جلسه 023 - قلب
شماره جلسه
23
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
8
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 023 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره حالتهای قلب بود که گفتیم قلب سه حالت دارد یک حالت حالت اقبال هست یعنی میل دارد در حال میل قرار دارد در حالت میل تغذیه قلب تا زمانی که به ادبار نرسیده و در میل هست جایز هست و حالت ادبار هست که کاملاً بیمیل میشود پشت میکند اصلاً رغبتی از خودش برای تغذیه نشان نمیدهد.@ در آن حالت هم گفتیم که تغذیه نباید بشود و اگر در واجبات و عبادات هست فقط به حد واجبات اکتفا بشود و حالت خنثی هم هست که گفتیم انسان در حالت خنثی نه حالت کفر دارد نه حالت ایمان دارد و در این حالت باید انسان خودش وقتی که دلش یک همچین وضعیتی پیدا میکند وضعیت خنثی دارد که به هیچ چیز میل پیدا نمیکند.@ خودش باید با تلقین به سمت یک خاطره رحمانی خودش را سوق بدهد. سؤال فرمودند که انسان در حالت ادبار یا خنثی خودش متوجه خودش نیست یا رغبتی به پزشک نشان نمیدهد که برای درمان مراجعه کند وظیفه اطرافیان چیست؟@ اگر اطرافیان متوجه حالت بشوند که این چنین هست باید آنها این عمل تلقین را انجام بدهند مثلاً او را جایی ببرند که میتواند از آن حالت در بیاید به دیدار شخصی ببرند که از آن حالت میتواند شخص را در بیاورد هدیهای به او بدهند که از حالت خنثی خارج بشود و بالأخره شرائطی را فراهم کنند که این در آن حالت نماند این وظیفه اطرافیان هست.@ یک روایت از علی(ع) بخوانیم(إنَّ لِلقُلُوبِ إقبالاً وَ إدبارَاً فَإذا أقبَلَت فَأحمِلُوها عَلَی النَّوافِل وَ إذا أدبَرَۀ فَقتَصِرُوا بِها عَلَی الفَرائِض) میفرماید دلها گاهی وقتها اقبال دارند اقبال یعنی رویکرد، استقبال هست، و ادبار هست یک روی گرداندن دارند.@ (فَإذا أقبَلَت) هنگامی که دلها رویکرد دارند از خودشان اشتیاق و میل نشان میدهند آنها را به انجام مستحبات وادار کنید مستحب یعنی کاری را که انسان برای جلب محبت و دوستی خداوند انجام میدهد واجبات چیز دیگری است و او برای جلب محبت خدا نزدیک شدن به خدا انجام میدهد.@ میگوید حالا که دلتان میل پیدا میکند آن زمانی که دلهای شما میل دارد مستحبات را هم به آن بدهید وادارش کنید که مستحبات را انجام بدهد یعنی سطح تغذیهاش را بالا ببرید اما یک موقع هست که خسته است.@ (وَ إذا أدبَرَۀ فَقتَصِرُوا بِها عَلَی الفَرائِض) موقعی که ادبار پیدا میکند فقط اکتفا کنید به واجبات، این یک اصل هست حالا در مورد عبادات هست که حالتهای اقبال و ادبار و خنثی در قلب را انسان باید ملاحظه بکند.@ یعنی اگر کسی حالتهای قلب را نشناسد بسیاری از افراد که از دین متنفر میشوند یا والدین آنها را از دین متنفر میکنند یا معلمان آنها را از دین متنفر میکنند برای این هست که والدین یا خودشان یا مربیان ناشی هستند مثلاً شما بچهات را میگذاری یک مدرسه مذهبی، حالا مدرسه به اسم مذهبی هست.@ صرف اینکه مذهبی هست دلیل نمیشود که یک حجم زیادی از برنامهها و فوق برنامهها را درست کنند بعد هم سر بچهها بریزند باید حتماً معلمان و مربیان کارشناس باشند کارشناسهای دقیقی باشند که بدانند در نوع برنامهریزیهای مذهبی که برای دانشآموزان انجام میدهند چگونه این کار را انجام بدهند که دانشآموز به ادبار نرسد.@ ما الان افرادی هستند مذهبی هستند دلشان هم میخواهد فعالیت مذهبی بکنند مدرسه دینی، اسلامی، مذهبی ایجاد میکنند و در این مدرسه مذهبی بیموقع خوراک مذهبی به دانشآموز و دانشجو میدهند در مکاتب دیگر بیشتر از ما هست.@ در اهل سنت بسیار وحشتناک، در مدارس وهابیها خیلی شدید هست در مدارس مسیحیان هم همینطور آنها دیگر خیلی شدید هست در بعضی از مدارس مسیحیت اساساً کار مذهبیشان توأم با خشونت است.@ شما ببینید الان کشیشهایشان مجبور هستند ازدواج نکنند چون رفتند کشیش شدند یک قانون مندرآوردی که در دین مسیح هم نیست از خودشان در آوردند که کشیش ازدواج نکند این بیچاره باید ازدواج کند چون نیاز دارد برای همین انحراف جنسی در بین کشیشان خیلی آمارش بالا رفته چون یک قانون بیخود هست.@ به هر حال حرام کردن بر خودمان، چیزهایی را بیموقع برای خودمان برای بچهها یا در سیر و سلوک کسی که وارد نیست مثلاً یک چله میگیرد که افراد چله میگیرند بیموقع هم این کار را میکنند بلد هم نیستند اساساً با دلشان چکار کنند آنوقت در این چهل روز آنقدر با خشونت با این دل رفتار میکنند به هوای اینکه میخواهند خودسازی کنند.