جلسه 004 - قلب
شماره جلسه
4
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
8
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ در جلسه گذشته بحثمان به این مسأله رسید که قلب و دل ما همه چیز ماست و همه حقیقت و ثروت و شرافت یک انسان به دل اوست تمام مقدماتی که انسان انجام میدهد کارهایی که انجام میدهد در نهایت یک چیز را میسازد و آن دل هست و همانطور که در نظام مادی افراد شاخصهایی دارند برای اینکه بدانند چقدر موفق هستند.@ در نظام انسانی هم شاخصههایی وجود دارد که در آن شاخصهها انسان میفهمد که چقدر انسان زندگی کرده چقدر انسانی زندگی کرده چقدر حقیقتاً خوشبختی دارد و چقدر برای آخرت و ابدیتش آماده است.@ در شاخصههای مادی افراد وقتی که چه خودشان را میسنجند چه دیگران را با شاخصههایی از قبیل ازدواج، داشتن فرزندان، شغل و تحصیلات همسر و فرزندان، شغل و تحصیلات خودش، وضعیت مالی، داشتن مسکن، داشتن اتومبیل، با شاخصههایی از این قبیل ارزیابی میکنند که آیا دنیای موفقی داشتند یا نداشتند.@ و اصلاً یک آدم را همینطوری با همین چیزها خوشبخت میدانند و اگر اینها نباشد آن آدم را ضعیف و شکست خورده ارزیابی میکنند در شاخصه انسانی در حرکت به سمت آخرت و ابدیت در ارزیابیهای انسانی وقتی ما میخواهیم یک آدم را که از نظر فرشتهها به صورت آدم هست.@ اینکه میگویم به صورت آدم چون رسول خدا فرمودند که امت من در قیامت به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند که بعضیها بوزینه و خوک و سگ هستند این به این خاطر نیست که آنجا این تبدیل صورت میگیرد.@ بلکه به خاطر این هست که این همینجا بوزینه و سگ و حیوان دیگری هست و به تعبیر علی(ع) (الصُّورَۀُ صُورَۀُ الإنسان وَ القَلبُ قَلبُ حِیوان) صورتش صورت انسان است برای همین به او بشر میگویند.@ بشر مربوط به پوست است در عربی به پوست بشره میگویند بشر یعنی ظاهر و پوست، این پوستش و ظاهرش انسانی هست اما باطنش یک حیوان خیلی وحشتناک و خطرناک هست یا یک حیوان خیلی زشت هست این بشر هست اما انسان نیست یعنی ظاهر بشری دارد اما باطن انسانی ندارد(الصُّورَۀُ صُورَۀُ الإنسان وَ القَلبُ قَلبُ حِیوان) قلب حیوان هست.@ وقتی میگوییم میخواهیم داراییهای یک انسان و شاخصههای یک انسان را ببینیم یعنی آن که وقتی فرشتهها و اولیاء خدا به او نگاه میکنند او را به صورت انسان میبینند اگر بخواهیم این کار را بکنیم یعنی شاخصه اصلی یک انسان داشتن یک قلب هست یک قلب و دل خوب هست که جلسه گذشته صحبت کردیم یعنی چی.@ یک نکته خیلی مهمی که چند بار تکرار کردم و باز هم احتیاج هست شاید دهها بار تکرار بشود تا این مسأله خوب جا بیفتد این هست که خداوند عالم را عالم ریاضی خلق کرده یعنی یک عالمی هست که ساختار ریاضی دارد ساختار علمی دارد.@ شما اگر یک درخت را ببینید که این درخت میوه خوب نمیدهد میوههایش تا میاید برسد میریزد برگهایش خوب شکوفا نمیشود تا قبل از شکوفایی میریزد شما وقتی این را میبرید پیش یک کسی که در کار گیاهان وارد هست میگوید این درخت درخت ضعیفی هست باید تقویت بشود تا میوههایش را بتواند نگه دارد.@ یک خانمی که نمیتواند بارداریاش را بیشتر از سه ماه نگه دارد تا سه ماه یا چهار ماه نگه میدارد بعد سقط میکند میگویند این خانم خانم قوی نیست یک شأن گیاهیاش که بارداری هست ضعیف است باید تقویت و جاندار بشود که بتواند یک جنین را خوب تحمل کند و تا نُه ماه هم بتواند تغذیهاش را ادامه بدهد تا این بچه برسد.@ از نوع میوههایی هم که یک درخت میدهد ما میتوانیم بفهمیم که دارایی این درخت چطوری هست این درخت میوههایش اینطوری هست یعنی کلاً میوههایی که میدهد از نظر درجه مرغوبیت این است بعضی از درختان هستند نه درختان خیلی قدرتمندی هستند و میوههایی که میدهند یک میوه درجه یک و عالی میدهند.@ اینجا مشکل چیست که الان این درخت میوه ضعیف میدهد یا این خانم بچه را نمیتواند نگه دارد بچه میمیرد یا اگر بچه به دنیا میاید بچه ضعیفی به دنیا میاید با ژنها و بدن ضعیف به دنیا میاید؟ میگوییم این خانم ضعف دارد و باید تقویت کند وقتی ضعف هست باید به سمت تقویت برویم.@ در انسان هم وضعیت همینطوری هست طبق آن اصلی که جلسه گذشته توضیح دادیم که(الظاهر عنوان الباطن) ظاهر نماینده باطن هست باطن را نشان میدهد گفتیم این اصل را ما هم در شناخت خودمان باید از آن استفاده کنیم هم در شناخت دیگران.@ اگر محصولات ما محصولات خوبی نیست خروجیهای ما یا خروجیهای یک انسان خروجیهای خوبی نیست این نشان میدهد که در باطن او ضعفها و بیماریهایی وجود دارد که این خروجیها را ندارد پس مشکل در باطن هست که این خروجی را دارد چون گفتیم ظاهر عنوان باطن هست(الظاهر عنوان الباطن) نماینده باطن هست.