أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان دربارۀ آثار شکر به بحث افزایش نعمت رسید، که گفتیم یکی از ابزار افزایش نعمت، ابزار معنویش شکر هست، این را باید ما به صورت یک فرهنگ در جامعه جا بیندازیم، مادرها، پدرها، اساتید، پدر و مادرها برای فرزندانشان، اساتید برای شاگردان جا بیندازند که این به یک فرهنگ در کشور ما تبدیل بشود.@
کشوری که مردمش اهل حمد و شکر باشند ثروتمند خواهد بود، چه ثروتهای مادی، چه ثروتهای علمی، چه ثروتهای معنوی، دانشمندانی که در رشتههای مختلف علوم اگر کار میکنند، اگر مسلح به سلاح حمد بشوند، علمشان چند برابر پیشرفت میکند.@
سرعت و سهولت در علم دارند، غیر از یک دانشجوی خیلی نابغه، دانشمند خیلی نابغه کافری باشد که شکر ندارد، یعنی اگر دو تا دانشمند باشند که از نظر نبوغ با هم برابر باشند ولی یکیشان مسلح به سلاح شکر باشد یعنی ارتباطش را با کانون خیر، کانون غیب، و کانون علم برقرار بکند، قطعاً رویش میکند.@
علت اینکه در انقلاب اسلامی ما در 40 سال، 400 سال جلو افتادیم و پیشرفت علم در 40 سال به اعتراف بسیاری از کارشناسان، نه کارشناسان ایرانی، کارشناسان خارجی، دشمنانمان، به اندازه 300 تا 400 سال گفتند ایران در 40 سال سرعت علمی دارد و الان رتبه اول دنیا را در سرعت دارد.@
این علتش این هست که در ایران آن دانشمندی که دارد در رشتههای مختلف علوم کار میکند نوعاً افراد مؤمن، متدینی، هستند و حمد الهی را به جا میآورند، شکر الهی را به جا میآورند، تواضع دارند، از خدا کمک میگیرند، توسل دارند، و مغرور نیستند که بگویند ما این کار را کردیم، میگویند الحمد لله، شکر خدا، خدا لطف کرد، حواسشان به این قضیه هست.@
من یادم هست رفته بودم برای دانشمندان هستهای یک جلسهای داشتم، آن موقع که اصلاً فکر نمیکردند ایران بتواند کاری بکند، این جوانها زیر 30 سال بودند، در دنیا اصلاً مرسوم نیست، دانشمند زیر 30 سال، 22 ساله مثلاً، مغز متفکرشان 22 ـ 23 سال، خانمهای بسیار محجوب و متدین، پسرهای بسیار خوب و متدین.@
اینها میگفتند اساتید ما، ما را مسخره میکردند وقتی رفتیم از آنها نظرخواهی بکنیم میگفتند شما دارید لقمه بزرگتر از دهانتان برمیدارید، این بچه بازی نیست که انرژی هستهای میخواهید بروید دنبال کار انرژی هستهای، ما نه سابقه داشتیم، نه کار کردیم، دست بردارید شما هم خودتان را لوس میکنید، این کارها چیست و اینها رفتند راه انداختند تمام شد، خیلی جالب هست.@
آن اساتید ما، ما را مسخره میکردند در دانشگاه، خیلی حرف است استاد آدم، آدم را مسخره بکند بگوید یعنی چی تو نمیرسی، یا امیدش را آدم از کجا بیاورد، میگفت ما امیدمان به فاطمه زهرا بود.@
وزیر مسئول انرژی هستهای کشور، آمده میگوید، خب چه شد؟ این مرحله را چکار کردید؟ میگوید خانم فاطمه زهرا اینجا اینطوری کرد، خیلی جالب بود آن صحنه فیلمش حالا اینها را نشان نمیدهند، یک جایی این آقا دیگر داغ میکند، میگوید چیه من هر چه میگویم شما میگویید فاطمه زهرا این کار را کرد.@
رئیسش میگفت من وقتی که یکی از این آقایان که عجله دارند برجام را در مردم جا بیندازند، آن موقع هم مسئولیت داشتند، میگفت من را برد کنار دیوار دستش را گذاشت روی گلوی من فشار داد بگو نمیتوانیم که من بروم قال قضیه را بکَنم مذاکره را تمام بکنم یعنی اینقدر ذلتبار و خیانتبار.@
