أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان دربارۀ آثار حمد بود در دعای یکم صحیفه سجادیه در فقرات 17 ـ 18 و 19 که منجر میشود به پایان دعا حضرت اسرار بسیار مهمی را در مورد حمد و معرفت نفس و در واقع اینها فرمولها و حقایق نظام خلقت هستند که قضا و قدرهای باطنی عالم هستند، که حضرت دارد در مورد آنها به ما گزارش میدهد.@
ما با خواندن این دعاها به عالیترین قضاها و قدرها پی میبریم، به قوانین و فرمولهای نظام خلقت پی میبریم، و با مهندسی برزخ، با مهندسی ملکوت این عالم، مهندسی قیامت آشنا میشویم، جدای از آشنایی با قوانین و فرمولهای این عالم.@
«وَ الْحَمْدُ لِله بِکلِّ مَا حَمِدَهُ بِهِ أَدْنَی مَلَائِکتِهِ إِلَیهِ وَ أَکرَمُ خَلِیقَتِهِ عَلَیهِ وَ أَرْضَی حَامِدِیهِ لَدَیهِ حَمْداً یفْضُلُ سَائِرَ الْحَمْدِ کفَضْلِ رَبِّنَا عَلَی جَمِیعِ خَلْقِهِ» در این بخش، بخش معرفت نفسی و انسانشناسی حمد هست، اینکه در ساختار انسان حمدهایی میتواند تحقق پیدا بکند که این آثار را دارد، ساختار انسان میتواند به اینها برسد.@
حمد میکنیم به هر حمدی که «حَمِدَهُ بِهِ أَدْنَی مَلَائِکتِهِ إِلَیهِ» مقربترین فرشتههای خدا، خدا را حمد کردند، میگوید من چنان خدا را حمد میکنم، مثل حمد نزدیکترین و مقربترین فرشتگان خدا به خداوند، «وَ أَکرَمُ خَلِیقَتِهِ عَلَیهِ» و گرامیترین آفریدگان خدا، خدا را چطوری حمد میکنند، من هم آن حمد را میکنم.@
این خیلی مهم است که خداوند تبارک و تعالی با انسان چگونه هست، میگوید خدایا من عمق آن حمد را به تو هدیه میکنم، آنطوری تو را حمد میکنم، و خداوند با بندهاش راه میآید.@
«وَ أَرْضَی حَامِدِیهِ لَدَیهِ» و بهترین، مرضیترین ستایشگرانی که نزد خداوند، خدا را ستایش کردند، من آن گونه خدا را ستایش میکنم، این ستایش تا کجا میبرد؟ «حَمْداً یفْضُلُ سَائِرَ الْحَمْدِ کفَضْلِ رَبِّنَا عَلَی جَمِیعِ خَلْقِنا» یک حمدی من خدا را به جا میآورم، که برتری این حمد من بر سایر حمدها مثل برتری خدا بر مخلوقاتش باشد.@
چقدر دست انسان باز شده، یعنی وقتی شما میگویید خدا قرار است انسان را بکند (حی قیوم لا یموت) پیغمبر میفرماید، این (حی قیوم لا یموت) باید دستش باز باشد، باید خیلی قدرتمند باشد، در مقام شکر و حمد، چقدر یک بشر میتواند پرواز بکند.@
چقدر میتواند اوج بگیرد که بگوید من حمدم، حمد نزدیکترین فرشتگان، گرامیترین مخلوقات، و مرضیترین ستایشگران باشد، و حمدی باشد که این حمد من آنقدر بزرگ باشد که برتری داشته باشد بر همه حمدها، چقدر برتر باشد؟ میگوید به اندازه برتری خود خدا بر مخلوقاتش.@
یک آدم تا کجا میتواند پرواز بکند، یک آدم تا کجا میتواند رشد بکند، راه را چطوری باز گذاشته، شما وقتی وارد بهشت حمد میشوید، وقتی سوار این سفینه حمد میشوید تا اینجا شما را میبرد که حمد شما برتریش بر سایر حمدها مثل برتری خود خدا بر مخلوقاتش هست.@
تفاوت چقدر است، میگوید حمد من با حمد بقیه مردم اینقدر تفاوت دارد، حمد هر کس حاکی از چیست؟ شخصیت یک آدم است، قدرت یک آدم است، شرافت یک انسان هست، بزرگی یک انسان هست، که حمدش حمدی است که به اندازه اختلاف خدا با مخلوقاتش، حمدش با سایر حمدهای بقیه مردم متفاوت است، این قدرت معرفت چقدر هست، تا کجا ما را میبرد.@
