جلسه 014 - قلب
شماره جلسه
14
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
3
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره وسعت قلب بود که این فرمایش شریف امیرالمؤمنین(ع) را خواندیم که(إنَّ هذِهِ القُلُوب أوعِیَۀٌ فَخَیرُها أوعاها) این دلها ظرف هست و بهترین آنها بزرگترین و پرگنجایشترین آنها هست و به همین مناسبت بحثمان رسید به موضوع شادی و تولید شادی که گفتیم ما اگر بخواهیم قلبمان را وسعت بدهیم باید تولیدکننده باشیم نه مصرفکننده.@ باید روح ما و نفس ما گدا نباشد محتاج نباشد وابسته نباشد و بلکه بتواند ثروتمند و قدرتمند و تولیدکننده باشد در بخش غم اول گفتیم آنهایی که دلشان تندتند غمگین میشود زودرنج و عصبی هستند این دلها دلهای کوچکی هست.@ دلهایی هست که ظرفیتشان ظرفیت کم و کوچکی هست که هم زودرنج و حساس هستند و هم غم خیلی زود میتواند آنها را از پای در بیاورد غم مثل یک میکروب ضعیفی هست که اگر به دلهای ضعیف بخورد میتواند آنها را زمینگیر بکند و از کار بیاندازد و دلهای قوی و ثروتمند دلهایی که وسیع هستند که به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) بهترین دلها هستند.@ اینها دلهایی هستند که به راحتی غمزده، عصبی نمیشوند به راحتی پر نمیشوند به راحتی جوش نمیاورند سرریز نمیشوند وسیع هستند آلودگیها و نجاسات و توهینها و تحقیرها روی این دلها اثر نمیگذارد برای اینکه صاحبان این دل شخصیتشان بزرگ و قوی و ثروتمند هستند گدا و کوچک نیستند.@ در بخش شادی گفتیم که ما به جای اینکه توقع داشته باشیم چیزی یا کسی از بیرون ما را شاد بکند باید بتوانیم شادی را در دل خودمان تولید کنیم این قدرت و توان را داشته باشیم که خودمان خودمان را شاد نگه داریم.@ خودمان خودمان را قوی و آرام نگه داریم و بهترین راه ثروتمند بودن تولید بود در تجارت خارجی توضیح دادیم بهترین شغل تجارت و بازرگانی هست به تعبیر معصوم که برکت ده قسم هست نُه قسمتش در تجارت است.@ در مسائل معنوی هم بهترین کار تولید هست اینکه انسان منتظر و وابسته به دیگران نباشد منتظر کسی نباشد بتواند خودش تولید بکند هم شادی و هم آرامش تولید کند آدم ثروتمندی باشد برای اینکه آرام و شاد بشود محتاج چیزی خارج از خودش نباشد به منابع قدرتمند از شادی و آرامش اتصال داشته باشد تا هیچ وقت کم نیاورد.@ مثل کسی که حساب بانکیاش همیشه پر از پول هست این اضطراب سراغش نمیاید پولش را بدزدند شکست هم بخورد کاری را بخواهد انجام بدهد و نتواند این چون همیشه دارد اضطراب به سراغش نمیاید.@ یک ضربالمثلی هست که میگویند زیره به کرمان بردن چرا بد است؟ برای اینکه خود کرمان پر از زیره است تولیدکننده است یک جایی که خودشان دارند و تولیدکننده است که نمیشود از آن چیزی که خودشان دارند برایشان ببرد و فکر کند که یک لطفی در حقشان کرده.@ برای یک کسی که وصل به کانون شادی و آرامش است این اصلاً احتیاجی ندارد که از بیرون از خودش به او شادی و آرامش برسد احتیاج ندارد از بیرون از خودش تحویلش بگیرند به او محبت کنند گدای عاطفه هیچ کس نیست وابستگی عاطفی به کسی پیدا نمیکند میتواند عاشق باشد مهرورزی و عشقورزی بکند اما شخصیتش شکننده نیست.@ مثل دوتا آدم تاجر هستند که این دو ثروتمند هستند ولی علاقه دارند که با هم کار تجاری کنند اما اگر یکی از این دو کم بگذارد و کار نکرد اینطور نیست که بتواند به نفر بعدی ضربهای وارد کند چون روی عشق و محبت خودش و اینکه دوست داشته کار تجاری بکند اصلاً این کاره است یعنی اگر نیاز تجاری و اقتصادی هم نداشته باشد کار اقتصادی را دوست دارد.@ یکی آمد خدمت امام صادق(ع)، حضرت فرمود شنیدم تجارت را تعطیل کردی؟ گفت بله، حضرت فرمود برای چه تعطیل کردی؟ گفت من نیازی ندارم اینقدر دارم که تا آخر عمر، حضرت فرمود نه این کار اشتباه است اصل کار تجارت فقط برای پول در آوردن نیست.@ اساساً این کار یک کار ارزشمند و تولیدی هست یک کاری هست که میتواند با آن ارزشهای خیلی زیادی غیر از ارزشهای اقتصادی تولید بکند لذا کار را آدم تعطیل نمیکند طرف عشقبازی میکند دوست دارد این کار را انجام بدهد ولی اینطور نیست که اگر کسی عشقش را قیچی زد تعطیل کرد تحویل نگرفت قهر کرد مُرد، این یکطوریاش بشود یا کم بیاورد، نه.@ اینجاست که به قول امام صادق(ع) وقتی بچهاش میمیرد بچه وقتی از دنیا میرود یک ضربه و صدمه عاطفی است ولی چون حضرت قدرتمند است وصل به بالاست به جای گریه انبساط دارد مثل سیدالشهدا(ع)، حضرت زهرا(س)، حضرت زینب(س) که هر چقدر فشار میاورند انبساط و شادی و آرامششان بیشتر میشود(کُلَّما إشتَدَّ عَلَیهِ الأمر إحمَرَ لَونُه).