جلسه 018 - قلب
شماره جلسه
18
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
5
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث ما درباره معرفی قلب سلیم بود در مورد ضرورت تحصیل قلب سلیم توضیح دادیم که انسان به خاطر اینکه شئونات گوناگون دارد در تلاش هست که نیازهای شئونات گوناگون خودش را تأمین بکند و بسته به نوع شناختی که از خودش دارد نسبت به تأمین نیازمندیهای شئون گوناگونش تلاش میکند.@ آنهایی که جنبههای جمادی بر آنها غلبه دارد بیشتر عمرشان و همه عمرشان صرف جمعآوری کمالات جمادی است زمین، مسکن، جواهرات، اشیاء زینتی، زیورآلات، اثاثیه منزل، اتومبیل، با این چیزها بازی میکنند و با اشیاء بیشتر سروکار دارند عمرشان صرف تحصیل جمادات میشود.@ و کسانی که کمالات گیاهی و نباتی بر آنها حاکمیت دارد بیشتر به فکر اندام و هیکل و بدن و زیبایی خودشان و لباس و ورزش و قدرت بدنی و کمالاتی که مربوط به بدن هست تغذیه و غذا و خوراک و شکمیات و خورد و خوراک و باردار شدن و بچه به دنیا آوردن هست و کسانی که کمالات حیوانی بر آنها غلبه دارد.@ به فکر شهرت و قدرتطلبی و ریاستطلبی و مدیریت و علو و چشم و همچشمیها و روی دست دیگران بلند شدن و رقابت کردن با دیگران و مسابقه گذاشتن با دیگران هستند در تحصیل کمالات گوناگون.@ یا اگر حیوانات خوبی باشند عواطف حیوانیشان گُل بکند صرف خانواده و رسیدن به خانواده و مهرورزی به خانواده و همسایه و همنوع و کارهای خدماتی، کسانی که کمالات عقلانی بر آنها حاکم هست به دنبال علم و دانش و کشف مجهولات عالم هستند که بتوانند علم را به جلو ببرند.@ مثلاً 40 سال 50 سال در هیئت، نجوم، ستارهشناسی، پزشکی، مهندسی زحمت میکشند کشف بکنند کاری میکنند با علم سروکار دارند مرزهای دانش را به جلو میبرند در فلسفه، ادبیات، تاریخ، جامعهشناسی، روانشناسی، اقتصاد، رشتههای گوناگون کار میکنند.@ اما آنهایی که بخش انسانیشان فعال هست و خودشان را برای حیات ابدی و آخرت و رسیدن به کمال انسانی هدف خلقت انسانی آماده میکنند اینها به دنبال تحصیل قلب سالم و ایجاد محبت روزافزون با خداوند تبارک و تعالی هستند.@ نَرد عشق میبازند با خداوند تبارک و تعالی، صمیمیت و عشقبازی و عاشق ارتباطات نزدیک، صمیمی، عاطفی با حق تعالی و انبیاء، اولیا، صدیقین و شهدا هستند و اساساً خواستههایشان این هست که خداوند تبارک و تعالی آنها را در حزب و گروه خودش بپذیرد.@ اینکه در دعای روز سهشنبه داریم(اللهم أجعلنی من جندک فإن جندک هم الغالبون و اجعلنی من حزبک فإن حزبک هم المفلحون و اجعلنی من أولیائک فإن أولیائک لا خوف علیهم و لا هم یحزنون) خواستههای یک آدم اینطوری هست.@ با امام حسین که حرف میزند(أسئل الله أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) یعنی اصلاً قیمتش را کمتر از امام حسین و معصومین نمیداند و گروه خودش را کمتر از گروه اینها نمیداند یعنی آدمی است که دوست دارد در گروه انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین بچرخد و پرسه بزند و کمتر از آنها خودش را نمیداند.@ یک نفر تمام دلدادگیاش این هست که در گروه، مثلاً شما یک دختربچه یا پسربچه را نگاه کنید بازی که میکنند نهایت خودشان را این میدانند که پدر و مادر بشوند اینکه یک دختر برود در گروه زنهای شوهردار، مادر بشود خانهدار بشود.@ پسربچهای نوجوانی، جوانی برود در گروه مردها، این یک گروه است یا اینکه یک نفر تلویزیون نگاه میکند این هنرمندان را در رشتههای مختلف، عشق این هست که در یکی از این گروههای هنرمندان جا بگیرد قرار بگیرد با هنرمندان بپرند موسیقیدانها، بازیگرها، خطاطها، نقاشها، خوشنویسها، هنرمندان گوناگون، این جمع و این حزب و گروه را میپسندد.@ بعضیها دکتربازی را خوششان میاید دوست دارند در دکترها باشند و در جمع و انجمن آنها باشند بعضیها در رشتههای مهندسی، ورزشکارها، بعضیها دوست دارند قاطی تیم ورزشکاران و گروههای ورزشکاری باشند حزبهای اینگونه را برای خودشان صلاح میدانند و غایتشان هم همین است.@ یعنی فرض بفرمایید بزرگترین آرزویشان این بوده که یک زمانی در یکی از این گروهها باشند در این گروهها هم قرار میگیرند اما آنهایی که بخش انسانیشان فعال است اصلاً این چیزها راضیشان نمیکند ممکن است به طور طبیعی در یکی از همین گروههای پایینی هم حضور داشته باشند.@ اما اساساً حضور در این جمعها او را هیچ وقت ارضا و اشباع نمیکند تمام خواسته او پریدن با جمع انبیاست آسمانیها و ملکوتیهاست برای همین وقتی که با امام حسین روبهرو میشود اساساً هوس گروه امام حسین را دارد(أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) این قیمتش خیلی قیمت بلندی است.