أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
حمد در قرآن را بررسی میکردیم، حمدهایی که خدا خودش را کرده و این حمدها را خدا میگوید که دریچههای بزرگی را به ذهن ما باز کند که شما اگر میخواهید حمد بکنید دلائلش چیست، وقتی میخواهید به امور حمدی نگاه بکنید، چگونه نگاه کنید که به حمد برسید.@
وقتی انسان به حمد برسد، یعنی از چشم خدا به اشیاء نگاه کند، همانطور که الان دیدیم چند تا را تمرین کردیم، جلسه قبلی ما بیشتر تمرینی بود که یاد بگیریم چطوری نگاه کنیم که به حمد برسیم، و این چند تا را هم که میخوانیم.@
اگر ما با خدا هم نگاه بشویم که بعد از نگاه به حمد برسیم، این حمد یک اتفاقاتی را در نفس ما ایجاد میکند که آنها را در انشاء الله صحیفه سجادیه در همین اردو خواهیم که چه اتفاقاتی میافتد در آثار حمد و در قضای حمد.@
بعضی از عزیزان هستند که به دستورات خوب عمل میکنند، یعنی خیالشان را باز میگذارند خودشان را ول میکنند در این مسیر، آزاد میگذارند، پرواز میکنند، به حمدهای جدیدی میرسند، آنوقت این خیلی زیباست که خود شخص به حمدهای جدید برسد.@
اینها خیلی تأثیر میگذارد، روی اینکه انسان یواش یواش خودش قدرتمند میشود، یعنی از آن حالتی که خدا باید دستش را بگیرد او را به حمد برساند، یا استاد باید دستش را بگیرد آزاد میشود، حالا خودش میتواند در بهشت حمد پرواز بکند، موضوعات زیبایی را برای حمد پیدا میکند، اینجا دیگر این دارد قوی میشود، مستقل میشود، این آدم دارد بزرگ میشود.@
آثار شگفتانگیز دیگری برای این حمد وجود دارد که حالا من در بحث آثار حمد توضیح خواهم داد لذا دقت کنید که الان کلاسمان کلاس تمرینی است، که روشهای کشف حمد، موضوعات حمد را از قرآن فعلاً و بعد از روایات یاد بگیریم، خودمان که به آنجا برسیم در این تقویت، ترتیب، تمرینات آن موقع هست که به نتایج فوقالعاده شگفتانگیزی خواهیم رسید.@
«دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِله رَبِّ الْعالَمِينَ» نیایش و دعای بهشتیان در بهشت این هست که «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ» یعنی خدایا تو منزه هستی، سبحان جنبه شکوه خدا را دارد، جنبه فوقالعاده زیباست که انشاء الله در اردوی تسبیح اگر اراده ی الهی بود میرسیم.@
«سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ» تو منزه هستی، آن پاکی و شکوه خدا را انسان با آن سروکار دارد «وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ» سلام آن درود بهشتیان سلام است، در بخش سلام هم در شرح زیارت عاشورا، هم در جامعه کبیره توضیح دادیم.@
قشنگترین تحیت، زیباترین تحیت، که دو نفر وقتی با هم روبرو میشوند، میخواهند زنده باد به هم بگویند، در فارسی میگوییم سلامت باشی، آن سلامت باشی که میخواهند بگویند بهترین سلامت باشی که افراد به همدیگر میگویند سلام است.@
ما تحیتهای دیگر هم داریم، اینها را در شرح جامعه کبیره توضیح دادم که قشنگترینشان همین هست سلام، علمای دیگر داریم، بزرگان داریم، یا مؤمنین دیگر میگویند سالم باشید، زنده باشی، یا مثلاً عربها میگویند «حَیَّاک الله» خدا تو را زنده بدارد، زنده باد، خیلی داریم موارد اینطوری همه مربوط به سلامتی است.@
یا ما در فارسی میگوییم خداحافظ، باز این هم سلامتی هست، یعنی خدا حفظت بکند، قشنگترینشان سلام است، (سلامٌ علیکم)، حالا میگوید تحیت بهشتیان چیست؟ سلام است، قشنگترینشان سلام است، که حالا چرایش را به همان شرح جامعه کبیره مراجعه کنید.@
«وَ آخِرُ دَعْواهُمْ» آخرین دعایشان آنجا چیست؟ «الْحَمْدُ لِله رَبِّ الْعالَمِينَ» همه این قشنگیها، همه این ماجراها، همه این دنیا، همه آخرت، همه محشر، چون در بهشت میروند، شما اگر الان فارغ بشوید از دغدغههای قیامت، چون آنها اضطرابزا است، دلشوره دارد.@
فارغ که بشوید وقتی به بهشت رفتی، تازه روی تختت مینشینی، دیگر خبری از اضطراب ندارید، دیگر نه گذشتهای اذیتت میکند، و نه نگران آینده هستی، همین که آنجا نشستی، میخواهی زندگیت را شروع بکنی، آنجا تازه اول زندگی است، همین که آنجا مینشینی اولین چیزی که به ذهنت میرسد «الْحَمْدُ لِله رَبِّ الْعالَمِينَ» خیلی زیباست.@
