اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره این بود که همه هستی انسان که با آن هم در دنیا خوشبخت هست هم در آخرت دل اوست احساس شادی احساس خوشبختی رضایت، لذت اینها هیچ کدام مربوط به ذهن یا عقل ما نیست نه امر بدنی است نه امر خیالی است نه امر ذهنی است و نه امر عقلانی است.@ اینکه یک نفر احساس بکند شاد است احساس بکند آرامش دارد یک کسی لذت ببرد از زندگیش دنیای خوب و شاد و آرامی داشته باشد آخرت شاد و آرامی داشته باشد این به ادراک بخش اصلی وجود انسان به نام دل انسان مربوط هست دل باید شاد باشد دل باید خوش باشد دل باید آرامش داشته باشد همه چیز انسان دل انسان است.@ خیلیها را شما میبینید که دیگران حسرت زندگی آنها را میخورند اما خودشان هیچ وقت از زندگیشان راضی نیستند هیچ وقت احساس خوشبختی احساس شادی احساس آرامش نمیکنند به اشتباه ما فکر میکنیم که اگر چیزهایی که آنها دارند ما داشتیم خیلی خوشبخت بودیم.@ ولی خود آنها همین چیزهایی که ما حسرتش را میخوریم دارند اصلاً خوشبخت نیستند اصلاً احساس خوشبختی نمیکنند و این به این خاطر هست که ما روی دل خودمان کار نکردیم در این چند جلسه مفصل این بحث را کردیم که دل ما تعیینکننده دنیا و آخرت ما هست هم خوشبختی دنیا هم خوشبختی آخرت.@ بنابراین کسانی خوشبختتر هستند هم در دنیا و هم در آخرت که بیشتر روی دل خودشان سرمایهگذاری کرده باشند نظام محبتی نظام عشقی نظام دلیشان را کنترل کنند و سازمان بدهند وقتی انسان دلش را سازمان بدهد خیلی چیزهای دیگر را نداشته باشد خوش است اما اگر دل را سازمان نداشته باشد هر چه که دیگران دارند و همه چیز را که به آنها بدهند هرگز خوش نیستند.@ شما زندگینامه بهترین مشهورترین هنرپیشهها قهرمانان ورزشی سیاستمداران را بخوانید اینها در اواخر عمرشان اعتراف کردند که ما با اینکه همه چیز را داشتیم و میلیونها دهها میلیون انسان صدها میلیون انسان آرزو میکردند که یک روزی جای ما باشند اما خود ما هیچ وقت احساس خوشبختی نکردیم واقعاً از ته دل احساس نکردیم که ما خوشبخت هستیم.@ در آنها خیلی میبینید که دست به خودکشی هم زدند با اینکه میلیونها آدم آرزو دارند جای آنها باشند لذا ما باید بیشتر روی دلمان سرمایهگذاری کنیم برای اینکه دل ما آباد بشود دو بخش را ما باید روی آن فعالیت کنیم یکی بخش اندیشه خودمان را یعنی چینشهای فکری خودمان را که به آن نظر میگویند بخش حکمت نظری در علوم میگویند و یکی بخش رفتار خودمان را باید کنترل بکنیم.@ چون گفتیم ما الان هر قیمتی که داریم هر آدمی که هستیم این معلول چهار چیز در گذشته بود انتخابها ارتباطات رفتارها و افکار بود انتخاب و ارتباط و رفتار به عمل برمیگردند چه انتخابهایی خوشبختی میآورد چه انتخابهایی بدبختی میآورد چه ارتباطاتی خوشبختی میآورد چه ارتباطاتی بدبختی میآورد چه رفتارهایی خوشبختی میاورد چه رفتارهایی بدبختی میاورد.@ بخش چهارم که بخش اصلی بود بخش نظر است یعنی بخش افکار است من باید با بخش افکار بهترینهای انتخاب ارتباط و رفتار را شناسایی کنم یعنی باید در بخش نظر اول فکرم را کار بیندازم اول کشف بکنم چه انتخابهایی شایسته دل من است که میتواند این دل را شاد بکند.@ چه ارتباطاتی شایسته شخصیت من است میتواند به من شادی و قدرت بدهد چه رفتارهایی مناسب دل و شخصیت من هست این را اول من باید شناسایی کنم و بعد هر عملی که بکنم در آن به سطح آرامش خودم اضافه میکنم.@ مثل غذا خوردن است شما الان وقتی گرسنهتان باشد این حرص غذا سراغتان میاید میگویید من الان میخواهم غذا بخورم حالا چی بخوریم؟ آدم اولین جایی که بتواند شکمش را پر بکند میرود لذتی هم ببرد میرود ولی معلوم نیست که این غذا به نفعش تمام بشود ما میخواهیم که فقط شکممان سیر بشود و یک لذتی ببریم.@ الان در بخش تغذیه گفتیم مردم ایران بیش از یک قاره غذا میخورند یعنی این 70 میلیون غذای بیش از یک میلیارد آدم را میخورند و شما باید بدانید که بیش از 50% اینها سوءتغذیه دارند یعنی بدنهایشان ضعیف است موها ضعیف چشمها ضعیف استخوانها ضعیف پس این همه میخورند باید بدنهایشان هیچ کمبودی از نظر مواد نداشته باشد.