@ اینطوری است و ناراحتی ندارد(سُبحانَ الذّی یَقتُلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) منزه است خدایی که فرزند ما را میکشد و ما جز محبت خدا چیزی در دلمان اضافه نمیشود اینطور نیست که با خدا و زمین و زمان درگیر شود حالا چون بچهام مُرد چون زنم مُرد چون فلانی مُرد چون شوهرم مُرد دیگر از این به بعد عبادت نمیکنم خدا را هم کاری ندارم اصلاً میخواهم بروم خودم را بکشم، نه اینطور نیست.@ این آدمی هست که اساساً وصل به کانون بینهایت آرامش، شادی، محبت، عواطف، انسانیت، قدرت، شخصیتی است که امکان ندارد بشود این را له کرد یا تحقیر و کوچکش کرد اصلاً هیچ حادثهای نمیتواند او را از انبساط و نشاط و شادی بیاندازد در بخش تولید شادی هم توضیح دادیم که ما باید تولید شادی بکنیم.@ منتظر نباشیم که یک چیز ما را شاد بکند ما باید یاد بگیریم که شادی تولید بکنیم دیگران را شاد بکنیم اطرافیان را شاد بکنیم تا به اسم شریف مرتاح نزدیک شویم گفتیم کمال انسان این هست که اسمهای بیشتری از خداوند را جذب بکند مثل رحمان، رحیم، جواد، غفور، کریم، ودود، یکی از اسمهای خدا شاد است.@ مرتاح است در جوشن کبیر میخوانید خداوند یک موجود شاد است موجود غصهدار کوچک و محدود و غمگین نیست یک موجودی است که همیشه شاد است و دوست دارد که ما هم شبیه خودش بشویم با ارتباط با خودش اتصال با خودش به عشق با خودش، به داود(ع) فرمود(داوود بی فَفرَح وَ بِذِکری فَتَلَذَذ) با من شاد باش و از من لذت ببر.@ دیگر آدم با خدا چه کسی را میخواهد؟ وقتی با خدا میتواند ارتباط داشته باشد گرما و آرامش و شادی داشته باشد به کمتر از خدا دیگر نیازی ندارد کمتر از خدا هر چه هست هر چه که دارند از خدا گرفتند وقتی ما به منبعش وصل باشیم چطور بتوانیم با غیر خدا شاد باشیم و با خدا نتوانیم شاد باشیم.@ این یک تناقض است که من با غیر خدا با بندهاش با مخلوقش که محدود است میتوانم شاد باشم ولی با خودش که اصل است عرضه ندارم شاد باشم و آرامش داشته باشم وقتی من وصل بشوم به کانون شادی شاد هستم و شادی را هم تولید میکنم.@ اگر بتوانم شادی را تولید بکنم به اسم شریف مرتاح بیشتر نزدیک میشوم چون خداوند هم کانون شادی است هم شاد است و هم شادی تولید میکند(أضحک و أبکی) یعنی خدایی است که ما را میخنداند اینقدر دارد که میخنداند آنقدر خودش شاد است که میتواند بخنداند.@ خداوند تبارک و تعالی در زندگی ما طراحیهای زندگی ما را طوری کرده که ما در طول روز بتوانیم بارها و بارها بخندیم شوخی تولید کرده در حالی که خدا خودش اهل شوخی و مزاح نیست چون کمال مطلق است چیزی نه او را به تعجب وامیدارد ولی میخنداند و این خیلی خوب هست.@ پس ما هم باید همینطور باشیم باید بتوانیم شادی را تولید بکنیم نه اینکه وابسته تولید شادی از غیر و از بیرون باشیم و اگر هم حتی ما میخواهیم از بیرون به ما یک محبت و شادی و آرامش برسد باید تولیدکننده باشیم، چرا؟@ چرا حتی من اگر وابسته به بیرون هم باشم بخواهم از کسی یا جایی شادی، آرامش و محبت جذب کنم خودم باید تولیدکننده باشم؟ گفتیم مثل چشمه میماند که هر چه از آن آب بردارید از زیر زمین بیشتر میاید مثل سینه مادر میماند که بچه هر چقدر شیر میخورد شیر بیشتر تولید میشود.@ شما حتی اگر بیرون را هم بخواهید داشته باشید وقتی اینجا را بستی اصلاً اهل این نیستی که به کسی بدهی اهل خروج نیستی جا نداری که بخواهد بیاید باید بتوانی جریان راه بیاندازی پس ما اگر از بیرون هم بخواهیم جریانی را راه بیاندازیم باید اول جریان را ایجاد کنیم که از بیرون بیاید به ما برسد.@ وقتی در خود ما گره خورده چطوری میخواهد از بیرون به ما بیاید آرامش و شادی میخواهد بیاید گره زدیم حتی راجع به مسائل مالی هم توضیح دادیم گفتیم حتی اگر من درآمد بیشتری هم بخواهم باید مصرف بیشتری داشته باشم.@ هر چقدر دهندگی من بیشتر باشد از اینطرف هم گیرندگی من بیشتر میشود پس این جریان را ما باید احترام بگذاریم همین جریانی که خداوند تبارک و تعالی چقدر قشنگ در نمونههای خارجی دارد به ما یاد میدهد ما باید مصرفمان بیشتر باشد تا دخلمان هم بیشتر باشد.@ هر چقدر خرجت بیشتر باشد دخلت هم بیشتر است البته اسراف نه، بیموقع کار کردن نه، بیموقع محبت کردن نه، خارج از ظرفیت افراد نه، ولی بالأخره باید خارج بکنیم این تولید را باید داشته باشید.