گفت من با او درگیر شدم، یکی از مسئولین، نماینده آقا آن موقع آمد رسید، گفت چه شده؟ گفتم این به من میگوید بگو نمیتوانیم، ایشان گفت مگر میتوانی، گفتم بله میتوانم، گفت الان ما به دنیا چه بگوییم، گفتم یک ماه از آنها برای من وقت بگیرید.@
گفت شهادت خانم فاطمه زهرا بود رفتم هیئت، به خانم گفتم خانم تولدت من تولدت از شما گاز اِف 2 میخواهم گفت روز تولد خانم ما تا ظهر گاز نیامد خبری نبود، به آنها هم گفته بودیم تا ظهر تا ساعت 12 و ناامیدانه زمانی که میخواستیم اعلام کنیم شکست خوردیم و نمیتوانیم لحظه آخر دیگر آزمایشمان را هم کردیم دیدیم نشد.@
گفت لحظه آخر میخواستیم برویم اعلام کنیم گفتیم یک نگاهی بیندازیم رفتیم دیدیم در لولهها گاز آمده، من میگویم فاطمه زهرا کار کرده این است، یک دانشمند زحمتش را میکشد، کارش را میکند، تلاشش را میکند، و از فاطمه زهرا کمک میگیرد در هر رشتهای فرقی نمیکند، پزشکی، شیمی، فیزیک، ریاضیات، علوم انسانی، هر چیز این خیلی مهم است شکر، معنویت، اتصال به غیب کمک میکند.@
یک کشوری که، شما الان دنیا به رویش نمیآورد، که پیشرفتهای ما را ببیند، یعنی یک کشوری که اول جنگ نمیتوانست سیم خاردار درست بکند، الان دارند با او مذاکره میکنند سر اینکه تو را به خدا کوتاه بیاید، سر رشتههای مختلف دارند ما را تحریم میکنند.@
یعنی اگر تحریمشان، نکنیم همان اتفاقی که پیغمبر فرمود در مورد ایرانیها، که اگر علم در ثریا باشد به آن میرسند، و همان فرمایش مقام معظم رهبری فرمود، دنیا در 20 سال آینده مجبور است به خاطر یادگیری علم فارسی یاد بگیرد، باید بیاید فارسی یاد بگیرد، که بخواهد به علم و دانش در رشتههای مختلف برسد.@
بنابراین چرا مجبور است، برای اینکه این ملت، جوانانشان، دانشمندانشان اتصال به غیب دارند، آنهایی که اتصال ندارند که خانهشان میروند، خارج از کشور جذب آنطرفیها میشوند، جذب دشمنانمان میشوند، برای دنیا و مادیات.@
آنهایی که اتصال دارند، اینجا را وطن خودشان میدانند، میایستند کار میکنند، زحمت میکشند، در اتصال به غیبشان دهها سال از دانشمندان دیگر دنیا، جلو میافتند، هم در علوم انسانی ان شاء الله این اتفاق خواهد افتاد، هم در علوم دیگر این اتفاق خواهد افتاد این هست.@
این برای این هست که خداوند سیستم خلقتش را اینطوری آفریده یعنی خداوند یک نوامیسی گذاشته در باطن عالم که هر کس رعایت بکند به آن میرسد چطور میگوید من یکی از مهمترین نوامیس خدا وحدت و همدلی است.@
میگوید یک کافر هم این را رعایت بکند من به او خیر میدهم، اگر یک خانواده کافر همه با هم مهربان باشند، من به او برکت میدهم، یک خانواده مؤمن اگر با هم اختلاف داشته باشند برکت را از آنها برمیدارم، مثل دو دو تا چهار تا، این ناموس خداست تغییر هم نمیکند، مثل H2O آب میشود.@
این هم همین هست یک جایی که همدلی باشد ولو کافر باشند خدا به آنها خیر و برکت میدهد، و یک جا اگر اختلاف باشد ولو مؤمن هم باشد خدا برکت را برمیدارد، این ناموس الهی است، نظام خلقت خداست، سنت خداست، قانون خداست «وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبْدِيلاً» خدا تبدیل نمیکند، سنت خودش را عوض نمیکند.@
اگر همدلی آمد، خیر و برکت هم میآید، اگر مهر و محبت آمد، اختلافات کنار رفت، آدم رشد میکند، یک سازمان، یک آدم، یک خانواده، یک مغازه، یک شرکت، یک دانشگاه، یک روند علمی، یک پژوهش، جلو میرود، اگر نه گناه آمد، معصیت آمد، توقف میشود کار گره میخورد، یا همان روند طبیعی خودش را طی میکند مثل اینکه چطوری برای کفار طی میکند.@
