جلسه 012 - قلب
شماره جلسه
12
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
2
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره گنجایش قلب بود گفتیم که بهترین قلبها آنهایی هستند که گنجایش بیشتری دارند و یکی از مصادیق تنگی را آزردگی، رنجیدن، زودرنجی، حساسیت، سوءظن و غم و غصه شمردیم اینها از مصادیق تنگی دل هست از مصادیق کم ظرفیتی و کوچکی روح انسان هست.@ در نقطه مقابل گفتیم که انبساط، قدرت، نرنجیدن، شادی از مصادیق انبساط روح، گنجایش روح، ظرفیت روح هست. در مورد شادی یک مقدار صحبت کردیم که ما باید ضمن اینکه اهل شادی باشیم تولید شادی هم بکنیم.@ مصادیق و مظاهرش را خدمتتان عرض کردیم در مورد ضرورت بزمهای فطرتگرایانه صحبت شد و اینکه انسان بتواند با کانون شادی خودش را شاد نگه دارد و اصلاً با کانونهای شادی ارتباط داشته باشد کسانی که فقط اکتفا میکنند به شادیهای طبیعی شادیهای بخش حیوانی و خودشان را از شادیهای بخش انسانی و شادیهای فطری دور نگه میدارند.@ چون شادیهای طبیعی در دل خودش غصه تولید میکند و تناسب با بخش اعظم روح بخش اصلی روح ما ندارد بعد از یک مدت به خلأ میرسند به بنبست میرسند و چون مجالس محافل و کانونهای شادی فطرتگرایانه سراغ ندارند زود مچاله میشوند زود به پوچی و احساس تنهایی و بیمصرفی و پیری میافتند.@ لذا ما باید در بخش شادیهای فطری سرمایهگذاری زیادی بکنیم و شیوههای مختلف تولید شادی، نهادینه کردن شادی را بپیماییم در مورد شادی اگر کسی بخواهد خودش بتواند با کانونهای شادی ارتباط برقرار بکند چون توضیح دادیم که مؤمن حقیقتش از دو چیز شناخته میشود یکی شادی بود و یکی آرامش.@ و هر چقدر این دو صفت در یک مؤمن بیشتر باشد معلوم است که ایمانش بیشتر هست و اگر ما بخواهیم تولید شادی بکنیم در درون خودمان و ارتباطمان با کانون شادیها بیشتر برقرار بشود باید دست از گدایی برداریم آدم وقتی که مصرفکننده و وابسته و گدا هست این هیچ وقت به ثروت نمیرسد.@ اصلاً معلوم است گدا در مقابل ثروت هست گدایی در مقابل ثروتمند بودن هست فقر در مقابل غنا هست در بُعد مادی در روایت داریم که خداوند نُه دهم برکت را در تجارت قرار داده تجارت یعنی تولید، خرید و فروش، مصرف کردن و به مصرف رساندن.@ داشتن یک چرخه خیلی خوب از تردد کالاها، رفت و آمد کالاها، نُه دهم برکت در تجارت هست در تولید، یک دهمش در مشاغل دیگر است کارگری و کارمندی و حقوقبگیری هست.@ اما اگر کسی برکت را میخواهد حضرت میفرماید باید برود به سراغ بازرگانی و تجارت، و همیشه هم افراد ثروتمند جامعه از کسانی نیستند که حقوقبگیر هستند از کسانی هستند که تولید کار میکنند تولید علم و کالا و خدمات و در تولید و خرید و فروش هستند بُعد معنوی هم مثل بُعد اقتصادی و مادی هست.@ در بُعد مادی شما اگر میخواهید به برکت برسید دو کار باید بکنید اگر کسی میخواهد رشد اقتصادی داشته باشد و پولش برکت داشته باشد و به پول بیشتری برسد دو راه دارد یکی اینکه پول و خدمات و کار و فعالیت و ذهنش را در کار بازرگانی سالم تجارت سالم بیاندازد به حرام نیافتد و حقوق و حدود الهی را هم رعایت بکند.@ کسانی که خمس و زکات نمیدهند اینها به ورشکستگی و آسیبهای بدنی و مالی سخت دچار میشوند در مورد خودشان، خانوادهشان، کار و شغلشان، مجبور میشوند که پولی را که حق خودشان نبوده خمس بوده باید میدادند زکات بوده باید میدادند حقالناس بوده باید میدادند حقالله بوده باید میدادند.@ پولی را که مال خودشان نبوده در جبران خسارات سرمایهگذاری و هزینه بکنند و ضمن اینکه گناه ندادن حقوق الهی را هم باید بپردازند یک تجارت سالم به این شکل هست.@ دوم کسانی که اهل تجارت نیستند یا اهل تجارت هستند ولی میخواهند درآمد بیشتری غیر از تجارت داشته باشند کارمند، کارگر است حقوق ثابت دارد یا نه تاجر هم هست اما میخواهد غیر از تجارت سود بیشتری ببرد این را فرمودند که باید بخششتان زیاد باشد انفاقها زیاد باشد.@ امام صادق(ع) میفرماید من هر وقت پولم کم میشود یکی از کارهایی که میکنم این هست که بیشتر باقیمانده پولم را صدقه میپردازم و خداوند چندین برابر به من برمیگرداند در قرآن(مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ) مَثل کسانی که مال خودشان را در راه خدا انفاق میکنند به گندمی مثال میزند که یک دانهاش به هفتصد دانه ترقی میکند.@ یعنی خداوند خیر و برکت را در انفاق گذاشته اینکه انسان به فکر فقرا، مستمندان، نیازمندان، ایتام باشد و دست بده داشته باشد نه اینطور مثل ما که بخیلانه صدقه میدهیم و صدقهمان بیشتر تولید گناه برای ما میکند تا انبساط و برکت.@ برای اینکه بنده هزینه بیسکویت و بستنی و پفک بچهام در روز 1000 تومان است بعد میگویند شما در روز چقدر صدقه میدهید؟ من 100 تومان 200 تومان صدقه در روز کنار میگذارم ذهن صدقه دادن را با خودمان داریم که من صدقه دادم منتش را هم میگذارم ولی این صدقه بخیلانه است.@ در صدقه چون باید از طبیعت کم بشود خداوند نیازی به صدقات ما ندارد در قرآن میفرماید نه گوشتش نه خونش هیچی به خدا نمیرسد از قربانی که شما میکنید تقوایش به خدا میرسد باید صدقه به گونهای باشد که انسان به لرزه بیافتد طبیعتش اذیت بشود یعنی خودش بترسد که نکند زیاد دادم.