@ اینجا که میگوییم(الظاهر عنوان الباطن) یک موقع هست که خروجیها آن خروجیهای اصلی که قرآن میگوید برای یک باطن خوب آرامش و شادی و اخلاق خوش و کلام خوش و رفتار خوش بود این خروجیها را وقتی یک کسی بخواهد داشته باشد باید یک دل سالم داشته باشد.@ دل سالم مثل یک درخت سالم هست که خروجی سالم دارد اما اگر ما در یک شخصیت اضطراب دیدیم یک آدمی هست که اضطراب دارد حساس و زودرنج است عصبی و بددهان و بداخلاق و بدرفتار است این خروجیهاست.@ ما همه جا نمیخواهیم با ظاهر مبارزه کنیم با ظاهر مبارزه کردن بعضی جاها امکانپذیر هست مثل پزشک پوست میماند که اگر میروید یک موقعهایی دارو را برای ظاهر میدهد که روی پوست مصرف کنید میگوید خوب میشود.@ گاهی وقتها اصلاً با اینجا کار ندارد چون اینکه روی پوست ظاهر شده از درون است از خون است شخص مشکل خونی دارد که اینطوری هست کهیر و جوش میزند و عفونت دارد چرک میزند این را باید به خون رسیدگی کنند موهایش میریزد میگویند فقر آهن دارد چون ریزش مو دارد باید آهنش را تقویت کنند.@ مثلاً ناخونهایش پوست پوست میشود یا میشکند ضعیف است باید کلسیم استفاده کند باید شیر مصرف کند پس ما از باطن شروع میکنیم تا به ظاهر برسیم بعضی جاها هست که از ظاهر شروع میکنیم چه به ظاهر خودمان چه به ظاهر دیگران.@ به ظاهر دیگران باید توجه کنیم و الا آن چیزی که مهم هست این هست که باید همیشه درمان از درون شروع بشود پس این دل بیمار دارد که دل بیمار این خروجیها را دارد بعضیها دل سالم دارند که این خروجیها را دارند پس ما اگر یک موقعی از خودمان باید ببینیم که ما چطور آدمهایی هستیم در مجموع نگاه میکنیم خودمان را ارزیابی میکنیم.@ صفتهای خوب و صفتهای بد نگاه میکنیم ببینیم ما چطور آدمهایی هستیم اما در رأسشان خروجیهای خیلی مهم این بود که یکی انس با خدا، محبت خدا، و اهل بیت(ع) و یکی عدم انس با خدا یا تنفر حتی، گاهی وقتها بعضیها از صورتهای مقدس متنفر هستند عدم انس یا تنفر از خدا و صورتهای مقدس، ما وضعیت روحیمان چطوری هست.@ آدم خودش را میتواند کاملاً ارزیابی کند خودش میتواند طبیب خودش باشد تا حدود زیادی که ببیند چه وضعیتی دارد ما خروجیهای خودمان را وقتی نگاه میکنیم آن موقع تازه باید بفهمیم که ما باید کجا را دستکاری کنیم ما باید بیاییم روی قلب کار کنیم.@ یک مشکلی روی دل و قلب ما هست که خروجیش به صورت تنفر یا میل در میاید میلها، محبتها، تنفرها، انزجارها، خوابها، نوع خوابها، خیالها اینها نشاندهنده این هست که وضعیت درونی ما چه خبر هست شما وقتی که یکجا تنها میشوی مثلاً شب میخواهی به رختخواب بروی کسی هم نیست ببین ذهنت کجا میرود.@ هر جا ذهنت میرود و مدتی تو را مشغول میکند تا خوابت ببرد نشان میدهند که تو قیمتت چقدر است نشان میدهد که تو داراییات چقدر است چون گفتیم که دانایی خیلی مهم نیست بلکه باید آن داناییها تبدیل به دارایی بشود.@ ولی داراییها خیلی مهم است اینکه من چه دارم چه کسی هستم این نشان میدهد نوع خوابها و خیالها و آن موقعی که تنها هستی نوع آرزوها و هوسها و دغدغهها اینها کاملاً شما را به خودتان نشان میدهد حالا اگر من خودم را ارزیابی کردم و دیدم که من همچین آدمی هستم خوبم یا بدم، گرایشهایم، خروجیهایم را که نگاه میکنم بعد باید بفهمم که حالا دل من کجا ضعف دارد قلب من کجا ضعیف هست باید روی آن قسمت کار کنم.@ داراییهای قلب، مثل یک درخت که ضعیف هست باید آن درخت را تقویت کرد مثل یک خانم باردار یا خانمی که میخواهد باردار بشود باید به او رسید تا بگوییم خروجیها است که میشود یک دوران بارداری موفق و یک نوزاد خوب باید تقویت بشود.@ یک بچه شما سوءتغذیه دارد میبینید که این سوءتغذیهاش دارد کار دستش میدهد بالأخره مشکلات برایش درست میکند تغذیهاش میکنیم یعنی مواد را به داخل میرسانیم به خونش به استخوانها به پوستش به مویش از طریق خوردن به او میرسانیم.@ در خروجیهای خودمان هم همینطور هست(الظاهر عنوان الباطن) آن که از ما ظهور میکند نشاندهنده باطن ماست آن که در ما مینماید عنوان باطن ماست ظاهر ما نشان میدهد که ما چه وضعیت باطنی داریم.@ این لطیفهای که همیشه سر کلاس میگویم که وقتی به آقایی میگفتند تو چقدر زشتی، میگفت اتفاقاً خوشگل هستم ولی در بیمارستان عوض شدم حالا بعضیها اکثر آدمها اینطوری هستند از خودراضی، عاشق خود، خودشیفته، این با اینکه خروجیهای خودش را میبیند معتقد است آدم خوب و خوشدل و حسابی است اصلاً معتقد است آدم است.@ مثلاً معتقد است که اگر اولیاء خدا و فرشتهها نگاهش کنند او را به صورت آدم میبینند ما واقعاً خیلی از آدمها همین قضاوت را در مورد خودشان دارند یعنی به آنها میگوییم شما چطور آدمی هستی مثبت یا منفی؟