اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ چون ایام محرم هم نزدیک هست و ما در آستانه ماه محرم هستیم من مقداری درباره موضوع بحث خودمان صحبت میکنم و مقداری هم درباره ماه محرم و وظائفی که داریم ما در طول این بحثهایی که در این چند سال در انسانشناسی داشتیم نکته خیلی مهمی که در بحث انسانشناسی هست این هست که اولاً هر کس باید یک نگاه ابدی به خودش داشته باشد و به بلندای ابدیت عاشق خودش باشد.@ انسان تا حبّ ذاتی که دارد عشقی که به خودش دارد و خداوند در هر انسانی عشق به خود را قرار داده هر انسانی عاشق خودش هست ولی وقتی شناختهایی که ما از خودمان داریم کوچک میشود و شناخت دنیایی میشود آن حبّ ذات تمام عشق انسان به خودش یک عشق محدود دنیایی هست نه یک عشق جاودانه.@ لذا به خودش جاودانه نگاه نمیکند جاودانه عاشق خودش نیست تمام آن عشقی که دارد را خدا به خودش داده میخواهد در کمالاتی که انسانی نیست پیاده کند یعنی در واقع انسان عاشق ناخودش میشود و عاشق خود دروغینش میشود چون خود دنیایی ما خود جنسی ما خود دروغین ماست.@ وقتی نگاه غلط شد همه آن عشق دروغین هست با اینکه تلاش میکنیم خودمان را شاد بکنیم آرام کنیم ولی چون اساساً برای خود حقیقی کار نمیکنیم و برای خود دنیایی و خود موقت و خود حیوانی کار میکنیم طعم آرامش و طعم شادی را نمیتوانیم احساس بکنیم.@ آن چیزی که خیلی مهم هست این هست که انسان به خودش یک نگاه ابدی پیدا بکند و به بلندای ابدیت عاشق خودش بشود این کلید و رمز همه خوشبختیها شادیها و آرامشها در انسان هست.@ یعنی اگر میخواهد انتخاب بکند ارتباط داشته باشد رفتاری داشته باشد و فکری را داشته باشد همه این چهار مرحله انتخاب ارتباط رفتار و افکار و عقائدش را براساس عشق ابدی به خودش داشته باشد نه عشق زمینی و موقت نه عشق دنیایی.@ وقتی که انسان عشق ابدی به خودش پیدا میکند به لوازم یک خوشبختی ابدی فکر میکند که اگر من بخواهم در حیات ابدی خودم خوشبخت باشم به چه چیزی نیاز دارم من هم میخواهم در دنیا آرامش و شادی داشته باشم هم در آخرت آرامش و شادی داشته باشم من هم میخواهم در دنیا خوشبخت باشم و هم در آخرت خوشبخت باشم.@ بنابراین به این فکر هست که در نظام ابدی چگونه میتوان خوشبخت بود و در نظام دنیایی چگونه میتوان خوشبخت بود در مورد دنیا که توضیح زیاد دادیم که ما باید در دنیا چطوری برنامهریزی بکنیم چه مهارتهایی را باید یاد بگیریم که بتوانیم در دنیا شادی و آرامش داشته باشیم.@ یک موقع هست انسان در کار اقتصادی ممکن است شکست بخورد یک موقع هست ممکن است در ازدواج ممکن است شکست بخورد یک موقع هست ممکن است در کار علمی شکست بخورد اما لزوماً هیچ شکستی نباید منجر به از دست رفتن شادی و آرامش ما بشود.@ اگر کسی نتواند در دنیا شادی و آرامش خودش را با حوادث حفظ بکند معنایش این هست که خود حقیقیش را نمیشناسد و با کانونهای شادی و آرامش هنوز نتوانسته ارتباط برقرار بکند خداوند انسان را آنقدر ضعیف نیافریده که با مشکلات دنیا با سختیهای دنیا با حوادثی که در دنیا برای ما پیش میاید.@ مثلاً طلاقی پیش میاید بدهکاری پیش میاید ورشکستگی پیش میاید یا مرگومیری برای اطرافیان پیش میاید تنهایی پیش میاید خداوند اینقدر ما را ضعیف نیافریده که با وجود این مشکلات مچاله بشویم احساس پوچی بکنیم احساس شکست بکنیم.@ اگر یک کسی این احساسات به او دست میدهد و در جهان امروز این احساسات را تحت عنوان استرس و اضطراب اسمگذاری میکنند این برای این هست که جهان امروز از شناخت حقیقی انسان عاجز مانده در علوم انسانی روز در علوم انسانی که الان حاکم هست در کل دنیا هیچ وقت انسان به معنای حقیقیش به او معرفی نکردند.@ اصلاً او را به بلندای ابدیت آنطور که خدا آفریده و معرفی کرده معرفی نمیشود جهان برای انسانی کار میکند که انسان نیست برای یک انسان قلابی و برای یک بخش غیر حقیقی از انسان به اسم انسان دارد کار میکند.@ لذا هر چقدر علوم پیشرفت میکند نه تنها هنجارها آرامشها و شادیها به دست نمیاید بلکه ناهنجاریها ناآرامیها و ناخوشبختیها بیشتر میشود چند روز پیش شنیدید که تلویزیون میگفت که 68% دانشجویان استرالیا بیماری روحی روانی دارند و این آمار فقط مال استرالیا نیست مال همه جای دنیا هست.@ حتی در کشور خود ما هم همینطوری هست یعنی هر چقدر تحصیلات و ثروت بیشتر شده ناآرامی اضطراب به هم خوردن زندگی بیشتر شده بیشتر خودکشیها بیش از 70% طلاقها در طبقات تحصیلکرده است.