@ این متوجه نمیشود که بعد از چهل روز دل چقدر به ادبار میرسد بعد بازتابش این هست که یکدفعه میبینی چند سال مریضی پیدا میکند من یادم هست یک موقعی یک کسی که اصلاً آدم واردی نبود یکذره حالت معنوی داشت که آن هم توهمات است.@ بعضیها هستند دچار توهمات معنوی میشوند گردنشان را کج میکنند یکذره روزه میگیرند یکذره میافتند به نمازشب خواندن و یکذره میافتند به سکوت، حالا یک جوانی هم حالتهای این را میبیند خوشش میاید فکر میکند که خیلی آدم واصل و بزرگی هست.@ بعد آویزان این میشود که این هم به او یک برنامه بدهد و راهنمایی کند او هم یکدفعه به این میگوید برو چهل روز روزه بگیر سه چهار مورد ما داشتیم چهل روز روزه الان در تیمارستان هستند یعنی هنوز هم بعد از سه چهار سال روانی شدند مثلاً رجب و شعبان را روزه بگیر به رمضان وصل کن این برای هر کسی خوب نیست.@ برای هر کسی فایده ندارد که ماه رجب و شعبان را روزه بگیرد یک کسی قلبش اقبال دارد و عقدهای هم نمیشود یک آدم شخصیت پختهای هست توانسته به شهوتهایش مثل شهوتهای غذا و شهوتهای دیگر غلبه کند اساساً چه روزه باشد چه نباشد این شهوت غذایی ندارد.@ یک آدم متعادلی هست که تسلط روی خودش دارد در مقوله غذا، این حالا شروع کند به روزه گرفتن خوب است یا کسی میخواهد به شهوت غذایش غلبه بکند روزهای کوتاهمدت مثل پاییز و زمستان هفتهای دو روز دوشنبه و پنجشنبهای روزه بگیرد خوب است ولی یکدفعه چهل روز میگیرد نفس کاملاً سرکش و خطرناک میشود.@ بنابراین ما باید خیلی حواسمان را جمع کنیم که اگر در تربیت مذهبی میخواهیم کار کنیم بچهها و خودمان، نفس را باید یکطوری کار نکنی که وحشی بشود و دیگر تلافی کارهایی را هم که نکرده بعداً در بیاورد انسان باید با آن مدارا کند و با عقل و حکمت و درایت کار بکند.@ لذا در ارتباطات ما باید خیلی دقت کنیم یک موقع میبینی شوهر اقبال دارد زن ادبار دارد زن اقبال دارد شوهر ادبار دارد زن اقبال دارد مرد خنثی است، مرد اقبال دارد زن خنثی است.@ خواهر و برادر، دوتا دوست هم که خیلی به هم علاقه دارند دوست دارند با هم باشند اما در اثر بیتجربهگی و ناآگاهی یکی از آنها در موقع اقبال خودش که خیلی اقبال دارد میخواهد رفیق و دوستانش را به یک کاری وادار کند که آنها الان وقتش نیست.@ مثلاً آنها را مشهد میبرد آنها الان حال و هوای شمال دارند باید شمال بروند اینها همان واجبشان را در شمال انجام بدهند به خدا نزدیکتر میشوند تا دست از شمال بردارند و مشهد بروند بیموقع آدم این کار را انجام میدهد.@ اینکه در روایت داریم(المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَۀِ أهلِه وَ المُنافِقُ یَأکُلُ بِشَهوَتِه) برای این هست که انسان یک همچین جنایت و ظلمی را در حق دیگران نکند. (المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَۀِ أهلِه وَ المُنافِقُ یَأکُلُ بِشَهوَتِه) مؤمن با میل خانوادهاش میخورد و منافق با میل خودش میخورد یعنی میل خودش را به دیگران تحمیل میکند.@ مشهد، کربلا، حرم، سوریه، مسجدالنبی، مسجدالحرام رفتید شما باید از هم جدا شوید اینکه میگویند شما بیایید احرام انجام بدهید زن شما هم به شما حرام میشود یعنی دیگر با هیچ کس کاری نداشته باشید به هم وصل نکنید مادرها مجبورند ملاحظه بچههایشان را بکنند مردها باید یک وضعیت ویژهای داشته باشند.@ سن بچه خیلی مهم است میخواهیم مشهد برویم من الان خیلی حالم خوش است دوست دارم ساعت 2 صبح حرم بروم تا بینالطلوعین، باید دیگران را هم ببرم؟ یعنی بیدار کنم بقیه را که برویم؟ نه نباید کاری با بقیه داشته باشم خودم بیرون میزنم میروم به بقیه هم میگویم اگر دوست داشتند میایند.@ یک موقع کسی میگوید من را هم بیدار کن من هم میایم، تازه آن کسی که میگوید من را هم بیدار کن من هم میایم یعنی الان من خوشم میاید که تو ساعت 2 بیدارم کنی ولی ساعت 2 معلوم نیست بیایم یا نه، دیدید خیلیها را شما بیدار میکنید ساعت 2 بعد نظرش کاملاً عوض شده میگوید ما آن موقع گرم بودیم حرفی زدیم تو چرا جدی گرفتی.@ اگر میبینی حال ندارد آدم نباید بالای سر طرف بایستی که مگر خودت نگفتی بلند شو، نه، یک موقع هست دوست صمیمی است من ظرفیتش را میشناسم میدانم اگر این الان هم بلند شود با من راه بیافتد چهار قدم پیاده راه بیاید سرحال میاید یک آب به صورتش بزند روحش میکشد او را بالا میبرد.