@ در حالی که ما بیشتر از 50% مشکل دارند افراد پس نظام خوردنشان خوب نیست یعنی مفید نمیخورند فقط میخورند شما وقتی که گرسنهتان بشود میگویید پیتزا میخورم پیتزا خوب است هم خوشمزه است هم سیر میکند فستفود میخورم هم خوشمزه است من مرغ سوخاری بخورم هم خوشمزه است هم سیر میکند.@ حالا هم خوردید خوشمزه بود سیر هم کرد بدرد هم میخورد؟ نه چاقی، چربی، اضافه وزن، سرطان ما پس در غذا هدفدار غذا نخوردیم به این فکر نکردیم که آیا برای بدنم مفید است و لازم است یا نه فقط به این فکر کردیم که سیر بشویم وقتی که این نظر غلط است.@ یک نظر غلط در باور غلط سراغ ما میاید در غذا خوردن که هدف از غذا خوردن لذت و سیری وقتی تو اینطوری فکر میکنی فکرت غلط است وقتی فکرت غلط شد به اندازه یک قاره هم که غذا بخوری باز کمبود داری.@ اما اگر ما آمدیم این فکر را درست کردیم این فکر اشتباه را درست کردیم گفتیم هدف از غذا تأمین نیازهای واقعی بدن هست نیازهای اصلی بدن هست در درجه اول، در درجه دوم میخواهیم از آن لذت هم ببریم اگر من اینطوری فکر کردم که هدف از غذا خوردن تأمین نیازهای حقیقی بدنم هست.@ رفع نیازهای بدنم هست کلیسمم فسفرم ویتامین ث پروتیین اینها باید تأمین بشود من به این باید فکر بکنم حالا ضمناً خوشمزه هم بود در درجه دوم است در درجه اول هم نه که ما متأسفانه اینطوری نداریم ما خیلی به ندرت آدمهایی پیدا میشوند که از لذت بگذرند.@ بگوید الان من میخواهم چایی بخورم یک چیز شیرین میخواهم با آن بخورم اینجا هم مثلاً خرما هست نُقل هست توت هست قند هم هست اکثراً قند را انتخاب میکنند که همه جور بیماری در آن هست هیچ خیری هم ندارد خوشم نمیاید توت بخورم خرما بخورم نه، ما دنبال این هستیم که فقط به ما خوش بگذرد بچگانه فکر میکنیم.@ میبینی مرد 70 سالش هست ولی هنوز مثل بچهها هست اسیر مزه و شکم است شهوت شکم به او حاکم است بچه مثلاً پفک میخورد حالا بگذریم که بزرگترها بیشتر میخورند پفک و چیپس و این چیزها این میبینی همان چیزهای بچهها را میخورد.@ مثل کارتون است که الان بزرگسالان هم فیلمهای بزرگسالان را نگاه میکنند هم کارتونهای بچهها را نگاه میکنند بیشتر از خود بچهها هم نگاه میکنند غذایشان هم الان همینطور هست ما هم ناخنک به غذای بچهها میزنیم چیپس و پفکشان را میخوریم هم گرفتار شکمهای خودمان و غذاهای سطح بزرگترهای خودمان هستیم.@ ما گرفتار لذت هستیم اگر کسی بتواند نظام تغذیه جسمی خودش را حل بکند به جرأت میتوانم بگویم 50% مشکلات روحی معنویش و بدنیش حل میشود یعنی شما خیلی وقتها که احساس بدی به شما دست میدهد در زندگی احساسات بدی دارید ناراحت هستید اضطراب دارید ترس دارید گرفتاری دارید غصه دارید فکر میکنید اگر بروید پیش روانپزشک حل میشود حل نمیشود.@ شما اگر بروید پیش یک متخصص تغذیه بدن شما را اول آزمایش بکند مشکل تغذیهای شما را حل بکند اصلاً نه نیاز به روانپزشک دارید نه نیاز به روانشناس دارید همین مشکل بدنی شما حل بشود بسیاری از مشکلات روحی و روانی ما روانتنی است نه روانی، ما فکر میکنیم روانی است.@ مثلاً یک نفر تندتند اعصابش خورد میشود اضطراب زیاد میگیرد بیحوصله زیاد میشود این اگر دکتر برود بیش از 50% آدمها به او میگویند آقا تو مشکل خونی داری اول باید بروی کمخونیات را برطرف بکنی دیگر همچین حالتها به تو دست نمیدهد غذایت را درست کن.@ اکثر قریب به اتفاق بیماریهای جسمی و روحی با دو چیز حل میشود غذا، ورزش در برنامههایی که همه از من گرفتند نوشتم نیم ساعت ورزش که اکثراً هم رعایت نمیکنند همان که حضرت فرمود بیشتر بدبختیهای آدمها از دو چیز است تنبلی و بیحوصلگی، غذا را مثال زدیم.@ در مسائل روحیمان من اگر بخواهم دلم یک دل سالم و شاد و قوی باشد باید از نظر نظری بدانم چه چیزی برای این دلم مناسب است سازگاری دارد ارزش انتخاب ارزش ارتباط یا ارزش خروجی و ارتباط را دارد نه اینکه از چه چیزی خوشم میاید.@ مثلاً دلم از این چیز خوشش میاید دوست دارم اینطوری حرف بزنم دوست دارم اینها را بشنوم دوست دارم اینها را بخوانم این دوست داشتن دقیقاً همان کارهای بچگانه است که بزرگترها انجام میدهند یکسره فستفود و پیتزا و غذاهای مختلف میخورند هیچ وقت هم مشکلشان حل نمیشود.