@ یک قاعده جلسه قبل توضیح دادم که تکمیلش کنم اگر این را ما بیشتر بدانیم تولیدمان خیلی بیشتر میشود اگر به این قاعده احترام بگذاریم و حواسمان به آن باشد قدرت ما خیلی بیشتر خواهد شد یک قاعده بود که تقریباً خیلی گذرا و با سرعت توضیح دادم رد کردیم.@ اما در جلسه احسان شهرری مفصل توضیح دادیم و آن نوع نگاهی هست که ما باید به دیگران داشته باشیم در آموزههای دینی ما خداوند تبارک و تعالی میفرماید من این سیستم خلقت را طوری خلق کردم که باید بدانید افرادی که تو با آنها در ارتباط هستی خواهران و برادرانی که تو با آنها در ارتباط هستی آنها خود تو هستند.@ (هو أنت) یعنی او خود تو هستی پس تو هر چقدر به یک نفر محبت بکنی به خودت کردی دروغ بگویی، فریب بدهی، اذیت بکنی هر کاری بکنی باز به خودت کردی به خودت برمیگردد مکانیزم خلقت یکطوری هست که امکان ندارد شما بتوانید به یک نفر دروغ بگویید اذیت بکنید سرش را کلاه بگذارید از او کم بگذارید حالش را بگیرید.@ آن موقع که داری حالش را میگیری در واقع داری حال خودت را میگیری آن موقع که داری حسادت میورزی اولین قربانی حسادت خود آدم هست حضرت میفرماید اگر حسود میدانست که دارد با قلب و چشم و مغز و بدنش چه میکند هیچ وقت این کار را نمیکرد شما وقتی حسادت نسبت به یک نفر در دلتان میاید کینه میاید در دلتان نسبت به یک نفر، عصبانی میشوید اولین قربانی خودت هستی.@ برای همین میبینید وقتی حسادت و کینه و عصبانیت غلبه میکند احتیاج داری که قرص را بخوری خودت این وسط آسیب دیدی بنابراین ما باید دقت بکنیم که اگر ما نسبت به یک نفر کینه و حسادت داشته باشیم در واقع داریم به دشمنان خدمت میکنیم.@ اگر ما از یک نفر نفرت داشته باشیم بگوییم من با فلان کس دشمن هستم کینه یک نفر را به دل داشته باشی بخواهی با او جنگ کنی تو اولین نفر داری با خودت جنگ میکنی استاد ما میفرمود یک بنده خدایی شب خواب دیده بود با شیطان درگیر شده بعد شیطان را زمین زده دارد گلوی شیطان را فشار میدهد.@ بعد یکدفعه خودش با درد و ترس از خواب بلند شده بود فهمیده بود دست گذاشته روی گلوی خودش دارد خودش را خفه میکند از خواب بلند شده بود دیده بود آن شیطانی که دارد خفهاش میکند خودش است دستش روی گلوی خودش بوده.@ این(هو أنت) خیلی مهم است یعنی اگر تو به او محبت بکنی(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اگر محبت کنی در واقع داری به خودت محبت میکنی پس جایتان را عوض کنید او را در قالب خودت نگاه کن حالا ببین میخواهی با خودت چکار کنی فکر کن یک آینه است جلوی آن ایستادی خودت هستی حالا با او چکار میکنی؟@ اگر او جای تو بود دوست داشتی چطوری با تو رفتار میکرد حالا تو هم همان رفتار را انجام بده این تولید خیلی مهم است گفتیم این حداقل و کف ماجراست بالاترش این هست که او رسول خدا و اهل بیت هستند و بالاتر از آن هم که ما داریم با او رفتار میکنیم طرف مقابلمان خود خداست این خود خداست خیلی مهم است.@ یعنی من اساساً در ارتباطم با انسانها محتاج تشکر کسی، قدردانی کسی، نمکنشناسی کسی، یا نمکشناسی کسی نیستم هر کس بخواهد قدر بداند تشکر بکند از خودش تشکر کرده(وَ مَن یَشکُر فَإنَّما یَشکُرُ لِنَفسِه) هر کس تشکر کند از خودش تشکر کرده به نفع خودش تشکر کرده.@ بله او اگر قدر بداند کار خوبی کرده ولی من فرو نمیریزم برای تولیدی که کردم چه قدر بدانند چه قدر ندانند چون اساساً از اول انسان طرف معاملهای لایقتر از خدا ندارد اگر خودش را به کمتر از خدا و اهل بیت بفروشد خودفروشی کرده ضرر کرده اگر خودش را به کمتر از خدا بفروشد.@ لذا این کلمه اشتری و تجارت که در قرآن خیلی هم آمده و تکرار شده همیشه خدا میگوید من طرف تجارت مؤمنین هستم(هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ) آیا میخواهید شما را به یک تجارت راهنمایی کنم که هیچ وقت دیگر عذاب سراغتان نیاید از عذاب الیم خدایی نجات پیدا کنید.@ (إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ) خدا میخرد از مؤمنین مالشان و جانشان را، ما خیلی خوشبخت هستیم که میتوانیم با خدا تجارت کنیم یک مادر خیلی خوشبخت است که میتواند تمام زحماتی را که برای بچهاش در خانه کشیده به خدا بفروشد نه به بچهاش.@ اینکه ما خیلی وقتها از دست همسر و بچههایمان به ستوه میاییم و احساس میکنیم سرمان کلاه رفته و باختیم 30 سال 40 سال زحمتمان هدر رفته قدر ندانستند علتش این بوده که از روز اول به همسر و فرزند فروختیم، بله قدر نمیدانند میبازیم.