أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته درباره دل بحثمان به اینجا رسید که همه حقیقت انسان دل انسان هست و سایر قوا مثل حس، خیال، وهم و عقل اینها ابزار و آلات دل هستند در قیامت انسانها را براساس دلشان و گرایشهای دلی و قلبی و محبوبهای قلبیشان ارزیابی میکنند اینکه چقدر شخص سواد دارد چقدر عالم هست چقدر عبادت کرده اینها هر چند ثواب دارند.@ اما ارزیابی نهایی با این هست که این ثوابها این علمها این اطلاعات این کارهایی که شخص کرده مجموعاً دل او را به کجا میبرد این شخصیتاً دلش به دنیاست یا به آخرت یا به خداست دل انسان سه جا میتواند باشد بیشتر از این هم نیست یا معشوق دل انسان و محبوب دل انسان دنیاست یا بهشت است و یا بالاتر از بهشت که خود خداوند تبارک و تعالی است.@ معادلهای آخرتی دل انسان را به انسان میدهند اگر دلت به دنیاست معادلش که جهنم هست به انسان میدهند و اگر به بهشت است معادلش که بهشت هست میدهند و اگر به خداست خدا را به انسان میدهند پس اصل با دل هست اینکه دل به کجاست.@ جلسه گذشته یک نکتهای را عرض کردیم که گاهی وقتها انسانها دلدادگیشان به خدا و پاکی است هر چند در ظاهر موفق به رعایت نشوند بحث گناه مؤمن را ذکر کردیم که مؤمن گناهش به او نمیچسبد چون با تنفر ممکن است مجبور به گناه بشود.@ این واقعاً در مورد مؤمن است مؤمن هم کسی هست که ضمن اینکه قلبش گرایش دارد در عمل خارجی هیچ کوتاهی نمیکند اما اگر یک نفر در عمل کوتاهی کند بگوید من دلم میخواهد پاک باشم مثل اینهایی که رعایت موازین شرعی را نمیکنند بعد میگوید من دلم میخواهد.@ مثلاً دلم میخواهد باحجاب باشم ولی حالا نشد نشد رعایت نمیکنم ولی دل ما آنطوری است این یک دروغ بیشتر نیست بخاطر اینکه ما جبری نداریم در روایت داریم که اگر کسی بگوید من در دنیا مجبور بودم خداوند میفرماید که مگر زمین خدا وسیع نبود که بروید یک جایی که مجبور نباشید انسان لازم نیست یکجایی خودش را محبوس بکند که نتواند واجبات را انجام بدهد.@ بنابراین اینکه من مثلاً موازین شرعی را رعایت نمیکنم دل آدم پاک باشد این حرف خیلی بیربطی هست اگر انسان دلش با دین و با شعائر الهی باشد با نشانههای خدا باشد عمل هم حتماً خواهد کرد مگر میشود انسان چیزی را بخواهد و خودش را از آن دور نگه دارد اصلاً اینطور نیست.@ پس این حرف که دلت پاک باشد دلت بخواهد حرف خوبی نیست اگر واقعاً دل کسی چیزی را بخواهد حتماً برای عمل به دنبالش میرود. ما چند جلسهای روی این فرمایش امیرالمؤمنین(ع) معطل شدیم یعنی خیلی حرف داشت هنوز هم خیلی حرف دارد ولی بیشتر از این دیگر نمیمانیم.@ تمام ده جلسه گذشته شاید همین یک روایت را توضیح میدادیم که(إنَّ هذِهِ القُلُوب أوعِیَۀٌ فَخَیرُها أوعاها) این دلها ظرف هستند و بهترین آنها آن هست که وسیعتر باشد معنایش را هم توضیح دادیم.@ روایت بعدی درباره قلب و دل در مورد قیمت قلب و دل هست که(أفضَلُ القُلُوب قَلبٌ حُشِیَ بِالفَهم) بهترین و بالاترین دلها دلی هست که آکنده از فهم باشد دل مرکز گرایش است اگر مسلحش بکنیم دل را به فهم بهترین گرایشها و بهترین جاها میرود و اگر فقر داشته باشد با اینکه دل است اما نمیتواند جای خوبی سیر بکند مثل بدن.@ یک مادری بچهای را به دنیا آورده این اگر تغذیه خوب بشود شما میبینید در کشورهای آفریقایی ما الان یک میلیارد گرسنه داریم در دنیا کلاً، یعنی یک هفتم از جمعیت دنیا از گرسنگی رنج میبرند شما بدنهای اینها را که نگاه کنید میبینید که اینها بدنهای خیلی ضعیفی دارند.@ گاهی وقتها خیلی بدشکل و بدفرم میشود از سوءتغذیه، اینکه از اول به این شکل نبوده این چون غذا نخورده الان به این شکل افتاده قابلیت خوب شدن و قوی بودن را داشت اما چون غذا نخورد به این شکل افتاد.@ دل انسان و قلب انسان هم همینطور هست اگر غذا نخورد ضعیف و بدشکل و بدقیافه میشود اینکه در قیامت پیغمبر(ص) میفرماید ده گروه از امت من روز قیامت به صورت حیوانات گوناگون و موجودات مختلف محشور میشوند اینها همه مسلمان هستند کافر که نیستند اینها مسلمان هستند اما به دلش نرسیده میمون و خوک و کفتار و عقرب شده غذا نخورده به این شکل درآمده.@ بنابراین آنچه که خیلی مهم هست این هست که ما به دلمان فقه، اطلاعات و فهم کافی بدهیم ما کسانی داریم که آمادگی قلبیشان فوقالعاده زیاد است مثلاً از نظر ژنتیک یک مادر خیلی قدرتمند و پاک، یک پدر خیلی قدرتمند و پاک و از نظر محیطی هم یک محیط خیلی قدرتمند و ثروتمند و پاک دارد که میتواند به این خیلی چیزها بدهد ولی این خودش استفاده نمیکند خودش این غذا را نمیخورد.@ حالا شما بگویید ببینم به نظر شما مهمترین عواملی که انسان تغذیه نمیکند چیست؟ چرا تغذیه نمیکند چرا با اینکه غذا هست؟ تنبلی و بیحوصلگی، همان دو عامل اصلی که حضرت فرمود کلید همه بدبختیهای آدمهاست.