جلسه 004 - فکر و ذکر ۲ (۱۳۹۷)
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - فکر و ذکر ۲ (۱۳۹۷)

ب«به نام خدا»

ذکر را تا یک مقدار این بحث قضا و قَدر در این معارف بهتر جا بیافتد. یک صلوات برای همه علمای خوب اسلام که زحمت کشیدند این معارف را از اهل بیت دریافت کردند تا به الان دست ما رساندند زحمات زیادی است یکی از آنها مرحوم ملاصدرا که از اولیاء خداست واقعاً زحمات زیادی کشیدند که اینها دست ما رسیده به محضر همه اینها هم یک صلوات بفرستید.@

یک قضا و قدر داریم «اذکرونی» این می‌شود چی؟ قَدر، حالا پشتش خیلی داستان دارد که در مباحث یاد خدا و مباحث معنوی اینها را توضیح دادم چون اینها را شما باید قبلاً کار کرده باشید دیگر من الان توضیح نمی‌دهم.@

«اذکرونی» قضایش چه می‌شود؟ «اذکرکم» یعنی اگر شما واقعاً یاد کنید من هم یاد می‌کنم، حالا عمق یاد خدا و میزان یاد خدا چقدر مؤثر است. این خیلی مهم است یعنی ما با چه کیفیتی از یاد ما به چه کیفیتی از یاد خدا منجر می‌شود این را توجه کنید.@

پس غیب چقدر ما را جدی می‌گیرد آسمان چقدر ما را جدی می‌گیرد حضرت زهرا چقدر ما را جدی می‌گیرد امام زمان چقدر ما را جدی می‌گیرد این بسته به این هست که ما واقعاً چقدر اینها را جدی بگیریم و مراتب مختلف دارد.@

اولین مرتبه براساس «اذکرونی اذکرکم» مرتبه زبانی هست در مرتبه زبانی اگر یک کسی در مرحله زبانی یاد خدا را بکند، اولین مرحله، مرحله ذکر زبانی است شما وقتی که یاد بکنید ذکر زبانی را که اقرار به عقاید بکنید.@

اقرار به عقاید یعنی چی؟ یعنی یک کسی در جامعه اسلامی می‌گوید «أشهد أن لا إله إلا الله» مثل ابوسفیان مثلاً گفت «أشهد أن لا إله إلا الله» یک کسی بیاید بگوید «أشهد أن لا إله إلا الله أشهد أن محمد رسول الله» در جامعه الان یک کسی بیاید این را بگوید به عنوان یک مسلمان محسوب می‌شود.@

وقتی به عنوان یک مسلمان محسوب شد جامعه موظف است خون، زندگی، ناموس او را حفظ کند و به عنوان چه با او رفتار کند؟ یک مسلمان، تحت امنیت قرار می‌گیرد این مسلمان است باید طبق قوانین جامعه اسلامی با او رفتار بشود.@

حرمت و حقوق یک مسلمان را دارد در اسلام اگر کسی گفت شهادتین داد همین شهادتین را به زبان آورد در همین حد، این را اعلام کرد ولو منافق باشد دروغ هم می‌گوید، منافق است دروغ می‌گوید، ولی می‌گوید نه من دارم شهادت می‌دهم مسجد می‌آیم نماز دارم می‌خوانم ولی می‌دانید دروغ می‌گوید باید با او طبق چه قوانینی رفتار کنیم؟ یک مسلمان، یعنی حق و حقوق مسلمان، می‌تواند ازدواج کند.@

الان یک کسی بیاید بگوید من مسیحی هستم می‌تواند به خواستگاری دختر مسلمان بیاید؟ نه دختر مسلمان نمی‌تواند با یک مسیحی ازدواج کند ازدواجشان حرام است اصلاً عقد منعقد نمی‌شود یک پسر مسلمان می‌تواند یک دختر غیرمسلمان را به عقد دائم خودش در بیاورد؟ نمی‌تواند در بیاورد نمی‌توانیم ما ازدواج کنیم، پس چی؟@

باید او بیاید بگوید، حالا آن دختر می‌آید می‌گوید من می‌خواهم با این پسر ازدواج کنم می‌گوییم اگر می‌خواهی ازدواج کنید عقدتان قانونی بشود ثبت کنند باید بیایی بگویی «أشهد أن لا إله إلا الله أشهد أن محمد رسول الله» می‌گویند حالا این مسلمان شده اقرار کرده به زبان، ذکر زبانی گفته اقرار به عقاید اسلامی کرده اقرار به توحید و نبوت کرده.@

به محض اینکه اقرار به عقاید اسلامی کرد اقرار به این مسأله آورد حالا دیگر چه هست؟ حالا مسلمان هست پس ببینید «اذکرونی اذکرکم» اینطوری می‌شود پس مرحله اول معنای ذکر زبانی چیست؟ اقرار به عقاید، نتیجه: محفوظ ماندن خون و ثروت به واسطه امان اسلامی، امنیت اسلامی پیدا می‌کند.@

معنای «اذکرونی اذکرکم» در مرتبه زبان این هست که مرا به ایمان یاد کنید یعنی این را بگو این را اقرار کن به زبانت، خب خدا به ما چه می‌دهد؟ یاد خدا چه می‌شود؟ چون خدا قاعده فرمول گفته، گفته هر ذکری را بکنید من هم ذکرت می‌کنم ذکر خدا این هست که به تو اجازه می‌دهد از حقوق جامعه اسلامی چیه؟ برخوردار باشید این امنیت را پیدا کنید این یاد خداست.@

مرحله بعدی: ذکر ارکان، در ذکر ارکان تو ذکر بدنی ذکر عملی داری عمل به اطاعت و عبادت این هست، آقا نماز بخوان، روزه بگیر، حج برو، خمس بده، زکات بده این خمس عملی است وقتی یک کسی خانمی مثلاً.@

یک صحنه خیلی قشنگ من دیدم چند روز پیش رفته بودم در همین ایام تعطیل یکی از کارمندهای مؤسسه آقایان آمده بود مؤسسه که برای همین کارهایی که داشتیم کمک ما کند چون ما تعطیل نبودیم چند روز داشتیم برای شما آشپزی می‌کردیم در تعطیلات برای اردو، ایشان هم آمده بود به نحوی کمک ما کند.@

بعد من لازم شد فروشگاه بروم فروشگاه رفتم یک دختری ایشان دارد مثلاً فکر می‌کنم اول ابتدایی هست بعد خیلی برایم جالب بود من این در آسانسور را باز کردم وارد فروشگاه شدم دیدم این دختر چشمش به من خورد این بچه از وقتی متولد نشده بود.@

یعنی پدر و مادرشان با برنامه من ازدواج کردند زیر نظر من، مثل بچه‌های خود من می‌مانند هیچی تا این چشمش به من خورد دیدم دوید رفت، داشت با یک دختربچه دیگری بازی می‌کرد دوید رفت چادر سرش کرد، چه چیزی باعث می‌شود این برود چادر سرش کند؟@

اصلاً من به این فکر نبودم که مثلاً این الان بچه است مثلاً خانم است مؤنث است سرش باز است آنطوری اصلاً نگاه نکردم بچه فلانی است سلام، اصلاً حواسم نبود این دختر است یا پسر، اصلاً این را هم حواسم نبود ولی این دوید این حواسش بود که باید برود چادر سرش کند بچه هفت ساله.@

یا یک خانم وقتی چشمش به نامحرم می‌خورد خودبه‌خود در برخورد با نامحرم حیا و حجاب دارد مراقبت می‌کند مرد مراقب است زن مراقب است ما الان سال خمسی‌مان هست خمس بدهیم یک پولی دستم آمده من باید زکاتش را بدهم.@

وقتی یک کسی اینطوری یاد می‌کند اینکه الان مثلاً می‌دود می‌رود حجاب می‌گیرد یعنی چه؟ یاد چی هست؟ یاد عملی هست، درست است؟ یک کسی را عروسی حرام دعوت می‌کنند نمی‌رود، می‌گوید من الان در آن عروسی بروم آنجا الان موسیقی مطرب و حرام و اینهاست زنان کشف حجاب می‌کنند آرایش می‌کنند آنجا مَحرم و نامحرم ندارد نمی‌رود اگر کسی رفت یاد ندارد یاد شیطان است.@