«وَ قالُوا الْحَمْدُ لِله الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ» ببینید بهشتیان به چه معرفتی میرسند، میگوید از اینها یاد بگیرید که حمدهایتان را کجا هزینه کنید، روی چه موضوعاتی هزینه بکنید، وقتی بروید در مسائل اجتماعی، سیاسی، خانوادگی، اقتصادی، عبادی، فرهنگی، به نقاطی میرسید، حمدهایتان را باید کجا هزینه کنید، کجا حمد بگویید.@
«وَ قالُوا الْحَمْدُ لِله الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ» سپاس، همه ستایش ویژه آن خدایی هست که آنچه را به ما وعده کرده بود را وفا کرد به وعدههایی که داشت «وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ» ما را وارث زمین کرد، انشاء الله به زودی همه ما این را خواهیم گفت با آمدن آقایمان.@
«نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ» هر جای بهشت را که بخواهیم «نَتَبَوَّأُ» هر جا بخواهیم آنجا هستیم، آنجا قرار میگیریم، آنجا میرویم این «حَيْثُ نَشاءُ» معنای چیست؟ از کجا بیرون میآید؟ یعنی هر جا بخواهیم، این مال حی قیوم است که اراده دارد هیچ چیزی مانع ارادهاش نمیشود، «حَيْثُ نَشاءُ»@
«وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ» هر چیزی که اشتها بکنند، هر چه که میل کنند هست، «وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» هر چه که چشم از دیدنش لذت ببرد میتواند داشته باشد، یعنی این خودش میآفریند هر چه بخواهد، قدرت بلامنازع است یعنی مانع سر راهش نیست.@
«لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ» قطع نیست، ممنوع نیست، آنجا نمیشود نداریم، هر چه اراده بکند همان است، هر جا بخواهیم میتوانیم برویم در این بهشت، (الله اکبر)، بهشت هر یک نفر به اندازه آسمانها و زمین است «جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» یک ذره فکر کنیم راجع به آن ساده از کنارش رد نشویم.@
این گشایش از کجا میآید؟ این بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است این در بهشت اسماء الله دست آدم را میگیرد، یعنی آدمهایی که سر یک قِران دو زار دنیا، سر دو متر و پنج متر و صد متر دنیا با کسی دعوا راه نیندازند.@
آدمهایی که روحشان محدود است، آدمهایی که سختگیر هستند، آدمهایی که خسیس هستند، بخیل هستند، تنگگیر هستند، تنگنظر هستند، نمیتوانند در این وسعت کار بکنند، آنها فشار قبر دارند، فشار جهنم دارند، چون همه چیز را محدود نگاه میکرده، ول نکرده خودش را تا آزاد بشود، مدام دقت میکند.@
آدمهایی که خیلی دقیق هستند، ظریف هستند، ریزبین هستند، وسواسی هستند، در کار دیگران بخصوص خیلی ریز میشوند در احوالات دیگران، اینها فشار قبر زیادی دارند، آدمهایی که در خودشان دقت زیاد دارند، در نسبت به دیگران کر و کور هستند، آزاد هستند، اینها بهشتهای وسیع گیرشان میآید.@
ولی کسانی که بیشتر دیگران را ارزیابی میکنند، وقتی یک نفر نشسته با طرف غذا میخورد، او را میبیند، خانهشان میرود، مهمان میشود، خانهاش مهمان میشوند، یکسره دارند زندگی طرف را، افکار طرف را، بررسی میکنند مطالعه میکنند، دوستی ندارند، ذهنشان ذکرالناس دارد ذکرالله ندارد، درگیر اشیاء، افراد، امور میشوند اینها زیاد فشار قبر آنها را میگیرد.@
چون محدود هستند، مدام در فشار و گرفتاری، مرحوم الهی قمشهای یادمان نرود، ول کنیم اگر یک کسی ول کرد این جیفه را ول کرد، حالا میرود در بهشتی که، دقت کنید مباحث روانشناسی و انسانشناسی را «نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ» هر جا بخواهی آزاد هستی.@
آن آزادی معلول کدام آزادی است؟ اینجا دل و ذهنت را آزاد بکنی، مدام به چیزهای مزخرف و کوچک و جهنمی فکر نکنی، «فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ» نِعمَ که خدا بگوید چه خبر است، یعنی خدایی که خدای اندازههاست بگوید چه نعمتی است بهبه، خدا اینطوری بگوید، دنیا را که گفت جیفه است، طالبش سگ است.@
آنجا خدا میگوید نِعمَ یعنی چی؟ «فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ» اجر عملکنندهها یعنی باید اهل عمل باشی، انسان عمل بکند، عامل عمل چیست؟ معرفت، یعنی باید معرفت داشته باشیم، تا توان عمل داشته باشیم، اطلاعات، آگاهیها، داناییها، تبدیل به دارایی بشود، این را داشته باشیم، قدرت داشته باشی، بتوانی از آن استفاده بکنی، بتوانی شاد باشی.@