@ چون ما در این دنیا داریم با تحصیلات با علوم با ثروت انسانی را پرورش میدهیم که بخش حقیقی ما نیست اساساً او انسان نیست که دارد تربیت میشود این یک موجود طبیعی دنیایی زمینی است با یک بدن جنسی بدن زنانه یا بدن مردانه که دارد رشد میکند.@ بخش اصلی که بخش جاودانه است بخش اصلی که از جنس خداست آن معمولاً مغفول واقع میشود مورد غفلت و فراموشی هست وقتی که یک نفر به بلندای ابدیت عاشق خودش شد فکر میکند که من در حیات ابدی و در حیات دنیایی چگونه میتوانم خوشبخت باشم.@ رمز خوشبختی در حیات دنیا و در حیات آخرت 1 ـ عشق جاودانه به خود است 2 ـ براساس آخرت زندگی کردن هست یعنی براساس نظام ابدیت زندگی کردن هست مثل یک جنین، یک جنین سالم زمانی میتواند از رحم خوب استفاده بکند که 1 ـ براساس دنیا زندگی بکند یعنی تلاشش برای تولد سالم باشد.@ وقتی که یک جنین تولدش برای یک تولد سالم هست نظام زندگیش در رحم هم در واقع سروسامان گرفته پس اگر کسی یک شور و عشق و آرامش و خوشبختی آخرتی و دنیایی را لازم دارد باید براساس آخرت زندگی بکند.@ در آخرت فقط یک چیز به درد ما میخورد کمااینکه در تولد جنین از رحم مادر به دنیا فقط یک چیز به درد میخورد و آن بدن سالم هست در تولد جنین از رحم به مادر، بدن سالم و از رحم دوم ما دنیا به آخرت قلب سالم به درد میخورد این تمام سرمایه یک انسان هست.@ الان شما ببینید وقتی میگویند یک آدم خوشبخت است یا موفق است به یک نفر بگویند آقا شما بنویس روی کاغذ خوشبخت هستی یا موفق هستی به ندرت پیدا میشوند آدمهایی که وقتی میخواهند بنویسند علائم موفقیت و خوشبختی را با نظام آخرتی حساب کنند همه با نظام دنیایی حساب میکنند.@ یا مثلاً الان یک جوان خوشبخت چه جوانی هست یک مرد خوشبخت یک زن خوشبخت آیا شما خوشبخت هستید؟ یک کسی مینویسد نه من خوشبخت نیستم چون در زندگی زناشویی شکست خوردم خوشبخت نیستم چون نتوانستم درسم را ادامه بدهم خوشبخت نیستم چون مشکلات مالی دارم خوشبخت نیستم چون مستأجر هستم.@ در حالی که اینها هیچ کدام ملاک خوشبختی و بدبختی نیست و این دروغ است که مشهور هست در سر ما کردند به خاطر اینکه ما نوع نگاهمان به خودمان یک نگاه طبیعی و دنیایی هست و یک نگاه جنسی هست تمام خوشبختیها و بدبختیها را برگرداندیم به بخش جنسی خودمان، به بخش طبیعی خودمان، بخش انسانی اساساً رها شده.@ لذا نمینویسد من خوشبخت هستم چون الان عاشق خودم هستم چون ایمان دارم این حسها را معمولاً منتقل نمیکنند آنهایی هم که دارند قدرش را نمیدانند با کوچکترین حوادثی در دنیا احساس بدبختی میکنند و با به دست آوردن یک ذره از دنیا احساس خوشبختی میکنند.@ یعنی شادیهایشان شادیهای کودکانه است غصههایشان هم غصههای کودکانه هست یعنی چون با نظام کودکی و بچگی نگاه میکنند با نگاه جنسی و محدود نگاه میکنند هم شادیهایشان بچگانه است هم غصههایشان بچگانه است.@ اصلاً بر اساس نظام آخرتی شادی ندارند براساس نظام آخرتی هم غصه ندارند و این باعث میشود که اینها دچار خسران بشوند یعنی هم دنیا را از دست بدهند و هم آخرت را از دست بدهند.@ وقتی که ما دنیایی نگاه بکنیم الان اهل دنیا آنهایی که خودشان را انسان نمیبینند آنهایی که خودشان را با نگاه ابدی نگاه نمیکنند ملاکهای خوشبختی را چه میدانند؟ ازدواج، تحصیلات، داشتن مسکن، اینها را میدانند یک ازدواج موفقی بکنند تحصیلاتی داشته باشند مدرک تحصیلی داشته باشند.@ پستی مقامی شغل خوب و خوش درآمدی داشته باشند بچهای داشته باشند بتوانند تفریح بروند مسکن داشته باشند اتومبیلی داشته باشند اینها را علامت موفقیت میدانند الان دغدغهها اینهاست در زندگی دنیایی وقتی که انسان خودش را غلط نگاه میکند دغدغهها همین چیزها میشود.@ چطوری برایش غصه میخورد چطوری وقتی به دستش میاورد چطوری تلاش میکند به آن برسد وقتی یک نفر نگاه ابدی به خودش داشت بزرگترین دغدغهاش داشتن یک قلب سالم است یعنی این اصلاً اضطراب بخشهای دیگر را ندارد اینکه ازدواج کرد یا نکرد یا اگر داشت از دست داد مُرد یا طلاق گرفت.@ یا مثلاً چه چیزی میخورد به حداقل بخور نمیر هم راضی هست چه چیزی میپوشد این اصلاً برای مهم نیست این الان برایش مهم هست که من اگر سوت پایان را زدند زندگی ابدیم واقعاً شروع میشود این دروغ نیست تعارف نیست.