@ نه این چیزی که الان مرسوم هست پول خردها را در صندوق صدقات بیاندازیم یا اسکناسهای کهنه که هست نمیدانیم چکار کنیم میخواهیم از شرش راحت بشویم این طبیعت را اصلاً اذیت نمیکند بلکه طبیعت را تقویت میکند.@ خودبینی، خودخواهی، داشتن یک شخصیت مثبت دروغین و کاذب که نشد صدقه باید به گونهای باشد که ما اذیت بشویم و وقتی که شما این حالت را یعنی از طبیعت از بخش حیوانی میکَنی دردت میاید آنجاست که حجم طبیعت کم میشود و حجم فطرت اضافه میشود.@ الان در این لیوان آب هست من اگر بخواهم حجم آب این را بالا ببرم باید حجم هوا را کم کنم و اگر بخواهم حجم هوا را زیاد کنم باید آب را کم کنم در بخش انسانی من وقتی بخواهم قدرت الهی روح الهی روح جاودانه بخش انسانی بخش الهی خودم را تقویت کنم باید از حجم بخش حیوانی کم کنم یعنی حجم طبیعت کم کنم.@

لذا وقتی که شما صدقه میدهید باید این صدقه فشار بیاورد به بخش طبیعی، انفاق و بخشش که میخواهید بکنید فشار بیاورد امام صادق(ع) میفرماید که من بیشتر اموالم را میبخشم که خداوند به بهترین وجه و چندین برابر برای من جبران میکند لذا یکی از راههای افزایش درآمد این نیست که آدم فقط پسانداز کند در بانک بگذارد و سودش را بگیرد.@ یکی از راههای افزایش درآمد در اسلام انفاق، رد کردن، از خودت گذراندن است یعنی از طبیعت بگذرانی فشار بیاوری بگذاری جریان خیر و برکت راه بیافتد مثالش را که زدیم گفتیم مثل سینه مادر میماند که در دهان بچه هست اگر مادر بخل کند و به بچه شیر ندهد شیرش خشک میشود یعنی خیر بسته میشود هم بچه گرسنه میماند و هم آسیبهای دیگر به وجود میاید.@ مادری که میتواند شیر تولید بکند بیشتر شیر تولید کند که بیشتر شیر بدهد برای همین هم دایههایی که خودشان بچه شیرخوار ندارند اینها چون شیر بیشتری میدادند بعد از اینکه بچه خودشان گرفته میشد زود بچههای دیگر را میبستند به سینه خودشان این دائماً شیرش تولید میشد و اصلاً از این راه درآمد داشتند.@ چون دارد میدهد چون دارد انفاق میکند به کس دیگر میدهد خدا راهش را باز میگذارد مثل چشمه است که چشمه وقتی آب از آن برندارید این چشمه آب کمی دارد یا خشکیده میشود راه فوران آب تولید آب بیشتر در چشمه برداشت بیشتر از آن است.@ یعنی باید زیاد برداشت کنیم که این بتواند از زیر بالا بزند برکت اقتصادی اینگونه است در برکت اقتصادی شما باید بیشتر بدهی دیگران بخورند تا خودت مصرف کنی بیشتر به غریبه بدهی تا خیر و برکت بیشتری در خانه خودت بیاید نانخور بیشتری داشته باشی تحت پوشش بیشتری داشته باشی تا بجوشد.@ از خزانه غیب الهی از خزانه خیر و برکت الهی بجوشد و تو پولدارتر و ثروتمندتر باشی عرض کردم یک آقایی در تهران سالی یک میلیارد تومان بخشش دارد، به او گفته بودند که تو چطور میتوانی اینقدر بدهی؟ گفته بود من از کم شروع کردم ولی با خدا قرار گذاشتم گفتم خدایا به تو قول میدهم و با تو عهد میبندم که هر چه به من بدهی نصفش را به دیگران میدهم.@ و مدام به من داد و دید که من مردانه پای کار ایستادم الان رسیده به جایی که من سالی دو میلیارد تومان درآمد دارم و خدا دیده من مردانه ایستادم اینقدر به من خیر و برکت داد لذا هم خودم به خیر و برکت بیشتری رسیدم و هم به دیگران میدهم و آن هم که به دیگران میدهد به خودش برمیگردد ذخیره خودش هست و برای خودش هست برای کس دیگری که قرار نیست برداشت کند برای آخرت خودش هست.@ در بخش انسانی هم همینطور هست در بخش انسانی کسی که نمیتواند دیگران را شاد بکند به دیگران محبت بکند این همیشه گدای عاطفه دیگران است همیشه نیاز دارد یک کسی او را بخنداند همیشه احتیاج دارد یک جایی برود فیلمی ببیند پارکی برود یک فیلم کمدی نگاه کنید یک دلقکی پیدا بکند از این مسخرهبازیهایی که هست.@ در غرب نگاه کنید مثلاً برای اینکه دیگران را بخندانند به کثیفترین راهها توسل میکنند مثلاً یک کسی میرود در صندوق پست قایم میشود یک کسی میخواهد بیاید نامه را بیاندازد دستش را بیرون میکند با زشتترین، با ترساندن آدمها، دوربین مخفی میگذارند شخصیت آدمها را له میکنند میترسانند تا بقیه یکذره خندهشان بگیرد.@ یکذره بتوانند بخندند اینها آدمهای خیلی گدایی هستند که مجبور هستند از این روشها با دلقکبازیهای زیاد تولید شادی کنند و بخندند اما در آموزههای ما میگوید شما محتاج و گدا نباش گداصفت نباش.@ شما در تمام دانشگاهها بروید در تمام کتابها هست در روانشناسی غربی مثلاً کتابهایی دارند در بخش روانشناسی هم کتاب دارند هم بخش دارند به نام عقده، عقدههای روانی و تربیتی، میگویند مثلاً این بچه پدر و مادر بالای سرش نبودند به او محبت کنند این الان بلد نیست با زنش چطوری رفتار کند.@ زیر دست زنبابا و شوهرمادر بزرگ شده این الان نمیداند با زنش چکار کند با بچههای خودش نمیتواند خوب تا بکند چون آدم عقدهای است به خودش محبت و عاطفه نرسیده کم میگذارد در حالی که ما در فطرتگراها الی ماشاء الله افرادی داریم که زیر دست زنبابا در یتیمی بزرگ شدند الان دارند میلیونها آدم را سیر میکنند از عشق و عواطف خودشان.