اگر توانستی شاد باشی، آرام باشی، عصبانی نباشی، حسود نباشی، تنگنظر نباشی، سختگیر نباشی، ریزبین نباشی، جزئینگر نباشی، حالا این معلوم است که معرفت داری، چون معرفت به تو قدرت میدهد، علم این را نمیآورد، معرفت این را میآورد.@
پس ببینید شکرها کجا رفته، پس این شخص در آن مقامی هم که خلیفة الله هست، مظهر خدا هست، باز حواسش هست که الحمدلله، بهبه هر کدام از هر کدام قشنگتر «وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ» آنچه از کینه و خشم در سینه آنان هست برمیکَنیم، تا در بهشت با خوشی و سلامت کامل کنار هم زندگی کنند.@
این توضیح است، زیر آنان نهرها جاریست، این کلمه نهر با فطرت ساخت انسان سازگاری دارد، یعنی آب، حیات، انرژی، قدرت، زندگی، لذا شما اگر به تمرکز بروید به صدای آب توجه کنید، همین صدای آب دَوی به آن میگویند، که تسبیح الهی سجده است.@
صدای سجده آب همین شرشری هست که میشنوید «سَجَدَ لَكَ سَوَادُ اللَّيْلِ» تاریکی شب میآید، میرسد «وَ دَوِيُّ الْمَاءِ» این صدای به این قشنگی که خیلی موسیقیش هم قشنگ است میشنوید میخورد به گوش آدم، آدم جان میگیرد، همین صدایش به آدم نشاط میدهد.@
همین صدا از نظر روانی آنهایی که یک مقدار غصه و اضطراب زیاد دارند، باید صدای آب را همیشه داشته باشند یک جایی کنار آب یا بشنوند دائماً یا آب را ببینند، دیدنش هم خیلی لذتبخش میشود، حیات میآورد.@
سه چیز غم را از دل میبرد، آب، صدای خوش، سبزه، حالا ترجمه ی ریاضی نکردیم آب «اَلماء»، سبزه، صدای خوش، اینها خیلی خوب است، دل را شاد میکند، دل را آرام میکند، آدم باید برای خودش انتخاب بکند، اما شما تا پیشنیازش را نگذرانید، وارد یک همچین بهشتی نمیشوید، پیشنیازش چیست؟ کینه نداشته باشید.@
غِل داشته باشی، در دلت درگیری، غِل، کینه، دلچرکینی، داشته باشی نمیتوانی آنجا وارد بشوی، این خیلی مهم است، تا نتوانی دلت را از این آزاد بکنی، نسبت به اطرافیانت، همسرت، فرزندانت، خانوادهات، هر کس، دلت کمترین درگیری را داشته باشد، نمیتوانی آنجا بروی.@
مثل حسادت، کینه، بدبینی، زودرنجی، یا غم، مثل لخته خونی است، آنهایی که سکته میکنند اینطوری است، مثلاً آنهایی که پاهایشان خیلی یخ میکند، یا زمستانها یک جایی میخوابند که سرد است، یا پاهایشان را از پتو بیرون میگذارند، این سرما باعث میشود خون لخته بشود، همان در پا است، اینقدر سرد میشود، که خون یواش یواش لخته میشود.@
اینهایی که سکته میکنند، چرا معمولاً نوع سکتهها صبحها هست، سکته مغزیها، سکته قلبیها، شب غذای چرب میخورند، بعد هم یک جایی میخوابند که سرما زیاد است، این پا یخ میکند، غذای چرب وارد این رگها میشود، آمادگی هست، سرما هم به این چربی میزند، زود میماسد، این لخته درست میشود.@
این صبح بلند میشود، برود مطالعه بکند، برود نماز بخواند، برود نان بخرد، برود یک کاری بکند، لخته حرکت میکند، میکشد میآید سمت قلب یا سمت مغز سکته میزند، یعنی سکته را این الان نشان میدهد که میزند، لخته دیشب زده شده، این پایش بیرون از پتو بوده، پایش گرم نبوده، سرد بوده این لخته در کف پا یا در خود پا هست، این تا بلند میشود یک ذره حرکت عادی دارد میرود و میآید یواش یواش این لخته میآید آخر او را میکشد.@
کینه اینطوری است کینه اگر همراهت باشد یک جا تو را میزند نمیفهمی دیگر چه چیزی را انسان از دست میدهد، حسادت، بدبینی، کینه، همه اینها خطرناک است، یک لختهای هست که میآید یک جا زندگی را متلاشی میکند.@
شیطان نگاه کنید، شیطان لخته حسادت را داشته، «وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ» نمیگوید الان کافر شد، آن عفونت حسادت را داشته ولی چون زمینه حسادت نبوده، میتوانسته آزاد باشد، رشد بکند، عبادت بکند، تقرب پیدا بکند، بالا بیاید، آمد بالا، رسید به یک جایی که حالا خدا از او امتحان میگیرد.@