@ ولی یک موقع میبینم بچه است بچه 13 سال 8 سال مامان خواستی بروی من را هم ببر یا من را برای نماز بیدار کن یا من را برای سحر بیدار کن میخواهم روزه مستحبی بگیرم اصلاً نباید آدم این حرفها را جدی بگیرد اگر گفتند یکبار صدایش کن اگر نشنید و سنگین است بگذار بخوابد بلندش نکن دیگران نباید بهای حال ما را بپردازند.@ شما الان با همسرت حرم رفتی خودت کششت دو ساعت است ولی چون میخواهید با هم بیرون بروید و با هم بیایید و با هم بروید حتماً با همسرت هماهنگ کن بگو چه موقع بیرون بیاییم با میل آنها(یأکل) هم أکل مادی است هم أکل معنوی.@ ساعت چند دوست داری بیرون بیاییم با هم نزدیک زمان بدهید حالا اگر یکذره کم و زیاد بشود عیبی ندارد ولی حتماً با میل خانواده، خوب هم هست انسان در عطش برگردد هنوز حالش را نکرده کامل برگردد چون رغبتش بیشتر است.@ پس باید خیلی دقت بکنیم در غذاهای معنوی، مثلاً احیا بچه را بردی این با رغبت آمده دو ساعت هم بوده ولی الان خسته است میگوید مامان یا بابا برویم حتماً باید بروی اِ شب احیاست من باید بایستم(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ) این(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ) در خانهتان هم میاید لازم نیست در مسجد بایستی باید تعطیل کنی.@ بچه را خانه ببری او را بخوابان اگر خودت در خانه حال داشتی در خانه انجام میدهی، نداشتی عیبی ندارد پس خیلی باید دقت کنیم که با میل بقیه بخوریم در غذا خوردن هم همینطور است پدر و مادر با بچهها بیرون میروند.@ باید دقت کنیم که بقیه چه میل دارند تو قدیمی هستی سنتی هستی کلهپاچه میخوری ولی او اصلاً خوشش نمیاید اصلاً رغبت نمیکند بخورد تو سیرابی میخوری این اصلاً از سیرابی خوشش نمیاید.@ تو میخواهی کباب بخوری الان عشق این بچه این هست که برود فستفود، پیتزا، ساندویچ، کباب ترکی میخواهد بخورد ببینیم او چه میخواهد بخورد ما باید پا بگذاریم روی شکممان که بزرگتر هستیم یعنی پدر و مادر خانه پا بگذارد روی شکمش که هر چه شما دوست دارید بخوریم.@ چون این وقتی با بیرغبتی به رستوران میرود بخصوص بچه، بچههایی که هنوز به بلوغ نرسیدند آثار بدی در اینها خواهد گذاشت مسافرت و بیرون آمدید یک صفایی بکنید ببینید بقیه چه میل دارند.@ اگر خوراک معنوی هم میخواهید بدهید حتماً کنارش یک خوراک مادی بگذارید مشهد رفتید یک هفته مشهد، تو هم از صبح بلند میشوی حرم میروی دوباره ظهر ناهار میخوری و دوباره حرم میروی، میمانی تا مغرب و عشا دوباره برمیگردی میایی شام میخوری دوباره نصف شب حرم میروی یک کسی حوصله این حرفها را ندارد.@ بچه داری بچهات را ببر سرزمین موجهای آبی یک شنایی بکنند استخری بروند یکذره تفریح کنند طوس و شاندیز ببر به او یک غذای خوب بده تابستانها دریاچه دارد قایقسواری، شهربازی، حالا بعد به ظرفیتش او را حرم هم ببر بگذار مشهد برایش شیرین باشد.@ وقتی میگویی مشهد کیف بکند مشهد بیاید اما تو آنجا رفتی هتل و حرم، این مال آدمهایی است که اشتها دارند مال بدمستها و هفتخطها و آنهایی که ظرفیتشان بالاست میگوید من جایی خارج از حرم هیچ لذتی نمیبرم بروم خودت تنها برو ولی وقتی با خانواده هستی باید ببینی خانواده چه میخواهند.@ همسرت و بچهها کشش حرم دارند یا میخواهند بخوابند مشهد رفتی امشب تو حال عبادت داری میخواهی بروی عبادت بکنی درست خورده در سریالی که این هر هفته تعقیب میکند بگذار سریال و فوتبالش را نگاه کند به آن چیزی که علاقه دارد بعد مردم را کافر و فاسق نکنیم مردم را زیر سؤال نبریم که این چرا رغبت ندارد حرم بیاید.@ ما نمیتوانیم به کسی بگوییم تو چرا چلوکباب نمیخوری؟ تو چرا فلان غذا را نمیخوری؟ الان یک غذای دیگر میل دارد این چیزها هیچ کدام باعث تحمیل نمیشود تعیینکننده هم نیست پس در رابطه با بچهها و بزرگترها همینطور، قاعده این هست که ما با میل خانواده عمل کنیم بگذاریم که آنها از سفرشان لذت ببرند.@ این علامت انسانیت هست که انسان شهوت خودش را در شهوت دیگران ذوب و هلاک میکند و به شهوت دیگران توجه میکند که دیگران چه شهوتی دارند شهوت یعنی میل و اشتها، این الان میل و اشتهایش به فلان غذا میکشد تو هم این غذا را خوردی ولی نگو نه، بگو باشه برویم همین غذایی که شما دوست دارید بخوریم.@ پس مواظب باشیم در هیچ زمینهای چیزی را تحمیل نکنیم مگر اینکه یقیناً برای طرف مقابل برای بچه ضرر داشته باشد آنجا باید جلویش بایستی و توجیهاش بکنی چون تغذیه بشود اشتهایش برای آن غذای منفی و بد بیشتر میشود، نه باید جلویش بایستی و نگذاری که این تغذیه صورت بگیرد.