آنها برای اینکه به این نتایج برسند، دهها سال زحمت کشیدند، ایرانیها دو سال زحمت میکشند، همیشه همینطوری هست، با دو سال دهها سال آنها را جبران میکنیم، معجزهای که در این 40 سال اتفاق افتاده از این به بعد هم انشاء الله بیشتر خواهد شد.@
پس برای مزید نعمت باید شکر خدا را به جا آورد، در هر کاری میخواهی برکت پیدا بکند به غیب بزن، یکی از راههاست، گاهی وقتها بعضی از عزیزان میآیند به من میگویند ما یک درآمدی داریم، یک کاری داریم، کُند است جلو نمیرود، درآمد داریم، اما آن توقعی که داریم.@
میگویم بخشی از آن را به غیب بده، عفونتش را خارج کن، چرکش را خارج کن، بگو یک پنجمش، 20% ـ 30% را برای امام زمان میگذارم، برای خدا میگذارم، راه باز میشود، دیگر از شخصی در میآید، در راه خدا میرود، خدا سهیم است، خداوند خیر و برکت میدهد، چون خدا خودش سهیم است خیر میرساند.@
این هر چه که شما به آخرت بزنید در آن خیر میآید، به ابدیت بزنید در آن خیر میآید این مهم است. «الْحَمْدُ عَلَى النِّعْمَةِ اَمَانٌ لِزَوَالِهَا» حمد بر نعمت مایه حفظ از نابودی نعمت هست، نعمت را اگر حمد کنید مانع از نابودی است یعنی چی؟ مثل این هست که شما یک نعمتی را دریافت کردید، دیدید الان مثلاً یک چیزی را میخرد میگوید بروم یک جلدی روی آن بگذارم حفظ بشود، یک حفاظتی، یک پوششی بگذارم حفظ بشود، حمد و شکر همان پوشش هست.@
«الْحَمْدُ عَلَى النِّعْمَةِ اَمَانٌ» امان هست «لِزَوَالِهَا» برای زوال آن نعمت این امان هست، یک سیستم امنیتی شما ایجاد میکنید با حمد روی هر نعمتی، که زائل نشود، از بین نرود، این خیلی کلیدی و مهم هست که حضرت به ما یاد میدهد از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم).@
یکی دیگر از خصوصیت هایی که ما داریم، یکی از قسمتها را در پاورپوینت جا گذاشتم، آن برکت و کمال نعمت هست، غیر از افزایش نعمت هست، کمال نعمت، حالا می توانید در ادامه ی بحث های افزایش نعمت هم بنویسید به عنوان، ادامه همین در نظر بگیرید (که پاورپوینت هم داشته باشید)، به عنوان افزایش نعمت و کمال نعمت، خُب در همین قاعده توضیح می دهم، امام صادق (علیه السّلام) «اَن أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السّلام قَالَ مَا أَنْعَمَ اللهُ عَلَى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللهَ ظَاهِراً بِلِسَانِهِ فَتَمَّ كَلَامُهُ حَتَّى یُوْمَرَ لَهُ بِالْمَزِیدِ».@
میفرماید که هیچ نعمتی را به بندهاش نمیدهد که «فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ» این رمز است، این شاهکلید است، یعنی آن که خیلی مهم است و انسان را جلو میبرد در برخورد با نعمتها از حالت حیوانی در میآورد، به انسانی میرساند عرفان به قلب است، معرفت به قلب است.@
یعنی تو بفهمی که چه کسی دارد با تو این کار را میکند و از دست چه کسی داری این را دریافت میکنی، در روایت داریم نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) وقتی پای سفره مینشست، آدم دلش لک میزند برای این پیغمبر، اصلاً دل آدم برای این پیغمبر ضعف میآورد، همه لطافتها و قشنگیها و ظرافتها را در خودش جمع کرده.@
خدا نصیبمان بکند خوب بمیریم پیش پیغمبر برویم، همه ی بهشت است و بالاتر از بهشت، رسول الله وقتی سر سفره مینشست مثل یک عبد سر سفره مینشست، شما دیدید مثلاً یک جایی رؤسا و بزرگان همه نشستند، بعد به آن خدمتکار هم میگویند تو هم بیا سر سفره بنشین، این سر سفره نشستنش مثل بقیه نیست، خیلی مأخوذ به حیا، خیلی مؤدب، دو زانو مینشیند، غذا خوردنش هم با آنهایی که صاحب سفره هستند فرق میکند، مثل یک عبد سر سفره مولا مینشست.@