@ خیلی آدم باقیمتی هست که یک همچین هوسی دارد برای همگروه شدن با اینها، میگوید من میخواهم با شما باشم با صدیقین، شهدا، انبیا، آنها که فوق بهشت هستند چون اینها همه فوق بهشت هستند بهشت زیر مقام اینهاست اینها همه بالای بهشت هستند رفاقتهای صمیمی و آسمانی.@ من یادم هست یک خانمی بود از اولیاء خدا بود و مقامات بسیار بزرگی داشت یک موقعی یکی از همین اولیاء خدا از آقایان را به ایشان معرفی کردیم گفت نمیشناسم بعد یک زمینهای فراهم شد که این دو نفر همدیگر را ملاقات کنند.@ سر درس این آقا آمد تا این آقا را دید گفت ایشان است ایشان را ما جاهای دیگر در جلسات دیگر میبینیم نه زمین، جاهای دیگر، بله با ایشان خیلی آشنا هستم یعنی اینها بزمهایی دارند مافوق مسائل مادی.@ بزمهایی دارند بالای مسائل طبیعی، مهمانیها و ضیافتهایی دارند که یک موقعی اباالفضل، علی اکبر، حضرت زینب، امام حسین، انبیاء برقرار میکنند و رفقا و مَحرمها را آنجا راه میدهند آنها که مَحرم هستند در این جمعها شرکت میکنند و چه جمعهایی هست یعنی کارهایی که در این جمعها میشود در حالت فردی به کسی داده نمیشود ارتباطات جمعی.@ مهمانیهای آنها مهمانیهای ویژه است بعضی از آدمها هستند که قیمتشان بلند است اصلاً به کمتر از آن هم راضی نیستند بالا یا پایین بروند میخواهند در این جمعها بروند میگوید من هر کاری کنم بالأخره باید خودم را به این جمع برسانم.@ دیدید یک نفر میگوید من هر کاری کنم باید فوتبالیست بشوم پزشک و مهندس و ورزشکار و هنرمند بشوم در این جمعها بروم و خودش را بالأخره به این جمعها میرساند انسانها هوسهای جمعهای اینگونهای دارند یعنی میخواهند که در این جمعها حضور پیدا کنند.@ پس این فرمول در خودشناسی را فراموش نکنید که قیمت هر آدمی به هوسها و آرزوهایش است به نوع خوابی که میبیند به هوسهایی که دارد به آرزوهایی که دارد به جاهایی که برای خودش میپسندد.@ لیاقت هر کس همینی هست که میخواهد آرزوها و هوسها و میلها و خوابهایش از این چیزها آدم میفهمد که سطح قیمت این آدم چقدر است جمادی، نباتی، حیوانی، عقلی و فرشتهای یا انسانی است چطور آدمی هست وقتی به امام حسین میگوید که من میخواهم(أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) قند در دلش آب میشود تا این حرفها را میزند.@ مثل اینکه یک دخترخانمی یاد شب عروسیاش بیافتد که بعداً میخواهد عروسی کند یک آقاپسری شب دامادیاش را یاد کند قند در دلش آب میشود که ما هم یک زمانی عروس، داماد میشویم دکتر میشویم چه موقع میشود من لباس دکتری بپوشم چه موقع میشود من بالأخره پزشک بشوم و دکترایم را بگیرم.@ چه موقع میشود من عضو تیم ملی بشوم چه موقع میشود من مهندس بشوم چه موقع میشود من به عنوان یک هنرمند، نویسنده، خبرنگار، چه حسی به او دست میدهد این وقتی که به امام حسین میگوید(أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ أسئل الله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله) این قند در دلش آب میشود.@ وقتی فکر میکند که میخواهد به آن مقام برسد و در آن جمعها حضور پیدا کند خیلی برایش شیرین هست و خیلی برایش این آرزو دلبری میکند پس ما این را به عنوان یک فرمول و قاعده نباید فراموشمان بشود.@ چون انسان دلش فراز و نشیب زیاد دارد، چرا به دل قلب میگویند؟ چون دائماً در حال انقلاب و دگرگونی است یکسره بین هوسهای جمادی، نباتی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی در نوسان و بالا و پایین شدن هست مثل توپی هست که وقتی بالا میاندازید این دل هزارجور چرخ میخورد.@ آدمها اینطوری هستند یک موقع صبح از خانه بیرون میزند یک هوس دارد ظهر یک هوس دارد وقتی به نماز وارد میشود هوسهایش فرق میکند وقتی نمازش به تأخیر میافتد آدم دیگری میشود وقتی به خارج از کشور وقتی به مهمانی گناهآلود دعوت میشود شخصیتاً یکطور دیگر میشود.@ وقتی با یک جمعی مینشیند هوسهایش یکطور دیگر میشود یک شکل دیگر میگیرد دائماً در بالا و پایین شدن است اما اگر همین قاعدهای که گفتم که قیمت هر آدمی به هوسهای آن آدم مربوط میشود.@ به آرزوها، دغدغهها، هوسها، آیندهای که برای خودش بهترین آینده میبیند چیست معلوم میشود که این آدم در سطح جماد است، نبات، حیوانات یا سطح فرشتهها یا سطح انسانها هست از نوع هوسهایش اینها در میاید که این چه قیمتی دارد بسته به اینکه کدام یک از این شأنها در ما فعال باشد.@ ما بیشتر انرژی و وقتمان و ذهنمان و بودجهمان صرف تحصیل آن کمالی میشود که در خودمان میبینیم مثلاً یک خانه بزرگتر و مبلمان آنچنانی، لوستر، اتومبیل، طلا و جواهرات و لباسهای آنچنانی، این آدم آدمی هست که سطح کمالات گیاهی هست.