@ لذا ما خیلیها را داریم که پدرش آیت الله است مادرش قدیسه است در شهر مشهد، قم، در فضای معنوی هست سادات هستند خیلی امکانات زیادی دارند پدر مذهبی است رزمنده است سردار است ولی میبینی بچه اصلاً با پدر و مادر خیلی فاصله دارد از این غذا نمیخورد بیحوصلگی و تنبلی خیلی بلا سر آدم میاورد.@ البته دلائل دیگری هم وجود دارد برای بیاشتهایی و غذا نخوردن، پس غذا اگر آدم نخورد همانطور که اگر جسم غذا نخورد بدقیافه و مریض و دردمند میشود روح هم همینطور است غذا نخورد شبیه خوک، خرس، سگ، کفتار، عقرب، میمون میشود.@ نه اینکه این اول اینطور بوده(کُلُّ مُولُودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَۀ) هر مولودی بر فطرت خداجویی و عشق به خدا متولد میشود همه انسانها با عشق به خدا متولد میشوند اما اینکه در طول زندگی دلهایشان به چیزهایی غیر از خدا گرایش پیدا میکند و غیر از خدا حاکم میشود بر دل آنها برای این هست که اینها مسیر تغذیهشان و خوراکشان و فهمشان ضعیف است.@ آنوقت یک آدمی را میبینی که مادر مادر خیلی بد، پدر خیلی بد ولی این بچه زرنگی است تن میدهد به غذا و غذا میخورد محیط خانواده محیط فاسد و بدی است غذا میخورد دلش را با فهم تقویت میکند به فهم که میافتد میبینی که این دل جلا پیدا میکند.@ لذا این آیه را دقت کنید(يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ) خدا از مرده زنده بیرون میاورد یعنی از پدر و مادر مرده بچههای باایمان و خوب و قدرتمند و اولیاء خدا، شما نگاه کنید ادواردوآنیئلی را از دل یک همچین پدر خدا در میاورد زنده در میاورد تا به شهادت برسد.@ یک پدر جنایتکار صهیونیست از دلش یک ادواردو در میاید، چرا ادواردو اینطوری شد؟ چون ادواردو به ندای فطرت خودش در همان ایتالیا جواب داد با آنکه آن همه ثروت و امکانات داشت وقتی دید دلش یک چیزهای دیگری را میخواهد رفت شروع کرد درس مذهبی خواند.@ دانشگاه رفت عرفان و کلام خواند فلسفه اسلامی خواند تا یواش یواش کشش قلبش او را به آنجایی کشاند که باید بکشاند تا به شهادت رسید انسان وقتی به دلش خیانت نکند وقتی دلش میگوید من غذا میخواهم دلش را سرکوب نکند غذایش را بدهد به این کودک عزیز روان بیرحمی نکند به او خوراک بدهد.@ اگر شما الان یک بچه یک نوزاد را ببینید جلوی خانه شما افتاده او را منزل میبرید بالأخره بچه شما هم که نباشد انسان است با مهر مادری و خواهری و پدری به او غذا میدهید اصلاً هیچ فرقی با بچه خودتان ندارد به او میرسید.@ خداوند از خودش یک کودک، یک کودک از خدا در وجود همه ما هست که مثل خود خداست ولی کودک است از آن تعبیر به کودک عزیز روان کردیم این را به ما داده ولی ما گرایشهای حیوانی و جنسیمان وقتمان را خیلی میگیرد.@ زنانه بودن و کششهای زنانه و زنانگی، مردانه بودن و کششهای مردانگی، و خالهبازیهای زندگی آنقدر ذهن ما را میگیرد میبینی ده سال وقت یک نفر تا برسد به ازدواج طول میکشد بعد بچهداری و مسائل خالهبازی بچهداری، مهمانی رفتن و مسافرت رفتن، اصلاً وقتی برایش نمیماند که به دل خودش برسد.@ یعنی به این کودک عزیز روان دیگر نمیرسد به این خوراک نمیدهد میبینی طرف الان 70 سال دارد ولی کودک عزیز روانش مثل این آفریقاییهایی که در حال مردن هست باطناً اینطوری است اصلاً خوراکی نخورده اگر هم خورده خیلی کم، یک عده هستند نه واقعاً وقت میگذارند در خانه، بیرون، به این کودک عزیز روان غذا میدهند.@ یک ساعتهایی در خانه ترمزدستی را میکشند در مقابل همه چیز، به همسرش که رسید همسرش خانه نیست این وقت دارد در اختیار خودش هست شروع میکند به غذا خوردن، غذاهای انسانی میخورد در مسافرت در حین کار، غذایشان را میخورند.@ من رفته بودم منزل یک خانم و آقایی بودند دوستان ما در شهرستان، دیدم که گفت بیا در آشپزخانه کارت دارم رفتم دیدم که خانم یک باند کشیده در آشپزخانه آورده میگوید من سیدیها را یکبار گوش میکنم یکبار هم در آشپزخانه که مشغول کار هستم با دقت گوش میکنم خوراکش را میخورد یک خانم سرش شلوغ است کار دارد بچهداری دارد شوهرداری دارد از شب شروع میکند به کار کردن به فکر خودش هست غذا میخورد.@ امام صادق(ع) فرمود(لا خَیرَ فیمَن لا یَتَفَقَهُ مِن أصحابِنا) میفرماید در شیعهای که فهم ندارد خیری نیست شیعه بیفهم و نفهم و کمفهم خیری در او نیست مطالعه نمیکند نمیرود حلال و حرام را یاد بگیرد برای اخلاقش وقت نمیگذارد که یاد بگیرد فرصت نمیگذارد عمل کند.@ این آدم بیخیری است چقدر مذمت کردند شیعان نفهم را، امام صادق(ع) میفرماید جوانی از جوانان شیعه ما که نمیرود دین را یاد بگیرد فهم برای خودش ایجاد بکند، فهم فیزیک و شیمی و ریاضیات نیست آنها ابزار فهم هستند به فهم کمک میکنند فیزیک، شیمی، ریاضیات، سواد اینها ذهن را باز میکنند برای اینکه انسان به فهم برسد.