چرا پیغمبر هر باری هر نعمتی که نصیب او میشد من امروز این لقمه را مهمان خدا هستم، هر چه که هست، لذا یکی از چیزهایی که پیغمبر نهی میکرد، میگفت بد غذا را نگویید، خیلی بد است، اَه خوشم نیامد، این چه بود، بد غذا را نگویید.@
مینشست هر چه هم بود میخورد و خودش را مهمان میدانست، الان یک چایی خوردی، یک شیرینی خوردی، الحمد لله رب العالمین، چه خوب است (بسم الله الرحمن الرحیم) الحمد لله رب العالمین، یک شکلات خوردی، الحمدلله این را خدا دستت داده بخوری.@
دنبال بزرگها نباشیم، حالا یک نعمتی باشد خیلی بزرگ باشد بگویند حالا الحمد لله خدا داده نه، اصلاً عطسه که میآید میگویند این عطسه را بگو «اَلْحَمْدُلِله رَبَّ الْعالَمینَ انّی آمَنْتُ بِربِّکُمْ فَاسْمَعُونَ» برای نفس خدا رحمت کند سعدی را (هر نفسی که فرو میرود و چون برمیآیید ممد حیات است) این تنفس حمد دارد، شکر لازم دارد.@
پس در هر نفسی دو نعمت موجود و بر هر نعمتی شکری واجب، ظریفبینی این مرد خداست، نفس میرود و میآید، الان خیلیها این را ندارند، دستگاه تنفس مصنوعی دارند، نفس کشیدن شوخی نیست.@
من آن موقعی که یادم هست سرطان داشتم، ما هر نیمه شعبان با دوستان برای اِحیا میآمدیم قبل از اینکه گیر شما بیفتیم، آزاد بودیم، راحتتر بودیم، میآمدیم میرفتیم نیمه شعبان با چند تا یک گروهی داشتیم به نام گروه اراذل و اوباش، میرفتیم نیمه شعبان اِحیا مشهد.@
یکسال که من خودم سرطان گرفته بودم، بچهها من را آوردند، یعنی شما فکر کنید من میخواستم از خانه که نزدیک یعنی میدان همان خیابان امام رضا 35 بودیم، میخواستیم تا بیاییم، بچهها با ماشین من را آوردند، از فلکه آب میخواستم بروم زیارت، نتوانستم تا همان جلوی نگهبانی رفتم برگشتم، یعنی اصلاً نفس نمیآمد، دو نفر زیر بغل من را گرفته بودند.@
اصلاً نمیشد نفس بکشی، سینه من پر از مواد سرطانی شده بود، همان جا سلام دادم برگشتم، اینکه بخواهم یک مسیری را بروم، آن موقع هم این فرهنگ صندلی چرخدار و اینها نبود، نفسی که انسان تنفس بکند، راحت برود و بیاید، راحت ببیند، این مژه بلند بشود، این بیفتد.@
آدم داریم نمیتواند، میخواهد حرف بزند، اینطوری میکند، بلند میکند حرف میزند، ولش میکند، چون نمیتواند آن را نگه دارد، نعمت اینقدر این نعمتها عظمت دارد مگر تمام هم هست نمیتوانی آن را بشماری.@
یک قدم راه برود آدم چقدر الان من یک موقعی میبینم پیرمردها را، در روایت داریم وقتی اینطور آدمها را میبینید چکار بکنید، مثلاً میخواهد یک مسیری برود، چهار قدم برود، چه مشقتی طی میکند میخواهد برود.@
نعمتهای عظیمی که خدا به ما داده و ما آنها را نمیبینیم مگر وقتی که از ما گرفته بشود، میفرماید این عرفان به قلب خیلی مهم است، یعنی خدایا من میدانم تو داری با من چکار میکنی، من میدانم تو به من چه دادی، من میدانم تو چه چیزی نصیب من کردی.@
در همه این پنج جهت، جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، این را اگر خدا ببیند بنده میفهمد تمام رمز مزید در اینجاست، رمز بقا، رمز رشد، رمز بالا رفتن اینجاست، ما حالا در بخشهای چهار جهت را توضیح دادیم، یک کسی میخواهد پیشرفت علمی بکند در محیط دانشگاهی، پژوهشی بکند، به عبادت و به شکر رشد میکند، میبینی از بقیه دانشجویان دیگر ده قدم جلو میافتد، صد قدم دیگر جلو میافتد.@