@ ولی اگر روز اول به خدا فروخته بودی همیشه محفوظ بود دیگر ضرر نمیکردی همیشه میماند به خدا بفروش چون باورش نداریم هنوز حسش نمیکنیم خوب او را ندیدیم یکذره برایمان سخت است وقتی میگویند با خدا معامله کن یعنی چی.@ میگوییم باید طرف معامله محسوس باشد جلویم باشد آدم باشد او را ببینم بعد بگویم بیا با هم معامله کنیم ولی اگر کسی ایمانش قوی باشد اینطوری نیست. یک کسی آمد به امام صادق(ع) پول داد گفت آقا برای من یک خانه بخر، چند روز بعد آمد گفت برای من خانه خریدی یا نه؟@ حضرت فرمود بله یک خانه کنار خانه خودم در بهشت برایت گرفتم، گفت چکار کردید؟ فرمود پول را صدقهاش دادم بعد گفت دست شما درد نکند خیلی ممنون که برای من خانه خریدی اینقدر باور داشتند باور دارد که در بهشت همسایه امام صادق است خیلی راحت ایمان دارد میداند خودش قرار است منتقل بشود چند روز دیگر از اینجا میمیرد.@ دیده که پدر و مادرش و کسان دیگر مردند به آن عالم رفتند بالأخره آن عالم هم ما خانه و همسر میخواهیم آنجا مدرسه و دانشگاه و کلاس دارد پایه پایه ما باید آنجا درس بخوانیم سیر علمی ما باید طی بشود.@ اگر آنجا دانشگاه دولتی قبول نشوی آزاد باید بروی هزینهاش هم خیلی زیاد است آدم میتواند دانشگاه دولتی ثبتنام کند از الان که آنجا هزینه نداشته باشد الان شما میخندید ولی وقتی آنطرف میروید میبینید که حرفهای ما درست بوده.@ واقعاً برای یک کسی که بخواهد برسد سر کلاس امام حسین و امام صادق و حضرت زهرا، آنجا جلسه علمی هست اگر کسی بخواهد خودش را سر کلاس امام صادق(ع) برساند میبیند که باید هزار سال معطل در جهنم بماند یا بیرون جهنم، بالأخره باید معطل بماند تا آن کلاس ثبتنام شود.@ از الان برو ثبتنام کن که راحت بشوی که آنجا هزار سال معطلی نداشته باشی بنابراین باید باور کنیم ایمان بیاوریم که میتوانیم آن ارتباط را برقرار کنیم اولین شرط استفاده از قرآن و اولین شرط این حرفهایی که من میزنم عملی بشود اثر داشته باشد ایمان به غیب هست.@ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم ذلكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ) قرآن فقط اینطور آدمها را میتواند هدایت بکند کسان دیگر نمیتوانند از این قرآن استفاده کنند(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) اولین شرط در قرآن است(لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ).@ (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) اولین شرط این هست که آنطرف را قبول بکنی ماوراء طبیعت را قبول بکنی خدا و بهشت و جهنم و زندگی ابدی خودت را بپذیری بپذیری که چند روز دیگر واقعاً وارد یک زندگی جدید با همه لوازم زندگی که نیاز دارد خواهی شد آنطرف میروی اگر نیاز دارد پس ما باید از الان برایش کار و تلاش کنیم.@ بنابراین من کارم را به خدا میفروشم طرف مقابل کیست بنده خدا کیست من با بنده خدا با دیگران به عشق خدا ارتباط برقرار میکنم. یک بچهای بود در کوچه هر وقت پیغمبر را میدید خیلی به پیغمبر احترام میگذاشت با یک عشقی به پیغمبر نگاه میکرد پیامبر هم به او سلام میکرد همیشه پیغمبر زودتر سلام میکرد و با هم رفیق شده بودند یک روز پیغمبر صدایش کرد گفت بیا ببینم بعد از احوالپرسی حضرت فرمود من را دوست داری؟@ گفت بله آقا شما را خیلی دوست دارم، حضرت فرمود من را بیشتر دوست داری یا پدر و مادرت را؟ گفت شما را خیلی بیشتر دوست دارم، حضرت فرمود من را بیشتر دوست داری یا خودت را؟ گفت شما را بیشتر از خودم دوست دارم، این بچه مانده تا ما یاد بگیریم که به اندازه آن بچه بفهمیم.@ و پیامبر فرمود من را بیشتر دوست داری یا خدا را؟ یکدفعه بچه گفت نه من فقط شما را به خاطر خدا دوست دارم سفت ایستاد با چه قاطعیتی که من شما را برای خدا دوست دارم یعنی عشق من خداست حضرت فرمود مثل این بچه باشید از این بچه یاد بگیرید.@ بچه همه نگاه و محبت و لبخندهایی که به پیغمبر میزده همه عشقبازیهایی که در کوچه با پیغمبر میکرده داشته با خد معامله میکرده آدم همین را هم با همه اطراف و خانواده خودش و بقیه داشته باشد شما میبینید یک شخصیت تولیدکننده و شادکننده و آرام، اصلاً هیچ کدام از کارهایش هدر نمیرود.@ فحش بشنود هدر نمیرود قدرش را ندانند هدر نمیرود به او غر بزنند هدر نرفته محبت هم به او بکنند جذب کرده محبت هم بکند هدر نمیرود اصلاً این آدم هیچ کدام از این تجارتهایش دورریز نداشته اصلاً باخت نکرده.