یواش این آبها برود و چوب خشک بشود تازه بگیرد.@ میگوید بعضیها نه مثل زغال هستند یعنی از چوب خشک هم بهتر هستند یکذره آتش کنارشان باشد زود گُر میگیرند و روشن میشوند بعضیها مثل باروت میمانند وقتی میزنی منفجر میشود.@ بسیجیان و رزمندگان را نگاه کنید 15 سالش هست 20 بار امام زمان را دیده 10 بار فاطمه زهرا و خانم زینب کبری را دیده، این 15 سال مگر چقدر مسیر را طی کردی و در کار آمدی چون مقاومتش را پایین آورده بنابراین به سن و سابقه و روحانی و مجتهد و سادات و انقلابی بودن نیست به این هست که کسی چقدر ضریب مقاومتش پایین باشد.@ هر چه ضریب مقاومت پایین است منفجر شدن و رسیدن راحتتر است اما وقتی که شما ضریب مقاومتت بالاست حرف گوش نمیکنی این شرح صدر نداری دل بسته است پس مرحله اول رو کردن به سمت آخرت است.@ طرف یکبار شنیده که مهریه سنگین خوب نیست نه خدا خوشش میاید نه پیغمبر خوشش میاید شگون هم ندارد مبارک نیست کینه میاورد وقتی فهمید خدا راضی نیست تمام، ولی این ده بار کلاس رفته حاج خانم میخواهد دختر شوهر بدهد ببین مهریه را چقدر زده آقا ببین مهریه را چقدر میزند این پوست کلفت است وقتی میشنود نمیشود.@ پیغمبر برای خودش گفته آیات قرآن و پیغمبر و حضرت زهرا به ما چه، به من چه اینها اینطوری زندگی کردند مهریه اینقدر. ما هنوز وارد اصل بحث انشراح نشدیم الان فعلاً داریم لفظش را میگوییم تا یواش یواش به آثارش برسیم(و الإنابَۀَ إلی دارِ الخُلُود) یک بحث است که قبلاً مفصل صحبت کردیم آنها که میخواهند خوب این مسأله را بفهمند علامت انشراح صدر را درسهای قبلی انسانشناسی را حتماً بگیرند کار کنند.@ معنایش کنم(وَ التَّجافی عَن دارِ الغُرُور) تجافی یعنی نیمخیز نشستن شما وقتی رکعت دوم میرسید چطوری مینشینید تشهد که میخوانند شما تشهد نمیکنید یکذره از نوک پا و یکذره از انگشتها را میگذاری کسانی که میخواهند مسابقه دو بدهند همه هیکلشان آماده است برای دویدن یا کسانی که میخواهند مسابقه ورزشی و اسبسواری بدهند خیلی آماده است که در برود خیلی آنجا نچسبیده که بنشینیم یک سیگاری هم بکشیم.@ در باز شود همه اسبها رفتند آماده پریدن این به دنیا نمیچسبد نیمخیز روی دنیاست، یعنی روی دنیا نمینشیند آنقدر خودش را وِلو بکند و وقت بگذارد پخش بشود که وقتی صدایش کردند برای مردن یا فرشته عزرائیل(ع) آمد گفت بلند شو برو، بگوید من هنوز نه خمس و زکات دادم نه از این حلالیت خواستم نه تکلیف مالی همسرم را مشخص کردم.@ نه وصیتنامه نوشتم حقالناس گردن من است نه اخلاقم را درست کردم این همیشه دنبال دکتر و مهندش شدن بوده این برای آخرت وقت نگذاشته فقط گذاشته روی ذهنش کار کرده همان بحثی که قبلاً گفتیم گفتیم خانوادهها معمولاً از پنج تا بخش شخصیتی یعنی سلامت و زیبایی، هوش، دین، عقل، اخلاق روی دوتا بیشتر سرمایهگذاری نمیکنند در بچههایشان.@ یکی سلامت باشند یکی اینکه هوششان خوب کار کند خوب مدرسه بروند دو شیفت کار کنند غیرحضوری و تیزهوشان بخوانند دکتر و مهندس و وکیل و وزیر بشود یعنی بچه دیگر آدم نیست آخرت ندارد دل ندارد اصلاً این بچه بچه پژمردهای است.@ میبینی که بچه الان دکتر و مهندس است بیشترین پژمردگیها، افسردگیها، طلاقها، خودکشیها در دیپلم به بالاست چون اینها فقط درس دادند خوانده حتی شوهر هم میکند رویش به شوهرش نیست چند وقت پیش مورد داشتیم زیاد داریم من رفیق دارم با رفیقها اینطرف و آنطرف میروم قلیان میکشم آنقدر شرائط برای پسر گذاشته که نگو.@ یعنی اصلاً رویش به شوهر نیست این اصلاً نمیخواهد شوهرداری کند اصلاً نمیخواهد به همسر دل بدهد حالا شوهر هم کنارش باشد حالا گفتن شوهر نکنیم بد است ممکن است دیر بشود بعداً بهتر از این گیر نیاید حالا تو هم بیا این کنار بایست ته صف بایست اول من رفیق و دانشگاه و کنکور و پدر و مادر دارم.