ولی نه بخشهای دیگر را کاری نداریم، بخشهای فوق عقلی میخواهی افزایش پیدا بکند، سرعتت زیاد بشود، هر لذتی، نعمتی خدا نصیبت میکند، شکر کن، خوشحالی، ذوق کردن، کار ما فقط همین است، خوشحال بشویم، ذوق کنیم، آخ جون بگوییم، برو دو رکعت نماز شکر بخوان که نصیبت کرد.@
اگر خدا بفهمد که اینقدر شعورت میرسد برایش دو رکعت نماز شکر میخوانی، لااقل یک حمد میگویی، صد مرتبه الحمد لله میگویید، (الحمد لله کما هو أهله) میگویی میگوید این فهمید من با او چکار کردم، در را بیشتر باز میکند، میگوید این ظرفیتش را دارد بیشتر به او بدهید.@
چون خدا کارش این هست که دائم است و چون خدا میخواهد در مقام خلیفة اللهی انسانی را خلق بکند که جذب بینهایت بکند که شبیه خودش بشود، خدا برای دادن بیشتر عجله دارد، این رمز را توجه کنید، خدا برای ریزش کردن روی ما، دادن به ما، عطا کردن به ما بیشتر عجله دارد.@
چون میخواهد بندهاش سریع برسد، چون خودش گفته «سارِعُوا، سابِقُوا» سرعت بگیرید، سبقت بگیرید، اگر بنده موانع را بردارد خدا تند تند به او میدهد، به سن و سال و سابقه و اینطور چیزها نیست، به معرفت یک آدم است.@
میبینی یک کسی 12 سالش هست، 15 سالش هست، 20 سالش هست معرفتش از یک آدم 70 ساله بیشتر است، خدا او را میرساند، امام که میگفت این بچهها ره صد ساله را یک شبه طی کردند، چون اینها اهلش بودند، لیاقتش را داشتند که ره صد ساله را یک شبه طی کنند.@
میفرماید که هیچ نعمتی نمیدهد «فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ» شخص بفهمد، آن نعمت را با قلبش به عرفان برسد نسبت به آن، بفهمد خدا دارد با او چکار میکند، چه چیزی به او داده، کوچکترین نعمتها را، همین که خوابیده، بلند شده، نفس کشیده، یک چایی خورده و هر چیز دیگری، خیلی است بینهایت است.@
«وَ حَمِدَ اللهَ ظَاهِراً بِلِسَانِهِ» این را به زبانش بیاورد، بگوید الحمد لله، این روی زبانش ظهور پیدا بکند، الحمد لله بگوید «فَتَمَّ كَلَامُهُ» تا گفت الحمد لله کلامش تمام شد «حَتَّى یُوْمَرَ لَهُ بِالْمَزِیدِ» امر میشود که نعمتش را زیادش کنید، نعمتش را افزایش بدهید.@
چون در حمد نعمت گیر ما نمیآید، در فرمول قبلی از پیغمبر این بود که حمد از نعمت بالاتر است، یعنی داستان در شکر این نیست که من میخواهم نعمتم زیاد بشود، نعمت زیاد بشود خیلی وقتها به نفع من نیست، مشغولم میکند، بخصوص در این چهار جهت من را مشغول میکند، من را از فوق عقل میاندازد، لازم نیست خیلی جاها بشود.@
حضرت میگوید اینقدری نصیبم کن که غافل نشوم، که مسیح (علیه السّلام) میگوید بیش از دو نان نصیبم نکن که غافل بشوم از نعمتت، معصوم هم میگوید خدایا من نعمت زیاد از تو نمیخواهم چون سرم را گرم میکند، مشغولم میکند، اینطرف را زیاد بکن غافل نشوم.@
شما حمد بکنی زیاد میشود، اما زیاد شدن همیشه به نفعت نیست، الان بحث این نیست که ما به عنوان آدمهای طماع، هوسبازی که دنبال زیاد کردن مال و کمالات جمادی و گیاهی و حیوانی و علمیمان باشیم طمعهای اینطوری داشته باشیم بخواهیم زیاد بشود نه.@
موضوع این هست که شما به آن عرفان قلبی برسی، آن که گیر آدم میآید نعمت نیست، مهمتر از نعمت خود حمدی است که یک ثروت در نفس شماست با خودت آن را بالا میبری این مهم است، این قیمتی است، یک موقعی هم هست با خدا یک رفاقتی داری خدا برایت میبندد میگوید این حمد میکند من یک جای دیگر برایش اضافه میکنم، یک طور دیگر برایش اضافه میکنم.@