میگوید حرف من یا حرف تو؟ میگوید حرف من، آن عفونت، آن لخته کار دستش میدهد، جلوی خدا میایستد، همان کاری که خیلی از ما میکنیم، ما یک جاهایی که حکم خدا با زنانگیمان، مردانگیمان، ایرانی بودنمان، اینکه میگوییم (نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران) اینطوری است، یک آدم وحشی، بیعاطفه، بیدین، خودشیفته است.@
چون خدا میگوید مسلمان که هیچی، هر کافری هم هر جای عالم تحت فشار باشد اگر بتوانی به او کمک بکنی باید کمکش بکنی، غزه و لبنان که مسلمان هستند، قرآن میگوید «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ» مستضعفین عمومی است «مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ» هر جا مردی، زنی، کودکی در فشار هست مستضعف است.@
«لا تُقاتِلُونَ» چرا جنگ نمیکنید، نمیروید بجنگید اینها را نجات بدهید، اگر بتوانید باید این کار را بکنید یک کسی میگوید غزه، سوریه، لبنان، اینجا و آنجا به کار من چی میآید، افغانستان چرا اینطوری، پاکستان چرا آنطوری، هند اینطوری هست به من چه ربطی دارد این اصلاً مسلمان نیست، انسان هم نیست، جلوی خدا میایستد.@
خدا میگوید باید بجنگی، میگوید به من چه نمیکنم، ما خیلی داریم این چیزها در زندگیهایمان خیلی هست که زندگیمان، شوهرمان، زنمان، بچهمان، خانوادهمان، مالمان عزیزتر از الله، اهل بیت و جهاد هستند، این همان لختهها هست که کار دستمان میدهد.@
کینه هم یکی از آنهاست، کینه غِلّ است، مثل اغلال، گرفتگی، اصلاً اسمش خیلی زیباست، غین و لام، یعنی گره، دلگیری شنیدید، دلچرکینی، عفونت است میآید کار دست آدم میدهد، در بهشتی هستند که با نهرها هستند «وَ قالُوا الْحَمْدُ لِله الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللهُ» این آیه یک شاهکلید است این را حتماً داشته باشید، حفظ هم بکنید.@
کدام بخشش را؟ «الْحَمْدُ لِله الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللهُ» هر نعمتی به شما رسید جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فوق عقلی این را برایش بخوانید، الان رفتی حرم امام رضا، قبل از اینکه به آغوش امام رضا بروی، همان دَم در حواست باشد خدا راهت داده، خدا دعوتت کرده، یادت بوده، امام رضا یادت بوده.@چون اذن دخول که داری میخوانی میگویی «أَ أَدْخُلُ يَا الله یا رَسُولَ الله» یعنی به تو اذن دادند که آمدی، یعنی دعوت شدی، حواسشان به تو بوده کارت دعوت برایت فرستادند دعوتت کردند، پس وقتی آمدی اول شکرت را به جا بیاور از امام، از خدا.@
همان از در که خواستی وارد بشوی بگو «الْحَمْدُ لِله الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ» ما اهل این کار نبودی، ما اهل این هدایت نبودیم، «لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللهُ» اگر خدا هدایتمان نمیکرد ما این کاره نبودیم، ببین میلیاردها نفر پایشان به حرم نمیرسد، به مسجد نمیرسد، به نماز موفق نمیشوند، ببین چقدر محرومیت دارند.@
پس ببین خدا روی تو دست گذاشته، انتخابت کرده، دست روی تو گذاشته، به تو لطف کرده، ما باید تشکر کنیم «الحمد لله» این شاهکلید است، حالا این شاهکلید را وقتی داشته باشید یک اتفاقات قشنگ برایتان میافتد که در آثارش میگویم برایتان چه اتفاقاتی میافتد.@
این شاهکلید خیلی به کارتان میآید، اصلاً این زمزمهتان باشد، در هر نعمتی که دارید برخوردار میشوید این را آهسته زمزمه بکنید «الْحَمْدُ لِله الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللهُ» بعد «لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ» این هم حمد دارد، فرستادگان پروردگار ما، مربی ما به حق آمدند.@
«وَ نُودُوا» ندا کردند «أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» این بهشت را به ارث بردید، به پاداش کارهایی که کردید «جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ» به خاطر عملتان، باز همه چیز مبتنی بر عمل شده، اینهاست که شکر دارد.@
اهمیت اوصاف حمد، یک بخشش را ما برایتان میگوییم، چون وقتمان کم هست، در این بخش حمد محبوبترین چیز نزد خداوند هست «ما مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللهِ مِنَ الْحَمد» نزد خدا هیچ چیز محبوبتر از ستایش خدا نیست، خدا به این ستایش احتیاج دارد؟ نه.@