@ یعنی همیشه فکر همین هست پرده را عوض کنم مبل را عوض کنم این را بخرم آن را بخرم پارچ و لیوان و کریستال و طلا را بخرم عینک را عوض کنم مبل را عوض کنم لباسم اینطوری بشود این با همین خیلی دلخوش است با همین میتواند سالهای سال زندگی کند.@ کسی که خودش را به عنوان یک انسان میشناسد میفهمد که قلب سلیم ضروریترین نیاز زندگی دنیا و آخرت اوست بنابراین بزرگترین دغدغه زندگی او این نیست که چطوری زندگی بکند با چه تشریفاتی، با چه میزان خوراکی، با چه میزان لباسی، با چه شوهری، با چه زنی، خانهاش کجا باشد چه بپوشد.@ بلکه بیشترین دغدغهاش این هست که چگونه زندگی کردن که میگوییم یعنی چگونه زندگی بکند که دلش سالم بماند به این خیلی اهمیت میدهد یعنی تصمیماتش را براساس سلامت دلش که شاخصههایش شادی و آرامش هست.@ البته شاخصههای دیگری هم دارد با این تنظیم میکند من چکار کنم دلم یکطوری نشود که از خدا جدا شوم یکطوری نشود عشق چیزی به عشق خدا در دل من بچربد یکطوری نشود از آن جمع جدا شوم یکطوری نشود به آن جمع نرسم اول از این تلاشش این هست که به آن جمع برسد و اگر رسیده تلاشش این هست که از آن جمع جدا نشود بیرونش نکنند.@ مثلاً یک نفر چقدر باید تلاش بکند که خودش را برساند به ورزشکاران، یعنی آنقدر این بدن نرم و قدرتمند بشود که بتواند یک ژیمناست و فوتبالیست و والیبالیست و بسکتبالیست خوب بشود، یک شخص چقدر باید تلاش کند که در تیم ملی بتواند برود؟@ خیلی باید زحمت بکشد تا در تیم ملی پذیرفته بشود یا پزشک یا مهندس یا مدیرکل بشود در گروه مدیران و رؤسا بیافتد نماینده مجلس بشود تمام آرزوی این بوده یک شهوت حیوانی داشته مقام، که خودش را به نماینده مجلس برساند.@ نمیخواهم بگویم اگر کسی نماینده مجلس هست همه اینطور هستند، نه در بحث مقام بودنش میگویم، حالا آنجا رسیده چهار سال هست بعد دلشوره و دلهره دارد که چهار سال بعدی هم خودش را در مجلس بتواند رأی بیاورد و نگه دارد.@ حالا چقدر باید تمرکز بگیرد و چقدر باید شاخصهای مختلف را رعایت بکند که این اندامش خراب نشود که اگر نتواند روی خَرَک روی حلقه مثلاً به عنوان ژیمناست موفق هیکلش خراب بشود و پذیرفته نشود چند سال باید این بدن را نگه دارد.@ خواننده شده الان آمده او را پذیرفتند دوتا آهنگ خوانده بالأخره صدایش خوب بوده تمرین کرده الان پذیرفته شد جزء خوانندهها، تلویزیون هم صدای این را پخش کرد ولی چقدر باید تلاش کند که گلو و حنجرهاش را مناسب نگه دارد که این گلو و حنجرهاش خراب نشود.@ تا آخر عمر این باید مراقبت از حنجره بکند که اگر این حنجره من خراب شود من همه چیزم را از دست دادم آن چیزی که سالها برایش تلاش کردم که به آن برسم از دست دادم اندام و هیکل و صدا و قدرت بدنیام خراب نشود زورم کم نشود وزنهبردار است به قهرمانی جهان رسیده حالا مسابقات المپیک هست باید خودش را آماده کند هر سال مسابقاتی دارد این باید حتماً قدرت بدنی و وزنش را حفظ بکند.@ کشتیگیر هست باید از وزنش تجاوز نکند عضلاتش کم و ضعیف نشود آن فنون را بتواند خوب اجرا کند سرعت عمل و قدرت عمل همه اینها را بتواند رعایت بکند این چقدر باید زحمت بکشد که این را حفظ بکند خیلی باید تلاش بکند که آن چیزی را که به دست آورده را نگه دارد.@ به پول و ثروت رسیده باید نگه دارد یک بچه خدا به او داده چقدر جان میکَند یک مادر تا این بچه را نگه دارد و بزرگ کند، ازدواج کرده همسرش را بتواند نگه دارد و حفظ بکند زندگیاش را بتواند نگه دارد و حفظ بکند یک اتومبیل خریده چقدر باید جان بکَند که این اتومبیل را چهار پنج سال نگه دارد.@ این کسی که میخواهد آدم باشد اول از این باید چقدر دغدغه داشته باشد که به سمت کمالات انسانی برود باز این فرمول هست که آدمها قیمتشان از نوع آرزوها، هوسها، و دغدغههایی که در زندگی دارند معلوم میشود قیمت این آدم چیست.@ این آدم در کدام سطح از کمالات است یا جمادی، یا نباتی، یا حیوانی، یا عقلانی و فرشتهای یا انسانی که اوجش هست حالا در آدمها چه کسی اینطوری هست یعنی چه کسی به هوس میافتد در مورد آدمیت، دغدغهاش به دست آوردن یک دل عاشق است.@ یک رابطه عاشقانه با خدا، یک صمیمیت، یک محبت، یک دلدادگی، یکطوری که دلش برای خدا و امام زمان تنگ بشود بتواند خودش را به رفاقت با امام زمان و اهل بیت برساند اهل رفت و آمد با اهل بیت بشود جزء جمع آنها بشود یک موقع هست میگوییم جزء محبین هست، شما نگاه کن ورزشکاران و فوتبالیستها طرفدارانشان را دوست دارند یا نه؟