@ انواع مریضیها سراغشان میاید مدام دکتر هم میروند دکتر اصلاً کاری با تغذیهاش ندارد قرص میدهد بدترش میکند کاری نمیتواند بکند اکثر قریب به اتفاق نیازی به پزشک ندارند شما بروید این دو تا چیز را حل کن تغذیه و ورزشات را حل کن ببین اگر خیلی از مشکلاتت حل نشد خیلی از مشکلات جسمی و روحی و روانیت حل میشود.@ در بخش روح و دل هم همینطور است چه انتخابی به دردم میخورد به من آرامش میدهد چه ارتباطی آرامشم میدهد چه رفتاری آرامشم میدهد این را باید انتخاب بکنم نه اینکه دلم چه میخواهد.@ مثلاً در انتخابهای همسر دقت کنید طرف میداند با فلان کس خیلی خوشبخت است میداند با این خانم یا آقا راحت است ولی چون گرفتار شرائط بیرونی است به خاطر شرائط بیرونی که چه کسی چه میگوید فردا اینطوری نشود آنطوری نشود.@ مثلاً میداند با این آدمی که الان مستأجر است شغلش هم خوب نیست سربازیش هم هنوز نرفته ازدواج بکند خیلی خوشبخت میشود بعد وقتی میرود میگویند سربازی نرفته پول ندارد خانه ندارد الان دست به نقد آمده هم سربازی رفته هم خوشگل است هم پول دارد برو ازدواج کن میرود ازدواج میکند برای همین الان ما 75% ازدواجهای ما ریزش دارد.@ از صد تا ازدواج 75% هیچ وقت خوشبخت نمیشوند آمارش هم دادیم گفتیم 25% طلاق 25% به فکر طلاق هستند 25% هم طلاق عاطفی دارند یعنی همدیگر را تحمل میکنند ولی لذت نمیبرند یعنی 75% آدمها بلد نیستند چطوری ازدواج کنند دلش آنجایی که خوش است نمیرود و حاضر نیست برای دلش بهایش را بپردازد میخواهد خدا را و خرما را با هم داشته باشد، نمیشود.@ میگوید من خودم با این دختر شاد بودم با این دختر خوشبخت بودم ولی پدرم گفت باید با فلان کس ازدواج بکنی حالا میرود ازدواج میکند بعد میبینی هیچ وقت خوشبخت نمیشود مادرم گفته راضی نیستم پدرم گفته راضی نیستم بعد دیدم اگر با این بخواهم ازدواج کنم باید جلوی خیلی حرفها بایستم.@ میترسد جلوی حرفها بایستد جلوی مشکلات این انتخاب بایستد که دلش شاد میشود دلش خوشبخت میشود بعد خوشبختی را به دست نمیاورد بعداً هم جلوی همه آنها مجبور است بایستد هم به پدرش فحش میدهد هم به مادرش فحش میدهد شما من را بدبخت کردید شما من را بیچاره کردید.@ در انتخاب خانه میداند اگر فلان محل خانه انتخاب بکند هم خودش هم فرزندش هم نسلش در امنیت هستند آرامش، شادی، معنویت اما پزش را چکار کند میگوید منطقهاش خیلی خوب است از نظر آرامش ولی منطقهاش پز ندارد کلاس ندارد این منطقه، من باید بروم یک منطقهای که کلاس داشته باشد.@ میرود سراغ کلاس، نه به آرامش میرسد نه به شادی، دنبال یک امر موهوم میرود در آن شکست میخورد خیلی از افراد اگر یک انتخاب درست در خانه یا همسایه داشتند هیچ وقت بسیاری از مشکلات برایشان پیش نمیآمد ولی خدا و خرما را با هم میخواهد.@ بنابراین ما در بخش دلمان، چرا دلمان شاد نمیشود چرا به آرامش نمیرسیم برای اینکه ما انتخابهایمان را براساس شادی انجام نمیدهیم همانطور که خوردنیهایمان را براساس مصلحت بدن و سلامت بدن انجام نمیدهیم.@ الان خیلیها میدانند که اگر فستفود بخورند این فقط لذت دارد شکم را سیر میکند ولی میدانند که بخورند ضرر دارد، حالا واقعاً از آن میگذرند؟ یک خانمی آمده بود شوهرش از هیکل این خوشش نمیامد این خانم اینقدر غذا خورده بود شکمچرانی کرده بود هیکلش به هم ریخته بود حدود 30 کیلو اضافه وزن داشت.@ شوهر میگفت من الان سه سال دارم به این میگویم من دارم این وضعیت را تحمل میکنم برو هیکلت را درست کن جلوی شکمت را بگیر دکتر هم رفته بود به او گفته بود که نان و برنج نخور تا مدتی، گفت نمیتوانم طلاق گرفت دست از برنج برنداشت من برنج نخورم این فاجعه است اصلاً تصور نمیشود کرد که این برنج نخورد.@ ما چقدر آقا داریم که جانشان را در همین راه از دست دادند دکتر به او گفته که آقا تو حق نداری قند بخوری بله چشم، بعد وقتی میاید شیرینی جلویش میگیرند اصلاً انگار که خلاف اصول دینش با او حرف زدی یعنی الان من دست به این شیرینی نزنم این کیک را نخورم هر دفعه کیک تولد فلانی نمیشود تبرک است کیک عروسی فلانی است تبرک است میخورد آخر هم میمیرد.