@ این سه سطح را که دانستیم حالا میرویم سراغ این روایت از امام صادق(ع) هست(لا یَری أحَدُکُم إذا أدخَلَ عَلی مُؤمِنٍ سُرُوراً أنَّهُ عَلَیهِ أدخَلَ فَقَط بَل وَ اللهِ عَلَینا بَل وَ اللهِ عَلی رَسُولِ الله(ص)) میفرماید(لا یَری أحَدُکُم) یعنی هیچ کس از شما فکر نکند که وقتی یک مؤمن را(إذا أدخَلَ عَلی مُؤمِنٍ سُرُوراً) یک شادی را به یک مؤمنی داخل میکند مؤمنی را شاد میکند.@ (أنَّهُ عَلَیهِ أدخَلَ فَقَط) این شادی را فقط داخل دل مؤمن کرده اصلاً کسی از شما نباید اینطوری فکر کند غلط است اگر فکر کنی بچهات را شاد کردی در روایت خواندیم که در بهشت خانهای هست به نام خانه شادی که داخل آن نمیشود مگر کسی که بچهها را شاد بکند شما ظاهراً دارید بچه را شاد میکنید بچه را میخندانید اما واقعاً اینطور نیست.@ میفرماید(بَل وَ اللهِ عَلَینا) بخدا قسم ما را شاد کرده اگر یک نفر دیگر را شاد کند اگر یک مسلمان را شاد کند میفرماید بخدا ما را شاد کرده(بَل وَ اللهِ عَلی رَسُولِ الله(ص)) دوباره امام صادق(ع) قسم میخورد به خدا قسم رسول خدا را شاد کرده اگر مؤمنی را شاد کند.@ فکر نکنید که فقط او شاد شده ما و پیغمبر شاد شدیم آدم دیگر در شاد کردن دیگران اینطوری بخل میورزد کسی که میتواند دائماً امام زمان را شاد کند شاد کردن او در واقع به خودت برمیگردد کسی که این عُرضه را دارد امام زمان را دائماً شاد کند.@ این هیچ وقت آدم بخیلی نیست در خندیدن در گذشت کردن در مغفرت در عیب دیگران را پوشاندن در بیخیالی در ندیدن، اصلاً دیگر کینه در دل این آدم نمیماند اصلاً نه عقده و کینهای میماند مثلاً میگوید خدا رحمت کند مادرشوهرم را هر کاری میکنم نمیتوانم حلالش کنم خدا رحمت کند پدرزنم را هر کاری میکنم نمیتوانم حلالش کنم.@ تو خیلی آدم کوچکی هستی که اینطوری هستی گفتیم دل ما قبر ماست وقتی کسی دلش اینطوری است یعنی قبرش هم تنگ است کسی که بخواهد قبرش وسیع باشد باید دلش را وسیع بکند کسی که در قبرش پر از کینه و حسادت و عصبانیت و نفرت هست این وقتی بمیرد پر از اژدها و مار و عقرب و غصه میشود وارد آنجا میشود.@ چون دل ما وارد آنجا میشود ما که بدنمان آنجا نمیرود پس دلمان را باید وسیع و بزرگ بکنیم نگذاریم این چیزها در آن بیاید و ناراحت و مچاله و عصبی و درگیرمان کند این خیلی کار بدی هست.@ روایت بعدی سطحش خیلی بالاتر است باز امام صادق(ع) فرمود(وَ اللهِ لَرَسُولُ اللهِ أسَرُّ بِقَضاءِ حاجَۀِ المُؤمِنِ إذا وَصَلَت إلَیهِ مِن صاحِبِ الحاجَۀ) یک کسی نیازی دارد صاحب حاجت است یک مسلمانی به شما نیاز دارد.@ چقدر این فرهنگ قشنگ است میگوید وقتی یک نفر به شما نیاز دارد کمکش میکنید که ما اشتباهاً معمولاً فکر میکنیم وقتی میگوییم یک نفر نیاز دارد یک نفر در خانه را میزند و میگوید در راه خدا یک چیزی به من بدهید، نه عزیزم مادر و پدرت، نیازمندترین افراد همینها هستند.@ در قرآن داریم وقتی میخواهیم صدقه یا هدیهای بدهیم به چه کسی بدهیم انفاق کنیم میگوید اول مادرت بعد پدرت، اول خواهرت بعد برادرت، از نزدیکان خودت شروع کن بچهات نیاز ندارد تو یکذره نوازشش کنی به یک بوسه و خنده احتیاج ندارد.@ همسرت چی الان خسته و گرفتار است پدرت چی به یک تلفن به یک رفتن به یک سر زدن به یک جعبه میوه و شیرینی پدر و مادرت نیاز ندارند الان که از دنیا رفتن به سرکشی شما احتیاجی ندارند! صاحب حاجت نیستند!.@ این همه اموات شما میتوانید برایشان خیرات کنید لازم نیست شیرینی و خرما بدهیم که این پایینترین کار شیرینی و خرما و غذا دادن است این کار خیلی مهمی نیست میلیونها آدم هستند که الان صاحب حاجت هستند من همین الان که در خانه نشستم میتوانم برای همه آنها یک صلوات یک سوره قرآن بخوانم.@ یک صلوات برای همه اینها، میتوانم همه اینها صاحب حاجت هستند و نیاز دارند این همه صاحب حاجت هستند یک میلیارد از این هفت میلیارد جمعیت گرسنه هستند و دارند میمیرند در نوبت مردن هستند خیلی کار میتوانیم بکنیم.@ من که فریزر خانهام پر است غذا چقدر دورریز داریم چقدر بد است ما اینطوری زندگی میکنیم یک عده دارند میمیرند و ما اضافه وزن آوردیم از همه بالاتر ایتام معنوی هستند که ائمه چقدر سفارش کردند به ایتام معنوی خودشان که به ایتام معنوی ما برسید.@ ما الان دهها میلیون شیعه در عالم داریم که محتاج هستند هم محتاج غذایی هستند هم محتاج فرهنگ هستند بالاتر از آن محتاج هستند به ائمه به پدر و مادرشان وصل شوند چه کاری قشنگتر از اینکه انسان یتیم را به دست پدر و مادر خودش برساند پدر و مادر گمشده را به فرزند، فرزندی که پدر و مادرش را گم کردند به آنها برساند.