ولی اگر کسی آنجا نرفت می‌گوید من نمی‌روم در آن عروسی شرکت کنم، این یاد کیست؟ یاد خداست دارد خدا را یاد می‌کند. یک کسی می‌خواهد ازدواج کند بعد موردش موردی نیست که خدا راضی باشد برای ازدواج، ازدواج نمی‌کند از آن می‌گذرد.@

ممکن است طرف خیلی مورد خوبی هم باشد می‌گوید من با این ازدواج نمی‌کنم این نه می‌تواند مادر خوبی برای بچه‌های من باشد نه می‌تواند همسر خوبی برای من باشد.@

یا برعکس یک آقایی هست خیلی شرایطش هم خوب است ولی وقتی خانم می‌داند که اگر بخواهد با این ازدواج کند یعنی باید قید غیب و آسمان و واجبات و رساله و حلال و حرام را بزند، نمی‌کند، این چه می‌شود؟ یاد می‌شود به آن یاد می‌گویند یعنی یاد خداست می‌گوید من برای خدا هستم نمی‌توانم تصمیم‌گیری کنم برای خودم که نیستم من بنده‌ هستم.@

آن خانمی که من اتریش مهمان ایشان بودم خیلی زیبا گفت، یک خانمی بود خیلی خانم اتریشی بود در این هتلی که من بودم شوهرش ایرانی بود خانم اتریشی بود دوتا دختر خیلی فرشته هم تربیت کرده بودند بسیار مراقب، یعنی اینها اصلاً انگار خیلی دختر مثلاً شاید یک دختر ۱۹ ـ 18 ساله یک دختر مثلا 7 ـ 8 ساله آنقدر اینها تحفظ داشتند.@

من رفتم در خانه‌شان نشستم یک شبی من را شام دعودت کردند بعد رفتم دیدم که این دختر، یک جایی بردند که حالا این دخترخانم بود دیدم که روی همه عکسها را یک کاغذ چسبانده مثلاً این عکس بود یک کاغذ روی عکسها چسبانده بود بعد سؤال هم نکردم فقط دیدم اینطوری هست.@

پدرش گفت به شوخی گفت این پدرسوخته می‌گوید این اتاق خودم است عکسهایم را چسباندم عکسهای دوستانم را، پدرم نباید دوستانم را نگاه کند اینها را، یک بچه مثلاً 8 ساله تحفظ دارد تحفظ حیایی و تقوایی دارد آنجا، مراقبت می‌کند در اوج فساد در یک کشوری که واقعاً فساد در اوج است@

من یک صبحانه رفتم بخورم کوفتم هم شد آقایی گفت بیا پیش ما ، رفتم پشت میزشان نشستم دیدم یک روزنامه هست (خیلی عذرمی‌خواهم) یک عکس داشت مثلاً چند هزار زن و مرد عریان بود سر صبحانه کوفتمان هم شد.@

گفتم این چیه؟ گفت هیچی داشتم این را می‌خواندم، گفتم این چیه؟ گفت امروز اینها در هر سال یک روزی دارند مثل جایی مثل میدان آزادی ما دهها هزار زن و مرد عریان کامل می‌آیند می‌رقصند گفت روزنامه اعلام کرده که بیش از ظرفیت نیایید اینجا کشته می‌شوند جمعیت زیر دست و پا می‌مانند کشته می‌شوند به مردم گفته بود ظرفیت ما محدود هست نیایید یک کشوری در وین که اینها ادعای تمدن و حقوق بشرشان می‌شود.@

در آنجا این خانم و آقا اینطوری تربیت شدند این خانم خودش تعریف می‌کرد گفت من ایران آمدم حالا این می‌گفت ما هم از خجالت عرق می‌ریختیم می‌گفت من آمدم ایران در هواپیما می‌بینم همه خانمهای ایرانی تا هواپیما بلند شده همه لباسهایشان را در آوردند واقعاً خیلی فاجعه دارد.@

گفت یک خانمی بلند شد گفت شوهرم کنار پنجره نشسته بود دوتا بچه‌هایم هم نشسته بودند من هم در راهرو نشسته بودم این خانم هم کنار من بود بلند شد کشف حجاب کرد و لباسش را هم در آورد یک لباس خیلی مبتذلی پوشید بعد به من زد و گفت در بیاور اینجا آزاد باش راحت باش، خانم ایرانی، بعد به او گفتم خانم من مسلمان هستم.@

همین یک کلمه، این من مسلمان هستم یعنی چی؟ این یاد خداست این که آنجا حجابش را حفظ می‌کند این فوق‌العاده یاد خداست می‌گوید مسلمانی که اروپا و اتریش و کیش و دبی و مجلس عروسی ندارد خانمهایی هستند که خیلی مراعات می‌کنند وقتی عروسی می‌روند نمی‌دانم چطوری می‌شود یکدفعه داستان عوض می‌شود@

می‌روند در مجلس، کیش، دبی، شمال یکدفعه می‌بینم همه چیز عوض می‌شود این یاد خدا نیست یا طرف همه چیز را رعایت می‌کند بعد می‌بینی موقع عروسی یکطور دیگر است مرد مسلمان کروات زده پاپیون زده ریشش را می‌تراشد و خیلی کارهای دیگر، این اصلاً چه شد، این چطور دینی است!@

یک جاهایی دین اصلاً انگار حذف می‌شود به خدا می‌گوییم از اینجا به بعد تو داخل نیا، به فرشته‌ها و امام زمان و حضرت زهرا می‌گوییم خانم عروسی است عروسی ما شما تشریف نیاورید امام زمان عروسی ما تشریف نیاورید به فرشته‌ها می‌گوییم شما تشریف نیاورید ما اینجا کار داریم.@

خیلی خطرناک است آدم خدا و اهل بیت و غیب را بیرون می‌کند از مجلس خودش بیرون می‌اندازد می‌گوید شما در مجلس ما نیایید چه کسی گفته شما این کارها را بکنید این روی چه اصول و استاندارد و قَدری هست برای چه این قَدر را انتخاب می‌کنید.@

چه کسی گفته باید عروسی فسق و فجور باشد چه کسی گفته عروسی باید بزن و برقص آنچنانی باشد، این از کجا آمده؟ این دستور شیطان است این یک تقدیر شیطانی است قضایش هم معلوم است چقدر نطفه‌های ناجور بسته می‌شود.@

این الان از کجا آمده که عروسی باید فسق و فجور داشته باشد این همه مسیحیان مراسم عروسی‌شان را می‌روند در مقدس‌ترین جاها در کلیسا برقرار می‌کنند می‌گویند ازدواج پیوند مقدسی است باید در مقدس‌ترین مکانها انجام شود در کلیسا می‌روند.@

الان بگویید در مساجد بروند حرم ائمه، حرم بزرگان، اولیاء خدا آنجا مراسم بگیرند جشن بگیرند عروسی بگیرند شادی کنند شیرینی بدهند مراسم باشد چه اشکالی دارد، الان انگار توهین کردی به کسی اگر بگویی، سکولاریزم اینطوری سراغ آدمها می‌آید یعنی تقدیرات حیوانی غلبه می‌کند بر تقدیرات انسانی.@

نه این عروسی مسخره است یعنی چه من بروم مسجد عروسی بگیرم! باید تالار باشد تالارش هم باید اینطور باشد آن هم با این شرایط، یک خانمی بنده خدا پیش من آمده بود گریه می‌کرد همین چند وقت پیش، گفت حالا من در این کانال شما آشنا شدم با خودم با خیلی چیزهای دیگر.@

اصلاً من یک کسی بودم که اصلاً حجاب برای من اصلاً مفهوم ندارد جلوی مَحرم و نامحرم، ما اصلاً از این چیزها در فامیل و خانه نداریم اصلاً چیزی به اسم حجاب معنا ندارد ما جلوی همدیگر آزاد هستیم.@

حالا من الان مثلاً یک اتفاقی دارد می‌افتد با این کسی که می‌خواهم ازدواج کنم متوجه تغییرات من شده گفت پسر گفته بو ببرم بخواهی حجاب داشته باشی بخواهی نماز بخوانی و بخواهی از این کارها بخوانی تمام است قید من را بزن.@