@ ما پدر خانمم تعریف میکرد میگفت در محل کارمان یک آقایی بود دو سه بار قلبش گرفته بود دکتر گفته بود که کلهپاچه برای شما زهر است نخور این هم خیلی علاقه به کلهپاچه داشت دکتر گفته بود این شش هزار درجه کالری چربی دارد.@ این آب کردن شش هزار تا کالری خیلی کار سختی است آدم باید چند ساعت ورزش بکند بیل بزند تا این یک کلهپاچه را که صبح خورده بتواند انرژیش را آزاد بکند میبینی گرگر کلهپاچه، بعد این نمیتوانست بگذرد دکتر هم به او گفته بود که این آخر تو را میکشد من دارم به تو میگویم که تو میمیری.@ میگفت کارش این بود ما صبح میرفتیم کارخانه میدیدیم این دیشب آنجا کلهپاچه را بار گذاشته صبح ما را هم دعوت میکرد بعد میگفت ببین من که خوردم سریع زنگ بزنید آمبولانس بیاید یعنی میداند که الان میمیرد بعد میگفت قشنگ میخورد تمام میشد داشت میافتاد میگفت تماس بگیرید بعد میافتاد، زنگ میزدیم میآمدند میگفت آخر هم همینطوری مُرد.@ چقدر آدمها میدانند که نباید شیرینی بخورند میخورند قند میکشد قطع عضو دارد ولی نمیتواند بگذرد از چربی نمیتواند بگذرد در بخش دل هم اینطوری است میگوید مثلاً نگاه کردن این فیلمها برای تو اضطراب میآورد این فیلمها نگاه کردنش برای تو خوب نیست میگوید من نمیتوانم، چشم هست از تلویزیون دارد پخش میشود عزیز من تو مشکل داری این سکس پنهان برای تو دارد.@ الان خیلیها کلاس زبان میروند یک دختر خوب محجوب باحیا هیچ اشکالی هم ندارد میرود کلاس زبان شش ماه دو سال زبان میخواند بعد میبینی دختر کاملاً حیایش ریخته آنجا کسی به او دست زده؟ نه، کسی به او متلک گفته؟ نه، کسی کاری کرده؟ نه.@ همین زبان چون این زبان براساس یک فرهنگ سکسمدار بیحیایی طراحی شده کتابهایش، حرف زدنش، نحوه صدا کردن دخترها و پسرها همدیگر را، بعد استادها هم که همینطوری بنشینید با هم صحبت بکنید بعد از یک مدت میبینی این روحهاش گند خورده خودش هم نمیفهمد از کجاست.@ کارتون شما میروی میگیری کارتون هیچی ندارد ظاهراً میبینی نه صحنه دارد فیلم سینمایی هست صحنه ندارد تلویزیون است صحنه ندارد اما چرا در آن بیحیایی، سکس پنهان، خیلی هوسهای زیاد در آن وجود دارد سریال نگاه میکند نمیفهمد مثل همان کلهپاچه هست.@ حالا شما به او بگو این سریال را نگاه نکن این نوع سریالها برای شما کوفت است برای شما سمّ است نگاه نکن این نوع کارتونها این نوع کلاسها نرو نمیتواند نرود شما پای اینترنت نمیخواهد برود میخواهم سی سال تحقیقات نکنی بخورد در سرت با این درس خواندنت، نمیخواهد اینطوری درس بخوانی.@ نه آخر من شغلم اقتضا میکند که باید ماهواره داشته باشیم ای حقهباز، شغلم اقتضا میکند که من اینترنت استفاده کنم من الان یک استادی هستم در این مملکت دارم 20 سال درس میدهم در حوزه درس میدهم دانشگاه درس میدهم اروپا درس میدهم همه جای دنیا میروم کار میکنم تلویزیون این همه بحث دارم.@ هنوز یکبار ضرورت پیدا نکرده که بروم اینترنت بنشینم استفاده بکنم نیازهایم را میتوانم تأمین بکنم چقدر نیازهای کاذب ما درست کردیم که حتماً باید برویم بنشینیم پشت این، بعد خیلی چیزهای دیگر در میاید.@ پس ما اگر بخواهیم به آرامش دل برسیم دل ما اول باید چشم پیدا بکند بصیرت پیدا بکند اگر بخواهیم خوب بشویم و الا خیلیها که بصیرتش را دارند که این نوع غذاها این نوع خوردنیها ضرر دارد ولی میخورند اول باید بصیرت پیدا بکنیم اگر بخواهیم.@ ما الان این خانمها و آقایانی که میایند مشاوره پیش ما برای ازدواج یا طلاق، میگویند آقا ما میخواهیم طلاق بگیریم اصلاً به درد هم نمیخوریم قرآن میگوید وقتی یک زن و مرد یک دختر و پسر در ازدواجشان به بنبست میخورند حکمی از خانواده دختر حکمی از خانواده پسر بیایند بنشینند با هم صحبت کنند خداوند بین اینها را حتماً اصلاح میکند.@ ولی یک قید هم خدا میآورد میگوید(إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً) اگر خودشان بخواهند، نخواهند که به قول استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی(ره) میفرمود خدا هم پایین بیاید گوش نمیکند اینکه آدم بخواهد، اول من بخواهم دلم شاد بشود خوشبخت بشوم در دنیا و آخرت اولین شرطش این هست که من واقعاً بخواهم.