@ چون آنها هیچ وقت اینقدر آدمهای پست و گدایی نبودند که عاطفه و محبت و شادی را در زمین دنبالش بگردند یعنی از کانونهای موقت و محدود شادی و انبساط و محبت را دریافت کنند آنها همیشه از کانونش دریافت کردند وقتی از کانون دریافت کردند ثروتمند بودند.@ کما اینکه آنهایی هم که کار اقتصادی میکنند و از کانون تولید پول یعنی خدا، از کانون برکت یعنی خدا میگیرند موفقتر از آدمهایی هستند که در کانونهای زمینی و محدود دنبال پول میگردند.@ یک خانمی برای من نامه نوشته که شوهر من به من کممحبتی میکند من هم این عقده را سر دخترم خالی میکنم او را کتک میزنم و تنبیهاش میکنم این یک خانم طبیعتگراست یک خانمی نیست که عُرضه داشته باشد یک خانم گدای فقیری هست که فقط اگر شوهرش به او محبت کرد سرشار است میتواند به بچهاش هم محبت کند.@ اما اگر شوهرش به او محبت نکرد این بچه خودش را هم کتک میزند به بچهاش حسودی میکند میگوید چرا شوهرم بیشتر از من به بچهام میرسد یک خانمی که شوهرش جرأت ندارد جلوی آن به مادرش به خواهرش به کسان دیگر محبت کند این یک خانم طبیعتگرای محدود و حسودی هست که روحش کوچک است.@ آقایان هم همینطور هست آقایانی هستند که الان نسبت به اینکه خانمشان بخواهد به دایی و عمه و پدر و خواهر و مادرشان محبت بکند حساس هستند باید همه عشقت مال من باشد اصلاً معنای عشق و محبت را نمیفهمند همه عشق و دلت باید مال من باشد به من بیشتر از بچههایم اهمیت بدهی این آدم گداست.@ آدم برجستهای است درس خوانده تاجر است استاد دانشگاه است وزیر و وکیل است رئیس است ولی آدم بدبختی است یک آدمی است که از نظر عاطفی و شخصیتی روح گدایی دارد از نظر دنیایی آدم موفقی است ولی از نظر شخصیتی آدم بدبخت و گدا و ضعیف هست یک کسی که آویزان و سیریش برای دیگران است این چه زندگی هست.@ مثل اینکه از نظر اقتصادی آدم آویزان و سیریش باشد و بخواهد از این و آن بکَند و بخورد گدا باشد چقدر زندگی بدی است تَکدیگری، در عشق در عاطفه در محبت در شادی هم این خیلی بد است که آدم آویزان دیگران باشد گدا باشد.@ لذا در بخش اقتصادی همانطور که میگویند گدایی نکنید نان گدایی نخورید خیر و برکت ندارد کار کنید زحمت بکشید تولید بکنید به دیگران هم بدهید تا خیر و برکات بیاید در بخش شادیها و گنجایش روح و انبساط روح و شادی روح باز کردن حجم روح، چون گفتیم روح قبر ماست کسی که روحش کوچک است قبرش کوچک است.@ کسی که روحش بزرگ است قبرش بزرگ است کسی که آدم شادی نیست حتماً فشار قبر و عذاب قبر خواهد داشت موقع مردن، کسی که اینجا شاد است آنطرف هم شاد است اصلاً کسی میتواند از شادیهای بهشت برداشت بکند که اینجا عُرضه شادی کردن را داشته باشد.@ در اقتصاد گفتن شما صدقه بده در خودت نگه ندار اگر کم هم داری یک مقدارش را به فقیر بده خیلی بیشتر نصیب تو میشود حتی اگر کم داری در فقرت انفاق کن در فقرت صدقه بده پس ما همانطور که در بخش اقتصادی اگر با وجود فقر بخشش کردیم خداوند خیرات و برکاتی به ما خواهد داد چندین برابر.@ در بخش انسانی و عاطفی و محبت و بخش معنوی هم همینطور هست کما اینکه در بخش علم هم همینطور هست کدام یک از دوتا استاد بیشتر برکات علمی دارند، آن که علمش را به دیگران سخاوتمندانه میدهد یا آن که برای خودش نگه میدارد و به دیگران یاد نمیدهد؟@ اولی، شما ریاضیاتت اگر بخواهد تثبیت بشود باید بیشتر یاد بدهی یا ندهی؟ باید یاد بدهد انسان انفاق علمی بکند استادی که زبان، ریاضیات یاد میدهد رشتههایی که بلد است یاد میدهد خداوند به او خیر و برکت بیشتری یاد میدهد به او خیلی بیشتر علم میدهد اصلاً بسیاری از مطالب مهمی که اساتید به شاگردانشان یاد میدهند به خاطر لیاقت استاد نیست به خاطر لیاقت شاگرد است.@ خداوند میگوید این استاد نانخور زیادی دارد چطور میگویند نترسید از اینکه بچهدار بشوید از اینکه ازدواج بکنید هر کس بترسد به خدا بدبین است اگر بخاطر فقر اقتصادی بترسد ازدواج نکند بخاطر فقر اقتصادی بترسد بچهدار نشود بدبین به خداست«هر آن کس که دندان دهد نان دهد».@ وقتی نانخور معنوی و علمی یک استاد بیشتر میشود خداوند رحمش به شاگردان میاید و به خاطر شاگردان هست که علم را نصیب یک استاد میکند و چیزهایی که شاگردان نیاز دارند دوست دارند بدون اینکه استاد لیاقتش را داشته باشد چه بسا، به زبان استاد میاورد.@ چون شاگردان نانخور زیادی هستند و باید به آنها آن چیزی که لازم هست و لایقشان هست برسد در علم در محبت در حرفه در فن در عشق و شادی هم همینطور هست، چه کسی میتواند خودش ثروت بیشتری داشته باشد؟ کسی که میتواند شادی بیشتری را تولید بکند.@ چه کسی میتواند آدمی باشد که نیازمند محبت دیگران نباشد؟ کسی که بتواند به دیگران محبت بیشتری کند یک کسی که میگوید من پدرم مرده الان خیلی از آدمها میگویند من پدر و مادر نداشتم نمیتوانم به دیگران محبت کنم نه به همسرم نه به دیگران، عقده دارد این آدم بدبخت بیچارهای هست که گرفتار زمین است.@ انگار که محبت فقط از طریق پدر و مادر به آدم میرسد اینها همه حرفهای بیخود است اینها در طبیعتگراها و دانشگاههای خارج درست در میاید چون آنجا کانون آسمانی وجود ندارد یا اگر هم هست خیلی کم است.@ خداوند وقتی میخواهد بزرگترین انسانها را درست کند اول پدر و مادرشان را از آنها میگرفت مریم را نگاه کنید موسی را ببینید پیغمبر را نگاه کنید اول یتیمشان میکرد تا کاملاً از کانونهای زمینی ببُرند به خالصترین بزرگترین کانونها متصل بشوند اگر یک کسی پدرش مُرد نباید فکر کند که بدبخت و بیچاره شد گاهی وقتها مداحان بیسواد ما مینشینند میخوانند مثلاً فرض کنید یک کسی پدرش مرده سر قبر نشسته دارد مداحی میکند:@