ذکرِ اطاعت، اطاعت یعنی خدایا هر چه گفتی چشم، عبادت، حج است چشم، خمس، چشم، طرف گذاشته 60 سالش شده خمسش را نداده حالا می‌خواهد حج برود آمده به من اینطوری می‌کند خمس را قبول ندارم این را به شما بگویم، آقای استاد من خمس را قبول ندارم پول زور است خدا می‌خواهد این را از من بگیرد.@

خیلی حرف است خیلی بی‌ادبی است خیلی گستاخی بزرگ، تو چه چیزی برای خودت هست اینقدر قیافه می‌گیری، پول زور به چه کسی بدهم پول برای خودم هست خودم کار کردم ولی گفتند که می‌خواهم حج بروم الان مجبورم خمس بدهم، می‌دهم ولی راضی نیستم مالت را حلال کنی، نمی‌خواهم بکنم، نمی‌خواهم مالم حلال بشود، چقدر مسخره است.@

تو 60 سال مال حرام خوردی این را هم بخور وقتی راضی نباشی چون خمس جزء واجبات و عبادت است وقتی راضی نیستی قربتاً الی الله حتی ندهی از روی ترس و ملاحظه بدهی هیچ فایده‌ای ندارد انگار ندادی آن حج هم در سرت بخورد آن حج هم به درد نمی‌خورد هیچ فایده‌ای ندارد.@

این الان حجش را هم که دارد می‌رود تکلیفی است روی کُلفَت دارد می‌رود یعنی سختش است اذیت می‌شود می‌گویند حالا مستطیع شدی می‌گوید خودم نمی‌خواستم بروم زن فلان فلان شده برداشت ما را ثبت‌نام کرد دیگر حالا اسممان در آمده باید برویم.@

دائم سبک و سنگین کردم دیدم حالا می‌ارزد بعد از این به من حاج آقا می‌گویند می‌ارزد برویم، نگویند ما، این زندگی‌های مسخره و دینداریهای اینطوری. طاعت یعنی هر چه تو بگویی خدایا درست است این قَدرهایی که تو انتخاب کردی برایم قدرهای انسانی است نماز قَدر انسانی است اگر کسی در آن موطن انسانی نباشد نماز را نمی‌فهمد لذت هم نمی‌برد.@

روزه و حجاب را نمی‌فهمد اصلاً از اینها لذت نمی‌برد انقلاب را نمی‌فهمد جمهوری اسلامی را نمی‌فهمد ولایت فقیه را نمی‌فهمد وقتی در قَدر انسانی قرار نگیرد، همین که در قَدر انسانی قرار گرفت همین پنج دقیقه فکر کند ولایت فقیه چیست آن را می‌فهمد اصلاً لازم نیست خیلی کنکاش کند.@

ولایت فقیه به قول امام اگر کسی تصورش کند تصدیقش می‌کند حاکمیت معصوم تمام، معصوم باید بر انسان حاکمیت داشته باشد ولایت فقیه ولایت معصوم است ولایت رسول الله است تمام، اگر این را فهمیدید، فهمش کار سختی نیست خیلی کار راحتی است.@

اگر قرار باشد من زندگی انسانی داشته باشم حاکم من باید چه شرایطی داشته باشد؟ باید نزدیکترین شخصیت به معصوم باشد یعنی فقیه باشد علم معصوم را بلد باشد براساس علم معصوم جامعه را اداره و مدیریت کند فهمش کار سختی نیست.@

شورای نگهبان فهمش سخت نیست قانون قرار است برای من یک قانونی اجرا بشود باید از فیلتر فقه بگذرد اگر نه زندگی من حرام می‌شود باذن الله نیست مشروعیت زندگی من و این قانون به این هست که شش تا فقیه مسلم بنشینند بگویند که این با فقه ما حداقل منافات ندارد این که دیگر خیلی طبیعی است خیلی کار سختی نیست.@

از این چه می‌خواهی؟ می‌گوید اگر من را اطاعت کنید به شما پاداش می‌دهیم و بهشت می‌روید کیفیت پاداشها فرق می‌کند یک موقع هست آدم برای یک کار بالاتر انجام می‌دهد می‌گوید من فقط می‌خواهم چون خدا از من راضی باشد و دوستم داشته باشد این کار را انجام می‌دهم خب پاداشش هم دوستی خداست.@

پس عمل ارکانی نماز، روزه، حج، خمس، زکات، طرف زحمت کشیده حجاب را رعایت کرده عمل ارکانی است پاداشش هم خدا به او می‌دهد رسیدن به ثواب و پاداش، پس مرا به طاعت یاد کنید تا شما را به ثواب و پاداش یاد کنم مرحله یاد خدا این است که اگر تو دستورش را اجرا کنی به تو پاداش می‌دهد یاد شما می‌شود.@

شما اگر یک کسی آمده در خانه‌تان کار کرده یک کارگر آوردید در خانه‌تان کار کرده پاداش به او می‌دهید یا نمی‌دهید؟ او آمده وظیفه‌اش را انجام داده شما هم باید یاد حقوق او باشید حقوقش را بپردازید.@

ذکر بعدی ذکر به نفس است ذکر به نفس تسلیم شدن و گردن نهادن در برابر دستورات و بازداشتهاست یعنی قبول می‌کنی ذکر به نفس یعنی اگر گفت حرام است انجام نده نفس واقعاً انجام نمی‌دهد زیر بار نمی‌رود که آن را کنار بگذارد این را خدا گفته انجام نده انجام نمی‌دهم انسان تسلیم بشود این را باور داشته باشد.@

غیبت حرام است طرف رفته زنا کرده، خب زنا کرده، گناه مرتکب شده یا نشده؟ الان تو فهمیدی که فلانی زنا کرده می‌توانی بروی به کسی بگویی که زنا کرده؟ «غیبة أشد من الزنا» من الان فهمیدم یک نفر زنا کرده، زنا کرده، می‌توانی بروی به کسی بگویی؟ نمی‌توانی بروی بگویی.@

اگر رفتی گفتی فلانی زنا کرده فلانی رابطه نامشروع داشته، نه اصلاً مشروع داشته اینکه یک کسی راجع به روابط مشروع دیگران حرف می‌زند دارد غیبت می‌کند، نمی‌فهمد که دارد با خودش چه جنایتی می‌کند این آدم ذکر نفسی ندارد.@

راحت غیبت می‌کند راحت تهمت می‌زند راحت حرفهای این و آن را اینطرف و آنطرف می‌زند راحت راجع به این و آن تصمیم می‌گیرد راحت راجع به این و آن حرف اینطرف و آنطرف منتقل می‌کند.@

این خودش در غرق کثافت و فساد است بعد دارد راجع به معصیت یک نفر که زناست حرف می‌زند یعنی این 70 برابر بیشتر از زنا در کثافت است بعد دارد به کسی می‌گوید اَه اَه، غیبت این است راحت می‌تواند غیبت کند اصلاً ککش هم نمی‌گزد راحت می‌تواند بدگویی کند راحت می‌تواند مفاسد را انجام بدهد این اصلاً ذکر ندارد یاد خدا نیست.@

اگر کسی بداند که این اینطوری هست داستان چقدر سقوط می‌کند پیش خدا و اهل بیت این اصلاً این کار را نمی‌کند کسی که بازداشت نفس ندارد ذکر نفسی ندارد باید نفس‌ات را بازداشت کنی بازداشت یعنی اگر گفتند نه، نه، همین.@

ولی کسی که آزاد است هر کاری دلش خواست بکند هر چه دلش خواست خورد. من یک جایی سفر با یک بنده خدایی خارج از کشور رفته بودم گفت من که این چیزها را قبول ندارم خیلی بی‌حیایی می‌خواهد آدم یکدفعه بگوید رساله را قبول ندارم گستاخی می‌خواهد یک آدم باید خیلی گستاخ و بی‌‌حیا باشد.@

این فحشا و فساد نیست این بدن‌فروشی نیست که بگوییم اوه اوه مثلاً چه زن بی‌حیایی است آن زن بی‌حیا در همان بی‌حیایی‌اش خیلی جاها باحیاتر از آدمهایی هست که مدعی هستند.@

والله بسیاری از همینهایی که اینطوری بدن‌فروشی می‌کنند و روی جبر هم دارند بدن‌فروشی می‌کنند نه روی لذت، ظلمهایی که دیگران در حقشان کردند به این راهها کشیده شدند شرافت دارند به خیلی از کسانی که ظاهراً خودشان را خیلی پاک و سالم می‌دانند.@