@ کار از این قیمتیتر شما در دنیا سراغ دارید حضرت فرمود محبوبترین کسان در عالم نزد خدا کسانی هستند که بندگان ما را با ما آشتی میدهند خیلی قیمت دارد خدا خیلی خوشحال میشود که یکی از بندگانش با او آشتی کند و محبوبترین موجودات در عالم کسانی هستند که ایتام آل نبی را با ائمه، ایتام امام زمان را با امام زمان، بندگانی که با خدا قهر هستند با خود خدا آشتی میدهد آشنا میکند.@ خیلی ما میتوانیم صاحب حاجت زیاد داریم اطراف ما خیلی صاحب حاجت هست از همسایهها بگیرید تا خواهر و مادر خودمان که چقدرشان با امام زمان و خدا قهر هستند ما میتوانیم اینها را آشتی بدهیم.@ من گاهی وقتها دانشگاه میروم میبینم بعضی از دانشجوها آنقدر دانشجوهای خودخواهی هستند که نگو درس میخواند خیلی خوب درس میخواند که فقط مدرکش را بگیرد.@ دیروز من دانشکده پزشکی یکجایی سخنرانی داشتم سؤال کردم که شما برای چه درس میخوانید؟ گفتن برای پول درس میخوانیم درس میخوانند که به یک مقام و رتبه و پولی برسند ولی یک دانشجوهایی را میبینم که اینها هم درس میخوانند هم در دانشگاه زحمت میکشند کار فرهنگی میکنند یا در بسیج یا در انجمن اسلامی یا در کانون مهدویت.@ درس میخواند میتواند مثل بقیه دانشجوها به بقیه فکر نکند ولی نه اینطوری نیست این آدمها روح بزرگی دارند اینها کار میکنند که دیگران هم هدایت بشوند ما این همه صاحب حاجت داریم میلیاردها انسان صاحب حاجت اطراف ما هستند ما میتوانیم همه را شاد و خوشحال کنیم و خدمات بدهیم.@ من تعجب میکنم گاهی وقتها جوانها، دختر و پسرها میگویند ما نمیدانیم باید چطوری زندگی کنیم و درس بخوانیم هدفمان از درس خواندن چیست، چرا نمیدانید ما این همه صاحب حاجت میلیاردها صاحب حاجت اطراف ما هست این هنر نیست که آدم بتواند برای اینها زحمت بکشد و کار کند از خدا هم اجرش را بگیرد خیلی خوب است.@ این فرهنگ باید در ما جا بیافتد چقدر این فرهنگ بالاتر است میفرماید که به خدا سوگند هرگاه حاجت مؤمنی برآورده شود رسول الله خوشحالتر از صاحب حاجت خواهد شد.@ یعنی شما بیش از آنکه آن صاحب حاجت را خوشحال کنید رسول الله را شاد کردید این آن بحثی که ما قبلاً کردیم که ما فرزندان امام زمان و رسول الله و حضرت زهرا هستیم را در نظر داشته باشید. الان یک پدری را در نظر بگیرید بچهاش را جلویش کتک بزنند یک مادری را در نظر بگیرید بچهاش را جلویش کتک بزنند به پدر و مادر احترام بگذاریم که شما خیلی عزیز هستید ولی بچه را جلوی پدر و مادر کتک بزنند.@ پدر و مادر اینطوری آرامش پیدا میکنند؟ واقعاً پدر و مادر ترجیح میدهند که بچهشان کتک بخورد یا خودشان؟ خودشان، این حسی هست که آدم تا پدر و مادر نشود نمیتواند درکش بکند بچهها اینطور نیستند ولی پدر و مادر اینطوری هستند.@ پدر و مادر حاضر هستند که خودشان کتک بخورند جانشان در خطر بیافتد خودشان بمیرند ولی بچهشان طوری نشود. حالا شما نگاه کنید وقتی یک مسلمانی در فشار هست چقدر فشار به رسول الله و امام زمان میاید حالا شما وقتی یکی از بچههای امام زمان را شاد میکنید چه کسی بیشتر خوشحال میشود؟@ امام زمان و رسول الله بیشتر خوشحال میشود وقتی رسول الله بیشتر خوشحال بشود طبق قاعدهای که هفته قبل گفتیم بالاتر از رسول خدا خداوند بیشتر خوشحال میشود ببینید ما چقدر میتوانیم قشنگ زندگی کنیم خدا چه را میخواسته پشت این رمز بگوید هیچ وقت در قرآن نیامده که شما به مردم پول قرض بدهید.@ (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) چه کسی هست که به خدا قرض بدهد میگوید اگر کسی به یک نفر قرض بدهد به من قرض داده، نگفته(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ عبادی) چه کسی هست که به بندگان من قرض بدهد.@ میگوید چه کسی هست که به خود من قرض بدهد برای همین میگویند قرضالحسنه، میگویند قرض دادیم نداده، به چه کسی دادی نداده؟ خدا نداده؟ خوش به حالت شد مثل امام صادق(ع) که گفت پولت را بردم کنار خانه خودم یک خانه خریدم.@ اگر دادی و نداد که خیلی خوب است، اگر داد که داد، یکی از بزرگان میگفت من وقتی به یک نفر پول میدهم اصلاً یادم میرود اصلاً از ذهنم میبرم به چه کسی پول دادم نتوانسته بدهد مشکل دارد قرآن میفرماید(فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَةٍ) اگر ندارد به او فرصت بده که هر وقت داشت بیاورد بدهد.@ یک آقایی وضعش خوب بود ورشکست شد، رفت مستأجری، بعد یکی دو سال گذشت من دیدم خیلی وضع این خراب است، به او گفتم خانه را چکار میکنی؟ میتوانی بدهی؟ گفت نه من همه این دو سال کرایهها عقب افتاده، گفتم صاحبخانه چی؟@ گفت صاحبخانه خیلی مرد شریفی است اصلاً نیامده به من سر بزند و چیزی بگوید گفته هر وقت داشتی و دارا شدی، چقدر آزادگی خوب است چقدر خوب است آدم شبیه خدا بشود جوانمردی و مردانگی، این خیلی فرهنگ بالاست رسول خدا و خدا بیشتر خوشحال میشود قرض را به خدا بدهید اصلاً باخت ندارد.@ اگر انسان قرض را به خدا بدهد وقتی ما خودمان را نمیفهمیم خدا را نمیشناسیم خودمان را هم نمیشناسیم خیلی خسیس و بخیل میشویم. یک خانمی نوشته بود من حرم آمدم کیفم را زدن به خدا قسم اگر من بروم در هیچ حرمی زیارت کنم.@