@ من به محض اینکه سوت پایان را بزنند همین تمام شد من دوران حیات ابدیم در یک نظامی که هیچ کدام از چیزهایی که اینجا داشتم دیگر به درد من نمیخورد نه مدرک تحصیلیم به دردم میخورد نه پستم به درد میخورد نه زن و فرزندم به درد میخورد نه مال و منالم به درد میخورد اصلاً زندگی آنجا یک زندگی دیگر هست با نیازهای دیگر با یک شرائط زیستی دیگر.@ و چون یک زندگی هست که میلیاردها برابر از اینجا بزرگتر هست چقدر بزرگ است؟ به اندازهای که دنیا از رحم مادر بزرگ است برزخ چقدر بزرگتر از اینجاست چقدر پیشرفتهتر از اینجاست چقدر پیچیدهتر از اینجاست چقدر باشکوهتر از اینجاست همین قدر که دنیا نسبت به رحم بزرگ و پیچیده و باشکوه هست ما نمیدانیم چقدر است فقط خدا میگوید کسی نمیتواند بفهمد.@ اگر جنین در رحم مادر بفهمد که دنیا چیست ما هم در اینجا میفهمیم که آخرت یعنی چی نظام برزخی یعنی چی ملکوت یعنی چی حالا من چند دقیقه دیگر چند روز دیگر چند ساعت دیگر از اینجا میروم وقتی میروم آنجا وارد یک نظامی میشوم که آن نظام واقعاً احتیاج به قلب سالم دارد.@ همانطور که اگر جنین در رحم مادر بدن سالم نداشته باشد هیچ اشکالی ندارد اشکال وقتی تولد پیدا میکند پیش میاید در رحم مادر این سر نداشته باشد پا نداشته باشد دست نداشته باشد زنده است ما جنین زنده داریم تا لحظهای که میخواهد متولد بشود.@ وقتی متولد میشود شما بروید عکسهایش را نگاه بکنید بچههای ناقص الخلقه این بزرگ شده تمام مدت در شکم مادر این رشد داشته اما نه دست داشته نه پا و سر آورده فقط یک تکه گوشت است اما زنده بود رشد کرده.@ دردسر، بدبختی، مرگ کجا پیش میاید؟ موقعی که به دنیا بیاید و هیچ چیزش شبیه اینجا نیست این کوتاهیهای پدر مادر هست که پدر مادر یک کوتاهیهایی میکنند که آنها آن مدلی متولد بشود یا فضای آلوده هوا شرائط زیستی یک طوری این حالت را ایجاد میکند.@ پس ما الان ممکن هست دردی احساس نکنیم از اینکه قلبمان سالم نیست البته امکان ندارد انسان درد احساس نکند ولی درد گاهی وقتها انسان به خاطر بعضی از مشغلهها متوجه نمیشود که چطوری هست یعنی یک سلسله از مشغلهها گاهی وقتها نمیگذارد آدم درد را احساس بکند.@ وقتی که دست میسوزد از یک حدی وقتی میسوزد عصب دیگر کار نمیکند وقتی عصب کار نکرد هر چقدر سوخت این اصلاً متوجه نمیشود که چقدر خسارت دیده فکر میکند هیچ خسارتی ندیده بعداً میرود بیرون متوجه میشود که این موقع کار و عملیات که میشود میبیند که من هیچ کدام از آن حسها را ندارم نمیتوانم الان این کار را بکنم شدت سوختگی گاهی وقتها اینطوری هست.@ گاهی وقتها انسان اصلاً متوجه نمیشود که چه خسارتی دارد به خودش میزند اصلاً متوجه نیست ولی بعداً که یک دفعه تولد حاصل میشود یا خیلی اوضاع ساکتتر میشود تازه میفهمد که چه بلایی سر خودش آورده.@ تازه میفهمد که حسادت و تکبر با جانش چکار کرده خودخواهی، زودرنجی، حساسیت، عصبانیت، خودکمبینی، افسوس گذشته، حرص و جوش بیخود آینده را خوردن چکار با روح این چقدر این را بدبختش کرده آن موقع که ما مشغول هستیم خیلی متوجه نمیشویم آنوقت این درد را کمتر احساس میکند ولی یواش یواش این زهر خودش را نشان میدهد که چکار کرده با وجود ما.@ واقعاً اگر یک نفر شناختش صحیح باشد این آدم باید بزرگترین غصه زندگی سالمسازی روحش باشد. یک فرمایش شریفی هست از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که(مَن صَحَّت مَعرِفَتُهُ اِنصَرَفَت عَنِ العالَمِ الفانی نَفسُهُ وَ هِمَّتُه) اگر کسی که معرفتش درست باشد همتش و نفسش از عالم فانی رویگردان میشود به سمت ابدیت.@ شما یک جنین سالم را چطوری میبینید؟ جنینی هست که همتش و ارادهاش متوجه رحم نیست متوجه دنیاست فقط دنیا را میبیند میگوییم این جنین جنین به درد بخوری هست جنین باهوشی هست جنین عاقلی هست جنین سالمی هست که فقط دنیا را دارد میبیند.@ یک جنین اصلاً رحم را جدی نمیگیرد هر 40 روز یکبار اول نطفه است بعد مضغه علقه همینطوری رشد میکند و شما وقتی سونوگرافی میگیرید و عکس میگیرید میگویید این دائماً دارد با تلاش خودش را برای تولد آماده میکند خیلی در رحم جدی نیست یعنی به همان یک ذره خونی که میخورد راضی هست.@ چون میگوید قرار نیست من اینجا بمانم به یک جای تنگ راضی هست فقط خودش را دارد برای دنیا آماده میکند که قرار است میلیاردها میلیارد برابر بزرگتر از دنیا باشد میگوید من میروم آنجا استفاده میکنم هر چه اینجا بیشتر کار کنم آنطرف راحتتر تولد پیدا میکنم.