غرق در انواع فحشاهای باطنی هستند پیش خدا خیلی اینها قیمتی‌تر از این آدمهایی هستند که ظاهراً همه چیزشان هم درست است ولی یک عالم فحشاهای باطنی دارند غیبت، حسادت، بدبینی، زودرنجی، عصبانیت، خودشیفتگی دارند این که در فحشاهای باطنی است این که خیلی بدتر و زشت‌تر پیش خدا است.@

شما از نظر شرعی آدمی به نضاحت شیطان دارید از نظر شرعی که یک گناه نکرده یک گناه نامشروع شرعی شیطان مرتکب نشده جن است رسیده تا مقام فرشته‌ها شش هزار سال عبادت کرده هیچ کس از شیطان یک فحشا سراغ ندارد یک معصیتی، چیزی، یک بار یک معصیت باطنی دارد می‌کند یکدفعه اینقدر سقوط می‌کند.@

شش هزار سال عبادتی که علی (علیه السّلام) می‌فرماید معلوم نیست عبادت شش هزار سال دنیایی است یا آخرتی، همه ضایع می‌شود به خدا می‌گوید نه ، جلوی خدا می‌ایستد حسادت این است حسادت یک صفت صددرصد شیطانی است که به محض اینکه سراغ انسان آمد انسان سقوط می‌کند.@

گفت خدا گفته، خدا می‌گوید باشد، خدا اذن داده، می‌گوید من با خدا کاری ندارم من زیر بار یک همچین حرفی نمی‌روم حسادت یعنی این، تو چرا رفتی به مادرت سلام کردی چرا رفتی به خواهرت اینطوری کردی چرا به کسی محبت کردی حسادت یعنی این، این است که آدم را به لجن می‌کشاند.@

این هست که آدم را پیش خدا رجیم می‌کند این که یکدفعه میلیونها سال آدم سقوط می‌کند وقتی حسادت می‌کند این خیلی بدتر است بازداشت یعنی آقا گفتند این کار را نکن آقا طلا بر مرد حرام است، چشم، خدا گفته قطعاً من انجام نمی‌دهم.@

حجاب باید اینطوری باشد، چشم، تمام، لباس باید اینطوری بپوشیم، چشم، مردها باید اینها را رعایت کنند، چشم، مرد باید اینطوری باشد زن باید اینطوری باشد، چشم، تمام، جلوی خودش را می‌گیرد.@

به این چه می‌گویند؟ ذکر نفسی، نتیجه‌اش این هست که چون آلودگی شما، خودت را بازداشت می‌کنی شروع نورانیت انسان و شروع باطن‌گیری انسان به شکل انسان از این لحظه شروع می‌شود که انسان ذکر چه داشته باشد؟ ذکر نفسی داشته باشد.@

در مراحل قبلی هنوز باطن تشکیل نشده که پیغمبر می‌فرماید امت من بسیاری از آنها به شکل حیوانات و موجودات دیگر (حالا حدیثش را برایتان می‌آورم اگر برسم اینجا نشانتان می‌دهم و الا در آن کتاب حماسه اربعین هست) ده تا موجود حضرت نام می‌برد.@

بعضیها خوک هستند چون بی‌غیرت و بی‌حیا هستند بعضیها مثل روباه محشور می‌شوند چون همه‌اش به دیگران حقه می‌زنند نقشه می‌ریزند دیگران را فریب دادند بعضیها سگ هستند چون همیشه درنده‌خویی دارند و عصبی هستند بعضیها میمون هستند چون آدمهای لجوج و عنودی هستند هر چه می‌گویی نمی‌رود هر چه به او می‌گویی نمی‌فهمد دائم عناد و لجبازی دارد.@

به آن بچه در اروپا یک بار می‌گویند خانم، دخترم حدود حجاب این است، به آمریکایی می‌گویند حدود حجاب این است، تمام، این الان 50 سالش هست در جامعه اسلامی هست باز هنوز راجع به حدود حجاب مسأله دارد آخر هم رعایت نمی‌کند یک جایی کار را گند می‌زند لج دارد هر چه به او می‌گویند، میمون محشور می‌شود.@

باطن انسانی زمانی شروع می‌شود که انسان دست از این چیزها بردارد یعنی تسلیم بشود حق همین است جلوی خودت را گرفتی نورانیت شروع می‌شود هدایتهای باطنی شروع می‌شود خوابها شروع می‌شود ایمان شروع می‌شود لطافت روحی شروع می‌شود.@

یواش یواش خوابهای وحشتناک و بد و بی‌خوابیها برطرف می‌شود یواش یواش شروع می‌کنی که خواب راحت بکنی اینکه نضاحت داشته باشی، آرام شوی، استرسها و قرص خوردنها و اضطرابهایت یواش یواش کنار می‌رود آرامش و شادی می‌آید این دارد یواش یواش شکل خوب می‌گیرد، دارد آرام می‌شود، دارد شفا پیدا می‌کند نور دارد می‌آید روشن می‌شود.@

این یواش یواش دلش برای سجاده برای نماز برای عالم برای حرم برای قرآن برای قرائت قرآن برای کعبه یواش یواش دلش تنگ می‌شود دارد دل پیدا می‌کند این شروع نورانیت هست اینها آیات دارد دیگر اینجا ما نیاوردیم وقت نکردیم اینها را برای شما بگوییم خیلی کار دارد آیاتش هست.@

نائل شدن به نور اسلام، پس «اذکرونی اذکرکم» در این مرتبه چه می‌شود؟ مرا به تسلیم شدن یاد کنید، اتفاقی که می‌افتد چه هست؟ شما را به نور اسلام یاد می‌کنیم یعنی شما نورانی می‌شوید روشن می‌شوید.@

ذکر بعدی ذکر قلبی هست در ذکر قلب، قلب اصل حقیقت یک شخص را دل می‌گویند فارسی یا چی؟ قلب انسان، قلب ذکر قلبی وقتی پیدا کرد یعنی آن باطن انسان روح انسان آن حقیقت انسان وقتی اخلاق شروع می‌کند به مرحله، تا اینجا مرحله چه بود؟ مرحله شریعت بود.@

از اینجا به بعد مرحله طریقت شروع می‌شود یعنی مرحله اخلاق، شخص سلوک اخلاقی را شروع می‌کند یعنی درگیر می‌شود با خودش در اینکه من حسود هستم باید کنار بگذارم من می‌خواهم لجبازی و بدبینی و بداخلاقی و خودشیفتگی را کنار بگذارم من می‌خواهم به آرامش برسم من دغدغه این را دارم که اصلاً چرا عصبانی شدم.@

این شخص یواش یواش دغدغه‌های اینطوری پیدا می‌کند که چرا حرف بد زدم چرا تند شدم چرا پشت تلفن مثلاً با همسرم با پدرم با مادرم یا در حضورشان یک حرف رکیک از دهانم بیرون آمد یک حرف بی‌ادبانه زدم.@

یک کسی که اصلاً ملاحظه نمی‌کند هر چه از دهانش می‌آید می‌گوید، راحت هر چه از دهانش می‌آید می‌گوید یک کسی که راحت فحش می‌دهد راحت متلک می‌اندازد راحت تکه می‌اندازد راحت تحقیر می‌کند راحت هر چه به این ذهن آلوده‌اش می‌آید به زبان می‌آورد.@

این اصلاً قلب ندارد بعضیها اینطوری هستند یعنی هر مزخرفی که در ذهنش آمد به همسر و پدر و مادر و بچه‌هایش می‌آید این مریض است این گرفتاری دارد این آلودگی دارد یک موقع هست طرف مقابل هم اینطوری هست شایستگی‌اش را دارد یعنی طرف مقابل این لغزشها و اشتباهات را کرده اما قلب اجازه نمی‌دهد تو به زبان بیاوری.@

طرف رفت پیش پیغمبر دروغ می‌گفت، پیغمبر نمی‌گفت دروغ می‌گویی، تجسس، فضولی کردن در کار دیگران برای آدم باطن نمی‌گذارد مچ گرفتن، ریز شدن در احوالات دیگران برای آدم باطن نمی‌گذارد.@