@ میفرماید شیعهای که نمیرود دین را یاد بگیرد این در اثر جهالتش سر از سکونت در جهنم در میاورد امام صادق(ع) قسم میخورد(سَکَنَ النّار) تعبیر سکن دارد نمیرود دین را یاد بگیرد میبینی طرف زبان خوانده کامپیوتر خوانده چندتا هنر بلد است چندتا کار دستی بلد است فوقلیسانس و دکتراست اما در فهم دین خیلی ضعیف است.@ اصلاً وقت نگذاشته دین را یاد بگیرد نمیداند قرآن چیست احکام چیست اخلاقیات را نمیداند عقائد نمیداند تزلزل دارد یک آدم ضعیفی است این خودش دل خودش را خراب کرده لذا بالاترین دلها خوشفهمترین دلهاست دلی هست که بیشتر میفهمد(أفضَلُ القُلُوب قَلبٌ حُشِیَ بِالفَهم) قلبی هست که آکنده از فهم باشد.@
طرف وقت میگذارد میشنود گوش میکند و فهمش را بالا میبرد فهم که بالا رفت قلب قدرت پیدا میکند غذا میخورد شکلهای قشنگی را پیدا میکند. بحثی که امروز میخواهیم ان شاء الله در ادامه بگوییم بحث خیلی مهمی هست در بحث دل ما از این بحث مهمتر نداریم آن چیزهایی هم که تا الان گفتیم مقدمه بود که به این بحث برسیم خوب دقت کنید که مسأله سعادت دنیا و آخرتمان هست.@ ما در نظام فیزیکی در نظام بدن وقتی که میخواهیم یک بدن سالم داشته باشیم یک بدن سالم یعنی چه چیزی سالم باشد؟ بدن سالم یعنی چی؟ همه اعضا یعنی همه بدن، بنابراین ما به چندتا تخصص نیاز داریم وقتی بخواهیم بدنمان را قوی و سالم نگه داریم؟@ به تخصصهای مختلف، چشم، پوست، مو، قلب، استخوان، پزشک داخلی، گوش و حلق و بینی، مغز و اعصاب، تغذیه، یک تعدادی از تخصصها جمع میشوند و هر کدام یک تعریفی از عضو سالم به ما میدهند.@ الان شما به یک پزشک قلب مراجعه کنید بگویید چشمم درد میکند این نمیتواند تشخیص بدهد که چشم ما چه شده و اساساً عینک میخواهد یا نمیخواهد چشم پزشک تشخیص میدهد برای قلب، مغز همینطور، یعنی هر کدام یک تعریفی از آن عضو دارند که چشم و قلب سالم یعنی چی قند و چربی و اوره و کلسترول و تیریگلیسیرید باید در چه حدی باشد تعریف میدهند.@ وقتی که نوبت به روح میرسد که حقیقت ماست و در حرکت به سمت آخرت کمتر از هزار بار گفتیم که قلب باید سالم باشد(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که نه مال و نه فرزند و نه هیچ چیز دیگری به درد نمیخورد هیچ سودی نمیرساند مگر اینکه انسان دل سالم با خودش برده باشد.@ پس این خیلی مهم است همه چیز ما دل سالم است اینکه ما در معیار ایمان میگوییم ایمان در دنیا اگر باشد دل اگر سالم باشد ظهوراتش چیست؟ شادی و آرامش بود بنابراین اگر یک دل شاد و آرام نیست دائماً مضطرب است یکسره ترس دارد.@ اضطرابات، غصهها، عصبانیتهای بیهوده دارد خودکمبینی، عدم اعتماد به نفس، تحقیر، وابستگی بیش از حد به دیگران، اینکه خودش سر پای خودش نمیتواند بایستد یک کسی که خودش سر پای خودش نمیتواند بایستد مثلاً ایراد میگیرند این بچه تغذیه نشده پاهایش جان ندارد درست تغذیه نشده.@ این یا عصا میخواهد وابستگی بیش از حد خوب نیست بچه اگر دو سال به بعد بخواهد شیر بخورد مثلاً بچه 4 سالش هست به مادرش میگوید من شیر میخواهم یکبار بچه 8 ساله را مادرش آورده بود دیدم پستانک دستش بود، گفتم این شوخی میکند؟@ گفت نه این واقعاً پستانک باید باشد شبها اگر پستانک نباشد نمیخوابد این بچه را مریض بار آورده یک بچه به درد نخور روی پایش اگر نتواند بایستد میگوییم تو تغذیه خوب نکردی که بچه نمیتواند بایستد.@ یک دل قدرتمند دل مهرورز هست اما وابسته نیست، شما به من بگویید فقر مالی در جامعه مریضی هست یا نیست؟ بله، در جامعه اگر یک نفر نتواند نیازهای خودش را تأمین کند میگوییم این اقتصاد اقتصاد مریض است این اقتصاد زندگیاش معیشتاً مریض است.@ خدا میگوید ما مال را وسیله(قِواماً لَکُم) قیام شما قرار دادیم شما با مال سرپا هستید، برای چه فقیر میگویند؟ فقر را ستوان فقرات میگوییم وقتی میگویند یک نفر فقیر است یعنی این ستونش شکسته نمیتواند سرپا بایستد و خودش را نگه دارد این مریض است فقر دارد وابسته است و باید کسی به او تزریق کند و بدهد دل هم اینطوری است.@ دل اگر سالم باشد ثروتمند است لذا آفت و مریضی و ضعف و ترس و غم و غصه نمیتواند سراغش بیاید چون قدرتمند است یک دل قدرتمند است عاشق همسرش و پدر و مادرش و فرزندش هست چون ثروت دارد مهرورزی زیاد میکند پایشان عشق میریزید.@ اما اگر از دستشان داد فرو نمیریزد اگر فرو ریخت یعنی این از نظر عاطفی وابسته به حق به خدا به مرکز عاطفه نیست این وابسته به یک موجود ضعیفی مثل خودش بوده که مثلاً اگر شوهرم، زنم، بچهام، پدر و مادرم مُرد این کلاً اخلاقیاتش عوض میشود با خدا رابطهاش خراب میشود این آدم اصلاً سالم نیست.@ آدم باید ثروتمند باشد یعنی به دیگران بدهد ولی وابستگی نداشته باشد ثروت داشته باشد پس در یک دل ثروتمند و سالم این روی پای خودش میتواند بایستد بدن سالم بدنی است که وقتی با میکروب برخورد کرد گلبولها بتوانند میکروب را نابود کنند.