@ در رحم دنیا هم اینطوری است اگر یک نفر واقعاً خودش را شناخته باشد علی(ع) میفرماید اگر یک نفر معرفت صحیحی داشته باشد اگر معرفت نداشته باشد که حضرت میفرماید(أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) مثل چهارپا هستند یا بدتر از چهارپا، ولی میزان انسانیت انسان قبلاً هم راجع به آن توضیح دادیم معرفت انسان هست.@ حالا حضرت میفرماید اگر یک نفر واقعاً خودش را شناخته باشد خودش را درست شناخته باشد یعنی با همان نگاه ابدی نگاه بکند همتش تصمیماتش غمهایش غصههایش دغدغههایش شادیهایش همه آخرتی میشود یعنی رنگ آخرت پیدا میکند.@ برای دنیا عصبانی نمیشود برای دنیا افسوس نمیخورد به خاطر دنیا احساس کوچکی نمیکند با یک طلاق با مردن یک نفر با یک تصادف با از دست دادن یک قسمت از بدن با ورشکستگی اقتصادی با مستأجر و مالک بودن اصلاً دلش بسته به طبیعت نیست که با اینجا شاد بشود و با از دست دادنش غصه بخورد.@ این آدم خیلی آدم باشعوری هست آدم عاقلی هست آدم بزرگی هست این تمام دغدغههایش را برده گذاشته برای آخرت، برای همین رمز شادی و آرامش در معرفت صحیح است اگر کسی میخواهد همیشه شاد باشد و همیشه آرام باشد تعبیری که قرآن دارد.@ چون گفتیم قرآن مؤمن را به میزان شادی و آرامشش قبول دارد یعنی کسی را که شاد نیست و آرامش ندارد قرآن این را اصلاً مؤمن نمیداند چون اصلاً ارتباطی با کانون شادی و آرامش ندارد این بلد نیست در دنیا شاد باشد عرضه ندارد از کانون شادی و آرامش استفاده بکند.@ اگر یک نفر معرفتش درست باشد حتماً شادی و آرامشش هم رنگ ابدی پیدا میکند و بزرگترین دغدغه این شخص این هست که من چقدر سالم هستم واقعاً من موقع مردن سالم متولد میشوم این شخص بزرگترین دغدغهاش این هست که حسود نباشد بداخلاق نباشد زودرنج نباشد حساس نباشد بددهان نباشد غصهخور نباشد این برایش اینها خیلی مهم است.@ این آدم برایش این قلب سالم مهم است سالم از غصهها سالم از اضطرابها سالم از تشویشها سالم از بیماریها سالم از تکبر سالم از خودبینی این شخص همه غصهاش این هست که اگر یکبار از خودش یک حسادتی ببینید اینجا غصهاش میشود که چرا من در این موضوع حسادت کردم.@ چون میداند اگر با حسادت آنطرف برود صدها سال باید در جهنم بسوزد تا این حسادت از او گرفته بشود میداند اگر با عصبانیت آنطرف برود چقدر باید دردسر بکشد تا این عصبانیت در قبر از او پاک بشود برای همین این اینجا فقط غصهاش سلامت است.@ مثل غصههایی که یک جنین در رحم مادر دارد برای تولد سالم این برایش مهم است که فقط سالم متولد بشود چون میخواهد برای نظام ابدی سالم متولد بشود دیگر اینجا با هیچ کس درگیری ندارد سر دنیا چون همه غصهها و غمهایی که در دنیا هست مال تعلقات دنیایی هست.@ آزاد آزاد است نه با کسی سر چیزی دعوایش میشود نه حسادتی دارد نه بداخلاقی دارد نه کشمکشی دارد هیچی، چون معرفتش یک معرفت صحیح است این درست خودش را برای آخرت تنظیم کرده اگر غصه داشته باشد غصهاش این هست که آیا من مریض شدم یا نه.@ دیگر این در خانه اگر با شوهرش با همسرش با زنش با فرزندش با پدر مادرش مشکلی پیش بیاید مسئلهاش این نیست که این مشکل پیش آمده مسئلهاش این هست که در این ارتباطی که الان پیش آمده من نباید مریض بشوم من نباید خراب بشوم من نباید آلوده بشوم وقتی هم به این اصالت میدهد دیگر راحت میشود دیگر کسی با او کاری ندارد.@ چون دعواها سر این جیفه دنیا اتفاق میافتد وقتی من این جیفه برایم اهمیت ندارد دعوا هم با کسی ندارم یک آدم آرام یک آدم شاد و راحت هستم و دارم خودم را برای نظامی که بینهایت بزرگتر از اینجاست آماده میکنم.@ شما نگاه کنید در سوره آل عمران ما را به کجا دعوت کرده(وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) سرعت بگیرید به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی، حالا این حرفها راست است یا نه؟ یعنی خدا راست گفته؟ او که ما را آفریده عالم را آفریده دنیا و آخرت را آفریده دارد این را به ما راست میگوید؟.@ بیایید به سمت بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است اگر آدم یک ذره این را باور بکند بینهایت شادی در دلش میاید اگر یک ذره این را باور بکند تمام کینههایش از بین میرود تمام کینههایش غصههایش دلچرکینیهایش پاک میشود.@ میگوید مگر من مسخره هستم که بایستم خودم را معطل یک همچین چیزهایی بکنم مگر من دیوانه هستم که بایستم خودم را معطل یک همچین چیزهایی بکنم. خدا رحمت کند استاد ما را حضرت آیت الله مجتهدی همیشه میفرمود هر وقت درس اخلاق میداد میگفت«این نیز بگذرد» هر چه هست تمام میشود میرود.