@ میگوید من واقعاً میخواهم خوشبخت بشوم میخواهم دنیایم خوشبخت بشود آخرتم خوشبخت بشود این را من بخواهم بعد بهایش را حاضر باشم بپردازم اما ما خیلی وقتها فقط در حد آرزوی بچگانه داریم میگوییم بله خوشبختی هم چیز خوبی است آرامش هم خیلی چیز خوبی است بهشت هم خیلی خوب است آخرت هم خیلی خوب است، بعد میگوییم حالا حاضر هستی بها بپردازی؟ نه.@ سلامتی خیلی خوب است نشاط خیلی خوب است حالا بهایش را حاضر هستی بپردازی بهایش چیست؟ کنترل در خوراک ورزش، نه، حاضر نیستم بپردازم در روح ما اگر بخواهیم به موفقیت به شادی و آرامش و خوشبختی برسیم دل سالم داشته باشیم دل سالم آدم باید اول بهایش را بپردازد.@ یعنی اول باید بخواهد یک دل سالم داشته باشد مثل یک بدن سالم بعد هم حاضر باشد بهایش را بپردازد، حالا بعد از خواستن چه چیزی مهم است؟ ما الان اطرافمان آدمهای زیادی داریم که میخواهند و راست هم میگویند ولی مشکلشان در اینکه نمیدانند باید چکار کنند.@ یعنی اگر میدانستند که باید چکار کنند میکردند، نمیدانند، فرمول دستشان نیست مثل خیلیها که الان میدانند دوست دارند یک بدن سالم داشته باشند ولی نمیداند فلان خوراکیها کدامهایش ضرر دارد کدام غذاها را نباید بخورد مثلاً میگوید دکتر به من گفته برنج نخور، میگوییم حالا چی گفته بخور؟ میگوید گفته سالاد بخور قبل از غذا، واقعاً هم خیلی مهم است سالاد میوهجات سبزیجات قبل از غذا باید خورده بشود.@ دکتر برای این گفته که این اضافه وزنش برطرف بشود و از چیزهای مفید شکمش پر بشود مثل فیبرها، چون انسان در درجه اول نه گوشتخوار است که مثل حیوانات دیگر، انسان در درجه اول میوهخور است یعنی غذای اصلی انسان میوه است نه گوشت و برنج و چیزهای دیگر.@ قرآن هم شما نگاه کنید اول میگوید(وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ) میوه چند بار اوصاف بهشت را میکند اولین خوراکی بهشت را میوه معرفی میکند چیزی که خیلیها از آن فرار میکنند سبزیجات کاهو.@ بعد این خیر سرش میخواهد رعایت بکند اینطوری میکند حالا دکتر به من گفته کاهو بخور بعد کاهو را میاورد سالاد درست میکند بعد میبینی وحشتناک سس میزند بعد دکتر که میفهمد این میخواهد زیرآبی برود میگوید بدون سس میگوید، باشد.@ میاید میبینی که یک استکان روغن زیتون روی این میریزد برای اینکه روغن زیتون هم اذیتش نکند چیزهای ترش روی آن میریزد خوشمزهاش میکند دوباره همان آش و همان کاسه هیچ فایدهای ندارد یعنی دوباره خودش را گول میزند.@ حالا ما بعد از اینکه این همه صحبت کردیم راجع به اینکه ما واقعاً بخواهیم یک دل سالم داشته باشیم بعد از آن به بصیرت به اطلاعات به دانش احتیاج داریم اینکه این همه در درسهای قبلی مثل انسانشناسی مثل دشمنشناسی مثل راهشناسی تأکید زیاد کردیم روی اطلاعات برای همین است.@ اینکه میفرماید خدا بدش میاید دشمن میدارد یک آدمی که دنیا را خوب میشناسد آخرت را نمیشناسد برای همین است چون کسی که آخرت را نمیشناسد اساساً نمیتواند دل آرام داشته باشد امکان ندارد مثل اینکه یک کسی بگوید من میخواهم بدن سالم داشته باشم اما علم تغذیه نداشته باشم بدون علم تغذیه بدن سالم امکانپذیر نیست.@ اگر کسی میخواهد روح سالم روح شاد و قدرتمند داشته باشد باید اول اطلاعات مربوط به حیات ابدی خودش ساختار ابدی روح را بشناسد یعنی باید دانش مذهبی دانش معنوی و دانشهای دینی را خوب یاد بگیرد واقعاً برایش وقت بگذارد نگوید که این حرفها مال طلبههاست مال آخوندهاست مال خانم جلسهایهاست، نه ما آدم هستیم.@ از آن جهت که انسان هستیم و ابدی هستیم به اطلاعات نیاز داریم باید اطلاعات کسب بکنیم باید این دانش را کسب بکنیم پس این دل برای خوشبختی باید عاشق فهم باشد کسی که عاشق فهم نیست حوصله فهم را ندارد باید دور خوشبختی را خط بکشد.@