@ اگر بدن نتواند در مقابل بیماری مقاومت بکند بیماری بدن را از پای در بیاورد این بدن سالم نیست ضعیف است مریض است نمیتواند نگهاش دارد پس من اگر عرضه ندارم خودم را شاد و آرام نگه دارم یعنی قلب مریض و ضعیف است این خوراک نخورده این به کانون ثروت و قدرت و شادی و آرامش اتصال ندارد.@ اگر هم اتصال دارد اتصالش ضعیف است کم میتواند جذب بکند و برداشت کند قدرتمند نمیتواند غذا بخورد مرحله جذب، هضم و تبدیل را خوب انجام نمیدهد مادر میگوید من به این غذا میدهم گوشت و سبزیجات و میوه میدهم نمیدانم چرا بچه اینقدر کوچک مانده وزنش کم است.@ وقتی دکتر هم میبرم دکتر میگوید این سوءتغذیه دارد این خوب نمیتواند جذب بکند هر چه مادر بدهد یا اگر میدهد بد میرسد غذا یکطوری میرسد که خوب جذب نمیشود مثلاً گوشت میخورد گوشت خراب میخورد گوشت در بهترین حالش وقتی میخواهد جذب بشود سرخ کرده بشود، آبپز بشود کباب بشود؟@ کباب بشود اگر کباب شد بهترین حالت دریافت گوشت است. یکی آمد به حضرت گفت من بنیهام ضعیف است حضرت گفت برو گوشت بخور چند وقتی رفت گوشت خورد و آمد گفت من هیچ اتفاقی نیافتاد ضعیف هستم، حضرت فرمود گوشت چطوری خوردی؟@ گفت پختیم و خوردیم، حضرت فرمود نه باید کباب میکردی و میخوردی کباب کن بخور تا به قدرت برسی، بلد نیست گوشت دریافت کرده اما بلد نیست چطوری بخورد گوشت خورده بلافاصله بعدش چایی خورده یک مقدار از انرژی گوشت را گرفته دو ساعت بعد باید چایی میخورد بلافاصله تا گوشت را خورد یک لیوان چایی خورد پس خودت خراب میکنی شیر میخورد با چیز دیگر خنثی میکند.@ لذا تغذیه جسم اصول دارد. تغذیه روح هم همینطور است میگوید من کلاس رفتم بهترین کلاسها را رفتم بهترین کتابها را خواندم بهترین اساتید را داشتم بعد وقتی او را نگاه میکنی میبینی که این بعد از ده سال که آمده کلاس نشسته رشد چندانی ندارد.@ اصلاً نمیتواند هنوز خودش را سرپا نگه دارد ضعیف است در خوب بودن خوراک شکی نیست در این شک هست که تو چطوری این را جذب کردی در چه وضعیتی این را جذب کردی بد جذب کردی آنقدر که باید تبدیل میشده نشده در حرکت به سمت آخرت سرمایه انسان چه در دنیا برای شاد بودن و آرام بودن و چه در آخرت.@ چون انسان در آخرت اگر شاد و آرام نباشد خوشبخت نیست همانطور که در دنیا اگر شاد و آرام نباشد خوشبخت نیست ما نیاز به دل سالم داریم دل سالم یعنی دلی که از بیرون وقتی به آن حمله بشود نه میتواند او را به اضطراب بیاندازد نه به غم.@ قابل له کردن و توهین و تحقیر و ترساندن نیست یک موجود قوی هست آنقدر دارد که هیچ وقت کم نمیاورد این خیلی قوی است ما در حرکت به سمت ابدیت و در زندگی دنیا نیاز به دل سالم داریم قلب قدرتمند و سالم داریم قلب وابسته و مریض و ناشاد و مضطرب همه مریض هست یعنی خوب تغذیه نشده قلب ترسو.@ من میگویم من برای چه میترسم برای چه مضطرب هستم؟ این اضطراب برای چیست؟ نمیدانم چرا یکدفعه میترسم؟ نمیدانم چرا غمگین میشوم؟ البته ما غم بدون علت از طرف خدا داریم آن علت ندارد آن بحث دیگر است.@ دلیلی نمیبینم که غمگین باشم ولی دلم گرفته، بله آن موقع حضرت میفرماید چون دل ما گرفته دل شما هم میگیرد آن بحث دیگر است ولی نه در حالت عادی آدم از چیزی در دنیا دلش نگیرد خیلی دل خوب و قدرتمندی است چیزی در دنیا نتواند اضطراب ایجاد کند.@ یعنی روابطش در دنیا یکطوری تنظیم بشود با همه اشخاص امور، اقتصاد، پول، کار، دیدنیها، شنیدنیها، خوردنیها که هیچ وقت در آن اضطراب و ناراحتی اتفاق نمیافتد مریض نیست قدرتمند است یک کسی میبینی با نان و گردو و نان و سبزی و نان و پنیر شاد است بدنش را سرپا نگه میدارد.@ یک کسی چقدر غذا در خانهشان وجود دارد اضطراب دارد کلهپاچه میخورد اما چون آدم شکمویی هست آخر سفره با نارضایتی از سر سفره بلند میشود چون همه مغزش به این نرسید همه زبان به این نرسید آن چیزی که میخواست نرسید به کس دیگر دادند.@ این میخواست از غذا لذت ببرد خراب شد چون وابسته و مریض و شکمو است غذا را نمیخورد که تقویت بشود سرپا بماند غذا را برای شهوتش میخورد این آدم مریضی است پس اصل دل سالم است اینکه دل سالم باشد یعنی حوادث.@ غصهها نتوانند در او اضطراب و ترس و غم ایجاد کنند محکم سرپا میایستد در همین انفجار روز پنجشنبه یک پدری بچهاش به شهادت رسیده بود میگفت حالا که بچهام شهید شده خودم خیلی قویتر و محکمتر شدم در این راه، با از دست دادن پسرم، یکی هم هست که اگر بچهاش طوری بشود به خدا و زمین و زمان فحش میدهد مریض میشود دیوانه و روانی میشود.