اینکه میگوید محبوبتر از حمد چیزی نیست، باید یادت باشد تو هم مثل خدا نگاه بکنی، آنهایی که میخواهند زود به خدا برسند باید زود هم نظر بشوند هر چه اختلاف نظر داشته باشی با خدا دور میشوی، باید نگاهت با نگاه خدا یکی بشود.@
اگر یک چیزی را خدا خوب میداند، پس تو هم خوب بدان، اگر خدا یک چیزی را حلال میداند، تو هم حلال بدان، اگر یک چیزی را خدا حرام میداند، تو هم حرام بدان، اگر یک چیزی را خدا منفور میداند، تو هم به آن نفرت داشته با ش، اگر یک چیزی را خدا اجازه میدهد، تو سخت نگیر.@
یک عالم آدم هستند حلالهای خدا را برای خودشان حرام میکنند، سخت میگیرند، نباید سخت بگیرید، مدام به اسم ریاضت و خودسازی حلالهای خدا را به خودتان حرام نکنید، در حدی که خود خدا گفته، «ما مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللهِ مِنَ الْحَمد» شما مثل خدا حمد باید محبوبترین چیز نزد شما باشد دیگر چرا؟@
چون خدا بیشترین محبت را به بندگانش دارد، قشنگترین چیزها را برایشان دوست دارد، لذا وقتی خدا میگوید محبوبترین چیز نزد من این است، یعنی باید محبوبترین چیز نزد شما باشد، و مهمتر اینکه من خدا که شما را دوست دارم و شما را برای رسیدن به مَثَل اعلی و خلیفة اللهی خودم ساختهام و انتخابتان کردم بدانید محبوبترین چیزها که شما را میتواند به این مقام برساند اینطور چیزها است.@
حالا یکیش حمد است، این هم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) هست «إِنَّ أَفْضَلُ عِبادِ اللهِ تعالى يَومَ الْقِيامَةِ اَلْحَمّادُون» برترین بندگان خدا روز قیامت کسانی هستند که زیاد حمد میکنند.@
این کلمه برترین بندگان شما را یاد چه چیزی میاندازد؟ اگر ما فهمیدیم برترین بندگان روز قیامت آنهایی هستند که بیشتر حمد میکنند شما را یاد کدام آیه میاندازد در حرکت به سمت خدا؟ سابقون، یعنی اگر میخواهی سبقت بگیری برتر بشوی، باید میزان شکر و حمدت را بالا ببری، باید با شکر و حمد مأنوس بشوی.@
باید نعمتهایت را ببینی، باید بینهایت نعمتهایی را که خدا به تو داده ببینی شیطانصفتی نکنی، تنگنظری نکنی که فقط مشکلات زندگیت را ببینی بلکه آن دادههای خدا را نگاه بکنی، که امام سجاد فرمود، «نَشْکُرَکَ عَلی آلائِک کَما نَشْکُرُکَ عَلی بَلائِک» ما همانطوری که به نعمتهایت شکرت میکنیم به بلاهایت هم شکرت میکنیم.@
یعنی چون آن بلاها هم به نفع ما به ما داده شده نه به ضرر ما، با کینه به شما داده نشده، با دشمنی به شما داده نشده، با محبت به شما داده شده سختیهای زندگیتان، لذا هر دو یکی است، که حالا راجع به این دو تا یکی است بعداً صحبت خواهیم کرد.@
پس سبقت میخواهید بگیرید برو سراغ حمد، آن هم حمّادون، حامدون نه، حامدون هم حمد میکنند، اما حمّادون زیاد حمد میکنند، یعنی این (الحمد لله، شکراً لله) روی زبانشان هست.@
یک روایت دیگر هم بخوانم چه زیباست باز هم از نبی اکرم هست «یُحْشَرُ النّاس یَوْمَ الْقیامَة فی صَعیدٍ واحِد، فَیُسْمِعُهُمُ الدّاعی، وَ تَبْعُدُهُمُ الْبَصَر، ثُمَ یَقُولُ مُنادٍ فَیُنادی یَقول: سَیَعْلَمُ اَهلُ الجَمْعِ لِیَومٍ مَنْ اَولی بِالاِکرام فَیَقُولُ أَیْنَ الَّذین کانوا یَحْمَدونَ الله فِی السَّراءِ وَ الضَّراء؟ فَیَقُومُون وَ هُم قَلیلون، فَیَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَیرِ حِساب».@
روز قیامت که میشود خداوند تبارک و تعالی مردمان را در یک بیابان صاف و پهناور همه را میآورد یعنی همه همدیگر را میبینند، به طوری که صدا و نگاه به همه میرسد، کسی نمیداند در چند میلیارد جمعیت صدا و نگاه چطوری میشود، ولی همه صدا و نگاه را دارند، همه، همه چیز را میبینند، کثرت جمعیت نه مانع شنیدن است نه مانع دیدن است.@
سپس بانکدهندهای، منادی، یک داعی، دعوتکنندهای، بانکدهندهای بانک میدهد، صدا میآید امروز «سَیَعْلَمُ اَهلُ الجَمْعِ لِیَومٍ» امروز آنهایی که اینجا جمع شدند خواهند دید چه کسی سزاوارتر است به اکرام، به گرامیداشت، بعد همه منتظر هستند ببینند در اینها چه کسی عزیزتر است.@