@ خیلی چیزها بود غصههایش را میخوردی من چقدر برایش فکر کردم چقدر برایش نذر و نیاز کردم اصلاً برای من تمام شده است«این نیز بگذرد» آن که نمیگذرد و ماندگار هست حیات جاودان ماست آن نمیگذرد برزخ تا قیامت با آن کار داریم مرگ شوخی نیست وفات شوخی نیست این ماندگار است.@ لذا وقتی یک نفر ابدیت را باورش بشود(انصرفت) یعنی اصلاً از چیزهای فانی و موقت رویگردان میشود برای هر چیزی جوش نمیاورد این دیگر سر شکم سر غذا سر لباس سر حلبی سر چه چیزی بخوریم چه چیزی نخوریم چه چیزی بخریم چه چیزی نخریم این اصلاً دعوا ندارد.@ این آدم اصلاً دیگر همتش به این چیزها نیست نوع نگاهش متوجه این چیزها نیست این آدم یک اوج دیگر دارد یک پرواز دیگر دارد لذا چون در دنیا سر این چیزها مسئلهای ندارد با کسی درگیری ندارد غصه هم نمیخورد شاد است هم برای آخرت خودش را آماده میکند اصلاً ما دغدغه اینطوری داشته باشیم بزرگترین غصه ما باید قلب سلیم باشد.@ لذا امام باقر(ع) فرمود(اِعلَم اَنَّهُ لا عِلمَ کَطَلَبِ السَلامَۀ وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب) هیچ علمی مثل این نیست که انسان دنبال سلامتی باشد و هیچ سلامتی هم مثل این نیست که انسان دنبال سلامت قلب باشد سلامت دلش را بخواهد هیچ سلامتی بالاتر از این نیست.@ آدم باید برای این تلاش بکند زحمت بکشد که من دلم چه موقع سالم میشود قلبم چه موقع سالم میشود حالا شما این را تحصیل نکن هر چیز دیگری به دست بیاوری دیگر فایده ندارد مثل جنین، جنین مثلاً حالا بدن سالم نداشته باشد دیگر فرقی نمیکند.@ وقتی قرار است بدن سالم نیاورد حالا دو تا سر بیاورد چهار تا پا بیاورد دست نیاورد دیگر فرق نمیکند وقتی بدبخت اینجا بیاید یعنی ناقص اینجا بیاید این دیگر گرفتاری دارد جایگزینی ندارد این ما هستیم که الان متأسفانه دچار یک بیماری بسیار وحشتناک شدیم خیلی هم مرموز هست این بیماری از آن سرطانهایی هست که اگر انسان به دادش نرسد انسان را میکشد.@ بیماری جایگزین کردن هست یعنی اصلاً نمیخواهیم یاد خودمان باشیم خودمان را فراموش میکنیم حیثیت ابدی خودمان را قبول نکردیم خودمان را به رسمیت نمیشناسیم حاضر نیستیم خودمان را بپذیریم با خودمان آشتی بکنیم مثل یک بچه ناخواسته است که هیچ وقت در خانه او را نمیخواهند همه از او متنفر هستند.@ ما هم خودمان را هیچ وقت نمیپذیریم و چون خودمان را نمیپذیریم نیازهای خودمان را هم به رسمیت نمیشناسیم خودم را نپذیرفتم وقتی از آن خوشم نمیاید دارم از آن فرار میکنم حالا این نیاز هم داشته باشد قبولش نمیکنم.@ بنابراین وقتی نیازهایش را به رسمیت نمیشناسم هر چه این خود من فریاد میزند که من ابدی هستم جاودانه هستم نیازم الله است نیازم معشوق جاودانه است کمال مطلق است من توجه نمیکنم یک روز با کمالات جمادی سرش را گرم میکند با طلا با موبایل با روسری با مقنعه با خانه با فرش با لوستر با مبلمان با ظروف آشپزخانه با کریستال با کمد یک مدت اینطوری.@ وقتی حوصلهام سر میرود مدام اینها را عوض میکنم شاید یک طوری سراپا باشم یکسری هم با کمالات گیاهی هیکل، اندام، هیکل چطوری باشد چاق باشد لاغر باشد بزرگ باشد قوی باشد باشگاه بروم این را بروم آن را بروم اینها همه پستانک هست پستانکی هست که شیری هم در آن نیست.@ من شیر میخواهم مدام پستانک دهان خودم میگذارم با این چیزها سر خودم را گرم میکنم یک مدت نشد با درس با علم من این را بگیرم لیسانس بگیریم فوق لیسانس بگیرم دکتر بشوم تدریس بکنم اینجا بروم آنجا بروم سخنرانی بکنم کتاب بنویسم تلویزیون بروم بازیگری بروم موسیقی کار بکنم.@ نشد برویم شمال یک ویلا بخریم برویم آنجا چهار تا مرغ و خروس بریزیم در آن سرمان را با این ویلا گرم کنیم لب دریا بنشینیم یک سیگاری بکشیم قلیانی بکشیم چایی بخوریم قایقسواری بکنیم، نمیشود، حالا یک کیشی برویم دبی برویم نمیشود برویم یک آمریکا سر بزنیم اروپا را بگردیم نمیشود.@ شما مدام داری پستانکها را عوض میکنی این دارد داد میزند ولی من چون اساساً با خود حقیقیم کنار نمیایم نیازهایش را هم به رسمیت نمیشناسم دائماً در حال جابجا کردن پستانکها هستم دائماً در حال جابجا کردن معشوقهای قلابیم هستم یعنی فقط معشوق عوض میکنم.@ یک مدت این است یک مدت آن است یک روز به این شوهر میکنم یک روز به آن شوهر میکنم هیچ وقت با همسر حقیقیم و جفت حقیقیم که الله هست نمیخواهم ازدواج بکنم و پیوند برقرار بکنم میگویم لا اله الا الله 40 سال 50 سال دارم میگویم(اشهد ان لا اله الا الله) شهادت میدهم که اله من دلبر من معشوق من خداست اما همه دروغ است.