این مزخرفات چیه، اینطور نیست اگر آدم یتیم شد پدر و مادر و عزیزترین کسانش را از دست داد خداوند تبارک و تعالی به لطف خودش کانونهای بسیار باعظمتتری از پدر و مادر را برایش برای محبت و عاطفه باز میکند.@ اینطور نیست که آدم اگر شوهرش به او محبت نکرد عقدهای بشود و کم بیاورد، نه آدم از خداوند تبارک و تعالی دریافت میکند ما خانواده آسمانی داریم ما خانوادهمان زمینی نیستند ما پدرمان امیرالمؤمنین و آقا امام زمان(ع) هستند اجداد طاهرین ما اینها هستند سید و غیر سید هم فرقی نمیکند.@ مادر حقیقی همه ما، اینها در بحث آشتی با امام زمان اثبات کردیم اینها علمی اثبات شده است نه اینکه ما تعارف بکنیم و استعاره بیاوریم مادر حقیقی من آن که روح من از او آفریده شده پدر و مادر من نیستند که به من محبت کنند آنها بدن من را به وجود آوردند.@ اگر محبتی هم هست محبتی هست برای اینکه طبیعت من بزرگ بشود غذا، شکم، لباس، مدرسه، ازدواجم این چیزهاست نیازی ندارم مادر حقیقی من فاطمه زهراست که زنده است و بینهایت بالاتر از هر مادر دیگری است که من را دوست دارد و الان میتوانم با او ارتباط داشته باشم آقا امام زمان(ع) زنده است میتواند به من محبت بکند.@ من اصلاً نیازی به عاطفه بچههایم ندارم که اگر بچههایم به حرف من گوش نکردند تنهایم گذاشتند همسرم همچین کاری کرد آدمی باشم که مچاله شوم و ریز و بدبخت بشوم و احساس خواری بکنم، نه اصلاً مؤمن را خداوند اینقدر بدبخت نیافریده.@ اینقدر ذلیل و گدا نیافریده که بخواهد از کسی از روی زمین جذب عشق و عاطفه و محبت بکند که اگر به او نشد احساس بیچارگی کند که الان میروم خودم را میکُشم، نه از این خبرها نیست آنهایی که میروند خودشان را میکُشند خیلی گدا هستند در روزنامهها نگاه کنید میگویند طرف سر پنج هزار تومان با هم دعوایشان شد با چاقو به شکم همدیگر زدند، بله اینها پنج هزار تومان برایشان خیلی است.@ یکدفعه پنج هزار تومان از او بگیری یکدفعه سکته میکند یک 1000 متر زمین، یک آپارتمان میبینی که یک خانواده را به هم میریزد یک ارث خانواده را به همدیگر میریزد آنهایی که سر ارث به جان هم میافتند سر پول با هم دعوا میکنند اینها خیلی گرفتار هستند همه چیزشان هم همان است.@ در بخش محبت و شادی هم همینطور است خداوند ما را گدای دیگران نیافریده که بایستیم یک کاری کنیم که دیگران به ما محبت کنند یکطوری جلب محبت و نگاه دیگران را بکنیم اینهایی که در خیابانها هفت قلم آرایش میکنند گداست.@ خیلی نیاز دارد که دیگران به او نگاه کنند و الا کسی که خودش سیر است کامل است ثروتمند است میتواند به خیلیها شخصیت بدهد او اصلاً نیازی ندارد که کسی به او نگاه کند کسی تأیید و تعریفش بکند اصلاً نیازی ندارد آدم لازم نیست گدایی بکند نه در عشق و محبت و نه در شادی.@ حالا من مثل یک آدم گدا دائماً بایستم که یک کسی به من محبت بکند بعد بگویم که امروز خیلی به من محبت شده الان پر هستم میتوانم چهارتا هم به بچه و کسان دیگر هم بدهم، نه، کانونهای موقت هرگز یک انسان بینهایتطلب را ارضا نمیکند ما باید از کانونهای نامحدود عشق و شادی و آرامش را جذب بکنیم تا بتوانیم به بقیه انسانها بدهیم.@ این کجا که من گدای عاطفه یک آدم باشم هر کس میخواهد باشد میخواهد همسرم، نامزدم، پدر و مادرم، خواهر و برادرم باشند تا اینکه من میلیونها آدم را بتوانم از محبت خودم سیراب کنم بدون اینکه نیازی به عاطفه یک نفر داشته باشم.@ غنا بهتر است اصلاً وقتی ما میگوییم یا غنی، فقط دنبال پول نیستی بله شما اگر پول میخواهی بگو یا غنی، صبح به صبح این ذکر 100 مرتبه خوب هست گفته شود خداوند از راهی که فکرش را نمیکنی برکت اقتصادی به شما میدهد کمکت میکند.@ اما غنی فقط این نیست خداوند غنایش فقط به پول و ثروت دنیا نیست خداوند میتواند در محبت و علم و عواطف و شادی و آرامش و شخصیت آدم را غنی بکند که تو اینقدر آویزان دیگران نشوی سیریش برای دیگران نشوی که یک کسی به تو محل بگذارد یک کسی نگاهت بکند یک کسی تأییدت بکند.@ یک کسی از هیکل و لباس و قیافه و سواد و هوش و لباس و پول و خوبیات تعریف بکند اصلاً ما به این چیزها نیازی نداریم خداوند ما را خیلی عزیز آفریده(وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ) عزت مخصوص خداست مال خداست و رسولش و مؤمنین، و عزت یعنی بینیازی و نفوذناپذیری و آویزان نشدن و خوار نشدن و گدایی نکردن یعنی التماس از دیگران نداشتن.