@ از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(إنَّ هذِهِ القُلُوب تَمَلُ کَما تَمَلُّ الأبدان فَابتَغُوا لَها طَرائِفَ الحِکَم) این خیلی مهم است (إنَّ هذِهِ القُلُوب) این دلها(تَمَلُ کَما تَمَلُّ الأبدان) مثل بدنها خسته میشوند دل مثل بدن خسته میشود ملول میشود بیحوصله میشود کم میاورد.@ این تعابیر را که میگویم برای اینکه کاربردش را بعداً دقت کنید، حالا وقتی بدن کم آورد باید چکار کرد؟ شما وقتی بدن خسته میشود چکار میکنید؟ استراحت میکنیم استحمام و استخر میبریم یک عطر خوب یک چایی یک لباس خوب یک قهوه، یکطوری که این حالش خوب بشود از این حالت کرخی در بیاید همیشه هم خواب نیست.@ گاهی وقتها انسان یک میوه بخورد شیرینی و شربت و آبمیوه بخورد الان نوشیدنی سرد یا گرم دوست دارد بخورد کیک بخورد میوهای یا آبمیوهای میل کند الان عطرش را باید عوض کند شما یک عطر بیجا به بدنت بزنی میبینی تمام روحت را کسل میکند.@ ولی وقتی کسل هستی عطر خوب بزنی فرض بفرمایید کسی طبعش اینطوری هست که وقتی عطر خنک میزند چند ساعت حال این خوب است اما اشتباه میکند یک عطری در خانه میزند که عطر گرم است یکدفعه میبینی روحیه را مچاله میکند عطرها را باید دقت کنید مثل رنگها میماند که بیموقع لباس رنگی هر رنگی را نپوشی.@ وقتی بیموقع لباسی را میپوشی که این لباس اعصاب را خورد میکند و تحریک میکند فایده ندارد تو الان احتیاج داری بخوابی بعد یا نور مناسب نیست یا اشتباهاً رفتی در رختخوابی که روبالشی و روتشکی اصلاً رنگش مناسب نیست بعد میگویی من چرا غلت میخورم.@ آدم باید دقت بکند وقتی بدن ملول میشود ما باید ببینیم که این الان در چه حالتی به شنگولی و آرامش میرسد خستگیاش در میرود خواب میخواهد نشستن میخواهد خوردن میخواهد عطر را باید عوض کنی لباس را باید عوض کنی حداقل سرمان را بشوییم.@ الان نمیتوانم فرصت ندارم حمام بروم پنج دقیقه سرم را زیر شیر آب بگیرم بعد میبینی خیلی چیزها عوض میشود گاهی وقتها ده دقیقه نیم ساعت ورزش تمام بدن را از بسیاری از حسهای بد در میاورد آدم تنبلی میکند نمیرود بعد انواع و اقسام مریضیهای جسمی و روحی میگیرد ورزش هم مریضیهای جسمی را درمان میکند و هم روحی را.@ حتماً ورزشی که مقام معظم رهبری میفرماید واجب است مثل نماز واجب است آدم باید انجام بدهد باید برایش وقت بگذارد مثل عبادت است وقتی باشگاه میروی عبادت است مثل اینکه مسجد رفتی اصلاً قربۀ إلی الله وضو بگیر قبل از اینکه باشگاه بروی بگو خدایا من برای عبادت به باشگاه میروم.@ وقتی داری وزنه بلند میکنی پایت را تکان میدهی دستت را تکان میدهی این حرکتها واقعاً عبادت است اینها را انجام بده چقدر هم ورزش برای انسان معنویت میاورد ورزش هم معنویت میاورد و هم انسان را برای جذب معنویت آماده میکند.@ یکی از خوراکهای بسیار مهم و ضروری در زندگی امروز ورزش کردن هست تحرک بدنی، این خیلی مهم است در خانه انجام بده، نمیتوانی تلویزیون که یک دانشگاه برای همه مردم شده در تلویزیون انواع و اقسام هر کس هر چه میخواهد در آن هست رایگان هم هست همه چیز هم آموزش میدهند یاد بگیر ببین حرکتها چطوری هست پول نداری نمیتوانی باشگاه بروی در خانه انجام بده.@ روح هم همینطوری هست روح هم وقتی خسته و ملول میشود نیاز به تغذیه دارد نیاز دارد به اینکه از آن ملول بودن در بیاید، حالا چطوری این روح را از ملول بودن در میاوری؟ اقتضاء روحت را باید دقت کنی اول از این گناه نباشد که گناه روح را هیچ وقت به نشاط نمیاورد.@ گناه بکنید بعداً روح مریضتر و ملولتر میشود حضرت یک پیشنهاد میدهد که خیلی پیشنهاد خوبی است میفرماید(فَابتَغُوا لَها طَرائِفَ الحِکَم) پس برای روحها و دلهای خودتان حکمتهای تازه بجویید این را خوب دقت کنید که خیلی اهمیت دارد(إنَّ هذِهِ القُلُوب تَمَلُ کَما تَمَلُّ الأبدان فَابتَغُوا لَها طَرائِفَ الحِکَم) طرفه یعنی چیزهای تازه و جدید و نو، حکمتهای جدید و نو.@ در مورد ساختار انسان اگر یادتان باشد گفتیم که خداوند در اولین تجلی خودش یک نمونه از خودش خلق میکند مثل خودش که هیچ فرقی با خودش ندارد برای همین هم به او میگویند مَثَل اعلی یعنی عالیترین نمونه از خدا، اسمهای دیگر هم دارد که یکی از آنها نور محمد(ص) هست یا همان روح.