برویم سراغ فقره 18 اینکه حضرت میگوید حمد من بر سایر حمدها تفاوتش مثل تفاوت خدا بر مخلوقات است، یعنی یک نفس انسانی اینقدر قدرت اتساع و کشیده شدن دارد، این نفس کِش میآید، که حالا بحثش را در آن صلوات و دعاهای مخصوص تعقیبات مشترکه توضیح میدادیم، آنجا توضیح دادیم که یک نفس، نفس یک انسان چطوری میتواند اتساع پیدا بکند برود به ازلیت خداوند و با خدا به ابدیت برود، یک آدم.@
وقتی طرف داشت در جنگ خدمت امیرالمؤمنین میجنگید، گفت کاشکی برادرم اینجا بود حضرت فرمود برادرت دوست داشت با ما باشد؟ گفت بله، مشکل داشت نتوانست بیاید خدمت شما، ولی خیلی دوست داشت با شما باشد.@
امیرالمؤمنین فرمود برادرت که هیچی، اگر تا قیامت هر کسی بیاید و واقعاً آرزو داشته باشد که در رکاب ما باشد، خداوند اجر همه جهاد در رکاب ما را به او میدهد، یعنی در نسلهای آینده انسانهایی میآیند که وقتی میمیرند و محشور میشوند خداوند آنها را به عنوان هم رزم امیرالمؤمنین، هم رزم رسول الله قرار میدهد.@
به چه وسیله انسان میتواند اینقدر اتساع پیدا بکند؟ نیت، که اینها را در این اردو نتوانستیم مطرح بکنیم دو تا چیز یکی حُسن یکی قدر، حُسن نیت و قدر نیت، انسان وجودش اتساع پیدا میکند، لذا در قیامت وقتی که میخواهند افراد محاسبه بکنند، یک جمله خیلی تکاندهنده و عجیب و شیرین و جذاب خدا میگوید، به حساب نامه اعمال بنده میرسند، خداوند میگوید آن نامه اعمالی را که این انجام نداده بیاورید.@
ببینید اصلاً به قول امروزیها پارادوکس دارد، نامه اعمال یعنی اعمالی که شخص انجام داده، خدا میگوید آن نامه اعمالی را بیاورید که این انجام نداده، بعد میآورند این نامه اعمالش از نامه اعمال خوبش که انجام داده خیلی درخشانتر است، بسیار درخشانتر است.@
بعد میگوید خدایا من اینها هیچ کدام را انجام ندادم، خداوند میفرماید تو نیت داشتی انجام بدهی، نیت اگر صدق پایش باشد، انسان را میکشاند از ازلیت خدا تا ابدیت خدا، این بحثی که حضرت میگوید طول زمانی است، حالا بگو 1000 سال، 2000 سال، برو تا قیامت، ولی خدا میگوید نه، ازلیت خدا تا ابدیت خدا یک آدم میتواند کِش بیاید ببین جنس تو چیست.@
و خیلی بد است ما خودمان را نشناسیم، و نفهم، نفهمیده و نشناخته از این دنیا بمیریم و برویم، حضرت فرمود اگر کسی به معنای واقعی یاور مهدی باشد و منتظر مهدی باشد، ثواب جنگیدن در رکاب رسول الله و شهادت مثل شهدای بدر به آنها میدهد.@
ببینید آدم چقدر میتواند رشد بکند، چقدر تجارت ابدی میکند، الان نگویید اوه چه خبر است، ما یک برزخ داریم تا قیامت باید با خودمان توشه ببریم، از لحظهای که از اینجا میرویم برو تا قیامت، باید نفست جان داشته باشد این مسیر را بکشد، خوراک داشته باشد این را تا آنجا بکشد.@
تربیت میخواهد، خوراک میخواهد، توشه میخواهد، حالا بحثش در بحثهای در واقع موفقیت به قول امروزیها ان ال پیهای اسلامی و قوانین جذب اسلامی است که آن را برای یک موقع دیگر گذاشتیم، یک مقدارش را در بحث عمل و نیت در بحث قم انجام دادیم.@