الان آمدی خانه به بچه‌ات گفتی نماز خواندی؟ دروغ می‌گوید، می‌گوید بله بابا نماز خواندم، نگو ای حقه‌باز من می‌دانم نماز نخواندی دلیلش هم این است، مچ بچه را نگیر ضایعش نکن همین دروغ بچه را قبول کن.@

به خانمت گفتی چه کسی حرف می‌زدی؟ اصلاً حق نداری سؤال کنی که با چه کسی حرف می‌زدی این کار خیلی خطرناکی است که کسی بگوید با چه کسی حرف می‌زدی چی گفت، اینها تجاوز است.@

شما حق نداری به خانمت بگویی با چه کسی حرف می‌زدی و چه گفت، ولی حالا یک چیزی می‌گوید و تو هم این را درست نمی‌گیری، داشته با برادرش صحبت می‌کرده، نمی‌خواهد بگوید با برادرش صحبت می‌کرده می‌گوید با دوستم بودم، تمام، حالا تو اشتباه کردی سؤال کردی ولی حالا او هم دروغ گفت، دروغ گفت تمام است نباید به رویش بیاوری.@

آدمی که این هست هار است وحشی است متجاوز است وقتی که تو داری مچ کسی را می‌گیری می‌خواهی غلطها و اشتباهاتش را به او ثابت کنی تو وحشی هستی متجاوز هستی تو حق نداری در حریم کسی بروی به او بگویی، هر چه هست، هست، مگر من ولیّ او هستم؟.@

قلب یعنی اینکه انسان بتواند این خوی‌های درندگی را بردارد نسبت به پدر، مادر، خواهر، فرزند، همسر، دوستان، این خوی‌های زشتش و هاری‌های نفسش را بردارد جایش صفت خوب بگذارد این هم نمی‌شود فیلم بازی کنی یعنی این تعریف ریاضی دارد.@

اینطوری نیست، به طرف گفته بودند تو چقدر زشت هستی می‌گوید نه من زشت نیستم خوشگل هستم در بیمارستان عوض شدم حالا تو مدام بیا فیلم بازی کن زشتی و زیبایی تعریف دارد، نه این آب نیست تو فکر می‌کنی این مثلاً آب است یا نه این مثلاً الان الکل است تعریف دارد الکل خصوصیاتش مشخص است.@

خوی زشت و خوی زیبا تعریف دارد و مشخص است بقیه هم می‌فهمند یعنی همه اطرافیان می‌فهمند که این آدم خوی‌اش این است نرم و مهربان و نورانی است از او بوی بهشت می‌آید بوی جهنمی ندارد این آدم وقتی کنارش هست آرامش دارد قیافه‌اش کاملاً معلوم است.@

این اتفاق که افتاد آمدی گفتی من می‌خواهم شبیه الله و اهل بیت و خانواده آسمانی بشوم چون اصلاً شباهت عامل وصول است سنخیت عامل وصال است شما وقتی شبیه نیستی چطوری می‌خواهی وصال پیدا کنی باید انسان شبیه بشود.@

شما می‌خواهی به مقام عصمت برسی به مقام معصومین برسی نباید برایت گناه بماند اگر گناه داشته باشی که به آن نمی‌رسی باید بالأخره یا در دنیا تسویه بشود یا در برزخ، امکان وصول نداری.@

اینکه حضرت زهرا می‌فرماید محبین ما یک موقعی در کل برزخ به ما ملحق نمی‌شوند قیامت هم به ما ملحق نمی‌شوند بعد از مدتها در جهنم بعد از قیامت در طبقه اول جهنم قرار می‌گیرند بعد به ما ملحق بشوند برای این است که گناه دارد گناه تو را نمی‌گذارد تو می‌خواهی بروی پیش معصوم بایستی پیش معصوم باید دیگر گناه نداشته باشی.@

از الان ما این کار را بکنیم نگذاریم برای قبر بماند آنجا طول می‌کشد سخت است نگذاریم به برزخ و قیامت بکشد همین الان کارمان را یکسره کنیم گناه را با خودت نبر برای چه لجبازی می‌کنی به آن بخواهی برسی باید شبیه به او بشوی.@

بارها گفتم اسماء الهی در جوشن کبیر اسمهای خودتان است پس ببین چه اسمهایی داریم می‌گوییم، می‌گویی کریم، کریم شو، می‌گویی جواد، جواد شو، می‌گویی غفور، غفور باش عفوو، رحمان، رحیم، رئوف، صبور، صبار، شاکر، شکور باش اینها صفت است ما اصلاً در دنیا کاری جز این نداریم ما آمدیم در دنیا این بشویم مگر غیر از این است.@

مگر جنین در رحم مادر چکار دارد؟ بعد ناقص بیاید بگوید چون وقت نداشتم داشتم کارهای دیگر آنجا می‌کردم دست یادم رفت بیاورم پا یادم رفت بیاورم گفتم شاید لازم نباشد، نمی‌شود.@

شما در رحم دنیا باید شبیه معصوم، شبیه بهشت بشوی که بتوانی سالم متولد بشوی پس کار دیگری نداری برای دکتری و مهندسی اینجا نیامدی اینجا برای اینکه بروی رئیس جمهور بشوی نیامدی اینجا اگر آخوند هم بشوی آخوندی‌ات ضرر داشته باشد باید ولش کنی.@

یکی از بزرگان یادم رفت از خیلی از بزرگان از آدمهای بسیار نورانی اسم شریفشان یادم رفت تهران آمد مسجد جامع نماز خواند دعوتش کردند نماز جماعت بخواند نماز ظهر را خواند در رفت، عصر را یکی بخواند، رفت گفت همهمه این جمعیت یکدفعه من را گرفت دیدم نماز را برای خدا دیگر نمی‌توانم بخوانم من هم برای خدا باید نماز بخوانم، ببینید کنار کشید.@

حالا بعضیها در هر موقعیتی هستند می‌خواهند در همان موقعیت به هر قیمت باشند ولو فساد و آلودگی و ولو ضربه زدن به کار و بیت‌المال، دیدید که الان در مقامات چطوری هست من که برای این کار نیامدم من نیامدم رئیس جمهور و وزیر بشوم من برای این کار نیامدم.@

مراجع ما به آنها می‌گفتیم شما مرجع هستید می‌گفتند نه این آقا سوادش از من بیشتر است شما مرجعی که شیعه هستید نفر اول شیعه، نه کسانی هستند از من بهتر، به هم پاس می‌دادند این مرجعیت و مقام مرجعیت را، مرحوم شیخ انصاری و بزرگان دیگر زیر بار نمی‌رفتند به این راحتی، من نه.@

امیرالمؤمنین خدا منسوبش کرده به امامت، وقتی شرائط اسلام یکطوری هست که این امامت به اصل اسلام لطمه می‌زند حضرت کنار می‌گذارد می‌گوید این افسارش را روی دوشش انداختم و گفتم خلافت برای تو، راحت کنار می‌کشد.@

ما نه ما فکر می‌کنیم اینجا آمدیم برای ازدواج، شغل، دکتر و مهندس و نقاش و هنرمند بشویم اینجا برای تجارت آمدیم دیگر وقت نمی‌ماند فرصت نیست برای انسانیت، قرآن می‌گوید اینطوری حرف نزن بگو «قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لله» من همه چیزم برای خداست اینجا آمدم برای خدا، آمدم شبیه خدا بشوم ما هیچ کاری در اینجا نداریم.@

هر چیزی که مباح یا مقدس جلوی آدمیت ما را بگیرد حرام می‌شود الان من لباس روحانیت بپوشم جلوی آدمیت من را می‌گیرد خب نپوش، من الان امام جمعه باشم خراب می‌شوم امام جماعت باشم خراب می‌شوم، خب نباش، من اگر الان حج بروم فاسد می‌شوم و مدام معروف می‌شوم به اینکه این خیلی حج می‌رود.@

ما استادمان می‌گفت جلوی شادگردتان حق ندارید حتی اگر با شاگردانتان یکجا بودید آن شب نماز شب نخوانید عادی باش برو بخواب، تا حالا شده نماز شب بخواند.@

یک موقع هست دیگر آدم با یک کسی هست که با این کس ندار است یعنی یکی است خب حالا نماز شب هم می‌خواند همه هم می‌دانند داستان چیست و برو نماز شب بخوان می‌دانند که عاشق است و دارد عشقبازی می‌کند و تعجبی هم ندارد.@