@ خودش خروجیهای خودش را میداند که خروجیهای بد و متعفن و آزاردهندهای هست حتی خودش و اطرافیانش را اذیت میکند ولی باز معتقد است خانوادهاش دارند از این خروجیهایش اذیت میشوند ولی باز معتقد است خیلی آدم خوبی است و بیشتر اتهام را به دیگران میدهد فرافکنی میکند به دیگران اتهام وارد میکند که اینها بد هستند.@ اینها بد من را میخواهند اینها بدجنس هستند اینها دشمن هستند اینها آدم نیستند ولی با این مبنا آدم خودش میتواند سر خودش و دیگران را کلاه نگذارد و صادقانه قبول کند که چه مسائل و گرفتاریها و مشکلاتی دارد و برود مشکلاتش را حل کند چون ما الان ممکن است سر مردم و دیگران را کلاه بگذاریم دیگران در مورد ما مثبت و خوب فکر کنند ولی بالأخره موقع مردن معلوم میشود.@ شما موقع تولد به محض اینکه انسان میخواهد وفات پیدا کند تولد پیدا کند به ابدیت دیگر نمیتوانی بگویی من در بیمارستان عوض شدم همه به آدم میخندند یعنی اگر فرشتهها به ما گفتن که تو چرا زشت متولد شدی ما چه بگوییم؟ بگوییم نه ما زیبا هستیم؟ بگوییم موقع تولد عوض شدیم؟@ مشخص است چون انسان وقتی به آنجا متولد بشود باطن حیوانی را هم با خودش میبرد برای همین هم قرآن میگوید(اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) خودت خودت را بخوان در آینه خودت را نگاه کن ببین چطوری آمدی.@ آدم خودش خودش را میبیند که با مشکلات آمده صورت انسانی ندارد، این اتهامش را میخواهی به چه کسی بزنی؟ وقتی متولد به آنطرف شدی باطن باطن حیوانی بود اتهامش را میخواهی به چه کسی بزنی؟ تو که الان خروجیهای خودت را میبینی تو که الان میبینی آدم زودرنج و حساس و مضطرب و عصبی و بددهانی هستی.@ آدمی هستی که نمیتوانی کنار بیایی آدم معطری نیستی دیگران در کنار تو احساس شادی و آرامش نمیکنند وقتی به تو نزدیک میشوند با تو رفیق میشوند پدر و مادرت اصلاً آن حس خوب به آنها دست نمیدهد همسرت اصلاً آن حس خوب به او دست نمیدهد وقتی در کنار تو قرار دارد.@

اینکه ما مدام بگوییم ما آدم خوشبویی هستیم ما آدم خوب و خوشاخلاقی هستیم ما آدم دوستداشتنی هستیم، نمیشود، چون ظاهر است دلها همدیگر را بو میکشند روحها همدیگر را خوب میشناسند خیلی خوب جذب میکنند.@ فرمودند(الأرواحُ جُنُودٌ مُجَنَدَۀ) اصلاً سنخها، شباهتها با هم جفت و جور میشوند همدیگر را پیدا میکنند نمیشود مخفیکاری و نفاق کرد بالأخره یک جایی این خروجیها ظهور پیدا میکند لذا این فرمایش در انسانشناسی و شناخت دیگران خیلی مهم هست.@ از امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه هست میفرماید(ما أضمَرَ أحَدٌ شَیئاً إلاّ ظَهَرَ فی صَفَحاتِ وَجهِه أو فی فَلَتاۀِ لِسانِه) میفرماید هیچ کس نمیتواند هیچی را در درون خودش مخفی کند مگر اینکه در صفحات صورتش ظاهر میشود.@ اگر بخورد به تور یک آدم صورتخوان، شما خودتان دیدید یک موقعی بچه یا همسر یا خواهر و برادرتان یک چیزی را پنهان میکنند میگوید این در چهرهاش معلوم است این یک چیزی را دارد به زبان میاورد در حالی که چهرهاش یک چیز دیگر میگوید چهره حرف میزند چهره انسان رنگ انسان:@

یعنی آنچه که در باطن انسان هست روی صورت روی دستخط و نوشته و حرکات لباس و حتی روی نوع لباسی که میپوشی رنگی که انتخاب میکنی هر چه که میگویی یا در لغزشهای زبان(أو فی فَلَتاۀِ لِسانِه) یا در لغزشهای زبانی خودش را نشان میدهد یعنی تو میایی یک چیزی را مخفی کنی آخر از زیر زبان خودت نشان میدهی.@ بالأخره آنچه که در باطن هست بیرون میریزد و ظهور پیدا میکند پس ظهورات خیلی مهم هستند همانطور که پزشکان در بیمارستان به ظهورات توجه میکنند آزمایش، ادرار، خون، عکس را میبینند در طب روحانی در خودشناسی و انسانشناسی اینها فوقالعاده مهم هست که انسان باید به اینها توجه بکند.@ قرآن یک جملهای دارد که انسان(كَذَبُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ) گاهی وقتها انسان به خودش هم دروغ میگوید و دروغهایی هم که به خودش میگوید باورش میشود خودش به خودش دروغ میگوید خودش سر خودش را کلاه میگذارد و این دروغها باورش میشود.@ برای اینکه ما از دست دروغهایی که به خودمان میگوییم نجات پیدا کنیم باید به خروجیهایمان توجه کنیم ما نمیتوانیم بگوییم این درخت درخت خوبی است و سر خودمان را کلاه بگذاریم شما مدام بگو درخت خوبی هست موقع بهار معلوم میشود که این چقدر شکوفه و برگ داده چقدر سایه دارد.@ نوع میوهاش نشان میدهد که خوب است یا بد، دیگر میوه را میشود خورد آدم میفهمد تا چه موقع میخواهیم سر خودمان را کلاه بگذاریم انسان خودش را نباید فریب بدهد سر خودش را نباید کلاه بگذارد به تعبیر قرآن وقتی ما به خودمان دروغ میگوییم و سر خودمان را کلاه میگذاریم.@ خروجیها نشان میدهد یک روز در خانه تنها بشو، برو یکجا خودت را تنها کن، از موقع تنهایی و خوابیدن و در رختخواب و نوع خوابها و خیالهایت قشنگ میتوانی بفهمی که تو داری سر خودت را کلاه میگذاری یا نه، از خروجیهایت معلوم است.