@ گفتیم تمام مخلوقات خدا از این موجود خلق میشوند فرشتهها که همان در عالم جبروت هستند ملکوت و عالم طبیعت یعنی همین عالم ناسوت هست ترکیب انسان یک ترکیب دووجهی هست گفتیم یک بُعد انسان زمینی است ما قبلاً در دنیا نبودیم وقتی میگوییم ما معاد داریم معاد یعنی بازگشت.@ یعنی ما قبلاً پیش خدا بودیم در عالیترین وضعیت، آمدیم در طبیت ناسوت یعنی آنجایی که جای نسیان و فراموشی است یادمان رفته که قبلاً کجا بودیم الان به خیلیها که میگوییم قبل از اینکه به دنیا بیایید قبل از اینکه بدن زنانه یا مردانه بگیرید آنطرف بودید.@ خیلیها یادشان نمیاید یعنی اکثر قریب به اتفاق افراد اصلاً یادشان نمیاید باید انسان تمرین کند تا یادش بیاید یعنی باید کار کند تا یواش یواش متوجه بشود که من خانه و اصل و ریشهام آنجا بوده اصلاً مال اینجا نیستم من اصلاً نه بدن نه زن و نه مرد هستم.@ پس ما قبلاً اینجا بودیم حالا اینجا آمدیم بدنگیری کردیم بعضیها زنانه، بعضیها مردانه، بعضیها هم بدنهای خنثی دارند پس انسانیت ما به جنسیت و بدن ما نیست بعد هم ما برمیگردیم در این بخشی که اینجا داریم ترکیبمان آب و خاک و گِل و نطفه هست که از اینجا آمده یعنی بدنگیری کردیم.@ اما در ترکیب اصلیمان که به واسطه آن انسان هستیم از خدا آمده(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) پس حقیقت انسانی و ابدی و قلب و دل و روح من از این جنس است نه از جنس فرشتهها، نه از جنس ملکوت، نه از جنس ناسوت.@ بنابراین نفس مثل یک بچه مثل یک بدن مثل یک انسانی که الان از مسافرت آمده این نیاز دارد به اینکه غذایی مناسب خودش را بخورد یعنی آن خوراکی که دقیقاً با ساختار خودش هماهنگ است.@ بیشترین جنایتها، انحرافها، فسادها، آلودگیها، غصهها، غمها، بیماریهای روحی و روانی ناشی از این هست که آدمها چون جنس خودشان را نمیشناسند اساساً اقدام به تغذیه مناسب نمیکنند کما اینکه در بدن هم همینطور هست.@ در بدن سر فستفودها مثال زدیم گفتیم وقتی شما تعریف غذا را عوض کردی گفتی غذا عبارت از چیزی که من را سیر میکند و خوشمزه باشد آنوقت راحت میروی پول میدهی فستفود همیشه میخوری هم سرطان داری هم اضافه وزن داری هم انواع بیماریها، هیچ وقت هم بدنت نیازهایش تأمین نمیشود سیر هست لذت هم میبری ولی هیچ وقت بدنت تأمین نمیشود.@ گفتیم مردم ایران بیشتر از یک قاره غذا میخورند ولی بیش از 50% سوءتغذیه دارند یعنی کمبود دارند مصرفشان خیلی بالاست. در روح هم همینطور است وقتی شما روح را ساختارش را نمیشناسی غذای آشغال به آن میدهی و این به جای اینکه آروم بشود روزبهروز پژمردهتر و حالش خرابتر میشود.@ (فَابتَغُوا لَها طَرائِفَ الحِکَم) یعنی این روح به حکمتهای ویژهای احتیاج دارد که با ساختار حقیقی خودش سازگاری دارد اول اینکه وطنش پیش خدا بوده لذا به غذایی احتیاج دارد برای سلامتی روح که از جنس خودش است یعنی از جنس خداست.@ برای همین انسان وقتی که میزان ذکر و عبادت و نماز و معنویت و دعا و توجهاش به حق تعالی کم میشود چه بخواهد چه نخواهد مریض است چون روحش مال آن بخش است این نمیداند خودش را هم نمیشناسد اینکه اولین قدم در رشد خودشناسی است.@ اینکه ما در این جلسه الان چند سال است فقط داریم راجع به انسانشناسی صحبت میکنیم برای این هست که مهمترین چیزی که ما در زندگی احتیاج داریم این هست که خودمان را بشناسیم حضرت فرمود اگر کسی خودش را نشناسد در انواع جهالتها و گمراهیها میافتد.@ آدمهایی که 50 سال نماز میخوانند این نماز هیچ کمکی به آنها نمیکند برای این هست که نماز را بخشی میخواند که اصلاً نمیشناسد یعنی بخشی که فعال نیست نماز نمیخواند بخش حیوانی نماز میخواند.@ وقتی بخش حیوانی نماز خواند به بخش انسانی و اصلی نمیرسد ما تا خودمان را نشناسیم اصلاً از خوراک و تغذیه و استاد و کتاب و درس و عبادت و حرم و کربلا و مکه و سوریه نمیتوانیم لذت ببریم الان 40 سال طرف نماز میخواند اگر نماز چهار رکعتیاش در مسافرت دو رکعت بشود کلی ذوق میکند.@ پس معلوم است این هنوز آدم نیست یعنی هنوز بخش انسانیاش فعال نشده نمیتواند از خدا لذت ببرد یعنی از زیباترین موجود نمیتواند لذت ببرد از کمال مطلق و وطن خودش نمیتواند لذت ببرد شما فکر کنید یک بچهای از پدر و مادرش بدش بیاید و متنفر باشد، طبیعی است یا نه؟@ طبیعی نیست مگر میشود بچه از پدر و مادرش متنفر باشد طبیعی نیست اگر متنفر شده معلوم است که اینجا اختلاف وجود دارد مگر میشود آدم از وطنش بدش بیاید و متنفر باشد وطن ما خداست کسی که از یاد خدا رویگردان هست(فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً) قرآن میفرماید این دائماً در فشار روحی هست.