@ بله دوست دارند، باشگاهیها چقدر تلاش میکنند اصلاً کلی هزینه میکنند که بتوانند طرفدار جمع کنند و بتوانند طرفداران خودشان را نگه دارند اینها محب هستند اما اینکه یک کسی برود خودش در جمع ورزشکاران باشد آن بحث دیگر است یک موقع میگویند ما اهل بیت را دوست داریم به عنوان هوادار دوستشان داریم.@ یک موقع هست نه اصلاً شما میخواهید بروید در جمع اهل بیت شرکت بکنید یعنی شما هوست یک هوس این نیست که طرفدار باشی و شعار بدهی و دست تکان بدهی و بالا و پایین بپری آنها هم دوستت دارند و یک حالهایی هم به تو میدهند اما آن کجا و این کجا که میگویی نه من خودم میخواهم جزء آنها باشم(أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ).@ یعنی این جزء آن خانواده باشد خیلی فرق میکند سطح این آدمها با همدیگر، یک نفر رفیق امام زمان باشد واقعاً سرباز امام زمان باشد واقعاً حزب امام زمان باشد و واقعاً دوست امام زمان باشد به مقام دوستی برسد این خیلی کار میبرد.@ حالا یک نفر چقدر باید تلاش بکند که این هوس در او بیافتد بعد چقدر باید زحمت بکشد که خودش را برساند حالا که رسیده باید تلاش کند که حفظش بکند بنابراین وقتی میگوییم قلب سالم مهمترین دارایی یک انسان هست و قرآن هم میگوید هیچ چیزی روز مردن به بعد به درد نمیخورد جز قلب سالم.@ یک کسی که قلب سالم دارد خوش به حالش، ولی اگر کسی قلب سالم ندارد موقع مردن، رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر شد با دنیا، یک آدمی که قلب سالم تهیه نکرده موقع مردن مثل بچهای است که با ناراحتی قلبی به دنیا میاید.@ مثل بچهای است که فلج و کور و کر و مریض به دنیا میاید چون شرائط زیستی آخرت و برزخ سالم میطلبد، مثل دنیا از زایمانها کدام را میپذیرد که فشار به آن نیاورد و اذیتش نکند؟ فقط بچههای سالم را اذیت نمیکند بقیه بچهها که مریض هستند شرائط زیستی دنیا معصومانه اینها را اذیت میکند یعنی خودبهخود وارد فشار قرار میگیرند.@ دنیا در واقع اذیت نمیکند بلکه اینها چون هماهنگ با دنیا نیستند دچار عذاب میشوند جهنم یعنی عدم هماهنگی با بهشت، ما چون با بهشت هماهنگ نیستیم خودبهخود عذاب میکشیم داغ میشویم و تنهایی و فشار میکشیم.@ بنابراین وقتی میگوییم قلب سالم خیلی مهم است که انسان پی ببرد که باید این سینه و دل و قلبش را سالم کند که وقتی مُرد اصلاً در شرائط بهشت به هیچ وجه فشار به او نیاید در بهشت اذیت نشود نه تنهایی را تحمل کند نه فشار قبر را تحمل کند نه نکیر و منکر بالای سرش بیایند بشیر و مبشر بیایند پیامبر و انبیاء و صدیقین و شهدا بیایند.@ باید الان روی خودش کار کند باید این دل را با همان حال و هوا تربیت بکند اول از این ضرورتش را خوب دقت کنیم که چقدر برای ما مهم است که اگر قلب سالم نداشته باشیم ما بیچاره هستیم ما هم دنیامان بد میگذرد گفتیم دنیا با دو شاخص به تعبیر قرآن ارزش دارد گذرانده بشود شادی و آرامش.@ کسانی که دنیا عُرضه ندارند شاد باشد عرضه ندارند آدمهای آرامی باشند اضطراب در آنها زیاد است تشنج و دلتنگی و سوءظن و حسادت و فشارهای عصبی و زودرنجی و حساسیت و جیغ و داد و بداخلاقی، این هم دنیایش خراب میشود هم موقع مردن تازه وارد فشار قبر میشود.@ اگر عُرضه داری دنیایت شاد بکنی قلب سلیم باعث میشود هم در دنیا آدم شاد و آرام باشد هم در آخرت و این ضروریترین چیزی است که یک انسان به آن نیاز دارد اگر جنبه حیوانی به ما غلبه داشته باشد اصلاً احساس نیاز نمیکنیم برای قلب سلیم.@ قلب مُرد مُرد اشکال ندارد خدا را خواست خواست، نخواست نخواست، خدا را دوست داشت داشت، نداشته باشد نداشته باشد اصلاً برایش مهم نیست با امام زمان و اهل بیت رفت و آمد بکند، نه من خوراکم تأمین شود شکمم تأمین شود.@ من غذایم را بخورم لباس، ماشین، اتومبیل، یکجا رئیس و مدیر و معروف و مشهور باشم یک دکتری باشم یک مهندسی باشم یک هنرمندی باشم یک همسری داشته باشم برایش کافی است ولو به گناه ولو با لقمه حرام ولو با پول بهرهای ولو با کلاه گذاشتن سر مردم.@ گرانفروشی و کمفروشی و از کار زدن و دزدی کردن و برای دیگران زدن و آجر کردن نان دیگران، حسادتها، رقابتها، فقط میخواهد زندگی کند همین را میخواهد اما اگر کسی آخرت را خواست بهشت را خواست بالاتر از بهشت و انسانیت را خواست او خیلی شاد میشود هم دنیایش شاد میشود هم آخرتش شاد میشود قلب سلیم یک ضرورت است.@ مثلاً الان میگویند در زندگی دنیا چه چیزی ضرورت دارد؟ خانه ضرورت دارد همسر ازدواج بکنی ضرورت دارد، غذا نیاز ضروری است جزء نیازهای اولیه ماست خوراک، مسکن، پوشاک، اینها جزء نیازهای ضروری و اولیه است برای آدمیت قلب سلیم نیاز ضروری است هر کسی باید نگاه کند ببیند که قلب سلیم دارد یا ندارد.