@ به حرم برو کاملاً در آینه حرم میتوانی خودت را نگاه کنی از لحظهای که میخواهی حرم بروی به تو میگویند میخواهی حرم بروی یا تصمیم میگیری میخواهی حرم بروی کاملاً نشان میدهد که تو چقدر با این چیز سنخیت داری.@ شما به بچه بگویید ما فردا میخواهیم بیرون برویم، نگو کجا، شما نگویی کجا بچه میپرسد از نوع عکسالعملش شما میتوانید بفهمید که این بچه با آنجایی که شما میخواهید بروید چقدر سنخیت دارد به او میگویی مثلاً میخواهیم حرم امام رضا برویم، اَه، کاملاً معلوم است این بچه چقدر خورده.@ به او بگو میخواهیم کیش و دبی و خارج و شمال برویم قشنگ میفهمی که طرف چه وضعیتی دارد خودت هم همینطور. یکی از صحنههایی که انسان میتواند داراییهای خودش را بفهمد شما وقتی میخواهید یک بچه را بفهمید که این چقدر دارایی دارد.@ مثلاً سوءتغذیه دارد این بچه مشکلات غذایی دارد از کجا باید بفهمد که این چه وضعیت غذایی دارد باید چه بخورد به چه چیزی علاقه دارد این را باید یک سفره برایش بچینی یا رستوران ببری یا در خانه مادر باسلیقه چندتا غذا جلوی بچه بچیند چند نوع سالاد و دسر و غذا، ببیند بچه به چه وضعیتی میافتد از چه چیزی خوشش میاید.@ دستش را به سمت چه میبرد چقدر غذا میخورد چه غذاهایی را با میل دوست دارد بخورد شما حتی میتوانید بفهمید که این بچه هلههولهخور است یا غذاخور است با غذا سنخیت دارد وقتی جلویش میگذاری کاملاً معلوم است که این بچه چه وضعیتی پیدا میکند اصلاً از نظر غذایی به چه سمتی میرود یا آدم بزرگ هم همینطور.@ من یک موقعی یادم هست یک سفری به خارج از کشور داشتم سفر تبلیغی، یکی از شخصیتهای بزرگ آن کشور شخصیتهای سیاسی و فرهنگی همه کشورها را آنجا دعوت کرده بود یک جلسه بینالمللی بود ما هم دعوت شدیم به ما گفتن شما هم تشریف بیاورید همه باکلاس و باپرستیژ آنجا آمده بودند.@ یک کاخی بود یک سالن خیلی بزرگی بود میزهای آنچنانی، شاید بگویم حدود صد نوع غذا آنجا گذاشته بودند آنجا شما کاملاً متوجه میشدید که یک آدمی که مثلاً الان شخصیت سیاسی هست سفیر، وزیر، وکیل است کاملاً سر سفره من احساس میکردم که چقدر آدم کوچک میشود چقدر بچهبازی در میاورد.@ میدیدی همین آقایی که اینقدر باکلاس هست وقتی به انواع غذاها رسیده بود مثل بچهها رفتار میکند این خیلی سنش بزرگ است اما واقعاً بچه است الان در خانوادهها هم همینطور هست شما میبینید اگر یک نفر کافی است تهدیگ یا سبزی به او نرسد نوشابهاش آن رنگی که میخواهد نباشد سالاد آن که میخواهد نباشد.@ باور کنید در یک جلسه خیلی مهم من دیدم یک آدمی که اصلاً توقعی نداشتم آدم خیلی بزرگی بود بعد این دست به غذا نمیزد، من گفتم شما غذایتان را میل بفرمایید؟ گفت نمیتوانم، گفتم چرا؟ گفت من فقط سینه میخورم ران جلوی من گذاشتند نمیتوانم.@ بلند شد آنقدر سروصدا کرد تا آخر برایش آن را که میخواهد بیاورند نمیتواند اصلاً بگذرد یا بگوید همین را میخورم یا اصلاً نمیخورم، میایستد آبروریزی راه میاندازد در کلهپاچه کافی است به یک کسی زبان، بناگوش، مغز نرسد میبینی کاملاً یک آدمی که 40 ـ 50 سالش هست خودش را نشان میدهد این خروجی است.@ در مسائل روحانی یک آینهای که مثل سفره است وقتی شما در مقابلش قرار میگیری شخصیتش شناخته میشود نماز است شما در آینه نماز انسان میتواند بفهمد که با دلش چکار کرده، روبهرو شده با بینهایت.@ چون حقیقت انسان که گفتیم(لا إله إلا الله) است یعنی اله حقیقی و معشوق حقیقی همه انسانها خداوند تبارک و تعالی است چون زیبایی مطلق، لذت مطلق، قدرت مطلق، علم مطلق، حیات مطلق هر چه که انسان دلش میخواهد خداست.@ خدا همه را دارد همه را یکجا دارد انسان وقتی با خدا روبهرو میشود یا راجع به خدا میشنود اسم خدا میاید صورتها و مقدسات، شعائر و علامتهای معشوقش را میبیند معلوم است که این آدم چقدر دلدادگی دارد معلوم است چقدر شناخته چقدر انسان است.@ آدم اسم یک عزیزش میاید عکس یک عزیزش میاید نامه یک عزیزش میاید یادگاری یک عزیز هست عطر یک عزیز هست بوی یک عزیز هست آدم را تکان میدهد. ما از بوی خدا خوشمان میاید یا نه؟ از صدای خدا خوشمان میاید یا نه؟ از صورتهایی که خدا را نشان میدهند خوشمان میاید یا نه؟@ اصلاً جلوهها و آیات خدا دل ما را میبرد یا نه؟ هوس خدا را میکنیم یا نه؟ هوس امام زمان را میکنیم یا نه؟ دلمان برای امام زمان تنگ میشود یا نه؟ کاملاً میتوانیم بفهمیم که ما با خودمان در این چند سال چکار کردیم، میتوانیم بفهمیم که این درون چقدر واقعاً مایه دارد و غذا خورده چقدر آدم است چقدر رشد کرده چقدر ضعیف است چقدر قوی است همه را میتوانیم بفهمیم.