این که این میخواهد اضافه نمیکنم چون این اینقدر با ما دوست و رفیق است حیف است میدانم اگر اضافه بکنم، سرش گرم میشود، نه اینکه این آدم بدی است، آدم غافلی است، آدم بیادبی است، اگر به او بدهم به این میچسبد من را ول میکند.@
خیلیها اینطوری هستند، تا خدا به آنها یک نعمت میدهد «الْمالُ مادَّهُ الشَّهَواتِ» مال زیاد دارند، شهوتشان هم زیاد است، ولی نه خیلیها هم مال دارند اصلاً شهوت زیاد هم ندارند، هر چه مال دارند عشق بیشتری به خدا جذب میکنند با مالشان، قرب بیشتری کسب میکنند.@
این نه، این آدم بیادب و بیحیایی نیست، آدم پستی نیست که وقتی یک چیزی به او بدهند، زود خدا یادش برود، نه، میگوید سرش شلوغ میشود، تکلیف گردنش میافتد، وظیفه گردنش میافتد، سرش شلوغ میشود، از غیب میافتد.@
لذا یکی از چیزهایی که خود شخص باید برایش مهم باشد، این هست که اگر در این چهار بخش به مزید رسید کنترل بکند، زیادهروی نکند، خودش را کنترل بکند، مؤدب باشد، هر چه خدا پایش ریخت گول نخورد، دریافت بکند، کنترل بکند که از فوق عقل نیفتد.@
من یکبار در یکی از این حرمهای مقدس یکی از مدیرانش را دیدم خودش برایم تعریف کرد، گفت دو ماه است در حرم نرفتم، مدیر حرم! یعنی این مدیریت او را گرفته، ریاست او را گرفته، سرش مشغول رتق و فتق امور و کارهاست خودش وقت نکرده به آقا سر بزند.@
رحمات هست، تو اگر مدیر هستی شب خانه پیش زن و بچهات نمیروی، میروی، پیش فک و فامیل و پدر و مادرت نمیروی، اگر رئیس جمهور هم هستی شب خانه میروی، مگر رئیس جمهور خانه نمیرود، خانه میرود دیگر، بالاخره یک ساعتی ریاست جمهوری تمام میشود میروند خانه پیش خانوادهشان.@
یعنی کسات، آنوقت معصومی که رحم توست، حرم میگوید وقت ندارم بروم، رحم بزرگتر، مهمتر، عزیزتر، مقربتر از رحم دنیایی توست، آنوقت چطوری نمیتوانی به آن سر بزنی، میگوید وقت نداشتم سرم شلوغ بود نرسیدم بروم، مردهشور این دنیا را ببرند که نمیگذارد ما صله رحممان را بکنیم.@
شما قیامت اگر صله رحم نکرده باشی کسی رستگار میشود، صله رحم زمینی؟ نه، هر کاره بودی میگوید صله رحمات میکردی، اما صله رحم آسمانی چی، اگر از آن بیفتی چی، این خیلی خطرناکتر است، لذا اگر قرار است یک شغلی، یک تجارتی، یک درسی، یک رشتهای، یک کاری، یک چیزی، قرار باشد ما را از آسمان بیندازد، از غیب بیندازد، مفت نمیارزد، وبال گردنمان است، کوفت است، شهوت است.@
خدا رحمتش بکند این برادر ما صادق، که دیروز به رحمت خدا رفت، روحش شاد، این حدیث را همیشه میگفت «کُلُّما أَلْهٰکَ اَن مَولاک فَهُوَ دُنیاک» هر چیزی که تو را از مولایت غافل بکند دنیایت هست، «أَلهک» لهو است، یعنی سرگرمت بکند، حواست به خانواده آسمانیت نباشد، امام زمان را در کارهایت گم بکنی.@
ذکر و نماز و سجده و نماز شب و سحرت از دستت در بیاید، قرائت قرآنت، از دستت در بیاید، بیشتر از رهبر که سرت شلوغ نیست، یک رهبر است و جهان اسلام، بلکه بالاتر از جهان اسلام، این رهبر شما، هر 5 روز یک ختم قرآن دارد، آنوقت ما چطوری بگوییم ما نمیتوانیم روزی 50 تا آیه بخوانیم.@
این دیگر خیلی دروغ است، من نرسیدم 50 تا آیه قرآن بخوانم، نرسیدم مطالعه بکنم، نرسیدم مباحث خودم، این خوب نیست هر چیزی که قرار است ما را غافل بکند دنیای ما میشود، موضوع در حمد افزایش نعمت نیست، افزایش نعمت هر کس دوست دارد در هر جهت افزایش نعمت دارد.@