@ یعنی توقع از دیگران نداشتن کسی که عزیز نیست اخلاص هم نمیتواند داشته باشد پاک هم نمیتواند بشود برای آخرت هم نمیتواند کار بکند چون همیشه وابسته است یک کسی از او تعریف بکند از پولش، از ظروفش، از لباسش، از بچهاش، از سوادش، از مدرک تحصیلیاش، از قیافهاش، از هیکلش، از اتومبیلش، همیشه آویزان است.@ یک کسی باید به او بگوید دوستت دارم تو را میخواهم، عزیز هستی خوب هستی ماه هستی یک کسی باید همیشه به او یک چیزی بگوید این چه کاری و چه زندگی است و خداوند ما را اینطوری نیافریده ما خودمان را نمیشناسیم خودمان را دست کم گرفتیم.@ چون خودمان را نمیشناسیم نمیدانیم چقدر بزرگ هستیم نمیدانیم خدا چقدر ما را عزیز آفریده نمیدانیم خدا بهشت با آن همه عظمت را میگوید من برای شما نیافریدم برای بدنهای شماست امام کاظم(ع) در کافی میفرماید(لَیسَ لِأبدانِکُم ثَمَنٌ إلّا الجَنَّۀ) خداوند برای بدنهای شما پاداشی جز بهشت نیافریده بدنهایتان را به کمتر از بهشت نفروشید.@ به کمتر از بهشت خودتان را هم نفروشید ولی پاداش ما اصلاً بهشت هم نیست یک کسی که خدا میگوید من همه این آسمانها و زمین و موجودات و ستارگان را همه را برای تو آفریدم این آدم آدم گدایی نیست این آدم ثروتمند و غنی و باشخصیتی است.@ یک آدم بسیار مهم است این اصلاً آویزان کسی نمیشود محتاج تلفن زدن کسی نیست محتاج این نیست که کسی به او سر بزند یک آدمی هست که اینقدر در خودش تولید دارد تلفن زدن این برای بقیه مهم است سر زدن این برای بقیه مهم است این اگر خودش یک کمبودی پیدا کند احساس خلأئی کند اصلاً روی زمین در آشغالها دنبالش نمیگردد.@ این کجا آدم برود ظرفهای آشغالی بقیه را باز کند ببیند کسی پسمانده غذایی دارد که بخورد و سیر شود یا اینکه نه اینقدر دارد که میتواند میلیونها نفر را غذا بدهد این اگر یک موقعی هم میخواهد از آسمان و امام زمان و مادرش فاطمه زهرا میگیرد.@ بلد است ارتباط خوب و عاطفی با مادرش برقرار کند بلد است با امام حسین و فرشتهها ارتباط برقرار کند با رفقایی که هفته قبل معرفی کردم با آن چهار دسته صدیقین، صالحین، شهدا و انبیاء، این همه شهید هستند میتوانند من را ارضا کنند این همه فرشتههای خدا و امامزاده و امام هستند.@ آدم یک آل یس میخواند تمام وجودش پر میشود چقدر هم این آل یس عاشقانه است دور امام زمان تو میگردی اصلاً همه دور گشتن و قربانت بروم است کعبه هم که شما میروی دور خدا میگردی تسبیحات اربعه که میگویی(سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله اکبر) طواف دور خداست این همه با معشوق رفتن است.@ با امام زمان حرف میزنی(السلام علیک حین تقوم حین تقعد) سلام بر تو موقعی که میایستی مینشینی قرائت میکنی تشهد میگویی سلام بر تو موقع قنوتت سلام بر تو موقع استغفارت چقدر این سلام کردنها عاشقانه است.@ شما تا به حال دیدید در تمام اشعار عاشقانه نگاه کنید همین اشعاری که عاشقانه هست از زمان طاغوت تا الان، الان هم که رواج پیدا کرده شما هیچ وقت نمیتوانید نگاه کنید یک عاشق به معشوق در تمام حالتهایش سلام بدهد اصلاً شعور و عقل و عشق یک آدم نسبت به جنس مخالف به اینجا نمیرسد که بگوید من در همه حالتهایت فدایت شوم.@ در همه حالتهایت دورت بگردم در همه حالتهایت سلام، دو نفری که خیلی همدیگر را دوست دارند اگر پنج دقیقه یکبار ده دقیقه یکبار به هم سلام کنند این میگوید فکر کنم این دیوانه شده یعنی چی صبح همدیگر را دیدیم سلام کردیم چه خبر است.@ اگر یکی بیرون برود دو ساعت بعد از بیرون تلفن بزند و بگوید سلام، میگوید سلام و زهرمار، همین الان پیش هم بودیم برای اینکه این عاطفه یک عاطفه خیلی گدایانه است مثل دعوای گربهها و سگها سر استخوان که وقتی میرسند فکر میکنند خیلی گیرشان آمده اینها که گدایی است اینها که عشق نیست.@ عشق این هست که بایستی جلوی امام زمان و بگویی سلام، هزارتا سلام به او بکنی و هزارتا علیک و هزارتا جواب بشنوی عشق این هست که او را ببوسی و بعد از هر بوسه به او سلام بکنی شما نگاه کنید ما نماز که میخوانیم آخر نمازمان بعد از آن همه عشقبازی و سجده آخرش به سلام ختم میشود.@ انگار همه این نمازها بهانهای برای سلام بوده دوباره یک شروع، (السلام علیک أیها النبی) ماجرا شروع شد پس تا الان هم عشقبازی بوده دوباره شروع شد(السلام علیک أیها النبی) یک سلام هم به خودمان میدهیم(السلام علینا).@ حضرت عیسی(ع) به خودش سلام میکند(سَلامٌ عَلَیَّ یَومَ وُلِدتُ) سلام به من موقعی که تولد پیدا کردم چه خوب است آدم به خودش سلام کند وقتی عاشق میشود وقتی با خدا و امام زمان آشتی میکند وقتی مادرش فاطمه زهرا را پیدا میکند عُرضه دارد با او رابطه برقرار کند واقعاً تولد انسان است و انسان به خودش سلام میکند.@ خدا هم به آدم سلام میکند آدم وقتی خدا را پیدا میکند باید به خودش سلام بدهد سلام بر ما و بر همه بندگان صالح خدا، سلام به فرشتهها، بزرگان ما میگویند شما صبح که از خواب بلند میشوید یا صبح اذان میگویند بلند میشوید فرشتههای شما عوض میشوند به این فرشتههای جدید سلام کنید.@ آدم چقدر خوب است ادب و شعور و احساسات داشته باشد با فرشتههای خودش غریبه نباید و در طول روز هم میتواند چقدر با اینها حرف بزند مغرب که میشود اینها میایند با اینها میتواند چقدر حرف بزند مغرب دوباره سلام جدید فرشتههای جدید شما سلام بکنید آنها حتماً جوابتان را میدهند.