@ به یک کسی میگویند شب جمعه میخواهیم حرم برویم این احساس میکند که دارد عروسی میرود اصلاً یک سرمستی و بدمستی خوبی دارد که نگو از همان لحظه که چشمش میخورد به حرم به ضریح به گنبد، این تا در حرم میرود و میاید تا صبح هم قرار است آنجا عیاشی و کیافی بکند همیشه حالت رقص دارد حالت انبساط دارد.@ یک لحظه میرود امام رضا را بغل میکند و میبوسد یک لحظه میاید قرآن میخواند یک لحظه میایستد در مقابل امام رضا با او چقدر نجواهای قشنگ دارد یک لحظه میاید با تسبیح سرمست میکند شراب اینطوری میخورد یک لحظه با نماز مست میشود حضرت فرمود قرآن شراب مؤمن است شراب میخورد همانطور که طبیعتگراها شراب میخورند.@ اگر تو شراب دوست نداری بخوری در جمع طبیعتگراها اگر کسی این کارها را نکند مثلاً سیگار نکشد شراب نخورد اهل این کارها نباشد او را بیرون میاندازند، میگویند تو درست است مثل ما نیستی اما اصلاً بودن تو اینجا حال آدم را میگیرد.@ تو بیرون برو تو جلسه را خراب میکنی همینطوری بخواهی مثل مجسمه اینجا بنشینی که نمیشود اگر میتوانی زغال بشوی و هیزم بشوی و بسوزی مثل همه ما روشنایی بدهی بیا، اگر نمیتوانی اصلاً حال ما را نگیر بیرون برو فطرتگراها هم اینطوری هستند فطرتگراها شراب و رقص و می و مطرب دارند.@

میبینی این هم همینطور هست شما شبهای جمعه حرم حضرت عبدالعظیم بیایید از ساعت 2 صبح به بعد، ببینید چند هزار نفر آدم آنجا اکثراً شاید 98% زیر 30 سال هستند این همه جوان این همه آدمهای بدمست و عیاش و کیاف، اعتکاف میگیری میبینی که دانشگاهها پر است درها را هم میبندند مساجد هم که اصلاً جا نیست.@ حرم امام رضا میروی اینطوری است حرم حضرت معصومه، جمکران میروی میبینی سه میلیون نفر در آن سرما نشستند چقدر بدمست داریم چقدر آدمهای خوش سلیقه و چقدر دلهای قشنگ داریم آدم به آمار که نگاه میکند ماشاءالله، البته در خانمها همیشه بدمست بیشتر بوده در خانمها همیشه خوبها بیشتر بودند.@ اینکه در بهشت هم اکثر بهشتیان از خانمها هستند همینطور هست چون خانمها با یک چیزی که برای دل خوب است بیشتر دارند آن مایه را خدا به اینها بیشتر داده و آن عشق و انس و دوستی است وقتی متوجهاش میکنند به حقیقت خودش یعنی خدا، نمیبرند سر تجملات و زینتهای دنیا، معشوقهای خیالی و وهمی و حسی، منتقلش میکنند.@ این تمام عاطفه را به معشوق حقیقی گویا سبقت را از آقایان هم میربایند این خیلی ارزش دارد پس آدم از خروجیهای خودش میتواند بفهمد لازم نیست دکتر برویم که من چه مشکلی دارم بعضیها اینطوری هستند آنقدر تنبل هستند که میخواهند دکتر به آنها بگوید که چه مشکلی دارند.@ یک بنده خدایی پیش من مشاوره آمده بود گفتم حالا بفرمایید مشکلتان چیه؟ هیچی نمیگفت، بعد گفتم بگو، گفت مگر از من معلوم نیست شما بگویید، حالا بعضیها میخواهند دکتر بروند که دکتر به آنها بگوید که تو چه مشکلی داری اصلاً دوست دارند که دکتر یک مشت دروغ هم به آنها بگوید.@ اصلاً نیاز نیست ما اصلاً نیاز به دکتر نداریم ما راحت میتوانیم بفهمیم که چه کسی هستیم همین امشب سر نماز معلوم میشود نصف شب، سحر معلوم میشود در حج معلوم میشود شما حج میروی در حج کاملاً در میاید که تو چطور آدمی هستی.@ از همان صحنه لبیک که شما میخواهید لبیک را بگویید و احرام ببندید همه چیز معلوم میشود داراییها خبر میدهند اصلاً باطن مخفی نمیماند باطن همیشه خودش را ظهور میدهد همانطور که اگر کسی باطن خوبی داشته باشد از نوع پوست و ناخن و قیافهاش معلوم میشود آن هم که مشکل خونی و عفونی داشته باشد باز روی پوست ظاهر میشود.@ باطن هم همینطور هست باطن هم خودش را نشان میدهد هر چه که باشد کاملاً خودش را نشان میدهد پس ما خیلی احتیاج نداریم که بیاستیم دیگران در مورد ما قضاوت کنند یا با قضاوتهای دیگران سر خودمان را کلاه بگذاریم.@ آی تو چقدر فرشته و خوب و نورانی هستی تو از اولیاء خدا هستی، من خودم خودم را کاملاً میشناسم دیگران هم اگر آمدند از ما خیلی تعریف کردند بهبه و چهچه گفتند ما نباید گول بخوریم اینکه میگویند یک موقعی بچهها دنبالش گذاشته بودند میخواست از شر بچهها راحت بشود گفته بود، بروید در آن کوچه حلوا میدهند.@ بچهها همه حرف ملا را باور کرده بودند دویده بودند بعد خود ملا هم دنبالشان دویده بود گفته بود حالا اینها میدوند بیحساب نیست که میدوند حتماً خبری هست که اینها میدوند، تو خودت به آنها گفتی، نه حتماً یک چیزی هست.@ ما خیلی وقتها دیگران در مورد ما قضاوتهایی میکنند خودمان هم یواش یواش باورمان میشود گاهی وقتها ما خودمان را در معرض قضاوتهای مثبت دیگران قرار میدهیم تا دیگران مثبت قضاوت کنند و ارزیابی کنند تا ما خودمان هم باور کنیم.@ اصلاً احتیاج نداری آبرو و حیثیت و شرافت و حیایش را میریزد که برود چهارتا فیلم بازی کند برود در صحنه هنر، برود معروف و مشهور بشود در روزنامه و مجلات، عکس و فیلمش را نشان بدهند بعد خودش را از نگاه بینندهها و خوانندهها خودش را در آن معرض میاندازد.