@ قلب سلیم هم علائمش این هست که آدمی است شاد و آرام، از بیرون کسی نمیتواند او را آتش بزند و تحقیرش بکند و کسی نمیتواند بیشخصیتش بکند حوادث خارجی اصلاً نمیتوانند لهاش بکنند اتفاقات خارجی، مصیبتها و بلاها نمیتوانند او را ناامید و مچالهاش کنند.@ حس بیپناهی به او بدهند دنیا را جلوی چشمش سیاه کنند اصلاً اینطوری نیست چون او عاشق کانون شادی و آرامش است اصلاً او همه کس و همه کارش خداست و اهل بیت است یعنی خانواده آسمانی خودش را پیدا کرده.@ رفته در خانواده آسمانی خودش و با خانواده آسمانی خودش بیشتر زندگی میکند تا خانواده زمینی خودش، نوع زندگیاش از صبح که بلند میشود نوع پیوندها و نوع هوسها و نوع رفت و آمدهایش با خانواده آسمانی خودش هست یعنی اصلاً او یکطور دیگر است.@ یک آدمی هست که بدنش به تعبیر حضرت با مردم است اما دلش با خداست با انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، در آن فضا این آدم پرواز میکند افقش افق ارزشمندی است آدمی بوده که قیمت خودش را شناخته و همه اینها با خودشناسی به دست میاید.@ آدم تا قیمت دستش نباشد هوس و آرزو هم نمیکند وقتی خودش را نمیشناسد فکر میکند همین دو رکعت نمازی بخواند یک حجی برود یک کربلایی برود یک زیارتی بکند حالا چهار رکعت نمازی بخواند ماه رمضان یک روزهای بگیرد و بقیه وقتها هم به زندگیاش بپردازد کفایت میکند.@ اما اگر خودش را شناخت میفهمد که نه همه چیز باید برای قلب سلیم باشد نماز، روزه، حج، زکات، خمس، ارتباطات دیگر همه را براساس دلش تنظیم میکند.@

در بحث شاه و طوطی مفصل گفتیم دل را باید نگه داریم این دل باید حفظ بشود کلاً همه حفاظتها از دل است مثل یک آدمی که خیلی وارد است پزشک است درس خوانده کار کرده خیلی مراقبت از قلب و مغزش میکند خیلی حواسش هست که قلب و مغزش اینطرف و آنطرف نشود.@ وقتی آدم آدم میشود وقتی آدم حس انسانیت سراغش میاید میافتد به مراقبت از دل خودش، دیدنیها، شنیدنیها و غذاهایش کنترل شده است فقط خیلی مراقب میشود که یک موقعی معشوق از دستش ناراحت نشود معشوق از دستش نرود و از آن جمع او را بیرون نیاندازند قابلیتهای آن جمع را از دست ندهد.@ مثل ورزشکار یا خواننده که مواظب است از جمع خوانندهها او را بیرون نکنند یا یک ورزشکار را بگویند این معتاد شده یا هیکلش اضافه وزن آورده، نمیتواند بدود زانویش آسیب دیده فعلاً نمیتواند بازی بکند.@ دیدید چقدر غصه میخورند این قهرمانهای جام جهانی، یک هفته مانده به جام جهانی آقا میخواهد شرکت بکند بدرخشد یکدفعه زانویش آسیب میبیند بعد میگویند دیگر نمیتوانی شرکت بکنی دل بخواهی نیست مهره کمرش خراب میشود.@ میگویند خوش آمدی تاریخ مصرفت از بین رفت دیگر در این جلسه نمیتوانی بیایی تماشاچی شدی، من برای این لحظه 20 سال زحمت کشیدم، فایده ندارد خوش آمدی.@ او خیلی مراقب است که از جمع و حزب اهل بیت و از جمع دوستان خدا بیرونش نکنند خیلی حواسش هست یعنی همه دلدادگیاش این هست که در آن جمع بتواند برود این آدم وقتی میمیرد عمراً نکیر و منکر و فرشتههای اینطوری جرأت ندارند به این نزدیک بشوند چون جزء رفقاست جزء همحزبیهای آنطرفیهاست.@ خودش جزء خانواده سلطنتی آخرت است جزء آنها شده به معنای حقیقی، فقط فرشتههای رحمت و بشارت و بشیر و مبشر را دارند اصلاً دغدغه و دلنگرانی هیچی ندارند، نه در موقع مردن نه در قبر نه در قیامت به هیچ وجه این آدم دغدغه ندارد چون در دنیا همینطوری بوده دغدغههای دنیا نتوانسته آسیب برساند.@ کسی که دغدغههای دنیا میتواند روحش را مچاله کند یعنی فشار قبر دارد اگر دغدغههای دنیا توانست شما را بیاندازد به حرص و جوش و غصه پس فشار قبر هم دارید قاعده این بود که نفس ما قبر ماست هر کس میخواهد بفهمد که فشار قبر دارد یا نه ببیند که الان در نفسش چیزی اذیتش میکند یا نه.@ اگر اذیتت میکند آنطرف هم فشار قبر داری اما اگر الان با خدایی و خدا نمیگذارد در دنیا آسیب ببینی عشق و رفاقت با اهل بیت و رفاقت با امام زمان نمیگذارد به گناه و جهنم بیافتی آنطرف هم به آتش نمیافتی آنطرف هم فرشته عذاب و عقرب و مارها نمیتوانند کاری کنند.@ چون آن عقربها و مارها و فرشتههای عذاب در واقع در دنیا بودند اینجا که نتوانستند بلا سرت بیاورند آنطرف هم به تو آسیب نمیزنند اگر اینجا تو آدم عصبانی و زودرنج و پرخاشگر و حسودی هستی آدمی هستی که شهوت حسادت و غیبت و فضولی کردن در امور مردم را داری پس جهنم سراغت آمده پس قبرت آلوده است.