@ اصلاً علت اینکه اسلام میگوید وقتی زن شوهر کرد بدون اجازه شوهر پیش پدر و مادرش هم نمیتواند برود یعنی اینکه بتواند به زندگی دل بدهد اما الان این دختر مریض است اینقدر به پدر و مادر وابسته است که نمیتواند شوهرداری بکند.@ مادر مریض است اینقدر به بچهاش وابسته است نه میتواند اجازه بدهد این راحت شوهر بکند وقتی هم شوهر میکند اینقدر در زندگیاش دخالت میکند که به زندگیاش گند میزند پدر و مادر دخالت میکند این اصلاً آمادگی ندارد این اصلاً رویش به سمت شوهرداری نیست هزارتا معشوق دارد.@ یعنی این شوهر در واقع شوهر چندمش است خود ما هم اینطوری بودیم وقتی میخواستیم برویم زن بگیریم خواستگاری رفتیم به خانم گفتم من خودم چندتا شوهر دارم آمدم شوهر شما بشوم من جبهه و حوزه باید بروم حالا اگر زن ما میشوی بسم الله، ولی خدا مرد را اینطوری آفریده که یک زن میگیرد چندتا شوهر میکند.@ چون خدا و اجتماع و پدر و مادر باید از او راضی باشند با رضایت زنش نمیتواند بهشت برود ولی زن خدا راحت کرده میگوید یک شوهر راضی باشد تمام است بهشت میروی اگر پدر و مادرت هم راضی نبودند نبودند.@ آنوقت دختر نادان میاید به خاطر رضای پدر و مادرش با شوهر درگیر میشود به خاطر رضایت خواهر و برادرش با شوهر درگیر میشود بعد در زندگیاش گند میخورد و خراب میشود. تجافی یعنی اصلاً نچسبیده این شخص وقتی به او میگویند هفته دیگر میخواهی بمیری سرطان داری با سرماخوردگی برایش هیچ فرقی نمیکند.@ خدا رحمت کند مرحومه خانم سمیعی چقدر هم مصائب داشت ولی چقدر هم آرامش داشت در جوانی شوهرش شهید شده بود بعد ازدواج کرده بود بعداً گرفتاریهای زیادی هم برایش پیش آمده بود در جنبههای مختلف، بعد سرطان گرفت سرطان سختی بود.@ خیلی طولانی بود چقدر شیمیدرمانی کرد چون خودم هم سرطان داشتم حالتها را میفهمیدم او چه وضعیتی دارم این زن آزاد و شاد، رویش آخرت بود بعداً چندتا وصیت زیبا پیش من آمد کرد دیدم چقدر این آماده است اما یک کسی که تجافی ندارد این آنقدر گرفتار شد به دنیا چسبیده افسردگیها را شما نگاه کنید 8% افسردگیها جای نگرانی دارد.@ 92% چیزهایی که ما برایش در طول روز نگران میشویم همهاش شیطانی است مال خودمان نیست مثلاً اگر شوهرم بمیرد چکار کنم بچهام بمیرد چکار کنم اگر رفت تصادف نکنیم با هواپیما سقوط کند مثلاً قبلاً از گذشته غصه میخورد اگر بعداً بمیرد، این حرفها چیه.@ یک کسی امام رضا بالای سرش رفته بود آمد گریه میکرد به امام رضا گفت بیا که برادرم دارد میمیرد بعد امام رضا بالای سر برادر آمد حالا برادر هم داشت زارزار گریه میکرد برای برادرش که دارد میمیرد امام رضا بالای سرش آمد و خندید هیچی نگفت.@ احوالپرسی کرد بعد یک کسی به او گفت آقا الان چه وقت خنده بود شما برای چه میخندید این داشت میمرد؟ گفت این برادر که دارد گریه میکند خودش زودتر میمیرد این میمیرد این خوب میشود.@ من وقتی سرطان داشتم رفیق خیلی باصفایی داشتم آرایشگر بود من شیمیدرمانی کرده بودم دکتر گفت خودت آرایشگاه برو چون این میخواهد یک هفتهای بریزد خودت آرایشگاه برو تا یکسال در نمیاید.@ این داشت سر من را میزد خیلی هم ابراز علاقه میکرد و اشک هم میریخت که من سرطان گرفتم من که اصلاً ناراحت نبودم من خودم آنقدر انبساط و شادی داشتم به او گفتم ناراحت نباش خودش سرطان گرفت و رفت الان دو سال است به رحمت خدا رفته.@ امام هادی(ع) را خلیفه عباسی متوکل لعنۀ الله علیه صدا کردند یک کار فسق و فجوری و مسخره کردن دیگران، حضرت فرمود بعضی از آدمها قبرکن قبرشان را کَنده کفنشان آماده است کافور و سدر و آبشان هم آماده است اینها هنوز مشغول مستی هستند.