@ این آدم مریضی است این محبت زیاد نیست این مریضی است یک وابستگی است که اگر این یکطوریاش بشود دیگر خدا برایم معنا ندارد جهان برایم معنا ندارد زندگی برایم معنا ندارد من میمیرم و دیوانه میشوم این وابستگی مریضی است این اسمش عاطفه نیست این ضعف و وابستگی است.@ سوره مبارکه شعراء آیه 89 (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) این مبنای بحثمان است حالا الان گفتیم به چندتا تخصص احتیاج داریم یعنی وقتی میگوییم جسم سالم به چندین تخصص احتیاج داشتیم حالا وقتی میگوییم روح سالم، روح سالم چند جنبه دارد یعنی چند چیز در این روح باید درست بشود تا مجموعاً بگوییم روح سالم است.@ بعد آن چیزی که اساس همه این سلامتیها هست در سیر درسمان به آن میرسیم الان فقط میخواهیم بگوییم که یک قلب سالم چه قلبی هست یک دل سالم چه دلی هست باید چه چیزهایی نباشد یا چه چیزهایی باشد تا این دل سالم باشد این خیلی اهمیت دارد ما فقط آمدیم به این دنیا که بفهمیم اولاً جز دل سالم چیزی ما را خوشبخت نمیکند ثانیاً تعریف دل سالم را بفهمیم بعد هم برویم دنبال عمل کردن و تهیهاش.@ مثل جسم که آدم باید جسم را بشناسد، چه کسانی الان جسمهای سالمتری دارند؟ من الان آدم میشناسم 80 سالش هست از بین اساتید خودمان، 80 سالش هست صدایش از ما جوانتر از بدنش هم از ما جوانتر است یعنی وقتی این دارد حرف میزند فکر نمیکنید یک مرد 80 ساله صحبت میکند.@ فکر میکنید یک آدم 30 ساله دارد حرف میزند بدنش هم که نگاه میکنید بدن خیلی قدرتمند، میگوید من یک سلسله اصول را رعایت کردم همیشه در جسمم، بدنم همینطور جوان مانده آنوقت یک کسی میبینی 40 سالش هست.@ من یک جایی درس میدادم یعنی مشاوره بودم در یک بیمارستانی کار مشاوره انجام میدادم بعد چند هفته که رفتم این خانمها که میامدند این اشتباه شده بود بعد دیدم که من باید یکطوری این قضیه را اصلاح کنم گفتم مادر بفرمایید بنشینید آنها هم هیچی نمیگفتند، بعد میگفتم اسمتان چیست؟ میگفتند فلانی، بعد گفتم سال تولد؟@ میدیدم از من ده سال جوانتر است من به او مادر گفتم، بعد گفتم بد شد من به این خانم مادر گفتم بعد یکطوری اصلاحش میکردیم بعد نفر بعد میامد میگفتم این دیگر واقعاً مادر است بعد میگفتم اسم و سن شما؟@ بعد میدیدم دو سال از من جوانتر است دوباره خراب کردیم ما به هر کس گفتیم مادر، دیدیم نهایتاً یا چند سال از ما جوانتر است یا اگر از ما بزرگتر هستند چهار پنج سال از من بزرگتر بودند ولی ما به همه مادر میگفتیم و آنها هم چیزی نگفتند اینها همه خورد شده بودند یعنی همه شکسته بودند برای همین هم وقتی من به آنها مادر میگفتم ناراحت نمیشدند چون واقعاً شکسته شده بودند.@ یک سلسله چیزها را آدم باید ملاحظه بکند همانطور که بدن باید سالم بماند و مراقبتها، دنبالش هستیم تا یاد بگیریم و به آن علم کنیم این همه خانمها دارند هزینه میکنند برای ظاهر و پوست و مویشان، چقدر وقت میگذارند و چقدر بودجه هزینه میکنند در کشور ما میلیاردها صدها میلیارد تومان پول صرف ظاهر میشود.@ اینکه این پوست و بدن و هیکل را چطوری نگه دارند بیشترین کشوری که پول عمل صورت میدهند کشور ماست خود غربیها اصلاً از این کارها ندارند شما این همه به جسمت اهمیت میدهی، روحت چی؟ چقدر برای روحت سرمایهگذاری میکنی؟@ چقدر پول حاضری هزینه بکنی؟ چقدر وقت حاضری بگذاری که روحت قشنگ و زیبا بشود و جوان و سالم بماند خدا رحمت کند مرحوم آیت الله ربانی را شما وقتی میرفتی پیش او مینشستی ده دقیقه مینشستی به رقص میامدی با او حرف میزدی انسان را به وجد میاورد از بس جوان بود از بس شاد بود.@ یک موقعهایی در سخنرانیهایی که خیلی خواص بودند روی میز ضرب میگرفت فقط آنهایی که خیلی مست بودند میفهمیدند که این دارد چکار میکند از شدت شادی، آقا شیخ هادی ابهری، خدا رحمت کند استادشان مرحوم آقا شیخ جواد انصاری همدانی که استاد شهید دستغیب و استاد مرحوم میرزا اسماعیل دولابی و استاد آیت الله نجابت آدمهای قَدَر و بزرگ و اولیاء خدا.@ وصل به امام زمان بودند استادشان میگفتند که آقا شیخ هادی ابهری از همه مکاشفاتش دقیقتر است شاد بود میرزا چقدر شاد بود وقتی ما به نزدیک میرزا میرفتیم من پنج دقیقه پیش میرزا مینشستم اصلاً دل آدم را پر از شادی و نور میکرد.@ اصلاً امثال بنده ما تحمل شادی آنها را نداشتیم از بس اینها وجد داشتند از بس انبساط داشتند از بس شاد بودند اصلاً تحمل شوخیهایشان را هم نمیتوانستیم بکنیم اینقدر آدم شاد و شنگول و جوان و سرمست، بالأخره اینها به دلشان خیلی رسیدند یعنی دل شاد شاد است آویزان و وابسته و مریض نیست.@ اضطراب و غصه و دلشوره ندارد شاد است به هر کس هم برسد میتواند شادی بدهد، چطوری میشود آدم یک دل جوان و شاد و سالم داشته باشد؟ چون میگویند قلب سلیم به چه درد من میخورد؟ میگوید اگر قلبت را سالم بکنی.