ما بعضی از اساتیدمان در عمرمان دستشان یک تسبیح ندیدیم در وضعیت خصوصی‌شان داستانها دارند ولی هیچ وقت جلوه این آدم را هر وقت نگاه می‌کنی می‌بینی یک تسبیح هم دستش نیست.@

طرف آمده می‌گوید، آقا شما نگاه کنید طرف می‌گوید آنقدر رفتم مکه و مدینه دیگر حالم به هم می‌خورد! الله اکبر، یا بعضیها هستند که دوست دارند به مقدس بودن شناخته بشوند یک مُهر کوچک انتخاب می‌کند بعد زبر زبر، که این شش ماهه جای این مُهر قشنگ چند سال می‌ماند، چیه؟ این کار را دوست دارد یک موقع هست می‌شود طبیعی شده، یک موقع هست می‌خواهد این کاره باشد می‌خواهد اینطوری شناخته شود.@

شهرت در هر کار مقدسی خوب نیست مگر اینکه طرف این ظرفیت را دارد از آن دارد استفاده می‌کند برای برطرف کردن موانع ظهور، برای اسلام، و الا همینطوری خوب نیست.@

حضرت می‌گوید من چقدر بروم پیش امام حسین، امام صادق می‌فرماید که تو سالی یک بار کافی است بعد می‌گوید «إنّی أخافُ الشُّهرَة» من می‌ترسم با این زیارت رفتن مشهور بشوی و بگویند این خیلی عاشق امام حسین و امام رضا است خیلی آدم خوبی است خیلی اهل حج و اینهاست شهرت اینطوری خوب نیست این هم ضرر دارد.@

پس یک چیزی که مقدس است قرار نیست که همیشه خوب باشد مقدسات خیلیهایش بد است اصلاً خیلیها نباید طلبه بشوند این طلبه می‌شود فاسد می‌شود یا اگر طلبه می‌شود لباس نپوشد الان نباید بپوشد لااقل پنج سال بعد باید بپوشد همه چیز ریاضی است این مراقب قلبش هست.@

بحث قلب بحثی نیست که الان ما بخواهیم بگوییم این دیگر داستان دارد به همان سی‌دی قلب مراجعه کنید یک کتاب به شما توصیه می‌کنم حتماً بخوانید از شهید دستغیب به نام قلب سلیم خیلی زیبا هست فوق‌العاده خوب حتماً استفاده کنید خیلی نورانیت دارد کتابهای شهید دستغیب.@

بعضیها می‌گویند کلاس ما نیست از این کتابها بخوانیم متأسفانه، شهید دستغیب کتابهایش خیلی نورانی و فوق‌العاده ساده، خیلی ساده است و خیلی آدم را نورانی می‌کند حالا بعضیها می‌گویند نه ما باید برویم فلان استادهای خیلی خیلی، شهید دستغیب یک ولیّ اللهی بوده که امام زمان فرمود این نماینده ما در شیراز است.@

یک آدم اینطوری که امام فرمود مهذب نفوس بوده تهذیب کننده نفسها بوده بعضیها مثلاً کلاس می‌گذارند اینها را نمی‌خوانند می‌خواهند بروند کتابهای خیلی سخت، این در کلاس من نیست، من باید بروم کلاسهایی که فلان چیز را بخوانم، نه این برای تو خوب است این تو را نورانی و درست می‌کند.@

این کتابها را حتماً بخوانید کتابها خیلی ناز است خیلی با دل ما کارها می‌کند چون خودش دیده و نوشته همه را، شده دیده و نوشته، وقتی راجع به بهشت می‌نویسد همه را دیده و نوشته آنجا بخوانید استفاده کنید بحث قلب بحث خوبی است مباحث مفصلی در این زمینه هست توضیح دادیم عزیزان به همان مباحث مراجعه کنند.@

پس نتیجه چه می‌شود؟ چون تو اخلاق شیطانی را کنار می‌گذاری شبیه چه کسی می‌شوی؟ خدا می‌شوی، شباهت به حق تعالی و درآمدن به جرگه دوستان و عاشقان او، عشق از اینجا می‌آید محال است یک کسی شبیه خدا نباشد عاشقش بشود.@

محال است کسی شبیه خدا نباشد دلش برای نماز لک نزند نمی‌زند، دلتنگی برای نماز برای اذان برای اقامه، یک عالِم را آدم می‌بیند کِیف می‌کند لذت می‌برد یک مسجد، تسبیح، سجاده، حسینیه، همین یک شمایل یک خانم باحجاب باحیا، یک مرد باحیا یک مرد خوب و نورانی، چطوری آدم از آن لذت می‌برد یک علامت یک ایده از شعائر الهی، هر چه که بوی خدا را می‌دهد.@

آدم تا شبیه نشود سنخیت پیدا نمی‌کند جذب هم ندارد اصلاً جذب ندارد من گاهی وقتها می‌ترسم طرف می‌گوید من سر کلاس شما می‌آییم چون شما روحانی نیستی خیلی این خطر دارد تو برای چه باید، روحانیت بعد از ائمه بالاترین حق را گردن ما دارند گردن جهان دارند.@

شبیه‌ترین آدمها به انبیاء روحانیون و علما و مراجع ما و اولیاء الهی هستند حالا در آن نخاله هم هست بعضی است اینطوری نیست 1300 سال بیشترین شهید را تا الان علما دادند در همین انقلاب اسلامی نسبت به جمعیتشان هیچ کس به اندازه علما شهید نداده طرف می‌گوید نه، این اگر حرف حق هم بزند از پیش خدا هم آمده باشد من حرفش را قبول نمی‌کنم، آخوند است؟ نه، این چه حرفیه، این مریضی است بیماری است.@

اتصال، حالا ببینید چقدر زیبا گفته خدا رحمتش کند، و پیوستگی به حضرت دوست، می‌خواهی ملحق بشوی خودت را شبیه کن «السِنخِیَةُ عِلَةُ الإنضِمام» آنهایی که می‌خواهند انضمام متصل بشوند پیوست بخورند باید سنخیت ایجاد کنند باید خلق و خوی زنانه و مردانه‌ات را در مقابل خدا نیاوری.@

خدا می‌گوید زن اینجا نمی‌خواهم زن باشی اینجا نمی‌خواهم مرد باشی کنار بگذار اگر گفتی که من زن هستم نمی‌توانم، من مرد هستم نمی‌توانم، این یعنی همان که شیطان گفت، شیطان هم می‌گوید من هم نمی‌توانم این خلق شیطانی هست.@

خدا می‌گوید برای زن بودن و مرد بودن شما فقط اینقدر اعتبار دارد که دستورات من را اجرا کنید اما اگر زنانگی و مردانگی شما یکجایی جلوی من می‌ایستد این زنانگی و مردانگی را باید کنار بگذارید تو زن و مرد نیستی نگو نمی‌شود.@

من با این قوانین الهی نمی‌توانم چون زن هستم چون مرد هستم این یعنی چون شیطان هستم خیلی معنای بدی دارد هر نوع مقاومتی بکنی هزاران سال جهنم دارد نمی‌گویم صد سال، هزاران سال جهنم دارد پوست کلفتی اینطوری کار دست آدم می‌دهد.@

حالا مرا به اخلاق یاد کنید (روحش شاد) مرا به اخلاق یاد کنید تا شما را به فراگیری و استغراق یاد کنم (قربانش بروم چقدر هم روح لطیفی داشته) فراگیری و استغراق، یعنی انسان غرق چه کسی می‌شود؟ غرق خدا می‌شود خدا آدم را می‌گیرد خدا انسان را نگه می‌دارد.@

برای خدا ویژه می‌شود یعنی چی؟ یعنی دیگر از رحمت رحمانیه خارج می‌شود و به رحمت چی می‌رسی؟ به رحمت رحیمیه می‌رسی دیگر خاص می‌شوی وقتی خاص شدی دیگر به تو توجه و عنایت ویژه می‌شود ولی باید شبیه او بشوی اینطوری بشود باید آدم روی قلب کار کند.@

بحث اینکه قلب چه هست و چرا به این قلب می‌گویند و باید چکار کرد داستانش را در سی‌دی قلب توضیح دادیم و از آنجا بهتر کتابهایی هست که الان بعضی از بزرگان مثل مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی (رحمت الله تعالی علیه) مرحوم آیت الله حائری شیرازی فوق‌العاده است.@