در بحث مشهد هم چند تا نکته مهم در این قضیه عرض شده از فرمایشات معصومین (علیهم السّلام) ولی آن بحثهای قم خیلی کامل هست اگر کسی عجلهای دارد میتواند به آن مباحث مراجعه بکند که اندازه و حُسن دو قاعده است که با آن ما را میسنجند، اندازه و حسن در نیت.@
قَدَر و کیفیت، کیفیت هم خودش یک قدر است، ولی باید صادقانه باشد، صادقانه باشد یعنی چی؟ یعنی اگر همین الان اسلام جان خواست جان بدهی، اینکه میگویی ای کاش در رکاب امام حسین بودم، باید یک کسی باشد که همین الان آماده است که جانش با بدهد و اگر طلبیدن واقعاً برود.@
اگر پول احتیاج داشت در کمک بخل نکند، وقت احتیاج داشت در کمک بخل نکند، فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، آبرو احتیاج داشت، اعتبار احتیاج داشت، بخل نکند، نگوید کار دارم نمیرسم، اگر فعالیتهای علمی احتیاج داشت بخل نکند از تخصصش و علمش استفاده بکند، و اگر دعا و ذکر و معنویت احتیاج داشت آن را هم بخل نکند.@
ببینید چقدر راحت است میگوید همین الان هزینهاش را مثل کسی است که در رکاب امیرالمؤمنین است، حساب بسته نشده، عاشورا تعطیل نشده، بسته نشده، عاشورا یک روز نبود، امیرالمؤمنین یک روز نیست، میگوید تا قیامت هم اگر کسی بیاید صادقانه، این صدق خیلی مهم است.@
در فقره 18 نزدیک میشویم به آن اذکار مخصوص که ما در تعقیبات مشترکه داریم، تسبیحات که گفتیم هر کدام اینها 12 ضرب است، 12 ضرب بینهایت داریم در یک فقره از این که آن را توضیح دادیم، اینجا تقریباً با همان سیاق میرویم خیلی هم زیبا هست، اگر خدا قسمت کند که ما در این اردو بتوانیم آن دعایی که وعده کرده بودیم انشاءالله قرار شد برایتان بخوانیم آنجا خیلی غوغاست.@
«ثُمَّ لَهُ الْحَمْدُ مَکانَ کلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَینَا وَ عَلَی جَمِیعِ عِبَادِهِ الْمَاضِینَ وَ الْبَاقِینَ عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَمِیعِ الْأَشْیاءِ» خدا را چنان ستایش میکنم که «ثُمَّ لَهُ الْحَمْدُ مَکانَ کلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَینَا» به جای هر یک نعمتی که او به ما داده که تعدادش هم کسی جز خدا نمیداند.@
ببینید بنده چقدر میتواند رشد بکند، میگوید من نمیتوانم حساب بکنم که تو چقدر نعمت دادی عاجز هستم، اما هر چیزی نزد توست به همان تعدادی که نزد توست، هر چقدر هست من تو را حمد میکنم نه فقط نعمتی که به من دادی بلکه «لَهُ عَلَینَا وَ عَلَی جَمِیعِ عِبَادِهِ الْمَاضِینَ» همه بندگان گذشته خدا.@
«وَ الْبَاقِینَ» آنهایی که باقی هستند، هر چه نعمت به ما گذشتگان و آیندگان خدا داده من مکان هر کدام آنها حمد خدا را به جا میآورم، شکر الهی را به جا میآورم، آن هم «عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ» به تعداد علمی که در نزد خدا هست.@
«مِنْ جَمِیعِ الْأَشْیاءِ» ما چند تا تکه مخلوق داریم، گفتم ریچارد آندرسون میگوید من 20 سال عمرم را گذاشتم آرایش چهار هزار اتم در یک مولکول را شناسایی کنم، به این کلام یک ذره فکر کنید، اتم خودش به چند بخش تقسیم میشود؟ قدیمها میگفتند نوترون، پروتون، الکترون، الان دیگر از این حرفها نیست، الان اتم تعداد اجزایش را کسی نمیداند.@