@ 1 ـ در دنیا شادی و آرامش داری مثل سیدالشهدا که(کُلَّما إشتَدَّ عَلَیهِ الأمر إحمَرَ لَونُه) هر چقدر فشار میامد شادتر میشد مثل علی اصغری که وقتی تیر خورد خندید مثل زینبی که بعد از آن همه بلا فرمود(و ما رأیت إلا جمیلا) شاد مثل بچه رزمندههای خودتان، بچههای خودتان همسایههای خودتان برادرهای خودتان همسران خودتان، در این جبههها چقدر شاد بودند.@ یعنی هیچ وقت ما به اندازه هشت سال دوران دفاع مقدس تولید لطیفه و شادی نداشتیم فرهنگ جبهه آمده بخرید و بخوانید رودهبُر میشوی بخواهی بخوانی، من یک موقع در حوزه علمیه طلبهها گفتن که یک کلاس اضافه بگذارید فرهنگ جبهه درس بدهید.@ ما میخواستیم لطیفهها را درس بدهیم دیدیم اصلاً نمیشود اصطلاحاتش را درس میدادیم یک ربع که از کلاس میگذشت استاد یک طرف غش رفته بود 400 تا طلبه هم یکطرف غش رفته بودند از بس اینها شاد بودند.@ شب عملیات شوخی، چقدر شاد، گاهی وقتها آنقدر بعضی از رزمندهها شاد بودند من یک نمونه تاریخیاش را بگویم ولی هزارتایش را خودم با چشم خودم دیدم، آمده به پیغمبر میگوید یا رسول الله ما که حالا داریم میجنگیم من چکار کنم الان که دارم میجنگم خدا از دست من خندهاش بگیرد؟ چقدر سرمست است.@ میگوید میخواهم خدا را بخندانم میگویند همیشه از آسمان به پایین میاید، میشود یک موقعی هم بنده یک کاری بکند خدا که مرتاح است معدن شادی خدایی که کانون شادی هست او از دست بندهاش خندهاش بگیرد، رسول الله چقدر تیز است میگوید من یک روشی میگویم تو این کار را بکن خدا خندهاش میگیرد.@ گاهی وقتها بندهها آنقدر شاد هستند از خدا که میتوانند خدا را هم بخندانند در جبهه من صدها مورد اینطوری دیدم که اینها واقعاً خدا را خنداندند قهقهه خدا را بلند کردند امامشان چه آدمی بود امامشان میگفت شهدا در شادی وصولشان و قهقهه مستانهشان(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) هستند.@ یعنی یک ولی خدا وقتی نگاه میکند با چشم مکاشفه میبیند باطن مقام عندیت را، دو خصوصیت بیشتر در شهید نمیبیند اوج خصوصیت یک شهید یکی شادی است یکی قهقهه، این یک چیزی است که خانمها هم همه میتوانند به آن برسند یک خانم اینطور نیست که بگوید من نمیتوانم شهید بشوم یک خانم میتواند همه فضیلتها و خصوصیات یک شهید را داشته باشد بدون اینکه جبهه برود و شهید هم از دنیا برود.@ همه خانمها میتوانند بدون استثناء این راه را بروند پس سلامت خیلی مهم است این سلامت به ما یک زندگی شاد و آرام میدهد دارم تأکید میکنم چون میخواهیم در عمق بحث برویم برای جلسات آینده، بدانیم که ما از سلامت چه میخواهیم.@ آنوقت همین قلب سالم یکطوری هست که وقتی وارد برزخ میشود یک بهشت را که خانه شادی است به اندازه همه آسمانها و زمین که به او میدهند از همه آنها میتواند استفاده کند اینقدر سالم است الان میگویند فلان کس اگر کلهپاچه و آبگوشت بخورد میمیرد چون مریض است.@ اما طرفی هست نه صبح کلهپاچه را میخورد خوب و مفصل، ظهر رویش آبگوشت میخورد باز هم هیچ اتفاقی نمیافتد. ما یک مربی داشتیم یک مسابقه گذاشته بود برای اینکه ببینیم چقدر بدن کشش دارد 120 تا تخممرغ خورد پنج نفری یک گوسفند خوردند آدم عجیب و غریبی بودند خیلی قدرت داشتند و همه را هم جذب میکردند.@ این بدن چه بدنی است میتواند این کار را بکند اگر دو تخممرغ ما سه تا بشود مریض میشویم روح سالم روحی هست که وقتی در برزخ میاید اندازه بهشتی که در برزخ به آدم میدهند فرمول این بود که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر بود با دنیا، دنیا به اندازه یک رحم هست که ما الان در آن هستیم.@ وقتی متولد میشویم وارد برزخ میشویم برزخ بزرگیاش به اندازه بزرگی دنیاست نسبت به رحم مادر، انسان به محض اینکه از اینجا میرود وارد یک بهشتی میشود که به اندازه دنیا نسبت به رحم بزرگ و قدرتمند است و امکانات و ثروت دارد به همان اندازه بزرگ است و روح سالم آنقدر قوی است که از یک بهشت به آن وسعت از همه آن میتواند لذت ببرد و استفاده کند.@ خدا رحمت کند میرزا را میگفت من رفتم بهشت را دیدم و آمدم، میگفت فکر نکنید که میگویم از کتاب برایتان میگویم همه را خودم دیدم برایتان میگویم میگفت ده میلیارد برابر بزرگتر از اینجا چیز گیر شما میاید یعنی شما وقتی یک گل را که اینقدر از آدم دل میبرد نگاه میکنید زیباییاش را شما ده میلیارد برابر بکنید ببینید چه میشود.@ لطافت، زیبایی، بو، رنگ، قیافهها، مزهها، موسیقیها، علم، درس، این ضریب را رویش ببر ببین چه اتفاقی میافتد اینج گاهی وقتها بشر یک موسیقی یک سازی تولید میکند که انسان وقتی میشوند سِحر میشود از بس قشنگ است این کاری که روی ساز کرده تولیدی که کرده.@ ببینید حالا اگر خدا و ملائکۀ الله بخواهند موسیقی برای بشر پخش کنند چه اتفاقی میافتد لذا اگر انسان یکی از نغمههای بهشتی را اینجا بشنود جا در جا میمیرد اصلاً تحمل نمیکند یک نغمه بشنود از بس قدرتمند است.