اگر کسی می‌خواهد واقعاً سرعت پیدا کند سریع و قوی بشود بتواند وقت و عقب‌افتادگی‌هایش را جبران کند این کتابهای مرحوم آیت الله حائری شیرازی را بخواند آیت الله حائری شیرازی یک کتابش یک کتاب نیست این بزرگوار رحم قدرتمندی است.@

در رحم این شخصیت چون ما گفتیم سه نوع رحم داریم رحم زمانی رحم مکانی رحم چی؟ رحم استاد یا رحم اولیاء الهی این رحم بسیار قدرتمندی هست که شما با این شخصیت پیوند بخورید خیلی زود انسان متحول می‌شود خیلی سریع، ساده‌تر و قدرتمندتر، از این کتابهای بزرگان استفاده کنید آثار اینها آثار بسیار خوبی است.@

در اینها آن رحمی که از همه قوی‌تر است ولی خب رفتن در آن هم خیلی کار دارد یک کسی جگر می‌خواهد به آن نزدیک بشود آن زمانی که ما عاشق این کارها بودیم مثل بولدوزر بودیم یعنی برای هر شدنی آماده بودیم استاد ما می‌گفت شما حرام است این سمت نروید کتابهای امام خمینی، کتابهای امام بخصوص در سلوک قوی‌ترین رحمها هست.@

یعنی ما شخصیتی به قدرتمندی امام امت در شدن و ولایت و قرب و معنویت و عرفان نداریم ولی خب هر کسی نباید کتابهایش را بخواند و هر کسی نمی‌شود به آن نزدیک بشود یک آمادگی فوق‌العاده می‌خواهد از رحمهای متوسط آدم استفاده کند.@

یک زمانی که آمادگی داشت در اینجا برود چون مثل چرخ‌گوشت می‌ماند آدم در آثار امام می‌رود واقعاً مثل چرخ‌گوشت می‌ماند آدم را گوشت کوبیده می‌کند یعنی هیچی از نفس در آدم نمی‌گذارد یعنی اگر کسی جگر پیدا کند سراغ امام برود نور نور می‌شود یعنی یک تکه انسان را نورانی می‌کند خیلی شفاف درجه شفافیت و زلالی‌اش خیلی قوی هست.@

ولی خب ما نمی‌توانیم آنجا برویم ما اصلاً نمی‌شود نزدیک بشویم امام خیلی قدرتمند است حالا ما جنبه‌هایی که این جنبه‌های ولایتی و سیاسی که جنبه‌های بسیار مقدسی بود چون امام شخص انتخاب شده بوده از طرف خداوند برای این کار، از طرف معصومین.@

آن هم این همه نورانیتی که دارد گیر میلیاردها انسان روی زمین می‌آید به برکت این مرد است ولی با این حال شخصیت عرفانی امام یک چیز دیگر است شخصیت معنوی ایشان یک چیز بسیار فوق‌العاده‌ای است.@

اگر یک کسی بتواند خودش را آهسته نزدیک کند خیلی خوب است یعنی از رحمهای متوسط یواش یواش استفاده کند بعد حالا به کتابهای امام با یک سیر خاص با یک نرمی یواش یواش نزدیک بشود به آثار ایشان خیلی نورانیت ایجاد می‌کند خیلی قدرت و سرعت دارد از این رحمها استفاده کنید.@

در بخش قلب ما واقعاً برای غیر از این به دنیا نیامدیم به داد قلبمان برسیم و الا اگر بد متولد بشویم آنطرف گرفتاری زیاد دارد «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى الله بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» ما کاری جز سالم‌سازی قلب نداریم.@

لذا امام باقر فرمود «اعْلَمْ» این را بدان که «لَا عِلْمَ كَطَلَبِ السَّلَامَةِ وَ لَا سَلَامَةَ كَسَلَامَةِ الْقَلْبِ» هیچ علمی مثل این نیست که انسان دنبال سلامتی باشد علم سلامت و هیچ سلامتی بالاتر از سلامت قلب نیست وقت و عمر بگذاریم کار کنیم و تلاش کنیم برای سالم‌سازی قلب.@

طرف برای کلاس کامپیوتر، زبان، چند سال است زبانی می‌خوانی؟ 9 سال است دارم زبان می‌خوانم، چند ترم رفتی؟ اینقدر ترم رفتم زبان، برای چه؟ می‌خواهد ته‌اش چه بشود؟ می‌خواهم فلان استفاده را بکنم، اینکه می‌گویم آدمها حماقت می‌کنند این است.@

برای پزشکی، مهندسی، هنر، موسیقی، فلان رشته، فلان شغل، برای کار فنی حرفه‌ای هنری دهها و صدها و هزاران ساعت وقت گذاشتی ان‌شاءالله نورانیت برایت بشود.@

همه‌شان تمام این علما این زبانت ان‌شاءالله نورانیت بشود دکتر و مهندسی تو نورانیت بشود اسلام هم اینها را نه نمی‌گوید، اینها همه می‌تواند نورانی باشد به شرطی که چی نورانی بشود؟ قلب، قلب نورانی بشود اینها همه نور است تمام اینها نور است.@

رفتی، ولی واقعاً اینقدر که برای لیسانس برای ارشد برای دکترا برای زبان برای کامپیوتر برای فلان رشته وقت گذاشتی برای خودت هم وقت گذاشتی؟ این را فحشا می‌گویند خودفروشی از اینجا شروع می‌شود که من خودم را یادم می‌رود فحشا فقط بدن‌فروشی نیست پایین‌ترین مرحله فحشا بدن‌فروشی است.@

ولی فحشاهای بالا فحشاهایی که هزاران هزار سال بیشتر از فاحشه‌های زمینی و بدن‌فروشهای زمینی ما را در جهنم نگه می‌دارد فحشاهای باطنی است خودفروشی است که وقتی خدا به تو می‌گوید پیش من بیا می‌گویی وقت ندارم، می‌گوید عجله کن کُند می‌آیی «حی» خدا در قرآن می‌گوید «سارعوا» با سرعت پیش من بیایید.@

هر چیزی که نمی‌گذارد تو به خدا سریع برسی فحشا و خودفروشی است می‌گویی وقت ندارم خدایا به این سرعت نمی‌آیم وقت ندارم سریع بروم تازه می‌گوید «سابقوا» سرعت دارید که هیچی از بقیه چکار کنید؟ سبقت بگیرید این می‌گوید من وقت ندارم اصلاً در سبقت نمی‌افتد.@

در دکتر و مهندسی با بقیه رقابت می‌کند زودتر لیسانس و ارشد و دکترایم را بگیرم در اینها بله، ولی در شدنها با کسی مسابقه‌ای نمی‌گذارد در خوبیها، در نماز اول وقت، در کیفیت نماز، در رد شدن از ذکر زبانی به ذکر چی؟ بدنی، از بدنی به چی؟ نفسی، از نفسی به چی؟ سبقت نمی‌گیرد.@

سپاسگزارم یک سؤال خیلی خوب کردند که من یادم رفت بگویم قرار بود بگویم فراموش کردم، تذکر دادند، فرق این شش مرحله ذکر با هفت مرحله ذکری که در اردوی قبلی گفتیم چیست؟ یادتان هست که آنجا هفت مرحله ذکر گفتیم به اصطلاح یک کار قشنگی است از مرحوم ملاصدرا از یک نگاه بر یک مبنای دیگر است این ذکر.@

این آمده بر شاخص «اذکرونی اذکرکم» این مراحل را برای ما تدوین کرده آن هم سر جای خودش هست این را هم یادم رفت بگویم در اردوی قبل هم داریم در جزوه‌هایی که دستتان دادیم که مطالعه کنید این هم هست.@

بگذارید ببینیم چه داریم یک ذکر روح داریم یک ذکر سِرّ داریم نمی‌رسیم این دوتا را توضیح بدهیم بماند ان‌شاءالله برای فردا، چون من می‌خواهم تذکر هم بدهم راجع به سلامها بود یکی هم راجع به زیارت هست اول زیارت را بگویم.@

زیارت امام رضا (علیه السّلام) رفتید به این مرحله، حالا آنهایی که می‌توانند غسل کنند غسل می‌کنند ان‌شاءالله تا آنجا که رفتید ان‌شاءالله صلوات و استغفار و ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» تا، سرتان هم پایین باشد.@