@ چون با آن آرامش پیدا نمیکنم با آن شاد نیستم با دلبر اصلیم شاد نیستم دلبرم نیست که بتوانم هر خلأی را با او پر کنم، میگویم، ولی فایده ندارد با آن هر خلأی را نمیتوانم پر کنم همیشه خدا را دارم غصه کمتر از خدا را میخورم صد را دارم غصه هفتاد و هشتاد و پنجاه و شصت را میخورم پس این نشان میدهد که من واقعاً معرفت پیدا نکردم.@ اگر دارم میگویم(اشهد ان لا اله الا الله) دارم تعارف میکنم انسان زمانی میگوید(اشهد ان لا اله الا الله) که واقعاً با خدا شادی داشته باشد خلأ احساس نکند با وجود خدا سر چیزی داد نزند سر یک موردی جیغش در نیاید همین امر باعث شده که این چند دقیقهای که فرصت داریم در عزاداریهایمان هم همینطوری وارد شدیم.@ در عزاداریهای ما هدف از عزاداریها یک امر بسیار بزرگ هست آن امر بسیار بزرگ شباهت ما به اهل بیت و زندگی ما با اهل بیت در دنیا و آخرت هست ولی ما اصلاً از عزاداریها این را نمیخواهیم 40 سال این را میخوانیم(اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) من از خدا میخواهم که من را با شما در دنیا و آخرت قرار بدهد اما این دغدغه من نیست پیوستن.@ یک جوانی الان میخواهد برود در گروه موسیقی اینهایی که مطربها کار میکنند به قول خودشان هنرمندان خطاطها نقاشها ورزشکارها جان میکند الان این ورزشکارانی که بازیهای آسیایی بودند میگفت من 9 ماه است خانوادهام را ندیدم 9 ماه هست فقط دارم تمرین میکنم.@ چقدر باید زحمت بکشد تا خودش را در یک بازی راهش بدهند تازه برود آنجا یا شکست بخورد یا موفق بشود یک بحث دیگر است برای یک بازی برای یک مقام برای یک رتبه که جنبه گیاهی دارد حتی حیوانی هم نیست یک جنبه گیاهی است چون قدرت بدنی جزء کمالات گیاهی بود.@ 9 ماه حاضر است خانوادهاش را نبیند که فقط آنجا راهش بدهند که به او بگویند بیا یک مسابقه بده شب و روز کار میکند که یک کنکور قبول بشود یک دانشگاه قبول بشود یک گروه موسیقی قبولش بکنند فلان گروه او را بپذیرند ما اصلاً دغدغهای برای زندگی با امام زمان با اهل بیت در دنیا و آخرت نداریم.@ کجاست بیخوابی، کدام شب بیخواب به سرمان زده به عشق امام زمان به عشق خدا، چند تا تعطیلیهایمان را گذاشتیم برای این کار، چند روز حاضر شدیم از خانواده به خاطر اینکه ملحق بشویم به امام زمان در چادر امام زمان برویم دور باشیم چند بار این کار را کردیم؟ چقدر حاضر شدیم هزینه بکنیم.@ یعنی از جیبمان چقدر هزینه گذاشتیم تا به حال برای اینکه ملحق بشویم به چادر امام زمان، شوخی داریم میکنیم برای همین هم امام حسین برای ما فقط یک وسیله برای کمالات جمادی و نباتی و حیوانی هست ائمه همینطور هستند.@ لذا کافی هست من بروم در یک هیئتی ده روز، الان همه هیئتها اکثر قریب به اتفاقشان هیئتهایی هست که ائمه را اینطوری میبینند یعنی ما رابطه مزدورانه داریم با اهل بیت، میگوید آقا من ده روز عزاداری برای تو گرفتم پاداش میخواهم مداحان نادان هم که اینها را زیاد در سر مردم میکنند امشب شب مزد است.@ دعا بکنید هر کس حاجت دارد مریض دارید چک برگشتی دارید شوهر میخواهید زن میخواهید امشب بگویید، آنها بابالحوائج هستند ما باید نیازهایمان را به آنها بگوییم کس دیگری غیر از ائمه نداریم بعد از خدا ائمه است نمیگوییم این خواستههایمان را به آنها نگوییم اصلاً این حرف غلط است باید به آنها گفت.@ اما عشقورزی و مهرورزی را مشروط به این چیزها نکنیم عزاداری یک فرصت است یک میکده است برای اینکه من جانم را با یاد اصل خودم ریشه خودم خانواده آسمانی خودم و پدر مادر حقیقی خودم آرامش بدهم سرمست بشوم از این ارتباط.@ نه اینکه اگر حاجتم را ندهی دیگر هیئت نمیایم دیگر اسمت را نمیاورم دیگر حرم نمیایم من یک فرمول به شما بگویم این فرمول خیلی مهم است در تمام صحنههای زندگی به شما کمک میکند این فرمول میگوید شما هر وقت بخاطر چیزی رابطهات با خدا و اهل بیت ضعیف بشود آن چیز قیمتش در نزد تو از خدا و اهل بیت بیشتر بوده.@ میبینی طرف تا یک مشکل طلاق برایش پیش میاید اولین چیزی که هست میبینی افسرده میشود رابطهاش با خدا خراب میشود با ائمه خراب میشود نمازش خراب میشود این نشان میدهد که این فقط یک شوهر میخواسته.@ اگر نماز هم میخوانده روزهای هم میگرفته این در این حد خدا را قبول دارد که اگر این باشد نمازش را میخواند روزهاش را هم میگیرد اگر شکمش سیر باشد اگر پول داشته باشد اما اگر قرار باشد مثل شعب ابیطالب سه سال ده نفر هر روز یک خرما ده نفر دهانشان بگذارند یعنی خرما را بگذارد دهانش در بیاورد بگذارد دهان نفر بعدی به خاطر خدا عمراً اگر کسی دینداری بکند.