@ عُرضه نداری شاد و آرام باشی اگر اینطوری هست انسان باید تمام همه اینها را از روح و نفس و قلب خوش پاک کند و همه این آلودگیها را از بین ببرد تا شاد شود و موقع مردن با قلب و دل سالم از دنیا برود.@ دل سالم(القَلبُ السَّلیم دینٌ بِلا شَکٍ وَ هَوی) مرحله اولش را توضیح دادیم که قلب سلیم قلبی است که هیچ وقت تردید در آن نمیاید نسبت به خدا، قیامت، اهل بیت، ائمه، نسبت به ماوراء طبیعت هیچ وقت تزلزل و شک سراغش نمیاید.@ آدمهایی که به شک و تزلزل میافتند اینها دلشان سالم نیست مثل قلبی هست که زود به سکته و درد میافتد یعنی این روال عادی خودش را نمیتواند انجام بدهد نمیتواند کار خودش را انجام بدهد خونرسانی را نمیتواند انجام بدهد مریض است وقتی دل آدم به شک بیافتد یعنی سالم نیست.@ پس تزلزل و شک نباشد راهش را هم گفتم که انسان چکار کند که هیچ وقت شک و تردید سراغش نیاید تزلزل سراغش نیاید پس(دینٌ بِلا شَکٍ وَ هَوی) هوای نفس هم نداشته باشد یعنی هوسهایش را بتواند کنترل کند و آلودهاش نکند.@ (وَ عَمَلٌ بِلا سُمعَۀٍ وَ رِیا) کاری نمیکند که بخواهد به گوش دیگران برساند یا به چشم دیگران ببیند یعنی عملش را خالص میکند برایش مهم نیست که فلان کس بداند من چه کار خیری کردم نماز خواندم نمازشب خواندم کربلا و مکه رفتم آنجا چه شد چکار کردم اصلاً برایش مهم نیست که کسی بداند و اصلاً سعی میکند اخلاص داشته باشد که در مورد اخلاص الان اینجا صحبت نمیکنیم.@ چون موضوع بحث اسماء اللهمان هست هر کس خواست به این مباحثی که این 10 ـ 15 جلسه اخیر در اسماء الله بحث اسم شریف احد و واحد را توضیح دادیم به مناسبت اسم شریف احد و واحد بحث اخلاص را هم توضیح دادیم.@ مراجعه کنید به همان مباحث حتما بگیرید چون نیاز داریم برای قلب سلیم به اینکه ما باید فرمولهای پاک کردن دلمان را از غیر خدا یاد بگیریم چکار کنیم که فقط با خدا معامله کنیم شوهرداری برای خدا، زنداری برای خدا، تحمل دیگران برای خدا، معامله کردن در هر کاری با خدا، یک خانم ظرف میشوید شوهرداری میکند.@ مادرشوهرداری میکند پدرشوهرداری میکند یک آقا زنداری میکند مادرزنداری میکند پدرزنداری میکند بچهداری میکند کار و تلاش میکند فقط و فقط با خدا معامله کند علامتش هم این هست که اگر دیگران قدر ندانستند او اصلاً ناراحت نمیشود.@ چون با آنها معامله نکرده با خانوادهاش با پدر و مادرش با خواهر و برادرش با کس دیگر معامله نکرده که اگر آنها قدر ندانستند بیافتد به حرص و جوش و ناراحتی و غصه، اصلاً ناراحت نیست چون با یک کسی معامله کرده خودش را به یک کسی فروخته که اصلاً آن کس به هیچ وجه یادش نمیرود و نمیمیرد.@ یک زن قبل از اینکه فکر کند که زن یک مرد است فکر کند که کنیز خداست(أنَا عَبدُکَ وَ ابنُ عَبدِک وَ ابنُ أمَتِک) در زیارتها داریم خدایا من بنده تو و فرزند بنده تو و فرزند کنیز تو هستم آدم بگوید خدایا من بنده تو هستم اصلاً کارم را به زنم نمیفروشم به بچههایم نمیفروشم به پدر و مادرم به هیچ کس در این دنیا نیست که من زحمتم را بفروشم.@ خدا میگوید همه را میخرم بنابراین اگر کسی قدر ندانست هیچ غصهای نمیخورد الان خانم آمده چون از اول خودش را به شوهر فروخته میگوید شوهرم الان رفته زن دوم گرفته من دیگر نه نماز میخوانم نه حس روزه گرفتن دارم نه اصلاً از بچهداری خوشم میاید از شوهرم متنفر شدم این زنی بوده که از اول خودش را به خدا نفروخته به شوهرش فروخته.@ حالا شوهر رفته زن دیگر گرفته به هم ریخته و آدم عاقل و سالم هیچ وقت همچین کاری نمیکند یعنی هیچ وقت خودش را به کسی نمیفروشد زن هوشیار است میگوید من با خدا معامله کردم نه به نشاطم لطمه میخورد نه به ارتباطم با خدا لطمه میخورد نه ارتباطم با خود همسرم لطمه میخورد نه ارتباطم با بچههایم لطمه میخورد.@ چون من کارم را سپردم به کسی، اصلاً خودم کنیز کس دیگر بودم مال این شوهر نبودم که حالا این قدر بداند یا نداند و من احساس کنم که باختم، نه، مرد هم همینطور، پس(عَمَلٌ بِلا سُمعَۀٍ وَ رِیا) یعنی کار را برای کسی انجام نمیدهد ریاکاری نیست.@ برای دیگران تعریف بکند خوشش بیاید دیگران او را ببینند یا خوشش بیاید دیگران بشنوند یکطوری به گوش بعضیها برساند که ما هم همچین کارهایی کردیم اصلاً برایش مهم نیست یک موقع هست لازم باشد بگوید، در روایت داریم شما وقتی صدقه میدهید صدقه را در جمع بدهید بقیه هم ببینند تشویق بشوند کار خوبی است دیگران هم ببیند.@ اما میگوید مقداری از صدقات هم پنهانی بده هم جمعی هم پنهانی، لازم باشد آدم نماز جماعت باید شرکت بکند یک کسی میگوید من نماز جماعت نمیروم چون میترسم ریا بشود این کار و حرف شیطان است یا نماز جمعه نمیروم چون ریا میشود، نه در کار جمعی ریا معنا ندارد کار خصوصی هم ریا خیلی معنا ندارد.