رفتند شکافتند دیدند یک چیز دیگر آن پایین هست، الان فعلاً به کوارکا رسیدند، بعدها به شما قول میدهم این کوارکا را بشکافند به عوالم دیگر برسند، خدا چکار کرده، چه کار می کند، حالا ما چند تا از اینها در این عالم داریم.@
خدا چند تا فرشته، چند تا حیوان، چند تا ماهی، چند تا پشه، چند تا گنجشک، چند تا کبوتر، چند تا درخت، چند تا برگ، چند تا الکترون، نوترون، پروتون، اتم، سلول، چند تا خلق کرده، میگوید خدایا هر چه که خلق کردی، به تعداد «مِنْ جَمِیعِ الْأَشْیاءِ» به تعداد آنها من تو را حمد میکنم.@
چه کسی میتواند با خدا اینطوری حرف بزند؟ کسی که به معرفت نفس رسیده باشد بفهمد که خلق خدا تمامش حمد کردنی است، تمامش قشنگ است، این قدر خلقت را خوب میداند، میداند اگر ماه نبود ما هم نبودیم، اگر خورشید نبود ما هم نبودیم، اگر منظومه شمسی نبود ما هم نبودیم.@
اگر کهکشان راه شیری نبود ما هم نبودیم، اگر کیهان نبود ما هم نبودیم، اینطوری نیست که محدود نگاه بکند، از تمامشان سپاسگزار است شکر تمامشان را به جا میآورد، نتیجه چه شده؟ نتیجه این هست که:@
غفلت نداشته باشی، غفلت از خودت، غفلت از خداوند، غفلت از هدف خلقتت، بنابراین اینها دارند به ما خدمت میکنند، عزیزانی هستند، فرشتگان عزیز، بینهایت فرشته، دارند به ما خدمت میکنند، که من و شما فهمیده از این دنیا برویم.@
این تعدادشان، به شماره علم و آگاهی خداوند به همه اشیاء بعد میفرماید: «وَ مَکانَ کلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا عَدَدُهَا أَضْعَافاً» بلکه چندین برابر هر کدام از این نعمتها، از این موجودات، یک موقع هست شما میگویی من به تعداد نعمتها، و به تعداد موجودات خدا را حمد میکنم، یک جا میگویی نه چندین برابر هر کدامشان خدا را حمد میکنم.@
«عَدَدُهَا أَضْعَافاً» چندین برابر «مُضَاعَفَةً» آن هم تا کی «أَبَداً سَرْمَداً إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ» تا روز قیامت من اینها را حمد به جا میآورم، یک هدیه به اردو قبلیها داده بودیم، گفتم هر وقت این دعا را خواندید، نفست را از قیامت بیرون بکش، نگو «إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ» امام میگوید «إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ» تو بگو «إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ وَ بَعدِ القِیامَة» خودت را بکش.@
بعد از قیامت آفرینش و رحمت خداوند چند برابر میشود؟ 99 برابر، فرمود من همه دنیا را با یک رحمتم خلق کردم، همه دنیایش شده این، این خدای قشنگ و بینهایت و کریم ما، میگوید من 99% رحمتم را گذاشتم برای آخرت برای بندگانم، 99% مهربانیهایم، تنوع نعمتهایم، لطفهایم را گذاشتم به بندگانم آنطرف بکنم، این خدا چقدر بندگانش را دوست دارد.@
99 برابر، (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل) بدان آنجا چه خبر است، 99 برابر، آنوقت خلق آخرتی چه خبر است، لذا نفس ما حتی محدود به قیامت هم نمیشود، «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِله وَ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَ اللهُ اَكْبَرُ عَلى كُلِّ نِعْمَةٍ اَنْعَمَ بِها عَلَىَّ وَ عَلى كُلِّ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ مِمَّنْ كانَ اَوْ يَكُونُ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ» این هم از حدیث غیر شریف از من اضافه کنید «وَ بَعدِ القیامة».@