@ ما فاطمه زهرا مادرمان در این سختی بزرگ شده برای خدا، اگر قرار شد زندان بروند شکنجه ببینند اگر قرار شد تشنگی بکشند گرسنگی بکشند مستأجری بکشند، نه خدا اینقدر عزیز نیست ائمه اینقدر عزیز نیستند آخرت هم اینقدر عزیز نیست.@ وقتی تو یک چیزی از چیزهای دنیایت خراب میشود و رابطهات به هم میریزد با خدا و اهل بیت پس معلوم است آن چیز از خدا و اهل بیت بزرگتر است لذا ما باید یاد بگیریم عشقمان یک عشق واقعی باشد.@ من به دختر پسرهایی که ازدواج میکنند اول ازدواج به آنها یک توصیه میکنم میگویم سعی کنید عشقتان پایدار باشد اگر میخواهید عشقتان پایدار باشد اولین چیزی که با هم عهد میبندید این هست که بگویید ما همدیگر را اینقدر دوست داریم که حاضر نیستیم به خاطر دنیا به همدیگر ناراحت و عصبانی بشویم.@ اگر یک دختر و پسر یک زن و مرد از اول این را اصل قرار بدهند که من هیچ وقت به خاطر یک چیزی که بوی دنیایی دارد عصبانی نمیشوم غر نمیزنم نق نمیزنم و حالت را نمیگیرم نه مرد نسبت به زن و نه زن نسبت به مرد، اگر این را یک اصل قرار بدهند یک عشق پایدار است و این عشق به قول امام صادق هر روز زیاد میشود.@ الان میگویی دوستت دارم یک دنیا تو را میخواهم جانمی نفسمی، همه اینها را میگویند بعد میبینی سر یک چادر سر یک مقعنه سر یک مانتو سر یک ماشین سر یک ساعت سر یک جشن تولد سر یک عروسی سر یک مهمانی سر مامانم اینها مامانت اینها دعوایشان میشود همه این حرفها دروغ بود.@ با خدا هم ما باید همینطور باشیم با اهل بیت هم باید همینطور باشیم جوانی من فدایت حسین جان، کی میرسم به کربلایت حسین جان، اینها را میگوییم کافی هست مثلاً حاجت ما را ندهند و خیلی وقت هم نمیدهند تا به تو بفهمانند که تو واقعاً آنطوری که ادعا میکنی نیستی.@ میگوید آقا سی سال در خانهات زحمت کشیدم گدایی کردم این اینقدر شعور ندارد که این سی سال را محبت آنها بداند به این، نمیفهمد لیلی از مجنون بسی مجنونتر است نمیفهمد آن سی سال زحمت را آنها لطف کردند به این دادند میتوانستند بفرستند برود در یک مزبلهای بمیرد.@ تو را سی سال در خانهشان نگه داشتند کم به تو لطف کردند میتوانستند تو را بیرون کنند یک قاقایی یک پستانکی به تو بدهند بروی گم بشوی 30 سال در هیئت تو را نگه داشته 30 سال در حسینیه نگه داشته 30 سال در مسجد نگه داشته منت میگذارد این خیلی زشت است.@ ما منت میگذاریم سر اهل بیت، من عزاداری کردم من پرچم زدم من شام دادم من ناهار دادم من مشکی پوشیدم نمیگوید لطف کردند در حق من اجازه دادند من مشکی بپوشم به من لطف کردند پرچم زدم خانه دادند سلامتی دادند پول دادند که من این کارها را برایشان بکنم.@ خودشان دادند خودشان هم اجر میدهند ما این را وارونه نگاه میکنیم بعد طلبکار هم هستیم اصلاً این عشق عشق خوبی نیست محبت، عشق، دوست داشتن اهل بیت برای خودشان، بیاییم یکبار هم که شده ما یکبار زیارت عاشورا را راست بخوانیم.@ بگوییم(اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) ای امام حسین ای پدر خوبم من واقعاً بزرگترین آرزویم این هست هم در دنیا با شما باشم شما من را از خودتان از چادرتان بیرون نکنید هم موقع مردن به بعد آنطرف باشم.@ اگر یک کسی اینطوری راست بگوید این موقع مردن عزرائیل اینقدر مهربان میاید برایتان خواندم چقدر مهربان میاید چقدر با تواضع و باادب میاید دیگر نکیر و منکر هم سراغ این شخص نمیایند اصلاً جرأت نمیکنند سراغ کسی که با آنها بوده بیایند فقط بشیر و مبشر میایند بشارت میدهند که برو در چادر مادرت فاطمه زهرا، برو در خانه پدرت امام حسین اینطوری میشود.@ ما را به کجاها دارند دعوت میکنند در زیارت عاشورا لذا ما باید تلاش بکنیم اگر عزاداری هم داریم عزاداریمان جنس عشق و فرزندی باشد از جنس محبت باشد با شناخت حقیقت خودمان باشد از اینکه آنها به ما این سعادت را دادند از اینکه آنها به ما این توفیق را دادند خوشحال باشیم و تشکر کنیم.@ اگر روح طلبکاری روح منت روح خودبینی سراغمان آمد روح مقایسه روح چشم و همچشمی، هیئت ما سه هزار نفر میایند هیئت اینها پانصد نفر میایند هیئت ما چهار هزار نفر شام میدهد هیئت اینها صد نفر شام میدهد هیئت ما فلانی میاید آنها این میاید اگر یک همچین روحیههایی آمد اصلاً دیگر به درد نمیخورد.