@ جواب فرشتهها هم خیلی برای آدم سلامتی میاورد اگر میخواهی بینیاز از محبت دیگران بشوی گدایی عاطفه کسی را نکن اگر میخواهی محتاج و آویزان و سیریش نباشی از هیچ کس گدایی عاطفه نکن بلکه محبت کن تولید کن تولید تو ثروت میاورد مثل شیر مادر است که مادر که شیر داد برای خودش هم شیر تولید میشود.@ مثل برداشتن از یک چشمه است که تو باید برداری که او رویش بکند نیایست که یک کسی به تو محبت بکند گدا نباش التماس نکن یک کسی به تو گفت تو را نمیخواهم، دیگر نمیتوانم، خداحافظ، من بدبخت و بیچاره میشوم، نه، پسر به او جواب منفی داده دختر به او جواب منفی داده الا در کُما رفته چند وقت است الان با کسی حرف نمیزند.@ خانه رفته در را به روی خودش بسته این آدم بدبخت و گدایی است صدتا محبت به دیگران بکن ببین چقدر وجودت پر از نیرو و قدرت میشود اصلاً نیازی به کسی نداری در صدقه گفت نیاز داری خودت گرفتاری مالی داری صدقه بده تا نیازت برطرف بشود نه اینکه پول را ذخیره کنی و نگه داری.@ در محبت هم همینطور است محبت تولید کنیم پدرم، شوهرم به من محبت نکرده محبت مادری ندیدم عقده دارم این حرفا چیه، این حرفها مال گداهاست که این حرفها را میزنند ما اصلاً به طبیعت وصل نیستیم ما به آسمان وصل هستیم از آسمان دریافت کن بینهایت خدا به تو محبت دارد.@ این گُل را نگاه کنید چه کسی میتواند به آدم یک گُل اینطوری بدهد ببین خدا چطوری برایت طراحی کرده در اسماء الله اینها را توضیح دادیم این اتم به اتمش را فرشتهها کنار هم چیدند به این قشنگی، الکترون به الکترون، کار دست است غیر از یک کار فرش است.@ یک موقع شما فرش ماشینی میخری ولی یک موقع فرش دستی میخری فرش دستی چند برابر فرش ماشینی قیمتش است میگویند دست در این کار کرده کار هنری و دستی است چندتا فرشته نشسته این را برای تو به این زیبایی بافته بعد خدا به شما این را هدیه میدهد.@ شما وقتی در طبیعت میروید این درختان برگهایش را نگاه کنید هر کدامشان آدم را مست و دیوانه میکند این همه میلیاردها فرشته را گذاشته این را برای تو درست کردند این گُل و درخت و آسمان را، تکتک را دادند رنگ زدند گل به گلش را دادن رنگ زدند.@ آدم وقتی در طبیعت میاید میبیند سرشاز از محبت خدا نسبت به بندهاش است یک آدم اینطوری کم میاورد اصلاً کم نمیاورد شما در طبیعت و چمن برو نگاه کن ببین خدا چطوری پایت عشق و محبت ریخته ستارهها را نگاه کن ببین چطوری پایت ریخته.@ شما وقتی در حرم حضرت معصومه(س) و حرم حضرت عبدالعظیم(ع) (وَ عَلَی المَلائِکَۀِ مُحدِقینَ بِک) این همه فرشته در این حرم ریخته شما وقتی از خانه راه میافتید تا بیایید سر همین کلاس بنشینید هزاران فرشته بالشان را پهن میکنند و شما روی بال فرشته تا اینجا میایید و برایتان استغفار میکنند تا شما به خانهتان برگردید.@ در شادی هم همینطور، اگر میخواهی محتاج نباشی محبت را تولید کن در شادی هم اگر میخواهی شاد باشی شادی را تولید کن نیایست یک کسی تو را شاد کند نیایست یک کسی به تو یک چیزی بدهد نیایست که یک کسی به تو هدیه بدهد تا شاد بشوی.@ نیاست که یک کسی دعوتت بکند اینقدر بیچاره نباش که باید حتماً بروی شمال، لب دریا، کوه، جنگلی از ماده که برای تو خلق شده جذب شادی بکنی آدم هر جا هست میتواند شادی تولید کند من خواهش میکنم حتماً این کتابهایی که مربوط به فرهنگ جبهه و دفاع مقدس و زندگینامه شهدا و جانبازان و اسرا و آزادگان هست بخوانید تا شادی را یاد بگیرید یعنی چی.@ چون ما هیچ وقت به اندازه هشت سال دفاع مقدس ما تولید شادی نداشتیم شب عملیات با رقص، من بارها در این عملیاتها دیدم که با رقص به میدان و عملیات میرفتند ترانه میخواندند ترانه کوچه و بازاری زمان شاه را میخواندند و میرفتند و چقدر هم آن کوچه و بازاری زمان شاه میچسبید موقعی که آدم برای خدا میخواند.@ چون فقط یک مصداق حقیقی دارد بقیهاش دروغ است سر هم شیره مالیدن است ولی وقتی برای خدا میخوانی خیلی بجاست اگر میخواهید شاد بشوید ان شاء الله وقتی هوا خنک شد با دوستان جمع شوید یک سفری یک هفته جنوب بروید اگر میخواهید شاد بشوید.@ میرسید به کانون شادی و آرامش و عشق، کولهات را پر میکنی و برمیگردی آنقدر که آنجا تولید شدی جای دیگر تولید نشدی آدم باید عزیز و باشخصیت باشد خودش برای خودش احترام قائل باشد کما اینکه در چیزهای مادی ما دوست نداریم کسی به ما کمک بکند صدقه بدهد گدایی نباید بکنیم در مسائل معنوی هم همینطور.@ لذا سر نماز برای اینکه ما هیچ وقت گدا نشویم یک فرهنگی را سر نماز به ما یاد دادند اینها که نماز نمیخوانند همیشه بدبختیاش همین است همیشه باید گدای دیگران باشد نمازخوان به معنای واقعی اصلاً به کسی تکیه نمیکند.@ (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) خودت، از تو کمک میخواهم(لا مُؤثِرَ فِی الوُجُود إلاّ الله لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم) به کسی آویزان نیستم خدایا خودت، اصلاً ما آفریده شدیم که یاد بگیریم فقط به خدا تکیه کنیم، چرا انبیاء یاد میگیرند؟