@ خودش سمت نماز نمیرود مخصوصاً هم نمیرود ولی در انواع فشارهای روحی، اضطرابها، غصهها، زودرنجیها، حساسیت، عصبانیت، حسادت، بدبینی له میشود در این بیغذایی، چون غذا نمیخورد.@ اگر غذای خوب بخورد اصلاً روح کوچک نمیشود به او فشار هم نمیاید که در بخش نفس و قبر توضیح دادیم ما فعلاً با یاد خدا به عنوان اصلیترین غذای انسانی ما و شادیبخشترین و امیدبخشترین بخش نفس کاری نداریم چون بحثش را مفصل اینجا کردیم دیگر تکرار نمیکنیم.@ اما یک چیز دیگر هم هست ما اساساً چون عاشق خدا هستیم قبلاً پیش خدا هیچ کمالی نبوده که نداشته باشیم جنس ما از علم مطلق، از قدرت مطلق، از حیات مطلق بوده بنابراین انسان ذاتاً عاشق حکمت است.@ یعنی اگر یک استادی یک کتابی یک جایی یک فیلمی او را به یاد حقیقت اولیه خودش بیاندازد مجهولاتش را حل بکند و پرده به پرده از جهالتهای او کم بکند انسان لذت میبرد خوشش میاید برود بنشیند گوش کند، چه چیزی گیرش میاید؟@ مثلاً میگویند در این کلاس به شما پول میدهند چه چیزی میدهند چه چیزی گیر شما میاید؟ فقط حرف شنیدید، برای چه آنجا نشستید یک ساعت دو ساعت چند سال میروی؟ برای اینکه نفس انسان با حکمت سازگاری دارد با چیزی که او را به شناخت خودش بیشتر موفق میکند.@ حقیقت انسان، اول انسان، نحوه خلقت انسان، داستان وطن من، تولد من همه را توضیح میدهد دنیا و آخرت و قبل از دنیا را میگوید این آدم شیفته حکمت میشود برای همین بعضیها آنقدر شیفته میشوند حجم خوراکشان بالاست که میروند در مراکز علمی جایی مثل حوزههای علمیه یا مراکز دیگر بعضی از رشتههای دانشگاهی که این اصلاً عاشق حکمت میشود.@ لذا خانوادهها، آقایان، خانمهایی که از مطالعات بخصوص مطالعات انسانی دور میافتند جوان است، تازهعروس هست، تازه عروسی کرده 18 سالش هست 20 سالش هست ولی مثل یک پیرزن له است پیرزن میبینی 70 سالش هست ولی خیلی جوان است بانشاط و باامید و باقدت است.@ لذا کسانی که در نوع شغل و زندگیشان مطالعه نیست کلاس و جلسه و استاد و حکمت نیست اینها ممکن است از نظر مادی هیچ مشکلی نداشته باشند اما از نظر شخصیتی و روحی آدمهای پژمردهای هستند این یادتان باشد نفس نیاز دارد از خستگی و ملول بودن در بیاید.@ با تلویزیون و سریال و کارتون و اینترنت و مسافرت و درسهای خشک علمی این به شادی و نشاط نمیافتد باید به آن چیزهای زیبا و حکیمانه و آیات و روایات و اشعار خوب و حکمتهای خوب باید انسان یاد بگیرد تا جانش جوان بشود.@ خوراک و غذا بخورد که در بخش آموزش دین اینها را مفصل گفتیم که انسان واجب است که ما دنبال یادگیری این نوع حکمتها برویم اخلاقیات و عقائد و حکمتهای زیبا را یاد بگیرد چون جان انسان با این چیزها سنخیت دارد اگر کسی لذت نمیبرد یعنی مرده است نرسیده بالغ نشده یا دل مرده است کسی که لذت میبرد این جانش زنده است غذا میخواهد از راه دور هم میاید.@ من یادم هست خودم یک موقعهایی که نیاز داشتم جدای از همه این بحثها و مطالعات و جلسات، خودم نیاز داشتم مستقیم بخورم شاید حدود بیش از ده سال تمام من هر هفته یک روز را تعطیل میکردم از تهران قم میرفتم همه کارهایم را بدون استثناء تعطیل میکردم 10 ـ 12 ساعت آنجا حرف گوش میکردم.@ اولیاء خدا را میدیدم پابوس خانم میرفتم تا آدم غذا نخورد اصلاً نمیتواند سرپا باشد باید غذا بخورد(فَابتَغُوا لَها طَرائِفَ الحِکَم) دانستن هم کافی نیست که بگویی من خودم استاد هستم میدانم، نه.@ هر استاد هر چقدر هم استاد باشد باید خودش ورودی داشته باشد، بنشیند و بشنود، یک کسی باید برایش بگوید، من الان بیش از 20 سال است همیشه حداقل 4 ساعت را در هفته میگذارم که یک کسی برایم حرف بزند، بگوید، بشنوم، گاهی وقتها در روز 5 ساعت 6 ساعت فقط میشنوم آدم باید بشنود.@