بعد میگوید «أَیْنَ الَّذین کانوا یَحْمَدونَ الله فِی السَّراءِ وَ الضَّراء؟» کجا هستند آنهایی که همیشه خدا را در خوشی و ناخوشی شکر میکردند، در همه حالتها خدا را شکر میکردند، «اَلحَمدُ لِلهِ عَلی کُلِ حالٍ» خدا را شکر میکردند ولی پیغمبر یک خبری میدهد میگوید که کم هستند، همه نمیآیند، یعنی نمیتوانند آنجا باشند.@
«فَیَقُومُون» بلند میشوند اما «وَ هُم قَلیلون» کم هستند آدمهایی که اینطوری باشند، «فَیَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ» وارد بهشت میشوند بدون حساب، چقدر مزه دارد بدون حساب آدم به بهشت برود، یعنی این بنده خدا حساب و کتاب ندارد، چون این نگاهش به خدا همینطوری بوده در سختیها و شادیهایش با خدایش یک جور بوده.@
میدانسته هر چه که دارد میآید «الحمد لله» هر چه که دارد میآید با مهربانی میآید، با رأفت میآید، با رحمت میآید، چه میخواهد بلا باشد، اصلاً این آدم در قید این نیست که چه چیزی میخواهد بیاید، هر چه قرار است بشود، نکند این بشود، حالا اگر شد چی؟ «الحمد لله» خدا این را برای ما رقم زده.@
الان آزمایش دادی علائمی دارد، این میبینی که قبلاً از اینکه جواب آزمایش بیاید من دیدم آدمهایی که اینطوری هستند پس میافتد بنده خدا، میگوید ایدز دارم، آخر تو از کجا میگویی، نه، دو تا پرنده در هوا به هم خوردند من ایدز گرفتم، روی چه حسابی، خیالبافی، شیطان حمله جلو این است.@
هنوز جواب آزمایش نیامده، دکتر گفته علائم سرطان است، علائم ام اس است، آقا ول کن هر چه قرار است بشود میشود، اگر بود چی، اگر بود یک دورانی از امتحان من شروع میشود، «الحمد لله» این خبرش نگرانی یک فکر بد همیشه بیشتر آدم را اذیت میکند تا اصل ماجرا همیشه همینطوری است.@
یعنی فکر آدم را داغون میکند اصل ماجرا مهم نیست، اصلاً ممکن است اصل ماجرا دروغ باشد این اصلاً سرطان ندارد ولی فکر خیلی آدم را داغون میکند، بعضیها فکرهایشان آمادگی دارد برای داغون شدن، برای اضطراب، برای اینطور چیزها.@
اکبر بچهات مُرد، از آن ساختمان بالا اینقدر این آماده بوده برای غصه خوردن، پرت میکند خودکشی میکند، وسط راه یادش میافتد میگوید که من زن نداشتم، من اصلاً بچه نداشتم، میخورد میگوید من که اصلاً اکبر نبودم، حالا داستان اینطوری است.@
بعضیها اصلاً آماده هستند، همینطوری یک خواب ببینند، یک چیزی، یک اتفاقی بیفتد، یک آزمایشی، اصلاً برای خودشان دائماً فکر میتراشند، خدا رحمت کند شهید مطهری را میگفت بعضیها یک عمر برای اینکه مجبور نشوند یک موقعی نان و سبزی بخورند یک عمر نان و سبزی میخورند، نکند ما بعداً فقیر بشویم پس از همین الان جلویش را بگیریم ذخیره بکنیم.@
داستان همینطوری است، ذهنشان آماده است برای نگرانی، همینطوری دائماً میسازد، شیطان هم میبیند اینها اینطوری هستند دیگر اینها را ول نمیکند، میگوید این مرکب خوبی است، من همینطوری راحت فکر در سرش میریزم دو ماه این از آدمیت میافتد.@
«إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا» شیطان نجوا میکند تا غمگینت بکند، وقتی غمگینت کرد دیگر سرکاری، دیگر این آدم مضطرب، سرکار هست، مگر این دیگر میتواند به غیب بزند، این مگر میتواند به هدف اصلی خلقتش برسد.@
مثل اینکه بخواهند یک بچه را در کنکور قبول نشود، چهار تا اضطراب در او ایجاد میکنند این دیگر نمیتواند درس بخواند قبول هم نمیشود، حسادت میکند به او میگوید این اگر قبول بشود من فردا جلوی این کم میآورم بگذار یک کاری کنم این کنکور قبول نشود.@
ما زیاد داریم در مشاوره مرد نسبت به زنش حسود است، میبیند زن دارد سوادش بالا میرود، عجب آدم بدبختی است که فکر میکند، اگر زنش سوادش بالاتر برود این تحقیر میشود، حقارت و شخصیت را به این چیزها میداند، میگوید یک کاری بکنم این زن نتواند درس بخواند، برایش دردسر درست میکند، بالاخره مدام نقشه میریزد من چکار کنم این نتواند درس بخواند از این درس بیفتد.@
یا زن یک کاری میکند مرد از کمالات بیفتد، این خوب نیست، شیطان همینطوری انسان را سر کار میگذارد، شیطان همینطوری حمله میکند یک دلنگرانی الکی درست میکند آدم غصه میخورد، دلت را آزاد بکن، در مباحث رشد و قدرت، شکر و رضا این فرمولهایش را گفتیم من دارم منبع معرفی میکنم که وقتمان اینجا نگذرانیم.@