@ دیدید بعضیها عقده شهرت دارند پول میدهند عکسشان را چاپ کنند پول میدهند که با آنها مصاحبه کنند پول میدهند روی جلد مجله عکسشان را بیاندازد اصلاً میداند رأی هم نمیاورد، میرود شورای شهر ثبتنام میکند چند میلیون تومان عکسش را چاپ میکند و پخش میکند.@ دیگران بیایند به او بگویند امضا بده تو خودت احتیاج داری که از نگاه دیگران خودت را نگاه بکنی عقده هست که اینها جزء کمالات وهمی بود شهرت و محبوبیت جزء کمالات وهمی هست یک دمپایی میخرد به سی نفر نشان میدهد قشنگ است چطور است خوب است؟ یک پیراهن میخرد شما بگو نظرت چیست؟ خوب است؟@ 25 نفر از 30 نفر که میبینند میگویند خوب است 5 نفر میگویند نه دهاتی است دلش را میزند کافی است یک نفر بگوید دهاتی است این چیه خریدی این آدم مشکل دارد تو خودت رفتی دیدی قشنگ است خوشت آمده بپوش و از آن لذت ببر با بقیه چکار داری.@ ولی ما همیشه باید خودمان را نشان بدهیم و دیگران ما را ببینند و دیگران راجع به ما قضاوت کنند این هیچ فایدهای ندارد من باید خودم خودم را ببینم ما یک عالم آینه داریم در این آینهها میتوانیم خودمان را نگاه کنیم در آینه آرامش، شادی، نماز، عبادت، حرم، ارتباط با قرآن، ارتباط با مراکز مقدس، شنیدههای خوب، شنیدهها را که میشنویم چطور آدمی هستیم.@ چه نوع شنیدنیهایی دل ما را به وجد میاورد چه نوع شنیدنیهایی حال ما را میگیرد در آینه موسیقی حتی، شما در آینه موسیقی میتوانی خودت را بفهمی چون شخصیتهای آدمها موسیقیهای مختلف دارد این پنج قوهای که گفتیم یعنی حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل پنج نوع موسیقی دارد تو ببین از چه نوع موسیقیهایی خوشت میاید قیمتت دستت میاید.@ از چه موسیقی الان خوشت میاید از چه آهنگهایی خوشت میاید چه محتواهایی دل تو را تکان میدهد و میلرزاند میفهمی چه کسی هستی خیلی ما نه به روانپزشک و روانشناس احتیاج داریم، نه اینکه یک موقع یک کسی مریض بشود به اینها مراجعه نکند آنها به هر حال متخصص هستند کارشان خیلی ارزشمند است هم روانپزشک هم روانشناس.@ ولی برای ارزیابی خودمان خیلی جای دوری نمیخواهد برویم خداوند ما را آنقدر منگول و ضعیف نیافریده که ما احتیاج داشته باشیم از نگاه دیگران خودمان را نگاه کنیم نه خیلی آینه خدا جلوی ما گذاشته آنقدر آینه آفریده که شما کاملاً همه جا میتوانی خودت را ببینی که چه آدمی هستی دیگران را هم میشود شناخت.@ اینها از نظر تخصصی فوقالعاده مهم است برای هر کدامش باید دانشمندان در مراکز علمی سالها کار کنند اینها معجزه است مثل همین روایتی که گفتم جزء معجزات فرمایشات معصومین هست اینها کاملاً قواعد مهم هست.@ از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید که(فی تَقَلُبِ الأحوال عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ وَ الأیّامُ تُوضَحُ لَکَ السَّرائِرُ الکامِنَۀ) قلب را معنا کردیم گفتیم چرا به قلب قلب میگویند؟ چون دائماً در حال دگرگونی است حال انسان ثابت نیست پیامبر تعبیر کرد مثل یک برگی هست که بسته شده به یک درخت و باد همینطوری یکسره این کار را میکند.@ دل آدم اینطوری است دائماً بالا و پایین میشود قلب یعنی استقرار ندارد همینطوری یکسره تغییر و تحول پیدا میکند چقدر خوب است آدم خودش را تغذیه بکند برسد به اینجایی که خداوند به او خطاب بکند که(يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ).@ یعنی این دل دیگر اصلاً تکان نمیخورد خیلی قدرتمند شده به آرامش به اطمینان به باور به یقین به ایمان رسیده خیلی محکم است ضعیف نیست پیزوری و بیعرضه نیست که زود مریض شود و به هم بریزد و بالا و پایین بشود نه خیلی استحکام دارد.@ وقتی در احادیث میخواهند یاران امام زمان(ع) و یارانی که قبل از ظهور امام زمان حتی در دوران انقلاب اسلامی که ما حدیث داریم برای انقلاب اسلامی در کتاب آشتی اسنادش را مفصل آوردم راجع به یاران امام زمان در ایران، ایرانیهایی که قبل از ظهور امام زمان انقلاب میکنند و زمینه را برای ظهور امام زمان فراهم میکنند.@ توضیح میدهیم تمام شخصیت این آدمها را روی دل برده میگوید دلهای اینها مثل پارههای آهن میماند یعنی خیلی قوی است(لا تَأخُذُوهُ فِی اللهِ لَومَۀَ لائِم) اصلاً ملامت و مسخره کردن دیگران و حرفهای دیگران نمیتواند اینها را تکان بدهد اذیتشان کند هیچ ملامتی شخصیت اینها را به هم نمیزند خیلی استحکام و قدرت دارند.@ حالا به این فرمول دقت کنید(فی تَقَلُبِ الأحوال) یعنی در دگرگونی حالتها، احوال جمع حالت است(عُلِمَ) شناخته میشود(جَواهِرُ الرِّجالِ) جوهر یعنی باطن، آن جواهر یعنی باطنها، رجال اینجا به معنی مردان هست اما ترجمه انسانها میکنیم باطن انسانها در تغییر حالتها نشان داده میشود.