خدا قیامت پس گردنی زیادی میزند، میگوید بیخود سرمایهگذاری کردی، هزینه ما را بالا بردی، همان تا قیامت بسشان بود، دیگر خدا ما را ببخشد، «وَ بَعدِ القیامة» خدایا من بعد قیامتم، تا هر وقت تو خدایی میکنی، تا هر وقت تو به هر کس نعمت میدهی، من پای تکتک نعمتهایت ایستادهام و شکرت را به جا میآورم، حمدت را به جا میآورم.@
حالا ببینید نفس انسان چقدر وسعت دارد، فقره 19 «حَمْداً لَا مُنْتَهَی لِحَدِّهِ» حمدی که ستایشی که حد ندارد «وَ لَا حِسَابَ لِعَدَدِهِ» اصلاً هیچ کس نتواند عددش را حساب بکند، «وَ لَا مَبْلَغَ لِغَایتِهِ» و نهایت نداشته باشد، «وَ لَا انْقِطَاعَ لِأَمَدِهِ» غایت و اَمد نداشته باشد، افقش طی نشدنی باشد، این حمد اصلاً قطع نشود، همینطوری دائم باشد.@
اینکه میگویند قطع نشود میدانید یعنی چی، این است که حمد به انسان کرامت و شرافت میدهد، میتواند همه ظلمات برزخ را نورانی بکند، همه حرکت قیامت را آسان بکند، وقتی تو اینطوری خدا را حمد بکنی، که خدایا این حمد من تمام شدنی نیست، دائمی است.@
انسانی که حمد دائم داشته باشد، قلبش هم کنارش باشد، «یُصَدِّقُ قَلْبُهُ لِسَانَهُ» در روایت داریم اگر یک کسی گفت (لا اله الا الله) «مَن قالَ لا إِلهَ إِلَّا الله يُصَدِّقُ قَلبُهُ لِسانُه دَخَلَ مِن أَيِّ أَبوابِ الْجَنَّةِ شاءَ» از هر دری که دلش بخواهد وارد بهشت میشود کسی که بگوید (لا اله الا الله).@
حالا ما نرسیدیم به توحید، انشاءالله میرسیم به (لا اله الا الله) انشاءالله هم نرسیم آقا بیاید خودش راحتمان بکند، اما وقتی میگوید (لا اله الا الله) دلش، قلبش زبانش را تصدیق بکند، یعنی وقتی میگویی من الهی جز خدا ندارم، قلبت بگوید راست میگویی، واقعاً این عاشق است، واقعاً حاضر است جانش را برای دین بدهد.@
واقعاً الله، اهل بیت و جهاد در رأس همه معشوقهای این هستند، اگر قلبت این را تصدیق کرد خوش به حالت، یعنی اگر ایستادی سر نماز گفتی «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له» تنهایی که شریک ندارد، و دلت این را تصدیق کرد، دل خودت، لازم نیست کس دیگر قضاوت بکند، وجدان خودت، قلبت گفت بله راست میگویی.@
من الان واقعاً مشغولیت و معشوق دنیایی ندارم، آرزوی دنیایی ندارم، واقعاً الان هیچی برایم عزیزتر از الله، اهل بیت و جهاد نیست، و الان آمادۀ آمادۀ آماده هستم، وقتی میایستی زیارت آل یاسین میخوانی به امام زمان بگویی «وَنُصْرَتِي مُعَدَّةٌ لَكُمْ» من همه یاریم واقعاً برای شما آماده است من معطلی ندارم، فسفس و بروم فکر کنم، و حالا ببینم چکار میتوانم بکنم، حالا بگذار اوضاعم را تنظیم بکنم نه.@
ببینید زهیر نگفت حالا من بروم به کار و زندگیم برسم، زهیر مالالتجاره دارد، با همه چیز در مسیر آمده، خودش را هم از امام حسین دور نگه داشته، تصادفی به قول معروف، حالا تصادف که ما نداریم، بالاخره خواست خدا بود یک جا به همدیگر رسیدند.@