چه کسانی هستند که در دنیا در خوشی و شادی یاد خدا بودند، اینها میگوید کم بلند میشوند، اگر یک کسی اینطوری شد بیحساب وارد بهشت میشود، از او احساب نمیکشند، خیلی مزه دارد، نگویند بیا سؤالات را جواب بده، بفرمایید بروید داخل، خوش آمدید.@
یکی از اولیاء خدا یک جملهای دارد خیلی قشنگ است، میگوید آن کس که کم را سپاس نگذارد زیاد را هم سپاس نگذارد، و آن کس که کم را سپاس گذار است داند که در مُلک حضرتش هیچ چیز کم نیست، اصلاً خدا هیچ وقت کم نمیدهد، هیچ چیز کم نداریم، خدا ما را غرق میکند.@
یک چیزهایی گاهی وقتها کم است، مثلاً میگوییم ما پولمان کم است، وضع مالیمان کم است، یک جاهایی که کم است خدا راضی نیست که کم باشد، ولی این کم برای این هست که اگر زیادش کنم، خود خدا هم در قرآن میگوید، میگوید وقتی به آنها زیاد میکنیم طغیان میکنند «اَلْمالُ مادَّةُ الشَّهَواتِ».@
این با دیپلم خوب است، ولی لیسانس میگیرد طغیان میکند، این با یک حقوق بخور و نمیر یک ذره هم قرض و بدهکاری میدود بنده خوبی است، ولی این وقتی سطح ثروتش بالا میرود طغیان میکند، متکبر میشود، خودشیفته میشود، منت میگذارد به بقیه متلک میاندازد چون پولدار است به بقیه متلک میاندازد.@
با این لگن چرا آمدی جلوی من، آنهایی که ماشینهایشان اینطوری است این لگن را برای چی برداشتی آوردی، خیلی خطرناک است، بروم برایت چند تا ماشین بخرم، این طغیان کرده، قارون را نگاه بکنید، قارون یک گدا بوده، وقتی دعا کن برای من، من ثروتمند بشوم، میگوید به صلاحت نیست، میگوید تو چکار داری تو دعا کن من برسم.@
یعنی میگوید شما دخالت نکنید من ربوبیت شما را قبول ندارم، مثل همین دختر آمده بود میگفت میخواهم با این پسر ازدواج کنم، گفتم بابا به پیر، به پیغمبر مصلحتت نیست، گفت شما چکار داری برو امام رضا دعا کن برای من که مصلحتم بشود با این ازدواج بکنم، مصلحتم تغییر کند، خدا مصلحت من را در ازدواج با این قرار بدهد زور میگویند.@
علم، بشر الان دو پله بیشتر نمیتواند رشد بکند تا زمان ظهور چون با این دو پلهاش ببین چه جنایتهایی راه انداخته، اگر خدا قرار بود 25 پایه دیگر علم را باز بکند، بشر در این تکنولوژی همه چیز را داغون میکرد، الان روی کره زمین چه کسی هست که له نشده، تحقیر نشده، دچار خودفراموشی نشده.@
یک تلگرام فرستادند برای ما، یک اینترنت برای ما فرستادند، ببینید چقدر آدمها باد آنها را برده یعنی شخصیتها در گوشیها رفته، جگر میخواهد یک کسی این را کنار بگذارد، این گوشی را کنار بگذار، یا معقول از آن استفاده بکن، کار داری، در طول روز 20 دقیقه، نیم ساعت، یک ساعت، تمام، چه خبر است، آدم در اینها مسخ میشود نمیتواند، اسیر است.@
اگر این علم بیشتر پیشرفت بکند چه شود، بشر به جای سجده خدا به چه چیزی سجده میکند؟ الان مردم ساجد اینترنت هستند، ساجد کانالها هستند، اینها را دارند سجده میکنند، عابد اینها هستند، فرمولها، دستورالعمل، سبک زندگی را دارند از اینجا میگیرند، عابد اینها هستند.@
نمیتواند خودش را آزاد کند، یک ماه این را کنار بگذار میتوانی، چرا یک ماه قرآن، نماز، خدا، دین، زیارت، امام رضا، کربلا میتواند کنار بگذارد، چند ماه هم کنار میگذارد ولی اینها را نمیتواند، میگوید نه، همه هم توهمی است، خیالی است.@
اگر خدا علم بدهد بشر طغیان میکند، لذا گذاشت که امام زمان بیاید، اول حاکمیت فطرت بیاید، متخصص معصوم بیاید، ولی الله بیاید، میگوید حالا شما ظرفیت علم را الان دارید، دیگر الان ما به شما علم بدهیم طغیان نمیکنید، چون شما هم به خودشناسی رسیدید، هم معشوقتان را شناختید، امامتان را شناختید، خانوادهتان را شناختید، علم ابزار رشد معنوی شما میشود، نه ابزار غفلت شما، الان علم ابزار غفلت هست.@
خیلی زیبا ایشان فرمودند که اگر کسی کم را، در روایت هم داریم که آدمهایی که کم شما را نمیبینند زیاد شما را هم نمیبینند، کسی که با تو سر کم دوستی ندارد با زیادت، با عطا و بخششت نمیتوانی دلش را راضی بکنی، هیچ وقت از تو راضی نمیشود.@
بچههای لوس را دیدید، این رابطه عاطفی شکست خورده است، بچه ناسپاس است، بچه نمکنشناس است، بچه لوس است این مادر مدام میخواهد این بچه را عاشق خودش بکند، بعد هر چه این بچه میگوید بیشتر برایش میخرد، تلفن میخواهم، تلگرام میخواهم، تبلت میخواهم، موتور میخواهم، ماشین میخواهم.@