@ استاد ما میفرمود در شهر ما یک آقایی بود خیلی وضع مالیش خوب بعد نوبتی برای امام حسین مجلس میگرفت یکبار برای مردم میگرفت یکبار برای طبقات بازاریها میگرفت یک شب هم برای وزیر وزرا و وکلا و گردن کلفتهای شهر میگرفت آنها را دعوت میکردند سفره امام حسین میانداختند.@ ولی همه سفیدپوستان بودند آنهایی که خیلی رتبه دنیاییشان بالاست سفره را که میاندازند یکی از همین اراذل و اوباشهای محل گفت مجلس امام حسین است سرش را پایین میاندازد میرود بالای مجلس هم مینشیند این میاید میبیند که الان باکلاسها میایند، صدایش میکند میگوید بیا کارت دارم او را بیرون میکشد و یک طوری او را میفرستد که برود.@ دهه که تمام میشود امام حسین را خواب میبیند امام حسین خیلی رویش را از او برمیگرداند میافتد به دست و پای امام حسین خیلی گریه میکند که آقا تو را به خدا جوابم را بده مگر من چکار کردم من که جز خدمت کاری نکردم.@ حضرت فرمود چرا فلانی را از مجلس بیرون انداختی مگر خانه تو بود مگر سفره سفره تو بود مگر مجلس مال تو بود غذا مگر مال تو بود برای چی تو او را بیرون انداختی تمام زحماتت هدر رفته دل یک نفر را اینطوری شکستی.@ اینها همه مال بد فکر کردن است که ما درست فکر نمیکنیم گفت حالا آقا چکار کنم؟ گفت برو به جایش حلالیت بطلب، میرود در خانهشان آن بنده خدا خیلی میترسد تا این را دم در میبیند دوباره شروع میکند گریه کردن و التماس کردن آقا ببخشید من عذرخواهی میکنم آن روز آمدم خانه شما نمیدانستم.@ گفت نه بابا من آمدم از تو حلالیت بخواهم آقام امام حسین من را فرستاده که از تو حلالیت بخواهم، گفت آقا به من هم توجه دارد؟ آقا من را هم میشناسد؟ گفت بله آقا خیلی دوستت دارد اینقدر به تو توجه دارد که آمده گوش من را گرفته فرستاده من را که بیایم از تو حلالیت بخواهم او هم توبه میکند آدم خوبی میشود.@ باید نیتهایمان را درست بکنیم و این نیتها درست نمیشود تا اینکه ما شناختمان درست بشود تا معرفت ما شناخت ما صحیح نشود ما نمیتوانیم به اخلاص نزدیک بشویم نیتهایمان را درست بکنیم تا معرفتمان درست نشود ما به شادی و آرامش نمیرسیم.@ قبلاً راجع به عزاداریها توضیح دادم من چند سال که هند بودم دیدم اینها را با چشم خودم که یک کشور یک میلیارد و چند صد میلیونی در هند برای امام حسین تعطیل رسمی است هشتاد و چند فرقه آنجا دارند زندگی میکنند با اختلافات زیاد، ولی فقط یک روز این هشتاد و چند فرقه دور هم همه جمع میشوند.@ فقط روز عاشورا روز امام حسین و همه برای امام حسین جمع میشوند و همه برای امام حسین آنجا حاضرند سرمایهگذاری کنند دولت، مجلس، ریاستجمهوری، پیارسال که من آنجا بودم یک حسینیه بود بیست هزار عزادار داشت شش هزار تا از آنها فقط شیعه بودند 14 هزار تا مال ادیان و مذاهب و فرقههای دیگر بودند.@ همه میایند آنجا عزاداری میکنند من میخواهم این را بگویم که ما باید عزاداریهایمان با مسیحیان عزیز کلیمیان عزیز سیکها هندوها بوداییان که دارند عزاداری میکنند باید فرق داشته باشد آنها از ما عزاداری نخواستند که فقط پرچم بزنیم مشکی بپوشیم شام بدهیم ناهار بدهیم مداح بیاوریم سخنران بیاوریم گریه بکنیم دسته راه بیندازیم.@ ما باید از عزاداری بفهمیم که چه چیزی از عزاداری میخواهند برای چی گفتند ما برویم عزاداری کنیم این گریه ما را به کجا میخواهد برساند باطن این قضیه را بفهمیم بفهمیم که چه چیزی میخواهند این گریه باید من را آزاد بکند قوای من را برای امام حسین، برای رسیدن به خود حضرت، برای رسیدن به امام زمان، برای ملحق شدن برای رفتن در چادر امام زمان، قوای من را آزاد بکند.@ اگر دست من در دست امام زمان نرود با عزاداری، در سطح همان عزاداری بقیه فرقهها است ثواب دارد اما آن چیزی که از ما توقع دارند این نیست ما فرزندان امام حسین هستیم ما فرزندان فاطمه زهرا هستیم یک کسی فرزند امام حسین هست نوع عزاداریش باید مزدورانه نباشد باید عاشقانه باشد.@ یک کسی میخواهد برای خانم فاطمه زهرا کاری بکند باید با معرفت این کار را بکند که حالا این توضیحاتش را در کتاب عزادار حقیقی دادم آنهایی که نخواندند حتماً کتاب عزادار حقیقی و سیدی مقام محمود را بگیرند مطالعه کنند و گوش کنند این دو تا را برای اینکه بتوانید یک رابطه درست و حسابی با معصوم برقرار بکنید لازم هست آشتی با امام زمان عزادار حقیقی و مقام محمود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 025 - قلب
متن کامل (خام) جلسه 025 - قلب