رفت امام حسین را دید همین حرفهایی که من به شما میزنم امام حسین هم به او زده یک ذره شاید سبکتر، ولی آن نفس امام حسین است، زهیر برمیگردد، هیچ تعلقی در این دنیا ندارد، رفت دید، همه تعلقات رفت، آمد همه اموال و ثروت را به خانم داد، خانم آزاد، خوش آمدی ما رفتیم.@
خانم هم که از او زرنگتر بود نه از این خبرها نیست ما هم هستیم با هم میرویم، این یعنی معطل نشدن، یعنی آقا اگر صدایت کرد من همین الان هستم، من همین الان آماده هستم بیایم و واقعاً میآیم، این سبک زندگی آدم، این طراحی وقت و جوانی و عمر و استعداد و کار و شغل و مسائل دیگر یک آدم هست که او را همیشه آماده نگه میدارد.@
اگر یک کسی آماده بود صدق دارد، یعنی راست میگوید، اگر صدق داشت آن موقع هست که از هر دری دلش بخواهد میتواند وارد بشود، «حَمْداً یکونُ وُصْلَةً إِلَی طَاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ، وَ سَبَباً إِلَی رِضْوَانِهِ، وَ ذَرِیعَةً إِلَی مَغْفِرَتِهِ، وَ طَرِیقاً إِلَی جَنَّتِهِ، وَ خَفِیراً مِنْ نَقِمَتِهِ» این حمد چکار میکند.@
حمدی که موجب رسیدن به طاعت و عفو و خشنودی خداست و وسیلهای برای آمرزش او، و راهی برای بهشت او و پناهگاهی از کیفر اوست، حمد چقدر قدرتمند است، هم عذابها و نکبتها و خطرها را برطرف میکند هم انسان را به بالاترین درجات بهشت میرساند.@
«وَ أَمْناً مِنْ غَضَبِهِ، وَ ظَهِیراً عَلَی طَاعَتِهِ، وَ حَاجِزاً عَنْ مَعْصِیتِهِ، وَ عَوْناً عَلَی تَأْدِیةِ حَقِّهِ وَ وَظَائِفِهِ حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِی السُّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِیائِهِ، وَ نَصِیرُ بِهِ فِی نَظْمِ الشُّهَدَاءِ بِسُیوفِ أَعْدَائِهِ، إِنَّهُ وَلِی حَمِید» آن حمد و ستایشی که با آن از خشم خدا در امان باشیم، یک حمدی که دل خدا را به دست بیاورد.@
یک حمدی که خدا را خشنود بکند با وجود این همه معصیت و گرفتاری که داریم دل خدا به دست بیاید و عفو و مغفرتش شامل حالمان بشود، «وَ ظَهِیراً عَلَی طَاعَتِهِ» و یک کمکی بر طاعت ما باشد، حمد همین است، حمد قدرت میآورد.@
اگر یک کسی گفت من میخواهم فلان کارهای عبادی، معنوی، علمی، معرفتی را انجام بدهم، ضعیف هستم، نمیکشم، نمیتوانم، چند وقت است دارم زحمت میکشم نمیشود، باید از حمد کمک بگیرد، حمد به او نیرو و قدرت میدهد سلوک بکند.@
چه رمزهایی حضرت در اختیار ما قرار داده، چقدر اطلاعات و رمز در انسانشناسی و خودشناسی دارد به ما میگوید، تا حالا شده بروید پیش یک استادی، یک مربی بگویی ضعیف هستم، در معنویت و روح و طاعت ضعیف هستم، بگوید برو شکر کن، برو حمد الهی را به جا بیاور.@
حمد و شکر به تمام قوای انسان نیرو و قدرت میدهد، خودتان را با حمد قوی بکنید، چطور رفت پیش امام صادق گفت آقا من ضعیف هستم، خیلی بدنم ضعیف است اذیت میشوم، حضرت فرمود برو گوشت بخور.@
البته گوشت هم خوردنش کیفیت دارد، این رفت گوشت خورد آمد گفت آقا من خوب نشدم، حضرت فرمود گوشت را چطوری خوردی؟ گفت پختم خوردم، حضرت فرمود نه، با پختن خواصش از بین میرود باید کبابش میکردی، که خواص گوشت از بین نرود.@