شنیدن آدم را جوان میکند غذای نفس همین فهم و شعور و شنیدن هست این نفس دائماً لذت میبرد بزرگ میشود بانشاط و قوی میشود آنوقت راحت در همه جایی نه به ضعف میافتد.@ دیروز دیدم یک خانمی آمده بود دانشجو بود آمده بود گریه میکرد میگفت من یک کسی را دوست دارم به او علاقه دارم او اصلاً به من هیچ علاقهای نشان نمیدهد بعد هم وقتی من میروم به او ابراز علاقه میکنم و گُل میبرم میگوید این دختر چرا سیریش شده اعصاب ما را خورد کرده آبروی من را همه جا برده، گفتم خودت را مفت فروختی.@ علی(ع) فرمود(ما رَأیتُ ذُلَّ مِثلَ إشتِغالِ قَلبی بِفارِقِ القَلبِ مِنّی) هیج ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست اصلاً آدمی که میرود التماس محبت از کسی میکند آویزان یک کسی هست که به او محبت کند گدای عاطفه کسی است این یعنی غذا ندارد بیچاره غذا نخورده.@ اگر قیمت خودش دستش بود که اصلاً به کسی التماس نمیکرد تا انسان به التماس میافتد یعنی کمبود دارد یعنی به خودش نرسیده یعنی غذا نخورده که به التماس افتاده آدم میتواند هزاران نفر میلیونها انسان را دوست داشته باشد به انسانها عشق بورزد انسانها را سیراب کند اما خودش به هیچ وجه گدای عاطفه یک نفر هم نباشد.@ دوستی دارد مهرورزی با دیگران دارد شدید، صمیمی، عالی، اما آویزان نیست اگر یک زمانی آن مُرد این نمیگوید آخ من باید بروم خودم را بکُشم یا شوهر طلاقش دارد یا زن طلاق گرفت یا مُرد یا مریض شد یا بینشان دعوا شد آدمی که تغذیه کرده اینطوری نیست که به ضعف بیافتد.@ مثل بدنی هست که به او میگویی شما روزه بگیر میگوید من نمیتوانم روزه بگیرم روزه بگیرم رو به قبله میشوم این بدن ضعیف است غذا نخورده آدمی که گدای دیگران هست این غذا نخورده وقتی انسان حکمت نصیبش میشود مطالعات و کتابها و سیدیها و فیلمها و اساتید و جلسات و دوستان و مباحثات خوب دارد.@ این آدم شخصیتاً قوی میشود اصلاً آویزان کسی نیست به دیگران میدهد ولی خیلی آویزان کسی نیست لذت میبرد صفا میکند خوب و مهربان است ولی وابستگی ندارد وابستگیاش فقط به یک نفر است آن هم به خداوند تبارک و تعالی است.@ فقط همین آدم میتواند از صمیم قلب بگوید(لا إله إلا الله) هیچ دلبری جز خدا ندارم من فقط آویزان یک نفر هستم آن هم خداست او هم خوشش میاید آویزانش بشوم اصلاً من را آفریده که آویزانش بشوم اصلاً من را آویزان خلق کرده(أنتُمُ الفُقَراءُ إلی الله) اصلاً ذات من را اینطوری خلق کرده من فقط سیریش خدا هستم به هیچ کس تحمیل نمیشوم.@ اصلاً به کسی نیاز ندارم فقط در تغذیه خوب هست که انسان به قدرت میرسد آدم باید خوب بخورد تا قوی شود خوب بخورد که گدای کسی و خارج از خودش نباشد کسی که محتاج خارج از خودش است یعنی گداست یعنی ضعیف است.@ اگر توانستی 24 ساعت تلفنها را خاموش کنید هم تلفن همراه هم تلفن ثابت خاموش کنید با آنهایی که قرار است قرار بگذارید همسر و بچهها بدانند بدانند اصلاً تلویزیون را هم روشن نکنید نه تلفن بزنید نه تلفن جواب بدهید همه را کنار بگذارید ببین از خودت لذت میبری یا نه، ببین سرپا هستی اگر اینطوری نیستی پس هنوز ضعیف هستی باید غذا بخوری.@ اگر وابسته هستی که کسی به تو زنگ بزند یا تو به کسی زنگ بزنی تلویزیون نگاه کنی، سر کار بروی، کسی را ببینی، در خیابان بروی، ماشین ببینی، سوار شوی، غیر از خودت، فقط یک نفر با خدا اجازه داری قرآن بخوان نماز بخوان ببین عرضه داری با خدا شاد شوی اگر غیر از خدا کس دیگر را میخواهی ضعیف هستی هنوز رشد نکردی.@ بچهام، نوهام، شوهرم، زنم، لذا به سن و سال هم نیست یک موقع میبینی یک نفر 60 سالش هست خیلی گداتر از یک جوان 20 ساله است حالا شما ببینید که شهدای ما چه جایگاهی داشتند که عرضه داشتند از شهوت درس و علم و خارج و دکتر و مهندس شدن و ازدواج و پول همه بکَنند و هشت سال آنجا بروند به هیچ کس هم احتیاج نداشتند فقط به خدا.@ برای همین امام میگوید ره صد ساله را یک شبه طی کردند چون کسانی که صد سالشان هست اینطرف، ما میبینیم اصلاً یکذره توان آنها را ندارند 100 سالش هست 50 سالش هست 60 سالش هست آویزان هزارتا چیز است گدای هزارتا چیز است اگر نباشد این آدم تعادل ندارد.@ میزان رشد یعنی انسان به(لا إله إلا الله) برسد یعنی روزبهروز دلبری خدا برایش بیشتر بشود دلبری دیگران کمتر بشود یعنی مدام از خارج ببُرد با خودش رفیق شود عاشق خودش بشود، نه خود جنسی و طبیعی و شکمی و زمینی و بدن، خودی که از جنس خداست عاشق او بشود.@ چون از جنس خداست او و خدا یکی هستند فرق نمیکند لذا قرآن میگوید شما وقتی خدا را فراموش کنید یقیناً خودت را فراموش کردی وقتی خودت را فراموش کنی خدا را فراموش کردی چون هر دو یکی هستند(وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ) مثل کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و آنها در واقع دچار خودفراموشی شدند.@ کسی که از خدا، ذکر خدا، نماز، عبادت خوشش نمیاید با خودش قهر است راهش این نیست که با خدا آشتی کند باید با خودش آشتی کند یعنی آن خودی که حقیقی و جاودانه است از جنس خداست این آدم اصلاً خودش را نمیشناسد لذا میبینی که از خدا هم که معشوق خودش هست نمیشناسد چون من خودم را به رسمیت نمیشناسم معشوقش را هم به رسمیت نمیشناسم.