کسی که حوصله کلاس، استاد، معلم، شنیدن، خواندن را ندارد این امکان ندارد خوشبخت بشود باید اول یاد بگیرد اول بخواهد که قوی بشود لذا میفرماید(اِذا اَرادَ اللهُ بِعَبدٍ خَیراً اَلهَمَهُ رُشدَه) وقتی خدا خیر یک بندهای را بخواهد به او الهام میکند که دنبال رشد خودش برود.@ من بروم بفهمم من بروم یاد بگیرم من بروم فرمولها را در بیاورم دنبال فهم این هست که من باید اول با خودم چکار کنم 50% مسئله حل است اینکه من بفهمم باید با خودم چکار کنم من باید چطوری ذهنم را آرام بکنم چطوری عصبانی نشوم چطوری اضطراب را از خودم برطرف کنم چطوری خوابهایم را کنترل بکنم چطوری شاد باشم چطوری آرامش داشته باشم.@ اینها خیلی مهم است آدم فرمولهای اینها را یاد بگیرد انتخابهایم باید چه چیزهایی باشد ارتباطاتم باید چه چیزهایی باشد رفتارهایم باید چه چیزهایی باشد افکارم باید چطوری باشد این خیلی برایش سازنده است.@ یک مثال من بزنم: شما یک مادر را که نمیداند زایمان یعنی چی شوهرداری یعنی چی بچهداری یعنی چی این فقط با این چیزهایی که در تلویزیون دیده که دختر پسرها با هم آشتی میکنند زندگی میکنند آشنا میشوند ازدواج میکنند عروسی میکنند به او هم گفتند که تو هم سنات به اینجا رسیده که باید عروسی بکنی رفته عروسی کرده.@ اصلاً نمیداند شوهر یعنی چی شوهرداری یعنی چی بچه یعنی چی بچهداری یعنی چی اصلاً رسالت یک مادر چیست یک زن همسردار شوهردار چیست مردش هم همینطور، این باردار که میشود میگوید بدبخت شدم بیچاره شدم حالتهایش اذیتم میکند ویارش، میبینی اعصابش خورد میشود.@ بچه که به دنیا میاید میگوید من اعصاب ندارم مرد مدام غر میزند میگوید سروصدای این را ساکت کن من حوصلهاش را ندارم دختر هم خودش حوصله ندارد اعصابش یک موقعی خورد میشود یک موقع این بچه زبان بسته معصوم را هم ممکن است کتک بزند و چقدر بچهها هستند که کتک میخورند.@ بچه را دیوانهاش میکنند مریضش میکنند خودشان هم خل میشوند یک مادر هست که میفهمد میداند بارداری یعنی چی بارداری یعنی اینکه من یک هدیهای خدا به من داده یک زمین تجاری بزرگ آخرتی که بینهایت هم هست یک بچه، چون یک بچه یک ذریه است بچه که بچه نیست.@ در اسلام گفتند هیچ وقت به یک آدم یک آدم نگاه نکنید همیشه به یک آدم به چشم همه انسانها نگاه کنید یک نسل است لذا اهمیت این باب تجاری که خدا رویش باز کرده را میداند قبلش میرود مراقبتهایش را میگیرد قشنگ برای بارداری وقتی هم باردار شد میداند که تکتک حالتهای بارداری کفاره گناهانش هست و مقام آخرتی میاورد لذا اصلاً غصه نمیخورد.@ میداند هر یک دردش هر یک آخش هر یک فشارش هم گناهانش را میبخشد پاک میکند هم درجاتش را بالا میبرد بعد میداند این بچه به دنیا آمد تمام اذیتهایش پاککننده مادر است و درجات آخرتی انسان را به صورت غیر قابل تصوری بالا میبرد.@ این مادر از سروصدای بچه این پدر از سروصدای بچه لذت میبرد اصلاً اذیت نمیشود با اینکه آن سروصدا نمیگذارد بخوابد اما میداند که دارد با این بیخوابی دارد یک چیزهایی به دست میاورد این اذیت مفت نیست آرامش میگیرد با این، پس این فهم خیلی فرق دارد در نوع انتخاب و نوع ارتباط و نوع نگاه به این موضوع.@ خیلیها وقتی فهم دارند از یک موضوع نگرانکننده آرامش کسب میکنند از یک موضوع بد که همه اعصابشان خورد میشود این آرامش کسب میکند یک نفر بدبختی کسب میکند یک نفر اضطراب کسب میکند پس بصیرت خیلی مهم است اینکه آدم برود یاد بگیرد.@ لذا باید انسان همانطور که چشمش کار میکند که خطرها و منافع را ببیند باید چشم دلش هم کار بکند لذا در دل احتیاج به بصیرت و چشم دارد حالا روایت را دقت کنید از نبی اکرم(ص) (ما مِن عَبدٍ اِلاّ وَ فی وَجهِهِ عَینان یُبصِرُ بِها اَمرَ الدُنیا وَ عَینانِ فی قَلبِهِ یُبصِرُ بِها اَمرَ الآخِرَۀ فَاِذا اَرادَ اللهُ بِعَبدٍ خَیراً فَتحَ عَینَهِ لَّتَینِ فی قَلبِه فَاَبصَرَ بِهِما ما وَعَدَهُ بِالغَیبِ فَآمَنَ بِالغَیبِ عَلَی الغَیب).@ میفرماید هیچ بندهای نیست مگر اینکه خداوند دو تا چشم در صورت به او داده که با آن امور دنیایش را میبیند و دو تا چشم هم در دلش گذاشته این کسی که به او میگوید این غذایی که میروی این غذای فستفودی گران را میخری برایت ضرر دارد بدنت را داغون میکند سرطان برایت درست میکند حالیش نیست این چشم و گوش دلش بسته است.@ میشنود اما آن دل نمیشوند میبیند اما دل نمیبیند میگوید این ازدواج به نفع تو نیست این ازدواج به ضرر تو هست این به صلاح تو نیست، نمیفهمد، این لباس پوشیدن این نحوه آرایش این نحوه حجاب این رابطه اینها همه برای تو ضرر دارد قبول نمیکند لجبازی میکند.