@ چون خداوند از اول پدر و مادر پیغمبر را از او میگیرد میگوید حالا یاد بگیرد فقط به خودم تکیه کن فقط در آغوش خودم بزرگ شو شادی را باید تولید کرد نیایست کسی تو را بخنداند دیگران را بخندان تو تولید شادی کن.@ لذا در جمعها یکی از عزیزترین آدمها که به خدا خیلی نزدیک است و اهل بهشت هست کسی هست که عُرضه دارد در جمع بقیه را شاد کند و بخنداند در مؤمنین کسی که عُرضه دارد بقیه را بخنداند لذا میفرماید هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه بهرهای از شوخی دارد(إلاّ وَ فیهِ دِئابَ) مؤمن شوخ است مؤمن تولید خنده میکند کسی را مسخره و تحقیر نمیکند.@ حرفهای بیادبانه و رکیک نمیزند اما پر از شادی و شوخی است غیبت نمیکند ولی شاد است میتواند شادی تولید کند میتواند دیگران را بخنداند آدمهایی که برج زهرمار و بخیل و گدا هستند که یک کسی باید آنها را بخنداند خودشان عُرضه ندارند شاد باشند و دیگران را بخندانند.@ کسی که نمیتواند در چهره دیگران بخندد شما صبح که از خواب بلند شدی اولین وظیفهات این هست که لبخند روی صورتت باشد از خواب بلند شدی همسرت، پدر و مادرت، فرزندت، لبخند و بوسه، باید تولید بکنی.@ آدمی که در خودش است باید بایستد که یک کسی به او برسد این خیلی گرفتار است حداقل چیزی که ما میتوانیم به دیگران بدهیم در روایت داریم کمترین چیز در برخوردها لبخندمان است لبخندمان را میتوانیم به دیگران اهدا کنیم وجود مقدس پیغمبر را ببینید که شخصیتش چطوری بوده هر کس کنار او بوده شاد بود.@ اینکه میگویند مؤمن مثل عسل شیرین است اینطوری است هر کس کنار مؤمن میرود انبساط و آرامش و شادی و نشاط او را میگیرد اگر اینطوری نیست مؤمن هم نیست گفتیم مؤمن اگر آرامش و شادی نداشته باشد مؤمن نیست ولو با صور مقدس هم ارتباط دارد.@ شب تا صبح هم نماز بخواند و روزه بگیرد و حج برود به درد نمیخورد نمازی که شاد نمیکند فایده ندارد نمازی که من را در کانون شادی و آرامش قرار نمیدهد اصلاً وقت تلف کردن است حجی که نمیتواند در من انبساط ایجاد کند وقت تلف کردن است.@ نمازی که نمیتواند وسواسها و وسوسههای فکری را از من بگیرد غصهها و دلشورههای من را بگیرد مفت گران است فقط وقت تلف کردی خدایی که عُرضه ندارد من را شاد کند چه خدایی است یک خدای بیعُرضهای هست که نمیتواند تو را شاد کند به قول امام صادق(ع) میفرماید که(مخلوقٌ) مخلوق خودتان هست.@ این خدای حقیقی نیست خدای حقیقی کانون شادی است شما نگاه کنید آب حقیقی یعنی چی این که دست من است آب است شما توقع دارید من اگر بخورم سیراب شوم خودتان هم بخورید سیراب شوید هر جا هم بریزم خیس شود، میشود من یکجا بریزم خیش نشود؟ نه.@ میگویید این اثر ذاتی دارد خدای ما اسم یکی از اسمهای خدا که در جوشن کبیر داریم مرتاح است یعنی یک خدای شاد، یک خدایی هست که یک لحظه او را غم نمیگیرد یک خدای قوی و شاد، این خدایی که تو خودت برای خودت توهم کردی و ساختی این خدای تو که نتوانسته تو را از گدایی در بیاورد.@ ما در اردوی توحیدمان امروز که برقرار شد یک کلیپ گذاشتیم کلیپ زلیخا را گذاشتیم یک صحنه زلیخا میرود وقتی کور است این خدای آمون را برمیدارد زمین میزند و میشکند میگوید آن خدای یوسف ببین یوسف را چقدر عزیز کرد.@ تو خدایی هستی که تو فقط من را ذلیل کردی آن موقع که من ذلیل میشدم تو عُرضه نداشتی از من دفاع کنی یک حرف قشنگی هم میزند میگوید من نصف کار را کردم کنیزان گفتن حقش بود این خدایی که تو آن را بشکنی ما هم دلمان از این خدا خون است گفت ولی نمیدانم خدای یوسف را چطوری شاد کنم.@ ما خدایمان خیلی خداست خدای ما خیلی قوی است قدرتمند و ثروتمند و شاد، اگر من نمیتوانم با این خدا شاد شوم مشکل من است فرمود(یا داوُودُ بی فَفرَح وَ بِذِکری فَتَلَذَذ) داوود با من شاد باش از اینکه من را داری از من لذت ببر ما عرضه نداریم از او لذت ببریم و با او شاد باشیم دیگران را هم نمیتوانیم شاد کنیم.@ هیچ مکتبی اینطوری نمیتواند حرف بزند هیچ کس جز معصوم نمیتواند اینطوری بگوید آدم با این روایت مست میشود دیگران روز جهانی کودک میگیرند ما هم باید روز جهانی کودک بگیریم و این حرفها را ما باید بزنیم به همه دنیا ما باید به کودک یاد بدهیم.@ از نبی اکرم(ص) (إنَّ فِی الجَنَّۀِ داراً یُقالُ لَهُ دارُ الفَرَح لا یَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ الصِّبیان) به درستی که در بهشت خانهای هست که به آن خانه شادی میگویند همه بهشت شاد است یکی از لذتهای بهشت این هست که بهشت دائماً تا بینهایت انسان وقتی واردش میشود دیگر تا خدا خدایی میکند آدم در بهشت است.@ این بهشت هم دائماً در حال تنوع و جدید شدن هست یعنی آدم را خسته نمیکند مدل به مدل لحظه به لحظه همه چیزش عوض میشود و هر وقت شما دلت میخواهی عوض میکنی.@ میگوید اگر در بهشت رفقای بهشتی و همسر بهشتی و دوستان بهشتی داری اراده میکنی این را من از این به بعد با یک قیافه دیگر ببینم اینکه در بهشت بازار قیافه داریم این است در یک قسمت بهشت بازار چهره است.