@ الان شما به یک بچه ده ساله بگو پولهایت را خرج نکن برای ازدواجت، عشق بگذار میگوید برو بابا عشق کیلو چند است این اصلاً بالغ نشده که عاشق بشود بنابراین برای بخش جنسی خودش معشوقی سراغ ندارد حالا بگو بگذار برای فلان دختر و پسر، میگوید نه ول کن خودم میخورم این اصلاً نیاز آن بخش را به رسمیت نمیشناسد.@ چون هنوز بالغ نشده بزرگ نشده تغذیه نکرده انسان هم تا وقتی که خودش را نشناسد معشوقش را هم نمیشناسد(مَن عَرَفَ نَفسَه عَرَفَ رَبَّه) تا ندانی چه کسی هستی نمیدانی معشوقت کیست، و تا ندانی معشوقت کیست هر چه هم این معشوق مفت در اختیارت باشد به درد نمیخورد.@ الان خدا خودش را مفت در اختیار ما گذاشته ما قدر نمیدانیم اصلاً رغبت نمیکنیم با او حرف بزنیم وقتی بگذاریم خلوتی کنیم و انسی بگیریم خدا ما را به رفاقت و دوستی خودش دعوت کرده ما همیشه دنبال خارج از خودمان میگردیم همیشه گدای بیرون از خودمان هستیم.@ علی(ع) میفرماید(عَجِبتُ لِمَن یَنشَدُ ضالَۀَ وَ أضَلَّ نَفسَها فَلا یَطلُبها) من تعجب میکنم از کسی که دنبال گمشدههایش میگردد خودش را گم کرده اصلاً دنبال خودش نیست اصلاً با خودش کاری ندارد لذا ما باید توجه به این بخش تغذیهای خودمان داشته باشیم که بحث خیلی مهمی هست آدمها هم تغذیههایشان فرق میکند.@ بچهات را دانشگاه میفرستی بدبختش میکنی خارج از کشور میفرستی بیچارهاش میکنی اگر خارج از کشور فرستادی باید فکر تغذیهاش هم باشی آنجا در آمریکا در اروپا غذا وجود ندارد آنجا قحطی است آنجا گداترین نقاط روی زمین است از نظر خوراک انسانی.@ حیات انسانی که آنجا وجود ندارد قم و تهران و شاهعبدالعظیم و اصفهان نیست که پر از غذای انسانی باشد ایران نیست که غذا داشته باشند غذای بخش انسانی، نه غذای طبیعی، نعوذبالله غذای جنسی، بله غذاهای حیوانی و جنسی تا دلت بخواهند ثروتمندترین کشور همان آمریکا و اروپاست مال بخش حیوانی.@ در بخش انسانی وقتی بچهات را فرستادی آنجا درس بخواند فلان مدرسه حواست باشد که این بچه نیازش درس و اطلاعات و فیزیک و شیمی نیست اگر به این طرائف الحکم نرسد اصلاً آن بخشش کاملاً دل مرده میشود اصلاً میمیرد.@ اگر غذایش را عرضه نداری تأمین کنی گور پدر علم، سواد، مدرک تحصیلی، ولش کن بگذار اینجا با یک مدرک تحصیلی پایینتر، با یک شغل پایینتر، درآمد پایینتر اما با غذای انسانی، غذا بخورد این حیات جاودانهاش به مقدار غذایش است.@ این بچه الان دکتر و مهندس شده آمده دارد خدمت هم میکند گفتیم خدمت جزء کمالات بخش حیوانی است برای مردم جان میکَند، خوب است ثواب هم دارد خدا به او ثواب هم میدهد ولی این بخش انسانیاش که در حیات جاودانه از وفات به بعد و در زندگی دنیایی به آن احتیاج دارد این بچه سوءتغذیه دارد تو اصلاً هیچی به این ندادی فقط این را فرستادی مدرسه غیرانتفاعی و تیزهوشان.@ من یک موقعی پسرم اصرار داشت میگفت من قبول شدم میخواهم تیزهوشان بروم گفتم بیخیال شو نمیخواهد تیزهوشان بروی گفتم من 17 تو را بیشتر از 20 آنجا دوست دارم، گفت چرا؟ گفتم اگر تو بروی آنجا و بخواهی درس بخوانی صبح تا شب میخواهند در مخ تو درس بریزند که فقط بخوان.@ اصلاً بچه زخم معده و اثنیعشر گرفته این بچه اضطراب دارد تا 2 ـ 3 بعدازظهر که او را نگه میدارند بعد هم آنقدر تکلیف سرش میریزند این بچه وقتی خانه میاید تشنج دارد باید این را انجام بدهد مسابقه است من باید 20 شوم 19 شوم المپیاد داریم اصلاً شخصیت انسانیاش غذا نمیخورد.@ بعد وقتی به او میگویی میایی با هم مسجد برویم؟ میگوید نه نمیرسم همینجا خودم تندتند میخوانم، گفتم باباجان نمیخواهد بروی همان 17 و 16 تو را قبول داریم این بهتر هست ولی شاد باش اضطراب تو را میگیرد اینطوری خوب نیست.@ من یک بچه شاد با نمره 17 برایم سالمتر است بهتر است این فردا برای زنش هم شوهر موفقی است یک بچه شاد و آرام و میزان، تغذیهاش را بکند خوراکش را بخورد هیئتش را برود عشق و حالش را هم بکند 17 ـ 18 هم بگیرد کافی است.@ نمیخواهد 20 بگیرد نمیخواهد شاگرد اول بشود این در فلان جا قهرمان بشود به چه درد من میخورد به چه درد خودش میخورد اگر میخواهی بروی قهرمان بشوی و 20 بگیری باید تضمین داشته باشی خوراک معنویات انجام میشود اگر قرار است انجام نشود به درد نمیخورد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@