@ این دیدنیها این شنیدنیها این رشته تحصیلی به کار تو نمیاید این رشته تحصیلی در تو اضطراب ایجاد میکند این رشته تحصیلی تو را پژمرده میکند رفته الان همه میگویند خوش به حالش دانشگاه درس میخواند خوش به حالش لیسانس و فوق لیسانس دارد وقتی میروی بالا میبینی که این آدم شکست خورده است پژمرده است داغون است.@ چون رشته نامناسب انتخاب کرده ولی هر چه هم به او میگفتی این رشته به دردت نمیخورد حاضر نبود قبول بکند میگوید دو تا چشم خدا در قلبش میگذارد که با آن آخرت را میبیند یعنی عاقبت خودش را میبیند خودش را به بلندای ابدیت نگاه میکند کور نیست که فقط خودش را از تولد تا مردن ببیند خودش را از تولد تا بینهایت نگاه میکند.@ چون میداند اینقدر عمر دارد عمر ما تمامی ندارد ما تا خدا زنده هست ما هم زنده هستیم عمر ما به اندازه عمر خداست تا خدا هست ما هستیم درست است از وقتی خدا بوده ما نبودیم ولی تا وقتی خدا هست ما هستیم.@ بنابراین قرار است من بینهایت زنده باشم ما چیزی به اسم مرگ نداریم که مردنی در کار نیست انتقال هست وفات است وفات یعنی انتقال، ولی مردنی در کار نیست بنابراین این آدم عاشق خودش به بلندای ابدیت میشود نه عاشق خودش به اندازه دنیا و از این به بعد هر تصمیمی میگیرد به اندازه ابدیتش تصمیم میگیرد امر آخرتش را میبیند.@ بنابراین تمام رفتارها انتخابها ارتباطاتش رفتارش و افکارش را براساس نظام ابدیش کنترل میکند و تنظیم میکند یک لقمه میخواهد بخرد یک شغل یک غذا میخواهد بخورد هر چیزی خوب تنظیم میکند.@ روایت بعدی از امام صادق(ع) میفرماید(اِنَّما شیعَتُنا اَصحابُ الاَربَعَۀِ الاَعین) شیعیان ما چهار چشمی هستند(عَینانِ فِی الرأس) دو چشم در سر دارند(وَ عَینانِ فِی القَلب) دو چشم هم در دلشان دارند.@ (اَلا وَ الخَلائِقُ کُلُهُم کَذلِک) بلکه همه انسانها همینطور هستند همه انسانها چشم قلب و چشم سر دارند(اِلاّ) ولی(اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ فَتَحَ اَبصارَکُم) چشمهای دلتان را باز کرده(وَ اَعمی اَبصارَهُم) به خاطر کفر به آنها چشمهای آنها را بسته(وَ خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ) روی چشمهایشان پرده هست.@ لذا چه میشود یک مسیحی یک یهودی شیعه و مسلمان میشود؟ این تلاش میکند که این را باز کند خالصانه دنبال حقیقت میگردد وقتی حقیقت را میخواهد آن چشم باز میشود همه دارند فقط باید آن باز بشود.@ خیلیها خودشان مال خودشان را میبندند چون میگویند بها دارد من اگر بخواهم چشم دلم را باز کنم باید این غذاها را نخورم با این آدمها رفیق نشوم این چیزها را نبینم اینطوری نگردم خوشم هم نمیاید برای همین میگذارم بسته باشد که مدام بیدار نشود بگوید این را میخواهم و آن را میخواهم.@ آنوقت من باید درگیر بشوم با خودم و با دلم برای همین کورش میکنم که دیگر اصلاً نبیند کوردلی اینطوری میشود که آدم کوردل میشود گوش هم همینطور است باز امام صادق میفرماید(اِنَّ لِلقَلبِ اُذُنَین) قلب دو تا گوش دارد(رُوحُ الاِیمان یَسارُّهُ بِالخَیر وَ الشَیطانُ یَسارُّهُ بِالشَر فَاَیُّهُما ظَهَرَ عَلی صاحِبِهِ غَلَبَهُ) میفرماید که دل دارای دو گوش است.@ بعد این گوش را تفسیر کرد به روح، میفرماید روح ایمان در او نجوای خیر میکند و شیطان نجوای شر میکند پس ما هم برای شنیدن حرف شیطان در وجودمان وسوسه هست گوش داریم که در دشمنشناسی اینها را توضیح دادم برگردید به همان مباحث دشمنشناسی که چطوری ما تحریک میشویم.@ الان مثلاً شیطان بیاید شما را تحریک بکند که بروید شراب بخورید میبینید اصلاً وسوسه نمیشوید چون گوش بخش شراب شما کر است نمیشنود اصلاً هیچ تحریکی ندارید بخواهد شما را تحریک بکند بروید موسیقی حرام گوش بکنید بعضیها گوششان باز است بعضیها گوششان کر است اصلاً تحریک نمیشوند که بروند سراغ موسیقی حرام.@ مثلاً شما را تحریک بکند که مگر شیطان بدش میاید شما آدم بکشید شیطان قتل را خیلی دوست دارد ولی چرا ما هیچ وقت فکر قتل به سرمان نمیزند؟ برای اینکه بخش قتل گوشش کر است نمیشنود اصلاً نمیتواند تحریک بکند لذا شیطان میرود سراغ آن بخشهایی که گوشش باز است تحریک میکند.