بعد میبیند نه این بچه هر چه بالاتر میرود ناسپاستر، دورتر، قهرتر، هر چه در حلقش میریزی بدتر میشود، مدام سفارش میدهد، پدر و مادر هم همینطوری تند تند تهیه میکنند، ولی این درست نمیشود، ریشه باید درست بشود.@
بچهای که در کم تو، در مریضی تو عاشقت هست، در زیادی هم اصلاً برایش فرقی نمیکند، در کم و زیاد عاشق تو هست، دوستت دارد، صفا بین شما برقرار است، با کم و زیاد پدر و مادر کاری ندارد، همسران خوب هم همینطوری هستند، خانمها معمولاً این روحیه خوب را دارند، که کم و زیاد تأثیری ندارد، بعضی از خانمها هستند که اینطوری هستند با بالا و پایین، بالا و پایین میشوند.@
ولی همسر خوب همین است، همسر خوب این هست که عاطفهاش، روابطش، گرمی، صمیمیتش در کم یا در زیاد فرقی نمیکند، اینطور نیست که تو بروی برایش این را بخری، نه او اصلاً مبنای عشقش، عاطفهاش، شما الان ورشکست بشوی دوستت دارد، فلج بشوی یک گوشه بیفتی، کارآییت را از دست بدهی، زمینگیر بشوی، سکته مغزی بکنی زمینگیر بشوی این زن همینطور وفادار مانده، اوج ثروت هم برسی.@
این مردها هستند که خیلی در این جهات طغیان میکنند، تا سوادشان زیادتر میشود، تا یک ذره موقعیتشان بالاتر میشود، میخواهند خانوادهشان را عوض بکنند این دیگر کلاس من نیست، مدام دیگران را به رخ همسرش میکشد، بچههای مردم را به رخ بچههای خودش میکشد، قدر بچههای خودش را نمیداند، قدر همسر خودش را نمیداند.@
لذا حضرت میگوید اگر یک نفر در کم دوستت ندارد در زیاد هم دوستت ندارد بیخود هزینه نکن، مشکل این مشکل اخلاقی و عاطفی است، مشکل این مشکل ایمانی است، هر جا عشق نیست یعنی ایمان نیست، میگوید هر چقدر ایمان افزایش پیدا میکند، عشق به همسر و عشق به بقیه بیشتر میشود.@
شما باید با کانون عاطفه یعنی الله که رحمان و رحیم هست دلتان پیوند بخورد که بتوانید دوست داشته باشید، و الا اینطور نیست که شما بتوانید از یک جایی عشق را دریافت نکنید به یک کسی عشق بدهید نمیتوانید، باید از یک جا بگیرید.@
الان این آدم طبیعتگراست فطرتگرا نیست، شما مدام به او پول بده برایش خرج بکن، امروز خرگوش میخواهم، فردا سگ میخواهم، اسب برایم بخرید، ماشین برایم بخرید، این کار را بکنم، ویلا برایم بگیرید، برایش میگیرند، فایده ندارد این هر روز طغیانش بیشتر میشود.@
مشکل این، این هست که این طبیعتگراست، این اگر خواست درست بشود باید مادر فطرتگرا باشد، پدر فطرتگرا باشد، پدر و مادر وقتی فطرتگرا شدند، بچه در هر حالتی دوستشان دارد، «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا».@
دنبال این باشی با تظاهر، عطر بزنم، لباس اینطوری بپوشم، مدرک اینطوری بگیرم دوستم داشته باشند، نمیشود دوستت داشته باشند، خدا کانون عشق را اینطور چیزها قرار نداده، اینها کانون نیاز است، به تو بیشتر ممکن است نیاز پیدا بکنند آویزانت بشوند اما نمیتوانند دوستت داشته باشند.@
عشق آنجایی هست که ایمان و عمل صالح باشد، «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» حالا خدا محبوبشان میکند، و الا تو که نمیتوانی اینطوری فیلم بازی کنی، تو باید به آنطرف دل بدهی، حالا این محبوبیت هم ایجاد میشود.@
اگر میخواهی فرزندت دوستت داشته باشد، بقیه دوستت داشته باشند، مشرک نشو، که بخواهی برای این یک فکری بکنی، نه عاطفهات را پایش بریز، دوستش داشته باش، رابطه عاطفی، عاطفه کلامی، سمعی، بصری، لمسی، اینها را نسبت به او داشته باش، چون نیازش هست، اما حواست به دلدار باشد.@
شما به محض اینکه دلدار را، خدا را رها میکنید و به معشوق زمینی میچسبی، معشوق زمینی هر چه عشق پایش بریزی، مدام به او محبت بکنی از تو بیشتر تنفر پیدا میکند، اصلاً خدا اینطوری کرده، خدا میگوید هر کس من را رها کرد دنیا او را بدوان.@
زنت، فرزندت، دیگر از اینها نزدیکتر، پدر و مادر، وقتی خدا را رها میکنی، مدام هم برو این پدر و مادر را هزینه کن، در دلشان نمیچسبی، در دلشان نمیروی، ولی دلت را به خد بده، میبینی کافر هم دوستت دارد، پس این را خوب دقت کنیم چرا محبوبترین چیز نزد خدا حمد هست.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@