اما مؤمن هر چند افزایش نعمت داشته باشد آن را به حول و قوه الهی کنترل میکند، افزایش نعمت هر کس دوست دارد در هر جهت افزایش نعمت دارد، اما مؤمن هر چند افزایش نعمت داشته باشد آن را به حول و قوه الهی کنترل میکند، مسئله مهمتر از این مسائل هست یعنی آن شلوغی سر نیاید، آن نرسیدن نیاید گرفتاریهای دیگر نیاید آن را حواسمان باشد خدای نکرده گرفتار آن نشویم.@
برکت عمر اینطوری سراغ آدم میآید، آدم وقتی غیب را فراموش نمیکند، به هوای دنیا آخرت را رها نمیکند، نماز اول وقتش را عقب نمیاندازد، برکت عمر پیدا میکند، حالا یک کسی نه نماز اول وقت نمیخواند، مورد تنفر خداست، مورد تنفر غیب است، این آدم عمرش بیبرکت است.@
یعنی خیلی کار میتواند بکند، خیلی کارها از او بر میآید، نمیتواند بکند، از او گرفته میشود، تواناییهایش از خیلیها بیشتر است، اما خیر جایی ندارد، وقت و عمرش جای دیگر تلف میشود.@
«مَنْ جَعَلَ الْحَمدَ خِتامَ النِعْمَه جَعَلَهُ الله سُبْحانَهُ مِفتاحَ الْمَزید» هر کس که پایان نعمت را سپاس خدا قرار بدهد، خداوند سبحان آن سپاس را آغاز افزایش نعمت برای او قرار میدهد، آن شکر را آغاز افزایش نعمت، مایه افزایش نعمت برایت قرار میدهد، نعمت را استفاده کردی، بگو الحمد لله، گفتی الحمد لله شروع یک ریزش جدید، و یک رویش جدید هست.@
از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) هست وقتی که بنده خدا میگوید «الحمد لله رب العالمین» پیامبر میگوید، میفرماید که «قالَ الله جَلَّ جَلالُه» خداوند جل جلاله میگوید «حَمِدَنی عَبْدی»، ( عجب خدایی، قربان این کلام خدا بشوم) می فرماید بندهام حمدم را به جا آورد «وَ عَلِمَ أَنَّ نِعَمَ الَّتی لَهُ مِن عِندی» همه مسئله روی عرفان قلب و فهمیدن است، فهمید همه نعمتهایی که من به او دادم از ناحیه من است این را فهمید، که هر چه دارد مال من است.@
«وَ أَنَّ الْبَلایَا الَّتی دَفَعْتُ عَنْهُ بِتَطَوُلی» بلاهایی که من از او دفع کردم، مصائب و فاجعههایی که از زندگیش برطرف کردم، همه «بِتَطَوُلی» به لطف من است من از او اینها را برطرف کردم «اُشْهِدُکُم» خدا میگوید شما را شاهد میگیرم.@
«أَنّی اُضیفُ لَهُ اِلی نِعَمِ الدُّنیا نِعَمِ الْآخِرَه» من اضافه کردم برای او علاوه بر نعمتهای دنیا نعمت آخرت را برایش اضافه کردم، برایش ثواب در نظر گرفتم، «وَ اَدْفَعَ عَنهُ بَلایَا الْآخِرَه» بلاهای آخرت را از او دفع کردم «کَما دَفَعْتُ عَنهُ بَلایَا الدُّنیا» همانطور که بلاهای دنیا را از او برطرف کردم.@
چقدر زیباست این ادبیات، یعنی چقدر راه ما آسان با غیب برقرار میشود، چقدر راه باز است، اینکه امام سجاد میفرماید: «إنَّ الرّاحِلَ إلَيكَ قَريبُ المَسافَةِ» مسافر تو مسیرش کوتاه است همین است، با یک کلام شکراً لله، الحمد لله در باز میشود تو میرسی، ریزشها شروع میشود، به ما چیزی نشان نمیدهد.@
اجابت دعا از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) «إِذا دَعاکُم اَحَدَکُم فَلْیَبْدَأ بِتَحمیدِ الله وَ الثَّناءِ عَلَیه ثُمَّ لْیُصَلِ عَلَی النَّبی (ص) ثُمَّ لْیَدْعُ بَعدَ ما شاءَ» هر گاه یکی از شما «إِذا دَعاکُم اَحَدَکُم» میخواهد یکی از شما دعا بکند «فَلْیَبْدَأ» فعل امر است.@
باید اول از حمد الهی شروع بکند، و ثناء بر خداوند، خدا را ستایش بکند، حمد و ثنا به جا بیاورد «ثُمَّ لْیُصَلِ عَلَی النَّبی» صلوات بفرستد بر محمد و آل محمد، آن موقع هر دعایی خواست بکند آن موقع دعا بکند، اینها خیلی برای اجابت دعاها مهم است.@