@ میبیند این خانم این آقا کدام بخش را به حرف شیطان گوش میکند همانجا میرود سرمایهگذاری میکند آنطرف بیخود وقتش را تلف نمیکند لذا دو تا گوش را به روح و شیطان ترجمه کرد روح ایمان و شیطان، یک گوش ما حرف خدا را خیلی خوب میشنود میرود به سمت خیر، یک گوش ما حرف شیطان را.@ بنابراین انسان دائماً با دو گوشش در معرض دعوتهای مختلف است هم دعوتهای خدایی هم دعوتهای شیطانی، بسته به این هست که به کدامشان واقعاً گوش بکند حرف کدامشان را قبول بکند حالا حضرت میفرماید که(فَاَیُّهُما ظَهَرَ عَلی صاحِبهِ قَطَعَ) هر کدام بر دیگری پیروز بشود آن دیگری را شکست داده و انسان مغلوب آن بخش میشود مغلوب بخش شیطانیش یا مغلوب بخش الهی خودش میشود.@ یک روایت دیگر هم بخوانم امام صادق(ع) میفرماید هیچ دلی نیست جز آنکه دارای دو گوشه است کنار یکی از آنها فرشتهای راهنما قرار دارد و کنار دیگری شیطانی اغواگر، این به او فرمان میدهد و آن او را باز میدارد آن شیطان است فرمان میدهد که فلان کار را بکند فرشته باز میدارد.@ و این است معنای کلام خدا که میفرماید(عَنِ الَْيمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ) از راست و چپ کسی پیش شما نشسته راست در حملههای شیطان بخش مقدس و ایمانی ما بود چپ بخش شیطانی ما بود یعنی بخش راستمان فرشته نشسته بخش چپمان شیطان نشسته.@ این آیه قرآن که(عَنِ الَْيمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ) قعید یعنی کسی آنجا نشسته حضرت میفرماید(ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ) هیچ سخنی به زبان نمیاورد جز اینکه نزدش محافظی آماده نشسته و مینویسد این صحبتها را، صحبتهای خوب را دارد صحبتهای بد هم دارد.@ شما یک صحبت غیر خوب ناحسابی از دهانت در بیاید همسرت را به هم میریزد شیطان همسرت شیطان خودت را کمک میکند که از روی این یک لفظ کلی دردسر برای یک خانواده و خودت درست میکند 90% طلاقها با لفظ انجام میشود همین کلمه خانم و آقا مهارتهای کلامی ندارند نمیدانند چه حرفهایی خط قرمز است اصلاً نباید از دهانشان در بیاید.@ راحت در میاید یک دفعه یک زندگی به هم میخورد خانم تربیت نشده یاد نگرفته آقا تربیت نشده یاد نگرفته یک حرفهایی میزنند خیلی کم کارشان به کتک کاری و خشونتهای اینطوری هست بیشتر با زبان ناراحت میشوند.@ لذا شیطان منتظر است یک لفظ بد به کار ببری آن را میبرد در ذهن طرف مقابل صد برابرش میکند یک فاجعه از همین لفظ درست میشود. باز از امام صادق(ع) هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه دلش دو گوش درونی دارد گوشی که وسواس خناس در آن میدمد.@ وسواس خناس یعنی چی؟ (مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ) اینکه میگویند هر روز این سوره را بخوانید موقع خواب خوانده بشود صبح به صبح خدایا من پناه میبرم(أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ) پناه میبرم به اسم ربت به اسم ملکات و به اسم الهات، چون این سه تا خیلی مهم است.@ چرا اسم رب و ملک و اله آمده؟ هزار تا اسم خدا داشت ولی سه تا اسم را در این مسئله وسواس خناس گفت که این یک تناسبی دارد که الان فرصت نداریم(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ) خناس حضرت فرمود کسی هست که میاید یک چیزی میگوید میرود پنهان میشود یک چیزی در دل میدهد میرود پنهان میشود.@ بعد اگر ببیند خوب به او جواب میدهی پررو میشود جلوتر میاید وقتی ببیند میگویی نه استغفرالله، نه، میرود ولی هیچ وقت نابود نمیشود گم نمیشود فقط میرود یک جا پنهان میشود دوباره میاید و گوشی که فرشته در آن میدمد پس خداوند مؤمن را به وسیله فرشته تقویت میکند و این هست معنای سخن خداوند که میفرماید(وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ) سوره مجادله آیه 22 هست.@ در تعریف حزب الله فرمود خداوند حزب اللهها و افراد حزب الله را با روح خودش یاری میکند یعنی آن فرشته را مأمور میکند که او دائماً در گوش او چیزهای خوب بگوید و الهامات خوب بکند و راهنماییش بکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@