@ یعنی دل اینطوری نیست که راحت خودش را نشان بدهد میگوید اگر میخواهید این خودش را نشان بدهد باید یک تکانی بدهید صدایش که در بیاید معلوم میشود که چه صدایی میدهد.@ شما میخواهید بفهمید که یک چیزی سالم هست یا سالم نیست به قسمتهای مختلفش ضربه میزنید بعد میگویید این سالم است شکسته نیست میگوید یک آدم را اگر میخواهید بشناسید و خودت را در حالتهای مختلف که قرار میگیری خودش را نشان میدهد.@ اتومبیلها را دیدید که وضعشان خراب است جلوبندی خوبی ندارند کمکهای خوبی ندارند در جاده صاف که میروی اصلاً نشان نمیدهد دو سه تا دستانداز میافتد بعد از دستانداز کاملاً خودش را نشان میدهد.@ بدنهای سرطانی حالت عادی هیچ وضعیتی ندارد ورزش که میکنی فشار که به بدن میاوری غده خودش را نشان میدهد من خودم اینطوری بودم وقتی سرطان گرفتم در ورزش فهمیدم که مشکل دارم یک مدتی ورزش کردم بعد یک روز دیدم که گردنم بعد از ورزش باد کرد غده سرطانی که از گردن ما در آوردند ده سانت بود خودش را نشان میدهد.@ وقتی به آن فشار میاوری آن که دارد خودش را نشان میدهد شما میخواهید بفهمید که ناراحتی ریه، قلبی دارید روی صفحه ورزش و میز ورزش برو روی چرخش قرار بگیر قشنگ نشان میدهد. یک مقدار وضعیت مالی یک نفر تغییر بکند کاملاً نشان میدهد که چطور آدمی است محبوب بشود رأی بیاورد با آدمهای مختلف سروکارش بیافتد کاملاً نشان میدهد.@ یک سفر خارجی برود کاملاً میفهمد که چطور آدمی هست خیلیها هستند دیگران به آنها تصورها و تصویرهای غلطی از خودشان به آنها دادند یا خودش از خودش یک تصویرهای غلطی دارد کافی این برود در جمعی که ناجور هستند این قشنگ معلوم است.@ یک عروسی که شما را دعوت کنند میفهمی که چه کسی هستی یک مهمانی که هیچ کس با کسی کار نداشته باشد آزاد باشد خیلی با آدم کاری نداشته باشند یک سفر خارج از کشور آدم برود یک ثروت یک محبوبیت یک عصبانیت، گاهی وقتها آدمها اصلاً خودشان را نشان نمیدهند ولی موقع عصبانیت کاملاً میفهمد که درون این چه هست خوب جوش بیاورد.@ در روایت داریم که رفیقت را عصبانی کن تا سه بار، ببین اگر در سه باری که عصبانیاش کردی با تو خوب بود این خیلی آدم بدردبخور و برازندهای است. زن و شوهرها، رفیقها، شریکها موقعی که اوج عصبانیتشان هست همه چیز را بیرون میریزند.@ باز یک حدیث دیگر از امیرالمؤمنین، اینها خیلی معجزه است در انسانشناسی، حالاحالاها دانشمندان ما باید صدها سال کار کنند تا به اینها برسند من وقتی جمع اساتید دانشگاه بود در دانشگاه تهران به آنها میگفتم که ما هیچ کدام از اطلاعاتی که شما الان کار کردید به خاطر دکترا دارید هر چه بگویید ما برایش منبع داریم.@ قرار شد من یک موقعی بنشینم اینها هر چه دلشان میخواهد بگویند از هر رشتهای گفتم شما میخواهید بگویید بگویید حرف بزنید تا من به شما بگویم اصلش کجاست وقتی صحبت میکردند در جامعهشناسی و روانشناسی اصلش را در میاوردم مینوشتم به آنها میدادم خیلی هم تعجب میکردند و هم خوشحال میشدند.@ (لا یُعرَفُ الرَّأی إلاّ عِندَ الغَضَب) باطن آدمها رأی آدمها اندیشه آدمها شناخته نمیشود مگر موقع عصبانیت، موقع عصبانیت آدم میفهمد که نگاه این شخص چیست افکارش چیست اندیشهاش چیست نه فقط آن، (لا یُعرَفُ الرَّأی إلاّ عِندَ الشَهوَۀ) هنگام شهوت هم همینطور هست او را ببر پای میز غذای آنچنانی، در یک رستوران ببر، یک سفر خارج از کشور برود یک عروسی برود یک شمال لب دریا ببر کاملاً نشان میدهد که چطور آدمی است.@ یک مکه و کربلا و حرم امام رضا برود سر نماز برو یک شب جمعه احیا ببر ما ماهی یکبار احیا داریم خیلیها ادعا میکنند که ما چقدر به عرفان علاقه داریم برای خدا میمیریم دلمان برای خدا تنگ میشود.@ میگوییم از یک ماه جلوتر شما بدانید مثلاً ما پنجشنبههای آخر ماه، شب عرفه هر سال احیا داریم آنهایی که عیاش و اهل بزم هستند نشان میدهد آنهایی که نیستند با هزار و یکجور توجیه میروند میخوابند ولی آن کسی که دل دارد میگوید بزم است یک بزم و جشن برپا کردند تا صبح، اِحیا است.@ اَحیا غلط است اِحیا مثل اِحیا در قلب است زنده کردن، دل را میخواهیم زنده بکنیم این اگر مرده باشد حال این حرفها را ندارد مرده حال اِحیا ندارد چه چیزی را میخواهی زنده کنی این مرده است، ماه رمضان هم که میاید مجبوری است همه میایند زشت است اگر ما نرویم زشت است همه میروند.@ به قول حضرت میفرماید 60 سال نماز میخواند یک رکعتش هم قبول نمیشود 60 سال روزه میگیرد یک روزش هم به دردش نمیخورد چون همه را هدر میدهد دل ندارد وقتی دل ندارد کجا میخواهد برود اینها در دل که نمیریزد.@ هیچی از آن یک شب در دلت نمیاید فایده ندارد باید یک چیزی نصیب دل بشود هم خودت را هم دیگران را در تغییر حالتها میتوانی بشناسی هم خودت را میتوانی بشناسی هم دیگران را، در تغییر حالتها میتوانی کاملاً بشناسی.