@ مثلاً من الان نمازشب خواندم حالا نمازشب خواندم یعنی چه کار شاق و بزرگ و مهمی است دوتا حیوان هم که همدیگر را دوست دارند بالأخره شب با هم خلوت میکنند دوتا آدمی که همدیگر را دوست دارند دوتا نامزدی که با هم نامزد هستند شب را میروند با هم یک گوشهای با هم خلوت میکنند.@ ما هم با خدایمان خلوت کردیم معشوقم خداست طبیعی است که من نصف شب باید بلند شوم با خدا حرف بزنم در آغوشش بگیرم او را ببوسم بغلش کنم او نازم کند من او را ببوسم این کار خیلی مهمی نیست هر عاشقی خلوت با معشوقش را دوست دارد پس خیلی کار بزرگی نکرده که یک کسی نصف شب بلند شود نمازشب بخواند، نه اگر نخواند تعجب است اگر نخواند مریض است.@ خدا هم میفرماید در روایت داریم(کَذَبَ مَن زَعُمَ أنَّهُ یُحِبُّنی فَإذا جُنَّهُ اللَّیل نامَ عَنّی) دروغ میگوید هر کس خیال میکند من را دوست دارد شب من را ترک میکند چون هیچ عاشق و معشوقی فرصت شب با هم بودن را از دست نمیدهند.@ چطور ممکن است ما به خدا بگوییم دوستت داریم بعد شب ترکش بکنیم خیلی کار مهمی نکردیم شرط دوست داشتن همین است بیداری است آدمهای باشرافت شبزندهدارند حالا نماز شب نمیخواند احیا میگیرد، احیا نمیگیرد قرآن میخواند.@ قرآن نمیخواند کار علمی میکند میخواهد با خدا معرفت داشته باشد تا سحر مینشیند کتاب میخواند به عشق خدا و معرفتش را بالا میبرد این عاشق است بیدار میماند شبش با بیداری است یک وظیفه شرعیاش را انجام میدهد یک وظیفه الهیاش را برای خدا انجام میدهد.@ اهل شب است این طبیعی است ریا کردن معنا ندارد زیارت عاشورا چون من عاشق امام حسین هستم کدام مادر از اینکه بچهاش را ببوسد در خیابان منع میکند میگوید ریا میشود بچهاش را میگیرد آنقدر میبوسد کاری ندارد که کسی دارد او را نگاه میکند یا نه.@ اصلاً کاری ندارد من دوستش دارم دلم برایش تنگ شده دوست دارم بغلش کنم و او را ببوسم، چه عبادتی، ریا یعنی چی، این شیطان میاید به ما میگوید که این کار ریاست چون خیلی این چیزها را گُنده کردند از بس محب و عاشق کم است از بس آدم و دلداده کم است که ما تعجب میکنیم که یک نفر بلند شود نمازشب بخواند.@ در حالی که نمازشب خواندن خدا رحمت کند شهید دستغیب میگوید رفقای خوب این هستند که وقتی از هم جدا میشوند به هم توصیه میکنند که نمازشب دعایم کن نمازشب یادت نرود نمازشب دعایت کردم در نمازشبهایم تو را جزء 40 مؤمن دعا کردم خیلی معمولی.@ حج و کربلا و زیارت رفتن خیلی از خیرات را آدم در جمع میدهد با عشق هم میدهد میگوید آنقدر عاشق اهل بیت هستم که خانهام را وقف اهل بیت و امام زمان کردم یک میلیارد تومان پول داشتم برای امام زمان دادم عاشقش هستم خرج کردم مگر آدم برای بچهاش یک میلیارد خرج نمیکند اگر داشته باشد.@ خرج میکند صد میلیون دویست میلیون پانصد میلیون برای بچهاش خرج میکند، برای امام زمان چی؟ من عاشقش هستم خرج کردم حالا یک موقعی میرسد قلبش یکطوری بشود مخفیانه این کار را بکند دوست دارد اجر بیشتری ببرد مخفیانه این کار را بکند عیبی ندارد.@ (عَمَلٌ بِلا سُمعَۀٍ وَ رِیا) یعنی یک عملی میکند که برایش مهم نیست دوست ندارد به گوش دیگران برساند و به رؤیت دیگران برساند مگر ریاکاری در عاشقی، عاشقی یعنی من داد میزنم که دوستش دارم اصلاً برای این نیست که مردم بفهمند من دوستش دارم ابراز عشق میخواهم بکنم برای همین عوام معمولاً عاشقتر از خواص هستند.@ اگر همه شما دکتر و مهندس بودید میگفتم صلوات بفرستید صلواتتان اینطوری نبود ولی عوام داد میزند صلواتش را میخواهد بفرستد عاشقانه صلوات میفرستد با فریاد و داد، این میخواهد بگوید دوست دارم این ریایی نیست داد زدنش ریاکاری نیست بلکه میخواهد درجه حرارت و عشقش را اعلام کند و این کار را انجام میدهد.@ لذا داد زدن و فریاد زدن هیچ عیبی ندارد بخصوص در عاشقی، بعضیها آنقدر هوس میکنند که میگویند میخواهم صدای خنده خدا را در بیاورم، به رسول خدا میگوید من چطوری خدا را بخندانم؟ رسول خدا میگوید زرهات را در بیاور لخت جلو برو تو که در نهایت کشته میشوی ولی این را بفهمان که اصلاً نمیترسی.@ مثل بچه بسیجیهایی که نمیگفتند کسی نبیند من روی میدان مین بروم، بلند میشد یک شعاری میداد یک صلواتی میفرستاد یک الله اکبری میگفت بعد در میدان مین میرفت و مین منفجر میشد عاشقیشان را داد میزدند این اصلاً ریاکاری نیست این ابراز و اعلام عشق است.