همینطوری به کسی یا چیزی کاری نداشته باشید خودتان باشید در حرم هم که می‌روید به آدمها به زائرها به هیچی کاری نداشته باشید، بروید تا برسید به دَم در، اذن دخول حتماً مهم است مهمترین مرحله‌اش همین ورودی‌اش توجه‌تان به اذن دخول است اذن دخول را درست بخوانید این خیلی مهم است.@

یعنی آنهایی که عربی بلد نیستند ترجمه را بخوانند دل به این ترجمه بدهند این اذن دخول خیلی مهم است اینکه ذکر شریف «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» تا برسید ان‌شاءالله به داخل حرم.@

داخل که رفتید یک مفاتیح برمی‌دارید قبل از اینکه به سمت ضریح بروید این دعا را بخوانید «أًشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ اِلاّ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ» این ذکر را ان‌شاءالله می‌گویید.@

بعد وارد بخشی که ضریح هست می‌شوید چشمتان که به ضریح افتاد بایستید سی مرتبه بگویید الله اکبر، بعد یک مقدار دیگر به ضریح نزدیکتر بشوید سی مرتبه بگویید الله اکبر، بعد نزدیکتر که شدید 40 مرتبه بگویید الله اکبر، چندتا شد؟ 100 تا.@

بعد بنشینید یا بایستید آنهایی که مثل ما پیرمرد نیستند بایستند ایستاده هم خوب است قشنگ است خیلی بهتر است اگر تمرکز دارد، اگر تمرکز ندارند بنشینند یکجایی بنشینید شروع کنید به جامعه کبیره، جامعه کبیره را بخوانید آنهایی که عربی بلد هستند عربی، آنهایی که بلد نیستند فارسی یا فارسی عربی بخوانند.@

جامعه کبیره را بخوانید بعد از جامعه کبیره دوتا ورق بزنید یک، دو، یا یک، دو، سه، بعضی از مفاتیحها یکذره فرق دارد دعایی هست نوشته مقام دوم یا مقام دویم قدیمی نوشتند این با این شروع می‌شود «اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ ذُنُوبى قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهى» خدایا اگر گناهان من چهره من را پیش تو بد کرده، از اینجا شروع می‌شود این را بخوانید خیلی قشنگ هست.@

«وَ حَجَبَتْ دُعَائِی عَنْکَ» دعاهای من را نمی‌گذارد به تو برسد خدا، مانع شده، حالا راهکارهایش هم خیلی قشنگ است خودش می‌دهد فوق‌العاده است یک صفحه هست این را بخوانید فقط یک وداع وسطش دارد آن وداع را نخوانید وداع یک خطی وسطش دارد آن را نخوانید یک تکه هم آخرش دارد «إِذْ کَانَتِ الْقُلُوبُ إِلَیْکَ بِالْجَمِیلِ تُشِیرُ» تا اینجا، تا «تشیر» این را بخوانید.@

و کامل آن صفحه هر چه هست کامل می‌خوانید سلام نمی‌دهید آن قسمت وداعش را نمی‌خوانید بعدش دو رکعت نماز زیارت است دو رکعت نماز زیارت هدیه به امام می‌خوانید بعد می‌روید آخر مفاتیح عالیة المضامین، عالیة المضامین را حالا آنهایی که عربی مسلط هستند عربی، آنهایی که نیستند فارسی بخوانند که بفهمند چه می‌گویند فوق‌العاده است.@

ان‌شاءالله بعد از اردو، یعنی اردو که تمام شد خواستیم برویم حرم وداع کنیم آن وداع فوق‌العاده‌ای که گفتم که با آن وداع فقط همیشه امام را وداع کنید بعد از عالیة المضامین هست آن را ان‌شا الله بخوانید دیگر حالا حتماً در حرم زیارت آل یس هدیه به امام زمان، زیارت امام زمان، اصلاً کلاً زیارتهایتان را هر چه هست به امام زمان هدیه کنید.@

شهدا، صدیقین، صالحین، انبیاء اینها را یاد کنید حالا فرصت کردید قرآن، نمی‌کنید چون ما هم نمی‌گذاریم یک همچین کاری شما بکنید برای شما وقت نمی‌گذاریم یک موقعهای دیگر حرم می‌روید ان‌شاءالله می‌روید حرم چند ساعت می‌مانید آن موقع دیگر می‌توانید چکار کنید؟ می‌توانید قرآن بخوانید هدیه کنید به امام رضا، دعاهای دیگر هست، مثل دعای توسل، توسل دیگر اینها که گفته بودیم اینها را ان‌شاءالله آنجا انجام بدهید.@

سلامها هم دیگر وقت نیست می‌خواهیم برای نماز آماده بشویم ان‌شاءالله سلامها را هم فکر می‌کنم در اردوی قبلی داشتیم آقای محمدپور، اگر باشد نمی‌دانم هست، سلامها را داریم؟ اگر سلامها را داشته باشیم در کلیپهای اردوی سال 96 روی پاورپوینت همه سلامها را با هم انجام بدهیم.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

(بخش کلیپ)، خارج از صحبت های استاد:

اگر آنجا که تویی بهشت نیست پس بهشت کجاست مگر بهشت آنجا نیست که بار هر چه غم از دل بدارد که زنگ هر چه اندوه از سینه بشوید که سردی هر چه فاصله را آفتاب شود که تکرار هر چه تلخی از جان بگیرد که زخم هر چه ناخوشی را مرهم بیاورد که کوه هر چه دلتنگی را کاه کند که تاریک و بی‌چراغ قلب را سوگ باشد.@

بخشی ازصحبت های استاد:

اصلاً وقتی وارد حرم می‌شوی تمام دلشوره‌ها، ناامنی‌ها، تنهاییها، غصه‌ها، طردشدگیها در حرم جبران می‌شود همه در زیارت جبران می‌شود اگر این نشود معلوم است تو نشناختی زیارت چیست و نفهمیدی ملاقات صورت نگرفته.@

شما وقتی زیارت امام رضا می‌روید می‌گویید «اللهُمَّ وَ شَفِّعْ صَاحِبَ هَذَا الْقَبْرِ فِیَّ» خدایا این صاحب این قبر را شفیع من کن تو دلش را مهربان کن اگر می‌خواهی امام رضا به تو توجه کند خدا را ببین.@

در زیارت امام رضا شما چه می‌خوانید؟ «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الِّرِضا المَرُتَضي الَّذِي ارْتَضَيْتَهُ» خدایا تو هر کدام از بنده‌هایت را بخواهی راضی کنی با امام رضا راضی می‌کنی امام رضا یعنی امامی که شما وقتی پیش او می‌روید خدا از تو راضی می‌شود امام از تو راضی می‌شود تو هم از هر دو آنها راضی می‌شوی.@

اصلاً اوج رضایت، ارضا، ارضا شدن اصلاً و راضی شدن در حرم اتفاق می‌افتد در این ملاقات است در این دیدار است پر شدن آنجاست آن کلمه آرامبخشی که تو دنبالش می‌گردی در این ملاقات اتفاق می‌افتد آن حقیقت راضی‌کننده‌ای که تو را پر و اشباع می‌کند در زیارت اتفاق می‌افتد.@

-همه کسانی که شما زیارتشان می‌روید این را مطمئن باشید شما را خیلی بیشتر از آنکه شما آنها را دوست داشته باشید دوستتان دارند دقت کنید دارم چه می‌گویم تو در حمایت یک عشق بینهایت هستی آن هم پاک، بدون اینکه به تو نیاز داشته باشند بدون اینکه برایشان بخواهی کاری بکنی هر کاری هم که می‌کنی خودشان توانش را به شما می‌دهند.@

یک عشق پاک یک رحمت پاک یک مهربانی پاک، یک عاطفه پاک یک توجه پاک و بینهایت، غرق در عواطف و رأفتهای آنها هستی.@

لبخند ائمه به شما زمانی است که بفهمند این بچه‌شان راست راستی هوس مقامشان را کرده هر وقت گفتی خودت را می‌خواهم تمام است مقام و جایگاه و حشر با تو را می‌خواهم ولی اگر این را گفتی تازه اول راه است می‌گوید حالا می‌خواهی شروع کنی پس چی؟ «اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».@