@ استاد ما میفرمودند یک حسادت 200 سال انسان را دچار عذاب میکند یک کسی بگوید نه من حسود نیستم، بگذار پای یک نو وسط بیاید معلوم میشود الان بنده دارم دو سه سال اینجا درس میدهم هفته بعد که آمدم آقای دهقان بگوید آقای شجاعی دیگر شما اینجا تشریف نیاورید یک استاد خوب آمده اینها دوست دارند با او کار کنند.@ اگر به من برنخورد خوشحال شدم معلوم است دل دارم اگر به من برخورد که یک استاد جدید آوردند اگر به من برخورد معلوم است مریض هستم معلوم است کارم برای خدا نیست اگر پای یک تازهوارد آمد.@ مادر هستی فکر میکنی بچهات را خیلی دوست داری برای پسر زن میگیری پسر میبینی خیلی به دختر علاقهمند است و شنگول است میبینی مادر به هم میریزد خواهر به هم میریزد عروس مریض است میبیند که شوهرش دارد به کسان دیگر هم محبت میکند خواهر و کسان دیگر را بغل میکند روبوسی میکند.@ میگوید من اصلاً تحمل ندارم شوهرم به یک نفر محل بگذارد اصلاً تحمل ندارم شوهرم به کس دیگر محبت بکند تو مریض و گرفتار هستی تو جهنم هستی یک رفیق جانجانی دارید خیلی با هم صمیمی و عیاق هستید بعد میروید در یک جلسهای میبینید که به چند نفر دیگر هم همانطور که به تو ابراز علاقه میکند به آنها هم ابراز علاقه میکند.@ اگر خوشحال شدی باید به تو تبریک گفت اما اگر به هم بریزی و ناراحت بشوی مشکل پیدا میکنی نتوانستی تا به حال مکه بروی بعد میبینی که همسایه، خواهرت، دوستت، جاری هر سال دارد مکه میرود.@ اگر هر وقت میشنوی که طرف دارد مکه میرود و تو خوشحال شدی و اصلاً به تو برنخورد معلوم است تو جهنم نیستی از جهنم نجات پیدا کردی در جهنم حسادت لااقل نیستی.@ 40 سال است داری زندگی میکنی بعد میبینی خواهرت که 20 سال از تو کوچکتر است ده بار سفر خارج از کشور رفته تو اصلاً نرفتی خانهدار شدند تو هنوز صاحبخانه نشدی بچهدار شدند تو نشدی.@ خواهری هستی که میبینی خواهر تو که چهار سال از تو کوچکتر است برایش خواستگار آمده برای تو نیامده اگر توانستی خیلی راحت خواهرت را پشتیبانی کنی تا ازدواج کند معلوم است جهنمی نیستی اما اگر به تو برخورد و مدام سعی کردی که از ازدواج منصرفش بکنی معلوم است گرفتاری داری.@ در تغییر حالتها آدم میفهمد که کیست عزیزان ما غیر از ما کسان دیگر را دوست داشته باشند و به کسان دیگر اهمیت بدهند و به ما برنخورد و خوشحال هم باشیم خوشحال باشیم اینکه یک کسی از عزیزان ما کسان دیگر را بیشتر از ما دوست داشته باشند، خدا نکند، ما میگوییم نه ما باید همیشه سد باشیم.@ نه من را دوست دارد برایم عادی است من هم دوستش دارم ولی من میبینم که کسان دیگر را بیشتر از من دوست دارد اگر به هم نریختی معلوم است که نفس تو خیلی مطمئن است معلوم است دل و قلب داری معلوم است خیلی قوی شدی.@ اما اگر به هم ریختی نه، اگر دلت را به هم ریخت و حالت را به هم زد و ناراحت شدی و از او دلخور شدی معلوم است خیلی کمبود و ضعف داری هنوز گدا هستی هنوز آویزان و سیریش هستی آدم محکم اصلاً سیریش نیست به هیچ کس سیریش نیست جز خدا فقط، جز امام زمان، و الا من اصلاً تشنه و آویزان محبت کسی بشوم گدایی عاطفه کنم، عمراً.@

پس خوب به جایگاه دل توجه کنیم ما از دل میتوانیم بفهمیم که چه وضعیتی هم خودمان هم دیگران دارند. (وَ الأیّامُ تُوضَحُ لَکَ السَّرائِرُ الکامِنَۀ) گذشت زمان برای تو واضح میکند باطنهای مخفی را، این اگر الان رأی نیاورده بود نماینده مجلس نشده بود یکطور قشنگی مینمود قشنگ مسجد میرفت با مردم مینشست برخواست میکرد.@ از وقتی که رأی آورده اصلاً پیدایش نیست، یا نه رأی نیاورده بعضیها رأی نمیاورند جهنمی میشوند از همه چیز خوب میگوید اما وقتی که رأی نیاورد به شعور مردم فحش میدهد شما در دوران انتخابات مجلس نگاه کنید نمایندگان مجلس قشنگ از مردم میگویند احترام مردم را دارند که نگو.@ شما دوره مجلس قبلی را نگاه کنید کسانی که رأی نیاوردند مردم شعور و آگاهی ندارند مردم باید آگاه بشوند چون این رأی نیاورد گذشت زمان آدمها را نشان میدهد(وَ الأیّامُ تُوضَحُ لَکَ السَّرائِرُ الکامِنَۀ) واضح میکند برای تو آن سریرها و باطنهای پوشیده و مخفی را، کاملاً نشان میدهد.@ نمیشود الان در حال قضاوت کرد باید برود در تغییر حالتهای مختلف قرار بگیرد در دستاندازهای مختلف بیافتد شما یک ماشینی را میبینی همینطوری خوشت میاید میگویی من همین را میخرم ولی وقتی دست مکانیک میدهی مکانیک میگوید بیایید من به شما میگویم.@ کاپوت را بالا میزند میگوید اینجا جوشی است در را میبندد سوارش میشود سوار میشود میبرد تا 130 ـ 140 ـ 150 کیلومتر با آن با سرعت میرود بعد به تو میگوید که این ماشین را بخر یا نخر کاملاً دستش هست که باید چکار کند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@