@ مثل عروسی میماند اینکه میگویند عروسی مستحب است شما ولیمه بدهید چون صدای عاشقی شما در بیاید دو نفر بیست نفر از همسایهها و فامیل را دعوت کنید عروسی بگیرید شام بدهید سروصدایی باشد ما زن و شوهر هستیم همدیگر را دوست داریم میخواهیم با هم زندگی کنیم.@ سؤال کرده بودند راجع به موسیقیهای شب عروسی، اختلاف داریم سر این قضیه در مراجع در حد موسیقیهایی که مربوط به مجالس تبهکاران و گناهکاران هست نباید در عروسیها باشد اما اینکه بزن و برقص نباشد نه خیلی از فقها اجازه دادند که خانمها در میان خودشان بزن و برقص داشته باشند شعری و سرودی بخوانند از ساز میخواهند استفاده کنند.@ آهنگهایی هست که خیلی از خوانندههای ما الان خواندند تلویزیون هم پخش میکند آهنگهای شادی هست استفاده کنند نوارش را بگذارند استفاده کنند شادی جشن عروسیشان بالأخره مشخص باشد مبتذل نباشد یعنی فسق و فجور در آن نباشد خدای نکرده گناه در آن نباشد زن و مرد قاطی نشوند.@ خانمها را پسرهای 6 ـ 7 سال به بالا نبینند عکسی نگیرند از خانمهایی که کشف حجاب کردند عکس نگیرند مرد در زنها نیاید زن در مردها نیاید فسق و فجوری نباشد خانمها برای خودشان آقایان برای خودشان شادی کنند هیچ اشکالی ندارد مشکلی نیست.@ شما نگاه کنید عروسی حضرت زهرا(س) چقدر باشکوه بود شعر میخوانند الله اکبر میگفتند تکبیر میگفتند با سروصدا با شکوه خانم را مسیر را بردند تا خانه داماد بردند فقط معصیت در آن نشود وگرنه شادی کردن و چیزهایی که نیاز شب عروسی هست مانعی ندارد.@ پس قلب سلیم یکی از تعریفهایش کامل شد(دینٌ بِلا شَکٍ وَ هَوی و عَمَلٌ بِلا سُمعَۀٍ وَ رِیا) بلا هوی یعنی با گناه دینمان را همراه نکنیم گناه و معصیت نداشته باشیم اینکه مؤمن گناه نمیکند نه، در قرآن هم دارد بالأخره مؤمن ممکن است به فحشا و گناه دچار بشود.@ ولی(يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ) زود توبه میکند اما اهل گناه بودن یک چیز دیگر است اینکه انسان دائماً گناه بکند یعنی یک گناه ثابت دائمی با او باشد یکی از واجبات را خدای نکرده رعایت نکند یک فحشایی یک منکراتی یک بیحیایی و بیعفتی و بیغیرتی، همیشه در خانهاش موسیقی حرام باشد یا روابطش با نامحرم تنظیم نشده باشد.@ مثلاً برادرشوهر محرم است و خواهرزن محرم است از این بازیها در نیاورد اینها معصیتهای حرفهای میشود یعنی شخص گناهکار است دینداریاش را میکند ولی هواس نفسش هم دارد اصلاً رعایت نمیکند.@ ما در همین سفری که به مکه داشتیم میدیدیم در این سفر خیلیها بعد از سالها مکه آمده خانم آنجا آمده مدینه آرایش میکند حرم میرود یعنی اینجا شاید چادر میپوشد مسجد محل و حرم امام رضا میرود چادر سرش میکند.@ آنجا در مدینه میبینی که یک لباس چسبان پوشیده و آرایش هم کرده و یقهاش باز است مکه هم میاید در آنجا هم همینطور هست در خانه خدا چون کشورهای دیگر میایند رعایت نمیکنند این فکر میکند که برای این هم یک جواز هست یا عربها مشکلی نمیگیرند.@ اینجا آمده آرایش کرده این حج به چه درد میخورد موها بیرون، یقه باز، آرایش کرده، تو رفتی طواف انجام دادی احرام یعنی اینکه همه گناهان را من کنار میگذارم وقتی گفتی لبیک یعنی قرار است با تو آشتی کنم خدایا، من با تو در آشتی و صلح هستم دیگر من گناه نمیکنم هیچ معصیت و نافرمانی نمیکنم.@ به هیچ وجه دل تو و امام زمان را نمیرنجانم وقتی میگویی لبیک خیلی کلمهاش مسئولیتآور است ولی همانجا که لبیک میگوید دارد گناه میکند بدحجابی، بیحجابی، آرایش، اصلاً انگار نه انگار، یکذره هم که رعایت میکند روز آخر که میگویند میخواهیم جده برویم سوار هواپیما بشویم اصلاً انگار نه انگار که این آدم 12 روز اینجا بوده هیچی در قلب این نرفته.@ یعنی این هیچ جذبی نداشته در هواپیما میاید شما مشایعتکنندهها را در فرودگاه میبینید چه خبر است مسخرهبازی است مسخره کردن حج، احرام، عمره، لبیک، دین خدا، برای چی آنجا رفتی؟ گناه حرفهای نکنیم یعنی گناه در ما نباشد.@ لذا فرمود خداوند هرگز عملی را از کسی قبول نمیکند وقتی روی یکی از گناهان اصرار دارد روی یک معصیت اصرار دارد این خوب نیست ولی اینکه حالا یک موقعی از انسان یک گناهی سر بزند حالا سر زده مؤمن هم توبه میکند خداوند هم گناه را به مؤمن نمیچسباند زود هم از او قبول میکند.@ اما گناهان را باید بشناسد و سمت هیچ کدام نرود توبه کند و کنار بگذارد این میشود(دین بلا هوی) است(بلا شک) را گفتیم که شک نداشته باشد راهش را هم گفتیم(وَ عَمَلٌ بِلا سُمعَۀٍ وَ رِیا) این مجموعه حدیث تکمیل شد این قلب سالم و دل سالم که شاد و آرام است که هم عُرضه دارد دنیای ما را نگه دارد هم عُرضه دارد برای ما آخرت و ابدیت را بسازد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@