یک کسی میگوید من حرم رفتم کفشهای من را دزدیدند خداروشکر، خیلی شرافت است شما در حرم امام رضا رفتید بگویید امام رضا ما حرم شما آمدیم کفشهای ما را بردند فکر میکنید امام رضا این را نمیفهمد که کفش شما را بردند، فکر میکنید که او نمیفهمد که تو چقدر اذیت شدی به مشهد آمدی، فکر میکنی که خدا نمیبیند چقدر اذیت شدی که خانه خدا رفتی.@ یکی از رفقای ما میگفت ما در عمره بودیم یکی از این تیتیشمامانیها عمره آمده بود میدانید که اعمال عمره چند ساعت بیشتر نیست وقتی وارد میشوید احرام میبندید بعدش بقیهاش حالا اگر دوست داشتید احرام مجدد میبندید اگر نخواستید زیارت هست و طوافهای مستحب و عشق و حال با خداست.@ بعد این میگفت کجا آمدیم ولمان نمیکنند مگر اعمالمان تمام نشد ولمان کنند بگذارند برویم چرا ولمان نمیکنند بعد گفت همین جلوی من به خانمش زنگ زد گفت برو پول تمتع را پس بگیر پول حج واجب را، عجب جای گندی ما را آوردند اینجا مردیم، اگر کیفت را زدند خیلی خوب بودی که کیف تو را زدند.@ استاد ما فرمود که من ایستاده بودم کنار حرم اباالفضل روبهروی ضریح ایستاده بودم گفت کاری نداشتم که این دستش در جیب من است گفتم اباالفضل این عربها میگویند اگر کسی در حرم تو گناه بکند سوسک میشود خشک میشود خیلی اعتقادشان بالاست.@ واقعاً اینطور بوده کسانی که در حریم حضرت اباالفضل یک خطاهایی میکردند زود جوابشان را میگرفتند بعد گفتم مثل اینکه خبری نیست این دست در جیب من کرده مثل اینکه تو راضی هستی اگر راضی هستی ما هم راضی هستیم گفت هیچی نگفتم، گذاشتم هر چه میخواست برداشت و رفت ما هم چیزی نگفتیم.@ گفتیم بیادبی است من جلوی اباالفضل این که راضی است دستش را در جیب ما کرده اگر میخواست خودش دستش را خشک میکرد حالا که این راضی است بیادبی است چیزی بگوییم به قول استادمان میگفت اگر آدم قرار است دزدی بکند گفت یک بنده خدایی دزدی کرده بود ما او را گرفته بودیم به او گفتیم این موکتها مال کیست برداشتی؟@ گفت مال خانوادهای بود در پارک دزدیدم، گفتم آنها محتاج هستند، گفت پس چکار کنم؟ گفتم حرم حضرت معصومه فرش زیاد دارد از خانم هم بدزدی خانم چیزی به تو نمیگوید یقیناً نمیاید قیامت یقهات را بگیرد و بگوید چرا از حرم ما دزدی کردی.@ گفتم برو از اینجا بدزد اگر هم میخواهی من هم میایم میایستم آنجا که کسی نبیند از حرم حضرت معصومه بدزدی بهتر است تا از مال مردم بدزدی حالا اباالفضل راضی است این جیب ما را بزند گفت من همینطوری ایستادم که این دست کرد و برداشت و رفت گفتیم حالا که او راضی است بیادبی است ما بگوییم چرا و آبرویش را جلوی اباالفضل یا مردم ببریم.@ خیلی معرفت فرق میکند یک کسی میگوید آقا ما حرم شما آمدم کیف من را زدند خداروشکر که کیف من را زدند جیب من را زدند کفشهای من را بردند الحمدلله، چون این میداند که امام رضا ضامن کفش شماست و خدا کند که جایش برنگردد بعداً ما کار داریم.@ من یک موقعی در هواپیما دست در جیبم کردم دیدم حرم امام رضا رفتم یک مُهر از حضرت در جیب من مانده این کنار دستی من گفت اِ چکار میکنی مُهر مانده، گفتم هیچی اصلاً نمیبرم بدهم بالأخره قیامت میاید یقهام را بگیرد من هم یقهاش را میگیرم.@ بالأخره این مُهر را نگه میدارم وقتی میخواهد بگوید تو مُهر از حرم من دزدیدی بالأخره ما آنجا احتیاج داریم که اینها را ببینیم امام صادق(ع) فرمود که شما اگر قیامت دستتان به ما رسید ما شفاعتتان میکنیم عُرضه است آدم دستش برسد گفتم بالأخره قیامت امام رضا یا میاید یقه ما را بگیرد یا نمیاید، اگر نیامد که هیچی.@ اگر آمد بالأخره ما هم یقهاش را میگیریم عیبی ندارد بعداً میرویم مُهر میدهیم چند برابر برایش حواله میکنیم. در جبهه بچهها التماس میکردند به این تیر و تَرکشها که یکی از آنها به آنها بخورد اگر عملیات میشد یک نفر تیر یا ترکش نخورده بود خیلی ناراحت بود میگفت ما چقدر بیلیاقت بودیم.