ما یا سرخ میکنیم که تلف میشود، یا میپزیم که خیلیهایش تلف میشود، حضرت فرمود نه گوشت را کباب کن بخور خوب میشود، حالا حمدهایتان را کباب کنید بخورید، حمد پخته و سرخ کردنی به درد نمیخورد، یک حمد کبابی، یک حمد خوب و خوشمزه آدم را قوی میکند.@
حالا کبابیش چطور است اینها را در سیدی شکر و شرح این خطبه من توضیح دادم اگر میخواهید کبابیش بکنید همچین مؤثر و قوی باشد حمد باید اینطوری باشد، توضیح دادم در این چند جلسه قبل حمد باید بیاید در ساختار زندگی من، در زناشویی، در تربیت فرزند، در کار اقتصادی، در کار اجتماعی، در کار سیاسی، در کار هنری حمد خودش را نشان بدهد.@
حمد اگر آمد چی میآید؟ آرامش میآورد، شادی میآورد، انبساط میآورد، حمد این است، اگر کسی حمد گفت این اتفاقات برایش نیفتاد، حمدش پخته است، یا سرخ کرده است، به درد نمیخورد، یک حمدی که این همه میخواهد ما را تا اعلی علیین ببرد، پس در دنیا باید بتواند ما را بهشتی و آرام و شاد بکند، حمد این توان را دارد.@
«وَ حَاجِزاً عَنْ مَعْصِیتِهِ» یک حمدی که مانع معصیت بشود، ببینید چقدر زیبا می فرماید، شما وقتی شاکر بودی حمد الهی را به جا آوردی دیگر حسادت داری یا نداری؟ نه، اگر کسی گفت این حمد را خواند خدایا تو را بر همه نعمتهایی که به مردم دادی حمد میکنم.@
دیگر هر وقت هر نعمتی دست مردم ببینی تو فقط خوشحال هستی و شکر میکنی، انسان موقع خوشحالی حمد میکند، موقع عصبانیت که حمد نمیکند، موقع ناراحتی ناراحت است، نمیگوید الحمدلله، موقع شادی میگوید.@
پس وقتی بقیه مردم از تو موفقتر هستند در جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی این آدم خوشحالتر است شکر میکند به نعمتهای خدا، وقتی این بندگان خدا اموراتشان به راه است، بیشتر از آن هم به راه است این خوشحال است.@
دیگر میتواند حسودی بکند، این میتواند بدخواهی بکند، نه، رقابت، ناراضی بودن از زندگی، چشم و همچشمی، سیر نشدن، حرص و ولع، طمع همه اینها مال این هست که شکر نیست، اگر شکر و حمد آمد، شخص از همه این مارها و عقربها و اژدهاها و جهنمها نجات پیدا میکند.@
«وَ حَاجِزاً عَنْ مَعْصِیتِهِ» یک حمدی که نگذارد ما معصیت بکنیم، «وَ عَوْناً عَلَی تَأْدِیةِ حَقِّهِ» و یک کمکی برای ادای حق خداوند تبارک و تعالی باشد، ما بتوانیم حق و وظائفمان را انجام بدهیم.@
«حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِی السُّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِیائِهِ» یک حمدی که ما خوش سعادت باشیم، و نیکبخت، حالا باز هم بخت قشنگ نیست، باید یواش یواش این شرک را برداریم از متن و کلاممان دیگر حالا در ادبیاتمان هست «نَسْعَدُ بِهِ فِی السُّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِیائِهِ» رستگار بشویم، سعادتمند بشویم با آن حمد در بین سعادتمندان از اولیاء الهی، دوستان خدا.@
حمدی که ما در صف اولیاء الهی، اولیاء شوخی نیست، یعنی آدمهای خیلی ویژه، در صف آنها ما رستگار بشویم و قرار بگیریم، ببینید حمد ما را تا کجا میبرد، نمیدانی تا کجا میرود؛ (من این حمد را نداشتم/ امام به من عیدی داد یک حمد کبابی داد).@