@ یعنی تو میروی هر چهرهای که دوست داری برای دوستان و اطرافیان و خودت انتخاب میکنی خدا چکار کرده یک بهشت اینطوری، میگوید حالا در این بهشتی که اینقدر شاد است یک جایی هست ویژه است آنجا یک شادی ویژه هست به همه آن را نمیدهند اسمش هست خانه شادی در بهشت.@ میگوید داخل این خانه نمیشود مگر کسی که توانسته باشد بچهها را شاد کند پیغمبر ماست چه کسی میتواند اینطوری حرف بزند کسی که عرضه دارد بچه خودش و مردم را شاد کند این خانه شادی فقط مخصوص آدمهای اینطوری است خیلیها در عمرشان عُرضه ندارند بچهها را شاد کنند بخل میورزند از اینکه بچهها را شاد کنند.@ من پدرم با کمربند از من پذیرایی میکرد مادرم اینطوری میکرد حالا من به بقیه محبت کنم، ای بیچاره، مدام نیایید از من سؤال کنید ما نمیدانیم چکار کنیم حوصلهمان سر میرود؟ از مهدکودک چهارتا بچه پیدا کن چهارتا یتیم پیدا کن وقت بگذار بچههای خودت را در خانه بخندان.@ ببینید امیرالمؤمنین چطوری بچههای خودش و دیگران را چطوری میخنداند امام حسن و امام حسین میایند به رسول خدا میگویند ما شتر نداریم وضع مالیشان خوب نبوده ما شتر نداریم این بچهها همه شتر دارند عید است بچهها همه سوار شتر میشوند.@ رسول خدا میگوید من شتر شما میشوم پیغمبر خداست لباسشان را عوض میکند آنها را مینشاند بعد وسط شترها میرود بعد شترها صدا در میاوردند بعد پیغمبر هم صدای شترها را در میاوردند اینقدر پیغمبر اینها را بازی میگیرد و صدای شتر در میاورد.@ مثل شترها وسط شترها همه بچهها حسودیشان میشود به امام حسن و امام حسین، میگویند این شترش از شترهای ما بهتر است کار به جایی میرسد که یک موقعی پیغمبر را بچهها کمین میکنند یک جایی گیر میاورند رسول خدا ظهر میخواهد نماز بیاید بچهها یکدفعه اطرافش میایند، چیه؟@ باید به ما هم کولی بدهی فقط حسنین را سوار میکنید حالا مردم در مسجد نشستند دیدند پیغمبر نیامده بلال را میفرستند میبیند که وسط بچهها دارند نوبتی از پیغمبر کولی میگیرند این پیغمبر ماست شاد.@ نه اینکه خانم میخواهد نماز جماعت برود بچه دارد دنبالش گریه میکند بچه را داخل هول میدهد این نماز جماعت در سرت بخورد این چه نمازی است نماز جماعت اول وقت خیلی خوب است ثواب دارد گفتن نماز جماعت آدم وقتی سر نیزه هم هست باید نماز جماعت بخواند درست است.@ اما این بچه را اینطوری له نکن بچه را بغل بزن با خودت به مسجد ببر، نمیگذارد نماز بخوانم، نگذارد، یک مغرب را با جماعت بخوان کافی است عشا را فرادا بخوان، اصلاً نماز نخوان بیا خانه بعداً عشا را بخوان بچه را مسجد ببر دوست دارد با تو مسجد بیاید او را مسجد ببر شاد شود از نماز و زیارت تو را میاندازد بیاندازد زیارت میخواهی چکار.@ به خدا اگر حرم امام رضا بروی در حیاط امام رضا بیایستی با بچه بازی کنی کولی بدهی و با هم آببازی کنید و گپ بزنید امام رضا خیلی تحویلت میگیرد ولی اگر به بچه غصه بدهی و له کنی بعد که میخواهی پیش امام رضا بروی امام رضا میگوید آن بچه را چرا له کردی میخواستی اینجا بیایی به من چه بگویی.@ این پیغمبر ماست بچهات را شاد کن، میخواهم شب قدر بروم عبادت کن، نمیخواهد بروی خانه بمان با این بچه صفا کن اصلاً با این بچه برو و با آن بیا ببین بچه چقدر طاقت دارد با هم صفا کنید بچه را عشق است بچه را شاد کن به بچه برس حالا بچه نیست مادر و پدر پیر تو هستند آنها هم همینطور است.@ پیرها هم بچه هستند به آنها هم اینطوری برس دل آنها را به دست بیاوری خیلی بهتر از این هست که بخواهی یک کار دیگر بکنی. دوباره پیغمبر میفرماید(إنَّ فی الجَنَّۀ داراً) در بهشت خانهای هست که(یُقالُ لَهُ دارُ الفَرَح) به آن خانه شادی میگویند.@ آدم باید اینها را فکر بکند و بفهمد پیغمبر چه میگوید، خانه شادی در بهشت(لا یَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ یَتامَ المُؤمِنین) داخل این خانه نمیشود مگر کسی که ایتام مؤمنین را شاد کند فقط بچه خودت، نه بچه مردم هم همه بچههای ما هستند چه میخواهند یتیم باشند چه یتیم نباشند تو با بقیه مثل بچههای خودت رفتار کن ببین خدا با تو چکار میکند.@ نوشته بود گرگها یک بچه آدم را در جنگل پیدا کرده بودند گرگها زیاد از این کارها میکنند برخلاف چیزی که تصور میشود که خیلی آدمخور هستند اینطور نیستند بچه را برده بودند شیر داده بودند و بزرگ کرده بودند، میتوانست بخورد ولی نخورده.@ احترام به بچهها، بچهدوستی، خیلی سفارش شده به بچهدوستی و به بچه احترام گذاشتن، خدا به من بچه نداده عیبی ندارد بچههای بقیه هم بچههای ما هستند بچهها خیلی عزیز هستند و خیلی ثروت بزرگی هستند برای آخرت پدر و مادر، همین شاد کردن و بوسیدنشان، نوازش کردنشان.@ اینقدر مهم است که امام خمینی به نوهاش میگوید که من حاضرم تمام عبادتهایم را به تو بدهم تو ثواب اذیت بچهداریات را به من بدهی مادرها چقدر سود میبرند خانمهایی که در مهدکودک کار میکنند چقدر سود میبرند آدم اذیت یک بچه را تحمل کند نق و غر و بیخوابی و گریهاش را، بچه خیلی ثروت بزرگی است برای آخرت انسان، چه بچه خودت چه بچه دیگران فرقی نمیکند آدم عرضه داشته باشد دیگران را شاد کند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@