@ حالا اگر یک کسی یک قطره خون از او میریخت خیلی خوشحال بود که آقا بالأخره ما برای شما وسط آمدیم اینجا هم یک اذیتی شدیم واقعاً از اذیتها لذت میبرند خیلی خوب است اینها عرضه است فقط کسانی میتوانند اینطوری باشند که واقعاً بتوانند با اهل بیت معامله کنند یقین داشته باشند ایمانشان قوی باشد بتوانند معامله کنند و اصلاً هیچ باختی در این جهت نیست.@ حالا این فرهنگ را شما نگاه کنید که من وقتی که خروجیهای نیک از من بوجود بیاید چه خروجیهای مادی و چه معنوی، عاطفی، تولید شادی، دیگران را شاد کنم وقتی بدانم خدا و رسول خدا و اهل بیت و فرشتهها و انبیاء مسرور میشوند آخرین نفری که خوشحال میشود این آدمی هست که من خوشحالش کردم بالاتر از این آدم خیلی بالاتر خوشحال میشوند.@ ببینید جامعه ما چقدر جامعه مترقی و پیشرفتهای میشود دیگر هیچ کس سر کسی را کلاه نمیگذارد هیچ کس کسی را تحقیر نمیکند هیچ کس به کسی توهین نمیکند هیچ کس فکر نمیکند که اگر سر یک نفر را کلاه گذاشت بُرد کرده اصلاً اینطور نیست اخلاق انسان از توحش و حیوانیت، باطن انسان از حیوانیت در میاید.@ باطن انسان یک باطن انسانی میشود فرهنگی که قدیمیهای ما داشتند در روایت داریم قبل از اینکه هوا تاریک بشود چراغهای خانهتان را روشن کنید نگذارید هوا خوب تاریک بشود بعد چراغ را روشن کنید برای انسان ضرر دارد برای قلب انسان خوب هست روشنایی باشد.@ حالا بعضیها میرفتند در خانهشان لامپ را روشن میکردند میگفت یک مسلمان میاید رد میشود آن خودت هستی که داری از آنجا رد میشوی یک بچه رد میشود نترسد لامپ را روشن میکرد در طول شب مردم اذیت نشوند هزینه برقش را هم من خودم میدهم.@ ولی چقدر خوب است آدم از کوچه رد شود میبیند روشنایی و نور هست چقدر راحتتر و با امنیت رد میشود تا وقتی که ببیند تاریک است بعضیها اینطوری هستند. الان آب شرب هست اسراف میشود من در خانه قدیمیها جنوب شهر زیاد میبینم که پمپ دارند صبح به صبح جلوی خانه را آب میپاشند.@ اصلاً کوچه یک طراوتی میگیرد تمیزی دارد مردم میایند رد میشوند لذت میبرند این را دست کم نگیریم که آدم برای بقیه تولید شادی و آرامش بکند برای بقیه باشد شما به میزانی که مثل خدایی یعنی برای غیر هستی خدا مال غیر است.@ خدا از بین همه اسمها یک اسم دارد که مال خودش است(هو) بقیه اسمها که هزار و خوردهای اسم هست همه کارکردهای خداست با بندگانش، رحمان، رحیم، جواد، غفور، ودود، همه کاربردها برای مخلوقاتش دارد آدم یاد بگیرد در جامعه مفید باشد برای دیگران، خانوادهاش، کشور، مردم دیگر.@ حالا مسلمان نیست غیرمسلمان چه فرقی میکند برای حیوانات برای اشیاء برای همه چیز مفید باشد ما آدمهایی داریم در این شبهای احیا یک صلواتهای مخصوص داریم بعضیها داریم واقعاً وقتی مینشینند مکه، مسجد، حج، کربلا، اینقدر این آدم مفید است تولید میکند.@ میگوید اولین کس برای عزرائیل، میکائیل، جبرئیل، اسرافیل، ملائکۀ الله، فرشتههایی که با خودمان هستند اساتید ما میفرمودند شما صبح به صبح که از خواب بلند میشوید با فرشتههایتان سلام کنید چون اینها با شما هستند آفرین به آدم مفید که صبح که از خواب بلند میشود اذان صبح که میگویند فرشتههای جدید میایند(إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ).@ قرآن میگوید شما محافظ دارید محافظتان میایند این محافظها که پیش شما میایند به اینها سلام کنید آدم به محافظهای خودش که بیادبی نمیکند سلام کنید مغرب که میشود جدید میایند سلام کنید اصلاً آدم یک مدت بنشیند مجموعه صلوات برای شاد کردن ملائکۀ الله بفرستد.@ چه آدم مفیدی است نه تنها دنیاییها از او استفاده میکنند بلکه اهل آسمان هم از او لذت میبرند این فقط برای اهل زمین خیرات ندارد این برای اهل آسمان هم خیرات دارد برای انبیاء، با آنکه آنها نیازی ندارند اما شادشان میکنید پیغمبر چه نیازی به صلوات ما دارد.@ ولی شما با صلوات شادش میکنید ائمه، فرشتهها، انبیاء شاد میشوند خدا شاد میشود انسان میتواند خدا را شاد بکند یک آدمی که کوچک نیست عقدهای نیست وابسته نیست گدای دیگران نیست آویزان دیگران نیست یک آدمی هست که خیلی بزرگ است.@ پس دقت کنید تحلیل این حدیثی را که از امیرالمؤمنین(ع) که این دلها ظرف است بهترینشان این هست که بزرگتر و وسیعتر باشد این چقدر ارزش دارد که آدم سعی کند شخصیت خودش را توسعه بدهد در این توسعه شخصیت ما به چند چیز میرسیم به شادی و به آرامش و محبت و احساس خوشبختی بیشتر میرسیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@