@ این الان مشغول مستی است حواسش نیست که فردا قرار است او را در کفن بپیچند این را گفت و رفت فردا متوکل مُرد. یک موقعی من بهشت زهرا میروم میبینم قبرها را کَندند میگویم قرار است تو در کدامش بخوابی، بارها شده این صحنه را زیاد دیدم که رفتیم یک کسی را دفن کنیم یک نفر داشته کارها را انجام میداده.@ برادر خودم یکی، یک انس زیادی به مادربزرگ ما داشت مادربزرگ ما فوت کرد برادر ما خیلی پکر و ناراحت بود خیلی غصه مادربزرگم را میخورد چهلم مادربزرگم گذشت برادرم هم رفت قبرشان نزدیک هم است.@ اصلاً آدم نمیداند تجافی این است یعنی شما کَندید وقتی سوت میزنند میگویند در قبر بیا اصلاً آدم کیف میکند وقتی برایش سوت میزنند این یک عمر منتظر است عزرائیل(ع) را ببیند چون تولد پیدا میکند عزرائیل او را میبرد پیش پنجتن و چهارده معصوم و 124 هزار پیغمبر و یک عالم از شهدا و بزرگان و اولیاء و پیش مادرمان فاطمه زهرا میبرد.@ این شب تا صبح وقتی اسم عزرائیل میاید قند در دلش آب میشود که چه موقع میایی در فراق عزرائیل(ع) شعر میگوید لذت میبرد این عزرائیل را ببیند برای آمدنش اشتیاق دارد، موت یعنی چی؟ یعنی ملکی هست که من را از رحم در میاورد و متولد میکند به خانه اصلیام.@ میروم پیش خانواده آسمانی خودم، این برای رفتن اشتیاق دارد همه کارهایش را کرده آماده است اینقدر برنامهریزیش در زندگی دقیق بوده اینقدر خوب برنامهریزی کرده که هر وقت صدایش میکنند با خوشحالی میرود اما یک کسی که الان 80 سالش هست و آماده نیست من خودم آن موقعی که گفتن سرطان داری سی و خوردهای سالم بود.@ مطب دکتر رفتم گفت اینطوری است حالا نمونهبرداری میکنیم اما میگویم احتمالاً سرطان است، بیرون آمدم دیدم یک پیرمردی قبل از من آمده بود نشسته دارد گریه میکند 80 سالش بود غصه میخورد به خودش فحش میداد که به من گفتن سیگار نکش آخر هم سرطان گرفتم، گفتم چند سال داری؟@ گفت 80 سال، گفتم من نصف تو هم سن ندارم من هم سرطان گرفتم تو 20 سال قاچاقی زنده بودی هنوز ناراحتی که سرطان گرفتی این چسبیده این مرگ برایش خیلی وحشتناک است خیلی سخت است اگر مرگ سراغش بیاید به قبر برود حالا تا بفهمد مرده چند سال طول میکشد اصلاً آماده نیست.@ علامت شرح صدر این هست که آدم برای بهشت خودش را تربیت بکند چون به آخرت اشتیاق دارد خودش را آماده میکند خودش را تربیت میکند اصلاً به اینجا نمیچسبد نوع برنامهریزیهای درسیاش، آن چهار چیز انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکارش رویش به آخرت است.@ انتخابهایش آخرتی است ارتباطاتش آخرتی است رفتارش آخرتی است افکارش هم آخرتی است اصلاً اینجا هیچی را جدی نمیگیرد همیشه به سمت آخرت است. یک موقعی چندتا از رفقا آمدند گفتند آقا ما میخواهیم برای امام زمان کار کنیم خیلی علاقه داریم برای امام زمان کار کنیم برای ما برنامهریزی کن دیر میشود.@ ما عمرمان چنین و چنان شده، گفتم به یک شرط برایتان برنامهریزی میکنم، گفتن هر چه بگویید ما گوش میکنیم، گفتم به شرطی که همانطور که قرآن میگوید فاسق نباشید، گفتند یعنی چی فاسق نباشید؟ گفتم قرآن میگوید کسی که خدا و اهل بیت برایش از خانوادهاش و کارش و شغلش و تجارت و کارهای دیگرش مهمتر نیست فاسق است.@ گفتند نه ما آماده هستیم کار به آنها سپردیم به آنها تکیه کردیم بعد دیدیم غیب شدند گفت نمیرسم شرکت دارم کارخانه دارم کارم زیاد است آنقدر کار دارم سرم شلوغ است آنقدر گرفتارم اصلاً نمیرسم.@ گفتم روز اول مگر عهد نکردی که کار امام زمان از کار شخصیات مهمتر باشد یعنی امام زمان نمیارزید برایش کار کنید نمیصرفید؟ نمیصرفید خودت را وقفش بکنی واقعاً برایش وقت بگذاری؟@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@