@ فرمایش از پیامبر هست درباره قلب سلیم از حضرت سؤال کردند که قلب سلیم چه هست(قَد سُئِلَ مَا القَلبُ السَّلیم؟) یا رسول الله قلب سلیم چیست؟ حضرت قلب را اینطوری معنی میکند در دو چیز دین و عمل، میفرماید(دینٌ بِلا شَکٍ وَ هَوی وَ عَمَلٌ بِلا سُمعَۀٍ وَ رِیا) قلب سلیم یعنی اینکه انسان در دینداریاش تردید نباشد تزلزل و تردید سراغش نیاید.@ شما بدن سالم را نگاه کنید فکر کنید بدن سالم دارید زندگی میکنید یک عروس خانم یا آقا داماد شب اول عروسیاش نشستند دارند غذا میخورند و میخواهند زندگی را شروع کنند سالم هیچ طوری نبود سابقه مریضی هم نداشت یکدفعه میبینید داماد سر سفره سکته کرد و مُرد، سکته کرد نصفش بدنش فلج شد.@ چه شد این که سالم بود یکدفعه سکته زد، شک سکته زدن است یکدفعه میبینی طرف 40 سال زحمت کشیده دینداری میکند یکدفعه با یک شک و سؤال و تردید همه را خراب میکند یکدفعه به کفر میرسد حالا خداوکیلی اینکه میگویند خدا هست خدا هست یا نیست.@ یکی از علما بالای منبر میگفت مردم ما به حضرت عباس خدا داریم مردم حضرت عباس را بیشتر قبول دارند، حالا این قیامت و شب اول قبر و معاد راست است قرآن از طرف خدا آمده واقعاً کتاب خداست.@ یعنی همان است که همه اتمها و الکترونها و نوترونها و پروتونها را خلق کرده مهندسی این عالم را کرده این عالم به این بینهایت و عظمت را دارد اداره میکند همان همین کتاب را فرستاده؟ یعنی این لفظ همین خداست؟ یعنی این لفظش را هم خود خدا انتخاب کرده؟ امام زمان هست؟@ میبینی طرف 30 سال 40 سال هیئت یکدفعه میبینی تزلزل در او اتفاق میافتد برای همین مهمترین چیز این هست که انسان اول روی عقائد خودش کار کند سؤالاتش را برطرف کند نگه داشتن مریضی خیلی خطرناک است.@ در روایت داریم(مَن کَتَمَ مَرَضَهُ عَنِ الأطِباء خانَ بَدَنَه) کسی که بیماریاش را کتمان میکند به بدنش خیانت کرده در عقائد هم همینطور، فقط آدم باید یک استاد پیدا کند که بتواند کفرآمیزترین سؤالاتش را به او بگوید هر استادی نمیتواند اینطوری جواب بدهد.@ مثلاً هر کس که روحانی بود به او بگویید چون تو روحانی هستی باید همه سؤالات من را جواب بدهی، نه روحانیون هم مثل پزشکان میمانند هر کدام گرایشها و تخصصهایشان با همدیگر فرق میکند یکسری عمومی هستند غالب روحانیون تخصصشان در حد پزشک عمومی هستند.@ یک عده کمکشان تخصص دارند تخصصشان مختلف است مثل پزشکان متخصص، بنابراین آدم باید سؤال بکند که من سؤالم را بکنم یا نکنم، شک دارم سؤال دارم شبهه دارم میتوانم سؤالم را بکنم یا نه، و بعد کفرآمیزترین سؤالاتش را بدون خجالت بگوید من آنقدر خوشم میاید عزیزانی که برنامه میگیرند.@ اول از این گفتم همه خواهران و برادران هیچ کس بدون برنامه سر این کلاس نیاید یعنی اگر میایند حتماً جدول برنامهریزی را پر کرده باشند سیر علمی داشته باشید همین صرفاً بیایید کافی نیست در خانه سیر داشته باشید هم کتاب هم سیدیهایی که عقائدتان را تکمیل کند.@ خیلی خوشم میاید بعضیها خیلی راحت مینویسند بعد نگاه میکنم میبینم چه کتابهای خوبی خوانده استادهای خوبی هم دیده بعد توقع دارم این که کتابهای خوبی خوانده و استادها را هم دیده الان نوع سؤالش تناسب داشته باشد با این سؤالات و اساتید.@ مثلاً یک دانشجویی میگوید من دانشجوی ریاضیات هستم، میگویم سؤالات چیست؟ میگوید من در ضرب و تقسیم مشکل دارم باز هم این خیلی خوب است من پایهام ضعیف است اینطوری بالا آمدیم یک آقایی یک موقعی برای من یک متنی نوشت شاید ده کلمه، هشت تا از آن غلط بود، گفتم چقدر درس خواندی؟ گفت دیپلم دارم.@ گفتم خداوکیلی دیپلمت را چطوری گرفتی؟ گفت یا برای معلمها کار میکردیم ماشینشان را میشستیم پنچری داشت، نمیداد چاقو میکشیدیم، خلاصه ما اینطوری نمره و دیپلم گرفتیم درس خبری نبود.@ بعد سؤال میکند میگوید من هیچی را قبول ندارم نسبت به همه چیز شک دارم، خیلی من لذت میبرم میگویم شما این را نوشتی کامل بنویس مریضیهایت را کتمان نکن وقتی میخواهی سؤال کنی یک چیزی نگو که شش ماه بعد یکسال بعد مریضیهایت بالا بیاید و بگویی من اصلش را هم قبول نداشتم بیخود خودم را معطل کردم.@ از روز اول میگفتی این مسأله حل میشد، چه چیزی را قبول نداری؟ صریح بنویسید، از بعضی از خانمها خوشم میاید میگوید من اصلاً حجاب را قبول ندارم و از آن هم خوشم نمیاید، این زود مشکلش حل میشود.@ مثل غربیها، وقتی ما خارج از کشور میرویم یا آنها میایند مهمان ما هستند از اول میگوید ما این چیزهایی که شما میگویید اصلاً قبول نداریم حالا شروع کنیم به صحبت، خیلی خوب است آدم صحبت میکند و خیلی هم زود به نتیجه میرسد.@ من خدا را قبول ندارم، بنویس، اصلاً شک نکن خجالت هم نکش چون اگر خجالت بکشی 30 سال بعد پشیمان میشوی یک سکته میزنی همه چیز از دستت میرود هیچی هم برایت نمیماند هر کسی حق دارد در مورد خدا کفرآمیزترین سؤالات را بکند از هیچ کس هم خجالت نکشید آدم قرار نیست مریضیاش را به بقیه بدهد.