روایت بعدی «رُویَ أَنَّ رَجُلاً قالَ لِجَعفرٍ الصادق (ع) عَلِّمنی دُعاءً أَرْجُوا إِجابَتَه قالَ أَکثِر مِن حَمدِ الله سُبحانَهُ وَ ادْعُوهُ بِما شِئت» اینها چه رمز و ریاضیاتی در روابط عرفانی و معنوی دعا، این را آدم بلد نباشد اینطوری گیر میکند.@
میگوید آمد به حضرت گفت آقا یک دعایی به من یاد بده که بگیرد، دیدید بعضیها خسته میشوند مدام میروند دعا میکنند، میبینند هیچ خبری نیست، دعا به من یاد بده که بگیرد، حضرت فرمود، زیاد حمد خدا را به جا بیاور، خیلی حمد بگو بعد دعا کن، کم هم نه، زیاد حمد خدا را به جا بیاور بعد دعا کن بعد میبینی میگیرد این خیلی مهم است.@
«فَقالَ الرَّجُلُ» این شخصی که سؤال کرده به حضرت میگوید، سؤال میکند آیا حمد هم از دعاست، خودش دعاست؟ بخشی از دعاست؟ «قال إِنَّ جَمیعَ مَن فِی الأَرضِ مِنَ المُسلمینَ یَدعُونَ لَیلَهُم وَ نَهارَهُم أَن یَستَجیبَ لِلْحامِدین فَما ظَنُّکَ بِمَن یَشْفَعُ لَهُ عِندَ الله جَمیعُ المُسلِمین» میگوید مگر آقا حمد هم از دعاست، بخشی از دعاست؟ ما میخواهیم درخواست بکنیم چه ربطی به حمد دارد؟ (چقدر زیبایست، همان که ما داشتیم).@
میفرماید همه کسانی که روی زمین از مسلمانان هستند، شب و روز دعا میکنند که دعای حامدین مستجاب بشود «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» خدا بشنود، اجابت بکند هر که حمدش را به جا میآورد، میگوید همه مسلمانان دارند برای تو دعا میکنند، میخواهی دعایت مستجاب نشود حمد خیلی مهم است.@
بعد حضرت میفرماید: «فَما ظَنُّکَ بِمَن یَشْفَعُ لَهُ عِندَ الله جَمیعُ المُسلِمین» نظرت چیست، گمانت چیست کسی که همه مسلمانان شفیعش هستند پیش خدا، اگر همه مسلمانان بروند شفیع یک نفر بشوند خدا اجابت نمیکند، این خدا اینقدر مهربان است.@
میگوید اگر یک کسی مُرد 40 تا مؤمن روی کفنش نوشتند «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» خدا میداند که این چقدر گناه دارد، ولی خدا میگوید 40 نفر گفتند ما از او گناهی ندیدیم، آنهایی هم که من دیدم هیچی، خدا یقین خودش را به حرمت 40 مؤمن کنار میگذارد.@
میگوید اینها گفتند ندیدند پس ما هم ندیدیم، این را غفران میگویند، یعنی ندید گرفتن خدا، چه خدایی، خیلی خوب است آدم از این ادبها در مورد بندگان خدا داشته باشد، بعضیها اینقدر کثیف هستند، اینقدر گستاخ هستند، دنبال ضعفها و عیبهای دیگران هستند که در آورند، برملا کنند اینطرف و آنطرف در بوق و کرنا بکنند آنوقت این خدای ماست.@
دیده، یقینی را میگوید ندیدم، استغفار یعنی این، یعنی خدایا شتر دیدی ندیدی، چقدر فرق است بین خدا با بندگانش، این خدا حالا همه بیایند بگویند «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» حضرت میگوید ببین این دعا را اینجا به تو یاد دادم.@
این قسمتی که گفتم «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» جزء حدیث بود متنش «قالَ وَ کَیفَ ذلِک؟» چطوری یک همچین چیزی ممکن است شفاعتی «قالَ أَلَیسَ یَقُولونَ فی کُلِّ رَکعَةٍ یَرْکَعُونَها سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه؟» مگر همه مردم در هر رکعتشان «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» نمیگویند؟ «فَعَلَیکَ بِحَمدِ الله عَزَّ وَ جَلّ یَستَجیبُ اللهُ دُعائَک» حمد خدا را به جا بیاور تا خدا دعایت را به اجابت برساند.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@