«وَ نَصِیرُ بِهِ فِی نَظْمِ الشُّهَدَاءِ بِسُیوفِ أَعْدَائِهِ، إِنَّهُ وَلِی حَمِید» حمدی که ما را در صف شهدایی قرار بدهد که در خون خودشان در راه خدا با شمشیر دشمنان الهی در خون خودشان غلطیدند، بعد میگوید خدا ولی ماست، ولی پسندیدۀ ماست، حمید ماست، ستودۀ ماست، باز حمد را دقت کنید حمید.@
شهید چطوری میشود شهید میشود؟ گفت با دشمن درگیر میشود، او با شمشیر او را میزنند، تیری میزنند او کشته میشود، حمد گاهی وقتها آدم با حمد شهید میشود، چرا؟ چون در حمد تو باید وقتی مصیبت و ظُر سراغت میآید، گرفتاری میآید به رضایت بگویی الحمد لله.@
یعنی دست از خودت برداری، دست از خواهشهایت، هوسهایت، آرزوهایی که داشتی برداری، یک جایی حضرت یک طوری برایت تقدیر میکند که تو مجبور هستی چیزهای خیلی مهمات را ول کنی، درست را رها کنی، از مالت بگذری، از تحصیلاتت بگذری، از شغلت بگذری، از جانت بگذری آدم شهید میشود، شهید یعنی همین.@
حمد یعنی این، حمد شیطان را در وجود ما میکشد، جان ما را میکشد، نفس ما را میکشد، در شهادت انسان کشته میشود؟ نه، نفس کشته میشود، وقتی که نفس کشته شد، شخص شاهد میشود، به شهود میرسد، و شهید میشود، شهید شوخی نیست.@
شهید یعنی شاهد، یعنی گواه میشود، با حمد این اتفاق میافتد، گفتم من یک دوستی داشتم خیلی ثروتمند بود هر کس را من در خانهشان میفرستادم خوشحال برمیگشت، اینقدر با لب خندان، مهربان با اینها برخورد میکرد، سالها همینطوری بود، امکانات خیلی خوبی هم داشتند.@
ولی این امکاناتشان را همیشه با بقیه مصرف میکردند، آدم خیلی دوست داشتنی بود، اینها ورشکست شدند، طوری ورشکست شدند که به قول خودش میگفت من خانمم را، یک خانمی که بالاخره این زندگی را تجربه کرده، میگفت من برای 5 هزار تومان او را در خانه همسایه میفرستادم.@
این آدم وقتی من پیش او رفتم، حالا درست شاید آن سالهایی بود که من سرطان داشتم درگیر دوا و درمان بودم یک مدتی از هم جدا افتادیم، وقتی پیش او رفتم دیدم اینقدر شاد، خودش، خانمش، آرام، اینقدر خدا را شکر میکرد و واقعاً راست میگفت.@
به من میگفت الان مدتهاست در خانه ماندم، از ترسم فراری هستم، ولی در خانه همین که انس گرفتم با دعاها، با قرآن چقدر برایم خوب شده، یک ذره لبخند این، شادی این، آرامش این، روح شوخ این، هیچی یک ذره بگو کم شده، نه.@
همان آدم است، یک آدم ورشکسته، همانطوری مثل یک آدم ثروتمندی که آنطوری به بقیه، آن همه نانخور داشت اصلاً تفاوت نکرده، یک کسی که در این حالت بگوید الحمد لله راست هم بگوید شهید شده، آبرو شوخی نیست، آبروی یک آدم، توان آدم، خیلی چیزها یک دفعه روی هوا میرود، یک جایی هست آدم باید آبرویش را هم بگذارد.@
خدا رحمت کند مرحوم آیت الله حائری را میفرمود امکان ندارد یک کسی بخواهد برای امام زمان کار بکند، کار فرهنگی بکند و آبرو نگذارد، امکان ندارد، حتماً باید آبرویش برود، باید آبرویش را هم وسط بگذارد، چون به آبرویش حمله میکنند، دشمن پیدا میکند.@
یک موقعی آدم در این راه ده بار، بیست بار، صد بار شهید میشود، حمد چکار میکند، حمد ما را در صف شهدا قرار میدهد، این حقیقی است حالا نگوییم راه بسته است، راه اصلاً بسته نیست، ما در نظم شهدا قرار می گیریم.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@