@ یکی از گناهان بزرگ این هست که اگر انسان خودش دچار شک و تردید هست به دیگران بدهد، مثل کسی که مریض هست مریضیاش را به دیگران بدهد تو فقط باید زیر نظر پزشک بروی و بیمارستان بخوابی این عفونی است به بقیه هم ممکن است سرایت بکند نگذار سرایت کند.@ اما به پزشک هر چه دلت میخواهد بگو اتفاقاً بیشتر هم بگو، به متخصص بگو من قبول ندارم، قبول که ندارم هیچی بدم هم میاید، باز هم عیبی ندارد خیلی خوب است من با این خدا مشکل دارم نمیتوانم کنار بیایم از او بدم میاید از پیغمبر و دین بدم میاید از حجاب متنفرم از نماز بدم میاید.@ این چقدر خوب است مریضیهایش را رو میکند و زود هم درمان میشود اما یک کسی دارد و بازی در میاورد کتمان میکند میگوید نگویم، بد است زشت است چرا این فکر در سر من آمد استغفر الله، چرا اینطوری شد، نه عیبی ندارد شیطان است مال تو نیست.@ شیطان کفرآمیزترین حرفها را علیه خدا در دل شما میزند شیطان کفرآمیزترین سؤالها، فحشها، حرفهای رکیک علیه خدا، دین، مقدسات در ذهن میاندازد اینها هیچ کدام مال شما نیست اینها همه مال شیطان است حالا اگر افتاد من باید بتوانم جواب بدهم که دیگر این حرفها را در دل من نیاندازد.@ میتوانم کاری کنم که دیگر این حرفها را به من نزند این سؤالات، این شکلها، این شبهات، این فحشها نیاید پس میتوانم یک کاری کنم ولی بگویم لااقل از اول من دلم اینطوری هست این مشکل را دارم حالا میخواهم آن را حل کنم این خیلی راحت حل میشود.@ اما اگر خجالت بکشیم و نگوییم و مگر میشود من بعد از 30 ـ 40 سال نماز خواندن الان دوباره بیایم روی اصل شک کنم، عیبی ندارد، یک دین تقلیدی داشتی از پدر و مادرت گرفته بودی به درد هم نمیخورد حالا الان میخواهی پایههایش را محکم کنی محکم کن مثل همین ساختمانهای تهران میگویند اگر زلزله بیاید چند میلیون نفر میمیرند.@ میگویند سالمسازی کنید محکمسازی کنید آدم میاید چندتا ستون اضافه میزند مشکل حل میشود هیچ اشکالی ندارد بنابراین اگر سؤال یا شبهه دارید کفرآمیزترین شبهات را لااقل در این کلاس اینطوری هست اصلاً ناراحت نشوید که بگویید و بیان کنید.@ ولی به کسی نه، فقط به من بگویید، در برنامهتان بنویسید که من واقعاً این چیزها را یا دوست ندارم یا قبول ندارم و میخواهم این قضیه شفاف برایم حل بشود، خیلی خوب است من هم به شما برنامه میدهم از سؤالات بد و آنطوری هم نه ناراحت میشویم نه بدمان میاید نه آن شخص برای ما زیر سؤال میرود اصلاً اینطور نیست آدم بیان کند پس میفرماید دین بدون شک، چون سالم یعنی سکته نزند.@ اگر سکته زد نمیتوانی بگویی این سالم بوده بعد یکدفعه سکته زده، نمیشود، یک مشکل پنهان داشته سالم نبوده حالا سکته زده، داشتم با ماشین میرفتم ماشین سالم سالم بود موتور سوزاند، نه ماشین اینطوری موتور نمیسوزاند یک جریانی در موتور شروع میشود یکجا آن را میسوزاند پس باید حل بشود.@ بنابراین شک و شبهه را باید برطرف کنیم تردید نباید داشته باشیم امام فرمود شما عبادت کمتر بکنید ولی با یقین بهتر از این هست که زیاد عبادت کنید اما در دلتان شک و تردید باشد(نَومٌ عُلَی الیَقین خَیرٌ مِن عِبادَۀٍ عَلی شَک) خوابیدن با یقین.@ آدم میخوابد با یقین در خوابش خدا تا صبح برایش عبادت مینویسد چون یقین دارد تا صبح ملائکه برای این عبادت مینویسند اما شک دارد مکه میرود، نه مریض است، کربلا و سوریه و مشهد میرود مریض است، نمازشب میخواند مریض است روضه میرود مریض است همیشه شک و تردید و تزلزل دارد اصلاً با این چیزها کنار نمیاید.@ این خوب نیست به جای اینکه حجم زیادی عبادت بکنیم یک وقتی بگذاریم خودمان را به یک آرامش برسانیم مگر بهتر از آرامش نعمتی سراغ داریم تردید و شکهایم را برطرف کنم اگر راجع به پیغمبر، قرآن، ائمه، شیعه است همه را قبول داری بین شیعه و سنی ماندی.@ جوابهای محکم و راسخ وجود دارد برای همه سنین هم هست سؤالات برطرف میشود راجع به قرآن، فاطمه زهرا، عصمت، پیغمبر، خود خدا، قضا و قدر، فرشتهها، جبر و اختیار، بلا و مصائب است هر چه شک دارید بنویسید در برنامه من این چیزها را احتیاج دارم که جوابهایش را بدانم سؤال دارم این خیلی خوب است هیچ وقت دیر نیست.@ اگر 50 سال هم داری دیر نیست نگو بعد از 50 سال زشت است این حرفها را بزنم و بنویسم در مورد من چه فکری میکنند، نه مگر آدم 50 ساله جسمش مریض نمیشود مریض میشود دکتر میرود دکتر هم با دلسوزی بیشتر تلاش میکند روح هم همینطور یک موقعی ممکن است یک تزلزل و تردیدی در آن اتفاق بیافتد سؤال برایش پیش بیاید اشکال ندارد سؤالتان را مطرح کنید ان شاء الله برطرف میشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@